أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
در بحث ضرورت رابطۀ عاشقانه و ضرورت وجود محبت در صحنۀ دینداری و در صحنۀ زندگی دربارۀ این موضوع بسیار مهم مطالبی را از معصومین (علیهم السّلام) عرض کردیم و به اینجا رسیدیم که اساساً بدون این دلدادگی و محبت که مشروط هم هست این محبت، بدون این دلدادگی و محبت امکان نزدیک شدن به کمال مطلق و الله وجود ندارد.@این را شما در فرمایش بسیار مهم وجود مقدس آقا امام رضا (علیه السّلام) در زمانی که به ایران آمدند در نیشابور میبینید، حدیث بسیار معتبری که به حدیث سلسلة الذهب معروف هست، که وقتی که مردم از امام رضا (علیه السّلام) خواستند که حدیثی بیان بکند، معصوم میتوانست، میتوانست یک حدیثی بگوید مثلاً «النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ» یا مثلاً بگوید «الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ» یا مثلاً راجع به چیز دیگری صحبت میکرد.@ولی حضرت تمام اطلاعاتی که یک نفر برای خوشبختی نیاز دارد در یک حدیث بیان کرد، یعنی معارف مورد نیاز یک نفر را برای پرواز بیان کرد، یعنی شما اگر این حدیث را که حضرت بیان کرد دقت بفرمایید میبینید امکان نداشت و ندارد یک نفر بتواند از این مهمتر اطلاعاتی در اختیار کسی قرار بدهد.@اولاً میفرماید پدرم از پدرش، از پدرش، از پدرش، تا رسول خدا و از جبرئیل نقل کردند که خداوند تبارک و تعالی فرموده «کَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي» دو تا نکته را ذکر کرد، یکی حس، یکی عذاب، مایۀ تنظیم رابطه ما (لا اله الا الله) است.@یعنی اگر کسی میخواهد در زندگی در امان باشد، از اضطرابها، از حوادث، از تلخیها، از له شدنها، از تحقیر شدنها، از کوچک شدنها، از غصهها و از اضطرابها باید به (لا اله الا الله) پناه ببرد، (لا اله الا الله) حصن محکمی است که هیچ حصن دیگری جز او نمیتواند از انسان حفاظت و حراست بکند در مقابل سختیهای دنیا و آخرت.@(لا اله الا الله) کلمهای است که اگر انسان به عمقش پی ببرد و ببیند که در نفس خودش هم همین را شهادت میدهد و بخصوص شهود خودش را هم بتواند به این شهود باطنی برسد، به این گزارۀ فطری در درون خودش برسد، اگر کسی به آن معتقد بشود، تمام آرامش و تمام شادی را با خودش میآورد.@برای همین هم در بین اذکار هیچ ذکری به اندازه (لا اله الا الله) ثواب، اثر و قدرت ندارد، مادر همه اذکار (لا اله الا الله) است، محور و سنگ بنای همه دین، همه انسانیت، همه خلقت، همه رشد (لا اله الا الله) است.@اولاً پذیرش وجود یک چیزی به نام عشق در انسان، یعنی پذیرش بخش قلب در انسان، نه فقط بخش عقل، که انسان یک بخشی دارد در وجودش به نام دل و قلب که کار این عاشقی است، و ما باید به این عشق حرمت بگذاریم آن را به رسمیت بشناسیم و آن معشوق لایقش را به آن بدهیم.@کمااینکه به بخش عقلانیمان حرمت میگذاریم اطلاعات، معلومات مناسب را برایش ایجاد میکنیم، به بخش وهمیمان اهمیت میدهیم، نیازهای وهمی، حیوانی، عشقهای زمینی، روابط فرزندی، مادری، پدری، مسائل دیگری که به وهمیات ما مربوط هست برایش تهیه میکنیم.@کمااینکه به بخش حسیمان احترام میگذاریم اگر چشممان طول موج مناسب میخواهد، چشم مناسب، تقویتش میکنیم در اختیارش میگذاریم، فرکانس مناسب را سعی میکنیم دریافت بکنیم، غذای مناسب را سعی میکنیم بخوریم، نوشیدنیهای مناسب را مینوشیم، به هر حال باید به همه ابعادمان احترام بگذاریم.@در بُعد انسانی که انسان عبارت است از فوق عقل یعنی قلب و دل انسان فعال است و در آن بخش یک معشوق هست مناسب این دل و مناسب قلب پس عاشقی حق انسان است و خداوند ما را عاشق آفریده عاشق خودش.@
خدا اینطوری آفریده، شوقی به بندهاش دارد، و بندهاش را عاشق خودش آفریده، این یک حقیقت است و این حقیقت آمده در قالب یک جمله به نام (لا اله الا الله)، (لا اله الا الله) یعنی من دل را به رسمیت میشناسم، قلب را به رسمیت میشناسم، معشوق مناسبش را هم به رسمیت میشناسم، و کمتر از الله نیست، غیر از الله نیست.@این همه حقیقت خلقت است، اگر کسی این را فهمید، وقتی این را بفهمد و باور بکند روز قیامت وارد صحنه محشر میشود، بیمشکل میمیرد اگر کسی همین حقیقت را که توضیح دادیم باور بکند و اگر یکبار حقیقی جلوی خدا بایستد بگوید (اشهد ان لا اله الا الله) راست بگوید خدایا من واقعاً شهادت میدهم و خدا هم ببیند دلش را که شهادت میدهد این حقیقت عالم است.