جلسه 068 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
68
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
8
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 068 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره بعضی از آفتها و موانعی بود که مانع پیوند ما با خانواده آسمانی مان می شود و اگر هم ما بخواهیم با وجود این موانع ارتباط برقرار کنیم آن ارتباط آنطوری که شایسته ماست موثر واقع نمی شود یعنی دریافتی که ما از اهل بیت می کنیم و دریافتی که از خدا می کنیم بسیار ناچیز است ناچیز نسبت به هدف خلقت مان.

یعنی آن چیزی که قرار است ما بشویم آن کمالات بی نهایتی که قرار است ما کسب کنیم اکثر قریب به اتفاقش حاصل نخواهد شد یعنی به ما چیزی نخواهد رسید لذا می بینید یک نفری وقتی از دنیا می رود می بیند که نود و نه درصد بلکه بیشتر از توانش اصلاً فعال نشده چرا استمداد نمی داند ارتباط با خانواده نداشته زیر نظر خانواده نبوده است دور از خانواده بوده است آنهایی که می خواستند در جانش اِعمال ولایت کنند تا به کمال برسد موانع جانش اجازه نمی داده که هدایت را پذیرا باشد تربیت و شدن را پذیرا باشد.

لذا بزرگترین بدبختی انسان موانعی هست که در درون خودش ایجاد می شود شما می گویید من کمک می خواهم من استمداد می کنم (ایاک نعبد و ایاک نستعین) ولی چون این موانع وجود دارد ولایت هم اگر اعمال شود تاثیری روی ما نخواهد گذاشت اگر تاثیری هم داشته باشد. قدرتمند نیست چیزی که لایق ما هست نیست حالا در این رابطه بیشتر سخن خواهیم گفت ولی فاجعه ای که برای انسان در حرکت به سمت آخرت اتفاق می افتد همین است که یک دفعه متوجه می شود که متولد به برزخ شده به ملکوت متولد شده است تمام چیزهایی که در دنیا برایش ارزش داشته تمام چیزهایی که به آنها عشق می ورزیده تمام چیزهایی که یک عمر وقت می گذاشته تحصیل کرده همه (حبائاً منثورا) شده از بین رفته هیچ چیز جز یک دل وجود ندارد جز یک نفس وجود ندارد و این نفس آمادگی بهره برداری از ملکوت و برزخ را ندارد یعنی آمادگی بهره برداری از فضایی میلیاردها برابر قدرتمندتر از این جا را نخواهد داشت و آنجاست که اول غصه است اول حسرت است اول عذاب و درد است که انسان متوجه می شود اصلاً با این فضایی که واردش شده هیچ سنخیت، شباهت، آمادگی و هماهنگی ندارد این فاجعه بزرگی است که در زندگی ممکن است اتفاق بیفتد باز برای اینکه این مسئله موانع و زیر نظر خانواده آسمانی بودن خوب جا بیفتد تربیت نشدن زیر نظر خانواده آسمانی که مربیان ما هستند.

دقت کنید رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر است با دنیا شما نگاه کنید زندگی جنینی یک زندگی خیلی ساده است نسبت به خودش خیلی پیچیدگی ها دارد به طوری که بشر هنوز نتوانسته این پیچیدگیها را کشف کند اما ساده است یک غذا دارد و آن خون است دوندگیها و تلاشهای زیادی ندارد یک غذای ساده در فضای محدودی به نام رحم مادر این خون و غذای ساده را جذب می کند با توجه به دستگاهها و تجهیزاتی که دارد به مرور زمان اندام زایی می کند اما وقتی می خواهد به دنیا بیاید دنیا میلیاردها برابر شرایط زندگی اش سخت تر است اینجا برای هر کدام از کمالاتش تجهیزات ویژه لازم دارد هر کدام از کمالاتی که در دنیاست شما تجهیزات ویژه دارید برای طول موجش نور می خواهید ابرو، مژه، گونه، گوش، بینی برای خوردنیها دهان و دندان با سیستم پیچیده دهان و دندان می خواهید برای فرکانسش گوش می خواهید قلب می خواهید میلیاردها تجهیزات باید جمع شود تا یک نفر سالم متولد شود ما وقتی می خواهیم از رحم دنیا وارد نظام برزخی شویم آن چیزی که به ما می فهماند مست زندگی می کنیم همین است که ما با برزخ هیچ فاصله ای نداریم ما وقتی می خواهیم وارد برزخ شویم وارد فضایی می شویم که میلیاردها برابر و بزرگتر و زیباتر و جذاب تر است.

وقتی می گوییم بزرگتر، زیباتر، جذابتر، کاملتر و دلنشین تر شما به جای اینکه ذوق زده شوید باید بترسید چرا؟ چون وقتی تجهیزاتش را نداشته باشی در آن فضای به آن قدرتی خیلی غصه سراغ انسان می آید خیلی انسان له می شود. خیلی بزرگتر است ولی به اندازه آن بزرگی باید تجهیزات داشت باید دل و روح ببریم دلی که کوچک و ریز است زود به جوش می آید زود به جزع فزع می آید بی تاب می شود این اصلاً چطوری می تواند در آن فضای به آن بزرگی پرواز کند و رشد کند این دل فقط فشار قبر به دردش می خورد یک آدمی که عصبی و پرخاشگر و حسود است تحمل دیگران را ندارد سعه ی صدر ندارد زود جوش می آورد و زود خسته می شود. زود بی تاب می شود این اصلاً نمی تواند در فضایی که میلیاردها برابر عظمتش بیشتر از دنیاست این روح به آن بزرگی نیست چون کوچک و ریز بار آمده هر چیز کوچکی می توانست در دنیا این را محدود کند ناراحتش کند غصه دارش کند نگاه کن یک خانم خانه دار چند تا مهمان می خواهد برایش بیاید یا یک آقایی کار غیر عادی می خواهد انجام دهد یعنی کاری غیر از امور روزمره ی زندگی اش می بینی مهمانی کلش یک امر مستحبی است چنان هیجان زده است که صدبار سر شوهر و سر بچه ها داد می زند چون می خواهد این را جمع کند نمی تواند یک غذایی با فراز و نشیبهایش آرامشش را حفظ کند یکسره عصبی است غذا می خواهد درست کند داد می زند.

