اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان را درباره کفارات گناهان ادامه میدهیم فعلاً سه کفاره را معرفی کردیم مطلق بلاها، امراض، و حزنها و غمها که اینها کفاره هستند برای گناهان انسان و زندگی انسان را پاک میکنند اینها روح انسان را پاک میکنند.@ یک روایت از فرمایشان نبوی باقیمانده بود که این را هم من خدمتتان عرض کنم برویم سراغ عامل چهارم یک آیهای هست در قرآن که(مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ) هر کس کار بدی بکند بدی را انجام بدهد جزایش را خواهد دید یعنی این قطعی هست یادتان نرود راجع به مفهوم گناه قبلاً صحبت کردیم.@ مفهوم گناه از نظر ساختار گفتیم چون سیستم عالم یک سیستم ساختاردار است و خداوند برای هر چیزی قدر و اندازهای قرار داده(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً) گناه یعنی اگر یک کسی از مسیر طبیعیش خارج بشود آثار خاص خودش را هم دارد.@ مثل اینکه شما مسواک نمیزنید دندانت هم درد میگیرد ولی اگر یک کسی مسواک بزند مرتب بهداشت را هم رعایت بکند درد معنا ندارد این درد نتیجه طبیعی بیتوجهی به بهداشت هست مریضی، درد در ذات این نظام خوابیده جهنم و گناه و جزا در ذات انحراف و فاصله گرفتن و دستورات الهی و نظام عدل الهی قرار داده شده.@ یعنی در همین نظام عالم مکانیزم این عالم ساختار این عالم به گونهای هست که شما وقتی که یک کار بدی انجام میدهید در زندگی خودت میاید لقمه حرام حرف بد نگاه بد خیال بد رفتار بد عقیده فاسد هر چه که باشد آثار خودش را خواهد گذاشت پس(وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ) دقت کنید یعنی چی هر کس کار بدی انجام بدهد جزا داده میشود این جزا در ذات نظام طبیعت نظام دنیا و نظام آخرت وجود دارد.@ پس آیه را دقت کنید(مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ) هر کس بدی را انجام بدهد جزایش را خواهد دید جزا داده میشود این آیه تا نازل شد یک نفر خیلی ترسید خیلی ترس برش داشت این فرمایش وقتی که این آیه نازل شد یک کسی آمد پیش پیغمبر به حضرت گفت(جائَت قاسِمَۀُ الزَهر) قاسمۀ الزهر یعنی چه آیه کمرشکنی آمده.@ قاسمه، قاسم یعنی چی؟ درهم کوبنده شکننده یک آیه کمرشکن آمده که هر کس قرار باشد کار بد انجام بدهد جزایش را هم ببیند ما خیلی کارهای بد انجام میدهیم خیلی گناه انجام میدهیم خیلی انحراف پیدا میکنیم اگر قرار باشد دامانمان گرفته بشود دیگر چیزی از ما نمیماند.@ هر چند قرآن فرمود(وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ) خدا بسیاری از گناهان شما را میبخشد و ندید میگیرد پیامبر ببینید چقدر قشنگ جواب میدهد فرمود(کَلاّ) نه اینقدر هم کمرشکن نیست که شما اگر هر کاری بخواهید انجام بدهید جزا داده بشوید کمرشکن نیست جلسه قبل هم این را توضیح دادم.@ بعد میخواهد طرف را آرام بکند میگوید نه اینطوری نیست شما جزایتان اینطوری هست حضرت سؤال میکند(اَما تَحزَن) تو غمگین نمیشوی بعد ادامه میدهد سؤال بعدیش را(اَما تَمرَض) مریض نمیشوی(اَما یُصیبُکَ اللاواء وَ الهُموم) آیا غم اندوه به تو نمیرسد مصیبت به سراغ تو نمیاید؟@ (قالَ بَلی) چرا یا رسول الله من هم غمگین میشوم مریض میشوم مصیبت هم سراغم میاید گرفتار میشوم اینها در زندگیم هست حضرت فرمود(فَذلِکَ مِما یُجزی بِه) این همان است که جزا داده میشود دیگر نترس اینقدر کمرشکن نیست همین مریضیهایی که میاید همین غمهایی که میاید همین گرفتاریهایی که در زندگیتان هست همینها شما را پاک میکند اینقدر نترس نگران نباش.@ ببین چقدر زیباست یعنی جریان زندگی یک جریان کاملاً طبیعی انسان باید سعی بکند خوب زندگی بکند ما خیلی وقتها خودمان به خودمان غصه میدهیم خودمان به خودمان عصبانیت میدهیم خودمان حسودی میکنیم و این حسادت یک اژدها میشود خودمان بدبینی داریم خودمان بداخلاقی و زودرنجی و حساسیت داریم هی برای خودمان بیخود فشار درست میکنیم در زندگی خودمان.@ بسیاری از موارد سختیهایی که ما داریم سختهایی هست که خودمان برای خودمان ایجادش میکنیم در سیستم خدا اینطوری نیست تضاد خدا قرار داده گرفتاری قرار داده اما نه اینقدر سخت است به جرأت میتوانم بگویم 80% مشکلاتی که ما در زندگی به سراغمان میاید چیزهایی هست که خودساخته است اصلاً به سیستم خدا ربطی ندارد.@ خدا میگوید من یک طوری آفریدم که شما غصه نخورید ولی شما برای خودتان غصه درست میکنید علت اساسیش هم این است که انسان تعلقاتش به این بخش حیوانیش خیلی زیاد است هر چقدر شما تعلقاتت به بخشهای پایینی زیاد باشد اضطرابهایت غصههایت زودرنجیها و حساسیتهایت بیشتر میشود.@ هر چقدر از نظر شخصیتی بکشانی به سمت شخصیت عقلانی و فوق عقلانی غمهای آدم برطرف میشود آرامش انسان برقرار میشود اضطرابها از بین میرود تلخیها از بین میرود دعواها از بین میرود کدورتها از بین میرود کینهها از بین میرود هر کس اگر نگاه کند در زندگیش چقدر مچاله میشود.@ اگر دقت کند میبیند که بسیاری از این مچاله شدنها له شدنها غصه خوردنها مال این هست که خودآزاری داریم ما مشکل روانی داریم برای خودمان گرفتاری درست میکنیم تعلقاتی داریم به چیزهایی که آن چیزها اضطرابزا است از آن دست بردار رهایش کن ببین دیگر اضطراب هم نداری.@ مثلاً گذشته در قرآن دارد تأکید میکند که نباید به گذشتتان فکر بکنید یک کسی که درگیر است خدا میگوید من که بخشیدم گناه کردی پنجاه سال گناه کردی من میبخشم به شرط اینکه خودت هم خودت را ببخشی دیگر ولش کن برنگرد به گذشته خاطرات تلخ خاطرات بد کدورتها گرفتاریها غمها شکستها ولش کن.@ اگر تو میخواهی به آرامش برسی اولین شرط آرامش این هست که از گذشتهات دست برداری دلشورههای آینده آن هم که خوب اصلاً معلوم نیست بیاید اگر آمد آدم میداند با آن چکار بکند هر کاری کرد به قول یکی از اساتید در حوزه بود هر وقت میگفتند که آقا چه میشود بعداً مثلاً چند روز دیگر من چکار کنم میگفت حالا شاید انشاء الله مُردی.@ دیگر راحت دیگر حالا هی غصه آینده را نخور بچهام چکار میکند شوهرم چکار میکند حالا انشاء الله میمیری نگران شوهرت نباش غصه ندارد شاید انشاء الله مُردی پس بیخود نشستیم غصه خوردیم چقدر ما غصه چیزهایی را میخوریم که هیچ وقت به آن نمیرسیم اصلاً که حالا بایستیم غصهاش را بخوریم حماقت است من از کجا میدانم هستم هر وقت هم رسید خُب دیگر میرسد.@ ما یک موقعی یک کسی دو زار غصه دارد برای آیندهاش برایش یک میلیون تومان غصه میخورد بگذار همان دو هزار هر وقت آمد همان دو هزارش را غصه بخور میخواهد یک عمل جراحی بکند میخواهد دندانش را بکشد بابا دندان همان در مطب بگذار ناراحتیش را میروی مینشینی آنجا هر چه قرار است انجام بشود انجام میشود.