@ببینید حضرت در یک جمله برای انسان چه چیزی بیان کرده «قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ کَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ حِصْنِي» حصن من، حصار من، قلعۀ محکم من است، « فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي» کسی که در این حصن بیاید از عذاب در امان است.@یعنی این آدم به او اضطراب نمیرسد، هم در دنیا به او اضطراب نمیرسد، (و ما رأیت الا جمیلا) فرزندانش را تکه تکه کنند، برادرش را تکه تکه کنند، خودش را اسیر بگیرند، کتک بزنند این استحکام دارد، این آرامش دارد، نمونهاش آزادگان عزیز خودمان در دوران دفاع مقدس، آزاده به معنای حقیقی بودند، شاد بودند، آرامش داشتند، در آن ده سال اسارت، دوازده سال اسارت، اصلاً خورد و له نشدند.@ولی حضرت برای اینکه این مسئله تحقق پیدا بکند به ما دارد راهکار میدهد، من اگر الله معشوقم هست، چطوری با این معشوق میتوانم ارتباط برقرار بکنم، چطوری میتوانم به کمال مطلق نزدیک بشوم، من الان کمال مطلق در دسترسم نیست به این معنا که آن هزار اسمش را ببینم، کجا باید جلال و کمال خدا را ببینم، اکرام خدا را ببینم؟ کجا باید جود، کرم، غفرانی الهی را ببینم؟ کجا باید رحمانیت و رحیمیت خدا را ببینم؟@باید جلویم تجلی و ظهور داشته باشد، من ببینیم بگویم این جواد است، این کریم است، این غفور است، این رحیم است، بعد بتوانم شبیه به او بشوم، یعنی استاد کامل، انسان کامل، تجلی کامل حق باید جلوی چشمهایم باشد.@لذا حضرت بعد از چند لحظه گذاشت این قضیه خوب جا بیفتد، دوباره سر مبارکشون بیرون آوردند گفتند «بِشَرطِها وَ شُرُوطِها وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» همه حرف را زد، یعنی بدون معصوم، بدون جلوه کامل شما اصلاً نمیتوانید به الله نزدیک بشوید، الله خلیفه گذاشته، انسان کامل گذاشته و شما باید با انسان کامل به حق نزدیک بشوید.@بدون الگوی کامل از خدا هر الگویی ناقص است و با الگوی ناقص انسان به الله نمیرسد، با الگوی معصیتکار، با الگوی اشتباهکننده نمیرسد، امکان ندارد برسیم، «بِشَرطِها وَ شُرُوطِها وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا» تمام چیزی که یک انسان برای زندگیش نیاز دارد حضرت در این کلام فرمودند.@همه آن چیزی را که نیاز داشتیم امام رضا (علیه السّلام) در یک جمله به ما هدیه کرد، کسی میتواند اینطوری ما را یاد بدهد، کسی میتواند اینطوری ما را یاد بدهد، کسی میتواند اینطوری تمام حقایق را در یک جمله بریزد به خورد ما بدهد.@پس اساس اگر بخواهید به سمت الله بروید مشروط میتوانید حرکت بکنید، در یک جریان خاص با وسیله خاص میتوانید حرکت بکنید و آن هم خلیفه الله هست، خلیفه خود خدا و مظهر خدا، لذا اساس دین اسلام، اساس (لا اله الا الله) محبت چهارده معصوم است، یعنی شما بدون محبت چهارده معصوم اصلاً نمیتوانی بگویی من الهام الله است، چون اله یعنی معشوق، میگویی اله من الله است، الله یعنی کمال مطلق.@شما نمیتوانی بگویی من الهام الله است اما با مظاهر محدود میخواهم به آن عشق بینهایت برسم، شما نمیتوانی، شما بگو اله من گُل است من گُل را دوست دارم، گُل میگوید من از خدا خیلی نشانه برای تو دارم، اما من همه اسماء را الان ندارم به تو بدهم.@من زیبایی دارم، لطافت دارم، حکمت دارم، قدرت دارم، این اسمهایی که در خدا هست در گُل هست، وقتی شما به گُل نگاه میکنید، به حکمت، به وجود، به قدرت، به رزاقیت، به خیلی اسمها میرسید، این بحثی که در اردو داشتیم استخراج اسماء الهی از بین موجودات، بله از اینطرف میتوانم یک تعدادی اسم بگیرم، اما از اینطرف نمیتوانم غفور بودن را بگیرم، از اینطرف نمیتوانم کرم را بگیرم و خیلی اسمهای دیگر الان در این ظهور ندارد.@شما نمیتوانید بگویید من با الگوی محدود به نامحدود میخواهم برسم، اصلاً نمیتوانید بگویید، شما فقط و فقط با تجلی نامحدود خدا یعنی انسان کامل که همه کمالات خدا را یک جا دارد میتوانید به الله برسید.@یک مثال بزنم: شما میخواهید خودتان را تمام قد ببینید، چطوری ممکن است بتوانید خودتان را تمام قد ببینید؟ تمرینهایش را در اردو کردیم، شما یک آیینه از کیفتان در بیاورید، وقتی در مقابلش میایستی نمیتوانی خودت را تمام قد با همه جزئیات نگاه کنید، تو فقط زمانی میتوانی خودت را با همه جزئیات نگاه کنی که آیینه تمام قد داشته باشی.