بحث مان در باره لزوم عشق و دلدادگی به خانواده آسمانی بود و اینکه انسان بدون ارتباط عاشقانه با خانواده آسمانی خودش نه در دنیا آدم خوشبختی خواهد بود و نه در آخرت توضیح دادیم که اگر در دین داری ما عشق وسط آید چه آثار شگفت انگیزی برای ما خواهد داشت سختی ها نصرت ها تکلّفها تکلیفها از ما برداشته می شود و کاری که عاشقانه است پر از انرژی و نشاط و آرامش هست.
نکته دیگری که عرض شد این بود که فعالیتهای غیر عاشقانه هم مقدمات روابط عاشقانه هست یعنی کتاب خواندن استاد دیدن، مطالعه کردن، مباحثه کردن، کار های عقلانی اینها همه برای این هست که مقدمه شود برای اینکه ما بتوانیم معشوق حقیقی را از معشوقهای گوناگون قلابی بشناسیم.
معشوق اصلی انسانی را از معشوق فرشته ای بشناسیم و معشوق انسانی را از معشوقهای گیاهی و حیوانی و نباتی بتوانیم تشخیص دهیم و بدانیم که باید اساساً در زندگ به چه کسانی دلدادگی تامّ داشته باشیم با دلدادگی هایی به اندازه خودشان چون دل انسان بی نهایت طلب هست.
یعنی کمال مطلق و نامحدود را می خواهد از جمله کمالاتی که انسان حقیقت او را تشخیص می دهد اصلی ترین بخش وجود انسان هست بخش دل او و عشق اوست لذا در بخش دوست داشتن هم انسان دوشت داشتن مطلق را می خواهد یعنی بیشترین دوست داشتن را نیاز دارد و اگر نتواند کسی را پیدا کند که بتواند بیشترین عشق را به او هدیه کند بیشترین دلدادگی اش را به او بدهد همه دلش و همه دلدادگی اش را به او تقدیم کند مجبور است برود سراغ معشوقهای قلابی.
یعنی یک انسانی را پیدا کند که محدود است نه انسان های کامل که مظهر خدا هستند جلوه کامل خدا هستند انسانهای محدودی را پیدا کند بعد به اینها دلدادگی کامل داشته باشد حالا در قالب هر کس می خواهد باشد می خواهد در قالب همسر باشد همکار باشد دوست باشد در هر قالبی باشد شما وقتی که دل بی نهایت طلبت را خرج یک آدمی که کامل نیست می کنی سر خوردگی یک دل لگدمال و شکست خوردگی نصیبت خواهد شد.
پس دل انسان عاشق عشق است و عاشق بیشترین دوست داشتن است اما اگر ما به او معشوق قلابی دادیم برویم یک جا آدرس غلط به او دادیم این بعد از یک مدت دچار افسردگی خواهد شد دچار سرخوردگی و ناکامی خواهد شد هم دنیای خودش را از دست داده و هم آخرت خودش را از دست داده پس ما باید دنبال کسی بگردیم که بتوانیم همه دلمان را به او دهیم تا شکست نخوریم.
دل ما بخواهیم یا نخواهیم با هیچ کس کنار نمی آید با هیچ چیزی آرام نمی شود مگر یک دلدار مطلق مگر انسانی که تمام کمالات خدا در او جلوه کرده مگر انسان کامل اگر با او بتوانی رابطه عاشقانه برقرار کنی خوش به حال دلت در دنیا و آخرت و اگر انسان شکست بخورد در این رابطه عاشقانه بدا به حال او در دنیا و در آخرت.
من یکی دو تا روایت را برای عزیزان انتخاب کردم در این زمینه تقدیم کنم که بیشتر این مطلب انشاءا... روشن شود یک فرمایشی داریم در جلد 27 بحار صفحه 112 از نبی اکرم (ص) (سمعت الله جل جلاله یقول) می فرماید: من شنیدم که خدا این طوری می گفت: حرف خیلی بزرگ است چقدر قشنگ است که پیامبر این گزارش را می دهد یعنی کسی که خودش محبوب اصلی انسان است بعد از خداوند به قول امام زمان در مورد پیامبر فرمود (لا حبیب الا هو و اهله).
او در مورد امیرالمومنین چنین می گوید (علی بن ابی طالب حجتی علی خلقی و نوری فی بلاد) مطلب خیلی بزرگ است. علی حجت من بر بندگانم هست حجت یعنی اگر کسی خدا را می خواهد این راهش است خداوند باید خودش را به ما جلوه می کرد باید خودش را به ما نشان می داد باید یک مظهر برای ما می فرستاد حجت کلمه اش خیلی مهم است در دعای توسل خطاب به معصومین می گوییم:
(یا حجته الل علی خلقه) حجت یعنی شما بودن حجت حق ندارید کار کنید باید دلیل داشته باشی دلیل واضح، روشن که اگر این کار را کردی فردا جواب گو باشی وقتی کسی معصوم را دارد حجتی ندارد سراغ غیر معصوم برود اگر رفت سراغ غیر معصوم (لا برهان له).
دلیل ندارد معقول نیست نمی شود شما کسی را که مظهر کامل اسماء الهی هست رها کنید بروید سراغ کس دیگری خدا می گوید به چه دلیلی این کار را کردید. مگر من اینها را نگذاشته بودم مگر اینها از طرف من معرفی نشده بودند. شما حجتی ندارید معصوم را رها کنید سراغ غیر معصوم بروید. وقتی خدا برای همین معصوم حجت خداست اگر او را رها کردید سقوط در جهنم است چون کارت حجت ندارد بی دلیل است منطقی نیست معقول نیست یک کاری نیست که عقل آن را تأیید کند عقل می گوید اگر من عاشق خدا هستم خدا باید مرا به سمت خودش با حجت خودش راهنمایی کند مظهر خودش را به سراغ من بفرستد دست مرا بگیرد ببرد پیش خودش عقلی ترین مطلب در سیر و سلوک است.
