بحث مان درباره ذکر خداوند به عنوان یک مانع بزرگ و اصلی در سر راه وسوسه های شیطان بود که فاصله میاندازد بین انسان و سعادت او، فاصله می اندازد بین انسان و خانواده آسمانی اوو اصل و ریشه ی او. در این چند جلسه ای که درباره یاد خدا سخن می گوییم بیشتر بحث مان ناظر بر قدرت ذکر است. قدرت آفرینی ذکر است و سایر ابعاد ذکر در مباحث یاد خدا و مهارت های عبادی، همان مباحث معنوی یا مباحث شبهای احیا توضیح داده شده. الان فقط میخواهیم یک مقدار درباره قدرتآفرنیی ذکر بگوییم. در فرمایشی از امام صادق (علیهالسلام) هست «الساعة تصیب المؤمن و الکافر و لاتصیب ذاکراً» صاعقه به مومن و کافر اصابت می کند. اما به کسی که در حال ذکر است صاعقه اصابت نمی کند. این یعنی چی؟ یعنی ممکن است حالا کافر که هیچ مومن باشد اما سپر نداشته باشد حالت دفاعی نداشته باشد و صاعقه بهش بخورد. اما وقتی که ذاکر است اهل ذکر است انسانی که اهل ذکر و یاد الاهی است اساساً دارای حفاظ است. یعنی خود این ذکر به او حفاظ می دهد و یک سپر است از قدرت الاهی و نورالاهی در برابر معظلات و مشکلات او. بهترین پناهگاه ذکر خداوند تبارک و تعالی است. آن جایی که ما فکر می کنیم احتیاچ به کمک کسی داریم. کسی باید به کمک ما بیاید به چه کنم، چه نکنم دچار ابهام، دو راهی، سردرگمی هستیم. تصمیم گیری برایمان سخت است، انتخاب ها، ارتباطات، رفتارها، و چینش های فکری برایمان یک مقدار مشکل می شود. دچار انواع وسوسه ها وتردید ها می شویم این یاد خداست که قدرت به ما می دهد و همه آن تردیدها و شک ها و وسوسه ها و ضعف ها را در وجود ما برطرف می کند. پس ما باید از آن به عنوان یک سپر. یک حفاظ الاهی همیشه استفاده بکنیم. شما نگاه بکنید تضمینی در روایات می گوید شما وقتی که می خواهید از جایی به جایی بروید این دعارا بخوانید و خیالتان راحت باشد چون این با شما هست یا گاهی وقت ها آثار یک ذکر را می گویند این اثر با شما هست. اگر کسی این ذکررا بگوید این دعا را بخواند، این آیه با سوره را بخواند تا برود و برگردد در حفاظ هست این یک حقیقت است خوب دقت بکنید یعنی واقعاً اطراف انسان یک اتفاقهایی پیش می آید یک قدرت هایی پیش میآید که به انسان صدمه نمی زند. در خاطرات آقایی می خواندم می گفت که ما در هواپیما بودیم بعد هواپیما مشکل پیدا کرد و خلبان هم گفت که ما الان در وضعیت اضطراری هستیم همه هم ترس برشان داشته بود که حالا باید چی کار بکنیم. گفت دیدم یک روحانی نشسته خیلی آرام به او گفتم شما الان اضطراب ندارید از اینکه هواپیما چرخ هایش باز نشود. این جوری شده گفت نه من آیت الکرسی را خواندم. اینقدر راحت. انسان وقتی که این اطمینان را دارد میگوید آقا شما آیت الاکرسی را بخوان. چهار قل را بخوان. حمد را بخوان، به اطرافت فوت کن میخواهی حرکت بکنی این اثر دارد واقعاً. یا وقتی می گوید این سوره را این آیه را بخوان این دعا را بخوان در مثلاً فلان شربت، یا فلان غذا بدمی اثر دارد. واقعاً هم همین طور است. دعواها، درگیری ها، اختلاف ها، تردیدها، عصبانیت ها، زودرنجی ها، حساسیت ها، احساس های بد، احساس پوچی زمانی می آید که انسان غفلت می کند. حتی در روایت داریم هیچ پرنده ای شکار نمی شود. در بحث ذکر گفتیم پس هرجا ما دچار مصیبت می شویم این چیزهایی که دوست نداریم سرمان بیاید می آید. حادثه می شویم این برای این است که از ذکر خدا از یاد خدا غافل هستیم اگر هم به گذشته مان برگردیم می بینیم که حوادثی که در حیطهی مسائل بدنی، خیالی، روحی سر ما آمده مواردی بود که ما از یاد خدا غفلت داشتیم. به خصوص حوادثی که در نفس ما تفاق می افتد. به قول قرآن مصیبتهای که درجات انسان برای انسان اتفاق می افتد موارد یهست که انسان غافل است از یاد خدا. پریشانی هایی که به سراغ انسان می آید، اضطراب هایی که به سراغ انسان می آید اینهامال مواقعی است که انسان غفلت دارد. دل شوره هایی که می آیدآن حالت غمگین های طولانی که سراغ انسان می آید، حالا به قول امروزی ها می گویندافسردگی دارد، پژمردگی دارد اینها همه مواردی است که یاد خدا