جلسه 166 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
166
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
10
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 166 - خانواده آسمانی

بحثمان درباره دلدادگی به خانواده آسمانی مان را ادامه می دهیم شعری از مرحوم فیض می خواندیم که به این بیت رسیدیم:

ز خانمان اگر برگرفتم دل به او دادم به کوی عشق لیکن خانمانی کرده ام پیدا

حس خانمان داشتن و بی خانمانی حسی هست که هر کسی در زندگی خودش به نحوی آن را تجربه کرده مفهومی است که برای همه قابل فهم است. فرهنگ کره ی زمین بر این اساس اداره می شود یعنی یک کسی در یک خانوادهای بزرگ می شود بعد از داشتن پدرف مادر یا اطرافیان حتی پیدا می کند یک عده از این حس محروم هستنداما می فهمند که چقدر خوب و قشنگ است خودشان بزرگ می شوند ازدواج می کنند تشکیل خانواده می دهند با خانواده خودشان ارتباطی برقرار می کنند خانمانی تشکیل می دهند و براساس این پیوند خانوادگی در اجتماع وارد می شوند فعالیت های این چنینی دارند تا عمرشان تمام شود یک انسانی که با هدف خلقت خودش آشناست با حقیقت خودش آشناست خانمان را در همان خانمان حقیقی و آسمانی خودش می بیند یعنی طبق آن معادله ای که جلسه گذشته عرض کردیم باید بین خانمان آسمانی و خانواده زمینی اهمیت عشق و دلدادگی اش بیشتر به خانواده آسمانی اش باشد و این به معنای بی توجهی به خانواده زمینی اش نیست. اتفاقاً هر وقت انسان می خواهد از خانواده زمینی پشتیبانی کند باید پشتیبان داشته باشد پشتیبان خانواده زمینی خانواده آسمانی هستند در عشقها، دلدادگیها، زندگی ها عشق هایی پایدارتر، ماندگارتر هستند که پشتیبانی شوند از عشق آسمانی. اگر کسی می خواهد عشق های ماندگار، قوی بدون شکست داشته باشد باید از یک عشق آسمانی پشتیبانی شود. من همیشه به دختر و پسرها می گویم اگر میخواهید عشق تان بماند سعی کنید یک معشوق دیگری هم در زندگی تان باشد آن از اینکه شما به خاطر پستی های دنیا به جان هم بیفتید جلوگیری می کند آن از اینکه عشق شما آسیب ببیند جلوگیری می کند. وقتی یک پشتیبانی آسمانی وجود داشته باشد برای عشق زمینی، عشق های زمینی سالم، بی ضرر، کمک کننده هستند. زهر عشق زمینی، شکست هایش تلخی هایش گرفته می شود و آسمانی می شود وقتی می گوییم عشق خانواده آسمانی مان را باید به عشق خانواده زمینی مان ترجیح دهیم برای اینکه خود عشق زمینی برای ماندگاری اش به عشق آسمانی احتیاج دارد مثل خود زمین که برای ماندگاری به آسمان احتیاج دارد مثل ماده که معنا احتیاج دارد مثل گل که اگر فرشته ها نیایند بازش کنند باز نمی شود این گل رویش نمی کند (ان الله فالق الحب و النوی) خداوند یک دانه را می شکافد و مدیریت می کند تا به یک درخت تبدیل شود مثل یک جنین در رحم مادر که اگر فرشته ها در رحم نباشند آن نطفه همان جا از ابین می رود ولی فرشته ها هستند که نطفه را زنده نگه می دارند دائماً حیات می دهند و دائماً دست قشنگ فرشته ها روی نطفه کار می کند تا تبدیل به یک انسان کامل شود یعنی یکسره فرشته ها به این شکل می دهند و بینهایت شکل می دهند تا این تبدیل به یک بچه کامل شود اساساً ماده بدون مجرد حیات و بقا ندارد عشق زمینی، زمین اگر آسمان به دادش نرسد همه چیزش از بین می رود و بلای جان انسان می شود برای همین هم اگر انسان می خواهد سمت چیزی برود باید اذن داشته باشد با اجازه و کمک آسمان برود که برایش ضرر نداشته باشد گوشت هم که می خواهید بخورید می گویند اول بسم الله بگویید با آسمان هماهنگ باشید حرام نخورید نبینید نشنوید چون برایتان ضرر دارد اگر قرار است از زمین استفاده کنید حلال آن هم با اذن آسمان. حالا در عشق آسمانی خانمان آسمانی خیلی مهم است خیلی ها در زمین خانمان دارند اما در آسمان خانمان ندارند در زمین خانه دارند ولی در آسمان خانه ندارند در دنیا کس و کار دارند اما در آخرت کس و کار ندارند اینجا ثروت دارند اما ثروت آخرتی ندارند اینها وقتی می میرند جایی ندارند بروند همین بی جایی شان جهنم می شود چون در دنیا بی خانمان زندگی کرده و اصلاً فکر خانمان ساختن برای خودش نبوده مثل جنینی که در رحم مادر است وقتی به فکر دنیایش نباشد به دنیا می آید نه مادر و نه پدر اورا تحویل می گیرند چون یک تکه گوشت است نه سر نه پا نه دست دارد مادر هم دیگر برای او ارزشی قائل نیست او بی خانمان می شود. دیدید بچه ای که نصفش انسان و نصفش حیوان بود مادر بچه را در کیسه زباله انداخت و زیر پل گیشا رها کردند مادر هم نمی تواند این بچه را بپذیرد اگر بچه سالم بود پدر و مادر هم در کوچه بگذارند کمتر از چند ساعت خانواده دار می شود چون سالم است خانواده پیدا می کند این خیلی مهم است.

