روایتی را از امام باقر (ع) درباره آثار آخرتی محبّت اهل بیت و ولایت آنها بیان شده که می فرماید هیچ بنده ای ما را دوست نمی دارد و ولایت ما را نمی پذیرد مگر اینکه خداوند قلب او را پاک کند و قلب کسی را پاک نمی کند مگر اینکه تسلیم ما شود که تسلیم شدن در این روایت مثل تسلیم شدن یک بیمار نسبت به پزشک است و اگر کسی که بیمار است خودش را به پزشک معرفی نکند این فرد از نظر درک دچار مشکل است و یا کسی بخواهد خانه بسازد ولی با مهندس و متخصص ارتباط برقرار نمی کند که در اصل ما باید برای هر کاری به متخصص آن مراجعه کنیم. مهم ترین اصل در زندگی انسانها اصل عقلانی و فطری است که همه انسانها از این اصل درک درست و واحدی دارند و مثل این است که در برخورد با یک سیستم اکترونیکی چهر مرحله را طی می کنیم که عبارتند از تعریف، راه اندازه، بهره برداری، اصلاح و تعمیر بعد از خرابی که اگر سیستم خراب شد به متخصص مراجعه کنیم و اگر متخصص نبود به کسی که از طرف سازنده معرفی می شود مراجعه می کنیم که این مثال در مورد ما انسانها همین طور است که ما در زندگی به چند چیز احتیاج داریم که عبارتند از: هدف خلقت، جاودانگی، ابدیت که برای این ها هم به 7 دسته اطلاعات تخصصی احتیاج داریم که در اختیار خداوند است و این اطلاعات تخصصی به وسیله خدا در اختیار معصومین (ع) قرار گرفته است پس وقتی ما از چهارده معصوم صحبت می کنیم یعنی از چهارده متخصصی که اطلاعات تخصصی هفتگانه مورد نیاز انسان را در اختیار دارند و اگر کسی خودش را به معصوم تسلیم نکند و به پایین تر از معصوم قانع باشد خودش را در معرض انواع اشتباهات و حماقت ها قرار داده است و شأن و بزرگی انسان و هدف خلقت انسان بالاتر از آن است که خودش را به کمتر از چهارده معصوم بسپارد و همه اینها بخاطر این است که معصوم انسان بی اشتباهی است و این مطلب هم وجود دارد که انسان موش آزمایشگاهی دانشمندان نیست که آن دانشمند مدتی یک نظریه بدهد و بعد از مدتی بگوید که اشتباه کردم و طی این مدت میلیون ها نفر را از بین ببرد پس پاکی قلب سلامت دل انسان به این است که همه چیزها را آن طور که هست ببیند و وقتی یک نفر خودش را درست بشناسد در واقع خودش را به معصوم تسلیم می کند و به خاطر همین است که قلب پاکی دارد و اگر گناهی بکند چون از معصوم تبعیت می کند گناهانش جبران می شودبخاطر اینکه زیر نظر معصوم امورات زندگیش را اداره می کند. قبلا هم گفتیم که همه تسلیم بودن در سلم و آشتی بودن نسبت به خانواده آسمانی خودمان است و اگر کسی به سلم رسید که نقلی از قرآن هم وجود دارد که (( فَاِذا کانَ سِلما لَنا )) اگر کسی به سلم رسید و (( بَل قولوا اَسلمنا )) و برای اینکه راحت باشند و به آنها آسیب نرسد گفتند مسلمان شدیم که این کافی نیست و بایدخودش را تسلیم معصوم کند و با دل آنها را بپذیرد مثلا می توانیم مسلمانان صدر اسلام را بگوییم که برای در امان ماندن جانشان شهادتین را به زبان آوردند ولی خداوند وحی فرستاد که به آنها بگو که شما از اعماق دل به اسلام ایمان ندارید و وقتی که انسان با چهارده معصوم به سلم رسید به اسم سلام خدا می رسد که یکی از اسمهای خدا سلام است که کارکرد این اسم ایمن و سالم نگه داشتن انسان از آسیبها و حوادث است که حضرت می فرماید: (( فاذا کان سلما لنا سلَّمه الله من شدید الحساب و اَمنَهُ مِن فضع یوم القیامه الاکبر )) هرکس که با ما در سلم باشد خداوند او را از حساب شدید در امان نگه می دارد چرا؟ چون سلمه الله خدا او را سالم نگه می دارد و وقتی انسان زیر نظر یک متخصص تربیت شود اشتباهاتش زود گرفته می شود و رشد و قدرتش هم زیاد می شودکه این معلوم می شود که این فرد به سلم رسیده است. وقتی یک انسان بدون استاد یک مسیر را برود دچار اشتباهات زیادی می شود ولی اگر با یک کارشناش آن مسیر را برود ضریب اشتباهاتش کم می شود بنابراین وقتی انسان در حرکت به سمت به اَبدیت و آخرت خودش را تسلیم خدا و اهل بیت کند ضریب اشتباهاتش به شدت کاهش پیدا می کند. معطلی قیامتو گرفتاری قیامت و آتش دوزخ معلول اشتباهات دنیاست و گناهانی که در دنیا صورت گرفته باعث می شود که انسان در قیامت گرفتار شودولی اگر کسی با معصوم باشد در قبر و بزرخ و قیامت دلیلی ندارد که معطل شود چون اشتباهاتش زیاد نیست و اصول و چیزهایی که باید با خودش ببرد را برده و ممکن است که در بعضی قسمتها اشتباهاتی باشد که آنها قابل مرمت و گذشت است پس یک نگاهی به سلم با اهل بیت با سالم بودن از حساب شدید قیامت بیندازیم که چقدر دقیق هست و نشان می دهد که ما هرچقدر در این دنیا بیشتر تسلیم اهل بیت شویم در آن دنیا بیشتر در سلامت هستیم که در زیارت عاشورا می خوانیم (( انّی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم ))که بیانگر همین موضوع است. جهنم همه معلول دور بودن از تخصص که همان دور بودن از متخصص معصوم است و بزرگترین گناه این است که انسان خودش را از متخصص معصوم جدا نگه دارد و بین او و متخصص معصوم فاصله بیفتدکه روایتی از پیامبر هست که اهل سنت هم نقل کرده اند و مرحوم طبرسی از شواهد التزیر و از ابی امامه بابلی که این هم در بحارا الانوار جلد 23 ص 230 آمده که پیامبر می فرماید: خداوند انبیاء را از درختهای مختلف آفرید یعنی از ریشه های مختلف که منشاءهای مختلفی دارندو من و علی را از یک درخت آفرید یعنی از یک ریشه من آن درخت و علی شاخه آن است و حسن و حسین میوه آن و پیروان ما برگ های درختند و هرکس توجه ننماید گمراه است و اگر بنده ای خدا را بین صفا و مروه سه هزار سال پرستش کند به طوری که همچون مُشکی خالی شوداما درک محبت ما را ننماید یعنی به محبت و ولایت اهل بیت نرسد خداوند او را با صورت در آتش جهنم می اندازد و این آیه را استناد می کند (( قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی )) بگو من از شما هیچ معادلی برای کارهای خودم و زحمات خودم نمی خواهم مگر مودت خاندانم که این آیه قرآن است که در چند جا ذکر شده است که اگر مسلمانی بخواهد معادل زحمات پیغمبررا به وی عطا کند پاداش پیغمبر زندگی کردن خوب و درست زندگی کردن است و اگر کسی بخواهد به زحمات پیغمبر پاسخ مثبت بدهد باید زیر نظرمتخصص معصوم زندگی کند و نسبت به اهل بیت پیروی داشته باشد و در روایتی که گفتیم معلوم می شود که بدون پذیرش ولایت اهل بیت ما انسان ها دچار اشتباهات زیادی می شویم چون تخصصی در کار نیست. هدف خلقت انسان این است که انسان مثل خداوند ذاتی باشد؟ در جواب باید بگوییم خیر، چون فقط خدا ذاتی است و انسان باید مثل ظهور پروردگار باشد که پیغمبر فرمود: (( تخلّقوا باخلاق الله )) متعلق به اخلاق خدا شوید و هدف خلقت انسان این است که انسان به خلقیات خدا و به کمالات خدا متصف باشد و اگر بخواهد این کار را بکند باید الگویش شبیه ترین فرد به خدا باشد و اگر الگو نداشته باشد نمی تواند شبیه خدا شود و یک انسان گناهکار اصلا نمی تواند الگویی برای انسان باشد پس ببینید پیامبر دقیقا می خواهد دست ما را در دست معصوم بگذارد و اگر کسی دستش به دست معصوم نرسد زحماتش هدر می رود و اگر کسی می خواهد راه بی نهایت آخرت و ابدیت را طی کند نیازمند متخصص