جلسه 078 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
78
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
9
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 078 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره موانع ملحق شدن ما به خانواده آسمانیمان بود که رسیدیم به بحث سرگرم شدن و لهو لعب در مورد بعضی از بایدها و نبایدهای سرگرمی و تفریح صحبت شد. قرار شد فرمایشاتی از معصومین (علیهم السلام) خدمت عزیزان تقدیم کنیم از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السلام): «یا ایها الناس اتقوا لله فهما خلق المرء عبسا فیلهو و لاتترک سداً فیلقو» ای مردم از خدا بترسید هیچ کس عبس آفریده نشده تا به سرگرمی و غفلت بگذراند و رها نشده تا بیهودگی کند. چند مسئله را اینجا توضیح دهم یکی ترس از خداست یعنی در قرآن خیلی «اتقوا الله» داریم در روایات هم داریم. از خدا بترسید. خدا ترس ندارد زیبایی و کمال مطلق است مهربانی، عفو، غفران، کرم مطلق است هر کدام از ما را هم بینهایت بیشتر از خودمان دوست دارد. پس برای چه از خدا بترسیم؟ پس اینکه خداوند در قرآن میگوید: «اتقوا الله» یعنی چه؟ این همان بحثی است که قبلاً در نار و نور برای شما مفصل عرض کردیم که انسان گاهی وقتها با یک امر وجودی طوری برخورد می کند که آن امر وجودی علیه خودش تمام میشود. مثل اینکه شما یک چاقوی تیز و خوب برای خانم خانه هدیه می خری بعد میگویی مواظب باش دستت نبرد. این چاقویی که سرماست را نمی برد کمال کارد و شمشمیر در تیزی است ولی شما میگویی مواظب باش قشنگی این سرویس به این است که هدیه کردی این چاقو را می خواهد کارهای منزل انجام دهد گوشت و میوه و ... را خرد کند تو این جهت خوب است که تیز باشد و کار را خوب انجام دهد اماهشدارش اینجاست که اگر از این استفاده میکنی مراقبت نکنی دست خودت را میبرد. خورشید منشأ حیات ماست اگر خورشید نباشد حیاتی هم وجود ندارد با آن چقدر کار میکنیم در بحث نور توضیح دادیم که با خورشید نگاه میکنیم نه به خورشید وقتی به خورشید نگاه کنید همان آن انسان را خفه میکند. یک امر کمالی این طور نیست که هر نوع برخوردی با یک امر کمالی کردید هیچ فرقی نکند. هر چیزی که خوب است به جای خودش می تواند خطرناک هم باشد. چرا این طوری هست؟ حاکی از یک حکمت بسیار بزرگ در خلقت هست و آن این است که خلقت ریاضی است یعنی هر چیزی فقط برای خدا همه چیز است و همه چیز همه چیز است ولی برای ما این طور نیست خدا برای ما یک عالم وجودی را قرار داده ما یک. جود بسیط داریم جزء هم ندارد این وجود وقتی در طبیعت میآید تبدیل به صدها غصه می شود میلیون ها موجود و ماده با صورتهای مختلف یک گل گل دیگر نیست یک میوه میوه دیگری نیست همه از نظر ذات یک وجود هستند چرا اینقدر اختلاف ایجاد میشود. سنگ آهک طلا، نقره و...؟ برای اینکه ما باید در طبیعت نظم داشته باشیم قانون قاعده ریاضیات و فرمول حاکم باشد تا این عالم بگردد لذا این طوری نیست شما بگویی من چاقو را به دستم می کشد نبرد روی خیار می کشم ببرد باید همه چیز نظم داشته باشد ریاضیات شگفت انگیز خلقت اقتضایش این است که هر چیز خاصیت خودش را حفظ کند. آتش می سوزاند حالا شما از آتش استفاده کردی به نفع خودت خوب است ولی تو آتش افتادی دستت را به آتش زدی دستت را می سوزاند این نظم شگفتانگیز و خارق العاده عالم است هر چیزی خاصیت خودش را داشته باشد این خداست که هر وقت اراده کند میتواند آن خاصیت را نداشته باشد برای خدا این طوری نیست ولی در نظام خلقت این طوری است در نظام خلقت هر گلی بویی دارد خاصیتی دارد، تو گیاه شناسی تو خوردن تو بو، میوه ها، عناصر همین طور یعنی نظم شگفت انگیزی وجود دارد تا این نظم «کلّ شئی عنده بمقدار» هر چیزی نزد او اندازه دارد اسماء الاهی هم همین طور هستند غفور با عفو فرق دارد. کریم با جواد فرق دارد با جبار