لذا بدون معصوم هر حرکتی خارج از رحم هست مثل یک جنینی را که بیندازید خارج از رحم بعد می خواهی مثل جنینی که در رحم است رشد کند و بزرگ شود اصلاً این طوری نیست این که در بحث صلوات توضیح دادیم معصومین رحم های ما هستند و خودشان فرمودند ما رحم شما هستیم این خیلی اهمیت دارد آنجا که می گویند رحم شما هستیم خویش ما هستند ولی در رحم به معنای که در نسبت هست مثل رحم مادر این یک حقیقت است برهانی ترین مطلب در سیر و سلوک این هست که خداوند باید مظهر خودش را برای راهنمایی من به سراغ من بفرستد.
یعنی یک الگوی کامل به من معرفی کند حالا شما نگاه کنید پیغمبر می فرماید: من شنیدم در معراج خداوند می فرمود علی حجت من بر خلق من است. (و نوری فی بلادی) اگر بخواهم کلمه نوری را معرفی کنم چهار جلسه باید از اول فقط در مورد مقام نوری در اهل بیت صحبت کنم.
نور یعنی در قرآن فرمود: (الله نور السموات و الارض) در حدیث می گوید علی نور من است بگذارید کنار هم ببینید چه در می آید یعنی (الله نور السموات و الارض) نیاز به مصداق دارد مصداق این نور علی (ع) هست. نور یعنی چیزی که روشنایی می دهد و اگر نباشد در تاریکی هیچ کاری نمی شود کرد یعنی هر کس می خواهد به راه خدا برود. باید نور همراهش باشد.
قرآن هم فرمود: در قیامت فقط نور به دردمان می خورد (سیعی نورهم بین ایدیهم) آنهایی که نور نداشتند در قیامت به آنهایی که نور داشتند می گفتند (انظرونا نقتبس من نورکم) یک نگاهی هم به ما بکنید از نور شما به ما هم برسد. (قیل ارجعوا ورائکم ذالک فلتبسوا نورا) بگردید بروید دنیا نور بیاورید. اینجا کسی به کسی نور نمی دهد ما اینجا باید به نور پیوند بخوریم.
(الله نور السموات و الارض) نور شب اول قبر نور برزخ نور قیامت 50 هزار ساله نور صراط سه هزار ساله در جهنم و نور بعد از صراط که نور بهشت است همه نور آنجا خورشید که نیست. (لا یرون فیها شمساً و لا زمهریراً) آنجا نه خورشیدی هست نه سرمایی نه گرمایی هست پس نور و روشنایی از خود انسان است انسان نورانی هست قلب انسان نور تولید می کند پس هر کسی باید در خودش نور، نورانی شدن منور شدن باشد. و وقتی نور الله، الله اسم جامع بود در اسماء الله گفتیم اسم جامع همه صفات الله هست.
کامل تر از الله اسم نداریم اسم کامل که الله هست این مظهرش علی (ع) هست. (علی بن ابیطالب حجتی و نوری فی بلادی). نور من در شهرهای من علی هست پس ما باید دنبال مصداق بگردیم در دلدادگی وقتی می گوید (و لله الاسماء الحسنی) خدا الله اسماء الحسنی دارد. (فدعوه بها) با آن اسمها خدا را بخوانید امام صادق فرمود: (نحن و الله الاسماء الحسنی) اسماء حسنی ما اهل بیت هستیم.
بعضی ها ممکن است ده سال بیست سال سی سال وقت شان را بگذارند که روی اسماء خدا کار کنند اما با معصوم هیچ ارتباطی نداشته باشند هی بخواهد الله جواد کریم، ذوالجلال و الاکرام، با این اسمها جلو برود وقتی با امام زمان که مظهریت الله و جامع همه اسماء الله هست ارتباط نداشته باشد این صرفاً روی اسماء الله کار کردن وقتی تلف کردن است اگر الان هم ما سیر بحث اسماءالله را متوقف کردیم که فعلاً بحث خانواده آسمانی مان را تکمیل کنیم وقت جلسه اسماء الله را به خانواده آسمانی دادیم برای این که ما اگر مظهر اسماء الله را پیدا نکنیم و ارتباط نداشته باشیم اینجا هزار جلسه هم جوشن کبیر را درست بدهیم همه اسماء را بگوییم ولی ندانیم مظهر اسم کیست من با چه کسی خودم را به خدا نزدیک کنم کو جلالش، جوادش، غفرانش، علمش کجاست با صرف لفظ نمی شود قبلاً عرض کردیم لفظ چی است؟
لفظ اسم الاسم است اسم نیست اسم معصوم است یک راز به شما بگویم از من توضیح نخواهید من همین طوری می گویم شما وقتی نماز می خوانید قرآن می خوانید چه می گویید؟ می گویید (بالله الرحمن الرحیم). یا می گویید (بسم الله الرحمن الرحیم) این طلب خودتان چرا ما نمی گوییم (بالله الرحمن الرحیم) می گوییم (بسم الله الرحمن الرحیم) دنبال اسم بگردیم اگر تو با اسم ارتباط برقرار نکرده باشی.
علی (ع) فرمود: همه قرآن و معارف در بسم الله الرحمن الرحیم است. همه (بسم الله الرحمن الرحیم) در باء است همه آن فضائل در نقطه اش است (و انا نقطه تحت الباء) من نقطه باء بسم الله هستم نقطه را بردارید ببینید چه در می آید؟ هیچی.
لذا حقیقت الله حقیقت بسم الله را باید ما ببینیم چی است اگر شما بخواهید خلیفه خدا را دور بزنید به هیچ جا نمی رسید (الله) را با اسماء بخوانید فرمود اسماء خدا ماییم شما اصلاً در زندگی ات امام زمان حضور ندارد مظهر اسماءا... در زمان ماست وقتی با امام زمان نیستی با پدر آسمانی ات زندگی نمی کنی انگیزه هایت انتخاباتت ارتباطاتت، رفتارهایت با پدرت نیست. اصلاً تو بچه ای هستی که پدرت را رها کردی رفتی چطوری این آدم عاقبت به خیر می شود.
