جلسه 136 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
136
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 136 - خانواده آسمانی

بحث مان در باره ارتباط با خانواده آسمانی و غیب بود. قطعاً ارتباطی که براساس محبت نباشد مثمر ثمر نیست یک ارتباط زمانی سازنده است و انرژی زا هست شادی و آرامش می آورد که براساس عشق و محبت باشد وقتی رابطه به شک و تردید و کراهت، قبول نداشتن و انکار برسد دیگر این رابطه جهنم می شود و لطفی ندارد در رابطه با خانواده آسمانی و الله نیز همین گونه است ارتباط با خداوند اگر عاشقانه نباشد از روی محبت نباشد سازندگی برای ما ندارد و ما به آن هدفی که برای خلقتمان در نظر گرفته شده نمی رسیم چون اله ما الله است اله یعنی محبوب، معشوق، دلبر و اگر کسی با معشوق حقیقی خودش در صلح نباشد در آشتی عشق روابط عاطفی با آسمان نباشد نمی تواند حرکتی به سمت محبوب و معشوقش کند چه با الله که معشوق اصلی ماست با خانواده آسمانی که وسیله های ما به سوی خداوند هستند لذا تبعیت هم باید عاشقانه باشد اگر در تبعیت عشق وجود نداشته باشد در تبعیت شک و تردید نسبت به دین احکام دین خلقت الهی قوانین الهی باشد این اطاعت از روی اجبار و اکراه یا از ترس جهنم چیزهای دیگر است اطاعت سازنده انسانی نیست حالت های انسانی کمالات انسانی برای ما نخواهد آورد این یعنی خسران یک انسان.

