جلسه 097 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
97
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
12
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 097 - خانواده آسمانی

بحث جلسه ی گذشته مان دربارة یکی از مهمترین موانع وصول ما به خانوادة آسمانی مان یعنی شیطان بود که حضرت امام سجّاد (علیه السلام) در مناجات شاکین به خداوند این گونه شکایت کرد که ( الهی اشکو الیک عد وا شبطانا یعقوینی) من شکایت می کنم به تو از دشمن که من را اغوا می کند. اغوا را هم معنی کردیم یعنی دعوت به وسوسه و دعوت به شر و فساد. در این رابطه هم جلسة گذشته توضیحاتی را دادیم که معنایش و گفتیم که شیطان تسلّطی بر انسانها ندارد بلکه فقط در حد دعوت است و دعوت را هم کسانی اجابت می کنند که خودشان دوست دارند تحریک بشوند دوست دارند که مسیری را طی بکنند و الاّ وسوسه های شیطان آشکار است. ادُعؤ مبین است یعنی دشمن است که ذوغ دشمنی هایش و پیام هایش آشکار است این طور نیست که قابل تشخیص نباشد. چیزهایی را به انسان می گوید که انسان خودش می تواند تشخیص بدهد که اینها حق هستند یا باطل بنابراین شیطان کارش در حد یم وسوسه هست مکانیزم کار،چگونگی کار هم توضیح دادیم که خداوند تبارک و تعالی برای ما یک سلسله محکمات را مشخص کرده و یک سلسله متشابهات را به عنوان فضای تمرینی ما کذاشته در قرآن هم فرمود، یک سلسله آیات هست (هُنَّ اُمُّ الکتاب) اینها محکمات هستند امّ الکتاب هستند یعنی چیزهایی که قطعی و یقینی ست اصول و پایه هاست و یک سلسله هم متشابهات هستند امّا کسانی که خودشان معرفی دارند ( وَ اُمَّ الذین فی قلوبِهم ضُیغُ) افراد تنگ حوصله، افراد کم صبر، افراد تنبل افراد بی حوصله دوست دارند که از متشابهات به محکمات حمله کنند و محکمات را با متشابهات زیر سوال ببرند همان بی حوصله دوست دارند که از متشابهات به محکمات حمله کنند و محکمات را با متشابهات زیر سوال ببرند همان خصوصیت بهانه گیری که قبلاً در موردش صحبت کردیم، کثیرظ العلل، یادتان هست گفتیم که یکی از خصوصیات نفس ما این است که بهانه گیر است، خیلی هم بهانه گیری می کند. در این رابطه این حس بهانه گیری کارهایی که ممکن است یک مقدار مشتبه بشود بر انسان . اینها را انسان بهانه قرار می دهد برای اینکه بتواند محکمات را زیر سوال ببرد. مثال زدم جلسه گذشته، مثلاً کسی از یک زن چار یک چیز میبیند می گوید چادری ها همه این طوری هستند از یک بسیجی، از یک پاسدار، از یک مرجع، از یک استاد، یک انحرافی را می بینند زیر همه چیز یزند، خیلی ها الآن این جوری هستند و دوست هم دارند که یک چیزهایی را پیدا بکنند و دستاویز قرار بدهند برای بی تقوایی های خودشان و فجور خودشان . بنابراین شیطان تو اینحیطه ها کار می کند یعنی جاهایی که تردید، تزلزل، اشتباه، شبهه است و امکان دارد انسان لغزش پیدا کند روی این فضاها کار می کند که عنصر انسان هم عنصر درستی نیست در تبعیت از شیطان چون خداوند همیشه محکمتان در گذشته و پیروی از متشابهات دلیل خواهد شد ، به عنوان مثال اوّل فقه را می گذارند خدا، رساله را می گذارند، عدد و ارقام را مشخص را مشخص کردند در رساله، کتاب رساله یم کتاب ریاضی است دیگر، هیچ کتابی به اندازه رساله مراجع عظام، ریاضی نیست از اوّل کتاب رساله تا آخر کتاب همه اش عدد و اندازه به کار رفته چون دین اسلام ریاضی ترین دین خداست، قرآن ریاضی ترین کتاب خداست و قرآن هست که پرده از ریاضت بسیاری از حقایق ، فرمولهای بسیاری از حقایق برداشته. قرآن است که می گوید خداوند هیچ چیز را غیر ریاضی، غیر عدد دار نیافریده . تمام مخلوقات خدا درشان ریاضیات به کار رفته، عدد و اندازه، تقدیر به کار رفته (کُل شَی ءٍ عِندَ هُ بِمِقدار)، قَد جَعَلُ الله لکُلَّ شّی ءٍ قَدرا) ، ( الَّذی اَحصی کُلَّ شی ءٍ عَدَد) ، همه چیز عدد دارد اندازه دارد و ریاضیات ارد، قرآن این را دارد برای ما باز می کند. کسی که وسواسی می شود چون بدش می آید، (قَأ مَلَلَ با لوسواس صَدری) سینه من باز می کند. کسی که وسواس می کند اوّل اندازه ها تو رساله مشخص ایت مثلاً می گوید اگر دست شما نجس شد خواستید با آب قلیل بشویید دوبار بشویید اگر با آب کر بود یکباره اندازه را داده بهتان، اگر یک کسی بیشتر از یک بار شست با آب کر یا با آب شیر یا جاریريال یا وقتی خواست یم نجاستی را با آب قلیل بشوید بیشتر از دو بار آب ریخت، اوّل عدد را داده، شیطان می آید عدد را به هم می زند می گوید شاید، نه به دلم نچسبد، یکبار دیگر، یکبار دیگر، این دوبار می شود، سه بار سه بار می شود چهار بار، یک غسلی که مثلاً حد مشخصی کردند که آقا اگر کسی خواست غسل بکند اندازه ریاضی داده اند . آقا سه لیتر آب، بیشتراز سه لیتر اگر یک کسی مصرف کرد برای یک، غسل اسراف کرده می گوید وضو می خواهید بگیرید مشت اوّل واجب ،شست و شوی دوم جایز است ولی آب سوم را بریزی حرام است زیادی مصرف است، وضو باطل نیست، امّا کار حرامی است. عدد را نمی گذارد شما به هم بزنید. تمام فرمولها عدد و اندازه را تو رساله می دهد. شاید بیشتر از آن مقدار مصرف کردید دیگر تابع شیطانید. یک بنده خدایی با خانش آمده بودند پیش من می گفت شش ساعت غسل من زیر دوش طول می کشد، ببین چقدر آب مصرف می شود؟

