جلسه 100 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
100
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
12
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 100 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره موانع وصول ما به خانواده آسمانیمان بود که موضوع بحثمان شیطان بود درباره شیطان صحبت کردیم و راجع به خلقت و فلسفه خلقت شیطان توضیح دادیم که شیطان موجودی است که برای وجود انسان ضروری است@ که اگر انسان خودش را بشناسد متوجه میشود که نیاز به شیطان دارد نیاز به هوای نفس دارد نیاز به دشمن دارد نیاز به فضاهای متضاد دارد نیاز به فراز و نشیب دارد تا عشقش را ثابت بکند به خداوند تبارک و تعالی@ تا بتواند در این تضادها اسماء الهی را جذب بکند هیچ کمالی بدون تضاد به دست نمیاید حتماً باید انسان دارای فضای با تنش با تضاد باشد تا بتواند اسم جذب بکند@ نه فقط در اسمهای خداوند بلکه در هر کمالی انسان نیاز به فضای متضاد دارد کسی که میخواهد نجار بشود یک کسی که میخواهد آهنگر بشود یک کسی که میخواهد هنرمند بشود باید بر یک سلسله عوامل غلبه بکند تا آن کمال را بتواند بدست بیاورد.@ در مورد تمرینهایی که شیطان به ما میدهد تعداد زیادی آیات وجود دارد و روایات هم خیلی هست به قدری مسأله شیطان مهم است که ما چند هزار حدیث درباره شیطان داریم@ این نشان میدهد که ما باید چقدر در زندگیمان این مسأله را جدی بگیریم و به حساب بیاریمش، صبح که از خواب بلند میشویم تا به خواب هم میرویم حتی در خواب@ باید جدی بگیریم که یک کسی با ما هست که تولید فکر میکند یک کسی با من هست با همسرم هست با پدر و مادرم هست هیچ وقت من تنها نیستم هیچ لحظهای تنها نیستم از بودن@ یک همچین نیروی متضادی که میتواند افکاری خلاف جهت مصالح من به من توصیه بکند پیشنهاد بدهد و این من هستم که با فهم پیشنهادهای او که پیشنهادهای شفافی هم هست و مقابله با آن امتیاز بگیرم و رشد بکنم@ این باید حواسمان باشد که در هیچ لحظهای نیست که او ما را رها بکند به هیچ وجه اینطور نیست و ما در هر لحظه چون سیرمان جنینی هست در رحم مادر@ جنین همیشه تا زمانی که متولد بشود با عوامل متضاد دست و پنجه دارد نرم میکند تا بتواند اندامزایی بکند یواش یواش چشم تهیه بکند دست تهیه بکند پا تهیه بکند از لحظهای که نطفه در قرار مکین قرار میگیرد@ حتی موقعی که میخواهد برود در قرار مکین قرار بگیرد در رحم مادر تا زمانی که میخواهد بچه بشود خطر بچه را تهدید میکند یعنی خطر شدن، خطر تولد سالم، دقیقا انسان هم همینطوری هست ما محاصره انواع شیاطین هستیم@ در طول عمرمان هیچ لحظهای از همراهی با شیطان خالی نیستیم معاف نیستیم چون حرکت ما یک حرکت ثابت و دائمی است ما دائماً به این تمرین به این شدن به این درجه گرفتن نیازمندیم@ و چون هدف ما جاودانگی است و بینهایت است ما باید خودمان را به عالیترین درجات برسانیم یک لحظه هم برای ما بدون شیطان باخت هست یعنی شیطان باید باشد و تمرین بدهد ما را دائماً@ در خواب در بیداری در خوردن در راه رفتن در نگاه کردن در شنیدن در ازدواج در رابطه با همسر در رابطه با فرزند در بارداری در تربیت در معاملات در مسائل اجتماعی در مسائل نظامی در مسائل اقتصادی در مسائل سیاسی ما دائماً احتیاج به تحریک داریم تا آن اوج خودمان را بتوانیم پیدا بکنیم و کمالات بیشتری را جذب بکنیم@ حالا پیشنهادهایی که شیطان به ما میدهد متفاوت هست متنوع هست در همه زمینهها هست، یکی از آنهایی که توصیه میکند قرآن به ما میگوید در آیه 118 و 119 سوره مبارک نساء@ من بعضی از قسمتهایش را میگویم چون بعضی از قسمتهایش یک مقدار مفصلتر هست طولانیتر هست پیچیده هم هست@ چون ما بنامان در کلاس به بحث مبسوط و مفصل شیطانشناسی نیست اینها را در دشمنشناسی توضیح دادیم و بحث وسوسه، اینجا فقط اشارتا عرض میکنم این تعبیری که دارد این هست که (لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ) یکی از کارهایی که میکند این هست که من اضلال میکنم اضلال را در مقابل@ قبلاً توضیح دادیم برایتان، که یکی از کارهایی که شیطان انجام میدهد برای ما چی هست؟ گمراه کردن افراد هست و به شک انداختن به تردید انداختن@ ایجاد شبهه ایجاد تردید یکی از کارهایی که انجام میدهد و بعد تا بتواند ما را گمراه بکند و یکی از کارهایی که میکند تأکیدی که اینجا دارد میکند این هست که لام آمده سرش با نون تأکید@ میگوید من حتماً، اگر بخواهیم ترجمه بکنیم اینطوری ترجمه میشود حتماً حتماً حتماً مردم را به آرزو مشغول میکنم این خیلی مهم است یکی از بزرگترین دشمنهای ما آرزو هست@ آرزو از یکطرف موتور حرکت انسان هست آرزوهای دنیایی و آرزوهای آخرتی، از یکطرف میتواند دشمن ما محسوب بشود اگر خوب کنترل نشود میتواند ما را به شدت نابود بکند.@ مثل یک اتومبیلی هست که شما اگر با سرعت مطمئنه از آن حرکت بکنید در مسیر از آن میتواند خوب استفاده بکنید ولی اگر که از دستتان در برود کنترل فرمان یا کنترل سرعت نابودتان میکند صدمه بسیار زیادی میزند.