یک کسی سالم در برزخ برود خانمان دارد یک کسی که در دنیا فکر خانمان داشتن کس و کار داشتن خانواده داشتن نیست گدا وارد آنجا می شود (فمن ثقلت موازینه فهو فی عیشه راضیه) کسی که میزانش سنگین می شود آنجا زندگی اش خیلی آسان است (و من خفت موازینه فامه هاویه) کسی که چیزی ندارد جایش در جهنم است جهنم یعنی عدم تطبیق با بهشت مثل بچه ای که به دنیا می آید کور است کوری او را اذیت می کند کسی او را اذیت نمی کند این می شود جهنم. وقتی انسان نمی تواند از بهشت لذت ببرد می شود جهنم چون تجهیزاتش را نبرده خانمان و وسیله و امکانات نبرده برای استفاده از بهشت. روح و دل و چشم نبرده گوش برای شنیدنی های آنجا نبرده امکاناتی برای لذت بردن از بهشت نبرده این جهنم می شود شما وقتی اکسیژن می بر زیر دریا، آنجا بهشت تو می شود می توانی چند ساعت زیر دریا بازدید کنی اما اگر اکسیژن را برداری همان دریا جهنم می شود.

اینکه قرآن می فرماید بهشتی ها و جهنمی ها یک جا هستند این شخص همان جاست مثل کور و بینا که یک جا هستند این لذت می برد و کور نمی بیند. همه وقتی وارد آخرت می شوند یک عده آخرت برایشان بهشت است و یک عده برایشان جهنم است آخرت برایش بهشت است چون تجهیزات استفاده از بهشت و آخرت دارد و کسی که آخرت برایش جهنم می شود یعنی هیچ وسیله ای نیاورده استفاده کند لذا سیستم که ندارد زجر می شود باید انسان با سیستم آخرت روحش تربیت شود با سیستم بهشت روحش پرورش پیدا کند پس انسان باید به فکر خاندان و خانواده آسمانی اش باشد بی کس نباشد یتیمی دنیا مهم نیست آدم در دنیا یتیم باشد پدر و مادر مهربان هستند که انسان را بزرگ می کنند در کشور خودمان کسانی که می خواهند بچه بگیرند کلی باید ناز بکشند سرمایه گذاری کنند کسی زمین، گرسنه نمی ماند اعتبارات اینجا مهم نیست ولی انسان وقتی وارد برزخ شود هیچ کس و کاری نداشته باشد نحوه ارتباط با خانواده اش را نداند از خانواده اش دور می افتد پس خانواده داشتن مهم است. بزرگان دین و خود امام زمان زیارت امین الله را تاکید می کند می گوییم (اللهم اجعلنی محبوبه فی ارضک و سمائک) خدایا مرا در آسمان و زمینت محبوب کن یعنی انسان در آسمان کس و کار داشته باشد. من وقتی می خواهم وارد برزخ شوم اموال و زن و بچه و مقام و اعتبارات با من نمی آید. می خواهم وارد برزخ شوم قرار است با چه کسی زندگی کنم. آخرت شناسی ما خیلی ضعیف است پیامبر می فرماید خداوند دشمن می دارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است دنیا را خوب می شناسد اما نمی داند قرار است کجا برود زندگی کند ما قرار است برویم واقعاً در یک فضای مشخصی زندگی کنیم آخرت یک فضای مجازی نیست یک فضای حقیقی است آب و هوا، همسر، کاخ، موسیقی، دانشگاه، حوزه، خوردنی، نوشیدنی دارد فقط شرایطش از اینجا بینهایت بزرگتر و کامل تر است واقعاً از اینجا با شکوه تر است یک زندگی به این با شکوهی با پیامبر می فرماید گداترین فرد بهشتی آنقدر زندگی اش بزرگ و با شکوه است که می تواند همه بهشتی ها را در بهشت خودش پذیرایی کند این حتماً زمین به سمتش آمادگی و شناخت می خواهد شرایط آخرت حقیقی است متن دارد من می خواهم آنجا بروم تجهیزاتم چی است؟ اگر به ما بگویند برویم خارج زندگی کنیم شما نمی روید پول هواپیما از کجا بیاورم بروم هتل، اتاق، فکر کنید که می خواهیم وارد عالم بینهایت آخرت شویم خوب این کلی تجهیزات می خواهد و واقعاً آنجا احتیاج به مونس به انیس، رفیق، دوست داریم استاد می خواهیم چون می خواهیم شبیه علم خدا را به دست آوریم احتیاج به مربی داریم باید تربیت شویم شرایط من چیست؟ می گوید بچه ام در خارج ثبت نام کردم خیلی دیدم می گویند درس خوانده شکست خورده ام یا دانشگاهش اعتبار ندارد می خواهم وارد برزخ شویم چه کسی می خواهد مربی ما باشد قرآن می گوید بعضی ها معلم شان شیاطین است بعضی ها آتش (فامه هاویه) مادرش آتش است یعنی این باید در جهنم برود تا پرورش پیدا کند. در بهشت نمی تواند پرورش داشته باشد فضای پرورش در بهشت برای او ندارند (فامه هاویه) مادرش جهنم است.

