بحثمان درباره ی خانواده ی آسمانی است و ارتباط با آن، جلسه ی گذشته این تأکید را کردیم که ما تا باور نکنیم عضو این خانواده هستیم، تا یقین نکنیم که اینها اصل ما و ریشه ما هستند تا ما خانواده ی اصلی مان را پیدا نکنیم و این عضویت، این محرمیت را نبینمش و شهودش نکنیم نمی توانیم یک ارتباط موفق با غیب داشته باشیم. ارتباط ما یک موقع ارتباط عبد و مولاست. ارتباط نوکر و ارباب است که معمولاً هم همینطوری می گوییم ما. می گوییم آقا شما اربابید و بزرگید، اختر چندم آسمان هستید ما هم دستمان به شما نمی رسد شما خیلی دورید ما هم خیلی پایین و پستم حالا بعضی ها که دیگر شورش را هم در آورده اند که ما سگ شما هستیم و چنین و چنان و اینها. اگر بخواهیم این طوری نگاه کنیم غالباً همینطوری نگاه می کنند ارباب و رعیتی بخواهیم نگاه بکنیم خوب بالاخره ارباب به رعیت خودش توجه دارد دوستش دارد ما هم دوست داریم ارباب را و امید داریم با اربابهای خودمان و ولی نعمت خودمان محشور شویم. اما سخن خانواده ی آسمانی سخن از ارباب و رعیت و نوکر و اینها نیست صحبت از عضویت در یک خانواده است که یک فرزند می خواهد به پدرش و مادرش در جایگاه پدر و مادرش ملحق شود می خواهد ما برسیم به پدر و مادرمان شما یک پدر و مادری که بچه هایشان گم شدند بعد از اینکه بچه هایشان پیدا می شوند بچه هایشان را کجا می برند؟ می برند پیش خودشان در خانه خودشان، غیر از این است مگر؟ ما اگر این عضویت را بپذیریم نباید به کمتر از پیش خود اهل بیت و مقام اهل بیت علیهم السلام قناعت کنیم، در نماز عید فطر خواندیم (خیر ما سئلک...) بهتر از آن چیزی که خوبان و صالحین خواستند (ادخلنی فی کل خیرا...) من را در هر چیزی که پیامبر را داخل کردی من را هم داخل کن.
من را از هر بدی که آنها را خارج کردی خارج کن. ما آن مقام را داریم صحبت از آن مقام است صحبت از زیارت عاشوراست که شما می گویید (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) اینکه من را ببرند یک گوشه ای از بهشت بیندازند بعد بگویند این چند حوری مال تو و این چندتا قصر مال تو و این هم خوراکت و آبت و اینها گهگاهی هم حالا اهل بیت یک سری به آنها می زنند یا آنها یک سری به تو می زنند یک مسئله است اینکه من بروم جایگاه اهل بیت علیهم السلام همسایه شان باشم با آنها باشم، این یک داستان دیگر است اصلاً. بحث خانواده ی آسمانی بحث شیفتگی ها، دل تنگی ها، یک فرزند است برای اصل خودش، ریشه خودش، پدر و مادر خودش، برای اله خودش الله. اصلاً اینکه ما می خواهیم برویم بهشت و جهنم نرویم و اینها حرف نیست بحث خانواده ی آسمانی این است که یک کسی می گوید من به هر قیمتی باید خودم را به اصل خودم برسانم من کمتر از آن لیاقتم نیست. (ان یبلّغنی المقام المحمود لکم عندالله) من آن مقامی که شایسته است شما نزد خدا دارید من آن مقام را می خواهم. وقتی من این را در خودم نمی بینم یعنی هنوز باور نکردم که این را دارم و می توانم به آن برسم اینقدر در سر ما زدند ما را ذلیل کردند می گوید خدایا ما را جهنم نبر بهشت راه مان بدهند. کسی که می گوید من جهنم نروم بهشت بروم مثل کسی است که می گوید خدایا من نه نگیرم ده بگیرم فقط نمره قبولی است. اکثر کسانی که برای نمره قبولی می خوانند به تجدیدی هم می افتند رفوزه هم می شوند یک کسی که برای بیست می زنند ممکن است هیجده و هفده شود یک کسی که درس می خواند برای بیست حالا هیجده هم گرفت خوب است نوزده هم گرفت خوب است بیست هم گرفت چه بهتر.
ولی کسی که برای ده می خواند می گوید من ده بگیرم، یازده بگیرم بسَم است هیچ چیز نمی شود این ته جهنم می افتد گرفتار می شود. ما اصلاً نباید پست همت باشیم قیمت هر آدمی به همتش است به نوع آرزوها و دغدغه هایش است به برنامه ریزی های زندگی اش و سبک زندگی اش است اصلاً یک کسی که می گوید من می خواهم آنجا برسم از سبک زندگی اش شما باید بفهمید این دارد راست می گوید یا شوخی میکند مثل یک کسی که می گوید من می خواهم قهرمان کشتی بشوم بعد اصلاً در باشگاه پیدایش نمی کنید شما. یک کسی می گوید من می خواهم پزشکی بخوانم اصلاً دیپلم ندارد دانشگاه ثبت نام نکرده یک کسی می گوید من می خواهم نجار شوم اصلاً هنوز اره دستش نگرفتم منی خواهم نقاش شوم بوم و رنگ را نمی شناسد خوب این شوخی است دیگر. یک کسی میگوید من می خواهم به اهل بیت برسم بالای بهشت و آن طرف بهشت، نمی خواهم جز آدمهای پست بهشت باشم نمی خواهم جز گداهای آنجا باشم من می خواهم در بهشت جز عیان و اشراف بهشت باشم (محبوبه فی ارضک و سمائک) قیمت دارند می دهند در زیارت امین الله، من می خواهم در آسمان محبوب باشم زمین هم محبوب باشم. اگر یک کسی در خودش نمی بیند این شاگرد تنبل ها هستند که وقتی استاد حرف می زند فکر می کند برای بچه زرنگهاست. ما چی ما ده، یازده، هم بگیریم بس مان است. ولی اگر یک کسی واقعاً بچه مثبت است می خواهد مثبت نگاه کند به خودش به کمتر از این هم راضی نیست چون ما به کمتر که برسیم آنجا حالمان گرفته می شود. احساس حقارت، احساس کوچکی اذیت مان می کند ما باید برسیم بالا. بحث خانواده ی آسمانی بحث من است با حقیقت خودم، مادرم فاطمه زهرا، پدرم امیرالمومنین علیه السلام پدرم آقا امام زمان علیه السلام من باید این حقیقت و عضویت و بچگی را باور کنم که من واقعاً بچه آنها هستم فرزند حقیقی آنها هستم و باید خودم را به آنها برسانم وقتی هم به آنجا برسم آنها هم دریغی از این که از من پذیرایی بکنند ندارند و اینکه آنها واقعاً دوست دارند که من پیش خودشان بروم و جای دیگری هم نروم. چون عاطفه شان نسبت به ما از عاطفه میلیاردها مادر بیشتر است. مادر دوست دارد بچه اش کجا باشد واقعاً؟ می گوید پیش خودم باش. کمتر نباشد. شما یک مادر را ببینید وقتی دارد یک غذای خوب می خورد همه اش می گوید بچه ام این غذا گیرش می آید نمی آید، می خورد نمی خورد الان در چه وضعیتی است؟ ما باید با این عاطفه آشنا شوم با این حجم از عواطف آشنا بشوم اگر این رمز را ما فهمیدیم. آن وقت خیلی از دغدغه های ما از بین می رود سوالی که یکی از عزیزان کرده بودند در رابطه با اینکه اگر یک کسی دغدغه غیب را داشته باشد انس با غیب را داشته باشد دغدغه مرگ از او می آید بیرون این است. اصلاً ماجرا مرگ نیست ماجرا ملاقات نیست ماجرا کیفیت ملاقات است که این ملاقات چطوری است من می رسم یا نمی رسم؟ هر ملاقاتی که به درد نمی خورد که. شما اگر به ملاقات هم اهمیت می دهید می گویید اگر من قرار است با یک کسی که دوستش دارم رو به رو می شوم بهترین تخاطب و روبه رو شدن را داشته باشم. یک روز از همین روز ها یک شخص زیبا، دوست داشتنی به نام حضرت ملک الموت می آید سراغ ما. همه مان را صدا می کند برای رفتن سراغ خانواده ی آسمانی مان. بالاخره او وقتی می خواهد بیاید من را ببرد من باید فکر کنم آمادگی داشته باشم. آقا ما باور نکردیم یک زمانی به این زودی ها من چشم به این پنج تن روشن می شود و قرار است من پیش اینها بروم هنوز هم جدی نگرفتیم. فقط در حد توصیف و به به، چهچهی می گوییم و تمام می شود. طرف الان پنج سال مانده به ازدواجش دارد برای آن لحظه اش فکر می کند، ده سال مانده به مدرک تحصیلی دارد فکر می کند. من وقتی دارم ملاقات می کنم شب عروسی چطوری باشد بعدش چطوری باشد، نه حالا این بچه می خواهد بیاید نه ماه دغدغه دارد طرف. ما اصلاً نسبت به خانواده ی آسمانی و ملاقاتشان هنوز این دغدغه نیامده در دلمان. باید بیاید در دلمان، یک لحظه به زودی که من نمی دانم کی است. الان ما را یک جایی نگه داشتند ملک الموت می آید بالاخره ما را انتخاب می کند الان مرحوم دکتر ابراهیمی عزیزمان، یک جانباز بسیار عالی، پرمعنویت، آدم بسیار اهل حقیقت و معنا، جوان بود بچه کوچک دارد خوب سکته کرد به رحمت خدا رفت بعد از آن همه زجر کشیدن از جراحتهای جنگ به رحمت خدا رفت. چقدر برنامه ریزی داشت رفت، تمام شد. کمتر از ماها رفتند. من یک وقتی که در این ماشین ها می نشینم ماشین ها را دیدید که در آنها جعبه هایی هست که مثلاً پنجاه تا جوجه در هر جعبه گذاشتند یا در این مرغداریها، این مرغ ببینی کدامشان زودتر سرشان بریده می شود ماها حواسمان نیست که چند روز دیگر انتخابمان می کنند این بدن را از ما می گیرند الان دارند به کی نگاه می کنند. نوبت من کی است. امسال شب قدر اسمهای کی رد شده که امسال بروند آن طرف. همین یک هفته ای صد و خرده ای در جاده رفتند در برزخ. چند نفر کنار دریاف رفتند در برزخ. حالا نوبت ما هم یم رسد ما را می آیند می برند واقعاً. حالا آن لحظه که می آیند ما را می برند پیش خانواده ی آسمانی مان. ما باید چطوری رو یا رو می شویم، با این خانواده کجا می خواهند ببرند ما را. باید فکر کنیم برایش. اگر انسان از الان دغدغه داشته باشد خیلی خوب است.آن مسئله مهمی را هم که جلسه قبل عرض کردم که میگویم به شما این است که هم خوشحال شوید خدا را شکر کنید و هم سعی کنید دارایی هایتان را بیشتر کنید آن این است که خدا می گوید من نودونه درصد رحمتم را گذاشتم برای آخرت خدا خیر بدهد این اساتید ما، علما، روحانیون شیعه را که زحمت کشیدند به ما چه چیزهای قشنگی یاد دادند می گویند طرف به رحمت خدا رفت یعنی رفته یک جای قشنگ نمی گویند مرد، به رحمت رفته یعنی آنجایی الان دارند از او پذیرایی می کنند کدام اسم از اسمای الاهی دارد از این پذیرایی می کند؟ اسم رحمان و رحیم است رفته به رحمت کریم، رفته به ملاقات کریم خیلی دلشوره نباید داشته باشید رفته آنجا. خدا می گوید من از رحمتم نود و نه درصدش را گذاشتم برای آن طرف. آن وقت آن یک درصد را اینجا می دهم در دنیا حالا که داده به شما چی داده این یک سوال است هر کدامتان فکر کنید به شما چی داده اند تا الان؟ یعنی اگر خدا بخواهد رحمت بریزد رحمانیت بریزد چی به شما ها داده؟ هر چی به شماها داده من به شما مژده بدهم هر چی به شما داده قرار است بینهایت بیشترش را آن طرف به شما بدهد بالاخره وقتی اینها را به شما داده قابل دانسته دیگر. نعمت داده خدا می گویند من امکان ندارد به یک نفر نعمت بدهم بعد پس بگیرم از او. مگر اینکه خودش نخواهد پس بدهد.
