بحث جلسه گذشته در رابطه با بخش عملی ما با خانواده آسمانی مان بود و عرض کردیم ما باید با این خانواده زندگی کنیم و چون اینها غایت ما هستند همان کمالاتی هستند که ما عاشق شان هستیم و می خواهیم به آنها برسیم همان کمالاتی هستند که ما نسبت به آنها به تعبیر قرآن هلوع هستیم یعنی به شدت حریص هستیم که به آنها برسیم و به کمتر از آنها هم راضی نیستیم برسیم و این را برای خودمان شکست می دانیم. که به کمتر از آنها برسیم.
نکته مهم این است که میزان همراهی ما با خانواده آسمانی مان از وفات به بعد تا قیامت و بعد از قیامت کاملاً بستگی به معیت ما با آنها در دنیا دارد در واقع این نوع معیت ما در دنیا و کیفیت معیت ما در دنیا با خانواده آسمانی مان هست که کیفیت از لحظه وفات به بعد مشخص می کند پس این خیلی تعیین کننده است که بزرگترین ثروت هرکس این است که در دنیا چقدر با معیت خانواده آسمانی خودش نائل شده چقدر توانسته همراه باشد همرنگ باشد چقدر توانسته کمالات آن ها را جذب کند چقدر توانسته سنخیت و شباهت به خانواده آسمانی خودش پیدا کند و این را به عنوان یک قدرت، یک دارایی خودش به برزخ و بعد از برزخ ببرد، پس کمال حقیقی ما آن که ما به دنبالش هستیم آن که برایش آفریده شدیم آن که نسبت به آن هلوع هستیم حرص شدید داریم آن که گمشده ماست تشبه به چهارده معصوم (ع) است یعنی هم سنخ شدن همرنگ شدن و مثل آنها شدن در این مسیر نفس ما بهانه گیری هایی دارد مشکلاتی برای ما ایجاد می کند ما باید در این مسیر موانع و خان هایی را رد کنیم که گفتیم یکی از آن خان ها همان اژدهای هفت سر خودمان هست که سرهای متعددی دارد یکی از آن سرها که از سرهای اصلی هم هست سر جزع کننده داد زننده جیغ کشنده هست سر بی تابی است ( ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا) وقتی که به شر می رسد یعنی چیزی که خوشش نمی آید گفتیم شر مصادیق مختلفی دارد یکی بدیهاست که انسان دوست دارد و برایش بد است بدیهایی که دوست ندارد و برایش خوب است و بدیهایی که بد است و دوستشان هم ندارد در حرکت به سمت کمال مطلق انسان سختی هایی سر راهش است طبق قاعده تضاد که توضیح دادیم یعنی انسان باید با تضاد این مسیر را طی کند تقابل بین فطرت و طبیعت تقابل بین قالب و صورت تقابل بین بخش حیوانی بخش انسانی تقابل بین نفس اماره که از آن به عنوان اژدهای هفت سر یاد می کنیم و نفس لوامه تا انشاء الله برسیم به نفس مطمئنه تا رسیدن به مرحله ی امنیت که دیگر شخص در آن مرحله آسیب نمی بیند وادی امن است روحش قدرت پیدا کرده و به آرامش رسیده جزع و مزع و بی تابی زیاد دارد کمال هرکس به این است که اگر بتواند حرکت کند باید بتواند تعداد و حجم بی طاقتی های خودش، جیغ و دادهای خودش، را کم کند و از بین ببرد.
در مورد جزع چند روایت خواندیم که آخرش این بود ( ا لجزع عند البا تمام المحنه) ما در مسیر حرکت دچار بلاهایی می شویم، آزمایش است چون می خواهد معلوم شود تو چقدر موجودی داری تو می گویی من عاشق چهارده معصوم هستم می خواهم به چهارده معصوم ملحق شوم می خواهم دنیا و آخرت با آن ها باشم سر راه یک سلسله آزمایشات هست مصائب هست بلا یعنی آزمایش که هم می تواند خوب باشد، هم بد باشد مثلا یک نفر را با ثروت امتحان می کنند با خوشی با راحتی با همسر خوب با پدر و مادر خوب استاد خوب شهر خوب دوستان خوب، یک کسی ممکن است با مریضی با سختی با پدر و مادر بد همسر بد دوستان و شریک بد استاد بد بی پولی آسیب های دیگر همه امتحان است فرق نمی کند به این ها همه می گویند بلا، آزمایش می کنند یا مصیبت هست یعنی سختی است از دست دادن است فقدان است جنبه منفی است بی تابی در این مسیر باعث می شود انسان واقعا اختلال در حرکتش ایجاد شود که حالا میرسیم می فرماید: کسی که موقع بلا جزع و بی تابی می کند این تمام کمال رنج را به خودش هموار کرده وقتی این کار را می کنی جان افسرده می شود جان فشرده می شود جان نمی تواند حرکت کند شما یک موقع یک روح قوی، با نشاط هست مثل حضرت زینب، آن همه مصائب دیده، همه ی آن ها را به نفع خودش تمام می کند (ما رایت الا جمیلا).
