بحثمان درباره یاد و دعا بود به عنوان عواملی که در مقابل شیطان ما را قدرتمند میکنند چون دربحث آفت شناسی ، آفتهایی که نمی گذارند ما با خانواده آسمانی مان ارتباط برقرار بکنیم بحثمان در مورد شیطان بود که چند هفته ای هم بحث مفصلی نسبتا داشتیم ، معطل آن شدیم . من برای اینکه این بحث دعا خوب جا بیفتد یک مثالی ازیکی ازبزرگان می زنم . فرمود شیطان سگ در گاه خداست ، اصلا با آشناها هیچ کاری ندارد ولی فقط غریب ها رامی گیرد . این یک مثال بسیار خوبی هست . فقط غریب ها را می گیرد . شیطان یک قدرت در مقابل خدانیست ، جهان ما یک جهان دو قطبی نیست که یک قطب الله باشد یک قطب شیطان باشد بلکه شیطان هم تحت ولایت خداوند تبارک وتعالی یک ماموریتی دارد ودارد کار خودش راانجام می دهد . ماموریت دارد آنهایی که مریض هستند مریضی هایشان رابهشان نشان بدهد آنهایی که ضعف دارند ، ضعفهایشان را بهشان نشان بدهد. آنهایی که می خواهند رشد بکنند تقویت بکند با وسوسه هایی که ایجاد می کند . نقاط ضعف آدمها رابهشان بشناساند بالاخره او هم یک مامور است از ماموران الاهی ،برای خلقت ما شیطان لازم بوده که خداوند گذاشته که ما بتوانیم هم خودمان و هم دیگران راخوب بشناسیم . لذا هر چقدر شما آشناتر می شوی با الله از وسوسه های شیطان بیشتر در امان می مانی . هر چی انست با خانواده آسمانیت با ریشه خودت ،اصل خودت ، معشوق خودت ، اله خودت الله بیشتر می شود ، کمتر وسوسه ها می آید به سراغ شما و شما را آزار می دهد و هر چقدر غریبتر می شوی بیشتر می گزد انسان را. خب این راگفتیم برای چی ؟ برای اینکه یک رمز بزرگ میخواهم بهتان بگویم امروز که خیلی مهم است و آن اینست که چرا ما وقتی که می خواهیم پناه ببریم به خدا از شر شیطان به سه اسم پناه می بریم . رب، ملک و اله ، در مورد رب که مشخص است چون رب کارش چیست؟
رب کارش ربویت است . پرورش دادن ماست . مالک مدبر است ، تدبیر کننده ماست . بنابر این یک کسی بل مربی خودش در مواقع خطر ارتباط نداشته باشد آسیب می بیند. مثلا یک وزنه بردار است یک دانشجوی زبان است یک کشتی گیر است ، یک راننده است بایدمربی بالا سرش باشد بهش بگوید اینجا اشتباه بودآنجا اشتباه بود ، این را باید تقویت بکنی ، مربی باید بالا سر آدم باشد و ما احتیاج داریم که رب مان بالا سرمان باشد، یک کسی که ارتباطش رابا مربی خودش قطع می کند خب معلوم است نمی فهمد کجا ها دارد اشتباه می کند . نقاط قوت ضعف مخفی می ماند . خب این دچار خیلی از انحرافات و اشتباهات می شود .