«ان الله لا یغیّر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم» خداوند می گوید من هیچ نعمتی را از هیچ کس نمی گیرم مگر اینکه خودش پس بدهد. حالا این نعمتی که داده به ما چی داده به ما. خودش را، لا اله الا الله را داده، محبت خودش را. امام باقر علیه السلام به شما چطور نگاه می کرد؟ گفت شما همه تان، همه شما شیعیان این طوری هستید که اگر جایش بیفتد به خاطر ما حاضرید دنیای تان را بدهید به ما برسید. کدام شما الان اگر امام زمان بیاید دوست ندارد در رکاب امام شهید شود. کدام شما الان دغدغه دارید اگر حضرت بیاید بترسید بروید پیش او. والله، بالله تالله قسم امام زمان که هیچ، ما الان که بارها رفتیم در این جبهه ها جنگیدیم، سالها جنگیدیم، من چندین بار روی مین رفتم لااقل پنج بار یادم است که رفتم رو مین. من خودم گیج شدم که چرا اینها منفجر نشد. ببینید الان که این مسیر را رفتیم الان می گوییم فقط شود آیا در میکده ها بگشایند. ما الان نائب امام زمان، مقام معظم رهبری اشاره کند هزار بار حاضریم برویم و کشته شویم حالا برای امام زمان که قطعاً. نگذارید شیطان قیمت تان را بیاورد پایین.
شما والله قسم همین که دارم می گویم اگر در دلتان پیدایش کردید خیالتان راحت باشد وقتی که از این دنیا می روید خداوند همه تان را ملحق می کند به شهدا، اما مجتبی «علیه السلام» فرمود شهیدی که از محبین ما شهید شود هفت برابر شهدای دیگر ارزش دارد درجه دارد الان تو دلتان کدام تان شهید نشد الان. شهید یعنی چی؟ فرمود: «من طلب شهاده بصدق نیعمات شهید و لو کان علی» کسی که واقعاً صادقانه شهادت را بخواهد یعنی چی؟ یعنی بگوید خدا من اگر همین الان بخواهی ترمزم را بکشی به هیچ کس در دنیا اینقدر وابستگی ندارم که معطل شدم حتماً می روم همین الان اگر بخواهی من روی میدان مین بروم می روم همین الان به من بگویی بمب به خودم ببندم یک جا بروم این کار را می کنم اگر می کنی خوش به حالت. خیلی مژده بزرگی است. اگر امام زمان بیاید من اصلاً معطل نیستم می روم در رکابش می جنگم تا کشته شوم. مگر روزهای جمعه، هر روز نمی خوانید «ان یجعلنی من المستشهدین بین یدیه» راست می گویید یا راست نمی گویید؟ من که فکر نمی کنم نه در این جلسه و نه در شیعیان یک نفر دروغ بگوید. راست نگوید که خدایا من را جز شهدای رکاب امام زمان قرار بده همه راست می گویند. پس شیطان اینقدر کوچک تان نکند که اگر چهار دفعه پایتان لغزید چهار دفعه اشتباه کردید یک دفعه یک توهمی ایجاد کند وحشت زده تان بکند از خانواده تان. بچه حقیقی بچه ای است که وقتی پایش می لغزد نسبت به پدر و مادر و عواطف شان شک نمی کند و وحشت زده نمی شود. غریبه چرا؟ وحشت زده می شود اما آشنا ترس برش نمی دارد تا بخورد زمین زود می رود آشتی می کند جبران می کند آشتی می کند رو گناهش اصرار نمی کند پررویی ندارد اصلاً، وقاحت ندارد اما گناهی را که هم کرد ترس دارد اضطراب دارد ناراحتی دارد واقعاً دلشوره دارد از اینکه چقدر هم قشنگ است خدا وقتی نگاه می کند به یک گناهکار ببیند وقتی دارد گناه انجام می دهد با اضطراب و ترس، با حیا دارد این گناه را انجام می دهد. خدا می گوید این بنده ی من اینقدر از من حیا می کند اینقدر از من خجالت می کشد اینقدر باور دارد که اگر الان هم دارد یک گناهی می کند چقدر دلشوره دارد. تازه وقتی بعد از آن هم انجام داد صدبرابر لذت آن گناه افسردگی و ناراحتی و گریه و ناله دارد. خدا خودش را داده خانواده ی آسمانی داده، شناخت اینها را داده به شما. امام رضا علیه السلام داده، امام حسین علیه السلام را، حضرت زهرا داده اگر یک کسی را اینقدر اینجا به او بدهند قرار است آن طرف چی بهش بدهند؟ قدر بدانیم، خرابش نکنیم نعمت را ضایع نکنیم. البته ما یک سری حق الناسها داریم یک سری اخلاقهای زشت و بد داریم که در برزخ گرفتار شان خواهیم بود اینها باید حواسمان باشد. امام فرمود ما قیامت دست شما را می گیریم شما فکر اینکه قیامت بروید جهنم نکنید ما آنجا حتماً به کمک شما می آییم ولی این کافی نیست برای شما (ولکن تنافسوا فی الدرجات) برای تان این نباشد که ما بیاییم آنجا به کمک شما به خدا بگوییم خدایا این را نبر جهنم بیاور او را بهشت. اصلاً بد است این طوری ما را شفاعت کنند امام می گوید شما حق تان این است که روز قیامت خدا به شما بگوید تو کی را می خواهی ببری بهشت؟ بردار ببر. این حق ماست نه اینکه ما اینقدر بدبخت باشیم که هی بایستیم آنجا بگویند این جهنمی است بعد امام حسین بیاید دست ما را بگیرد ببرد. خوب چرا اینقدر ضعیف. یک کسی که قرار است قیامت امام حسین دستش را بگیرد بگوید خدایا نبرد او را جهنم یعنی در برزخ که بیچاره شده. راه برای شما ها باز است که هر کدامتان روز قیامت هزاران نفر را شفاعت کنید ببرید با خودتان. امام اینطوری دوست دارد در بحث احسان که حالا تازه شروع کردیم در شبهای قدر حتماً خواهش می کنیم چون بحث خیلی کلیدی است آنهایی که نبودند جلسات را بگیرند کار بکنند هم بحث احسان خداوند می گوید من اصلاً همه این خلقت را راه انداختم که از تو دلش محسن بیرون بیاید. ببینم کی محسن است کی شبیه من می شود کی خوب می شود کی اهل خیر و احسانات دیگر است؟ بعد گفت: روز قیامت خداوند چون محسن شبیه خودش است اصلاً حساب کتاب اینطوری ندارد اصلاً حساب باز نمی کند برای محسن. می گوید که شما بفرمایید بهشت. اصلاً معطلی ندارد این همان طور که می آید با احترام می برند آ را بعد ثوابهایش می ماند روی دستش. یک عالم ثواب دارد می گوید خدایا من که حالا دارم به رفاقت می آیم، خدا رفاقتی است کاری با محاسبه ندارد دیدید دو نفر برای هم خیلی عزیزند با هم معامله ی بی حساب دارند بر می دارد یکی می برد سفر هر چقدر هم می تواند هزینه می کنند برایش. بعد هم اگر قرار است سهم دونگی بدهد می گویند نمی خواهد بدهی. آنهایی که غریبه هستند دونگی حساب می کنند ولی محبت هم درش هست ولی آنهایی که آشنا هستند می گویند خوب نیست تو دست کنی در جیبت، کاری برای ضرورتها و استثناء ها ندارند می گویند من می خواهم هر چی دارم بریزم پای رفیقهایم. خدا آنجایی که کسی شبیه اش است میگوید شما برو آقا ما حساب کتابی نشد. این ثواب ها را چی کار کنم؟ می گوید محسن چون در دنیا اخلاقش این است که همیشه به دیگران فکر می کرده می گوید خدایا این ثواب من را بده به یک عده بروند بهشت. می گوید خداوند تقسیم می کند ثوابهای این را با ثوابهای این یک عده نجات پیدا می کنند خودش با ثوابهایش نمی رود خودش با شخصیتش می رود با روحش می رود با شباهتش با خدا با رفاقت می رود. اصلاً آدم خوش اخلاق، آدم مهربان اینقدر دوست داشتنی است آدمی که مهربان است کافرش هم خدا دوست دارد اینطوری. در روایت داریم خداوند یک جوانی که خوش اخلاق است سخاوت دارد را بیشتر از یک پیرمرد عابد بداخلاق و بخیل دوست دارد خوش اخلاقی، مهربانی اینقدر قشنگ است. آدم شبیه خدا می شود می گوید شما همینطوری بیایید بروید در بهشت. آنها می گویند خدا ثوابها را چی کار کنیم؟ می گوید بده به هر کی می خواهی. حضرت فرمود: «انّ اهل الاحسان فی الدنیا اهل الاحسان فی الاخره» کسانی که در دنیا اهل احسان هستند در آخرت هم احسان می کنند به دیگران. خیلی خوب است آدم همینطوری بی حساب برود. حضرت می گوید: درجات بالا را بگیرید هی پایین را نگاه نکنید برای من جهنم نروم بهشت بروم این طوری نگاه نکنید اینطوری خیلی گرفتاری دارد آدم وقتی روی مرز حرکت می کند. ممکن است یک موقع پایش هم بلغزد این طرف هم بیفتد بلند، بزرگ فکر کنید با همتهایی بزرگ. هر چقدر معرفتت، سنخیت، شباهتت بیشتر باشد هوسهایت هم بیشتر می شود. هر چقدر می کشی حضرت را، هر چقدر خانواده ی آسمانی را بیشتر می شناسی و لذتش را هم می بری هوسهایت هم بزرگتر می شود. اگر ما هوس نداریم مال این است که هنوز غریبه هستیم هنوز محرم نشدیم گفتم آسمان، غیب مثل یک زن عفیف می ماند که جز برای محارم خودش آن هم به ترتیب محرمیت پدر بزرگ یک طور، مادر بزرگ یک طور، عمو یک طور، دایی یک طور،... جز برای اینها کشف حجاب نمی کند آن هم با مراتب. تو چقدر محرم غیبی اینقدر در را رویت باز می کنند. اگر دیدی اولیاء خدا بهشت می خندند، اگر دیدی در رویت باز می کنند اگر دیدی تحویلت می گیرند اگر دیدی در باز است خدا را شکر کن ولی خوابش نکن. یکبار دیگر این مژده را با قاعده بگویم.
هر چی سرمایه دارید مبنای آخرتی تان است این یادتان نرود تلاش کنید سرمایه تان را ببرید بالا. الان چی به شما دادند از معرفت از عشق، از عبادت از خلوت، از سر از ذکر، از سجاده، از گریه، از خدمت به امام زمان، از دلتنگی چی به شما داده اند؟ مژده، مژده، مژده هر چی دادند به شما حلالتان، لایق بودید دادند به شما سرمایه را بیشتر کنید از لحظه ورود به آن طرف سرمایه ها هست که کار میکند این هم یک عمل کاملاً طبیعی یک بچه وقتی می آید به دنیا، جز نابغه است یا جز آدمهای عادی است؟ تیزهوش است یا هوش عادی دارد؟ نابغه است هوش عادی دارد چقدر خوشگل است چقدر زشت است. چقدر قدرت بدنی دارد چقدر ضعف دارد همه اش در رحم تنظیم شده رحم می شود بِیس، به قول امروزی ها، رحم می شود پایه برای ادامه حرکت در دنیا. هر کی هر چی از دنیا تا آخر عمر گیرش می آید مبتنی است بر آن چیزی که در رحم ساخته به او داده شده بعضی ها می گویند پدر مادرما خیلی بی عرضه بودند فکر ما نبودند کم دادند به ما، خودمان می بریم بالا، وراثت خوب داریم از پدر و مادرمان اما کم است خودم سرمایه گذاری می کنم. آزادیم ما سرمایه گذاری کنیم بیست را ببریم بالا. ما هنوز در رحم هستیم خوشبختانه هر چی دلت بخواهد سرمایه گذاری کن. ببین چی در ابدیت به دردت می خورد چی در نظام جاودانه ات به کارت می آید سعی کن سرمایه هایت را نگه داری مفت از دست ندهی با توهم، با حب و بغض هایت، با تعصبات از دستش ندهی و خرابش نکنی. سرمایه هایتان را ببرید بالا اگر قرآن خواندن نصیب تان شده بروید معانی اش را بفهمید. اگر معنی نصیبت شده بروید در تفسیر، بروید در حقایقش بروید در شراب بودن قرآن. ببینید می توانید تبدیلش کنی به شراب یا نه. انگور نگهش ندارد آقا وقتی من می تواند تبدیل به شراب بکنم که با آن یک عالم اوج بگیرم همین انگور خوردنش دیگر. خدا رحمت کند حافظ را: من و انکار شرب، این چه حکایت باشد.