@همه مخلوقات آیینه هستند معصوم هم آینه است، یعنی معصوم خودش را اصلاً نشان نمیدهد، آیینه اصلاً خودش را به شما نشان نمیدهد، شما هر چه در آینه دقت میکنید صاحب صورت را میبینید، اصلاً از آیینه خبری نیست، هنر آینه این هست که تو را فقط به صاحب صورت میرساند.@خود حضرت مثال آیینه را میزند، که همه عالم آیینه است، شما فقط در آینه صاحب صورت را میبینید، اگر در خودش گیر کردی صاحب صورت مخفی میشود، شما چشمت را به خود آیینه بینداز نگاه کن بعد میبینی دیگر خودت را نمیتوانی ببینی، اما اگر به صورت نگاه کردی، بیشتر میتوانی صاحب صورت را ببینی، و زمانی میتوانی تمام قد خودت را ببینی، که آیینهات هم تمام قد باشد.@مخلوقات دیگر حق تعالی را نشان میدهند اما همه خدا را نمیتوانند نشان بدهند، لذا شما از مخلوقات ناقص نمیتوانی به الله، همه خدا را ببینید بعد بخواهی تمام اسمائش را جذب بکنی و خودت کامل بشوی، نمیتوانی به بلندای دلت، به عظمت دل بینهایتطلبت از یک صورت محدود عاشقش بشوی بعد بگویی به اندازه دلم است نمیشود.@شما به گُل، دریا، صحرا، کهکشان، کیهان، به هر چه نگاه بکنید، آیینههای محدود، و آیههای محدود هستند، اصلاً نمیتوانی به عشق بینهایتت جواب بدهی، تو زمانی میتوانی دلت را پر کنی، آن بخش ابدی و جاودانه دلت را پرکنی، به معشوق بینهایتت برسی که همه معشوقت را ببینی، اگر معشوقت را محدود دیدی چطوری میتوانی بگوی من عاشق همه آن هستم؟ چطوری میگویی من میخواهم به تمامش برسم؟@لذا آن الله باید جلوه بکند در یک آیینه تمام قد و کامل که عبارت است از چهارده معصوم، تو وقتی نگاه به معصوم میکنی به الله نگاه میکنی، لذا عشق به معصوم، عشق به الله میشود، «مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَ اللهَ» الله یعنی آن موجود جاودانه، یعنی آن موجود کامل، یعنی کمال مطلق.@هیچ موجودی را شما سراغ ندارید که دوست داشتنش واقعاً دوست داشتن خدا باشد، میتوانیم بگوییم دوست داشتنش دوست داشتن دو تا از اسماء خداست پنج تا از اسماء خداست، لذا شما حواستان باشد شرائط آیینه این هست که شما زمانی آیینه به دردت میخورد که با آن نگاه کنید به آن نگاه نکنی، مثل خورشید است، خورشید اگر به آن نگاه کنی کور میشوی، اما اگر با آن نگاه کنیم راه را پیدا میکنیم.@معصوم تمام جلوه خداست، تو را پیش خدا میبرد، اگر یک جا معصوم، اولیاء خدا، یک استادی شما را به خودش دعوت کرد حتماً خطا است، اگر استادی که دارد شما را به الله میبرد شما از آن رد نکنید اینجا هم خطا است، معصوم را اگر رد نکنید علی اللهی شده، مثل بعضیها که جهالت میکنند (لا اله الا علی) (لا اله الا زینب) (لا اله الا حسن) اینها غلط است.@چون آیینه کارش نشان دادن صاحب صورت است، شما باید صاحب صورت را ببینی، معصوم همیشه شما را از خودش رد میکند به الله میرساند، و فقط معصوم هم میتواند این کار را بکند، بقیه معصوم پایینتر میتوانند اگر ما را به معصوم رساندند، یا به الله رساندند، از آن جهت که ما شناختهای کلی را پیدا بکنیم خوب است، و الا به درد نمیخورد.@لذا شما این همه عرفانهای قلابی که در شهر ما، کشور ما که دارد مثل قارچ رشد میکند، انواع و اقسام عرفانها، کتابهای مختلف خارج از کشور میآید، هر کسی دکان و دستکی در این کشور میزند، بیایید عرفان چنین است، عرفان چنان است، شما را در مان میکنیم، شما را آسمان میبریم، کیهان میبریم، کهکشان میبریم، هیچ کدام اساس ندارد، همه از سر شهوت و توهم است، یک کسی خواسته یک دکانی باز کند چهار نفر دورش جمع بشوند.@آیینه باید مأموریت خودش را انجام بدهد، کدام آیینه بهتر است؟ آن که صاحب صورت را دقیقتر نشان بدهد، در بین معصومین هیچ کس، چون اله ما الله هست، لذا ما به یک مربی و استادی به واسطهای نیاز داریم که کاملترین باشد، مثل خود الله، اگر کوچک باشد نمیتواند همه الله را نشان بدهد.@لذا در بین مخلوقات فقط و فقط یک مخلوق هست که میتواند همه خدا را به ما نشان بدهد، کمالات خدا را ظهور بدهد، میگوییم کرم، عظت، ستاریت، غفاریت، اینطوری است، اینطوری زندگی کنید.@ما چه موقع میتوانیم دربارۀ تمام هیکلمان تصمیم بگیریم و اظهارنظر بکنیم؟ یک آیینه کامل بگذاریم در خودمان و دیگران ببینیم قد و قامت را کامل ببینیم، بعد بگوییم معایب و محاسنش چیست باید چکار کرد، اگر ما بخواهیم به الله برسیم فقط در آیینهای که تمام الله را نشان میدهد ما باید برویم، واسطه و خلیفه و مظهری که همه الله را نشان میدهد.