@ چرا یک هفته جلوتر هزار دفعه خواب دندان کشیدن میبیند این هر شب خواب میبیند یک دیوی ایستاده بالای سرش دارد یک چیزی در دندان این فرو میکند دندانش را میکشد بابا اینقدر اضطراب ندارد.@ به قول خدا رحمت کند شهید مطهری را میفرمود بعضیها برای اینکه مبادا یک موقعی مجبور بشوند نان و پنیر بخورند یا نان و سبزی بخورند یک عمر نان و سبزی میخورند که مبادا یک ذره فقیر بشوند نان و سبزی بخورند.@ اضطراب آینده اینها همه بیخود است دلشورههایی که نسبت به آینده داریم اینها ما را مچاله میکند خدا میگوید من چیزی که از شما میخواهم با گذشتتان کاری نداشته باشید نه با گذشته خودتان نه با گذشته دیگران، وَر نروید آینده را هم اینقدر دلشوره نداشته باشید شکستهایتان را بگذارید کنار تلخیهایتان را بگذارید کنار ناکامیهایتان را بگذارید هی ننشینید غصه بخورید بله من شکست خوردم من بدبخت شدم من اینطوری شدم ما شانس نداریم همهاش نشسته اینطوری تمام شد ولش کن.@ ما وقتی قیمت خودمان را نمیدانیم لیاقتمان غصه خوردن میشود حضرت فرمود(مَنِ اغتَمَ کانَ لِلغَمِ اَهلا) اینها را دیگر توضیح دادم بحث غم و شادی به آن مباحث مراجعه کنید هر کس که غم میخورد لیاقتش هم همان غم خوردن است واقعاً بیشتر از این لیاقت ندارد خودش برای خودش غم درست میکند قیمت داشته باش.@ مثلاً یک میلیون تومان یک چیزی الان مینشیند برایش غصه میخورد پنج هزار بیشتر نمیارزد پس تو نهصد و نود و نُه هزار تا کجا همه را اشتباه بیخود داری میپردازی آقا این پنج هزار میارزد بیشتر از این نمیارزد مینشینی برایش اینقدر غصه میخوری.@ وقتی انسان در آغوش خداست یک مربی مثل خدا دارد فرمود(لا اَدری) من دیگر برایم مهم نیست صبح که بلند میشوم قرار است مصیبت سرم بیاید یا آسانی سرم بیاید برایم اصلاً مهم نیست هر چه قرار است بیاید زیر نظر مربی است مربی قرار است امشب چه تمریناتی بدهد ما باشگاه میرویم کار ما باشگاه رفتن است.@ حالا الان میگوید بالا بپرید پایین بپرید نشست و برخاست انجام بدهید بخوابید شنا بروید شنا سینه بروید شنا دست بروید شنا سوئدی بروید وزنه بزنید سنگ بزنید چکار کنید مربی هست هر طور دلش خواست تمرین داده بالاخره میخواهد من را آدم بکند.@ حالا من چکار دارم قرار است چه اتفاقی بیفتد چه کسی میخواهد بمیرد چه کسی میخواهد نمیرد چه کسی میخواهد متولد بشود چه کسی میخواهد چطوری متولد بشود چه چیزی را میبرند چه چیزی را نمیبرند آقا رفتیم بیرون کفشها را بردند قرار است کفشها را ببرند دیگر بردند حالا چکار کنم.@ دو تا ماشین خوردند به هم حالا چکار کنم شد دیگر حالا شد تمام شد دو تا ماشین خورده بهم چکار کنیم بیمهها و کارتهایتان را رد کنید یا میبخشد یا نمیبخشد تمام شد دیگر فحش و دعوا و درگیری و اینها چیست ما برای خودمان فشار درست میکنیم ناراحتی اعصاب درست میکنیم برای خودمان برای اطرافیانمان.@ حالا بدبختی بعضیها خودشان را جهنمی میکنند بعضیها فشار هم میاورند به بقیه فشارهایی هم که شما به بقیه میاورید شما را هم جهنمی میکند گاهی وقتها انسان هم خودش را بدبخت میکند هم اطرافیانش را، اطرافیان را بدبخت نمیکند گناهان آنها را جذب میکند شما وقتی که در خانه بداخلاقی میکنید اگر عبادتی داشته باشی عبادتهایت را داری میدهی به او کار خیر گناهان را داری جذب میکنی.@ زنت را اذیت نکن شوهرت را اذیت نکن بچههایت را اذیت نکن اطرافیانت را اذیت نکن ما خودمان هم که خودمان را هم اذیت میکنیم نمیتوانیم برویم جواب خودمان را هم بدهیم چه برسد به بقیه، بار بقیه را هم به دوش میکشیم همین است مریضی غصهها مشکلاتی که به طور طبیعی ایجاد میشود بس است دیگر ما هی بنشینیم چیزهایی که برای خودمان میسازیم چرا ما اینقدر خودمان برای خودمان دردسر درست میکنیم.@ قیمتت را اگر شناختی میفهمی هر چیزی لیاقت ناراحتی را ندارد یک پیامک خیلی زیبا آمده بود برای من آن کسی که این پیامک را گفته حتماً آدم حکیمی بوده که آرامش محصول تفکر نیست آرامش هنر فکر نکردن به چیزهایی است که ارزش فکر کردن ندارد.@ ما چقدر افکار منفی داریم که بیهوده است در طول روز به سراغ ما میاید موقع خواب حتی در خواب خوابهای بیخودی که برای خودمان درست میکنیم افکار منفی پر از زشتی پلیدی دعوا درگیری غصه اضطراب دلشوره بریز دور همه را خودت را راحت کن من لیاقت غصه ندارم.@ به امام کاظم میگوییم قربانت بروم پدر جان ما امام عزیزمان پدر عزیزمان من همانطور که شما فرمودی لیاقت غصه ندارم غصه نمیخواهم بخورم دوست ندارم غصه بخورم ببینید بلال حبشی چقدر زیباست روحش چقدر زیباست یک سیاهپوستی هست که قیافه زیبایی هم ندارد خوب هم نمیتواند صحبت بکند(ره) ولی پیش پیغمبر این بلا خیلی خوشمزه و خوشگل است دوست داشتنی است.@ میرود خواستگاری یک دختر زیبا چقدر آرام(اِن تُزَوِّجُنا فَلحَمدُلله) دخترتان را به ما میدهید(الحمدلله) (وَ اِن لَم تُزَوِّجُنا فَالله اَکبر) نمیدهید خدا بزرگ است با من ازدواج میکنی بله نمیکنی آرزوی خوشبختی میکنم نه الان میروم اسیدی میپاشم روی خودم اسید میپاشم روی تو الان میروم دق میکنم میمیرم الان خودم را دار میزنم این لیاقت یک آدم نیست.@ لیاقت یک انسان نیست انسان نباید اینطوری باشد آقا بالاخره میخواهیم زندگی بکنیم طرف باید بخواهد با من زندگی بکند میخواهد با من زندگی بکند دوست دارد با من زندگی بکند دوست ندارد از قیمت من چیزی کم نمیشود چرا من اینقدر خودشیفته هستم که باید بگویم هر کس من رفتم خواستگاریش باید با من ازدواج بکند نه تو را به خدا بگو چرا جواب منفی دادی آقا به هر دلیلی من جواب منفی دادم نه تا نگویی من ول نمیکنم آقا این حرفها چیست.@ اصلاً یک کس دیگر را دوست دارد از قیافه تو خوشش نیامده از مرام تو خوشش نیامده از هیکلت خوشش نیامده به هر دلیلی نمیخواهد با تو ازدواج بکند ما هم خدایی داریم روزیمان جای دیگر است آخر مگر من چه چیزی کم دارم این حرفها نیست آقا او میخواهد برود با نصف تو ازدواج بکند تو خیلی هم کاملی ولی نمیخواهد با تو ازدواج بکند اجازه بدهیم به آدمها که خودشان باشند.@ غلط کرده من را دوست ندارد این چه حرفی هست آرامش وابستگی زیاد به بخشهای حسی خیالی و وهمی ما را خوردمان میکند بار سنگین این سه بخش نمیگذارد ما شاد و قبراق حرکت بکنیم آقا در این سه بخش به اندازهای که حقشان هست اهمیت بده خیلی بزرگش نکن که بیاید بخشهای عقلانی و فوق عقلانیت را از کار بیندازد دیگر سرعت پروازت را از تو بگیرد.@ بلندی پروازت را از تو بگیرد سطحت را پایین بیاورد قیمتت را پایین بیاورد خودت را کوچک نکن در همین حد به اندازهای که میارزد به آن اهمیت بده نه بیشتر، این بخشها حکم مَرکَب را برای ما دارند به اندازه اسب و الاغ ما بیشتر نیستند تمام شد رفت مرکب آن که صاحب سواری هست باید سواری بخورد و اوج بگیرد کدام بخش است؟ بخش انسانی است.@ حتی سوار عقل هم این بخش باید بشود این بخش باید سوار بشود و به جایی برسد وقتی قیمتها دستمان نیست ما قاطی میکنیم آنوقت شخصیت به هم میریزد اگر باید آنطوری باشد اینطوری میشود دیگر وقتی اینطوری شد این من حقیقی زیر بار این همه درخواستهای این بخشها توقعات این بخشها له میشود نمیتواند اصلاً تکان بخورد این کودک عزیز روان سقط میشود زیر بار این همه فشار دیگر انسان چیزی برای ابدیت ندارد.@ پس این را دقت کنیم پیامبر چقدر زیبا میگوید نه خیلی غصه نخور اینقدر نترس جزاهایتان همینهاست همینها جزاست دیگر اینقدر غصه نخورید همین غمی که به طور طبیعی ایجاد میشود مشکلات اقتصادی هست مشکلات مریضی هست مشکلات خانوادگی هست چیزهای دیگر هست با همینها شما پاک میشوید.@ اینقدر بدبین به خدا نباشید اسم بهشت میاید نگو حالا ما کجا و بهشت کجا آقا برو در بهشت زندگی کن هر شب نیم ساعت با خیال خودت برو در این بهشت زندگی کن برو به رفیقهایت در بهشت سر بزن تمرین کنید والله میروید و الله بالله تالله به بهشت میروید تمرین کن چرا خوابهای بد فکرهای بد تمرین کن.@ بگو الان من بجای اینکه فکر منفی بکنم مثبتش میکنم الان من نمیتوانم با خدا حرف بزنم خستهام خیلی خُب بهشت که میتوانی یک سر بروی خستگیت را در بکنی برو بنشین شب نیم ساعت اینکه میگویم تخلیه بکنید اینطوری نیم ساعت بروید در بهشت یک ساعت به بهشت بروید خدا آیات الهی را آفریده تا ما خیالمان فعال بشود.@ هزار آیه برای بهشت گفته که من خیالم فعال بشود بگویم آخی چطور جایی است طرف یک مسافرت میخواهد برود تا یک هفته هی خوابش را میبیند در خیال میرود با آن لذت میبرد این را ول کن برو در بهشت خدا اینها را برای ما قرار داده نگو هی شیطان نیاید بگوید تو جهنمی هستی تو گناهانت زیاد است تو فقط باید جهنم بروی.@ خدا رحمت کند میرزا فرمود با جهنم کاری نداشته باشد شما را جهنم نمیبرند اصلاً ولش کن شما را جهنم نمیبرند بگذارش کنار بنشین یک ذره راجع به بهشت فکر کن والله اگر یک جهنمی بنشیند به بهشت فکر کند بهشتی میشود همین فقط فکر کند بیفتد در دلش خیالپردازی کند با بهشت.@ یک ذره بروید در بهشت سر بزنید بابا این همه باغ گفته جزیره گفته مراتب گفته مرتبه گفته دوستان بهشتی همسران بهشتی میهمانیهای بهشت که از خود بهشت بالاتر است.@ شنبهها میهمان حضرت آدم(ع) میهمان حضرت آدم یعنی مقام آدم یکشنبهها میهمان حضرت نوح دوشنبهها میهمان حضرت ابراهیم سهشنبهها میهمان حضرت موسی چهارشنبهها میهمان حضرت عیسی پنجشنبهها میهمان نبی اکرم جمعهها میهمان خود خدا، این بهشتتان را بروید سر بزنید بروید این بهشتتان را نگاه کنید خدا این را برای شما آفریده بروید در این میهمانیها یواش یواش سعی کنید عادت بدهید ذهنتان را روحتان را عادت بدهید به این پروازها.@ وقتی یک ذره طبیعتتان خسته میشود طرف الان خسته است در محیط کار میگوید آخر هفته قرار است شمال بروم همینطور مینشینند شمال را خیال میکند میگوید میرویم آنجا مینشینیم سیخبانی میکنیم به قول رفقا کبابی میزنیم ذغالی میگذاریم برنجی میخوریم میوهای میخوریم شنایی میکنیم جتاسکی میرویم قایقسواری میکنیم با اینها خیال خودش را راحت کرده.@ بچه چقدر ذوق دارد هر روز میاید میگوید بابا کی تابستان میشود الان وسط زمستان است این هنوز بابا مدرسه کی تعطیل میشود ببینید بچه چقدر شوق دارد از بچهها یاد بگیرید از این معصومها یاد بگیرید خیالپردازی بکنید این خیالها را فعال بکنید یک مقدار هی خیالهای منفی تلخ بد تاریک نکن.@ به لحظهای فکر کن که داری از اینجا میروی چهارده معصوم به سراغت میایند با لبخند به سراغت میایند دعوتت میکنند میبرندت تمام فرشتهها میایند انبیاء میایند انبیاء که با آنها رفاقت کردی در دنیا امامزادهها میایند صدیقین میایند شهدا میایند فرشتههایی که با آنها رفیق بودی با آنها چقدر رفاقت کردی در دنیا اگر انشاء الله بکنیم ما اهل رفاقت نیستیم بدبختی قهریم با بالا با آسمان قهریم.@ یک ذره رفاقت کن با آنها اینها همه سراغت میایند با جشن با تشریفات با شکوه شما را میبرند وارد آنجا میکنند یک ذره به این سمت برو طرف هنوز شانزده سالش هست قرار است بیست و پنج سالگی ازدواج بکند این از شانزده سالگی تا بیست و پنج سالگی هر شب خواب عروسی میبیند در خیالش همیشه اینطوری هست میخواهد دکتر بشود همیشه خواب دکتری و بیمارستان میبیند میخواهد مهندس بشود خواب آن را میبیند هی خیالپردازی میکند.@ آقا قرار است بروی بهشت چرا به خواب نمیافتی چرا خوابش را نمیبینی چرا خواب ملائکه خواب خانوادهات خواب خانواده آسمانی خواب امامزادهها خواب شهدا خواب بهشت چرا نمیبینی ما اگر نمیبینیم برای اینکه مشکل داریم برای خودمان شلوغ کردیم خودمان را، این خودش جرم است این خودش تلخی است این خودش تقصیر است که ما نمیتوانیم این کار را بکنیم.@ آرام بکن خودت را شاد باش برو هزار بار خیالت را پرواز بده ببینم تا کجا میتوانی ببریش هی اوج بده برو ما ذهنمان را فلج کردیم دلهایمان را فلج کردیم ذهنمان را فلج کردیم خیالمان را فلج کردیم گفتم شما اگر بخواهید با خانواده آسمانی و غیب ارتباط برقرار کنید اولین راهش خیالتان است اول باید خیالتان را پاک بکنید.@ افکار کثیف افکار منفی افکار زشت تصویرهای غلط فیلمهای غلط سریالهای غلط ماجراهای عشقی رمانهای پلیسی رمانهای عشقی رمانهای تلخ و جنایی صفحه حوادث روزنامه آقا نخوان این حوادث روزنامه را برای چی میخوانی.@ یک موقع هست تسلط داری روی قوه واهمهات میخوانی داری عبرت میکنی میخوانی داری زمانشناسی میکنی روانشناسی جامعهشناسی میکنی تسلط داری بعد هم بلدی خودت را تخلیه بکنی بلدی شب حمام بروی اگر این اتفاقات برایت افتاده برو شب یک حمام آدم میرود صد تا استغفار میکند تمام میشود.@ ولی اگر نمیتوانی نکن این کار را برای همین روی فیلمها مینویسند منهای چهارده یعنی چی؟ منهای سیزده یعنی چی؟ یعنی آقا سیزده سال به پایین چهارده سال به پایین خیالپردازی میافتد به خیالپردازیهای منفی این فیلم را نباید بچه ببیند آقا خیلی از بزرگها از بچهها بچهترند چهل سالش هست هنوز خیالپرداز است پنجاه سالش است خیالپرداز است.@ هنوز بچه است هنوز شبها مینشیند با این ماشینش هزارتا عشق و حال میکند ماشینی که هنوز نخریده اصلاً ظرفیت ندارد این مثلاً قرار است یک وام بگیرد هنوز نگرفته قرار است وام بگیرد قرار است چکار بکند بعد مثلاً حالا یک ماشین بخرد این هر شب با این ماشینش میرود این طرف آن طرف با آن پوز میدهد با آن چکار میکند.