معصوم هست که هم دنیا و هم آخرت خوبی داشته باشد پس با این حساب در می یابیم ما هرچقدر هم عبادت کنیم با آن عبادت سر از جهنم درمی آوریم و عبادتهایمان بدون تایید متخصص معصوم ما را به جهنم می رساند و کَما اینکه زندگی بدون متخصص معصوم هم ما را به جهنم می رساند. در بحث بهشت و بهشت شناسی یک سری مطالب و نکته ها را بیان می کنیم که چرا آنجا نعمتها دائما در حال تغییر هستند و یک نعمت می تواند به نعمتهای زیادی با صورتهای گوناگونی دائما تغییر کند که این تابع اراده انسان است که در آیه قرآن هست که می فرماید: (( لهم فیها ما تجتَهِ الا نفس و تلذّ الاعین )) در بهشت هر چیزی که انسان اشتها داشته باشد برایش هست و هر چیزی که انسان از آن لذت می برد هست که قرآن در ادامه می فرماید: که این تابع اراده بهشتیان است و بهشتیان در بهشت هرچه اراده کنند همان خواهد شد پس صورت خاصی در بهشت وجود ندارد که انسان محکوم آن باشد و هر چیزی که انسان اراده کند که تغییر کند، برای اینکه شما بیشتر لذت ببرید آن تغییر اتفاق می افتد و در مورد چشمه های بهشتی هم همین طور است که (( یشرب بها عباد الله یفجرونها تفجیرا )) چشمه ها هم تابع اراده انسان است که هر جای بهشت انسان اراده کند چشمه های بهشتی بیرون می آید و قیافه ها و خوردنیها و شنیدنیها و رنگ هاهمه تابع اراده انسان است و لذا قرآن می فرماید: در بهشت حاکمیت با مومن است (( و اذا رأیت ثَمَّ رأیت نعیما و ملکا کبیرا ))هر جا که شما در بهشت نگاه کنید نعیم بسیار و حکومت کبیر خواهید دید یعنی هر مومنی در حیطه حکومتی خودش و به مقدار وسعت روحش به او حکومت داده می شود حال کسانی که روح بزرگی داشته باشند حکومت آنها در بهشت با شکوه تر و بزرگتر خواهد بود و در بهشت از نعمت های بیشتر و متنوع تر و کاملتر برخوردار هستندپس در واقع بهشت و جهنم محصول نفس خود ما هست و ظهورات نفس ما است. حال از کجا می توانیم بفهمیم که جهنمی هستیم یا بهشتی هستیم؟ در جواب باید بگوییم که قاعده این است که نفس ما قبر ماست لذا هرکسی که بخواهد بداند بهشتش چقدر وسعت دارد باید ببیند روحش چقدر می تواند بی فشار زندگی کند و روحش آرام تر و شاد تر است و کسانیکه روحهای گرفته دارند و در معرض فشار قرار دارند و دچار افسردگی و زود رنجی و عصبانیت هستند اینها فشار قبر زیادی دارند و کسانیکه دیگران را با سوء ظن و تمسخر و بی ادبی در فشار قرار می دهند اینها هم فشار قبر دارند پس اگر کسی بخواهد بداند که قبرش فشار دارد یا نه باید ببیند که این دو عاملی که ذکر می کنیم را دارد یا خیر که یکی از آنها این است که باید ببینیم که آیا نفس ما فشار پذیر است یا نه و آیا به ما احساس حقارت و کوچکی دست می دهد و عصبانی می شویم و زودرنج هستیم و به دیگران تهمت می زنیم و یا غیبتشان را می کنیم و یا به دیگران حسادت می ورزیم یا نَه، یک روح آرام و شاد داریم و کسی نمی تواند ما را در فشار بگذارد و دومی این است که خودمان دیگران را در فشار قرار دهیم و نفسمان به دیگری فشار وارد می کند و یا با اخلاق بدمان خانواده و دوستانمان را در فشار قرار می دهیم که این دو نشانه را اگرکسی نداشته باشد بداند که بهشتی وسیعیدارد و کسانی که این دو صفات را دارند باید بدانند که قبرشان را خراب کردند و کسانی که برای هرکاری در زندگی قاعده آن را رعایت می کنند هیچ مشکلی برای آینده و آخرتشان ندارند و مثل این است که ما نزد پزشک برویم و امور تخصصی را رعایت نمی کنیم و می بینیم که اتفاقات بدی برای بدنمان می افتد و بدنمان در فشار قرار می گیرد و اگر