@عاشق او باید بشویم، باید دوستش داشته باشیم، و از این رد بشویم به صاحب صورت برسیم، چون خدا در این آیینه کاملاً جلوه کرده، طالب این باشیم، باید به این نگاه بکنید تا الله را بتوانیم پیدا بکنیم.@لذا در جامعه داریم «مَنْ أَرَادَ اللهَ بَدَأَ بِكُم» هر کس خدا را بخواهد باید از شما شروع بکند، از آیینه دیگری شروع بکند وقت و عمرش را تلف کرده، امام باقر (علیه السّلام) میفرماید: «حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ نِظَامُ الدِّينِ» محبت ما اهل بیت نظام دین است.@نظام، مثلاً دانههای تسبیح را نگاه کنید، اگر دانههای تسبیح را این صد تا دانه را یک جا بریزید هیچ کارآیی ندارد، آن چیزی که تسبیح را تسبیح میکند و میشود از آن استفاده کرد نخ تسبیح است، نظام میدهد، نظام دین به نماز نیست، به روزه نیست، به قرآن نیست، به حج و جهاد نیست، چون نمیتواند همه را جمع بکند.@ولی چه کسی میتواند همه را یک جا جمع بکند و معنادار تحویل ما بدهد؟ فلسفه هر کدام، باطن هر کدام، نحوه استفاده از هر کدام را به ما بنمایاند؟ به ما بگوید ما چطوری از نماز اوج بگیریم، پرواز بکنیم، نماز را یاد بدهد، حج را یاد بدهد، روزه را یاد بدهد، ذکر را یاد بدهد، اخلاق به ما بگوید، فقه را به ما یاد بدهد، ارتباطات را یاد بدهد، حلال و حرام را یاد بدهد، یک نفر هست و آن امام است.@لذا صدیقه کبری (سلام الله علیها) خطبهای که در مسجد مدینه میخوانند میفرمایند خداوند امامت ما را نظام امت قرار داده، کمااینکه بقیه معصومین هم نظام را به کار میبرند، یعنی آن چیزی که به دین سروسامان میدهد معصوم است، امام است، او میتواند به همه چیز سروسامان بدهد.@«حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ نِظَامُ الدِّينِ» محبت ما اهل بیت نظام دین هست، انتظام دین، نظام دین به این هست؛ اگر این را در برزخ در دلتون ببینند تمام است، فرشتههایی که میآیند بو میکنند، اگر این را در قلب شما بو کشند بشیر و مبشر هست که به سمت شما میآیند.@وعده کرده بودم از منابع اهل سنّت هم عرض بکنم، این روایت به قدری زیباست که از منابع اهل سنّت ذکر شده، بسیاری از علماء اهل سنّت این حدیث را ذکر کردند، قبلاً یکبار خواندم ولی به خاطر اهمیت زیادی که دارد، با نگاهی که بعد از آن تاریخ برایتان ایجاد شده یکبار دیگر سراغ این روایت برویم.@از نبی اکرم این را زمخشری نقل میکند «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً» هر کس به محبت آل پیغمبر بمیرد شهید مرده است، ای کاش فرصت من این شهید را برای شما کامل معنا میکردم که یعنی چی آدم شهید شده، به محبت بمیرد، به عشق آل پیامبر بمیرد، ولو در میدان جنگ هم نمیرد، این شهید از دنیا رفته، این چه نعمت عظیمی است خدا نصیب ما کرده، یک مقدار روی این فکر بکنید.@انسان شهید خدا شده، دیدید یک نفر، یک نفر را خیلی دوست دارد میگوید شهیدتم، این کلمه شهیدتم یعنی چی؟ روی این فکر بکنید، این شهیدم یعنی چی؟ «مَاتَ شَهِيداً» یعنی چی؟ یعنی در این محبت چه اتفاقی میافتد که وقتی این محبت آل پیغمبر میآید انسان به شهادت میرسد، تا این عشق آمد انسان به شهادت میرسد.@این تمام مدت عمرش از جوانی که عاشق شد این شهید شده، این تا 30 سال دیگر، 40 سال دیگر که دارد زندگی میکند یک شهید است که فقط در برزخ نرفته، شهید کجا میرود؟ «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» بهشت نه، بهشت خیلی کوچک است زیر پای محب اهل بیت است، بهشت شیفته محب اهل بیت است، بهشت زیر پای محب اهل بیت است، بهشت التماس محب اهل بیت را میکند.@انشاءالله یک بحث مفصل داریم چند جلسه شرابی است، انشاءالله برسیم آنجا اگر طاقت بیاوریم بتوانیم احادیثش را بخوانیم، یک بخشی داریم راجع به آثار آنطرف قبر، یعنی از برزخ به آنطرف این محبت قرار است با دل ما چکار بکند، در قبر چکار میکند، در قیامت چکار میکند، موقع حساب و کتاب چکار میکند، بعداً در بهشت این محبت چکار میکند، قرار است چه اتفاقی با این محبت بیفتد؟@ما نمیفهمیم که خدا چه هدیۀ بزرگی به ما داده است، خدا نکند بمیریم آنطرف بفهمیم، انشاءالله همین جا ما بفهمیم چه چیزی به ما داده است، و نزدیکترین، محبوبترین بندگان به خدا و محبین به اهل بیت کسانی هستند که در دنیا میفهمند که چه چیزی گیرشان آمده، میفهمند و با آن سرمستی میکنند، میفهمند و با آن لذت میبرند.