جلسه 214 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
214
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
5
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 214 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره گناه بود که حمله سمت چپ بود یعنی بعد از بیان سه حمله رسیدیم به حمله سمت چپ مطالبی در این باره گفتیم قرار شد امروز درباره واژههایی که درباره گناه هست با هم سخن بگوییم و چون ما در فارسی فقط یک کلمه به کار میبریم آن گناه هست.@ در مقابل تعداد زیادی از کلماتی که در قرآن وجود دارد و در ادبیات عرب وجود دارد ما فقط میگوییم گناه یعنی کلمه فارسی آن گناه هست بعضی وقتها خود کلمات عربی را مثل معصیت جرم، خطا به کار میبریم که هر کدام معانی ویژه خودشان را دارد.@ اساساً یکی از دلائل مهمی که خداوند در قرآن ذکر میکند قرآن را به زبان عربی نازل کرده به همین دلیل هست که زبان عربی برای همه حالتهای انسان واژه دارد بر خلاف فارسی و سایر زبانها بسیاری از حالتهایی که یک انسان یا موجودات دیگر دارند در فارسی ما برایش معادل نداریم.@ اما در عربی نه، در عربی برای تمام حالتها واژه وجود دارد شما وقتی میخواهید در هر افقی پرواز بکنید حالتهای مختلفی که دارید برای هر حالت اسمی دارد مثلاً ما در فارسی میگوییم دل ولی در عربی نفس داریم قلب داریم سِر داریم خفی داریم اخفی داریم و اینها هر کدام مراحل حرکتی یک انسان هست.@ در مورد گناه هم همینطور در مورد گناه چون جنبه روانشناسی دارد این مسئله در فارسی یا زبانهای دیگر ما این حالتها را اصلاً نداریم واژه بسیار کم هست اما در زبان عربی چون کاملترین زبان هست.@ خدا این زبان را فرمود قرآن که قرار است معجزه جاوید باشد و تا قیامت بماند به زبان عربی نازل کردیم که بتواند بالاترین محتوا را به ما منتقل بکند و به ما در تفکر و تعقل کمک بکند (إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) شاید شما بتوانید خوب تعقل بکنید.@ حالا الان هم که ما میخواهیم راجع به واژه گناه سخن بگوییم خیلی مهم است این بحث که وقتی واژهها را میگوییم انسان راحت میتواند خودش را بشناسد و حالتهای خودش را در این واژهها ببیند و تعقل بکند واقعاً بتواند خوب تعقل بکند.@ خوب چند تا واژه داریم در مورد گناه من بگویم بعد انشاءالله اگر فرصت شد میرویم سراغ اصل بحث که بحثمان را ادامه بدهیم اولین کلمه اثم هست که آن هفته البته یک اشارهای به آن کردیم اثم یعنی کندی و تأخر و مسامحه در عمل یعنی وقتی انسان دچار گناه میشود گناه انسان را به کندی میرساند حرکت انسان را کُند میکند.@ دچار توقف در حرکت میشود و این وقتی که انسان متوجه ماهیت جنینی خودش در رحم دنیا بشود خیلی دردناک و فاجعه هست چرا؟ چون ببینید جنین وقتی که در رحم مادر هست باید یک زمانی متولد بشود تا این زمان فرصت دارد تمام نیازهایی را که برای حیات دنیایی خودش احتیاج دارد با خودش بیاورد.@ حالا فکر کنید حرکت جنین در رحم مادر یک هفته دو هفته متوقف بشود این یعنی چی؟ چه فاجعهای به بار میاورد که یک جنین در رحم مادر دو هفته حرکت نکند سر جایش بماند یعنی جریان ارگانزایی متوقف بشود اندامزایی متوقف بشود بعد ادامه پیدا بکند دو هفته متوقف شده ادامه پیدا بکند دوباره یک ماه متوقف بشود سه هفته متوقف بشود ادامه پیدا بکند.@ این وقتی میرسد به نُه ما که متولد بشود چون نتوانسته همه آن اندامها و ابزار لازم را برای حیات دنیا بدست بیاورد با آسیبهای زیادی به دنیا میاید توقف در حرکت داشته یک حرکت مستمر میتواند این تولد سالم را بدهد.@ انسان از زمانی که نطفهاش بسته میشود البته به صورت وجود خارجی و الا قبل از اینکه نطفهاش بسته بشود هم انسان ماجرایش شروع میشود یک پسری که الان ده دوازده سالهاش هست پانزده سالهاش هست شانزده سالهاش هست دارد زندگی میکند او دارد بچه خودش را از الان طراحی چون گفتیم که سلامت و زیبایی هوش عقل دین و اخلاق اینها صفاتی هستند که با ما هستند یعنی روی اسپرم یک مرد یا تخمک یک زن وجود میخواهد دختر باشد میخواهد زن باشد میخواهد مرد باشد میخواهد پسر باشد این هست یک کسی که دارد زندگی میکند دارد بچه آیندهاش را نقاشی میکند و طراحی میکند از همه جهت دارد این بچه را طراحی میکند.@ یک مجرد درسته ممکن است الان پانزده بیست سالهاش باشد شانزده سالهاش باشد حس همسری نداشته باشد یک دختر یا یک پسر اما حس مادری دارد حس پدری دارد یعنی برایش مهم است که بچهاش بعداً چه خواهد شد این خیلی مهم است یک کسی که الان میخواهد بچه را دعوت بکند از آسمان بیاورد پایین برایش مهم است.@ شما نگاه کن الان میگوید که من مثلاً فردا الان میخواهد ازدواج بکند و با کسی هم هست که خیلی هم به او علاقه دارد و بعد میروند آزمایش آزمایش میگویند که شما ژنتیکی به هم نمیخورید اگر بخواهید با هم ازدواج بکنید بچههایتان کور به دنیا میایند فلج به دنیا میایند کرولال به دنیا میایند مشکل دارند.@ خوب میبینید که اینها حتی از عشقشان هم میگذرند میگویند ما نمیتوانیم یک بچه را جنایت بکنیم در حقش او را به دنیایش بیاوریم و زجر بکشد به خاطر اینکه من یک کسی را دوست داشتم من همچین مسؤولیتی را نمیپذیرم اصلاً نمیخواهم بچهام اینطوری باشد خوب این حرف معقولی هست.