مرد هم همینطور یک کار بنایی دارد یا یک کار مسافرتی دارد در مسافرت انسان هیجان دارد استرس دارد اینکه می گویند در سفر افراد شوخی و مزاحشان را زیاد کند برای اینکه به تنگی نیفتد می بینی طرف در حالت عادی آدم خوب و مهربانی است اما وقتی به مسافرت می رود عصبی است می خواهد رانندگی کند سرد می شود گرم می شود پنچری پیش می آید تصادف پیش می آید می بینی این شخص اینقدر کوچک و ریز است به هم می ریزد سفر خراب می شود به خانواده خودش کوفت می کند چون کوچک و ریز است این نمی تواند در فضای برزخی که آن همه وسعت نفس می خواهد که از آن استفاده کند نفس که کوچک مانده کمالاتش بالقوه است هیچکدام به وسعت نرسیده این چطور می خواهد در آن فضا استفاده کند از آن امکانات چطور می خواهد استفاده کند.

بنابراین دقت کنید وقتی می خواهیم راجع به تهدید ها صحبت کنیم ما اگر نتوانیم خودمان را با خانواده آسمانی پیوند دهیم و با خانواده آسمانی مان بزرگ شویم آنها خیلی بزرگ هستند و ما خیلی کوچک و نا قابل و ریز، ناخلف بمانیم وقتی می خواهیم منتقل شویم به برزخ به ما خیلی بد می گذرد از موقع مردن تا موقع رفتن یک چیز بی رودروایستی بگویم شما زمانی با خانواده آسمانی تان بزرگ شدید که وقتی اسم مرگ می آید در دلتان قند آب شود این معلوم است برای رسیدن به خانواده آسمانی اش خیلی شتاب دارد خیلی نشاط دارد خیلی انرژی دارد خیلی آماده است وقتی می گویند وفات خیلی لذت دارد نه اینکه به تو می گویند سرطان داری می خواهی بمیری اینقدر به تو فشار بیاورد که از ترس و غصه بمیری بگویی جانم دارد تمام می شود الحمدلله چه خوب می خواهم بروم پیش مادرم پیش سیدالشهدا پیش پیغمبر پیش خدا یعنی آن وسعت را آماده کرده باشد بچه ای که رسیده می خواهد به دنیا بیاید کمی دیر شود مادر را اذیت می کند فشار می دهد درد زایمان مادر را تا دم مرگ می برد می گوید عجله دارم می خواهم بیایم اینجا دیگر برایم تنگ است اما کسی که اسم مردن و برزخ و آخرت و بهشت و خانواده آسمانی می آید هنوز غصه دار است. هنوز له است هنوز مچاله است آماده نیست ترس دارد این هنوز با خانواده آسمانی اش بزرگ نشده هنوز ارتباط برقرار نکرده هنوز جدای از خانواده اش زندگی می کند قرآن می گوید (ان من ازواجکم و اولادکم عدولکم فاحذروهم) بعضی از همسران و بچه های شما دشمنان شما هستند می خواهیم موانع را بشناسیم چه مانعهایی ممکن است سر خانواده آسمانی ما و رشد حقیقی و جاودانه ما ایجاد شود می گوید بعضی از شما همسرانتان و بعضی بچه هایتان دشمن شما هستند اصلاً نمی گذارند شما رشد کنید (فاحذروهم) بکشید کنار. یعنی چی یعنی طلاق دهید؟ نه دشمن هستند مثل کسی را چند وقت پیش دیدم طلاق داد می گفت خانم من نمی گذارد هیئت بروم نمی گذارد مثلاً فلان جا بروم گفتم آقا لزومی ندارد شما دائم هیئت بروی یک شب در هفته بس است هر شب هفته که نمی شود هیئت رفت زن و بچه را ول کنی تا واجباتی مثل زن و بچه داری آدم خیلی نمی رود سراغ مستحبات آن را در خانه هم می شود انجام داد اگر هم قرار است انجام دهد کنار خانواده اش با خانواده خودش بله مرد یک سری وظایف واجب بیرونی دارد که باید انجام دهد آنها واجب است.

