بحث درباره دعا به عنوان یک وسیله ارتباطی بین ما و خداوند و یک وسیله ضعیف کننده کیدهای شیطان و دشمنان و همچنین یک وسیله ارتباطی قدرتمند بین ما و خانواده آسمانی مان بود.دعا کارکردهای مختلفی دارد که اجابت یکی از آن کارکردهاست و الا اصل دعا سخن گفتن با مبدا خودمان، ریشه ی خودمان اصل و وطن خودمان یعنی خداوند تبارک و تعالی، توسلات،ارتباط ما با خانواده آسمانی ماست،چطور دو نفر که همدیگر را دوست دارند بدون بهانه می خواهند با هم صحبت بکنند دلیلی برای صحبت کردن پیدا نمی کنند نیاز ندارند اصلا که دلیلی داشته باشند همین که همدیگر را دوست دارند به هم علاقه دارند،خلوت با هم را واجب و ضروری می دانند.بنابر این اینکه ما هر وقت نیاز داشته باشیم دعا کنیم یا دعا برای برطرف شدن حاجتهای ماست،این یک رابطه یک طرفه می شود یعنی ما اگر حاجتی نداشته باشیم ضرورتی هم نیست که برویم و دعا بکنیم برای همین هم آنهایی که معمولا از نظر امکانات مادی تامین هستند کمتر به دعا یا به عبادت روی می آورندمی گویند ما وقت این حرفها را نداریم همه چیزمان هم تامین است.دعایی وجود ندارد.اما دعا اینست دعا یک ارتباط بین عاشق و معشوق،بین ما و خانواده آسمانی مان است برای اینکه این رابطه و پیوند روز به روز قوی تر بشود دارایی ما،ثروت ما،قدرت ما در حرکت به سمت آنها بیشتر بشود،نفس این ارتباط همه کاری با انسان می کند که کمترینش اجابت دعاهاست یا گرفتن اینگونه است گرفتن طبیعی مادی.آن چه که گیر نفس می آید در دعا،چه اجابت بشود و چه اجابت نشود خیلی خیلی بیشتر از آن چیزیست که به اجابت نمی رسد.این را انسان باید بداند.اساسا انسان وقتی می رود به سمت خدا همین یا کریم را می گوید یا رحیم را می گوید یا جواد را می گوید اسم خدا را می آورد یا الله را می گوید یا با معصومین(علیهم السلام)ارتباطی برقرار می کندسلامی می دهدخود این یک ارتباط است این ارتباط تقویت کننده روح است قدرت بخش روح است.پاک کننده روح است،تغذیه روح است و حالا اگر چیزی هم خواستیم ازچیزهای دنیامان.خب عیبی ندارد خداوند دوست دارد که ما این کار را انجام بدهیم.منعی هم نشده گفتند دعاهایتان را بکنید چیزهایی را که می خواهید برای دنیایان بخواهید.این خیلی خوب است ولی اصل دعا،یک مکتب است،یک ارتباط بین بی نهایت کوچک با بی نهایت بزرگ است تا ان شاء الله این بی نهایت کوچک هم مثل بشود،قدرتمند بشود،قوی بشود و تشبه و تخلق به اخلاق بی نهایت یعنی الله تبارک و تعالی پیدا بکند.پس ببینید اینکه ما نیاز داریم به حرف زدن،یک کسی بگوید خب من الان نیاز ندارم،من الان تامین هستم نیازندارم،دعا برای چی بکنم.حاجت ندارم،این فکرمی کند اگر بخواهد برود حرم یا بخواهد برود نماز بخواند یا نماز شب بخواند باید حتماً یک خروار حاجت داشته باشی بعد نصف شب آنجا حاجت بگیرد.اتفاقاً آنهایی که به عشق می افتند حاجت ندارند اصلاً،اصلاً حاجتی هم نمی برند.اگر داشتندهم می گویند ولی اصلاً به خاطر حاجت نمی روند به سجاده،به دعا،به نماز،آنها به رفاقت و محبت این ارتباط را برقرار می کنند چون دوست دارند چون محبّت هست چون انس هست نیاز نفس ماست به ارتباط،مثل یکی به پدر و مادرش بگوید تو برای چی می خواهی من را ببینی یا بچّه دلش برای پدر و مادر تنگ بشود پدر و مادر بگویند حالا چه ضروریتی است که تو ما را ببینی.این حرف خیلی حرف بیهوده و بی ربطی و بی منطقی است علاقه به دیدن،علاقه به با هم بودن،یک علاقه طبیعی است یک امر کاملاً طبیعی ست.افراد کسانی را که دوست دارند دوست دارند با آنها باشند با آنها هم سخن باشند.خود این دوستی و ارتباط دهندگی دارد گیرندگی دارد.(أطَبعُ مِنَ الطّبع یَستَبِقُ کُلُّ مِنَ الرَّذیلَةِ و َالفَضیلَة)تو بحثهای مهرورزی توضیح دادیم روح جمعی چقدر اثر دارد .دو تا روحی که با هم هستند بالاخره از هم چیزهایی را می گیرند،چیزهایی را می دهند.خب اینها خیلی ارزش دارد.یک کسی وقتی را بگذارد برای خلوت بی نهایت،با حق تعالی،به خصوص اگر بداند،طرفش کی هست.یعنی شما هر چقدر معرفتتان به حق تعالی بیشتر بشود توی دعا دریافت بیشتری از این شخص که الله است می کنید.وقتی می روید به سمت او،وقتی صدایش می کنید،وقتی باهاش حرف می زنید خیلی چیزها گیر انسان می آید قدرت،سرعت،تشبه،حالا حاجتهای دنیایی هم که داد بهتر.پس خوب دقت بکنید که ما از دعا چی می خواهیم.دعا ثروت ما،قدرت ما،توان ما را بالا می برد.دعا تشبه به حق تعالی را برای ما امکان پذیر می کند.