جلسه 146 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
146
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
7
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 146 - خانواده آسمانی

بحثمان درباره ی شوق به غیب و خانواده آسمانی بود نکته ای را نیمه تمام گذاشتیم و آن این بود که اطاعت اگر برای رفع تکلیف باشد همان ترس و طمع است ولی اگر برای شدن باشد عشق است یک کسی عاشق ورزش است از رفتن تو باشگاه و آن همه تلاش در باشگاه دائماً لذت می برد عشقش آن رشته ورزشی اش است در رشته ورزشی دائماً کار تلاش دوندگی، عرق ریختن. خستگی است ولی چون عشق دارد محیط باشگاه برای او بوستان و گلستان است یعنی شخصی که عاشق رشته ورزشی است تو باشگاه مثل ماهی در آب می ماند دلتنگ است هفته ای سه روز برایش کافی نیست هر روز باشگاه می رود تمرین می کند چون عاشق این کار است یک کسی می خواهد هنرپیشه شود روی یک رشته هنری کار کند تو عالم سیاست کار کند نویسنده شود وقتی عشق به سراغش می آید می بینی شب و روز خوابش را می بیند حرکت، موفقیت، رقابت کلاً شوق در دلش می افتد غیر از این است که تکلیفی به او بگویند که هفته ای شش جلسه باید بروی باشگاه می رود ولی تکلیفش است یعنی عقلش او را قانع کرده می گوید اگر نروم اضافه وزن پیدا می کنم هیکلم خراب می شود کاری می کند که نرود غالباً هم مردم تن به ورزش نمی دهند عبادتها هم همینطور است یک موقع می دانی قرار است با عبادت چه شوی به کجا برسی شبیه چه کسی شوی به چه دلبرها و معشوق هاییی برسی عبادت نماز و اساساً طاعت برایت شیرین و جذاب است دیگر رفع تکلیف نیست خوراک توست می خوری و از آن لذت می بری این برایت موضوعیت دارد لذتبخش می شود با آن احیا می شوی بفهمیم باطن عبودیت چیست حضرت فرمود 0العبودیه جوهره کنهه الربوبیه) عبودیت یعنی حرف گوش کردن اطاعت کردن یک جوهری است که باطنش ربوبیت است یعنی تو شبیه و مثل الله می شوی، و در این ربوبیت به عظمت می رسی یک موقع نماز را کلفت می بینی گفتند نخوانید جهنم می روید اگر بخوانید بهشت می دهد روزه، حجاب، خمس، جهاد، زکات. یک موقع شبیه شدن و بزرگ شدن و رسیدن می بینید آن موقع انسان دائماً دلتنگ نماز است.

خوشا آنان که الله یارشان بی به حمد و قل هوالله کارشان بی

خوشان آنان که دائم در نمازند بهشت جاودان مأوای شان بی

دائماً در نماز در بهشت است در حرم در بهشت است در عبادت در بهشتاست در ذکر در بهشت است در جبهه در بهشت است شرح حال رزمندان را بخوانید. کسی که کراهتی به جبهه آمده مثلاً سرباز بوده وظیفه اش بوده یا زوری محل کار مجبور کردند به جبهه بیاید مدتی آنجا بماند گلوله را در عضله پایش می گذارد و تیر می زند می گوید سوراخ می شود بعد پر می شود میخواهد مجروح شود او را برگردانند عقب تا آنجا نماند و یک کسی به او تیر می زنند و از جبهه عقب نمی آید یک کسی پایش قطع می شود پا مصنوعی می گذارد دوباره بر می گردد یک کسی دو چشمش را از دست می دهد و دوباره بر می گردد اینهایی که خودمان دیدیم چه چیزی او را بر می گرداند؟ تکلیفی ندارد پس چه چیزی او را به منطقه برگرداند. این مهم است انسان عبادت را چطور نگاه کند قرار است با عبادت به کجا برسد به چه برسد نماز و روزه، نماز شب، قرآن را چطوری نگاه کند. قرآن زیبا می گوید خداوند عظیم ترین مخلوق را فرستاده یعنی بعد از خدا نفر دوم عالم وجود است پیغمبر عزیز را به سراغ ما فرستاده یعنی انسان احساس کند خدا چه کسی را برای او فرستاده چه شرافتی به ما داده که پیامبر را با این عظمت فرستاده برای ما اولین جلوه خودش کامل ترین جلوه خودش اولین مخلوق خودش که از نور او سایر مخلوقات را خلق کرده این را در قالب انسانی سراغ ما فرستاده خداوند به ما چقدر عزت و شرافت و کرامت داده می گوید تو سراغشان برو که همه شان را پیش خودم آوری به همه بگو به کمتر از من قناعت نکنند به کمتر از من راضی نشوند اول این را برای خودمان حل کنیم حتی اگر با بچه هایتان هم می خواهید صحبت کنید بچه هفت ساله نه ساله است می خواهد حجاب داشته باشد می خواهد نماز یاد بگیرد. عبودیت را می خواهید به او یاد دهید. از نقطه آغاز تو تربیت کجاست؟ ما سالهاست اشتباه رفتیم در تربیت، آموزش دین، اصول دین، فروع دین، چشم باز کردیم گفتند باید نماز بخوانید اگر نخوانید جهنم می برند چرا؟ هیچ پدر و مادری بچه هایشان را قانع نمی کنند کمتر معلمی شاگردش را قانع می کند. ولی قرآن چقدر قشنگ مخاطبش را قانع می کند (قل) بو به همه (ان کنتم تحبّون الله فتّبعوانی یحببکم الله) بگو اگر خدا را دوست دارید یعنی کمال مطلق الله را دوست دارید. اول سوال می کند دوست دارید یا دوست ندارید؟ ما خیلی وقتها می گوییم دوست داریم ولی تصمیم نگرفتیم گفته بود خدا می دانم تو مرا دوست داری ولی من نامزد دارم یعنی خدایا دیر آمدی انگار خدا خواستگار نفر دوم است اگر قبل از نامزدی خدا به او می گفت دوستت دارم با خدا ازدواج می کرد می گوید خدایا می دانم مرا دوست داری ولی من نامزد دارم. درست است این یک لطیفه است اما حقیقت است همه ما به خدا همین را می گوییم. می گوییم خدایا می دانم مرا دوست داری پیغمبر، اهل بیت را فرستادی ولی من راننده ام، ورزشکارم، هنرمندم، همسر دارم خدایا وقتت را ندارم ما عملاًهمین را به خدا می گوییم (ان کنتم تحبون الله) اول تصمیمت را بگیر می خواهی کمال مطلق، جاودانگی، خانواده آسمانی را می خواهی یا نه؟ خواهش می کنم یک بار به خودمان راست بگوییم اول جواب این سوال را بدهیم هستیم یا نیستیم. هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله. هوس داری یا نداری؟ راه مسیر مشخص است ما هنوز تصمیم نگرفتیم بالاخره آسمان، غیب می خواهید بروید می خواهید به کمال مطلق برسید می خواهید زیر نظر رب باشید تصمیم گرفتید الله رب تان باشد من هنوز مربی ام را انتخاب نکردم خیلی سال است می گویم یا رب یا رب یا رب، ربّ صل علی، الهی و ربی ولی واقعاً هنوز تصمیم نگرفتم وارد این باشگاه شوم یعنی هنوز تصمیم نگرفتم الله رب من شود اهل بیت ربّ من شوند بعد از الله آنها مظاهر رب هستند نمی توانم دست از سبک های غلط زندگی بردارم. یاد کنم از خانم تاکوهاشی که کلاس می آید ژاپنی هستند به ایشان گفتم اینجا هستید برای ژاپنی ها کاری می کنید این ژاپنی هایی که اینجا هستند تا به حال جمع شان کردید. اول گفتم چرا علاقه داری این کلاس ها را بیایی چون هم سعادت آباد هم اینجا را مرتب می آید گفت من واقعاً خانواده آسمانی ام را پیدا کردم و واقعاً با پیدا کردن خانواده آسمانی ام دیدم اسلام چه دین راحتی است. به او گفتم ژاپنی ها را جمع کردید با هم کار کنید؟ گفت نه، می خواهم جمع کنم به آنها هم گفتم ولی خیلی ها نمی آیند چون فکر می کنند اگر طرف دین و خدا آیند خیلی چیزها که دوست دارند را باید کنار بگذارند. این حرف مهم است ما خیلی سال است با اهل بیت با خدا ور می رویم و خدا با ما کار دارد ولی هنوز تصمیم نگرفتیم سبک زندگی مان را عوض کنیم هنوز تصمیم نگرفتم می خواهم چه کار کنم می خواهم همه چیز را رنگ اهل بیت کنم یا نه؟ می گویم خدایا من دلبستگی های دیگر دارم من هنرمندم پشت دوربین نمی توانم مسائل شرعی را رعایت کنم می خواهم تجارت کنم مسلمان هستم دوستت دارم ولی کاسبیم. آیت الله بروجردی مداحان را جمع کرده بود گفته بود شما از چه کسی تقلید می کنید گفته بودند شما گفته بودید مگر واجب نیست اطاعت از من کنید گفتته بودند چرا گفته من به شما می گویم این علامتها را از دسته ها بردارید گفتند ما ده ماه هست مقلد شما هستیم این دو ماه مقلد خودمان هستیم مداحان ما سبک هایی دارند که حاضر نیستند با اهل بیت هماهنگ شوند مداحان مسئول وصل کردن مردم به اهل بیت هستند ولی خود مداح نوع لباس پوشیدنش، صورتش، روابط خانوادگی اش، تربیت بچه اش، اخلاقش با سبک دیگریست. می گوید امام حسین چاکرتم عزاداری می کنیم مجلس داریم هیئت داریم اما ما یک چیزهایی را نمی توانیم کنار بگذاریم اباالفضل قربانت ولی بالاخره نامزد داریم نامزد یعنی معشوق های ما حالا یکی هنر است یکی تئاتر است یکی کار اقتصادی است یکی نویسندگی است یکی دکتر مهندس شدن است هر کس یک نامزدی دارد می گوید ما نمی توانیم. بالاخره تصمیم بگیریم وسط نایستیم.

ای یک دله ی صد دله دل یک دله کن. حالا از اینجا به ارزش ذکر عظیم پی می بریم که (لا اله الا الله) دائم بگویید که من معشوقی جز الله ندارم (الهی وربی من لی غیرک) من چه کسی غر از تو دارم برویم در مناجات و دعاها اینها را جدی بگیریم و بخوانیم سعی کنیم انشائی بخوانیم اخباری نخوانیم می توانی یک بار بگویی الهی یعنی دوستت دارم عزیزم فکر کن برو تو حاق وجودت تو با خدا می توانی به او بگویی عزیزم دوستت دارم خودت را ذاتت را. اگر توانستی بگویی خیلی خوب است اول این را تو وجودت پیدا کن لذا این ذکر (لا اله الا الله) را خیلی بگویید به عشق به دل بگویید اگر می بینی نمی خورد چون لا اله الا الله کار آدم های بزرگ است وقتی می گویی لا اله الا الله یعنی جز الله الهی ندارم اگر برایت سنگین است طور دیگری بگو (لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) خدایا جز تو معشوقی ندارم اله من عزیز من همه کس من رفیق من طبیب من دوست من گنج من غار من تویی من به خودم ظلم کردم خودم را مفت فروختم، عمرم و جوانی ام را سر بزرگیهای دیگر سرمایه گذاری کردم در حالیکه همه بزرگی تو بودی (قل ان کنتم تحبون الله فتبعونی) این را برای ما نگفتند که تبعیت باید تابع عشق باشد اگر عشق نبود همه تبعیت زوری است اگر این کار را نکنی جهنم می روی اگر این کار را کنی بهشت می روی لذا کلی نماز خوان داریم روز قیامت بی نماز محشور می شوند چقدر با حجاب داریم روز قیامت بی حجاب محشور می شوند چرا؟ با اینکه نماز می خواندند حسرت بی نماز ها را می کشیدند با اینکه حجاب داشتند حسرت بی حجابها را می کشیدند خوش به حال آنها راحتند، آزادند. آقا به حبّ بیفت به عشق بیفت. این آیه را به عنوان ذکر بگویید (قل ان کنتم تحبون الله فتبعونی یحببکم الله) یک ذکر دیگر بگویم این ذکر را هم خیلی بگویید حداقل روزی یک بار بگویید حتی در رختخواب قبل از خواب این ذکر شریف را بگویید. هر کس در دنیا خودش را به جایی می رساند یا کمالات حسی یا کمالات خیالی یا کمالات وهمی یا کمالات عقلی یک عده هم زیرک هستند خودشان را به آسمان می رسانند زیرک تر از اینها نداریم کسانی که با خدا رفیق می شوند با خانواده آسمانی رفیق می شوند در این بازاری که هر کس برای خودش خرید می کند دنبال به دست آوردن چیزی هست. شما بگویید پس سهم من از خدا چقدر است سهم من از چهارده معصوم از فرشته ها چقدر است سهم من از غیب چقدر است من چقدر بهره بردارم اگر مردم چقدر با خودم می برم خدا شاهد است انسان هر جا گیر کند این آدم را نجات می دهد یعنی بخور بخور است الان سر همین قیمتهای طلا و سکه و ارز ببینید چقدر آدمها بالا و پایین شدند چقدر اوضاع به هم ریخت، کمی قیمت بالا کمی پایین.

تو از خودت فقط یک سوال کن بگو سهم من از این بخش چقدر است من چقدر بزرگم چقدر قیمت دارم بچه ام، سرکارم اگر گفتند (ان یبلغنی المقام المحمود) می خواهی به امام حسین بگویی من می خواهم به مقام تو برسم. این حرفها سر کاری است لا اله الا الله ما را سر کار گذاشتند این حرفها مال کیست مخاطبش چطور آدمهایی هستند؟ خدا ما را گرفته؟ اهل بیت مارا سر کار گذاشتند؟ (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) (ان یبلغنی المقام المحمود) (لا اله الا انت) (یا حبیبی، یا طبیبی یا رفیقی) (الهی) اینها مال کیست؟ آدمهایی که اهل این ذکر هستند چطوری هستند؟ خون شان از ما رنگین تر است قیمت شان از ما بیشتر است؟ حق بیشتری نسبت به اهل بیت دارند ما هم بچه همین اهل بیت هستیم. عادت کردیم عید فطر به قنوت می افتیم 5 تا اول چهار رکعت دوم (اللهم انی اسئلک) یعنی خدایا می خواهم جدی هستم چه می خواهی؟ نماز روز عید که خیلی ها تنبلی می کنند یک ماه روزه گرفتی برو عیدی ات را بگیر (اسئلک ان تدخلنی فی کلّ خیر ادخلت فیه محمد و آل محمد) خدایا هر بدی که پیامبر و آلش را از آن خارج کردی از آن بدی مرا خارج کن هر چیزی که برای رفقا و آل خودت نمی پسندی برای من هم نپسند مرا خارج کن (قل ان کنتم تحبون الله) اگر خدا را دوست دارید دنبال من بیفتید بیایید. هر که هوس الله دارد دنبال من بیاید اینجا تبعیت این نیست که من خمس می خواهم بدهم حج بروم حجاب، نماز، روزه سخت است اصلاً سختی نیست همه عشق است همه شدن است. بعضی