به معنای حقیقی از وجود ما رفته که ما دچار آسیب شدیم و الا اگر کسی مشغول یاد خدا باشد به یاد الله باشد یعنی غایت خودش اصل خودش، ریشه ی خودش، حودث اصلاً نمی توانند به او صدمه ای وارد کنند نه اینکه حادثه نمی آید نه اینکه تحدید نمیشود. نه اینکه مورد حمله قرار نمیگیرد حتماً این اتفاقها میافتد ولی او آسیبی نخواهد دید. چون حفاظ دارد سپر دارد. یکبار دیگر می خوانم «الساعة تصیب المومن و الکافر و لاتصیب ذاکر» صاعقه به سراغ مؤمن و کافر میآید اما به سراغ ذاکر نمیرود. ذاکر حفاظ دارد. این معنای حقیقی است حالا با نکته ای که من دارم می گویم یک مدت تمرین کنید حتماً این را در حیطه ی جان و نفس خودتان ببینید آنجایی که دچار مشکلات روحی فکری انسان می شود در خیال خودش در واهمه ی خودش حتی در عقل خودش ببینید بوعلی چی می گوید. (رحمة الله تعالی علیه) می گوید من وقتی در حل یک مسئله علمی در میمانم نمیتوانم حلش بکنم به مسجد جامع می روم دو رکعت نماز می خوانم. التجاحی به حق تعالی دارم از حق تعالی کمک می گیرم مسئله حل می شود برای من. حتی در مورد عقل انسان یعنی اینکه انسان باید چی کار بکند. مشکل عقلانی پیدا می کند می خواهد یک مسئله ای را حل بکند این خیلی کمک می کند کسانی که کارهای فکری، فلسفی، علمی دارند از یاد خدا خیلی خوب میتوانند کمک بگیرند میخواهد یک اختراعی، اکتشافی بکند حتی ما برای اختراع و اکتشاف ذکرهای خاصی داریم به انسان کمک می کند این اذکار خاص از اسماءالاهی که در کارهای علمی، اقتصادی، در کارهای اجتماعی، در کارهای سیاسی در کارهایی که نیاز به فکر، استنتاج، برنامهریزی داردکمک بگیرد. مثلاً داریم در مورد کسانی که میخواهد بتوانند راه کارها را یپدا کند چاره جویی بکنند مدیریت خوب بتوانند بکنند. دکر (یا حسیب) خیلی کمکشان می کند از محاسبه است دیگر اینکه حسابگر باشند در زندگی و دچار افراط و تفریط نشوند از اسم شریف یا حسیب الاهی کمک بگیرند این را بگویند تا محاسبه گریشان دقیق باشد. چیزی از یاد آنها خارج نشود چیزی از محاسبات آنها خارج نماند. این اسماء هر کدامشان اسلحه هایی بسیار بزرگی هستند که ما باید کمک بگیریم. «فالله الاسماء الحنسی فدعوابها» خدا اسم های زیبایی داردخدا را با آن اسم ها بخوانید. بخوانیم ما که چی بشود. خدا که به یاد ما احتیاج ندارد که درست است که ما را دوست دارد.اما نیازی به یاد ما ندارد. پس اینکه شما خدا را بخوانید برای چی؟ که سفارش شده الله را بخوانید. خدا را بخوانید قشنگترین و کاملترینش همان است که در نماز میگوییم. «ایاک نعبد و ایاک نستعین» برای استعانت، برای کمک، برای هر حرکت، به سمت بالا استعانت هم نه در حرکت های فقط مسائل مادی، یک موقع است یک کسی کمک می گیرد از قدرت یک ذکر، حتی کافر هم که می آید کمک می گیرد برایش موثر است. می گوید آقا این ذکر این معجون این طلسم، این ترکیب از اسم ها به من کمک می کند خیلی خوب است ولی این برای چی، می خواهد این را می گوید مثلاً برای فلان کار زندگیم، برایم خوب است. به هر حال اسم خدااست. دارای قدرت، دارای نورانیت است این را هر کس استفاده بکند به کمکش می آید. حتی وجود لفظی و کتبی هم مؤثر است یک کسی قرآن همراهش باشد یک کسی یک گردنبندی داشته باشد یک چیزی از الله، از قرآن، از اسماءالاهی همراهش باشد. یک تابلو در خانهاش گذاشته شد. اینها مژثر است. اینکه در روایات داریم شما اگر تابلوی سگ بگذارید. عکس سگ، مجسمه سگ باشد فرشته ها نمی آیند. خب این یک ثر حقیقی خارجی هست. بعضی ها الان مد هم شده تو خانه چندتا عروسک سگ می گذارند یا تو اتومبیلشان یک چیزی بالاخره آویزان می کنند. امروز من داشتم از قم می آمدم اینجا این ماشین مثل باغ وحش بود. اتومبیلی که من سوارش شده بودم انواع و اقسام همین عروسک ها بود. من می خواستم یک چیزی بخوانم می دید یک چیزی جلویم آویزان است آن ور همین طور، پشتم همین طور رو آینه همین طور این را باز کردم گذاشتم پشت سرم تا بتوانم چند تا نامه را بخوانم و بنویسم. این اثر دارد واقعاً. می گوید آقا شما اگر در خانه تان مجسمه