آنقدر در دعا انسان گیرش می آید که آن چیزهایی که ما می خواهیم بالا بگیریم واقعاً در مقابل چیزی که به ما داده می شود ناچیز هست و این را هم،باید بدانیم که هیچ وقت هیچ دستی به درگاه خدا بالا نمی رود مگر اینکه حتما پر برمی گردد-یادتان نرود-صد در صد پر برمی گردد ولی ما معنای بدی که از دعا می کنیم به اینکه دعا برای اینست که من فلان خواسته خاصی را بگیرم بعد می گوییم حالا اجابت نشد.ولی آن چه که به نفس منتقل می شود آنچه که گیر نفس می آید خیلی خیلی بزرگتر از آن چیزیست که به ما نمی دهند مضافا اینکه آن چیزی هم که به ما نمی دهند خداوند می فرماید من آخرت جبران می کنم یعنی در واقع اجابت شده فقط دعا زمانش تاخیر می افتد.این جور نیست که ما دست به دعا ببریم چیزی را بخواهیم،به توسلی برویم،به حرمی برویم،یا الهی بگوییم،ذکری بگوییم و نتیجه ای نداشته باشد.حتما نتیجه دارد حالا ممکن است دنیا بدهند یا آخرت بدهند.فقط این قدر هست که در آخرت مومن می گوید ای کاش اگر می دانستم در مقابلهای دعاهایی که از من اجابت نشده-در روایت داریم-این چیزها را قرار است اینجا به من بدهند،ای کاش هیچ کدام از دعاهای من را در دنیا اجابت نمی کردند.لااقل الان که بهش احتیاج دارم در حیات جاودانه خودم،الان به من می دادند چقدرش را آنجا تلف کردند.پس اصلا عمل خنثایی وجود ندارد.در دعا،در ذکر همیشه چیزی از کریم،از کمال مطلق به نفس منتقل می شود،یا مانعی برداشته می شود یا قدری عطا می شود،حرکتی،سرکتی،تشبهی ایجادمی شود.خب از یک طرف هم ما دقّت بکنیم ما در حرکت به سمت آخرت ما می خواهیم برویم توی آخرت یعنی ما منتقل می شویم ازرحم مادر به آخرت.ببینید گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رحم مادر است با دنیا.دنیا از نظر ساختار جلوتر از رحم است یا رحم جلوتر از دنیاست؟دنیا دیگر.اوّل دنیا هست در دل دنیا چیزی به اسم رحم ایجاد می شود.قدرت رحم،تغذیه رحم،تغذیه جنین از دنیا دارد صورت می گیرد.جنین،رحم توی دنیاست و دنیا محیط بر رحم است و دارد تغذیه اش می کند.حالا این که توی رحم مادر تربیت شد می خواهد بیاید به دنیایی که بی نهایت بزرگتر از خودش است این می آید و واقعا از آن رحم نجات پیدامی کند و به دنیا می آید و شرایط جدید است اینجا. عین این رابطه و آخرت با ما دارد.حضرت امیرالمومنین(علیه السلام)فرمود(الّدنیافی الاخرة) دنیا توی آخرت است.ببینید نسبت چقدر دقیق است.ما در واقع یک آخرت داریم که اصل است توی دل این آخرت یک دنیایی هم ساختند.اصالت پس با چیست؟با آخرت است.شرایط قدرتمند آخرت از نظر کمالات زیبایی،پیشرفت هر چیزی که شما بگویید هر چیزی که دوست داشته باشید.حالا تو دل آخرت به این عظمت یک دنیای خیلی خیلی کوچک به اندازه یک رحم تو دنیا ساخته اند.خب وقتی که قرار است ما از دل دنیا در بیاییم از رحم دنیا در بیاییم می رویم کجا؟می رویم توی آخرت،وارد آخرت می شویم.ما آنجا قرار است زندگی کنیم.الان ما اصلا دوران رحمی که داشتیم اصلا به رسمیت نمی شناسیم،اصلا یادمان نیست چه جوری بوده این دوران رحمی.اصلا چی بود؟چه طوری بود.وقتی شما از دنیا وارد آخرت می شوید دنیا برایت همین است.قرآن می گوید بعضی ها می گویند ما یک روز یا نصف روز توی دنیا بودیم (لَبِسهایوماًاَوبَعضَ یَوم)نمیدانم چند ساعت رفتیم تو دنیا و برگشتیم.خوب دقت کنید با آن ادبیات انسان شناسی که می گوییم توجه بکنیم می گوید رفتیم توی دنیا.برگشتیم یعنی بیرون دنیا بودیم قبلا بعد رفتیم توی دنیا یک پرسه ای زدیم گشتی زدیم آمدیم بیرون دوباره.چون ما معاد را داریم گفتیم معاد یعنی چی؟بازگشت.ما یک زمانی بیرون دنیا بودیم از بیرون دنیا آمدیم توی دنیا حالا از دنیا برمی گردیم به آخرت،به ابدیت،به الله.انسانهای قوی،انسانهایی که برای خودشان ارزش قائل هستند نسبت به نظام آخرتی سرشان به تنشان می ارزد.یک موقع هست می گویند نسبت به نظام دنیایی طرف آدم خیلی مهمی است سرش به تنش می ارزد.این آدمی که تو دنیا سرش به تنش می ارزدوقتی می رود آخرت،خیلی از آدمهایی که تو دنیا سرشان به تنشان می ارزد وقتی می روند آخرت يا،بدبخت ترین و گداترین آدمها هستند ولی مهم اینست که انسان در نظام الهی،در نظام ابدی سرش به تنش بیارزد یعنی آدم باشد واقعاً،ثروتمند باشد.قدرت داشته باشد.کسی باشد برای خودش آدمهایی که کسی هستند برای خودشان تو همین نظام دنیایی کسانی هستند که همیشه یادشان می آید قبلا کجا بودند یعنی یادش هست من مال اینجا نیستم.اصلا اینجایی نیستم وطنم اینجا نیست قرار هم نیست اینجا بمانم.این فوق العاده انسان را قوی می کند و شاد می کند خیلی به آدم عزت،قدرت،شرافت،شادی و آرامش می دهد که اصلا من مال اینجا نیستم.حوادثش هم برایم بچّه گانه است.حوادثش هم شکننده نیست برایم هر چی که باشد مچاله ام نمی کند.