جلسه 001 - انسان و ایمان
شماره جلسه
1
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
6
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 001 - انسان و ایمان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بناست که جلساتی را به صورت ماهانه در این مکان مقدس برگزار بکنیم به حول و قوه الهی موضوع بحثمان مهمترین موضوعی هست که در زندگی انسان وجود دارد و پایهایترین و اساسیترین و ضروریترین موضوع هست یعنی مسئله انسانشناسی و خودشناسی.@ انسان کاملترین مخلوق خدا و ظهور خداوند تبارک و تعالی است و بدون شناخت انسان هیچ چیز حتی خود خدا هم شناختنی نیست نمیشود خدا را به صورت کامل انسان بشناسد بدون اینکه انسان را بشناسد.@ چون خداوند از مقام غیبی خودش وقتی که ظهور میکند و جلوه میکند این ظهور و جلوه در آیهها و آیینههای مختلف صورت میگیرد و انسان کاملترین ظهور خداوند هست و خداوند به صورت کامل در آیینه تمام قد خودش که انسان هست قابل شناسایی است.@ لذا اگر خدا را بخواهیم بشناسیم فرمود(مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه) هر کس خودش را بشناسد پروردگار خودش را هم میشناسد اما اگر کسی خودش را نشناسد ممکن است خدا را بتواند بشناسد اما کامل نیست چون خداوند را شما در هر آیهای که بخواهید بشناسید آن آیه از انسان کوچکتر هست.@ انسان در دو جهت به خودشناسی احتیاج دارد یکی اینکه نیاز به معرفت کامل دارد و یکی اینکه نیازی به خوشبختی در دنیا و آخرت دارد همه اینها به خودشناسی او مربوط هست تا انسان نائل نشود موفق نشود خودش را بشناسد نه معرفت کاملی دارد و نه در عمل آدم موفقی خواهد بود.@ از نظر بُعد معرفتی علی(ع) فرمود(لا تَجهَل نَفسَک فَاِنَّ الجاهِلَ مَعرِفَتَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد شناختهای دیگر و علوم دیگر وقتی که انسان شناخته نشده باشد بدرد انسان نمیخورد.@ در واقع شناختهای دیگر و علوم دیگر بدون انسانشناسی با نشناختن آنها هیچ تفاوتی ندارد برای همین هم شما ببینید الان وقتی که ما اینجا نشستیم همین این ساعت علم در اوج خودش هست نسبت به گذشته اما بشر هم در اوج مشکلاتش قرار دارد هر چقدر علم پیشرفت کرده بشر زندگیش آسانتر شده از یک جهاتی اما آرامتر نشده.@ علم توانسته آسایش برای انسان بیاورد اما آرامش نیاورده ما بیش از هر زمان دیگری جنگ قتل خودکشی زندان جرم بیماریهای جسمی بیماریهای روحی فقر گرسنگی داریم هیچ زمانی به اندازه الان اوضاع جهان آشفته و پرظلم نبوده.@ پیشرفتهترین کشورها در دانشهای انسانی خودشان بیشترین مشکلات را دارند بیشترین فقرها بیشترین گرفتاریها و بیشترین معضلات را دارند همه اینها به خاطر این هست که این پیشرفتها بدون شناخت موضوع اصلی که انسان هست دارد انجام میشود یعنی ساختاری را که بشر میخواهد خوشبختش بکند نمیشناسدش.@ بشر دارد تلاش میکند که کسی را خوشبخت بکند که از آن شناختی ندارد و آن شناختی که از آن دارد غلط و یا ناقص است این وضعیتی که الان موجود است وضعیت جهان هست در بُعد عملی هم همینطور هست مشکلاتی که عرض کردم که الان ما چه گرفتاریهایی در کشورهای مختلف داریم در کشور خودمان هم همینطور.@ ما که یک کشور بسیار خوب هستیم حالا من چون کشورهای مختلفی میروم دنیا را میگردم کارم این هست به خاطر تدریس یا مشاوره یا سخنرانیهایی که دارم در کشورهای مختلف و مهمانهای زیادی که در طول سال داریم ما از کشورهای مختلف ارتباطات زیادی که داریم از روی تعصب نمیگوییم.@ واقعاً کشور ما بهترین کشور دنیا هست از نظر سرمایههای انسانی اما باز کشور ما هم میبینید که مشکلاتش خیلی زیاد هست تحت تأثیر فرهنگ جهانی ما گرفتاریهای زیادی داریم و نباید اینها باشد ما الان از نظر روحی و روانی آمار مراجعاتمان به روانپزشکان یعنی مشکلات روحی روانیمان آمار کشوریمان 34% هست یعنی 34% از مردم ما مراجعه دارند حالا بعضیها مراجعه ندارند یعنی مشکل دارند و مراجعه ندارند.@ ولی آنهایی که مراجعه کردند که گرفتاری دارند و مشکلات روحی روانی دارند 34% هست این تقریباً یک سوم تقریباً بیش از یک سوم هست از نظر زندگی زناشویی ما از هر چهار ازدواجمان در کشورمان سه تا شکست میخورد یعنی از هر چهار نفری که ازدواج میکنند سه تا از زندگیشان راضی نیستند یا طلاق دارند یا دعوا و درگیری دارند.@ همینطور یکسره جنگ اعصاب دارند در خانه و یا همدیگر را تحمل میکنند جنگ ندارند دیگر هر دو به این نتیجه رسیدند که جنگ هم فایده ندارد اما از هم نمیتوانند جدا بشوند به دلائلی فقط همدیگر را تحمل میکنند و یک چهارم تقریباً کسانی هستند که از زندگیشان راضی هستند یعنی اگر خیلی زیاد بگیریم یک چهارم میشود.@ این نشان میدهد ما در عمل هم نتوانستیم خودمان را خوشبخت بکنیم در مورد بیماریها الان همینطور هست آمار بیماریهای کشور ما و همه جای دنیا نه فقط کشور ما روزبهروز در حال افزایش است سرطانها سکتهها در کشور ما سالی حدوداً 50 هزار نفر بلکه بیشتر من فقط یک نوع سرطان را دارم میگویم.@ اینکه میگویم 50 هزار تا مال سرطانهای مختلف است من چون خودم سرطان داشتم تقریباً یک مطالعاتی در این قضیه داشتم سرطان مثلاً سینه 8500 تا ما در سال اضافه میشود به مریضانمان یعنی هر سال 8500 نفر به آمار این سرطان حالا سرطانهای دیگر انواع سرطانها را شما حساب بکنید ببینید قطعاً بالای دهها هزار نفر در سال فقط سرطان میگیرند.