جلسه 225 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
225
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
7
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 225 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان را درباره مکفرات کفارههای گناه ادامه میدهیم دو مورد را کامل عرض کردیم یکی مطلق مصائب بود و دوم بیماریها بود که اینها کفارات گناهان هستند و سوم حزن هست که غمهایی هست که در مسیر زندگی انسان به طور طبیعی قرار دارد احزان و حزنهایی که در مسیر زندگی انسان قرار دارد که چون عالم عالم تضاد است.@ بالاخره عالم دنیا در این تضادی که اتفاق میافتد حوادثی که اتفاق میافتد ناگواریهایی هست چیزهایی که به انسان تحمیل میشود انسان خودش هیچ نقشی در آن ندارد و خیلی چیزهای هست که ما خودمان نقشی در آن ندارم و به ما فشار میاورد ما پدر مادرمان را انتخاب نمیکنیم چه بسا از شخصیت پدر مادر آسیبهایی به ما برسد.@ محل زندگیمان را انتخاب نمیکنیم محل کشورمان را انتخاب نمیکنیم بسیاری از همسایگان و فامیلها را انتخاب نمیکنیم دایی و عمو و عمه و خاله را انتخاب نمیکنیم وضعیت اقتصادیمان را تا حدود زیادی خودمان انتخاب نمیکنیم پدر مادرمان انتخاب کردند.@ سبک زندگیمان را تا حدودی خودمان انتخاب نکردیم تا وقتی که خودمان بزرگ بشویم و مستقل بشویم و بسیاری از چیزها دست انسان نیست و یک امر مشارکتی است به آن اصطلاحاً مشاعی میگویند ما دخالتی نداریم.@ بعضی وقتها مسائلی هست که در اجتماع اتفاق میافتد که اساساً به ما ربطی ندارد و به ما تحمیل میشود اوضاع طبیعی هست زلزله هست سیل هست طوفان هست خشکسالی هست چه بسا تصادفات هست بسیاری از تصادفات انسان در آن نقش ندارد این اتفاق میافتد و خیلی از مشکلات هست بعضی از بیماریها هست انواع بیماریها هست که برای انسان اینها دردسرساز است غصه میاورد غم میاورد و یک گرفتاریهایی را برای انسان فراهم میکند.@ لذا احزان و غصهها اساساً یکی از عواملی هست که گناهان انسان را پاک میکند و انسان را سبک میکند و این هم لطف خداست که در زندگی قرار دارد چه ما بخواهیم و چه نخواهیم یک سیستم تصفیه کننده گناه در ما خداوند قرار داده یکی هم نیست.@ الان که میرسیم انشاءالله جلو میرویم خیلی بیشتر از اینهاست که خداوند تبارک و تعالی با یک سیستمهایی به طور طبیعی ما را تصفیه میکند چون بندهاش را دوست دارد نمیخواهد بگذارد بندهاش کارش به جهنم و فشار قبر و گرفتاریهای قبر و قیامت کشیده بشود.@ بنابراین به طور طبیعی اینها را خداوند قرار داده و چه بسا اگر در اختیار ما میگذاشت ما خودمان این عوامل را انتخاب نمیکردیم مثلاً خداوند میگفت که آیا حاضرید در دنیا اصلاً غم نبینید آدمهای خودخواه تنبل خودشیفته میگفتند بله خدایا سیستم دنیا را یک طوری بیافرین که در آن تضاد نباشد غصه نباشد.@ یعنی آن بهشتی را که قرار است بعداً بروند میخواستند همین جا و بعد همین جا دیگر عامل تصفیهای وجود ندارد برای ما ولی خدا میگوید نه سیستم اینجا یک سیستمی هست که در آن تضاد وجود دارد شما با این تضادها به اسم الله میرسید به تخلق به اخلاق الهی میرسید.@ به کمالات میرسید به آرامش و شادی میرسید از طریق تضادها، به قدرت میرسید و ضمناً سختیهایی را که دارید تحمل میکنید بابت این سختیها به شما جایزه میدهم گناهانتان را میامرزم و به شما درجات میدهم خود این اساساً این دنیای مطلوب ما این است قرآن میگوید ما همه چیز را در زیباترین حالت خلق کردیم(الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) همه چیز در اوج کمالش آفریده شده.@ و مظاهر جلال در اوج مظاهر جمال در اوج تضادها کامل تا بتواند یک انسان در آن پرورش پیدا بکند همه چیز قشنگ است اگر انسان تا این مسائل را نداند نمیتواند تفسیر درستی از زندگی داشته باشد بداند که زندگی یعنی چی دست یک مشت آدم بچه و کسی که آگاهی از خودش ندارد و شناختی از خودش ندارد بدهید که فقط گرفتار کمالات سه گانه پایین هست.@ بخشهای مسائل جنسی یعنی طبیعی کلاً حیوانی هست مسائل عقلانی و فوق عقلانی در زندگیش اساساً ملاک محسوب نمیشود معیار نیست در زندگیش در انتخاباتش در ارتباطاتش در رفتارهایش و در چینشهای فکریش دست این بدهیم میگوید بله این دنیا دنیای خوبی نیست دنیایی هست پر تضاد بدردنخور و هم خدا برایش زیر سؤال است و هم دنیا برایش زیر سؤال است.@ ولی وقتی که انسان را بازش میکنی و به بلندای جاودانگی و به عنوان مَثَل اعلی به آن نگاه میکنی و به عنوان کسی که جامع اسماء و صفات الهی است و میتواند یک مَثَل برای الله باشد خودش چرا همه چیز زیبا و قشنگ هست تلخیها دعواها جنگها فقرها زلزلهها قحطیها بیماریها مرگ و میرها همه جای خودش هست.@ همه چیز به سر جای خودش هست و باید هم همینطوری باشد تا از داخل آن یک انسان پرورش پیدا بکند خب در مورد غمها بحثمان به پایان نرسید چند تا روایت خیلی زیبا و شیرین را در این زمینه عرض کردیم و باز ادامه بدهیم این را تا انشاء الله این بحث را به پایان ببریم.@ یکی از فرمایشاتی که نبی اکرم دارد که خیلی زیباست این مطلق چیزها را بیان کرده برایتان بخوانم وجود مقدس پیامبر(ص) (ما اَصابَ المُؤمِنَ مِن نَسَبٍ وَ لا وَسَبٍ وَ لا حَزَنٍ حَتَّی الهَمّ یُهِمُّهُ اِلاّ کَفَرَ الله بِهِ عَنهُ مِن سَیِّئاتِه) پیامبر میفرماید خیلی زیباست هیچ رنج و درد و اندوهی نیست و حتّی نگرانی.@ گاهی اوقات انسان غصه ندارد غم ندارد اما یک نگرانی ندارد چند لحظه امام صادق فرمود نگرانی حتی به این مقدار که پولش را میشمارد یک دفعه پولش کم میاید بعد یکبار دیگر درست میشمارد میبیند درست بود آن لحظه خوب نشمرده همان چند لحظهای که احساس میکند که پولش کم بود نگرانیهایی پیش میاید.