اصل و ریشه و پرورش دهنده اش جهنم استا می گویند بچه شما را نمی توانیم در مدرسه عادی ثبت نام کنیم باید مدرسه استثنایی برود چون اینقدر قدرت ندارد که از مدرسه عادی نمونه استفاده کند باید در مدرسه عقب مانده ها برود چرا چون امکانات ندارد اگر چهل سال هم عمر کرد سطح او مثل بچه چهارساله است بیشتر از این بالا نمیتواند بیاید یعنی بعضی ها از جهنم در نمی آیند. (اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون) بعضی ها در می آیند داستان از بهشت شروع نمی شود از جهنم شروع می شود چون اصلاً هیچ کدام از نیازهایی که برای ورود به بهشت، دانشگاه بهشت، فضای بهشتی نیاز داشته با خودش نیاورده اصلاً دنبال این کار ها نبوده، دغدغه اش نبوده، جز نگرانی های زندگی اش نبوده نگرانی شب اول قبر، عالم برزخ نبوده گفته همه اینها حرف است وقتی یک کسی آمادگی ندارد آنجا برود اعتقادی ندارد یا اگر هم دارد هیچ کاری نمی کند پس چه آمادگی برای انسان حاصل می شودآنجا مال کسی است که می بیند و خودش را برای آنجا آماده می کند مثل بچه ای که دانشگاه در ذهنش بوده و دوست داشته آخر دانشگاهی هم در می آید ولی یک کسی که می خواهد برای سیکل بخواند دبیرستان هم نمی رود همیشه سیکل است دیپلم است یک عده می گویند دکترا گرفتیم بس است مگر سواد انسان تا دکترااست نباید بالاتر از آن یاد بگیریم؟ ما تا خدا می توانیم علم مان را جلو ببریم خدا ما را مظهر خودش آفریده چقدر قانع هستی هر چقدر قانع باشی همان را به تو می دهند. قرآن می گوید بعضی از ما دنیا می خواهند (منکم من یرید الدنیا و منکم من یرید الاخره) بعضی ها دنیا می خواهید بعضی ها ابدیت را می خواهید (کلاً نمد هولاء) ما هر دورا کمک می کنیم دنیا بخواهد دنیا می دهیم آخرت بخواهد آخرت می دهیم اما کسی که آخرت را خواست (فما له فی الاخره من نصیب) دیگر از آخرت بهره ای ندارد چون در زندگی اش جزء دغدغه هایش نبوده جزء باورهایش نبوده نگرانی نداشته. مثل کسی که برای لیسانس برای دکترا برای قهرمانی نگرانی دارد دو، سه سال غصه می خورد تا به آن برسد. این الان جزء نگرانی و برنامه ریزیهای ما است؟ آخرت و ابدیت، خانمان آسمانی جاودانگی یا نه؟ در سبک زندگی ما، انتخابهای مان، ارتباطهایمان، رفتار و افکار و چینش فکری مان چیزی به اسم خانواده آسمانی، خانمان جایی دارد وقتی برایش می گذارم پولی برایش خرج می کنم واقعاً این قضیه برایم مهم است اگر مهم است به سمتش می روم و به دستش می آورم.