اسماء جلالی اسماء جلالی نحوه عملکردشان همه قانونمند هستند شما یک چیز خارج از قاعده و قانون در نظام خلقت از الله تا ماده نداریم همه چیز قانونمند است اسباب علل قانون قانون لذا این طور نیست شما بخواهید با هر چیزی هر برخورد کنید و نتیجه آن چیزی که شما بخواهید بشود کل سیستم خلقت قضا و قدر دارد تو فلسفه می گویند علت و معلول تو فیزیک هم می گویند عمل و عکس العمل این امریست که در نظام خلقت این طوری است شما نمی توانید با هر چیزی هر برخوردی کنید پس اینکه خدا خیر محض است کرم محض است لطف محض است با ما مهربان هست سر جای خودش اما ما می توانیم طوری با خدا برخورد کنیم که به ضررمان تمام شود یعنی خدا هزاران اسم دارد شما سراغ هر اسمش بروید آن اسم عمل خاص خودش را می کند شما سمت اسم غفور میروید غفران دریافت میکنید سر اسم رحیم رحمت دریافت میکنید سراغ اسم رحمان رحمت دریافت می کنید سراغ اسم کریم کرم دریافت می کنید سر اسم معین کمکت می کند سراغ اسم قوی به تو قدرت میدهد سراغ هر اسمی بروید همان خاصیت رابه تو منتقل میکند اینها را در اسماء الله توضیح دایم پس وقتی به خدا می گوییم «ایاک نعبد و ایاک نستعین» از تو کمک می خواهیم انسان باید عرضه پیدا کند بتواند با تک تک این اسم ها رفیق شود اما شما وقتی رفتید سراغ اسم قاتل اسم باتش اسم جبار این خیلی خطرناک است. جابر البته خوب است جبران کننده است سراغ کدام اسمش می روی رفتی سراغ اسم منتقم خیلی خطرناک است پس اینکه شما با کدام اسم از اسماء الاهی طرف شوی همان عکس العملی که لازم است می گیری هرعملی کنی عکس العمل مناسب را دریافت میکنی این «اتقوا الله» یعنی اصلا سراغ اسمهای جلالی نیاید اسماء خدا اولاً و بالذات جمالی هستند زیبا هستند. «فلله الاسماء الحسنی» جلالی ها ثانوی هستند چون میگوییم جلالی ثانوی مثل منتقم یعنی از خدا اول رحمت هست رحمانیت هست اگر بنده سوء استفاده کند منتقم عمل می کند پس عذاب و جهنم پشت اسم های رحمت خوابیده مثل مادر و پدر که رحمت محض هستند برای بچه شان هیچ پدر و مادری بد بچه اش را نمی خواهد ولی چه طوری می شود پدر و مادر بچه را تنبیه کنند طرد می کنند؟ مادر و پدر ابتداً با بچه این طوری نیستند این بچه یک کارهایی کرده یک سو استفاده هایی کرده که پدر باید غضب کند دست بلند کند سیلی بزند داد می زند پس این ثانویه است والا شخصیت اصلی مادر و پدرخطرناک می شود که آدم رحمت را تبدیل به غضب کند این بی عرضگی ماست به جای اینکه یک امری نورانیت دارد نار دریافت کنیم این خوب نیست. پس «اتقوا الله» یعنی مواظب باشید سراغ آن اسم های خدا نروید سوء استفاده از اسم های جمالی نکنید که پشتش اسم جلالی خوابیده پس در واقع وقتی می گوید «اتقوا الله» یعنی حواست به خودت باشد خدا که ترس ندارد حواست باشد این کرم محض تبدیل به انتقام نشود این رحمت محض تبدیل به غضب نشود خودت مراقبت کن «اتقوا الله» یعنی مواظب خودت باش که سراغ اسم خای خطرناک خدا نروی چون تمحلش را نداری اگر اسم جلالی بگیرد دیگر نمی توانی کاری کنی عذاب و جهنم دارد جلال و جبروت دارد انتقام دارد یکی از اسم های خدا قاتل باتش یکدفعه بد عمل کردی و سوء استفاده کردی ما چقدر در انقلاب قبل از انقلاب داریم که خیلی بزرگ بودند عاقبت به شر شدند آدم هایی که یک عمر سابقه کارهای خوب داشتند ولی یک سوء استفاده هایی کردند که انتقام خدا آنها را می گیرد نگاه کنید ائمه به غضب می آمدند نفرین می کردند امامی که کرم، رحمت و رحیم مطلق هست یک دفعه نفرین میکند پس «اتقوا الله» خیلی مهم است هر وقت گفت «اتقوا الله» یعنی پشت یا قبل یک مسئلهی وجود دارد که خیلی خطرناک است یعنی قبل یا بعد از «اتقوا الله» چیزهایی خوابیده که ممکن است تحریک کننده باشد یعنی اسمهای جلالی را تحریک کند به سمت شما مثل برق است که می گویند کنترل کن از آن قدرت و نور بگیر اما اگر فاز و نول را حواست