@ یک دفعه سویچ ماشین را گم میکنی چند دقیقه دنبالش میگردی دنبال جورابت میگردی دنبال کیفت میگردی گاهی وقتها شوخیهای عجیبی هم اتفاق میافتد در زندگی انسان، انسان یک چیزی در دست خودش هست دنبال آن میگردد برای همه این اتفاق افتاده که یک چیزی جلوی چشمش است در دستش است بعد دارد دنبالش میگردد که پیدایش بکند بعد میبیند که همین جاست این نمیدیدش.@ همین مقدار نگرانی را خدا میفرماید من کفاره گناهان همان روز شخص قرار میدهم این مقدار که اینقدر نگران شده ولو چند لحظه است دیگر خدایی از این زیباتر مهربانتر شما کجا میخواهید پیدا بکنید همچین خدایی را، یک همچین اله به این زیبایی و به این مهربانی.@ میگوید حتی همّ شما نگرانیهای شما میتواند برای شما پاککننده باشد(اِلاّ کَفَرَ الله بِهِ عَنهُ مِن سَیِّئاتِه) هیچ کدام پس هیچ رنج و درد و اندوه و حتی نگرانی نیست که به مؤمن برسد مگر اینکه خداوند گناهان را بواسطه آن پاک بکند.@ این را من یک توضیح بدهم راجع به شخصیت مؤمن شخصیت مؤمن هدف خلقت الهی هست یعنی انقدر مؤمن برای خدا عزیز است آنقدر مؤمن پیش خدا دوست داشتنی است که خداوند میفرماید من اساساً دوست ندارم محبوب خودم را مؤمن را هیچ وقت آلوده ببینم لذا اگر گناهی کرد خیلی زود او را پاک میکنم بوسیله یکی از این مراحلی که خودش دارد توضیح میدهد.@ نمیتواند خداوند ببیند که یک مؤمن آلوده میبیند مگر اینکه انسان بیفتد به خُلق خُلقسازی بکند و نگه بدارد این را این دیگر خیلی خطرناک میشود بیفتد به یک خلقی نگه بدارد آن و روی آن پافشاری بکند مثل حسادت مثل بداخلاقی مثل تندخویی مثل زودرنجی و حساسیت مثل لجاجت با خدا لجاجت با دین لجاجت با خودش، انسان گاهی وقتها با خودش لجبازی میکند با فهم خودش لجبازی میکند با شعور خودش لجبازی میکند.@ گاهی وقتها یک چیزهایی هست که انسان پافشاری میکند و روی آن میایستد سرطانی میکند وجود خودش را، ولی به طور طبیعی اگر انسان گناهی دارد ارتکابی پیدا میشود خداوند اساساً دوست ندارد مؤمن را آلوده ببیند لذا پاکش میکند مؤمن هم چرا اینقدر پیش خدا عزیز است این همه اینقدر عزیز است که میفرماید(اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) حرمتش از کعبه هم بالاتر است.@ احترامش از خانه خدا بالاتر است مؤمن چرا؟ چون کعبه یک وسیله است برای ساخت مؤمن، کعبه راه است مؤمن میوه خلقت است در آیات الهی یادتان هست گفتیم خداوند انسانها را به شش دسته تقسیم میکند که پنج دسته آنها اساساً میوه نمیشوند یعنی از این نظام خلقت مثل باغی هست برای باغبان که باغ را کار میکند محصول مهم است اینکه محصول چه چیزی میخواهد بیرون بیاید.@ و الا اگر بگوید آقا شما این باغ را بیا بکار شما کارهایش را بیا انجام بده ولی آخر سر بما شما بگوییم میوههایش میریزد نمیرسد شما دیدید بعضی از درختان هست اینطوری هست شما کار میکنید میوه میاید تا یک مقداری شکوفه میدهد بعد میریزد درختانی که ضعیف شدند این دیگر بدرد کشاورزی نمیخورد یا باید تقویت بشود یا باید کنده بشود این دیگر به کار نمیاید.@ اگر من بدانم قرار است هزینه بکنم باغ و کارهای کشاوزی انجام بدهم ولی به میوه نمیرسم حالا بیا شاخ و برگم بده بیا ساقه بده شاخه بده سایه بده ولی آخر میوه نشود خب به چه درد میخورد چون هدف از این باغ میوه است اگر میوه ندهد فایده ندارد.@ در نظام خلقت خداوند میخواهد خلیفۀ الله خلق بکند میخواهد کسی را خلق بکند که مَثَل الله بشود متخلق به اخلاقی الهی بشود میخواهد یک کسی را بیافریند که از فرشتهها بالاتر باشد اگر قرار است انسان فرشته بشود یا از فرشته پایینتر بشود او به هدف نرسیده باید از فرشته بالاتر بشود.@ لذا چرا خداوند به مؤمن اینقدر احترام میگذارد چرا مؤمن اینقدر پیش خدا عزیز است؟ چون مؤمن میوه خلقت است از شش گروهی که انسانها را خدا معرفی میکند یکی کسانی که جماد یا سنگ هستند یا پایینتر از سنگ، حیوان هستند یا پایینتر از حیوان، یا شیطان هستند این پنج گروه از انسانها که اینها بدرد خلقت نمیخورد خدا خلقت را نیافریده برای اینها، خدا میگوید من هر چه زیبایی قشنگی لذت هست برای مؤمن آفریدم.@ و قرآن میفرماید چرا لذتهای دنیا را به خودتان حرام میکنید(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ) چه کسی حرام کرده لذتها و زیباییهای زندگی را برای بندگان؟ نباید دینی که مرامی که بیاید لذتهای دنیا لذتهای زندگی زیباییهای زندگی را بر افراد حرام بکند این دیگر اسلامی نیست قطعاً این دیگر قرآنی نیست.@ بیاید بگوید تو نمیتوانی از دنیا لذت ببری تو نمیتوانی از زیباییهای دنیا لذت ببری تو باید همیشه محرومیت بکشی همه چیز به تو حرام است تو باید یکسره در محرومیت باشید نه نمیشود اسلام هیچ لذت طبیعی و حیوانی را حرام نکرده مگر اینکه قطعاً حلالش را در اختیار انسان قرار داده یعنی حلالش هست.@ اگر من میگویم این را انجام نده حلالش را به تو دادم خوردنیها در لذات جنسی لذات بصری لذات سمعی لذات بویایی لذات خوراکی هر چیزی که شما بگویید لذات خیالی، میگوید من اول حلالش را به تو میدهد بعد حرام میکنم آن قسمتهایی که برای تو خطرناک است نمیگذارد تو به اوج برسی و الا هیچ وقت خدا لذتها را برای ما حرام نکرده.@ اصلاً حضرت میفرماید کسی که نمیتواند از دنیایش لذت ببرد این برای آخرت هم نمیتواند پرورش پیدا بکند یک کسی که عُرضه ندارد از دنیا لذت ببرد در دنیا شاد باشد و آرامش داشته باشد نمیتواند لذت طبیعی ببرد از گُل از همسر از جنس مخالف از عطر از موسیقی از خوراکیها از تفریح از کوه از دریا از همه چیز نمیتواند لذت ببرد این آدم هیچ وقت برای کارهای قوی قدرت ندارد برای پروازهای بلند بال در نمیآورد.@ حضرت میفرماید اگر میخواهید برای کارهای معنوی قدرت داشته باشید باید بخشی از زندگی روزانتان به لذت بگذرد به لذات طبیعی بگذرد هیچ چیز را حرام نکرده ولی خدا میگوید اگر من این را هم گذاشتم کوفت کافر بشود برای کافر که نگذاشتم، برای چه کسی گذاشتم؟ چون سیستم بر اساس تولید میوه طراحی شده.@ باغ اگر ما میاییم این همه هزینه میکنیم کود میگذاریم کشاورزی میکنیم نمیدانم مقدمات کارهایش را انجام میدهیم زمین و ماشین و ماشینآلات و خیلی چیزهای دیگر مراقبت برای اینکه ته قضیه به میوه برسیم اگر قرار است میوه ندهد فایده ندارد.@ خداوند این همه ملائکه میلیاردها میلیارد برابر بیشتر از ما ملائکه را در زمین بکار گرفته ملائکه شب و روز دارند کار میکند شما هر یک نفرتان چند تا اسکورت دارید صبح از خواب بلند میشوید صبح اذان صبح اسکورتهای جدید میاید برای شما تا مغرب، مغرب اسکورتهای جدید میاید از فرشتهها تا صبح با شما هستند(لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ) کسی از پشت ما در مقابل ما میایند.@ (يَحْفَظُونَهُ) ما را محافظت میکنند در مقابل بسیاری از خطرها، محافظهایی که مینویسند کارهای ما را محافظهایی که با ما هستند محافظهایی که الهامبخش هستند محافظهایی که کمک هستند محافظهایی که دعا میکنند برای ما یک تشریفات عظیمی با یک انسان راه میافتد.@ ما ساده هستیم که فکر میکنیم که من یک نفر هستم در خانهام تنها نشستم یا الان دارم پشت اتومبیل تنها رانندگی میکنم دارم میروم یک جا، اصلاً از این خبرها نیست ما در غرق ملائکۀ الله داریم حرکت میکنیم روی بال ملائکۀ الله داریم زندگی میکنیم دنبال کار علمی میرویم و هر کاری که میکنیم دور ما خیلی شلوغ است.@ فوقالعاده اطراف ما شلوغ است تمریناتش هم که به ما دادند یک ذره تمرین بکند شبها یک ذره خودش را تخلیه بکند یک ذره به خودش اجازه دیدن بدهد ما اجازه دیدن نمیدهیم قبلاً هم توضیح دادم ما میاییم اینقدر سر خودمان را شلوغ میکنیم فرصت ارتباط با غیب را از خودمان گرفتیم.@ و این کار سختی هم نیست یک تخلیه میخواهد یک تمرکز میخواهد تا این ارتباط برقرار بشود ولی ما حاضر نیستیم این کار را بکنیم آنقدر این بخشهای وهمی ما بخشهای خیالی ما بخشهای حسی ما مشغول است حالا خیلی آدم محترمی باشیم.@ بخشهای علمیمان یکسره کتاب میخوانیم یکسره درس میخوانیم بابا این کتاب را ببوس بگذار کنار یک لحظه، امشب یک دو ساعت ولش کن این کتاب را بیخیال بشو درس دانشگاه است درس حوزه است حتی عبادت است بعضی وقتها ما با عبادت هم خودمان را شلوغ میکنیم.@ این عبادت را هم انجام نده اصلاً نمیخواهد نماز شب بخوانی نمیخواهد ذکر بگویی نمیخواهد قرآن بخوانی تخلیه بکن خودت را یک چند دقیقه ول کن خودت را، بنشین، بریز بیرون هر چه داری ازاین شئونات پایین همه را بیرون بریز فراموشش کن.@ ببین اگر آماده بشوی تا شما تخلیه نکنید به خواب نمیافتید نه رؤیاهای قشنگ انسان میتواند ببیند نه انسان میتواند ارتباط با ماوراء و خانواده آسمانیش برقرار بکند اینها را قبلاً توضیح دادم در بحثی که ارتباط با خانواده آسمانی دوره دوم مباحثمان بود دیگر الان بحث عملیاتیمان هست.@ ما اینقدر اوهام خودمان را شلوغ کردیم خیالهایمان را شلوغ کردیم حسهایمان را شلوغ کردیم درگیر مسائل طبیعی شدیم یکسره با زندگی طبیعی اینقدر شلوغ کردیم که اصلاً فرصت نداریم که بخواهیم یک ارتباطی با بالا برقرار بشود یک کارهای اشتباه زیادهروی پرخوریهای اشتباه ما داریم در بخشهای مختلف، بعد فکر میکنیم که خیلی کار درستی هم داریم انجام میدهیم.@ این درست نیست یک جاهایی آدم باید ترمز را بکشد بگذارد برای عشقش بگذارد برای آسمانش بگذارد برای خانوادهاش بگذارد برای اصل و نسب خودش بگذارد برای ریشههای خودش بگذارد برای غیب برای بهشت، ما وقت نداریم همینطوری سرمان را از صبح تا شب شلوغ کردیم.@ ما دلمان نمیاید تلفنمان را سر نماز، بعضیها سر کلاس میاورند که اشتباه بزرگی است ما بارها گفتیم سر این کلاس اصلاً حرام است کسی تلفنش روشن باشد تلفن باید خاموش باشد میخواهیم غذا بخوریم آقا، سر نماز هم تلفنش جلویش هست.@ بعضیها که اینقدر استعداد دارند مقام جمع الجمعی دارند مثل رسول الله در حین نماز تلفن هم جواب میدهند یعنی هم در عرش است هم تلفن جواب میدهند پیامک هم میدهند پیامک هم میزنند هم میگیرند هم میزنند.@ ما باید فرصت تخلیه به خودمان بدهیم تا اینقدر خودمان را گرفتار نکنیم این وقت میخواهد این انرژی میخواهد خدا میگوید من همه این تشکیلات را راه انداختم برای رسیدن به این میوه، آقا من باید میوه بشوم میوه نشوم چوب بشوم شاخه بشوم ساقه بشوم فقط باید بروم بسوزم میوه است که خوراک یک آدم میشود.@ از جمادی در میاید تبدیل به چه چیزی میشود؟ میوههایی که خورده میشوند به کمال میرسند میوههایی که خورده نمیشوند لِه میشوند میگندند دوباره میروند جماد میمانند یعنی این میوه بوده میوه یعنی چی؟ یعنی گیاه گیاه بوده وقتی میپوسد وقتی میگندد میرود در زمین ارتقاء پیدا میکند یا سقوط پیدا میکند.@ چون از گیاهی رفته به جماد تبدیل شده دوباره جذب زمین میشود دوباره باید سالهای سال بگذرد تا این بیاید جماد بشود گیاه بشود آقا این اگر یک حیوان میخوردش شرافت پیدا میکرد یک سگ میخورد یک گاو میخورد یک گوسفند میخورد یک آدم اگر میخوردش.@ یک انسان وقتی میخوردش این گیاه را میرود به شعور به عقل تبدیل میشود اگر رشد پیدا بکند به فوق عقل تبدیل میشود این میوه ارتقائات پیدا میکند ما خیلی از آدمها میوه نمیشوند یعنی همیشه حمال این و آن هستند همیشه برای این و آن کار میکنند در جامعه کار میکنند خدمات دارند زحمت میکشند ولی برای زندگی بقیه هست خودشان اصلاً هیچ تکانی نمیخورند.@ ارتقاء خودش پیدا نمیکند خودش به غیب راه پیدا نمیکند این اصلاً چه فایدهای دارد زندگی کردن اینطور، قرآن میفرماید از این شش گروه یکیشان میوه میشود(وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) تمام، مؤمن که با آن چهارتا صفت(آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) اگر این شدی که میوه هستی خوش به حالت.