اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس سید الشهدا و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید. بحث ما درباره انسانشناسی بود و تعریف انسان گفتیم که انسان جماد نیست هر چند کمالات جمادی را دارد و گیاه نیست هر چند کمالات گیاهی را مثل رشد و تغذیه و تولیدمثل و قدرت بدنی را زیبایی و لطافت را دارد و حیوان نیست هر چند کمالات حیوانی را هم دارد.@ البته وقتی میگوییم نیست و آن کمالات را دارد یعنی در واقع هم جماد را دارد هم گیاه را دارد هم حیوانیت را دارد اما انسان اینها نیست. انسان هوش و عقل هم نیست هر چند عقل را هم دارد بلکه انسان عبارت است از آن جنبه فوق عقلانی و فوق تجرد انسان اگر بخواهیم دقیقتر نگاه بکنیم این هست که انسان موجودی هست که قابلیت تربیت نامحدود را دارد به واسطه داشتن فوق عقل و فوق تجرد.@ گفتیم فوق عقل و فوق تجرد قوهای هست که درون انسان هست در نهاد انسان هست و او به این واسطه عاشق کمالات نامحدود و کمال مطلق میشود و گفتیم کمال مطلق و نامحدود چون بینهایت هست یک مصداق بیشتر نمیتواند داشته باشد و آن الله هست و انسان به معنای حقیقی یعنی موجودی که میتواند عاشق الله باشد و میتواند اسماء و صفات خدا را در خودش ظهور بدهد.@ انسان مظهر همه اسماء و صفات خداوند تبارک و تعالی است و قابلیت رشد و تربیت نامحدود را دارد انسان هست که بواسطه داشتن این قوه رشد و تربیت نامحدود میتواند خلیفه خدا و مظهر خداوند تبارک و تعالی بشود و مَثَل الهی باشد.@ پس انسان در عشق به الله معنا پیدا میکند گزاره لا اله الا الله برای بخش انسانی انسان هست انسان با اینکه بخش جمادی دارد یعنی حسی دارد بخش گیاهی دارد بخش حیوانی دارد بخش عقلانی دارد اله هیچ کدام از این بخشهایش الله نیست بلکه اله بخش انسانی او الله است.@ یعنی گزاره لا اله الا الله به این معنا که من هیچ معشوق و دلبری ندارم جز الله این برای بخش فوق عقلانی انسان درست هست و گزاره لا اله الا الله حکایت از قدرت بینهایت انسان و ظرفیت بینهایت انسان میکند یعنی به انسان میگوییم که تو معشوقت بینهایت است لیاقتت هم بینهایت است برای همین انسان رشدش حد توقف ندارد نامحدود است عمرش هم جاودانه است و تمام نمیشود.@ انسان تا زمانی که خدا خدایی میکند کلمه زمان غلط است ولی برای تفهیم داریم میگوییم تا خدا خدایی بکند انسان کنار خداوند تبارک و تعالی هست مرگی برای انسان وجود ندارد ما وفات داریم وفات هم یعنی انتقال قبلاً یک وفات داشتیم از رحم مادرمان آمدیم به دنیا بعد دوباره یک وفات میکنیم از دنیا وارد نظام برزخی و آخرتی میشویم همینطور ادامه دارد.@ اما چیزی به اسم مُردن و وفات و پایان یافتن و تمام شدن انسان اساساً ندارد عمر انسان یک عمر جاودانه است و همانطور که قبلاً عرض کردیم قرآن در بیش از هشتاد بار مسئله جاودانگی انسان را به انسان حدود هشتاد بار تذکر میدهد که انسان خالد هست انسان جاودان هست.@ قرآن در آیات دیگری این مسئله را که انسان کیست جا میاندازد و نهاد انسان و طبیعت انسان چیست این را معرفی میکند یکی از آیات بسیار بسیار مهمی که قرآن کریم در آن انسانها را متوجه حقیقت خودشان میکند آیه 24 سوره مبارکه توبه است که در این آیه همه حقیقت انسان را بیان میکند.