بحث افتخار تمام شد حس ها و موضع گیریها یی گوناگونی که باید نسبت به اهل بیت علیهم السلام بگوئیم زیبا و خوب در شعر مرحوم فیض آمده قصدمان شعر خوانی نیست چون مرحوم فیض عالم برجسته ای است و آن محتوای قرانی و روایی را در غالب شعر آورده و نگاه ما به اهل بیت که باید نگاه خاصی باشد را تو این غالب آورده برای همین هم ارزش دارد فقط شعر نیست بلکه آیات و روایاتی هست که در غالب هنر ریخته شده و به این صورت در آمده
زمهر اولیا الله شأنی کرده ام پیدا برای خویش عیشی جاودانی کرده ام پیدا
عشق شأن می اورد چون قیمت هر کس به قیمت معشوقش است هر چیزی را دوست داشته باشی قیمتت هم همان است اساساً معشوق تصویرش تو آینه روح انسان می افتد و به انسان قسمت می دهد ( احبب ما شئت فانک ملاقیه ) هر چیزی را که دوست داشته باشی بدان که با آن ملاقات می کنی پس مهر شأنیت می اورد حالا اگر محبوبت که مهرش را داری جمادی باشد شأن تو هم جمادی است اگر نباتی یا خیالی باشد شأن تو هم نباتی و خیالی است اگر وهمی و خیالی باشد شأن تو هم حیوانی است اگر عقلی باشد و اگر فوق عقلی باشد شأن تو هم فوق عقلی است بسته به این است که قیمت معشوق و محبوبت چقدر هست دلتنگی هایت دغدغه هایت آرزوهایت هوس هایت تلاش هایت چه رنگی هست این به تو قیمت می دهد پس مهر و شأن خیلی مهم است .
برای خویش عیش جاودانی کرده ام پیدا عیش وجاوادنگی هم چیز هایی هست که در ارتباط با خانواده آسمانی خواهیم داشت اول به عیش می رسیم این خوشحالی و شادی می آورد و بعد این شادی و خوشحالی مربوط به دنیا هم فقط نیست تا خدا خدایی می کند این عیش جاودانی را خواهیم داشت
رساگر نیست دست من به قرب دوست یکتا زمهر دوستانش نردبانی کرده ام پیدا .
رسا نیست دست من به قرب دوست یکتا یعنی الله چون الله مطلق و بی نهایت است ما نمی توانیم با بی نهایت به طور مستقیم ارتباط برقرار کنیم یعنی وقتی بخواهیم اسماء بی نهایت را جذب کنیم که به او برسیم باید ظهور کند تا به آن برسیم باید خودش را در مظهری نشان دهد تا ما بدانیم این مظهر الله است خداوند در همه موجودات خودش را نشان می دهد (وباسمائک التی ملئت ارکان کل شیء)ولی انسان چون بی نهایت طلب است با مظاهر محدود نمی تواند به نامحدود برسد لذا باید با عالی ترین مثل از خدا یعنی مثل اعلی اعلی ارتباط برقرار کند تا مستقیم به خودخدا وصل شود .
چون شما رو در هر مظهری دست بگذارید بالاتر از آن مظهر هست اما وقتی که با معصوم ارتباط برقرار می کنید با خدا ارتباط هستی (من اراد الله بدأکم )هر کس خدا را می خواهد باید به اهل بیت بپیوندد یعنی باید از این عشق نردبان بسازد تا دستش به خدا برسد . به قول بعضی از بزرگان دین ، عشق اهل بیت مثل نردبانی هست که شما برای رسیدن به بام احتیاج دارید اما به محض این که از زیر پایتان کنار برود سقوط می کنید این نردبان باید زیر پای انسان باشد هیچ قرب حقیقی و هیچ معرفت حقیقی برای کسی نسبت به الله به وجود نمی آید مگر به قرب و عشق اهل بیت علیهم السلام و به شناخت معصوم
ولای آل پیغمبر نور معراج روح من بجز این آسمانها آسمانی کردهام پیدا
روح من در آسمان اهل بیت و آسمان عشق اهل بیت اوج می گیرد و پروازی می کند این انتها ندارد شما هیچ وقت از شنیدن نام حسین سیر نمی شوید از شنیدن نام عباس سیر نمی شوید این که در زیارت جامعه می گوییم (و ما اهلی اسمائکم )چقدر اسم هایتان شیری است یعنی وجودشان اسم شان ظاهرشان اوج به انسان می دهد و این اوج تمام نمی شود به انتها نمی رسد پس اگر قرار است پرواز کنید افق پروازی قیمت آدم ها را مشخص می کند کوتاه بردهای متوسط بردهای بلند اول انسان باید از این سه شأن پرواز کند شما تا گرفتار این سه مسئله هستید ای سه شأن برای شما تعیین تکلیف برای شما می کند اصلاً پروازی صورت نگرفته این لجن است وقتیانسان از حیوانیت در می آید انگیزه هایش ارتباطش رفتار و افکارش دیگر حیوانی نیست اگر ازدواج می کند اگر غذا می خورد و کارهای حیوانی می کند این کار ها را به عشق الله انجام می دهد فی سبیل الله قربة الیالله انجام می دهد و این دیگر حیوانیت هم نیست تا از این در نیامدیم اوج نداریم آسمان پروازی کیست چیست اینها نشان می دهد که چقدر توانستی به انسانیت به الله نزدیک شوید شبها اگر خواب می بیند پرواز می کند باید ببیند ارتفاعش چقدر است بعضی ها که اصلاً پرواز نمی کنند یا خواب نمی بینند اگر خواب هم می بینند همان زندگی دنیا را خواب می بینند .
