اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان را درباره شیطان که رسیده بود به بحث گناهان عرض کردیم و گناهان را هم تا حدودی که مناسب این جلسات هست معرفی کردیم نکته مهمی که میخواهم عرض بکنم این هست که این بحثی که در این جلسات به مناسبت شیطان، حمله چپ شیطان که گناه هست مطرح شد همان به تناسب بحث شیطان بود.@ یعنی بحث کافی و وافی و جامعی درباره گناه نیست با اینکه شاید بیش از ده جلسه هم طول کشید اما کافی نیست حتماً ضرورت دارد اگر کسانی که میخواهند کار جدی بکنند در فعالیتهای روحی و معنوی و رشد حقیقی بکنند حتماً خودشان به مباحثی در این زمینه سر بزنند.@ آیات و قرآن را کامل ببینند روایات را کامل ببینند در این زمینه مباحثی که اساتید بزرگ اخلاق کردند آنها را هم ببینند تا به یک قدرت و موفقیت برسند بحث ما بحثی بود که عرض کردم فقط در حد معرفی بود و همین مقدار که بدانیم شیطان یکی از حملههایش حمله سمت چپ گناهان هست و طبق دستور آقا امام رضا(ع) فرمود که به شیعیانم بگویید که شیطان را بر خود راه ندهند.@ غرض معرفی بعضی از اقسام وسوسههای شیطان بود در اینجا ما بحث را تمام نمیکنیم هنوز بحث گناه تمام نشده اما یک بحث مختصری درباره ستاریت خداوند تبارک و تعالی عرض میکنم بعد میرویم سراغ بحث خیلی شیرین و بحث خیلی جذابی درباره گناه و آن بحث مکفرات هست.@ یعنی چیزهایی که باعث میشود گناهان انسان از بین برود و انسان پاک بشود و انشاء الله بدون حساب وارد بهشت بشود انشاء الله، درباره ستاریت حق تعالی ما روایات متعدد و ادعیه زیادی داریم که خود این بحث ستار انشاء الله از بحثهایی هست که باید در اسماء الله پیگیری بشود خداوند انشاء الله لیاقت سعادت توان بدهد و بتوانیم این بحث را انشاء الله بحثهای اسماء اللهمان را ادامه بدهیم که به بحث ستار برسیم.@ الان هم نمیخواهیم بحث جدیدی را تحت این عنوان باز بکنیم به مناسبت بحث گناه این بحث ستاریت فقط مطرح میشود که روایات متعددی داریم که خداوند تبارک و تعالی پردههای زیادی را روی انسان میاندازد و به راحتی اجازه نمیدهد که گناهان انسان فاش بشود و دوست هم ندارد که این کار را بکند.@ اساساً یکی از چیزهایی که در اسلام خیلی به آن عنایت شده و کمتر به آن توجه میشود این هست که خداوند تبارک و تعالی به هیچ وجه دوست ندارد که پرده کسی کنار برود و این دوست نداشتن خودش را در احکام و قوانین خودش کاملاً نشان داده.@ به کسی اجازه نداده که پیش کسی درد دل بکند و از گناهان خودش سابقه خودش و گذشته خودش بگوید به کسی اجازه تجسس فضولی تجاوز در مورد کسی و کشف لغزشها گناهان و آلودگیها را نداده و به کسی اجازه نداده که اگر چیزی از کسی دید یا شنید آن را بیان بکند و حتی در مورد حدود هم خداوند تبارک و تعالی آنقدر سخت گرفته که گناهی معلوم نشود و پردهای دریده نشود.@ آنقدر شرائط گناه شرائط اقرار به گناه سخت هست یا اثبات گناه که اساساً اسلام دنبال این که گناهی اثبات بشود نیست مثلاً حتماً باید چند تا شاهد باشد بعضی از گناهان باید شاهد باشد برای شهود آنقدر شرائط سخت گرفته که به راحتی کسی نتواند گناهی را ثابت بکند و به این مسئله خیلی توجه شده.@ اگر کسی اهل ستر اهل پوشش نباشد و بخواهد پردهدری بکند بخواهد باطنخوانی بکند بخواهد یک کسی را رسوا بکند بخواهد یک کسی را حالش را بگیرد بخواهد باطن یک کسی را رو بکند به هر دلیلی، این جایی هست که پرده خودش دریده میشود.@ یعنی شخص به شدت از رحمت خدا دور میشود کسی که علاقهای دارد که چیزی از کسی بفهمد یا چیزی را بیان بکند پردهدری بکند نه از خودش نه از دیگران، این خیلی تأکید شده در اسلام، باز دارم تأکید میکنم اسلام اساساً نمیخواهد شما در حدود و دیات اگر دقت کرده باشید شرائط آنقدر سخت هست که اصلاً خدا نمیخواهد کسی گناهش ثابت بشود.@ نمیخواهد کسی به جرم و جریمه و شلاق چیزهای دیگر کشیده بشود نمیخواهد کسی به عقوبت دچار بشود خداوند میخواهد اگر کسی گناهی کرده بین خودش و خداوند حل بشود و به هیچ وجه به بندگان خدا نرسد.@ لذا یکی از کارهای بد و زشت اعتراف کردن به گناه هست اقرار به گناه کردن هست آنجایی که خداوند تبارک و تعالی پای حق کسی در میان نیست آنجایی که خداوند دوست ندارد که اساساً این گناهان فاش بشود.@ روایتهای متعددی هست که در این زمینه فرمودند که خداوند برای بنده مؤمنش سپرهای مختلفی را قرار میدهد حجابهای مختلفی را قرار میدهد و تعداد اینها هم در روایات متفاوت هست که چند تا پرده قرار میدهد خداوند تبارک و تعالی ولی از جمله چیزهایی که میتواند همه پردهها را یک جا کنار بزند این هست که یک نفر خودش اهل پردهدری باشد یعنی بخواهد که پرده کسی را بدرد.@ لذا حضرت میفرماید که حالا من روایات متعددی هست همه را نمیخوانم برایتان چون میخواهیم وارد بحث مکفرات بشویم این که گاهی وقتها در روایات آمده که اگر کسی گناهی انجام بدهد یکی از آن پردهها کنار میرود وقتی دوباره گناهی انجام بدهد یکی از آن پردهها کنار میرود دهها پرده خداوند تبارک و تعالی در روایت داریم چهل پرده هفتاد و دوتا باز همینطور رقمهای دیگر.