@ یک مبل میخواهد بخرد هنوز نخریده سی نفر را در خواب دعوت کرده بیایند مبلش را نگاه بکنند داستان اینطوری یک ذره ظرفیت داشته باشیم یک ذره اینها را بگذاریم کنار تعلقات را بگذاریم کنار، این خیالتان را آزاد کنید این فکرتان را آزاد بکنید یک مقدار عشقبازی بکنید خیالبازی بکنید خیالپردازی بکنید با خانواده آسمانی، آزاد کنیم اینها را، برو در بهشت یک ذره لذت ببر.@ برو دستبوس امیرالمؤمنین میروی به والله قسم میروی اگر خیالت برود یعنی رفتی اگر یک کسی را در خیال به او اجازه ندهند یعنی گیر دارد این را یادتان نرود باز دارم میگویم یک کسی که به خیال پاک نمیافتد یعنی خیال آلوده حقش هست یعنی آلوده است بگذار در خیالت اول ببرندت.@ جریان شما همیشه در بیرون از طبیعت در نظام طبیعت هر کس میخواهد به هر جا برسد اول میخواهد دکتر بشود اول خیالپردازی میکند بعد دکتر میشود بعد میرود کنکورش را شرکت میکند میخواهد دکتر بشود میخواهد مهندس بشود میخواهد طلبه بشود میخواهد روحانی بشود میخواهد هنرمند بشود در هر رشتهای هر کس میخواهد اول به خیال میافتد خیال ما را به عمل میکشاند.@ اگر تو خیالت فعال نیست قطعاً نماز شب هم نمیتوانی بخوانی تنبل هستی آدمی که قرار است به یک جایی برسد قبلش باید به خیالش بیفتد اگر در خیالت نیست یعنی هنوز ما داریم گند میزنیم هنوز داریم خرابکاری میکنیم ببین نوع خوابهایت را نگاه کن نوع خیالهایت را نگاه کن نوع حرف زدنهایت را نگاه کن نوع خلوتهایت را نگاه کن با دیگران مینشینی راجع به چه موضوعاتی حرف میزنی قیمتت هم همان است.@ بس است دیگر هی مینشینی راجع به مسائل سیاسی مسائل اجتماعی مسائل اجتماعی فلان حزب فلان جناح فلان گروه فلان وزیر فلان نماینده فلان سکه دلار آقا مگر ما چه هستیم که بنشینیم راجع به این موضوعات صحبت بکنیم تخلیه بکن خودت را، تا خیالت را تخلیه نکنی اصلاً پاکها در خیال تو نمیایند آنها دوست دارند بیایند.@ فاطمه زهرا خیلی دوست دارد شبها بیاید در خواب با ما حرف بزند امام حسین خیلی دوست دارد بیاید ملائکه اینقدر دوست دارند سراغ ما بیایند ولی وقتی میایند میبیند تو شلوغی جا نیست بیاید کجا بیاید میگوید بچهام وقت من را ندارد من برگردم بروم اینقدر بوده شبها فاطمه زهرا آمده امام حسین آمده امام زمان چقدر آمده سراغ ما برای رفاقت برای دوستی حتی در بیداری، ولی وقتی در بیداری هم میاید میبیند من وقتش را ندارم واقعاً شلوغم.@ ولی امام زمان را خدا نگذاشته که عتیقه نیست که بگذاریش در موزه گذاشته برای ارتباط، ولی من وقتی برای امام زمان ندارم وقتی خلوت ندارم وقتی تخلیه نیستم وقتی اصلاً نمیخواهم ببینمش وقتی هنوز دیدنش برایم شوق نشده وقتی به خیالپردازی نیفتادم همه کسانی که میبینند اول خیالپردازی میکنند تا بعد میافتند.@ چه امام زمان چه سایر اهل بیت چه ملائکۀ الله چه هر چیز دیگر چه در عالم رؤیا چه در عالم واقع عالم بیرون چه دنیا چه آخرت آقا اگر خیالهایتان را نگاه کنید میفهمید چقدر قیمت دارید میفهمی تو در کدام یک از این پنج موطن قرار داری.@ ببین افکارت سراغ گناه میرود سراغ معصیت سراغ ذلت سراغ خواری سراغ التماس به کجا میرود یا نه عیاشی الحمد لله کیافی هر وقت نگاهت میکنند میبینی خیالت میرود جاهای قشنگ جاهای خوب جاهای زیبا اصلاً بیخیال چیزهای پایین هستی خیلی برایت مهم نیست خیالهای یک آدم قیمت یک آدم را معلوم میکند.@ نوع خیالهای یک آدم به او میگوید که چقدر قیمت داری از صبح که از خواب بلند میشوی ببین افکارت چطوری است همتهایت چطوری است غصههایت چقدر قیمت دارد آدم به غصههایش قیمت پیدا میکند ببیند راجع به چه چیزهایی غصه میخوری قیمتت هم همان قدر قشنگ و بالاست همان قدر زیبایی.@ غصههای یک آدم اینقدر زیبایش میکند و غصههای یک آدم آدم را پست و حقیر میکند بعضیها یک غصه و غمهایی دارند که این غصه و غم وقتی میافتد در دل آدم همه اهل بیت میخواهند این را بغلش کنند ببوسندش خدا بغلش میکند و میبوسدش برای اینکه یک غصههایی در دل این افتاده که خیلی قیمت دارد.@ یک کسانی هم برای یک چیزهایی غصه میخورند ناراحت میشوند که لیاقتشان هم همان است امام کاظم فرمود(مَن اِغتَمَ کانَ لِلغَمِ اَهلا) قیمتش هم همان است عزیزم ببین برای چه چیزهایی ناراحتی قیمتت هم همان است ببین برای چه چیزهایی شاد میشوی قیمتت هم همان است ببین نوع خیالتت چطور خیالتی هست چطور افکاری داری اینها قیمتت در میاید خیلی راحت.@ تمرین عملیش چیست؟ دست از این افکارت بردار بریزش کنار، کنترل کن باید روی خیال سوار بشوی بعد یقیه خیال را بگیری بگویی من نمیگذارم تو هر جایی خواستی من را ببری کنترلش کن الان برو در رختخواب امشب شروع کن کنترلش کن اول از این یک حمام برو.@ چون حمام نروی بخواهی نخواهی خارشک میگیری اذیتت میکند کثیف است چرک میکند عفونت است عطر بزن اسپری بزن آخر آن بوی گند خودش را نشان میدهد این عطر و اسپریها هم خیلیهایش برای پوست ضرر دارد نزنید آقا یک حمام اول برو لازم نیست اینقدر اسپری به خودت بزنی لباسهایت را تندتند هر روز لباسهایتان را عوض بکنید یک روز در میان عوض بکنید دیگر که بو نمیدهی.@ آقا اول صد تا استغفار بکند آدم موقع خوابیدن در بحث استغفار توضیح دادم یک کسی شب بخوابد بدون استغفار شب بخوابد بدو صدقه با گند خوابیده این دیگر خوابها بد میبیند خوابهای وحشتناک میبیند این هی خوابهای پرت و پلا میبیند اول یک صدقه بدهد شب حتماً انسان صدقه کنار بگذارد صبح جدا شب جدا، هر کدام هم یک خاصیت خاص خودش را دارد صبحها یک کاری میکند شبها هم یک کارهای دیگر میکند.@ صدقههایتان را در دو نوبت کنار بگذارید و برو حمام حالا چکار میکنی صد مرتبه به جای اینکه بنشینی افکار منفی داشته باشی در رختخواب خوابیدی استغفر الله استغفر الله ربی و اتوب الیه یا غفور یا غفور خودت را تخلیه کن افکارت را آرام بکن این ذهن آرام بشود این مریضیهای جسمیت هم دردهایت هم از بین میرود شما وقتی تخلیه میکنید صدقه بده استغفار بکن مشکلات روحی روانیت هم حل میشود.@ آرام کن خودت را، حالا بیفت به ارتباط شروع کن سلام کردن را، از خدا شروع کن سلام کن تا بیایی پایین خدا را شاد کن آقا مگر من نمیتوانم من میتوان در رختخواب هدیه بفرستم برای خدا، خدا را شاد بکنم کار از این مهمتر این که گفتم یک کسی در توالت مینشیند به اندازه میلیون آدم عمر میکند.@ همین توالت رفتنهای یک نفر دارد همین در توالت نشسته دارد ذکر میگوید همین در توالت نشسته دو دقیقه پنج دقیقه رفته توالت و میاید بیرون به اندازه عمر چند میلیون آدم ثواب جمع کرده وای به حال بیداریش وای به حال بیرونش وای به حال کارهای دیگرش بلد است چکار بکند افکار کثیف ندارد افکار آلوده ندارد افکار لجن به سراغش نمیاید خودش را کنترل میکند.