ها می خواهند زن داری شرعی کنند زورشان می آید ما ترک ها اینطوری رسم داریم ما عربها اینطوری رسم داریم آقا اشتباه است باید سبک پیامبر باشد شما نسبت به همسرت وظایفی دارد باید انجام دهی زن به شوهر، شوهر به زن نسبت به بچه هایت همین طور این سبک برای انسان شیرین می شود سختی هایش هم شیرین است چون شباهت پیدا کردن است. نه من خوشم نمی آید زیر بار نمی روم. زیر بار نروی یعنی خودت را محدود می کنی نزدیک نمی شوی دیگر زن دنبال زن سالاری و مرد دنبال مرد سالاری نیست. میگوید تکلیف من چی است؟ چه کار کنم نزدیک شوم چه کار کنم حضرت زهرا بخندد چه کار کنم امام زمان بخندد چه کار کنم خدا بخندد انسان می خواهد همه رفتارهایش را براساس این کند و هیچ چیز به اندازه خشنودی خدا این را راضی نمی کند هیچ چیز به اندازه لبخند خدا برای این قشنگ نیست هیچ چیز به اندازه آسمان و خانواده آسمانی برای این جذابیت ندارد. این فقط می خواهد خانواده آسمانی اش را راضی کند آسمان را راضی کند الله را راضی کند آن وقت دیگر هر اخلاقی هم ندارد چون وقتی بفهمد این اخلاق و این رفتار را داشته باشد بد است نمی کند خدا وقتی می خواهد بگوید کاری نکن (ان الله لا یحب) وقتی می خواهد بگوید کاری کن (ان الله یحب) خدا دوست دارد خدا دوست ندارد یعنی معشوق می خواهد معشوق نمی خواهد این فقط به این عشق است اورا راضی کنم می خواهم این به من بخندد این از من راضی باشد می خواهم پیش این عزیز باشم می خواهم در آسمان محبوب باشم می خواهم در خیل میلیاردها میلیارد فرشته محبوب باشم. این خودش را متعلق به اهل بیت می داند اهل بیت را هم متعلق به خودش می داند. زیر پای اینها بهشت مال خودش است یک بچه سنگ بزند شیشه منزلتان را بشکند یا ماشین تو را پنچر می کنند لاستیکت را دزدیدند یا کفش هایت را بردند یا ماشین تو را بردند ببین چه حسی به تو دست می دهد؟ یک کسی که خودش را اهل آنجا می داند روزی چند بار به بهشت های خودش سر می زند چیزی کم نشده باشد غیبت نکرده باشد یک میلیارد هکتار بهشتش سوخته باشد. ما راحت می سوزانیم این زن باشد از تمام همسران بهشتی تا ندیمه و غلامانش و کاخ هایش وابسته است و بالاتر از آن، مرد هم باشد به همه همسران بهشتی اش و دوستانش و فرشته ها و تمام محتوای بهشت خودش علاقه دارد اینها دومتر زمینش کم شود طرف سکته می کند. در همین چند وقت چند نفر سر بالا و پایین شدن سکه مردند. یک سری به بهشت بروند ببین کم شد نشد می دانی بر هر کدام از شما چند میلیون بهشتی منتظر شما هستند می دانی خدا اینها را از کجا آفریده؟ خدا اینها را از خودت آفریده تمام قشنگی ها شما کارهای قشنگی که کردید نیت های قشنگی که داشتید عبادات، فکرهایتان خدا برای هر کدام از شما از تک تک این اشکهایی که آمده موجودات بهشتی آفریده از کارهای قشنگی که شما کردید بهشت خلق کرده می دانید هر کدام از شما چه ملکیتی آنجا دارید و می دانید هر کدامتان چه ملک عظیمی دارید؟ برای ما سهم است اینها از بین برود یا نرود؟ تو این جیفه دنیا در این مردار دنیا کمی از آن را از ما می کنند ما دردمان می آید برادر با برادر جنگ می کند فرزند با پدر جنگ می کند آن وقت چطور این همه بهشت را می سوزانی این مال تو نیست اگر آفریده نمی شود برای شما بگو آفریده نمی شود یعنی تو هیچ جایگاهی، زمینی در بهشت ندارید؟ به خدا هست بهشتیانی که به اسم شما برای شما هستند دوستانی که اشتیاق دیدن شما را دارند لحظه شماری می کنند که شما وارد مملکت و حکومت خودتان شوید. تک تک شما در بهشت پادشاه می شوید ملت شما در بهشت منتظر شماست که در بهشت سلطنت آنها را کنید و ما اصلاً به این موجودات به این قشنگی و نروانی به این خوبی اینها همه بهشتی هستند یعنی کمی ناخالصی هم ندارند اصلاً ما به اینها تعلق نداریم بایک عصبانیت با یک زودرنجی و حساسیت، غیبت، فضولی پستی همه را می سوزانیم ببینید چقدر آزرده می شوند ما قدر آنها را ندانیم ما به آنها بدی کنیم. ما اصلاً به آسمان تعلق نداریم فکر می کنیم اینهایی که الله گفته معصومین گفتند خیالبافی بوده تا ما خودمان را باور نکنیم این حرفها را هم باور نمی کنیم شما فکر می کنید این چیزهایی که من می گویم خیلی زیاد است؟ نه بی نهایت از اینهایی که من می گویم بیشتر هست (شوّقوا انفسکم الی الجنه) خودتان را به آنجا مشتاق کنید اینقدر بی سلیقه، بد طبع نباشد خودتان را به آنجا مشتاق کنید این جیفه ای که دل تو را برده و دل میلیاردها انسان را برده خود خدا فرموده جیفه است و طالبش سگ است اینجا را من آفریدم برزخ هم من آفریدم بالاتر از برزخ را هم من آفریدم منِ خدا می گویم اینجا جیفه است اینجا اسباب بازی است اینجا رحم کوچک است خودتان را معطل نکنید (سارعوا، سابقوا) بیایید با سرعت با سبقت.

تو را ز کنگره عرش می زنند سفیر ندانمت در این دامگه چه افتاده است

حافظ چقدر قشنگ و فهمیده می گوید شعر مبنای شعوری دارد خرم آن روز کزین منزل ویران بروم. خرم چه کلمه ای گفته قرآن هم می گوید (نظره و سرورا) وقتی به چهره بهشتیان نگاه کنید در چهره شان دو چیز می بینید یکی نَظِره یعنی سرسبزی یعنی چهره سبز این چهره شاداب و خرم است و یکی هم شادی می بینی غیر از شادی خرمی می بینی ذوق زدگی است می گوید قبل از اینکه وارد بهشت شود دَمِ درِ بهشت چیزی به او نشان می دهند وقتی آنجا را می بینید پیامبر می فرماید اگر فرشته ها به دادش نرسند همان جا ذوب می شود و می میرد اینقدر ذوق زده می شود. حالا یک موقع برایتان می خوانم داستان بهشت داستان عجیبی است. می گوید دو گروه می آیند وقتی در بهشت را باز می کنند نزدیک است از اشتیاق بمیرند بعد که می روند بهشت یک عده را بر می گردانند جهنم یک عده را قیامت جهنم می برند یک عده را می گویند شما بهشتی هستید بروید اینها می روند دم بهشت در بهشت را که باز می کنند نگاه می کند یک عده را می گویند بفرمایید یک عده را بر می گردانند جهنم می گویند خدایا پس چرا به ما نشان دادی همان جا می گفتی بروید جهنم من اینجا را دیدم برگردم؟ می گوید با پس گردنی بر می گردانند اگر نخواهد برگردد می گویند شما در دنیا فقط حرف می زدید می گفتید مشتاقیم خوش مان می آید خانواده آسمانی، بهشت، اللهم ارزقنی اما هیچ کاری نمی کردید مثل جهنمی ها نبودید آنها را از اول تصمیم گرفتند جهنمی باشند به هیچ کدام از دستورات الهی قائل نبودند از اول تکلیف خودشان را روشن کردند جواب سوال هم داده بودند (ان کنتم تحبون الله) گفتند لا ما خدا دوست نداریم ما دنیا را می خواهیم من اگر نخواهم بهشت بروم بهشت خانواده آسمانیم نروم اگر خدا را نخواهم باید چه کسی را ببینیم جهنم رفتند. ولی شما دائم حرفهای مذهبی می زدید دینی می زدید کارهای دینی می کردید زندگی تان پر از شعار بود ولی رفتارهایتان، اخلاقتان، اعمالتان چیز دیگری بود. برایتان می گویم خدا به اینها چه می گوید شما کسانی بودید که دنیا زود به گریه می انداخت برای آخرت شوق نداشتید به گریه نمی افتادید اگر هزار هزار هکتار از بهشت از دستتان می رفت اصلاً ناراحت نمی شدید نماز صبح تان قضا می شد به شما بر نمی خورد گناه می کردید اصلاً ناراحت نمی شدید چرا حسود شدم چرا بداخلاق شدم اما وقتی یک چیز دنیایی از شما کم می شد با همسرانتان تا طلاق هم می رفتید سر دنیا. با دعوا و درگیری با پدر، مادر، خواهر، برادر، دوست برای هر چیزی خودتان را به جهنم می کشاندید (قل ان کنتم تحبون الله فتبعونی یحببکم الله) می گوید دنبال من بیایید می گوید خدا از این به بعد شما را دوست دارد شما محبوب خدا می شوید. تو تبعیت محبوبیت هست (ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا) هم محبوب مردم می شوند هم محبوب خدا و فرشته ها می شوند کسی که ایمان داشته باشد و اهل عمل صالح باشد نمی شود مردم دوستش نداشته باشند و فرشته ها نمی توانند دوستش نداشته باشند اهل بیت و آسمان و خود خدا هم دوستش دارند یعنی وقتی شما در تبعیت از خدا می افتید تمام مخلوقات و موجودات از حیوانات و جمادات صندلی، لباس به ذوق می آیند با تو حرف می زنند ما فکر می کنیم ستون حنانه مال پیغمبر بوده که تکیه داده بعد هم پیغمبر بلند شده این ستون غصه خورده و فریاد زده. ستون حنانه چند وقت بدن ناز پیغمبر به آن خورده بعد برای پیغمبر منبر درست کردند از فراق رسول خدا گریه اش می گیرد می گوید تو چند وقت به من تکیه دادی حالا می خواهی روی منبر بنشینی جیغ می کشد. مال پیغمبر نیست مال همه شما هم هست ولی ما نمی توانیم با اطرافیان رابطه برقرار کنیم ما با پیغمبر خودمان هم مشکل داریم با همسر و بچه خودمان مشکل داریم می گوید می خواهی بخوابی به بالش خودت بگو مرا ساعت فلان بیدار کن. می توانی ارتباط برقرار کنی؟ می توانی با خورشید رفیق شوی با ماه و ستاره ها رفیق شویم ما اینقدر خشن هستیم با خودکار نوشتی بعد خودکار قطع می شود می گوید اَه و پرتش می کند این خودکار چند روز در خدمت تو بوده بغلش کن نازش کن بعد بیانداز در سطل زباله، بگو تشکر می کنم از تو. چند وقت به من کمک کردی با همه چیزتان ارتباط برقرار کنید. لباستان حرمت دارد بشوی، نگذار کثیف شود تسبیح دارد زود زود به لباست برس مثل بجه ات مثل دندانهایت بگذریم بعضی با بدن خودشان هم مشکل دارند. با لباست با مرکبت رفیق شود یکی از دوستان اسم ماشینش را جواد گذاشته بود یکی خداداد می گفت یکی اسم موتورش را عبدالحسین گذاشته بود خیلی خوب