@ دهها پرده خداوند تبارک و تعالی بر انسان میاندازد تا انسان سالم بماند پاک بماند میفرماید با هر گناهی پردهای دریده میشود اما آنچه که خیلی مهم است این هست که در روایت داریم همه پردهها را یکجا کنار میزند این هست که انسان بخواهد پردهدری بکند از کسی یعنی پرده کسی را کنار بزند بخواهد راز کسی را بداند بخواهد معصیت کسی را دوست داشته باشد.@ انحراف کسی را علاقه داشته باشد بداند یا اینکه نعوذ بالله از این بدتر بخواهد انحرافی را که دیده گناهی را که دیده بیان بکند جایی همان مثالی را که زدم پیغمبر به امیرالمؤمنین(ع) فرمود که اگر مؤمنی را در حال زنا ببینی چه میکنی؟ حضرت فرمود او را میپوشانم فرمود اگر برای بار دوم ببینی چه میکنی فرمود میپوشانم فرمود اگر بار سوم ببینی چه میکنی فرمود میپوشانم که پیغمبر فرمود (لا فتی الا علی).@ ولی ما نه ما اگر یک مؤمنی را ببینیم یک بار یک گناه بکند دوست داریم بگوییم آخ آخ این بنده خدا که من اصلاً از او انتظار نداشتم این گناهان را مرتکب شده و برویم با تعجب بیان بکنیم که اینطور است خیلی فرق هست بین اخلاق ما و اخلاق الهی متفاوت هست.@ انسان همان آدمهای خوب همان آدمهایی را که توقع ندارد اگر از آنها گناهی دید باید پردهپوشی بکند بیشتر از جاهای دیگر لذا حضرت میفرماید که (فَاِذا عابَ اَخاهُ المُؤمِنَ بِشَیءٍ یَعلَمُهُ مِنهُ اِن کَشَفَت تِلکَ الجُنَن عَنه وَ یَبقی مَهتُوکَ السِتر فَیفتَضِحُ فِی السَماءِ عَلی اَلسِنَۀِ المَلائِکَه وَ فِی الاَرضِ عَلی اَلسِنَۀِ النّاس).@ حالا من همه روایت را هم برایتان نخواندم که حضرت میفرماید خداوند برای بنده مؤمنش سترهای زیادی را قرار داده و هر وقت یک گناه انجام میدهد یکی از آن پردهها برداشته میشود اما اگر یک عیبی از مؤمنی بداند از یک مؤمنی عیبی را گناهی را بداند حالا ممکن است گناه هم نباشد یک عیب باشد یک چیزی بداند و (عابَ اَخاهُ المُؤمِنَ بِشَیءٍ).@ بیاید سرزنش بکند برادرش را، بیاید به رُخ برادرش بکشد که خودش میداند پس اگر ما عیبی را بدانیم و بیاییم این را بیان بکنیم و سرزنش بکنیم شخص را میفرماید که (اِن کَشَفَت تِلکَ الجُنَن) همه گناه پردهها یک دفعه کنار میرود.@ انسان بدترین چیزی که در روایت داریم بدترین چیزها سرزنش کردن افراد است این که انسان یک کسی را به گناهی که میداند کرده یا به گناهانی که کرده بخواهد سرزنش بکند خیلی خطرناک است این حالت و بعد میفرماید (فَیفتَضِحُ فِی السَماءِ عَلی اَلسِنَۀِ المَلائِکَه وَ فِی الاَرضِ عَلی اَلسِنَۀِ النّاس) مفتضح میشود این شخص بیآبرو میشود در آسمان بر زبان فرشتهها و در زمین بر زبان مردم مفتضح میشود.@ پس خیلی کار خطرناکی است بیان کردن عیب دیگران به رُخ طرف کشیدن حالا وای به حال کسی که به رُخ طرف نکشد و برود یک جایی بیان بکند غیبت بکند نعوذ بالله آن دیگر خیلی پردهدری خطرناکی است غیبت کردن و گفتن عیب کسی یا ضعفهای کسی یا بد گفتن از کسی اینها دیگر خیلی خیلی خطرناک است.@ اینقدر خطرناک است که فرمود از زنا بالاتر است در بعضی جاها فرمود غیبت از هفتاد زنا بالاتر هست زنا چقدر فحشا در آن هست چقدر پردهدری در آن هست غیبت از آن هم بدتر است.@ ولی ما متأسفانه چون این را درک نمیکنیم فکر میکنیم اگر یک کسی غیبت کرد یا خودمان غیبت کردیم محترم هستیم اهل فحشا نیستیم ولی اگر یک کسی رفت زنایی کرد اهل فحشاست فقط او اهل فحشا و منکرات هست اما در بین ملائکه و در نزد خدا این شخصی که اهل غیبت کردن و بدگویی از دیگران هست به مراتب منفورتر هست به مراتب بیشتر اهل فحشا شمرده میشود این آدم به عنوان یک اهل فحشا به عنوان یک بدکار به او نگاه میشود.@ باز در بعضی از روایات داریم که اگر انسان توبه بکند خداوند پردهاش را به او برمیگرداند آن پردهای که از او برداشته شده به او برمیگرداند یک مناجاتی هم از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست که این روایت را هم برایتان بخوانم که خیلی زیباست این دعا (تَعالی مِن قََویٍ ما اَکرَمَهُ وَ تَواضَعَت مِن ضَعیفٍ ما اَجرَئَکَ عَلی مَعصیَتِه).@ میفرماید که چه بلندمرتبه است و چقدر کریم است خدایی که در عین قدرتمندی در حالی که اگر کسی معصیتش بکند میتواند او را مفتضحش بکند یا نابودش بکند بردبار هست این خدا چقدر بردبار هست.@ (وَ تَواضَعَت مِن ضَعیفٍ ما اَجرَئَکَ عَلی مَعصیَتِه) میفرماید که تو چه پستی با آن همه ضعفی که داری نسبت به خداوند نافرمان و گستاخی، خیلی عجیب است علی(ع) چطوری دست گذاشته روی کجا، میگوید خدای قادر و قدیر و اعلی بردبار است در مقابل گناهانی که از او میشود و ما چقدر پستیم که با وجود این همه ضعفی که داریم یک خدای آنطوری را بیادبی میکنیم و گستاخی و نافرمانی میکنیم.@ خیلی عجیب است این ماجرا یک موجودی که هیچ چیزش از خودش نیست نه حیاتش نه وجودش نه صفاتش نه رزقش نه نیرویی که دارد هیچ نیرویی نیست هر نیرویی که دارد حتی با نیرویی که از خدا میگیرد معصیت خدا را میکند چقدر بیحیایی است که انسان این قدرت را از الله بگیرد و گستاخی بکند و بیادبی بکند.@ بعد میفرماید که حال آنکه در پناه عفو و پردهپوشی او به سر میبری معصیتش میکنی با آن قدرتش و با این ضعف خودت و در پناه خداوند قرار داری و عفو و پردهپوشی خدا قرار داری و با این حال که پرده انداخته باز ما گستاخی داریم بیادبی داریم.