یعنی مواظب باشید نحوه ارتباطت با همسرت با خانواده ات طوری باشد که از پیوند خوردن با خانواده آسمانی ات نمانی یک دفعه به خودت نیایی ببینی چند سال است سرگرم جی جی وی جی های زندگی هستی ولی وقتی اسم رفتن می آید هیچ آمادگی نداری شما یک دختر یک پسر سالم را نگاه کنید در عقد و بعد از عروسی وقتی مادرش به او زنگ می زند بیایید خانه ما، این با نشاط می رود خانه پدر و مادرش ارتباطش گرم است اگر پدر و مادرش را به خاطر تو حاضر است کنار بگذارد حتماً تو را به خاطر چیزهای خیلی کوچکتر کنار خواهد گذاشت اگر یک مرد وفادار تو را هم نمی داند. این دختر سالم است اگر مادرش به او زنگ بزند شب شام بیایید خانه ی ما ذوق و شوق دارد برای رفتن با اینکه همسر دارد این طور نیست که مرده باشد بگوید پدر و مادر می خواهم چه کار اینطوری نیست سالم است مواظب باشیم زندگی دنیا خانواده دنیا و زمینی شوق مهمانی های آسمانی را از ما نگیرد شوق پیوندهای آسمانی را نگیرد شوق جشن های آسمانی را که در همین دنیا می شود برقرار شود شوق هم آغوشی و ارتباط آن طوری را نگیرد اگر کسی رفت در زندگی دید اصلاً نشاطی برای آخرت ابدیت پیوند با آسمان ندارد معلوم است زندگی تمام انرژی او را گرفته له کرده و پوسیده شده پس خیلی مهم است وقتی راجع به این مباحث صحبت می کنیم حواسمان باشد ما یک سلسله موانعی که در درون ما نمی گذارد که ما با آن اجداد طاهرین خودمان ریشه و اصل خودمان ارتباط برقرار کنیم را شناسایی کنیم جلسه گذشته در مورد جزع صحبت کردیم گفتیم نفس بخش طبیعی ما خیلی سر و صدا و بی تابی می کند تا ما را بترساند و از پیوند با خانواده آسمانی مان باز بدارد او خوشش می آید که ما همه قوای وجودی مان را بریزیم پای خانواده زمینی و پای طبیعت اصلاً دوست ندارد با خانواده آسمانی خودت آشتی کنی می گوید این اگر آشتی کند آدمهای حسود را دیدید تو رفاقت مثلاً می گوید این دختر که بود با او حرف زدی، دوستم است، دوست دیگری غیر از من داری.

حالا آدم ده تا دوست داشته باشد چه اشکالی دارد حالا تو بخل می رسیم. می گوید اگر با این رفیق شود کمتر خانه مان می آید کمتر سرم می زند آدم بدبخت و گدا و ریز اینطوری است طبیعت بخیل است قرآن راجع به انسان صحبت می کند می گوید حضرت فرمود من از نفس که وقتی به او شر می رسد جزع می کند و وقتی به او خیر می رسد منع می کند نمی گذارد این خیر به کس دیگری برسد من از دست این شاکی هستم.

از این بخل و منع خودم شاکی هستم از اینکه اینقدر با جنایت با ظلم با من رفتار می کند می گوید این اگر با خانواده آسمانی اش رفیق شود و آشتی کند می خواهد دائم برود آسمان و بیاید پس سهم من چی می شود؟ زنهای عقده ای مردهای عقده ای را دیدید به زن می گوید حالا که زن من شدی دیگر خانه مادرت نمی رود برادرت را ول کن حق نداری ببوسی حق نداری با آنها ارتباط داشته باشی حق نداری با آنها گرم باشی زن عقده ای هم همینطور چرا با خواهر روبوسی کردی چرا بابا بزرگت ... تو باید مال من باشی.

طبیعت می خواهد نگذارد فطرت به آسمان برود می گوید این اگر هوس آسمان کند را بشناسد بینهایت طلبی های مرا چه کسی جواب دهد؟ چه کسی این جهنم بینهایت را پر کند؟ لذا به جزع می آید شما تا تصمیم می گیری بروی قرآن فرمود تا انسان تصمیم می گیرد روی صراط مستقیم قرار بگیرد چهار تا حمله به او می شود جلو، عقب، راست و چپ این چهار حمله از مقوله شیطان است تو این جزع و بی تابی و بی صبری زیاد دارد یک روایت بخوانم می فرماید: «اغلبوا الجزع بالصبر فان الجزع یحبط العطر و یعذب فجیعه» ما هیچ جا نمی توانیم درس انسان شناسی را جز در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) یاد بگیریم می فرماید اگر می خواهی جلوی این جزعها را بگیری تا بتوانی به آسمان بروی تا بتوانی فرصت پیدا کنی به این کمالات برسی صبرت را بالا ببر غلبه کن بر داد و فریاد هایت هر چه خواست داد و فریاد کند نگذار حوصله کن و بگو ساکت.