است با موتور حال میکند و موتور هم با این حال می کند وسیله با آدم رفاقت می کند ما فکر می کنیم فقط با اسب می توانیم رفیق شویم طرف با ماهی با نهنگ با دلفین با مار رفیق بود. ما در صلح نیستیم از بس خشونت در ما ریخته فضولی، تجاوز، غیبت، تهمت، نیش زدن، ایراد گرفتن، عیب دیگران دیدن و عیب خودمان را ندیدن دائماً دریدن خودمان خانواده خودمان خانواده همسرمان ما چه وقت خشونت ها را از وجودمان بیرون بریزیم چه وقت می خواهیم نرم و مهربان شویم اگر می خواهی به مهربان برسی باید اینجا مهربان شوی آن موقع متوجه می شوی. با یک کسی بودیم خیلی آدم با حالی هست می رفتیم حرم در ماشین کنار من نشسته بود دیدم یواشکی خنده ای می کند گفت آن طرفی ها آمدن با من شوخی می کنند. می رود به مملکتش سر می زند آنجا کلی کشته مرده دارد بگو جبرئیل، میکائیل، اسرافیل، عزرائیل ملک الموت عزیز سهم من از شما چی است؟ عزرائیل ملکه مرگ است عزیزم من کلی اشغال در وجودم هست من صدتا صلوات برای تو می فرستم چند تا از این اژدها ها را بکش سهم ما از ملک الموت چی است؟ یکی از ذکرهایی که بفرستیم (یا ممیت) میرانده. خدایا هر چه بدی و آشغال در من هست بمیران هر چه هوس هست بکش مظهر مُمیت عزرائیل علیه السلام است ملک الموت عزیز، فرشته مهربان خدا کمکم بیا یک سلسله چیزهایی که نباید در دل من باشد را بکش، ما اصلاً هوس جبرئیل هوس اسرافیل هوس عزرائیل هوس میکائیل هوس انبیاء شهدا نمی کنیم چرا هوس نمی کنیم؟ سهم ما از حضرت ابراهیم حضرت موسی چی است؟ پیغمبران الهی اینقدر ما را دوست دارند شما را از پیروان خودشان بیشتر دوست دارند از بس شیفته اهل بیت هستند شما را خیلی بیشتر از پیروانشان دوست دارند سهم من از حضرت ابراهیم، اسماعیل، عیسی، موسی چی است؟ آنهایی که زیرک هستند با تمام انبیاء و اولیاء بده بستان دارند. با هر کدام بهشتی، بیا و برویی دارند ما هنوز در خانواده اصلی مان لنگ هستیم.

به حضرت زهرا گفتم مادر من وقت ندارم نامزد دارم وقتی نگاه به چهل سال، پنجاه سال عمرم نگاه می کنم می بینم وقت نکردم با امیرالمومنین با امام زمان باشم ما چرا وقت نداریم ذوق و شوق نداریم دلتنگی نداریم با دلهایمان چه کردیم چرا هوس های بزرگ سراغمان نمی آید این مریضی نیست آدم هوس، ذوق و شوق خانواده اش را نداشته باشد به نظرتان این قلب سالم است باید خودمان را درمان کنیم مشکلی هست که نمی توانیم طبیعی رفتار کنیم باید به سمت سلامت برویم (اعلم انه لا علم کطلب السلامه و لا سلامه کسلامه القلب) بدان هیچ علمی مثل این نست که انسان دنبال سلامتی باشد و هیچ سلامتی بالاتر از سلامت قلب نیست چرا اینقدر هوس نگاه داریم هوس آسمان نداریم هوس زمین دارریم هوس آسمان نداریم هوس جهنم می کنیم ولی هوس بهشت نداریم بالاخره این قلب چیزی شده مشکلی پیش آمده.

می خواستم برایتان شعر بخوانم چند سال است شعر نخواندم قبلاً قصیده ای غزل می خواندیم ان شاءالله جلسه بعد فرصت شود شعر زیبا از مرحوم فیض بخوانم در رابطه با عشق به خانواده آسمانی و مهر اولیای الهی.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.