@ بعد میفرماید که در گستره فضل و نعمت او میگردی و او فضل خود را از تو دریغ نمیکند با این که داری گناه میکنی و معصیت میکنی نعمتهای او را داری استفاده میکنی اما او هرگز نعمتهایش را از تو قطع نمیکند چه خدای مهربانی چه خدای عزیزی، و پردهاش را که بر گناهانت کشیده ندرید رسوایت نمیکند.@ بلکه در نعمتی که به تو ارزانی داشت یا گناهی که از تو پوشاند یا بلایی که از تو برگرداند لحظهای از لطف و فضل او دور نبودهای میگوید تو خدا را معصیت میکنی او توانش و لطفش و پردهپوشیش و نعمتش را از تو قطع نمیکند خیلی عجیب است این مهربانی خداست.@ بعد حالا حضرت میگوید این نکته جالبش اینجاست این را توجه بکنید میفرماید که (فَما ظَنُّکَ بِهِ لَو اَطَعتَهُ) در مورد خدا چه گمانی داری اگر اطاعتش میکردی یعنی این همه داری معصیت میکنیم اینطوری پای ما ایستاده و آغوشش را به روی ما هیچ وقت نمیبندد خداوند، هیچ وقت هر چقدر ما داریم او را معصیت میکنیم خداوند پل پشت سر ما خراب نمیکند.@ هیچ وقت اشتیاقش را به برگشتن ما را از دست نمیدهد خداوند لطف و کرمش را از ما قطع نمیکند پردهپوشیش را از ما قطع نمیکند پردهدری هم اگر یک جایی میشود خودمان پردهدری میکند او راضی نیست.@ میگوید حالا اگر اطاعتش بکنی با تو چکار میکند خدا، اگر معصیت نکنی بیافتی در خط اطاعتش و آشتی بکنی با او دیگر چکار میکند برایت خدا (فَما ظَنُّکَ بِهِ اِن اَطَعتَهُ) گمانت چیست نسبت به خدا اگر با خدا راه بیایی خلاصه گناه نکنی چه بکند خدا با انسان.@ در یک کلام خداوند گناهکاران را دوست دارد نه چون گناه میکنند بندگانش هستند دوستشان دارد حالا ببینید اگر یک کسی مطیع باشد چقدر محبوب خداست چقدر پیش خدا عزیز هست.@ به خدا چه چیزی تقدیم بکنیم؟ گاهی وقتها میگوییم برای اهل بیت صلوات میفرستیم برای خدا چکار بکنیم یکی از چیزهایی که خدا خیلی خوشش میاید و خشنود میشود صلوات هست.@ میرسیم به بحث بسیار شیرین مکفرات، پاک کنندهها و پوشانندههای گناه، در جلسات گذشته این نکته را عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی همانطور که پزشکان ترجیح میدهند یک بچه قبل از اینکه از رحم مادر خارج بشود بیماریهایش در رحم مادر خوب بشود و به دنیا نیاید چون دنیا توانایی برطرف کردن همه بیماریها را ندارد.@ خیلی از آسیبهایی که شخص از رحم مادر میاورد به دنیا، دنیا این قابلیت را ندارد که بتواند درمانش بکند و خیلی از کمبودها هیچ وقت دیگر در دنیا جبران نمیشود یا اگر بشود بسیار بسیار سخت هست خداوند هم از روی لطف و کرمش از روی مهربانیش دوست دارد که هیچ بندهای گناهانش به آخرت کشیده نشود و خداوند دوست دارد که هر کس هر گناهی انجام داده این گناه در دنیا پاک بشود.@ لذا خود خداوند به فضل خودش راههایی را قرار داده تا آنجایی که امکان دارد کسی کارش به شب اول قبر کشیده نشود و این باید جزء دعاهای ما باشد من بارها عرض کردم این را که ما چون خدا دوست خیلی خوبی هست دوست خیلی مهربانی هست و وفادار هم هست به عهدش (لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ) تخلف هم نمیکند خداوند با این دوست یک قراری ببندیم.@ هر کس میخواهد سعادت آخرتش را داشته باشد به سعادت آخرت برسد با خدا یک قرار ببندد و پایش هم بایستد بگوید خدایا هیچ کدام از گناهان من را برای شب اول قبرم نگذار حتی هیچ کدام از گناهانم را برای موقع جان دادنم نگذار.@ من به تو قول میدهم که من تسلیم باشم که تو من را پاک کنی ای خدا، و نق و قور نزنم راضی باشم از تو شاکی نباشم من قول میدهم از تو شکایت نکنم گله نکنم ناشکری نکنم ناسپاسی نکنم و تو هم به من یک قول بده خدایا، میخواهیم با تو عهد بکنیم خدایا ما ناشکری و ناسپاسی نمیکنیم نق و قور در زندگیمان نمیزنیم و تو هم قول بده که هیچ گناهی را برای ما برای موقع مردن به بعد نگذاری.@ ما را پاک بکنی که ما لحظه رفتنمان همانطور که فرمودند اولیائت لحظه عروسیمان باشد لحظه شادیمان باشد و خداوند مهربان این عهد را از هر بندهای میپذیرد هر کس با خدا اینگونه عهد بکند خدا هم خشنود میشود و هم میپذیرد که بنده من با من یک همچین قراری گذاشته که ناشکری نکند ناسپاسی نکند.@ نق و قور نزند در زندگیش و در ازای آن من او را پاک پاک بکنم و موقع مرگش فقط و فقط او را با بشارت به بهشت ببرم هیچی برایش دیگر نماند طوری وارد برزخ بکنم او را که هیچ کس از او سؤالی نکند طوری او را وارد قیامت بکنم که آنجا اصلاً کسی از او هیچ سؤالی نکند اصلاً گناهی نداشته باشد که کسی بخواهد سؤال بکند این را از خدا بخواهیم خدایا نامه اعمال ما را به فضلت و کرمت پاک بفرما.@ اولین روایت از امام صادق(ع) هست میفرماید (اِذا اَرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیراً عَجَلَ عُقوبَتَهُ فِی الدُنیا وَ اِذا اَرادَ بِعَبدٍ سُوءً اَمسَکَ عَلَیهِ ذُنُوبَهُ حَتی یُوافیَ بِها یَومَ القیامَۀ) این روایت هم خوشحالکننده است و هم ناراحتکننده است این روایت هم امنیت و شادی میاورد هم احساس یکذره خطر ممکن است برای انسان ایجاد بکند بخوانم برایتان این خیلی مهم است.@ میفرماید هر وقت خدا خیر یک بندهای را بخواهد در روایت داریم خداوند اگر خیر بندهای را بخواهد (اَلهَمَهُ علم اَلهَمهُ رُشدَه) اگر خدا خیر بندهای را بخواهد خدا به او علم را الهام میکند به او الهام میکند که برود سراغ علم وآموزش برود یاد بگیرد دینش را، اگر خدا خیر بندهای را بخواهد رشدش را به او الهام میکند.