اینقدر آدم عصبانی شود اینقدر به جوش آید بی تاب شود نمی توانم نمی خواهم. سفر رفتی مرد در سفر کار بدنی اش بیشتر است خرید و جا و غذا و آتش و ... باید سختی بکشد در سفر معمولاً سختی می کشند تا خانواده راحت تر باشند. خسته شدم حوصله ندارم بچه را خفه کن، هر چه خواست جزع کند نگذار روزه مستحبی بخواهی بگیری جزع می کند روزه واجب، جزع می کند حج بروی بی تابی می کند همین قرآن که 50 آیه واجب است افراد بخوانند بیشتر افراد 50 آیه نمی خوانند چون جزع دارند نمی توانند من لااقل برای ده هزار نفر برنامه نوشتم با آنها هم ارتباط دارم غالباً می گویند زیارت روز، توسل، آل یاسین، حرم، نماز جمعه این جزع دارد درس دنیایی می خواهد بخواند فیلم نگاه کند سریال، شام، ناهار، مهمانی، سفر حوصله دارد اما اگر بخواهد قرآن را باز کند یک ربع بخواند تا این یک ربع تمام شود جانش به لبش رسیده جزع دارد نمی رسی درس داری کار داری حالا ول کن می خواهد دو آیه تفسیر بخواند که مجموعاً ده دقیقه بیشتر وقت نمی گیرد، نمی گذارد نگاه کنید خودتان را می بینی نمی گذارد می خواهی نماز بخوانی از تعقیبات از اذان و اقامه از سجده شکر از دعا از زیارت از حرم می زند نمی گذارد حتی نمی گذارد تو یک سجاده بیاندازی می گوید نمی رسی سجاده بیاندازی همان جا نماز را پهن کن شروع کن به خواندن می خواهی قنوت بگویی داد می زند می خواهد رکوعت را به جا آوری داد می زند می خواهی به پای خدا بیفتی زود تو را بلند می کند می خواهی سلام دهی نمی گذارد جزع زیاد دارد فیلم نگاه کنیم می گذارد خوابش می آمد ولی وقتی می خواهد تلویزیون نگاه کند خوابش می پرد فوتبال کارتون فیلم سینمایی سریال افسانه نگاه می کند داستانهای جنایی می خواند صحفه جنایی روزنامه را می خواند عروس را چطوری کشت....

خیلی فرصت دارد این چیزها را تعقیب کند اما وقتی می خواهد به خودش سر بزند اصلاً حوصله خودش را ندارد چرا حوصله خودش را ندارد؟ حوصله خود اصلی را ندارد تو حرف نزن همین که اجازه دادم صبح نماز بخوانی 5 دقیقه ظهر نماز بخوانی بس است چه خبر است؟

پیغمبر «صلی الله علیه و آله» فرمود من از پدر و مادر آخر الزمان بیزارم این کلام خیلی تند است گفت از آنها خوشم نمی آید. دوستشان ندارم آنها هم مرا دوست ندارند گفتند پدر و مادرهای مسلمان یا کافر فرمود پدران مسلمان گفتند برای چی؟ فرمود هر وقت بچه هایشان سراغ دنیا و علوم دنیایی می روند آنها را تشویق می کنند برو درس بخوان کلاس اضافه می خواهی پول می دهم معلم خصوصی می خواهی برایت بیاورم بهترین مدرسه اما وقتی بچه هایشان می خواهند سراغ دین بروند سراغ آخرت، ابدیت، قرآن می گویند نمی رسی کار داری ول کن اصلاً نمی خواهد بروی چه کسی گفته این کار را کنی، قرآن بخوانی، نماز بخوانی مریض می شوی و اگر بچه سراغ اینها نرود غصه شان نمی گیرد ناراحت نمی شوند که این بچه من رشد می کند با خانواده آسمانی اش انس ندارد این در قبر برود چه می شود در برزخ چه می شود؟

پدر اصلاً ناراحت نیست ولی همین که بچه دکتر و مهندس می شود خوشحال است. این یک پدر و مادر جزع دار است چون برای خودش هم چنین جنایتهایی کرده خودش هم حوصله ابدیت و آخرت را ندارد اما حوصله دنیا را خوب دارد چطوری باید جلویش را بگیریم؟ وارد این بحثها نمی شویم چون می خواهیم بپردازیم به روابط با خانواده آسمانی الان فقط بعضی از فرمولها را می گوییم می گوید اگر می خواهید جلوی جزعهایتان را بگیرید سعی کنید صبرتان را بالا ببرید چطوری؟ امشب که رفتی نماز عجله نکن نماز بخوانی ذره ذره اگر یادتان باشد گفتیم سرش را باید کلاه بگذاریم فرمود، نفس تان را فریب دهید می گوید نمی رسی خوابت می آید، برو صورتت را آب بزن، ول کن خوابت می آید نمی خواهد نماز بخوانی برو چای بخور گولش بزن یک خربزه یک خیار بردار بخور بگو نماز نمی خوانم گولش بزن باور می کند باور می کنی تا بروی روی سجاده چند بار با تو درگیر می شود بگو نصف شب بیدار شدم گرسنه بودم می خواهم چیزی بخورم اما اگر بگویی می خواهم نماز بخوانم میگوید برو بگیرد بخواب.

بگو تشنه ام است آب می خورم یک لیوان آب یخ بریز نصفش را بخور تا می خواهد بفهمد بقیه را روی صورتت بریز یک خیار بخور چند بار دستت را محکم تکان بده بالا، پایین بپر می بینی بهانه ها می رود خواب رفت بالا سرت یک فلاکس چای یک فلاکس قهوه بگذار تا آمد حرف بزند قهوه را بریز بخور.

فریبش باید بدهی اگر نفس را فریب ندهی تا آخر عمر فریبت می دهد سرش را کلاه بگذار من که نماز نمی خوانم می خواهم تلویزیون نگاه کنم همین که تو دوست داری چند دقیقه آرام که شد برو سجاده را بینداز این کار را آهسته کن، چند تا خصوصیت دارد یکی اینکه زیاد جزع فزع نمی کند کم کم سرش را کلاه می گذاری یکی اینکه صبرت زیاد می شود خواستی نماز بخوانی آرام برو چون می خواهی پرواز کنی. کسی که می رود می رود ماشین را روشن کند و گاز بدهد برود ممکن است تصادف کند ما الان سالی 5 هزار نفر را موتور به برزخ می برد چون عجله دارند. بگو اول می خواهم مسواک بزنم حالا عطر می زنم سجاده می اندازم، جا نماز بگذار مهر بگذار دیر می شود، سجاده نینداز آهسته با شیرینی با شادی با خنده با مهربانی برای اینکه نفس صبرش زیاد شود سجاده را زود نینداز سجاده را چند لحظه در بغل بگیر بوس کن بعد بینداز چند لحظه بنشین سجده ای کن حرفی بزن آهسته بلند شو عطرت را زدی مسواک هم زدی اذان، اقامه، بعد بسم الله نفس خیلی به تو فشار می آورد که چه خبر است دیر می شود کار داری درس داری امتحان داری فلانی منتظرت است سفره دیر می شود تو اصلاً باور نکن بگو هر چه می خواهی داد بزن تو می خواهی مرا از آسمان بیندازی.