@ آرزوها به شدت میتواند ما را منحرف بکند در حمله از جلو اگر یادتان باشد گفتیم حمله از جلو یکی از مصادیق حمله از جلو دل نگرانیهایی هست که شیطان نسبت به آینده ایجاد میکند@ و یکی از مصادیقش این هست که ما را دائماً با برنامهها و پروژهها و طرحها و آرزوهایی که قرار است انجام بدهیم کارهایی که میخواهیم انجام بدهیم مشغول میکند@ و هر کدام از این طرحها و پروژهها و برنامهها ممکن است ده سال پانزده سال بیست سال وقت بگیرد از ما، و ما ذهنمان تا بخواهیم به آن چیزی که میخواهیم برسیم آنقدر مشغول میشود که از خود حقیقیمان غافل میشویم کاملاً یعنی یادمان میرود یک جنین هستیم در رحم دنیا@ و اساساً از آمادگی برای تولد انسان باز میماند کاملاً باز میماند و از بس فکر و ذکرش آرزوهایی هست که در دنیا دارد بنابراین آرزو خیلی خوب هست انسان داشته باشد@ موتور حرکت انسان هست امید خیلی خوب انسان داشته باشد ولی به این شرط که اصلاً از شدن، اصلاً آرزو یک وسیلهای هست که انسان رسیدن به آن و نرسیدن به آن هر دو آنها میتواند کمک کند که انسان اسم جذب بکند آرزوهایی که انسان برای زندگیاش دارد یا به آن میرسید یا نمیرسد@ رسیدن به آن یک امتحان هست و نرسیدن به آن یک امتحان، وقتی به آرزوهایتان میرسید آنطوری که دوست دارید یک سلسله اسمها را انسان جذب میکند از الله@ یک سلسله کمالات را جذب میکند وقتی که به آرزوهایتان هم نمیرسید باز فرصتی هست برای اینکه انسان یک سلسله از اسمهای دیگر را جذب بکند. پس در خوشیها یا غمها در فقر و دارایی در اوج یا حضیض در هر مرحله انسان میتواند اسم جذب بکند.@ بنابراین بودن آرزوها هم یک وسیله است برای اینکه انسان بتواند به قدرت برسد با کنترل آرزوها، با مهندسی آرزوها که بحثش را قبلاً در انسانشناسی کردیم@ عزیزان به همان مباحث مهندسی آرزوها مراجعه کنند، با مهندسی آرزو انسان میتواند بالاترین اوج را در حیات دنیایی و ابدی خودش به دست بیاورد@ ولی اگر نتواند آرزوهایش را خوب مهندسی بکند تا آخر عمر مشغول یک آرزوی جمادی یا یک آرزوی گیاهی یا یک آرزوی حیوانی هست و نهایتاً یک آرزوی فرشتهای هست ولی آرزوی انسانی نیست لذا وقتی منتقل میشود به آخرت کم میاورد آنجا@ چون بیشتر عمرش، استعدادش، روحش صرف غصههای آرزوهای جمادی، نباتی، حیوانی بوده یا صرف خوشحالیها و سرمستیهای رسیدن به آرزوهای جمادی و نباتی و حیوانی بوده@ بنابراین اصلاً از آرزوهای انسانی باز مانده، هوسها، دغدغههای انسانی در این شخص نیست، مقامگیریها، اوج گرفتنها در این شخص نیست.@ لذا شما وقتی زیارت عاشورا که میخوانید ببینید وقتی این آرزوها را که میگویید اگر قند در دلتان آب نمیشود هر چند میخوانید اعتقاد هم به آن دارید@ اما بدانید حتماً یک آرزوهای پستی نمیگذارد که این آرزوها را شما واقعاً بکنید و قند در دلتان آب وقتی نشد، دارم رمز میگویم به شما یک آینه میخواهم امروز بدهم به شما که خودتان را خوب بشناسید@ وقتی در دلتان قند آب نمیشود وقتی در دلتان ذوقی، شوقی، ضعفی نیست بدانید که حتماً یک آرزوهای دیگری هست که دارد شما را الان میکشاند مشغولتان کرده که دیگر نمیتوانید به آرزوهای خیلی بزرگ فکر بکنید آرزوهای انسانی@ وقتی میگوید (اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُّنیا وَ الآخِرۀ) به امام حسین میگویی من میخواهم با شما در دنیا و آخرت باشم یعنی راه را خدا تا آنجا باز گذاشته برای شما، نگویید امام حسین عزیز کرده خداست@ خدا میگوید نه شما هم عزیز من هستید شما هم تا آن مقام راه دارید بروید کسی خودش را دست کم نگیرد اصلاً، تا آنجایی که امام حسین راه دارد شما هم راه دارید و میتوانید با امام حسین باشید ولی به شرطی که بخواهید@ وقتی کسی میگوید (اَن یَجعَلَنی مَعَکُم) وقتی این هوس در آن میافتد این دغدغه در آن میافتد هوسهای مقدس، دغدغههای مقدس، اگر در دلش این حس ایجاد نشود شوق نداشته باشد حتماً یک کمالی پایینتر او را مشغول کرده@ وقتی میگوید (اَن یُبَلِغَنی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ الله) من میخواهم به آن مقامی که شما نزد خدا دارید برسم ولی حسی در شما ایجاد نمیشود@ این قسمت از زیارت عاشورا را میخوانید اشکی، آهی، سوزی، میلی، حسرتی، وقتی چیزی نیست در شما، وقتی صبح جمعهات، تا غروب جمعه، روزهای دیگرت، تا شب، تابستانت، تعطیلاتت، آنطرف، اینطرف، میبینی در خودت هیچ شوق و ذوقی در این بخشها وجود ندارد@ یقیناً انسان در دام شیطان افتاده یعنی افتاده در دام آرزوهای جمادی، نباتی یا آرزوهای حیوانی، یعنی اینها فعلاً مشغول کرده شخص را@ سر آدم را اینقدر گرم میکند که انسان اصلاً فرصت نمیکند دیگر آرزوهای انسانی داشته باشد آرزوهای جاودانه داشته باشد لذا میبینی قوایش هم تحلیل میرود قوایش هم به مرور زمان یواش یواش تحلیل میرود و ضعیف میشود@ اصلاً دیگر از آن حس و حالهای عالی میافتد. در داستان شاه و طوطی اگر یادتان باشد در طاقدیس در مباحث انسانشناسی توضیح دادیم که طوطی یک زمانی با شاه است ولی وقتی میاید به جزیره، در واقع میاید به زمین@ دیگر سر و کارش با انواع حیوانات وحشی که میافتد اصلاً شاه یادش میرود اصلاً آن موقعیت قبلی که داشته فراموش کرده شاه را یادش رفته دیگر افتاده به بدبختیهای اینطوری@ ما هم همان وضعیت را داریم. وقتی که انسان بزرگی خودش، شرافت خودش، قیمت خودش، اصل خودش، ریشه خودش و خانواده آسمانی خودش را یادش میرود@ از آن کرامتها از آن بزرگواریها فاصله میگیرد میافتد به خاله خالهبازیهای زندگی، با آدمهایی ضعیف با آدمهایی کوچک، با آدمهای بیدغدغه، با آدمهایی که اوج آرزوهایشان این هست که ازدواجی بکنند بچهای داشته باشند خانهای داشته باشند همین@ یک شغلی، یک رشته تحصیلی، یک جا درس بخوانند بیشتر از این دیگر اوج ندارند، خوب وقتی آدم سروکارش میافتد با اینها، خودش هم یواش یواش همینطوری میشود و اساسا میدان مسابقه آدم میشود میدان مسابقه کوچک، میدان مسابقه محدود. این که میگوید:@