@ بعد در رختخواب بخواب یک ذره خدا را شاد کن یک ذره با این فرشتهها حرف بزن جبرئیل ماشاء الله جبرئیل(ع) میکائیل عزرائیل(ع) ملک الموت اسرافیل(ع) اوه چه کسانی آدم میتواند در خواب با اینها صفا بکند بگیر در خیالت یک ذره صفا کن با اینها بعد برو سراغ انبیاء از حضرت آدم برو تا پیغمبر برو تا چهارده معصوم برو تا حضرت معصوم برو حضرت عبدالعظیم برو امامزادهها برو شهدا برو اهل قبول برو جنها ما اینهمه جنهای خوب داریم.@ جنهای مؤمن داریم یک سلامی به آنها بده یک احوالی از آنها بپرس یک چیزی برو در بهشت یک ذره بهشتیانی که قرار است با تو زندگی بکنند تا قیامت و بعد قیامت که نه قیامت به بعد قرار است باشند از زمانی که انشاء الله از دنیا میرویم تا قیامت قرار است یک عدهای در بهشت با ما باشند آنهایی که قرار است بعد از قیامت با ما باشند برو یک سری به اینها بزن یک احوالی از اینها بپرس.@ دارم وجوب تمرین را میگویم خودتان باید زیاد بکنید باید این خیالپردازیهایتان را خودتان هزار برابر چیزهایی که من میگویم شما بیشتر باید خیالپردازی بکنید برو با تکتک این بهشتیان صفا کن با آنها بنشین گپ بزن حرف بزن بگو بشنو هی برو هی برو تمرین بکن هر شب این تمرین را انجام بدهید.@ آقا حیف نیست آدم میتواند افکار تمیز پاک رفیقهای خوب اولیاء الله داشته باشد بنشیند راجع به چیزهای کثیف فکر بکند فضول کار مردم باشد تجاوز به کار مردم بکند تجاوز به حریم مردم داشته باشد برای چی همینطوری، چکاره مردم هستیم فضول مردم هستیم چکاره هستیم ما ولش کن ذهنت را مشغول نکن بیا بیرون به زندگی خودت بپرداز به خودت به زندگیت با هیچ کس کاری نداشته باش.@ مگر قرار نیست ما آنجاها زندگی بکنیم مگر نمیخواهیم اگر میخواهی باید بیفتی به خیال اگر نیفتادی به خیال پس هنوز هم نمیافتی بعداً گرفتاری داری میبینی طرف نود سالش هست هنوز دارد خیالهای الکی میکند هشتاد سالش هست شصت سالش هست هنوز فرصت نکرده یکبار در خیال به بهشت برود و بیاید این چطوری میخواهد بمیرد قبرش چطور قبری خواهد شد.@ گفتیم قاعده معرفت نفسی یادتان نرود قبر ما نفس ماست و نفس ما قبر ماست هر کس میخواهد بداند قبرش چه شکلی است الان باید ببیند افکارش چگونه است خیالش چگونه است اگر در خیالاتت خیالهای پریشان اژدها مار گناه معصیت شهوت حسادت تنگنظری بدبینی کینه است بدان میلیونها سال آنطرف گرفتاری.@ اگر نه فکرت آرام است شادی خیالهای قشنگ داری افکار مثبت داری غصههایت هم غصههای قشنگی است غصههایت غصههای پاکی است غصههایت غصههای مردم است غصههای امام زمان است قربان آن دلی بروم که غصههایش غصه امام زمان باشد قربان آن دلی بروم که برای امام زمان غصه میخورد برای فاطمه زهرا غصه میخورد.@ قربان آن دلی بروم که برای خدا غمگین است آدم بیکار است بنشیند غمهای اینطوری بخورد غم اگر قرار است بخوری یک غم خوب بخور یک غمی که خودش شادی برایت بیاورد نه یک غمی که لهت بکند پژمردهات بکند مچالهات بکند یک غمی که وقتی داری به آن فکر میکنی عزت میگیری شرافت میگیری زیبایی میگیری روح پیدا میکنی نمک میگیری نور میگیری.@ غمهایمان را هم درست انتخاب بکنیم آدم بیسلیقه رفته چه چیزی را انتخاب کرده این چطور غمهایی است این چطور غصه خوردنی است این چطور ناراحتی است برای چی گریه میکنی ببین برای چی دلتنگ میشوی برای چی غصه میخوری قیمتت هم همان است لیاقتت هم همان است.@ آقا برو غمهایت را انتخاب کن ما بزرگزاده هستیم ما بچههای اهل بیتیم ما بچههای فاطمه زهراییم ما را خدا اشرافی متولد کرده با پدر مادر زمینیت کاری نداشته باش کیست اینها پدر مادر بدن ما هستند من مادرم فاطمه زهراست پدرم امام زمان است پدرم امیرالمؤمنین است ما خیلی بزرگ آفریده شدهایم ما خدا افتخار داده به ما(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) روح خودم را در شما دمیدم.@ پس چرا اینقدر کوچک زندگی میکنیم چرا اینقدر افکار کوچک داریم چرا در ذهن ما پر از درگیری و دعوا و کینه و کشمکش و زد و خورد و فضولی در کار مردم و تجاوز کردن در رمز و رازها و اسرار مردم این چطور زندگی است.@ تا به خیال نیفتی معلوم است رفتارهایت غلط بوده عزیزم یکبار من این حرفها را میزنم الان چند سال پیش گفتم الان هم میگویم دیگر هم درش را میبندم علامت اینکه یک نفر نمازهایش به دردش خورده و روزههایش هیت رفتنهایش کارهای خیرش جهادش جبههاش مبارزاتش فعالیتهایش کارهای فرهنگیش.@ صدقاتش کلاس رفتنش جلسه رفتنش استاد دیدنش سیدی گوش کردنش کتاب خواندنها حوزه رفتنها دانشگاه رفتن علامت این که یک نفر مسیر را درست رفته این هست که ببیند به خیال افتاده یا نیفتاده.@ ببین به خیال افتادی یا نه ببین هوسها تغییر کرده ببین بال در آورد این بال خیالت شبها کجا پروازت میدهد آنجایی که دارد پروازت میدهد قیمتت هم همان است هی زور نزن خودت را پشت سر این و آن قایم نکن خودت را پشت این کار مقدس و آن کار مقدس قایم نکنید که ما آن کار را کردیم.@ من همان بودم که جبهه رفتم من خانواده شهیدم من سیدم من روحانیم من آیت الله هستم من مجتهدم اصلاً اینها هیچ کدام در برزخ به درد نمیخورد چقدر ما مجتهد داریم سر از جهنم در میاورد.@ من دکترم من مهندسم اینها را دور بریز شب همین الان بنشین روی کنده ببین خیالت کجا تو را میبرد هوسهایت آرزوهایت دلتنگیهایت وقتی آمدی در رختخواب وقتی خانه هیچ کس نبود همه از خانه بیرون رفته بودند تو الان دوست داری چکار بکنی وقتی رفتی در ویلای شمال هوس چه چیزی را میکنی میگویی الان ویلای شما به چه دردی میخورد.@ وقتی رفتی در ویلا الان یک کسی میرود در این ویلا تمام اهل آسمان را با خودش در این ویلا میکشاند تمام بهشت را با خودش در این ویلا میکشاند میافتد به اسماء الله با این گل یک حالی میکند در این ویلایی که میرود یک شاخه گل یک برگ یک پروانه چه مغازلههایی با یک پروانه دارد با یک مورچه چه کارهایی میکند.@ با یک گل با یک دریا این دریا مینشیند کنار دریا با این دریا کجا میرود این آدم، یک کسی هم میاید مینشیند کنار دریا تا جهنم میبردش تا چشمش به پول ماشین ویلا دریا استراحت یک سفر خارجی گند میزند به روحیه این اصلاً هیچ چیزی از این آدم نمیماند اینقدر بیظرفیت اینقدر آسیبپذیر اینقدر ضعیف که با یک انتخاب با یک ارتباط با یک نگاه با یک خیال به هم میریزد.@ آقا ما چقدر کلاس برویم چقدر استاد ببینیم چقدر سیدی گوش بکنیم چقدر نماز بخوانیم چقدر هیئت برویم بس است دیگر یک جایی ترمز را بکشیم بالاخره قرار است چی بشود یک جایی من سؤال بکنم قرار است این کلاس رفتنها چه بشود این کارهای خیر من قرار است چه بشود بالاخره یک جایی باید نتیجه بدهد.