@ حالا این میوه چقدر عزیز است برای یک باغبان؟ گُل چقدر عزیز است برای یک باغبانی که گُل میخواسته بکارد؟ شما نگاه کنید باغبانی که گُل کاشته بدترین توهین به او این هست که گُلهایش را له بکنی بِکَنی بیاندازی اینطرف، میگوید من کلی زحمت کشیدم تا این گُل را ببار آوردم پا نگذار اینطوری رویش برو بیانصاف.@ خداوند مؤمن برایش خیلی عزیز است و چون خیلی عزیز است اصلاً همینطوری تربیت ربش است دیگر رب است رب مؤمن کیست؟ فقط الله است غیر مؤمن دیگر رب ندارند ربهایشان شیطان است(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) خدا ولی مؤمنین است مؤمنین ولی دارند مولا دارند مولایشان الله است میگوید من اینها هستم.@ اما کسانی که مؤمن نیستند قرآن میفرماید خیلی تلخ است این اصلاً آدم قلبش میگیرید وقتی به این یک جمله میرسد میگوید(لا مَوْلى‏ لَهُمْ) اصلاً اینها مولا ندارند سرپرست ندارند بیصاحب هستند مربی ندارند ول هستند این وسط و اگر این وسط مؤمن نباشد به ایمان نرسانده باشد خودش را، وسط باشد شاخ و برگ میشود بله شاخ و برگ و ساقه بدرد سوزاندن و آتش و کارهای دیگر میخورد.@ ولی اگر کافر بشود(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ) ولی دارد ولی ولیش طاغوت میشود کفار، که(يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) یعنی کفار سیستمی را طراحی میکنند در کشورهای خودشان در محیطهای حکومتی خودشان که اگر تو مؤمن هم باشی وقتی میروی در آن کشور وارد میشوی.@ یا در آن فضا یا در آن فرهنگ یا در آن دانشگاه یا در آن سازمان اداره در آن سبک زندگی وارد میشوی از این طرف که میروی از آن طرف اگر میوه هم باشی کال میایی آنطرف دیگر گندیده بیرون میایی.@ (يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ) یعنی این کافر نور دارد هنوز اما وقتی در سیستم ظلمتکده بوجود میاید تاریک و آش و لاش بیرون میاید یعنی از این طرف مؤمن داخل میرود و از آن طرف چه چیزی بیرون میاید؟ هیچ نوری دیگر ندارد چقدر زیبا خدا دارد بیان میکند.@ (يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) این را برمیدارد یواش یواش نورهایش را میگیرد تا دیگر تاریک تاریک تحویل برزخ میدهدش هیچ چیزی دیگر از او نمیماند این سیستم است لذا پیامبر میگوید شما اولین کاری که میکنید مولایتان را مشخص کنید قرآن اول همین را میگوید میگوید اول ببین زیر نظر کدام مربی میخواهی تربیت بشوی کدام باشگاه میخواهی درس بخوانی زیر نظر کدام مربی.@ شخصی که استاد ندارد شخصی که سبک زندگی ندارد شخصی که پازلهای زندگیش را نچیده نقشه ندارد این آدم این وسط ول است بیبرنامه دارد زندگی میکند این اصلاً بدون برنامه دارد زندگی میکند هنوز وضعیت زندگیش را مشخص نکرده میرود ازدواج میکند ای بابا تو هنوز نقشه داری داری ازدواج میکنی روی کدام نقشه داری ازدواج میکنی.@ آقا من هنوز سبک زندگیم را مشخص نکردم نقشه ندارم بعد میروم انتخاب رشته میکنم آقا این رشته را انتخاب کردی سنگینت میکند میروم همسر انتخاب میکنم بدون اینکه بدانم به کجا میخواهم برسم یک کسی را انتخاب میکنم آویزان خودم میکنم حالا دیگر نمیتوانم بکشانمش با من نمیتواند بیاید هی وقت من را تلف میکند عمر من را تلف میکند.@ شغل انتخاب میکنم اصلاً این شغل با من تناسب ندارد با این حرکت من میخواهم پرواز بکنم این شغل من را در لجن نگه میدارد تو هنوز سبک زندگی مشخص نکردی رفیق برای چی انتخاب کردی تا شما نقشهتان را تکمیل نکردید نمیتوانید رشته انتخاب بکنید رفیق انتخاب بکنید دوست انتخاب بکنید شغل انتخاب بکنید همسر انتخاب بکنید.@ وقتی انتخاب میکنی بعد میخواهی با این بار در نقشه بروی میبینی که جور در نمیاید قرآن میگوید اول مولایت را مشخص بکن زیر نظر کدام مولا میخواهی کار بکنی اگر زیر نظر الله میخواهی کار بکنی سبک زندگیش فرق دارد زیر نظر شیطان میخواهی کار بکنی سبک زندگیش فرق دارد.@ پیامبر یک جمله خیلی زیبا دارد این را بنویسید جلوی چشمتان باشد هر وقت از اوضاع روحی و روانی و زندگیتان شاکی بودید اول یک نگاهی به این بیندازید پیامبر میفرماید(کَما تَکُونُ یُوَلا عَلَیکُم) شما شخصیتتان هر طوری باشد حاکمیت شما هم همانطوری هست.@ لیاقت شما برای این که زیر نظر چه کسی با کدام مربی با کدام بینش با کدام ساختار اجتماعی سیاسی زندگی بکنید خودتان هستید شما هستید که تعیین میکنید کافر حاکمتان باشد مؤمن حاکمتان باشد بیدین حاکمت باشد خودت میتوانی سبک، آن کسی که قرار است برای تو ساختار تعیین بکند و تو بروی در ساختار او و پازل او زندگی بکنی را خودت انتخاب کن.@ اول انتخاب کن پازلها را نگاه کن مثل همین پازلهایی که برای بچهها میخریم میگوید آقا من این پازل را خوشم نمیاید چون من وقتی بچهام این پازل را میچیند از آن یک عکس مبتذل در میاید چرا این کار را بکنم میروم یک پازل میخرم حرم امام رضا را تکمیل میکنم یک طبیعت یک گلی یک طبیعتی میدهم دست بچهام پازلش را اینطوری بچیند وقتی شکلش را چید از آن لذت ببرد.@ نه اینکه وقتی شکلش را چید از آن بترسد یک حیوان ترسناک یا یک دایناسور برای بچه چه فایدهای دارد یا یک عکس مبتذل، نه من میروم یک پازل خوب میچینم اول مشخص کن تو قرار است در پازل چه کسی زندگی بکنی چه سبک زندگی مشخص کنی تا نشینی اول کلاهت را قاضی بکنی تا نشینی فکر بکنی تا نشینی تصمیم بگیری هر تصمیمی بگیری اشتباه است هر انتخابی بکنی غلط از کار در میاید اول سبکت را مشخص کن.@ این را خوب دقت کنید مؤمن چقدر برای خدا عزیز است قیمت مؤمن از کجا میاید برای اینکه مؤمن فقط عالیترین وجود را انتخاب کرده برای مربیگری خودش، الله را انتخاب کرده و مظاهر تامش را انتخاب کرده غیر از سبک زندگی اصلاً نمیپسندد زندگی، کمتر از آن را شرمآور میداند کمتر از آن را توهین میداند به خودش که بخواهد زندگی بکند.