ببین چقدر قشنگ است(اَلّذینَ إذا أصابَتهُم مُصیبَة،قالو اإنّا لِله و َإنّا إلَیهِ راجِعون)چقدر شیرین است این آیه!تا مصیبت می آید سراغشان می گویند ما که اینجایی نیستیم،اینجا هم که قرار نیست بمانیم ما مال آن طرف هستیم از آنجا آمدیم برهم می گردیم آن طرف مثل یک مسافرتی که انسان به آن مسافرت رفته و بین راه مثلا یک حادثه ای افتاده می گوید چیزی نیست برمی گردیم خانه یک دانه بهترش را می خریم.حالا چهار تا استکان شکسته.یک چیزی سوخته.پس ببینید ما می رویم تو نظام برزخی،وقتی می رویم قرار است ما زندگی بکنیم آنجا این را یادمان نرود.قرار است ما در نظام آخرتی،ابدی زندگی بکنیم،خب اگر می خواهیم زندگی بکنیم با ساختار جاودانه می خواهیم زندگی بکنیم خوب توجه بکنید نکته ی خیلی مهمی است-می خواهیم با ساختار جاودانه و ابدی زندگی بکنیم حالا وقتی می خواهی زندگی بکنی آنجا دقیقا مثل یک جنین که باید مایحتاج خودش را از رحم برده باشد.ما باید مایحتاج خودمان را از رحم دنیا با خودمان ببریم تو نظام آخرتی.خب در واقع می شودچی؟می شود بحث تجارت آخرت که قرآن مطرح می کند،تجارت آخرتی.یعنی من هر چی بفرستم به آخرت به نفعم است،هر چی جلوتر بفرستم به آخرت به نفعم است هر چی ذخیره کنم برای آخرت به نفعم است.چند وقت پیش استاد ما یک شخصی را معرفی کرد گفت این هشتاد مدرسه ساخته.یک ویلای خیلی بزرگی داشته به خانواده اش می گوید من از این ویلا خیلی خوشم می آید،علاقه داشته به این ویلایش بعد می گوید اینقدر خوشم می آید که زورم می آید بگذارم تو دنیا بماند دوست دارم با خودم ببرمش آخرت،بعد ویلا را هدیه می کند به یک مرکزی برای ایتام.می گوید آخه حیف است این ویلا به این خوبی من بروم این بماند اینجا.چقدر زیرکی است.چقدر عقلانیت است،می گوید این را بالاخره زحمت کشیدم با خودم ببرم که بهتر است.خوش به حال یک کسی که خودش را جاودانه می بیند عاشق جاودانگی خودش است می فهمد فقر آخرت یعنی چی؟شب اول قبر به بعد،آنجا تو برزخ گدایی یعنی چی.دست خالی بودن یعنی چی.شما نگاه کنید امیرالمومنین(علیه السلام)مثل فقیرترین آدمها زندگی می کند امّا ثروتمندترین مرد زمان خودش است از نظر دارائی،تمام دارایی هایش رامی فرستد آخرت.ما آنجا خیلی بیشتر احتیاج داریم این را خوب دقت بکنید یعنی چی.حالا با توجه به این نکته این رامی خوام بگویم دعا یکی از وسیله های بسیار قدرتمند برای ثروت اندوزی آخرتی است،چون شما هر وقت می گویی یا الله.در روایت آن روز برایتان خواندم(عَمَلُ اَلبِرَ ّکُلُّهُ نِصفُ اَلعِبادَه و َاَلدُّعا نِصف)آدم زیرک این جوری نیست که صبح تا شب بدود حمّالی بکند آدم زیرک اینست که وقتی را می گذارد از کریم مطلق دریافت می کند خدا مطلق می گوید من هستم هر چی می خواهید بخواهید بهتان می دهم،دنیا می خواهید آخرت می خواهید بخواهید،بهتان می دهم دنیاها صلاح بود می دهم صلاح هم نبود برای آخرتتان ذخیره می کنم،آخرتتان را هم هر چی می خواهید بهتان می دهم.آقا ما نمی فهمیم خدا کی هست معرفت نداریم.یک کسی بداند آقا یک جایی هست یک شخصی هست به نام الله همه کاره عالم است.در روایت داریم دعاهای کسانی مستجاب می شود که می فهمند هیچی دست خودشان نیست خیر و شر دست خداست همه چیز دست خداست یک کسی که زیر است می فهمد همه چیز دست خداست.خدا هم دوست دارد که این برود پیشش،ناراحت هم نمی شود.چند وقت یکبار سر و کله اش در خانه پیدا می شود؟مگر حیات جاودانه نداریم.باور کردیم حیات جاودانه داریم اگر باور کردی حیات جاودانه داری خدا می گوید بابا تو همین فاصله ای که هست تو رحم دنیا بیا از من هر چی می خواهی برای جاودانگی بگیر من یک زمین برایت گذاشتم سند زده تو قرآن سند زده امضاء کرده(جَنَّةٍ عَرضُها السَماواتِ وَ الَاَرض) برای هر یکنفر یک زمین،یک بهشت گذاشته به اندازه ی همه آسمانها و زمین ولی می گوید خودت باید پرش بکنی.می خواهی من کمکت بکنم بیا از من کمک بگیر.چی می خواهی تو آن زمینی که به اندازه ی همه آسمان و زمین است ؟ما باید اوّل بگوییم خدایا ما می خواهیم تمام آن جهنم هایی که آنجا هست آتش هایش،حیواناتش مارهایش،عقرب هایش،اژدهاهایش،اوّل آنها بروند یک زمین پاک را دست ما بده بعد هم کمکمان کن بسازیمش.طرف شصت متر زمین دارد می گوید من نمی توانم بسازم باید بروم بانک وام بگیرم،کمک کند بانک یا دیگران کمکم کنند این شصت متر را بسازم.خب خدامی گوید من یک بهشت برایت گذاشتم به اندازه همه آسمانها و زمین بیا از من هر چی می خواهی مصالح بگیر و بساز.اصلا لفظ مصالح آمده خیلی جالب است.