از بس غرق لجن دنیا هستند اگر موقعی کسی توانست خلوتی ایجا کند که فرشته ها سراغش آید خدا سراغش آید بسته به این است که چقدر تو را بالا می برند .
تلفن همراه اگر پیامکش پر شود علامت می دهد که فضا برای در یافت پیامک کافی نیست پاک کن تا پیام هایی که تو آسمان است از طریق ماهواهره تو آسمان دل است چون از ماهواره می آید تو آسمان هم هست یک موقع آدم منتظر پیامک مهمی هم هست می بیند دستگاه می گوید ظرفیت پر است باید خالی کند تا آن چیزی که منتظرش هست برسد فرشته ها مثل پیامک از اسمان منتظر هستند سر وقت ما آیند ولی ما اصلاً وقت نداریم اهل بیت را تو شلوغی نمی تونیم دریافت کنیم تو بیداری کمتر این قدرت را داریم که با آنها گرم بگیریم می گوید این آنقدر سرش شلوغ است که نمی شود بگذاریم بخوابد تا از این شلوغی نجات پیدا کند بدنش راحت شود .
از دنیا بیرون بیاید امام می گوید من بروم به او سربزنم فرشته ها می گویند برویم به او بزنیم بعضی ها هم که خدا مستقیم به آنها سر می زند ، ولی اینقدر بیچاره است که شب تا صبح خوابهای آشفته می بیند تو خواب هم فرشته ها نمی توانند بیایند از بس این بنده خدا شلوغ است یک لحظه که خلوت می شود فرشته می اید یک چیزی می گوید او صبح که بیدار می شود می گوید 90 %را یادم رفت چرا چونفکر هایش قاطی بوده ، نمی دانم امام زمان بود امام حسینبود نفهمیدم که بود آمد با من حرف می زد بعد تلفن همراهم زنگ زد جواب دادم اصلاً خواب به هم ریخت بیدار می شود می بیند قسمت اعظم خواب را فراموش کرده چقدر اوج می گیریم این قیمت ماست این که من تاکید می کنم ما تا سبک زندگی مان را عوض نکنیم سبک زندگی مان برای ورورد انبیاء خدا باز نشود فرشته گان ، بهشتی ها اینان نازل می شوند می ایند به ما سر بزنند ولی ما دریافتی نداریم یک موقعی می رویم بهشت می بینیم چقدر از دست تو شاکی هستند می گویند ما این همه تو دنیا سراغ تو آمدیم گذاشتی بعد از 70 سال آمدی چند وقت خواستیم بیایم به تو سر بزنیم ، رفت و آمد برقرار کنیم تو اصلاً وقت نکردی اصلاً فکر مانبودی فکر نکردی تو بهشت چقدر آدم چقدر موجودات بهشتی منتظر تو هستند چقدر فرشته ها و آسمان انتظارت را می کشند اصلاً وقت آن طرف را نداشتی شب هم که بیدار بودی چرتکه می ا نداختی سرت شلوغ بود شب هم که همه خواب هستند می توانستی فراغتی داشته باشی باز فراغت نداشتی سحر گفتیم بیا دیدیم باز شلوغی خیلی خوب است آدم برای خودش آسمان انتخاب کند ببین هوست تا کجا پرواز می کند می گوید من یک متر رفتم 20 متر رفتم 100 متر رفتم می خواستم بروم تا پشت بام رسیدم ولی باز پایین آمدم این خوب است نشان می دهد تمنای پرواز در وجودش هست یحبل الله مهر اهل بیت است اعتصام من برای نظم ایمان ریسمانی کرده ام پیدا . (اعتصمو بحبل الله و لا تفرقوا) اعتصام داشته باشید به ریسمان محکم الهی ،هستیم خدا ما را برای شما فرستاده چنگ به این ریسمان بزنید تا به خدا برسید .