می گوید این شش ساعت هم آخرش یقین نمی کند بدنش کاملاً آب رسیده باشد بهش. این جوری شیطان آدم را می اندازد یعنی رحم ندارد به هیچ وجه ، شما بهت می گوید دو بار بند دو بار را اگر قبول کردی می شود سه بار، سه بار را می گوید حالا احتیاطاً چهار بار، چهار بار می ریزی می شود پنج بار، این احتیاطاً، تمام اعداد و ارقام به هم می ریزد و چون حرکت انسان به سمت خدا طبق قواعد ریاضی باید انجام بشود باید اعداد و اندازه رعایت شود تا انسان بشود خلیفة الله، وقتی عدد و ارقام به هم بخورد دیگر شباهتی حاصل نمی شود. پس کار شیطان به هم زدن عدد و ارقام است. مثل شماره تلفن است، اگر عدد و ارقام آخرش را دو تا تغییر بدهی دیگر طرف مقابلت را نمی توانی پیدایش بکنی نمی توانی مثلاً بگویی شماره تلفن آخر طرف سیزده بوده بگویی من از سیزده خوشم نمی آید، پانزده را می گیرم و دیگر پانزده را بگویی شماره تلفن آخر طرف سیزده بوده بگویی من از سیزده خوشم نمی آید، پانزده را می گیرم دیگر پانزده را بگیر کسی که خواهیش بر نمی دارد. امکان ندارد انسان عدد و ارقام های خدا را به هم بزند و رشد حقیقی بکند. شیطان هم همین کار را کرد به خدا می گفت تو عدد و ارقامت را به خاطر من بهم بزن، نخواه من سجده بکنم، من تو را چنان عبادت می کنم که هیچ کس عبادت نکرده. خدا می گوید من هرگز این کار را نمی کنم، اصلاً رشد تو (شیطان) خوب شدن، تو شفا تو، آن از بین رفتن کفر باطنی تو به این است که سجده را انجام بدهی. گفت من هم نمی توانم انجام بدهم، عدد به هم بخورد دیگر نتیجه حاصل نخواهد شد . لذا تو قرآن سه تا آیه بسیار شدید الحن داریم در مورد کسی که عددها را به هم می زند توی قوانین الاهی. (اُلئکَهُمُ الظالمون)، خیلی تند است، کافر، فاسق، ظالم. به عدد خدا توهین نکنید. ریاضیات خدا را خراب نکنید. حجاب عدد دارد. مسخره بازی در نیاورید سر حجاب . خانم ها در مورد خودشان، آقایان در مورد نوامیس شان، حجاب یک حدود شرعی دارد تعریف شده است و بازی با ریاضیات خدا نکنید. می گوید حجاب اسلامی اینست باید این خصوصیات را داشته باشد. اگر این خصوصیات را نداشت شما نمی توانید از این حجاب آن خاصیت را بگیری، لذا عدد بهم می خورد وقتی بهم خورد آن تغییر عجیب پیغمبر می آید که در مورد زنان آخر زمان می گوید ( کاسیا تُن عاریات) زنهایی که لباس تنشان هست امّا عریان هستند. یعنی حجاب با بی حجابی هیچ فرقی دیگر نیم کند وقتی حدود را به هم زدی دیگر تو با بی حجاب هیچ فرقی نمی کند. حالا هی این مقنعه را بکش همراه خودت، این چادر را بکش همراه خودت. بالاخره روز قیامت تو به عنوان یم زن بی حجاب محشور می شوی چرا؟ چون حدودش را رعایت نمی کنی، چادر را می شکد تو فصل گرما با خودش، این مقنعه، لباس و مانتو، آخرش یک کاری می کند حدودش بهم بخورد یک جایش را خراب می کند. آقا همین طور. آقا حدود ریاضی گذاشتند حدود ریاضی را باید عمل بکنیم اندازه های الاهی راب اید رعایت بکنیم. ولی می بینی آقایون رعایت نمی کنند خیلی چیزها را به هم می زنند، نمازش را می خواند حجّش را می رود ولی خمسش را نمی دهد وقتی عدد بهم بخورد آن اتّفاقی که باید بیفتد نمی افتد. دام داراست زکات نمی دهد ولی نماز می خواند، زیارت می رود، حجّ هم می رود. بالاخره شیطان همیشه می خواهد تو این حرکتی که شما به سمت الله دارید یک جا فرمول را خراب بکند کافی است برایمان ، یکجا عدد بهم بخورد سیستم مختل می شود. شما نگاه کنید همه چیز ماشین درست باشد لاستیکهایش بادش تنظیم نباشد یک فاجعه می تواند درست کند توی جاده. شیطان فقط برایش مهم است یکجا تو عدد تو بهش فرصت بدهی. یکجا کوتاه بیابی، یکا کار بسپاری به او، چهار تا عدد را تغییر بدهد عدد رقم را که تغییر داد مثل قند و چربی و نمک توی خون است، رقمش تغییر بکند یک سکته ایجاد می کند شما نگاه کنید سّن سکته 65 بوده در اثر تذیه ارقام بهم ریخته الان که بیش از نود درصد بچّه های زیر بیست سال اضافه وزن دارند الان تو کشور ما قبلاً هیکل ها این جوری نبود. الآن مردم اینقدر خرج می کنند که هیکلشان را برسانند به یک وضعیت متعادل. چون نظام تغذیه بهم ریخته. چربیهایشان را کم کنند نمکشان را بیاورند پایین بالاخره ریخته بهم وقتی قواعد و اندازه ها می ریزد بهم، سکته زیاد می شود. یعنی شما نمی توانی توقع داشته باشی با عدد و ارقام خدا چه در عدد و ارقام مادی بازی بکنی و نتیجه بگیری چه در مسائل معنوی. تمام امور از حس دقت کنید از حس خیال ، وهم عقل و فوق عقل یک دانه عددهایش را شما بخواهید تغییر بدهید به آن نتیجه ای که شما بخواهید برسید نمی رسید چشم یک ذره رقمش می ریزد بهم عینکی می شوید گوشیک ذره رقمش می ریزد به هم، تازه وقتی میرئد عینک بگیرد را شماره می دهند. این جوری نمی گویند بیا این ذره بین را بزن تو چشمت می گویند شماره چشمت چند است راستی چشم چرا شماره دارد؟ چون ریاضیات دارد. گوش، قبل، مغز ، سلسله عصاب، اصلاً هیچ چیز را خداوند غیر ریاضی خلق نکرده، خیالها هم ریاضی است. شما می خواهی خواب ببینی قاعده دارد فرمولها و ریاضیات خواب دیدن را رعایت کنی خواب می بینی بخواهی خوابهای قشنگ ببینی قواعد دار فرمولها و ریاضیات خواب دیدن را رعایت کنی خواب میبینی بخواهی خوابهای قشنگ، خوابهای خوب، فرمولهایش را بلد باشی یادبگیری، عدد و ارقام دارد، عدد و ارقامش را رعایت کنی خوابهای خوب ، فرمولهایش را بلد باشی یادگیری، عدد و ارقامدارد، عدد و ارقامش را رعایت کنی خوابهای قشنگ می آید سراغت. نمی شود مثلاً من زور بزنم بگویم چرا فلانی را من خواب نمی بینم یا چرا خواب من این جوریست. گفتم تو عرفان وقتی اساتید می خواهند کار کنند یکی از چیزهایی که برای شاگرد اوّل باید تنظیم کنند مسئله خواب است.