در حدیث معراج داریم پیامبر وقتی که می دید تو بهشت فرشته ها دارند قصر می سازند می گفت می دیدم که اینها دارند قصر می سازند بعد یک دفعه بیکار می شوند همین جوری می نشینند می گوید سوال کردم پس چرا اینها دست از کار کشیدند؟فرشته می گوید به پیغمبر،مصالحش را باید از دنیا بفرستند وقتی نمی فرستند اینها بیکارند اینجا.والله دارند می سازند برای ما اگر نفرستیم بیکارمی مانند فرشته ها.یک کسی که می داند چند روز دیگر قرار است برود توی زمینی که به این بزرگی است زندگی بکند همه چیز هم نیاز دارد خیلی آدم عاجز و دست و پا چلفتی و بی عرضه و نادانی باید باشد که بیکار بنشیند مگر قرار نیست ما برویم زندگی بکنیم؟چرا ما بیکار نشستیم پس ما؟یک خانمی آمد گفت ما چند سال است که مستاجریم،خیلی داریم زجرمی کشیم.گفتم دارایی چی دارید؟گفت شوهرم چند تا زمین دارد.گفتم خب چرا استفاده نمی کنید؟گفت بخلش می آید آدم بخل می کند به خودش،حماقت،خدا نعمت داده که ازش استفاده کنیم دیگر،زن و بچّه تو فشار مستاجری،هر سال اساس کشی،مرد نمی دانم برای چی گذاشته،بچّه هایش بزرگ شدند.برای کی؟استفاده نمی کند.ما همه یک زمین جاودانه و آخرتی ابدی داریم ولی مشکل ماها می دانید چیست؟ما مثل این آقا بخیل و احمق نیستیم ما باور نکرده ایم زمین داریم و قرار است برویم آنجا زندگی بکنیم.ما آخرت را باور نکردیم.یعنی باور نکردیم که قرار است چند وقت دیگر به یک بهانه ای ما از این رحم وفات پیدا کنیم متولد بشویم آن طرف،آن طرف هم هر چی از اینجا بردی باید استفاده بکنی،این را باورش نکردیم.برای همین آدمهایی هستیم که توی تهیه مصالح،توی صدقات،توی انفاقها بخیلیم.دستهایمان می لرزد حتی برای خودمان هم می ترسیم.یعنی این وقتی می خواهد برود حرم.پول می خواهد بیاندازد توی ضریح یک فقیری را می بیند پول می خواهد بهش بدهد،حتی برای امام زمان کاری بکند این فکر می کند دارد به غیر می دهد دارد از جیبش در می آید به غیر می دهد.حالا خوب است خدا هم تضمین کرده اگر بدهی من جیبت را یک تا هفتصد برابر پر می کنم،تضمین کرده،ما ترس داریم.باور نداریم،این وقتی می رود توی حرم،توی حسینیه یا یکجای دیگر کار خیر می خواهد سرمایه گذاری متوجه نیست دارد برای خودش سرمایه گذاری می کند.فکر می کند دارد به غیر می دهد دارد می دهد به فقیر.گفت آقا وقتی داری می دهی به فقیر هم از فقیر تشکر کن چون ازت دریافت کرد چون تو به جایی می رسی .چرا از فقیر تشکر بکنیم؟1-چون زمینه را فراهم کرد یک،عفونت از توی مال تو برداشته بشود راه برکت باز شد یک تا هفتصد برابر برمی گردد.پس از نظر مالی ضرر نکردی.حتما ضرر نکردی چیزی از جیبت نرفت2-خیر آخرتی تشبّه به حق تعالی در اسم جواد،در اسم کریم انسان پیدا می کند.نباید تشکر بکنیم ما،نباید از کسانی که از ما پولی دریافت می کنند تشکر بکنیم؟چرا ولی چون وارونه نگاه می کنیم به همه چیز می گوییم همه چیز از دستمان رفت.گفت همه جا یک گوسفند را خیر کردیم دادیم فقط دستهایش ماند.گفت نه همه جایش ماند دستهایش رفت چون دستهایش را خودمان می خوریم،اونی که دادیم رفت ماند(ما عندَکُم یَنفَد و َما عِندَاَلله باغ)اونی که پیش شماست همه از بینم می رود ولی اونی که پیش خداست جاودانه است.آقا مصالح باید بفرستیم.فرشته ها بی کار می مانند آنجا.چی می خواهی یک قصر،دو قصر دریامی خواهی،درخت می خواهی،هر چی می خواهی،بالاتر از آن معرفت می خواهی الله می خواهی.هر چه می خواهی بیکار نباش.در روایت داریم خداوند از آدم بیکار خیلی بدش می آید.چه بیکار دنیایی،چه بیکار آخرتی.(إنّ الله یَبغِضُ شابَّ فارغ)خدا از جوان بیکار بدش می آید می گوید جنین را نگاه کن،جنین از وقتی که نطفه اش بسته شده تا زمانی که دارد تولد می کند در حرکت است اصلا استراحت ندارد یک سره تو حرکت است.یکسره دارد کار می کند دارد برای تولد باشکوه خودش را آماده می کند.اصلا رحم را جدی نگرفته،ازش استفاده می کند ولی بیشتر وقت و امکاناتش برای نظام دنیایی است.ما هم باید توی رحم دنیا بیشتر عشق مان،علاقه مان،دلبستگی مان،مایه آرامش مان این باشد که ما قرار است چند وقت دیگر-انشاءالله-برویم توی بهشت. ما اصلا بهشت درمانی داریم.بحثش را در انسان شناسی قم توضیح دادیم مفصل.ما باید بهشت دائما یادش باشیم اصلا نباید یک لحظه آنجا از جلو چشم ما برود بهشت و بالاتر از بهشت.وقتی از جلوی چشم مان برود وطنمان یادمان برود آدرس گم می شود،آدرس که گم شدیم تو دنیا هی گیج می زنی توی این هوسها و خواسته های دنیایی گیج می زنیم،یک روز خوشت می آید بروی این کار را بکنی ،یک روز خوشت می آید بروی یک جا رئیس شوی،یک روز خوشت مدیر بشوی،یک جا دوست داری مشهور شوی،عمرت تلف می شود هیچی هم برای آخرت نداری دست خالی هستی.