آدم عاقل شراب را انکار نمی کند. اگر قرآن شراب مومن است ببین برای تو شراب شده اگر نشده دارایی ات را ببر بالا. یک جا بالاخره من باید این شراب را بخورم. آقا یک کسی که می خواهد بگوید (ان یجعلنی معکم فی الدنیا الاخره) شوخی می کند راست می گوید.
داستان چیست؟ یک آزاده بود چند روز پیش خدمت مقام معظم رهبری داشت خاطره تعریف می کرد گفت من دستهایم در غل و زنجیر بود وقتی می خواستند این غل و زنجیر را بعد از مدتها باز کنند. اینقدر، عفونتهای بدن من رفته بود در این قفل، کلید نمی رفت در این قفل باز کند. مجبور شدند اره بیندازند ببرند آن را وقتی اره انداختند دستم را هم اره کردند بعد وقتی دستم را اره کردند یک دفعه درد گرفت دستم. گفتم پس من مدتها که دستم در غل و زنجیر بود چرا دردم نیامد الان چرا دردم آمد یک دفعه یادم آمد من تمام این مدت که غل و زنجیر در دستم بود به عشق خدا بود دردش را احساس نمی کردم الان به عشق اینکه قرار است غل و زنجیر از دستم باز شود یک دفعه این حسم بود دردم آمد تازه فهمیدم درد چیست، آن موقع که غل بودم. الان چون میخواست غل را بردارد درد را فهمیدم حالا من خودم را می گذارم جلوی یک آزاده این طوری اصلاً ما جوجه هم نیستیم. چه آدمهایی چه عاشقهایی، کار کرده، زحمت کشیده، سابقه اش نشان می دهد این چی کار است. هوسها را بزرگ کنیم خودمان را بشناسیم پست زندگی نکنیم. امام حسین چقدر قشنگ می گوید «انّ الله یحبّ معالی الامور» خدا دوست دارد کارهای قشنگ و بزرگ را. ریز نگاه نکنیم هر وقت می خواهید برنامه ریزی کنید هوس داشته باشید یک طراحی می خواهید بکنید یک چیزی. همیشه به قله نگاه بکنید به کمتر از قله اصلاً نگاه نکنید مشکلات راه و مسیر اگر از قله بیندازد تو را معلوم است خیلی به ای، جوجه ای. خدا انداخته ات که برسی امام تو اینکاره نبودی. چهارتا مشکلات به تو خورد کشیدی عقب. خدا حتماً از همه امتحان می گیرد فرمود هیچ کدام از شما شک نکنید که من از همه تان امتحان می گیرم چندبار در قرآن سنت امتحان آورده کلمه حساب هر وقت در قرآن آمد یعنی خیال باطل یحسب، حسب، حساب کردی پیش خودت. ما در فارسی می گوییم فکر کردی. فکر کردی یعنی این فکر غلط است. در عربی می گویند اَحَسِبَ. (احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنّا و هم لا یفتنون) همین که گفتند مومنیم امتحان نمی شوند. حتماً امتحان می شوند چون امتحان ما لازم داریم. می خواهند ثبت نام کنند کلاسها برود بالاتر، اول باید ببینند پایه ات چیست، لذا اول امتحان می گیرند از تو چندجا. اگر دیدند اهلی، نمره داری می گویند خوب حالا بیا کلاسهای بالاتر. نه همین کلاسهای اول و دوم زود می بازیم این اصلاً نشد نمی توانیم برویم بالا. نمره های بالا، تازه آنهایی هم که نمره های خیلی بالا می گیرند بعد که می روند آن طرف، معلوم نیست هفده، هجده بگیرند یکدفعه می بینی خدایی نکرده خودش فکر می کرده نمره ی بالا می گیرد. دیدید یک موقع آدم فکر می کند خیلی خوب امتحان داده بعد یک دفعه چند وقت بعد نمره هایش می آید می بیند شده دو، یازده شک می شود اصلاً من کجا اشتباه کردم فکر می کردم غلط دارم اما نه اینقدر. خیلی هم بد است آدم بفهمد حالا دنیا عیبی ندارد ولی برود برزخ بفهمد که همه نمره ها کشک بوده. همه اش توهم می کرده آدم خوبی است مثل من. من در خواب دیدم رفتم قیامت فکر می کردم بهشتی هستم کلی هم خوشحال، گفتند برو جهنم. آقا درس، طلبگی، جبهه، جهاد، شهادت، آموزش، معلم بودیم. گناه ما چیست؟ در حق امام زمانت کوتاهی کردی. اصلاً ندیدی در زندگی ات، دیندار بودی مذهبی هم زندگی کردی اما بی امام زمان بود مذهبت. دیدید خیلی ها با مذهب زندگی می کنند اما امام زمانی که الان غریب و آواره است تنهاست اصلاً هیچ نقش تو زندگی اینها ندارد. اصلاً هیچ سهمی در زندگی اینها ندارد. مهمترین سوال قیامت این است که تو با امام زمان ات چی کار کردی؟ من دارم حرف آخر را به شما می زنم. قیامت روزی است که تمام محاسبات براساس معصوم انجام می شود می گویند تو اول بگو امامت کدام است؟ تو رویت می شود فردا بگو این امام زمان من بوده امام زمان اگر بگوید تو اصلاً با من چه نسبتی داشتی؟ نمی شناسمت. اگر امام زمان بگوید نمی شناسمت کما اینکه من را هم بردند جهنم، به رسمیت نشناختند. (یوم ندعوا کل اناس بامامهم) این مثل برق سه فازی است که هر دفعه آدم می خواندش مدتها لرزه دارد. خدا می گوید حواستان باشد قیامت براساس سبک زندگی تان با امام زمان تان و نوع پیوندتان محاسبه می شوید. با نماز و روزه و حج و جهاد و ... بعداً کار دارند اگر برگه نگیرید اینجا، بقیه اصلاً امضاء نمی شود. اسلام پنج تا پایه دارد. (بنیّ الاسلام علی خمس) نماز، روزه، حج، زکات، ولایت، بعد فرمود (و ما نودی بشیء کما نودی بولایه) آنقدری که ولایت سفارش شده به هیچ کدام از آنها سفارش نشده. آقا اول ولایت را تنظیم کنیم، اول رابطه با خانواده ی آسمانی، اول