سگ باشد مجسمه حیوانات باشد یک اثری دارد. موقعی که شما تابلوی اسماءالاهی در خانهتان باشدتابلوی پنج تن باشد چیزهای مقدس باشد واقعاً اثر دیگری دارد در حضور ملائکه و قدرتی که در خانه ایجاد می شود، آرامش که درخانه دارد. خب حتی عرضی کردم کفار در نمایشگاههای بینالمللی از تابلوهایی که مربوط به سنگ است یا تابلوهای که اسماء خاص است به آنهایی ک اسماء مقدس است توجه بیشتری دارند. می گویند ما از آنها آثار بیشتری می گیریم. حتی اگر معنی شان هم ندانند. اثر دارد. حالا اگر شما در خانه این کار را بکنید درخانه هیچ در خانه قلب خودت، کسی در خانه قلب خودش این اسماء را داشته باشد. این ذکرها را داشته باشد اینها مؤثر است. قدرت می دهد به انسان. من یک داستانی رااز امام نقل بکنم برای شما با یکی از دوستانشان که اتفاقاً پسر این دوست امام از اقوام ایشان آمده بودند منزل ما برای من تعریف می کرد. گفتم این داستان درست است در مورد امام، جوانی ها امام و پدر شما، گفت بله. گفت پدرم و امام رفته بودند خدمت مرحوم نخودکی مرحوم حاج حسن نخودکی که همان اصفهانی که هر کس می رود امام رضا (علیه السلام) قبر ایشان هم آنجاست زیارت می کند و خوب هم است اول انسان اینها را زیارت کند بعد برود زیارت امام رضا ایشان ید طولانی در ذکر و اذکار و طلسم ها داشت خودش صاحب قدرت های بسیار زیادی بود که مشهور هم است پسر ایشان در کتاب نشانی از بی نشان ها. بسیاری از این قدرت ها را نوشته. میگفت ما رفته بودیم حرم امام رضا (علیهالسلام) امام بود خودش تعریف کرده بود میگفت ما رفتیم به مرحوم نخودکی گفتیم ما آمدیم اینجا از شما علم کیمیا یاد بگیریم. می گفت مرحوم نخودکی گفت خب حالا باشید تا من بروم زیارت بکنم و بیایم. می گفت زیارتش هم خیلی طولانی بوده. می گفت یکی از امتحان هایی که یک استاد از شاگردش می کند همین است سردواندنهای زیاد، معطل کردن های زیاد تا ببینی اصلاً اهل این کار هست یا نه. اصلاً به درد این کار می خورد یا نه. حسش را دارد حوصله اش را دارد این کار را می خواهد انجام بدهد یا نه. یا همین الان مثل خیلی الان می آیند سراغ ما می گویند من فلان مشکل رادارم سرپایی هم میخواهد برطرف کند. یک مشکل را که مثلاً باید شش ماه کار کند روی خودش میگوید همین الان یک جوابی به من بدهید. سرماخوردگی را سرپایی کی خوب کرده تا به حال؟ ساده ترین مریضی را. گفت رفت ایشان مدت زیاد و آمد دیدما نشستیم گفت خب پس شما کیمیا می خواهید. گفتیم آره. کیمیا خیلی علم سنگین است کیمیا علمی است که شما به فلز، به مس دست بزنید طلا می شود. گفت یک شرط دارد برای نفع شخصی خودتان استفاده نکنید. برای شخص خودتان اصلاً استفاده نکنید. تضمین میدهید یا نه؟ هر دوشان گفتند نه. ما الان ممکن است تضمین بدهیم ولی آینده را ما هیچ خبری نداریم. ایشان خیلی خوشش آمد. گفت باریک الله که شما صداقت را رعایت کردید. پس حالا که اینجوری است من یک چیزی به شما یاد میدهم که از کیمیا بالاتر باشد. فرمود ایشان به ما یک ذکری یاد داد که بعد از نماز بگوییم. امام می فرماید من همه موفقیتهایم را از ین ذکر گرفتم. آن آقا که قومشان درخانه ما بود می گفت که مرتب انجام نمی داد.ولی امام همیشه انجام می داد بعد از نماز. این ذکر اینقدر قدرت ایجاد می کند. یعنی شما ذکرها دارید با درجات قدرت، ماندگاری و آثار مختلف. اینها را ما دست کم گرفتیم مااصلاً یک کتاب بسیار قدرتمند داریم در خانه همه مان هم هست. به نام مفاتیح، یکی از حسرت های شب اول قبر مااین است که ما اصلاً این کاب را قدرش را ندانستیم. یار میان خانه ما گرد جهان می گردیم. شما نگاه کنید ببینید چقدر قدرت های عالی دارد انسان اگر با اینها انس بگیرد از اینها استفاده بکند به خیلی از توانها خواهد رسید از خیلی از حوادث در امان خواهد بود. چون بسیاری از حوادث که دارد اتفاق می افتد این جور نیست که ما لزوماً باید این همه تو زندگی مان این همه غصه و گرفتاری داشته باشیم که اگر پیش می آید برای ما مال این است که ما حقیقتاً از خدا و یاد خدا فاصله گرفتیم از معنویت فاصله