لذا قرآن هم اطاعت را منوط به محبت می کند (قل ان کنتم تحبون الله فاتّبعونی یحببکم الله) بگو اگر خدا را دوست دارید تبعیت هم کنید اگر خدا را دوست دارید مرا تبعیت کنید تا به چیز بالاتری برسید نه تنها به محبوب می رسد بلکه خودش محبوب می شود (یحببکم الله) خدا شما را دوست دارد مهم است انسان ذاتش محبوب خدا شود قیمت پیدا کند پیش خانواده آسمانی اش پیش اصل و آباء حقیقی اش قیمت پیدا کند قیمت به این است که تبعیتش عاشقانه باشد شما یک کسی را دوست دارید یک پدر نسبت به بچه اش وقتی بچه پیش پدر با نق و غر آید پدر ترجیح می دهد اصلاً فرزندش را نبیند. می گوید برو به او بگو پدرت گفته بیا با هم سفر برویم وقتی می آید می گوید حوصله ندارم خوشم نمی آید به پدر چه حسی دست می دهد؟ بچه لقاء پدر را دوست ندرد این فایده ندارد روز زن است روز مرد است زن ببیند یا مرد ببیند همسرش از روی بی میلی اجبار بدون اینکه قبول داشته باشد یک چیزی خریده به همسرش می دهد بعد هم بگوید بیا این هم هدیه تو. این به درد نمی خورد ارزشی ندارد قبل از هدیه دادن باید هدیه پر از محبت و احساس باشد وقتی به طرف مقابل می فهمانی زوری هدیه را می دهم. باشد حالا یک هدیه برای مادرت می خرم مادر زن هم دامادش را می شناسد چقدر خسیس است این هدیه به او نمی چسبد. سفیر وقتی می آید پیام می آورد سفیر رسول خداست خدا می گوید به آنها بگو وقتی مرا دوست دارند تبعیت کنند اگر خدا ببیند. تبعیت های تو عاشقانه است از روی شور وهیجان رسیدن به خداست اتفاقی که می افتد این است که تو محبوب می شوی، پدر به واسطه می گوید وقتی به پسرم گفتی بیا برویم مسافرت او چه گفت؟ پسرت خیلی دوقکرد گفت عجب پدر خوبی دارم خیلی خوشحال است.خوب این پدر علاقه اش چند برابر می شود می گوید بچه دوست دارد با من به سفر بیاید ولی اگر بگوید اخمهایش را در هم کشید و گفت خوب حالا می آیم این چشم به درد نمی خورد. یک موقع می گوییم چون شما گفتید یک موقع می گوییم هر چه شما بگویید خوب است این دو خیلی فرق دارد. پس ملاک در ارتباط با غیب و خانواده آسمانی این است انسان دین داری اش عاشقانه باشد یعنی شیفته دین و قوانین دین باشد دین را حق بداند و با عزت از دینش دفاع کند نسبت به دینش اینقدر شک و تردید دارد که یک سفر خارج از کشور در خیلی از رعایت قوانین تأثیر دارد در کشور خودش نماز می خواند مسافرت می رود نماز نمی خواند تا حجاب را رعایت می کند وقتی از شهر خودش بیرون می رود رعایت نمی کند این یعنی تنفر داشتن یا شک و تردید داشتن این بد است یعنی فروختن اصل و ریشه خودت یعنی خیانت به خانواده آسمانیت خیانت به اصل خودت کسی که هر جا می رود با افتخار آثار تبعیت را با خودش می برد با دفاع با شیرینی آثار را با خودش می برد این یعنی اینکه واقعاً عاشق است الان شما وارد کشوری می شوید که سردی عاطفی وجود دارد طبیعت گرایی هر چقدر بیشتر می شود عاطفه کمتر می شود برعکس فطرت گرایی هر چقدر بالا می رود عاطفه هم بیشتر می شود. حالا اگر یک جا رفتید دیدید روابط عاطفی کم است شما هم رابطه با همسر و فرزندتان را ضعیف می کنید؟ نه من بچه وهمسرم را دوست دارم این رابطه را ضعیف نمی کنید مگر اینکه انسان خودش هم طبیعت گرا باشد پس علامت اینکه ما می توانیم با آسمان ارتباط برقرار کنیم چقدر غیب ما را می پذیرد واقعاً به قلب خودت مراجعه کن میزان دل خودت است در روایت داریم کسی می خواهد بداند پیش خدا چقدر آبرو و منزلت دارد ببیند خدا پیشش چقدر منزلت دارد می خواهی ببینی پیش امام حسین چقدر قیمت داری ببین امام حسین پیش تو چقدر قیمت دارد می خواهی ببینی پیش فاطمه زهرا چقدر عزیز هستی ببین دلت با فاطمه زهرا چطوری است می خواهی ببینی در غیب چه جایگاهی داری ببین غیب به جایگاهی پیش تو دارد کراهت است یا عشق است دلتنگی است یا به زودکشاندن است در روابط معلوم می شود ممکن است ادعا کنیم که ما عاشقیم ولی در عمل طور دیگری از کار درآییم در عمل معلوم شود چنین حبی وجود ندارد. امیرالمومنین علیه السلام (لایکمل ایمان عبد حتّی یحبّ من احبّ الله سبحانه و یبغض من ابغضه الله سبحانه) ایمان کس کامل نیست اول حدیث را ترجمه کنم هرچه خدا دوست دارد این دوست داشته باشد هر خدا نمی خواهد این هم نخواهد اول آمد سراغ آدم ها می گوید ایمان کسی کامل نمی شودتا اینکه هر کسی را خدا دوست داشته باشد تو هم دوست داشته باشی و هر کس خدا خوشش نمی آید تو هم خوشت نیاید یک ملاک خوب است ببین آدمهایی که دوست داری الگو قرار می دهی دوست داری در دلت راه دهی چه رنگی هستند اگر رنگ خدا هستند خوش به حالت اما اگر رنگ خدا را ندارد ولی باز تو دوستش داری نشان می دهد دل تو با خدا فاصله افتاده می گوید این بی دین است نماز نمی خواند فاسق و فاجر است. من دوستش دارم. او ضد خدا کار می کند معصیت کار است من دوستش دارم. شما در این باندبازی و حزب بازی ها دیدید طرف می داند کسی را که می خواهد به او رأی بدهد آدم بی دینی است ولی به او رأی می دهد خیلی خطرناک است می دانی بی دین است یا اگر رأی بیاورد بی دینی رواج پیدا می کند. انسان عملاً به جنگ خدا رفته می دانی اگر فلان کس به مجلس برود رئیس جمهور شود.

آدمی هست که با خانواده آسمانی تو هماهنگ نیست اگر به او رأی دهی خیلی خطرناک است اصلاً با آسمان با عشق و محبوب تو سازگاری ندارد یک موقع کافر را به خاطر اینکه رنگ خدا دارد دوست داریم الان کافر است اما خصوصیاتی از الله دارد من به خاطر آن خصوصیاتش دوستش دارم هیچ اشکالی ندارد خود خدا هم اینطوری است در روایت داریم خداوند یک جوان سخاوتمند کافر را بیشتر از یک پیر عابد خسیس دوست دارد چون یک صفت از خدا دارد و آن کرم است جواد بودن است امااین چون رنگ خدا دارد ما به او علاقه داریم پس دقت کنیم اینها ملاکهای بسیار مهمی است که ما هر لحظه خودمان را آزمایش بگیریم ببینیم که نسبت به بهشت نسبت به ماوراء بهشت بالاتر از بهشت تا نسبت به خود الله چه جایگاهی داریم لذا بیشتر از آنکه انسان بخواهد روی بخش های مختلف کار کند و وقت تلف کند باید روی دلش روی عشقش به الله وخانواده آسمانی اش کار کند. دوست داشتن شیفتگی نسبت به خانواده آسمانی نسبت به الله که اصل توست وقتی شما نمی توانید کمال مطلق را دوست داشته باشی مشکل از توست یا از کمال مطلق است؟ وقتی نمی توانی کامل ترین تجلیات کمال مطلق را دوست داشته باشی مشکل از کیست؟ مشکل از ماست ما مریضی داریم ما مشکلات داریم که نمی توانیم دوست داشته بایم نمی شود یک کسی از انسان زیبا از گل زیبا از زیبایی ها خوشش بیاید ولی بگوید از زیبایی مطلق خوشم نمی آید خوب این دروغ می گوید این حتماً بیماری دارد شما از لذت خوشت می آید چرا از مطلقش خوشت نمی آید چرا از حیات خوشت می آید چرا از حیات جاودانه خوشت نمی آید چرا از بهشت خوشت می آید از بهشت آفرین چه؟