@اگر بفهمند خیلی خوب است، ولی خیلی بد است ما بمیریم، آنها خیلی کریم هستند، ما اگر نفهمیده هم بمیریم تمامش را به ما میدهند، ولی اگر یک کسی بفهمد اینجا چه چیزی گیرش آمده، خدا چه چیزی به او داده با آن خیلی کار میتواند بکند، خیلی قدرت و سرعت پیدا میکند.@خدا فرمود با سرعت و با سبقت به سمت بهشت بیایید، تنها وسیلهای که میتواند سرعت شما را زیاد بکند، و از بقیه مردم جلو بزنید محبت اهل بیت است، چه کسانی میتوانند از بقیه سبقت بگیرند؟ کسانی که این درجه از حبّ در دلشان بیشتر است، هر چه روی این حبّ کار بکنید، هر چه این عشق را در دلتان بپرورانید، عشق چهارده معصوم را، هر چقدر این را بپرورانید، و هر چه این مؤثرتر باشد، حضور این عشق در زندگیتان قدرتمندتر باشد شما سرعت و سبقتتان بیشتر است.@ببینید ما داریم چقدر راحت تمام مراحل عرفان، اخلاق، خودسازی را داریم خلاصه میکنیم برای شما عرض میکنیم، تمام مسیر همین هست که دارم عرض میکنم، که باید اینها را دانه دانه باز کنیم@الان فعلا داریم یک مقدار کلیات را میگوییم، اصول را فعلا داریم میچنیم، بعد که انشاءالله خواستیم تزیینش بکنیم، و در نازککاری برویم، سفتکاری برویم، آنجا غوغا میشود وقتی شما این ساختمان را نگاه میکنید خیلی آدم از آن لذت میبرد، فعلا داریم اسکلت را میچنیم بالا میآییم تا ببینیم چه میشود، بحث ما فعلا در سطح همان پایهها و اسکلتها است.@«مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَه» اگر یکی به محبت بیفتد وقتی بمیرد، «مَغْفُوراً لَه» از دنیا رفته، اگر به محبت بیفتد، این محبت در جانش بیفتد، یک مثال بزنم: پدر و مادر را دیدید وقتی با بچه زندگی میکنند، چطوری زندگی میکنند؟ با قشنگی و کمالات فرزندشان، نه با زشتی و ضعفهای فرزندشان.@یعنی بچه هر چه هم ضعف و نقص دارد، مادر فقط کمالات را میبیند و بزرگ میکند، اگر کسی به محبت بیفتد آنقدر قشنگ میشود، آنقدر پیش خدا عزیز میشود، آن قدر زیبا میشود، که اصلاً زشتیهایش نشان نمیدهد، ببینید با آدم چکار میکند.@قاعدهاش را میخواهم بگویم، فرمول ریاضیش را، «إِنَ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُ الْجَمَالَ» خدا زیباست، زیبایی را دوست دارد، خودش زیبای مطلق است، پس جلوههای زیبا را هم دوست دارد، حالا اگر خدا زیبایی را دوست دارد، خدا از زیبایی خوشش میآید، چه کسانی زیباتر هستند؟ بعد از خدا چه کسانی زیباتر هستند؟ تمام زیبایی خدا را دارند؟ چهارده معصوم، ببینید اینها پیش خدا چقدر عزیز هستند.@به تناسب چه کسانی بعد از معصوم قشنگتر میشوند؟ کسانی که به چهارده معصوم شبیهتر بشوند، پس جریان این محبت است قرار است چکار کند؟ داریم جواب را میدهیم، یک کسی نگوید صرف محبت ما چاکرشان هستیم، مخلصشان هستیم، نه چاکر و مخلصی که اینطوری نمیشود.@این محبت زیبایت میکند، و باید زیبایت بکند، اگر در زیبا شدن نمیافتی داری شعار میدهی، داری تعارف میکنی، اگر شیرین نمیشوی، اگر اخم و تخمات، اگر زودرنجیهایت، اگر حساسیتهایت، اگر عصبانیتهایت، اگر حسادتهایت، اگر کینههایت، اگر نمکنشناسیهایت، اگر بیادبیهایت کنار نمیرود، اصلاً زیبا نیستی، زشت هستی.@ولی این محبت آدم را زیبا میکند، حالا میرسیم دانه دانه توضیح میدهم چطوری زیبا میکند، پس وقتی میگوید «يُحِبُ الْجَمَالَ» خدا زیبایی را دوست دارد، شما هر چقدر به زیبای مطلق نزدیک بشوید، عزیزتر میشوید، محبوبتر میشوید.@اینکه معصومین گفتند در حالتهای شخصیتان حتی در ظاهر هم زیبایی را رعایت بکنید، برای این هست که زیبایی همیشه محبوب است، خانهات را زیبا کن، سفره را زیبا بچین، غذا را زیبا درست کن، از زیباییها استفاده بکن، زیباییها را به استخدام بگیر ولی به عشق زیبای مطلق.@نه این زیبایی را از آن استفاده بکنی معصیت بکنی، چون چهره زیبایی داری، بخواهی این چهره را، لباست را به رخ بقیه بکشانی، بیحیایی بکنی با این چهره و هیکل زیبا معصیت بکنی، بروی گند بزنی و تمام باطن خودت را خراب بکنی.@نه از زیباییت برای رسیدن به زیبای مطلق استفاده کن، از زیباییها برای رسیدن به زیبای مطلق استفاده کن، لذا وسوسهها، غصهها، حملههای شیطان، جاهایی که زیبایی زیاد است کم است، به شرط اینکه زیبایی در استخدام فرشتهها باشد، اما وقتی زیبایی در استخدام شیطان میرود، شیطان خیلی از این زیبایی علیه خود شخص و علیه دین خدا استفاده میکند.