@ یعنی حاضر هست از عشق زمینیش بگذرد به خاطر بچه واقعاً اگر جوانهای ما دختر پسرهای ما و کسانی که این عرایض بنده را میشنوند فکر کنند به اینکه وقتی قرار است من یک بچهای را از بالا دعوتش بکنم بیاید پایین این بچه ممکن است حالا بیاید پایین و از من ژنهای ضعیفی بگیرد و به عنوان پدر و مادر این را از من قبول بکند.@ مثلاً در سلامت و زیبایی به او آسیب بزنم در هوش ولی از نظر اخلاق و دین و عقل اگر من آسیب بزنم فردای قیامت این بچه یقه من را خواهد گرفت (يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ).@ جلسه قبل توضیح دادم این را وقتی فرار میکند فرار معلول خیانت است میگوید تو بیخود کردی اصلاً وقتی که آمادگی نداشتی من را دعوت کردی آمدم به دنیا، برای چی قبل از اینکه خودت را بسازی برای چی قبل از اینکه ژنهایت را تقویت بکنی من را به این دنیا آوردی؟@ این خیلی مهم است ما را محاکمه میکنند برای چی یک همچین پدر بد برای چی یک همچین مادر ضعیفی برای من انتخاب کردی؟ یک مادر جهنمی یک پدر جهنمی برای من انتخاب کردید من را از آنجا دعوت کردید آمدم اینجا خوب آمادگی نداشتید اصلاً دعوت نمیکردید.@ این را میپرسند بچهها واقعاً قرآن میگوید بچهها یقه پدر مادرشان را میگیرند لذا اینطوری نیست که انسان همینطوری فکر بکند عروسک بازی است که با هر پسری دلم خواست ازدواج بکنم بعد بچهدار بشویم بعد عروسک بازی بکنیم بعد بچهها را بزرگ بکنیم اینطوری نیست.@ بچه ممکن است در این مسائل راه بیاید در مسائل پایینی ولی وقتی میرسد به مسائل آخرتی و ابدی یک دفعه متولد میشود به آخرت میفهمد که پدر مادرش چه کوتاهیهایی در حقش کردند واقعاً شاکی میشود.@ اثم در رحم دنیا اینطوری هست ما باید به گونهای رفتار بکنیم که وقتی تولدمان به آخرت میرسد به وفات حتماً آن هیکل کامل برزخی، چون برزخ که ما میرویم دو چیز لازم داریم یک بدن برزخی لازم داریم که باید دقیقاً شبیه انسان باشد و یک روح لازم داریم که بتواند آنجا، قلب سلیم لازم داریم.@ بدن برزخیتان را خیلی وقتها خواب هم میبینید خیلی وقتها مثلاً میگویید که خواب دیدم دندانهایم دراز شده دستهایم پشمالو هست شاخ دارم دُم دارم قیافهام ریخته به هم یا فلان کس را به صورت میمون دیدم خوک دیدم اینطوری است این بدن برزخی چون با عمل ساخته میشود یعنی شما هر عملی انجام میدهید یک برشی یا یک شکلی به بدن برزخیتان میدهد.@ علم نه، علم و معرفت ساختار نفستان را میسازد یعنی روحتان را که قرار است وارد برزخ بشود آن قلب را میسازد پس ما دائماً در حال شکل دادن جسم و روح برزخیمان هستیم با نوع زندگی که داریم میکنیم دائماً داریم این را شکلش میدهیم.@ حالا زمانی که یک دفعه با یک سرطان یک تصادف یک سکته یک مسئلهای پیش میاید انسان از اینجا میرود آنجا حتی یک شهید که اولین قطره خونش ریخته میشود گناهانش آمرزیده شده باشد یک شهید هم شکل روحیش باز مشکل ممکن است برایش درست بکند.@ حق اللههایش کاملاً آمرزیده است ولی خوب این آدم بداخلاقی بوده آدم حسودی بوده آدم تندخویی بوده گرفتار است شکل روح خیلی مهم است شکل نفس فوقالعاده مهم است اثم چکار میکند گناه؟@ گناه باعث میشود که شما کندی در حرکت پیدا بکنی یعنی وقتی که گناه میکنی داری معصیت میکنی گناه میکنی این گناه، اثم، سرعتت را کم میکند یا خدای نکرده توقف در حرکت ایجاد میکند شخص فکر میکند که دارد کارهای خیری انجام میدهد اما چون همراه با اثم دارد انجام میدهد نمیفهمد که حرکتی در واقع نمیکند.@ دارد حج میرود ولی در این حج صد تا گناه با خودش میبرد دارد احیا میرود کار خیر میکند کار خیریه انجام میدهد کار فرهنگی انجام میدهد ولی این مملو از کثافت و آفات و رذالتها و اخلاقهای زشت هست آنوقت همه را تلف میکند و خراب میکند.@ شما نگاه کنید ببینید چقدر کندی را اینطوری برایتان بگویم این دستور کندی را خوب دقت بکنید اثم یعنی چی؟ آمدند خدمت رسول خدا گفتند آقا این خانم همسایه ما خیلی خانم خوبی است همیشه شبها تا صبح عبادت میکند و روزها روزه میگیرد اما یک ذره بداخلاقی دارد زبانش تند است.@ حضرت فرمود (لا خَیرَ فیها هیَ مِن اَهلِ النّار) این زنی که هر روز روزه میگیرد و هر شب نماز میخواند هیچ خیری در آن نیست این جهنمی هست، چرا؟ چون تخلیه دارد توقف حرکتی دارد این خوی درنده دارد این متجاوز است این فضول است این حسود است این بد دهان است این زودرنج است این حساس است آدم را متوقف میکند.@ گناه خیلی سخت است توقف ایجاد میکند برای انسان، برای همین هم در روایت داریم که حضرت میفرماید (اِجتِنابُ السَیِّئات اَولی مِن اِکتِسابِ الحَسَنات) آقا گناه نکنی بهتر از این هست که کار خیر بخواهی انجام بدهی بعضیها میخواهند بروند کار خیر انجام بدهند در هیئت برای امام حسین میبینی با این زبانشان با این رفتارهایشان در یک هیئت صد نفر را از خودشان میرنجانند.@ خوب این چه هیئتی کار خیری هست که تو داری میکنی خوب نکن بگو من ظرفیت هیئتداری ندارم من ظرفیت بسیج رفتن ندارم من ظرفیت مدیریت ندارم من اگر هر جا بخواهم این کار را بکنم گند میزنم و کار را خراب میکنم دست خودم هم نیست نمیتوانم ضعیفم خودم را نساختم.