وقتی پدرش در خانه اش نیست وقتی دستش در دست پدرش نیست وقتی پدرش بالا سرش نیست وقتی پدرش در آوارگی و تنهایی طرد شدگی است این هم مشغول زندگی است و بدون پدرش زندگی اش را می کند در زندگی می خواهد خیر ببیند می خواهد خوشبخت شود به آرامش برسد می خواهد سلوک کند می خواهد به نور برسد اصلاً امکان ندارد ما نور را پنهان کردیم نو را حبس کردیم در حق این نور ظلم کردیم بعد می گوییم می خواهیم به کمال برسیم ما می خواهیم به آسمان برسیم می خواهیم به الله برسیم مظهر کامل الله خلیفه خدا در آوارگی و طرد شدگی و تنهایی و غربت است تا وقتی تو در آوارگی نروی مثل او تا نروی سراغش پیشش نروی چطوری می توانی به الله راه پیدا کنی.
تو یک عمر بدون امام زمان زندگی کردی و فکر کردی با حذف خلیفه می توانی به الله برسی خدا هم شرط می کند آیاتش را خواندیم. (الا من شاء ان یغذ الی ربه سبیلا) من مزد رسالت پیغمبر را که مودت اهل بیت گذاشتم برای کسانی گذاشتم که می خواهند به الله برسند اگر کسی نمی خواهد به الله برسد سراغ معصوم هم نمی رود.
(من ارادالله بدأ بکم) در جامعه کبیره می گوییم هر که شما را می خواهد از خدا شروع می کند نمی شود من عاشق خدا شوم بعد مبنایم خلیفه مظهر، معلم، استاد نداشته باشم. هر کس خدا را بخواهد از شما شروع می کند ما به این عشق نیاز داریم بدون خلیفه الله شناخت الله و عبادت الله حرف بی ریشه و بی دلیلی است.
رسول خدا (ص) می فرماید: (لو لا انا و علی ) اگر من و علی نبودیم (ما عرف الله) هرگز خدا شناخته نمی شد چرا؟ چون خدا را که شما می خواهید بشناسید الله بدو سند بدون مظهر چطوری می شود اسماء و صفات الله را شناخت خودش هم در قرآن گفته از طریق اسماء به من نزدیک شود اسماء کو؟ از اسماء تام انسان باید نزدیک شود از اسماء کامل این گل الان جمیل است اسم خدا را با خودش دارد ولی این محدود است زیبایی اش هم محدود است این فقط به من می گوید الله است. ولی کامل تر از خودش هست اما این همه را خودش ندارد همه اسماء هم در او ظهور ندارد.
من اسم کامل می خواهم یکی از دعاهای خیلی مست کننده خیلی زیبا مال آدمهای عاشق، مال آدمهایی که هوسهای خیلی بزرگ دارند دعای سحر است آدمهای خاصی سراغ دعای سحر می روند دعای سحر را به معنای واقعی می خوانند بعضی تقلیدی می خوانند قاری می خواند ما هم با او بخوانیم نه اینکه (اللهم اللهم اللهم) یعنی دستت در دامن خداست.
(الله اللهم انّی اسئلک من جمالک کلی جلالک کله عظمتک کلّه ) همه اش کلّه دارد من همه اش را می خواهم یک آدم پر ظرفیت می تواند دعای سحر را بخواند همه اش را می خواهم ولی همه هم (و کلّ اسمائک فلان و کلّ جلالک فلان و کلّ فلان) می گوید ولی می گوید (اللهم انی اسئلک) هر کدام را که می گویی همه را می خواهم یک کسی در سحر ماه مبارک بایستد در مهمانی ویژه ضیافت ویژه دست به دامن الله شود.
بگوید من همه را می خواهم مرا نفرست سراغ محدودها من خسته می شود در دعای عرفه امام حسین (ع) می گوید من بخواهم در این آثار بگردم دور می شود در این محدود ها بگردم هر کس نمی رود سراغ صاحبخانه بگوید هر چه داری بده، در ضیافت برود الله بگوید من همه را می خواهم همه را می خواهم یعنی می خواهم هیچ حجابی بین من و تو نباشد.
هفته قبل خواندیم از فرمایش امام باقر (ع) هر کس می خواهد به خدا نگاه کند خدا هم به او نگاه کند باید برود سراغ معصوم بدون معصوم خدا به آدم نگاه نمی کند. او هم نمی تواند هرگز به الله نگاه کند پس ما به این عشق به این دلدادگی و رفاقت و صمیمیت نیاز داریم احترام نه، بله ائمه برای ما محترم هستند ضریح شان را بوس می کنیم در ضریح شان پول می اندازیم اسمشان می آید. بلند می شویم اینها احترام است.
شما ببینید غیر مسلمانها هم احترام می گذارند آنها که دین هم ندارند به معصومین احترام می گذارند نگاه کنید تمام دنیا عزاداری میلیونی غیر مسلمانها برای امام حسین. دلدادگی، عشق، رابطه خصوصی یک چیز دیگری است یعنی هر کس باید نقشه داشته باشد برای شکار خانواده آسمانی خودش.
اینکه من الان درگیر لیسانس و فوق لیسانس و دکترا هستم درگیر ساختمان سازی هستم درگیر کار سیاسی، اجتماعی هستم درگیر کار علمی خودم هستم دنبال استاد بودن خودم هستم دنبال کتابهای خودم هستم دنبال تدریس خودم هستم دنبال منبر خودم هستم دنبال خانواده و مشکلات خانوادگی خودم هستم وقت نمی کنم سراغ خانواده آسمانی خودم بروم این همان حربه شیطان هست که نمی گذارد ما را مشغول کرده. لذا نمی گذارد یک نفر بگوید نه من باید قبل از مردم آن هم در جوانی خودم را برسانم به خانواده آسمانی بقیه برنامه ها کامپیوتر، زبان، دانشگاه، شغل، کارهای اجتماعی سیاسی هنری همه اینها باید تنظیم شود.