این خیلی مهم است که دل ما کجاست در روایت داریم که انسان آخر کار با محبوب خودش محشور می شود یعنی در دنیا دلت کجا بوده عقربه دلت کجا می رود در تاریکیها در ب در تنهایی ها محبوب ترین چیزی که برایش دلتنگ می شوی چیست کیست با همان محشور می شوی دل قلب که همه حقیقت انسان است بقیه چیزها مقدمه دل است دلت کجاست محبوبها و معشوقهایت چیست ارزشهایی که دوستشان داری چیست چه کسانی را دوست داری دوستانت چه کسانی هستند معلوم می شود شخصیت تو کیست می خواهی مسافرت بروی ترجیح می دهی با چطور دوستانی بروی؟ کاملاً معلوم می شود تو چه کاره هستی می خواهی ازدواج کنی ملاکت برای انتخاب همسر چطوری است؟ میلیون آینه خدا جلوی ما گذاشته تا ما بفهمیم چه کسی هستیم نمی توانی ریاکاری حقه بازی کنی اگر انسان دور تا دورش آینه باشد نمی تواند خلاف آینه بگوید همه آینه ها نشانت می دهند خدا سیستم خلقت را طوری آفریده که شما از صبح تا شب هزار تا آینه در مقابلت قرار می گیرد تو این هزار تا آینه می توانی بفهمی دارایی و موجودی تو چی است غیر از دانایی است دانایی اگر تبدیل به دارایی نشود به کار نمی آید امام فرمود اگر کسی حق را وصف کند عمل هم کند تا وقتی دوستش نداشته باشد و اعتقاد نداشته باشد فایده ای برایش ندارد. خدا به من دستوری داده و من همین را دوست دارم اگر خدا گفته این، این از همه قشنگ تر است نگو ای کاش خدا چیز دیگری می گفت اگر من جای خدا بودم چیز دیگری می گفتم کاش من جای خدا بودم کاش حضرت علی این طوری می کرد کاشکی در کربلا امام حسین این طوری می کرد بین تو و امام حسین اختلاف افتاد من اگر جای امام حسین بودم جای حضرت زهرا بودم جای خدا بودم همین که در دلت می گویی ای کاش پیغمبر این کار را می کرد فاصله می افتد برای همین گفتم خیلی ها ظواهر شرعی را رعایت می کنند اما ای کاش رعایت نمی کردند زیاد ادعا دارند که ما مسلمانیم مومنیم متدینیم اهل بیتی هستیم اما نوع رفقا، خلوتها، مهمانی ها، مسافرتهایشان. پشت اینترنت می نشینی ببین دلت کجا می رود نمی توانی فیلم بازی کنی تنها هستی هر جای اینترنت هم می توانی بروی یا کنترل ماهواره دست توست کسی هم کنارت نیست ببین کدام را می زنی معلوم است قیمتت چیست.

انسان در کانالی می رود که سنگین ترین بخش وجودش حاکم بخش وجودش می بردش هر کانال را زدی همان هستی نه استاد نه عرفان نه ولی خدا می خواهی که باطنت را نشانت دهد حتی به اینترنت و ماهواره هم نیاز نداری به خانه برو تصور کن اینترنت و ماهواره جلویت است کدام کانال را می زنی می خواهی موسیقی گوش کنی ببین کدام موسیقی را دوست داری گوش کنی با کدام ساز محتوا، آهنگ کاملاً می فهمی چه کسی هستی اینکه چه کار می کنی اصلاً مهم نیست اینکه الان تمایلاتت کجاست باطنت به کجا می کشاندت این مهم است عمل مرحله بعد است. حب، دل، قلب، خیلی تعیین کننده است. فرمایشی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله است. قال لاصحابه. حضرت به اصحابشان فرمودند: (ایّ اُرَ الایمان اوضع) محکم ترین دستگیره و حلقه ایمان چیست؟ سوال کرد دست آویزهای ایمانی کدامشان از همه محکم تر است؟ (فقالوا الله و رسوله اعلم). آنهایی که ادب داشتند و زیرک بودند گفتند خدا و رسولش بهتر می دانند. هر چه شما بگویید یا رسول الله، (فقال بعضهم الصلاه و قال بعضهم زکاه) بعضی ها گفتند نماز و بعضی ها گفتند زکات، فقال رسول الله (لکلّ ما قلتم فضلاً) هر کدام از شما حرفهایی که زدید خوب است اهمیت دارد. و لیس بِهِ اما آن چیزی که من می گویم این نیست و (لکنّ اوضع اُر الایمان) محکمترین دستگیره ایمان (از عبادت خارج کرد از نماز، روزه، خمس، زکات، جهاد خارج کرد برد روی تولی و تبرّی. اینها را آخر فروع دین می گوییم پیامبر برد روی عشق، دل).