شاگرد که خوابش تو دستش نیست مثل کسی است که بدنش تو دستش نیست. اصلاً کسی که می خواهد اوج بگیرد تو مسائل عرفانی تا دو تا چیز رل در بدنش نگه ندارد یعنی نتواند تو وجود خودش، به دستش بیاید به هیچ جایی نمی رسد. دچار توهّم زیاد ممکن است بشود خیالات زیاد به سرش بزند آن هم چون ریاضیاتش بهم خورده . یکی بدنش را باید خوب بتواند کنترل کند یک شخص، یعنی کل بدن باید تو دستش باشد. کسی که تسلط رو بدنش ندارد اصلاً نمی تواند اوج بگیرد بدن مرکب است مثل یک اتومبیل است که شما اوّل باید بهش برسی به همه ی جنبه هایش، بارش و بوقش، روغن ترمزش و کلاج و گاز و همه چیز، تا این اتومبیل بیفتد تو چنگت بعد بتوانی باهاش ، بارش و بوقش، روغن ترمزش و کلاج و گاز و همه چیز تا این اتومبیل بیفتد تو چنگت بعد بتوانی باهاش بیفتی تو جاده اوج بگیری. کسی که بدنش تو دستش نیست، مسواک نمی زند، دندانها همه درو داغون، سر ناجور، پا ناجور، کمر ناجور، یک موقع یک کسی است روحش قوی است بدن از دستش رفته بدن را کنترل می کند هر جوری هست ولی آدمی که روحش تسلط ندارد روی بدنی که آسیب دیده است مثل جانبازها، خیلی ها هستند که جانباز شدند ولی روح آنقدر بزرگ است که این بدن تسلط پیدا می کند معلول است امّا می تواند با این بدن اوج بگیرد. یکی هم خواب است، خواب باید کنترل بشود خیال باید کنترل بشود که کسی نمی تواند اینها را نگه دارد اصلاً نمی تواند راه به بالا باز بکند. خواب دیدن، کنترل خیال ریاضیات دارد. مکاشفه ریاضیات دارد. معاینه ریاضیات دارد. طی الارض ریاضیات دارد آقا طی الارض ریاضی است این جور نیست که مثلاً یک کسی بگوید من می خواهم طی الارض داشته باشم نمی شود همین جوری بگوید من می خواهم دکتر بشوم، دکتر شدن ریاضی است باید بروی دانشگاه درس بخوانی بشوی دکتر مهندس همین طور است فرمول دارد. باید رعایت کنی بشوی مهندس آقا وقتی قرار است تو انسانی قدرت بگیری، اوج بگیری ریاضیات دارد، می خواهی پرواز داشته باشی، ریاضیات دارد. خروج از بدن ، خواب ،مکاشفه ،دیدن امام زمان همه عدد و اندازه است ریاضیات دارد. شیطان برای اینکه تو نتوانی به این هدف برسی می آید چی را تغییر می دهد عدد ها را تغییر می دهم. مثل اینکه مثلاًکسی نخواهد شما باهاش صحبت بکنی. شماره تلفنش هم داشته باشی بعد بیاید یواشکی شما خوابیدید دست ببرد تو تلفنت دو سه تا از شماره تلفن ها را عوض بکند وقتی می زنی دکمه اسمش می آید ولی عدد تغییر کرده وهرچی میزنی می بینی نمی شود. یک موقع هایی خودتان هم برایتان اتّفاق افتاده مثلاً می خواهید تلفن کسی را بگیرید به خصوص خارج از کشور مثلاً می خواهید صحبت کند باید ده رقم سیزده رقم بگیرد یک دانه عددها را جا گذاشته باشی نمی گیرد دیگر. چون سیستم این جوری طراحی شده سیستم انسان کاملاً ریاضی است. شیطان هم ریاضیات را به هم می زند. لذا تا شما یاد نگیرید عدد و ارقام را شناسایی کنی، بحث قضا و قدر ها فرمول است. نگو ما چرا همه اش بدبختیم ما چرا شننس نداریم ما چرا، مردم شناس دارند، مردم خوشبختن، اینها همه خرافه است. ما سبک زندگی مان یک جوری است که کمی رویم سراغ عددهای بد، وقتی سراغ عددهای نا مناسب رفتی قضای بد دارد این حرفها همه غیر علمی ست ، خرافه است. کار ما برای پروازها، برای ارتباط با خانوادة آسمانی اینست عدد و ارقام اهل بیت چیست. قبلاً تو بحث اسماء الله یادتان است توضیح دادیم که شما وقتی می خواهید سراغ امام حسین بروید روشش غیر از روشی است که با امیر المومنین ارتباط برقرار می کنی . حتی تو خواب دیدنهایشان هم یکی نیست . با پیغمبر عدد ارقام یک جوری است که آن عدد ارقام را شما نمی توانی تو ارتباط با امیرالمومنین داشته باشی یک کسی که می خواهد با حضرت معصومه نزدیک بشود با حضرت عبدالعضیم، عدد و ارقام های کلی داریم، عدد و ارقام های شخصی هم داریم . مثل آدم ها ، آدم ها دیدید چه طوری هستند، هر خواهر برادری می توانند همدیگر را دوست داشته باشند امّا هر شخصیتی یک کد دارد. کدش خیلی مهم است. شیطان برای اینکه شما آن عدد و ارقام ها را شناسایی نکنید یا اگر شناسایی کردید رعایت نکنید وسوسه هایی ایجاد می کند که شما عدد و ارقام ها را گم بکنید. که باید برسی نمی رسی، تو ازدواج، تو تربیت بچّه، تو کار اقتصادی تو کار علمی شکست می خوری می ریزد دست به هم . ولی شیطان فقط پیشنهاد تغییر رقمها را می دهم خودش نمی آید دستکاری بکند به تو می گوید جا به جاش کن، دو