@ این آیه مثل یک آیینه است در واقع یک آیینه است که شما صبح و شب میتوانید خودتان را در این آیینه نگاه بکنید پیامبر فرمود امت من به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند روز قیامت با اینکه مسلمان هستند اما بعضیها مثل سگ میایند بعضیها خوک هستند بعضیها میمون هستند حیوانات مختلف این به خاطر درون آدمهاست که درونشان ساخته نشده و کششهای حیوانی و خصوصیتهای حیوانی دارند.@ ولی اگر یک کسی میخواهد بداند باطنش واقعاً حیوان است یا انسان، قرآن این آیینه را در اختیار ما گذاشته که ما ببینیم که آیا واقعاً باطن ما باطن انسانی هست یا نیست قرآن هشت تا معشوق را ذکر میکند و در مقابل این هشت تا معشوق سه معشوق دیگر را هم ذکر میکند میگوید اگر شما به عنوان یک انسان آن هشت تا را بیشتر از این سه تا دوست داشته باشید دیگر انسان نیستید.@ آن سه تا معشوق مربوط به بخش فوق عقلانی انسان هست بخش انسانی انسان آن هشت تا معشوق مربوط به بخشهای جمادی نباتی و حیوانی انسان هست چون همه بخشهای انسان محبوب و معشوق دارد خواسته دارد.@ آن هشت تا معشوقی که اول ذکر میکند مال جنبههای طبیعی و حیوانی انسان هست دانه دانه قرآن میگوید (بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).@ این هشت تا چه چیزهایی هستند آن سه تا چه چیزهایی هستند میگوید 1 ـ پدرانتان میگوید اگر پدرانتان که کنارش مادران را هم دارد پدر مادرتان پسرانتان که دخترها را هم دارد برادرانتان که خواهرها را هم دارد همسرانتان و عشیرتان فک و فامیل و دوستان و عشیرتان(وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها) اموالی که جمع کردید.@ (وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها) شغلی که از کساد شدنش میترسید کاسبیتان(وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها) خانههایی که دلتان را بدست آورده به آن راضی هستید و خوشتان میاید از آنها این هشت تا معشوق(أَحَبَّ إِلَيْكُمْ) محبوبتر هستند نزد شما از سه معشوق(مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ) این سه تا الله رسول، رسول یعنی همان در آیات بعدی تشریح میکند همان چهارده معصوم را اهل بیت قرآن میفرماید(وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ) جهاد در راه خدا.@ اگر آن هشت تا پیش شما عزیزتر لذیذتر و محبوبتر از این سه تا هستند منتظر بدبختی منتظر گرفتاری منتظر سختیها باشید که(وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) خدا فاسقان را هدایت نمیکند، فاسق به چه کسی میگویند؟ به کسی میگویند که طبیعی عمل نکند مثلاً چشم شما وقتی نتواند خوب ببینید برایش فسق اتفاق افتاده یعنی دیگر طبیعی نیست، چطوری طبیعیش میکنید دوباره از فسق در میاورید چشم را؟ با عینک یک عینک میزنیم طبیعی میشود ولی حالت عادی خودش فسق دارد یعنی خوب نمیبیند.@ گوش اگر یک موقعی خوب نشنود با سمعک طبیعی میشود این را فسق میگویند فسق یعنی یک چیزی که طبیعی عمل نکند مثلاً یک کسی از بوی غذا بدش میاید بوی غذا که بد نیست، ولی چرا این بدش میاید؟ مریض شده مزاجش خراب شده مثلاً زکام گرفته سرما خورده از بوی غذا بوی عطر بدش میاید این دیگر طبیعی نیست این را فسق میگویند.@ قرآن خیلی احترام گذاشته به انسانها میفرماید که خداوند حالت طبیعی یک انسان این هست که او همیشه الله را دوست داشته باشد و الله برایش عزیزتر از همه کس باشد چهارده معصوم برایش عزیزتر از همه کس باشند و جهاد در راه خدا برایش عزیزتر از شیرینتر از همه چیز باشد این حالت طبیعی یک انسان است.