زمهر شناسان هر چه خواهم می شود حاصل در درون خویشتن گنج نهانی کرده ام پیدا
می گوید من از عشق آنها هر چه می خواهم به دست آوردم گنج پنهانی دارم گنج پنهانی یعنی گدا ،محتاج کسی نیستم طمع به هیچ کس و هیچ چیز ندارم مسابقه ،رفاقت چشم و هم چشمی با هیچ کس ندارم آن چیز هایی که من می خواهم این عشق به من داده آزادگی قدرت عزت سلامت وابسته نبودن به هیچ کس التماس کسی را نکردن ، احتیاج به فخر فروشی نداشتن ، احتیاج به ادعا نکردن ، التماس به دیگران که من اهمیت بدهند می گوید من هر چه بخواهم دارم این یعنی آزادگی ،قدرت این مهر آدم را به پرواز می آورد چرا ؟ چون مهر اهل بیت قشنگ تو را سیر می کند خوب شهادت ، بی نیازت می کند اول به تو شخصیت می دهد تو از دنیا کنده می شوی اصلاً نیازی به دنیا نداری بعد انسان برای پرواز آماده می شود عشق اهل بیت انسان را پرواز می دهد .
هر وقت دیدید احساس ذلت و خاری می کنید ، با من قهر کرده مرا طلاق داد چند روز پیش بنده خدایی نوشته بود که رفیقش با او قهر کرده بود این قهر یک هفته طول کشیده بوده این دختر اینقدر احساس ذلت کردهبود رفته اسلحه پدرش را برداشته بود سه گلوله به معشوقش زده بود که از دستش راحت شود که تو چرا یک هفته با من قهر کردی کسیکه از تحویل نگرفتن دیگران به ضعف می افتد یعنی کانون عشق و عاطفه ندارد گداست .
فلانی بامن حرف نزد به این شعرها خیلی دقت کنید زمهر حق شناسان هر چه خواهم می شود حاصل یعنی همه قدرتها را دارم این عشق همه چیز برای آدم می اورد لذا هر چقدر می توانید روی این عشق کار کنید این دلداگی عشق هم عشق بازی می خواهد مثل کفتر باز که باید با کفتر رفیق شود طرف وقت می گذارد تا شکار کند بعد انس می گیرد نوازش دارد تا کفتر با او انس بگیرد یک کسی با سگ با گربه با نهنگ با تمساح دوست می شود .
ما وقت بگذاریم شکار کنیم و شکار شویم این که اتو کشیده رفتار کنیم هشتمین اختر اسمان اینقدر بالا برویم چه کسی دستش به اختر می رسد رفت تو اسمان طرف می گو.ید دیگر نمی توانم اورا بگیرم نمی توانم با معصوم ارتباط داشته باشم اوبه ما می گوید وقتی با من حرف می زنی مرا بخواه دنیا و آخرت با من باشی مقام مرا بخواه ما او را اخته کردیم دیگر دستمان هم به او نمی رسد وقتی دستمان چه بگویم مجبورم مثل مداحان نادان بگویم سگتیم ، شکار شما اربابید ما نوکریم ، ارباب ، نوکری عشق نمی آورد ما پدر و فرزندیم فاطمه زهرا می گوید من مادر شما هستم من چه نیسازی به کنیز دارم اصطلاحاً می گوئیم غلامتیم کنیزتیم ولی ما حقیقتاً فرزندان آنها هستیم یکی از اساتید ما می فرمود باید خدا بازی کنیم اتا خدا باز نشود به جایی نمی رسد دختر ، پسری که با هم نامحرم هستند تا خطبه محرمیت خوانده می شود برای هم وقت می گذارند وقت طولانی می گذارند .