@اینکه این همه تأکید میکنند لباسهایتان تمیز باشد، تندتند مسواک بزنید، عطر بزنید، به موهایتان شانه بزنید، لباس را نگذارید از تسبیحش بیفتد، خانه تمیز باشد، جارو بزنید، جلوی خانه آب بپاشید، تمام اینها در بهشتی بودن، در قدرت روح، در طهارت روح اثر دارد، پاکی و زیبایی «النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ» یک جای دیگر فرمود « النَّظَافَةُ نِصفُ الْإِيمَانِ» چرا؟ چون شما با کمال مطلق سروکار دارید.@معصوم عشقش چکار میکند؟ عشقش چون خودش تجلی زیبای مطلق است، اصلاً شما نمیتوانی عاشق این آدم باشی و بعد بخواهی با زشتی پیش او بروی، نمیتوانی عاشق این آدم باشی، چون او حضور در نفس تو دارد، بعد بگویی امام زمان دارد الان به من نگاه میکند من باید اینها را جارو بکنم.@اگر امام زمان بخواهد خانهتان بیاید خانهتان کثیف باشد، چه حالی دارید، جارو کنم آقا میخواهد بیاید، اگر بخواهد در دلت بیاید چکار میکنی، اگر خانم فاطمه زهرا بخواهد بیاید به دلت سر بزند چکار میکنی، بعد میگوید من چرا خواب نمیبینم، تو این روح را تمیز نکردی.@مثل این است که یک کسی بگوید این آینه ما چرا خوب نشان نمیدهد، این آینه را یک آبی به آن بزن، یک دستی به آن بکش ببین چقدر خوب نشان میدهد، تو زشتی را برطرف کن آنها خیلی در تو میتابند، حالا چطوری جان بگیریم زشتیها را برطرف بکنیم؟ میگوید با محبت خودشان، به عشق خودشان، انسان وقتی عاشق یک کسی هست به عشق او به نظافت میپردازد، به عشق او به خودآرایی میپردازد، چون میخواهد او به او توجه بکند، چون میخواهد محبوب و معشوقش به او توجه بکند.@چون میخواهد هر وقت محبوب و معشوق آمد خوشش بیاید، اگر بیاید ببیند اینجا گند و کثافت و گند و آلودگی و نجاست است که خوب نیست، اینکه به ما میگویند از نجاستهای ظاهری پرهیز کنید، از کثیفی پرهیز کنید، برای همین است، ظاهر و باطن انسان باید از آلودگی، از نازیبایی، از ناموزونی، از زشتی پرهیز بکند.@اساساً آرایش کجا صورت میگیرد؟ تمیزی کجا صورت میگیرد؟ زینت کجا صورت میگیرد؟ مثلاً الان این گُل را اینجا گذاشتند، فکر کنید همه شما نابینا بودید گذاشتن این گُل معنا داشت؟ تزیین معنا ندارد، کسی که نمیبیند صداست صدا را میشنوید، تزیین یک جایی هست که ما میخواهیم یک چیزی را به یک کسی نشان بدهیم.@
کسی که میخواهد غارتگری بکند، کسی که میخواهد دلبری بکند، یک کسی را یا دل یک کسی را به یغما ببرد، چکار میکند؟ به خودآرایی میپردازد، تا بتواند طرف را شکار بکند، تو میخواهی چهارده معصوم را شکار بکنی و شکار خدا را بکنی.@بعضیها خیلی زرنگ هستن، میگوید من بروم چهارده معصوم را شکار بکنم، شکار زحمت دارد، چرا بروم این کار را بکنم، من خدا را شکار بکنم، نه من یک کار دیگر میکنم، غرض از شکار چیست؟ به دست آوردن، با هم بودن است، میگوید من یک کاری میکنم آنها من را شکار بکنند، من شکار بشوم بهتر از این است که زحمت بکشم شکار بکنم، من شکار میشوم.@
یک کسی که میخواهد امام زمان را شکار بکند، در خواب یا بیدار، میخواهد ائمه را شکار بکند، میخواهد فرشتهها را شکار بکند، میخواهد به خیال بیفتد، به رؤیا بیفتد، به شهود بیفتد این باید آرایش بکند، این باید زینت داشته باشد، اگر زینت نداشته باشد، کثیف و آلوده باشد، آنها کجا میآیند سر بزنند.@یک کسی که با شیطان، با خیالهای باطل، با هوسهای شیطانی، با خیالات آلوده میخواهد زینت بکند، پر از خیالات آلوده است، پر از گناه، پر از سوءظن، پر از بداخلاقی، پر از حسادت، پر از عقدههای کمالات پایینتر هست، در حسرت آنها هست، این چطوری میتواند زیبا بشود، این وقتی اهل بیت را به او میدهی اصلاً قدرش را نمیداند، نمیتواند استفاده بکند.@مثل یک آیینه کثیف است که زیباترین شخص جلویش میایستد نمیتواند نشان بدهد چون خودش آلوده است، کثیف شده، لکه دارد، لذا اصلاً نمیتواند جذب بکند، امام زمان پیش او هست نمیتواند جذب بکند، او را میبیند نمیتواند جذب بکند، میبیند نمیشناسد، چون روی دستگاه شناختی و معرفتی خودش پر از لکه و آلودگی و انحراف ایجاد کرده به معرفت نمیافتد.@