@ سکتهها قبلاً اول انقلاب ما 65 سال بوده سن سکته الان رسیده به زیر 30 سال بیماریهایمان زیاد شده مشکلات روحی روانی ناآرامیها طلاق درگیریها خودکشیها اینها همه به خاطر این هست که بشر خودش را نمیشناسد.@ بشر برای درمان خودش همانطور که در جسم احتیاج دارد که یک طبیبی داشته باشد که ساختار بدن او را بشناسد و او را درمان بکند در بُعد روحی و روانی هم درگیریها و مشکلاتی دارد که خودش به تنهایی نمیتواند خودش را درمان بکند مگر حتماً با متخصصینی در ارتباط باشد با کسانی که انسان را میشناسند و انسان را خوب میتوانند به انسان معرفی کنند.@ تا انسان در سایه ارتباط با آن متخصصها به خودشناسی نائل بشود و بتواند خودش را موفق بکند خودش را شاد نگه بدارد خودش را آرام نگه بدارد ما وقتی که خودمان را نمیشناسیم بارها و بارها در عمل میبینیم که دوست نداریم یک کارهایی را انجام بدهیم ولی داریم انجام میدهیم.@ میدانیم کارهایی اشتباه هست اما جلوی خودمان را نمیتوانیم بگیریم مثل یک بیماری است الان مریض شدیم و نمیتوانیم جلویش را بگیریم او دارد پیشرفت میکند اگر خودمان بخواهیم جلویش را بگیریم نمیتوانیم باید یک متخصص که این ساختار را میشناسد بیاید و بعد به ما بگوید که این بیماری که شما دارید اینطوری دارد پیشرفت میکند و ما باید به این گونه جلویش را بگیریم.@ خیلی وقتها انسانها در درون خودشان درگیریهایی دارند غصههایی دارند افکار پریشانی دارند هجوم افکار منفی دارند که نمیتوانند جلویش را بگیرند چون خودشان را نمیشناسند نمیداند باید چطوری از این افکار منفی جلوگیری بکند با این افکار منفی مبارزه بکند.@ کارشناسان میگویند از 60 هزار فکری که در روز میاید سراغ انسان حدود 40 تا 45 هزار تا منفی است یک کسی که هجوم 40 ـ 45 هزار فکر منفی داشته باشد در روز نمیتواند از زندگیش لذت ببرد نمیتواند آرامش داشته باشد.@ در حالی که قرآن این را نمیگوید قرآن میگوید یک مؤمن و یک مسلمان واقعی را اگر میخواهید بشناسید با چند خصیصه بشناسید شادی و آرامش این شعار قرآن است.@ قرآن میگوید شما اگر میخواهید بدانید یک نفر چقدر مؤمن به معنای واقعی است حالا مؤمن را میخواهیم توضیح بدهیم بعداً مفصل توضیح میدهیم که ایمان چیست مؤمن کیست چرا مؤمن شخصیتش اینطوری است که در اوج سختیها شادی دارد در اوج سختیها آرامش دارد.@ اسلام ما را به گونهای تربیت میکند که در تمام حملهها و هجومها و ناآرامیها شاد باشیم و آرامش داشته باشیم و علامت یک مسلمان خوب و یک مؤمن خوب همین هست که عصبی نیست پرخاشگر نیست حساس نیست زودرنج نیست حسود نیست بدبین نیست ناآرام نیست علامت یک مؤمن خوب و یک مسلمان خوب این هست که او تنگنا ندارد از نظر محبتی آویزان کسی نمیشود.@ گدای محبت کسی نیست التماس کسی را نمیکند محتاج کسی در نظام روحی خودش نمیشود میتواند مهرورزی بکند میتواند عشقورزی بکند میتواند میلیونها انسان را به آنها محبت بکند اما گدای محبت یک نفر هم نیست چطوری میشود تربیت بشود چطوری میشود که آدم در اوج سختیها بتواند شاد باشد و آرامش داشته باشد.@ اینها شعار نیست خدایی که ما را خلق کرده دارد ما را به ما اینطوری معرفی میکند میگوید هر کس که مسلمان واقعی باشد و مؤمن واقعی باشد او هیچ وقت این گرفتاریها را نخواهد داشت این شکستها را نخواهد داشت.@ در روابط زناشویی میگوید اگر میخواهید ببینید یک نفر چقدر مؤمن است ببینید چقدر عاشق همسرش است پیغمبر فرمود(کُلَّما لِلعَبدِ ایماناً اِزدادَ لِلنِساءِ حُبّاً) هر چقدر ایمان یک نفر بالا میرود یعنی به خدا نزدیکتر میشود و انسانیتش بیشتر میشود علاقهاش به همسرش بیشتر میشود.@ یک نشانه است یک کسی که زود زنش یا شوهرش را متنفر میشود نسبت به او دلزده میشود این همه آمار طلاقی که ما الان داریم میبینیم اینها نشاندهنده این هست که ما ضعف داریم در نظام درونی خودمان الان 90% طلاقهای ما مال بانوان هست.@ اکثر افرادی که ازدواج میکنند شما وقتی که به آنها بگویید نه فقط ایران در همه جای دنیا همینطور هست در کشور ما هم همینطور هست به آنها بگویی اگر برگردی عقب با همین شخص ازدواج میکنی اکثرشان میگویند نه این در مورد ازدواج هم نیست در مورد بقیه انتخابات هم همینطور هست.@ همین رشته را انتخاب میکنی همین شغل را انتخاب میکنی همین رفیقها را انتخاب میکنی همین سبک زندگی را انتخاب میکنی میگویند نه این نشان میدهد که انسان بر خلاف سعادت خودش زیاد تصمیمات اشتباه میگیرد انتخابات اشتباه دارد روی آن هم اصرار دارد.@ یعنی میگوید همین آدم من الان عاشقش هستم همین میتواند من را خوشبخت بکند همه اینهایی که ازدواج میکنند و بعد سر از طلاق در میاورند اول که دشمن هم نیستند دوست دارند همدیگر را و واقعاً فکر میکنند که همین شخص میتواند خوشبختشان بکند.@ ولی چطوری میشود که یک کسی که الان فکر میکند این شخص میتواند خوشبختش بکند ما زدگیهای بین زن و شوهر از یک ماه شروع میشود دیگر اوجش پانزده ماه است یعنی تمام جذابیتهای یک زن برای یک مرد زیبایی ثروت تحصیلات موقعیت اجتماعی یا یک مرد برای یک زن تمام روانشناسان میگویند بیشتر از پانزده ماه دوام ندارد.@ بعد از پانزده ماه همه اینها برای همدیگر عادی میشود دیگر هیچ جذابیتی نه پسر برای دختر دارد نه دختر برای پسر دارد میماند فضائل اخلاقی و معنوی اینها هست که میتواند یک زندگی را با عشق تا نه دم مرگ تا برزخ قیامت ادامه پیدا بکند.@ یعنی یک طوری باشد که زن و مرد اینقدر عاشق هم هستند که در برزخ هم دوست دارند با هم باشند قیامت هم دوست دارند با هم باشند چطور پیامبر گفت خدایا در بهشت هم خدیجه را به من بده.