قرآن می گوید هر که هر چیزی بخواهد ما به او می دهیم خدا می گوید اگر خودم را بخواهد خودم را می دهم بهشت را بخواهد بهشت می دهم. این تو هستی که می توانی تعیین کنی موقع مردنت پیغمبر تنها بیاید باامیرالمومنین بیاید یا حضرت زهرا هم بیاید. اینکه موقع مردن چه کسی بالای سرت آید خودت تعیین کردی نوع دغدغه هایت این بوده پیغمبر و امیرالمومنین بیایند فقط آنها می آیند نمی توانی بگویی چرا فاطمه زهرا چرا امام حسین نیامد. تو فقط برای همین دو نفر برنامه ریزی کرده بودی آنها هم آمدند با شادی تو را بردند. ما آدم داریم موقع مردن چهارده معصوم را پایین می کشد باید بییند و می آیند امکان ندارد نیایند. او اینقدر قدرت ملائکه الله، چهارده معصوم را پایین می کشد. تا نگرید طفل کی نوشد لبن.

بچه وقتی گریه می کند مادر می دود و شیر می دهد. بچه ای که مادر رهایش کرده بچه با جیغ و داد همه آدم هارا به سمت خودش می کشاند. شمااگر اهل گریه باشید با گریه آدم به همه کار می رسد. امشب می گوییم خدایا رحم کن به کسی که سرمایه اش امید است اسلحه اش گریه است (ارحم من راس ماله الرجا و سلاحه البکاء) مااصلاً گریه نداریم. دیدید بچه ها برای رسیدن به مادرشان گریه می کنند ما برای دیدن مادرمان فاطمه زهرا به گریه افتادیم. شده کلافه شوی سرت را به دیوار بزنی. شده بی تاب پیغمبر شوی از غذا بیفتی ما اصلاً گریه نداریم. طرف دو ساعت است با نامزدش آشنا شده بی تابش می شود می گوید حوصله ندارم باید او را ببینم تا آرام شوم. ما اصلاً گریه نداریم نه برای خدا نه برای آخرت نه برای امام زمان وقتی اسلحه نداریم گریه نداریم چه چیزی به ما بدهند. بچه گریه نکند و بازی کند مادر به او شیر نمی دهد می گوید بچه ساکت است من هم بروم به کارم برسم این بچه است که می گوید جایم را عوض کن به من شیر بده غذا بده اعلام می کند ما گریه دلتنگی نداریم طلبی هم نیست طلب هم که نباشد چه بدهند به کسی که طلب نمی کند.