دو تا دختر ، دو تا پسر وقتی با هم دوست می شوند اس ام اس به هم می زنند از هم احوالی می گیرند صدای همدیگر را می شنوند ولی ما اصلاً بلد نیستیم حالا اگر محرمی و صفری شود یک جایی برویم مداحی هم بیاید ده دقیقه بخواند آن هم می گوییم دیر شد می خواهیم برویم اصلاً یک کسی که می گوید شب است دیر شد می خواهم بروم این آدم دل ندارد اگر فکر می کنی دیرت می شود از کلاس بزن مداحی یعنی عشق ما چقدر می خواهیم فکر بکنیم ؟ یک ربع از کلاس بزن برو بگذار شعر بخواند حرفهای عاشقانه زده شود تو اشک بریز دلداگی کن رقص و بزم داشته باش حالا بشنویم این شنیدن ویادگیری است فرصت عشق بازی یعنی این که حداقل یک مداح برای من بخواند من رفقایی دارم خیلی عاشق بودند وقتی تو جبهه شناسایی می رفتم سر شب من می رفتم تا برمی گشتم سه و چهار صبح می رسیدم می دیدم 300 تا 400 بدمست حسین ، حسین می گویند .
ما اصلاً بد مستی نمی کنیم یک مداح باید بیاید بخواند خانم ها آقایان بنشینند گریه کنند ترانه بخوانند برای معشوق باید بخوانی برای معشوق های زمینی ترانه می خوانند ما برای آسمانی ها نخوانیم اینها کف زدن دارند ما برای اسمانی ها کف نزنیم رقص ، عشق ، نوش ، میکده ، می و مطرب ما اهل بیت هستند آدم باید با اینها شادی کند .
خدا رحمت کند حاج هادی جعفری را شاگرد مرحوم آشیخ جواد آقا انصاری بود یک موقع می نشست برای اهل بیت گریه می کرد نمی دانم چه چیزی به او نشان میدادند بلند می شد دستمالش را در می اورد شروع به رقصیدن می کرد میرزا فرمود امام حسین عاشورا که تمام شد بساط عشق بازی ظاهری را که جمع کردند جشن گرفتند همانجا همه اهل بیت و شهدا آمدند جشن وصال امام حسین با خدا بود علی (ع)فرمود هنا مصارع العشاق )این جا جایی است که عاشق ها زمین می خورند جشن می گرفتند گریه اش برای مصیبت عظیم است که ما گریه می کنیم باید هم گریه کنیم اما یک قسمتش هم شادی دارد برای همین هم شما برای مصیبت عظیم گریه می کنید شاد هم می شوید وقتی برای امام حسین گریه می کنید روحت شاد می شود دلتنگ نیستی اگر گریه بکنی دلتنگ می شوی اگر اشک نریزی برای امام حسین برای اهل بیت دلتنگ می شوی وقتی اشک می ریزی ببین چقدر شاداب و سبک می شوی اصلاً گریه اش ادی می آورد گریه اش از جنس عشق است از جنس بدبختیهای دنیا نیست برای دنیا هرچه بیشتر گریه کنی پیرتر و فرسوده تر پوستت خراب می شود ،.
چشمت خراب می شود اعصابت خرد می شود ولی برای این هرچه بیشتر گریه کنی ، روشنتر ، نورانی تر ، شادتر آرامتر ، سالمتر مریضی های جسمی انسان را هم از بین می برد چه برسد به روحی و روانی انسان . این اشک خیلی قدرت دارد شما اگر به محبت بیفتید باید بگویید آقای شجاعی کمتر حرف بزن بگذار مداحان کمی برای ما بخوانند کمس عشق بازی کنیم نوایی ، زمزمه ای ،کفی ، دستی ، گریه ای سینه ای بزنیم بعضی از مجالس می روم برای طلبه های عاشق خدا رحمت کند آیت الله مجتهدی را روز هایی که شهادت بود یا تولد درس تعطیل بود .
صبح ساعت 7 طلبه ها رفتند بساط بود آقای مجتهدی مرحوم سیبویه بزرگان و علماء می آمدند بزم می گرفتند برای طلبه ها من خیلی سینه زنی دیده بودم جلسات زیادی دیده بودم سال 58 رفتم حوزه ، سینه زنی مثل طلبه ها ندیده بودم سینه می زدند آقای سیبویه خدا رحمتش کند از منبر پایین می امد می خواند وسط جمیعت قدم می زد تمام شور و عشق خودش را روی سر همه می ریخت بالا سر همه می خواند و دور می زد تو طبیعت گراها دیدم خواننده از روی سن پایین می آید وسط جمیعت می رود ولی خیلی جاها تو فطرت گراها ندیدم چون آن شوریدگی نیست .