نباشد خشکت می کند ذوبت می کند همین قوه به این قشنگی نور بگیری از آن انرژی های مختلفی بگیری اگر حواست را جمع نکنی بی دقتی نکنی ذوبت می کند. هر چیزی کمالش بالاتر هست خطرش هم بیشتر است چرا آق پدر و مادر حتی اگر طرف شهید هم شده باشد ته جهنم است چون پدر و مادر خیلی خطرناک است از آنها خطرناک تر معلم است از آنها خطرناک تر اولیاء الاهی، امام زادهها، ائمه خیلی خطرناک هستند درحالی که مهربانتر از اینها وجود ندارد میگوید از مهربانی آنها می خواهی استفاده کنی عرضه داشته باش استفاه کن با خودش محشور می شوی بهشت می روی ولی اگر حواست را جمع نکنی عرضه نداشته باشی تو را می سوزاند انسان عاقبت به شر میشود. خیلی خطرناک است. علی (علیه السلام) اینجا یک مسئله ای میگوید که شما باید مواظب باشید. «یا ایها الناس اتقوا الله» مراقب باشید یعنی وضعیت زرد است. یعنی ممکن است تحریک گاه اسمهای جلالی باشد کارهایی آدم میکند که خیلی خطرناک میشود مواظب باشید. «فما خلق امرء عبساً فیلهو» مواظب باشید بیهود خلق نشدید که دنبال بازی بگردید بروید وقت و عمرتان را سرگرم باشید. «و لاتترک سداً فلیهو» رهایتان هم نکردند سراغ کارهای بیهوده بروید من بیهوده خلق نشدم پس باید دنبال این باشم که من برای چه به این زمین آمدم وقتی چشمت به یک گل میافتد سر تو داد میزند که من به یک قشنگی روی من کار شده که تو هیچ جایی روی کرده زمین و بالاتر از آن مثل من پیدا نمی کنی نه شعور، نه عقل، نه هوش، نه قدرت تو نمی تواند از اینها بسازد. یک مگس یک پشه یک اتم یک الکترون تو عددی نیستی که بخواهی از این چیزها بسازی مرا نگاه کن که می گردم با چه سرعتی دور هسته می چرخد میوهها حیوانات آسمان، زمین، ستارهها همه داد می زنند که خواست باشد ما برای تو خلق شدیم تو عبس خلق نشدی شما وارد کارخانه می شوید می بینید چه تجهیزات عظیمی دارد. چه نتیجه ای میگیرید بعد میگوید از این کارخانه چه چیزی میخواهد درآید چه چیزی تولید میکند این همه آدم با لباسهاس مخصوص، تجهیزات، دستگاه ها بروند بیایند؟ شما وقتی وارد کارخانه می شوید نمی توانید سوال نکنید که محصول این کارخانه چیست میارزد که چند هزار آدم اینجا بیایند میلیاردها خرج شود میگویند فلان محصول را دارد میگویی میارزد. خداوند در خلقت چقدر هزینه کرده؟ زمین منظومه شمسی، کهکشان، کیهان، .. تمامی ندارد زمین را نگاه کن. بشر هنوز نتوانسته در مقاله ی خواندم در مورد حشرات میگفت هشتاد درصد اینها هنوز نشناخته مانده ما خیلی زحمت کشیدیم بعد از هزاران سال بیست درصد آن را شناسایی کردیم چند درصد هزار نوع حشره قرآن می گوید: «هو الذی خلق لکم مای فی الارض جمیعاً» هر چه که روی زمین است برای تو خلق کردم قرار است از این محصول چه درآید من قرار است چه شوم؟ آقا خیلی بد است آدم خام بمیرد من نفهمیدم برای چه آمدم خودش را نشناسد می خواهی چه بگویی آمده بودیم کار کنیم حیوانات هم که کار می کنند ازدواج کنیم آنها هم ازدواج دارند بچه زاییدن و بزرگ کردن است که آنها هم دارند مقام و ریاست و برتری که حیوانات هم دارند زندگی اجتماعی است که آنها هم دارند خدمت به مردم و کار کردن است که حیوانات هم دارند پس من برای چه آمدم قرار است چه اتفاقی بیفتد من چه وقت میوه می شوم آدم میشوم رشد طبیعی دارم چه وقت به این هدف میلیاردها موجود برای من خلق شدند می رسم شبم، روزم، سحرم، عمرم، چه وقت به من خبر می دهد که تو رسیدی یا میرسی. آدم کمی فکر کند یک دفعه خدا می گوید من چهارده معصوم از خودم کپی گرفتم مظهر خداست برای تو گذاشتم یکی امام حسین یکی پیغمبر یکی فاطمه زهرا یکی امیرالمؤمنین است اینها خانواده و اصل تو هستند چرا مرا از آنها آفریدی چرا روح مرا از آنها دمیدی من با آنها چه نسبتی دارم آن روح در من چه کار می کند چرا می گویی از روح خودم آفریدم من قرار است چه طوری زندگی کنم قرار است چه باشم؟ وقتی از خودم سوال نمی کنم مجبورم بگردم دنبال جواب خوب که سوال نمی کنم پدرم چه کار کرد مادرم چه کارکرد مردم چه کار می کنند مردم این کارها را می کنند ما هم همین کارها را کنیم زندگی یعنی همین. می گوییم ما هم مثل بقیه زندگی کنیم و چون کسی هم نیست تعریف درستی به ما بدهد تعریف ریاضی بدهد. میگوییم انسان حیوان است ماله مشی میکنیم و تعریفهای غلط انسان، حیوان متمدن است عاقل و اجتماعی است حیوانات هم اجتماعی هستند قرآن می گوید حیوانات تمدن دارند «الا امم امثالکم» اینها امت هستند فرهنگ و تمدن دارند تعریفهای قلابی فقط سر خودمان را شیره مالیدیم کسی فکر نمیکند من برای چه به اینجا آمدم زور دارد حسش را نداریم اینکه حضرت می فرماید: بزرگترن کلید بدبختی انسان تنبلی و بی حوصلگی است. یکی از مهم ترین تنبلی ها تنبلی در فکر کردن است تو خلوت و تنهایی است تو به کار انداختن عقل و مغز است کسی حاضر نیست عقل و مغزش را کار اندازد ترجیح می دهد اگر قرار است عقل و مغزش کار بیندازد در اختیار ول قوه واهمه اش باشد. یعنی درس بخواند به شهوتی به مقامی به ریاستی به پولی برسد عقل در استخدام واهمه است در اختبار فوقعقل نمیتواند قرار دهد کمتر آدم هست که فکر کند و عقلانیتش و فکرش را در اختیار فوق عقلانیش بگذارد در اختیار انسانیتش بگذارد برای چه من به این دنیا آمدم. «اتقواالله» خیلی مواظب باشید شما بیهوده خلق نشدید به جای این همه ذکرهای «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» «یا الله یا رحیم» این ذکرهای خیلی مهم است ولی یک بار تسبیح دستت بگیر بگو من برای چه خلق شدم من عبس خلق نشدم صد تا بگو تا کمی عقلت، دلت راه بیفتد یا آیاتش را بخوان. «افحسبتم انما خلقناکم عبسا و انکم الینا لاترجعون» حساب کردید اگر ذکر هم نمی گویی قرآن بخوانید هر وقت کلمه حسب آمد یادتان باشد یعنی یک نمر یک پندار باطل یک توهم «افحسبتم» حساب کردید شما عبس خلق شدید جاودانگی و ابدیتی در کار نیست هدف خلقتم تو جاودانگی و ابدیت و رجوع الی الله تامین می شود من باید آنجا سرمایه گذاری کنم برای آنجا باید فکر کنم یعنی از آمدنم فکر آخرتش هم باشد گفت اگر اولش فکر آخرتش نباشی آخرتش یاد اولش می افتی قرآن چقدر زیبا میگوید: «و لقد علمتم النشاة الاولی فلولا تذکرون» شما همین اول را می بینید چرا آخر را نگاه کنید شما وقتی به یک جنین در رحم مادر نگاه می کنید می فهمید داستان چیست چون این راحم را عکس و فیلمش را می بینم دارم می بینم این چشم، گوش، عقل، سلسله اعصاب هیچ کدام به درد اینجا نمی خورد. یعنی همه اینها مال یک جای دیگری است یک اتفاق دیگری می افتد یک تولد قرار است اتفاق بیفتد لذا در این رحم هم باید حواسم باشد. خیلی ماجرا ها دارم یک روح جاودان و بینهایت طلب دارم و میدانم اینجا به درد من نمیخورد اینجا قرار است 60 سال 70 سال زندگی کنم یک روح بینهایت طلب دارم و میدانم اینجا به درد من نمی خورد. اینجا قرار است 60 سال 70 سال زندگی کنم یک روح بی نهایتطلب به چه دردم میخورد. پس مثل اینکه یک ماجراهایی هست قرار است بروم یک عالمی که توصیفهایش را خودشان کردند که بینهایت زیباتر و بزرگتر از اینجاست. پس یاالله یک جنین موفق باش اینجاست که دیگر وقت تلف کردن بازی کردن سرگرمی ها اصلا جایز نیست وقت گذاشتن برای چیزی که به درد من نمی خورد جایز نیست. امام سجاد در دعای مکارم می فرماید: «واستعلمنی بما تسئلنی غذا عنه» خدایا مرا به کارهایی وادار کن که قرار است جواب دهم جواب هم کتبی و شفاهی نیست سوال وجودی است مثل جنینی که به دنیا می آید هیچ کس با او تخاطب ندارد خود دنیا به صورت خودکار سوال می کند جنین جواب می دهد چشم آوردی. پس می بینی گوش آوردی پس می شنوی ابرو آوردی پس چشمت در امان است دست نیاوردی درد بکش پا نیاوردی فلح باش سوال و جوابهای قیامت هم این طوری است یعنی همان لحظه که می گویند ارتعاش افتاد حضرت