با اینکه اول من به خانواده آسمانی ام برسم اگر به آنها نرسم این کار ها به چه درد می خورد. رئیس جمهور شدن و وزیر شدن به چه درد می خورد همه زمینهای دنیا را هم خریدی به چه درد می خورد تو وقتی در خانه نیستی در آسمان نیستی ابدیتت تنظیم شده نیست تو با یک مردن این همه می میرند ثانیه ای می میرند در دنیا نگاه کنید چند ثانیه افراد می میرند هر ثانیه چند نفر می میرند.
من باید قبل از اینکه فرشته عزیز حضرت عزرائیل (ع) به سراغم بیاید خودم را به خانه رسانده باشم وسط راه اگر بیاید من به خانه نرسیده باشم چه خاکی به سرم کنم من باید خودم را به چادر برسانم حتماً قبل از اینکه وفاتم برسد در چادر اهل بیت در چادر آقا امام زمان رسیده باشم. این نقشه می خواهد برنامه ریزی می خواهد وقت گذاری می خواهد طراحی می خواهد همت می خواهد یک آدم تنبل بی حوصله هرگز خودش را نمی تواند به چادر امام زمان برساند.
یک آدم بی برنامه خودش را اصلاً نمی تواند به این چادر برساند. تفننی یک کلاسی بروی حالا پنج شنبه بعد از ظهر تعطیلی زیاد است مدارس دانشگاه ادارات تعطیل است برویم سر کلاس بنشینیم حالا کتابی هم بخوانیم نه این برنامه ریزی می خواهد این همت می خواهد این قدم به قدم رفتن می خواهد بالاتر از همه کارهای تحصیلی بالاتر از همه کارهای علمی، تجاری، شغلی.
کارهای زمینی ما باید برنامه ریزی برای کار های آسمانی داشته باشیم اگر برنامه برای آسمانت داشته باشی دنیایت خیلی خوش می گذرد ازدواجت، روابط همسری ات، روابط خانوادگی ات، غصه و حرص و جوش نیست تحقیر شدن نیست کم آوردن نیست محبت عاطفه این و آن را کردن دیگر در آن نیست خیلی آدم قوی می شود وقتی با خانواده آسمانی به سراغ زمین می آید اما وقتی شما ارتباطت با خانواده آسمانی و آسمان قطع شده باشد بعد به زمین بیایی اینجا این همه گرگ هست تکه تکه می کنند آدم را هی سر آدم پشت سر هم کلاه می گذارند می بیند 5 سال رفت بی خود رفت ده سال بی خود رفت. بیست سال بی خود رفت. 50 سال همه اش هدر رفت اما اگر کسی با چهارده معصوم روی زمین آید خیلی فرق می کند یک کسی چهارده نفر خلیفه را با خودش روی زمین آورد تحت الحفظ اینها در خانه اینها در ارتباط با اینها در استمداد با اینها با پشتیبانی اینها بخواهد ازدواج کند. بخواهد دنبال شغل برود بخواهد کار هنری کند کار نویسندگی کند بخواهد کشف و اختراع کند خیلی فرق می کند.
این جامعه تا یک جامعه ای که بریده از آسمان هست می خواهد کورمال کورمال دنبال معرفت و علم و رشد بگردد به هیچ جا نمی رسد. اینکه در حدیث داریمامام زمان (ع) که تشریف می آورند از 27 پله علم 2 پله آن بیشتر طی نشده ایشان به تنهایی 25 مرحله علم را بالا می برند و بسط می دهند در دنیا، برای اینکه او معادل علم خداست اهل بیت، امام زمان معدن علم خدا هستند هر چه به 124 هزار پیغمبر و معصومین داده اند همه اش دست امام زمان است.
پس من اگر همه چیز را می خواهم باید سراغ امام زمان بروم باید بروم سراغ معصوم باید با اهل بیت رابطه برقرار کنم هر چه می خواهید از هر کمالی می خواهید اصلش، نابش، پاکش، طیبش همه دست آنهاست ما وقتی با اهل بیت قهریم اگر هم می رویم برای کار دنیایی می رویم دل دیگر روشنایی ندارد نورانیت ندارد شادی و نشاط سراغش نمی آید یک آدمی هست وضعش خوب است سراغش می روم می گویم فلان مشکل را دارم او حل می کند اما کو شادی. کو نشاط، کو دلدادگی، کو عشق، کو آرامش پس باید ما شروع کنیم تصمیم بگیریم شروع کنیم عقل به ما کمک می کند اطلاعات کار علمی کار فلسفی کلامی استاد کتاب به ما می کند به ما بفهمانند هیچ جا هیچ خبری نیست جز در خانه خدا.
خدا هم همه کمالاتش را فیضش را توسط معصوم به تو می رساند هر چه می خواهی برو در خانه معصوم هدایت راهنمایی حرکت دنیا آخرت هر چه می خواهی در خانه معصوم (و لو لا انا و علیّ ما عبدالله) اگر من و علی نبودیم خدا به معنای حقیقی عبادت نمی شد وقتی پیغمبر که مظهر کامل است نباشد علی نباشد من چطور می توانم الله را بشناسم به معنای حقیقی الله که او را عابد کنم .