@ اُفت میداند خجالت میداند برای خودش میگوید من باید سبک زندگی کامل جاودانه بهشتی و عالیترین سبک آن را انتخاب میکند حالا این مؤمن چون شاگرد زرنگ نظام خلقت است فقط تنها قبولی نظام خلقت است مؤمن چون بقیه رفوزه هستند همه، فقط مؤمن است که شاگرد اول است و نمره میاورد(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا).@ حالا چون شاگرد زرنگ است پیش مربی هم خیلی عزیز است همیشه شاگردهای زرنگ پیش مربی خیلی عزیزند مربی گاهی وقتها شاگردهایش را از بچههایش هم بیشتر دوست دارد.@ حالا خدا حیفش میاید این شاگردهایش را شکست خورده آلوده ضعیف ببیند ناپاک ببیند، چکار میکند؟ دائماً او را برده در یک سیستمی اصلاً سیستم ربوبیتی اله یک طوری هست که این مؤمن در هر قسمتی از دستگاه خدا کار بکند پاک میشود مصائب مرضها غصهها غمها.@ باز نگاه کنید وجود مقدس نبی اکرم(ص) (ساعاتُ الهُمومِ ساعاتُ الکَفارات) به این قشنگی شما دیدید راحت هم میتوانید حفظ بکنید همه را هم در فارسی بکار میبرید میگویم شما هم حفظ بکنید(ساعاتُ الهُمومِ) هَمّ یعنی آن نگرانیها(ساعاتُ الهُمومِ ساعاتُ الکَفارات) حفظ کنید دو تا ساعات دارد که یکی است یک هموم یک کفارات ساعتهای غمهای شما ساعتهای هم شما ساعتهای کفاره شماست پاکیهای شماست.@ بنابراین چرا یک مؤمن همیشه نشاط دارد؟ (اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) چرا مؤمن نشاطش دائمی است؟ برای اینکه مؤمن آن موقع که شاد است شاد است در حال عبادت است ساعتهای شادی مؤمن ساعتهای قشنگی و بهشتی یک مؤمن هست ولی آن ساعتهایی که یک دفعه درگیر یک مسئلهای میشود که به خودش میگیرد.@ ساعتهایی هست که مثلاً میخواهد یک پول حلال بدست بیاورد مجبور است کار بکند برود در تابستان گرم کار بکند برود در زمستان کار بکند میخواهد برود ابزار کار استفاده بکند دستش را میبرد میخ در دستش میرود خاکی میشود سردش میشود گرمش میشود پای تنور باید بایستد بالاخره سختی دارد میخواهد زندگی بکند.@ با همسرش هست یک غصههایی برایش میاورد با بچه هست بچه نگرانیهایی میاورد گرفتاریهایی دارد به طور طبیعی، میگوید همه این لحظات این دارد پاک میشود مؤمن همان لحظه میفهمد که اگر در زندگیش دارد یک هَمّی ایجاد میشود دارد پاک میشود.@ مؤمن آن لحظهها را لحظه حمامی خودش در حمام هست درست است در حمام چرک هم هست آلودگی هم هست ولی مادر همان لحظه که دارد موها را میکند چرکها را جدا میکند میداند که دارد درست است که در حمام با آب داغ سروکار دارد ولی همه را با شیرینی میرود پول هم میدهد میرود در حمام.@ مثل یک جراحی است که مؤمن درست است الان دارند به او آمپول میزنند الان دارند دستش را میشکافند ولی میداند که الان دارند یک غده را در میاورند بعدش راحت میشود درست الان دارد داروی تلخ میخورد اما پشت این تلخی یک آرامش و شیرینی دارد.@ لذا(إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً) این را خوب دقت کنید تفسیر این آیه را بفهمید قرآن نمیگوید بعد از سختی آسایش است میگوید با سختی آسایش است همان لحظه که تو داری سختی میکشی آسایشش هم با آن هست همان لحظه که چاقو را انداخته دارد میشکافد همان لحظه شروع شفای تو است شروع خوب شدن تو است شروع از بین رفتن دردهای تو است.@ تو همان لحظهای که در گرمای تابستان داری کار میکنی داری پاک هم میشوی داری سبک میشوی داری بهشت میروی داری ارتقاء مقام پیدا میکنی داری رتبه میگیری.@ مثل یک دانشآموزی هست که اضطراب امتحان را دارد نشسته با سختی هیجان امتحان را دارد قبلاً داشته هیجان را، دو روز سه روز پنج روز یک ماه یکسال کنکور خوانده حالا میاید مینشیند اما همان لحظه هم که داشت میخواند برای قبولی داشت میخواند همان لحظه هم که دارد امتحان را میدهد سختیهایش را میکشد و اضطرابش را هم دارد برای قبولی است چهار روز بعد اسمش هم در میاید برنده شده قبول شدی بفرما ارتقاء مقام داری.@ پس سیستم خدا یک سیستمی است که در غصههایش شادی است در مریضیهایش بهبودی هست در دردهایش لذت است اما همراهش هست این بخش را حتماً مراجعه کنید چون من نمیرسم این بخش را کامل کنم به مباحث غم و شادی که الان داریم در تهران میگوییم مباحثی که در سعادتآباد هست.@ آن مباحث کامل است الان حدود ده دوازده جلسهاش گذشته به آنها مراجعه کنید نمیرسم این بخش را کامل کنم بحث غم و شادی که اساساً غم خوردن کار غلطی هست برای انسان، انسان باید سیتسم تبدیل داشته باشد که اگر غم در زندگیش آمد با همین سیتسمی که عرض کردم به آرامش و شادی تبدیلش بکند اگر در بستر بیماری افتاد لذتش را هم ببرد.@ خدا رحمت کند مرحوم مجلس را دختر فاضلهای داشت مجتهدهای بود ایشان یک موقعی از پله افتاد پایش شکست بعد دیدند خیلی با نشاط است و میخندد پایش شکسته درد هم دارد فرمود دارم به اجرش فکر میکنم که این چه نصیب من شد یعنی آن جلوی درد را میگیرد.@ که اگر الان من تصادف کردم پایم شکست بیمارستان دارم میروم گچ دارم میگیرم محدود دارم میشوم چه چیزی نصیب من میشود فرمود در بهشت درجاتی است که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد لذا مؤمن همان لحظه هم که مریض است میداند دارد به یک جاهای خاصی در بهشت راه پیدا میکند که هیچ طور دیگری نمیتواند برود.@ دارد درهای خاصی به رویش باز میشود که هیچ طور دیگری نمیشد باز بشود این موقعی که دارد درد میکشد مثل زمانی است که دارد زور میزند در یکی از قصرهای بهشت را باز بکند سختی دارد اما دارد درهای جاهای خیلی خاص بهشت را باز میکند بله فشار دارد سختی هم دارد گنج پیدا کردن این سختیها را دارد.