50 سال نماز خواندم همه اش در کثافت بودم در کثافتهای تو، در گند تو، در این لجنزاری که تو برایم درست کردی من نماز خواندم ولم کن حالا می خواهم راحت نماز بخوانم بنشین نمازت را بخوان بعد جمشید، مریم، حسن، حسین سفره را انداختیم بیا صبر کن نمازم را بخوانم می آیم اصلاً این حرف را نزن تعقیبات را راحت بخوان سجده شکرت را بکن با خدا حرف بزن مطمئن شو خدا را دیدی آسمان و فرشته و ملائک را دیدی با اهل بیت گپی زدی حرف زدی حالا پا شو برو عصر را می خوانم چه لزومی دارد همین الان نماز عصرم، عشا را بخوانم مهمان داریم می آیم آخر شب بر می گردم یک ربع 20 دقیقه یک نماز می خوانیم مثال می زنم باید صبرت را بالا ببری امام فرمود: انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد از الان تمرین کنیم به جزع فزع به جیغ و داد نیفتیم.

الان جیغ نمی زنم فلان چیز شکست، الحمدلله شکست، رفع بلا بوده صدقه بوده آهسته آهسته این صبرمان را بالا ببریم جزع ها کم شود انس با خانواده آسمانی زیاد می شود ولی آهسته بعد می بینی در این همانی راهت می دهند این مجلس آن مجلس راهت می دهند خیلی خوب می شود آشتی می کنی با خانواده آسمانی، بعد می بنیی هر وقت دلت بخواهد خانم فاطمه زهرا امیرالمومنین کنارت هستند اهل بیت کنارت هستند شهدا کنارت هستند از همه قشنگتر خدا کنارت است آدم جزعهایش را می گیرد همین که سرش را روی بالش می گذارد می بیند خدا در کنارش است چقدر خوب است مسافرت می رود می بیند تنها نیست شوق دارد در مسافرت تنهایی رفته ولی در نشاط رفته و آمده عزیزترین کسش پیشش است در قطار، هواپیما، اتومبیل، پیاده می رود با همه می رود با همه بر می گردد با همه حرف می زند اما وقتی جزع ها زیاد می شود آنها با تو هستند اما تو آنها را نمی بینی.

کور، کر تنها دائم احساس تنهایی می کنی ملاک می دهم وقتی جزع ها کم شود انسان تنهایی هایش کم می شود جزع تو را تنها می کند بی تابی تو را تنها می کند همیشه احساس تنهایی می کنی جزع هایت کم شد می بینی تنها نیستی من یک لحظه تنها نبودم این چه زندگی قشنگی می شود حوصله ام سر نمی رود حالا جزع چه کار می کند؟ می فرماید: جزع تمام اجرتان را ضایع می کند فرمود اگر به کسی مصیبت برسد دستش را روی زانویش زد همه اجرش از بین می رود. مو کند یقه درید صورت چنگ انداخت اجر این همه اش ضایع می شود داد و فریاد و گریه و ناله اینها اصلاً خوب نیست دیگر اینکه فجیع و مصیبت را عظیم می کند یعنی فشار مصیبتی که دو بود را صد می کند پس تمرین تمرین هر وقت چیزی دلشوره ایجاد کرد اعصابتان را خرد کرد مشغول تان کرد حالتان را می گیرد دیگر نه دعا نه نماز می توانی بخوانی نه حوصله آسمان را داری یک دقیقه ترمز را بکش بگو برای چه غصه می خورم مگر این مسئله چیست آخرش چه می شود حضرت می فرماید زود به مقایسه بیفتید آیا از این چیزی که برای من اتفاق افتاد قبلاً هم بوده یا نه؟

آره بابا قبلاً صد دفعه مهمانی دادی مهمانی رفتی عروسی داشتی چطوری بوده؟ مهمانها آمدند، و به سلامتی رفتند الان چرا مضطربم برای پنج نفر مهمان می آید برای چه ناراحتم، غصه دارم، اضطراب دارم غذا کم بیاید چه کار کنیم 5 نفر اضافه شدند خودم خانمم بچه ام رفیقم می گویم غذا نخورید کم بخورید یا از بیرون غذا می گیریم بد است به جهنم که بد است مهمان من که ناراحت نمی شود غذا کم شد از بیرون گرفتیم پسر خاله است داماد است، اینطوری نیست شاید خوشش هم بیاید از بیرون غذا بگیریم این را خیلی مبتذل مثال می زنم چون همینها آدم را بدبخت می کند. بالاترش که بیشتر آدم را گرفتار می کند از همین باید شروع کنیم با این کفش با این لباس بیرون نرو اتو نشده الان اتو نشده چطوری بیرون بروم فلانی معطلم است.