اینطوری است. آدم وقتی که با آدمهای کوچک، دِه که میگوییم شهرها بیشترین دِه را دارند در دِهها ما خیلی آدمهای بزرگی داریم، منظور دِه و شهر اینطوری نیست، منظور جایی هست، دِه اصطلاحا در مسائل عرفانی به جایی میگویند که مردمش محدود و کوچک فکر میکنند.@ لذا ما در شهرنشینیها اوج محدودیت و کوچک فکر کردنها را داریم چون تمام غایات، غایات جمادی و نباتی و حیوانی هست این خیلی خطرناک است.@ برای همین یکی از سفارشاتی که شده این هست که سعی کنید اگر میخواهید رشد کنید خیلی توصیه کردند اگر میخواهید دلتان زنده باشد اگر میخواهید از نشاط انسانی از حیات انسانی نیفتید با آدمهای بزرگ معاشرت بکنید دوستهای بزرگ انتخاب بکنید@ (مُصاحِبَۀُ ذَوِی الفَضائِل حَیاتُ القُلوب) مصاحبت با صاحبان فضیلت دل انسان را زنده نگه میدارد. آدمهایی که کوچک هستند ریزند@ مشکلاتشان، دغدغههایشان، آرزوهایشان، غصههایشان، شادیهایشان، در محدوده کمالات جمادی و نباتی و حیوانی هست آدم را کوچک میکند میاندازند به خاله خالهبازیها.@ یکی از کارهایی که خیلی واجب است یک نفر انجام بدهد این هست که حتما، دفعه چندم هست من دارم توصیه میکنم، حتماً یک فهرستی از آرزوهایتان، دغدغههایتان، شادیهایتان، غصههایتان در بیاورید.@ موضوعی که الان دغدغهگی ایجاد کرده برای شما، امید ایجاد میکند، شادی ایجاد میکند، به حرکت وادارتان میکند، یا پژمردهتان میکند افسردهتان میکند، حالتان را میگیرد چیست@ بعد ببرید در طرح نسبتی که گفتم در غالب کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و فرشتهای و انسانی آن موقع تقریبا متوجه میشوید که عمده عمر شما و روح شما چه نوع تغذیهای داشته اصلاً انسان قیمتش دستش میاید مثلاً متوجه میشود الان در چه قیمتی هست@ در چه کلاسی به قول امروزیها هست، متوجه میشود در رحم مادر به عنوان یک جنین، مادرمان دنیامان هست، در روایت داریم علی(ع) دنیا مادر ماست@ ما در رحم مادرمان که دنیا هست تا الان قبل از تولد چقدر رشد انسانی داشتیم کاملاً دستمان میاید. بحث آرزوها خیلی مهم است حتماً آنهایی که کار نکردند مباحث مهندسی آرزوها را کار کنند@ ما باید سوار آرزوهایمان بشویم با این آرزوها انسان میتواند پرواز بکند تا خدا برود میتواند با این آرزوها حرکت بکند تا پایینترین درجات جهنم برود.@ آرزو دل آدم را با خودش میبرد آرزو به انسان مسلط است آرزو یک مرغی هست که شما وقتی سوارش میشوی دیگر اختیار دست شما نیست با خودش شما را میبرد هر جا بخواهد شما را با خودش میبرد.@ لذا انسان باید دقت بکند سوار کدام آرزو میشود آرزوها را باید انتخاب کرد اینکه میگویم مهندسی آرزوها باید انتخابش بکنی وقتی سوارش میشوی تمام است@ انتخاب با شماست اما مسیری که آرزو میبرد دیگر با شما نیست وقتی آمد دلت سوار شد بستیش به یک آرزو شروع کرد به حرکت کردن دیگر دست شما نیست، این را به آن میگویند اصطلاح فلسفیاش چیست؟@ انتخاب و حرکت، انتخاب آرزو، شما وقتی انتخابش کردی انتخاب کردی بعدش دیگر دست تو نیست. یادتان رفت؟ قَدَر و قضا@ قَدَرها اندازههاست هر قَدَری دلت میخواهد انتخاب کن یک قدری میخواهی انتخاب کنی تا مقام محمود، میگوید خوب سوارش بشو و برو. ایستگاههای تلهکابین شما دیدید؟ میگویند مثلا چندتا ایستگاه میخواهید بروید به همان مقدار پول میدهید@ میگوید ایستگاه دو، ایستگاه سه، ایستگاه پنج، ایستگاه ده، کدام ایستگاه؟ هر مقدار که بلیط بدهید این میبرد بالا، شما باید انتخاب بکنید آرزوهایتان را، این به شخصیت آدمها، قدرت آدمها، قیمت آدمها مربوط هست@ شما یک موقع میگویی من میخواهم سوار یک آرزو بشوم تا خانه مادرم فاطمه زهرا من را ببرد وقتی سوارش شدی دیگر وِلت نمیکند میبرد میبرد تا برساند شما را به آنجا، میگویی من میخواهم تا بهشت بروم@ میبرد تا بهشت، یک موقع هم بیرون از بهشت انسان را میبرد در جهنم میاندازد. ببین سوار کدام آرزو میشوی چموش است آرزویش یا نه رام است قشنگ میتواند تو را تا خدا هم ببرد تا آنطرف بهشت هم میتواند ببرد.@ کنترل آرزو، مهندسی آرزوها، انتخاب آرزو قَدَرهاست ولی وقتی که سوارش شدی قضای مخصوص خودش را دارد هر کدام، نتیجهاش مشخص است. شما وقتی بلیط را خریدی همین بلیط را که خریدی از بلیط@ آن کارشناس بلیط میفهمد که تو باید کدام ایستگاه پیاده بشوی میاید به شما میگوید قطار نگه داشته لطفا پیاده بشوید شما تا اینجا میتوانستید سوار بشوید بیشتر از این نمیتوانید بروید پیاده شوید.@ تعریف شده است قضا و قدرها تعریف شده است شما دست روی هر قدری بگذارید قضایش هم با شما میاید انتخاب قدرها از ماست قضایش از خداست. مشترک بین انسان و خدا، خدا میگوید شما را آزاد آفریدم به شما اندازهها را میگویم معرفی میکنم مطالعه کنید@ از ائمه از قرآن از علما، قدرهای خوب و بد را همه را شناسایی بکنید ولی این را بدانید هر کدام را انتخاب بکنید قضایش را من برایش آماده کردم نتیجهاش را@ نتیجهاش مشخص است همه هم قضاها را گفتند هم قدرها را. کار ما چیست؟ 1 ـ شناسایی قدرهای خوب 2 ـ ارتباط برقرار کردن با آنها، وقتی ارتباط برقرار میکنی با آن قضایش هم مشخص است، قضا یعنی چه گفتیم؟@ نتیجه، قضا یعنی حکم، نتیجه، مشخص است. پس ما این کارمان یادمان نرود، اینکه شیطان میگوید من اینها را سوار آرزو میکنم وادار به آرزو میکنم@ با آرزو مشغولشان میکنم آرزو خوب است اگر انسان درست انتخابش بکند خیلی خوب است. شما نگاه کنید همهاش ما در دعاها پر از آرزوهای قشنگ داریم@ شما در هیچ دینی سراغ ندارید به اندازه اسلام و در مکتب اهل بیت این همه آرزو برای انسان گذاشته باشند شما وقتی سوار هر کدامش بشوی یک دانهاش میتواند شما را تا بهشت ببرد.@ نگاه کنید برای همین میگویند وقتی که انسان این آرزوها را میکند خداوند گناهان گذشته و حال و آیندهاش را میبخشد چون این آرزو اینقدر قدرت دارد که هم گذشته انسان را جبران بکند، فکر کن یک کسی تَه جهنم مانده دوستانش همه در بهشت هستند یا دارند میروند به بهشت@ این تَه جهنم گیر کرده، حالا باید چکار کند؟ باید یک مَرکب خوبی انتخاب کند که سرعتش زیاد باشد بتواند آن را به دوستانش برساند و از دوستانش هم جلو بزند.