انسان برای روح بدن خود دستورات متخصص روحانی را رعایت نکند سلامتش را تحت فشار گذاشته است. با این حساب قبر، جهنم، عذاب یک مسئله کاملا تخصصی هستند و ما نباید آن دو ملاک فشار قبر را فراموش کنیم و وظیفه ما در دنیا این است که با تربیت و رعایت دستورات خدا و معصومین فشار را از نفس خویش برداریم تا به شادی و آرامش برسیم و این را هم بدانیم که هرچه به شادی و آرامش نزدیک تر شویم بهشتی تر می شویم و هرچه در فشار بیشتری باشیم غذاب قبر و فشار قبر و معطلی زیادی داریم. حال ببینیم که چه عملی برای آخرت بهتر است آن اعمال همانهایی هستند که آن دو عزیزی که ذکر کردیم بیان کردند که می گویند ما برترین اعمال را در سه چیز می بینیم که از همه بالاتر هستند یکی صلوات برتر دومی نوشاندن آب که ثواب بسیار زیادی داردو سومی دوستی علی ابن ابیطالب است که دو تای اینها را ما به متخصص می فرستیم که (( اللهم صلی علی محمد و آل محمد )) است و دیگری دوستی علی ابن ابیطالب است که صلوات در اصل درون انسان را تقویت می کند و بسیاری از آفت ها، دردسرها، فشارها و عذاب ها با مهرورزی عاشقانه نسبت به اهل بیت در درون انسان برطرف می شود و صلوات که چقدر عظیمت دارد که خداوند می گوید من این کار را کردم و شما هم این کار را بکنید که آیه ای در قرآن هم هست که می فرماید: (( یا ایها الذین آمنوا اِن الله و ملائکته یصلّون علی النبی )) که خدا و ملائکه هم صلوات می فرستند و خدا می فرماید ای مردم شما هم صلوات بفرستید که صلوات در روز قیامت نامه عمل انسان را بسیار سنگین می کند و انسانی که اهل صلوات است با یک ثروت عظیم وارد نظام برزخی می شود و در روز قیامت هم به صورت یک آدم ثروتمند و اشرافی محشور خواهد شد به خصوص اگر بداند که صلوات یعنی چِه و با باطن صلوات ارتباط برقرار کند و بداند که چطور باید برای خانواده آسمانی خود درود بفرستد و در مورد دومی که محبت حضرت علی است می خواهیم بدانیم که قیامت چه وقتی است؟ (( یوم تبلی السرائر )) روزی است که باطنها ظهور می کند مثل رابطه دنیا با آخرت و مثل رابطه رحم مادر با دنیاست که باطن یک زایمان و بارداری و دارایی های یک جنین بعد از تولّد معلوم می شودو معلوم نیست که یک جنین در رحم مادر چه کارهایی کرده است و الان چه وضعیتی دارد و این جنین باید در یک عالمی بعد از تولد به دنیا بیاید و دنیا این مسائل ما را تفسیر می کند و می گوید که مطابق فرکانس من گوش آورده و مطابق طول موج من چشم آورده و مطابق هوای این جا دستگاه تنفس آورده است و همه چیزش تنظیم است و رحم این قابلیت را ندارد که این مسایل را عرض یابی کند و فقط قدرت سازندگی دارد و ارزیابی جنین بعد از تولد اتفاق می افتد و شرایط زیستی دنیا نوع تولد را ارزیابی می کند که همه اینها را به اصطلاح سوال، حساب، کتاب و میزان دنیا می گویند که همه بر روی جنین انجام می شودو سوالهای قیامت هم همینطوری است که نه کتبی است و نه شفاهی است بلکه وجودی است یعنی انسان وقتی از دنیا وارد برزخ می شود برزخ خودش از شما محاسبه و سوال می کند و پاداشش را هم می دهد و دنیا هم همین کارها را می کندو وقتی در دنیا یک جنین سالم متولد می شود همه حساب و کتابها را انجام می دهد و جزایش را هم همان لحظه می دهد و جزای آن هم این است که اگر دستگاه تنفس خوب کار نکند بچه دچار کمبود اکسیژنمی شود و ممکن است که خفه شود و باید به او اکسیژن بزنند که اگر دستگاه تنفس خوب آورده باشد راحت تنفس میکند و در مورد گوش، چشم، قلب، دست و پا هم همین محاسبات انجام می شود که این را (( ان الله سریع