ما اصلا نباید یک لحظه آخرت یادمان برود(مالِک یوم الدین)یعنی باید همه اش آن روز یادمان باشد،آخرت جاودانگی،قبر،قیامت،همه اش باید یادمان باشد و این شادی می آورد برایمان.فرمود هر وقت زیاد غصه تان گرفت بروید قبرستان شاد می کند آدم را.قبرستان به ما می گوید تمام غصه های دنیایی بچه گانه است مسخره است.این نیز بگذرد.دیگر چیزی نمی ماند ازش،تمام می شود.من قرار است بروم پیش خانواده خودم واقعا،من خانواده ام منتظرم هستند اهل بیت منتظرم هستند فاطمه زهرا منتظر ماست.انبیاء،صدیقین،شهداء،صالحین،خود خدامنتظر ماست.ما جدی باور نکردیم اینها را،اصلا به این علقه ها توجه نداریم.ما حتی توجه نداریم که همسر داریم آنجا.دوست داریم آنجا.آنها الان منتظر ما هستند چقدر ما متعلق داریم توی بهشت.زنده اند.آفریده شدند.همین جوری نشسته اند.منتظرند که کی ما می رویم آنجا.زن و مرد هم ندارد.چقدر دوست داریم ما،میلیونها خدمتگزار داریم آنجا.می فرماید فقیرترین شخص در بهشت یک میلیون خدمتکار دارد.الان به آنها گفتند که صاحبتان تو دنیاست مشغول کار است.منتظر باشدمی آید ولی می دانید آنها چه می گویند؟می گویند ای کاش صاحبمان خوب کار کند ثروت خوبی بفرستد.الان طرف به خانمش می گوید ببین خانم بیا یک سال دو سال سه سال صبر کنیم بعد با هم زندگی خوب داشته باشیم بهتر است تا یک عمر سختی بکشیم .می گوید حالا چی کارکنم؟می گوید حالا تو سه سال،چهار سال صبر کن من بروم ژاپن کار کنم بیایم.دیدید قدیمی ها می رفتند ژاپن می آمدند پول جمع کنم بیاورم.نوعا هم می رفتند آنجا گرفتاریهای زیادی پیدا می کردند.می گوید یک ذره صبر کن من بروم باپول برگردم.قدیما این جوری بود.طرف شوهرش تاجر بود می گفت من می خواهم بروم تجارت.کجا،می خواهم بروم مصر،چینِ از این ور دنیا طرف می رفته چین با اسب تا می رفته و می آمده،این زن و بچّه یک سال،دو سال صبر می کردند که آقا کی قرار است از چین بیاید،چی می خواهد بیاورد با خودش.ما واقعا باورمان نشده آخرت هست.اگر باورمان بشود اصلا اضطراب تو زندگی مان نمی آید.اصلا غصه تو زندگی مان نمی آید.اگر کسی آخرت باورش بشود شاد شاد است.چون قرار نیست اینجا باشیم.این می گذرد ما قرار است برویم واقعا زندگی اصلی مان را جای دیگر شروع بکنیم.آنجا مریضی نیست،پیری نیست،غصه نیست،ترس نیست، هیچی نیست،همه اش شادی،هیچ کدام از چیزهای ضعف نیست.خب اگر قرار است من بروم آنجا باید پس باید کار بکنم،تلاش بکنم.فرمود(لَیسَ لِلانسانِ الا ما سَعی)انسان محصول سعیش را می برد چه در دنیا،چه آخرت.لذا باید دائما سعی بکند.حالا سعی ها یک مقدارش واجب است مثل درس خواندن،کارکردن،تلاش های دنیایی،یک مقداریش دعاست،دعا ثروت می آورد.می گوید خدایا ما که داریم کار می کنیم من هم که می دانم همه دست توست.تو همین کار هم تو به من خیر بده،برکت بده.لذا دو نفر با استعداد مساوی تو دنیا وقتی دعامی کنند یکی شان خیلی جلو می افتد اونی که دعا نمی کند،عقب است.الان ایمان درمانی که در بیمارستان آمریکا و اروپا شروع کردند همین است می گویند ببینید وقتی به دو دسته مریض که مریضی واحد دارند به یکی شان می گویند شما دعا کنید به یک گروهشان یاد نمی دهند این را.می گویند بعد از یک مدتی به اینها که یاد دادیم دعا کنند و امتحان هم کردند.جالب است تو مقاله نوشته بود.برای مریضیهایی که گفتیم دیگران هم در حق شان دعا کنند وضع اینها خیلی متفاوت است با آنهایی که دعا نکردند یا کسی برایشان دعا نکرده.نتیجه چیست؟نتیجه اینست که عزیزان هم خودتان دعا کنید هم به دیگران بگویید دعا بکنند هم در حق دیگران دعا زیاد بکنید.اوّل هم دیگران.مادرمان فاطمه زهرا چی به ما یاد داد،(الجّار ثّمَ الدّار)اّول همسایه بعد خانه خودمان نه اینکه چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است حرف بی خودی است.خیلی جاها حرف بیخودی است.خب پس مشغول بشویم.علی(علیه السلام)فرمود.من خیلی بدم می آید یک آدم را تنبل و کسل ببینم.از آدم هایی که تنبل و کسل هستند بدم می آید.آدمهای بی حال،بی انگیزه،آدمهایی که همینطوری تا لنگ ظهر می خوابند.انگار که اصلا هیچ کاری ندارند.شبها تلف می شود مهمترین چیزی که گیر یک انسان می آید تو شب گیر انسان می آید.بیشترین چیزی که گیرانسان می آید.شب تلف،روز می گیرد می خوابد در روایت داریم(جیفَةُ فی اللَیل بَطّال فی النّهار)یا(بالنّهار).این یک مرده است تو شب یک آدم وقت تلف کن اهل بطالت در روز است.بعد می فرماید(مَن کَسِلَ أن أمر ِالدّنیا فَهُوَ أن أمر ِآخرِةِ یَکسَل)آدمهایی که تو کارهای دنیایی شان تنبل هستند حتما ًتو کارهای آخرتی شان تنبل ترند.