@ حالا یک کسی از جهاد و جنگ مقدس خوشش نیامد یک کسی اهل بیت برایش ارزشی نداشته باشد انسی با اهل بیت نداشته باشد یک کسی الله را خوشش نیاید این طبیعی دیگر نیست قرآن میگوید این آن حالت طبیعیش را از دست داده.@ پس ببینید در این حالتهای انسان یک بخش جمادی داریم یک بخش گیاهی داریم یک بخش حیوانی داریم در این سه بخش انسان حیوان است یک بخش ذهنی و عقلی داریم که انسان در این بخش فرشته است آن هم به شرط این که این بخش فرشتهایش در استخدام بخش فوق عقلانیش باشد بخش الهی و انسانی خودش، در این بخش انسان انسان است بخش فوق عقلش که عاشق الله میشود لا اله الا الله میشود.@ پس شعار اینکه من معشوقی ندارم جز الله یا کمال مطلق که همیشه هم سر نماز میگوییم و شهادت هم به او میدهیم اشهد ان لا اله الا الله این شعار مال بخش انسانی است حالا کسانی که این بخششان کار نمیکند ضعیف است وقتی میگویی لا اله الا الله متوجه نمیشود معنیش را میفهمد اما درکی از آن ندارد برایش شیرین نیست برایش جذاب نیست برایش لذتبخش نیست.@ وقتی میگوییم الله اله توست فرقی نمیکند میگوید حالا یعنی چی متوجه نمیشود درک درستی از معشوق بودن الله ندارد پس انسان در عشق به الله و کمالات بینهایت هست که انسان هست، چرا قرآن میگوید فاسق است کسی که الله را رها بکند؟ چون الله یعنی کمال بینهایت نامحدود لذت بینهایت قدرت بینهایت علم بینهایت حیات بینهایت، این را الله میگویند.@ وقتی یک کسی بینهایت را دوست نداشته باشد یعنی محدود را دوست دارد این طبیعی است یا طبیعی نیست؟ طبیعی نیست، مثلاً به یک کسی بگویند آقا تو دیپلم را بیشتر دوست داری یا لیسانس را؟ بگوید من دیپلم را بیشتر دوست دارم این طبیعی نیست بگویند یک میلیون تومان را بیشتر دوست داری یا یک میلیارد تومان را؟ بگوید یک میلیون تومان را خب این طبیعی نیست.@ موقعی که انسان از بینهایت از آخرت از جاودانگی از ابدیت از الله دست میشوید منصرف میشود و میاید سراغ دنیا و کمالات محدود طبیعی و دنیایی آنها را رها میکند دیگر طبیعی عمل نکرده دیگر انسان نیست باطنش انسان نیست طبیعی نیست.@ جالب اینجاست قرآن نمیگوید که آنها را دوست نداشته باش میگوید دنیا را دوست داشته باش نمیگوید آن هشت تا چیز برایت عزیز نباشند میگوید باید دوستشان داشته باشی هر چه بیشتر هم بهتر پدر مادر خواهر برادر همسر مال خانه هیچ اشکال ندارد دوستشان داشته باشید.@ نه اینطوری نه که خدا را هم دوست داشته باشیم خدا را هم دوست داشته باشید یعنی چی؟ یعنی کنار اینها خدا را هم دوست داشته باشید نه باید اینها عزیزتر از خدا نباشند یعنی بالاتر از خدا عشقشان در دل انسان نباشد این مهم است.@ و الا خیلیها هستند یک کسی هم که گناه میکند آن که به صورت حیوان محشور میشود روز قیامت اینطور نیست که خدا را دوست ندارد او هم خدا را دوست داشته اهل بیت را دوست داشته ولی دنیا را بیشتر دوست داشته.@ شما فکر میکنید عمر سعد که آمده به جنگ امام حسین یا آنهایی که در جنگ علیه امام حسین شرکت کردند سربازانش اینها اینطوری نبوده که اهل بیت را واقعاً دوست نداشته باشند و نشناسند آنها را، اینها نمازخوان بودند کسانی بودند در لشکر عمر سعد که پنجاه بار هم حج رفتند اینها نماز میخواندند اما دنیا برایشان عزیزتر از اهل بیت بود خود عمر سعد چرا تردید دارد برای کشتن امام حسین؟ برای اینکه بین دنیا و آخرت میماند آخرت را هم قبول دارد اعتقاد دارد ولی در نهایت دنیا را قبول میکند.