شادیها را غم میدانیم، از آن هم فرار میکنیم، چون معرفت نداریم، چون آلودگی ایجاد کرده، لذا فرمود «النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ» شما هر چه نظافت بکنید معشوق بیشتر در شما جلوه میکند، علما میگویند شما نمیخواهد زحمت بکشی کاری بکنی برای اینکه معصوم سراغت بیاید، شکارش بکنی، یا شکارت بکند.@خدا رحمت کند میرزا را میفرمود من خیلی وقت است با خدا کاری ندارم خدا مدام با من کار دارد، خدا ولم نمیکند، از بس این میرزا قشنگ هم بود، از بس دوستداشتنی بود، آدم وقتی دوستداشتنی شد خدا از او دست برنمیدارد.@میگویند شما نمیخواهد مسیر را طی بکنید، امام سجاد در دعای ابو حمزه به خداوند عرض کرد «أَنَ الرَّاحِلَ إِلَيْكَ قَرِيبُ الْمَسَافَةِ» او که میخواهد پیش تو بیاید مسیرش کوتاه است، تو فقط نظافت کن آنها خودشان از زیبایی و تمیزی خوششان میآید، شما نظافت کنی میآیند، شما آیینه را صاف کن آیینه نشان میدهد.@داستان رومیان و چینیها یادتان هست در مثنوی، مسابقه گذاشتند در دربار یک پادشاهی کار هنری بکنند، یک گروه نقاشان بسیار ماهری آورده بودند که نقاشی کنند، یک گروه هم خیلی زیرک بودند، پرده کشیدند که هیچ کس کار دیگری را نبیند، این رئیس گروهی که نقاشی نمیکردند گفت اصلاً شما نمیخواهد نقاشی بکنید، دیوار را فقط صاف بکنید، اینجا را آیینه درست کنید، پایان کار اینها که نقاشی کردند پرده را برداشتند نقاشی اینها عکسش اینطرف افتاد، دو تا نقاشی زیبا شد.@شما فقط این آیینه را تمیز کنید، ما با گناه نمیتوانیم جلو برویم، کافی است ما اول گناهان را بشناسیم و گناه نکنیم، اگر جلوه نکرد، اگر نیفتاد، پرخوری، حرامخوری، حرامبینی، حرامشنوی، خیالات حرام، افکار حرام، مدام با حرام ارتباط داشته باشیم، دیدنیهای حرام، شنیدنیهای حرام، مدام میخواهیم با اینها باشیم، بعد هم بگوییم ما مخلص هستیم، چاکر هستیم، چرا نمیآیی، گریه بکنیم، چرا به خوابم نمیآیی، نمیشود.@ارتباطت را با آلودگیها قطع کن، اول گناهشناسی، اول این کار را انجام نده لذا علی (علیه السّلام) فرمود: «اجْتِنَابُ السَّيِّئَاتِ أَوْلَى مِنِ اكْتِسَابِ الْحَسَنَاتِ» گناه نکردن خیلی مهمتر از به دست آوردن کمالات و حسنات و ثواب است، با کمی عبادت، شما ببینید آدمهایی که خیلی بزرگ شدن با پرهیز از گناه بزرگ شدن نه با عبادت زیاد، با کیفیت عبادت چرا، اما نه با کمیت، کیفیت را از گناه نکردن آوردند.@لذا در روایت داریم از بزرگترین عبادتها ترک گناه است، آدم گناه نکند، وقتی گناه نکی میآیند و شکارتان میکنند، با تو کار دارند، الان هم که شما عزیزان که اینجا نشستید دارید کلاس عشق اهل بیت را میگذارید در دلهایتان الحمدلله پر از عشق است به برکت آن مقدار پاکیهایتان در دلتان تابیدن، یک موقع شیطان نیاید شما را با این حرفها آلوده نشان بدهد، بگوید تو پست هستی، تو گناهکار هستی، نه عزیزم شما الحمدلله خیلی خوب و پاک هستید.@هر چه که در دلتان هست، با پرهیزگاریهایتان تا الان به آن رسیدید، وگرنه اینقدر در دل شما جا نمیافتادند، میلیارد آدم ما سراغ داریم، در دل آنها نیفتادند، اگر در دل شما هست، اگر دلت برای فاطمه زهرا میتپد، اگر دلت برای امام زمان میتپد، اگر دلتنگ خدا، دلتنگ اهل بیت میشوی، الحمدلله که دلهایتان خیلی خوب است قدر دلهایتان را بدانید.@حالا اگر ما بیشتر بخواهیم باید بیشتر پرهیز کنیم، رفاقت کاملتر، عمیقتر، رفت و آمد، شهود، خواب، همیشه با آنها بودن، همیشه با آنها رفت و آمد داشتن، سروسامان دادن به دل، عاشقی کردن، اینطوری میخواهیم گناهانمان را یک مقدار کم بکنیم، ولی الحمد لله دلهایتان خیلی خوب بوده، دلهایتان خیلی پاک بوده که خدا ولایت را در آن انداخته، محبت را انداخته.@و جالب است هر کس هر جا گناه نمیکند محبت اهل بیت در او میافتد، من در خاطرات بینالمللی خودم که 20 سال است ما داریم فعالیت خارج از کشور انجام میدهیم، هم رفتیم و هم دیدیم، کسانی که حتی مسلمان نبودند، اینها وقتی دلهایشان را پاک کردند، گناه نکردند، بدیهایشان را کنار گذاشتند، یک عشقی در دلشان افتاد، آن عشق آخر آنها را به اسلام و تشیع کشاند.@هر کس بدجنسی را کنار میگذارد تمام زیباییها در دلش میآیند، فقط بدجنسی نکن نسبت به مردم، نسبت به خودت، نسبت به دیگران، نسبت به خانواده، بخصوص خانواده، بدجنس نباش، حقهبازی، کلک زدن، فریبکاری کنار بگذار بعد در دلت میآیند، دلت را شکار میکنند.@هر جا پاکی هست اهل بیت هستند، چرا؟ در جامعه کبیره میخوانیم «إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ» هر وقت صحبت از خوبی میشود «كُنْتُمْ» شما اصل و فرع و اول و آخر خوبیها هستید، کمال آنجاست، آفتاب کجا بیشتر میتابد؟ آنجایی که حجاب نیست، نور کجاست؟ آنجایی که مانع نیست.@لذا یک جملهای داریم خیلی قشنگ است در آخر جامعه کبیره میگوید خدا محبت و ولایت شما را مایه «طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا» خدا عشق شما را، ولایت شما را دلیل حلالزاده بودن ما، پاک بودن ما، «طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا» اینکه نفسهای ما خیلی پاک بوده که شما در آن افتادید.@چون اگر دل ما پاک نبود شکار شما نمیشدیم، این دلهای وحشی ما را شما چطوری شکار کردید که ما عاشق شما شدیم.@