اگر یک کسیبخواهد توهر رشته ای رشد بکند باید زیر نظر مربی باشد نه معلم فقط بلکه مربی ، یعنی بتواند استعدادهای این شخص را شکوفا بکند یواش یواش باز بکند و شخص تحت پرورش این بفهمد که یواش یواش دارد دارایی پیدا می کند مثل اینکه من بعد ازیک مدت زیر نظر این مربی کار کردم دارم شادتر می شوم ، آرامتر می شوم، قوی تر می شوم ، نسبت به دنیا ضرب ناپذیرتر می شوم ، ضد ضربه می شوم ، استحکام دارد پیدا می کند . خب این خیلی خوب است . حالا ما احتیاج داریم دائما با مربی مان که الله است ارتباط داشته باشیم . لذا اگر شما بخواهید از شیطان که سگ در گاه است در امان باشید باید کی به دادتان برسد؟ مربی . زیر نظر مربی که باشید شیطان کارزیادی نمی تواند با انسان بکند وسوسه هایش هست اما انسان سالم در میرود از اینجا . لذا قل اعوذ برب الناس ، یعنی اول رب ، ذکر یا رب فوق العاده مهم است با توجه به معنی که می گوید یا رب که می گوییم یعنی چی؟ مثلا الان می خواهیم تمرکز بگیریم با ذکر یا رب یک مقدار خلوت کنیم وقتی می گوییم یا رب یعنی چی؟ یعنی تو مالک من و مربی من و مدبر من، تدبیر کننده و تربیت کننده من هستی . این اذکار و این معانی اگر نیاید ما ذکر یا رب ما ن همان یا خدا می شود باز گم می شویم این وسط .
نمی گوییم یا خدا ، با یا الله کار نداریم ، الان با رب کار داریم یعنی ما با اسم مخصوص کارداریم . شما اصلا ممکن است مربی تان دوستتان هم باشد مربی تو مثلا دایی تو هم باشد ولی مربی است اما اگر به عنوان دایی می خواهی رابطه باهاش برقرار بکنی دایی بودن ما را پرورش نمی دهد ، چی پرورش می دهد؟ مربی بودنش پرورش می دهد اگر یک موقع قاطی کردی رفتی مثلا زیر نظر مربی اما وسط راه یک دفعه گفتی دایی جان ، دایی جان کارخراب می شود چون دیگر آن رابطه دایی و خواهر زادگی غلبه می کند کار مربی گری مختل می شود . ما الان با الله تو کدام بخش کار داریم؟ با کدام اسمش کار داریم؟ با رب کار داریم،یا رب، من تربیت می خواهم. من می خواهم قوی شوم ، من می خواهم جذب اسم بکند ، میخواهم بزرگ شوم می خواهم شبیه بشوم، می خواهم نزدیک بشوم می خواهم متخلص به اخلاق الاهی بشوم لذا ذکر یا رب خیلی مهم است . انسان صبح ها یک وقتی این یا رب را بالاخره دمش را بگیرد. و یک مقدار یا رب بگوید. بعد بعدیش چیست؟ قل اعوذ برب الناس ، ملک الناس . ملک را چرا ما باید بگیریم؟ چون اگر ندانیم نمی توانیم استفاده بکنیم این ذکرها را هم بگوییم هیچفایده ای ندارد. ملک یعنی چی؟ یعنی پادشاه، یعنی به پادشاهی خدا باید پناه ببریم. پادشاهی خدا یعنی چی؟ حالا این یک ظرافتی دارد که حالا نمی دانم توضیحش راهم امروز برسیم یا نه !وقتی می گوید پادشاه شاه کارش چیست تو مملکت؟ همان کار یک مقدار کار مربی است ، ربوییت است ، تدبیر یک کشور است ، سیاست کردن است. وقتی می گویی ملک الناس یعنی تو شاه من هستی غیر از تو من شاهی ندارم. توپادشاه من هستی . من پادشاهی تو را قبول دارم، یک مقدار سبقهی سیاسی هم دارد که در بحثهای سیاسی مسئله فوق العاده جاباز می کند . کسانی که از نظر اندیشه ی سیاسی و اجتماعی الله را حاکم نمی دانند و معصوم را و ولی فقیه را اینها حتما نصیب شیطان می شوند امکان ندارد یک نفر ولایت خدا بعد ولایت چهارده معصوم ، بعد ولایت ولایت فقیه را قبول نداشته باشد گرفتار فتنه نشود گرفتار آسیب نشود در مسیر خلاف مسیر امام زمان نیفتد . اصلا امکان ندارد . مهال است یک کسی بتواند با این پادشاه کنار بیاید چون این پادشاه می گوید تمام حکومتها تمام مدیریتها ی اجتماعی ، سیاسی باید کی نصبش بکند و اجازه بدهد؟ الله باید بدهد . الله جز برای چهارده معصوم و فقیه عادل جامع الشرایط حکم حکومتی امضاء تا به حال نکرده ، برای هیچ کس جز این دو گروه حکم حکومتی امضاء نکرده . لذا یک کسی با ولایت فقیه مشکل دارد به قول امام(سلام الله علیه ) فرموده کسی با ولایت فقیه مشکل دارد، قطعا زمان ظهور در مقابل حضرت قرار میگیرد . جز یاران حضرت نمی تواند باشد حتما یک کسی با ولایت فقیه مشکل دارد حتما با امام زمان هم مشکل دارد و به معنای واقعی واساسا نمی تواند تو لشگر امام زمان باشد. این معنای سیاسیش است که حالا بحث مفصلی دارد در بحث ولایت مفصل توضیح دادیم . این را بگذریم ازاش . اما پادشاه یعنی چی؟ یعنی بالاخره این سگی که دارد اینجا پارس می کند این سگی که گذاشتی اینجا به عنوان یک قداره بندی که حالا تو حکومت تو دارد کار می کند بدون قدرت تو که نمی تواند کار کند . تو اختیار دار این شیطان هم هستی . من را از شرش نجات بده . شما تا نروی دم پادشاه را نبینی پادشاه که بنویسد این در امان است هیچ کس شما را کاری ندارد . ببینید چقدر ظریف است معنا. خیلی معنا ظریف است باید پادشاه بنویسد آقا ما به این آقا امنیت دادیم که کسی باهاش کار نداشته باشد . وقتی در خانه پادشاه نم روی بی اذن پادشاه تو مملکتش می خواهی تصمیم گیری بکنی یا کاری بکنی منتظر حمله های شیطان باش وقتی تصمیم هایت ، ارتباطاتت ، رفتارها و افکارت با پادشاهی خداسازگاری ندارد با حکومت الله سازگاری ندارد منتظر هر نوع حادثه ای باید باشی، هر نوع بلایی سرت می آید . باید با این نوع سیستم ، با سیستم الله سازگاری داشته باشی که شیطان هم جزء این سیستم است آن موقع است که شیطان چون تو آشنا هستی باهات کاری ندارد . اما وقتی غریبه شدی با پادشاه مامورهایش هر جا گیرت بیاورند بیچاره ات می کنند . شیاطین می گویند آقا سحر شدیم ، سحر مال کسی ست که غریبه است این یادتان نرود اگر یک کسی سحر رویش اثر گذاشت یعنی غریبه بوده که رویش اثر گذاشته . اگر کسی گفت بختش را بسته اند هیچ کس نمی تواند بخت کسی را ببندد. چشم زخم گرفتار شده ، چشم زخم، بستن بخت ، سحراین فقط رو غریبه ها هست یعنی یک کسی که فضای کافی رابرای آن امر خبیث داشته تو دلش ، لذا وقتی طرف حمله کرده گرفته . مثل وسوسه است دیگر اگر مثلا وقتی یک کسی را وسوسه می کنند وسوسه ، کسی وسوسه می شود که دقیقا متناسب با آن وسوسه تو وجود خودش چی داشته باشد؟ برای شیطان دستگیره ایجاد کرده باشد . متناسب باشد وقتی قلقلکش می دهند تحریک می شود، اما یک کسی که اصلا عامل تحریک در وجودش نیست این هر چی هم می خواهی تحریکش بکنی تحریک پذیرنیست این یادتان باشد عصبانیت ، حسادت ، تکبر ، زود رنجی ، حساسیت ، احساس پوچی ، افسردگی ، بدبختی سراغ کسی می رود که خودش را برای آن آماده کرده باشد اگر خودش را آماده نکرده باشد سراغش نمی تواند برود اصلا اگر کسی عصبی است پرخاشگر است بد اخلاق است ظالم است ، متکبر است ، غریب است حتما که این جوری است، آشنا اصلا این جوری نمی تواند باشد . یعنی فضا باز کرده برای این کار اگر یک کسی دائما تو زندگی شکست می خورد احساس بد بختی می کند . بد بختی سراغ کسی می رود که حاضر است بدبخت بشود و الا حادثه اتفاق می افتد . زینب کبری فرمود (وَما رَأیتُ الاٌ جمیلا) یک کسی غیراز حضرت زینب بود می گفت بد بخت شدم ، داداشم را کشتند ، خواهرزاده هایم را کشتند، اسیر شدم ، بدبخت شدم ، کتک خوردم ، اما احساس بدبختی نمی کند احساس شادمانی می کند . درجبهه دشمن ، یک سربازدشمن اگر تیر بخورد ، ترکش بخورد ، پایش قطع بشود می گویند بدبخت شدم، بیچاره شدم اما جانبازما اصلا این طوری نیست بدبخت و بیچاره نیست . به قول پیامبر او یک بخشی از عضوش زودتر از خودش به بهشت می رود . او اصلا احساس بدبختی نمی کند او کیفش اینیست که یک پا را فرستاده جلو تر به بهشت برایز خودش جا باز کرده برای خودش،سهم خریده ، سهام خرید،این احساس بدبختی نمی کند . یک کسی سرطان بگیرد به هیچ وجه احساس بدبختی نمی کند ، مریض بشود ،دکتر جوابش بکند، کسیش بمیرد اصلا احساس بدبختی نمی کند . اینها را کاملا هدیه خدا می داند (الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون ) نه عصبانی می شود نه احساس بدبختی می کند نه احساس بی پناهی می کند ،نه احساس می کند بی شخصیت شده نه احساس می کند دیگر حالا فلانی مرد چی کارکنم. این پشتش به خانواده آسمانی والله گرم است . اصلا پایین کسی نیست که بهش تکیه بکند به هیچ وجه آدم قوی به پایین به هیچ کس تکیه نمی کند . کسی که تو زندگی دنیایی تکیه گاه دارد این کسی است که از آسمان قهر است اصلا نمی شناسد خانواده آسمانی خودش را . والا اگر یک کسی حواسش به خانواده آسمانیش باشد به الله باشد امکان ندارد به کسی روی زمین تکیه بکند اصلا نیازی ندارد به کسی تکیه بکند . مثل یک کسی که پول دارد غذابخرد بخورد حالا کسی می آید بهش می گوید تو غذا خواستی بیا در خانه ما بهت غذا می دهیم می گوید من غذا دارم من اصلا از کسی غذا نمی خواهم . خودم پول دارم خرج می کنم. کی می افتد به گدایی؟ گدایی کی می کند؟ فقیر تعریفش چیست؟ تعریفش اینست که خودش از پس مخارجش برنمی آید. فقیر ندارنیست این یادتان باشد. حالا نگویید اینها دارند ما بهشان کمک نکنیم نه فقیر کم داراست. یعنی کسی که از مجموعه شغلی که دارد نمی تواند هزینه هایش را تامین بکند به او می گویند فقیر . بر خلاف مسکین ،مسکین یعنی اصلا هیچی ندارد . خلاصه کی می رود سراغ گدایی؟ کی دستش را دراز می کند؟ یا مسکین است یا فقیر است اگر فقیر نباشد دستش را دراز نمی کند . اینکه ما یک دفعه وابسته می شویم به افراد زمینی ، هر کس می خواهد باشد همسر،پدر، مادر،برادر، خواهر ،وابسته می شویم آنقدر وابسته وآویزان می شویم که اگر این مثلا یک تکانی بخورد ما هم تکان می خوریم باهاش. اگر او فرو بریزد ماهم فرو می ریزیم ، می گوییم بیچاره شدم بدبخت شدم، دنیا جلوی چشمان تیره می شوداین مال کسی است که اصلا با آسمان انس ندارد یعنی از آسمان آشنا ندارد که تکیه بکند بهش. هی گفته خدا، چهارده معصوم ، اما واقعا رفاقتی ندارد که تکیه بکند . یادمان نرود همیشه تلخی ها ، بدبختی ها، نکبت ها، سحر، جادو،ازاین چیزها سراغ کسی می رود که خودش را آماده کرده باشد برای این . قبلا تو وجودش یک چیزی آماده گذاشته برای این بدبختی والا امکان ندارد . بعضی ها پایشان رااز دست می دهند اما بدبخت نمی شوند ، معلول هستند اما خوشبخت زندگی می کنند ،دوتا چشم شان را ازدست دادند اما اصلا از بقیهعقب نمی مانند. بروید ببینید زندگی اینها را،معلولهای موفق را نگاه بکنید اعم از مومن و غیر مومن . این می گوید هیچ شرایطی نمی تواند محدودم بکند،هیچ شرایطی بدبختی نمی دانم، هراتفاقی افتادباآن اتفاق خودم را می سازم می کشم بالا. این اگر معلول هم بشود بیفتد روی زمین ،همین بدن معلولش از هزار تاآدم سالم بیشتر انگیزه دارد و کارمیکندو رشد می کند.من بعضی از شاگردهایم که نابینا بودند یکی دو تا هم نیستند آن موقع که چند سال پیش بامن شروع کردند دیپلم داشتند سرکلاس آمدند،جلسه گرفتند یا تو خانه ها دوره گرفتند الان خودشان جزء اساتید بزرگ دانشگاه و حوزه هستند. اصلا نابینا بودن اصلا به هیچ وجه تاثیر نگذاشته . یا حوادث دیگر، یا محرومیت های دیگر، این آدم اصلا خیال بدبخت شدن ندارد خیال زمین گیر شدن ندارد خیال خوشبخت نبودن ندارد. هیچ، هیچ،هیچ حادثه ای تو زندگیش به غصه نمی اندازد این را، اینکه برودیک گوشه بیفتد چند روز بخوابد ، قرص بخورد، انگیزه هایش از بین برود . اگر کسی احساس بدبختی می کند خودش را برای بدبختی ساخته . خودش را برای بدبختی آماده کرده خب حالا این اتفاق می فتد. این ها را گفتم برای چی؟ اله را هم که قبلا جای خودش توضیح دادم . شما تا نروی سراغ الله به عنوان ة اله ،رب وملک خوشبختی نمی آید سراغت ،خوشبختی هدیه ای نیست ،پیدا کردنی نیست باید بروی دنبالش و تهیه اش بکنی ،باید بروی برایش زحمت بکشی برای این خوشبختی ،باید خودت بروی سراغش خودت را خوشبخت بکنی . لذا ما به چی احتیاج داریم؟ به دعا احتیاج داریم . در روایت داریم پنجاه درصد کار انسان تلاش است و پنجاه درصدش دعا . یعنی رفتن به سراغ خانواده آسمانی . اما اینکه فقط تلاش بکنیم و بدویم ، در خواستی نداشته باشیم ، در خانه نرویم ، انسی نداشته باشیم قدرتی نگیریم نمشود . صرف کار نمی شود باید بروی قدرت بگیری ، لذا در نماز به ما گنجاندن( ایاک نعبد وایاک نستعین) یعنی ما عبادتمان را می کنیم تلاشمان می کنیم . پنجاه در صد ،پنجاه درصد اینست که تو به ما باید کمک بکنیم از تو کمک می خواهیم . دعا نباشد کسی به جایی نمی رسد. آیه را بخوانم بس است