یک ساعت حسین ،حسین ،اصلاًخسته نمی شوند (فما احلی اسما ئکم )همه اسماءقشنگ است ولی اسم امام حسین چیز دیگریاست . هریک حسین که می گوید و سینه می زند خدا میداند چقدر آلودگی می شود و چقدر نورانیت و عشق می آید بچه هایتان را اگر می خواهید تربیت کنید بچه ای که هیأت نمی رود سینه و زنجیر نمی زند پرچم نمی گیرد گل نمی مالد چایی بخورد این بچه ضعیف بار می اید این بچه آسیب پذیر است اولیای خدا ، جهادگران ، مردان خدا ، زنان خدا ، عاشقان همه تو مجلس امام حسین قدرت می گیرند تو عشق و دلداگی . تو ظبیعت گراها وقتی شب و انس می گیرند 5 هزار نفر 10 هزار نفر تو خیابان می ایند جایی سن می گذارند همه می ایستند یک زن برایشان می خواند این زن به اینها آتش می زند صدهزار نفر می جنبند تکان می خورند و میرقصند یک مرد می آید همین طور همه عشقش را می ریزد اینها تا صبح خسته نمی شوند ده دقیقه نیم ساعت می خواهند برای امام حسین بخوانند دائم به ساعتش نگاه می کند برو خودت را درست کن . تو درس ،تو نماز ، تو قرائت تو احیاء تو عزاداری وقتی به ساعت نگاه کنی به درد نمی خورد به ساعت نگاه کردن به صفحه شمردن افتادی باید جمعش کنی برو دنبال کارت ، البته نه این که آن کار ارزش ندارد یعنی بس است احساس کردی باید به ساعتت نگاه کنی همین بس است بلند شوبرو همین مقدار خدا می پذیرد دفعه بعد 5 دقیقه می شود 6 دقیقه اگر دیدی بچه ات هم این کار را می کند شوهرت ، زنت این کار را می کند زود بلند شوید دیگر معطل نکنید اگر تو هم اشتها داری همسرت اشتها ندارد یا مرخصش کن بعد خودت بیا بچه ات را ببر بخوابان بعد بیا .
ولی عشق خودتان را به کسی تحمیل نکنید تو اشتها داری بقیه نباید باتو بایستند برای او پر شده ولی اگر تو شور داری خوش به حالت یک ساعت حسین ، حسین بعد یک ساعت فقط سکوت سینهبا سکوت یعنی تو سینه می زند و هیچ کس هیچ چیز نمی گوید 60 دقیقه رقص است تو این روز ها یک بعد از ظهری بیایید حرم ححضرت معصومه پاکستانی ها می ایند پاکستانی ها خیلی عشق دارند اتوبوس هایشان را گل می زنند عروس می کنند از کراچی از اسلام آباد از آن طرف پاکستان به این عروس می آیند زیارت حضرت عبدالعظیم زیارت حضرت معصومه یک هفته این جا عشق می کنند ولی روی زمین می خوابند حرم حضرت معصومه غروب می ایند شروع می کنند شراب می دهند هرکه مست شد می رود آنهایی که اشتهایشان هست می مانند تو تاریخ داریم قدیم ها وقتی تو مجلس پادشاهان می رفتند شراب که می دادند شرابشان هفت خط داشت بچه کوچکها و تازه واردها یک خط که می دادند مست می کردند بعضی ها دو خط می خوردند مست می شدند بعضی ها هفت خط یعنی اینها خیلی اشتها دارند یک لیوان را سر می کشید تا شراب او را می گرفتبه اینها هفت خط می گویند .