عزرائیل (علیه السلام) بیاید همه اش وجودی است اگر عزرائیل میآید با همه وجود من می آید یعنی عزرائیل از وجود من آفریده می شود این روح من است که عزرائیل (علیه السلام) را شکل می دهد این روح و نفس من است که قیافه عزرائیل (علیه السلام) را می سازد و اینکه مهربان است یا نه می خندد یا نه احترام دارد یا نه اینکه پنج تن می آیند یا نمی آند همه اش از نفس خودت است تو تعیین کننده ای «اللهم صل علی محمد و آل محمد و استعملنی بما تسئلنی غدا عنه» خدایا مرا به کاری وادار کن که قرار است جواب دهم بیخود وقت و عمرم را جای دیگر تلف نکنم که بعد بفهمم چیزی به دردم نخورد. ما چقدر در روز پیشنهادهای این طور کارها را داریم فکر کن بیرون می روی برای چیست؟ تفریح است واجب کن تا از آن لذت ببری پارک، استخر، اسب دوانی، تیراندازی، رانندگی، مسافرت تا واجب نشده نرو چون وقتتت را تلف میکنی روز قیامت نمی توانی جواب دهی. برویم زیان یاد بگیریم 2سال، 3سال، 5سال برویم زبان یاد بگیریم. خوب چه کار کنیم. نمیدانم شما ببینید در پرونده میلیونها آدم کلاس زبان هست قیامت می گویند تو این را م یخواستی چه کنی؟ نمی دانم بیکار بودم رفته کلاس زبان، گلدوزی، خیاطی، سرمه دوزی و .. بیکار بودیم گفتیم برویم وقت مان را پر کنیم. مگر شما عبس و بیهوده خلق شده اید که بیکاری داشته باشید از صبح تا شب نمی دانستیم در خانه چه کار کنیم در این پارک ها و رستوران ها و مسافرت و خال ه و عمه و .. سینما، و ... آقا تا واجب نشده از جایت نباید تکان بخوری تفریح است بر تو واجب می شود من کار کردم برای هدف خلقتم الان نیاز دارم پارک بروم برو پارکت هم عبادت است دوست دارم با رفقا بنشینیم بگوییم و بخندیم در روایت داریم یکی از تفریحات مؤمن این است با برادران مؤمنش بنشیند با هم گفتگو کنند اسلام خشک نیست میگوید اگر بگو بخند داری قبلش باید کار کرده باشی اگر وقت تلف کرده باشی بگو و بخندت گناه می شود صبح جدی کار کردی شما نگاه کنید پدر و مادر چقدر با دست و دلبازی به بچه ای که صبح به مدرسه رفته آمده تکلیفهایش را انجام داده میگوید عزیزم کمی استراحت کن. تفریح من برو برای خودت چیزی بخر. سه ماه تعطیلی برای دانش آموزی که نمره خوب گرفته چقدر قیمت دارد آدم با جان و دل میگوید برو سه ماه بازی کن بعضی میگویند سه ماه برای بچه ها کلاس بگذاریم می گویم کلاس برای چه بگذار این سه ماهه راحت باشد اگر دوست داشت برود از نقاشی لذت می برم بگذار برود ورزش بروم سالم است برود انجام بدهم اما زوری نه این لذت نمی برد بعد از چند سال افسردگی می گیرد پیری زودرس می گیرد چشم درد می گیرد... چون شما تابستانش راخراب کردید یک کسی که در هدف خلقتت کار میکند مثل قلب که حالت استراحت هم دارد کار می کند منحرکت کنم به سمت آخرت ابدیت بروم کاری کنم من بعد از 6 ماه توانستم اسمهای بد و جهنمی های خودم را کنار بگذارم اسم هایی که با جهنم سنخیت دارد مثل عصبانیت، حساسیت، تکبر، حسادت، بداخلاقی، بدبینی، منت گذاشتن این مریضی های خطرناک که هر کدامش می تواند به قول امام چند قرن آخرتی مرا در جهنم نگه دارد درمان می کنم در این چند ماه خیلی سبک شدم خیلی عیبهایی را برطرف کردم حالا می خواهم استراحت کنم شمال و کوه و استخر میروم همه اینها کمک پاک کردن و خاموش کردن جهنم است آدم اگر جهنم را خاموش می کند خسته هم می شود خوابت و تفریحش هم عبادت است ولی تو میگویی زن گرفته تحصیلات به دست آوردم مدیر شدم الان 4 ساله شدی با این ازدواج چقدر مریض شدی اینکه در روایت داریم. کسی که ازدواج میکند نصف دینش را حفظ میکند برای کسی است که راست می گوید ولی به قول آقا فرمودند بعضی ها ازدواج می کنند جهنمی میشوند چون این آدم عرضه ازدواج ندارد این آدم عرضه ندارد حقوقی که گردنش است انجام دهد نه تامین مادی نه تامین عشقی و عاطفی نه تامین معنوی زندگی را عرضه دارد زندگی زیر نظر