درس می خواهد بخواند.کار خیلی مهمی نیست.من عرض کردم آن موقع که درس می خواندیم دانشگاه،دانشگاه کار درست ششم ما بود.برای درس خواندن می بینی این چند بار مشروط می شود.نمره کم می آورد،حالا یک درس می خواهد بخواند،دانش آموز است وظیفه اش را انجام نمی دهد طلبه است وقت نمی گذارد،تنبلی می کند استعداد را خراب می کند.کار دنیایی را فرمود هر کاری را قبول کردید به بهترین نحو انجام بدهید،شوهر کردی به بهترین نحو،زن گرفتی به بهترین نحو،ضایع نکن کسی را که باهاش در ارتباط هستی (مشلعونٌ ملعونٌ من ضیّع من یعول)پیامبر فرمود ملعون است ملعون است کسی که زیر مجموعه خودش را ضایع کند.چه می خواهد خانواده باشد چه می خواهد اداره باشد،هر جا حالا که هستی درست اداره اش کن.وقت بگذار جدی باش.برای درست اداره کردن احتیاج به اطلاعات دارد.مادری که مسائل تربیتی را نمی داند مال سن های مختلف.پدری که مسائل تربیتی را نمی داند.زن و شوهرهایی که از روان شناسی همسرانشان آگاهی ندارند،ضایع می کنند.اینهایی که نمی روند یاد بگیرند گناهشان چند برابر است کسی که تو کارهای دنیایی کسل است تو مسائل آخرت،اصلا به آخرت نمی رسد.پس نبینید دعا که می گوییم نه اینکه کار دنیا را بگذاریم زمین،نه،کار دنیا باید خوب،عالی صفت انجام بشود اما باید یک وقتی بگذاریم برویم در خانه کریم مطلق،از او برای دنیا و آخرتمان دریافت بکنیم هر چه بیشتر.بهتر نگاه کنید بخوانم برایتان.چقدر زیباست این!از وجود مقدس نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)(یَدخُلُ الجَنّةَ رَجُلان)دو نفر با هم می روند تو بهشت(کانا یعمَلانِ عَمَلاً واحدا)هر دوشان هم یک کار کردند برای یک کاری که انجام دادند می روند تو بهشت.یعنی از نظر کار هیچ کس به دیگری برتری ندارد زحمتشان اندازه هم است.به خاطر زحمتی که کشیدند می روند تو بهشت،درست.حالا نگاه ببین چقدر قشنگ است این(فَیَرا احَدَهُما صاحِبَه فوقه)یکی شان می بیند این دوستش رفت خیلی بالاتر از او،او را بردند یک جایی بهتر.(فَیَقُولُ الله تَبارَکَ و تَعالی سَئئلَنی و َلَم تَسئَلَنی)آدم اینجا می فهمد چقدر بی عرضه گی بد است.می گوید این رفیقت از من می خواست بهش دادم تو نخواستی بهت ندادم.این تو دنیا که بود اهل دعا بود.اصلا کلمه دعّّا.در آیات قران برای پیغمبر آمده یعنی زیاد دعا می کرد.بعضی ها تو خانه یک جایی را می گذارند سجاده شان را هم جمع نمی کنند.یعنی مثل کش ولش بکنی دو دقیقه وقت پیدا بکند یک وضو گرفته دو رکعت نماز می خواند.یک وضو گرفته یک توسلی،یک زیارتی،یک دوره صلواتی،اصلا ولش بکنی نشسته رو سجاده می گوید الان پنج دقیقه وقت دارم می نشینم یک دوره صلوات روی سجاده وقت می گذارد واقعا.بنابر این عزیزان این مکتب را از دست ندهیم،چه برای دنیایمان،چه برای آخرتمان که ما باید یک وقتی را جدی برای دعا بگذاریم،از شبها خوب استفاده بکنیم،شبها را تلف نکنیم،از سحرها،از تعطیلات خوب استفاه بکنیم،از حرمها خوب استفاده بکنیم،نگذاریم تلف بشود.دعا،دعا،دعا،ثروت دنیا،ثروت آخرت.ببینید با هم یک عمل واحد انجام دادند رفتند تو آخرت،آن کشیده بالا.تو دنیایش هم همینطور است.این حضرت دارد صحنه آخرت را می گوید،صحنه ی دنیایش هم همینطور است.نگو آقا ما با هم وارد شرکت شدیم با هم کارمندیم با هم وارد ارتش شدیم،با هم وارد سپاه شدیم با هم وارد شرکت نفت شدیم،با هم معلم شدیم،حقوق هایمان هم که یکی است.چرا اینها زندگی شان اینقدر رونق دارد زندگی ما رونق ندارد؟چرا اینها زندگی شان برکت دارد؟زندگی ما این جوری نیست؟چرا اینها مثلا دم به دم مسافرت دارند کربلا دارند،حج دارند ما نداریم؟خب دزد که نیست قطعا.ببین از کجا آمده.من ده ها بارنشنیدم با چشم دیدم،ده ها بار دیدم آدمهایی که فقط به خاطر دعا،مثلا مکه را نصیب ما کن،کربلا را نصیب ما کن.پول هم نداشته برود،برای همین دعا،یک زمینه ای فراهم شده رفته.اگر بخواهم خاطراتشان را بگویم خیلی ست.من ده ها نفر را دیدم.اگر جمع کنیم همه مان آنهایی را که دیدم،می شود یک مکتب بزرگ.آدمهایی که با دعا بدون امکانات مالی به موفقیتهایی دست پیدا کردند که اگر یک کسی می خواست هزینه بکند میلیاردها باید هزینه می کرد.همین دعا.یک معلم است دست خالی هم هست می رود یک جا کلاس قرآن می گذارد ولی چون دعاست خدا به این کار این اینقدر برکت می دهد که اگر می خواست یک آموزشگاه بزند باید صدها میلیون هزینه آموزشگاهی می کرد ولی کار این توی مسجد جمع می شود و معادل میلیونها تومان کار است.