گرفتیم. حقیقتاً ضعیف شدیم که داریم حادثه می بینیم. ببینید مثلاً یک کسی می رود پیش دکتر می گوید بچه ام خیلی مریض می شود آقا دکتر این را دارم مقدمه می گویم برای جسله آینده که می خواهیم بحث مهم تری داریم میگوید بچه ام تند تند مریض می شود تند تند سرما می خورد، زیاد تب می کند، افزایش وزن و قد نداشته، دکتر می گوید این ضعیف است این الان خیلی از موادی که باید در بدنش باشد نیست. باید بنیه اش قوی شود تا در مقابل مریض ها و بیماری ها واکسینه بشود در امان باشد به قدرت برسد مریضی اینقدر راحت نتواند بیاید همین یک بار بهش می خورد می بینی چند جور مریضی می گیرد چند روز همباید بیفتد برای هر بار. ولی وقتی که غذای خاصی مواد خاصی را استفاده می کند قدرتمند می شود به راحتی در مقابل ویروس ها، آسیب پذیر نیست اصلا|ً واکسن برای چیست؟ واکسن برای این است که انسان قوی بشود. ذکرها انسان را واکسینه می کنند، دعاها، اینکه می گوییم حتماً اول صبح دعای صبح تان، دعای روزتان را بخوانید زیارت روز را هم بخوانید. دعا با خدا، زیارت با خانواده آسمانی تان. امروز که پنج شنبه است امام عسگری (علیه السلام) فردا که جمعه است آقا امام زمان (علیه السلام) شنبه آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله) همیشه همین طور است یعنی ما باید از اینها استمداد بکنیم. آنجاهایی که ما خیلی می ریزیم به هم عصابمان خرده می شود اوضاع مان پیچیده می شود گرفتاری ها پشت سر هم برایمان می آید دائماً آسیب پذیر شدیم که می آید دگر حوادث همیشه هست. لازمه طبیعت هم بودن این حوادث است. اما یک کسی که خودشی کمتر راتقویت می کند. قدرت پیدا می کند این خب آسیب دیدنش خیلی هست. لذا شما هر وقت هم که می روید سراغ بزرگان و اولیاء خدا و اهل معنا می گوید خب حالا باید یک تجدید نظر در کسب زندگیت در دعا، در ذکر، در معنویات بکنی. ما خودمان را تقویت نمی کنیم واکسن نمیزنیم. خب ضعیف می شویم انواع و اقسام آسیب ها به سراغ مان می آید. استعانت نداریم دعا نداریم. این جوری بهتان بگویم ببینید چقدر زیبا می گوید حالا بخش ذکر را إنشاءالله سعی می کنیم امروز تمام بکنیم این جسله یا جلسه آینده قطعاً تمام است ولی از جسله بعد یک مقدار راجع خود دعا می خواهیم صبحت بکنیم. در خواست، در خواست این است که من بروم کمک بگیرم. مثل شما الان وضع مالیت خوب نیست گرفتاری داری می روی کمک می گیری از یک کسی از برادرت، از پدرت، از خواهرت، دوستت، یک کسی که بهش اعتماد داری. میگویی اینقدر پول به من قرض بده. به من کمک بکن. خب این خیلی مؤثر واقع می شود. مشکلت هم حل می شود انسانها با همین کمک به همدیگر زنده هستند. بااستعانت انسان زنده است. حالا خدا می گوید راحت در خانه هر کس نروید. در خانه خودم بیایید به خودم بگویید. قرآن چی می گوید؟ «قل ما یابع بکم ربی لولا دعائکم» به همه بگو وقتی می گوید «قل» یعنی بعدش قاعده است قانون است. بگو خدا پروردگار من اصلاً به شما عنایتی، توجهی نمی کند اگر دعای شما نباشد. یعنی به کیا بیشتر توجه می کند؟ آنهایی که دست به دعاهستند. حالا خدا وکیلی تو این مشکلاتی که سر راه زندگی ماپیش می آید ببینیم یک هفته قبل، ده روز قبل، یک ماه قبل ما چقدر رفتیم سراغ خدا، خالصانه از خدا استمداد کردیم. حتی ممکن است در خانه رفته باشیم خدا هم جواب داده باشد اگر داریم آسیب می بینیم مال این است که خدا به ما گفته در درون خودمان با ما حرف می زند خدا. گفته که خب عزیزم اگر می خواهی اینراه را برویی، این راهها اینجاهایش خلاف است این کارها را نکن. آسیب میبینی و ما رعایت نکردیم. اینجاهایش بی تقوایی است نکن و ما کردیم آسیب دیدیم و الا مگر می شود انسان در خانه خدا برود خدا راهنمایش نکند؟ یعنی یک کسی که دعا ندارد حفاظ ندارد رهاست باید منتظر انواع آسیب ها و گرفتاری ها تو زندگش باشد. انواع تلخی ها و سختیها باید منتظرش باشد و می آید سرش. باز ببینید امام صادق (علیهالسلام) می فرماید: «إن الساعة لاتصیب ذاکر الله عزوجل» صاعقه به ذاکر خدای عزوجل نمی رسد. اگر کسی می ترسد. آقا دیگر ترسی ندارد الان از چی می ترسی؟ از اینکه زلزله بگیردت. از اینکه صاعقه بهت بخورد از اینکه تصادف بکنی به جای اینکه قرص بخوری اضطرابت را بگیرد. اضطرابت را به بقیه منتقل بکنی. آرام شروع کن با خدا حرف بزن. همان لحظه ای که داری با خدا حرف می زنی داری ذکر می گویی. یاد خدا هستی چنان الفاظی برای تو ایجاد می شود که هیچ چیز دیگر نمی تواند به تو صدمه بزند. بههیچ وجه. این را خود داری این الفاظ را مثل اینکه یک کسی بگوید من الان سردم شد. این پالتو را پوشیدم. دستهایم یخ کرد این دستکش را پوشیدم. رفتم یکجا حشرات موزی بود یک پشه بند زدم الان راحت می گیرم می خوابم. حفاظ است. آدم آرامش پیدا میکند در این حفاظ. تضمین کرده که تو وقتی که به یادهستی آسیب نمی بینی. حالا شما برگردید به تجربه های گذشته تان. نگاه کنید هر حادثه ای که اتفاق افتاده آن لحظه ما غفلت داشتیم. حداقل اگر حادثه ای اتفاق بیفتد شر درآن نداردبه هیچ وجه. ممکن است خیر باشد حادثه ای بیفتد و ما از آن ناراحت باشیم اما در آن حتماً یک خیراتی وجود دارد. دیگر شرش دامن ما را نمی گیرد. حالا دقت کنید. «یموت المومن بکل میت یموت غرقاً و یموت بالحد و یبتلا بسبع و یموت بالساعة و لایصیب ذاکرالله» این حدیث از وجود مقدس آقا امام صادق (علیه السلام) بود. مومن به هر مرگی ممکن است بمیرد، غرق میشود. زیر آوار می ماند. طمعه درنده ها ممکن است بشود صاعقه زده ممکن است بشود. اما به اینها به ذاکر خداوند نمی رسد. ببینید ذکر چقدر قدرت دارد که انسان را این جوری نگه میدارد. بعضی از بزرگان گفته این «یموت بالصاعقة و لایصیب ذاکر الله» ضمیرش به صاعقه برمی گردد. حالا حداقل صاعقه پس ما می توانیم از این قدرت ها استفاده بکنیم. اینها خیلی به نفع ما هست. درمقابل شیطان یکی از آن مصائبی که هست حمله های شیطان است. حمله های شیطان نه اینکه انجام نمی شود. انجام می شود ولی مؤثر نیست. برای مؤمن دیگر، برای ذاکر، کسی که یاد خداوند تبارک و تعالی دارد حمله جلو، حمله عقب، حمله راست، حمله چپ هست ممکن است در حد یک وسوسه باشد. اما بر مؤمن اثر نمی کند. ممکن است بیاید سراغ آدم. یک و و زوری هم بکند اما رد می شود می رود مؤمن بالاخره می زندش زمین و به آن غلبه می کند. ذاکر این جوریست غلبه میکندو می رود. شما خودتان نگاه کنید بارها وبارها تو زندگی تان اتفاقاتی افتاده وسوسه های گوناگونی شدید اما بعد ردش کردید رفته. این موقعی استکه یاد خداوند تبارک و تعالی است انسان. ذکر الاهی باهاش هست. این نکته را عرض کنم خیلی زیباست حالا بحث قدرت آسیب ها بماند. از این جهت می خواهیم نگاه کنیم تو بحث نماز اینها را مفصل بحث کردیم. بحث قدرت آفرینی نماز، صلوة، که چقدر قدرت ایجاد می کند که بدی ها را دفع می کند برای انسان نماز. حمله های شیطان شما ببینید نماز آنقدر قدرتمند است که می گوید وقتی که مؤمن وارد نماز نمی شود تمام آسیب هایی که نفسش دیده و زخم هایی که برداشته تا قبل از نماز ترمیم می کند این را همین که انسان وارد نماز شد ترمیم می شود. «الصلوة کفارة عمّا قبلها» نماز تمام آن اتفاقاتی را که افتاده قبلاً همه را می پوشاند انگار که اصلاً انسان آسیب ندیده و هر چقدر این قدرت نماز، حضور قلب انسان در نماز توجه در نماز بیشتر می شود پوشاندگی و قدرت نماز هم بیشتر می شود. به قول حضرت نمازهای افراد درجات مختلفی از اثرگذاری را دارد. اینکه نماز هر کسی یک جور اثرگذاری ندارد. بعضیها نمازشان یک درجه اثر دارد بعضیها دو درجه دارد بعضیها صدر درجه دارد. بعضی ها دو رکعت نماز زیر ورویشان میکند اصلاً. صاف، آرام، کامل، با نشاط، قدرتمند. حالا حضرت چی می گوید؟ حضرت می گوید کسی که یاد خداست همیشه در نماز است یعنی یاد خدا چی کار می کند؟ ترمیم کننده است چرا؟ چون خود نماز هم اثرش را از کجا دارد؟ از یاد دارد. «اقم الصلوة لذکری» نماز بخوان برای یاد من. ولی نماز یک ترکیب خیلی خاصی دارد از قنوت رکوع، سجده ، قرائت که اگر کسی از پس این ترکیب بربیاید از هر ذکری دیگر قویتر می شود. دیگر هیچ ذکری به پای نماز نخواهد رسید. ولی برای ما که از پس این ترکیب برنمیآییم. سنگین است دیگر. «لو انّها لکبیرة إلا علی الخاشعین» سنگین است هر کس از پس این بار برنمیآید. لذا می گوید خب حالا اگر دیدی سر نماز نتوانستی این بار رابلند بکنی. هیچی از آن را نتوانستی به مقصد برسانی. اصلاً نتوانستی بلندش بکنی با تعقیبات که سبکتر است. قال قضیه را بکن. تعقیبات جبران می کند. امام سجاد (علیهالسلام) فرمود شما در تعقیبات هر چقدر حضور قلب داشته باشید جبران بی حضوری های سر نمازتان را میکند. تو تعقیبات راحتتر هستی در حالت غیر نماز خب همانجا از حالت غیر از نماز کمک بگیر و قتی نماز تمام شد با آرامش بنشین یک چند تا صلوات با حضور قلب چندتا ذکر با حضور قلب یک مقدار قرآن با حضور قلب یک سجده ای با حضور قلب انجام بده و تا یک مقدار جبران ضعف های نمازت را بکند. خداوند در سوره معراج آیه 23 فرمود: «الذین هم علی صلواتهم دائمون» کسانی که دائماً درنماز هستند.خوشا آنانکه دائم در نمازند. در مورد نماز دوتاچیز دارد که بحثش جداست که الان نمی خواهیم انجام بدهیم. یکی اینکه «علی صلواهم یحافظون» مواظب نمازهایشان هستند یکی اینکه دائم درنماز هستند. دائم در نماز بودن. قطعاً این جوری نیست که قرآن میفرماید: «علی صلواتهم دائمون» به این معناست که شخص دائم دارد نماز میخواند امام باقر (علیهالسلام) می فرماید: «لایضال المومن من فی صلوة ما کان فی ذکر الله، قائماً کانا او جالساً او مستجلعاً إن الله تعالی یقول الذین یذکرون اله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم» مومن تا زمانی که به یاد خداست در نماز است. فرق نمیکند تو چه حالتی باشد ببین چقدر قشنگ حضرت میفرماید ایستاده میخواهد باشد نشسته می خواهد باشد یا خوابیده هیچ فرقی نمیکند. پیوسته در نماز است بعد آیه می آورد برای شما. سند ذکر میکند «الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم» کسانی که خدا را یاد میکنند ایستاده، نشسته و بر پهلویشان باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) «لاتضال مصلی قانتاً ما ذکرة الله قائماً و قاعداً او فی شوقک او فی نادیک او حین ما کنت» اصلاً خیال همه را راحت کرده پیغمبر چقدر قشنگ می گوید ما دامی که به یاد خدا هستی. ایستاده می خواهی باشی. نشسته می خواهی باشی. حتی در بازار می خواهی باشی در یک محفل صمیمی تو جشن عروسی یک جایی مثلاً بین دوستان خودش نشسته خیال همه را راحت می کند. می فرماید: «او حین ما کنت» هر جا می خواهی باش. هیچ فرقی نمیکند. در حال نماز و عبادت هستی. موسی (علیهالسلام) به خداوند گفت خدایا من گاهی وقت ها در یک حالت هایی هستم خجالت می کشم در آن حالت ها یاد تو را بیاورم. اصلاً تو آن حالت رویم نمی شود. فرمود:«ذکری علی کلّ حالاً حسناً» یادم همه جا حتی آنجا که تو خجالت می کشی یاد خدارا بکن. یادم هست یک کسی آمد خدمت یکی از اساتید بهش گفت من ان موقع که دارم گناه می کنم هم یاد خدا هستم ولی دیگر خیلی خجالت می کشم. یک موقع بهم عارض می شود. فرمود همان موقع هم بگو. با شرمندگی هم که هستی بگو. «عل کلّ حالاً حسناً» تو هر حالی هستی حسن است. پس یعنی چی؟ یعنی آقا یک دفعه می بینی یک بنده خدایی تو یک مهمانی رفته، تو اتوبوس، مسیر را جابه جا شده، تو تاکسی نشسته رفته، این چقدر برایش نماز نوشته اند. یک کسی هم می رود چقدر برایش گناه می نویسند. یک کسی می خواهد بخوابد می رود توی رختخواب تا بخواهد خوابش برود. دیدید بعضیها را علتش هم چرا این جوری است جلسه بعد میگویم بعضیها میگویند آقا این چیست که شما می گویید مثلاً به بعضی ها می گوییم خب حالا می خواهید حرکت بکنید بروید مسافرت حمله را بخوان چهار قل را بخوان. آیت الکرسی را بخوان. مثلاً این آیه را هفت بار بگو. میگویند پس ما دیگر کی سفر کنیم. بعضی ها خیلی تا مشهد برود بعد می گوید کی حوصله دارد. بعد موقع خواب می گوییم حمد را بخوان. صدتا استغفرالله بکن چون باید باید تخلیه بشوی در واقع استحمام بایدکرده باشی قبل از خواب اگرکسی بدون استحمام برود تو رختخواب خواب های