@ ما اگر خودمان را نشناسیم نمیتوانیم خودمان را کنترل بکنیم مدیریت بر خویشتن داشته باشیم مدیریت بر خویشتن لازمهاش شناختن خویشتن است من باید بدانم اصلاً کی هستم تا بتوان چطوری خودم را شاد نگه بدارم چطوری خودم را آرام نگه بدارم چطوری متنفر نشوم.@ چطوری کینهای نشوم چطوری حسود نباشم چطوری بدبین نباشم چطوری مضطرب نباشم چطوری افکار منفی سراغم نیاید چطوری ناامید نشوم چطوری عصبانی نباشم من اگر خودم را نشناسم چطوری میتوانم خودم را مدیریت بکنم.@ هر چه به او میگوییم حسودی نکن میگوید دست خودم نیست حسودی وقتی میاید سراغ انسان صدها سال در برزخ عذاب دارد بعضی وقتها عذابش تا قیامت و بعد قیامت هم ادامه دارد حسادت بدبینی زودرنجی حساسیت عصبانیت، عصبانیت هر یک بارش حجم زیادی فشار قبر برای ما ذخیره میکند.@ من چکار کنم عصبی نشوم الان چون ما خودمان را نمیشناسیم نمیتوانیم با خودمان کار بکنیم مدیریت خویشتن را نداریم میگوییم من که نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم دست خودم نیست همین یک کلمه، خودمان را راحت میکنیم دست خودم نیست واقعاً جلوی خودم را نمیتوانم نگه بدارم من اینطوری هستم ضعیفم آویزانم محتاجم شخصیتم ضعیف است زودرنجم عصبی هستم پرخاشگرم.@ دست خودم نیست زود غمگین میشوم دست خودم نیست زود بدبین میشویم دست خودم نیست همهاش دست خودم نیست این هم شده یک مدلی ولی اینطوری نیست چرا ما میگوییم دست خودمان نیست؟ برای اینکه من همهاش در درون خودم با ابهام روبهرو هستم نمیدانم چرا اینطوری میشوم.@ منشأ این نوع بیماریها این نوع ناآرامیها این نوع افکار منفی چیست و من چگونه میتوانم این افکار منفی را از خودم دور بکنم چطور میتوانم یک آدم شاد باشم چطوری میتوام یک آدم آرام باشم چطوری میتوانم اگر بدترین خبرها به من رسید آرامش داشته باشم.@ چطوری میتوانم بدترین خبرها تبدیل به شادی بکنم چطوری میتوانم بدترین وضعیتهای زندگیم را به بهترین وضعیتها تبدیل بکنم این را تبدیل میگویند انسان یک قدرتی به نام تبدیل دارد تبدیل یعنی چی؟ یعنی انسان از لذتها و زیباییهای زندگیش لذت میبرد و خوشبخت است از مشکلات زندگیش هم میتواند احساس لذت و خوشبختی هم بکند.@ و از آن جریان مخالفی که در زندگیش میوزد بتواند نردبانی بسازد برای پروازش از این جریان مخالفی که دارد به او میوزد استفاده بکند مثل یک بادبادک که وقتی باد میزند اوج میگیرد مثل یک کایت مثل یک هواپیما که با جریان مخالف میتواند اوج بگیرد.@ چطوری اگر من حسادتم تحریک شد به خدا نزدیکتر بشوم چطوری اگر شهوت به سراغم آمد این همه انسانهای برجسته با شهوت رفتند پیش خدا یعنی شهوت به سراغشان آمد بلد بودند که شهوت را چطوری مدیریت بکنند به خدا نزدیک شدند غضب به سراغشان آمد غضب را مدیریت کردند به الله رسیدند.@ حسادت آمد به سراغشان حسادت را آنچنان مدیریت کردند که این حسادت آنها را پرت کرد در بغل خدا عصبانیت آمد به سراغشان اینها بلد بودند که عصبانیت را چگونه مدیریت بکنند که به قرب الهی برسند اینها بد نیست در زندگی ما اگر باشد خدا هم خودش دنیا را یک طوری آفریده که این جریانات منفی بتواند ما را اوج بدهد و بالا ببرد.@ ولی ما به جای اینکه از این جریانات منفی استفاده بکنیم و اوج بگیریم بیشتر زمینگیر میشویم و غصهدار میشویم بیشتر بجای اینکه پرواز بکنیم زمین میخوریم از اینها و الا قرآن میفرماید ما اگر برای شما بلا گذاشتیم مصیبت گذاشتیم غصه گذاشتیم اگر برای شما کسانی را گذاشتیم که اذیتتان بکنند.@ اگر دنیا من یک طوری آفریدم که شما در تضادهای ارتباطی همدیگر را میتوانید اذیت بکنید و به هم ظلم بکنید همه اینها به خاطر این هست که اینها میتواند به شما کمک بکند شما میتوانید از همینها زیباییهای زیادی بسازید.@ اگر این تضادها در زندگی شما نباشد اگر تقابلها در زندگی شما نباشد شما اصلاً امکان رشد ندارید اگر شیطان نباشد هیچ کس به الله نزدیک نمیشود من شیطان را آفریدم که بیاید شما را تمرین بدهد.@ و شما با مدیریت وسوسههای شیطانی که دارید در نفستان افکار منفی که دارید حالا این افکار را بعداً معرفی میکنیم حملههای جلو عقب راست و چپ مفصل اینها را میگوییم با این افکار منفی شما بتوانید به الله نزدیک بشوید چیزهای منفی زندگی ما بتواند مثبت باشد.@ من یک مثالی که همیشه میزنم این هست که یک موقع میگویند یک نفر آشغال جمع میکند شغلش آشغال جمع کردن است میگوید نه نه من این شغل را دوست ندارد اگر مثل فرض بفرمایید یک همچین کسی که آشغال جمع میکند بیاید خواستگاری دخترم به او نمیدهم.@ ولی میگوییم نه این آشغال جمع میکند ولی مهندس بازیافت است حالا میدهد دختر یا نمیدهد؟ چرا مهندس خیلی خوب است خدایا هر چه میتوانی آشغالهای دنیا را نصیب این بکن اینطوری میگوید چرا؟ چون هر چه آشغال داشته باشد آشغالها را میبرد میریزد در دستگاه بلد است آشغالها را تبدیل به پول میکند مواد میسازد ثروت میشود.@ خدا ما را به یک سیستمی مجهز کرده که ما بتوانیم هر چه آشغال در اطرافمان هست از پدرم میاید از مادرم میاید از برادرم میاید از روح خودم میاید از شیطان میاید از آدمها از اطراف میاید آشغالها را بریزم در وجودم و تبدیلش بکنم به ثروتهای بزرگ به نورانیت به قدرت به شادی و آرامش.