@ میگوید برو دنبال خودسازی برو دنبال اینکه خودت را پاک بکنی خودت را بسازی چطوری میشود خدا خیر بندهای را میخواهد و خیر بعضیها را نمیخواهد همانطور که امام صادق میفرماید هر وقت خدا کسی را دوست داشته باشد خودش را به یاد او میاندازد هیچ وقت خدا به یاد کسی نمیافتد مگر اینکه خدا اول به یاد او میافتد.@ چرا خدا به یاد بعضیها نمیافتد؟ چرا بعضیها خدا را یادشان میرود فراموش میکنند؟ چرا بعضیها از خدا فرار میکنند؟ چرا بعضیها هر وقت خدا صدایشان میکند وقت ندارند؟ چطوری میشود؟ این مال بیادبیهای آدمهاست گاهی وقتها افراد بیادبیهایی میکنند نسبت به خداوند بیادبیهای بدی میکنند و معمولاً دیگر اینها الهام را از دست میدهند.@ رفتارهای خود آدمها باعث میشود که گاهی وقتها خدا انسان را فراموش بکند نه اینکه فراموش بکند به این معنا که توجه به او ندارند یعنی از یاد خدا برود نه، خدا وقتی فراموش بکنید خودش در قرآن فرمود (أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) آیات ما به تو میرسد اما تو خودت را میزنی به نفهمی میزنی به فراموشی، دستورات دین به تو میرسد و با پوست کلفتی اینها را میشنوی.@ وظائفی که از طرف ما بر عهده توست وظائفی که داری به گوشت میرسد اما خودت را میزنی به نفهمی انگار نه انگار که این دستورات ماست انگار نه انگار که این واجب الهی هست انگار نه انگار که این کار حرام است و انگار خدایی نیست اصلاً، برای همین تو این کار را انجام میدهی.@ شاید یک بنده خدا اگر باشد انجام ندهی اما با خدا تو یک طوری رفتار میکنی که اصلاً انگار خدایی نیست اگر وقتی که اینطوری هست این بیادبیها باعث میشود که انسان دچار خودفراموشی میشود در واقع خود حقیقیش را که فراموش کرد آن خودی که از خداست خدا هم فراموش میشود.@ بنابراین دیگر خدا هم به سراغ این بنده نمیاید چون خدا میگوید من نمایندهام را فرستادم پیش تو، نماینده خدا کیست پیش ما؟ میگوید من نمایندهام را فرستادم سفیرم را فرستادم به سفیرم بیاهمیتی کردی بیمحبتی کردی، سفیر خدا کیست پیش ما؟ سفیر خدا به او بیمحبتی کردیم به او ظلم کردیم به او بیتوجهی کردیم؟@ نفخه الهی همان کودک عزیز روانی که از جنس خداست در وجود ماست گفتم بخش حسی ما نیست بخش خیالی و وهمی ما نیست حتی بخش عقلی ما نیست آن که از خدا در ماست فوق عقل آن کودک عزیز روانیست که فرمود از نفخه خودم در شما دمیدم از روح خودم در شما دمیدم.@ آن روحی که از جنس خدا در همه ماست و هم جنس خداست آن کودک عزیز روان آن بعد الهی خدا میگوید این را اگر به آن بیمحلی کنید در واقع به من بیمحلی کردید به هر میزان این را فراموش بکنی یعنی خود حقیقیت را فراموش بکنی در واقع خدا را فراموش کردی و هر چقدر خدا را فراموش بکنی یا این را فراموش بکنی هیچ فرقی دیگر ندارد.@ ببینید چقدر زیبا میگوید (وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) مثل کسانی نباشید که الله را فراموش کردند الله یعنی معشوقشان را معشوقشان را فراموش کردند خدا هم آنها را دچار خودفراموشی کرد یعنی خود حقیقیشان را فراموش کردند.@ مثال بزنم نوشته بود یک پسری 36 ساعت نشسته بود پای کامپیوتر 36 ساعت بازی میکرده بعد از سی و شش ساعت میمیرد، این الان کدام قوهاش را یادش رفته به آن توجه بکند؟ حسش را جسمش را یعنی با خیال خودش را نگه داشته همین بازی با خیال خودش را نگه داشته و اصلاً حواسش نبوده که جسمی ندارد.@ خوب این جسم وقتی دارد به آن بیتوجهی میکند در واقع جسم فراموش میشود وقتی فراموش شد غذا نمیخورد و وقتی غذا نخورد میمیرد یک لحظه بدن کم آورده و تمام کرده انسان وقتی دارد خود اصلیش را فراموش میکند یعنی غذا به خود اصلیش نمیدهد.@ وقتی به خود اصلیت غذا ندهی نمیفهمی داری روزبهروز دل مردهتر، چون در روایت داریم مؤمن همیشه چیه (اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است مؤمن همیشه مهربان است همیشه شاد است همیشه آرامش دارد اگر من یک جا شاد نیستم و آرامش ندارم به خاطر این هست که غذایم را نخوردم این را یادتان نرود این خیلی مهم است.@ اگر شما یک جا شاد نبودید آرام نبودید خوشحال نبودید غصهدار بودید زودرنج و حساس شدید حسود شدید بدبین شدید بیقرار شدید افسرده شدید نشان میدهد که غذا نخوردید چطور وقتی سردرد میگیری میگویی انگار من غذا نخوردم معدهات درد میگیرد اِ من یادم رفته بود صبحانه نخوردم الان هم دیر شده ساعت چهار بعدازظهر است ناهار هم نخوردم خودبهخود معده خبر میکند.@ یعنی میگوید که غذا به من ندادی روح هم همینطور است وقتی خدا را نخورد وقتی قرآن نخورد وقتی غذایش را نخورد به صورت غصه اضطراب ترس تشویش و انواع و اقسام بیماریهای روحی روانی خودش را نشان میدهد زودرنجی عصبانیت خودکمبینی گدایی عاطفی نسبت به آدمها، انسانی که از الله نمیتواند عاطفه دریافت بکند وابسته به آدمها میشود گدای عاطفه زمینیها میشود.@ وقتی که خود اصلیت را فراموش میکنی در واقع خدا را فراموش کردی وقتی خدا را فراموش کردی یعنی خود اصلیت را فراموش کردی، چون خدا الله غذا زوج همسر و اله کدام بخش ماست؟ بخش خودم، بخش اصلی من، بخش انسانی من، به محض این که شما نسبت به خدا بیمیل میشوید نسبت به نماز زیارت حرم قرآن شب سحر دعا ذکر احساس بیمیلی میکنید در واقع یعنی خود حقیقی فراموش شده.@ غذایش را دیگر نمیدهی وقتی غذایش را ندهی منتظر انواع اضطرابها، حسادتها، غمها، تشویشها، له شدنها، تنها شدنها، میبینی همسر داری، فرزند داری، خانه داری، پول داری، اما آن که نداری آرامش است آن که نداری شادی است آن که نداری احساس امنیت است.@ با وجود همه اینها دنیا برایت تاریک است به خاطر این هست که در حق خودت ظلم کردی جنایت کردی در حق خودت خود اصلیت را غذایش را به آن ندادی انسان زمانی گدا میشود زمانی گدای بندگان خدا میشود زمانی بندگان خدا میتوانند لهش بکنند زمانی بندگان خدا میتوانند تحقیرش بکنند زمانی آبرویش میرود که الله را فراموش بکند.@ زمانی ضربه میخورد از بندگان خدا و از روزگار که سپر خدا را از خودش باز میکند شما زینب کبری (س)را ببینید این همه دشمن به او که میگویم به کدام بخش حضرت زینب توهین کردند و جسارت کردند؟ بخش طبیعیش.@ دستشان هیچ وقت به بخش انسانی حضرت زینب نرسید بچههایش را کشتند جنبه زمینیش است برادرش را کشتند به خودش توهین کردند شلاق زدند به او اسیر گرفتند بدنش را اسیر گرفتند اما حضرت زینب اصلاً در دسترس یزیدیها قرار نگرفت.@ لذا فرمود (وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلا) دسترسی اصلاً به این آدم نیست این آدم را نمیشود اذیتش کرد چرا؟ چون این آدم اوج قدرت هست اوج غذا خوردن است اینقدر غذا خورده قوی است دست یک مشت آدم کافر به این اصلاً نمیرسد.@ اصلاً آنها به آن حریم انسان دسترسی ندارند نمیتوانند به آن اوج برسند که به او لطمه بزنند یک کسی که بگوید مادرشوهرم اینطوری کرد من احساس بدی بهم دست داد پدرشوهرم اینطوری کرد برادرم اینطوری کرد خواهرم اینطوری کرد احساس ذلت بهم دست داد.@ دعوتم نکردند بهم برخورد تلفن بهم نزدند ناراحت شدم فلانی گفت دوستت ندارم چند روز است دارم گریه میکنم که فلان کس گفته دوستت ندارم این معلوم است که شخصیتش قابل دسترسی بوده.@ یعنی خود اصلی ندارد اصلاً این خود قدرتمند ندارد خود الهی ندارد به راحتی میشود با چهار تا کلمه آبرویش را برد با چهار تا کلمه میشود آسیب به او زد میشود به غصه آوردش میشود به شکست آوردش این هیچ چیزی ندارد این همهاش همین است در دسترس است با یک فحش با یک سیلی با یک بیمحلی میشود شخصیتش را له کرد.@ ولی یک کسی که من دارد و غذا خورده من الهیش من اصلیش محفوظ است این اینطوری نیست که اگر به او فحش بدهند به او راحت بربخورد یا غیبتش را بکنند برود نفرین بکند یا اینکه مثلاً یک کسی با او قهر بکند این برود یک گوشهای کز بکند که فلانی با من قهر کرده اصلاً اینطوری نیست این خیلی بزرگ است.@ مالک اشتر(ره) سرلشکر حکومت امیرالمؤمنین(ع) هست نفر دوم جامعه است با آن بزرگی با آن جلالت وقتی یک آدم بیادب نادانی جسارت میکند به مالک اینقدر این شخصیت بزرگ است که اصلاً احساس جسارت نمیکند این که ما خیلی راحت مینشینیم حرفهای دیگران را بد تفسیر میکنیم بدبین هستیم این به من توهین کرد این به من اینطوری گفت این که ما عذرپذیر نیستیم همه مال این هست که کوچکیم.@ این که حرفهای دیگران کاملاً ما را میتواند له بکند و مچاله بکند یا رفتارهای دیگران میتواند ما را به غصه و غم و بدبختی بکشاند زود له میشویم تحقیر میشویم کوچک میشویم همه مال این هست که ما غذا نمیخوریم بخش انسانی فعالی نداریم.@ مالک آنقدر بزرگ است که اصلاً این آدمی که آمده به این شخصیت آن هم در آن جایگاه بزرگ اجتماعی توهین میکند و چند نفر هم میخندند و هرهر و کرکر میکنند اصلاً مالک آنقدر قوی است مثل این که یک مگسی آمده نشسته و رفته اصلاً نه توهین او را میفهمد همین سرش را میاندازد و میرود.@ ما باشیم یک پاسبان معمولی اگر کسی چیزی به او بگوید باتون را در میاورد طرف را له میکند ما باشیم قهر میکنیم ما باشیم اگر آن مقام باشیم میچسبیم آن طرف را اعدامش بکنند به من توهین کرده بعد که به او میگویند بابا این مالک بود تازه میفهمد که به چه کسی جسارت کرده.@ میدود میرود دنبال مالک میبیند مالک رفته در مسجد دارد نماز میخواند میرود میافتد به دست و پای مالک آقا من غلط کردم ببخشید نشناختم جسارت کردم مالک میگوید نه برادر من آمدم اینجا برای شما دو رکعت نماز خواندم که خدا تو را ببخشد.@ اگر ما یاد بگیریم که کسانی که به ما بد کردند برایشان استغفار بکنیم اگر یاد بگیریم کینه به دل نگیریم اگر یاد بگیریم هر کس با ما بد است ما برویم دعایش بکنیم هر کس بد ما را میخواهد ما خوبیش را بخواهیم تازه یواش یواش میتوانیم شکل انسان پیدا بکنیم.@ ولی یک کسی به من بدی بکند ما هم بد بشویم من فقط کسانی را دوست داشته باشم که از من خوششان میاید من فقط برای کسانی دعا بکنم که با من رفیق هستند با من آشنا هستند با من مهربانند یک حیوان هم همینطوری است هیچ فرقی نکرد با من، انسان انسانیتش آنجاست که یک کسی با او بد است کینه از او به دل نگیرد و بتواند دعایش بکند.@ بتواند حلالش بکند بتواند از خدا بخواهد که خدایا این دشمن من آسیب نبیند هدایتش بکن به زحمت نیافتد این تازه میشود یک انسان، پس این کلمه را برای همیشه حلش بکنیم که وقتی میگوید خدا اگر خیر بندهای را بخواهد یعنی چی ما باید خودمان خیر خودمان را بخواهیم.