بحثمان که مراحل پایانی بخش دومش را می گذراند درباره ی ارتباط با خانواده آسمانی و همچنین ارتباط با اصل و ریشه خودمان بود از طرف خداوند فیض دائمی به سوی انسان است. امشب که شب جمعه هم هست ده مرتبه می خوانیم «یا دائم الفضل علی البریه یا باسط الیدین بالعطیه یا صاحب المواهب السنیّه» ای کسی که دائم الفضل بر مخلوقات هستی یعنی فیض الهی دوام دارد خداوند دلیلی برای ندادن و بخل هست که رئوف بالعباد مهربان نسبت به بندگانش است غفور رحیم اهل بیت هم که مظاهر خدا هستند هم همین گونه هستند پس از ناحیه آنها همیشه کشش، دعوت به بالاترین جایگاهی که یک کسی می تواند برسد وجود دارد شما هر چقدر که دلت بخواهد او بگیری می توانی اوج بگیری فقط باید سوختش را با خودت ببری همانطور که در شعر مرحوم فیض هم گفتیم یعنی باید انسان از 5 بخش وجودها بخش را هزینه کند تا این بخش خوراک و اوج بگیرد اگر این چهار تا را انسان مستقل ببیند در مقابل فوق عقلانی آسمانی و الهی مثلاً عالم شدن دانشمند شدن که کمالات عقلی هست مستقل از عشق به الله نگاه شود این حجاب می شود دیگر سوخت بخش الهی ما نیست سوخت خودش است یعنی یک انسان می خواهد به عنوان یک استاد یک دانشمند یک محقق، مخترع در جامعه کاری کند مطرح شود جایزه ای بگیرد مشهور شود حالا شده و پاداشش هم همین است مگر اینکه این دانشمند شدن و کار علمی را به عشق معشوق خودش بخواهد که ماندگار می شود کمالات وهمی، ریاست، شهرت، قدرت اینها کمالات وهمی هستند اگر مستقل دیده شوند قطعاً ما را از الله باز می دارند کمالات خیالی تجملات جلوه های طبیعی و زیبای جهان که انسان عاشق شان می شود همان بحثی که توضیحش هم ندادیم تیر و کمان، ابرو مژگان که انسان گرفتار این زیبایی های طبیعی دنیا می شود یا کمالات حسی پولی، آپارتمانی، باغی، ویلایی، خانه ای، سکه ای دلاری گرفتار این چیزها می شود اگر کسی اینها را به عشق معشوق نگاه کرد اینها همه عبادت است و سوخت می شود برای الله ما را می برد تا برسد به معشوق خودش، این منوط به این است که بخش فوق عقلانی خودش را پیدا کرده باشد به رسمیت خودش را بشناسد باور کرده باشد عظمت شخصیتی و وجود خودش را پیدا کرده باشد اینجا که هیچ کدام از این معشوق های چهارگانه مانع او نیستند هر چه به او دهند در راه معشوقش خرج می کند.
یار دل آرام دل برده از ما آرام آرام الحمدلله
چون این بخش فوق عقلانی اش از او دلبری کرده و دلش با آن بالا هست به این پایین ها فقط به عنوان ابزار و وسیله نگاه می کند اینها را در این جهت استخدام می کند در هیچ کدام از این چهار بخش شهوت خاصی مستقل ندارد. لذا نوع رفتار های افراد نشان می دهد که این شخص خودش را شناخته یا نشناخته حالا مثال های عملی که می زنیم روشن می شود هر چقدر شما از این چهارتا سوخت تهیه کنید صرف فوق عقل کنید فوق عقل جا دارد برای گشایش و بزرگ شدن هر چه هم رشد کنی طلب بیشتری می کنی اشتهایت بازتر می شود لذت بیشتری می بری بیشتر می طلبی می خواهی اتفاقات قشنگ تری برایت بیفتد باید بیشتر هزینه کنی مثل اینکه یک نفر پارک، شهر بازی رفته لذت برده سه تا بازی کرده و پولش ته کشیده ولی لذت برده بچه می داند باید پول بدهد تا برود شهربازی باید هیزنه کند دفعه بعد پول بیشتری می برد زمان بیشتر لذت بیشتر، کسی که کار قشنگ کرده خدا به او رو می کند خواب قشنگ می بیند دری به روی او باز می شود حالی و معنویتی می کند. خدمت به پدر و مادر کرده به همسر به فرزندان حالش حال قشنگی می شود به فقیری به انسانی حتی به حیوانی به گلی می بیند به برکت آنها به این خدا برکتی می دهد از این به بعد انسان باز باید هزینه کند نابرده رنج گنج میسر نمی شود.