یک کسی هم می بینی میلیونها تومان بودجه دارد،امکانات دارد به اندازه یک اتاق سه در چهاری که یک آدم اهل دعا کار فرهنگی می کند نمی تواند کار فرهنگی بکند.این باورمان بشود که بابا یک خزانه ای وجود دارد صاحبش خداست(لله خَزائنُ السّموات و الارض)(لله مُلکُ السّموات و الارض)دعوتمان کرد گفته بیایید هر چی می خواهید بردارید ببرید برای دنیایتان،برای آخرتتان ما چقدر بی حالیم.من روایتش را بخوانم(انّ اعجَزَ النّاس مَن اَعجَزَ أنِ الدّعا)عاجزترین مردم کسی است که دعا عاجز است بکند.دیگر از این عاجزتر؟می گوید چی می خواهی هر چی می خواهی بیا بگیر.ما حال نداریم برویم بگیریم.عجب تعبیری کرده!عاجز همین دست و پا چلفتی،بی عرضه.هر چی می خواهی بیا ببر.یک کسی می خواهد پنج دقیقه،دو دقیقه از جایی برود همین تسبیحش را در می آورد.منتظر تاکسی،منتظر اتوبوس ایستاده،یک جایی معطل شده.می بینی این مثل اتو این پنج دقیقه ای که معطل بوده کنار خیابان تا اتومبیل بیاید تا قطار مترو بیاید،این آنجا مثلا یک میلیون آخرتی کارکرده تو آن پنج دقیقه،در شرح صفیحه گفتم بعضی تو توالت نشستن شان،عمر توالتی شان.حالا یک جدولی بوده من باید این جدول را بیاورم که آدمها مثلا چند ساعت از عمرشان خوابند،چند ساعت سر سفره اند چند ساعت توی ایستگاه اتوبوس هستند،چند ساعت تو تاکسی هستند،یک حسابی کردند آمار گرفتند چقدر تو توالت هستند.یک کسی عمر توالتیش معادل عمر میلیونها انسان ارزش دارد.یعنی همین توالت رفتنش اینقدر آخرت ساخته که نگو.همین عرضه داشته.خیلی بداست ادم بعدا بفهمد که اگر این جوری می خواهم بگویم که یک ذره بهتان برنخورد یک ذره عصبانی تان بکنم،ناراحتتان بکنم،آدم می رودمی افتد ته جهنم،اگر یک بار توالت رفتن یک آدم خوب را ثوابش بدهند به این از ته جهنم نجات پیدا می کند.خیلی چیز نمی خواهد بهش بدهند همین چهار تا چیز ذکر که اون تو توالت گفته،همین ذکر گفته چون آنجا هم حضرت فرمود به خداوند بعضی جاها من حیا می کنم اسم تو را بیاورم،خداوند فرمود ذکر علی کل حال است همه جا اسم من خوب است.همین ارزش توالت رفتن یک آدم خوب را اگر بدهند خیلی ها از تو جهنم نجات پیدا می کنند.حالا این نجات پیداکرد می آید بالا خوشحال می شود ولی وقتی خودش فکرمی کند ای بابا ما چه عمری را تلف کردیم یک توالت رفتن این ما را از تو جهنم آورد بالا.آگر خودمان کارمی کردیم کجا بودیم الان.اگر خودمان زحمت کشیده بودیم کجا بودیم.چون ما این چیزها را خوب درک نمی کردیم خودمان را خوب نمی شناسیم الله را نشناختیم،معرفت نداریم برای همین هم این جور حرفها خیلی بهمان نمی چسبد.اصلا متوجه نمی شویم چرا مثلا حضرت زهرا چقدر وقتش را تو سجاده بود(قُمِ اللیل)وقتی من این آیه را می شنوم از شدت شرمندگی از دست خودم دوست دارم بمیرم،آرزو می کنم خاک باشم.اینقدر خجالت می کشم.یکی از آیاتی که خیلی برای من تلخ است وقتی می شنومش خیلی از خودم بدم می آید حالم از خودم بهم می خورد.همین است ببین قرآن چه می گوید.می گوید(قَم اللیل الا قلیلا)شب را بلند شو مگر کمی از آن را،ما اصلا شب نداریم،سیر در شب نداریم.کسی هم شب ندارد هیچی ندارد.یک کسی اهل شب نیست اصلا انگار حرکت ندارد.آقا خداوند حرف می زند با ما.(قُم اللیل الا قلیلا)خدا پس ما روز را چیکار کنیم؟ما که روز کارمی کنیم.صبح باید پنج صبح بیدار شویم کارگر مردمیم برویم سر کار،کارمندیم،کارگریم،خسته می شویم،شب هم که تومی گویی فقط یک کمی را.خدا می گوید من اینقدر،آن هم در کشوری مثلا کشور ما که یک کشوری پرتعطیل ترین کشور جهان است،اینقدر شبهایی را فراهم کردم که صبح هایش نمی خواستی سر کار بروی،آن موقع هم تو بی عرضه بودی.یک بار تو سرت گفتی،آخ جان من فردا بی کارم سر کار نمی خواهم بروم امشب را دارمش،یک بار تو عمرت این طوری حرف زدی با خودت؟یک بار ذوق شب آمد تو دلت؟بگویی آخ جان فردا جمعه است شب را می توانم احیاء بگیرم.امشب من هستم خانواده آسمانی،همین امشب،امشب دیگر هیچ جا نمی روم،هیچ کاری نمی کنم،فردا تعطیل است امشب فقط تو بهشت و بالاتر از بهشت می خواهم بگردم.یکبار تا به حال خدا وکیلی ذوق یک شب آمده تو دل ما؟ما همش شهوت خواب و حسرت خواب داریم.می گویی فردا باید بروی سر کار درس داری خدا می گوید بابا بهانه نگیر من اینقدر تو را دوست داشتم،اینقدر منتظرت بودم اینقدر دوست داشتم شبها بیایی با هم باشیم،با خانواده آسمانیت باشی،اینقدر تو زندگیت شرایطی را برایت فراهم کردیم،خودم فراهم کردم برایت.عشق معشوقان ولی افزونتراست لیلی ازمجنون بسی مجنوتراست می گوید من خودم برایت شرایطی را فراهم کردم که با ما باشی،تو خودت لگد به بخت خودت می زنی من که بی دریغ،در اختیار تو بودم شب و روز،برای چی فرارکردی؟