@ یعنی کسی که دچار خودفراموشی نشده بعضیها گناه نمیکنند اما خدا را فراموش میکنند معنویت ندارند اینها پستترین آدمها هستند و بعضیها گناه میکنند در گناه هم دارد خجالت میکشد اینها پیش خدا آدمهای عزیزی هستند.@ هیچ جنایتی بالاتر از این نیست که انسان بخش انسانی خودش را فراموش بکند و بخش فوق عقلش را و غذایش را به او ندهد ما از این گناه بالاتر دیگر نداریم بعضیها داریم این بخش را یادشان هست یک موقعی لغزش گناه هم دارند خدا گناهکار اینطوری را دوست دارد.@ اما آدمی را که با خدا هیچ ارتباطی ندارد معنویت ندارد نماز ندارد اصلاً این کودک عزیز روان را دارد ظلم میکند به او یکسره، این بچه کوچکی که خدا از خودش به او سپرده دارد دائماً در زندان نگه میدارد خفهاش میکند اینقدر به آن غذا نمیدهد تا بمیرد دیگر از این ظلم بالاتر نیست.@ خدا میگوید من جنس خودم را به تو دادم نماینده خودم را برای تو فرستادم رسول عشق فرستادم برای تو، من یک کسی از خودم فرستادم در وجودت تا تو عاشق من بشوی و به مقام من برسی (اَلعُبودیُۀُ جُوهَرۀً کُنهَهَ الرُبُوبیَه) عبودیت یک گوهری است که انسان را به مقام ربوبیت میرساند انسان در بهشت مَثَل الله میشود.@ مثل خود خدا خلق میکند مثل خود خدا حاکمیت دارد و به قول قرآن ملک کبیر پیدا میکند انسان میگوید من تو را فرستادم که تو به این مقام برسی آنوقت تو به این کودک عزیز روانت که من فرستادم باید عزیزترین کست بود دائماً تحقیرش کردی دائماً به او غذا ندادی دائماً هی حذفش کردی همیشه اولویتها را دادی به بخشهای پایینیت.@ با اینکه بخشهای پایینیت باید در استخدام آن کودک عزیز روان قرار میگرفتند تا این را بزرگش بکنند اما تو هر چه من به تو دادم آن را حذف کردی و شخصیت را اینطوری کردی وارونه کردی خودت را، این همیشه آخر بود در تصمیماتت در انتخابات.@ میخواهد زن بگیرید بُعد الهیش در ازدواج آخرین بُعدش هست اصلاً کاری ندارد در این ازدواج شخصیت انسانیش له میشود یا نمیشود میخواهد رشته تحصیلی انتخاب بکند بُعد الهیش آخرش هست میداند اگر این رشته را انتخاب بکند فاسد میشود خراب میکند ولی کاری به این ندارد.@ میگوید بگذار مردم خوششان بیاید من چه بشوم پُز داشته باشد این رشته شغل میخواهد انتخاب بکند دینش و بخش انسانیش آخرین اولویتش است از نوع انتخاب شغل میشود فهمید که نه از شغلها از انتخاب شغل، گاهی وقتها انسان دست خودش است شغل را انتخاب بکند گاهی وقتها نه استخدام میشود حالا یک جایی استخدام شد.@ ولی یک موقع هست خودش میخواهد رشته را انتخاب بکند خودش میخواهد شغل را انتخاب بکند خودش میخواهد همسرش را انتخاب بکند یک موقعی برایش انتخاب میکنند بیچاره گرفتار بوده خودش انتخاب نکرده ولی یک جا خودش میخواهد انتخاب بکند.@ دوستانی که میخواهی انتخاب بکنی خانهای که میخواهی انتخاب بکنی کتابی که میخواهی انتخاب بکنی کانالی که در تلویزیون انتخاب میکنی نشان میدهد که تو چه قیمتی داری دیدنیهایت شنیدنیهایت چیزهایی که میخواهی بخوری نشان میدهد که از همه جهت میخواهی بخوری حسی خیالی وهمی عقلی فوق عقلی نشان میدهد قیمتت چقدر است.@ لباسی که انتخاب میکند انسان، پوششی که انتخاب میکند دوستانی که انتخاب میکند همهاش میبینی که الله در آخرین اولویتش است اصلاً چیزی با دین ارتباطی ندارد این شخصیت، این الان فقط لذتها بخش حیوانی بخش وهمی این چیزها برایش مهم است.@ هیچ وقت خدا اولویت اولش نیست همان فسقی که خدا در قرآن میگوید اگر آن هشت تا معشوق از این سه تا معشوق پیش شما بالاترند شما دیگر انسان نیستید الله، چهارده معصوم، و جهاد، در اولویتهای انتخاب همسر انتخاب رشته انتخاب دوست انتخاب محیط زندگی هر چیزی را که میخواهید انتخاب بکنید.@ یک مسافرت اگر این سه تا اولویت سه تا معشوق در اولویت قرار گرفتند انسانید و اگر اینها را اصلاً در هیچ کدام از انتخاباتتان دخالت ندادید دیگر انسان نیستید آن موقع هست که دیگر وقتی شما خیر خودت را نمیخواهی یعنی خیر خود انسانیت را نمیخواهی خیر بخش انسانیت را نمیخواهی خیر کودک عزیز روانت را نمیخواهی در واقع با خدا هم کاری نداری اینجاست که خدا میگوید حالا که تو با من کاری نداری من هم با تو کاری ندارم.@ اما بعضیها اگر هم گناه بکنند باز ترس از الله را دارند باز خدا را دوست دارند یک موقع ممکن است پایش بلغزد یکجایی اما الله واقعاً برایش اولویت اول است حالا یک جا پایش لغزیده یک جا گناهی کرده.@ ولی آن که خدا را فراموش میکند ممکن است آدم خوب و شسته رُفتهای هم باشد همه قوانین را رعایت بکند خیلی آدم خوش اخلاقی است خیلی هم اتو کشیده است اما وقتی که این خود عزیزش دارد به او جنایت میکند او را فراموش کرده این دورترین آدم از الله است.@ همین که نماز نمیخواند همین که وقتی میخواهد نماز بخواند خدا برایش درجه چندم است نمازها چهار بعدازظهر پنج بعدازظهر ده شب یازده شب دوازده شب این یعنی خدا برایش اولویت ندارد (اِذا اَرادَ اللهُ بِعَبدٍ خَیراً عَجَّلَ عُقُوبَتَهُ فِی الدُنیا) این بخش خوش حدیث است بخش جذاب حدیث است.