طبیب مسیحا دم است و مشفق لیک چو درد نبیند که را دوا بکند

دردی وجودی ندارد درد نداری کسی که جیغ و داد می کند پزشکان می آیند درمانش کنند ما واقعاً به صدق نیفتادیم. قدم صدق یعنی به عشق صادقانه به دل صادقانه، محبت صادقانه. دلتنگی، دلشوره، بیتابی نیست طرف می گوید امام رضا بیست سال است مرا نطلبیده ... اینها حرفهای پرت و پلایی است خدا وکیلی اگر نامزدت بود همینطوری رفتار می کردی؟ نامزدم زنگ نزده من هم زنگ نزدم چهل سال است همدیگر را ندیدیم. دیدید دو نفر نامزد چهار سال همدیگر را نبینند. باور می کنید او سرش شلوغ بود من هم سرم شلوغ بود وقت نکردیم همدیگر را ببینیم می شود؟ چرا امام رضا ما را نطلبید کربلا، کاظمین، حضرت عبدالعظیم چرا ما را نطلبیدند؟ این شور، دلتنگی نیست ما هنوز در ارتباط با خانواده آسمانی مان ضعیف هستیم بحث خانواده آسمانی جلسات آخرش است بخش عملیاتی اش را تمام می کنیم ولی هنوز ضعیف هستیم آدم خانمان پیدا کند خیلی مهم است این سبک زندگی می خواهد شما باید ارتباطت با خانواده زمینی ات به گونه ای تنظیم کنی که اصلاً اجازه نداشته باشی از آسمان به پایین بیایی. ما خیلی بد زندگی می کنیم نوع برنامه ریزی هایمان طوری است که به عضویت به خانواده آسمانی مان خیلی ضربه زدیم خیلی بی اعتباری برای خودمان ایجاد کردیم نوع ارتباط با شغل، با دوستان، با فامیل، با خوردنیها، دیدنیها، درس با این چهار مقوله علم تخصص دانشگاه اختراع صنعت مقاله طرح بعضی ها غرق همین می شوند اصلاً دیگر به خانواده آسمانی نمی رسند علم زدگی کار زدگی طرح زدگی صنعت زدگی دنبال همین چیزها هستند بعضی ها توهمی هستند کمالات وهمی شهرتی، قدرتی، مقامی، ریاستی، رقابتی، بعضی ها خیال زده هستند تجملات زندگی، مد و لباس یک عمر در مد و مارک است یک عده هم کمالات جمادی دارند پول، باغ، اتومبیل، زمین مشغول همین ها هستند باید نحوه ارتباط با این چهار گونه ای باشد که با رفت و آمد با خاندانت اصلاً مشکل نداشته باشی امیرالمومنین علیه السلام، امام زمان نگویند شب جمعه کجا بودی سری به ما نزدی. آقا ما کار داشتم زن و بچه داشتم وقت نکردم جمعه بیایم 5 دقیقه آل یاسین بخوانم باورت می شود یک کسی بگوید جمعه صبح بیدار شدم تا ظهر روز که حدود دو دقیقه طول می کشد نتوانستم به امام زمان بگویم (السلام علیک یا حجه الله فی ارضه) وقت نداشتم دو دقیقه با امام زمان حرف بزنم دعای روز، زیارت روی نخواندم وقت ندارم هفت دقیقه یک دعای توسل بخوانم خواندن مهم نیست بحث ارتباط است خواندن یعنی ارتباط یعنی حرف زدن یعنی رفع دلتنگی. وقتی باز می کنی حواست هست چهارده معصوم تو رانگاه می کنند دانه دانه با آنها حرف می زنی. من سبک زندگی ام طوری است که نمی توانم با عهد نامه خدا نامه خدا که خدا عاشقانه ترین نامه را برای بندگانش فرستاده بخوانم نمی توانم 50 آیه بخوانم که ده دقیقه می شود می گوید وقت ندارم زندگی دارم نمی رسم این چه دروغ بزرگی است. از همین امشب شما یک هفته وقت تلف کردنهایتان را بنویسید امشب برای غذا چقدر معطل می نشینی. فقیه می گوید من زمانی که خانمم سفره پهن می کرد تا غذا بیاورد یک دور فقه اهل سنت را خواندم امام امت چقدر قرآن می خواند سر سفره تا غذا را بیاورند. الان در زندگی مان نگاه کنیم چقدر مدیریت زمان مان اقتضاح است چند دقیقه سر سفره می نشینیم تا غذا را بیاورند چند دقیقه منتظر سریال می نشینیم چند دقیقه حرف های بی خود با دیگران داریم همین چند دقیقه ها را حساب کنید ببینید چند تا ده دقیقه بیست دقیقه، نیم ساعت... الاف هستیم. در طول روز بعد می گوییم ما اصلاً وقت نداشتیم به آسمان برویم. باید تصمیم بگیریم از وقت مان خوب استفاده کنیم باید تصمیم بگیریم مدیریت زمان مان خوب باشد. عرض کردم بعضی ها روز قیامت اگر ثواب توالت رفتن هایشان را به میلیون ها آدم بدهند آنها نجات پیدا می کنند یعنی سر توالت هم که بوده اینقدر معنوی است که همان ثواب توالت رفتن شان را هم بدهند مردم نجات پیدا می کنند در توالت هم اینقدر دریافتی دارد که به اندازه عمر طبیعی آدم ها دریافتی اش بیشتر است. خوب بلد است از عمرش استفاده کند این مثال مبتذل را می زنم که شما بفهمید کارهای دیگرش چقدر ارزش دارد چون جدی زندگی کردند می خواستند با خانمان باشند به ابدیت به آخرت به جاودانگی فکر کردند اینها برایشان مهم بوده نه اینکه آرزو کند شوهر کند و زن بگیرد یکی به او مامان، بابا بگوید ماشین سوار شود... ما باید به اندازه ای که خدا ما را آفریده به قیمتی که خدا به ما داده این قیمت را به رسمیت بشناسیم خدا ما را خیلی بزرگ آفریده می گوید من تمام زمینی که شما عاشقش شدید برای شما آفریدم بد است شما عاشق این شوید من این را خادم شما قرار دادم نباید شما روی زمین عاشق چیزی شوید فرشته ها را خادم شما کردم بهشت را برای شما آفریدم بهشت باید مشتاق و شیفته تو باشد ولی چه چیزهایی دلهایمان را می برد و ما را گرفتار می کند این قیمت ها را باید به رسمیت بشناسیم.

