جلسه 075 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
75
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
9
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 075 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره موانع پیوند با خانواده آسمانی مان بود. در جلسه گذشته معنای آسمان و خانواده آسمانی را توضیح دادیم که منظور چیست. در شرح دعای مناجات شاکین از مناجات پانزده گانه امام سجاد (علیه السلام) بودیم که خصوصیت نفس را بیان کرد که اگر به خیر می رسد حضرت سجاد شکایت خودش را به حق تعالی بود. گفتیم چون انسان مسیرش به سمت کمال مطلق بودن است وصول به حق تعالی است و اساساً از روح خداوند خلق شده (نفخت فیه من روحی) این روح وقتی به ما دمیده شده شبیه ترین موجود به خداوند و نزدیک ترین موجود به خداوند بوده و حتی در رحم به تک تک من و شما تعلق گرفته ما همه با یک سابقه بی نهایت از یک روح خدا به دنیا آمدیم. وظیفه ما این است که خودمان را به الله بسپاریم و متخصصین معصومی که این سه مرحله حیات انسان را طی کردند قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا را ما نیز مثل ریشه و ریشه خودمان بزرگ و جاودانه شویم. چون همه انسان ها در ذاتشان عشق به جاودانگی و بزرگ شدن بی نهایت در همه ابعاد را در همه کمالات را دوست دارند و اگر به آن نرسند احساس محدودیت و غصه می کنند. بنابراین کسانی که اگر به آنها خوبی و خیری برسد ترس دارند، بخل دارند از اینکه آن نعمت را در اختیار دیگران قرار دهند حالا هر نعمتی چه مادی و چه معنوی می ترسند از اینکه به یک جمع ملحق شوند از اینکه قطره را به اقیانوس برسانند آن قطره همان طوری قطره خواهد ماند و زود آسیب می پذیرد اما قطره اگر به اقیانوس پیوست همیشه اقیانوس است و در ضمن اینکه اقیانوس بیکران زنده و جاودانه است و ضمن اینکه قطره است کمالات اقیانوس هم مال او می شود یعنی او وارد یک فضای بی نهایتی می شود که از همه کمالات اقیانوس می تواند استفاده کند کسانی که خودشان را دور نگه می دارند و نعمت هایی که دارند را دور نگه می دارند از مردم اینها فقط و فقط خودشان را محروم تر می کنند. فرمایشی است از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) که «البخیل بعید من الله» یک امر ریاضی است و کاملاً توضیح می دهد «البخیل بعید من الله بعید من الناس قریب من النار» بخیل دور از خدا دور از مردم. چرا خدا و مردم را کنار هم می آورد این یک رمز مهم دارد. اگر کسی این را نفهمد قوای بی نهایت خودش را حتی اگر به معنویت هم بیفتد تلف میکند ما باید ببینیم وقتی میگوید الله بالناس چه ربطی دارد امکان ندارد شما به الله برسید وناس را دور بزنید قطره اگر میخواهد به اقیانوس برسد باید با رو حرکت کند تنهایی هم نمیتواند حرکت کند. با اضدادها، تخالفها حرکت کند تا قوای بی نهایتش فعال شود. کسی که تو جمع تو گروه تو اجتماع نیست. تضادها، تخالفها بلاها مشکلات به سراغش نمی آید و نمیتواند با اسماء الاهی باید چه کار کند درست برخورد نمی کند. مثل یک قطره ای است که از آب بیرون می پرد وقتی پرید تبخیر می شود و از بین می رود به لجن کشیده می شود نابود می شود. اما یک کسی که با مردم هست با جمع هست با جمع و مردم حرکت میکند این از همه قوای مردم استفاده میکند تا آخر خودش را به اقیانوس برساند. خداوند تبارک و تعالی راه رسیدن به خودش را اختلاط با مردم، بامردم بودن معرفی می کند این به این معنا نیست انسان خلوت ارتباطی با خدا را خلوت مناجاتی با خدا را دلدادگی را خدا را هم تو مردم بریزد نه امر کردند با بدنتان با مردم باشید و با قلبتان با خدا باشید. دلتان را خلوت گاه خدا کنید. «القلب حرم الله» عشق بازی با معشوق تان با خلوت های مناسب آن معشوق ببرید اما از نظر بدنی با مردم باشید معاشرت داشته باشید خرید و فروش داشته باشید، رفت و آمد داشته باشید، تعلیم و تعلم داشته باشید کار کنید جهاد کنید تلاش کنید با مردم و اساساً بدون اینکه انسان حضور در مردم داشته باشد قوای الاهی او اصلاً فعال نمی شود. لذا آدم بخیل از حق تعالی دور است چه کسی می تواند بگوید که اگر می خواهیم این حدیث را معنا کنیم به جای بخیل چه بگذاریم. کلمه «الله» را باید دقیقا درست معنا کنید. وقتی می گویید «یا الله» بسم الله، سبحان الله، الحمدلله این الله را وقتی درست نگاه کنید تمام گذاره ها را تصدیق خواهید کرد. احتیاج نیست کسی به شما بگوید چه چیزی جای بخیل بگذاریم؟ محدود از الله که کمال بی نهایت بود وجود هستی مطلق و بی نهایت است چرا از الله که هستی مطلق و بی نهایت است دور است. چون محدود شده محدودها فشار قبر دارند. فشار قیامتی دارند جهنم دارند. اگر کسی بخواهد از جهنم جدا شود جهنم جای محدودهاست. جای تنگ نظرهاست. کسانی که روح های افسرده، زود رنج، حساس، لوس چون زود رنجی، حساسیت، عصبانیت، لوس بودن، بریدن، کلافه بودن، بی حوصله و تنبل بودن همه مال محدودیت است. کسی که می خواهد به سمت خدا برود همیشه جوان، با نشاط، شاد، سن اش هم بالا برود جوان است. قدرتمند شاداب، پر انرژی دائماً از خدا دریافت قدرت حرکت؛ یعنی کسی که روند طبیعی به سمت الله دارد. شما اصلاً نمی توانید از نظر بدنی ارزیابی اش کنید بدنش ممکن است مریض باشد. آسیب دیده معلول است سرطان دارد ولی این روح آنقدر قدرتمند است که این بدن، بدن یک آدمی که طبیعی به سمت الله حرکت می کند یعنی فهمیده الله یعنی چه فهمیده خودش یعنی چه بدن سرطان زده، معلول، تیر و ترکش خورده، مریض و ضعیف یک آدم این جوری به اندازه صدها جوان بدنش کار می کند. اصلاً صدها جوان به این نمی رسند که بخواهند کار کنند. حجم کار یک آدم این جوری به اندازه هزار نفر آدم کار می کند چرا؟ چون روح آنقدر قدرتمند است. امام (سلام الله علیه) فرمود: «ما ضعف بدن عما قولت علیه نیة» بدن هیچ وقت در هیچ شرایطی ناتوانی نشان نمی دهد از کاری که روح می خواهد فقط باید بخواهد وقتی به خواستن رسید به همت و نیت رسید بدن از جایش تکان می خورد. آن وقت معجزه هایی اتفاق می افتد با یک بدن ضعیف بدن سرطان زده بدن آسیب دیده که همه می توانند این معجزه را ببنید طرف جوان قدرت بدنی دارد امکانات دارد. سرعتش لاک پشت این جانبازان را زندگی نامه هایشان را ببینید جانباز است معلول است ولی روح از بس بزرگ است این بدن به اندازه صد نفر آدم کار می کند. «بعید من الله بعید من الناس» برای اینکه اصلاً چیزی از کمالاتی که دریافت می کند به ناس نمی رسد خودش را از مردم دور نگه داشته شما به محض اینکه می خواهید شبیه خدا شوید به محض اینکه می خواهید به آغوش مردم بروید برای این کار احتیاج به زمینه به مردم دارید. مثل استادی که درس خوانده دکترا گرفته می آید می بیند هیچ دانشگاهی او را برای تدریس قبول نمی کند. هیچ مرکزی قبول نمی کند یک استاد چه طوری استاد می شود یک نوسینده چه طوری درخشش پیدا می کند یک بازیگر چه طوری درخشش پیدا می کند. باید فیلمش را ببینند به مردم احتیاج است یک استاد احتیاج دارد دانش آموز داشته باشد شاگرد داشته باشد تا این علم بیرون بریزد و خداوند جایگزین کند به علمش صدها برابر. ثروت اقتصادی اگر بخواهد رشد و برکت پیدا کند احتیاج به گیرنده دارد. اگر کسی نگیرد دریافت کننده نداشته باشد هر کمالی مادی و معنوی اگر دریافت کننده نداشته باشد انسان را تبدیل به مردار و مرداب و مرده می کند. انسان باید قوایش، قدرتش هر چیزی که از خدا دریافت می کند بتواند بیرون بریزد بتواند به مردم بدهد. لذا دقت کنید می گوید: «البخیل بعید من الله بعید من الناس قریب من النار» نزدیک به جهنم می شود جهنم جای محدودهاست. یعنی اصلاً طراوش ندارد مصرف کننده ندارد نابود می شود. می افتد به تنگنا وقتی می گویی نار یعنی تنگنا، درس خوانده هیچ کسی از او سوال نمی کند هیچ جا راهش نمی دهند درس بدهد از علمش کسی استفاده نمی کند. هنرمند است برای او فضا نمی گذارد قدرت بدنی خوبی دارد به او باشگاه نمیدهند برود قدرتش را خوب نشان دهد وزنه خوب می زند، خوب می دود ولی فضا به او نمی دهند هنرمند است اجازه نمی دهند کار کند نویسنده است اجازه نمی دهند دست به قلم بزند. این یعنی جهنم. این نکات چقدر دقیق است. حالا شما می توانید بگویید پیغمبر را دیدم معجزه ندیدم این معجزه است. میلیون دانشمند جمع کنید یک گزاره این طوری به شما نمی دهند. حالا یکی دیگرش را نگاه کنید. پیامبر می فرماید: «اوتیت جوامع الکلم» یعنی این همه جوامع کلمات به من داده شده یعنی می توانم یک علم بی پایان را در یک جمله برای شما بیان کنم. یک چیزی در یک جمله بگویم هزاران دانشمند بروند آزمایشگاه آزمایش های زیادی انجام دهند تا به آن برسند. نمونه بعدی «من احتجب عن الناس لم یحجب عن النار» کسی که از مردم حجاب می گیرد کسی که علمش، ثروتش، قدرتش، آبرویش، اعتبارش، خوشی هایش، سعادتش را از مردم در حجاب قرار می دهد. «لم یحجب عن النار» از جهنم در حجاب قرار نمی گیرد درست نقطه مقابل مردم و جهنم مردم اینقدر در دین مهم هستند هیچ دینی و هیچ آیینی به اندازه اسلام حرمت مردم را رعایت نکرده مردم من