@ البته این کلمه دست خودم نیست در مرحله اولیه هست شما نگاه کنید یک سگ، یک سگ که نه سگ باز خیلی خوب است یک شیر یک ببر یک پلنگ که وحشی هست درنده هست این را وقتی میگیرند تربیتش میکنند قابل تربیت است دیگر دست از آن درندگیش برمیدارد.@ هیچ کس نمیتواند بگوید من قابل ترمیم نیستم من قابل اصلاح نیستم من روحیهام یک طوری هست که باید بپرم به این و آن، از پدرم ژن گرفتم از پدرت هم ژن گرفته باشی میتوانی برطرفش بکنی دیگر ژن ما از ژن سگ و حیوانات درنده که قویتر نیست او ذاتاً درنده است ولی تربیتش میکنند دست از این درندگیش برمیدارد.@ ما چطور میتوانیم بگوییم که ما خودمان را نمیتوانیم تربیت بکنیم من نمیتوانم خودم جلوی خودم را بگیریم جلوی حسادتم را بگیرم نمیتوانم جلوی بداخلاقیم را بگیرم نمیتوانم جلوی لوس بودن و زودرنجی و حساسیتم را بگیرم اینها همه حرفهای بیخود است.@ فردای قیامت خدا همان حیوانات درنده را به ما نشان میدهد میگوید اینها دست برداشتن از این خصوصیاتشان ولی شما دست برنداشتید از این حالتهایتان دادید به تنبلی و بیحوصلگی و اصلاً وقتی برای خودسازی و کار کردن روی خودتان نگذاشتید اصلاً برایتان عمل کردن مهم نبود.@ پس این که حضرت میگوید آقا برای خدا و اهل بیت مهم این است که گناه نکنید چرا؟ چون ما روح الهی را که داریم کافی است فقط گناه نکنیم که آلوده نشود یعنی (اَلنِظافَۀُ نَصفُ الدین اَلنِظافَۀُ نِصفُ الاِیمان) نصف ایمان نظافت است یعنی طهارت یعنی پاکی یعنی گناه نکردن.@ ولی ما اصلاً با گناه کاری نداریم میگوییم بگذار گناه بشود ولی در این کار ما باشیم کار خیر است خیریه هست کار فرهنگی است کار معنوی است بگذار جمکران برویم ولی میروی جمکران میایی خودت هم میدانی که داری میروی جمکران بیخود است هیچ خیری برایت ندارد.@ میشود یک شهوت شخصی میشوی هیئت باز جمکران باز مسجد باز عبادت باز ولو خودت هم میدانی هیچ فایدهای ندارد زنداری با گناه شوهرداری با معصیت و گناه بچهداری با گناه حالا چه میماند برای انسان؟ واقعاً ته قضیه، اثم این است اثم بسیار کلمه خطرناکی را خدا انتخاب کرده اثم.@ لذا وقتی میگوید اثم را رها بکنید چه باطنی چه ظاهری فحشای ظاهری و فحشای باطنی (وَ ذَرُوا الْإِثْمِ) دنبال چیزهایی که کندتان میکند سرعتتان را کم میکند نروید رفیقها دوستان یک کسی که ماهواره در خانهشان هست مگر میتواند معصیت نکند.@ بگوید من قسمتهای خوبش را میبینم حرف مزخرفی هست این حرف بیهودهای هست همین که داری میزنی میایید واقعاً صحنههای خراب نشان نمیدهد این ماهواره، آهنگ، زنهای آنچنانی مردهای آنچنانی نه زود رد میشویم میرویم تو سر خودت را کلاه نگذار اینطوری اگر میبینی پشت اینترنت مجبوری معصیت خدا را بکنی عقب میاندازدت چه لطفی دارد واقعاً چه لطفی دارد.@ آنوقت زندگی الان اقتضا میکند الان مثل این بچهها که همه هی اقتضا میکند اقتضا میکند همینطوری یک دفعه ما میبینیم که چیزی از بچههایمان نمانده چیزی از خودمان نمانده زورمان به بچههایمان نمیرسد به خودمان که میرسد زورمان به خودمان که میرسد.@ اثم این است اثم یعنی چقدر دقیق انتخاب شده یعنی نمیگذارد بروی جلو هی شما زحمت میکشی مثل درجا داری میدوی بنزین دارد مصرف میشود اما ماشین حرکتی نمیکند این را اثم میگویند ذنب چیست؟@ بعدی ذنب است اینها را دیگر یادداشت بکنید روی آن فکر بکنید خیلی مهم است اینها تفکر میخواهد که قرآن میگوید تفکر بکنید تدبر بکنید اینها آیات الهی هست ذنب چی است وقتی میگویند ذنب؟@ ذنب چیزی را میگویند اصطلاح ذنب یعنی تبعیت کردن تبعیت و دنبالهدار بودن اما این دنباله دنباله زشتی هست یعنی در واقع چرا به گناه میگویند ذنب؟ چرا یکی از اسمهای گناه ذنب هست؟ برای اینکه وقتی خدا ملاحظه میکند عمل و آثار و دنبالهای که این عمل دارد.@ قرآن میفرماید (نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) ما هر چیزی که شخص انجام میدهد و آثاری که از کارهای شخص مانده را مینویسیم یعنی شما یک کاری را انجام میدهی یک گناهی را، ولی آثار دارد میماند این آثار تا قیامت، یک بنیاد خراب یک فکر خراب یک تربیت خراب هر چیزی یک معصیتی انسان میکند.@ شما نگاه کنید در زندگینامه خانمهایی که توبه کردند مثلاً آوازهخوان بودند یا کار دیگری میکردند بعداً که توبه کردند زنهای خوبی هم بودند از دنیا رفتند ولی بعداً به همه میگویند که تو رو به خدا این نوارهای ما را جمع بکنند این عکسهای ما را جمع بکنند اینها تبعات دارد.@ بله الان توبه کرد رفت ولی فیلمهایش که هست عکسهایش که هست این هنوز دارد ادامه پیدا میکند داستان، سختشان است اذیت میشوند ذنب یعنی آنچه که تبعیت دارد دنباله دارد و دنبالهاش هم زشت است.@ یعنی این این یک دنباله هست برای ذنب از چه جهت به آن ذنب میگویند چون مجموعه عمل به اضافه آثارش را در نظر میگیرند و آنچه که از آثار عمل میماند و هر چیزی که مترتب به آن است پس عمل به اضافه آثار را عمل زشت را ذنب میگویند یعنی ادامههایش هم میماند.@ یکی از ذنبها ادامهها خود گناه است خود آتش جهنم هست یعنی این کار عواقب دارد یعنی اینطوری نیست که مفت تمام بشود این همینطوری ادامه پیدا میکند میرود اینطوری نیست که بگوییم خوب حالا انجام میدهیم من یک روایت بخوانم برایتان خیلی جالب هست در رابطه با کوچک شمردن گناه، گناههای کوچک انسان ببینید چقدر زیبا حضرت میفرماید.