ز خانمان اگر چه بر گرفتم دل به او دادم ز کوی عشق لیکن خانمانی کرده ام پیدا

خوب است انسان در کوی عشق خانمان دار شود کس و کار داشته باشد. چقدر خوب است انسان را در برزخ، آخرت به رسمیت بشناسند بدانند این سند دارد ما هنوز باور نکردیم که یک درخت در بهشت به اسم شما سند می خورد این درخت خانه ویلا آبشار تخت... به اسم فلانی است ما باور نداریم سند می زنند ما فکر نمی کنیم چه شخصیت های حقیقی خاصی در بهشت قرار است با من زندگی کنند فکر نمی کنیم که یک شخصیت زنده که اسمش بهشت است و افراد مشخصی یک جا منتظر ما هستند نه انسی با آنها داریم نه علاقه ای داریم حتی در طول عمرمان یک بار هم به آنها سلام نکردیم. آنها در بهشت هستند به ما احاطه دارند یک سلامی به آنها کنیم قرار است با آنها زندگی کنیم شما می دانید خدا چقدر فرشته به اسم شما ثبت کرده (عباد مکرمون) همین حالا با ما هستند (سلام خدا بر همه آنها) به اسم شما ثبت است فرشته در بهشت نشسته به او می گویند مثلاً اذان صبح باید بروی پیش فلانی. مااصلاً با تشکیلاتی که دور و برمان می گذرد چه اتفاقاتی می افتد کاری نداریم بد است آدم در کر و کوری زندگی کند. شما تا ذهن و دل تان را کنترل نکنید متوجه آنجا نکنید از اینجا بی خیال نشوید آن طرف هیچ فالی را برایتان باز نمی کنند چیزی باز نمی شود ببینید ارتباط برقرار کنید باید دل اینجا کمی بی خیال پایینی ها شود قیل و قال ها دغدغه های پایین باید در آیید کمی خودتان را آزاد کنید تا فایل های ما باز شود. مشاعر مان باز شود که اطراف من چه می گذرد خدا چند فرشته را برای من فرستاده قرار است با چند فرشته دیگر کار کنم. آدم خیلی خوب است هم مصاحبه خوبی با این فرشته ها شود. نروند بالا بگویند خدا ما را مامور یک آدمی کرد که از آدم فقط شکلش را داشت از صبح تا شب الاف او بودم و او چقدر مرا اذیت کرد. خواهش می کنم شعرهای مرحوم فیض را مرور کنید این شعرها خیلی تخصصی است فقط شعر نگفته به ما حرف تخصصی می زند راه کار می گوید انسان شناسی می گوید قاعده ارتباط ما با آسمان و غیب را در همین قالب شعر مرحوم فیض به ما درس می دهد.

وقتی دل را از اینجا برگیری باید ببری یک جایی بگذاری جایی جز خانواده آسمانی ات نداری که بگذاری به کوی عشق لیکن خانمانی کرده ام پیدا. انسان خانواده جدید پیدا می کند خانمان جدید. جدید هم نیستند برای ما جدید هستند اینها از اول با ما بودند ما آنجا متولد شدیم بله جسم ما را در زمین به ما دادند خودمان قبلاً روی زمین نبودیم متولد زمین نیستیم. مگر نمی گوییم معاد داریم بر می گردیم یعنی ما متولد زمین نیستیم محل تولد هیچ کدام مان زمین نبوده محل تولدمان بدن است که کجا به دنیا آمده ولی خودمان متولد بهشت هستیم.