@ ولی من اول باید خودم را بشناسم و قوای خودم را بشناسم من اول باید بدانم چطوری میتوانم این سیستم بازیافت الان من و شما بلد نیستیم اگر بگویند الان چه کسی بلد است یک مهندس بلند بشود بگوید من بلدم این رفته درسش را خوانده دانشگاه این رفته زحمت کشیده دانشگاه این درس را خوانده حالا میداند که اگر این آشغال آمد جمع شد دو تن سه تن ده تن آشغال را چطوری به ثروت تبدیل بکند.@ ولی ما که بلد نباشیم آشغالها گند میزند همه زندگی ما را خراب میکند خودمان هم مریض میشویم او از آشغالها از زبالهها یک چیز زیبا درست میکند من یک موقعی یادم هست در یکی از دانشگاهها در هند یک شهر خیلی اروپایی و شیکی داشت ما را دعوت کرده بودند برای یک تعداد از اساتید دانشگاه دورهای بگذاریم.@ بعد دو روز دوره داشتیم برای اساتید دانشگاه اینها مثلاً میخواستند از ما تجلیل بکنند تشکر گفتند ما میخواهیم شما را یک پارک ببریم گفتیم برویم ما را بردند یک پارک بعد گفتند که این ورودش آزاد نیست گفتم پس چطوری میشود گفتند باید صف بایستیم و بلیط بگیریم و بعد برویم اینجا گران است باید بایستید.@ گفتم این پارک با بقیه پارکها چه فرقی دارد گفت این پارک خصوصیتش این هست که از زباله درست شده یعنی یک مهندس زیرکی به مردم شهر گفته بود هر چه زباله دارید دور نریزید بیایید به من بدهید.@ اینها را جمع کرده بود به قدری این پارک زیبا بود که نگو یعنی باید شما پول میدادید میرفتید میدید که چطوری با زبالههای مردم یک پارک بزرگ و زیبا که همه مردم میامدند پول میدادند تا بتوانند بروند این را ببینند درست کرده بود با آشغالهای مردم یک پارک خیلی بزرگ و زیبا درست کرده بود.@ این هنر یک انسان است خداوند ما را آفریده که اینطوری باشیم شما مگر حضرت زینب را نمیبینید حضرت زینب(س) اگر نگاه بکنید سیدالشهدا را مگر نمیبینید بالاخره اینها رهبران ما هستند خانواده آسمانی ما هستند پدر آسمانی ماست امام حسین چطوری(کُلَّما اِشتدَ عَلَیهِ الاَمر اِحمَرَ لَونُه) درست است یا نه معصوم دارد میگوید.@ میگوید هر چقدر امام حسین روز عاشورا به او فشار میامد شادتر میشد هر چه از او میکشتند این آرامشش شادیش بیشتر میشد ما این را در هشت سال دفاع مقدس داشتیم رزمندههای ما واقعاً اینطوری بودند.@ زینب کبری(س) یک خانم است در اوج عزت در مدینه بالاخره به قول امروزیها شاهزاده خانم بوده ایشان پدربزرگش پیغمبر بوده و پدر خودش هم پادشاه بوده علی(ع) حاکم بوده در کشور خلیفه بوده.@ این خانم را در اوج عزت میاورندش کربلا با چه اوضاعی میاید محاصره، تشنگی، جنگ، کشتن بچههای خودش، تو تا یک مادر یا پدر نباشی نمیفهمی وقتی بچههایت را جلویت تکهتکه بکنند یعنی چی بچههایش را جلویش تکهتکه کردند.@ جنازه ارباً اربای بچههای خودش را دیده پاره پاره بچههای خودش را بعد برادرزادههایش اصلاً شما ببینید عمه با برادرزاده چه ارتباطی دارد آن هم آن عمه با اوج عاطفه آن هم آن برادرزادهها علی اکبر علی اصغر شما ببینید یک بچه شش ماه چقدر در خانه جذابیت دارد ولی آن بچه را آنطوری تیر زدند کشتند.@ و بعد هم رحم نکردند وقتی سیدالشهدا دفنش کرده دوباره این نامردها این را از قبر درآوردند سر این بچه را بریدن یک بچه کوچولو سرش برداشتند کردند روی نیزه آوردند جلوی خانوادهاش جلوی مادرش و عمه و خواهرها و کسان دیگر برادرانش را جلویش کشتند ابوالفضل را کشتند سیدالشهدا را کشتند همه صحنهها را این خانم دیده.@ تازیانه به او زدند به اسارتش گرفتند توهین به او کردند ولی وقتی به او میگویند که دیدی خدا با تو چه کرد فرمود(و ما رأیت الا جمیلا) خیلی زیبا بود چطوری میتواند این خانم این همه مصیبت را تبدیل کند به بهشت به آرامش به زیبایی.@ ولی ما نه ما اینقدر ضعیفیم چون از خانوادهمان فاصله گرفتیم از اصلمان فاصله گرفتیم خودمان را نمیشناسیم ما جیبمان را بزنند همین یک موقعی در حرم حضرت عبدالعظیم دوره زیارت عاشورا را داشتیم یک خانمی آمد گفت من دیگر کلاس نمیایم گفتم چرا گفت کفشهای من را بردند یک کفش ما را ببرند یک بار جیبمان را بزنند یک بار یک تصادف کوچکی در ماشین اتفاق بیفتد.@ ما نوشابه به ما نرسد همان سر غذا نوشابه به ما نرسد مرغ به ما نرسد یا اگر هم برسد ما ران دوست داشتیم سینه را دادند سینه را میخواستیم رانش را دادند نان تازه نرسد سالاد نرسد سبزی نرسد کجای کلهپاچه به ما ندهند اعصابمان خورد میشود برای همینها حاضریم جنگ راه بیاندازیم به ما برمیخورد.@ یک کسی به ما سلام نکند جلوی پایمان بلند نشود دیر سلام بکند ما به هم میریزیم یک کوچکترین حرفی به ما بزنند ما له میشویم یک کسی بگوید دوستت ندارم یک کسی به ما دیر زنگ بزند یک کسی به ما دیر اس ام اس بدهد یا اس ام اس ندهد الان یکی از اعتیادها اعتیاد اس ام اسی است میگوید اس ام اس مثل سوره فاتحه است روح آدم را شاد میکند.@ فلان کس به من زنگ نزد خب نزند این من را دوست ندارد حالا دوست نداشته باشد از قیمتت چیزی کم میشود اگر کسی دوستت نداشته باشد ما باشیم میگوییم بله، چون ما آویزانیم ما نیازیم ما گداییم جواب منفی در ازدواج به ما بدهند میریزیم به هم احساس بیشخصیتی و بیهویتی و بدبختی و تمام قیمتها و ارزشها و دلخوشیهای جاودانهمان برای ما ارزش ندارد.@ اصلاً خدا هم دیگر برای ما معنا پیدا نمیکند دیدید بعضیها تا یک کوچکترین شکستی که میخورند اول کاری که میکنند در هر زمینه که شکست میخورند اولین کاری که میکنند رابطهشان با خدا ضعیف میشود میگوید خدایا من تو را تا اینجا دوست داشتم که جیبم پر پول باشد حالا که نیست دیگر حوصله تو را ندارم.