الحساب )) می گویند یعنی خدا خیلی زود به حسابمان می رسد و این سیستم به این قدرتمندی در آخرت هم هست که بسیار قدرتمندتر از سیستم دنیا،نَفس از اینجا وارد برزخ می شود و تمام دارایی های یک نَفس نمایان می شودکه چه آورده و آیا متناسب با سیستم بهشت روح آورده یا غیر از این است و اگر کسی می خواهد بهشتی باشد باید آن سه خصلت را همراه داشته باشد تا مشکلی برای او پیش نیاید و خوشا بحال کسانیکه در این دنیا باطن سازی می کنند. محبت اهل بیت و دوستی با اهل بیت و اطاعت از آنها برای شرایط زیستی آخرت مناسب است و الان ما با نگاه به درون خود باید ببینیم که چقدر تابع این مسئله هستیم و این را هم بدانیم که اگر باطنمان با محبت اهل بیت و صلوات تغذیه شود در آن طرف ثروتمندترین افراد هستیم. حال بیاییم ببینیم که چرا خدا در قرآن و اهل بیت و خود پیغمبر به ما تاکید کردند که صلوات بفرستیم؟ برای این که این برای حیات ابدی ما بسیار ضروری هست یعنی هم در حیات دنیایی ما کاربرد دارد و هم در حیات آخرتمان تاثیر دارد و به تبع دنیای ما در نظام آخرتی تاثیرگذار است و این را باید بدانیم که خدا ما را آفریده و بیشتر از دیگران ما را دوست دارد و اهل بیت چون اصل و ریشه ماهستند میلیون ها برابر بیشتر از پدر و مادر زمینی مان ما را دوست دارند و لذا با آن علاقه ای که به ما دارند به ما میگویند که چه چیزها و چه کارهایی برای ما بهتر استو ما باید چه چیزها و چه اصولی را داشته باشیم تا در نظام آخرتی خوشبخت ترین و ثروتمندترین انسانها باشیم. یک دعا از امام زین العابدین است که در بحارالانوار ج 94 حدیث 19 نقل شده که می فرماید: (( اسئلک بحق الواجب علی جمیع خلقک )) ای خدا من از تو به آن حقّی که واجب است از تو به گردن همه مخلوقات، از تو درخواست می کنم (( لما تحرَّتنی من الآفات )) اینکه مرا از آفت ها پاک کنی. و منظور از این حدیث این است که ما خیلی اوقات که دچار بیماریهای روحی و روانی می شویم و دچار حسادت و گرفتاری هستیم هیچ وقت به خدا مراجعه نمی کنیم و از او در خواست کمک نمی کنیم چون خدا را همه کاره نمی دانیم و این را نمی دانیم که همه چیز دست اوست و مسبب الاسباب است و وقتی به مشکلی بر می خوریم به در خانه اهل بیت نمی رویم و از آنها کمک نمی گیریم و کمک معصوم هم همین طور است که باید ببینیم که آنها چه راهنمایی هایی در این زمینه کردند که این هم نوعی کمک است و البته کسانی هم هستند که به دنبال مشکلات روحی و روانی به نزد روانپزشک می روند و خیلی ها هم هستند که هیچ کاری در این زمینه نمی کنند ولی بهتر است که ما از خدای خود و خالق خودمان کمک بگیریم و خدا بیش از هزار اسم دارد و ما می توانیم از این اسم ها کمک بگیریم ولی متاسفنه ما این کارها را هم انجام نمی دهیم و قرآن می فرماید: (( و لله الاسماء الحسنی فدعوه بها )) خدا اسم حُسنی دارد و خدا را با این اسم های قشنگ بخوانید ولی ما الان چند تا از این اسم ها را در زندگی به کار می بریم و از این گنجینه استفاده می کنیمو خدا می فرماید من این اسم ها را برای شما گذاشتم تا از این ها استفاده کنید مثلا کسی که می خواهد روحش پاک شود یک مدتی به این اسم (( یامطّهر یامطّهر )) توسل کند و این اسم را بگویدو وقتی انسان با این اسم اُنس بگیرد کم کم درونش پاک می شود و یا اینکه از نظر روحی و بدنی ضعیف هستی که باید اسم شریف (( یاقوی )) را بگویی یا از نظر اقتصادی و مالی مشکلی داری باید اسم (( یاغنی )) را بگویی و از خدا بخواهیم که از آفت ها پاکمان کند که خود ما انسان ها توان این کار را