(الحبّ فی الله البغض فی الله) اینکه انسان دوست داشتن هایش برای محبوبش باشد بغضش هم به خاطر خدا باشد نیفتیم در روابط شخصی اگر از چیزی یا کسی بدت می آید اول فکر کن به خاطر چه بدت می آید یا به خاطر چه خوشت می آید به این خیلی توجه کنید من الان از فلان چیز خوشم آمد لذت می برم برای چه بدم آمد دلم برای چه تنگ شد برای چه دلم پس می زند. به کسی می گویند حج برنده شدی کربلا به اسمت درآمد چقدر ذوق می کند الان می خواهیم برویم قبر امام رضا، خیلی کیف می کند. یک موقع می گویی می خواهیم برویم امام رضا، می آید ولی دلش جای دیگری است. تابستان وقت می گذارد مشهد می رود چیز را هم رعایت می کند. عرض ادب دارد ولی دلش در مشهد نیست ترجیح می دهد برود پیش خانواده طبیعی و زمینی اش. نه اینکه بگویم دریا، کوه بد است آنها هم خوب است عبادت هم هست ولی اگر زمینه جور شد بروی پیش امام رضا چه حسی داری. یکی از شاگردانم می گفت مثل بعضی ها که می گویند توفیق نمی شود کربلا بروم سوریه بروم عمره بروم.

پس اینهایی که رفتند چطوری رفتند چه کار کردند توفیق نمی شود یعنی چه اگر از طرف آنها دعوت نمی شود که هست خانواده آسمانی ما همیشه ما را دعوت می کنند می طلبد و دعوت نکرده اینها حرف بیخودی است مشکل تویی که طلب نداشتی عاشق نیستی برو ببین طرف چندبار قرض گرفته مکه رفته عمره رفته عشقش این است مثل کسی که قرض گرفته رفته کیش، دُبی ... برای عروسی برای جشنش چطور قرض می گیرد برای عشقش هم قرض می گیرد. با خودم عذاب وجدان داشتم وقتی به عذاب وجدان می افتی کار خراب می شود. بد شد فکر کنم دو سال می شود مشهد نرفتم. در حرم که بودم به یک نفری که خیلی از خود متشکر بود گفتم در حرم کار می کنی گفت آره گفتم خدا وکیلی آخرین بار که زیارت رفتی چه وقت بود؟گفت دو ماه هست زیارت نرفتم صد متری حرم زیارت نرفته یک مشهدی می گفت من 40 سال است زیارت نرفتم این خانم می گفت تو یک مسابقه در آموزش و پرورش شرکت کرده بودم جایزه اش بلیط رفت و برگشت با هواپیما به مشهد بود به اسم من افتاد. حس نداشتم بروم نرفتم بهانه گرفتم سال بعد دوباره به اسم من در آمد حضرت بلیط را به اسم تو درآورده گفت سال سوم برادرم رفته بود به یکی از کشورهای اروپایی تابستان دعوت کرد آنقدر خوشحال شدم با شور و ذوق رفتیم خانه برادرم همان شب اول امام رضا آمد به خوابم گفت اینجا دورتر بود یا مشهد همین را گفت و رفت. ببین مسافرت دوست داری کجا بروی؟ دلت کجا را می خواهد قیمت معلوم است. نماز خوب است روزه خوب است همه اینها اهمیت دارد اما آنکه اهمیت دارد حبّ فی الله بغض فی الله است. ما خیلی چیزها را دوست داریم که می شد رعایتش نکنیم این خیلی بد است اعتقاد نداریم دوستش نداریم. دست و پایم را خدا ببیند من دینش را دوست ندرام من آئین و آدابش را دوست ندارم ولی عمل می کنم. خودمان را جای خدا بگذاریم ببینید من از دینش خوشم نمی آید و لو رعایت می کنم ولی قلباً نمی خواهم یا با یک یا دو دستور مشکل دارم این طوری خیلی بد است خود انسان شرمنده می شود و خجالت می کشد چرا من چیزی را که خدا می گوید من به عالی ترین وجه قرار دادم تو چرا نمی توانی این زیبایی را تشخیص دهی بالاخره من با خدا یک جا مشکل پیدا کردم او می گوید زیباست من می گویم زیبا نیست او می گوید شیرین است من می گویم شیرین نیست. وقتی به خانواده آسمانی ات می رسی با ذائقه خانواده آسمانی حرف می زند به شما می گویند اسم بچه ات را چه می گذاری؟ فلان چرا؟ چون عاشق پدرم بودم عاشق برادرم بودم می خواهم اسم برادرم اسم پدرم زنده بماند می خواهم وقتی بچه ام را صدا می زنم یاد برادرم یاد پدرم یاد مادرم یاد کسی که دوستش داشتم بیفتم. وقتی صدایش هم می کنی واقعاً برایت شیرین است. بعضی ها که ایمیل تشکیل می دهند اسم خودشان را نمی گذارند اسمی که به آن اسم علاقه دارند می گذارند یا اگر می شد حاضر بودند اسم خودشان را هم عوض کنند اسم شیرین است آدم اگر یک کسی را دوست داشته باشد همه چیزش شیرین است وقتی به ملاقات ائمه می رویم می گوییم فما احلی اسمائکم. چقدر اسم شما شیرین است اگر شیرینی نمی آید ذائقه فطری پیدا کرده کسی از گل از عطر از بوی غذا خوشش نمی آید این ذائقه اش مشکل دارد مریض است سرما خورده سالم نیست. الان ذائقه آسمانی ما از آسمان لذت نمی برد؟