@ (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ السُّرور اَللّهُمَّ اَغنِ کُلَّ فَقیر اَللّهُمَّ اَشبِع کُلَّ جائِع) آرزوها را نگاه کنید چقدر قشنگ است (اَللّهُمَّ اِکسُ کُلَّ عُریان اَللّهُمَّ اِقضِ دَینَ کُلِّ مَدین اَللّهُمَّ فَرِج عَن کُلِّ مَکرُوب رُدَ کُلَّ غَریب فُکَ کُلَّ اَسیر اَصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُمُورِ المُسلِمین) برو تا آخر@ شما سوار هر کدام از این آرزوهای قشنگ بشوید یا بیایید در زیارت عاشورا، بیا در جامعه کبیره، چه آرزوهای قدرتمندی هست اما تو باید خودت را جلوی این آینه بگذاری.@ اول باید بروی ببینی دلت میکشد به این آرزو یا نه، اگر نمیکشد حتما آدم باید برود فکری به حال دلش بکند. چرا عقربه دلت نمیرود به این سمت، یک مشکلی دارد این. گفت چی؟ برو بابا تو هم تا صبح بوی گند گُل و زِرزِر بلبل و شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم، این یعنی چی؟@ یعنی سنخیت نیست. وقتی میگویی یک کسی خیلی لذت میبرد یک کسی واقعا متنفر میشود. وقتی میگویی نماز، وقتی میگویی قرآن، وقتی میگویی قرائت@ وقتی میگویی ذکر، وقتی میگویی سجاده، وقتی میگویی تسبیح وقتی میگویی حرم امام رضا، وقتی میگویی حرم حضرت معصومه، وقتی میگویی کار خیر، وقتی میگویی هدایت انسانها، احیاء انسانها@ وقتی میگویی برطرف کردن موانع ظهور امام زمان پدر آسمانیمان، وقتی میگویی پرواز برای رسیدن به خانواده آسمانی، اگر هیچ چیزی در دلت اتفاق نمیافتد انسان باید برود دلش را عوض بکند@ یعنی نوع آرزوهایی که سوارش شدی اشتباهی سوار شدی اصلاً، این اصلاً شما را یک جای دیگر دارد میبرد، تا حالا پیش آمده برای شما این اتفاق؟@ سوار یک وسیله اشتباهی میشوی بعد به خودت میایی میبینی این مقصد دارد جای دیگر میرود تو باید پیاده بشوی برگردی، برگردی از اینطرف باید میرفتی. اصلاً مسیر را اشتباه شما آمدید شما باید اصلاً کاملاً برگردی از اینطرف بروی.@ ابن بحث آرزوها فوقالعاده مهم است رویش کار بکنید اینها بحثهای بسیار مهم انسانشناسی و معرفت نفسی هست روی آرزوهایتان کار بکند وقت را تلف نکنید@ یک جای خلوتی پیدا بکنید یک نیم ساعت یک ساعت یک جمعهای یک وقتی روی کاغذ بیاورید اصلاً، این تمرین را بکنید ببینید نوع آرزوهایتان چه هست برای خودتان، برای همسرتان، برای بچههایتان، برای آینده زندگیتان، اینها خیلی اهمیت دارد.@ دیگر چی؟ یکی از حملههایی که ذکر میکند سوره بقره آیه 268، (الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ) این حمله کدام سمتی هست؟ (يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ) شیطان وعده بدبخت شدن و فقیر شدن را به آدم میدهد@ حمله جلو، شیطان کار میکند روی ما که ما دائماً از فقیر شدن در آینده بترسیم از مشکلات اقتصادی بترسیم این خیلی بد است. بحث اقتصادی بحث فوقالعاده مهم است خیلی بحث کلیدی و مهم هست@ ما تقریباً همین مقدار که خانواده آسمانی درس دادیم نزدیک 100 جلسه که مقدمه گفتیم همین مقدار هم میشود بحث اقتصاد را گفت، بحث فقر و غنا، بحث اقتصاد، بحث عوامل برکت، بحث عوامل ضد برکت، بحث مال، بحث حلال و حرامش، بحث ارتباط، بحث خرج@ این خیلی مهم است که ما حالا در آن بحثهایی که برای خانواده داریم 46 جلسه 20 جلسهاش را فقط اقتصاد خانواده را گفتیم. خداوند تبارک و تعالی میگوید یک سلسله فرمولهایی را من گذاشتم@ قدرهایی را گذاشتم که وقتی دست میگذاری روی آن، پشتش قضایش برکت اقتصادی است هم برکت اقتصادی است و هم معنوی است کار اقتصادی است@ دقت کنید یعنی شما با پول، ماده سروکار دارید ولی شما وقتی که قدرهایی را که من چیدم در عالم اینطوری هست که شما وقتی با مسأله پول روبرو هستید یا مال، فقط پول هم نیست یک مال است وقتی هستی قدرهای خاصی را تنظیم کردم@ که شما وقتی دست میگذارید روی این قدرها دوتا اتفاق میافتد برای شما: 1 ـ اینکه حتماً ثروتتان زیاد میشود از یک تا هفتصد برابر رشد اقتصادی پیدا میکند@ 2 ـ یک جاهایی اندازه دیگر ندارد (إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ) اصلاً حساب دارد بیحساب میدهم به شخص، بیحساب میدهم به آن. اتفاق قشنگتری که میافتد این هست که انسان رشد انسانی پیدا میکند@ یعنی به شادی به قدرت به آرامش، میرسد از طریق پول، از طریق ماده، از طریق اقتصاد، اقتصاد فوقالعاده مهم است. یک جامعهای که اقتصادش میزان نباشد شما هر چه هم حرفهای معنوی بزنی حرفهای بالا بزنی خیلی مؤثر نیست@ اگر یک کسی در مسائل زندگیاش یک زن و شوهری که میخواهند کار کنند، آن قانون سه انگشت یادتان نرود که در بحث خانواده گفتیم@ گفتیم اولش تأمین، کسی که اول مسأله اقتصاد خانواده، مسأله پول و درآمد را طراحی درست نکرده مهندسی درست نکرده یقینا در بخشهای عاطفی میلنگد یقینا در بخشهای معنوی هم میلگند@ کافی است لقمه یکذره جابهجا بشود آدم وحشی میشود آدم عصبی میشود آدم بیماریهای روانی میگیرد بر اثر لقمه بد، غذای بد، این خیلی مهم است. شیطان روی بخش اقتصاد خیلی کار میکند یعنی در پیشنهادها، و طراحیهای اقتصادی فوقالعاده کار میکند@ حملههایش خیلی زیاد است یکی از آنها همین هست (يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ) یکی هم همان هست که جلسه گذشته عرض کردم اندازهها را در مسائل اقتصادی تغییر میدهد.@ یعنی فرمول را عوض میکند شماره را، شما در حدی، مثل انگور خوردن است، انگور خیلی خوب و مفید است آب انگور خیلی مفید است آب قوره خیلی خوب است سرکه خیلی مفید است ولی از یک حدی میروی آنطرف سرکه میشود شراب@ نه، میگوید تا حد سرکه میتوانی بیایی استفاده بکنی خرما هم همینطور. در مسائل اقتصادی جابهجا کردن اعداد و ارقام تا یک حدودی اجازه به ما میدهند@ از یک حد که میگذرد یکدفعه یک اتفاقات وحشتناکی میافتد یک چیز دیگر در میاید نتیجه، کاملا عوض میشود. یکی از کارهایی که شیطان میکند این هست که دائماً در حمله از جلو@ 1 ـ به آرزوهای اقتصادی زیادی آدم را مشغول میکند پولبازی زیاد، تجارت چیز بدی نیست در روایت داریم 9% برکت در تجارت است ده قسم است 9% نه 90% ، برکت ده قسم است نُه قسمش در تجارت است@ تجارت چیز بدی نیست اما دلبستگیها، به پول بسته شدن وابستگیهای اقتصادی اینطوری انسان را از خود حقیقی خودش اگر غافل بکند، یک موقع هست شما پول دارید میاورید در همان آرزوهایی که اگر یکی از آنها را بگیرید گناهان گذشته و حال و آیندهتان بخشیده میشود با همین پول@ آدم میتواند تا عالیترین درجات برود. شما اگر پول نداشته باشید چطور میتوانید به کرامت برسید؟ آدم اسم کریم، اسم جواد، اسم وهاب، اسمهای قشنگی را خیلی میتواند با پول بگیرد@ این مدیریت میخواهد دقیقا مثل آرزوها، درست مثل آرزوها، اگر خوب مدیریت بکنید اسم جذب میکند اگر خوب مدیریت نکنید انسان میرود به سمت بخل و تنگنظری. بخل را قبلا توضیح دادیم در موردش@ (جامِعٌ لِمَصاوِع العُیوب) بخل همه بدبختیها و بداخلاقیها را در خودش جمع دارد اگر کسی بخیل شد آدم بخیل، آدم دستتنگ، آدم تنگنظر، آدمی که شجاعت مصرف را ندارد خوب مصرف کردن به موقع مصرف کردن را ندارد این تمام عیبهای دیگر، ترسهای دیگر رویش میاید.@ شیطان اگر بتواند یک نفر را بخیل بکند کافی است بقیه چیزها را این خودش خودبهخود میپذیرد بقیه عیبها را کاملاً میپذیرد، بخیل، آدم تا بخل میاید سراغش تا آدمکشی هم میرود تا انواع جنایتهاست میرود سراغش@ تا بداخلاقیها تا غضب تا حسادت خیلی گرفتاریهای دیگری را میاورد با خودش، همین یک مشکل اینطوری. شیطان یکی از کارهایی که میکند این هست که (يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ) قرآن دارد میگوید ببین چقدر زیبا طراحی شده این بحث روانشناسی@ شیطان به شما وعده میدهد که شما اگر این کار این قدرها را نروید سراغش، همان کاری را که با آدم کرد گفت اگر تو دست به این میوه بزنی به یک چیزهایی میرسی که این قدر را انتخاب کن تو@ من خیرت را میخواهم (قاسَمَهُما) قسم هم خورد برای آدم و حوا که من خیرخواه شما هستم شما این قدر را انتخاب کن یکدفعه اینها میوه را گذاشتند در دهانشان@ (بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما) یکدفعه از آن حالت متناسب با فضای بهشت خارج شدند. قرآن میگوید وقتی شما در مسائل اقتصادی یک سلسله قدرها را خدا مشخص کرده میگوید دست روی اینها بگذارید اصلاً مالتان کم نمیشود@ پیغمبر فرمود من تضمین میکنم کم نشود مالتان، اصلاً کم نمیشود برکت هم پیدا میکند خدا هم خیلی دوستتان دارد یعنی انسان عشق خدا را با پول میتواند به دست بیاورد@ میگویند همه چیز را با پول نمیشود خرید، آدم با پول میتواند عشق خدا را بخرد، با پول میتواند همه کار بکند، چه کسی میگوید نمیشود کرد؟ آیات شما انفاق فی سبیل الله را نگاه کنید خدا میگوید تو فقط نترس@ پول چه کسی به شما داده، خودت را چه کسی به شما داده، وجود را چه کسی به شما داده، سلامتی را چه کسی به شما داده، رشد اقتصادی را چه کسی به شما داده، عرضه در آوردنش را چه کسی به شما داده؟@ من دادم، پول الان مال کیست؟ پول مال من است. از مسائل خیلی مهم در اقتصاد این هست که در اقتصاد اسلامی اصلاً چیزی به اسم مال من نداریم انسان@ اسلام مالکیت خصوصی را اینطوری قبول میکند میگوید این پول مال توست کار کردی تجارت کردی این پول مال توست ولی حواست باشد خودت و مالت مال خدایید، یادت باشد، هر طوری نمیتوانی مصرف بکنی، اینقدر اختیار ندارید.@ لذا در قرآن از اول میاید میگوید (لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) یادتان باشد نمیتوانی بگویی من کار کردم زحمت کشیدم پول در جیبم هست این مال خودم است@ خدا میگوید خودت میتوانی در حیطه آرزوهایت جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی، فوق عقلیات استفاده بکنی اجازه به شما میدهم این مال من است حواست باشد بنابراین نوع مصرفش را من تعیین میکنم@ چطوری است برای اینکه تو قرار است شبیه من بشوی اگر قرار است شبیه من بشوی این مقداری که به شما دادم باید اینطوری مصرف بکنید.@ مثل یک معلمی که میخواهد نقاشی به شاگرد یاد بدهد میگوید این رنگ این رنگ این قلمموها با این شمارهها با این بومها را به شما میدهم ولی این نوع طراحیها را باید کار کنی.@ اگر نترسی درست مصرف کنی من رنگ پیشم هست قلممو پیشم هست به شما بوم هم میدهم ولی درست مصرف کن، اگر درست مصرف کنی میگوید دیگر اصلاً نترسید.@ ولی ما بخل داریم ما الان ترس خیلی داریم خیلی بخیلیم خیلی میترسیم نمیتوانیم مصرف کنیم نمیتوانیم خوب مصرف کنیم نمیتوانیم به جریان بیاندازیم پول را، وقتی نمیاندازی در جریان، تراکم، تورم، فاجعه درست میکند.@ لذا در آیه قرآن است (الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ) کسانی که در خانه طلا و نقره نگه میدارند یا سکه نگه میدارند بعضیها، 5 تا 10 تا 15 تا 20 تا سکه نگه میدارند در خانه، اینها بدترین عذاب را روز قیامت دارند@ برای چه سکهها را ذخیره کردی در خانه؟ پول برای چه ذخیره کردی؟ پسانداز کردم، حق نداشتی، پول اینقدر مال تو نیست این پول تو باید بیاید برود در اجتماع، میرفتی سهام میخریدی@ پولت را میریختی در گاز، برق، آب، سدسازی، یکجا باید مصرفش کنی در خانه نمیتوانی پول نگه داری اگر نگه داشتی چرک، عفونت، بیماری، پلیدی، مشکلات روحی و روانی میاید سراغ انسان و آنوقت عذاب آخرتی هم انسان دارد پول باید حتما در جریان باشد.@ یکجا 5 تا ساختمان، دیدید الان بعضیها اینطوری هستند، یک کسی آمده بود فهرست اموالش را آورده بود به من نشان میداد میگفت من اینها را الان دارم نگاه کن@ بعد این آقا دوتا بچه دارد 12 تا آپارتمان دارد بیشترش هم خالی، درش را قفل کرده رفته جای دیگر، همین فاجعهای که در همین تهران خودمان هست یا خیلی از جاهای دیگر هست، خانهها خالی به کسی هم نمیدهند تا قیمتها بالا باشد@ این خیلی عذاب میاورد پول باید دائماً در جریان باشد. لذا میگوید وقتی من به شما میدهم تو یا باید تجارت بکنی، توصیه اول ما این هست که به کارهایی بزنید که سازندگی ایجاد بکند در کشورتان، رشد بیاورد، انفاق بکنید@ انفاق یک تجارت است خودش، یکی از راههای پول در آوردن خوب انفاق کردن است مثل کار تجاری، چند برابر برمیگرداند@ چرا وقتی انسان نانخور داشت به خدا میگوید خدایا مال، مال تو بود به من دادی نانخور دارم خدا هم زیادش میکند برکت میدهد به آدم.