@ امام صادق(ع) (اِتَقوا المُحَقَراتِ مِنَ الذُنُوب) از گناهان کوچک پرهیز کنید چرا؟ (فَاِنَّ لَها طالِباً) این هم یک کسی هست که شما را محاکمه کند و طلب میکند که برای چی این را انجام دادی اینطوری نیست که حالا کوچکها را کسی کار ندارد (فَاِنَّ لَها طالِباً) گناه کوچک را هم در نظر میگیرند.@ حالا نگو مثلاً یک انگشتر طلاست حالا فرض بفرمایید یک اشکال ندارد که یک گردنبند طلا حالا دو سانت دست ما هم معلوم بشود پای بیجوراب اشکال ندارد پای بیجوراب حالا یک ذره عطر بزنیم برای نامحرم به جایی بر نمیخورد حالا یک ذره ته آرایش بکنیم.@ همین یک ذره یک ذره ببین حضرت چه میفرماید، میفرماید (لا تَقُولَنَّ) اصلاً اصلاً اصلاً سه بار این کلمه را آورده (لا تَقُولَنَّ) به هیچ وجه از شما نگوید که (اُذنِبُ وَ اَستَغفِرُالله) گناه میکنم بعد هم استغفار میکنیم ماه رمضان میخورد به ما یک ماه رمضان میخورد استغفار میکنیم.@ مثل این زندانیها هستند میگویند یک 22 بهمن به ما میخورد عفو به ما میدهند میزنیم بیرون، اینطوری نیست چرا میگوید (اِنَّ اللهَ تَعالی یَقُول اِن تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها) آخ آخ اگر به اندازه یک خردل هم باشد گناه میکشانی میآوریدش با خودتان آنجا و بعد روبرو میشوی با آن، گناه یک امر اعتباری نیست یک امر حقیقی هست.@ مثل این که شما فرض بفرمایید دکتر به شما میگوید که آقا قند شما باید روی صد باشد شما این قرصها را هم بخور که الان قندت رفته روی صد و خوردهای بیاید پایین باشد حالا ملاحظه هم میکنم بعد یواشکی شب میروی یک چند تا میوه شیرین قنددار چیزهای دیگر میخوری بعد سر خودت را کلاه میگذاری.@ آقا این قندی که دارد میرود پایین آثارش هست یا نه قند را میبرد بالا یا نه؟ میبرد بالا دیگر حالا شما یواشکی چربی بخور یواشکی نمک بخور یواشکی قند بخور خوب این دارد اثر ذاتیش را میگذارد.@ گناه اینطوری است نفس انسان از زمانی که متولد میشود مثل یک دوربین باز است یک دوربین باز است همینطوری از رحم دارد فیلمبرداری میکند یعنی هر چیزی که مادر میدهد و پدر میدهد روی نفس ضبط میشود میاید تا وقتی که بدنیا میاید در هر خانهای که به دنیا میاید هر صدایی که میشنود هر چیزی که میبیند این دائماً ضبط میکند.@ این همینطوری ضبط میکند تا لحظه مردن بعد که شما از دنیا میروید فیلم را باز میکنند برای همین هم این فیلم وقتی باز میشود هی کش میاید در برزخ بعضیها فیلمشان در برزخ تمام است خیلی چیزهای زشت ندارد همان چند روز اول تمام است بعضیها اصلاً حاضر نیستند یک ذرهاش را هم ببرند در برزخ در همین دنیا پاک میکنند هر چه هست.@ ولی بعضیها میبرند میکشانند تا قیامت برای همین قیامت هم پنجاه هزار سال طول میکشد پنجاه هزار سال طول میکشد تا این فیلم را بازش کنند ببینند چکار کردی شما، لذا میفرماید ساعت به ساعت سؤال میکنند آنوقت جالب است برای همین هم شما در مورد گناه کلمه کفاره دارید (اَلصَلاۀُ کَفارَۀٌ عَما قَبلَ) کفاره یعنی گناه را میپوشاند از بین نمیرود.@ مثل دلیت کامپیوتر میماند شما مثلاً عکس گرفتید در کامپیوتر با موبایلتان عکس گرفتید بعد نمیخواهید که این عکس باشد میزنید دلیت پاک شد پاکش میکنید این پاک شد واقعاً؟ اگر کسی در حافظه نگاه بکند این فیلم را دیگر نمیتواند ببیند این پیامک الان پاک شد خوب پاک شد ولی این پیامک از بین رفت؟@ نه شما الان میروید میدهید ریکاوری میکنند در مراکز کامپیوتری دوباره همان فیلم برمیگردد همه عکسهای که شما داشتید در کامپیوتر همه را برمیگردانند برای شما در موبایل داشتی همه برمیگردد.@ خدا در روز قیامت فقط برای ما دلیتش میکند به قول امروزیها پاک میکند تمام شد پاک شد هر کس ببیند هیچ کس دیگر نمیفهمد تشخیص نمیدهد دیگر تمام شد اما ذخیره هست در نفس یا نه یعنی اگر بخواهد بیاید بالا دوباره میاید بالا.@ شما خودتان بعضی وقتها انسان میرود تمام کثافتهایی که خدا پاک کرده تمام آلودگیهایی که خدا پاک کرده خودش میرود برمیگرداند ریکاوری میکند دوباره زنده میکند.@ لذا یک کسی که گناه نکرده با یک کسی که گناه کرده و توبه کرده یکی نیست آن کسی که گناه نکرده مثل اینکه یک لباسی را پوشیده که الان رفته از مغازه خریده پوشیده نو است شاق و راق ولی یک کسی که گناه کرده و توبه کرده مثل این هست که این لباس را کثیف کرده حالا برده شسته اتو کرده میپوشد.@ شبیه نو هست اما نه آثار گناهان قبلی روی آن هست یعنی دیگر آن لطافت و طراوت اولیه را ندارد پس اینطوری نیست که گناه یک چیز مفتی باشد که من بگویم عصبانی شدم آقا اینطوری نیست به خدا، این وقتی میگوید عصبانی شدم زودرنج بودم حساس شدم به من برخورد قهر کردم داد زدم بدبینی داشتم این را داشتم آن را داشتم حالا هست که هست.@ یا نه الان توبه هم کردم اگر توبه بشود کرد ولی این در دل هست الان بگوید که آقا من رفتم توبه کردم بخاطر اینکه فیلم ناجور نگاه نکنم دیگر اینکارها را نکنم دیگر سیگار نکشم ته ماندهها تعلقات علائق وابستگیها زمینههای انحراف وجود دارد یا ندارد بله هنوز دارد این خطرناکتر است.@ یعنی هست امکان لغزشش بیشتر است، چرا؟ چون تجربه شده در نفس این چیزها مانده شما ممکن هست بروی یک ریکاوری بزنی یک جا یک دفعه میبینی همه آن تندخویها بداخلاقیها بدبینیها زودرنجیها حساسیتهایی که کنترلشان کردی همه میزند بالا یک دفعه.