حضرت می فرماید: اگر به مورچه بگویی خدا چه شکلی است مورچه می گوید خدا هم مثل من دو تا شاخک دارد من وقتی خودم را خوب نمی شناسم محدود نگاه می کنم الله را چطوری می توانم ببینم و آن الله حقیقی را بپرستم در نماز می گویند (سبحان ربی الاعلی) من رب خودم را می خواهم (سبحان ربی العظیم) رب خودم رب عظیم خودم رب اعلای خودم و الا این گل هم رب دارد حیواات هم رب دارند فرشته ها هم رب دارند اسماء و اذکار گلها به درد من نمی خورد اسماء و اذکار فرشته ها برای من کامل نیست.
حضرت می فرماید: قورباغه ذکر می گوید صدای قورباغه به آن قشنگی که شاید خیلی ها از آن خوشش نیاید این مال ضمختی خودمان است این قورباغه ذکر می گوید خروس وقتی بال می زند دارد رکوع و سجده به جا می آورد چه کسی گفته رکوع و سجده اینکه 7 موضع خودمان به زمین بگذاریم یا رکوع نه رکوع اینکه می گوید همه موجودات تسیبح می کنند همه موجودات سجده می کنند همه موجودات ذکر می گویند این امر کلی است.
انسان شکل ظاهری سجده اش به این شکل است اما خروس وقتی بال می زند ذکر خودش را می گوید او هم عبادت خودش را می کند (کل قد علم صلاته و تسبیحه) همه آنها صلاه و تسبیح دارند اما به کار من نمی آید قشنگ است آدم تسبیح پرنده ها را بشنود پرنده آدم را به حال می آورد شما صبح سحر بروید یک جا که پرنده ها می خوانند تو را به یاد می اندازد باید بگویی من باید از پرنده جلو بزنم اگر خروس سحر دارد به قول علامه حسن زاده اگر خروس را سحر باشد و حسن را سحر نباشد او سحر دارد ما هم یک سحری داشته باشم.
زیارتی، مناجاتی، سحری، ذکری، شبی مریضی خوابیدی در خانه در خوابت (الذین یذکرون الله قیاما و قعوداً و علی جنوبهم) ایستاده نمی توانی نشسته نمی توانی بخواب ولی با معشوق باش خیلی خوب است صبحها در جنگل در جایی که درخت است می روی می بینی اوه یکی می گفت صدای شنیدم دیدم خیلی مرا اذیت می کند. اینها همه مشغول ذکر هستند به تو می گویند یجنب ما ذکر های مان را می گوییم می بینی یک ربع بیست دقیقه همه اعمال شان را می دهند و بعد هم پخش می شوند. مناسک شان را دارند مراسم شان را دارند بعد می بینی هیچ خبری نیست رفتند دنبال کار خودشان.
ولی اصلاً ذکرشان قطع نمی شود آب را نگاه کنید رودخانه، رود، جویی، آبشار، در خانه هم بگذاری همین جوری هستند (انت الذی سجد لک سواد لک) خدایا تاریکی شب تو را سجده می کند شب کارش تاریک شدن و سجده کردن است (فوق النهار) روز هم با روشنایی اش سجده می کند (حفیف) این برگها به هم می خورند صدایشان ذکر می گویند.
(و دویّ الماء) شر شر آب دیدید چه صدای قشنگی دارد چقدر با دل آدم بازی می کند بنشین کنار رودخانه بنشین کنار چشمه کنار آبشار کنار جوی آب یک لحظه گوشت را بده ببین چقدر این حرف می زند چقدر حرف برای گفتن دارد دنیا غوغایی است پر از ذکر است پر از نماز پر از صلوات پر از تسبیح چه خبر است (یسبح الله ما فی السموات و ما فی الارض).
اما من باید به اسماء خودم به لیاقت خودم باشم ذکر آنها می تواند مرا به راه بیاندازد می تواند مرا از غفلت در آورد می تواند تشویق کند وقتی می بینم هزار تا پرنده ذکر می گویند از غفلت در می آیم نباید عقب بمانم اینها لایق خودت را بگویی (سبحان ربی) رب خودم، لایق خودم (ربی العظیم) رب عظیم خودم این کلمه چقدر قشنگ است این مادر جان خودم است این پدر جان خودم است این داداش جان خودم است چه کیفی دارد وقتی انتسابش می دهد چقدر قشنگ و عاشقانه گفته شده این تکه نماز که سجده ولی ما ضمختیم و نمی فهمیم این چیزها را رد می شویم.
ربّی، ربی، ربی، الهی، الهی الهی ها چقدر قشنگ است عزیزم عزیزم شما از الهی قشنگ تر عاشقانه دارید جایی سراغ دارید از الهی عاطفه بیشتر هزینه شده باشد که او به تو اجازه می دهد که بروی در مقابل الله رب العالمین بایستی با صمیمیت به او بگویی الهی سبحان ربی العظیم سبحان ربی العظیم.
چقدر عاشقانه است چقدر صمیمیت در این است تمام وحشت ها حمله ها ضمختی هایی که شیطان ذهن ما برای دور کردن ما از الله ایجاد می کند یک رکوع یک سجده همه آنها را از بین می برد اصلاً نا امیدی سستی، شلی، دل سردی، پوچی، تحقیر، خوار شدن سراغ انسان نمی آید همین که رفتی نماز مغربت را خواندی انشاءا... سرت به سجده رسید خدایا من در سجده تو هستم سر و پای توست تو به من اجازه دادی سرم را بگذارم رو پای تو و بعد بگویم (سبحان ربی الاعلی) پس ببین ما را تا کجا راه داده اند و تا کجا راه می دهند. و ما اصلاً قدر نمی دانیم.
پای مان از دنیا قطع شود میلیاردها انسانی که از این دنیا رفته اند التماس کردند به خدا که خدایا یک دقیقه دو دقیقه 5 دقیقه برگردان مان ما یک سجده کنیم خدایا الان می خواهیم برگردیم سجده کنیم وقتی انشاءا... می روی بهشت بر می گردی به دنیا می بینی همه قشنگی دنیا آن زمانی بود که تو سرت روی پای خدا بود همه قشنگی های دنیا موقعی بود که تو تسبیح می گفتی تشهد می خواندی، ذکر می گفتی، در حرم بودی، در سجده بودی بعد هم از خدا می خواهی که خدایا می شود من برگردم کاری کنم من که زندگی نکردم.