اگر گفتند مشهد، کربلا، مسجد، حرم، دعای کمیل، احیا، شب جمعه، تسبیح جانماز، سجاده هر چیزی که رنگ خدا دارد خوشت آمد خوش به حال دلت خوب است این دارایی ماست پس چیزی که به دلت می آید و دلت جذبش می کند دارایی توست دانایی هایت نه درد نمی خورد اینکه چقدر از اسلام و ائمه می دانی تعریف می کنی به درد تو نمی خورد چیزی که از ائمه به تو می چسبد به درد تو می خورد از خدا بگو بگو همان مقدار که به تو چسبید مال توست. جلسه قبل گفتیم اگر گناه به دل انسان نچسبد نمی نویسند انسان متنفر از گناه می شود قلب جذبش نکرده عبادت هم وقتی نمی چسبد مال تو نیست از نماز چه می چسبد گیر تو می آید؟ می گویند نماز معراج است باید عاشق باشی تا بروی اگر متنفر باشی به آسمان بروی نماز را زوری می خوانی چه شد؟ حرکتی وجود ندارد چون در راه خدا با عشق انسان راه پیدا می کند وقتی دوستش نداری چه چیزی می خواهی برداشت کنی لذا فرمود (لا تکرهوا الا انفسکم العباده) عبادت را پیش خودتان و دیگران منفور نکنید. بلند شو نمازت را بخوان بگذار نماز صبحش قضا شود بخوابد اگر دوست دارد بیدار می شود. به تو گفته بیدارش کنی؟ بله بیدارش کن اگر نگفته بیدارش نکن هیچ اشکالی هم ندارد. برویم حرم. نمی آیم حوصله ندارم بچه 14ساله است می خواهد فوتبال نگاه کند فیلم سینمایی نگاه کند پدر و مادر بی سلیقه می گویند بزن شبکه قرآن می خواهم قرآن ببینم آقا این بچه است می خواهد کارتون نگاه کند نگذار از قرآن کراهت پیدا کند اگر واقعاً شیفته قرآن هستی برو خودت قرآن بخوان چرا تو ذوق خانواده می زنی الان حس و حال معنوی ندارد چطوری باید تو را تحمل کند اصلاً الان دوست دارد پدرش کنارش بنشیند تخمه بشکنند فیلم سینمایی نگاه کنند زن دوست دارد شوهرش کنارش بنشیند چای بخورند میوه بخورند برنامه نگاه کنند. من می خواهم قرآن بخوانم، مرده شوی این عبادتت را ببرند به درد نمی خورد به خودت هم تحمیل نکن احیا آمدی یک موقع می خواهی جهاد با نفس کنی فرق می کند اگر کراهت هم داری می نشینی تا روی نفست را کم کنی می خواهم بیدار بماند تا نفسم تزکیه شود بحث عبادت نیست نفسم را ادب کنم و لو بیرون مسجد با یک نفر حرف بزنم تمرین بده بیدار بماند. اما تو رابطه عاشقانه فرق می کند الان دعای کمیل می خوانی یک ربعش به تو کیف می دهد بقیه را خسته می شوی بچه ات خسته می شود از سخنرانی زجر می کشد زود بچه را ببر خانه.