(لیس للانسان الا ما سعی) باید هزینه کنی هر چقدر هزینه هایت را بیشتر کنی لذت و کیف و عروج و معراجت بیشتر می شود پس این راه خیلی روشن است در جلسات پایانی بحث را جمع و جور می کنیم هر چقدر پول بدهی همان قدر آش می خوری آسمان و غیب هم همینطور است یعنی شما هر چقدر می خواهید به سمت غیب بروید هر چقدر هزینه کنید غیب خودش را بیشتر به تو نشان می دهد، از آن طرف دائم الفضل آنقدر مهربان هستند که خداوند می گوید به مقام کمتر از مقام امامان را نخواهید (ان یبلّغنی المقام المحمود لکم عندالله) از این اوج بالاتر نمی شود که انسان آن مقام محمود را که معصوم دارد را از خدا بخواهد می گوید تا اینجا می توانی بیایی هزینه کن بالا بیا. از این چهار تا (جمادی، نباتی، حیوانی و عقلانی) هزینه کن بالا بیا. باید خرج راه را بپردازیم اگر خرج راه را نپردازی اصلاً اوج نمی گیری برویم سراغ فرمول چند فرمول را جلسات گذشته عرض کردیم حالا یک بار دیگر به یک نحو دیگر می گویم همه آن فرمول های جلسات گذشته تو این یک فرمول جمع کردیم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله اصل و قاعده است من می خواهم بالاترین درجات را نزد خدا داشته باشم. اول می خواهم یا نمی خواهم آیا واقعاً می خواهیم رتبه ای آنجا داشته باشیم برایمان مهم است پیش حضرت زهرا چه جایگاهی داشته باشم پیش امام زمان چه جایگاهی دارم برایم مهم است پیش خد چه منزلتی دارم پیش فرشته ها، شهدا، اهل بیت، ابالفضل حضرت زینب ام البنین علی اکبر واقعاً ما چه جایگاهی داریم؟ جای ما در سمان کجاست؟ بهشت ما مجا معین شده؟ چینش که برای من و شما کردند چطور چینشی است کسانی که در بهشت ما منتظر ما هستند و متعلقین ما هستند چه کسانی هستند؟ هر کس باید به دارایی های جاودانه خودش فکر کند چطور ما می گوییم یک آپارتمان یک ویلا داشته باشم یک همسر داشته باشم... پدر، مادر، دوستان، فرزند، شغل من چیست؟ کسی که دغدغه این چیزها برای آخرت ندارد یعنی اصلاً واقعاً خودش را نشناخته برایش مهم باشد که واقعاً وضعیت من چطوری است دارم؟ دست خالی هستم یا نه؟ وقتی از این دنیا رفتم مرا این طور جاها می برند شروع کنم یا مرا می برند جهنم از جهنم شروع کنم چون انسان بالاخره رشدش را باید از یک جا شروع کند بعضی ها رشدشان را از جهنم شروع می کنند اصلاً من قرار است کجا بروم؟ بعد از مردن کدام کلاس می روم رشد برزخی تکامل برزخی من، با نکیر و منکر شروع می شود یا با بشیر و مبشر. یعنی من به محض اینکه از اینجا رفتم تا منتقل شدم چه کسی بالای سرم می آید برای تحویل گرفتن من؟ اصلاً شروع ملاقات معلوم است قرار است چه شود؟ دیدید الان رئیس جمهور به کشوری می رود یا پادشاه یا رئیس جمهور به استقبالش می آیند معاون می رود معاون می آید وزیر خارجه می رود وزیر خارجه می آید الان شما آن طرف می روید از خانواده آسمانی تو چه کسی می آید بالای سر شما، مادرتان فاطمه زهرا می آید امام زمان می آید فرشته ها می آیند چند نفر از انبیاء می آیند امامزاده ها، شهدا، اولیاء الهی چه کسانی می آیند برایم باید مهم باشد که من می خواهم به این جایگاه بروم چون زمان زیادی ندارم دیر یا زود می خواهم بروم دیرش هم خیلی زود است بالاخره می رویم کسی که این دغدغه ها را دارد برایش مهم است که چه کسی بیاید باید خودش این را طراحی کند باید طراحی کند که من می خواهم فاطمه زهرا بیاید حضرت زینب بیاید حضرت ابالفضل باشد از اینجا رفتم می خواهم اولین کسی که چشمم به چشم شان باز شود پیغمبر و امیرالمومنین باشند باید خودت طراحی کنی حالا ببینیم چه می شود نه حالا ببینیم که می آید کدام فرشته می آیند عزرائیل با چه چهره ای می آید اصلاً این طور نیست چیزی به اسم تصادف و حالا ببینیم چه می شود و ... نداریم خودت باید تعیین کنی که عزرائیل را چه شکلی می خواهی ببینی موقعی که می روی اولین کسی که در برزخ می بینی چه کسی است؟ خوب که می بینیم یعنی چشم برزخی باز می شود خواب می بینیم ببین شروع و محتوای خوابت چی است؟ خودت طراحی کردی الان این برای من دغدغه است مهم است که بدانم چه وضعیتی دارم یا نه برایش فکر می کنم که چه کسی را می خواهم ببینم کجا بروم؟ تمام این تشریفات را باید طراحی کنید برایش هزار بار دل شوره داشته باشید کسی پنج سال مانده ازدواج کند هزار بار شب عروسی اش را مرور کند عقدش، خواستگاری اش، ماه عسل هزار بار مرور می کند یا می خواهد با عزیزی ملاقات کند این عزیزانش خیلی مهم است یک عالمی، یک دانشمندی یک ولی خدایی، تا صبح می گوید چطوری بروم چه بگویم دائم دغدغه دارد. یک زمانی می رسد که باید با خانواده آسمانی مان روبرو شویم باید برایمان مهم باشد که این ملاقات چطور ملاقاتی است ملاقات خیلی مهمی است و قبل از اینها انسان با خداوند ملاقات می کند آدم باید دائم این را مرور کند هر بار باید بگوید وقتی الان رفتم فردا رفتم پنج سال بعد رفتم اولین نفر خداست قرار است بین من و خدا چه بگذرد چه ملاقاتی با هم کنیم لذا می بینید تا الان هر چه قاعده خواندیم هر کس می خواهد بداند هر کس دوست دارد یعنی همه واقعاً برایشان مهم نیست به اینجا هیچ وقت فکر نمی کنند سی سال چهل سال پنجاه سال پنج دقیقه هم به این چیزها فکر نکرده این چیزها برایش دغدغه نبوده، این صحنه های عاشقانه و با شکوه ملاقات را اصلاً مرور نکرده این روابط بین خانواده آسمانی و فرزندانشان عاشقانه است که تمام زیارت عاشورا غزل عاشقانه است (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) (ان یبلغنی طلب ثارک) (این یرزقنی طلب ثاری) (ان یبلغنی المقام المحمود) (اللهم اجعل محیای محیا..) همه عاشقانه است همه دلتنگی های فرزند هست برای خانواده آسمانی اش، دعاها، مناجات، را نگاه کنید زیارت معصومه سلام الله علیه ببینید در این زیارت چقدر عشق ریختند (عرّف الله بیننا و بینکم فی الجنه) خدا من و شما را به هم معرفی کند. چه کسی عقلش می رسد با حضرت معصومه یا حضرت عبدالعظیم حرف می زند یا با ائمه، نقشه ابدیت را بریزد می گوید خانم خدا من و شما را به هم معرفی کند ما همدیگر را ببینیم وقتی به زیارت امام حسین و یا امامان می گویی (و لا جعله الله آخر العهد منی) این آخرین زیارت نباشد دائم دلدادگی، دلتنگی به زیارت امام رضا می روی (اجعلونی فی همّکم) به من اهمیت بده مرا دوست داشته باش به من توجه کن (سیرونی فی حزبکم) مرا در حزب خودتان ثبت نام کنید من جای دیگری دوست ندارم بروم چقدر کیف دارد آدم به امام رضا بگوید من می خواهم جزء حزب شما باشم. الان واقعاً امام زمان ظهور کند ما کجای لشکر هستیم کسی برایش دغدغه دارد؟ اصلاً ما را خبر می کنند؟ حضرت خودش به ما خبر می دهد که من می خواهم بیایم آماده شو؟ اگر تو واقعاً بخواهی از حضرت که قبل از ظهر حتماً به منخبر دهی حضرت تو را خبر می کند لذا دائم می گوید اگر می خواهید اگر دوست دارید یک کسی به امام زمان بگوید آقا من می خواهم در حزب تو باشم نمی خواهم جذب کسی شوم نمی خواهم گروه و لشکری غیر از گروه و لشکر تو باشم می خواهم در دسته و لشکر تو باشم با تو و همراه تو (اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه) خدایا رغبتم و عشقم دولت کریمه امام زمان است من این را می خواهم (تعزّ بها الاسلام و اهله) همه مسلمانان در آن عزیز باشند (و تذلّ بها النّفاق و اهله) همه منافقین ذلیل شوند (و تجعلنا فیها من الدّعاه الی طاعتک) خدایا من دوست دارم در حکومت امام زمان جز دعوت کنندگان مردم به طاعت تو باشم یک موقع یک کسی می گوید منالان مبلغ دین تو