@ آنها هم همینطور جزء کسانی بودند که خیلیهایشان حضرت را دوست داشتند نامه نوشتند به حضرت و حضرت را دعوت کردند اما اینها فاسق بودند، فاسق بودند یعنی چی؟ یعنی طبیعی نبودند بینهایت برایشان ارزشش بیشتر از محدود نبود محدودها را بیشتر دوست داشتند.@ بنابراین با اینکه میدانستند دارند جنایت میکنند و ظلم میکنند این کار را کردند انسان اینطوری نیست که شما فکر بکنید آنهایی که آنطرف هستند همیشه باید کافر باشند نه، طرف مسلمان است و فاسق میشود.@ لذا دختر سیدالشهدا میگوید که من دیدم یک کسی دنبال من میکرد یک مردی از لشکر دشمن بعد وقتی که داشت گوشوارههای من را میکند گریه هم میکرد به او گفتم برای چی گریه میکنی گفت آخر تو دختر پیغمبری؟ گفتم برای چی این کار را میکنی گفت اگر من این را نبرم یکی دیگر میاید میدزدش پس بگذار نصیب من بشود.@ ببینید این فسق است داستان امام حسین این ایام که ما الان در آن هستیم داستان سیدالشهدا داستان انسانیت و فسق هست داستان عشق به بینهایت و عشق به دنیاست دو تا لشکری که کنار هم قرار گرفتند یک لشکر مسلمانی که فاسق هستند هم مسلمانند و نمازخوان و حج برو ولی دنیا را بیشتر دوست دارند و یک طرف لشکر نه مسلمانانی هستند که فاسق نیستند انسان حقیقی هستند.@ یعنی الله دین و جهاد برایشان از همه چیز واجبتر و مهمتر هست حاضر نیستند به خاطر دنیا دینشان را بفروشند فرق این دو گروه این هست این ماجرای کربلاست حاضر به از دست دادن دنیا نبودند آن طرفیها ولی یک مؤمن اینطوری نیست یک مؤمن حقیقی یک انسان حقیقی که عاشق الله است او همیشه حاضر نیست در سیر زندگیش چیزی از خدا خانواده آسمانی خودش اهل بیت را و جهاد را از دست بدهد.@ به هیچ وجه حاضر نیست از اینها کم بکند، الله چیست؟ اله ماست معشوق ماست غایت ماست هدف ماست، اهل بیت چه کسانی هستند؟ اهل بیت هم انسانهای کامل جلوههای کامل خلیفههای الهی الگوهای ما و رهبران ما هستند، جهاد چیست؟ جهاد مجموعه تلاشی هست که یک نفر برای رسیدن به الله انجام میدهد.@ این جهاد میتواند جهاد نظامی باشد جهاد فرهنگی باشد جهاد اقتصادی باشد جهاد کلاً یعنی یک تلاش مقدس و هدفدار یک تلاشی که انسان در آن دنیا را در نظر نمیگیرد آخرت را در نظر میگیرد خداوند را در نظر میگیرد.@ پس هم انسان خانه میخرد دوست دارد خانه را خانه میسازد ازدواج میکند خواهر برادر دارد خانواده دارد فامیل دارد دنیا را دوست دارد و هم فاسق و حیوان، اما فرق انسان این هست که اگر انسان دنیا را دوست دارد دنیا عزیزتر و محبوبتر از آن سه تا معشوق برایش نیستند هیچ وقت حاضر نیست دنیای محدود را بگیرد و عالم نامحدود و بینهایت را خدای خودش را بفروشد اینطور نیست.@ پس ما همیشه در طول زندگیمان از صبح که از خواب بلند میشویم تا شب دائماً داریم امتحان میشویم بین انتخابهای الهی بهشتی و انتخابهای جهنمی، همیشه این سر راه ما هست نماز بخوانم یا نخوانم حجاب را رعایت بکنم یا رعایت نکنم این لقمه را بخورم یا نخورم این مهمانی را شرکت بکنم این عروسی حرام را یا شرکت نکنم این چیز را ببینم یا نبینم اینجا بروم یا نروم دائماً همین است.@ یک انسان حقیقی مثل بقیه همه فعالیتهای طبیعیش را دارد اما هیچ وقت فعالیتهای طبیعیش را آلوده به حرام نمیکند فعالیتهای حیوانی دنیایی و طبیعیش را آلوده به حرام نمیکند فرق مؤمن با غیر مؤمن همینطور هست یعنی او عشقش به بینهایت را ترجیح میدهد به همه دنیا، برای همین هم قرآن کریم فقط یک دسته از شش گروه انسان را انسان میداند.