حرم می خواهی بروی طولانی بمانی خودت برو تا صبح بمان اما اگر با خانواده می روی ببین بقیه چقدر می خواهند در حرم بمانند مهم نیست که تو چقدر دوست داری در حرم بمانی بقیه را تابع خودت کنی از دین متنفر شان می کنی ببین خانمت بچه هایت پدر و مادرت چقدر دوست دارند در حرم بمانند همان مقدار بمان نهایتاً اگر دوست داری بمانی و مشکلی نیست بگو شما بروید من هستم نباید برای دیگران کراهت ایجاد کنی (لا تکرهوا الا انفسکم العباده) عبادت را به خودتان تحمیل نکنید چون وقتی از عشق بیرون می آید بد می شود به ما چه چیزش می چسبد؟ آن چیزی که با عشق است. یک آدم قصی القلب می گفت از بس رفتم مکه و مدینه دیگر حالم به هم می خورد. چه شد؟ کاری نکنیم وقتی اسم خدا، دین می آید بقیه حالشان به هم بخورد خودت هم کاری نکن حالت به هم بخورد یک ربعه صفا کردی همان یک ربع را صفا کن دیدی داری به کراهت می افتی سریع بیا بیرون که اینها را قبلاً مفصل توضیح دادم. مهر محبت اینها برای ما می ماند هر چه که می چسبد آن خوب است لذا مهم نیست یک نفر چند بار حج و کربلا و سوریه رفته مهم این است چقدرش عاشقانه بوده و چسبیده یک کسی عبادت کمتری دارد ولی خیلی عشق دارد همان 4 تا آیه هم شیرین است این باعث نشود از این حرفها سوء استفاده کنید بگویید حالا که میل ندارم اقا میل نداشتن یک روز دو روز سه روز اگر شما سه روز صبحانه یا شام نخورید یعنی مردید.

بی میلی چند روز؟ پس تو مشکل سرطان داری برو خودت را درمان کن الان میل ندارم 5 آیه بخوانم من در برنامه هایتان نوشتم 50 آیه بخوانید 2 آیه هم تفسیر بخوانید چون باید تدبر باشد 50 آیه بدون تدبر بخوانید چون صوت قرآن کسی که به لفظ قرآن تسلط پیدا نکند به باطن قرآن تسلط ندارد ما باید قرآن را روخوانی زیاد کنیم و لو معنایش را نفهمیم اینکه علی علیه السلام می فرماید در خواندنی که تدبر نیست فایده ای ندارد نفس ما زود استفاده نکند. پس من که نمی فهم نخوانم پس حالا که نماز این طوری است نماز نخوانم نه می گوید تو نباید در این سطح متوقف باشی قیمت و ارزش تو بالاتر از این است تو باید به جایی برسی که قرآن شراب تو شود اگر شراب خور نیستی بچه ای فایده ندارد تو باید به شراب برسی همانطور که طبیعت گراها به شراب می رسند فطرت گراها هم باید به شراب و عیش و نوش فطری شان برسند. اگر خانواده آسمانی تبدیل به عیش و نوش نشده اجبار و الزام است هنوز بچه و کودکی.

آن 50 آیه را بخوانید و لو معنایش را نفهمید اصلاً کسی که روخوانی نداشته باشد نمی تواند به باطن و الفاظ قرآن تسلط پیدا کند می نویسم در برنامه هایتان 2 آیه هم تفسیر بخوانید. برگرد به گذشته ببینید چند روز 50 آیه را نخواندید هیچ توجیه هم نکن سر خودت را کلاه نگذار. یک موقعی کسی می گوید دو روز است نخواندم کنکور داشتم عروسی داشتم بنایی داشتم مریض پیش آمد چند روز نخواندم خوب این عیب ندارد ولی وقتی از یک هفته بالا می زند بی اشتهایی خیلی طول کشده روحت نمرده؟ یعنی بدون غذا زنده ای؟ ما خیلی وقتها حیات هایمان خیلی گیاهی است حیوانی است اصلاً تنفس انسانی نداریم خیلی وقتها این دل مرده یا در شُرُف مرگ است ولی خودمان متوجه نیستیم. علامت اینکه یک نفر زنده است شادابی و آرامش است اگر نداری معلوم است غذا نخوردی که شاداب نیستی. می گویند طرف از سوء تغذیه دارد می میرد دکتر می گوید چرا غذا ندادید؟ نداشتم سوء تغذیه گرفته یا غذا نخورده دارد می میرد خوب معلوم است یک خساستی بوده الان چرا شاد نیستی چرا آرامش نداری چرا اضطراب و دعوا داری چرا نمی توانی از دنیا لذت ببری؟ برای اینکه غذا نخوردی کم غذایی.