بار بریز، سه بار بریز الآن خوب نشد ، یکبار دیگر بریز ، برای شیطان مهم نیست تو نماز بخوانی یا مشروب بخوری، برایش مهم است که تو عدد را رعایت نکنی، به تو می گویی آقا من اصلاً مشروب بخوری، برایش مهم است که تو عدد را رعایت نکنی تو می گویی آقا من اصلاً مشروب نمی خورم، من اصلاً زنا نمیکنم، من رابطه بد ندارم با نا محرم، حجاب را رعایت کن حجاب را، من کاری ندارم ولی مثلاً حالا این جا را این جوری کن قشنگ می شود کار را خراب می کند یک چیزش را تغییر می دهد. وقتی تغییر داد دیگر آن چیزی که باید بشود نمی شود آدم وسوسه می شود این را انجام می دهد. خالا خوب دقت کنید این آیه را مست می کند این آیه سوره ابراهیم (علیه السلام) آیه 22 (قال الشیطان لَمِّا قضیَ الاَمر) کار تمام شد و قیامت بر پا شد . شیطان می گوید شیطان روز قیامت می رود رو منبر شیطان را هم باید تحمّل بکنیم چی می گوید: (انَّ الله وَعَدَ کُم وَعد تکُم فا خلَفقکُم) خدا همه اش حرفهای حق می زند تو دنیا به شما خودتان هم می دانستید خدا مو لای درزش نمی رود. خودتان هم می دانستید الله است، سبحان است کمال مطلق است، اشتباه ندارد، خطا ندارد، بی توجهی ندارد، ظلم نمی کند، بی عاطفه نیست، دوستتان دارد بیشتر از خودتان، همه شما ته دلتان می دانستید من هم آمدم در مقابل خدا فقط یک وسوسه کردم شما را حرفهای دروغ، بی سرو ته می زدند، احمق کسیت این وسط؟ الله یک طرف با هزار تا دلیل به ما می دانیم مو لای درزش هم می آید از یک سلسله چیزهایی که تو طبیعت ما میبینیم ، مشکلات گرفتاریها، این سفید است این سپاه است این بدهکار است این ثروتمند است من چرا مریض شدم از همین بهانه ها شروع می کند علیه خدا یک حرفهایی می زند، حالا وقتی یک نفر باور کرد مقصر کیست؟ خودش مقصر است چون محکمات ، چیزهایی قطعی را رها می کند دوست دارد برود دنبال چیزهایی مشکوک ،چیزهای موهوم. ا... مکان لی عَلَیکُم مِن سُلطان اَلاً ان دَعوتُکُم فَا ستَجَبتُم لی)

من که تسلط رو شما نداشتم ، سلطه رو شما نداشتم فقط دعوت می کردم، شما هم اینقدر آدم های بدی بودید شما ها چقدر شماها آدمهای نادانی بودید، خدا به این بزرگی و عده می داد رو آگاهی بود بهش هم یقین داشتم. اصلاً وقتی می خواستم دشمنی با شماها، به عزت خدا قسم خوردم. اینقدر به خدا را قبول دارد می گوید ) اصلاً به خودت قسم من اصلاً کوتاه نمی آیم. خدایش هم یکبار با معاویه ملاقات دارد به معاویه می گوید من اصلاً نتوانستم محبّت خدا را از دلم بیرون کنم هنوز هم دوستش دارم با اینکه هزاران سال است رانده من را ولی نمی توانم دوستش نداشته باشم من که تسلط رو شما نداشتم که اینها را بخوانید اینها آیات قرآن است .من دعوت می کردم شما را ،شما خودتان خیلی خوشتان می آمد که من شما را یک جوری از این اصول دور کنم. مرض داشتید دوست داشتید دوست داشتید یک جوری صحنه را برایتان گل آلود کنم که سما بتوانید تو این گل آلودی هر غلطی دلتانمی خواهد بکنید. (فَاستحببتُم لی) شما من را اجابت می کردید به جای اینکه خدا را اجابت بکنید. انبیاء را اجابت بکنید حرفهای من را گوش می کردید . شما دیگر کی بودید (...فَلا تَلُو مُونی وَ لُوُموا اَنفُسَکُم) من را ملامت نکنین خودتان را ملامت کنید. بروید بزنید تو سر خودتان چرا حرفهای من را خوب گوش کردیدحرفهای خدا را گوش نکردید. من یک وزوز می کرم شما دنبال من راه می افتادید چشمک می زدم دنبال من راه می افتادید بعد یک طرف خدا، انبیاء، اولیا، ائمه، علما وجدان، فطرت، قرآن، همه را رها می کردید. (... ما اَنا بِه ضُر خِکم وَ ما اَنتم بِمُصرِحی) من که زور نداشتم، شما بتوانم زوری بکشانم، حالا اینجایش خیلی زور دارد. ببین شیطان چی می گوید: (... اَنّی کُفَرتُ بِما اَشرِ کتُمون) من کافرم نسبت آنچه که شما می پرستید و قبول می کردید . من اصلاً تو را قبول ندارم من نسبت به شرک شما کافرم (اَشرَ کتُمون) دارد یعنی شما من را شریک خودتان می کردید من شما ها را محکوم می کنم. اینقدر شما آدم ناراضی بودید که من را قبول می کردید. چون داریم شیطان تو خیلی چیزها شراکت می کند. شیطان تو نطفه شراکت می کند. بعضی ها از خانم ها و بعضی از آقایون تو انعقاد نطفه یا بعدش یک شیطان است. این بچه همه اش بچّه آدم نیست. هشتاد درصد آدم است بیست درصد بچّه ی شیطان است. این بچّه همه اش بچّه آدم نیست. هشتاد درصد آدم است بیست درصد بچّه ی شیطان است. لذا می گویند این جور