@ میگوید وقتی خدا یک بندهای را خیرش را بخواهد یعنی چی یعنی این بنده خدا را صددرصد ول نکرده باشد دوستش داشته باشد اگر این بنده یک گناهی انجام بدهد خدا با این بنده چکار میکند (عَجَّلَ عُقُوبَتَهُ فِی الدُنیا) خدا همین دنیا اینقدر این محبوب است پیش خدا اگر گناهی کرد خدا در همین جا پاکش میکند اصلاً خدا دوست ندارد این کارش به قبر کشیده بشود.@ چون در برزخ عذاب میلیاردها برابر دردناکتر و طولانیتر است سختتر است عذاب، گفتم مثل دنیا میماند نسبت به رحم در رحم یک مریضی خوب بشود خیلی زود خوب میشود اما وقتی بیاید به دنیا یک بند انگشت گفتم اگر کم بیاید دیگر در دنیا به این راحتی جبرانپذیر نیست.@ لذا فرمود برای یک گناه که کسی در دنیا توبه نکرده و با خودش برده در قبر یک موقع میبینی توبه کرده و جبران کرده یک موقع میبینی توبه نکرده و با خودش برده در قبر صد سال علی(ع) فرمود طول میکشد تا اثر این گناه از این آدم برداشته بشود تازه کم کمش صد سال است.@ چون آنجا فعلیت محض است فعلیت است قوه ندارد مثل رحم رحم قوهاش خیلی زیاد است دنیا فعلیتش زیاد است دنیا جان ندارد مثل رحم بسازد دنیا توانش را ندارد مثل رحم یک بدن کامل را بتواند بسازد.@ خدا چکار میکند خدا میگوید من این بندهام را اینقدر دوست دارم که اگر گناه کرد در دنیا همین جا برایش جبران میکنم چطوری جبران میکند؟ حالا این چطوریش خیلی جالب است (وَ اِذا اَرادَ بِعَبدٍ سُوءً اَمسِکَ عَلَیهِ ذُنوبَهُ حَتی یُوافیَ بِها یَومَ القیامَۀ) اما خدا نکند خدا با یک بندهای چپ بیفتد.@ چطوری میشود خدا با یک بندهای چپ بیفتد همینطوری خدا یک دفعه انتخابی انجام میدهد؟ خدا احساسات و عواطفش اینطوری است که یکدفعه از یک کسی خوشش میاید و از یک کسی خوشش نمیاید؟ اینطوری هست یا نه؟ نه خدا همه بندگانش را دوست دارد.@ وقتی میگوید (وَ اِذا اَرادَ بِعَبدٍ سُوءً) وقتی بد بندهای را بخواهد یعنی آن بندهای که آن خود الهیش را دائماً دارد به آن ظلم میکند اصلاً به آن خود الهیش کاری ندارد اصلاً به آن خود الهیش محل نمیگذارد بیادب است جسور است وقیح است نسبت به خداوند تبارک و تعالی خدا هم ولش میکند.@ میگوید این بنده در دنیا لیاقت ندارد لذا به او خوشی میدهد اینجاست که بعضی وقتها مؤمنین اشتباه میکنند میگوید آقا من یک عمر است دارم اطاعت خدا را میکنم این همه مشکلات در زندگیم هست این آدم گناه میکند معصیت میکند فحشا دارد بیحجابی دارد خانهاشان ماهواره دارند فساد میکنند چقدر خوش هستند.@ حقش هم همین است خدا میگوید آخرت که خوشی ندارد بگذار دنیا خوشی داشته باشد تو حسودی نکن لذا در قرآن میفرماید اگر مؤمنین حسودی نمیکردند من سقف خانههای دشمنانم را از نقره میکردم ولی شما طاقت ندارید شما اگر یک آدم بد را ببینید که یک ذره وضعش خوب است گیر میدهید به خدا.@ خدایا ما نمازخوانیم ما روزه بگیریم ما حجاب را رعایت میکنیم ما چنین و چنانیم اینها همه باید خوش بگذرانند ما باید بدبختی بکشیم چون ما عجله داریم چون ما خودمان را محدود میبینیم همین تولد تا مرگ میبینیم گیر میدهیم به خدا، انگار که آخرت یادمان رفته خدا میگوید همه زندگی که اینجا نیست.@ زندگی جاودانه است ابدی است تمام نمیشود هیچ وقت که تو داری قضاوت میکنی اینطوری صبر کن یک ذره، ولی مسلمانها صبر ندارند و گیر به خدا میدهند خدا میگوید من دیدم اینها طاقت نمیآورند وگرنه من اگر یک کسی گناهم بکند خانهاش را از طلا میکنم سقفش را نقره میدهم که بزند و کیفش را بکند.@ چکار میکند خدا (اَمسِکَ عَلَیهِ ذُنوبَهُ) گناهانش را نگه میدارد اصلاً پاک نمیکند این آدم را، گناهانش را نگه میدارد (حَتی یُوافیَ بِها یَومَ القیامَۀ) تا اینکه بخواهد قیامت به حسابش برسد.@ قسمت ترسناک روایت این است حالا برایتان بخوانم حدیث دوم را، از حدیث دوم میتوانیم بفهمیم وقت هم نداریم همین یک روایت بس است از نبی اکرم (ص) هست (اِنَّ المُؤمِنَ اِذا قارَفَ الذُنوب) مؤمن اگر دچار گناه بشود گناهانی را انجام بشود پس ببینید مؤمن میتواند گناه بکند فردا نگویید مثلاً ما از فلانی توقع نداریم نه آقا میتواند آدم مؤمن باشد یک موقع گناه هم بکند.@ چهارده معصوم چهارده تا معصوم هستند بقیه ممکن است گناه بکنند نباید ارادت و یک امام جماعت را ما به او اقتدا میکنیم عادل هم قبولش داریم حالا اگر گناهی از او دیدیم دلیل نمیشود بگوییم دیگر پشت سر این اقتدا نمیکنم عادل نیست نه اینطور نیست لغزش برای همه اتفاق میافتد.@ زنت را قبول داری زن خوبی است شوهرت را قبول داری بچهات را قبول داری دوستت را قبول داری ما با گناهان دیگران ارادتمان را از دست ندهیم به اطرافیان، میلمان را از دست ندهیم کسی کوچک نشود جلوی چشممان که بخواهیم قطع رابطه بکنیم این خیلی بد است.@ اگر یک گناهی مرتکب شد خدا اول چکار میکند (اُبتُلیَ بِهَا الفَقر) خداوند او را مبتلا میکند به خاطر گناهانش به فقر، مشکل مالی برایش ایجاد میکند. (فَإِن کانَ فی ذلِکَ کَفارَۀً لِذُنوبِه وَ اِلاّ اُبتُلیَ بِالمَرَض) ممکن است فقر کافی نباشد مشکل مالی گناهانش خیلی بیشتر از این باشد که فقیر بشود.@ به چه چیزی دچارش میکند؟ به مریضی، مریضی هم به آن اضافه میکند خداوند که این پاک پاک بشود چون خدا اینقدر این را دوست دارد اصلاً نمیخواهد چیزیش به شب اول قبر کشیده بشود میخواهد این شب اول قبر مُرد برود در بهشت یکسره، اینقدر دنیا برای خدا بیارزش است که میگوید توقع نداشته باشید اینجا خوش به حالتان باشد من بهشت جاویدان را برای شما قرار دادم حیات جاویدان را برای شما قرار دادم.