@ من تو را تا اینجا دوست داشتم که فلانی هم در زندگیم باشد حالا که او هم نیست تو را هم نمیخواهم امام حسین را هم نمیخواهم ائمه را هم نمیخواهم قیامت را هم نمیخواهم بهشت را هم نمیخواهم چهارده معصوم و خانواده آسمانیم را نمیخواهم.@ ای بابا چه اتفاقی افتاده تو یک دفعه به خاطر یک حادثه اینطوری قهر میکنی از آسمان و خودت با خود اصلیت قهر میکنی همه اینها به خاطر این هست که ما واقعاً خودمان را نمیشناسیم ما یاد نگرفتیم خودمان و شخصیت خودمان و به قیمت زندگی بکنیم یاد نگرفتیم که چطوری بتوانیم خودمان را شاد و آرام نگه بداریم.@ لذا در آموزههای دینی ما هیچ چیز به اندازه انسانشناسی مهم نیست اینقدر مهم است که علی(ع) فرمود اگر کسی خودش را نشناسد(اِنَّ الجاهِلَ مَعرِفَتَ نَفسِه جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) در واقع هیچ چیز را نشناخته هیچ شناختی بدردش نمیخورد حالا برو دکتر بشو برو مهندس بشو برو عالم بشو دیگر فایده ندارد وقتی خودت را نمیشناسی.@ ما بیشترین طلاقهایمان خودکشیهایمان مشکلات روحی روانیمان حتی مشکلات جسمیمان مال دیپلم به بالاست دو تا گروه در جامعه نه جامعه ما، جامعه جهانی بیشترین آسیبها را میبینند آنهایی که تحصیلات بالاتری دارند و آنهایی که پول بیشتری دارند بیشترین معضلات فکری و روحی مال این دو طایفه است.@ بنابراین اینطور نیست که اگر کسی خودش را نشناخت رفت پولدار شد خودش را نشناخت رفت دکتر مهندس شد حتماً آدم شاد و موفق و آرامی باشد نه اینطور نیست.@ یک کسی با یک موقعیت اجتماعی خیلی ضعیفتر که تحصیلات بالایی نداشته باشد وضع اقتصادی خوبی هم نداشته باشد اما با خودش رفیق باشد با خودش آشنا باشد مدیریت خودش را بلد باشد این خوشبخت دنیا و آخرت است هم خوشبختی و شادی و آرامش دنیایی را دارد هم شادی و آرامش آخرتی را دارد.@ اما اگر خودش را نشناسد تمام امکانات دنیا را هم که داشته باشد این آرام نیست شاد نیست حالا دلائلش را انشاء الله در جلسات بعد توضیح خواهیم داد الان فعلاً این را میخواهیم بگوییم که چقدر خودشناسی مهم است.@ علی(ع) میفرماید کسی که خودش را نمیشناسد سقوط میکند در همه گمراهیها و جهالتها یعنی وقتی خودت را نمیشناسی فرمود(کَفی بِالمَرءِ جَهلاً اَن یَجهَلَ نَفسَه) برای جاهل بودن یک نفر همین بس که خودش را نشناسد حالا هر چقدر اطلاعات داشته باشد هر چقدر دانشمند باشد وقتی خودش را نمیتواند مدیریت بکند نمیتواند خودش را شاد نگه بدارد.@ نمیتواند یک کاری بکند عصبی نشود نمیتواند یک کاری بکند پرخاشگر نشود نمیتواند یک کاری بکند افکار منفیش را برطرف بکند اصلاً نمیتواند یک کاری بکند خوابهای خوب ببیند حالا خوابهای خوب پیشکش یک کاری بکنم خوابهای بد لااقل نبینم یک کاری بکنم که بتوانم راحت بخوابم.@ همین که سرم را گذاشتم الان خستهام میخواهم بخوابم میگوید هی غلت میخورم در رختخواب خوابم نمیبرد از این شانه به آن شانه یک ساعت دو ساعت سه ساعت خوابم نمیبرد باید بلند بشوم قرص بخورم تا خوابم ببرد چون بلد نیست خودش را بخواباند نمیتواند اول خودش را آرام بکند برساند.@ به حجم آرامش تا راحت وقتی سرش را میگذارد روی بالش تخت بگیرد بخوابد نمیتواند مدیریت ندارد میگوید دست خودم نیست بدخوابم دست خودم نیست اضطراب دارم دست خودم نیست دلشوره دارم دست خودم نیست حسودم دست خودم نیست زودرنجم حرف به من بزنند اشکم دَم مشکم هست نمیتوانم خودم را کنترل بکنم.@ حالا این آدم هر چه هم موفق بشود وقتی که نمیتواند خودش را کنترل بکند نمیتواند خودش را شاد نگه دارد نمیتواند خودش را آرام نگه بدارد نمیتواند مهربان باشد نمیتواند کینهای نباشد نمیتواند قشنگیها و مهربانیهای دیگران را ببیند بدیهایشان را نبیند نمیتواند ناسپاس نباشد این چه فایدهای دارد.@ هر چقدر دنیای آبادتر ناآرامی بیشتر هر چقدر دنیای آبادتر جهنم بزرگتر و طولانیتر و عمیقتر میشود انسان بدون خودشناسی هر توفیقی بدست بیاورد شکست است یعنی موفقیتهایش هم شکست است هر چقدر در دنیا پیشرفت میکند حجم اضطرابش نگرانیهایش ناآرامیهایش شکستهایش غصههایش و آسیبهایی که میبیند بالاتر هست.@ اما وقتی یک نفر مدیریت خودش را بلد است روی خودش سوار است کاملاً میداند چطوری خودش را شاد نگه بدارد این آدم با حفظ آن دو ستونی که قرآن میگوید یادتان نرود این دو تا شادی و آرامش.@ با این دو تا این هر وقت میخواهد زن بگیرد یک طوری زن میگیرد که به شادی و آرامشش لطمه نخورد یک طوری با همسرش رفتار میکند میخواهد شوهر بکند در انتخابش خیلی دقت میکند کدام لباس کدام رفیق کدام مدرسه کدام رشته کدام شغل کدام دوستان را انتخاب بکنم که به من شادی و آرامش بدهد.@ یک آدمی که خودش را نمیشناسد حتی موسیقی هم که انتخاب میکند بیسلیقه است شما الان نگاه کنید بیشتر جوانهای ما در انتخاب موسیقیها اشتباه میکنند مثلاً میخواهد موسیقی گوش بکند بعد میبینی مثلاً این موسیقی که دارد گوش میکند پر از فحش و غصه و ناامیدی و بیوفایی و قال گذاشتن و قهر و برو دیگر نگاهم نکن و عاشقانه صدایم نکن و از این حرفها میبینید که همه از اینهاست.@ یعنی قالب موسیقیهایی که الان نواخته میشود هم شاعرش میبینید این بدبخت است غمزده است شکست خورده است یک آدم عقدهای و بیچاره و شکست خورده است که توانسته این شعر را بگوید شعری پر از فحش و غصه به طرف مقابل آهنگسازش هم همین وضعیت را دارد خواننده هم همین وضعیت را دارد.@ خوانندهای که اینقدر در خودش ببیند که بیاید یک شعر اینطوری بخواند همهاش در آن شکست و بدبختی و نکبت و قال گذاشته شدن و آویزان بودن و گدایی عاطفه است این در خودش هم شأنش همین بوده که توانسته این را بخواند در یک کلام امام کاظم(ع) فرمود(مَن اِغتَمَ کانَ لِلغَمِ اَهلا) یک آدم غصهخور لیاقتش هم غصه است.