خدا به پیغمبر می گوید نماز شب بر تو واجب است اگر شب پیش من نیایی تا از من انرژی بگیری نمی توانی در روز با مردم ارتباط داشته باشی. مثل اینکه ما خیلی از پیغمبر پهلوان تر هستیم پیامبر می گوید من به خاطر دیدنیها در روز، پیغمبر دیدنی، شنیدنی، گفتنی حرام ندارد. همین ارتباط با مردم می گوید به خاطر همین ارتباط شب یک لایه نازکی روی قلبم می نشیند (سَاَستغفرالله سبعین مرّه» هفتاد بار استغفار می کنم تا آن پرده کنار برود. ما از صبح که بیدار می شویم افکار حرام می گویند از 50، 60 هزار فکری که به انسان می رسد 45 هزار تا باطل است 45 هزار تیک نگاه کر غلط، فاسد گناه، معصیت، شرک آلود، کفر آلود در ما آمده دیدنی های حرام شنیدنی های حرام گفتنی های حرام خوردنی های حرام مثل اینکه ما خیلی از پیغمبر قوی تریم در روز صد مرتبه تمرکز داریم استغفار کیم صدقه بدهیم اثر این برود پیامبر اگر هر شب از طبیعت استحمام نکند از فطرتش چیزی باقی نمی ماند اذیت می شود استغفار نکنی یعنی حمام نرفتی حالا یک روز دو روز حمام نرو دیگر خودت هم نمی توانی تحمل کنی چطور می شود من یک هفته قرآن نخواندم می توانم خودم را تحمل کنم چطوری است نماز شب نخواندم تفسیر نمی خوانم عشق و حال با خانواده آسمانی نداد نه به امام زمان نه به حضرت زهرا نه به امیرالمومنین سری زدم پس ما چطوری سر پا هستیم؟ تو فکر می کنی سر پا هستی به حالتهای روزانه به دلت به غصه هایت، ترسهایت نگاه کن چیزی از تو نمانده قیمت هر آدمی به شنگولی هایش است. برای چه شنگول می شوی برای چه غصه می خوری قیمتت هم همان است. غذا نخوردیم وقتی غذا نمی خوری نرو این مشاوره آن مشاوره پول بده همه این طوری هستند من نیستم عزیزم تو آدم هستی مشاوران در دانشگاه درس خواندند که فرمول غربی و محدود است از تولد تا مرگ ما را می دانند دستورالعمل هایشان هم همان قدر است ولی این حقیقت نیست من یک پیشینه از الله تا دنیا دارم از دنیا تا خدا هم بر می گردم اینها در روانشناسی های جدید نیست او اینقدر می بیند تو غذا نخوردی تو آدمی فطرت داری تو مال آسمان هستی اصل تو جای دیگریست تو مال زمینی نیستی فکر می کنی با معادلات زمینی باید شاداب و شنگول باشی تو خیلی وقت است غذا نخوردی دار سوء تغذیه هستی تو نماز، تسبیح، سجده، رکوع خلوت می خواهی باید قرآن بخوری تو احتیاج به روزه داری باید دو هفته مکه ای کربلایی بروی تمرکز بگیری برو کوه جنگل دریا با فطرتت برو نه با طبیعتت. ما سوء تغذیه داریم قاعده این بود که غیب به مقداری تو را می پذیرد که تو به آن روکنی چقدر با غیب محرمی؟ همان قدر هم تو را می پذیرند. چقدر با غیب با بالا رفت و آمد داری قدر در می زنی چقدر سماجت داری بالا بروی چقدر بالا رفتن آرزوی توست؟ اگر به غیب سر می زنی تحویلش می گیری با تو هست کمک می خواهی به تو کمک می کند واقعی برو سراغش، نوع وقت گذاریها، هزینه ها، پول خرج کردنها، برنامه ریزیها، مهمانی ها، مسافرتها نوع مطالعات کلاس ها درس ها که مطالعه می کنی می گوید من اینقدر عاشق خدا هستم استاد برای سال دیگرم برنامه ریزی کن چون درس هایم زیاد است نمی توانم قرآن بخوانم. زناشویی ات هم تعطیل است خانواده و پدر و مادرت هم تعطیل هستند غذا و تلویزیون هم تعطیل است؟ نه اینها هست پس خدا اضافه است؟ خانواده آسمانی اضافی هستند که اولین چیزهایی که در برنامه هایت حذف می کنی این است؟ ترم تابستانی نمی گرفتم. خوب نگیر اگر ترم تابستانی قرار است اینقدر کفر باشد نگیر یک سال دیگر لیسانس بگیر چرا 18 واحد گرفتی که وقت نکنی به خانواده ات سر بزنی به آسمان سر بزنی چرا دو شیفت کار گرفتی که چیزی از تو نماند مگر تو آدم نیستی بخش آدمیتت غذا می خواهد چرا به خاطر هوس ها و چشم و هم چشمی هایت قرض بالا آوردی که وقت نکنی به آسمان برسی بعد به خدا بگویی خدایا وقت نکردم نرسیدم دنبال کار بودم همه اش بهانه است اگر محبت عشق باشد انسان هرگز در برنامه ریزی هایش محبوبها و معشوقهایش را حذف نمی کند از طبیعت و دنیایش می زند اما از مشوقش از آسمان نمی زند اگر دیدی وقتی می خواهی برنامه ریزی کنی چیزهایی که از برنامه هایت حذف شود ارتباطات آسمانی ات است عشقت است اگر عشقی باشد پس عشقی نیست دوباره رفتیم سراغ سبک زندگی، سبک زندگی ات را چطوری چیدی، طوری چیدی که جا برای خانواده آسمانی ات گذاشته باشی یا نه؟ اگر جا نداری شوهر دارم گرفتاری دارم باید این کار را کنم فلان جا بروم. پس غذا چه؟ هر کس بگوید کارم زیاد است صبحانه، ناهار، شام را می خورد ممکن است سه وعده را دو وعده کند اما می خورد اگر هم نخورد بین وعده چیزی می خورد مهمانی می رود جشن می رود با همسرش هست خلوتهایش را ترک نمی کند پارک می رود سریال می بیند. چطوری است در سبک زندگی ما اولین چیزهایی که حذف می شود آسمان است که حذف می شود چرا اول خدا و هدف خلقتمان آسمان را حذف می کنیم وقتی آسمان را حذف می کنم یعنی آدم نیستم هدف دیگری روی زمین دارم کارهای مهم تر از خدا و قیامت و معاد دارم کارهای مهمتر از شب اول قبر دارم تولدم به ابدیت دارم کارهای مهم تر از حیات جاودانه ام هست پس الان وقت ندارم من یک زنم یک مَردَم، آدم نیستم، یک زنم، یا تعلقات زنانه، مَردم با تعلقات مردانه اول جای اینهاست یعنی اصالت با بخش حیوانیت من است برای همین هم دائماً بدبختی، غم، غصه، گرفتاری می کشیم چون خودمان، خودمان را آدم نمی بینم اگر واقعاً یک کسی ایمان به غیب بیاورد اگر یک کسی واقعاً خودش را اهل آسمان ببیند امکان ندارد عشق های آسمانی اش را حذف کند سهم آسمانی اش را بکند بده به گربه بخورد پس عزیزم با خودت صادق باش (ان یثبّت لی قدم صدق مع الحسین و اصحاب الحسین) راست بگویم. ببین سبک زندگی ات را چطوری تنظیم کردی این اصل است ازدواج انتخاب همسر، تربیت فرزند رشته تحصیلی شغل مسافرت مطالعات دوستان رفت و آمد همه اینها سبک زندگی است نوع درآمد نوع مصرف نوع پوشش همه اینها نشان می دهد تو چه کاره هستی پس مواظب باشیم وسط این چرخ دنده های طبیعت گرایی له نشویم چیز دیگری از آن من اصلی از آن کودک عزیز روانم نمی ماند.