حاصل دوست همان بود که با دوست گذشت باقی همه بی حاصلی و بوالهوسی بود
به خدا قسم این قدر التماس این نماز جماعتهای مان را کنیم این قدر التماس کنیم که ما در این حرمها بیاییم می توانستیم برویم. کور رفتیم، کور آمدیم، چهل سال کور نماز خواندیم سجده کردیم کور رکوع کردیم کور قنوت کردیم نفهمیدیم کجا بودیم پیش کی بودیم در آغوش که بودیم.
اگر خدا مظهر نداشته باشد عبادتی که ما می کنیم عبادت انسانی نیست. عبادت حیوانی است خدایا زن بده شوهر بده پول بده، مدرک تحصیلی بده، این الله الله تو نیست اله و رب تو نیست تو از او غیر از خودش را می خواهی پس ربی نیست رب بخش حیوانیت را می خواهی با رب بخش جنسی ات با رب بخش حیوانی ات با خدا ارتباط برقرار کردی کسی که پدرش می میرد زنش می میرد شوهرش می میرد برادرش می میرد خودش مریض می شود رابطه اش با خدا تمام می شود پس خدا را در حدّ بدن و زن و شوهر و پدر و مادر دوست دارد.
اگر آنها باشند خدا هم خوب است اگر نباشند خدا اینها را از من بگیرد من با خودش کاری ندارم اگر قرار است پول نداشته باشم با این خدا کاری ندارم من خدا را زمانی می خواهم که جیبم پر پول باشد حساب بانکی ام پر پول باشد پس تو نگاهت به خدا همین است من در خانه امام زمان زمانی می روم که همه ی طبیعت مرا ارضاء کند خوب دیگر این چه امام زمانی است چه عشقی؟
عشق شرط ندارد دلدادگی رفیق بودن معیّت شرط گذاشتن ندارد اگر من و علی نبودیم خدا به معنای حقیقی (ما عُبدالله) الله هرگز عبادت نمی شد حیوانات عبادت می کنند گیاهان عبادت می کنند سنگها همه عبادت می کنند اما عبادت الله نیست عبادت اسمی تجلی و ظهوری مناسب خودشان است رب خودشان اما رب من اعلاست رب من عظیم است ما الحمدلله از اینها فارغیم یک بار سوال نکردیم چهل سال نماز خواندیم چرا در رکوع عظیم است در سجده اعلاست.
اصلاً کاری ندارم به رکوع، نه با سجده، کاری ندارم نه با الله اکبر اولش نه با سلام آخرش، سلام سلام... چقدر قشنگ است همه این نمازم را خدا بهانه کرد تا تو آخرش به سلام برسی همه را خواندی آمدی حالا تو هستی و پیغمبر خدا تو را در نماز کجا می برد. از الله شروع کردی کجا فرود می آورد؟
این نماز خواندن درس است می آورد می گوید خدایا می دانم غیر از تو معشوقی ندارم (اشهد ان لا اله الا الله) غیر از تو معشوق نیست (و اشهد ان محمداً عبده و رسوله) عبد کامل عبد یعنی مظهریت انسان هر چه عبدتر می شود مظهریتش قدرتمندتر می شود هر چه مقاومتش بیشتر است دوری اش از خدا هم بیشتر است هر چه پوست کلفت تر باشد سالها برای یک نماز یک حجاب یک روزه یک خمس یک زکات بیست سال طول بکشد تا برای خودش هموار کند این آدم پوست کلفتی است.
اما عبد یعنی ن هیچ مقاومتی ندارم هر چه تو بگویی همان است کسی که مطیع خداست عبد است هر چه عبد می شود خدا در او بیشتر ظهور پیدا می کند. لذا پیامبر عبد محض است عبد خالص است لذا مظهر است همین هم بیشترین تعریفی که خدا از پیامبر کرده است عبد است کلمه عبد برای هر کسی به کار نمی رود خیلی آدم باید اوج بگیرد که یک دفعه به او اطلاق عبد شود یعنی پاک صاف خالص هیچ ناخالصی ندارد.
فقط پیامبر اصلاً کمابیش خودش را هم نشان نمی دهد پیغمبر ما را به سمت خودش هیچ کدام از معصومین این طوری نیستند فقط و کاملاً الله را به ما نشان می دهند الله الله یعنی شما تا به او نگاه می کنید الله است مظهر کامل الله است معصوم اصلاً خودش را نشان نمی دهد. یعنی هر کس به من نزدیک می شود به الله نزدیک می شود به علی نزدیک می شود به الله نزدیک می شود عبد عزیزم هر چقدر می خواهی سرعت بگیری در اسماءا... مقاومتت را در مقابل دین خدا کم کن در مقابل احکام الهی پوست کلفتی نکن دیدنی ها و شنیدنی هایت را.
اول هم باید از این جا شروع شود اگر از اینها شروع نکند بروید سراغ عرفان و اخلاق و معارف، نه اول از بدنت شروع کن خوردنی ها از همه واجب تر است حلال دیدنی ها و شنیدنی ها لمس کردنی ها خیال اگر این ها نباشد خیالات قشنگ نمی توانی کنی من نمی توانم به خیال بیفتم به خدا.
من نمی توانم به خیال بیفتم با معصومین به خیال بازی بیفتم اینکه من خواب آنها را نمی بینم یعنی خیالم تطهیر نشده اینکه بالاتر از خواب برایم اتفاق نمی افتد یعنی من نمی توانم خیالم پرواز نمی کند با معصوم بروم چرا پرواز نمی کند؟ برای اینکه لقمه ام خراب است شنیدنی هایم لمس کردنی هایم حرام بوده از غذای حرام خیال حلال و پاک ایجاد نمی شود.