به هم نریز، خدا این صحنه ها را ایجاد می کند تا تو صبور شوی نه اینکه جیغ بزنی اگر خدا صحنه هیجان انگیز در زندگی ما ایجاد نکند ما چطوری می توانیم جزع هایمان را بخوابانیم خدا مخصوصاً اینقدر صحنه جزع دار ایجاد می کند تا من بتوانم تمرین کنم هر بار جزع نکنم مثل وزنه بردارها که 5 گرم 5 گرم زیادش می کنند تا قوی شوند اگر زندگی هیجان و سختی نداشته باشد کمبود و تشنج، تضاد، وجود نداشته باشد من چطوری می توانم به خانواده آسمانی ام برسم چطوری می توام به جزع های زندگی ام غلبه کنم زندگی جزع نیاز دارد و تو باید جزع نکنی اینطوری قوی می شوی بزرگ می شوی یک چیز دیگر اینکه ما به تعداد غصه ها، جزع ها، داد و فریاد کردن هایی که نسبت به گذشته و آینده داشتیم فشار قبر داریم حالا می خواهم ادامه دهی بده. بی حوصلگی ها، زود رنجی ها فشار قبر می آورد. نق و غر فشار قبر می آورد به تو برخورد هم فشار قبر برایت می آورد هر چه نسبت به گذشته افسوس خوردی تمام آنها برایت فشار قبر می شود هر چه نسبت به آینده در دلت اضطراب هست فشار قبر می شود آدم مگر مجبور است این همه فشار را تحمل کند حضرت آیت الله مجتهدی رحمت الله علیه به ما یاد داد این نیز بگذرد هر وقت یادت رفت صد مرتبه بگو این نیز بگذرد عبادت است ثواب هم دارد.

فکر نکنید ذکر یعنی بگوییم یا الله یا رحیم، سبحان الله الحمدلله استغفرالله این هم ذکر است هر چیزی که تو را به خانواده آسمانی ات نزدیک کند ذکر است ثواب هم دارد اینها چیزهایی است که می گویم دست به قلم شوید در خانه هایتان بروید بنویسید.

امروز من در آشپزخانه گند زدم، امروز سر کار اینطوری خراب کردم، امروز سر کلاس، در جلسه، در مهمانی در اردو، در مسافرت، سه بار، پنج بار، خراب کردم با خودت وَر برو نقاط ضعفت را در آور عفونتها را شناسایی کن یک دفعه که چهار تا عطسه و سرفه کرده وای الان چه شده بدو برویم دکتر وقتی دکتر می گوید چیزی نیست می گوید عجب دکتر نفهمی است من به او می گویم یک چیزی است او می گوید چیزی نیست ولی اگر یک دکتر بگوید خیلی مهم بود این سرفه ای که کردی بیا برو اسکن کن، عکس بگیر، ام آر آی کن می گوید این دکتر حسابی است اینقدر هم کیف می کند.

زیر این دستگاهها بخوابد درونش را نگاه کنند چیزی پیدا می شود یا نه آزمایش بعضی ها عادت کردند به این کارها عزیزم باید از خودت خیلی آزمایش بگیری. من دستگاههای ام آر آی می دهم سونوگرافی می دهم خودتان را آزمایش کنید دائم به شما آینه می دهم نگاه کنید بنویس از صبح که بیدار شدم این سفر را رفتم این زیارت را رفتم بیست تا جیغ کشیدم بیست دفعه نفسم هولم رد دلشوره به جانم انداخت فهرست دلشوره هایتان را بنویسید کجا دلشوره به سراغم می آید کجا به من گیر می دهد بعد دانه دانه به آنها بپردازید این دلشوره را کم می کنم تمرین می کنم اضطرابها و جیغ و دادها را کم کنم .

تمام اجرت را ضایع می کند، مصیبتت را چند برابر می کند مصبیت کوچک است ولی در ذهن ما قوه واهمه خیلی بزرگش می کند. (من جزع فنفسه عذبه و امرالله سبحانه اضائع و ثوابه باع) کسی که جزع می کند خودش را عذاب می دهد فشار روحی الکی غصه ها و دلشوره های الکی نگرانی های الکی، و از همه بدتر آدمی که اهل جزع هست دستور خدا، فرمان خدا را ضایع می کند. فرامین الهی را ضایع می کند در واقع خودش را ضایع می کند فرمان الهی یعنی خودم چون فرمان همیشه به نفع من صادر شده به نفع قالب نه به نفع او که از جنس خودش است مال آسمان است که اگر نفع9 او را در نظر بگیریم نفع واقعی زن و مرد هم رعایت شده زن و مرد اینطوری خیلی راحت تر زندگی می کنند.

آدمی که اهل جزع هست نمی تواند رشد کند آدمی که بیتاب، بی طاقت می شود نمی تواند رشد کند این می خواهد نماز بخواند ضایع کرده همین نماز ما را، تا کجا می تواند ببرد ولی نتوانست چهل سال است چون جزع دارد نمی تواند نماز بخواند نه اینکه نمی خواند کافر است نماز می خواند مسجد هم می رود نماز جماعت هم می خواند خانه نماز می خواند اما نماز صبحش با جزع بوده ظهرش با جزع بوده این اصلاً آسمان نرفت از بس سر نماز کار داشت همین که الله اکبر می گوید فکر می کند چه وقت السلام علیک را می گویم.