@ ما در بخشیدن در انفاق، برای خودمان هم بخیل هستیم چه برسد برای خانواده آسمانیمان، خیلی ترس برمان میدارد وقتی میخواهیم برای امام زمان، برای خدا، برای خود خدا هم خرج کنیم@ و خندهدارترین کار هم همین است احمقانهترین شیوه همین است که انسان پول را از خدا بگیرد و به خود خدا هم ندهد. خدا برای اینکه ما را شبیه به خودش بکند@ میاید مثل یک پدری که پول میدهد به بچه کوچکش برود روز پدر هدیه بخرد برای پدر یا روز مادر برای مادر بخرد بچه که درآمد ندارد میاید از مادر یا پدر پول میگیرد بعد میرود برایشان یک هدیه میخرد، با کدام پول؟@ پولی که گرفته ولی این پول اول تملک میشود از پدر یا مادر، میگویند بیا این مال تو، این حس تملک به آن دست میدهد در حالی که اصلاً مال این نیست، بعد با این حس تملک میرود یک هدیه میخرد، چه تولید میشود اینجا؟ چه اتفاقی افتاد؟@ عشق، محبت، نزدیکی. خدا مثل یک مادر مثل یک پدر میگوید (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) کسی هست به من قرض بدهد@ نمیگوید به مردم قرض بدهید اصلاً در این بخش که رسیده خدا نگفته اصلاً به مردم قرض بدهید، گفته به چه کسی قرض بدهید؟ به پیغمبر و امام و اینها هم اصلاً نگفته، میگوید به چه کسی قرض بدهید؟@ فرهنگ چقدر متعالی است چقدر این زبان، زبان قشنگی است میگوید من میخواهم تو مثل من بشوی نترس من هستم بالای سرت. به من خدا قرض میدهی یا نه؟ عجب خدایی داریم ما@ چقدر ناز و مهربان است. برای اینکه ما مثل خودش بشویم به آن اوج برسیم با چه زبانی حرف میزند.@ سؤال: مگر خدایا تو قرض لازم داری؟ اصلاً تو پول میخواهی چکار؟ مصرف داری؟ میخواهی چکارش بکنی؟ غذا، مشکل مسکن داری، مشکل زن و بچه داری، چه داری؟ میگوید به من قرض بدهید، جگرش را داری؟@ ما به خدا میگوییم میترسیم، میترسیم فقیر بشویم میترسم اگر این پول از دستم برود میترسم ندار بشوم، راه را میبندیم. یک کسی به خدا میگوید بیا خدا من به شما میدهم میدانم هستی غصه ندارم وقتی تو را دارم چه غصهای دارم.@ اگر خدا ببیند یک نفر با تکه به او خرج میکند اصلاً لنگش نمیگذارد درست خرج میکند اصلاً لنگ نمیگذارد.@ شیطان برعکس است پیام اینطوری است الان من اینها را توضیح میدهم تا بدانید ما چقدر در این پیامها، پیامهای شیطان میاید ولی ما خیلی جدی میگیریم این پیامها را و باورش میکنیم زود فریب میخوریم@ (الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ) پیام دوم چیست؟ امر به فحشا و منکرات است به زشتیها، به بدجنسیها به پستیها به پلیدیها، وسوسه میکند و اینها را در ذات انسان شیرین جلوه میدهد، گناه و شهوات را، حرام را البته عرض میکنم@ شهوات حرام را برای انسان جذاب میکند، خوب نقطه مقابل ببینید چقدر قشنگ دارد میگوید نوبت خداست (وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ) دوتا اسم آورده که تو خیالت راحت باشد بدانی که خدا کارشناسش هست@ همچین فقط الله نیست دوتا اسم آورده که همچین پشتت گرم بشود، میگوید چی، میگوید خدا هم به شما وعده مغفرت داده آن وعده گناه میدهد خدا وعده مغفرت میدهد و وعده فضل، فضل یعنی چی؟@ (وَ فَضْلاً) وعده فضل میدهد یعنی چی؟ فضل، اینکه میگویند فضولی مثلاً، زیادی، خدا به شما وعده کرده که هر چیزی را که در راهش خرج بکنید حتماً چند برابر به شما برگرداند@ نترسید دیگر، زن و بچهات نیاز دارند مصرفشان کن، در فشار نگذار خانواده را، یک کسی که خانواده را در فشار میگذارد فشار قبر خیلی زیادی دارد@ سخت نگیر به خانوادهات، به زنت، به بچههایت، به پدرت، به مادرت، سخت نگیر، عروس خانمها آقایان را سطح فشار نگذارند یک آقایی پدر و مادر دارد وظیفهاش کمک به پدر و مادرش هست@ نگوید تو اگر به آنها کمک بکنی پس خودمان چی دائماً، باید زن تشویق بکند مرد را که اگر اهل انفاق هست این خیر و برکت زیاد میاورد مالشان زیادتر میشود، وقتی میگویی نده خودمان چی، یعنی راه را بستی یعنی گدا میشوی یعنی حادثه برایت اتفاق میافتد.@ برای اینکه خیالت راحت باشد میگوید (وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ) واسع علیم، واسع یعنی چی؟ یعنی هر چقدر بخواهی میدهد به شما@ ما خدای اینطوری داریم علیم هم هست دارد میبیند تو را، کاملاً احاطه دارد که تو برایش چی خرج میکنی دست بکنی در جیبت یک ریال خرج بکنی میبیند. گفت رفته بودم، خورد اول محرم میخواستم بروم کربلا@ هر سال خودم دهه محرم را در خانه مراسم میگرفتم ولی خورد به کربلا رفتن من، و من رفتم کربلا، به بچهها گفتم بچهها این وسایل روضهخوانی هست مراسم روضه را برقرار بکنید من میروم کربلا و برمیگردم@ گفت رفتم کربلا، در کربلا یکدفعه یک شب خواب دیدم که امام حسین دارد کسانی که برایش خرج کردند محاسبه میکند کی چی داده، علیم یعنی این، یعنی شما یک دانه کبریت هم هزینه بکنی@ بعد میگفت دیدم امام حسین گفت فلانی یک کبریت، چندتا استکان، همه را، همه را، یک دانه کبریت را حساب میکرد، گفت نوبت من شد به من گفت حاج آقا فلانی هم اینها را داده اینقدر چای داده چای درجه فلان داده@ مارک چایی را هم میگوید امام حسین، برنجت را میگوید هندی دادی پاکستانی دادی ایرانی دادی، همه را حساب میکند امام حسین@ بعد گفت امام حسین اینها را که گفت به این مأمورش گفت بنویس تنباکو درجه دو، گفتم آقا نه بخدا درجه یک دادیم ما، آقا گفت نه دو، گفتم آقا بخدا به پیر به پیغمبر من درجه یک گذاشتم برای روضه شما@ گفت همین که گفتم دو، بیدار شدیم و هاج و واج، آمدیم خانه و خلاصه یقه این بچهها را گرفتیم گفتیم پدر سوختهها چکار کردید شما، من که تنباکو درجه یک گذاشتم، گفت بابا دیدیم درجه یک خیلی باحال است خودمان کشیدیم برای مهمانها درجه دو گذاشتیم.