یک کسی طلاق می گیرد از طلاق استفاده می کند بهشت می رود یک کسی طلاقش می دهند بهشت می رود یک کسی پدرش، مادرش، همسرش، بچه اش می میرد بی پول می شود، ورشکسته می شود، مریض می شود معلول می شود از همه این ها می تواند استفاده کند بهشت رود اوج می گیرد و یک کسی به خاطر بی تابی جزع اجرش را از دست می دهد و آن قدرتی را که باید از دل این بلا در می آورد به ضررش تمام می شود انجام نمی دهد و ضعیفش می کند همانطور که عرض کردم به جایی این که از بلا نور جذب کند نار جذب می کند این دو وجهی بودن هست ( الجزع عند المصیبته یزیدها) علی (ع) فرمود: جزع هنگام مصیبت، مصیبت را زیادتر می کند مثل آتشی هست که یکجا افتاده شما هرچقدر فوت کنید بیشتر می شود مثل باتلاقی که شما وقتی می افتید در آنجا به جای اینکه یکجا ساکت بایستی تا سرعت فرورفتنت کم شود اینقدر بی تابی می کنی که با سرعت بیشتری فرو می روید جزع و بی تابی مثل یک حرکت تند کنار مار و عقرب است که بلافاصله می زندت و می کشدت اما اگر ساکت باشی بتوانی صبر کنی جیغ نزنی داد نزنی آرامشت را حفظ کنی می آید از کنارت رد می شود خوادت را نگه داری بتوانی وقتی که مار سراغت آمد خطر و بلا سراغت آمد اولین کار این است که باید آرامش داشته باشی اگر ما این فرمول را رعایت نکنیم حتما آن چیزی که آمده آسیبش خیلی زیاد خواهد شد حتی گناه بعضی ها اینقدر عرضه دارند وقتی که گناه می کنند گناه یک مصیبت است آمده و آلوده اش کرده یک جهنم است آمده و او را سوزانده یک کسی وقتی زخم و سوختن سراغش می آید با آرامش دستش را نگه می دارد پماد ضد سوختگی میزند یک سیب زمینی رنده می کند عسلی میزند یک کسی نمی داند با این زخم چه کار کند آنقدر تکانش می دهد بی تابی می کند تا حجم زخم را بیشتر می کند شیطان گاهی وقت ها گناه را به انسان تحمیل می کند بعد به علت بی تابی و جزع و مزع نفش این گناه چند برابر افزوده می شود دقیقا مثل جایی که آتش گرفته یک شخص عاقل هول نمی شود وقتی همه به بیرون فرار می کنند هیچ کس نمی رود وقتی همه می خواهند بروند در واقع کسی نمی رود چون راه بسته می شود آدم می تواند با آرامش از در خانه خارج شود عجله داریم ولی نه اینکه همدیگر را له کنیم یک عده زیر دست و پا می میرند چون اگر هول نمی شد زیر دست و پا هم نمی ماند یک آدم عاقل می آید فضایی را که آتش گرفته دورش را می بندد آنجا را خاموش می کند نمی گذارد آتش به جاای دیگر سرایت کند شیطان گاهی وقتها به ما حمله می کند شخص به خاطر اینکه بلد نیست چنان وحشت زده می شود یک گناهی مرتکب شده نمی داند این گناه را چطور باید درمانش کند چنان وحشت زده میشود که این گناه به جاهای دیگر هم سرایت می کند مصیبت هم همین طور است بلا هم همین طور.
یک کسی آرامش دارد اصل در حرکت به سمت خانواده آسمانی و بهشت دو چیز است : شادی و آرامش. اگر توانست غمگینت کند مطمئن باش زمین گیر شدی اگر توانست تو را به زانو درآورد دخلت را همانجا در می آورد نابوت می کند نباید به زانو درآیی حرکت، پویایی، تلاش، آرامش و قدرت این ها چیزهایی است که نیاز ماست برای رسیدن به خانواده آسمانی اصلا نباید یکجا بنشینیم نابود می شویم غصه بخوری زانوی غم بغل بگیری بگذاری تو را به افسردگی بیاندازد به پژمردگی بیاندازد گناهی که مرتکب می شوی صدها برابر گناهی است که تو به خاطرش افسرده شدی گاهی وقت ها یک نفر اشتباه می کند حرام نیست گاهی وقتها یک کاری میکند مباح است ولی چنان برایش غصه می خورد جزع و مزع می کند که صدها برابر آن مصیبتی که برایش بی تابی میکند فقط بی تابی برایش ذخیره می شود.