یک آدم خوش اشتها الان بروید می بینید که رفتند ،آمدند خوردند رسیده تازه می بینی 200،300 نفر نشستند ذان صبح بلند می شوند ترانه می خوانند مگر طبیعت گراها ترانههای وهمی می خوانند شما می فهمی چرا طبیعت گراها موسیقی و رقص دارند ما نمی گوییم چرا اینطور هستند می خواهد سرمست باشد ولی چرا فطرت گراها خیلی هایشان ندارند دائم می خواهند فلسفی و عقلی همه چیز را حل کنند کلاس استاد مطالعه این معرفت خیلی خوب است واجب هم هست اصلاً این مطالعه و کلاس و استاد هست که به مستی می کشاند مستی که پشتوانه علمی و معرفتی ندارد به درد نمی خورد شور الکی است اما همه اش این نیست برو تمرین عاشقی کن خدا بازی ، امام حسین بازی ابا الفضل بازی کن ببین چه کار می کنی خیلی لذت می برم می بینم خواص آدمهای عالم برجسته استاد دیده یک وقت هایی را می گذارند برای عیاشی هایشان.
اول ماه سحر بیا حضرت عبدالعظیم هرچه خوشگل می خواهی تو حرم ریخته همه می آیند برای عیاشی صورتهای مختلف دارد این که می گوییم دم بگیرو لذت ببر و بخوان عیاشی کن یک قدمش است یک بخشش جهاد مالی است یک بخشش اخلاق و مروت و خانواده هست یک موقع تو کار تو کوچه هست اینها عشق می خواهد کسیکه نخورد شنگولی نکند تو کار هم موفق نیست ما خیلی خشکیدیم کسیکه می گوید من فکر های بد فکر های الوده می کنم اعصابم خرد است مال این است که خشکی دارد عشق بازی همه سلولهای انسان را از جسم تا روح فعال می کند هیچ چیزی مثل عشق به اهل بیت عشق به خدا انسان را شاد نمی کند انسان همیشه دل زنده است سخن های امیر المومنین دل می برد از من .
زاسرار حقایق دل ستانی کرده ام پیدا بوستان گلستان من دیدم اولیاء خدا را یک حدیث می خواندند با ما خیلی باید کار کنند تا اشکی از چشمان آید ولی این یک حدیث از امیر المومنین یک حدیث از پیغمبر می خواند انگار هزار تا شراب تو کام این ریختی با یک حدیث با یک آیه مست می شود می فهمد یعنی چه ؟ خواهشم این است که وقتی برای حدیث خواندن بگذارید ببینید بعد از مدتی می بینید طبعتان ، سلیقه تان ، سطح احساس و اندیشه تان زمین تا آمسان تفاوت می کند .
فاصله کم است یک نهج البلاغه حاصل 30 سال عمر امیر المومنین است یعنی 30 ساعت حرف زدنهای حضرت شده یک نهج البلاغه این آقا چه برکت عمری داشته یک دور نهج البلاغه را بخوانیم با یک شرح مختصری اگر هست ببین انسان از هزاران بی عقلی بی تجربگی خامی ضعف در می آید یا نهج الفصاحه بخواند کلمات نبی اکرم را روان هم هست آنهایی که عربی می دانند خوش به حالشان آنها عاشق بودند رفتند زبان معشوق را یاد گرفتند عشق حقیقی داشتند طرف زبان انگلیسی یاد می گیرد می گوییم انگیزه ات چیست ؟ یا حسی یا وهمی یا خیالی است خیلی به ندرت یک کسی انگیزه عقلی دارد رفته زبان خارجی یاد گرفته وقتی می گوییم زبان دین ، طرف جانش به لبش رسیده چون عاشق نیست اگر عاشق بودی عربی یاد گرفتن یک موضوع مهم برایت بود وقت می گذاشتی برای یاد گرفتن عربی ، خیلی کارهایت را تعطیل می کردی تا زبان معشوقت را یاد بگیری عربی ، نهج البلاغه قرآن روایات را می خواند انسان را مست می کند .