@ یک آدم عصبانی لیاقتش عصبانیت است این به خاطر این هست که این نیامده روی خودش سرمایهگذاری بکند یعنی وقتی میخواهد موسیقی هم انتخاب بکند موسیقیهایش عُرضه ندارد شادش نگه بدارد یک آدمی که خودش را نمیشناسد خدایش هم بدردش نمیخورد.@ یعنی خدایی که دارد اینقدر این خدایش ضعیف است که عُرضه ندارد این را شاد بکند این خدای این عُرضه ندارد به این کمک بکند این بلند نیست از خدای به این بزرگی با همه اسماء و صفاتش این بلد نیست از خدا کمک بگیرد آویزان بندگان خدا میشود خدایش نمی‌تواند شادش بکند مثل خدای حضرت زینب نیست. مثل خدای امام حسین نیست مثل خدای یاران اینها نیست مثل خدای بسیجیها نیست مثل خدای اولیاء خدا نیست.@ این خدایش هم نمیتواند اصلاً نه از این خدا خوشش میاید اینقدر از این خدا بیزار است که وقتی مثلاً مسافرت برود نماز چهار رکعتیش دو رکعت بشود کلی ذوق میکند میگوید دو رکعت هم این خدا را با او حرف نزنیم خوب است اصلاً از این خدا فراری است میخواهد نماز بخواند یک طوری میخواند که اصلاً نفهمد چه خواند همینطوری فقط زودتر بخوانم تمام بشود زودتر از آن راحت بشوم.@ این خدایش اصلاً محبوبش نیست چون خودش را نمیشناسد خدایی هم که این شناخته خدای بدرد نخور است یک خدای قلابی به قول امام صادق یک خدای مخلوقی است یک خدای ضعیفی است که من درآوردی است فرمود به مورچه هم بگویند خدا چه شکلی است مورچه هم میگوید خدا مثل من چند تا شاخک دارد امام صادق(ع) فرمود.@ ما خداهایمان هم یک خدایی نیست که واقعی باشد لذا با او قهر میکنیم از او بدمان میاید از او فرار میکنیم حوصلهاش را نداریم وقتی خدایت اینطوری باشد ائمهای هم که داری ائمهات هم ائمه حقیقی نیستند یعنی امام حسینی که تو در ذهنت ساختی امام حسین واقعی نیست که بتواند شادت بکند قدرت به تو بدهد نیرو به تو بدهد.@ مادری که داری به نام فاطمه زهرا چون نمیشناسیش نمیتوانی سراغش بروی و از او لذت ببری و کمک بگیری از این مادر به این بزرگی این به دادت نمیرسد قرآنش هم همینطور فرمود قرآن شراب مؤمن است وقتی تو خودت را نمیشناسی نمیتوانی با این شراب ارتباط برقرار بکنی بیشتر فرار میکنی.@ ماه رمضان هم که مینشینی یک جزء میخوانی هی ورق میزنی ببینی که چند صفحهاش مانده زودتر تمامش بکنی فقط کنتراتی میخواهی بخوانی تمام بشود نمازت هم دیگر نماز نیست از نماز هم نمیتوانی لذت ببری.@ تا انسان خودش را نشناسد نه با الله میشناسد الله را نه میتواند با الله رابطه برقرار بکند نه خانواده آسمانیش را میشناسد و نه میتواند با آنها ارتباط برقرار بکند نه فرشتهها را میشناسد و نه میتواند از ائمه کمک بگیرد و لذت ببرد نه امامزادهها را میشناسد همین امامزاده بزرگی که الان ما کنارش هستیم یک رفیق و دوست صمیمی ما میتواند باشد در آخرت به شرط اینکه تو بلد باشی از او لذت ببری.@ از آمدن پیشش لذت ببری از دوستی با او لذت ببری فقط باید اول خودت را بشناسی انسان وقتی با خودش آشتی نباشد با هیچ چیز نمیتواند آشتی باشد وقتی با خودش قهر باشد با خدایش هم قهر است با زنش قهر میکند زود با شوهرش قهر میکند با اطرافیانش قهر میکند با جامعه قهر میکند خود خودش هم قهر است با خود حقیقیش هم قهر میکند.@ پس سر منشأ همه خیرات و برکات خودشناسی است اول من کیستم من از کجا آمدم من برای چی خلق شدم من فرقم با حیوانات چیست فرقم با فرشتهها چیست اصلاً این خدا که نیازی نداشته من را خلق بکند من که خودم خودم را خلق نکردم او مرا خلق کرده.@ حالا که خلق کرده من آمدم اینجا برای چی آمدم اینجا اصلاً داستان آمدن من به زمین چه بود من کیستم واقعاً من تا وقتی که این مسئله برایم حل نشود هیچ چیز برایم حل نمیشود من کیستم که الله دارم من کیستم که نماز دارم من کیستم که ابدی هستم من کیستم که آخرت دارم من کیستم که قبر دارم من کیستم که برزخ دارم من واقعاً کیستم.@ پس اول من باید با خودم کنار بیایم او باید با خودم آشتی بکنم خودم را باید بشناسم حضرت فرمود(مَعرِفَتُ النفس اَنفَعُ المَعارِف) پرسودترین شناختها این هست که انسان بداند خودش کیست شما قبل از اینکه بروید توحید یاد بگیرید باید اول خودتان را بشناسید.@ اگر بخواهید بروید سر کلاس اصول عقاید بدون اینکه خودتان را بشناسید الله هم حالا گفتم بله یک اللهی این عالم دارد یکی است حالا بعدش چی من وقتی خودم را نمیشناسم نمیتوانم با این الله ارتباط برقرار بکنم بروید شما نبوت یاد بگیر امامت یاد بگیر برو سر کلاس قرآن سر کلاس تفسیر سر کلاسهای دیگر وقتی با خودت آشنا نیستی هیچ کدام از اینها هم نمیتواند به تو سود برساند.@ دانستنش هم کمک زیادی به تو نمیکند ولی اول خودت را بشناس بعد میبینی که با شناختن خودت چه الله زیبایی میتوانی داشته باشی چه رفیق خوبی چه معشوق خوبی چه خانواده خوبی داری چه قیمت خوبی داری کانون قدرتها و شادیها بعد از خودت میاید در خودت بعد از اینکه خودت را شناختی.@ تمام منشأ شادیها قدرتها و آرامشها در وجود خودت است ولی انسان باید این چاه را بکند تا جوشش بکند اول خودم کیستم من چطوری میتوانم یک ازدواج سالم بکنم اگر ازدواج غلط کردم چطوری میتوانم مسیرش را درست بکنم اگر از همسرم دوستم بدم میاید چطوری میتوانم این نفرت را از بین ببرم میشود؟ بله.@ من اگر الان ناآرام هستم میتوانم یک کاری بکنم آرام بشوم؟ بله من اگر چهل سال گناه کردم میتوانم یک کاری بکنم گذشتهام جبران بشود؟ بله من میتوانم جبران بکنم من اگر آدم عصبی و پرخاشگری هستم میتوانم؟ بله میتوانی.@ اگر ناشادم میتوانم خودم را شاد بکنم بله میشود اگر افکار منفی دارم خوابم غلط است خوابم درست نیست بدخواب هستم میتوانم این را درست بکنم؟ بله من اگر سالها عمرم را تلف کردم میتوانم جبران بکنم؟ بله میشود جبران کرد.@ ولی سؤال این هست که تو میخواهی من خودت را خوشبخت بکنی پس منت را بشناس اول بدان کیستی اول این موجودی که خدا میگوید گُل سرسبد من است(سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) هر چه در آسمانهاست و هر چه در زمین هست من برای تو خلق کردم.@ ماه خورشید ستارهها کیهانها کهکشانها فرشتهها همه حیوانات گیاهان بله پس من خیلی مهم هستم که اینها برای من خلق شده پس باید اول سؤال بکنم من برای چی خلق شدم من خیلی قیمت دارم که همه اینها به خاطر من است.@ ما برای چیزهایی غصه میخوریم که آنها برای ما خلق شدند نه ما برای آنها، وقتی من خودم را نشناسم به چیزهایی خودم را میفروشم که از من پایینتر هستند به خاطر نداشتن چیزهایی غصه میخورم که آنها همه قیمتشان از من کمتر است من خودم را میفروشم و بدبخت میکنم به خاطر چیزی که او از من پایینتر است.@ پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند به گریه بیاندازدش داخل جهنم میشود من باید خودم را به یک جایی برسانم بهشتی میدانید یعنی چه کسی؟ کسی که از اول فشار قبر دیگر ندارد این وقتی مُرد پنج تن چهارده معصوم میایند به استقبالش فرشتهها به استقبالش میایند انبیاء به استقبالش میایند.@ یک جشن تولد خوب برایش آنجا میگیرند وقتی وارد برزخ میشود بعد این تا قیامت در خوشی هست قیامت هم هیچ مشکلی ندارد در یک چشم به هم زدن از صراط رد میشود میرود در بهشت در جایگاه خودش یک کسی هست که میتواند در دنیا خودش را شاد نگه بدارد و آرام.@ یک کسی که غصهخور است عصبی است پرخاشگر است حسود است زودرنج است عصبی است این نمیتواند بهشتی باشد قرآن میفرماید بهشتیان آدمهایی هستند که اهل اینطور چیزها نیستند.@ لذا بهشتی یک کسی هست که دنیا نتواند گریهاش بیاندازد هر چه شما روحیهتان قویتر بشود در مقابل مشکلات گریه نکنید و بلکه شادتر باشید بهشتیتر هستید که الان اینها را ما فقط داریم حرفهایش را میزنیم یک ذره کلیاتش و کدهایش را میگوییم و الا هنوز وارد بحث نشدیم انشاء الله بعد.@ فقط الان این جلسه داریم ضرورتش را میگوییم که ما باید برای چی خودمان را بشناسیم ما خیر دنیا را بخواهیم باید خودمان را بشناسیم خیر آخرت را بخواهیم باید خودمان را بشناسیم ازدواج موفق بخواهیم بکنیم باید خودمان را بشناسیم.@ اگر ازدواج ناموفق کردیم بخواهیم تبدیلش بکنیم به یک ازدواج موفق زندگیمان را سروسامان بدهیم از وضعیت بد باید خودمان را بشناسیم اگر اشتباهات زیادی در زندگیم کردم سی سال چهل سال گناه کردم اشتباه رفتم بخواهم جبرانش کنم و خودم را برسانم به شادی و آرامش باید اول خودم را بشناسم پس اول خودمان را بشناسیم.@ اینکه در روایت کلید همه خوشبختیها معرفت نفس هست و کلید همه بدبختیها نشناختن خود هست میگوید یک نفر که خودش را نمیشناسد هر دانشی که داشته باشد دیگر فایده ندارد(کَفی بِالمَرءِ جَهلاً اَن یَجهَلَ نَفسَه) برای جهالت یک نفر همین کافی است که نمیداند کیست نمیداند از کجا آمده نمیداند در کجا هست نمیداند قرار است به کجا برود نمیشناسد خودش را قیمت خودش را نمیشناسد.@ فکر میکنم برای امروز بس است همین مقدار پس در این جلسه کلید سعادت دنیا و آخرت ما خودشناسی است و معرفت نفس است دنیا را میخواهی خودت را بشناس آخرت را هم میخواهی باید خودت را بشناسی.@ کلید همه غصهها غمها اضطرابها افکار منفی شکستها بدبختیهای دنیا و آخرت ما نشناختن خودمان است انسان اگر بخواهد خوشبخت بشود باید اول خودش را بشناسد بتواند خوشبخت بکند ما نمیتوانیم کسی را که نمیشناسیم خوشبخت بکنیم ما نمیتوانیم کسی را که نمیشناسیم شادش بکنیم.@ در تربیت فرزند هم همینطور است ما بچهمان را نمیتوانیم درست تربیت بکنیم که هم خودمان از آن لذت ببریم و راضی باشیم هم مردم راضی باشند هم خدا بدون اینکه بچه را بشناسیم بچه هم باید اول شناخته بشود و برای شناختن بچه من باید اول خودم را بشناسم که بدانم با این نفس باید چکار کنم.@ ما الان در مراقبتهای بارداری از زمان مجردی ما برنامه میدهیم به پسر دخترهای مجرد از زمانی که مجرد هستند یعنی تقویت اسپرم تقویت تخمک چون گفتیم بچهها با پنج صفت به دنیا میایند سلامت و زیبایی هوش عقل دین اخلاق یعنی این پنج تا هست که اگر کامل بشود مثل پنج تا انگشت وقتی با هم هست قوی است.@ شما یکی از انگشتانت را که حذف میکنی میبینی توانایی دستت کم میشود ما به دخترها یاد میدهیم به پسرها یاد میدهیم چون حس مادری و پدری با دختر پسر هست ولو ازدواج نکرده باشد ولو سالها بعد قرار است ازدواج بکند ولی الان میتواند خودش را یک مادر موفق بکند میتواند یاد بگیرد که چطور میتواند یک پدر موفق برای بچهاش انتخاب بکند.@ یا یک مادر قوی با ژنهای قدرتمند با صفات قدرتمند برای بچههایش انتخاب بکند میتواند یاد بگیرد که اگر انتخابش هم بد بود چطوری از الان جلویش را بگیرد و تقویت بکند گذشتهها را چطوری میشود جبران کرد.@ ما مراقبت میدهیم به تقویت ژنها انتخاب همسر بارداری انعقاد نطفه مراقبتهای ماه اول ماه دوم تا ماه نهم شیرخوارگی هفت سال اول هفت سال دوم هفت سال سوم اینها همه فرمول و قاعده و ریاضیات دارد.