@ حداقلش عزیزم اگر پرواز نمیخواهی بکنی اگر بال در نمیاوری اگر خیالهای قشنگ نمیتوانی داشته باشی حداقلش این هست که خیال منفی هم نداشته باشی خوش به حال یک کسی که اگر خیالهای بلند ندارد در بردهای بلند نمیتواند پرواز بکند اقلاً در جهنم نرود این خیالت را کنترل کن افکارت را کنترل کن فکرت را آرام بکن فکر منفی نداشته باشیم.@ در طول روز در طول شب تا صبح فکرت را آرام بکن اگر نمیتوانی فکرت را آرام بکنی هنوز در لجن هستی باید از لجن در بیاییم آقا در لجن بودن اشکال ندارد الان من فهمیدم افکار آلوده دارم اشکال ندارد خدایا من در لجن هستم در لجن افتادن اشکال ندارد گاهی وقتها آدم از بهشت هم در جهنم میافتد.@ عیبی ندارد در لجن افتادم حالا این افکار آلوده دو روز یقهام را گرفته خیلی خب برو حمام در بیا در لجن ماندن بد است ولی در لجن افتادن اشکالی ندارد افتادی در لجن افتادی در جهنم از جهنم در بیا برو خودت را تیمار بکن زود برو خودت را، خدا به ما فرصت داده الان آلودهای گناهکاری معصیت کردی بیست سال سی سال با خدا قهر بودی عیبی ندارد در اوج جهنمی.@ خدا میگوید یا اختیاری خودت خودت را، من دوستت دارم نمیتوانم بگذارم جهنم بروی پس یا بگذار به دست من من با بلاها مریضیها و غمها پاکت میکنم نه عُرضه داشته باش خودت خودت را شاد کن خودت خودت را آرام کن برویم در مرحله ببینید چقدر قشنگ جواب میدهد آدم مست میشود با این آیات الهی خدا چکار کرده بهبه جانم خدا سوره هود آیه 114(وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ).@ چند بار هم گفته، باز(ذلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُعْظِمْ لَهُ أَجْراً) این هم سوره مبارکه طلاق آیه 5 اولی را میگوید اختیاری برو خودت را پاک کن چکار کن نماز بخوان نماز پاک میکند(اَلصَلاۀٌ کَفارَۀٌ عَما قَبلَها) بحثهایش را در نماز گفتیم دو رکعت نماز بخوان.@ همینطوری وسط روز ساعت یازده اصلاً برای چی میخوانم میخواهم الان حمام بروم همین دو رکعت نماز بخوان فرقی نمیکند چه ساعتی کجا با نماز واجبت هم کاری نداشته باش واجبات خیلی مهم است ولی همین الان احتیاج به یک نشاط داری احتیاج به یک آرامش داری احتیاج به یک خیال داری این خیال دارد اذیتت میکند بایست یک دو رکعت نماز همان ساعت یازده صبح بخوان.@ من یک موقع میروم حرم صبحها میروم یا مثلاً فاصله بین کلاسها حرم میروم در قم ده صبح است یازده صبح است هر وقت شما بروید حرم میبینید روحانیون علمای عزیز طلبههای عزیز غیر طلبهها مردم ده صبح نُه صبح هشت صبح نشستند نماز دارد میخواند آقا نماز خیلی مهم است خدا نماز را حسنه دانسته(إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) دو رکعت نماز بخوان با خدا حرف بزن پاک میشوی تمیز میشوی عالی میشوی.@ دو رکعت نماز بخوان ما اگر افکار منفی زیاد به سراغمان میاید ما که نماز نمیخوانیم یا نماز نمیخوانیم یا اگر نماز هم میخوانیم نماز نمیخوانیم دوباره، یعنی چی؟ یعنی حضور قلب نداریم فایده ندارد دو رکعت نماز با حال بخوان توجه کن به نمازت، با آرامش هُل نشو.@ ما خدا فرصت پاک شدن به ما میدهد ولی ما نمیخواهیم پاک بشویم قدیمها کسی حمام میرفت حمام عمومی که بود مردم هفتهای یکبار چند روز یکبار حمام میرفتند بدنها چرک میشد آدمهایی که اهل نظافت بودند هیچ وقت زود نمیرفتند حمام و بیایند میرفت حمام زیر دوش میماند یا در خزینه بودند بعد میامدند مینشستند.@ اصلاً بر نمیداشت کیسه به خودش بکشد یک مقدار مینشست گپی با یک نفر میزد یک ذره آب روی خودش میریخت یک ذره صبر میکرد میگفت این چرکها خیس بخورد بعد یک کیسه خوب برمیداشت از این سفیدآبها هم میزد بعد شروع میکرد میکشید تا یواش یواش چرکش در بیاید.@ این چرک را که در میاورد آنهایی که خیلی وسواسی بودند خودشان میکشیدند من یادم هست بچه بودیم حمام عمومی میرفتیم طرف مثلاً میگفت فلانی، همه میهمان بودند پشت هم را همه میهمانی میکردند کیسه میکشیدند کسی که نمیتوانست پشت خودش را کیسه بکشد هر کس باید یک کسی میامد کیسه میکشید.@ بعد وسواسیها اینطوری میکردند دستت درد نکند خیلی ممنون بعد که تو میرفتی آنطرف میگفت آقای فلانی بیا پشت من را کیسه بکش دوباره میخواست بیشتر تمیز بشود چهل نفر میامدند این را لیف میکشیدند آقا یک لیفی میکشیدند قشنگ خوب بعد بیرون میرفتند.@ ما میخواهیم بیاییم سر نماز اذان را میدزدیم مثل یک آدمی که بدود آدم نادان میدود میرود در حمام لباسهایش در میاورد بابا قرار است در این حمام پول بدهی بدود برود زیر دوش نه کیسه کشیده نه لیف کشیده بدود بیاید بگوید آب زدم آمدم دیگر آقا این تازه چرکهایت خیس خورده میایی بدتر میشود.@ بچههای شیطون اینطوری بودند میامدند حمام مثلاً به آنها میگفتیم ما آنموقع شاید نُه ده سالمان بود بچه بودیم میگفتیم بابا بنشین خودت را چرک بکن میگفت ول کن مادرم گفت فقط حمام برو و بیا بازی میکرد آنجا این چرکها خیس میخورد کیسه نکشیده بود میرفت خانه مادرش نگاه میکرد اَح دست همه چهارتا سیلی هم به او میزد ای حقهباز آخر نرفتی کیسه بکشی تنبلی میکرد.@ ما اذان را میزنیم اقامه را میزنیم نماز را عجله داریم اصلاً نمیفهمیم با چه کسی داریم حرف میزنیم نه رکوع نه سجده نه تشهد نه قنوت نه اصلاً میفهمیم چی گفتیم بعد هم السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته بدو که رفتیم.@ حرم هم میرویم همینطوری بوس کن برگردد سُکسکی هست انگار ما فقط آمدیم بوس کنیم آقا برو ببین این آقایی که آنجاست یک ذره ارتباط برقرار کن یک شخص آنجاست خودش آنجاست روحش آنجاست ملائکه آنجا هستند یک ذره حس بگیر در این حرم هیچی عجله قرآن میخوانیم تندتند عربی میخوانیم اصلاً نمیفهمیم چی خواندیم و خیلی چیزهای دیگر.@ حتی بعضیها میایند زندگیهایشان در خطر است به آنها میگویم بابا این سیدی را گوش کن در معرض طلاق هستی الان برو این سیدی را گوش کن این کتاب را بخوان میگوید در ماشین داشتم رانندگی میکردم گوش کردم تو زندگیت را مسخره کردی.@ زنت را مسخره میکنی نسلت را داری مسخره میکنی شوهرت را داری مسخره میکنی این سیدی سیدی نیست که تو برو در آشپزی یا در رانندگی، بله سر موتور بودم گوشی گذاشتم یک گوشی گرفتم دارم گوش میکنم هیچ فایدهای ندارد تو یک ساندویچ را در دویدن میخوری در راه رفتن میخوری یک جا یک ساندویچ را مینشینی میخوری اگر چلوکباب باشد که دیگر باید حتماً سفره بیندازی.@ آقا اینطوری کسی به جایی نمیرسد غذایت را باید بخوری غذا بخور خوب بنشین بخور باید تبدیل بشود برای همین آشغالخوری تندخوری بیتوجهی بهداشت را رعایت نکردن بیست سال است کلاس میاید هنوز عصبانی هست هنوز حسود است هنوز متکبر است هنوز زودرنج است هنوز حساس است هنوز خوابهای بد میبیند اصلاً نمیتواند خودش را شاد بکند.