تو همان موقع که الله اکبر گفتی سلام هم دادی بقیه شکلک درآوردن بود چطور وقتی با فلان پسر با فلان دختر با نامزدت بیرون می روی با زنت با شوهرت با دوستی که دوستش داری بیرون می روی اصلاً نگاه نمی کنی ساعت چند است چند ساعت با هم حرف زدید پای تلویزیون نشستید باز دوست دارید ادامه دهید پارک و .... حتی خانه پدر و مادر خانه دوستان می رود خاله خاله بازی حالا می رسیم خسران را توضیح می دهیم اینقدر وقت می گذارد اما چرا وقتی می خواهم با خدا حرف بزنم چرا وقتی می خواهم با خانواده آسمانی ام حرف بزنم چرا وقتی می خواهم با خودم تنها باشم اینقدر عجله اینقدر کار اینقدر مصیبت اینقدر وقت ندارم دائم به ساعت نگاه می کنم در حرم چرا بیست دفعه به ساعت نگاه می کنم در نماز چرا عجله دارم تو قرائت قرآن؟

شما یک نفر که می خواهد قهوه خانه یا رستوران برود یا سر سفره نشسته به او بگو زود غذایت را بخور خیلی به او بر می خورد ناراحت می شود، سر سفره بگذار راحت غذایمان را بخوریم قلیان مان را بکشیم تلویزیون نگاه کنیم هولم نکن ولی وقتی نوبت آسمان می شود دائم جزع می کند برای همین نماز ضایع شده روزه، حج، زیارتها، قرائت قرآنها همه ضایع است در کلاس بی حوصله است ضایع است. چیزی گیر آدم نمی آید (امرالله سبحانه اضاع و ثوابه باع) ثوابش را هم می فروشد، مثل گاو نُه مَن شیر ده می مانم گاو هم فردا یقه ما را می گیرد می گوید تو خیلی بدتر از من هستی نه من شیر می دهد بعد با لگد می زند می ریزد بعضی ها زندگی شان همینطوری است جان می کَنند زحمت می کشند ولی با یک عصبانیت همه را خراب می کنند با یک نق زدن با یک منت گذاشتن با یک متلک گفتن مسخره کردن با یک بی تابی با یک زودرنجی و حساسیت می زند به هم همه ثوابش از بین می رود حالا که مصیبت آمد بچسب از داخل آن اجرت را دریافت کن آدم زیرک وقتی سختی کار می آید در سختی کار می گوید حالا چه چیزی گیر من می آید این مُرد، طلاق شد بچه مُرد، مریض شد نقص عضو آمد تصادف شد چه چیزی گیر من می آید؟ آخرت باید بچسبی حواست باشد در آن لحظات هیجانی پاداش را می دهند اگر عصبانی شوی بر می گردانند خدا نقد هم می دهد نسیه نیست همان جایی که یک نفر حرف درشت زد همان موقعی که می خواهی بروی زیارت، سر جاده بایستی، فلانی مُرد، فلان مشکل در زندگی ات ایجاد شده همان لحظه فرشته می آید می گوید بفرمایید ولی من چون جزع و فزع می کنم حوصله فرشته را ندارم از دستش هم چیزی نمی گیرم او هم بر می گرداند می رود می گوید خدایا بردم دریافت نکرد. الکی آمدیم مصیبت کشیدیم؟

بله (خسرالدنیا و آلاخره) تا سیلی آمد، فحش آمد، تا تمسخر آمد، تا کاری که دوست نداشتی آمد تو را به هم ریخت همان لحظه به فرشته بگو پاداش مرا بده بیاید اما وقتی رفتی در جنگ و دعوا گیج شدی فرشته می گوید آوردم نگرفتی برگشتم داد زدی تو با داد مرا دور کردی یادتان نرود هر وقت جزع می کنی خدا در چشمت نگاه می کند فرشته ها نگاهت می کنند و تو به خدا جزع می کنی، داری به پیغمبر جزع می کند به اهل بیت جزع می کنی در واقع به خودت جزع می کنی چون خودت را محروم می کنی.

دیدی یک نفر مهمان خانه شان می آید بچه مهمان مثلاً شیشه را می شکند مهمان می گوید آخ... خواهش می کنم این حرفها چی است بچه است دیگر نه آقا اختیار داری فدای سرت، ولی اگر بچه خودش این کار را کند یا زن یا شوهر این کار را کند، کوری، مگر چشم نداشتی. ای حقه باز، وقتی عزیزترین کسانت زدند شکستند خراب کردند بگو خواهش می کنم تا گفتی خواهش می کنم تا گفتی فدای سرت خیر است گرفتی و بردی. چطور برای مهمان گفتی اگر این کار را کنم ضایع می شوم. آنجا از مهمان حیا کردی از خدا حیا کن. اینجا فرشته ها با تو هستند عباد مکرمون با تو هستند حیا کن اهل بیت امام زمان با تو هستند کمی حیا کن اینقدر داد و بیداد راه نینداز بد است ولی خوب بی حیایی هم بی حیایی است دیگر آخرین روایت را هم از نبی اکرم «صلی الله علیه و آله» است فرمود: دو صدا هست خدا از اینها خیلی بدش می آید (صوتاً یبغضهم الله) دو تا صدا (اعوال عند مصیبه) جزع، داد و فریاد، جیغ و داد موقعی که به آدم سختی می رسد. مو کندن نوحه سر دادن، یقه دریدن، کولی گری، (و مضمار عند نعمته) هر وقت نعمتی میرسد از صدای آهنگ خدا بدش می آید جشن تولد است مبارک است آهنگهای مبتذل می گذارند در شادیهای شان موسیقی های حرام، خدا اینرا به تو داده این زن این شوهر را خدا به تو داده چرا خرابش می کنید نعمت است شکر کنید بعضیها چقدر ادب دارند خدا را نگاه کنید چقدر در بعضی جاها از مسیحی ها تعریف کرده یکی از کارهای قشنگ شان این است عروسی شان را در کلیسا می برند چه نگاه قشنگی است در خانه و تالار نمی گیرند.