در شب اول قبر شما یک بار که عصبانی شوید حجم زیادی فشار قبر ذخیره می شود حالا نگاه کنید چقدر آدم ها برای چیزهایی عصبانی میشوند که حق است بی تاب است تحمل حق را ندارد بی تابی می کند داد می ند ناراحت می شود حق هم هست ولی چون این خودخواه و لوس است زودرنج و حساس است آدم بسیار متکبری است یا حسود است از این امر حق آتش در می آید بعد آن طرف چه اتفاقی می افتد یک عده از امر حق به جهنم می روند یک عده به باطل کشیده می شوند با باطل به جهنم می روند.
یک عده هم از حقشان هم از باطلی که به آن آلوده شدند استفاده می کنند با اسم مبدل باطل ها را تبدیل به حسنه می کنند یک عده در تقابل با حق به جهنم می روند چون بی تاب است حوصله حق را ندارد امر حق است امر بدی نیست ولی حوصله اش را ندارد، خوشش نمی آید، نمی تواند با آن کنار بیاید، بیش از چیزی که واقعا سخت است سختی نشان می دهد جیغ می زند غر و نق می زند غش می کند بیهوش می شود همهین طور یک جا می نشیند اعصاب خودش همسرش اطرافیانش پدر و مادرش را خرد می کند صد برابر آن مصیبتی که سرش آمده ذخیره می کند در نفسش برای برزخ می بینی چقدر آسیب به نفس می رسد روح چقدر زخمی می شود این زخم ها در برزخ باید درمان شود ملائکه این زخم ها را می بینند باید درمانش کنند درمانش هم در جهنم صورت می گیرد بیمارستان درد دارد یا آمپول است یا قرص است هرچه هست درد دارد حجاب را می خواهد رعایت کند یک موقع کسی می گوید من حجاب را قبول ندارم من نسبت به این کافرم این حسابش معلوم است شدت بی تابی اش اینقدر است که زیرش می زند یک موقع می گوید من حجاب را قبول دارم ولی رعایت نمی کند مقنعه دارد چادر مشکی هم دارد در گرما هم می آید این فشار را تحمل می کند ولی حدود شرعی را رعایت نمی کند آستین یک وجب بالاست لباس توری پوشیده اندام کاملا معلوم است یک روسری بسته بقیه اش معلوم است زلفاش بیرون زده، یک موقه همه چیز درست است اما آرایش صورت را نمی تواند نداشته باشد بالاخره آخر باید یک کاری کند به جهنم برود همین بی تابی یعنی حوصله حق را ندارد مردش هم همین طور، آقا باید محاسن شرعی داشته باشی حوصله ندارد محاسن شرعی بگذارد، بی تابی می کند، انگشتر طلاست حرام است ببینید آدم چقدر مفت خودش را جهنمی می کند مرد نباید طلا نداشته باشد نمی تواند نحمل کند برو نقره بگیر ما این همه سنگ های مفید داریم آثار شگفت انگیز پزشکی در بدن انسان دارند برو از این همه سنگ استفاده کن سنگ های قشنگ از نقره از چیزهای دیگر.
نه من فقط طلا می خواهم. مثالهای ساده و مبتذل می زنم چون ما در این مراحل هم خیلی گیر داریم. شما ببینید چه قشقشرق هایی زنان و مردان سر سفره راه می اندازند بی تابی سر غذا، مزه غذا، رنگ غذا. خانم درست کرده شده شفته، چشمت کور، دنده ات نرم، بخور، نه من اینجوری نمی توانم غذا بخورم. خوشم نمی آید. یعنی من اسیر شهوت و مزه هستم، در معراج می رسیم خداوند به پیغمبر می گوید مواظب باش اسیر ترش و شیرین نشوی خیلی حرف است خدا به آن عظمت کمال مطلق به پیغمبر یعنی کاملترین مظهر خودش، صادر نخستین، به پیغمبر می گوید مواظب باش گرفتار ترش و شیرین نشوی.. آدم از زه ها باید بخورد، لذت ببرد، صفا کند اما نباید اسیرشان شود. سر سفره طرف اینرا نمی خورم، چرا سوخت.