@ پس ذنب را دقت کنید اثم چه بود؟ اثم کندی بود نمیگذارد گناه از آن جهت میگویند ببینید چه بلاهایی سر ما میاورد ما اصلاً متوجه نیستیم واقعاً چکار با روح و روان ما میکند یک طرف حرکت جنینی تو را در رحم دنیا کُند میکند از یک طرف یک عالم تبعات را مترتب بر این کار انجام میدهد اینطور نیست که من الان بگویم چربی خوردم دیگر آثاری نداشته باشد.@ میگوید آقا شما یک بستنی که میخوری کالری اضافه دریافت میکنی چند ساعت باید ورزش بکنی که این کالری بستنی از بین برود اضافه دریافت کردی یک چربی مثلاً شما باید دو هزار واحد کالری میگرفتی رفتی یک کلهپاچه زدی شش هزار واحد چهار هزار واحد اضافه است این چطوری میخواهد از بین برود چهار هزار واحد.@ چقدر آدم میخواهد عمر بگذارد وقت بگذارد و این کالری را آبش بکند پس اینطوری نیست که بگوییم آقا این که هیچی نیست آن هم که هیچی نیست برو جلو ببین چه میشود یک نقطهاش فرمود یک خردلش را خدا حساب میکند پای شما.@ به فلسفه بعضی از احادیث بیشتر پی میبریم امام صادق(ع) میفرماید (اِتَقوا مِنَ المُحَقَراتِ مِنَ الذُنُوب فَاِنَّها لا تُغفَر) از گناهان کوچک پرهیز کنید که اینها خیلی خطرناک هستند میگوید بخشیده نمیشود اصلاً.@ سؤال میخواهم بکنم دقت بکنید چه کسی جواب میدهد به من میگوید بخشیده نمیشود اصلاً گناهان کوچک بخشیده نمیشود (قُلتُ وَ مَن مُحَقَرات) سؤال کردم گناهان کوچک چه چیزی هست؟ حضرت فرمود (اَلرَجُلُ یُذنِبُ الذَنب فَیَقولُ طُوبی لی لِمَن لَم یَکُون لی غَیرُ ذلِک).@ خوش به حال من اگر من گناهی غیر از اینها نداشته باشم این که چیزی نیست چرا بخشیده نمیشود؟ چه کسی میتواند بگوید چرا بخشیده نمیشود؟ این جواب خوب است سبک میشماریم چون یک نوع بیادبی هست گناه بزرگ را میترسد ولی گناه کوچک را میگوید آقا این که چیزی نیست.@ وقتی شما کوچک را تکرار کردید، بگذارید روایتش را برایتان بخوانم میفرماید (لا تَستَقِلُ قَلیلَ الذُنوب فَاِنَّ قَلیلَ الذُنُوب یَجتَمِعُ حَتی یَکُونَ کَثیراً) امام کاظم(ع) کم نشمارید گناهان کوچک را چون گناهان کوچک جمع میشوند تا اینکه بزرگ میشوند خودش یک آفت میشود.@ یک ترک در دیوار یک سد شما ایجاد بکنید این ممکن است هیچی نباشد گاهی وقتها انسان از یک زخم کوچک میمیرد یک زخم کوچک را جدی نمیگیرد عفونت میکند میکشد شخص را میگوید آقا این که چیزی نیست این یک ذره که چیزی نیست خیلی شده جمع شده باز نگاه کنید چقدر زیبا میفرماید امام رضا(ع) (اَلصَغائِرُ مِنَ الذُنُوب طُرُقٌ اِلَی الکَبائِر) گناههای کوچک یک راهی برای بزرگهاست گناهان کبیره هست.@ یعنی انسان وقتی بیحیا شد و این را توانست انجام بدهد و باکش نبود یواش یواش به سمت گناهان بزرگ هم میرود (وَ مَن لم یَخِفِ الله فِی القَلیل لَم یَخَفهُ فِی الکَثیر) هر کس از خدا در گناهان کوچک نترسد در بزرگها هم نمیترسد.@ اینهایی که رفتند جنایتهای بزرگ کردند همین داستان تخممرغ دزد شتر دزد میشود داستان اینطوری است یعنی اینطوری فکر نمیکرده آقا این که چیزی نیست همین که چیزی نیست ذره ذره ذره رفته بالا.@ شما در زنا نگاه کنید در فواحشی مثل زنا میگوید (لا تَقْرَبُوا الزِّنى) نزدیک زنا نروید نمیگوید زنا نکنید اصلاً اینطوری غلط است خدا روانشناسیش دقیق است ما را میشناسد میگوید زنا اصلاً یک مقولهای نیست که زن و مرد یک موقعی با هم برخورد بکنند بروند با هم زنا بکنند اصلاً اینطوری نیست داستان.@ زنا نزدیک شدن نزدیک شدن یعنی چی؟ یعنی انسان نزدیک میشود یواش یواش حیایش میریزد بیحیا میشود ذره ذره ذره این حیا کم میشود بعد میرسد به آنجا در حجاب یک کسی کوتاهی بکند بیحیا میشود یواش یواش در ارتباط با نامحرم بیحیا میشود اینطوری میشود یواش یواش پیش میاید (لا تَقْرَبُوا الزِّنى).@ آنها که رفتند مشروبخور شدند حالا بیا یک لبی تر کن یکبار حالا بیا یک پُک بزن همین یک پُک بزن یک دفعه شده اعتیاد قهار پیدا کرده خیلی جدی حالا این فیلم را نگاه کن اصلاً کاری با آن نداریم همین فیلم را نگاه کن برای همین ترفند شیطان اینطوری هست.@ دقت کنید چقدر قشنگ میفرماید از نبی اکرم(ص) (اِنَّ اِبلیسَ رَضیَ مِنکُم بِالمُحَقَرات) شیطان برای شما از گناه کوچک کافی است برایش (اِنَّ اِبلیسَ رَضیَ) راضی است شیطان (مِنکُم بِالمُحَقَرات) شما گناه کوچک انجام بدهید شیطان دیگر راضی است به همین مقدار چرا راضی است؟@ چون کسی که سد را شکست رفت جلو بقیه اتفاقات میافتد یعنی کسی که حقیر گناهان کوچک را انجام داد بزرگها قطعاً یواش یواش لیز میخورد انجام میدهد نگوید من به خودم اطمینان دارم او هم بگوید من به خودم اطمینان بعد میبنی یک دفعه داستان یک چیز دیگر میشود اینطوری نیست این دروغ است.@ هزار بار خودمان به گناهان کبیره آلوده شدیم دچار شدیم برویم حالتهای خودمان را نگاه کنیم که گناهان کبیره کردیم و میکنیم ببینیم ما چطوری شروع کردیم که اینطوری شدیم الان غیبت چطوری شد تهمت چطوری شد حسادت چطوری شد عصبانیت چطوری شد ذره ذره.@ آقا محیطش نزدیکش نروید اگر قرار است یک کاری عصبیت بکند یک دفعه ده هزار سال بیست هزار سال آتش برایت در جهنم ذخیرهات بکند پس نزدیک این که قرار است عصبانی بشوی نرو جلو.