@ یک خواب قشنگ نتوانسته بعد از بیست سال ببیند برای اینکه در حق خودمان ظلم میکنیم خدا چه میگوید؟ آن سه تا قبلیها چه بود من نمیکنم حالا خودت هم برو یک دستی به سر و گوش خودت بکش یک ذره خودت را نوازش بکن یک ذره به خودت برس کار خیر همه گناهان را از بین میبرد.@ خودت خوشحال کن مردم را شاد کن مردم را کار خیر انجام بده اولیش از عبادت شروع کن با خدا حرف بزن آدم یک موقعی اینقدر دلش برای خدا تنگ میشود میگوید خدایا من چکار کنم تو خوشت بیاید خدایا تو از چه چیزی خوشت میاید من الان فقط، طرف اینقدر مست بود به پیغمبر گفت یا رسول الله من چکار کنم خدا بخندد؟ من الان فقط عشقم کشیده خدا را آن بالا بخندانم.@ رسول خدا هم گفت زرهت را در بیاور لباست را هم در بیاور شمشیر دستت بگیر حالا برو وسط، برو خدا را بخندان یک بسیجی که ترانه میخواند و میدود در میدان مین خدا را میخنداند یک کسی که الله اکبر میگوید یا زهرا یا مهدی میگوید میدود در میدان مین میزند به خط دشمن فرشتهها خدا به خنده میافتد فاطمه زهرا به خنده میافتد برای همین هم زینب کبری فرمود(وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلاً) من خیلی عاشورا خندیدم عاشورا خیلی زیبا بود.@ خدا را چه چیزی شاد میکند؟ این حرفها شاید به دهان ما بزرگ باشد اما خیلی کارها هست خدا را شاد میکند یک از چیزهایی که خدا را شاد میکند صلوات است یک صلوات برای شادی خدا بفرستید.@ اصلاً بیفت به این هوس بند کن به خدا گیر بده به این خدا آن طرف گیر میدهد هوس افتاده خدا را قلقلک بدهد ببینم خدا را میتوانم بخندانم یا رسول الله میخواهم خدا را بخندانم بارک الله میخواهم فرشتهها را بخندانم میخواهم امروز امام زمانم را بخندانم چکار کنم کار حسن انجام بده کار خیر انجام بده هر کار قشنگی که میتوانی یک کار قشنگ.@ از صبح از خواب بلند شدی بخند به چهره خانوادهات بلند شو یک چایی دم کن بیایید با هم بنشینید بخورید امروز چایی را تو درست کن این ظرف را تو بشور امروز خانه را تو جارو کن یک کار قشنگ بکن یک گُل بخر بیاور یک لطیفه بگو همه بخندند همه را شاد کن.@ آقا یک کسی یک لطیفه میگوید چهار نفر را میخنداند فرشتهها هم با او میخندند یک کسی بغض دارد گریه دارد عبوس است غمگین است اعصاب همه را خورد میکند قیافهاش اصلاً جهنم است این اصلاً عُرضه ندارد زن و بچهاش را بخنداند اصلاً عُرضه ندارد خانوادهاش را شاد بکند یک کلمه از دهانش نمیتواند بیرون بیاید کلمه قشنگ اینها جهنم است.@ نماز نماز قرآن عبادت ذکر اینها خیلی خوب است(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ) تقوا یعنی چی؟ یعنی هر کار گندی که قرار است انجام بدهی از آن بگذر یک کاری هست الان پیش آمده این را بگذر انجامش نده تا انجامش نمیدهی خدا میگوید، یک کسی گفت آقا ما زنا نکنیم هم ثواب داریم؟ بله شما اگر میتوانی زنا بکنی نکردی ثواب داری میتوانستم گناه بکنم نکردم چشمم را پوشاندم میتوانستم نگاه کنم نکردم خدا به تو ثواب میدهد.@ خدا خودش را به تو میدهد اصلاً میتوانستم نگاه بکنم چشمم را به خاطر خدا نگاه نکردم نگاه آلوده نگاه حرام نکردم خیال کثیف میتوانستم بکنم به خاطر خدا خیال کثیف نکردم الان میتوانستم داد بزنم به خاطر خدا نزدم میتوانستم عصبانی بشوم و نشدم میتوانستم غیبت کسی را بکنم نکردم راز کسی برای من فاش شد میتوانستم برملا کنم و نکردم ستار شدم.@ مگر میشود آدم اوج نگیرد تقوا یعنی این یعنی آنجایی که میتوانی گند بزنی گناه بکنی معصیت بکنی دچار فحشای ظاهر یا فحشای باطنی بشوی نشوی خدا چکار میکند؟ میگوید این جهنم نرفت میتوانست جهنم برود نرفت من هم بقیهاش را میبخشم بارک الله.@ میتوانستی بدبین بشوی و نشدی میتوانستی فکر منفی بکنی قشنگترین فکر را کردی برای چی فکر منفی بکنیم فکر مثبت میکردی پس تقوا یعنی آنجایی که شخص میتواند یک گناهی چه فحشاء ظاهری و چه فحشاء باطنی چه خلقی چه بیرونی بدنی انجام بدهد و انجام نمیدهد.@ میتواند الان در خانه قور بزند نق بزند و نمیزند زن شوهر یک کوتاهی کرده و یک اشتباه کرده میتواند به رویش بیاورد و میتواند به رویش نیاورد بچه را میتواند اعصابش را خورد کند میتواند بچه را بغل کند ببوسد خیلی فرق میکند خانواده همسر میتواند اذیت بکند میتواند اذیت نکند.@ اینکه میگوید(وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ) ترس که ندارد خدا، زیبای مطلق چه ترسی ما از خدا چی بترسیم مگر خدا ترسناک است تقوا ترس از خدا نیست تقوا ترس از جهنم است ترس از این هست که مبادا من از خدا جدا بشوم تقوا یعنی اینکه نکند من یک کاری بکنم رابطهام با خدا خراب بشود و الا خدا ترس ندارد که از او بترسیم از چی بترسیم از چه کسی بترسیم.@ از مهربان مطلق از زیبای مطلق از رئوف مطلق از کسی که میگوید من اینقدر دوستت دارم که اصلاً دوست ندارم تو جهنم بروی من خودم پاکت میکنم آدم مگر از مربیش میترسد زمانی میترسد که خطا بکند دستورالعملها را اجرا نکند دیگر چی کلاً هر کار قشنگی را که شما انجام بدهید هر تولیدی زیبایی داشته باشید حسنه است پاکی میاورد با یک سنگ آدم درست رفتار بکند.@ امروز نشستی یک چیزی داشتی مینوشتی خودکارت تمام شد اَح لعنتی خراب کردی گند زدی روحت خراب میشود خودکار را پرت نکن این احترام دارد خودکار این خودکار شخصیت دارد میفهمد یکسال میهمان تو بوده به تو خدمت کرده همین را بغلش کن این خودکار را یک نوازشش بکن تشکر میکنم از تو دیگر شما دارید مرخص میشوید من باید بروم یک خودکار دیگر بردارم با اجازه شما.@ حرف بزن با او نگو خیالپردازی است این توهم نیست بخدا میفهمد والله میفهمد شخصیت دارد ببوسش با احترام بگذارش در سطل مخصوص زبالههای خشک سطلهای بد هم نگذارید زبالههای هر آشغالی هم نگذارید این خودکار را این خودکار باید در کاغذ باشد در زبالههای خشک بگذارید یک حرمتی دارد بگذارید در زبالههای خشک.@ همین یک احترام گذاشتن به یک جماد یک دفعه میبینی حالت را باز میکند اصلاً یک دفعه اتفاقات قشنگی برایت میافتد یک حرمتی در دلت میافتد اصلاً بیماریت حل میشود گاهی وقتها شما به یک حیوان به یک گُل یک رفتار قشنگی دارید میبینی شخص بیماری وسواس دارد وسواسش برطرف میشود.@ یک بیماری روحی روانی دارد با یک احترام به یک حیوان برطرف میشود یک حیوان یک دعا در حقت میکند یک حیوان هر چه که میخواهد باشد یک دعا در حقت میکند این حیوان خیلی از گرفتاریهایت برطرف میشود اصلاً راه جلویت باز میشود.@ لذا شاد کردن در روایت داریم هیچ عملی بعد از ایمان به خدا به اندازه شاد کردن دل یک مؤمن نیست آدم یک مؤمن را شاد بکند همانطور که اذیت کردن و آزارش انسان را از خدا خیلی دور میکند شاد کردنش خیلی انسان را به خدا نزدیک میکند داستان دارد.