@ واسع علیم، همه را میبیند در نمیرود گم نمیشود واسع علیم. بخاطر نوع تأثیرگذاری که این مقوله دارد که حالا بحثش خیلی مفصل است من الان واقعاً نمیرسیم این بحثها را اینجا عرض کنم بحث مستقلی میطلبد خودش@ بخاطر نوع تأثیرگذاری که دارد بحث اقتصاد یک بحث مفصلی است. شما نگاه کنید ما صدها روایت در بحث اقتصاد داریم که پای شیطان را حتما در آن روایتها ذکر کرده این باید در طراحی جامعه دیده بشود حداقل اگر جامعه ما@ هنوز هم اینطوری نیست جامعه متأسفانه ما خیلی عقب هستیم جامعه ما یک جامعه بدوی است نسبت به اسلام، این را صریح میگویم@ ما تا بیاییم اسلام و قرآن را پیاده بکنیم احادیث اهل بیت را پیاده بکنیم آن جامعه، یک جامعه فوقالعاده پیشرفته است ما فعلاً الان داریم یک لِکولِکی داریم میکنیم خدا رحمت کند امام را فرمود ما از جمهوری اسلامی فقط یک الفبای اسلام را تازه داریم با آن آشنا میشویم.@ شما هر جا آیات مسائل اقتصادی دارید میگوید شیطان هم حضور دارد آنجا، در طراحیها وجود دارد، طراحیهای اقتصادی@ نه اینکه فقط به شما بگوید مصرف نکن بلکه دستورات مصرف جالبی را طراحی میکند نظام ربوی میگذارد نظامهایی که الان در دنیا حاکم هستند طراحیهای اقتصادی که در دنیا حاکم هستند در بانکداریها، در همه جا حضور دارد.@ وسوسه میکند رقمهای جدید میدهد اندازههای جدید میدهد فاجعه یکدفعه بار میآید در دنیا، الان شما نتایجش را در همه جای دنیا دارید میبینید.@ حالا نگاه کنید امام صادق(ع) (عَلَیکُم بِالصَدَقَۀ فَبَکِّروا بِها فَإنَها تُسَوِدُ وَجهَ اِبلیس) در حملهها میگوید اگر میخواهید@ چون میدانید که انواع گرفتاریها، بیماریهای روحی و روانی غصهها و اضطرابها و دلشورهها وقتی میآید سراغ آدم، صدقه تمام بیماریهای جسمی و روحی را میتواند با آن مقابله کند با صدقه میشود مرگ را عقب انداخت@ دیگر حالا سرطان و بیماریهای دیگر جای خودش را دارد مشکلات روحی و روانی، انواع اضطرابها و غصهها و دلشورهها صدقه برطرف میکند به شرطی که صدقه باشد یعنی در آن صداقت وجود داشته باشد.@ صداقت یعنی چی؟ یعنی عزیزم با خانمت میروی بیرون، گرسنهتان هست الان میخواهید ناهار بخورید، شأن خودتان چقدر است؟ به خانمت نمیتوانی بگویی که بایست من حالا یک دانه بیسکویت برایت بگیرم بخور، خودم هم نمیخورم@ یا نه یک بیسکویت برایت میگیرم یکذرهاش را هم بده خودم بخورم. یکی از رفقای ما رفته بودند شمال، گفت ما رفتیم شمال@ از تهران حرکت کردیم رفتیم شمال تا برگشتیم یک بربری با هم گرفتیم این دیگر خشک هم شده بود، نه اینکه آدمهای، آدمهای خوبی و خوش کیف هم هستند، تا برگشتیم از شمال از بس کارمان زیاد بود وقت نداشتیم برویم یک غذا بخوریم@ این بربری را هر دفعه یک تکهاش را میخوردیم، حالا بعضیها هم اینطوری میکنند. میگوید ما گرسنهمان است قابلمه خالی میگذارد میگوید نان را بمالید به آن، یک زمانی در آن غذا بوده@ نان را بمالید به غذا، برو کنار چلوکبابی بایست نان سنگک را بگیر با بوی کباب بخور خیلی خوشمزه است. وقتی میخواهی به خدا برای امام زمان خرج بکنی@ شعورت برسد وقتی دست میکنی دنبال پول خورد میگردی این خیلی بدبختت میکند وقتی فقیر میاید میگویی ببخشید پول خورد ندارم، میفهمی داری برای چه کسی هزینه میکنی؟ وقتی موقع پول برای امام زمان میشود میگردی دنبال کمترین اسکناسهایت@ اصلاً نمیتوانی عاشقانه خرج کنی وقتی میروی کنار ضریح، دستت میرود در جیبت و اینقدر اسکناس در میاوری و میگردی آن کمتره را پیدا بکنی بیاندازی در ضریح@ به شما میدهند ولی خودت عقب میمانی خیلی عقب میمانی. چقدر خوب است امام زمان به من نگاه بکند امام حسین به من نگاه کند مادرم فاطمه زهرا به من نگاه بکند ببیند من برای او چطوری خرج میکنم@ ببیند من چطوری از قشنگترین بخشهای مالیام برای پدرم برای امام زمان هزینه میکنم، درود به آدمهایی که روح بزرگ دارند عشق میخواهد معرفت میخواهد صدقه در آن صداقت میخواهد در آن شعور میخواهد وقتی خرج میکنی.@ میگوید رفتیم خواستگاری، آمده خواستگاری نامزدم هست، خدا شاهد است میگوید من را از میدان آزادی تا امام حسین پیاده برده@ من چند بار به آن گفتم خستهام پایم درد میکنم گفتم گرسنهام هست، یک پسر به این بیشعوری، چون شما نمیتوانی اسم هیچ حیوانی را روی این بگذاری هر چه بگذاری حیوانها گِله میکنند یعنی قیامت یقهات را میگیرند میگویند چرا اسم ما را گذاشتی روی این@ ما کی اینطوری رفتار میکنیم، یک الاغ میگوید من با زن و بچهام که این کارها را نمیکنم، این حالا شما به آن بگو خانواده آسمانی@ این اصلاً عمراً نمیفهمد خانواده آسمانی یعنی چی، بگو الله، الله آمده به تو میگوید برای من حاضری خرج کنی یا نه، یکذره آدم شعورش را فعال بکند روحش را یکذره فعال بکند، خدا، آدم باید هم حیا بکند و هم عشق بکند واقعاً خدا آمده به من میگوید@ خدا من را انتخاب کرده، به من میگوید دست کن جیبت، چقدر قشنگ است این کار، امام زمان به من میگوید، خیلی عالی است خانه من ماشین من پول من.@