@ مردم برای یک گنج دنیایی خودشان و آدمهای زیادی را به کشتن میدهند که به یک گنج برسند گنج آخرت گنج جاودانگی گنج کوچکی نیست شما یک چیزی میشنوید میگوییم بهشت، همینطوری یک چیزی فقط نمیتوانی خود قرآن میگوید محال است بتوانید بفهمید بهشت چطور جایی است.@ شما یک گُل یک زیبایی یک موسیقی یک لذت را بردار یک ضریب چند میلیارد بگذار جلویش حالا میرزا خدا رحمتش بکند فرمود ده میلیارد برابر ولی ده میلیارد شما بگذار در نسبت ببین ده میلیارد کجاست خیلی مسئله بالاتر از اینهاست وقتی میگوید بهشت، چطوری ما میتوانیم بفهمیم.@ چطوری یک جنینی که در رحم مادر هست میتواند بفهمد که دنیا چقدر قشنگ و بزرگ است ما الان چطوری در رحم دنیا هستیم میتوانیم بفهمیم بهشت یعنی چی، مگر شوخی هست بهشت، مگر کم جایی است که با این فشارهای زندگی محدود خدا میگوید من اینها را به شما میدهم ولی نق و قور نزن شعور داشته باش بفهم که من الله تو هستم دارم تو را تربیت میکنم.@ ما مثل یک بچه لوس و ننر هستیم که رفتیم در یک باشگاه که مربی وقتی دارد مشت میزند در سینه ما در شکم ما برای تقویت ما هم برویم گریه بکنیم بگوییم مربی من را زد ما هم ناراحت بشویم چنگ بزنیم در صورت مربی برای چی من را میزنی برای چی داری تمرین میدهی.@ آنوقت ما داریم به رب خودمان توهین میکنیم گاهی وقتها میافتیم به جان خدا دری وری میگوییم بد و بیراه میگوییم بابا میگوید من دارم تو را شبیه خودم میکنم تو باید تراش بخوری تو اگر تراش نخوری قیمت نداری یک سنگ را یک دفعه میبینی میاورند در بازار میفروشند ده میلیارد.@ چند وقت پیش من یک سنگ کوچک را دیدم جایی در یک نمایشگاهی یک یاقوت اینقدری یک خطاطی مال 180 سال پیش یک حدیث روی این نوشته(قالَ سَیدُ الکُونَین حُسَینُ مِنّی وَ اَنَا مِن حُسَین) روی یاقوت، بیست میلیارد تومان پول این یک تکه است بیست میلیارد تومان قیمتگذاری کردند این را، حالا این اگر تراش نمیخورد همان سنگ عقیق در کوه بود چه قیمتی داشت.@ این باید بیاید تراش بخورد تا یک دفعه میلیاردی برود رویش آدم اگر تراش نخورد یک دانه سیب مگر چقدر ارزش دارد این باید در دل خاک برود تا بزند بالا یک سیب به آن زیبایی بشود تا فرصت جذب به حیوان و انسان را داشته باشد فرصت راهیابی به غیب را داشته باشد.@ انسان تا مصیبت نبیند تا تراش نخورد به قیمت نمیافتد خدا میگوید من دارم تو را تراش میدهم دارم به تو قیمت میدهم برای چی نق و قور میزنی برای چی بیادبی میکنی.@ در روایت داریم کسی که (مَن لََم یَرضِ بِرِضایی) کسی که راضی به رضای من نیست کسی راضی به قضای من راضی به رفتارهای من با خودش نیست (فَلیَتَخِذ رَبّاً سِوائی) برود یک خدایی غیر از من را انتخاب بکند اگر با من نمیتواند کار بکند برود دنبال یک خدای دیگر.@ یا با من کار میکنی اعتماد داری به من میدانی من تو را کجا دارم میبرم پس ساکت شو یا اگر اعتماد نداری به من خدا برو هر خدایی را دلت میخواهد انتخاب کن نمیخواهم در دستگاه من باشی برای همین هم خدا میگوید من اصلاً با او حرف نمیزنم(لا یُکَلِّمُهُمُ الله) من روز قیامت هم با این حرفی ندارم چون این در دنیا با من حرفی نداشت قهر بود منم قهر کردم.@ این اصلاً نمیخواست با من کار بکند در سیستم من نمیخواهد کار بکند آقا زوری که نیست خدا میگوید مشرکین روز قیامت میگویند یا در دنیا میگویند(لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا) ما اگر خدا نمیخواست نه ما و نه پدر مادرمان مشرک میشدند خدا میگوید شما دلیلی برای این حرفهایتان ندارید من خدا اگر میخواستم اگر به خواست من بود من موجود مختار آفریدم هرگز خواسته خودم را به شما تحمیل نمیکنم.@ در قرآن چند جا میگوید میگوید اگر به خواست من خدا بود که من همه شما را مؤمن میکردم ولی چون من بنا ندارم به شما زور بگویم بنا ندارم اجباراً کسی را به بهشت ببرم به اختیار خودتان سپردم هر کس میخواهد بهشت بیاید بیاید(إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً) من راه را به شما نشان میدهم میخواهید بهشت بیایید میخواهید جهنم بروید خودتان انتخاب بکنید.@ من به شما زور نمیگوییم میایی در سیستم من میخواهی شبیه من بشوی اما من میخواهم در سیستم تو بیایم اما نمیخواهم کوچک بمانم نمیخواهم کوتوله باشم خدا میگوید چقدر میخواهی بزرگ بشوی به اندازه من خوب است میخواهی اینقدر بزرگ بشوی بله خدایا.@ پس بایست ببین من چطوری تو را تربیت میکنم هر چه گفتم گوش کن تا شبیه من بشوی وقتی مینشینی از خودت نظریه میدهی اجتهاد میکنی هی نق میزنی هی قور میزنی خدا چرا اینطوری کرد پیغمبر چرا اینطوری کرد حضرت علی چرا آنطوری کرد فاطمه زهرا چرا اینطوری کرد امام حسین چرا اینطوری کرد آدم بیادب و نفهمی هست کسی که این حرف را میزند.@ چرا؟ چون به مربیهای معصوم خودش اعتراض میکند آقا یا تو میفهمی یا آنها میفهمند یا تو میفهمی یا خدا میفهمد اگر شعورت میرسد چه کسی رفته باشگاه به استاد بگوید استاد چرا باید ضربه را اینطوری بزنم چرا اینطوری نزنم چرا آنطوری نزنم استاد میگوید نه اینطوری باید بزنی اینجا باید بیاید اینجا هم باید بپیچانی خیلی خب دستت را اینطوری باید بیاوری بالا هر چه من گفتم دو مرتبه پنج مرتبه ده مرتبه با این زاویه، چشم.@ چه کسی میرود با مربیش کدام آدم عاقلی میرود با مربی خودش کلکل میکند بچه فسقلی نشسته اینجا با خدا دارد کلکل میکند خدایا من این کارت را قبول ندارم پیغمبر من این کارت را قبول ندارم امام حسین من این کارت را قبول ندارم فاطمه زهرا من این کارت را قبول ندارم خب بارک الله.@ پس تو بیشتر میفهمی که قبول نداری شعورت بیشتر میرسد از الله از متخصصین معصوم بیشتر میفهمی که اینقدر نق و قور داری به احکام الهی، اگر بیشتر میفهمی برو یک مربی دیگر انتخاب کن برو همان کسانی که لایقت هستند مربی تو باشند برو نفس خودت را اله خودت قرار بده.