اینکه ما هر جا میرویم اصلاً شما را فراموش نمیکنیم تو هیچ لحظهای یادمان نمیرود تمام کارهایمان با یاد شما، به عشق شما، برای شما، «وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا» این را امام هادی (علیه السّلام) میگوید، میگوید وقتی میخواهد با ما حرف بزنید، با افتخار حرف بزنید، بگویید ما آقا همین که عاشق شما هستیم نشان میدهد حلالزاده هستیم، نشان میدهد روحمان پاک است.@«وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَةً لَنَا» این محبت شما آخر ما را پاک پاک پاک خواهد کرد، «وَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا» ما اگر گناهی بکنیم به دلدادگی شما، به عشق شما با این طهارت، با این محبت، با این عشق اینقدر زیبا میشوییم که کفاره، کفاره یعنی پوشاننده، یعنی زشتیها را میپوشاند، زشتی از بین نمیرود، پوشیده میشود، میگوید میپوشاند.@کار ما این است، دارد به شما مژده میدهد، میفرماید شما پاک هستید، اگر بیشتر میخواهید با ما باشید پاکتر بشوید، آمد خدمت امام صادق گفت آقا بعضی از اینهایی که ولایت شما را ندارند، شیعه نیستند، اینقدر کار درست هستند، نماز اول وقت میخوانند، آدمهای باتقوایی هستند، این شیعیان شما بعضیها رعایت نمیکنند، نماز اول وقت ندارند، آلودگی دارند، آنها خیلی رعایت میکنند.@بعضیها که کشورهای دیگر میروند، این اشتباه را میکنند، گول ظاهر را میخورند، حضرت فرمود ولایت ما را ندارند تقوا دارند میشود؟! اصلاً تقوا یعنی همه ولایت ما، اُس تقوا ولایت ما است، میشود ولایت ما را نداشته باشند تقوا داشته باشند؟! گفت پس آقا ما چطوری قضاوت بکنیم راجع به این شیعیان شما که همینطوری یک کارهایی انجام میدهند آنهایی که خیلی رعایت میکنند؟@فرمود وقتی میخواهید راجع به شیعیان ما حرف بزنید بگویید «طَيِّبِ الرَّوْحِ سَیِیءُ العَمَل» روحش پاک است، یک عمل بدی هم دارد، لذا در روایت داریم کسی که کینه یک شیعه را به دل داشته باشد به بهشت راه پیدا نمیکند، از عملش بدتان بیاید، بگو عملش خوب نبود، و هیچ وقت هم به بچه، به همسر به کسی نگویید من از تو بدم میآید، بگویید عملت عمل خوبی نبود.@خودش پاک است که چهارده معصوم در دلش هستند، ملاک داریم میگوییم، شعار نمیدهیم، قاعده ریاضی در خلقت داریم میگوییم پاکی و نور جایی میآید که تناسب و جا داشته باشد، اگر حبّ چهارده معصوم در قلب تابیده، اگر پذیرفته، ما بعضی از شیعیان داریم پدر و مادرشان شیعه هستند این ولایت را هم به این بچه میدهند اما این بچه بعداً با خودش یک کارهایی میکند که با اهل بیت درگیر میشود.@مگر ندید تو این چند ساله یک عده رفتند خارج از کشور آنجا نشستند علیه ائمه مقاله زدند، این، این را رد کرد، اینقدر خودش را کثیف کرد، فرمود راجع به شیعه وقتی میخواهید حرف بزنید، بگویید «طَيِّبِ الرَّوْحِ سَیِیءُ العَمَل» حالا یک عمل بدی هم دارد.@گفت راجع به آنها چه بگوییم؟ بگویید «خَبِیثُ الرَّوْحِ طَيِّبِ العَمَل» روحش خبیث است چون ما اصلاً در دلش نیفتادیم دلش اصلاً گنجایش ما را ندارد، ظرفیت ما را ندارد، حوصله ما را ندارد، نمیتواند ما را عاشق باشد، نمیتواند ما را دوست داشته باشد، ما نمیتوانیم در دلش بتابیم، اما عملهای قشنگی هم دارد.@در بین دل و عمل چه کسی قویتر است؟ دل حقیقت انسان است، «بِمُوَالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» به عشق شما ما تمام خرابکاریهایمان را خدا درست میکند، این را امام هادی میگوید که میگوید با ما اینطوری حرف بزنید.@شما اگر ما را دوست داشته باشید، تمام خرابکاریهایتان درست میشود، اگر این عشق در دلتان بیفتد اگر به حبّ بیفتید 50 سال گناه و آلودگی و اشتباه را میتوانید جبران بکنید، ولی اگر به محبت بیفتیم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@