جلسه 016 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
11
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - خانواده آسمانی

بحثمان در خانواده آسمانی به بررسی آیات مودت رسید که چند آیه آیه بود. قرار شد که دلایل تأکید بر مودت اهل بیت علیهم السلام در قرآن کریم را با هم بررسی بکنیم. چرا اینقدر روی مودت اهل بیت (علیهم السلام) قرآن تأکید کرده و آن را شرط دینداری و مزد و معادل رسالت پیامبر معرفی می کند؟ یک نکته که قبل از هر چیزی باید خیلی به ان توجه بشود آن هست که خداوند تبارک و تعالی هر چیزی را که برای ما لازم می داند و به آن امر می کند یا نهی می کند این امر و نهی خداوند تبارک و تعایل مبتنی است بر رحمت او در درجه اول اینکه او نسبت به ما رحمان و رحیم هست و هچنین مبتنی بر است بر علم او به ما. یعنی او چون ما را آفریده و خالق ما و خالق کل شی هست بهتر و بیشتر از هر کس دیگری ما را می شناسد «ربکم أعلم بما فی نفوسکم» قرآن کریم خیلی زیبا می فرماید که آن مالک و مدبر شما آن کسی که در شما راخلق کرده و مالک شماست و تدبیر کننده ی شماست «أعلم بما فی نفوسکم» به آنچه که در جان شما قرار دارد بیش از هر کس دیگری آگاه هست پس خداوند ضمن اینکه ما راعبث خلق نکرده به ما بیش از ازهر کس دیگری مهربان هست.«إن الله بالناس لرئوف الرحیم» بیش از هر کس دیگری هم ما رامی شناسد «ربکم أعلم بما فی نفوسکم» و در جای دیگر می فرماید«ربکم أعلم بکم» خدا شما رابهتر از خودتان و بهتر از هر کس دیگری می شناسد. پس اگر حکمی می کند خاوتد تبارک و تعالی این حکم مبتنی بر علم حق تعالی به ماست. شناخت دقیق همه ابعاد وجودی ما و همه زوایای وجودی ماست. نکته سوم اینست که دستورات خداوند تبارک و تعالی علاوه براینکه مبتنی بر رحمت خداوند و مبتنی بر علم خداوندهست مبتنی بر نیاز ما نیز هست. یعن یخدا نیاز ما را در نظر گرفته اگر دستوری می دهد به چیزی حتماً ما به آن چیز نیاز داریم. اگر چیزی را واجب کرده حتماً بر ما لازم هست و اگر چیزی را حرام کرده حتماً برای ما ضرر دارد. حتماً برای ما مضرر است. ساختار ما را او بهتر ازهر کس دیگری می شناسد. خب حالا توجه بکنید با توجه به این نکاتی که عرض کردیم که دستورات حق تعالی بر رحمت او، علم او و نیاز ماست به این مطلب باید بپردازیم که وقتی که دعوت کرده تأکید کرده به ما که ما به عنوان شرط رسالت پیامبر باید مودّت اهل بیت را داشته باشیم . این تأکید روی مودّت یقیناً نیاز ماست یعنی خدا اولاً به خاطر رحمتش به خاطر دوست داشتنش نسبت به ما با ما امر به مودت اهل بیت کرده یعنی چون ما را خیلی دوست داشته بیشتر ازخودمان دوست داشته ما راامربه این کار کرده، دوماینکه او چون می شناسد ما راو می داند که نیاز ما چیست امر به این مسئله کرده پس مودت اهل بیت یک نیاز اساسی انسان هست. مودتی که اینقدر رویش تأکیید شده که به عنوان فرد رسالت هست این یک نیاز ضروری بر ما هست. خب سؤال باید بکنیم. ما چه نیازی به مودت اهل بیت داریم بر مودت اهل بیت چه می کند با جان ما؟ در مسیر حرکت ما به سمت آخرت و ابدیت این محبت با قلب ما چه خواهد کرد؟ می خواهیم (إن شاءالله) به این بپردازیم یک چند جلسه ای را به این بحث مهم می پردازیم تا إن شاء الله ابعاد ضرورت مودت اهل بیت جایگاه مودت اهل بیت (علیهم السلام) خوب روشن بشود. اولاً مودت اهل بیت،گرایش به اهل بیت و اطاعت از آنها را در پی دارد. ممکن است این سژال پیش بیاید که خب قرآن مگر ازاطاعت اهل بیت را خواسته جواب اینست که یقیناً این طور هست. تأکیدی که خداوند تبارک و تعالی به مودت م یکند مودت اهل بیت را به عنوان رسالت و به نفع خود ما خواسته(فهو لکم) این مودت به خاطر خودشماست چون فرمود: من اجری نمی خواهم. پس واقعاً پیغمبر اجر شخصی نمی خواهد مگرمودت اهل بیت . خب اگراجری نمی خواهد مگرمودت پس آیا برای پیغمبر است یا نه؟ نه تمام انبیاء شما درسوره شعراء نگاه کنید تمام انبیاء این را به امتهای قبلی خودشان تذکر دادند که ما اجر نمی خواهیم پیامبر هم همین طور.(ذن اجری إلا علی الله)(قا لا أسئلکم علیه اجراً) اگر گفت (إلا المئدت فی القربی) پس معلوم است این اجر برای پیغمبر نیست. پیغمبر نفع شخصی قرار نیست ببرد و اگر ام ربه مودت پیامبر و محبت به اهل بیت شده این جور نیست که چون اینها خاندان پیغمبر هستند چون خانواده هستند شما دوستشان داشته باشید نه اصلاً این طور نیست. دلیلش هم درخود قرآن هست که(فهولکم) به خاطر شما ما این مودت را لازم می دانیم پس مودتش به شما می رسد. خب چه سودی به ما می رسد اگر مودت اهل بیت را داشته باشیم درآیه بعد فرمود (إلا من شاء إن یتخذ إلی ربه سبیلاً) این مودت برای کسی لازم هست برای کسی خوب است که بخواهد راه خدا را طی بکند. پس اگر می خواهید واقعاً راه خدا را بروید به این مودت احتیاج دارید شرط پیمودن راه خدا شرط دین داری و شرط طی طریق إلی الله مودت اهل بیت هست. ببینید چه قدر و زیبا بیان می کند. پس ما به این مودت احتیاج داریم و این مودت برای ماست نه به خاطر پیغمبر که چون خانواده پیغمبر هستند شما دوستشان داشته باشید خیلی وقتها این طوری تصور می شود که این یک ام رشخصی هست و تعبیرهای بدی هم گاهی وقتها ازش کردند. ناجوان مردانه، غیرمنصفانه تعبیراتی ازروی ناآگاهی که اینها عزیز دوردانه ای پیغمبر بودند و پیغمبر خواسته این فک و فامیل خودش را بچه های خودش را حاکم بر مردم بکند حتی قرآن در آیه 24 سوره شوری می فرماید بعضی ها به تو نسبت دروغ می دهند و می گویند تو دروغ بستی به خدا دروغ می گویی که خدا گفته که مودت اهل بیت لازمست . آیه بعد سوره شوری که هفته قبل خواندیم برایتان. می گوید بعضی می گویند که تو اصلاً دروغ بستی به خدا. درحالی که تو اگردروغ ببندی به خدا خداوند حتماً به قلب تو مهر خواهد زد. مگر می شود پیغمبر خدا به خدا دروغ ببند و خدا هیچ چیز بگوید ازطرف خدا دروغ بگوید و خدا چیزی نگوید و اساساً آیه هیچ شعوری هیچ قلبی می پذیرد پیامبر دروغ بگوید. اگر دروغ بگوید پیامبر نیست. پیامبر باید معصوم باشد. چطور ممکن است پیامبر دروغ بگوید . لذا بعضی ها که اعتقادشان درست حل نشده نسبت به پیغمبر و مهمتر از پیغمبر در خداشناسی شان ضعف هست اینها فکر می کند که بحث مودت اهل بیت محبت اهل بیت یک مسئله شخصی یک مسئله فامیل بازی یا یک مسئله قوم گرایی ناسیونالیسم یا مسائلی از این قبیل هست. در حالی که تأکید روی مودت اهل بیت به عنوان اساسی ترین نیاز یک انسان برای رسیدن به هدف خلقت هست. وقتی می فرماید اجر رسالت، مودت پیغمبر هست یعنی این اجر باید معادل رسالت باشد به اندازه رسالت قیمت و اثر داشته باشد. یعنی باید هیچ فرقی با رسالت نداشته باشد. این فامیل بازی نیست یعنی ای پیغمبر حالا که تو داری ا زاینجا می روی(بلّغ ما انزل إلیک فإن لم تفعل فما رلغت رسالته) که آیاتش را خواندیم هفته ی گذشته. خدا به دین بدون مودت اهل بیت راضی نیست اساساً. (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً) پس شخصی نیست فامیل بازی نیست یک چیزی هست که نیاز ضروری مردم هست برای حرکت به سمت خداوند تبارک و تعالی این تأکید خداوند است. ما به قرآن نیاز داریم برای حرکت به سمت خداوند و کسی را احتیاج داریم که بیش از هر کس دیگری آگاه به قرآن باشد. خود قرآن هم می گوید بیشترین کسی که به من آگاه هستند چه کسانی هستند به مطهرون.