وقتی احساس می کنی می دانی فردا هیچ کاری نداری ببین حست می گوید امشب را باید چه جوری بگذرانی،قیمتت دستت می آید.معلوم است تو چی کاره ای،دست من را نگاه کنید،انگشت ها رانگاه کنید،معلوم است تو حسی هستی،خیالی هستی،وهمی هستی،عقلی هستی،یا فوق عقل،عقلی ها می گویند جانم فردا کار نداریم امشب مطالعه،درس،علم،باریک الله،آنها هم خب خیلی پیش خدا عزیزند.به خصوص اگر آن عملشان به خدا نزدیکشان بکند،نه همین درسهای روزمره دنیایی را کسی می خواند.حیوانات،تمنیات حیوانی دارند شب را،گیاهی هم همین طور،کارهای مربوط به همین شئون گیاهی،حسی ها هم که دنبال پول درآوردن و محسوسات و چیزهای دیگر.قیمتت دستت می آید هر وقت وقت داری چی کار می کنی،انتخاباتات،تصمیمات،ارتباطاتات،دقیقا شخصیت خودت را به خودت معرفی می کند.چقدر قشنگ می گوید امیرالمومنین(علیه السلام)به پسرش می گوید(سلام الله علیهما)میفرماید(إعلم)إعلم وقتی آمد یادتان باشد چه در قرآن،چه در روایت وقتی کلمه ی اعلم آمد یعنی مسئله فوق العاده فوق العاده حساس و مهم است،بدان،یعنی غفلت زیاد است توش.هر کجا کلمه إعلم آمد یعنی خطر غفلت،خطر فراموشی،حمله شیطان برای فراموشی این مسئله زیاد است،لذا إِعلَم می آورد یعنی مواظب باش این را گم نکنی،مواظب باش این را از دستت نرود،(إعلَم أنّ الّذی بِیدهِ خَزائنُ مَلَکوتِ السّمواتُ وَ الاَرض)این را بدان آن کسی که خزائن-چون هر چیزی خزائن دارد-خزائن ملکوت و آسمان و زمین به دست اوست،ای کاش فرصت بود توضیح می دادم،(قَد أذِنَ لَدِعائک)به تو اجازه ی دعا داده،اونی که همه چیز دست اوست به تو اجازه داده،دعا می دانی یعنی چی،یعنی برو جمع کن بردار برای خودت ببر.می گوید آقا فلان بانک اجازه داده فردا هر کی هر چیز چقدر می خواهد بیاید پول،سکه بردارد برای خودش.(وَ تَکَفّلَ لِاِجابَتِک)تضمین هم کرده که بهت بدهد.می گوید اگر آمدی بهت می دهم (و أمَرَکَ أن تَسئلَهُ لِیُعطیک)دستور داده به تو.این دستور از کجا آمده؟چرا دستور آمده؟امر کرده که بیایید بخواهید،از شدت علاقه اش به ما،از شدت محبت خداوند به ما.چقدر ما را دوست دارد.برایمان واجب کرده، می گوید حتما بیایید برداریدببرید.(أمَرَکَ أن تَسئلهُ لِیُعطیک)دستور داده که ازش بخواهی که بهت بدهد(و َهُو َرَحیمٌ کَریمٌ)یک خداوند کریم و رحیمی هست-بقیه اش را برایتان نگویم-(ثُمّ جَعَلَ فی یَدَِک مَفاتیحَ خَزائنه)کلیدش را هم داده دست خودت.می گوید بیا این هم کلید برو هر چی می خواهی بردار.آدم روز قیامت خیلی حسرت می خورد که خدا باهاش این جور تو دنیا رفتار کرده،هر چی می خواهی بردار(بِما إذِنَ فیه مِن مَسئلَتی)کلید را داده دست تو،سپس کلیدهای خزائن و گنجینه هایش را داده،کلید چیست؟با چی کلید را داده دست ما؟می گوید(بمااذنَ)اجازه داده(فیه من مَسئلَتی)بروید ازش سوال کنید هر چی بخواهید این کلیدش است.دعا کلید است که حالا جلسه بعد راجع به همین کلید بودن توضیح خواهیم داد-ان شاء الله-(فَمما شِئتَ إستَفتَحَ بِالدّعا ابوابَ خَزائنه)پس هرگاه بخواهی با دعا کردن درهای گنجینه او را می گشایی همین تا بروی،مثل یک بچه ای که تا سینه ی مادر را می گیرد،مادر اراده بکند نکند این شیر را بهش می دهد،بخلی ندارد مادر،خداوند می گوید هر چی می خواهید بیایید ببرید من که بهتان دادم به کافر هم می گوید کافر هم بیاید بهش می دهم،هر کی بیاید از من بخواهد بهش می دهم.جمع کنید بردارید ببرید،دنیا،آخرت،دنیایی ها را داد بهتان داد،نداد ذخیره می شود برای آخرت،پس شما هیچ وقت با دعا دست خالی بر نمی گردید.پس ما دعا بی اثر نداریم.خب ان شاء الله جلسه بعد می خواهم یک مقدار توضیح بدهم راجع به این کلید که چی کار می کند با ما این کلید و ما باید از این کلید چه جوری استفاده بکنیم.چون بعضی وقتها افراد بهشان کلیدمی دهند ولی چیزهای خوبی جمع نمی کنند بیاورند.بی سلیقه هستند خیلی بی سلیقه هستند کلید را داده دستش برود بیاورد،می رود ازهمان دم در یک چیز بر می دارد می آورد.همین اولین چیزی که به چشمش می خورد ذوق زده می شود.نمی رود ببیند چی ها هست،انتخاب بکند بهترین ها را بیاورد.این هم خیلی مهم است.خب من علت اینکه بحث را یک مقدار طول می دهم برای اینکه توی فصل دعاییم مادر رحم زمانی رجب ،رحم زمانی شعبان در انتظار ماست و از آن مهمتر رحم زمانی ماه مبارک رمضان،اصلا فصل دست بلندکردن است مفصل رفتن سراغ این گنجینه هاست الان فصل آن است،فصل جمع آوریست،فصل دروست باید خوب استفاده بکنیم.
(و الحمد الله رب العالمین وصل الله علی محمد و اله الطاهرین.