@ یک دسته سنگ یک دسته پایینتر از سنگ یک دسته حیوان یک دسته پایینتر از حیوان یک دسته شیطان، این پنج گروه فقط یک گروه را خداوند واقعاً انسان میداند و آن مؤمنین هست(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه انسانها در حال از دست دادن اصل سرمایهشان هستند سرمایه انسانی لا اله الا الله عشق به الله و جاودانگیشان هستند دائماً دارند خودشان را از جاودانگی از آخرت و از بهشت دور میکنند.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) مگر کسانی که ایمان میاوردند(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) اهل عمل صالح هستند عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد انسان را تا بینهایت ببرد تا بهشت و بالاتر از بهشت ببرد(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ) همدیگر را توصیه به حق میکنند مراقب همدیگر هستند به همدیگر حق را معرفی میکنند لال نیستند بیخیال نیستند نسبت به همدیگر(وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) به همدیگر قدرت میدهند انرژی میدهند به همدیگر نیرو میدهند.@ در مقابل حملههای شیطان در مقابل حملههای ذهنی فکری خیالی در مقابل وسوسههای طبیعی وسوسههای شیطانی در مقابل غم غصه بیصبری در موقع مشکلات در موقع بلاها و در هنگام گناه به داد همدیگر میرسند به همدیگر کمک میکنند که کسی این آلودگیها را پیدا نکند این را مؤمن حقیقی میگویند با چهار خصوصیت.@ پس ما چند تا شاخص امروز ذکر کردیم این شاخصها را دقت بکنید چون موضوع بحثمان انسانشناسی هست البته ما انسانشناسی با گرایش ایمان را میخواهیم انشاء الله برایتان بگوییم امروز توانستیم فقط ایمان را یک مقداری معرفی بکنیم که راجع به آن بیشتر توضیح میدهیم.@ اینکه ما اگر بخواهیم بدانیم انسان هستیم یا نه باید ببینیم که دل ما چون قرآن به دل کار دارد دل ما چه چیزی را بیشتر دوست دارد قرآن همه چیزها را برده روی محبت روی حب روی عشق کاری ندارد این نماز میخواند حج میرود کربلا میرود زیارت میرود این را الان کاری ندارد.@ میگوید ممکن است این کارها را هم بکند مثل لشکر عمر سعد لشکر یزید میگوید آن که برای من مهم است به عنوان خداوند که قیمت بندگانم را قیمتگذاری بکنم این هست که بندگان من چه چیزی را دوست دارند اگر عاشق من هستند عاشق الله که کمال مطلق است و عاشق اهل بیت هستند که وسیلههایی هستند که انسانها را به من میرساند متخصصین معصومی هستند که ما را به الله میرسانند و عاشق تلاش، جهاد یعنی تلاش مقدس اهل تلاش هستند اهل تلاش مقدس هستند برای اینکه به من برسند.@ تنبل نیستند بیحوصله نیستند بیخیال نیستند بیفکر نیستند واقعاً الله آخرت قیامت برایشان مهم است و واقعاً خوشبختی جاودانه برایشان مهم است واقعاً برایش تلاش میکنند سعی میکنند برایش برنامهریزی دارند در زندگیشان اگر این خصوصیت را داشته باشند اینها انسان حقیقی هستند و اگر نیستند دست از من اهل بیت و جهاد برداشتند یعنی دیگر خیال شکوفا کردن قوای بینهایتشان را ندارند نمیخواهند آن قوای بینهایتشان را شکوفا بکنند.@ میخواهد در حد حیوانات در حد گیاهان در حد جمادات زندگی بکنند این یک شاخص که گفتیم یک تقسیمبندی هم همان تقسیمبندی ششگانه است که بعضی از انسانها علاقههاشان در حد جمادی هست سنگها، بعضیها پایینتر از سنگ هستند بعضیها در حیوانات هستند بعضیها پایینتر از حیوانات هستند چرا؟ چون حیوانات نماز میخوانند قرآن تصریح میکند همه حیوانات عبادت دارند و نماز دارند حیوانات به بهشت میروند.@ خیلی از آدمها هستند نه نماز میخوانند نه عبادت خدا را میکنند حیوانات امانتدار هستند اینها امانتداری نمیکنند حیوانات روحیه خدمت به مردم دارند حیوانات روحیه دفاع از حریم خود و خانواده دارند اگر چیزی تهدید میکند ناموسشان را غیرت ناموسی دارند اینها را دارند و بعضی از انسانها اینها را ندارند و قطعاً از حیوانات پایینتر هستند.@ این چهار گروه، یک دسته هم شیاطین الانس هستند شیاطین الانس یعنی آدمهایی که هر کس به اینها نزدیک میشود از خدا دور میشود هر کس با اینها رفیق میشود دور میشود شوهر میکند با آنها از خدا دور میشود زنش میشود از خدا دور میشود شریک یک کسی هست شریکش را از خدا دور میکند استاد یک کسی هست شاگردانش را از خدا دور میکند فرزند یک کسی هست پدر مادر را از خدا دور میکند.@ هر چیزی که انسان را از خدا غافل بکند به آن شیطان میگویند پس شیطان یک اسم عام است یعنی عامل انحراف و عامل گمراهی عامل عقب ماندن عامل ترک خدا این را شیطان میگویند آن کسی که رئیس همه اینها هست ابلیس است اما شیطان مفهوم عام است شامل انسانها هم میشود فرمود شیاطین الانس بعضی از آدمها هر کس به اینها نزدیک بشود دوستشان باشد رفیقشان باشد شریکشان باشد.@ وقتی به اینها نزدیک میشوی این تو را از الله غافل میکند به گناه وادارت میکند گناه را به تو پیشنهاد میدهد غفلت را به تو پیشنهاد میدهد دور شدن از خدا را به تو پیشنهاد میدهد با او هستی فراموشکاری نسبت به آخرت، خود حقیقیت را دیگر فراموش میکنی خود جاودانهات را فراموش میکنی.@ خود الهیت و خود انسانیت دیگر یادت میرود با این آدم، این آدم تو را حواسپرت میکند این آدم تو را گمراه میکند این آدم تو را مشغول میکند به جنبههای حیوانی و پایینی این دیگر بدرد نمیخورد نه به عنوان دوست بدرد میخورد اگر دوست اینطوری آدم داشته باشد باید از او دوری بکند نه شریک خوب است به هر حال آدم باید از آدمهایی که او را از خدا غافل میکنند فرار بکند و دوری بکند.@ دوستانی را انتخاب بکند محیطهایی را انتخاب بکند کارهایی را انتخاب بکند کتابهایی را انتخاب بکند رشتههایی را انتخاب بکند همسری را انتخاب بکند محل زندگی را انتخاب بکند لباسی را انتخاب بکند شنیدنیها و خوردنیها و دیدنیهایی را انتخاب بکند که او را از خدا دور نکند او را از خدا غافل نکند.@ پس این چند تا شاخص را برای امروز داشته باشید که بسیار بسیار مهم هست پس حالا در عزاداریها ما باید دنبال این باشیم که حقیقت انسانی گم نشود یعنی اصحاب عاشورا با این کارشان به ما یک درس دادند و آن درس لا اله الا الله است هیچ درسی مهمتر از لا اله الا الله در عاشورا وجود ندارد.@ روز عاشورا روز تفسیر لا اله الا الله هست هیچ زمانی در طول خلقت انسان لا اله الا الله به اندازه روز عاشورا تفسیر نشده لا اله الا الله یعنی من الهی جز کمال مطلق و الله و آسمان ندارم لذا امام حسین(ع) همه کسش را میاید فدای الله میکند زینب کبری میاید همه کسش را فدای الله میکند.@ در روز عاشورا همه آمدند هر چه دارند را فدای الله بکنند شغل و تجارت و فرزند و مال و امکانات و ریاست و آبرو را هر چیزی که هر کس دارد آورده روز عاشورا این هفتاد و دو نفر آوردند این را فدای الله بکنند این بزرگترین درس است لذا یک عزادار واقعی عزاداری هست که از خدا الله از عزاداری انس با خدا، نماز، نماز اول وقت را یاد بگیرد.