اخلاق آدم را به فساد می کشاند همین جزع کوچک، حالا برویم تا جزع های بزرگتر مسائل بزرگ ما باید خودمان را هر روز به آرامش برسانیم در گذشته شخص یک اتفاقی افتاده اتفاق بدی هم نبوده ولی تلخ بوده می بینی 20 سال با این ور می رود اعصاب خودش را همسرش را داغون می کند یک ورشکستگی خیر بوده، یک ازدواج شکست خورده بوده چه بسا خیر بوده یک طلاق بوده یک درس نیمه کاره بوده یک شکست اقتصادی بوده مرگ و میری بوده می بینی اصلا ول نمی کند و بعد همین طوری آتش ذخیره می کند اصل آن یک درجه فشار داشت به علت بی تابی ده ها و صدها درجه فشار می کند. همین بی تابی و جزع ( لا تجزع من قلیل ما اکرهکم فیوقعکم ذلک فی کقیر مما تکرهون ). امیرالمومنین می فرمایند وقتی یک مشکل کوچکی برایتان پیش می آید جزع نکنید چون این شما را در مشکلات بزرگتر می اندازد. چرا حضرت از کوچک شروع کرده؟ همه گیر است چون ما در خانه با این کوچک ها گرفتاریم این غرغرها، دعواها، بین زن و شوهرها، خواهر برادرها، دوستان تو چه گفتی. سر خاله بازی ها و توهمات و خیالات زیاد افراد با هم درگیر می شوند تو اداره دو، سه تا مدیر به جان هم می افتند. سر بچه بازیها تو چرا اینجوری کردی ما چرا اینجوری برای همین حرف های اینجوری جزع های ریز و آزاردهنده. تمرین به شما دادم عمل نکردید این را هم می دانم عمل نکنید
به قول یکی از اساتید: معجزه ما این است که هیچ کس به حرفمان گوش نمی کند. من می گویم تمرین کنید به خدا فرصت دیگری اتفاق نمی افتد برای این کار، اگر بخواهد کسی جدی باشد و این درسها باعث افسوسش نشود باید تمرین کنیم، نباید اطلاعات جمع کنیم بروید تمرین کنید، بروید یک صفحه دو صفحه بهانه گیری های خودتان را بنویسید . به چه بهانه ایی اینقدر توقف کردیم. 40 سال 50 سال را به هدر دادیم حالا این تمرین را انشاءالله بروید انجام دهید که بنشینید چند صفح بی تابی های خودتان را بنویسید سر چه چیزهایی جوش می آورید کجا مساله ای بوده که می توانستید نق نزنید غر نزنید ولی دائم غر زدید نق زدید می توانستی جلوی خودت را بگیری به روی طرف نیاوری ولی آوردی می توانستی به روی خدا نیاوری به روی ائمه نیاوری ولی آوردی بنشینیم این بدجنسی ها را بنویسیم ببینیم نفس تا به حال چقدر تخریب ایجاد کرده الان به یک نفر می گویند سرطان. بدو عکس و آزمایش بگیریم ببینیم چه کار کرده چقدر تخریب در بافت ها ایجاد کرده باید جلویش را بگیریم آقا به خدا قسم این ها از هزارتا طرسان بدتر است چون جاودانگی ما را به خطر می اندازد.
خواهش می کنم دقت کنید ما دو حیوان داریم پیامبر می فرماید امت من روز قیامت به صورت ده حیوان یا موجودات دیگری محشور می شوند یک حیوان نوعی داریم اسم دارد می گویند سگ، گربه، خوک، میمون، شغال، مار و عقرب. این ها هرکدام یک نوع حیوان هستند مار عقرب نمی شود سگ خوک نمی شود این را می گویند حیوان نوعی اما درباره انسان می گویند انسان ناطق، حیوان است اما حیوان نوعی نیست حیوان جنسی است اسب و گاو یک نوع حیوان است مار، شیر، پلنگ، ببر یک نوع حیوان است انسان حیوان جنسی است یک نوع حیوان نیست انسان جنس حیوان را با خودش دارد یعنی هم سگ هم خوک هم مار هم گاو هم میمون می تواند بشود لذا به شکل های مختلف حتی ترکیبی روز قیامت محشور می شود این که یک نفر می گوید در قبر من چند نوع حیوان آمده بودند یعنی چند نوع حیوان در قبر گفتیم نفس ما قبر ماست قبر ما نفس ماست آقا در نفست تربیت کردی هم خوک هم سگ هم میمون داری وقتی محشور می شوی به تمام این قیافه ها محشور می شوی حضرت فرمود خدا حیوانات را از نفس انسان خلق کرده از قیافه و باطن انسان خلق کرده نگو سوسک بد است اه اه ببین خودت هستی یا نیستی نگو مار و عقرب و سوسمار و سگ و میمون بد است مهم این است میمون نباشی این خیلی بد است فردا ما محشور شویم برویم ببینیم اصلاً آدم نبودیم بفهمیم ما خیلی خطرناک بودیم آن هم نه یک حیوان ده نوع حیوان با خودت تربیت کردی عرض کردم یکی از بزرگان فرمود وقتی شما شب می خوابی در دلت از یک نفر دل چرکینی داری شب تا صبح یک حیوان وحشی را در خودت تربیت کردی ما نمی فهمیم با خودمان چه می کنیم عزیزان به آن چیزی که ما باید پناه ببریم به خدا باید پناه ببریم هرروز از او بترسیم گریه کنیم ناله کنیم بگوییم خدایا این جوری نشود ما دائم می ترسیم مار نزند سوسک در خانه نباشد موش نباشد رفتیم شیر نخوردمان این ها بخوردت به بهشت می روی ولی مواظب باش شیر و پلنگ نشوی و دیگران را بوری مار و عقرب، سگ و خوک نشوی درنده نباشی می روی در برزخ می بینی اوه اوه این آدم عجب باغ وحشی ست من چه آدم و حیوان خطرناکی بودم صدتا حیوان با خودم تربیت کردم (یوم تبلی السرائر) باطن به شکل حقیقی خودش در می آید این که امام (ع) در مکه نشان می دهد دور کعبه آن همه حیوان طواف می کنند چون فقط بشر هستند پوست آدم را دارند اصلا آدم نیست ولی خدا به ما نشان می دهد که آقا آدم زحمت کشیده شده این.