باشم جز دعوت کنندگان مردم به طاعت تو باشم یک موقع در حکومت عالی امام زمان این چه جایگاهی دارد امام زمان به او می گوید تو در این حکومت من مردم را دعوت به طاعت الهی کن خیلی حرف بلند است. ما راجع به این چیزها که می خوانیم کمی فکر کنیم (و تجعلنا فیها من الدعاه الی طاعتک و القاده الی سبیلک) من در لشکر امام زمان و حکومت امام زمان جز رهبران مردم باشم به راه تو. یعنی این خیلی شرافت، قدرت، سنخیت، می خواهد که یک نفر در آن حکومت، در حکومت های الان اعتباری است اصلاً معلوم نیست کسی یک جایگاهی گرفته باشد این جایگاه، جایگاه حقی باشد اما در حکومت امام زمان اینطوری نیست همه چیز حق انتخاب می شود کسی نمی تواند کلک بزند شایسته سالاری صد در صد است می گوید خدایا دوست دارم من در آن حکومت چنین جایگاهی داشته باشم خدا از دل ما چطوری حرف زده می گوید من می دانم شما چه دوست دارید و چه چیزی برای شما خوب است وقتی می خواهید دعا کنید این چیزها را از ما بخواهید. ما واقعاً می خواهیم؟ قاعده این بود که قیمت هر آدمی به دغدغه هایش هوس هایش، خواهش هایش و خیالاتش است به چیزهایی هست که محبوبشان است به برنامه ریزیهای زندگی اش است قیمت هر کس به انتخابهایش، ارتباطاتش، رفتار و چینش های زندگی اش است اگر اینگونه آرزو داری هدف داری برنامه هایت را تنظیم کن با این هدف و خودسازی کن. نمی دانم می خواهم وکیل شوم وزیر شوم سر لشکر، سرتیپ، دکتر و مهندس شوم این خیلی کوچک است اینها بدو پست نیست خیلی خوب است ولی برای انسان کوچک است قیمت هر انسانی به هوس ها و آرزوهایش است روی برگه بنویس که می خواهی چه کاره شوی دوست داری فرزندانت چه کاره شوند آینده برای تو چه اتفاقی بیفتد قیمتت در می آید همتت، ارزشت، اوجت و شناختی که از خودت داری در می آید می خواهی برای بچه ات تعیین شغل کنی خودم دوست دارم چنین شغلی داشته باشم چه جایگاهی داشته باشم معلوم می شود قیمتت چقدر است قرار است چه کاره شوی به کاج برسی کمالات جمادی، نباتی، حیوانی، عقلانی، یا فوق عقلانی از نوع برنامه ریزی یک نفر و وقت گذاری یک نفر معلوم است. این آدم چقدر قیمت دارد ادعا به درد نمی خورد اینکه ما هر روز بگوییم خدایا مرا از سربازان و اولیاء خودت قرار بده اما هیچ تصمیم و برنامه ریزی برایش نداریم نوع برنامه ریزیهای مان نوع انتخابها و ارتباطات مان مدیریت زمان مان غلط است می بینیم همه اینها رفت آخر. این قاعده خیلی مهم است روی موبایل، رایانه، تابلو بنویسید که قیمت هر کس به انتخابها و محبوب هایش است یا این حدیث از پیغمبر صلی الله علیه و آله را بگذار (من احبّ ان یعلم ما له عندالله) هر کس دوست دارد بداند پیش خدا چه دارد چه موقعیتی، قیمتی، منزلتی، دارد اینقدر شفاف و قشنگ (فلیعلم مالله عنده) پس باید اول ببیند خدا پیش این چه جایگاهی دارد هر کس می خواهد ببیند پیش خدا چه قیمتی چه موقعیتی دارد. الان من در آسمان چه دارم؟ می گوید اول نگاه کن ببین خدا پیش تو چیزی دارد یا نه؟ در این بخش پنج بخش وجودیت سهم چه چیزی بیشتر است سهم الله سهم علم سهم موقعیت های دنیایی سهم تجملات یا سهم مادیات، برویم سراغ کاربردها که تمرین کنیم از پایین مثال بزنیم یک موقعیت مالی پیش می آید که در این موقعیت مالی امکان گناه، حرام خوری، رشوه، ربا یا عقب انداختن کار خداست. قشنگ در می آید مغازه داری اذان نزدیک است ببین چه کار می کنی؟ خیلی ها می گویند مشتری و پول را عشق است. خدا او را صدا می کند حیّ، حیّ، حیّ مسجد هم نزدیک است مغازه را نمی بندد برود مسجد، یا همان جا نمازش را نمی خواند خانه هستی آشپزی می کنی البته آشپزی و بچه داری فرق می کند اگر زن بخواهد یک دفعه رهایش کند غذا می سوزد بچه را نمی شود رها کرد شیر می خواهد شوهرش آمده خسته است باید به او چای بدهد بچه مدرسه ای دارد باید او را رد کند من با عذرهای استثنایی که خانم ها دارند کاری ندارم. پای تلویزیون نشستی، ببین رها می کنی بروی نماز بخوانی نماز اول وقت می خوانی یا نمی خوانی؟ اگر کسی نمازش را اول وقت نمی خواند پیغمبر فرمود این آدم اینقدر بی تربیت است از یک زناکار، عرق خور بدتر است آدمی که خدا صدایش می کند به خدا می گوید کار دارم فرمود ما آنها را شفاعت می کنیم (عرق خورها، زناکارها) قیمت شفات می کنیم اما کسی که خدا صدایش می کند ولی بی ادب است نماز اول وقت نمی خواند من شفاعتش نمی کنم. صلوات می فرستند می بینی با بغل دستی حرف می زند. صلواتت را بفرست. فرشته ها وقتی اعلام صلوات می شود و کسی صلوات نمی فرستد یا آهسته می فرستد بی حال و بی حوصله می فرستد فرمود فرشت ها می گویند خدا تو را نیامرزد وقتی صلوات را انسان با شکوه می فرستد فرشته ها می گویند خدا تو را بیامرزد. کسی که رشوه می گیرد معلوم است خدا برای او قیمتی ندارد کسی که به خاطر پول به بندگان خدا فشار می آورد گران فروش است کم فروش است احتکار می کند جنس را نمی فروشد تا گران شود این آدم، خدا هیچ قیمتی پیشش ندارد خودش هم هیچ جایگاهی در آسمان ندارد کسی که می تواند به خاطر پول به بندگان خدا ظلم کند می تواند رشوه بگیرد یا کار خلاف انجام دهد همین جا معلوم می شود این چقدر قمیت دارد یک کسی قرض می خواهد می توانی به او بدهی و ندهی از کمالات جمادی شروع می کنم دین خدا به کمک اقتصادی و جهاد مالی تو احتیاج دارد و تو کاری نکنی می فرماید ما چقدر آیات در مورد انفاق داریم کسانی که در راه خدا انفاق می کنند و کسانی که انفاق نمی کنند (الذین یکنزون الذهب الفضّه) آنهایی که پولهایشان را جمع می کنند فرمود این سکه ها را قیامت روی پیشانی و پهلویشان در حالی که مذاب است و گداخته شده می چسبانند این همان چیزی است که شما ذخیره کردید. شما برای خدا چقدر قیمت قائل هستید پول با خدا می توانی؟ هر چه پای خدا پول بریزی (من ذالذی یقرض الله قرضا حسناً) خدا می گوید به من قرض دهید وقتی خدا حضرت معشوق کسی که پیغمبر ذلیلش است ائمه عاشقش و ذلیلش هستند همه ائمه و انبیاء مست او بودند به تور کرده اله پیغمبر معشوق امیرالمومنین به تو می گوید به من قرض بده. ما بعدها خیلی حسرت می خوریم که خدا با این عظمتش روز قیامت می گوییم این خدا چقدردر خانه من آمد گفت به من قرض بده بنده ام را خودم فرستادم یعنی به من بده ما به خدا گفتیم خدایا نداریم. جهاد مالی (انّ الله اشتری من المومنین باموالهم و انفسهم) اول مال. برای خدا چقدر حاضری هزینه کنی؟ سوخت می شود می کشیم بالا. سوخت مصرف می کنیم فوق عقل بالاتر می رود از مال خرج می کنی فوق عقل جان می گیرد. مثل دنیا شما عشق یک نفر را در دنیا می خواهی که به تو توجه کند تورا تحویل بگیرد در واقع یک امر مجرد را می خواهی عشق ولی برای او پول هزینه می کنی برایش لباس، طلا می خری می گویی می خواهم دلش را بخرم. خوب خدا هم همینطوری است خدا هم می گوید برای من هزینه کنید (انّ الله یحبّ ) من هم شما را دوست دارم. آن هم از پولی که خودم به شما دادم (من ذالذی یقرض الله قرضاً حسناً و بما رزقناهم ینفقون) همان که خودم به تو دادم چیزی از آن را به خودم می دهی یا نمی دهی؟ کمالات خیالی، زیبایی های چه چیزی را به خدا هدیه می کنی؟ زیباترین ها قشنگ ترین ها را. دو تا لباس داری یکی قشنگ تر است کدامش را می دهی؟ زیبایی ات را در مقابل خدا قار نده کسی که بی حجابی و بدحجابی می کند زیبایی اش را به نامحرم می فروشد خودش را در معرض نگاه نامحرم قرار می دهدنمی تواند از این زیبایی بگذرد می گوید چه کار کنم نمی توانم این زیبایی را این هیکل را نمی توانم بپوشانم. می رود گناه می کند. به عشق خدا از این بگذر به خاطر خدا بپوشان به خدا زیبایی ات را بفروش به کس دیگری نده مگر به محرمش. نمی توانم. چقدر آدم دین شان را به زیبایی فروختند زیبایی و تجملات مختلف. تو که پول نداشتی خودت را همسرت را فرزندت را در فشار و قرض گذاشتی که یک چیز قشنگ تر بخری؟ همسرم این را دوست داشته. دوست داشته باید حق باشد عزیزم وسع من بیشتر از این نمی رسد این هم با عشق با اخلاص تقدیم تو می کنم چون زن و بچه هایم دوست داشتند چنین ویلایی، فرشی، مبلی، خانه ای دزدی کردم، رشوه گرفتم پول نزول گرفتم برای اینکه اینها به این زیبایی که می خواستند برسند. این تلفن خیلی قشنگ بود چشم را گرفته بود. خوب چشمت را گرفته باشد معصیت می کنی تازه چشمت را گرفت می خواهی چه کار کنی؟ می خواهم به بقیه نشان دهم. خیلی خطرناک است این فخر می شود گفتیم اگر زیبایی هایی که خدا به کسی بدهد او را غافل کند و بخواهد به رخ بندگان خدا بکشد این آدم خیلی خطرناک است این آدم جهنمی است کسی که لباسش را، در روایت هم داریم خداوند از شهرت لباس متنفر است (انّ الله یبغض شهر قاللباس) یک لباس خیلی خاص و ویژه بپوشد این خطرناک است. من می خواهم یک انگشتری یک گردنبندی یک پرده ای یک دکوراسیونی یک مبلی داشته باشم که چشم همه را درآورد بقیه حسرتش را بخورند. این آدم خیلی عقده ای و بیچاره است چون به فخر می افتد کسی که به یک چیزی نسبت به بندگان خدا بخواهد فخر بفروشد قرآن فرمود بهشت بر او حرام است. دل چه کسی را می خواهی بسوزانی به چه کسی می خواهی بگویی من دارم و تو نداری همین که انسان احساس کند می خواهد دل کسی را بسوزاند حسرت کسی را متوجه خودش کند این حسرت آتش تو گور می شودو به جانش می افتد می بینی سالهای سال در عذاب می سوزد به خاطر اینکه سالهای سال دل دیگران را سوزانده بعضی ها اینقدر ادب دارند که مثلاً به او می گویند دکتر گفته تو به خاطر مریضی باید کباب بخوری می گوید اگر من در خانه بوی کباب راه بیاندازم همسایه ها اذیت می شوند. این چقدر شعور دارد نکند من بوی کباب راه بیاندازم همسایه ها اذیت شوند خیلی احتیاط می کند. دل چه کسی را می خواهی بسوزانی. کمالات وهمی مقام با چه قمیت می خواهی حاضری از مقام به خاطر خدا بگذری در روایت داریم به کسی پیشنهاد پست کنند پیشنهاد ریاست و مسئولیتی کنند اگر بدانند از او لایق تر هست و او مقام را اشغال کند (خان الله و رسوله و المسلمین) خیانت به خدا و پیامبر و به همه مسلمانان کرده برای چه این مسئولیت را عرضه نداشتی قبول کردی چرا چند تا مسئولیت قبول کردی نمی توانی از پس همه اینها برآیی همه کارها ضایع می شود قبول نکن آدم قحطی که نیست کسی دیگری می آید این مسئولیت را انجام می دهد. نه باید خودم داشته باشم این هم آن هم مال من است کسانی را دیدم که خودشان می گفتند که 25 مسئولیت داریم. این خیلی آدم خطرناکنی است نمی تواند بگوید من نمی توانم از پس اینها بر نمی آیم فردا جواب امام زمان را نمی توانم بدهم جبهه امام زمان تضعیف می شود. یکی را آباد بگردان تازه بیشتر هم می خواهند فلان جا کاندید شده. یک کسی می گوید من اگر یک جا رئیس شوم خدا خشمش می گیرد دین خدا آسیب می بیند به عشق الله از این مدیریت و ریاست می گذرم یا منسوب کردن این خیلی خطرناک است در روایت داریم اگر کسی یک کسی را یک جا منسوب کند و بداند از او لایق تر هست (خان الله و رسوله و المسلمین) خیانت کرده به خدا و رسولش و مسلمانان. الان در کشورمان حکم های الکی می نویسند برای این و آن، انتساب هایی می نویسند که این آدم اصلاً لایق این کار نیست قیمت این کار را ندارد برای چی؟ فامیل است با من رفیق است هم حزبی من هست. یعنی از این مفیدتر برای مردم و جود نداشت؟ این رفیق است. سبیل مرا چرب کرده باید او را انتخاب کنم. انتساب ها شایسته سالاری نیست برای خدا نیست اصلاً شهوت مقام و ریاست انسان را منفور خدا می کند چون شخص روح علو دارد می خواهد از دیگران برتر باشد. کمالات عقلانی، حاضریم به خاطر خدا از مطالعه بگذریم می توانیم بگوییم به خاطر خدا از کتاب بگذریم یا شیفتگی علم نمی گذارد شما نگاه کنید در وادی علم چقدر بی خدایی هست طرح ها، پروژه ها تحقیقات همدیگر را دانشمندان می دزدند دزدی های علمی که در محیط دانشگاهی هست دانشجوی بیچاره به استادشص طرح داده ابتکار کرده گفته استاد این تحقیقات را کردم این اختراع را کردم، بده مطالعه کنم ببینم چه می شود برده به اسم خودش ثبت کرده مقاله دانشجو را گرفته برده به اسم خودش زده در مقالات بین المللی بعد به دانشجو می گوید نه این اصلاً به درد نمی خورد. مقاله دانشجو را دزدیده کتاب و علم او را دزدیده این واقعاً برای خداست؟ اگر کسی خدا معشوقش باشد دزدی علمی نمی کند به خاطر علم جنایت و ظلم نمی کند بیشترین جنایت های طول تاریخ را دانشمندان کردند شهوت های علمی انسانها را به بزرگترین جنایات وادار کرده. این دارو را روی زندانیان امتحان کنیم ببینیم چه می شود بیچاره ها را می برند یک جایی حبس می کنند این داروها را به اینها تزریق می کنند ببینند چه می شود. یک بمب ساختیم بریزیم سر مردم. در عراق این طوری است آمریکایی ها تمام بمب های خودشان را آنجا امتحان کردند در افغانستان، بمب ها، موشک ها، اسلحه هایشان را می آورند روی زمین مردم امتحان می کنند ببینیم بازتابش چه می شود. یک روستای عقب مانده آفریقا را انتخاب می کنند که هیچ کس را ندارند می روند روی آنها آزمایش می کنند که چه؟ می خواهیم علم پیشرفت کند. دانشجوی جهان سومی از اینجا رفته کشور غربی، دانشگاه آزمایش های شیمیایی خطرناک را می گذارند برای کشوهای جهان سوم. دانشجو رفته آنجا درس بخواند رفته استاد راهنما، استاد راهنما به او می گوید شما روی این پروژه کار کن یعنی این مواد خطرناک را ببر آزمایشگاه، نتیجه را بیاور بده آزمایش هایی که سمی و خطرناک است خطر سرطان و گرفتار یدارد را می دهند جهان سوم، می گویند بیا این کارشناسی ارشد این دکترا، حالا برو ولی این بدبخت را بیچاره کردند شیره ی جانش را کشیدند تا به او دکترا دادند بی دینی ها، جنایت هایی که به خاطر پیشرفتعلم شده از همه جنایت ها بیشتر است. الان می خواهد ارشد بخواند می گوید بخواهم ارشد یا دکترا بخواهم بخوانم واقعاً باید فاتحه دینم را بخوانم، کمی صبر کن، ما چقدر آدم داریم به خاطر درس خواندن در دانشگاه دین و آخرت و خدا را فروختند می گوید نمی رسم خودم می دانم حالم بد شده با این فشار درس می خوانم ولی چه کار کنم؟ خوب تو رقابت داری با همکلاسی ات که او می خواهد رشد بگیرد، دختر خاله، پسردایی، ... می خواهد بگیرد تو هم می خواهی بگیری. خوب چیزی به تو نمی رسد چرا خودت را این همه اذیت می کنی ده واحد دوازده واحد، بس است بگذار دیرتر لیسانس بگیری، دیرتر دکترا بگیری ولی آدم باش یک وقت بگذار برای دلت یک وقت بگذار برای روحیاتت یک وقت بگذار برای معنویاتت برای بخش های دیگرت هم وقت بگذار دائم درس درس همین اتفاق هایی که الان می افتد از دبیرستان ها و راهنمایی ها بچه ها یکسره بخش عقلانی و ذهن شان را مشغول کردیم این بچه به بخش های دیگر نمی رسد دائم دلشوره، اضطراب، ناراحتی چون مسابقه و رقابت است این بچه دیگر آدم نمی شود این دانشگاه رفتنش مبارک است؟ حالا نخبه، تیزهوش، شد این مبارک است؟ اصلاً مبارک نیست مگر کامپیوتر است البته این در حد کلان ایراد به نظام آموزش وارد می شود نظام آموزش و پرورش، آموزش عالی ما به آدم ها درست نگاه نمی کند اگر درست نگاه می کرد در نوع برنامه ریزی هایشان طور دیگری برنامه ریزی می کردند که این بچه ها به همه ابعاد وجودی شان برسند خانواده ها هم حواسشان نیست این بچه ها آدم هستند روح، جاودانگی، ابدیت، خانواده آسمانی دارند بهشت و جهنمی سر راهشان هست این بچه بیچاره را به عشق درس و مدرک تحصیلی و علم بلایی به سرش می آورند در هزار وادی او را می اندازند که این بچه اصلاً خودش را پیدا نمی کند تا خودش را پیدا کند می بینی بیست سال سی سال آخر عمری می بیند که آخرتی هم هست ابدیتی هم هست هدف خقلتی هم هست خانواده آسمانی هم هست ماجرایی بوده که فقط رفتیم اطلاعات کسب کردیم فکر کردیم سی دی کامپیوتر هستیم مغزمان را یکسره پر از اطلاعات کردیم دل، عشق، روح، عاطفه، شوریدگی هیچ شده یک ماشین یک برنامه تلویزیونی هست من ساعتی که در خانه می نشینم غذا بخورم یا کاری کنم قرار گذاشتیم با بچه ها این زندگی نامه کسانی که معرفی می کنند را نگاه کنیم اینها هنرمندان ویژه جهان هستند هنرپیشه ها فیلم سازان، کارگردانان، موسیقی دانان، ما در خانه خنده مان می گیرد اول او را معرفی می کنند بعد می گویند او در فلان شهر متولد شد چند ساله بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند یعنی اکثر قریب به اتفاق اینها اینطوری هستند بعد خودش می گوید غالبشان اینطوری هستند که در فلان سال با فلان کس ازدواج کرد بعد طلاق داد در سال فلان با فلان کس ازدواج کرد بعد طلاق داد در بین هنرمندان مشهور است. خانواده در راه هنر ذبح شده روابط انسانی در راه هنر ذبح شده خوب این چه زندگی است اینها شهوت های اینطوری هستند ببین در تصمیم ها حرف خیلی بلند است تمام این 170 جلسه ای که گذشت تا الان همه را ببوسیم کنار بگذاریم همین قاعده دستمان باشد (من احبّ ان یعلم ماله عندالله فلیعلم مالله عنده) همین قاعده هر کس می خواهد بداند در آسمان چه قیمتی دارد ببیند خانواده آسمانی و آسمان چه قیمتی پیش این دارند در غیب چه جایگاهی دارد ببینید غیب برایش چقدر ارزش دارد برای غیب چقدر ارزش قائل هست برای غیب چقدر حرمت قائل هست بعضی وقت ها گناه کاران حرفه ای، مشروب خورها عیاش ها و ... در طول سال هر چقدر دلش می خواهد گناه می کند ولی به محرم و صفر که می رسد یک دفعه ترمز را می کشد می گوید نه دیگر محرم و صفر اصلاً جای گناه نیست. بالاخره غیب نفوذی در در این دارد بعضی ها محرم و صفر هم حالی شان نمی شود ماه رمضان است ماه صفر است اصلاً. خیلی حرمت دارد چیزی برای آسمان قائل است می گوید خدایا می کردم ولی به احترام امام حسین محرم و صفر گناه نکردم. یکی از بزرگان می گفت ما دزدی را می شناختم این ماه رمضان گدایی می کرد می گفت چون باید افطارم حلال باشد دیگر دزدی نمی کنم گدایی می کنم مردم به من می دهند می روم سحری و افطاری تهیه می کنم چه اعتقادات قشنگی همین هم پیش خدا خیلی می ارزد خدا می گوید بالاخره این به حرمت من جلوی نفسش را یک ماه دو ماه گرفته معصیت نکرده. بعضی ها اصلاً این حرمت ها را هم حالی شان نمی شود نه محرمی نه صفری نه ماه رمضانی نه مسجدی هیچ حرمت سرشان نمی شود آن حرفه ای ها هم اینقدر حالی شان می شود که بالاخره یک حریم را می پذیرند و همین جا نجاتشان می دهد بالاخره یک اتفاقی برایشان می افتد عاقبت به خیر می شوند. ما زیاد دیدیم آدم هایی که این حرمت ها را نگه داشتند و عاقبت به خیر شدند پس این قاعده یادمان نرود ببین در نوع وقت گذاری هایت تصمیم هایت انتخاب هایت ارتباطاتت و رفتارت روی چه ملاکی این کارها را انجام می دهی چقدر خدا و امام زمان و آسمان شریک هستند همان مقدار قیمت داری.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.