دیگر . سوره مبارک فرقان آیه 77-(قل) آمده یعنی مسئله خیلی مهم است یعنی می خواهد بهت ضابطه بدهد هر وقت قل آمد یعنی قانون ، یعنی شاه کلید، یعنی حتما یک مسئله فراگیر است ، استثناءبردار نیست، برای همه است. (قل ما یعبوبکم ربی لولا دعاوکم) بگو اصلا رب – باز اینجا کلمه رب آمده ، مربی تان با شما هیچ کاری ندارد . رب شما مالک مدبر شما اصلا باشماکاری ندارد اگر شما نخواهید بروید ازاش در خواست کمک بکنید مگر مربی های زمینی کاری می کنند برای آدم. شما باید بروید بگویید آقا مربی بیا این پول خدمت شما ، ثبت نام کردم، مثلا به من کمک کن. اگر هم کمک های ویژه بخواهی باید تازه بهش خصوصی پول بدهی ، کلاس خصوصی بگیری . الله را اگر می خواهی کمک عمومی بگیری باید بروی سراغش ، کمک خصوصی هم بگیری باید سرمایه گذاری بکنی . باید بدهی یک چیزی تا بهت بدهد.چی باید مابدهیم به الله ، طبیعت باید بدهیم تا طبیعت ندهیم خدا خودش را در اختیارت قرار نمی دهد.یعنی باید فارغ بکنی خودت را،یعنی بگویی خدایا ببین من این وقتهایم راگذاشتم کنار. فقط برای تو، این نصف شب بلند شدم فقط برای تو، این سحرزدم بیرون فقط برای تو، این شب جمعه خودم را فارغ کردم فقط برای تو، من خیلی ها راغال گذاشتم تا به تو برسم.خیلی ها را فراموش کردم تا به تو برسم . خدا ببین من امشب غذا نخوردم که مباذا خوابم ببرد از تو غافل بشوم، ببین از شکمم گذشتم . شماتا از شکمت نگذری نمی توانی انبساط داشته باشی ، می خواهی تا خرخره بخوری بعد هم بروی تاآسمان ، اصلا نمیشود،یک کسی که شب شام می خورد تا خرخره شوخی می کند می گوید من می خواهم تا آسمان بروم. اصلا نمی شود باید بگوید من امشب قرار ملاقات دارم با خدا ،یک کسی می گوید من امشب آزادم تا فردا کسی نیست امشب تا دلم بخواهد سیرو پیاز می خورم ، سیرو پیاز جزءواجبات غذاهاست آدم باید بخورد ولی اگر امشب ملاقات داری ، می گوید نه من امشب نمی خورم چون قرارملاقات دارم ،سیر نمی خورم بد است. دهنم بومی دهد وقتی می گویی می خواهم بروم آسمان یعنی باید سبک شوی یک کسی که اصلا خودش را برای آسمان رفتن سبک نکرده فقط دارد شوخی می کند . اگر نگوییم دروغ می گوید یا مسخره می کند فقط دارد شوخی می کند می گوید من می خواهم بروم آسمان ، خدا اگر ببیند تو یک جا طبیعت را غال می گذاری برای او ، درس خصوصی برایت می گذارد . ائمه (علیهم السلام ) دارم یواش یواش تمرین عملی می دهم-ائمه (علیهم السلام) وقتی ببینند چون می خواهیم راجع خانواده آسمانی صحبت بکنیم ،خانواده آسمانی ،غیب – اساساً وقتی ببینند تو همه را غال می گذاری می آیی در غیب را می زنی.زودرویت بازمی کنندمی گویند یک آشنا آمده.اما اگر غریبه بروی در بزنی باز نمی کنند.می گویندصدای آشنا نداریم.خدایا به حق محمدوآل محمدماراآشنای آسمان بفرما.ماراانس باغیب عنایت بفرما.خدایابه حق محمدوآل محمد در خودت ودرخانواده آسمانی مان رابه روی مابازکن. (وَالحَمدالله ربّ العالَمین)