ما ز بالاییم و بالا می رویم ما ز دریاییم و دریا می رویم

من متولد اینجا نیستم خانواده ام مال اینجا نیستند برای چه اینقدر تعلق، وابستگی،غصه، بدبختی بخواهم برایش تحمل کنم باید رابطه ام را تنظیم کنم تا اینقدر غصه اش را نخورم این مهم است که من مال اینجا نیستم قرار نیست اینها هم باشم (انا لله و انا الیه راجعون) قرار است برگردم پس چه معنا دارد. امیرالمومنین علیه السلام وقتی قنات می کند تمام ثروتش را می فرستاد آخرت. نفس زنان از دل قنات بالا می آمد به آب رسیده بود می گفت قلم و کاغذ بیاورید این را وقف کنم می گفت حیف است قنات کندم بگذارم اینجا مصرف شود می فرستم برود آخرت برای خودم. پول خرج کردن برای آدمی که مال خانواده آسمانی اش است سخت نیست چون می خواهد همه اش برای خودش ذخیره شود آنجا قرار است با آن بسازید. گفتم هر انسانی یک سهمی در بهشت دارد یک سهمی در جهنم. الان در سند شما یک زمین در جهنم به اسم تان خورده یک زمین در بهشت. آن زمینی که در بهشت است فرمود به اندازه همه آسمانها و زمین است و یک تکه از جهنم گذاشتند چون جهنم جایش تنگ است فرمود جهنم مثل میخی است که در دیوار است شکنجه اش اینقدر زیاد است همه ما این سهم را داریم وقتی به دنیا می آییم نوع روابط مان اینطوری است بعضی ها بهشت هایمان را می فروشیم به بعضی های دیگر، یک شوهر در خانه اینقدر بداخلاقی می کند که بهشتش را به زنش می بخشد. به بچه هایش می بخشد جهنم زن و بچه هایش را می خرد و می رود به جای همه آنها عذاب می کشد یک زن بهشتش را به شوهرش می بخشد و جهنمش را می خرد در تعاملات و تضادها در معامله کردن با همدیگر می افتیم می گوید هر کس بداخلاقی و غیرت بی جای شوهرش را تحمل کند خداوند اورا با فاطمه زهرا محشور می کند غیرت دو جور است یک غیرت به جا یک غیرت بی جا داریم غیرت به جا یعنی تحصن از زن مراقبت از زن، زنها فطرتاً چیزی دارند که با آن چیزی که در مردهاست هر دو هماهنگ است زن حیا دارد مرد غیرت دارد زن از مرد با غیرت خوشش می آید یا مردی که تکیه گاهش باشد حفظش کند مگر اینکه این زن سالم نباشد یک زن فطرت گرا از مرد با غیرتی که می تواند تکیه گاه یک زن باشد لذت می برد این بد نیست ولی بعضی از مردها غیرت بی جا دارند الکی سخت گیری می کنند خانه مادرت نرو مسجد، حرم، نرو کلاس نرو راضی نیستم این کار را کنی زن را حبس می کنند سخت گیری های بیهوده خودش هم می داند هیچ شری متوجه ناموسش نیست ولی سخت می گیرد حضرت فرمود زنی که بداخلاقی و غیرت بی جای شوهرش را تحمل می کند خداوند با فاطمه زهرا محشورش می کند ثواب هزار شهید به این زن می دهد ثواب ایوب پیغمبر را هم می دهد. یک زن و شوهر هستند این زن از شوهرش محشور شدن با فاطمه زهرا را دریافت کرده اجر حضرت ایوب اجر هزار شهید. یک مردی که تحملش به آدم اجر هزار شهید دهد یعنی خودش هزار تا شمر است این مرد چقدر افتضاح است که خدا به خاطر تحمل این به این زن اینقدر اجر داده این مرد چه جهنمی است؟ خدا نکند یک کسی به خاطر تحمل ما به بهشت برود. اگر کسی به خاطر اینکه مرا تحمل می کند در زندگی در کار... به او خدا اجر بدهد یعنی وضع من خیلی خراب است این وضع خیلی افتضاح است و مردی که بداخلاقی زنش را تحمل کند او هم همین اجرها را دارد یک زنی که برای تحملش قراراست آدم به آن اجرها برسد ببین این زن چه جایگاهی در جهنم دارد این تمام بهشتش را به مرد فروخت و تمام جهنمش را خرید. معامله خوبی نیست و او هم بهشتش را فروخت و جهنم زنش را خرید. خود ما هستیم که تعیین می کنیم چه خواهد شد. یک موقع می گوید شما به طور طبیعی عاشق هم باشید همدیگر را دوست داشته باشید برای تحمل اجری به شما نمی دهم چون همدیگر را دوست دارید مرد زن را دوست دارد و برایش بهایی می پزدازد باید به عشق خانواده و همسرش زحمات بکشد می گوید من ثواب جهاد در راه خدا را به این مرد می دهم زنش را هم دوست داشته و تحمل نکرده. به طور طبیعی زن به مرد خدمت می کند مرد به زن خدمت می کند خدا اجرش را هم می دهد روز قیامت هم درجات عالی دارند. بالاخره آدم بچه اش مریض می شود به خاطر این بچه ناراحتی می کشد باید بیمارستان ببرد این تحملی دوستش دارد مریض است بیمارستان می برد همسرش را دوست دارد پدرش را مادرش را خواهرش و برادرش را دوست دارد دوستش را دوست دارد به خاطر دوستش غصه می خورد خدا به او اجر می دهد ولی یک موقع می گوید اگر این مرد را با این اخلاق تحمل کنی و این زن را با این اخلاق تحمل کنی پیغمبر فرمود: (خیرکم خیرکم لاهله) بهترین شما کسی است که در محیط خانه از همه اعضای خانواده شیرین تر، جذاب تر، شادتر، آرام تر و دوست داشتنی تر باشد اگر غیر از این باشد تو باخت کردی. ما خودمان را با زن بو چه مان مقایسه نکنیم او این کار را کرد من هم این کار را می کنم او خندید من هم بخندم او هدیه خرید من هم بخرم اصلاً ما با زن و بچه زندگی نمی کنیم من با خانواده زندگی می کنم چرا با زن و بچه خودم رقابت می کنم تو اینطور من... این بچه بازیها چی است ما قرار نیست با کسی خودمان را مقایسه کنیم ما اصلاً طرفی نداریم ما فقط یک خدا داریم باید خودمان را با او بسنجیم با الله. من با کسی قرار نیست رقابت کنم اصلاً با کسی درگیری ندارم حالا این خانم می خواهد خوب باشد یا نباشد می خواهد وظایفش را انجام دهد یا ندهد من یک سلسله وظایفی دارم که باید عمل کنم خدا خودش می بیند که این مرد در خانه از زن و بچه اش خیلی بهتر بود این زن از شوهرش از بچه هایش، در فامیل از همه بهتر بود. خودتان را به اینجا برسانید.