هستم، من مردم هستم. هر کس از مردم در حجاب باشد از عذاب در حجاب نیست. پس برای فرار از تنگنا فرار از جهنم باید به سراغ مردم رفت. چون با مردم به جمع می افتی دیگر یک نفر نمی شوی از صبح که بیدار می شوی مهم نیست چقدر به مردم کمک کنی. مهم این است روح مردمی بودن با مردم بودن و برای مردم بودن را داشته باشید. «من أصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» کسی صبح از خواب بیدار می شود در نیتش مشکلات مردم و مسلمان ها اصلاً جایگاهی ندارد. در زندگیش در نقشه هایش در برنامههایش، در انتخاب هایش، در ارتباط هایش، در رفتارهایش، در استراتژیهایش زندگیش مردم جایگاهی ندارند. مسلمان و حتی غیر مسلمان جایگاهی ندارد. «فلیس بمسلم» این اصلاً مسلمان نیست. مردم باید جزء آرمان یک شخص قرار بگیرند تا انسان محبوب خدا شود خدا وقتی ببیند یک نفر به اندازه مردم بزرگ است به اندازه مردم هم به او خیرات می رساند. خدا رحمت کند مرحوم میرزا اسماعیل دولابی را من سال ها با این بزرگوار مأنوس بودم هر کس خدمت ایشان می رفت یک عده ساعتی می آمدند و می رفتند ولی در طول 20 سال عده ای بودند وقتی خدمت ولی خدا می رفتند برای عیاشی و کیافی می رفتند مثل کسی که به مهمانی می رود به آخرش نگاه نمی کند به جشن می رود اصلاً دوست ندارد تمام شود. مهمانی می گیرد می گوید تا صبح بنشینیم و آنهایی که خدمت میرزا می رفتند می نشستند و به ته نگاه نمی کردند میرزا سه ساعت، چهار ساعت صحبت می کرد نیم ساعتی صحبت می کرد. یک چایی می خورد یک چایی پخش می کرد مداحی، مداحی می کرد دوباره ادامه می داد. هر کس می آمد میگفت میرزا چه طوری صحبت میکند که انگار با من صحبت می کند. روحیات مرا می گوید مشکلات مرا می گوید. اواخر میرزا می گفت خدا به لیاقت به شنونده به گوینده لطف می کند و فیض می رساند. یعنی در واقع استاد نان خور شاگردانش است. چون خیلی لیاقت دارند و پیش خدا خیلی عزیز هستند. چون هر یکی از آنها بینهایت آدم محسوب می شوند. چون هر یک مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است. استاد هم نان خور بقیه است. این همه آدم های برجسته و لایق خدا باید به آنها روزی برساند. خود استاد آدم بی لیاقتی باشد. چون آنها لایق هستند. خدا به لیاقت آنها می دهد. میرزا می گفت شما وقتی حرف دلتان را از زبان من می شنوید خدا به خاطر شما این حرف ها را به زبان من می اندازد.هر کدامتان فکر می کنید من حرف شما را می زنم هر کسی می آمد خوراک خودش را می گرفت. پس این فرمول خیلی دقیق است. گرفتاری پیدا کردی شغلت به هم ریخت، درآمد اقصادی تو به هم ریخت. تو خانه غصه دار و مشکل دار شدی. تو درس به هم ریختی باید یک جا به مردم بزنی. هر جا دچار مچالگی شدی تو درآمدت تو درست تو خانه ات محدود شدی تند و تند بلا می آید محدود می شوی. باید زود به ناس بزنی. وقتی به ناس زدی تمام قدرت ناس جذب می شود. ترمیم می شود. از بدن یاد بگیریم یک جا زخم می شود. همه این زخم را ترمیم می کنند. تمام گلبول های بدن فعال هستند. چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار. از همه جای بدن مایه گذاشته می شود. این زخم خوب شود و خوب هم می شود. خیلی جاها که ما آسیب می بینیم برای این است که ما کشیدیم کنار یک جا خزیدیم آسیب دیدیم. فرمود مواظب باشید گرگ وقتی حمله می کند گوسفندی که تک می افتد را می درد روح جمعی خیلی مهم است. حضرت می فرماید: «إن الشیطان مع الواحد» شیطان همراه تنهاست. سراغ تنهاها می رود. «إن الشیطان مع الواحد و هم من الاثنین ابعد» از دو نفر دورتر است. اگر سه نفر شوند دورتر می شود. چون سه قوه اینجاست. سه روح اینجاست. نمی تواند حریفشان شود. لذا فرمود در مسافرت 4 نفر بهتر از 3 نفر است. 3 نفر بهتر از 2 نفر است. 2 نفر بهتر از 1 نفر است. سبک زندگیتان را باید طوری طراحی کنید که هیچ وقت یک جا تنها نیفتد. خانواده یک جا تنها نیفتد. خانواده وقتی تنها می شود له می شود از اطرافیان دور که می شوید صله ارحام که گفتند که اگر کسی صله ارحام نکند و لو خانواده اش کافر باشد و او مخالف باشد. اثرپذیری نباشد ارتباطتان را حفظ کنید. حق ندارید قطع کنید. حتی رحمی که کافر باشد برای چه؟ برای اینکه روح جمعی خیلی مهم است. فرمود: اگر کافران با هم جمع شوند و دوست داشته باشند روح جمعی داشته باشند به آنها برکت می دهم و اگر مؤمن ها با هم اختلاف پیدا کنند برکت را از آنها برمی دارم. با هم بودن جمعی بودن خدا به آنها رحم می کند. «یدالله مع الجماعة» خدا با جمع رابطه اش بیشتر است. بارها این را تجربه کردم. کنار جاده می ایستیم می گویند اینجا شلوغ است تا کسی گیر نمی آید برویم جایی که خلوت تر است می گویم آنجا اصلاً گیر نمی آید. تو جمع بایست خدا به برکت اینها دو تا پنج تا تا کسی می رساند. تو هم سوار می شوی کنار نکش. یک عده مؤمن بخیل به امام می گفتند شما تو نجف هستید چطور یک مرجع تقلید تو جمعیت می رود سینه می زند عمامه و عبای امام می افتد آقا یک شب که حرم خلوت است برویم تو خلوتی هیچ خبری نیست. امام فرمود: هر چیزی به هر کسی می دهند در شلوغی می دهند چرا؟ چون یک عده آدم گرسنه محتاج نیازمند ولایق رسیدند خدا می ریزد یک چیزی هم گیر تو می آید. اما اگر کنار کشیدی رفتی خانه خودم و خانواده ام همه شما دفن می شوید و از بین می روید شما تو اقتصاد نگاه کنید اگر یک نفر طلا فروش مغازه بزند تو آهن فروش ها یا تو بازار لباس فروشی طلا بزند. کارش نمی گردد کجا طلا فروشی ها، کفش فروشی ها می گویند برو راسته قصاب ها، راسته آهن گرها، راسته فرش فروش ها، چرا دور هم جمع می شوند؟ یک اصل مهم اقتصاد است. در اقتصاد معنوی هم یک اصل است زندگی باید تو مردم و با مردم باشد و حواس مان باشد همه مردم بچه های چهارده معصوم هستند. لذا یک زندگی جمعی زیبا جذاب با مردم کردند. ائمه تو مردم هستند. «أنفسکم فی النفوس ارواحکم فی الارواح» نفس و روح شما در بقیه است. هر آدم را که نگاه می کنید. یک حسین بن علی است به او محبت کنید. امام حسین خوشحال می شود هر یک آدم خداست. وقتی به او محبت می کنید. خدا شاد می شود هر یک آدم فاطمه زهراست. هر یک آدم چهارده معصوم است. وقتی به او بخندی دستش را بگیری مهربانی کنی. همه آنها خوشحال می شوند. مادری که 5 بچه دارد. به هر کدام از بچه هایش کمک کنی به مادر کمک کردی به هر کدام کمک کنی. به پدر کمک کردی. پدر و مادر کیست؟ همان 5 بچه است. به هر کدام از بچه ها کمک کنی. مادر ممنونت است و حیران می کند. چون روح پدر و مادر تو روح بچه است. روح بچه تو روح پدر و مادر است. آدم ها تو هم هستند ما فکر می کنیم یک نفر فرداست. اگر آدم ها فرد بودند چطور عاشق هم می شوند. چطور با هم آرامش می گیرند. البته تقسیم بندی هم دارد. «الارواح جنود مجردة» پیامبر فرمود: روح ها گروه های طبقه بندی شده هستند. «فما تعارف منها إعتلف فما تناکر منها اختلف» آمد گفت آقا من فلانی را می بینم قبلاً هم ندیدنش ولی از او خوشم نمی آید. یک کسی را هم اصلاً ندیدمش ولی تا او را می بینم از او خوشم می آید. فرمود: «إعتلف روح» اختلاف روح، روح هایی که هم سنخ هستند تا همدیگر را می بینند از هم خوششان می آید. یک ایرانی یک آمریکائی، یک انگلیسی، یک فرانسوی، روح هایشان به هم می خورد. 4 تا بچه شهرری بچه قم اصلاً با هم جور در نمی آید. یک ادوارد آنیلی ایتالیا بچه صاحب شرکت فیات می آید اینقدر سنخیت با امام دارد وقتی به امام می رسد امام پیشانی او را می بوسد تا به شهادت برسد. خیلی شباهت دارد به امام حسین به فاطمه زهرا به امام زمان یک قمی یک آیت الله زاده یک امام زاده حتی با امام خیلی اختلاف دارد. جعفر کذاب را نگاه کنید. بچه امام هادی است ولی خیلی اختلاف با امام هادی با امام زمان داردبه دروغ می گوید من امام هستم امام زاده هستم اصلاً شبیه امام نیست. بگذار امام زمان بیاید چقدر دختر، پسرهای اروپایی بیایند دست و پای من و شما را از پشت ببندند تو قرب به امام زمان اینقدر شباهت دارند اینقدر انرژی دارند. مقام معظم رهبری در آمریکا گفت این جوانان مثل انبیاء پاک هستند. سنخیت شباهت هر کدام که شبیه هم هستند پیامبر فرمود: «اعتلف» زود همدیگر را جذب می کنند. «فما تناکر منها» آنهایی که نمی شناسند همدیگر را جدا هستند. در بهشت هم آنهایی که شبیه هم هستند با هم هستند. مهمانی ها، بهشت، کلاس ها، عیاشی ها همه با هم هستند. روز قیامت یک نفر که یک عالم هم روح داشته می خواهد به بهشت برود به خدا می گوید خدایا اگر یکی از آنها هم بهشت نیاید من بهشت نمی روم. خدا می گوید من هم راضی نیستم تو به بهشت نروی هر کسی را که دلت می خواهد بردار برو. تو دنیا من مال اینها بودم اینها مال من بودند. حالا کجا تنهایی بروم. بهشت با همه اینها حال می دهد با همه خواهران برداران، دوستانم دلت با هر که باشد خدا این رابطه را قطع نمی کند. خدا خیلی مهربانی را دوست دارد می گوید: «الحقنا بهم ذریتها» ذریه اش را به او ملحق می کنیم هر که را دوست داری با تو هست. خدا چقدر مهربان است می گوید در دنیا اینطوری باشید آنجا هم همین طوور باشید. عجب خدایی است می گوید بنده ای که جهنمی است من می دانم این چه مارمولکی است. ولی می گوید وقتی 40 نفر کفنش را امضاء می کنند خدا می گوید 40 نفر امضاء زدند چشم هایم را می بندم. خدا چرا این کار را می کند؟ خدا چقدر به جمع حرمت می گذارد. 10 نفر جمع شوند نماز بخوانند. هیچ کس غیر از خود خدا نمی تواند ثوابش را حساب کند جمع دعا کنند اجابت می شود. جمع چقدر مهم است. 40 نفر امضاء بزنند این آدم خوبی است خدا می گوید 40 نفر امضاء زدند خدا به جمع حرمت می گذارد خودش علمش می رسد. این خوب است یا نه ولی می گوید 40 نفر امضاء زدند برو چقدر جمع محترم است دوست داشتنی است. خدا حرمت می گذارد می گوید نماز می خوانی شب تو خلوت من آمدی ولی بقیه را هم بیاور تک خوری نکن. خدایا چه کار کنم؟ 40 نفر را هم دعا کن. همه قشنگی نماز شب اگر نرسیدی 8 رکعت را نخواندی. نمی توانی همین 3 رکعت مهم است و آن یک رکعت خیلی عالی است. خدا می بیند یک نفر نصف شب امده روی سجاده سوار است آمد به معراج وقتی رو به روی خدا قرار می گیرد هنوز منی ندارد.«اللهم اغفر فلانی» خدا به این چه لبخندی می زند 40 نفر آدم جلوتر از خودش هر چه برای هر کسی می خواهی خدا می گوید چند برابرش را به خودش بدهید این شبیه من می شود قرآن می گوید پول دادم که تو ادای مرا در آورید. انفاق کنید تا مثل من شوید ثروت، پول، علم را به شما می دهم. مثل من خدا که بی دریغ به شما می دهم می توانی مثل من شوید وقتی شروع می کنید ادای خدا را درآورید. یکدفعه می شوی هادی می شوی محیی احیاگری روح ها را زنده می کنی همه را هدایت می کنی می شوی کریم، غفور، جواد، آدم چقدر اسم می تواند بگیرد اگر مردم نباشنداین اسم ها کجا به داد آدم می رسند به برکت مردم. لذا فرمود وقتی فقیر را دیدید او را اکرام کنید فقرا را عاشقانه دوست داشته باشید از او تشکر کنید از شما چیزی را قبول کرده ما منت می گذاریم با تحقیر نگاه می کنیم. این جوری کوچک می شویم. امام رضا (علیه السلام) وقتی می خواست غذا بخورد می نشست همه می آمدند اگر اسطبل دار هم نیامده بود می ایستاد او هم برسد غلامان برسند همه بیایند بعد شروع می کردند به غذا خوردن طرف می گوید من مدیر کل هستم، مدیر عامل هستم، یک گوشه ای بروم غذای من باید با کارمند و کارگردان جدا باشد اینها کوچک می مانند محدود و له می مانند خیلی از غصه ها، فشارهای روحی روانی سراغ آدم هایی می آید که خودشان را از بقیه جدا می کنند. من با کارمند با کارگردان نباید بنشینم همه از جذامی ها فرار می کردند. امام سجاد با آنها می نشست غذا می خورد. ائمه غالباً شب خوابشان نمی برد تا با فقرا نبودند مستضعفین یکی از درجات اولیای خداست تا کسی با دوستی مستضعفین نیفتد امام فرمود ما غم همه مظلومان عالم را می خوریم. حضرت آیت الله بهجت فرمود من اگر برای مردم ایران هم دعا نکنم برای مردم چین دعا می کنم. آدم بزرگ می شود کسی که مستضعف محروم را دوست ندارد هفت میلیارد آدم روی کره زمین هستند همه آنها برای خدا عزیز هستند آدم هر چقدر به مستضعف ها می خورد به محروم ها میخورد باید علاقه اش بیشتر باشد. مثل پزشک هر چقدر قوی تر است به مریض ها بیش تر اهمیت می دهد پزشک همه عشقش مریض ها و بیمارستان است هر چقدر مریض حالش بدتر باشد پزشک مهربان تر است. لذا امیرالمومنین فرمود با اطرافیانتان طبیب باشید گیر ندهید مریضی هایشان را به رخشان نکشید اگر مریض هستند بریز پایش تا خوب شوند وقتی دو نفر شدی وقتی پنج نفر شدی وقتی یک دریا شدی یک آدم میلیون ها گناه دارد به ناس زده همه گناهانش آمرزیده می شود پخش می شود و ضعف هایش معلوم نمی شود. شما وقتی یک نجاست را می خواهید پاک کنید به آب کر می زنید تو آب کر که می رود پاک می شود آب کر رنگ و بو و مزه اش تغییر نمی کند. یک آب قلیلی که از آب کر دور است با کوچکترین نجاستی نجس می شود. همیشه هم نجس می ماند کسانی که خودشان را از مردم از جمع از فامیل، خویشان دور نگه می دارند خودشان را محدود می کنند به خصوص کسانی که تحصیلات بالاتر است، پولدارتر هستند این مریضی در آنها بیشتر است محدود می شوند. غصه و فشارهایشان هم بیشتر می شود. میلیون گناه دارد به ناس می زند همه گناهانش آمرزیده می شود. اینها که کوچک می مانند کنار می ایستند مثل آب قلیل هیچ وقت نجاستاشن پاک نمی شود. یک کسی که قطعا می خواهد عذابش کند خیلی پیش خدا گناه دارد به مردم می زند از مردم کمک می گیرد. روح جمعی این جوری است آدم تو جمع می رود بسیاری از بیمارهایش خوب می شود بسیاری از غصه هایش برطرف می شود. اما وقتی تنها ماند خود خوری کرد تک خوری کرد نابود می شود. رمز را دقت کنید برای خیر برکت، رشد باید چطوری هزینه کنید. اصلی که در اقتصاد اسلامی به ما یاد می دهند پول کم را بزن به کار چرا می گوید برکت ده قسم است نه قسمش در تجارت است رمزش کجاست؟ اینکه مال در تجارت به جریان می افتد یک جا محدود نمی شود برکت هم می آورد. البته ریسک هم دارد برای همین می گویند تاجر باید شجاع باشد، قدرت شکست هم داشته باشد اما نترس باشد. شکست خورد دوباره شروع کند. خیر و برکتش می آید. ائمه این کار را می کردند. امام صادق می گوید من یک جا که گیر می کنم به غلام می گویم چقدر در خانه داریم اینقدرش را به مردم بده. یک جا پول کم می شود درآمد خانواده کم می شود. بدان یک جا از تو کم رد شده اگر گندیدگی ایجاد شد تو روحت، در عواطف، در اخلاقیات، در معنویاتت می گوید نمی دانم چرا مدتی است انقباض دارم. حالم گرفته است نه نماز شب می توانم بخوانم نه شب جمعه ای دارم، نه سحری دارم، نه جمعه ای، نه عصر جمعه ای دارم، نه پروازی دارم، مه معراجی دارم. ببین کجا گیر کردی کجا بستی کجا تنگ نظری کردی کجا یک نفر را محروم کردی از نزدیکان هم شروع کن. پدر، مادر، خواهر، برادر ترتیب ریاضی اول مادر، بعد پدر، خواهر، برادر، خانم ها مقدم دختر بعد پسر از خانه شروع کن. ببین کجا خراب کاری کردی. ببین در کجا از مادر، پدرت، خواهر، برادرت کم گذاشتی از دخترت پسرت کم گذاشتی یک جایی گره خورده زود برو. من الان سردرد دارم می روی دکتر اسکن می گیرد می گوید یک لخته تو مغزت گیر کرده لخته باید درآید تا سالم شوی. در قلب یک رگ بسته می شود. اگر بسته شور می کشد رگ و کار نمی کند. می خواهد پمپاژ کند پنج لیتر خون را می خواهد به همه جای بدن برساند. رگ بسته است نمی رود. باید رگ را باز کنی فنر بزند رگ را باز کنند تا رگ به حالت طبیعی برگردد. نمی شود می برند جراحی می کنند جناق را می شکنند باید برای قلب کاری کنند چون اگر باز نشود آدم را می کشد روح هم همین طور است. بستگی، گرفتگی، ترس، اضطراب، بدبینی به دیگران، بدبینی به خدا به آسمان و خانواده آسمانی، بخل، تنگ نظری، حسادت وقتی آمد روح را می بندد وقتی بست منتظر مرگ هم باش، سکته باش باید باز باشد این جریان دائماً بیاید تو می گویی من می خواهم به خانواده آسمانی ام برسم ولی یک عمر با دریغ با اینها زندگی می کنی کسی می خواهد به خانواده آسمانی اش برسد باید بی دریغ با خانواده آسماتی اش ارتباط داشته باشد. در قرآن نمی گوید محبت اهل بیت فرمود مودت اهل بیت بزرگترین واجب قرآن مودت اهل بیت است. «قل لا أسئلکم علیه اجراً إلا المودة فی القربی» اگر می خواهید اجر رسالت پیغمبر اجر یعنی معادل کار در تجارت می گویند اجر کارگر را بدهید اجر یعنی معادل کار این کار را کرد ارزش داشته باشد پیامبر را رسالت را آورد زحمت کشید اجرش ولایت است. یعنی شما باید به متخصص بعدی بچسبی اگر به پیغمبر چسبیدی متخصص معصوم را رها کردی خود خدا هم به پیغمبر می گوید اگر متخصص معصوم را اعلام نکنی «فما بلغت رسالته» او فقط با متخصص معصوم می توانی پرواز کنی اجر کار پیغمبر این است که حتماً به متخصص معصوم بعدی برسد. لذا میفرماید به همه بگو هیچ اجری نمی خواهم فقط به متخصص معصوم بعد از من مودت داشته باشید مودت محبت نیست برای اینکه بدانیم مودت یعنی چه می فرماید: «آیاته عن خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودة و رحمة» از آیات اوست که از جنس شما همسر قرار داد بین شما مودت و رحمت ایجاد کرد. زن و شوهری که طبیعت گرا نیستند، فطرت گرا هستند یعنی مال هم بودن غدای هم بودن بی فاصلگی یعنی بینشان فاصله نیست. هر دو یک نفر هستند همه غم و غصه های طرف غصه های من هست. همه فامیل من هستند همه آن ارزش های متعالی همسرم ارزش های من هم هست. بدن او بدن من هست. اگر خسته است من هم خسته هستم. من کاری می کنم خستگی او در برود استثمار نمی کنم. همسرم را شوهر زن را و زن شوهر را استثمار نمی کند. یک نفریم زن و مرد تو رختخواب خوابیدند بچه گریه می کند آب می خواهد وقتی بی فاصلگی است هر کدام از جا می جهند مرد نمی گوید من سر کار می خواهم بروم زن بلند شو بچه را ساکت کن، زن هم تنبل نیست هر کدام از هم سبقت می گیرند بروند آب بیاورند برای بچه، برای همسر خودش بی دریغ بودن پول این پول او خانواده این خانواده او علایق این علایق او ارزش های این ارزش های او به شرط اینکه متعالی و انسانی باشد. می شوند یک نفر ما با اهل بیت با خانواده آسمانی مان این طوری نیستیم. ما همیشه با خانواده آسمانی مان با ملاحظه رفتار کردیم با زن و شوهر، پدر و مادرم نه ولی با خانواده آسمانیمان همیشه فاصله گرفتیم. یعنی همیشه با دریغ رفتار کردیم اگر نبود امام زمان 1180 سال آواره می شد. الان کجاست؟ برای اینکه ما با او با دریغ رفتار کردیم همه ما همین طور هستیم در این جرم و جنایت مشترکیم الان پدرمان کجاست از او فاصله داریم. یعنی در نقشه هایمان برنامه ریزی هایمان ارتباط ها و انتخاب ها و رفتارها و روش های فکری مان چیزی به اسم نجات این آقا از اضطرار که به خاطر ما مضطر شده به خاطر ما آواره شده یک متخصص معصوم زنده الان کجاست؟ ما خیلی بی غیرتیم خیلی بی حیایی می کنیم بدون او زندگی می کنیم اصلاً مهم نیست برایمان که کجاست با فاصله با امام زمان رفتار می کنیم آهسته برو آهسته بیا دیدید آدم هایی که کوچک هستند با فقرا چه طوری رفتار می کنند؟ ممکن است به فقرا کمک کنند اما با فاصله سر سفره ما نیا یک پرس غذا بگیر برو بخور. یک اولیای خدا می شناختم اکثر علما و روحانیون این طوری بودند با شاگردان غذا می خوردند اصلاً شاگردان با استاد زندگی می کردند خیلی جاها اساتید آشپزی می کردند شاگردان را دعوت می کردند. خدا رحمت کند آیت الله کوهستانی را چه مرد بزرگی بود مرقدش در کوهستان صفایی دارد. رئیس حوزه بود به خانمش گفته بود خانم من پدر این طلبه ها هستم تو هم مادرشان باش. استاد نبودند شأن استادی بدون اینکه کاری برای طرف مقابلش کندهزینه می کردند خرج می کردند طلبه ها را بزرگ می کردند خانم و آقا وقف طلبه ها بودند. اینقدر از این روحانیون و علما سراغ دارم خودش خانواده اش وقف مردم بودند. این طوری است. آقا امام زمان می رفت کوه به ایشان سر می زند برای اینکه مال بچه های امام زمان بود. امام زمان چقدر خوشحال می شود. یک نفر مال بچه هابش باشد چقدر هم بد است. یک نفر از بچه های امام زمان فاصله بگیرد هر آدمی را به عشق پدرش امام زمان به او خدمت کن به عشق مادرش فاطمه زهرا خدمت کن. اصلاً این طوری نگاهش کن اگر امام زمان ببیند تو به آدم ها درست نگاه می کنی آن موقع است که به سراغت می آید خدا سراغت می آید. اگر بتوانی به بنده هایش درست نگاه کنی آدم به عشق خدا به همه نگاه کند. «هو رسول الله هو الله» آدم به بقیه مردم این طوری نگاه کند. اگر نگاهت از طبیعت خارج شد دیگر نگاه شخصی را از خواهرت برداشتی چون خواهرم است نه چون برادرم است نه چون همسرم است. نه نه چون این مال خداست مال امام زمان است ما اصلاً مودت نداشتیم ما خیلی بافاصله زندگی مان درس مان فاصله گذاشتیم که به طبیعت مان اصلاً آسیب نرسد. ضمناً فاصله ای هم حفظ کردیم می گوییم این روابط خوب است آدم مجلس امام حسین امام زمان برود ولی به زندگی من لطمه وارد نشود. به کارم، شغلم، جیبم، وقتم لطمه وارد نشود خودت را گول می زنی خودت را محدود می کنی وقتی گفتی «بابی انتم وامی و نفسی و مالی و اهلی» همه کس ام فدای شما آنها هم می گویند ما هم فدای تو ما مال تو هستیم وقتی تو با دریغ با هل بیت زندگی کردی آنها دریغ می کنی و فاصله می گیری آدم از اهل و آل خودش که همه ما طرف صلوات محدود فرستاد گفت: «اللهم صل علی محمد و اهل بیته» امام صادق فرمود: «ضیقت علینا» تنگ گرفتی بر ما چرا گقتی محمد و اهل بیتش گفت پس چه بگویم بگو محمد و آل محمد چون شما همه هم آل محمد هستید اهل بیت که می گویی همان چهارده معصوم حضرت فرمود نه خودتان راهم در صلوات بیاورید خودتان را بگویید آل بگویید که خودتان هم باشید همه ما آل پیامبر هستیم نه تک تک ما آل الله هستیم آدم باید به شرافت قبیله خودش زندگی کند. حرمت خاندان خودش را نگه دار. خاندان من پدر و مادر زمینی من نیستند خاندان من آل اله هستند همه ما از آل الله هستیم باید به این حرمت به هم نگاه کنیم به این حرمت هم با هم رفتار کنیم. پیامبر سفارش کرده به مودت اهل بیت (علیهم السلام) حالا این امت هستند و این پیغمبر پیامبر از دنیا رفته کسی که مورد سفارش گرفته اول مظلوم عالم امیرالمؤمنین است باید به خانه اش حمله کنند. آتش بزنند دختر پیغمبر ناموس خدا با آن بی ادبی و جسارت طناب گردن امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیاندازند بکشند به مسجد باید حضرت مجتبی در تنهایی شمشیر بخورد نزدیکترین کس او که همسرش است او را بکشد باید حسین را کربلا بیاورند جلوی زن و بچه تکه تکه اش بکنند. باید زینب کبری را به اسارت بگیرند با توهین باید بچه های امام حسین را مصلح کنند و تکه تکه امام سجاد فرمود پیغمبر به محبت و مودت ما سفارش کرد اگر سفارش به بغض ما کرده