@ یا اله تو الله است یا خودتی نفس خودت هست(أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ) قرآن میگوید ندیدی کسی که به جای من هوای نفس خودش را میکند اله خودش، شهوات خودش را اله خودش میکند.@ آقا ما حق غصه خوردن نداریم با این خدا، ما در باشگاه خداییم ساعتهای تفریح و خوشیمان خوشی است ساعتهای سختی زندگیمان هم خوشی است کدام ساعتهایش تلخ است واقعاً آقا مریضیهایش تلخ است خُب تو که داری ارتقاء مقام پیدا میکنی هم داری تصفیه میشوی هم داری ارتقاء مقام پیدا میگیری داری شفا میگیری در مریضهایش، در سختیها در از دست دادنها داری به دست میآوری.@ بعد هم از دست دادنها مال کدام طرف است دستهای من را نگاه کنید هر چه خدا دارد از ما میگیرد مال بخشهای پایینی است اصلاً از بخشهای بالایی خدا کم نمیکند از ما که سختی بکشد بخش اصلی من این است خدا یک جا در احکام الهی دارید که خدا به این بخش سختی وارد کرده باشد به فطرت؟ نه.@ هر چه هست مال بخشهای حیوانی است تو زورت میاید چسبیدی به حیوانیتت نمیخواهی رشد بکنی نمیخواهی ارتقاء پیدا بکنی میگویی خدایا من گاوم را هم میخواهم میگوید گاوت که نمیتواند در باشگاه بیاید میگوید نه من باید گاوم را در باشگاه بیاورم من باید الاغم را در میهمانی بیاورم بابا الاغت را بگذار کنار خودت بیا در میهمانی.@ ما حاضر نیستیم ما میگوییم خدایا اگر میخواهیم بیاییم سر نماز همه شهوتها خیالها اوهاممان را هم میخواهیم بیاوریم اگر بخواهیم برویم حج همه بخشهای حیوانیمان هم میخواهیم بیاوریم اگر میخواهیم بیاییم در غیب در آسمان میخواهیم هر چه کثافت جمع کردیم با خودمان آنها را هم بیاوریم اگر تو بگویی اینها را نیاور از دست تو دلخور میشویم خدایا.@ خود منی که این حرفها را به خدا میزنم اگر یک نفر را دعوتش بکنم سگش را بیاورد خانمان ناراحت میشوم با یک گوسفند یک موقع بیاید سر سفره، سگ نه که نجس است یک حیوان پاک بیاورد گربهاش را بردارد بیاید سر سفره گوسفندش را هم بردارد بیاورد با یک گوساله یالله در را باز کنید گوسالهمان هم آمد تو، به ما برمیخورد.@ من شما را دعوت کردم من گوسالهات را دعوت نکردم حتی شما یک کسی را دعوت کردید میبینید بچههایش را برداشته آورده دختر خاله پسرخالهاش هم برداشته آورده بابا من یک نفر را دعوت کردم تشریف بیاورید قدمتان سر چشم بقیه را برای چی برداشتی با خودت آوردی.@ به خدا من ناراحت میشوم من خودم با خدا خیلی بدتر از اینها رفتار میکنم خدا میگوید تو شبیه منی پس بیا پیش من بخشهای دیگرت وسیلهای برای رشد تو هستند آنها فقط شاخه هستند ته قضیه باغبان میوه را میکند نمیاید از شاخه ببرد بیندازد در جعبه، میوه رسیده میوه را میکند میگذارد در جعبه، ما میرویم میوه میخریم.@ خدا وکیلی دیدید الان بعضیها میروند پرتقال بخرند من دیدم در مغازه طرف از بس خسیس است حالا مگر چهار تا ورق کاغذ دور پرتقال چقدر وزن دارد چند گرم میشود نه کاغذهایش را جدا کن تو داری به من بد میفروشی حالا چهارتا کاغذ است پیچاندند دور این پرتقال بگذار بکشد شد یک کیلو بردار.@ آقا این کاغذها شش تا دانه کاغذ شش تا پرتقال چهار تا پرتقال یک کیلو میشود چهار تا کاغذ را وزن بکنی چند گرم است هیچ چیز محسوب نمیشود این دارد با فروشنده اینقدر بخیل است چانه میزند که این چهارتا کاغذ را در میوههای من نگذار.@ ما داریم با خدا خیلی بیانصافی میکنیم آقا باغبان میوه را میکند میگذارد آنجا، پوست پیاز چقدر قیمت دارد این طرف بنده خدا سرتاس را کرده در این کف وانت خالی میکند میگوید نه این پیازهایت یک عالمش پوست است حالا یک عالمش که پوست است پوستها را بردار یک بار وجدانت را به کار بگیر این پوستهایی که اضافه ریخته در پنج کیلو پیاز تو همه پوستها را بردار ببین صد گرم میشود که تو اینقدر دارد به تو برمیخورد.@ بعد ما با خدای خودمان هر آشغالی را میخواهیم ببریم خدا میگوید اینها را پاک کن تمیز کن صاف من با خودت کار دارم.@ تراش، خدا ما را تراش میدهد خدا ما را پاک میکند ولی ما میخواهیم مقاومت بکنیم ما میگوییم خدایا مثل بچه لوس و ننر نه من سر کلاس میاییم باید شکلاتم را هم بیاورم بلیسم کیمم هم دستم بگیرم ساندویچم هم دستم باشد عروسکم را هم بیاورم ماشین کوکیم را هم بیاورم بعد بنشیم سر کلاس درس بخوانم راه نمیدهند اینها را بگذار کنار موقع درس خواندن است الان موقع شدن است مادرم هم بیاید کنارم باشد یک موقع به من بد نگذرد نمیشود.@ روایت را ادامه بدهم حدیث را یکبار بخوانید(ساعاتُ الهُمُوم ساعاتُ الکَفارات وَ لا یَزالُ الهَمُّ بِالمُؤمِنِ حَتّی یَدَعَهُ وَ ما لَهُ مِن ذَنب) این نگرانیها با مؤمن هست و زمانی مؤمن را رها میکند نگرانیها که دیگر گناهی هم برای مؤمن باقی نمانده باشد.@ چقدر این قشنگ است این، حتی تا لحظه آخر مردن مؤمن با یک مریضی با یک نگرانی با یک چیزی خدا میگوید من نمیگذارم بالاخره موقعی که فرشته میخواهد ببردش آلوده ببرود مگر اینکه خود انسان اصرار بر گناهان و اخلاق، اخلاق را دقت کنید دفعه چندم است دارم بر خلقهای ماندگار بگذارد که این دیگر باید در برزخ برود دو سه هزار سال خوب در بیمارستان جراحی بکنند از او بِکَنند.@ جهنم هم جزء نعمتهای الهی است یکی از مظاهر اسم سلام خدا جهنم است، الان مظهر سلامتی جامعه ما چیست؟ پزشکان، درمانگاهها، سیستم بهداری و بیمارستانی هر دو سیستم، سیستمهای بهداری از همه قشنگتر است چرا؟ چون با یک آمپول با یک کار کوچک یک سلامتی به آدم میدهند یک واکسن میزنند آدم تا آخر عمر راحت است.@ سیستم اسلام سیستم بهداری است اما سیستم بیمارستانی هم قبول است چرا؟ اگر آسیب دید حالا باید برود خیلی بیمارستان هزینه بکند اسلام از اول میگوید سیستم بهداری بهتر است مسواک بزن تا آخر عمر راحت باشی دیگر دندان درد و هزینه بیمارستان و درمان و کندن و کرمخوردگی و عوض کردن و پر کردن و عصبکشی اینها را نمیخواهد بدهی این سیستم را بروی بهتر است.