@ یک کسانی که بیمبالات هستند میروند در صد رابطه شروع میکنند ارتباطگیری میکنند و در هر رابطهای هزارتا فساد ایجاد میشود در آنها فکر میکند دارد خیلی کار خوب و خیری هم انجام میدهد آقا نمیخواهد این همه کار خیر انجام بدهی.@ وسط کار هیئت است میبینی چقدر تبعات گذاشته برای خودش اصلاً داستان اینطوری نیست ما باید خیلی دقت بکنیم اگر قرار است من نزدیک یکی از این جهنمها بشوم حالا ما میگوییم زنا زنا فحشاهای ظاهری هست قرآن میگوید نزدیکش نروید شراب اعتیاد و اینها فحشاهای ظاهری هست دزدی و مسائل اینطوری.@ اما فحشاهای باطنی چی فحشاهای باطنی هم داستانش همینطوری هست در فحشاهای باطنی هم شخص باید دقت بکند که زمینههایی که میتواند در آن تکبر ایجاد بکند حسادت ایجاد بکند.@ زمینههایی که میتواند در آن بداخلاقی یا بدبینی ایجاد بکند نزدیکش نرود چون بیاید گرفتارت میکند آلوده میشود انسان بد هم نمیشود چون ذنب تبعات دارد و به راحتی از بین رفتنی نیست.@ پس گناه چون تبعیت دارد به آن ذنب میگویند بیآبرو میکند انسان را بیحیثیت میکند انسان را رسوا میکند انسان را این تبعاتی هست که میاورد برای انسان.@ سیئه کلمه بعدی سیئه است سیئه در مقابل حسنه قرار داد حسنه یعنی کار زیبا، برای چی به گناه میگویند سیئه؟ چون زشت است زشتی دارد کثیفی دارد آلودگی دارد به این عنوان به آن زشت میگویند یعنی باطن را زشت میکند پس سرعت را که متوقف میکند هیچی تبعات که دارد هیچی بلکه باطن را زشت میکند.@ یعنی چهره را خراب میکند میریزد به هم، پیامبر فرمود امت من در قیامت به صورت ده حیوان و موجودات دیگر محشور میشوند چرا موجودات دیگر را غیر از حیوان حضرت میگوید برای اینکه حیوان شرافت خیلی زیادی دارد حیوانات بهشتی هم در آنها زیاد است میروند بهشت ولی خیلیها بهشت نمیروند روز قیامت.@ حیوانات میگویند آقا من حیا داشتم شما نداشتید من غیرت داشتم شما نداشتید من عبادت کردم نماز خواندم نماز اول وقت خواندم حیوانات عبادت دارند (كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) همه حیوانات همه موجودات صلات و تسبیح دارند دیگر شما در سیدی آب همه دیدند من این را هی مثال میزنم.@ برای اینکه این تحقیقات یک دانشمند خارجی غیر مسلمان است میگوید آقا من وقتی اسم الله میبرم مولکول آب خوشگل میشود خوش شکل میشود تسبیح دارد میکند وقتی میگویم شیطان میریزد بهم وقتی موسیقی پاپ میگذارم برایش یک طوری است قرآن میگذارم یکطور دیگر است هبیمتال میگذار یک طور دیگر سمفونی بتوون میگذار یکطور دیگر است.@ موجودات همه تسبیح دارم حیوان میگویند من عبادت کردم من یک عمر ذکر خدا را گفتم این عبادت نمیکرد این نماز نمیخواند روزه نمیگرفت به هر بهانه از عبادت و روزه فرار میکرد التماس میکرد یک ذره معدهاش زخم بشود دیدید بعضیها زخم معدههای خودساخته دارند آی معدهام درد میکند من نمیتوانم واقعاً روزه بگیرم.@ بعد هم میروند به این دکترها میگویند دکتر هم که اصلاً خیلیهاشان از این حرفها آقا نگیر آقا خطر دارد آقا دکتر هم که گفته دیگر خوب پس نگیریم دکتر گفته آب بدن نباید کم بشود من اگر روزه بگیرم پانزده شانزده ساعت آب بدنم کم میشود.@ پس هیچی همین دنبال که بهانهای بالاخره برای خودش یک داستانی در بیاورد میگردد دنبال یک چیزی که یک طوری خلاصه فرار بکند از عمل یا معصیت بکند.@ باطن را زشت میکند یعنی میریزد به هم آن شکل را، حیوان میگوید من نماز خواندم این نماز نخوانده خدا به حیوانات میگوید بروید بهشت برای همین هم پیغمبر دارد (رُبِّ مَرکُوبٍ خَیرٌ مِن راکِبٍ) مرکبهایی که از صاحبانشان بهتر هستند چون ذکر بیشری از صاحبشان دارند.@ خیلی بد است آدم بعداً ببیند گاوها و شترها و سگها و الاغها میایند میروند بهشت و انسان نمیتواند برود و گرفتار است.@ ولی قرآن فرمود بعضیها قلبهایشان معادل سنگ و پایینتر از سنگ است یعنی از حیوان پایینتر است برای همین هم نمیگوید به صورت همه حیوان میروند نه موجودات دیگر هم هست انسان حالتهای خیلی وحشتناک ترسیم کردند در روایات خیلی وحشتناک است.@ چون میگوید سنگ وقتی اسم خدا را میشوند (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) سنگ وقتی اسم خدا را میشنود تأثیر میپذیرد ولی قلبهای شما اصلا با اسم خدا هیچ نوع تحریکی در آن ایجاد نمیشود.@ پس برای چی میگویند سیئه به گناه برای چی میگوییم سیئه؟ چون باطن را زشت میکند از نورانیت از آرامش از شادی میاندازد درون انسان را وحشی میکند میبرد به سمت یکی از حیوانات یا یکی از موجودات پایینتر از حیوانات به این شکل.@ در سیئه یادتان باشد شرط آگاهی است یعنی شخص میداند که این کاری که دارد میکند حرام است میداند اینکار حرام است و انجام میدهد میداند نباید انجام بدهد ولی جلوی خودش را نگه نمیدارد میداند چه فحشای ظاهری و چه فحشای باطنی میفهمد و انجام میدهد این کار را.@ وزر یکی دیگر از کلمهها وزر است اوزار جمعش در فارسی خودمان هم بکار میبریم وزر و وبال، وزر سنگینی هست یعنی بارکشی میاورد برای آدم، آدم را سنگین میکند.@ پس اینجا شبیه چه میشود وزر؟ از این چهار اسمی که خواندیم به کدام نزدیکتر است؟ به اثم نزدیکتر است چون کندی میاورد بار میآورد روی دوش آدم یک موقع هست آدم حرکتش کند است و باید یک بار هم بکشد با خودش ببرد.