پریشان میبیند خواب های الکی، وحشتناک، کثیف، آلوده زیاد می بیند حتی خیالات کثیف زیاد می آید سراغش. قبل از استحمام برود تو رختخواب، شما وقتی می روی تو رختخواب صبح که از خانه زدی بیرون، چشمت هزار تا آلودگی دیده، خیالت هزار تا آلودگی کرده. و همت هزار تا آلودگی داشته، تصمیم ها بد گرفتی. فقط چشمت نیست گوشت هم چیزهای بد شنیده، افکارت، اندیشه ات، لقمه هایی ممکن است خورده باشی که صدمه بزند، از صبح که آمدی می گویند تهران را شما صبح می روی شب می آیی خانه باید استحمام بکنی تو این هوای دویست درصد سرب، حتی بدنت را هم باید تخلیه بکنی، حضرت می فرماید قبل از اینکه بخواهید به رختخواب بروید با فشار بول و قاعده تو رختخواب نروید نه به نماز بایستد که حضرت می فرماید کسی که ایمان به قیامت دارد ایمان به خدا دارد هیچ وقت با فشار بول و قاعد نه سراغ نماز می رود. اصلاً نماز خیلی وحشتناک است با این حالت برود چون مسخره کردن خودش است. اول باید تخلیه بشود انسان خسته هستی اول تخلیه کنو تشنه ات است اول آب بخورد. گرسنه ات است اول یک چیزی بخور ضعفت برطرف شود. نفس نفس می زنی اول بنشین حالت جا بیاید بعد با نشاط برو سراغ عبادت حتی اگر به اندازه چهار رکعت است همان چهار رکعت را بخوان. عصر دیگر اصلاً واردش نشو، عشاء را اصلاً واردش نشو همان موقع، بگذارید دو ساعت بعد سه ساعت بعد با انرژی بروید. میخواهیم حرف بزنیم، میخواهیم برویم آسمان، نمیخواهم که ادا در بیاوریم که می گوید نه زودتر بخوانم ازش راحت بشوم. قبل از خواب می گوید حتماً تخلیه کنید. حتی آنهایی که یبوست دارند اینها بدن های فرزند ندارند. قدرت های بدنی هم ندارند. یبوست بدنی کسی که یبوست بدنی دارد انواع و اقسام آلودگی جسمی، خیالی، وهمی می آید سراغش بدنش را باید تخلیه بکند. انسان دارو بخورد این همه داروهای خوب است گیاهی اش است. بدن باید یک سره نرم باشد فرز باشد. اینها را تو بحث قلب، جدید هم بحث شده در مورد نرمی دل است دل خشک، دل سفت، دل خشن، دل خاردار، اینها اصلاً به جایی نمی رسد. دل باید نرم باشد. بعد یک سری دستور العملها داده آنجا حضرت آنها را هم توضیح دادیم چی کار کنیم. دلمان همیشه نرم باشد مثل بدن نرم شما می خواهی ورزش بکنی باید قبلش نرمش بکنی، بعد ورزش می گویند ورز دادن دیگر، یک ذره خشن است قبلش می گوید چی کار کن؟ نرمش کن. اول نرم بعد ورز، روح هم باید این جوری باشد باید اول نرمش صورت بگیرد برای روح. بعد ورزش بکند روحی که بدون نرمش وارد ورزش می شود این می خورد زمین. این عقب گرد میکند. نرمش. اینکه نمیگوییم حتما عزیزان برنامه داشته باشند. برنامهای برای این است که با یک شیب ملایم شما برنامه را انجام می دهید بعد وارد چیزهای سنگین تر هم می شوید. خیلی ها رو شهوت کلامی که دارند دوست دارند هی بروند کلاس های بالاتر بنشینند حرف های گندتر بشنوند. کتاب های بالاتر بخوانند بعد قلب هایشان آسیب ها ی جدی می بیند. اگر یک جا گفتند فلان کس خوب هست فلان درس خوب هست فلان ذکر خوب هست. قبول نکنید. بگو من باید اول با استادی صحبت بکنم ببینم من با چه شیوه ای وارد اینجا بشوم. وارد باشگاه می شوی یک دفعه نمی روی سنگ بزنی که وارد باشگاه می شوی اول می روی نرمش می کنی بعد می روی سنگ می زنی. سنگ ها را هم یواش یواش یک دفعه آدم نمیرود حارتل بزند که اینها می سوزاند بدن را، می بینید ورزشکارها چقدر قدهایشان کوتاه در می آید آنهایی که کوتاه قد هستند چون در کوچکی وزن سنگین زده بدون نتوانسته رشد بکند. بعضی ها به خاطر انواع شهوت هایی که دارند می سوزانند خودشان را یک دفعه ذکرهای سنگین استاد سنگین، مطالب سنگین، کتاب های سنگین اصلاً دیگر این می سوزد می رود هیچی ازش نمی ماند. گاهی وقت ها انسان قاطی میکند دیوانه می شود پرت و پلا میگوید اصلاً تعادل زندگی روزنه اش رااز دست می دهد برای اینکه ظنم را رعایت نکرده نرمش بعد ورزش حالا شما از صبح زدید رفتید بیرون یک عالم آلودگی هست اگر انسان ننشیند صدتا استغفرالله بگوید یک صدقه صدقه فوق العاده مهم است صدقه صبح، صدقه شب، برای همین گفته اند هر کدامش یک خاصیت جداگانه دارد. حالا چرا ما میگوییم زیاد است چرا دردمان می آید؟ عزیزم یک کسی اگر این جوری فشار دارد نمی تواند طهارت داشته باشد تو خوابش. این کجا تا یک کسی که می گوید «الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و علی جنوبهم» یعنی این وقتی می خواهد بخوابد به خدا می خوابد. اصلاً خدا سرش رو بالش این است. این اصلاً نمی خواهد ذکر خدا بگوید که فقط مثلاً یک حفاظی کرده باشد مثلاً دیگر خواب های بد نبیند شیطان تو خواب اذیتش نکند. این اصلاً نمی خواهد این جوری باشد این اصلاً می گوید من اصلاً بی خدا خوابم نمی برد. باید خداسرش را بگذارد روی بالشم. تا من دستم را نیندازم گردن خدا خوابم نمی برد. تا سرم را نگذارم رو دست خدا بخوابم نمی برد. این تو رختخواب فقط دنبال این نیست که مثلاً بگویید حالا این چند تا آیه را چند تا سوره رابخوانم چند تا استغفار بکنم که مسئله حل بشود.نه این اصلاً می خواهد تا خوابش ببرد. بچهها را دیدید. مادرها بارها سوال می کنند از ما. منبه مادرها می گویم حتماً این کار را بکنید می گویند این بچه می چسبد به ما تا پیش من نباشد خوابش نمیبرد می گویم برو بخواب پیشش تا خوابش ببرد. حتی موقعی که لازم است اتاق بچه ها جدا بشود شما برو اتاقش، نازی، نوازش، چند دقیقه پیش دراز بکش. به یک آرامش برسد یک قصه ای بهش بگو، قصه فوق العاده لازم است تا وقتی می گویند بگویید باید بگویید برایشان، چون آثار سازنده دارد. خب برایش قصه بگو تا وقتی این خوابش برد. تمام شد با شیرینی رفت تو رختخواب، یعنی از دنیا خارج می شود می رود عالم برزخ خودمان هم همین طور بایدباشیم. ولی خدا آن طرف هم تو برزخ منتظرمان است. قشنگیش این است آدم وقتی که با خدا می رود تو رختخواب یک دفعه اگر خوابش هم رفت خواب خدا را هم می بینی دید. خوابهای قشنگ دید یا خواب خدا را می بیند یا خواب دوستان خدا را می بیند. حداقل خوابهای بد نمیبیند. اما یک کسی که تخلیه نکرده می رود تو رختخواب هشت ساعت خوابیده می خواهد از خواب بیدار بشود برای نماز صبح می بیند چقدر سنگین است برای نماز صبح نمی تواند پا بشود چون تخلیه نداشته بعد هم یکسره مثل یک عمله ای که تا صبح کار کرده این جوری می شود بدنش می خواهد بلند بشود می بیند بدنش کرخ، گرفته، داغون چون تخلیه نکرده به سختی میخواهد از رختخواب کنده بشود. حالا سوال چی کار کنیم وقتی می خواهیم برویم تو رختخواب نیازی نداشته باشیم تو رختخواب خیال دیگری فکر دیگری با ما باشد. بعضی ها می گویند آقا ما می روریم تو رختخواب خیلی از کارها و خیال ها اذیتمان می کند. این سوال خیلی مهمی است. چرا فکر و خیال ها اذیتمان میکند؟ چرا من نمی توانم با خدا بروم تو رختخواب بخوابم؟ چرا وقتی می خوابم تو رختخواب خدا نمی آید سرش را بگذارد رو بالش من. من راحت بخوابم یک خواب خوب یک خواب بی اضطراب، اصلاً دیگر احساس تنهایی ندارد دیگر آن موقع انسان، کسی پیشش باشد یا نباشد راحت می خوابد. ما مرد داریم مرد گنده می ترسد یک شب کسی نباشد تنهایی تو خانه بخوابد. تلویزیون باید روشن باشد تا من خوابم ببرد. آقا نه انسان وقتی با خدا باشد هیچ تنهایی. اصلاً تنهایی وجود ندارد اصلاً احادیث اش را تو یاد خدا خواندیم. نه تاریکی نه از تنهایی می ترسد. ما خودمان خودمان را تنها می کنیم. لذا آسیب می بینیم. خب حالا باید چی کار کنم که هی دنبال این نباشم که این ذکر زیاداست من نمی توانم بگویم کی می خواهد صدتا استغفرالله بگوید؟ کی حال دارد آیت الکرسی بخواند یک سوال چه طور اگر قرآن نخوانی، ذکر نگویی خیال های بد را راحت انجام می دهی. نیم ساعت یک ساعت با خیالهایت هم آغوشی داری. چطور وقتی خدا می خواهد بیاید با خدا اذیت می شود انسان چرا انسان حوصله خدا را ندارد. اصلاً. چرا وقتی می خواهد تو ماشین بنشیند حوصله ندارد. نیم ساعت حرف بزند دو ساعت با خدا حرف بزند؟ چطور تو رختخواب انسان حوصله ندارد؟ چطور وقتی می نشیند حوصله ندارد خدا را. این داستان چیست؟ إنشاءالله بماند برای جلسات آینده.
والحمدلله ربّالعالمین