کارمان این است خودمان را از حیوان شدن نجات دهیم غصه می خورم از سوسک و مار ببین یک موقعی نشوی این خطر است و ما باید از آن بترسیم گریه کنیم و ناله کنیم که خدایا من چرا اینقدر زودرنجم چرا عصبی هستم چرا پرخاشگرم چرا لوسم چرا به من برمیخورد از پدرم به من برمیخورد این ها کسانی هستند که آدم حق ندرد از آنها ناراحت شود اگر ناراحت شود جهنمی است ولو حق با او باشد مادر پدر بالاتر از آنها استاد معصومین خدا ما چقدر به خدا به معصومین چقدر می تازانیم به اساتید به علما به پدر مادر چه وحشی بازی هایی با اینها می کنیم وای به حال هم سطح ها و زیردستان خودمان ، آنها را که دیگر قورت می دهیم حالا می آیی سر نماز می بینی اصلا نمی توانی نماز بخوانی نمازت جیغ و داد و درندگی است سر نماز هم آرام نیستی دعوا می کنی می خوابی خواب وحشتناک می بینی غذا می خوری هر که به تو نگاه می کند می فهمد داری دعوا می کنی خوابیدی تو اتوبوس تو رانندگی جیغ می زنی با چند نفر در حال دعوا هستی اصلا این نفس آرامش ندارد ینکه یک مربی روز اول به شاگردش می گوید اگر شاگرد شعورش برسد نمی ایستد استاد ده سال توضیح دهد تا بفهمد استاد برای چه این حرف را زد، (نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل) بگیر و برو نصف شخصیت عاقل یعنی تحمل، یعنی جزع نمی کند نصفش بیخیالی ولی ما نمی توانیم این کار را کنیم جزع نمی گذارد نه بی خیال باشیم نه صبور باشیم و تحمل کنیم این خیلی خطرناک است ما نمی دانیم با خودمان چه می کنیم ناراحت هم نیستیم بعد می گوییم اه اه چقدر زشت است به حیوان های می گوییم. روز قیامت محشور می شویم حیوانات هم محشور می شوند می آیند می گویند برای چه به من توهین کردی من وحشی تر و درنده تربودم یا تو.
نشانت می دهد چون باطنت ظاهر می شود یکدفعه می بینی اه آینه می گذارند می گویند تو خوشگل تری یا ما، تو وحشی تری یا ما، ما هیچ وقت با خدا با ائمه این کار را نکردیم ما هیچ وقت با بزرگانمان این کار را نکردیم ما هیچ وقت پدر و مادرمان را ندریدیم همسرمان را ندریدیم تو یک وحشی هستی که خانواده خودت را همسرت را بالا دست ها و زیر دست ها و رئیس و مرئوس را همه را دریدی حالا ما جواب سگ ها را چه بگوییم این همه به آنها فحش دادیم. این ها روز قیامت محشور می شوند شکایت می کنند این سوسک هایی که راحت زدی و کشتی می گوید جانود من قیمتم از تو خیلی بیشتر بوده خیلی احساس قیمت می کردی راحت حیوان ها را می کشتی این زشت است، وقتی می خواهیم فحش دهیم اسم حیوانات را می آوریم فردا از تو شکایت می کنند ما باید خیلی زحمت بکشیم خیلی باید خودمان را تو بغل خدا بیندازیم باید خیلی به خدا بچسبیم که خدایا نکند من گاو و خر شوم نکند من سگ و خوک شوم باید خیلی گریه کنیم دو رکعت نماز بخوان قشنگ می فهمی باطنت چه خبر است امشب شب عبادت هم هست.