اهل کازینو هستند ولی در کازینو نمی گیرند، ولی ازدواج را در کازینو انجام نمی دهند، در کافه و تالار و چلوکبابی نمی برند این ازدواج است پیمان مقدس است حالا به جوان بگو برویم مسجد عقد کنید جیغ و جزع و حشتناک، الان از این هفتاد میلیون نفر چند نفر آمادگی دارند وقتی می گویند عروسی در مسجد واقعاً لذت ببرند عروسی در مسجد برقرار شود سلام و صلوات و ذکر خدا و خانواده آسمانی مان را هم دعوت کنیم انبیاء و شهدا و ملائکه الله را هم دعوت کنیم بیایند این دختر و پسر را مشایعت کنند تبریک بگویند برایشان دعا کنند ما نه شیاطین را دعوت می کنیم عفریتها را دعوت می کنیم در این عروسیها، آقا خدا به تو نعمت داد چنگولی نکن وقتی نعمت داد یعنی تشکر، یعنی شکر، ما دقیقاً مثل کسی می مانیم وقتی یک نفر به ما نعمت می دهد از او دریافت می کنیم بعد یک مشت به چشمش می زنیم دست شما درد نکند این هم پاداشت.

ما با خدا این کار را می کنیم هر وقت به ما نعمت می دهد می پریم به اهل بیت به خانواده آسمانی خیلی ها این حرفهای ما را می شنوند در دلشان به ما می خندند می گویند این بنده خدا چقدر ساده است من اینقدر منگل هستم این حرفها را قبول کنم جشن تولد و عروسی بگیریم بزن و برقص نباشد آقا شما چه حرفهایی می زنید برای خودش خوب است این حرفها را می زند می دانم این طوری هست بعضیها می گویند من هم می شنوم حالا یک حرفی زد مگر می شود در عروسی جهنم نباشد کثافت کاری نباشد عروس و داماد باید در جهنم بنشینند اصلاً حجله باید 6000 درجه داشته باشد میز عروس و داماد همینطور باشد سالن باید حتماً شعله اش اینقدر زیاد باشد که همه آب شوند بهشت نه بابا مگر دیوانه است کسی عروسی را در بهشت بگیرد آدم چقدر وارونه می شود.

جزع یعنی همین از این دو صدا خدا خیلی بدش می آید مصیبت، داد و فریاد، جیغ و داد اگر این آدم از خدا حیا کند بروید در این خانواده ها، زناشویی هایی که منجر به طلاق شده را بروید ببینید داد و فریاد ها سر چیست جیغ و غصه ها سر چیست عزیزم از امشب تمرین کن وقتی اینطوری کردی ببین خجالت هم می کشی یا نمی کشی من برای چه داد زدم برای چه نق زدم؟

زشت نبود مردانگی بود شرافت و انسانیت بود؟ به خودم همینطوری بگیم چرا به پدر و مادرم اخم کردم چرا تیز به آنها نگاه کردم چرا سر همسرم داد زدم؟ ببینیم حیا می کنیم یا نه؟ هر چیزی که تو را به هم می ریزد قیمتت هم همان است گنده حرف زدن و گندگی کردن و با گنده ها پریدن و سر کلاس بزرگان رفتن و کتابهای بزرگان را خواندن زمانی به درد می خورد که ما را بزرگ کند بزرگ شویم قوی شویم به نشاط برسیم به شادابی و آرامش برسیم گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل.

با اهل بیت گشتی آقا ما بیست سال است روضه خانه مان می خوانیم بابا تو سر خورشت دعوایت می شود روضه چه کسی را می خوانی، روضه زینب کبری را می خوانی که بعد از آن همه مصیبت می گوید: (و ما رأیت الا جمیلا) تو چقدر به این خانم شبیه هستی تو اصلاً برای دینت سیلی خوردی حضرت زینب چه کار کرد برای امام زمانت چه خرجی کردی من الان بگویم به خودم من تا به حال برای امام زمان فحش شنیدم خفت شدم پول خرج کردم بدهکار شدم کم آوردم مقروض شدم تیر و ترکش خوردم بیمارستان خوابیدم برای امام زمان چه کار کردم گرسنگی کشیدم ما در عافیت برای امام زمان کار می کنیم اینها اصلاً نمی گذارد ما به آسمان برویم نمی گذارد با خانواده آسمانی مان ارتباط برقرار کنیم باید با خودمان کرا کنیم سرمان را بالا ببریم یقه خودمان را بگیریم خودمان را محاکمه کنیم فضولی دیگران نشویم کمی یاد بگیریم برویم جلو آینه یقه خودمان را بگیریم با خودم حرف بزنم با خودم تنها شوم خودم را محاسبه کنم و با خودم درگیر شوم تا کم کم به شادی برسم به آرامش برسم ما تا یقه خودمان را نگیریم آرامش خبری نیست شادی خبری نیست یک آیه مهمی است که جلسه بعد کار می کنیم که خدا آبرو برده از اهل طبیعت که انشاءالله این آیه را باید حتماً کار کنیم چون بحث خسارت دنیا و آخرت در بین هست.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.