آدمی که مدیر نیست بیعرضه است به سمت جهنم می رود بچه های جهنمی زن جهنمی خودش هم که جهنمی زن و شوهر جهنمی می گوید من 5 سال است کلاس آمدم حجم اضطرابهایم، ناراحتیهایم، زودرنجهایم، حساسیتهایم، برطرف شده آخرین نه اینکه در این 5 سال که کلاس آمدی تو را ارزیابی کنند. نمی بینی هیچ تغییری با 5 اسل پیش نکردی رشد و قدرت و شادی و نشاط باید در تو اثر داشته باشد پس اگر در تو اثر نکرده تو قدرت پیدا نکردی هنوز مضطربی که همه برای طبیعت است عصبانی هستی عصبانیت تو برمیگردد به طبیعت زود رنجی برای اینکه عاشق خودت هستی کافی است به تو چیزی بگویند به هم می ریزی لوس وخودپرست و خودخواهی پس این چند سال که کلاس رفتی هیچی آدم باید کار کند نوش جانش استراحت هم کند ولی کسی که بیکار باشد بین رفقا پیش می آید مزاح میکند میگوید برای چه اینقدر خوابیدی می گوید از بس خوابیدم خسته شدم گفتم کمی بخوابم. خستگی برود از چه؟ از زیاد خوابیدن اصطلاح عوامانه اش خواب خواب می آورد آدم هایی که تو بیکاری میافتد. می افتد به شدت شهوت وقت تلف کردن تنبلی بازی کردن در وجودشان می افتد اصلا این کاره باز می شود یعنی شهوت قوه خانه، سینما، باشگاه، خیابان گردی، تفریح و کوه و ... پیدا می کند کم کم نفس توسعه پیدا می کند قدرتمند می شود و این کاره می شود حالا این آدم را می خواهی تکان دهی بگویی تو بیهوده خلق نشدی باید برگردی یک کارهایی کنی مگر می تواند به راحتی بیاید 40 سال 50 سال بازی کردم. تلویزیون بازی سیاست بازی هنر بازی کردم به او می گوییم تو یک داستان خلقتی داری یک روحی در تو دمیده شده یک اولی یک وسطی یک آخری یک قیامتی ابدیتی. 50 سؤال هست محاسبه هست مگر میتوانی به راحتی او را در سر نقطه بگذاری مثل کش است تو می کشی او را می آوری وقتی ولش می کنی برمی گردد سر جای اولش. جانور فربه شود از راه نوش/ آدمی فربه شود از راه گوش. کسی که از موعظه خوشش نمی آید صد درصد جایش در جهنم است یک حیوان به تمام معنا. انسان باید بنشیند برای او موعظه کنند باید بشنود بشنود تغذیه شود تا برنگردد و سرجای اولش حتی اگر سراغ کمالات عقلانی میرود علم استخدام بخش انسانی او باشد نه وهمی. این برای آدم کار میبرد دائم باید تذکر باشد اینکه می گوید 5 وعده نماز بخوان برای این است که تمام باورها که تو بیهوده خلق نشدی در نماز هست ولی چون ما نماز را نمیشناسیم معنایش را هم یاد نگرفتیم نماز یک تکلیف زیاد هست چه کسی نماز 4 رکعتی او 2 رکعت شود ناراحت می شود غصه می خورد بگوید بنشینم با تعقیبات نمی گذارم حق فطرتم کم شود با قرآن خواندن جبرانش می کنم کو آن آدم؟ هر کاری کنیم آخر ذهنمان به جای اول برمی گردد به دنیا وقت تلف کردن و بازی «اتقوا الله» بترسید شما بیهوده خلق نشده اید پس اول حواست باشد که بیهوده خلق نشدی هدفداری دوم «ولا ترک سداً فیلقوا» تو را رهانکردند هر کاری دلت خواست کنی سوال و جوابی که نیست برویم بگویم این طرف آن طرف یک سال ده سال برویم عمر است دیگر باید تمام شود دچار بیحوصلگی نشویم بعضیها میگویند کاری کنیم در پیری بی حوصله نشویم، ویلا خریدم الان استفاده نمیکنم پیری بد نیست تو ویلا سبزی بکارم مرغ و خروس نگه دارم تا بمیرم می دانی این چقدر توهین به خداست یعنی یک خلیفة الله خلق کرده ول و بیکار یک آدمی که جان می کند تا بمیرد می گوید: «ولاترک سداً» بیهوده ول نمیکنند یعنی سوال میکنند مرحوم علامه فرمود این فهدهلی از کمل اولیا خداست صاحب عده الداعی میفرماید چرا 50 هزار سال گذاشتند برای این 40، 50 سال عمر ما خدا در قرآن میگوید 50هزار سال از پیغمبر نقل میکند میگوید برای هر ساعت محاسبه جداست ساعت اول روز سه ساعت به ساعت حساب باز می کنند خیلی با حوصله ملائکی هستند که 50 هزار سال مینشیند میگوید ساعت اول چه کار کردی ساعت اول چه کار کردی ساعت دوم محسابه می شود. «و لا ترک سداً» جای دیگر می گوید «و لا