یک ولی خدایی خیلی آدم بزرگی بود. من هروقت خدمتشان می رفتم همه ی باطن مرا می دید خدای آرامش بود، خدا رحمت کند این از یک زن پرورش پیدا کرد می گفت مادرم می خواست از دنیا برود به همه ما گفت شیرم را حلالتان نمی کنم روز قیامت، اگر یکبار عصبانی شوید. چقدر این زن فضیلت داشته، چقدر عمیق بوده که به بچه هایش چنین سفارشی کرده بود. اگر بچه من هستید و می خواهید روز قیامت حلالتان کنم ( چون مادر در روز قیامت اگر بچه را حلال نکند بدبخت است شب اول قبر هم همینطور.
در دنیا هم همین طور انسان آسیب می بین مادر کلید است مادر شفیع است مادر اسم اعظم است پدر هم همین طور و بیشتر مادر.) حلالتان نمی کند اگر عصبانی شوید چون مادر می فهمد. یعنی چه، چقدر بصیرت داشته من هروقت پیشش می رفتم آرام، شاد و قوی بودم می گفت تو این هفته اینجوری کردی این هفته خوبتر بودی. یک روز به من گفت دوست داری برویم دوست خدا را ببینیم این که این است او دیگر کیست؟ گفتم برویم از خدا می خواهم یکی دو تا اهل حال داشتیم آن ها را هم صدا کردیم سوار شدیم رفتیم همدان شهر شیخ محمد بهاری (ره) این شیخ محمد چه اعجوبه ای بوده اول رفتیم شیخ محمد را زیارت کردیم بعد رفتیم خدمت این بزرگ، آدم نشست و حرفی زدیم بعد یک حدیث برایمان خواند گفت رسول خدا فرمود: کسی که سر نماز حواسش نیست می ترسد خدا چهره اش را به الاغ تبدیل کند یعنی وقتی حواست نیست باطنت الاغ است دائم به الاغ فحش نده ما 40 سال جلو خدا ایستادیم الاغ بازی در می آوریم احترام می گذاریم می گوییم الاغ بازی. من با شما حرف می زنم اگ یک حرف گوش نکند سرش را تکان دهد بازیگوشی کند، کار قبیح، زشت و حرامی انجام داده بغل دستیش می گوید سر کلاس ننشین یا اگر می نشینی گوش کن می گویند با یک نفر حرف می زنی حواسش جای دیگر برود می گویی با تو دارم حرف می زنم ما 30 سال 40 سال است با خدا حرف می زنیم پشت مان را کردیم با همه کس حرف می زنیم دعوا می کنیم معامله می کنیم قهر می کنیم بعد از نماز السلام علیکم و رحمته الله و برکاته پیغمبر را سلام کردی؟ نه من اصلاً ندیدمش کجا بودی؟ من اصلاً شروع نکردم نه خدا را دیدم نه پیغمبر را دیدم اصلاً بین ما حرفی زده نشد 40 سال اینطوری نماز می خوانم. ما با این نماز خواندمان چه حیواناتی پرورش می دهیم ما اهل این نیستیم تمرکز پیدا کنیم نمازمان را درست کنیم هیچ چیزمان درست نیست چه چیزمان درست است یک چیزی را نشستیم درست کنیم سرما خوردیم قرص خوردیم درست شد سرطان داشتیم شیمی درمانی کردیم درست شد. دست به هرجایمان می گذارند این طوری هست ترس ندارد غصه ندارد نباید برویم تو آغوش خانواده آسمانی بگوییم دستی به سر و گوش ما بکشید ما تا می گوییم یا وجیها عند الله می گویند دعای توسل. می گوییم خوشم نمی آید حوصله ندارم.
آقا هرروز برو خدمت چهارده معصوم به آن ها بگوییم یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله یا سادتی یا موالی قسمشان می دهیم آقا شما کاری برای ما کنید بالاخرهه شما خانواده ما هستید پدر و مادر ما هستید اجداد طاهرین ما هستید یک کاری برای ما کنید ما فکر می کنیم دعای توسل بخوانیم فقط باید برویم از آن ها طبیغت را بخواهیم راجع به قالب و دنیا دعا کنیم. بزرگتر از اینها مشکل داریم گرفتاری داریم کار دیگرمان هم آباد شود وقتی من وضعیت ریخته به هم دارم چه فایده ای دارد چیزهای دیگرم آباد شود. تمرین هایتان را انشاالله شروع کنید 1، 2، 3، 10، 20 مورد در خانه هست در کار در اداره در برخورد با دوستان، مرا به هم می ریزد حضرت می گوید در چیزهای کوچک بی تابی نکنید بی تابی شما در چیزهای کوچک شما را در چیزهای بزرگتر می اندازد تمرین کنید اگر کسی از کوچک ها شروع کند خداوند به او صعه صدر برای چیزهای بزرگتر می دهد ولی کس که می تواند یک ریشتر خانه را خراب کند دو ریشتر که دیگر کسی زنده نمی ماند در ده ریشتر چی می ماند اول از همین یک ریشتریها شروع کنید از سفره، خانه، حجاب، لباس، پدر و مادر، محل کار عرضه داری از محل کار خسته و داغان مدیریت هم اذیت کرده آمدی خانه لبخند بزنی عرضه داری جزع نکنی استفراغش نکنی تو صورت زن و بچه و کسان دیگر.