نداریم و لذا معصوم می گوید: (( لمل طهرتنی من الآفات و عافیتنی من اختراف الآسان )) خدایا تو معافی یعنی عافیت دهنده هستی و خدایا به من عافیت بده که من گناه نکنم و مرا از گناه در امان نگه دار که نشان می دهد که ما می توانیم به اسم معافی خداوند توسل کنیم که روایتی هم آمده که هرکسی در صبح اول وقت سوره توحید را یازده بار بخواند صاحب قدرتی می شود که گناه نکردن برایش سخت نیست و خیلی راحت می تواند گناه نکند و به گناه و معصیت می تواند نَه بگویدو کسانی که زود رنج و عصبانی هستند می توانند سوره (( الم نشرح )) را بخوانند چون خدا می فرماید که ما شرح دادیم و با این حساب می تواند دل مرا باز کند همان طور که دل پیغمبر را باز می کردو یا با خواندن این عبارت (( بتوبه منک علیّ )) از خدا بخواهیم که ما را از گناه در امان بدارد. ما به خدا می گوییم که توّاب است که در سوره نصر هم آمده (( انّه کان توّابا )) یعنی خدا خیلی توبه می کند که این به این معنی نیست که خدا گناهکار است و توبه یعنی بازگشت و یعنی خدا رویش را به ما می کندو به ما توجه داردو چقدر خوب است که انسان با خدای خود صحبت کند که روایتی است که در آخرت خدا خیلی ها را نگاه نمی کند و به آنها می گوید که من شما را نمی شناسم و فراموشتان کردمکه این حرف بسیار سختی است که آیه ای هم هست که می فرماید: (( لا یزکیهم و لا یکلمهم الله یوم القیامه )) خدا یک کلمه با آنها حرف نمی زند و بعد می گوید اینها را به یک جایی ببرید و به آنها بفهمانید و من به اینها توجهی ندارم و این افراد هیچ کسی صدایشان را نمی شنود که علت این است که میگوید تو در دنیا مرا هم نمی دیدی و صدای مرا و دوستان من که همان انبیاء و ائمه هستند را نشنیدی و برای همین تو فراموش می شوی که ما در دعاها هم داریم که یک نگاه از آن نگاه های مخصوصت را که به دوستانت کردی به ما هم بیندازکه ما انسانها باید در این موارد سِمج باشیم و با خدا از این حرفها بزنیم که اگر لایق هم نباشیم یک موقع می بینیم که خدا به ما نظر می اندازد و در زندگی مان اتفاقات قشنگی می افتد ولی متاسفانه بعضی انسانها آنقدر مغرور و متکبر هستند که فکر می کنند که خودشان می توانند مشکلاتشان را حل کنند و از خدا در خواست کمک نمی کنند که علت هم این است که التماس کردن و ذلت را بلد نیستند و این را نمی دانند که فقط خدا ذلت می پذیرد و فقط مشکلات کسانی را حل می کند که گدایی را خوب بلدند و کسانی که عُرضه دعا کردن را ندارند قرآن آیه ای دارد که می فرماید: (( انّ الّذین یستکبرون عن عبادتی )) آنهایی که از عبادت من تکبر دارند به زودی و با خاری وارد جهنم می شوند و انسان در دعا کردن باید به پای خدا بیفتد و سجده کند که سجده کردن یعنی روی پای خدا افتادن است و در دعای خود به خدا بگویید خدایا نگاه کن به من که خیلی بدبختم و بیچاره و بی کَس هستمو آلوده شدم و عرضه ای هم ندارم (( مولای یا مولای انت القوی و انا الضعیف و هل یرحم الضعیف الا القوی )) مولای من همه کس من تویی و قوی مطلق تو هستی و من ضعیف هستم و چه کسی به یک ضعیف رحم می کند جز یک قوی و خدای من اگر از من راضی باشی من از دوستی با تو احساس آرامش میکنم و چقدر خوب است که انسان با خدای خود آشتی کند و چقدر شرافت دارد که انسان مهمترین دغدغه زندگیش آشتی با خدا باشد که اگر آشتی نباشد هرچقدر هم موفق باشد این موفقیت ها هم برای او شکست است و هرچه هم لذت ببرد برایش عذاب است چون با خدای خود آشتی نکرده است .
جلسه 054 - خانواده آسمانی
متن کامل (خام) جلسه 054 - خانواده آسمانی