شرایط انعقاد نطفه نکنید. حالا ما هی می گوییم بیایید قبل از بارداری ،قبل از ازدواج برنامه بگیرید فرمولها را رعایت بکنید همان ریاضیات را بفهمید که بد مشکل پیدا نکنید. بعضی از آقایون ، بعضی از خانم ها بی نقدی هایی می کنند که شیطان آن موقع حاضر می شود و نطفه خودش هم لقاء می کند. در خیلی جاها می آید در عبادتها مشارکت می کند تو نز تو خواب حتی قرآن می گوید وقتی من وحی می فرستادم به انبیاء شیاطین می آمدند تو وحی ها می خواستند مشارکت بکنند و اگر فرشته ها نبودند شیطان می خواست بیاید وحی را عدد و ارقام قرآن را به هم بریزد. شیطان تو علم مشارکت می کند تو عبادت مشارکت می کند ، تو گریه مشارکت می کند تو نماز شب مشارکت می کند، تو خوابهای، شما مثلاً یک خواب می بینید، می گویید من یک خواب قشنگ دیدم راجع پیغمبر مثلاً این جوری بود آن جوری بود. بعد یک دفعه وسط خواب اینقدر خواب لوس و بی مزه می شود. آن قسمت که خواب لوس و بی مزه می شود مال شیطان است، یا خوابهای قشنگ می بینید ولی مثلاً می بینید هفتاد درصدش را نمی گذارد یادت بیاید مشارکت می کند چون خودت فراهم شرایط مشارکت را شب موقع خوابیدن باید قبلش یک سری کارهایی را می کردی که نباید تو خوابت مشارکت می کند، حتی نوع خوابها شیطان دخالت دارد ، مشارکت می کندمی بینی با پدرت نمی توانی بسازی با مادرت نمی توانی بسازی، با همسرت نمی توانی بسازی. با خدا نمی توانی بسازی، اصلاً حالت گرفته است. به صورت عزیزترین کسانت می آید تو خوابت و تو را متنفر می کند از آن عزیزترین کس ،پس ببینید شیطان کارش همش اینست که ت بی عقلی می کنی اصول و مسلّمات را در نظر نمی گیری آنجا می تواند بیاید عدد و ارقام را بهم بزند آیه اش را برایتان بخوانم سوره مبارک سباء آیه 21 (وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ) خدا می گوید شیطان به هیچ وجه روی هیچ انسانی تسّلط ندارد که کاری با اینها بکند اگر ما به شیطان اجازه دادیم کاری بکند برای کسانی که شک دارند با کسانی که ایمان به آخرت بر ملاء شود. چرا؟ ببیند ما حرکتمان به سمت آخرت الان تو رحم دنیا هستیم دیگر، تلوزیون دیدید یک بچّه ای ستون فقراتش مشکل پیدا کرده بود چنین را عمل کردند مشکل را بر طرف کردند که این بچّه وقتی به دنیا می آید فلج به دنیا نیاید چون وقتی بیاید فلج است همان جا درستش کردند که اگر قرار است رشد بکند رشد طبیعی بکند. این تا فرصت هست می تاند رشد بکند درمان می کنند که گفتیم خداوند تو رحم دنیا چند جور درمان می کند انسان تا قبل از اینکه وارد برزخ می شود چون وقتی وارد آن ور شدی دیگر نمی شود کاری کرد. دیگر وقتی مریض شد یک کسی باید برود بیمارستان جهنم استو اصلاً نمی گذارد کشیده بشود خدا که هم بحثهای تلویزیون گفتنم هم در راه شناسی در دشمن شناسی توضیح دادیم یک مقدار روش های درمان رحمی، داخل رحم خدا چه جوری ما را درمان می کند، تو به یکی از آنهاست، روشهای مختلف دارد که الان کاری نداریم با آنها سیستم، سیستم مهمی که پزشکان، خود خداوند شیطان را می فرستد تا نقاط ضعف، تردید ، شکلهای بیاید بیرون، یعنی شیطان کمک می کند به ما دائماً از خودمان سونوگرافی می گویند که جنین مشخص بشود چطور هست شیطان دائماً از ما عکس می گیرد و به ما نشان می دهد یقین های مشخص است بعد شیطان می آید این جوری می کند ببین سه بار آب بریز، بهتر است. تا قبول کردی می فهمی که مثل اینکه من به رساله اعتقاد نداشتم چون آنجا گفته بود دوباره بریزی کافی ست ولی سه بار آب ریختم. شیطان همین الان بگوید ببین چقدر تو ساره هستی . خدا گفته دو بار من گفتم چند بار؟ سه بار تو حرف من را گوش می کنی خدا می گوید وقتی رفتی زیر دوش ایستادی همین مقداری که عرفاً آب بهت رسیده باشد کافی ست اگر هم نرسید اصلاً مهم نیست امام رضا (علیه السلام ) از تو حمام آمده بیرون، یک آدم نادانی آمده این جوری می کند آقا این پشت کمرتان یک ذره خشک است . حضزت می گوید مگر من وظیفه دارم پشتم را نگاه کنم من اینقدر وضعیت داشتم بروم تو آب که عرفاً بدنم خیس باشد حالا یک جایش هم نرسید به من چه اصلاً نه باید بایستی پرستش را با تیغ بتراشی تا این آب برود تو پوست شش ساعت، پنج ساعت، دو ساعت، نیم ساعت ، این دیوانگی است رفته بودم سر جلسة یکی از علما جایی صحبت داشت . من رفتم وضو بگیرم قبل از کلاس. رفتم دیدم یک آقایی دارد وضو می گیرد، حوض آب بود من می خواستم هم توالت بعد بیایم وضو بگیریم. رفتم توالت آمدم دیدم این هنوز من رفتم آمدم صفی هم بود این هنوز دارد وضو می گیرد. وضو گرفتم رفتم کلاس دیدم این هنوز مشغول وضو است. هم دل آرام می سوزد هم عصبانی می شود هم می خواستم برود بزنم تو گوشش ، تو دیوانه ای ، آخه دین این است؟ بیست دقیقه نیم ساعت این دست را می کشند. امام صادق (علیه السلام) می گوید اگر به اینها بگویی چرا این کار را می کنید؟ می گویند شیطان دارد این کار را می کند. خودش هم قبول دارد شیطان من راه وسوسه کرده، هم می گوید من تحت فرمان شیطانم هم کارش را انجام می دهد لعنت بر دل سیاه شیطان ، بعد می رود کارش را انجام می دهدو خیلی قشنگ دارد می گوید خدا . می گوید شیطان فقط کسانی را وسوسه می کند که آدمهایی هستند که شک دارند، تردید دارند اعتقادادشان را نرفتند بر طرف می کنند برای همین بارها به همه عزیزان گفتم . این کلاسها هیچ فایده ای ندارد کمکی به شما نمی کند اگر اصول عقائدتان را تکمیل نکنید برای همین گفتم همه برنامه بگیرید ، کلاسها را نباید ، اوّل برنامه بگیرید تا این کلاسها به دردتان بخورد یا اینکه اگر کلاس را می خواهید بیایید حتماً اصول عقائدتان را تکمیل بکنید ، برنامه بگیرید هر چی شک دارد تو آن برگه مشاورتان بنویسید راجع هرچیز تردید دارید بنویسید. اصلاً سؤالی نیست که نشود جواب داد. اوّل شکها را برطرف کنید محکم . الاّهی می آیید این کلاس وقتی نسبت به اصلش تزلزل ممکن است سراغ شما بیاید اصلاً فایده ای ندارد رشد نمی کنید فقط قساوت قلب انسان پیدا می کند. شقی می شود آدم وقتی که با تردید بخواهد معارف بشنود نترس از اینکه سوالات را مطرح کنی کفّار آمیزترین سوالهایتان را مطرح کنید و بنویسید، مگر آدم مریض است خجالت می کشد از اینکه به دکتر بگوید من الان این مشکل را دارم. زشت است بگوییم . نه زشت نیست قرآن می گوید شیطان فقط کسانی را وسوسه می کند که شک دارند اینها زود مریض می شوند آدمهایی که بد اخلاقند بد اخلاقیها آدمهای متزلزلی هستند چون اگر اعتقاد داشته باشد برای هر یکبار عصبانیت چند سال تو جهنم باید سوزد به راحتی عصبانی نمی شود یک آدمی که راحت عصبانی می شود راحت پرخاشگری می کند و حساس است بدین است زود سوء ظن پیدا می کند زود تهدید می کند زن بچّه اش را ، درگیر عید هیچ جا نیم رویم، مسافرت نمی برمتان خرجی بهتان نمی دهم . یکی کسی که این جوری است این اعتقاد داتش ضعیف است . این اگر بفهمد برای هر بار توهین به زن و بچّه ما هربار تهدید کردنشان، هر بار گندکگی کردند برای زن بچّه یا برای شوهر چقدر گرفتار می شود اینقدر راحت برخورد نمی کند تین در راحت داد نمی زند تو اختلافات تو احکام شیطان می آید سراغ کسانی که اعتقاداتشان ضعیف است ، به همین خاطر اینکه نرفتندشبهاتشان را بر طرف کنند ، این همه کتاب ، این همه دانشمند همه استاد ، سوالی نیست مانده باشد رو زمین یک کسی باشد بگوید من سوالی دارم که هیچ کس تا به حال جواب نداده هیچ جای انجام تردید و شک وجود ندارد ولی ما خودمان نمی رویم . خلاء می گذاریم تا خلاء گذاشتیم تو آن خلاءها کی می آید اذیت می کند؟ شیطان می آید وسوسه می کند خرافه می اندازد وسوسه می اندازد و روحیه ی مار را خراب می کند (قَد لمأَ بِا لوسواسِ صَدری) سینه ام را پرواز وسوسه میکند. خب کی سینه اش پرواز می شود؟ کسی که خودش محکمات را نچیده جا گذاشته برای خرافات. یا با حق پر کن اگر با حق پرنکردی ، جاش چی می آید؟ خرافات این لیوان را نگاه کنید آب در آن باشد هوا دیگر در آن نیست هوا کی می آید لیوان؟ آب نباشد. شما به محض اینکه کمی آب بردارید هوا پرش می کند. شیطان هم جوری است . شایسته ات را ، فکرت را عقائد حق پر می کنی، قدرتمند با نشاط زندگی می کنی، هم زندگی شاد دنیای داری هم زندگی شاد آخرتی غصه ها تردید ها، دودلی ها، بد اخلاقی ها، حسادتها، احساس پوچی ها، همه اش برای کسانی است که فضا باز برای شیطان . یک دفعه نی ریزد به هم ، دچار اضطرابم دلشوره دارم ، ناراحتم با پدرش نمی تواند بیاید با مادرش نمی تواند کنار بیایدو یک بار بهت می گوید (سُوءُ الخُلقِ ذَنبُ لا یُغفر) بد اخلاقی گناهی ست که بخشنده نمی شود مواظب باش به راحتی بد اخلاقی نکنی مواظب باش عصبی نشوی به راحتی مواظب باش توهین نکنی به راحتی بعد خود خدا شرایطی را ایجاد می کند برای اینکه تو بتوانی عصبانی نشوی و صلیم بشوی، شبیه خودش بش.