خیال پاک هم نکنی عاشقی نمی توانی کنی، عاشقی و خیالش آدم با خیال به معشوق می رسد خیال پرواز می دهد به قول امام سجاد (ع) این اوهام ما در عشق بازی با خداست توهمات ما در عشق بازی با خداست که ما را به الله می رساند انسان وقتی به دلدادگی و خیال بافی و دلتنگی نیفتد چه رشدی می تواند کند ما در روز چند دقیقه با امام زمان خیال بازی می کنیم یعنی در خیال مان با امام زمان دلتنگی و معاشقه داریم هم آغوشی داریم چند دقیقه با فاطمه زهرا، با مادر مان چند دقیقه با الله؟
هیچی ما اصلاً خیالی نداریم ما با معشوقهای درجه پایین خیال بازی داریم با معشوقهای حیوانی، علمی، فرمولها با معشوقهای سیاسی، ورزشی، و هنری، فنی حرفه ای با معشوقهای مادی با پول، اسکناس، خانه، مبل، کریستال، تلفن همراه با اینها فقط عشق بازی می کنیم (عبده).
بعد از اینکه عبد شد بعد رسول است اگر عبد نباشد رسول نیست مظهر نباشد که خدا نمی فرستدش دقت کنید (و اشهد ان عبده و رسوله) آخر نماز را نگاه کنید به اینجا ختم شد که اول تو و خدا و پیغمبرید (اللهم صل علی محمد و آله) نماز عجب سفری است عجب اوجی است ما را چطور پایین می آورند اینجا رسیدی بعد می گوید تمام حالا خودت بگو: اول به الله گفتی حالا خودم می خواهم حرف بزنم پیغمبر رو به رویت است نگاهت می کند چشم در چشم (السلام علیک ایها النبی و رحمت الله و برکاته).
چه فرود قشنگی دارد این نماز یک بهانه شد که من سلام دهم دیگر باز هم سلام (السلام علینا و علی عبادالله الصالحین) اینها را در مهرورزی توضیح دادم آدم نماز خوان با تمام عباد صالحین عشق ورزی دارد یعنی همه آنها یکی است سلام بر ما و بر همه بندگان صالح خدا چه خبر است. این آدم چقدر بزرگ شده از سفر برگشتی رفتی معراج و آمدی پیغمبر را ملاقات کردی عباد صالح را هم ملاقات کردی به همه آنها سلام کردی حالا رسیدی زمین به بقیه هم سلام کن. (السلام علیکم و رحمت الله و برکاته)
باز هم سلام یک آدم این طوری که اهل سلام است از کسی می تواند کینه بگیرد، این آدم می تواند عصبی شود این آدم می تواند عقده ای و پرخاشگر شود این آدم می تواند ظلم کند (ان الصلاه تنهی عن الفحشا و المنکر) نماز از فحشا و منکر باز می دارد پس اگر نماز بازت داشت نماز نخواندی اگر نماز بخوانی حتماً نماز از فحشا و منکر بازت می دارد هر وقت دلت گرفت هر وقت کم آوردی هر وقت زورت به خودت نمی رسد هر وقت دیدی برنامه های استاد نتوانست کاری کند.
رفتیم سی دی ها را گوش کردیم کتابها را هم خواندیم نشد نشد. برو سراغ نماز هر چند نماز خواندن هم کار هر کسی نیست. (و انها لکبیره الا علی الخاشعین) مگر هر کس می تواند نماز بخواند خود خدا می گوید به قول لاتا می گویند اسیدی است یک چیزی که خیلی اثرش بالاست می گویند اسیدی است نماز خیلی بالاست اسیدی ترین عاشقانه ها قویترین، موثرترین رابطه عاشقانه باخدا نماز است هیچ مکتبی کامل تر از نماز نداریم این اهلش می خواهد رو سجاده بایستد اهلش می خواهد بایستد جلوی خدا بگوید (الله اکبر بسم الله الرحمن الرحیم).
هر کس با این نمی تواند پرواز کند هر کس با هواپیما و هلی کوپتر توانست پرواز کند همین طوری با نماز هم می تواند معراج برود اگر کسی بخواهد با هلی کوپتر یا هواپیما پرواز کند باید فرمولهایش را یاد بگیرد که چطور پرواز کند ما اصلاً چند دقیقه در عمر مان وقت گذاشتیم برویم پای درس استاد بنشینیم پرواز با نماز را یاد ما دهد ما کی باشگاه داشتیم ما اصلاً پرواز بلد نیستیم خوب حالا بلد نیستی همه مباحث را در شب های احیاء که خیلی ها کوتاهی می کنید توضیح دادم به نماز زورت نمی رسد زورت نمی رسد پرواز کنی غصه نخور خدا به فکر ما ضعفا هم هست.
(یا معین الضعفا) خدا به فکر ما فقیر، بیچاره ها به فکر ما که محروم هستیم به فکر ما جاهل ها هم هست می گوید اگر نمی توانی با نماز پرواز کنی بعد از نماز بنشین با تعقیبات می توانی مفصل در بحثهای احیا گفتیم فرمولهای تعقیبات که اصلاً تعقیبات باید چطوری باشد تا پرواز بیاورد با تعقیبات بکشان بالا بیاور اگر با تعقیبات بیایی تمام ضعفهای نمازت را جبران می کنم ما فرار می کنیم اول نماز تا می گوییم الله اکبر ثانیه می گیریم که چه وقت سلام را بگوییم سلام مان هم که اصلاً به درد نمی خورد چون اصلاً ملاقاتی صورت نمی گیرد.