ترسم که این تن که حائل است به جانم سقط کند کودک عزیز روانم

چیز دیگری از آن کودکی که از خدا در ما بود نمی ماند له می کنیم و می کشیم یا زندانی اش می کنیم (قدرُ المرء علی قدر همّته) وقتی این روایت را می شنوم خیلی خجالت می کشم از خودم از خدا از خانواده آسمانی ام خیلی خجالت می کشم. این حدیث را جایی بزنید چند روز چشم تان به این بخورد قیمت هر کس به اندازه چیزی است که به آن اهمیت می دهد همت یعنی چیزی که به آن اهمیت می دهی همّ توست به چه چیزی اهمیت می دهی قیمتت هم همان است شبها چه خواب می بینی وقتی خلوت می کنی دلت روی چه چیز مهمی می رود وقتی بیکاری ذهنت کجا می رود در سبک زندگی چه چیزهایی را اول می چینی. جوان است می گوید بعد از سربازی چه کار کنم می خواهم شغل انتخاب کنم همسر انتخاب کنم برنامه بریزم برای آینده خودم و فرزندم برای بچه ات چطوری برنامه ریزی می کنی. برو زبان بخوان دانشگاه برود درس بخوان دکتر شو مهندس شو. این بچه یک وجود جاودانه دارد در برنامه ریزی برای چه کجا آسمان را گنجاندی تغذیه اش را کجا گذاشتی تو به این بچه خیانت کردی این بچه جاودانه بود و تو به او غذا ندادی از آن جهت که بچه اهل بیت است از تو آسمان را طلب داشت و تو به او ندادی.

پدر، مادر، نادان نوع برنامه ریزی هایت طوری بود که این بچه را به قحطی رو به رو کردی این بچه خوراک نخورده نفهمید از کجا آمده و به کجا می رود خانواده آسمانی اش مهمترین کسی بوده که تو باید به او معرفی می کردی و معرفی نکردی. ما پدر و مادر تو هستیم همین.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.