بعد می بینی اینقدر خوش سلیقه شدی هر چه کتابهای دانشمندان را می خوانی به راحتی چیزی از آنها در نمی آوری می بینی یک نهج البلاغه خواندی از هزاران جلد کتاب بی نیازت کرده چون به هر چه نگاه می کنی می بینی خیلی قوی ترش را آنجا خط ندی همه ریشه ها را بلد هستی این که می گوید همه را در نهج البلاغه در قران خواندم من یک موقع دانشگاه تهران با چند تا از اساتید شرط کردم گفتم شما هرچه تو هر کدام از زمینه هایی که رشته تان هست بیاورید2 ساعت شما صحبت کنید 5 دقیقه هم من صحبت می کنم شما 2 ساعت تو موضوعی که می خواهد حرف بزنید من 5 دقیقیه اصولش را از کلام امیر المومنین و اهل بیت دستتان می دهم یکی از آنها فقط قبول کرد استاد بزرگی تو روانشناسی بود گفته باشه من می گویم تو به من برگردان 20 ساعت صحبت می کرد آخرش که تمام می شد من خوب گوش می کردم کاغذ را بر می داشتم به 5 دقیقه نمی کشید می گفتم هر چی گفتی این است می بوسید می گذاشت روی صورتش روی چشمش می گفت :
همین است من گفتم حالا می خواهی برای 10 جلسه بعد هم می خواهی چه بگویی ؟ اینهاست شما برو نهج البلاغه برو قرآن بخوان اصلاً از مطالعه هزاران جلی کتاب بی نیاز می شوی . از انسان دل می برد دلستان پیدا می کند بوستان و گلستان پیدا می کند کلام امیر المومنین ، اهل بیت این طوری است که انسان سیر نمی شود خسته نمی شود ساختار این کلام این طور است چون با بخش بی نهایت طلب ارتباط دارد هر چه دست می زنی چیزی از آنها در می اید یک حدیث است یک آیه است ولی هر باز می خوانی تازه است خدا رحمت کند مرحوم آیت الله عراقی را نابینا بود استادمان می فرمود که ایشان یک موقعی قدم می زد با عصایش می گفت ای خدا یک آیه و 6 هزار معنا هر چه دست می زنی به قول حضرت گنجی است که تمام نمی شود . امام صادق فرمود (فهو فی کل زمان جدید )در هر زمانی جدید است اصلاً تکرار ندارد هر چه می خوانی جا دارد نهج البلاغه ، کلام معصوم جا دارد از انسان دل می برد چون با مقام تو نوشته شده تو بی نهایت متناسب با فوق عقلت نگاشته شده می خواهد این را تا خدا ببرد نهج البلاغه ، قرآن صحیفه صحیفه خیلی بالاتر از نهج البلاغه است نهج البلاغه کلمات امیر المومنین با مردم بوده صحیفه کلمات علی بن الحسین با الله است اگه بخواهی صحیفه را با نهج البلاغه مقایسه کنید باید صحیفه علویه را آورد صحیفه امیر المومنین را کنار صحیفه سجادیه بگذارید با هم مقایسه کنید .
این برای بخش حسی و وهمی تو نیامده آمده عقل و فوق عقل تو را بالا بکشاند برای همین هم عربی نازل شد فرمود (انا انزلنا قرآن عربیاً لعلکم تعقلون ) مخصوصاً عربی آوردیم چون عربی تمام ابعاد وجودی شما را اشباع می کند برای هر بعدی واژه ای مناسب دارد انگلیسی واژه ندارد غنی ترین فرهنگ فرهنگ فارسی است فارسی هم خیلی مانده تا به آنجا برسد.
وقتی مراتب روح با نفس را می خواهید بگویید فارسی دلو جان می برد عربی نفس عقل روح سر خفی قلب اخفاء چون باید تا خدا برساند کلماتی گفتند که تو تا خدا بتوانی بروی . لذا خستگی ندارد تازه است زاسرار حقایق دل ستانی کرده ام پیدا اسرار حقایق یعنی چیز هایی که یک نفر باید 50 سال زحمت بکشد در آورد شما یک نهج البلاغه یک صحیفه می خوانید تأمل می کنید می بینید چیزی را که 50 سال تو مکاتب دیگر وقتی با هندیها ، مسیحی ها ادیان دیگر صحبت می کنیم آنها یک چیزی می گویند که ما به این رسیدیم بعد می گوییم این اصل و فرع دارد شاخه دارد همه اش این جاست وقتی برایشان می گوییم خیلی هایشان درجا شیعه می شوند .