@ ولی اگر بهداشت را رعایت نکردی حالا باید هزینه بپردازی این باید کنده بشود کشیده بشود گرفتاری زیاد دارد ولی بالاخره سیستم درمانی کشور الان مسئول سلامت است جهنم، برای همین خدا در سوره الرحمن جهنم را بعنوان چه چیزی معرفی میکند؟ بعد از اینکه جهنم را معرفی کرد که میگوید این جهنم است میگوید(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ) کدام نعمت خدا را انکار میکنید جهنم نعمت بزرگی است چرا؟ چون شما را به بهشت جاودان میرساند.@ جهنم پاکتان میکند ولی آدم خوشش نمیاید بیمارستان برود مگر زور است آدمی که میتواند بیمارستان نرود و کاری میکند که بیمارستان برود واقعاً عقل ندارد میگوید با سیستم بهداری تمامش بکنید سیستم دنیا سیستم بهداری است خدا میگوید من در سیستم دنیا بهداری است با یک مشکلات دنیایی من حلش میکنم که دیگر در جهنم نروی.@ شب اول قبر به آن طرف تو دیگر نمیتوانی بروی جهنم برایت سخت است ما هی اصرار داریم نگه داریم میگوید بابا این حسادت را بگذار کنار اینقدر لجبازی نکن نمیتوانی تو در قبر عذاب حسادت را ببری تو نمیتوانی جهنم عصبانیت را بروی تو نمیتوانی جهنم شهوتها را بروی تو نمیتوانی جهنمهای زودرنجیها و حساسیتهایش را بروی اینها هر کدام جهنمهایش فرق میکند دردها و روشهای درمانیش هم فرق میکند.@ مثل تخصصهای مختلف در بیمارستان بیماریهایش فرق میکند دکترهایش را فرق میکند روشهای درمانی فرق میکند دردهایش فرق میکند درمانهایش هم فرق میکند جهنم هم همین تقسیمبندی را دارد.@ تو نمیتوانی در جهنم بداخلاقی بروی تو در جهنم بدبینی نمیتوانی بروی که بدبین باشی تو سختت هست آنجا نرو بیا در دنیا با هم حلش بکنیم خدا میگوید بعضی از آدمها نمیخواهند اصرار دارند که حتماً آن جهنم را ببینند.@ خدا میگوید حسادتهایت را کنار بگذار تمامش کن لجبازیهایت را کنار بگذار کینههایت را کنار بگذار عصبانیتهایت را کنار بگذار شهوتهایت را بگذار کنار، دروغگوییها حقهبازیها خودشیفتگیهایت را کنار بگذار تمامش کن ولی این تمام نمیکند میخواهد همینطور ادامه بدهد همینطوری.@ و الا خدا میگوید بابا همین جا با بهداری بس است بیا یک واکسن بزن برو تمام است ما میگوییم نه اصرار داریم که در بیمارستان برویم آقا بیمارستان جای خوبی نیست هزینه دارد وقت گرفته میشود دردش هم خیلی زیاد است معطلیش هم خیلی زیاد است در بهداریت حلش میکنیم میرود(وَ لا یَزالُ الهَمُّ بِالمُؤمِنِ حَتّی یَدَعُهُ وَ مالَهُ مِن ذَنب) چه موقع ولش میکند این غصهها؟ زمانی که دیگر پاک شده تمام که شد دیگر غصه هم برداشته میشود.@ قربان خدا بروم با این مهربانیهایش ببینید چقدر(وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ) قرآن میگوید شما واقعاً قدر من خدا را نمیدانید چقدر خدا از نفهمیهای ما شاکی است از نادانیهای ما چقدر شاکی است میگوید شما(وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ) اصلاً شما قدر من را نمیدانید.@ شما عاشق این هستید که من را ول کنید بروید سراغ شیاطین، عاشق این هستید دل شیفته این هستید که از من دست بردارید قهر کنید با من از نقشه من نمیتوانید من را به عنوان یک مربی انتخاب بکنید دوست دارید بروید زیر نظر مربیهایی که همه بندگان من هستند ذلیل و ضعیف و بدبخت و خودشان گرفتارند دوست دارید زیر نظر آنها بروید برو خلایق هر چه لایق برو هر جا دلت میخواهد برو.@ آخرین روایت را هم بخوانم البته دو تا روایت بیشتر نمانده اما فکر نمیکنم برسیم چقدر قشنگ است این، از وجود امام صادق است جانم خدا، یعنی هیچ چیز را فروگذار نکرده آنجا گفت اگر پولت را بشماری کم بیاید اضطراب بگیردت همین چند لحظه که پولت را شمردی کم آمد اضطراب گرفت تو را کفاره گناهانت هست.@ اینجا میگوید اگر یک خواب بد دیدی اذیت شدی بندهام اذیت شد خدا ببینید چقدر مهربان است بندهام یک خواب بد دید اذیت شد گناهانش را بریزید خدا میگوید در روز نمیشد من این را پاکش بکنم با یک خواب بد تمامش میکنم در خواب پاک میکنم قربان این خدا بروم آدم با این خدای مهربان چکار بکند.@ دو تا روایت هست اصلاً آدم میخواهد خودش را برای این خدا تکهتکه بکند دل آد ضعف میرود برای این خدا، دل آدم برای این پدران آسمانی ضعف میرود برای امام صادق برای اهل بیت دل آدم واقعاً ضعف میرود برایشان ببینید(اِنَّ المُؤمِن لَیُهَوَلُ عَلَیهِ فی مَنامِه فَتُغفَرُ لَهُ ذُنُوبُه وَ اِنَّهُ لَیُمتَحَنُ فی بَدَنِهِ فَتُغفَرُ لَهُ ذُنُوبُه).@ امام صادق فرمود(اِنَّ المُؤمِن) حقیقت این است که مؤمن خواب ترسناکی که میبیند اذیت شده(لَیُهَوَلُ) هول شنیدید دیگر با ه دو چشم خواب وحشتناک دیده(فی مَنامِه) در خوابش(فَتُغفَرُ لَهُ ذُنُوبُه) میگوید بندهام اذیت شد در خواب پاک و آسیب بدنی میبیند(فی بَدَنِهِ) که این را توضیح دادیم(فَتُغفَرُ لَهُ ذُنُوبُه) پایش لیز میخورد آسیبی میبیند تصادفی میکند مریضی میشود گناهانش را پاک میکند خداوند تبارک و تعالی.@ با این خدای به این مهربانی آدم باید غصه بخورد برای دردسرهای زندگیش به قرص خوردن بیفتد آدم به اضطراب میافتد با این خدا، میگوید هیچ نگرانی در زندگی تو نیست برای اینکه من پایت حساب میکنم هیچ چیزش را مفت پایت حساب نمیکنم الکی نیست که در دنیا تو سختی بکشی لحظه به لحظهاش را پایت حساب میکنم.@ برای همین ساعتهای اوج یک انسان ساعتهای شادی زندگیش نیست فقط ساعتهای غصه و سختیهای زندگی انسان ساعت اوج زندگی یک آدم است ساعتی است که آدم پرواز میکند و اوج میگیرد.@ مریضیها غصهها از دست دادنها فقدانها برای انسانها اوج میاورد یک تک روایت هم مانده از نبی اکرم دیگر نمیرسیم وقتمان تمام شده این را انشاء الله برای جلسه بعد این هم خیلی قشنگ هست که انشاء الله بماند برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@