من با فلانی دعوا کردم آمدم خانه عصبانی هستم همه کنار بروند که من می خورم شان هیچِ کس با من حرف نزند بروم اتاق در را ببندم. آقا اینها مال طبیعت گراهاست فطرت گرا اینطوری نیست فطرت گرا وقتی خانه می آید همه این مصیبت ها را دارد ولی عرضه دارد شاد باشد عرضه دارد بخندد زن من چه تقصیری دارد که من اگر بیرون ریختم روی این استفراغ کنم شوهر من چه تقصیری دارد پدر، مادر و بچه من چه تقصیری دارند خدا رحمت کند میرزا جواد آقا ملکی تبریزی (ره) استاد امام، عارف کامل در خانه نشسته بود مهمان آمد مهمانها نشسته اند آمدند گفتند آقا بچه تان در حیاط رفت در حوض خفه شد گفت مهمانها نفهمند جنازه اش را در انباری جایی بگذارید. می رود می نشیند با مهمانها بگو و بخند می کند که مهمانی به هم نخورد آنها می روند آخر سر یکی از دوستان را نگه می دارد می گوید فلانی بچه به رحمت خدا رفته برویم یک جا دفن کنیم.
آنها آدم هستند ما که هستیم نمی خواهد از همین سر سفره شروع کن تمرین کن که سر سفره تحریک نشوم از همین الان شروع کنیم تحریک نشوم اگر غذا هست بتوانم بگویم به به چه غذایی تعریف کنم. همینطور سرم را پایین نیاندازم بخورم بروم کنار. دستت درد نکند زحمت کشیدی درست کردی اصلاً این زحمتی که خانم کشیده ببین آقا زحمت کشیده همینطور هر کس بچه خانه زحمت کشیده تمرین کرده ناهار به پدر و مادر بدهد. پدر شکمو می گوید میل ندارم دستت درد نکند.
این بچه با یک امیدی این غذا را درست کرده بچه می فهمد تو بعداً می روی از بیرون غذا سفارش می دهی بعداً بیرون شکمت را پر می کنی آقا بخور، نه نمی توانم. این آدم بی تاب است. این زن بیست سال غذایت را داده عرضه داری سه بار غذای بد در یک هفته به تو داد صدایت در نیاید یا نه به رویش می آوری از این مرد این همه خیرات دیدی عرضه داری چهار تا بدی دیدی نق و غر نزنی ما اینقدر بدیم که نقاط ضعف خانواده همدیگر را تو سر همسرمان می زنیم آقا این مادرش پدرش اینطوری است تو چرا سر این داد می زنی داداشش معتاد است خودش که نیست خودش هم معتاد بود باید او را له کنی باید به جانش بیفتی.
بنده خدایی بود خیلی پرحرف بود پرحرفی بدبختی برای آدم می آورد اینکه بخواهد دائم حرف بزند نمی تواند ساکت بنشیند آدمهای پر حرف به همه گناهی آلوده می شوند این بنده خدا یک روز شتابزده آمد به من گفت: دیشب خواب دیدم داود مرده سر تشیع جنازه رفتم کفن را باز کردم شروع کردم به خوردن گوشتش حالا تو بگو ببینم تعبیرش چیست؟ اینقدر خوابها هست تعبیرش شفاف است گفتم آیه قرآن است.
(ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه) آیا شما دوست دارید گوشت برادرتان را در حالیکه مرده بخورید. بدتان می آید غیبت نکن ما با شهوت غیبت می کنیم با لذت غیبت می کنیم گوشت را می کَنیم سس و سالاد هم به گوشت می زنیم یک کسی از روی کراهت مجبور است غیبت کند خودش هم ناراحت است گوشت برادرش را می کَند می خورد گوشت همسرش را گوشت پدر مادرش را یا خانواده همسرش را گوشت استادش را می فهمد خودش ناراحت است ولی یک کسی با لذت این کار را می کند این درندگی است چنگ و دندانهای وحشتناک، چون می گوید آن بنده خدا الان سیستم دفاعی ندارد که تو پشت سرش حرف می زنی با درندگی این را می دری او الان نیست که دفاع کند برای چه الان به او حمله می کنی راحت حمله می کنیم از کوچک شروع کنیم بگوییم من می خواهم تحریک نشوم سر غذا تحریک نمی شوم، در حرف زدن تحریک نمی شوم بی تابی و بی حوصلگی نمی کنم، در حجاب بی تابی نمی کنم در نماز اول وقت، در وضو گرفتن، در غسل کردن می خواهد یک غسل کند آخر خرابش می کند عبادتش را هم خراب می کند روزه می خواهد بگیرد بی تابی می کند به شما بگویم بی تابی با آدم چه می کند (خنده دار هم هست).