بود اینقدر که به ما ظلم کردند بیشتر از این نمی توانستند ظلم کنند ما گریه نکنیم برای اینکه چه کار کردند این خوب است که گریه کنیم. اما اگر گفتند برای حسین گریه کنید برای این گفتند که یاد حسین زمان خودتان باشید ببینید مردم این عصر با امام زمان چطوری رفتار کردند ما با امام زمان مان چطوری رفتار کردیم امام زمان از دست ما الان کجاست می توانیم سرمان را بلند کنیم تا رو سجاده می ایستی خدا به تو می گوید تو می دانی آقایت کجاست امام زمانت کجاست آمدی پیش من تو روت شد بدون او بیایی روت شد بدون او دعا کنی. یک موقع می رویم حرم امام رضا (علیه السلام) می رویم حرم حضرت معصومه می رویم کربلا امام حسین می گوید همان رفتاری که دیگران با من کردند شما ها با پسر من می کنید با پدر خودتان با اصل خودتان. لذا اگر کسی عزاداری کند بدون امام زمان زیارت عاشورا می گوید: «أن یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور» بدون توجه به غصه ها و تنهایی های پدرمان عزاداری ها، کشک است ثواب دارد نه اینکه بی نتیجه است. خدا اجر می دهد کافر یهودی مسیحی هم عزاداری کنند خدا اجرشان را می دهد اما با بچه های امام زمان هستیم از ما یک انتظار دیگر یک توقع دیگر می رود. هیات، عزادارای گریه برای امام حسین بدون توجه به متخصص معصوم زنده ظلم و بی ادبی و بی حیایی است. اگر هم می خواهیم گریه کنیم بنشینیم با امام زمان گریه کنید نه اینکه امام زمان را در فراموشی بگذاریم بعد بنشینیم برای حسین سال 61 هجری قمری گریه کنیم. حسین زنده زمان ما تو غفلت ها و بی عاطفگی های ما آواره و طرد شده و تنها باشد تو بی فکری ها، بی برنامگی های ما اصلاً جایگاهی در زندگی ما ندارد همان طور آواره بماند این واقعاً مسخره است من بنشینم برای حسین سال 61 گریه کنم و عزاداری کنم. مشکی بپوشم و بعد این حسین زنده چیزی از من به او نرسد هیچ کمکی از دست من به او نرسد. این چه زندگی است یک زندگی مرده است زندگی که از پولش از قلمش از استعدادش از دارایی اش از آبروش هیچ چیزی به امام زمان نرسد هیچ کمکی به امام زمان نرسد این آدم مردار است که زندگی می کند تو اگر می خواهی به خانواده آسمانی ات برسی خانواده زنده ات همه کس تو امام زمان است فرمود هر کس می خواهد به آدم به شیث به نوح به سام به ابراهیم به اسماعیل به موسی به عیسی به محمد (صلی الله علیه و آله) به علی بن حسن و حسین نگاه کند من همه اینها من هستم تو چطور هیچی تو به امام زمان نرسد از تو هیچ خروجی برای حضرت نرود برای رفع آوارگی هایش، برای آشتی دادن این میلیاردها آدم با پدرشان در روی کره زمین قهرند توچقدر توانستی بچه ها را آشتی بدهی. با امام زمان نه خودت آشتی کردی نه قدمی برداشتی برای آشتی دادن با امام زمان هر وقت هم خواستی کاری کنی اول چرتکه انداختی می ارزد یا نمی ارزد با دریغ با حساب کتاب با مزدوری چه وقت بی دریغ می شویم با امام زمان چه وقت دست از خودمان برمی داریم. برو جلو آینه خودت را نگاه کن بگو در این چند سال چه کار کردی از تو چه چیزی به پدرت می رسد آدمی که به پدر و مادر زمینی اش خدمت نکند. قرآن می گوید عاق والدین است پدر جایش در جهنم است بوی بهشت از پانصد سال می رسد کسی که عاق والدینش است نمی رسد آن وقت پدر و مادر آسمانی و اصلی مان چیزی از ما به او نمی رسد کمی به خودت به زندگی ات به کارت به گذشته ات به حالت به نقشه هایت فکر کن ببین چه چیزی از تو به امام زمان می رسد تو این جدول برنامه ریزی های تو کجا وقف امام زمان است. تو پول هایت تو کارهای اقتصادیت تو کارهای هنریت تو شهرتت تو اعتبارت تو آبرویت چه چیزی به پدرت می رسد او نیازی به تو ندارد ولی تو نیاز داری برای او باشی خودت را به او برسانی به پادرش بروی یک موقعی آدم به خودش می آید می بیند 30 سال 40 سال زندگی کرده عمرش تمام می شود. یک سر به چادر حضرت نزده خودش به حال آنهایی که هر روز به چادر حضرت می روند و همیشه با حضرت زندگی می کنند بدون حضرت نفس نمی کشد زندگی نمی کنند یک بار بگو عمرم دارد تمام می شود خیلی بد است. وقتی ملک الموت سراغ ما می آید به من نگاه کند بگوید این بدبخت، گدا، بخیل، کوچک عرضه نداشت یک بار برود چادر امام زمان و بیاید این قدر له و کوچک این فشار قبر ندارد وقتی جلو آینه می ایستم می بینم چقدر خون به دل حضرت کردم چقدر گناه معصیت اذیت چقدر وجودم شر بوده عرضه رفتن لبخند به لب انداختنش ندارم. ولی خیلی اذیتش کردم. خیلی گناه کردم پیش فرشته ها خیلی خجالتش دادم. خیلی شرمنده اش کردم. والحمدلله رب العالمین