@ پس من تا خودم را نشناسم نمیتوانم یک مادر موفق یک همسر موفق یک پدر موفق باشم نمیتوانم یک مدیر موفق باشم نمیتوانم یک شهروند موفق یک عضو اجتماع باشم که به اجتماع خودم خیانت نکنم ظلم نکنم در اجتماع راحت باشم آلودگیهای اجتماع اذیتم نکند بجای اینکه آلودگی بگیرم بتوانم نورانیت بدهم شادی بدهم و آرامش بدهم.@ پس همه اینها در گرو خودشناسی است انشاء الله از جلسه بعد انشاء الله به حول و قوه الهی بحثمان را آغاز میکنیم که من کیستم اصلاً داستان من چیست و من اصلاً واقعاً به معنای حقیقی چه ساختاری دارم کی هستم چطوری هستم تا انشاء الله بتوانم روی خودم انشاء الله کار بکنم.@ چند تا سؤال کردند راجع به چگونگیها گفتند این سؤالهایی که شما گفتید ما چطوری میتوانیم بدست بیاوریم اینها سؤالاتش همه مال جلسات بعد است فقط یکی از سؤالات را الان میتوانیم جواب بدهیم.@ فرمودند اگر مؤمن محبت را گدایی نمیکند پس چرا خداوند حس نیاز به محبت دیگران را در انسان خلق کرده؟ این هم در بحثهای بعدی روشن میشود من اجمالاً سؤال را جواب بدهم ببینید خداوند زمینه مهرورزی و عشقورزیهای زمینی را برای ما فراهم کرده.@ انسان عاشق جنس مخالف میشود ازدواج میکند عاشق فرزندش میشود عاشق پدر مادرش هست این هم خیلی خوب است آیهاش هم که من حدیثش هم خواندم پیامبر فرمود علامت انسانیت یک نفر چیست؟ این است که هر چقدر انسانیت و ایمان در او افزایش پیدا میکند عشقش به همسرش بیشتر میشود یعنی عشق زمینیش هم قویتر است.@ یک کسی آمد خدمت پیغمبر گفت من میخواهم یک کاری بکنم شوهرم بیشتر دوست داشته باشد حالا اگر امروزی باشد یک نفر برود پیش یک مشاور بگوید من چکار کنم شوهرم بیشتر دوستم داشته باشد میگوید اول برو دماغت را عمل بکن بعد برو وزنت را درست بکن بعد برو موهایت را رنگ بکن بعد لباس اینطوری بپوش از این چیزها.@ ولی پیغمبر ببینید چه میگوید پیغمبر میگوید اگر میخواهی شوهرت بیشتر دوستت داشته باشد باید یک معشوق بالاتر از شوهرت را داشته باشی از آن انرژی بگیری تا پیش شوهرت محبوب بشوی گفت برو نماز شب بخوان نمیشود تو نماز شب بخوانی و کسی دوستت نداشته باشد.@ این فرمول را چطوری میشود بفهمیش الان من میگویم خیلیها تعجب میکنند یعنی چی این چه فرمولی است ولی وقتی انسان را شناخت آدم میفهمد که واقعاً اینطوری است نمیشود یک نفر مؤمن باشد و دوست داشتنی نباشد نمیشود.@ قرآن میفرماید هر کس ایمان آورد و عمل صالح کرد(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) اصلاً نمیتوانی دوستش نداشته باشی خداوند میگوید انسانها را دوست داشته باشید هر چقدر بیشتر بهتر اما گدایشان نباشید این خوب است انسان دوست داشته باشد در حدیث هم داریم در زیارت امین الله داریم خدایا من در زمین محبوب باشم.@ دعای روز یکشنبه هم داریم(اَعِزَّنی فی عَشیرَتی وَ قَومی) بین خانوادهام محبوب باشم این عیبی ندارد خوب هم هست انسان محبوب باشد اما محتاج نیست گدا نیست اگر یک کسی گفت دوستت ندارم نمیریزد به هم چون یک عشق بالاتر همیشه انسان دارد دلخوشیهای بالاتر دارد.@ یک کسی فرو میریزد که عشق بالاتر نداشته باشد و همه عشقش همه وجودش یک آدمی مثل خودش روی زمین است لذا میگوید بعد عشق زمینی هم مربوط به جنبه حیوانی ماست بعداً توضیح میدهم عشق زمینی برای این هست ما حیوانیم عشق زمینی هم باید داشته باشیم ما احتیاج به جنس مخالف داریم جنس مخالف جنبه انسانی ما نیست.@ انسان زن نیست و مرد هم نیست بعداً توضیح میدهم برای همین خدا سه جنس آفرید زن مرد و خنثی را آفرید الان خنثیها انسان هستند یا نیستند؟ انسانند، اما زن هستند یا مرد؟ هیچکدام ولی انسان هستند خنثی عشق زمینی ندارد.@ دوست دارد از نظر دوست چرا ولی جنس مخالف ندارد بگوید من عاشق یک زنم یا عاشق یک مَردم، چون این بخش انسانی ما نیست خدا میگوید در بخش حیوانی عیبی ندارد شما همدیگر را دوست داشته باشید پدر مادر زن شوهر نامزد دوست اینها خوب است ولی شما برای این آفریده نشدید شما این عشق نهایی شما نمیتواند باشد شما عشقهای بالاتر و برتر هم باید داشته باشید.@ اگر میخواهید در این عشقها شکست نخورید باید از یک سرمایه بالاتری داشته باشید اینها در مهارتهای زندگی من توضیح دادم فیلم مهارتهای زندگی و فیلم رسالت خانواده مربوط به روابط زن و شوهر توضیح دادم همه اینها را.@ در مورد روشهای خودشناسی چشم حتماً انشاء الله از جلسه بعد بحثهایمان آغاز میشود راهکارها را هم گفتند توضیح بدهید چشم وقتمان کم هست من به آقای زواره هم عرض کردم ما وقتی در دانشگاه دوره میگذاریم کارگاهی است.@ کارگاهی یعنی ما سه روز چهار روز از صبح تا شب با دانشجوها هستیم یا با اساتید یا با طلبهها یا حوزهها که میگذاریم مثلاً بیست ساعت آموزش دادیم در بیست ساعت طرف در سه روز چهار روز به نتیجه میرسد.@ ولی چون کلاس ما اینطوری نیست البته منابع هست اینجا را برایتان رفقا آوردند دوستان آوردند عزیزانی که علاقه دارند خودشان تهیه میکنند شروع میکنند کار را ولی سیر کلاسمان فعلاً ماهی یکبار هست تا انشاء الله یواش یواش جلو برویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم جهت رفع موانع ظهور امام زمان(ع) رفع مشکلات زندگی خودمان رفع اضطرار و مشکلات زندگی همه مسلمین و مستضعفین جهان شفای بیمارانمان بیماران منظور و بخصوص موانعی که در سر راه خودشناسی ما وجود دارد اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.@