بیست دقیقه، ده دقیقه مانده به اذان صبح سر سفره سحر خوب آبت را بخور مگر ده دقیقه با تو چه کار می کند؟ من بگذارم در اذان تا خواست اذان بگوید بخورم، آقا نیم ساعت یک ساعت جلو ترش هم بخوری خیلی تأثیری ندارد حالا می خواهی دم اذان بخوری پنج دقیقه قبل از اذان بخور دیدم اذان می گویند می خورد بی تابی اینطوری هست و خدا شاهد است دیدم چند ثانیه قبل از اذان بی تابی می کند روزه اش را باطل می کند بعد هم به خدا می گوید همینی که هست می خواهی بخواه، یا نخواه با یک بی تابی کار را خراب می کند تو می خواهی شبیه معصوم شوی باید قاعده را همان طور که می گوید رعایت کنی می گوید اگر می خواهی شبیه من شوی با این قاعده می شوی.
فرمول آب که اگر اکسژن سه شود دیگر آب نمی شود ما چشم را می بندیم می گوییم انشاءالله آب می شود نمی شود. پس این فرمول یادمان نرود اگر در چیزهای کوچک زندگی بیتابی کنیم به هیچ وجه شبیه معصوم نمی شویم بیایید تمرین کنیم اول هم در خانه تمرین کنیم. سر هر چیزی، خوابیدن، بیدار شدن، عبادت، غذا خوردن، دارو خوردن، دکتر رفتن هزینه گردن همسرت، پدرت، مادرت، می گذاری ولی دارو نمی خوری بی تابی می کنی دارو وظیفه ات است باید بخوری خوشم نمی آید. آدمی که می گوید خوشم نمی آید دوست ندارم این فقط آتش جهنم آرامش می کند. آمپول، دارو، قرص خوشم نمی آید. بیمارستان خوشم نمی آید بخوابم مرض قند گرفته بی تابی می کند می گوییم شیرینی نخور یواشکی می خورد، چربی برایت ضرر دارد کمش کن یا نخور می گوید نمی توانم.
مرد می گوید از هیکل خانم بدم می آید این هیکل چه است، به او می گویم لاغر شو می گوید نمی توانم رژیم بگیرم بی تاب است نمی تواند کم بخورد طلاق می گوید طلاق. می گوید من برنج نمی توانم نخورم، مردت می گوید این به درد من نمی خورد زنت را می دانی از این خوشش نمی آید بگذار کنار. نه من نمی توانم. بی تابی و بی حوصلگی های اینطوری خانمت دوست دارد چطور به خانه بیایی با چه عطری با چه لباسی با چه رنگی می بینی بوی پایت اذیت می کند از در آمدی برو بشور با همان هم به مسجد می آید می دانی بوی بد دهان داری این همه راه هست برای برطرف کردن بوی دهان چند سال است با این بوی دهانت دیگران را آزار می دهی تحمل نداری بروی درمان کنی، ما خودمان تحمل نداریم می گوییم بقیه جور ما را بکشند شما تحمل بفرمایید ولی ما نه مصداق می گویم.
پس تمرین کنیم شروع کنیم کم کم از چیزهای کوچک بعد هم بنویس چون این مار و عقربها را نتوانیم بیرون شان کنیم این از درس دانشگاه درس حوزه درس دکترا و مهندسی و ... واجب تر است بنویسیم که من کجا جوش می آورم کجا جلوی خدا می گویم بی خیال این بی تابی ها و بی تحملی های خودمان را فهرست کنیم بعد شروع کنیم دانه دانه برطرف کنیم در طول یک هفته چقدر توانستم جزع هایم را کنار بگذارم نق و غرهایم را کنار بگذارم یک سری از نق و غرها خیلی خطرناک است استفراغ روی دیگران است پاره پاره کردن دیگران است یک سری از نق و غرها درون انجام می شود ببینید چه تعدادش را می توانیم ساکت کنیم چقدر می توانیم خودمان را به آرامش برسانیم این را انشاءالله تمرین کنیم تا جلسه بعد.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.