بگوییم (السلام علیک ایهاالنبی) وقتی ملاقاتی با پیغمبر نداشتم دلم پاک نمی شود عبادالله الصالحین را هم که ملاقات نمی کنم فقط سلام کورکورانه پشتم به آنهاست به جای دیگر می گویم سلام بعد یک دفعه می بینم آخر نمازم چند تا شک و تردید کجا ها رفتم غیر از نماز غیر از معراج نمی شود حالا تمام شد خرابکاری کردی غصه نخور شیطان نیاید له کند تو را نیاید تحقیرت کند بگو خدایا ما که عرضه نداشتیم با اینها پرواز کنیم می نشینی با تسبیحات پرواز کن تسبیحات حضرت فاطمه زهرا با صلوات با آیته الکرسی صبح می خواهی از خانه بیرون بیایی بنشین 11 قل هوالله بخوان.
حضرت فرمود هر کس 11 بار قل هوالله صبح بخواند شیطان هرگز نمی تواند او را به گناه وادار کند اصلاً در عصمت قرار می گیرد انسان قل هوالله بلد نیستم بخوانیم اینها را در اردوی اسماء ا... توضیح دادیم قل یعنی چی؟ هو یعنی چی؟ الله، احد، صمد آقا 11 قل هو الله بخوان مگر چقدر طول می کشد ساعت بگیر ببین چقدر طول می کشد فرار نکن تو می خواهی بزنی به دل طبیعت پس آسمانت چی می شود؟
شما بدون اسکورت بدون حامی بدون فرشته ها، بدون قل هو الله بدون آیته الکرسی بدون استغفار انگار بدون حفاظ رفتی وسط جنگل. لذا می بینی از اول صبح، عصبی، پرخاشگر دعوایت می شود صبح بیرون می روی شب بر می گردی می بینی روحت آش و لاش است هیچی از این روح نمانده هیچ نشاطی برای پرواز نمانده نه حوصله خدا را داری نه حوصله سجاده را داری نه حوصله آسمان را داری نه حوصله فرشته ها را داری نه حوصله امام زمان را داری داغان به خانه می آیی. کجا بودی؟
دانشگاه بودم کلاس زبان بودم، مغازه بودم، حالا چه کار کنیم؟ برویم شام درست کنیم شام که حوصله ندارم زنگ بزنیم شام بیاورند ساندویچی فست فودی چیزی بخوریم نشد هله هوله بخوریم و بخوابیم آقا تعقیبات را بخوانید بیایید بالا از این زیارتها از این توسلات آدم باید استفاده کند تا انشاءا... کم کم خدا به او وضو دهد نماز دهد می خواهی وضو بگیری وضو بگیر تا به یک جا برساند تو را.
40 سل وضو گرفتی به چه درد خورد (اللهم انّی اسئلک تمام الوضوء) خدایا من از تو همه وضو را می خواهم آرام باش چرا کلاس زبان آرام گوش می کنی کلاس کامپیوتر آرام گوش می کنی یاد می گیری تمرینهایش را انجام می دهی کلاس فیزیک، شیمی، زیست شناسی، کلاسهای فنی و حرفه ای گل سازی، آشپزی، سفره آرایی، چطوری آرام می نشینی آرام باش عجله نکن بنشین می خواهی وضو بگیری آب را نگاه کن با این آب حال کن.
(الحمدلله الذی جعل الماء طهورا) خدایا شکرت این آب را پاک کننده قرار دادی خدای اگر این آب روی زمین نبود من چه کار می کردم (و لم یجعله نجسا) نجس کردی می ریزی رو صورتت (اللهم بیّض وجهی یوم تسود الوجوه) خدایا صورت مرا سفید کن من رو سفید باشم، روزی که همه روسیاه است آب می ریز رو دست راستت (اللهم اعطلی کتابی بیمینی) خدایا نامه عملم را دست را ستم بده خدایا قیامت فرشته بیاید نامه ام به دست چپ بده. دست چپت یک ماجرا دارد دست می کشی به سرت به به چه ذکرهایی دارد پای راست را می کشی پای چپ را می کشی ما اصلاً تمرین وضو نداریم تمرین نمی کنیم ما فکر می کنیم حالا نماز می خوانیم برو نیم ساعت یک ربع وضو بگیر دوباره بگیر هی تمرین کن وضوی عاشقانه بگیر 5 دقیقه وضو بگیرد بیشتر از 5 دقیقه کنار شیر آب بایست بگو می خواهم وضو مرا می برد یا نه ما اصلاً تمرین نمی کنیم طرف می خواهد یک گل بزند هزار دفعه توپ را بالا پایین می کند یک توپ را می خواهد در سبد بسکتبال بیاندازد در مسابقات ورزشی نگاه کنید.
دیروز در اتومبیل بودم می آمدم دیدم فلان ورزشکار می گوید دیگر ورزشگاه را تعطیل نمی کنیم تا فلان جام را بتوانیم قهرمان شویم عرض کردم که فلان ورزشکار گفت من ده ماه است خانواده ام را ندیدم فقط در باشگاه بودم آقا پنج دقیقه برو وضو بگیر هی (اللهم) را بگو تمرکز کن تمرین کن بعد از یک مدت می بینی که اصلاً وقتی حواست نیست حواست می آید وقتی زبانت غافل است تا چشمت به آب خورد می آید هر وقت نگاهت به آب خورد تمرین کنیم.
ملکه کن. برای خودت تمرین (الحمدلله الذی جعل الماء طهوراً و لم یجعله نجسا) رفتی در حمام غسل کن (الحمدلله الذی جعل الماء طهورا) این دانه ها آب فرشته های خداوند می ریزند. به سرت شکر کن یاد بگیرد در حمام زبانت باز شود یک دوش یک غسل می خواهی کنی طرف اینقدر شعور دارد می بینی از حمام که بیرون می آید سال جلو افتاده با یک دوش و غسلش تمرین کنیم.
به گل نگاه کنیم تمرین کنیم که چه باید بگوییم به آب نگاه کنیم تمرین کنیم که چه باید بگویم و اینها را ملکه خودمان کنیم تمرین تمرین تمرین.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.