@ یک زن نورانی ما داشتیم یک پیرزن نورانی خیلی نورانی بود این پیرزن روحش شاد از اقوام دور ما بود این به رحمت خدا رفت البته موقعی که زنده بود خیلی اجتناب داشت اصلاً اگر هر چیزی که میفهمید حرام است، من بچه بودم.@ یادم هست مثلاً یک موقع جایی مهمانی بودیم تلویزیون روشن بود این پشتش را میکرد از روستا میامد روستایی بود ولی شهریها هم که مسخرهاش میکردند کاری با مسخره اینها نداشت تا چشمش میخورد به تلویزیون رویش را برمیگرداند یا بلند میشد میرفت.@ بعد شوهرش خیلی آدم بدی بود اذیتش میکرد خیلی بداخلاق بود من خودم داشتم از این خانم میشنیدم بعد هم باز خانواده خودمان هی مادرم مادربزرگم میگفتند این خاطره را، میگفت شوهرم را خواب دیدم که در جهنم دارد میرود و وضعیت خیلی سربالایی سختی هست بعد یک بار خیلی سنگین هم بستند به او، این باید این مسیر را میرفت با بدبختی و بیچارگی.@ خیلی دلم برایش سوخت گفتم چرا اینطوری به این وضع افتادی تو، گفت این بار ظلمهایی هست که به تو کردم بار سنگین گناهان، پیغمبر فرمود گناهانتان سنگینتان میکند با سجده این آتشهایی که روی پشت خودتان سوار کردید و بارهای سنگین را از بین ببرید.@ سجده خیلی قیمت دارد بخصوص اگر طولانی باشد گفت همان لحظه از خواب بیدار شدم گفتم خدایا من که حلالش کردم من اصلاً تحمل ندارم او را در آن وضعیت ببینم اینقدر آن زن بزرگ بود.@ وزر سنگینی است آدم را بارکش میکند بارکش که میگویم من الان یک چیزی دارم میگویم شما شاید نتوانید خوب تصور بکنید بارکشی یعنی چی ببینید ما اصلاً میگوییم حالا یعنی چی آنجا بارکشی.@ آنجا کُتَل دارد دره دارد یک فضایی است مثل فضای دنیا، فقط بینهایت عمیقتر خطرناکتر و وحشتناکتر این فیلمهای وحشتناک را دیدید میخواهند بسازند در این فیلمهای خارجی که میسازند یا کارتونهایی که میسازند مثلاً کوه و درههای خیلی، واقعاً بینهایت وحشتناکتر است واقعاً هم شخص باید از این مسیرها رد بشود.@ یعنی در این جهنمهایی که پر از مار و عقرب و اژدها هست مسیری هست که شخص باید طی بکند و برود آنطوری نیست که فکر بکنی آنجا یک جایی آدم را میبرند حبس میکنند کتک بزنند نه زندگی میکنی در برزخ، مسیر زندگیت تکرار میشود.@ مثلاً یک شخصی الان در مسیر زندگیش یک مسیر پرگناه و آلوده دارد که در آن هزار جور گناه دارد اتفاق میافتد خوب این باید از یک جای خطرناک با درههای زیاد رد میشود عین همین تصویر عین این زندگی را در برزخ باید تکرار بکنی دقیقا همان را تکرار میکنی یک دره پر از اژدها.@ این فیلمها میسازند که شخص باید از چند خان رد بشود در یکی از یک اژدهاست در یکی از خانها مار است در یکی از این خانها یک دره هست یک جا هست آب جوش است یک جا هست نمیدانم چیه دقیقاً این زندگی را آنجا باید انجام بدهد انسان یعنی باید زندگی بکنی وقتی وارد برزخ میشوی تو را میبرند به یک درهای میگویند حالا رد بشو این مسیر زندگی بوده که در دنیا داشتی.@ پانزده سالگی تا بیست سالگی این فضا را داشتی حالا آدم باید داشته باشد و رد بشود واقعاً اینطوری است یعنی شما از یک درهای رد میشوید که در آن پر از جانور و حیواناتی هست که گزنده و درنده و وحشتناک هستند پر از دیوها و کتکها و آب جوشها و تاریکیها و تلخیها و زخم شدنها و مریضیهاست.@ لذا زخمهایی که آدم برمیدارد یا زخمهایی که میزند خیلی بد است زخمهایی که میزنید و زخمهایی که برمیدارید هر دو به خودت هست در واقع، با یک نیش زبان با یک تحقیر یک تمسخر یک تندی آدم نمیداند به جان خودش چه زخمی دارد میزند بعد وارد برزخ میشود میبیند آنجا بدنش زخم شده.@ زخمهایی که به بدنهای دیگران زده به وجودها و دلهای دیگران زده همه میاید در روح خودش، این ماه رمضان هر شب شما چی خواندید (سُبحانَ الَّذی یَعلَمُ جَوارِحَ القُلوب) خدایی که زخمهایی را که به دلها وارد شده را میداند زخم دلها، جریحهدار شدن خاطرهها را میفهمد و میبیند.@ حالا هی جلوی زبانت را نگه ندار جلوی اخلاقت را نگه ندار حالا آزاد باش هر چی دلت خواست انجام بده هر طور دلت خواست رفتار بکن هر طور دلت خواست قیافه بگیر برای دیگران، ادامه بده.@ اینها همه جمع میشود بعد یک بدن ذلیل یک بدن زخمی درب و داغون که مرگ هم ندارد چون (لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى) میافتی آنجا حالا با این بدن زخم و بارکشی گرفتار مار و عقربهای آنجا و دیوهای آنجا کتکهای آنجا هم بشوی ببین چه میشود.@ این دقیقاً همان زندگی هست که یک نفر نکبتی هست که یک نفر در زندگی خودش دارد یعنی صبح تا شب در خانواده در محیطهای دیگر دریدن همدیگر.@ میبینی یک خانواده میبینی اینقدر اعضای خانواده به هم آرامش میدهند خوشحالند با هم خوب هستند قربون صدقه هم میروند یک خانواده را هم میبینی که پدر خانه همه را میدرد مادر خانه بچهها را میدرد بچهها همدیگر را میدرند پدر مادرشان را میدرند این میشود باطن زشتی که به کار ما میدهد.@ پس وقتی میگوییم که یک نفر خوک متولد میشود یعنی چی خوک متولد میشود؟ میگوید خوب این آدم بیغیرتی بوده در دنیا نسبت به گناهها و آفات پرهیز نداشته و خوک متولد میشود یک نفر سگ میاید یک نفر میمون میاید یک نفر چند حیوانه میشود اصلاً باطنش در روایت داریم بعضیها ترکیبی میایند یعنی ترکیبی از چند حیوان میشود میاید یک شتر گاو پلنگی میسازد از خودش از باطن خودش.