@ داستانش را هفته قبل گفتم چرا مؤمن پیش خدا اینقدر عزیز است حرمتش از کعبه بالاتر است یک مؤمن را میتوانی شادش کنی شادش کن چرا آزارش میدهی چرا اذیتش میکنی چرا غیبتش را میکنی چرا تهمت به او میزنی چرا روح و روانش را به هم میریزی آقا نوازشش کن بخند ببوسش به هر حال حرمت دارد.@ امام علی(ع) فرمود بعد از ایمان به خدا هیچ عملی بالاتر از شاد کردن دل یک مؤمن نیست در روایت داریم هر وقت کارتان گیر میکند در غیب در آسمان یک دعایی میخواهید اجابت بشود یک مشکلی میخواهید برطرف بشود بلند نشو برو آنجا داد و فریاد راه بینداز اول برو یک مؤمن را پیدا بکن یک شادی درست و حسابی در دلش بینداز بعد برو با خدا حرف بزن.@ خدا رحمت کند مرحوم شیخ جعفر آقای مجتهدی را دوست ما نویسنده همین کتاب معروف در محضر لاهوتیان گفت یک آقای گُل محمدی بود در قم الان من نمیدانم زنده هست یا نه، طلبهای بود روحانی بود پیرمردی بود میامد به شیخ جعفر آقا میگفت شیخ جعفر آقا من وضع مالیم خوب نیست دوست دارم بروم مشهد زیارت امام رضا این هوس خیلی قشنگ است.@ این هوس امام رضا ببین دلت چند بار هوس امام رضا هوس حرم حضرت معصوم میکند دلت قیمت پیدا میکند ببین دلت چقدر هوس نماز میکند قیمت پیدا میکند گفت من پول ندارم بروم دعا کن امام رضا لااقل ماهی یکبار من را بطلبد بروم چه عیاشی بوده آنها هم که پولدار هستند هم نمیروند آنهایی که پول دارند که بروند مشهد نمیروند.@ سالی یکبار میخواهد بلند بشود آن هم حتماً باید بار بخورد تا برود گفت باشد برایت دعا میکنم گفت زد و آقای گُل محمدی دو سه روز بعد آمد یک دفعه شیخ جعفر گفت آقای گُل محمدی چکار کردی که خانم فاطمه زهرا اینقدر از دستت خوشحال است خیلی خانم از دست تو خوشحال بود چکار کردی خانم گفته که آقای گُل محمدی یک کاری کردیم که در ماه سه بار مشهد برود.@ هیچ کس نمیدانست که این چکار کرده گفت من مدتها بود عبا نداشتم عبایم پاره بود یک عبای کهنه داشتم پول هم نداشتم عبا بخرم ذره ذره پول جمع کردم، فکر کن مثلاً یکسال دو سال این زحمت کشیده جمع کرده، گفت امروز رفتم یا دیروز رفتم بالاخره بعد از مدتها یک عبای نو خریدم گفت این عبا انداختم روی دوشم.@ داشتم میامدم این میدان صفائیه قم همان اول صفائیه سر بلوار امین این پل هوایی که هست گفت کنار آن دیدم یک سیدی دارد میرود یک طلبهای نگاه کردم دیدم او عبایش خیلی بدتر از عبای کهنه من بود رفتم سراغش و گفتم بچه فاطمه زهراست سادات است خواهش کردم عبای نو را به او دادم گفت او هم خیلی خوشحال شد.@ گفت خلاصه آقای گُل محمدی خانم فاطمه زهرا اینقدر از دستت خوشحال شده که گفت برایش برنامه ریختیم که این بتواند ماهی سه بار بیاید مشهد تازه گفت آقای گُل محمدی رفتی آقا امام رضا در بیداری میاید به تو سر میزند بعد ایشان میگفت که آن بنده خدا خوشحال بود از اینکه میخواهد مشهد برود خیلی دقت نکرد که شیخ جعفر آقا به او چه میگوید.@ به او گفت آقای گُل محمدی بیداری خواب نه در بیداری میاید پیش تو، آمد حواست باشد اینها چقدر مهربانند گفت من رفتم هیئت حالا نمیدانم مثلاً هیئتی بوده که مراجع میگرفتند تابستانها مثلاً مثل آیت الله بهجت بزرگان دیگر مشهد مراسم دارند در خانههایشان مراسم میگیرند.@ گفت خانه یکی از این مراجع بود حالا یادم نیست کدام بود تعریف کرده بود گفت آمدم دم در و شب آمدم بروم داخل دیدم یک آقایی خیلی خوشگل جلیل القدر لباس شخصی یک کلاه مخصوصی سرش بود و با لباس شخصی آمد خیلی زیبا من را صدا کرد آقای گُل محمدی سلام علیکم سلام علیکم.@ گفت شما با من کاری ندارید گفتم نه آقا قربانتان بروم من کاری ندارم گفت خُب پس رفتی قم به آقای مجتهدی سلام برسان گفتم چشم هیچی، گفت تازه وقتی آمدم در هیئت یادم افتاد که چه بلایی سرم آمده.@ اینها آدمهایی هستند که خودشان عُرضه دارند خودشان خودشان را پاک بکنند آقا این همه خدا کارهای قشنگ ریخته میلیاردها کار قشنگ در این عالم ریخته انتخاب کن اولین کار این هست که دست از آزار بندگان خدا برداریم دست از آزار پدر مادر همسر نزدیکان برداریم بعد شروع کنیم به خیرات به مبرات به کمک به مهربانی به دوستی به شاد کردن دیگران هر کاری میتوانیم انجام بدهیم.@ (إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) من یک روایت بخوانم کافی است دیگر روایت خیلی کوتاه برایتان بخوانم از وجود مقدس نبی اکرم(ص) قربانشان بروم چقدر این پدران آسمانی ما مهربانند یک نصف خط یک قاعده میدهد یک عمر آدم را راحت میکند.@ کدام استاد اخلاق میتواند آدم را اینطوری آرام بکند کدام عرفان میتواند ما را اینطوری آرام بکند کدام مربی میتواند اینقدر ما را شاد بکند ببین(اِذا عَمِلتَ سَیِّئَۀً فَاعمَل حَسَنَۀً تَمهوها) اگر یک بدی کردی کار بدی انجام دادی یک کار خوب هم کنارش انجام بده تا آن بدی را از بین ببرد.@ حالا هی شیطان نیاید بگوید که تو بدی کردی تو جهنمی هستی آقا خیالهای قشنگت را از تو نگیرد خدایا من یک غلطی کردم میروم جبرانش میکنم الان میروم یک کار خوب انجام میدهم به اندازه آن کار خوب انجام میدهم نه اینکه برویم یک کار حق الناسی وحشتناک انجام بدهیم با تبعات زیاد بعد بگوییم حالا امشب خانمان شام یک هیئت میدهم دویست نفر را شام میدهم نه.@ وِزان کارت را در نظر بگیر وزان کارت را ببیند باید چقدر سرمایهگذاری بکنی برو کار قشنگ انجام بده هر کار بدی کردید الان یک کار بد کردید برو یک حالی به پدر مادرت بده پدرت از دنیا رفته مادرت از دنیا رفته شادشان کن همین الان یک چیزی بده اینها شاد بشوند خیلی خوب است دعایت میکنند مشکلاتت برطرف میشود زنده هستند یک صفایی بده.@ ببین پدر مادر از چه چیزی شاد میشوند از چه چیزی خوشحال میشوند روانشناسی پدر مادرت را داری یا نداری ببین از چه چیزی خوشحال میشوند ببین الان چه چیزی پدرت را ذوقزده میکند چه چیزی همسرت را ذوقزده میکند چه چیزی برادرت را ذوقزده میکند الان چه چیزی این فقیری که در خانتان هست چه چیزی این همسایه گرفتارت را ذوقزده میکند.@ این همه آدم هست که نیاز به ذوقزدگی دارند نیاز به خوشحالی دارند چکار میتوانی برایشان بکنی انتخاب بکن بعد آن تاریکی آن عذاب آن سختی آن گرفتاری و تبعاتش از بین میرود در روحت، قربان این پیغمبر بروم چقدر مهربان است رحمۀ للعالمین است(اِذا عَمِلتَ سَیِّئَۀً فَاعمَل حَسَنَۀً تَمهوها) یک کار قشنگ بده آن سیئه را از بین ببرد این بحث حسنات را ما فعلاً فقط استخوانبندیش را گفتیم آرایشش بماند انشاء الله برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 226 - خانواده آسمانی
متن کامل (خام) جلسه 226 - خانواده آسمانی