@ لذا در دعای ندبه داریم امام صادق میگوید خدایا ما شکر میکنیم که تو برای ما اهل بیت این اهل بیت دردنیا تکهتکه شدند چقدر زجر کشیدند اهل بیت پدران آسمانی ما، مادرمان فاطمه زهرا را ببینید پدرمان امیرالمؤمنین را ببینید پدرمان سیدالشهدا را ببینید پدرمان امام مجتبی را ببینید ببینید اینها چطوری زندگی کردند با چه سختیهایی.@ آقا امام زمان را ببینید 1180 سال بیشتر آوارگی غربت چقدر سخت است برای اینکه دنیا پیش خدا خیلی بیارزش است امام صادق میگوید خدایا شکر که تو برای ما نعمت ابدی را انتخاب کردی ما بیاییم اختیاراتمان را بدهیم دست خدا بگوییم خدایا تو برای ما انتخاب کن ما برای خودمان هی دستور نمیدهیم.@ خدا میگوید من برای تو بهشت جاودان را میخواهم لذا نق و قور خیلی در دنیا نزن خیلی به خاطر اینکه یک چیزیت فراهم نیست قهر نکن با ما زود برو در دامن دشمن در دامن شیطان، تا یک چیزیت فراهم نیست من رفتم من میگذارم میروم این خیلی بد است.@ اگر نشد به مریضی مبتلایش میکند (کانَ ذلِکَ کَفارَۀً لِذُنوبِه وَ اِلاّ اُبتُلیَ بِالخَوفِ مِنَ السُلطان یَطلُبُهُ) میافتد دچار به اینکه به ترس میافتد ترس از اینکه حاکمان بخواهند جرمهایش را پیگیری بکنند پلیس قوه قضائیه حاکم با یک ترسی خلاصه یک طوری خلاصه به ترس میافتد نسبت به، خدا برایش ترس ایجاد میکند.@ (فَاِن کانَ ذلِکَ کَفارَۀً لِذُنوبِه وَ اِلاّ ضُیِقَ عَلَیهِ عِندَ خُروجِ نَفسِه) اگر این ترسها و مریضیها و فقر پاکش کرد گناهانش خیلی نبود و پاک شد خوب پاک شده دیگر وقتی میخواهد برود میرود در بهشت موقع مُردن و الا اگر نه الان دم مردنش است قرار است بمیرد سال دیگر میخواهد بمیرد و این هنوز انباری از گناهان با او است.@ خدا هم دوست ندارد این کارش به قبر بکشد چون آنجا خیلی سخت است عذاب خیلی سخت است دوستش دارد خدا میگوید حالا این بندهام را چکار کنم میگوید که (ضُیِقَ عَلَیهِ عِندَ خُروجِ نَفسِه) سخت جان میدهد میافتد به مریضی میافتد به سرطان میافتد به بد مردن آخر عمری به سختی میافتد، که چه بشود؟@ (حَتی یَلقَ الله حینَ یَلقاهُ وَ مالَهُ مِن ذَنبٍ یَدَعیهِ عَلَیه فَیَأمُرُ بِهِ اِلَی الجَنَّۀ) خیلی قشنگ شد میفرماید خداوند مردن این را سخت میکند سخت جان میدهد که خدا را ملاقات بکند بدون گناهی که مجبور بشود بازخواست پس بدهد دیگر گناه ندارد این دیگر گناهش پاک شده الان میخواهد برود پیش خدا دیگر گناهانش را هم که در دنیا تقاصش را پس داده، دیگر از چی از او سؤال بکنند؟@ هیچی دیگر ندارد میگوید خدایا ببین ما گناه کردیم ولی مریضی کشیدیم درد کشیدیم سختی کشیدیم فقر کشیدیم اذیت شدیم بندگانت به من ظلم کردند من گرفتاری زیاد کشیدم در دنیا بد جان دادم سخت جان دادم سرطان گرفتم اینطوری شدم آنطوری شدم خدا میگوید بله دیگر تو که الان گناهی نداری بفرمایید بروید بهشت چقدر خوب است قربان خدا بروم.@ یعنی دیگر هیچی نداریم هیچی دیگر نمیماند برای آدم، چقدر خدا مهربان است وقتی اینطوری نگاه کنی مریضیهایت هم شیرین است البته این را بگویم رفت داریم برگشت نداریم اگر یک موقعی گفتند یک نفر گناه بکند مریض بشود بدهکار میشود این به این معنا نیست که هر کس مریض است و بدهکار است از آن طرف نیست.@ ممکن است مریضی را درجات بدهند به او، میخواهند درجاتش را در آخرت ببرند بالا، به او مریضی میدهند پس ما قضاوت حق نداریم در مورد کسی بکنیم اما بالاخره هر چه خدا میدهد خیلی شیرین است آنوقت هست که تو وقتی که سالم هستی آن قسمت تلخ حدیث اینجاست که تو اگر مریضی نیاید سراغت مشکل مالی نیاید سراغت ترس و اضطرابی هم نداری پس اگر گناه داری گناهانت چه موقع قرار است پاک بشود.@ اینجاست که آدم یک ذره ترس برش میدارد میگوید خدایا بناست من کجا عواقب گناهانم را بدهم اینجا که همه چیز برایم جور است الحمدلله نه مریضی دارم نه بدهکاری دارم نه ترس و اضطراب سراغم میاید نه بندگانت من را اذیت کردند هیچی اینجاست که یک ذره آدم باید بترسد.@ در روایت داریم وقتی میبینید نعمتها پشت سر هم دارد میاید در زندگیتان یک ذره بترسید (فَاحذرهُ) یک ذره ترس برت دارد که همه چیز جور است شکر خدا همه چیز خوب است یک ذره ترس آدم خوب است برش دارد بد نیست یک ذره بترسد نکند خدایا با من قهر کردی که همه چیز جور است خیلی با من کاری نداری اوضاع خوب است این خوب نیست.@ ولی وقتی که آدم یک ذره مریض میشود یا یک مشکلی برایش پیش میاید معلوم است خدا هنوز با او کار دارد باید خیلی خدا را شکر بکند آنوقت هست که مریضیها مثل سلامت برای انسان شیرین میشود آدم لذت میبرد همان موقع هم که مریض است غرق خداست همان موقع که مالش را میبرند غرق خوشحالی هست.@ همان موقع که یک کسی دارد اذیتش میکند خوشحال است آرامشش را هیچ وقت از دست نمیدهد نگاهمان را باید درست بکنیم بماند انشاء الله برای جلسه بعد در این مورد بیشتر میخواهیم صحبت بکنیم احادیث خیلی شیرین و مژدههای خیلی زیادی داریم که انشاء الله جلسه بعد خواهیم خواند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 221 - خانواده آسمانی
متن کامل (خام) جلسه 221 - خانواده آسمانی