@ روایت بعدی معصیت چرا به گناه معصیت میگویند؟ معاصی حالا یک ظرافتهایی دارد مثلاً میگوییم (غافِرُ الذُنُوب) غافر المعاصی ما نمیگوییم شما هیچ کجا ندیدید که غفران را به معاصی بزنند دقت کردید میگویند غافر الذنوب خدایا ذنوب را مغفرت بده نمیگوییم معاصی.@ نمیگوییم یا غافر الآثام راجع به آثام نمیگوییم مغفرت را برای چی بکار میبریم؟ برای ذنوب به کار میبریم اینها یک لطافتهایی هست که اگر برسیم اینها را هم میگوییم اگر نه قابل تأمل است آدم باید اینها را رویش فکر بکند ما فقط میاییم جملات عربی را میخوانیم دعاها را، ولی اگر اینها را معانیش را خوب بفهمیم برای تفکر و تعمق و تعقل خیلی کمکمان میکند.@ پس معصیت کجاست؟ معصیت آنجایی هست که شما با یک دستور سروکار دارید غیر از اثم است اثم مثلاً طرف دستوری نداشته ولی گناه کرده اما نه اینجا به او گفتند که نماز بخوان نمیخواند سرکشی، نافرمانی، فرمان دادند به او انجام نمیدهد میگویند روزه بگیر حجاب داشته باش به خدا میگوید من انجام نمیدهم این معصیت است.@ یعنی خدا دستور میدهد شخص بِر و بِر میایستد به خدا نگاه میکند و انجام نمیدهم میگوید آقا زنت یک همچین حقوقی به گردنت دارد میگوید نه من برای زن یک همچین ارزشی قائل نیستم شوهر یک همچین وظائفی داری نسبت به شوهرت باید انجام بدهی نه من انجام نمیدهم.@ این که پیغمبر فرمود خیلی از خانمها کافر هستند با اینکه مسلمانند کافرند گفتند یا رسول الله ما کافریم فرمود بله شما کافر به حقوق شوهرهایتان هستید یعنی حاضر نیستید وظیفهتان را نسبت به شوهرهایتان انجام بدهید سرکشی و تندی و نافرمانی و تیزی دارد حقوق شوهرهایتان را رعایت نمیکنید.@ مرد هم همینطور هست مرد هم خیلی وقتها کافر میشود یعنی آن حق را میپوشاند کافر یعنی پوشاننده، حق پدر مادر است زورش میاید انجام بدهد به او میگویی میدانی پدرت یک همچین حقی دارد میگوید بله میدانم ولی من از دستش ناراحتم خوب ناراحتی که ناراحت باش این حق را دارد.@ فرمود (فَاِن کانا ظالِما) اگر ظالم هم باشند پدر و مادر این حق را دارد دیگر تو زور که نمیتوانی بگویی. معلم یک سلسله حقوقی دارد شما بالا بروید پایین بیایید باید حقش را رعایت بکنی از دستش ناراحتم از دستش دلخورم، از دستش دلخور هم که باشی مثل پدر مادر است هیچ فرقی نمیکند دلخور هم که باشی از او در حقت ظلم هم کرده باشد معلمت، تو نمیتوانی حقوقش را رعایت نکنی بیادبی بکنی فرقی نمیکند.@ معصیت یعنی این یعنی نافرمانی کردن خدا هم آنجا به ما میگوید که شیطان و نفس سنگینی ایجاد میکند یعنی زورمان میاید انجامش بدهیم به چه کسی فشار میاید در معصیت کدام بخش ما در معصیت اذیت میشود؟ طبیعت اذیت میشود بخش حیوانی زیر بار نمیرود.@ میگوید من اگر بخواهم این کار را بکنم باید محدود بشوم و محدود نمیخواهم بشوم. نمیخواهم خودم را محدود بکنم نمیخواهم جلوی خودم را بگیرم میخواهم آزاد باشم.@ یک خانمی بود استاد دانشگاه بود یک چیزهایی را رعایت نمیکرد من یک بار به او گفتم که شما مگر نمیگویید من متدین هستم گفت چرا من متدینم من مؤمن هستم گفتم شما الان این رفتارهایی که میکنید این رفتارها مقلد کی هستید؟ گفت من مرجع مقلدم یک کسی هست.@ بعد گفتم در رساله رفتید نگاه کردید که این رفتارهایی که شما انجام میدهید گفت نه من مخصوصاً نمیخوانم که مسؤولیت نداشته باشم، آقا حکم داده شده چه شما بدانید چه ندانید گرد شما هست دانستن شرط نیست.@ من چون نمیدانستم مسؤولیت ندارم فقط یک عده از جاهلها روز قیامت مسؤولیت ندارند آنها را جاهلهای قاصر میگویند یعنی واقعاً اطلاعات در اختیارشان نبوده یک آفریقایی بوده در یک قبیلهای در کوهی کوهستانی جایی یک کسی کره ماه زندگی میکرده مثلاً اطلاعات به او نرسیده.@ و الا یک کسی که اطلاعات اطرافش هست خودش را جاهل نگه میدارد با یک عالم هیچ فرقی نمیکند تازه این دو برابر عالم عذاب میشود فرمود عالم را روز قیامت یک بار عذاب میکنند عالمی که بیعمل هست یکبار عذاب میکنند، چرا؟@ چون یاد گرفته و عمل نکرده وظیفه یادگیریش انجام داده حالا عمل نکرده پیامبر فرمود (وَ لِلجاهِلِ ذَنبان) جاهل دو بار گناه میکند چون یک بار نرفته یاد بگیرد میتوانسته برود یاد بگیرد و یاد نگرفته تنبلی کرده و یک بار هم به خاطر اینکه بلد نبوده گناه هم کرده.@ بعضیها سر خودشان را کلاه میگذارند معصیت و نافرمانی یعنی مقاومت در مقابل الله مقاومت در مقابل خانواده آسمانی مقاومت در مقابل بهشت یعنی زور میزند برود جهنم تلاش میکند برود جهنم این را معصیت میگویند دستوری داشته و رو در روی خدا میایستد میگوید من انجام نمیدهم معاصی معصیت از این عنوان هست.@ یکی دیگر از الفاظ حوب هست حوب با ح جیمی که در فارسی به کار نمیبریم این هم انزجار دارد یعنی یک چیزی هست که منزجر کننده هست.@ از آن جهت که منزجر کننده هست یک زشتی هست که منزجر کننده هست بوی گند دارد یک تنفرانگیزی دارد به آن حوب میگویند این لفظ برای این مسئله به کار میرود جرم و خطا و فساد و قبیح اینها بماند برای جلسه آینده قبائح جرائم خطایا اینها را که میگوییم انشاءالله بماند برای جلسه آینده.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@