ی یک شرایط را فراهم می کند که یک کسی عصبانیت بکند بعد می گوید ببین این الان می خواهد عصبانیت کند مادرت هست می خواهد یک حرفی بهت بزند پدرت هست می خواهد یک حرفی بزند ، شوهرت ایت ، زنت است می خواهد یک چیزی بگوید ببین من قبلاً هشدار دادم زندگی را یک جوری چیدم که آدمها اطرافت بتوانند عصبانیت کنند و تو هم بتوانی عصبانب نشوی. اگر شدی خودت باختی چون تمرین است دیگر خدا تمرین را با نهربانی می دهد مثل یک استاد که با مهربانی تمرین می دهد شیطان هم که می فرستد شیطان واکسن ضعیف شده است قدرتندارد فقط در حد وسوسه است می گوید ببین الان شیطان می خواهد پیام بدهد حمله جلو است حمله عقب است حمله چپ ولی وسوسه است فقط ، بعد چون وسوسه را می شناسی می گویی تو آینده می خواهم دلشوره ایجاد کند بابا آینده کو، اصلاً شاید من مردم ، یک استاد داشتیم هر ئقت بهش می گفتیم متلاً استاد این کار افراد انجام بدهیم فردا چی کار کنم می گفت شاید مردیم ان شاءالله می میریم ،حالا شاید ما مردیم راحت شدیم ، این را هم در نظر بگیریم یکی از احتمالات است هی بشینیم غصه چی را بخوریم؟ آینده گذشته آنها غصه گذشته را می خورند دیگر خیلی احمقانه است آینده هنوز نیامده می گوییم حالا می آید ولی گذشته دیگر خیلی آدمهای پخمه ای می خواهند، پنجاه سالش است می گوید یادت است شب عروسی چی کار کردی عجب آدمهای خولی هستن بابا تو رو صراطی تو جهنم داری حرکت می کنی ، دیر برسی به بهشت می افتی نی ایستد جهل سال است دارد فکر می کند گذشته چی شد شب عروسی چی کار کرد. شب دامادی چی کار کرد ، بچه متولد شد چی کار کرد مادرم این جوری کرد، پدرم این جوری کرد یک کسی می ایستد به گذشته یعنی به شدّت صدمه می خورد شیطان از پشت نگه می دارد می گذارد رو صراط حرکت کند. وقتش سر می آید سقوط تو جهنم است آینده یک ذره لطیفتر است آینده می گوید نیامده چی می شود آدم زودتر گول می خورد ولی این گناهانی که برای گذشته هستند، کدورتها ، شکستها، این خیلی آدم پخمه ای ست که هی زود برمیگردد به گذشته دلخور می شود. بعضی ها می نشینن به گذشته هم فکر می کنند یعنی موضوعی نیست حالا وقت دارد مثلاً نیم ساعت می شود. بعضی ها می نشینند به گذشته هم فکر می کنند یعنی موضوعی نیست حالا وقت دارد مثلاً نیم ساعت، دوباره می کشد به ذهنش می رود به گذشته بابا بیا اصلاً هیچ خبری نیست آن طرف، دوباره می رود. عمر تلف می کند یا آینده آنقدر می برندش آینده که از حالا خارجش می کند هر دو اَش غلط است چرا این جوری می شود، چرا آن جوری شد ، شاید اگر من می برندش آینده که از حالا خارج می کند هر دو اَش غلط است چرا این جور شد. شاید اگر من این کار را می کردم این جوری نمی شد ببین ولش کن دیگر تمام شد. الان را بچسب ببین اوضاع الان را چی کار بکنی، چه جوری می شود جبران کرد.

ولی متأسفانه می برد آدم را عدد و ارقام ها کار راخراب می کند به هم می زند چیزهای یقینی را می گیرد ببین الآن (رضَی الله فی رضی الولِدی) رضایت خدا رضایت پدر و مادر است اصل را می گوید بعد می گوید حالا پدر و مادرت هم به تو ظلم کرد بهش هیچی نگو (وَان کانا ظالِما) نه پدرم در حق من ظلم کرده ، برای عروسی داداشم پنج میلیون خرج کرده ، برای عروسی من سه میلیون داده دیدی ساده هستی من بهت گفتم پدرت بهت ظلم کرده هیچی نگو ، مادرت بهن ظلم کرده هیچی نگو اصلاً می گویداوّل ریاضیات است دیگر ما در (وَان کانا ظالِما) کوتاه بیا این را می گوید بعد شیطان شروع می کند ببین جهیزیه خواهرت را اینقدر داد جهیزیه تو را اینقدر برو گم شو من ساده نیستم من خدا بهم گفته پدر مادر هم بکنند اصلاً در مقابلش بدی نمی کنم وقتی وسوسه می شوی تو اصلاً حقّی ندارد پدرت برای او هر چی خرج کرد، تو نمی توانی یقه پدرت را بگیری بگویی باید برای من هم خرج کنی ، پدرت اصلاً وظیفه ای نداشته ، حالا خواسته به او بیشتر داده به تو کمتر داده می گوید زود رنجی نداشته باشی برنجی فشار قبر داری چون دیگر تو حلیم نیستی کریم نیستی شبیه خدا نمی توانی بشوی، ناقص ، ضعیف ، بیمار متولد می شوی اصلن را می گوید یعد شرایط را فراهم می کند چند نفر را برنجانند ، اگر رنجیدی ریختی بهم سادگی می کنی دیگر دو ارقام می ریزی هم ما بعضی و تنها اینقدر نادانیم فکر می کنیم که اگر شرایط عصبانیت پیش آمد حتماً باید کمر بند را بکشم می گوییم عصبی بودیم دیگر نه من چون ژنتیکی پدرم این جوری بود من هم عصبی هستم آقا این چی است ، خدا به ما قدرت داده به محیط غلبه کنیم به ژن هم غلبه بکنیم.