تترک» تو بیهوده رها نشدی جوانی چه کار کردی پیغمبر فرمود: روز قیامت هیچ کس قدم از قدم برنمی دارد مگر اینکه به دو سوال جواب دهد. عمر را چه کار کردی جوانی را چه کار کردی. یکباره میگفتی عمر را چه کار کردی. جوانی هم در عمر بوده می گوید نه جوانی را خدا سوال می کنند. بعضی ها اینقدر در جوانی و عمرشان قشنگ عمل می کنند که وقتی وارد قیامت میشوند هی جوابها را با خودشان میآورند. ملائکه او را معطل نمی کنند آقا بفرمایید بهشت یک میلیون فرشته می آند آقا یا خانم را می برند به بهشتش محل سلطنت و جاودانگی خودش. فرمود به اندازه 4 رکعت نماز حسابشان تمام می شود چون خودش قبلاً به حساب خودش رسیده اهل محاسبه بوده دفترچه دارد، میگوید من آدم متولد شدم بله نورانی متولد شده شبیه انسان است تو بهشت آدم ها را راه می دهند جوانی و عمرشان را خوب پر می کنند. علی (علیه السلام ) در توصیف مؤمنین در نهج البلاغه میفرماید: «فی صفه المؤمن مشغول وقته» مؤمن وقتش پر است. یعنی برای 24 ساعت جا ندارد. کاملا پر است با کارهای حسابی و خوب و به درد بخور اگر تفریح هم دارد برای تفریحش هم خدا عبادت می نویسد. هیچ فرقی با نماز شب خواندنش ندارد کار مستحبی ندارد. این یک رمز است. مثلا امشب شب جمعه است. مردم دعای کمیل دارند برویم؟ برویم آدم بیکار دعای کمیل می رود مؤمن این طوری نیست اینقدر مشغول است یعنی این تا نداند که من الان به دعا میروم چه چیزی گیرم میآید مفت پایش را نمیگذارد یک کسی ارتباط با خانواده آسمانی را بر خودش واجب کرده توسلش واجب می شود. الان یک مردی از صبح بیرون می رود تا شب واجب نیست به خانه زنگ بزند بگوید من کجا هستم؟ چرا اگر نکند جفا کرده مسافرت می رود باید ارتباطش با خانواده را حفظ کند یک خانم باید اطلاع دهد سر زدن به خانواده آسمانی ام کار دارم دلم برای مادرم فاطمه زهرا پدرم امیرالمومنین بقیه تنگ میشود سر میزنم باید سر بزنم لذا دعای توسل برای این آدم مستحب نیست انسان از شدت دلتنگی و نیاز عضو این خانواده است نمی تواند 24 ساعت با محمد و آل محمد ارتباط نداشته باشد آن کس که یک هفته توسل نمیخواند زیارت و ارتجا ندارد. نمی رود به خانواده با این 14 نفر احوالپرسی کند این خیلی بیچاره است این دور از خانواده است حالا دور است برویم سری بزنیم کارمان گره خورده بله از باب گره خوردن کارت و گرفتاری های دیگر بحث دیگری است. یک ولی خدایی که متجاب الدعوة است راجع به توسل ببینید چه می گوید من گاهی ظهور خدمت ایشان می رسم نماز می خوانم بعد از نماز دعای توسل می خواند شب هم می خوابد 6 دقیقه فقط 14 معصوم را زیارت می کنیم یک کسی می گوید من چند دقیقه یک سر می زنم از پیغمبر خدا سلام علیک می کنم تا امام زمان کارهایم را انجام می دهم دستشان را می بوسم مرا می بوسند نوازشم می کنند. جوانها را دیدید میگویند 3،4 ساعت است خانه نرفتم چند دقیقه بروم خانه یک چایی بخورم این هم به خانواده هم به خودش انرژی می دهد بعد می گوید چند ساعت بروم بیرون کار کنم یا صبح می رود شب برمی گردد اعضای خانواده را میبیند همین که همدیگر را میبینند به همدیگر قدرت می دهند از احوال همدیگر با خبر هستند انرژی میگیرند اما یک کسی که می تواند یک هفته ای از خانواده خودش خبر نگیرد معلوم است خیلی قساوت قلب دارد خانواده زمینی خانواده آسمانی اش می گوید یادم نمی آید چه وقت این 14 معصوم راملاقات کردم تو خیلی از خانه پرتی ببین چه کار کردی که نمی توانی به خانواده ات سر بزنی تو خانواده زمینی این را به ما میگویند که اگر نرویم سر نزنیم اعتراض می کنند حالا تو خانواده جاودانی این طور نیستیم با خود خدا این طوری نسیتیم. ببین ما چقدر وضع مان خراب شده ماچقدر بی خانواده ایم بی پناه شدیم چقدر از این خانه طرد شدیم همین بیکسیام که اینقدر اضطراب به سراغ مان می آید اینقدر بدبخت و شکست خورده ایم زود افسرده می شویم بی کسیم