پیغمبر فرمود: (خیرکم خیرکم باهله وانا خیر الاهلی) من در خانه واقعاً از همه بهتر هستم برای خانواده خودم. در فامیل پیغمبر می گفتند چه کسی از همه شیرین تر، جذاب تر است می گفتند رسول خدا. آدم تلاش کند در محیط خانه همین باشد همه جا همین طوری باشد تلخ نباشیم سفت، زمخت نباشیم تیز نباشیم. این طوری است وقتی خانواده آسمانی ببینند یک نفر در محیط زندگی اش اینطور است آن موقع یک ارتباطاتی وصل می شود یک محبت هایی وصل می شود یک مشاعری باز می شود چقدر فاطمه زهرا خوشحال می شود که یک مرد در زندگی اش باشد یک زن، زن حقیقی باشد. یک شاگرد به وظایف شاگردی اش عمل کند یک همکار به وظایف همکاری اش عمل کند هر جا هست خوب باشد (و جعلنی مبارکاً اینما کنت) هر جا باشم مبارک باشم پس اگر کسی می خواهد خانمان دار باشد می خواهیم یا نمی خواهیم؟ اگر می خواهیم باید به سمت این کار برویم می گوید چهل سال است ازدواج نکردم وقت نکردم فرصت نکردم بعد از چهل سال دیگر از آب و گل درآمدم تازه می خواهم ازدواج کنم خوب این نخواسته ازدواج کند و تشکیل خانواده بده. خانواده نمی خواسته کارهای دیگری داشته. ما اگر خانمان می خواهیم نه خانمان آخرتی. خانمانی که آخرت می خواهند بدهند به ما نمی دهند ما باید با خانواده آسمانی مان الان زندگی کنیم امام حسین می گوید خدا مرا نسیه نگذاشته که بهشت پیش من آیی (ان یجعلنی معکم فی الدنیا) معکم یعنی معیت یعنی همراهی یعنی همین الان امام حسین در زندگی تو باشد فاطمه زهرا در خانه ات باشد امام زمان سر سفره ات باشد خدا، فرشته ها بیایند همین الان.

من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود وعده فردای زاهد را چرا باور کنم

ما الان بهشت نقد داریم بهشت نقد یعنی همین الان آسمان بیاید روی زمین و در زندگی من بریزد. همین الان با بهشتی ها رفت آمد داشته باشیم. بعداً قرار است بمیرم، آن بعداً به چه درد من می خورد وقتی من اینجا از آنها نمی توانم استفاده کنم با آنها خودسازی کنم شاد باشم از آنها لذت ببرم با آنها آدم آرامی باشم با آنها آدم مهربانی باشم وقتی نمی توانم و این خانمان به کارم نمی آید بعداً یعنی چی؟

پدر، مادر برویم خواستگاری می گویند ما پدر و مادرت هستیم ولی خواستگاری تو نمی آییم خواهرت، برادرت هستم ولی نه. بیمارستان، مریضی، قرض، بدهی، زندان خوب این خانواده به چه دردی می خورد هیچ جا به کار من نمی آیند خوب انگار هیچ کسی را ندارم. آیا خانواده من با من پایین می آیند؟ آنها می گویند ما پایین هستیم تو بیا در بین ما، تو بیا با ما زندگی کن در دنیا. ما باید روی این مفاهیم کار کنیم (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) یعنی همین جا، نسیه نه همین الان با امام حسین شروع کن زندگی کن و خوش به حال کسی که جوانی، زندگی، کارش، شغلش همه کارش را در خانه خودش انجام دهد با خانواده خودش و خاندان خودش.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.