نه من باید عصبانی بشوم مثل بعضی ها هستد یکی از خرافاتی که شیطان تو ذهن ما کرده است که من سیدم جوشیم، حرف مزخرفی است اتفاقاً سید ها باید آدمهای آرامی باشند اگر سید جوشی باشد کلاهش معرکه است سیدباید شبیه پیغمبر باشد بعضی ها فکر می کنند اگر یک کسی ظلم کرد من باید اقتضائش اینست که من داد بزنم مه اتفاقاً خدا آن شراطی را فراهم می کند و تحریک می شود شما تا بزرگ شوی قوی و حلیم شوی ، یک بندة خدایی راننده اتوبوس بود داشت می رفت ترمز برید، دونفر یک طرف ایستاده بودند جُک است دیگر درست کردند- این طرف هم چهل و هشت نفر ایستاده بودند گفت بزنم این دو نفر را بکشم بهتر است تا اینکه این چهل و هشت نفر را چون ترمز بریده بالاخره باید یک جا برم این دو نفر وقتی می بینند اتو بوس می آید فرار می کنند می روند تو آن چهل و هشت نفر، این می رود تو آن چهل هشت نفر که آن دو نفر را بکشد و پنجاه را هم بکشد ، بعضی ها فکر میکنند واجب است به خانم می گویند خانم شما عادت ماهانه بودید عادت ماهانه اضطراب می آورد برای زن یک ذره بی حوصلگی می آورد به آقایون می گویند آقا خانمت عادت ماهانه است رعایتش بکن ، تو حالت عادت ماهانه تحریک پذیر است عصبی است عصبی تر است سر به سر زنت نگذار ، حواست باشد خانم ها دم این را می دانند ولی بعضی ها سوء استفاده می کنند ما الآن عادت ماهانه هستیم باید جیغ بزنیم باید داد بزنیم فحش بدهیم بعد هم میگویند من در حالت عادت ماهانه هستم نه اقتضائات را باید در نظر بگیریم بله یک اقتضائاتی هست تو همان اقتضائات ما باید این کار را نکنیم. می گوید مثلا فرض بفرمایید مریض است آقا از مریضی مان نباید سوء استفاده بکنیم عزادار است از عزاداری سوء استفاده نکن ما نباید اهل سوء استفاده باشیم. پس دقت کنید توی تردیدها ، انبیاء ائمه خانواده آسانی معصوم هستند شیطان می اید با دو سه تا حادثه مثل به امام حسین گفتم دعایم را اجابت نکرد بچّه ام را شفا نداد ببینید این می شود یک وسوسه دیگر منطقه چی است؟ منطقه شک است، منطقه شبهه است> منطقه متشابهات است آقا اگر تو بچه است شفا نگرفت امام حسین شفا نداد امام حسین از معصوم بودن یا از کریم بودن می افتد یا نمی افتد اگر بچّه ی من را شفا ندهد؟ آقا دوستان دارند بهمان هدیه می دهند فقط دوست داشتن چی است فقط بیایید بهمان زن بدهند چّه بدهند مشکلات مالی مان را حل کنند اینهاخیلی هدیه های گران قیت تر از هدیه های دنیایی است برای چی باید بهمان بر بخورد برای چی باید ناراحت بشویم آقا همین که به من توجه داردند تو سرطانم هم توجه دارند تو مریضی هم توجه دارند تو معلولیت تو بیماری هایم دوستم دارند و می بینند خیلی هم قشنگ است آدم تو محضر آنها همین دردها را بکشد برای چی ناراحت بشوم برای چی اجازه بدهیم شیطان بیاید ما را وسوسه بکند اِ مسیحی فلج بود، وسط دسته امام حسین گذاشتند ش شفا گرفت، شما ببینید چقدر مسیحی ، یهودی را شفا می دهند. اصلاً شیعه را این جوری شفا نمی دهند، اصلاً شیعه را به راحتی شفا نمی دهد می روی امام حسین ، می روی امام رضا به ندرت یک کسی را یک دستی می کشند آقا دستشان درد نکند ما آمدیم یک چیزی یک چیزی بهتان گفتیم همین بس است برای ما وقتی شما می دانید قشنگیش اینست شما می دانید که من این مشکل را دارم بیشتر از این برای چی درگیر شویم شیطان می آید می گوید ببین یهودی رفت شفائش را گرفت آمد. تو آبرو نداری پیش امام حسین که مشکلاتت سر جای خودش است رفتی این همه راز و نیاز کردی شیطان این جا می آید حمله می کند به آدم اینها قسمتهایی است که عقائد انسان ش است ضعیف است در آنجا ها می آید حمله می کند زن به حجاب را دیدی دعا کرد اجابت شد . ت این همه سال رعایت هم کرد ولی اصلاً نشد نه اگر با دیگرانش بود چرا ظرف مرا بشکست لیلی اصلاً این جوری نیست خدا می گوید من بعضی ها در روایت است اینقدر بدم می آید ازشان نکند خدا با بیک کسی این وری حرف بزند می گوید این تا می آید پیش من دعایی کند از بس صدایش بدم می آید به ملائکه می گوید حاجتش را بدهید من اصلاً نمی خواهم صدایش را بشنوم آدم چی کار می کند که خدا می گوید من نمی خواهم صدایش را بشنوم زود حاجتش را بدهید برود ولی بعضی ها آنقدر دوست دارد خدا می گوید من صدای این را خیلی دوست دارم حاجتش را ندهید بگذارید بیاید صدا کند از صدای این خوشم می آید از دعایش از گریه اش خوشم می آید می گوید بیست سال است حاجتم را نداده عجیب خدایی قشنگی است بیست سال است یم بهانه درست کرده که من بروم باهاش حرف بزنم می توانست بگذارد من را سرکار دیدی بعضی ها تا حاجتشان را می گیرند می روند حاجی مکّه ، پ دقت بکنیم دچار وسوسه تردید شک اصلاً نشویم چون تا فضا را خالی کنیم شیطان می آید نمی گذارد تو با خانوادة آسمانیت انس بگیری می آید از شرایط سخت زندگیت اینقدر گله ، غفرنت درونت ایجاد می کند ایجار می کند که تو دیگر اصلاً عشق پرواز از عشق محشور شدن با خانوادة آسمانیت تو دنیاو ابدیت را از دست می دهی اصلاً دیگر روابط آسمانی اگر الان این شغل تو وجودت نیست برای اینکه دچار و سوسه های مختلف هستی کی هست که شک بکند فاطمه زهرا بهترین مادر است، کی هست که شک کند فاطمه زهرا باهاش محضور شدن اوج سعادت است پس چرا من الآن نمی توانم با فاصله زهرا ارتباط برقرار کنم وقتی نمی گذارم باهاش رفت آمد برقرار کنم چرا رفت و آمد با آدمهای زمینی را بیشتر ترجیح می دهم از رفت و آمد با چهارده معصوم؟ چرا من این جوری هستم برای اینکه من گول خوردم ، وسوسه های شیطان نمی گذارد من بعد بیشتر توضیح خواهیم داد.

(وَالحَمد الله رَبَّ العالَمین)