معصوم. اول امام زمان اگر تو نمازت، روزه ات، حجت، جاهای دیگر ضعف داشته باشی همین که تو ارتباط با خانواده ی آسمانی و امام زمانت قوی باشی. ضعفهای دیگرت جبران می شود. اما اگر اینجا ضعف داشته باشی هیچ چیز دیگر نمی تواند تو را نجات بدهد. بگذارید حدیثش را برایتان بخوانم. همان حدیثی که جلسه قبل خواندم هم فرمول دارد می دهد به ما هم تعیین ملاک و میزان می کند دارد به ما میزان می دهد. وجود مقدس امام مجتبی علیه السلام (علیک بالاحسان الی قرابات ابوی دینک محمد و علی) سعی کن حتماً به نزدیکان پدران دینی تان احسان بکنید حالا ان شاءالله وارد احسان می شوید همه می گوید به دور و بری های دینی تان بیشتر برسید. چه تعبیری دارد. خانواده ی دینی تان پدر های دینی شما، خوب دقت کنید اینقدر این ملاک مهم است که نگو، اگر کس این ملاک را داشته باشد می تواند همه نعمتهایش را خوب نگه دارد و نگذارد نعمتها ضایع بشود امینی که امام مجتبی می گوید اگر ما نداشته باشیم خیلی چیزها خدا مهمان می دهد. همه را از دست می دهیم و خرابش می کنیم. ببینید. (و ان اذیت قرابات ابوی نسبک) می گوید اگر به فک و فامیلهای پدر زمینی تان آنها را ضایع کردید. دقت کنید. پدر و مادر زمینی تان کی هستند اگر ضایع کردید آسمانی تان را ضایع نکنید اگر اینجا خراب کرده باشی. آنجا خراب نکن. حالا دقت کنید ببینید چی می گوید حضرت عربی اش را نخوانم، فارسی بگویم، می گوید مواظب باش مبادا به احترام پدر و مادر زمینی ات و فک و فامیلهای زمینی ات نکند خدای نکرده نزدیکان دینی ات را از دست بدهی ضایع شان کنی. الان طرف به خاطر پدر و مادر زمینی اش، شوهرش، نامزدش هر چه آشنا دارد در آسمان همه را خراب می کند. اینقدر من آدمهای اینطوری دیدم که به خاطر پدر مادر زمینی شان پدر مادر آسمانی شان را رنجاندند. احساسات حیوانی، عاطفه های حیوانی، این پدرم است چی کارش کنم. مادرم است ناراحت می شود حضرت می گوید که اگر شده ضایع کنی، ناراحت می شود. حضرت می گوید که اگر شده ضایع کنی ناراحت شود. مواظب باش خانواده ی آسمانی ناراحت نشود. مبناست. پدرم گفته باید در این مراسم بیایی. نمی آیم. مادرم گفته باید این کار را بکنی. عمرم. مامان من دوستت دارم. بابا من دوستت دارم اما شما من را از آسمان نیندازید من را از اصلم، از ریشه ام، از خانواده ی آسمانی ام جدا نکنید. شیرم را حلالت نمی کنم. قربانت بروم ما قدردان شما هستیم میل شماست. حالا حلال کردی حلال نکردی ولی من به خاطر شما با خانواده ی آسمانی ام درگیر نمی شوم. من اصلاً به خاطر شما نمی توانم خانواده ام را از دست بدهم آقا من شوهرم ماهواره گرفته خوب جلویش بایست. بچه هایم، گفتند، خانمم گفته، خاک بر سرت. آدم به خاطر خانواده اش با خدا درگیر می شود با آسمان. مگر امام زمان بابایت نیست؟ مگر حرمت پدر مادر واجب نیست؟ خود پدر و مادر نادان این طوری می گویند مگر این قرآن نگفته باید حرمت من را نگهداری؟ آره من به تو می گویم باید این کار را بکنی من که نمی توانم به خاطر تو، همان قرآنی که گفته باید حرمت تو را نگه دارم عزیزم مادرم، فرزندم، همسرم، عموی من، ... همان هایی که گفتند من باید صله ارحام به جا بیاورم حرمت شما را نگه دارم. همانها گفتند من باید در عروسی شما شرکت نکنم این عروسی جهنم است من نمی توانم در این عروسی بیایم احترام تان واجب. من نیستم. من تو جهنم با شما نمی روم چون شما فردا حاضر نیستید به خاطر من یک دققه عذاب بکشید. نه تو انجام بده من جوابش را می دهم. کبریت را روشن کن بگیر در دستش بگو تو اگر تا آخری که این کبریت روشن است توانستی انگشتت را نگه داشتی باشد من حاضرم به خاطر تو بروم جهنم. پدر من، مادر من تو حاضری به خاطر من یک کبریت را تحمل کن بعد به من بگو برو جهنم را تحمل کن که برای هر یک عذاب جهنم صدسال عذاب دارد برای هر یک گناهش. چی می گوید امام مجتبی علیه السلام امام مجتبی می گوید مبادا خانواده ی آسمانی تان را به خاطر خانواده ی زمینی تان ضایع کنی. آقا بالاخره زن و به من خرج دارند نمی رسم باید شکم این بچه ها را پر کنم نه وقت دارم احکام یاد بگیرم، نه دقت دارم کلاس اخلاق بروم، نه وقت دارم، عقائد بروم، نه وقت دارم عبادت کنم نمی رسم. دروغ، ما اینقدر وظیفه نداریم خودمان را وقف خانواده کنیم که از آسمان بیفتیم با حرفهایی که جلسه قبل زدم منافات ندارد من با مستحبات کاری ندارم. اصلاً یک کسی بگوید من مستحبات می خواهم انجام بدهم از سهم خانواده بزند این واقعاً آدم خولی است. بحث سر واجبات است نماز شب، ذکر، دعا، قرائت قرآن. هر چی است بعد از اینکه دیدی زنت با تو کاری ندارد بچه هایت با تو کاری ندارند کسی با تو کار ندارد بعد برو سراغ اینها. وقت آزاد خودت نه وقت اینها. کاری با آن ندارم. به خاطر آنها گناه نکنیم، به خاطر آنها از وظایفی که نسبت به امام زمان دارید نیفتید. حالا نگاه کنید حضرت چی می گوید این قشنگ است می گوید اگر