اگر خدا، خجالت میدانی کی هست؟ قیامت است، آدم یکدفعه میبیند کار از کار گذشته میگوید این خدا چقدر آمد به من گفت به من بده، برای من هزینه کن با من رفیق بشو.@ بعد میگوید (فَبَکِّروا بِها فَإنَها تُسَوِدُ وَجهَ اِبلیس) زود این کار را بکنید صبح زود، گفتم بهترین وقت صدقه یکی صبح اول وقت است و یکی هم شب قبل از خواب، شبها کلاً@ بعد هر کدام صبحها یک خاصیت دارد شبها یک خاصیت، کاری با این نداریم الان چندتا خاصیت خیلی مهم دارد. سؤال: چه کسی میداند چرا نگفت صدقه (تُسَوِدُ وَجهَ الشیطان) صورت شیطان را سیاه میکند@ میگوید (تُسَوِدُ وَجهَ اِبلیس) شیطان نه، صورت ابلیس را سیاه میکند؟ چه کسی میداند؟ شیطان بالأخره شخصیت خارجی است شیاطین هستند با ما هستند، حالا شخصشان هم مثل من و شما اسم دارد@ ولی میگوید خود ابلیس را، در بعضی از گناهان داریم ابلیس اصلا به شیاطین اجازه نمیدهد بروید، میگوید اینجا فقط خودم باید بروم شما بروید کنار، من خودم باید بیایم سر وقت اینها، شما از پسش برنمیایید@ چند تا گناه خاص است که فقط خود ابلیس میاید کار میکند در بخش این مسأله اقتصاد شیاطین میایند شیاطین هستند اصلاً@ وقتی مؤمن دست میکند در جیبش هفتاد تا شیطان به دستش میچسبند یعنی توجیهات مختلف، ولی میگوید وقتی شما صدقه را میپردازید رئیس را زدید ابلیس را زدید. ما یک بخش مهمی از درمانهایمان در جامعه، درمان همه چیز جسم و روح با پول انجام میشود@ با اقتصاد، ولی ما اصلا شیوهاش را بلد نیستیم، یعنی پولهایمان را خراب میکنیم ضایع میکنیم ثروتهای خودمان را@ در حالی که با این ثروتی که ما داریم یک درصد کمی از این ثروتمان میتوانیم بسیاری از قدرتها و اسمها را جذب کنیم@ دنیای شاد و شیرین و آرامی داشته باشیم و آخرت خیلی پر اوجی داشته باشیم ولی متأسفانه بلد نیستیم از صدقه از پول از انفاق استفاده بکنیم این مهارت میخواهد. ابلیس به موسی نصیحت میکند، جالب است@ موسی را دیده حضرت موسی از آن چندتا سؤال کرده خیلی قشنگ است الان فرصت نمیکنم سؤالهای حضرت موسی(ع) را بپرسم، ولی ابلیس میگوید از من سؤال کردی حالا جوابت را میدهم حالا گفتی به شما میگویم@ (اذا هَمَمتَ بِالصَدَقَۀٍ فَامضِها وَ اذا هَمَّ العَبدُ بِالصَدَقَۀٍ کُنتُ صاحِبَه دون اَصحابی) این مورد است، میگوید موسی هر وقت خواستی صدقه بدهی زود بده نگذار بگذرد چون از دستت میرود پشیمان ممکن است بشوی یا اتفاقی بیفتد اصلاً@ هر وقت بندهای همت میکند که یک کار خیر بکند یک چیزی را هزینه بکند، صدقه یادتان باشد مفهومش بزرگ است@ صدقه این نیست که میخواهیم به گدا بدهیم یا مثلاً به چیزی کمک کنیم صدقه یعنی نوعی سرمایهگذاری، نوعی هزینه، میخواهی یک جهیزیه تهیه کنی، میخواهی خانهات را بدهی برای یک کار خیر، میشود صدقه، و انواع و اقسامش داریم@ غیر اقتصادی هم زیاد هست انواع و اقسام صدقاتی ما داریم که غیر پولی است اصلاً غیر اقتصادی است. میگوید وقتی میخواهی صدقه را بدهی زود اقدام کن زود انجام بده وقتی که یک بندهای میخواهد صدقه بدهد@ (کُنتُ صاحِبَهُ دونَ اَصحابی) من همراهش هستم دیگر اصحابم همراهش نمیایند من خودم هستم شیطان دارد میگوید. (حَتی اَحولَ بَینَهُ وَ بَینَها) تا اینکه هائل بشوم بین آن و کاری که میخواهد انجام بدهد پشیمانش میکنم.@ یک آقایی برایتان بگویم این را، خیلی عجیب است این داستان، چند سال پیش یک آقایی آمد به من گفت که من میخواهم یک خدمت یک کار خوبی بکنم@ یک پول زیادی را هزینه کنم در یک راه خیر، به من گفت من را راهنمایی میکنی؟ گفتم بله، به آن راهنمایی کردم اصلاً بردم مورد را دید و گفتم ببین این واقعاً مورد مهمی هست و تضمینش را هم من میکنم@ اگر اشتباه خرج کردی قیامت گردن من، تردید کرد، نه به حرف من، موردش را مطمئن شد، گفتم شک داری؟ گفت نه شک ندارم، گفتم میدانی چقدر ارزش دارد؟@ گفت بله میدانم، اجازه بده من یک مقدار یک چرتکهای بیاندازم، آن خودش آمده بود سراغ من، من نبرده بودمش یا به آن پیشنهاد بدهم، گفتم مطمئن باش امام زمان خیلی خشنود میشود این عین رضای خداست@ این کار را انجام بده حالا که آمدی از من راهنمایی میخواهی این کار را انجام بده، رفت که رفت تاجر بود کارهای اقتصادی میکرد تجارت خارجی انجام میداد واردات و صادرات، گفت خداوند به من بعد از حدود یکسال، انجام نداد@ گفت من چند هزار برابرش را دزد از من برد، آن موقع به من گفت و من فقط چند هزارش را یادم هست عددش یادم نیست گفت چند هزار برابرش را دزد از من برد@ این جزء غذاهای خوب خرج نکردن است وقتی یک کسی خوب خرج نمیکند باید منتظر سرطان و بیماری و تصادف و دزد زدن و کلاهبردار و مواد مخذر هزینه شدن و دود شدن و خیلی چیزهای دیگر باشد.@ لذا شیطان دارد نصیحت میکند موسی را میگوید که هر وقت خواستی این کار را بکنی زود برو انجامش بده چون خودم میایم نمیگذارم که انجامش بدهی و خدا میداند که اگر انسان یاد بگیرد عشقبازی با پول بکند@ چون خدا میگوید تو اصلاً خیالت راحت باشد هر چه از این جیب بدهی چند برابرش میاید در جیبت، خوب خیلی بازی خوبی است دیگر، من هزینه میکنم عشق میخرم خدا جایش پول هم به من برمیگرداند از پولم کم نمیشود@ ولی به من چه اضافه میشود؟ عشق اضافه میشود، درجه، انسانیت، شرافت، کرامت، جود، سخا، وهابیت، من اسم میگیرم هیچ چیزی هم از پولم کم نمیشود.@ برویم سیره خانواده آسمانی خودمان را نگاه کنید که اینها چطوری کار میکردند (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ) ببین چقدر فرمول قشنگ دارد خدا عاشقی حرف میزند@ میگوید وقتی پول را هزینه میکردند این را هزینه نمیکردند مگر اینکه عشق میخواستند فقط از خدا عشق میخواستند از امام زمان عشق میخواستند پول میدادند که دل طرف را بدست بیاورند@ با پول میخواهد کسی را تور بزند هزینه میکند برایش، پایش هزینه میریزد که دل طرف را بدست بیاورد. میگوید (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً).@ خدایا به حق محمد و آل محمد تمام موانع راه ما را بخصوص حیلههای شیطان را برای رسیدن به خانواده آسمانیمان از سر راه ما بردار، خدایا به ما عشق، مودت، عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را برای رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیانش مسلمین و مستضعفین جهان میخوانیم: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@