خودمان خودمان را بی خانواده کردیم یک آدم بی کس و کار، تنهای تنها کردیم حالا انتظار داریم جایی که چیزی نیست سر پا شویم نمی شویم. من در خارج از کشور کلی دکتر، مهندس افسرده دیدم می گویم چطوری میگذرد میگویند خیلی سخت می گذرد. 2سال اول که مشکل زبان داشتیم یک کسی زبانش را اینجا یاد می گیرد می رود آنجا می بیند غریب نیست. وقتی زبان بلد نیستی می روی در یک کشور له می شوی، مشکل کارت، درست، مسکن، درآمدت را حل نکردی پس می روی آنجا له می شوی خودت خودت را بی کس و کار کردی. ما چنده ده هزار آدم های این جوری در خارج از کشور داریم یک کسی اینجا بلد است آنجا می رود کاملاً مثل وطن می تواند استفاده کند زبان یاد گرفته مشکل اقتصادیش را حل کرده تدابیری اندیشیده وقتی آنجا می رود کم نمی آورد می خواهد درس بخواند درس می خواند می خواهد ازدواج کند ازدواج می کند هر کاری می خواهد بکند می تواند کم نمی آورد ما خودمان را از خدا جدا کردیم انداختیم در غرتبکده ای به نام دنیا آمدیم اینجا با خانواده نیامدیم. تدابیر امنیتی را رعایت نکردیم اینجا ذهن امنیت ندارد. ببینید خودکشی و غصهها را چه کسانی انجام می دهند افسردگی بیماری های روانی، جسمی، خدا رحمت کند امام (سلام الله علیها) فرمود: شما بروید زندان اگر یک نماز خوان شما پیدا کردید بگذریم این چند سال کارهایی کردند یا نماز خوانها جرمهایشان زیاد شده به خصوص جرم اقتصادی. ما خودمان خودمان را در طبیعت بی کس کردیم خودمان خودمان را در این دنیا تنها گذاشتیم از خدا که اصل مان بود بریدیم از خانواده آسمانی که بریدیم اینجا آمدیم الان هم باید تکان مان دهند که خانواده تو محمد و آل محمد هستند. خدا اصل توست تو ذهن ما نمی رود بعد از چند سال که به ما میگویند خانواده آسمانی رفت و آمد. ببینید دلمان عزادار چه چیزهایی است چون با خانواده نمی خواهیم زندگی کنیم. یک کسی می خواهد بدون خانواده بدون اصل و نصب بدون ریشه و پشتیبان زندگی کند. خیلی آسیب می بیند اصلا خدا راضی نیست به دنیا بیاییم این جوری زندگی کنیم خودمان را از همه چیز ببریم بعد له شویم دنیا آدم را له می کند می گوید اگر می خواهی پایین بیایی با خدا بیا خدا گفت پایین می روید با من بروید چهارده تا هم خانواده برای تو گذاشتم با آنها برو هر روز از خودم کمک بگیر تنها نمان مشکل دار نشوی. روزی ده بار خدایا از خودت کمک می خواهم ما فکر کردیم نماز یعنی خواندن یک سلسله کلمات ادا درآوردن بعد هم جمع کنیم برویم آقا نماز یعنی ارتباط مستقیم می گوید ده بار بیا از خودم کمک بخواه من نگاه می کنم که 40 سال است نماز می خوانم ولی وقتی گفتم «ایاک نعبد و ایاک نستعین» یکبار جدی کمک نخواستم فقط کلمات را به کار بردم این خیری ندارد. «لا خیر فی قرائة لا تدبر فیها» در خواندنی که تدبر نیست خیری هم نیست ما خودمان را بیچاره و تنها و بی کس و غریب و مضطر کردیم در این طبیعت هر وقت هم آسسمان خداست به کمکتان بیاید ردش کردیم نه خودمان سر می زنیم نه خوشمان می آید از آسمان کمک بگیریم نه الفت می گیریم نه اجازه می دهیم با ما الفت بگیرند ما مثل ماهی لیز می خوریم یک میلیون دعوت نامه برای ما می فرستند همه را نخوانده می ریزیم اصلاً بازش نمی کنیم و ما این جوری حرکتی نخواهیم کرد. این قاعده یادمان باشد زمینه اصلی «اتقوا الله» که شما بیهوده خلق نشدید دو مورد محاصبه هم قرار می گیرید دقیقه به دقیقه حساب از شما می کشند پس باید کم کم فکری کنیم باید بتوانیم کاری کنیم که اگر خراب کاری داشتیم معطل خراب کاری گذشته نشویم خدا اینقدر کریم و مهربان است که اگر تو امروز آشتی کنی تو را خجالت زده گذشته نمی کند اگر شروع کنی قیامت تو را نگه نمی دارد بگوید قبل از شروع چه کار می کردی شروع کنیم خوب و درست زندگی کنیم به سمت ابدیت و آخرت حرکت جدی داشته باشیم. شدن را به عنوان یک جنین سالم شروع کنیم. والحمدلله رب العالمین