@ نه اینکه عزاداری فکر بکن مشکی پوشیدن و سینه زدن و شام خوردن و ناهار خوردن این یک فکر اشتباه هست در کتاب عزادار حقیقی من توضیح دادم که عزادارها به پنج دسته تقسیم میشوند عزادار حقیقی در دسته چهارم و پنجم قرار میگیرد سه گروه از مردم با اینکه عزاداری میکنند و ثواب هم میبرند نه اینکه ثواب نبرند اما عزاداریهای اینها عزاداریهای حقیقی نیست.@ عزاداری که الله از آن در بیاید انسان روزبهروز شبیه امام حسین بشود نزدیکتر بشود به امام حسین نه باید آن سه مرحله را انسان طی بکند و بعد از اینکه به مرحله چهارم و پنجم رسید آنجاست که این عزادار با گریه با سینه زدن شبیه پیغمبر شبیه خدا شبیه اهل بیت(ع) میشود.@ یعنی روزبهروز اخلاقش شبیهتر میشود حرکت رشدی دارد واقعاً یک رشد خوب برایش ایجاد میشود این را عزاداری حقیقی میگویند عزاداری حقیقی یعنی من ببینم امام حسین جهاد را رها کرده ظهر رفته به نماز جماعت پس من هر کاری دارم ظهر رها کنم نماز اول وقتم را بخوانم به نماز اول وقت باید اهمیت بدهم.@ درسهای عاشورا خیلی است ما صدها درس از عاشورا باید بگیریم اما مهمترین درس لا اله الا کمال مطلق است لا اله الا الله این بزرگترین درس است اگر کسی واقعاً میخواهد عزاداریش کیفیت داشته باشد باید شعارش لا اله الا الله باشد برای همین هم روز عاشورا خیلیها فکر میکنند که روز عاشورا مهمترین کار این هست که برویم بیرون سینه بزنیم عزاداری بکنیم گریه بکنیم.@ ولی فرمود نه روز عاشورا یکی از مهمترین کارها این هست که انسان هزار مرتبه سوره توحید را بخواند یعنی متوجه الله باشد امام حسینی که دست ما را نگذارد در دست خدا امام حسینی که روح دینداری تقوا را در ما قوی نکند این امام حسینی که هست امام حسینی حقیقی نیست امام حسین خیالی است امام حسین توهمی هست عزاداری اگر رویش تأکید کردند گریه اگر رویش تأکید کردند برای این هست که ما روح امام حسین را پیدا بکنیم.@ خدا رحمت بکند شهید مطهری را رضوان الله تعالی علیه فرمود گریه بر شهید شرکت در حماسه شهید است یعنی شما وقتی برای امام حسین گریه میکنید باید بدانید هدف او چه بوده دنبال چه بوده و ما آن هدف را بگیریم نه اینکه بگوییم حالا حسین کشته به ما چه ربطی دارد یا اصلاً ما چه میدانیم چه بوده داستان ولی ما فقط برویم گریه بکنیم سینه بزنیم این که فایده ندارد عزاداری باید انسان متوجه باطن گریه و باطن عزاداری بشود.@ پس مهمترین شعار انسان مهمترین شعار الله برای ما مهمترین شعار همه انبیاء مهمترین شعار همه ائمه لا اله الا الله است لذا در روایت هم داریم هر کس روزی صد بار بگوید لا اله الا الله هیچ کس به اندازه او عبادت نکرده و ثواب نبرده مگر کسی که بیشتر گفته باشد لا اله الا الله بزرگترین ذکر است یعنی من معشوقی و دلبری جز الله ندارم.@ هر وقت چیزی قرار شد دل من را ببرد هر وقت چیزی قرار شد گولم بزند هر وقت اسیر چیزی شدم که جزء آن کمالات الهی نیست با لا اله الا الله خودم را نجات میدهم لا اله الا الله یعنی این قیمت من نیست من قیمتم بالاست ارزشم خیلی بالاست اینها معشوقهای من نیستند اینها محبوبهای من نیستند با لا اله الا الله انسان شخصیت پیدا میکند با لا اله الا الله انسان قیمت پیدا میکند.