این صحبت آدم عادی نیست این حتماً کار ولی خدا بوده الله قرآن معصوم هم که آن روایات این کلام معجزه است حقایق هر که غیر معصوم بگوید شاید اشتباه کرده باشد ما فلسفه خواندیم بدایه ، نهایه خواندیم اسفار ، فسوس خواندیم تمام کردیم بعد از این که تمام شد به قرآن مراجعه می کنیم می بینیم چقدر تو این کتابها غلط دارد اشتباه دارد ضعف دارد با همه اوجی که دارند ولی قرآن یک چیز دیگری است روایت یک چیز دیگری است شما به هر حرفی نمی توانید اعتماد کنید ولی وقتی قرآن و روایت را می خوانید تمام وجودتانرا اشباع می کند حرف حسابی است قیمت هر کس به عملش است که موضوع علمش چیست این ضعف یک جامعه است تو جامعه ما می بینی طرف دکترای کانت دارد ولی هنوز دکترای سید الشهدا دکترای نهج البلاغه نداریم تازه یکی از دانشگاهها گذاشتند . کانت دکترا دارد هزاران غلط و اشتباه و حرفهای پرت و بلا دارد حرف های خوب هم خیلی کم دارد می گوید دکترای کانت گرفتم .
دکترای صحیفه نهجالبلاغه دکترای امیر المومنیندکترای امام سجاد دکترای مهدویت دکترای اسماءالهی اصلا نیست چرا ؟ چون ما فهم و درک درستی از اینها نداریم حالا کو تا نهجالبلاغه کتاب درسی شود بعد از آمدن امام زمان شاید جامعه اینقدر رشد پیدا کند که صحیفه و نهجالبلاغه را کسی بیایدبرای مردم درس دهد . هرچه می خوانی تمام می شود حقایق دارد آدم برود دنبال چیز هایی که درست است حق است ملاک حق ، میزان حق کیست ؟
الله و معصوم است ما علم های یقینی ،حقایق صدردصد مسلم از معصوم از قرآن کریم رها کردیم رفتیم سراغ حرف های نسبی دیگران به درد نخور کمی درست و هزار تا غلط عشق مان هم این است اینها را مطالعه می کنیم و نقل می کنیم جمال عالم آرایش اگر پنهان شد از چشمم . حدثیش را زجان ،گوش زمانی کردهام پیدا یک رمز به شما بگویم این خیلی مهم است اگر کسی می خواهد انسش با الله و با امیر المونین با اهل بیت با حضرت زهرا زیاد شود باید با اینها بازی کند وقت بگذارد .
یکی از مهمترین راه هایشان که سخت نیست راحت است و خیلی انسان را عمیق مأنوس می کند این است که تو روز وقت بگذاریم کلمات اینها را بخوانیم خدا شاهد است یک مدت کلمات پیغمبر را بخوانید می بینید پیغمبر تو خواب هم به سراغت می آید تو روز با او انس داری فضا سازی کردی حست را مشغول کردی حست مطهر می شود دیگر درگیر خیلی چیز ها نمی شود یک دفعه می بینی شب چقدر راحت با پیغمبر انس داری تو حرم می روی می بینی حرم برایت چقدر آشناست شما قرآن بخوانید با خدا مأنوس می شوید کلمات معصوم را بخوانید با تک تک شان انس می گیرید چشمت نمی بیند .
ولی دلت شهودشان می کند چشم نمی بیند ولی همیشه انس داری انگار همیشه حضرت زهرا ، امام حسین کنارت است وقت بگذاریم تو بخش مطالعاتی یک قسمتی از وقت مان را بگذاریم با خود پیغمبر . شما تاریخ اسلام را میخوانید تو طول روز احساس می کنید پیغمبر کنارت ایستاده راجع به امام حسین می خوانی همین طور راجع به حضرت زهرا می خوانی همین طور بخشی از مطالعات ما تو طول عمر باید این انس با کلمات ،زندگی نامه ،منطق حرف زدن اینها باشد تمام ای صحبت هایی که فیض می کند مبانی دقیق ریاضی و علمی دارد .
جمال عالم آرایش اگر پنهان شد از چشمم حدیثش رازحال ،گوش و زبانی کرده امپیدا
هم گوش هم زبان پیدا کرده ام کسی که با کلمات اهل بیت انس می گیرد اینقدر علم تو سینه اش می ریزد که اگر هفتاد سال علمش را بیرون بریزد باز جا دارد . هزار سال علم او را بخواند بیرون بیاورند از سینه اش ،هزاران جلد کتاب می شود اصلاًآدم زبان ،گوش پیدا می کند حس و درک پیدا می کند با فرمایشات معصوم علیهم السلام حیف نیست ما اینها را رها کنیم سراغ اطلاعات دیگران برویم اطلاعات نیم بند و کمی و هزاران غلط . خوب این را بوان ببین اینها چه می گویند بقیه شعر را برای جلسه بعد می گذاریم والحمد الله رب العالمین .