نزدیکان، پدر و مادر آسمانی ات پیش پدر و مادر دینی ات از تو تشکر کنند بیایند بگویند یا رسول الله یا امیرالمومنین این آدم در دنیا به ما خیلی زحمت کشید برای ما، به من خیلی خدمت کرد تلاش کرد. من با شما آشنا بشوم مشکلات من را حل کرد. می گوید اگر اینها بیایند پیش پیغمبر از تو تشکر کنند کسانی که در دنیا تو به آنها احسان کردی خیلی بهتر از این است که فک و فامیل های خودت بیایند. پیش پدر و مادر زمینی ات از تو تشکر کنند. خدا خیرت بدهد بچه ی خوبی تربیت کردی. این هم خوب است ارزش دارد ولی می گوید آن بهتر است آن را از دست ندهی آن بالاتر از. بعضی ها خیلی دوست دارند در دنیا تعریف و تمجید بشنوند یعنی یک عمر گذشته که مثلاً به این بگویند قهرمان است خوشگل است هنرمند است یک عمر زحمت کشیده که این لفظ دکتر، مهندس به او بخورد تعریف، تمجید بشنود اصلاً این کیف می کند وقتی می گویند آقا دکتر، آقا مهندس، خوشگل، با کلاس، چقدر زحمت کشیده تا هنرپیشه شده هنرمند شده، ورزشکار شده است استاد شده، برایش تعریف زمینی ها خیلی ارزش دارد اصلاً به عشق تعریف زمینی ها یک عمر زندگی کرده جایزه به او بدهند. آدمها، صدها میلیون آدم دارند با تو هم زندگی می کنند. اینکه در دنیا سری در سرها داشته باشند، کسی باشند همه تعریف و تمجید کنند مقبول دیگران باشند اینرا به تو می گویند خودفروش. خودفروشی دیگر از این بالاتر نداریم ما که آدم جان بکند در دنیا که بگویند لیسانس دارد کامپیوتر بلد است فوق لیسانس دارد دکترا دارد مهندس است نمی گویم اینها بد است اینها خیلی هم خوب است ولی نفروشش اگر خودت هم جدی گرفتی اینها را خیلی خطرناک می شود بقیه اش را گوش کنید هر چی می رویم جلوتر قشنگ تر می شود. می گوید اگر خویشان پدر مادر دینی ات و آسمانی ات پیش آنها از شما تشکر کنند چه اتفاقی می افتد؟ اگر آمدند به رسول الله، امیرالمومنین، به فاطمه زهرا گفتند این بچه شما در دنیا ما را شاد کرد ما از او تشکر می کنیم. همین ما را شاد کرد اگر این بشود چی می شود؟ فرمود با کمتر نظر عنایتی امام مجتبی می گوید با کمتر عنایت پدر مادر دینی ات و آسمانی ات همه گناهانت هر چند پری میان فرض تا عرش باشد به اندازه زمین تا عرش خدا گناه برده باشی اگر عرضه داشته باشی فاطمه زهرا را بخندانی، امام زمام بخندد. ببین چطوری ما را میان بر می برد. می گوید اگر پیامبر و علی پیش شان از شما تشکر باشد با کمترین نظر عنایت آنها همه گناهان شما می ریزد. چیزی اش دیگر نمی ماند. چقدر قدرتمند ولی با از دست دادن خویشان پدر مادر دینی ات، تشکر پدر و مادر نسبی نزد پدر مادر نسبی یعنی همین زمینی کوچکترین سودی برایت ندارد بعضی ها در دنیا خیلی ها دوست شان دارند اما وقتی میگوییم خانواده ی آسمانی، آسمان اصلاً اینها را دوست ندارد. خیلی معروفند خیلی مشهورند خیلی برایش دست تکان می دهند عکس او در همه جا هست در تلویزیون هستند قهرمانند. می گذارندشان روی دست. چه ماجراهایی ولی یک سوال اگر برود آسمان، آسمانی ها هم دست تکان می دهند برایشان؟ فرشته ها کف می زنند برایت؟ خانواده ی آسمانی می آیند به استقبالت؟ می گویند آقای رئیس جمهور، آقای وزیر فلان رفت به استقبال مثلاً فلان قهرمان ورزشی، فلان هنرمند. فلان کس برای فلان کس پیام داد آقا اینها دنیاست. ما خیلی ها به عشق اینکه خانواده مان از ما تعریف کنند خیلی عمر باختیم سر اینها. همه ما را دوست داشته باشند کسی از ما بدش نیاید و همین که من حاضر نیستم به خاطر خانواده ی آسمانی کسی را برنجانم گناه دارد نرنجد مثلاً این هم دلش می خواهد دیگر هم این و هم آن را. یعنی من هیچ تعلقی ندارم به آسمان. اگر کسی می خواهد آسمان را خوشحال کند گاهی وقتها لازم است زمینی ها را گریان کند اگر قرار است یک کسی خدا را بخنداند یک جاهایی باید بنده های خدا را بگریاند. نمی شود آدم اینقدر خود شیفته باشد بخواهد همه را راضی بکند همه از او تعریف، تمجید کند کسی از او ناراحت نشود قهر نکند همه من را دوست داشته باشند اصلاً خودشیفتگی است این نشناختن است کسی که خودش را نمی شناسد این طوری است اگر کسی خودش را بشناسد اصلاً نیازی به اینکه در زمین تأیید بشود یک کسی برایش تعریف کند امضایی کند دستی تکان بدهد به به چهچهی بگوید مقبولی ات زمینی را اصلاً به تو کاری ندارد نه اینکه اهمیت ندارد مهم نیست این خوب است. (اجعلنی محبوبه فی ارضک و سمائک) اما روی زمین محبوب کی ها باشم؟ محبوب طبیع گراها یا فطرت گراها؟ رفیق های خدا، خویشان خدا و خانواده آسمانی ام. لذا در دعای صحیفه سجادیه برای پیغمبر داریم دعای اول و دوم شرح کردیم. آن دعایی که برای پیغمبر است امام سجاد علیه السلام می فرماید: خدایا پیغمبر به خاطر تو تمام نزدیکان خودش را از خودش دور کرده و دورها را به خودش نزدیک کرد چون نزدیکانش کافر بودند خانواده ی خودش، دوستان، فامیل، هم قبیله ای هایش بسیارشان نیامدند و طردش کردند رهایشان کرد ولی با غریبه ها و دورها خیلی آشتی کرد. ما باید عاشقانه بگردیم روی این کره ی زمین ببینیم که دوستان آسمان کی ها هستند بگرد دوستان آسمانی پیدا کنی بگرد رفقای بهشتی پیدا کنی اینکه ما بخواهیم رفیقهای زمینی داشته باشیم آسمان هم راه بدهند نه. الان چندتا رفیق آسمانی داری؟ این جز دارایی های شخصی است چون در روایت داریم. با آسمان ها رفیق شو چون هر کسی شفاعت دارد در یک جا که لنگ ماندی گرفتار شدی رفیق هایت می آیند به دادت می رسند. در بحث مهرورزی همه اینها را من توضیح دادم اینکه می گویند زیاد رفیق بگیرید برای چی؟ چون وقتی زیاد رفیق داشته باشی هر جا لنگ باشی دوتایی شان یک سوت بکشند یک آستینی بالا بزنند حل است. تا پایت را گذاشتی بیرون چندتا شهید بیایند آن طرف به استقبالت اگر چند هزار تا شهید بیاید کی دیگر کاری می تواند با تو داشته باشد اگر انبیا بیایند اهل بیت بیایند کی با شما کار دارد؟
در روایات داریم بزرگان از اهل حکمت هم می گویند رفیق های یک نفر نشان می دهد که چی کاره است دوستانش نشان می دهد که این چه طور آدمی هست با کی می پری؟ کی دوستت دارد کی قبولت دارد خیلی مهم است امام مجتبی چقدر قشنگ میزان می دهد دست ما. برای زمین آسمان را نرنجانید زمینی ها می خواهند قهر کنند بگذار قهر کنند آسمانی ها قهر نکنند از آدم.
بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود داغ تو دارد این دلم جای دیگر نمی شود
اگر آدم با خانواده ی آسمانی اش اینطوری باشد عزت پیدا می کند در خانواده زمینی اش هم اما اگر باج دادی آنها هم ذلیلت می کنند. خدا خیلی به شما سرمایه داده اینها بپرورانید. بیندازید در تجارتهای آخرتی. اگر نماز دادند آنجا خیلی چیزها برایش می دهند، اگر روزه دادند، اگر حجاب دادند، اگر حیا دادند، تقوی دادند اگر حرم دادند، اگر اولیاء می پذیرد شان. اگر امام رضا داری می روی خیلی خوب است ببین در سال چند دفعه هوسش را می کنی. در روز چندبار هوس امام زمان را می کنی چندبار در دعا دستت را می بری بالا جز برای او برای هیچ چیز دیگر یادت نمی آید دعا کنی. چند بار غصه اش را می خوری؟ چقدر مبارک است این که غصه حضرت را می خورد دلشوره های حضرت را دارد. در کره زمین هیچ کس به اندازه شما ثروتمند نیست خدا نداده به او برای ابدیت و جاودانگی. در حدیث داریم ایرانی ها نه اینکه خدا بخواهد پارتی بازی کند خودشان لیاقت داشتند. فرمود بالاترین مردم از نظر ایمان حدیث است و بالاترین مردم از نظر یقین ایرانی ها هستند. پیامبر فرمود نه من را دیدند و نه هیچ کدام از اولیاء و اوصیای من را امام به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان می آوردند و عاشقانه برای اهل بیت زندگی می کنند. احادیثش را من در کتاب آشتی با امام زمان آوردم آن مهم هایش را.
اگر شما پیدا کردید یک جایی را ثروتمند تر از اینجا، غیر از این کشور، بگوید یک جایی است بیرون از این کشور یک جایی است که ثروت آسمانی اش و بهشتی اش بیشتر است. هوای فطری دارد. هوای طبیعی، حیوانی شان خیلی قوی تر از اینجاست. آب و هوایشان خیلی آباد است ولی آب و هوای آسمانی شما هر جا می خواهی بروی باید اکسیژن با خودت ببری به راحتی نمی توانی تنفس کنی اینجاست که تو کپسول اکسیژن نمی خواهی و راحت تنفس فطری می کنی ما قدر نمی دانیم یک خدا نمی آمده به من می گوید من چهل تا جمکران نذر کردم خانه ام را از اینجا ببرم بالا شهر. شما دعا کن. به او گفتم نکن این کارها چیست می کنی؟ حالا بعد از چند سال آمده می گوید دختر و پسرم از دستم رفتند وقتی به امام زمان می گویی من فضای فطری را نمی خواهم. ما تو بالا شهر هم آدم های فطری خیلی داریم، فضای فطری هم داریم نمی خواهم مقایسه و تحقیر کنم ولی خوب قطعاً فضاهای فطری تقسیم بندی شده است بالا شهر هایی فضای طبیعی شان خیلی زیاد است فضای فطری کمتر دارند شما نمی توانی آنجا راحت میکده پیدا کنی اینجا پانصد متر پانصد متر میکده دارد آنجا باید با سختی بگردی پیدا کنی.
یک حقیقت است وقتی می گویی من از پایین کوه می خواهم بروم بالای کوه اکسیژن کم است اگر کپسول نبری اذیت می شوی می خواهم بروم خارج از کشور می خواهم بروم این طرف، آن طرف، خارج از کشور هم اولیاء خدا خیلی تربیت می کنند رهبر ما فرمود دختر و پسرهایی که در آمریکا هستند مثل انبیاء پاکند، مومن هایشان، مسلمانان، شیعیانشان. ولی چرا مثل انبیاء شدند چون به سختی توانستند ایمان شان را نگهدارند هیچ جا به اندازه اینجا ثروت نیست استفاده کنیم خیلی بد است که آنها در آن فضای آمریکا و اروپا شوند اولیاء الاهی، دوستان امام زمان بشوند مثل انبیا و ما در ثروت اینجا گدا زندگی کنیم. دست خالی بمیریم خیلی زشت است از این ثروت استفاده کنید شما همه جز اعیان و اشرافید استفاده کنید ان شاءالله پایه های زندگی جاودانه را کنار خانواده ی آسمانی تان بنا کنید.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علیه و آله الطاهرین.