@ با لا اله الا الله انسان منت کسی را برای دوستی و محبت نمیکشد اگر شما وقتی افتادی به گدایی محبت از کسی که کسی دوستتان داشته باشد اگر کسی شما را دوست نداشت ناراحت شدید به شما برخورد احساس حقارت به شما دست داد این یعنی لا اله الا الله نیست باید با لا اله الا الله انسان عاشق جاودانگی خودش میشود و عاشق الله هست انسان قیمتش خیلی بالا میرود.@ با لا اله الا الله انسان دیگر حقارت ندارد با لا اله الا الله انسان به گدایی عاطفه به ذلت به التماس دیگران در توجه به او دیگر نمیرود یک یتیمی که پدر مادر ندارد با لا اله الا الله عزیز است چون پدر مادر جنبه طبیعی انسان را دارند او الهش بالاست یک کسی که پدر مادر هم دارد وقتی لا اله الا الله را ندارد گداست و ذلیل است.@ پیغمبر وقتی به دنیا میاید مادرش را از دست میدهد پدرش را از دست میدهد وقتی پدر مادرش را از دست میدهد یتیم است بیشتر انبیاء بزرگان عالم شما نگاه کنید در ابتدای کار جوانیشان پدر مادرشان را از دست دادن ولی اینها انسانهای بزرگی شدند کسانی هستند که پدر دارند مادر دارند همه امکانات دنیایی را هم دارند ولی آدمهای خوار و ذلیل و وابسته و گدایی هستند.@ لا اله الا الله انسان را عزیز میکند لا اله الا الله به انسان شخصیت میدهد لا اله الا الله باعث میشود که انسان گناه نکند معصیت نکند هیچ وقت روح انسانی خودش را به بخش حیوانی خودش نفروشد لا اله الا الله باعث میشود که انسان فریب نخورد و وسوسههای آنچنانی روح او را به جهنم و به زنجیر نکشاند.@ این درس بخش انسانی ماست که حالا انشاء الله جلسه آینده راجع به خود ایمان سخن میخواهیم بگویم و تعریف دقیقی از ایمان بکنیم چون قرآن از شش گروه فقط مؤمن را به عنوان انسان قبول کرد بقیه را فرمود اینها دیگر انسان نیستند باطن انسانی ندارند.@ (وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) حالا بگوییم این مؤمنی که میگوید ایمان بیاورند یعنی چی عمل صالح انجام بدهند یعنی چی تواصی به حق تواصی به صبر هم انشاء الله این را میخواهیم مفصل راجع به آن انشاء الله اگر خدا خودش خواست و عمری داد و سعادت و توفیقی داد آن را انشاء الله کار بکنیم تا ببینیم اصلاً حقیقت ایمان و انسانیت چیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ اول یک سلامی بدهیم به آقا امام حسین(ع) همه با هم بعد(أَمَّنْ يُجِيبُ) میخوانیم اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِالله وَ عَلَی الاَرواحِ الَّتی حَلَّت بِفِنائِک عَلَیکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقیَ اللَّیلُ وَ النَّهار وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ العَهدِ مِنّی لِزیارَتِکَم اَلسَّلامُ عَلَی الحُسَین وَ عَلی عَلیِ بنِ الحُسَین وَ عَلی اَولادِ الحُسَین وَ عَلی اَصحابِ الحُسَین.@ پنج مرتبه آیه(أَمَّنْ يُجِيبُ ) را میخوانیم جهت رفع موانع ظهور منتقم حسین، حسین زمان خودمان، آقا امام زمان(ع)، رفع دغدغهها و غصههای ایشان، رفع اضطرار از زندگی همه شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم، حل مشکلات زندگی خودمان، شفای مریضان بخصوص مریضان منظور و کسانی که به نفس پاک شما عزیزان امید دارند.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم(أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم فرزندان وفادار و سربازان فداکار حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 003 - انسان و ایمان
متن کامل (خام) جلسه 003 - انسان و ایمان