(لا یمسسوا إلا المطهرون) مطهرون را که دوباره خودش معرفی می کند (إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً) باطن قرآن دست اینهاست اینها راه دارند به باطن قرآن. نیاز انسان قرآن هست و قرآن را کسی می تواند تعلیم بکند که خودش پاک باشد. خب پس ما وقتی به عنوان اجررسالت می آید یعنی شما همان دلدادگی همان اطاعتی که نسبت به پیغمبر دارید باید نسبت به اهل بیت داشته باشید و إلا اجر رسالت را ندادید. اجر رسالت پرداخت نشده یعنی مردم وظیفه شان هست که این اجر را بپردازید. خواسته شده از ما یعنی اجر یعنی پاسخ مناسب به رسالت پیغمبر دادند پاسخ مناسب به رسالت پیغمبر دادن یعنی اینکه یک کاری بنی که رسالت از بین نرود. این احکامی که پیغمبر آورده نابود نشود کتابی که آورده از بین نرود و جز با مودت و اطاعت ازاهل بیت امکان پذیر نیست. حالا خوب دقت بکنیم که چرا ما تأکیدمان رو این هست که باید این اطاعت باشد من یک روایت خیلی زیبا نقل کنم برای شما که این روایت هم د رمنابع شیعی آمده هم درمنابع اهل سنت آمده جناب زمخشری و جناب فخر رازی ازبزرگترین علما و مفسرین قرآن کریم هستند درنزد اهل سنت تفاسیری دارند. این دو تا بزرگوار درتفاسیر خودشان هر دوشان این روایت را نقل کردند ازپیامبر. خوب دقت بکنید تا بدانیم که وقتی تأکید بر مودت و محبت می شود بدون اطاعت مودت امکان پذیر نیست و مسئله مودت یک مسئله شخصی نیست. می فرماید که من (من مات علی حبّ آل محمد مات شهیداً) هر کس بر محبت آل پیامبر بمیرد شهید ازدنیا رفته، حالا خوب دقت کنید با محبت کسی بمیرد و مقام چی داشته باشد مقام شهادت یعنی معصوم ازدنیا می رود. چون شهید فرمود اولین خونش که ریخته بشود(یقفر لشهید کلّ ذنب) این اصلاً گناهی ندارد شهید خیلی مقام بالا یست. (و من مات علی حبّ آل محمد مات تائباً) هر کس بر محبت آل پیامبر بمیرد تائب مرده، تائب یعنی چی؟ یعنی توبه کرده، پاک است، خداازش پذیرفته (و من مات علی حبّ آل محمد مستکمل الإیمان) هر کس بر محبت آل پیامبر بمیرد درحالی مرده که ایمان او کامل بوده حالا این کلمه ی کمال را بگذارید آنجایی که (الیوم اکملت لکم دینکم)خب (الیوم اکملت لکم دینکم) به واسطه ی چه چیزی نازل شده به واسطه شیعه و سنی این راگفته اند به واسطه ی نسب امیر المؤمنین به جای پیامبر لذا می فرماید که ( من مات عای حبّ محمد مات مستکمل الإیمان) مرده در حالی که ایمانش کامل است. چقدرزیبا ( من مات علی حبّ محمد مات علی السنة و الجماعة) می فرماید کسی که بر محبت آل محمد برسنت مرده یعنی اهل سنت است. اهل سنت حقیقی کیا هستند؟ اهل سنت حقیقی شیعیان هستند. یعنی باید به شیعه گفت اهل سنت حقیقی به اونی که مودت اهل بیت (علیهم السلام) را دارد (والجماعة) وقتی می گوید (والجماعة) یعنی التزام به جماعت مسلمین دارد کسی که مودت اهل پیامبر آل پیامبر را دارد. حالاا اینها را داشته باشید من د رمنابع خودمان هم یم قسمتی های ا زاین را که خواند که در تفسیر رازی جلد 27 صفحه 165 می باشد این مات در یک نقلی همه را إلا آورده إلا و من مات إلا و من مات إلا یعنی بدانید آگاه باشید که این جوری هست. چقدر تأکید دارد در آن ادامه اش را برایتان بخوانم ( من مات علی حبّ آل محمد بشره ملک الموت بالجنة ثم منکر و نکیرٌ) هر کس بر محبت آل پیامبر بمیرد ملک الموت و نکیر و منکر هردو به او مژده بهشت می دهند. اینها علمای اهل سنت نقل کردند. (ألا و من مات علی حبّ آل محمد یضف إلی الجنة کما تصف العروش إلی بیت زوجها) اگر کسی به مودت آل پیامبر بمیرد مثل عروسی که او را به سمت بیت شوهرش می برند چه طوری یک عروش را با ناز و با تشریفات و با احترام و با شادی می برند خانه شوهر، می گویند همین جوری او را می برند تو بهشت با این تشریفات او را م یبرندتو بهشت. (ألا و من مات علی حبّ آل محمد فتح له فی قره بابان إلی الجنة) هر کس بر محبت آل پیامبر بمیرد در عرش دو در به بهشت باز می شود. «ألا و من مات علی حبّ آل محمد» بعضی جاها «بابا» دارد باباً یعنی بابی باز می شود بعضی ازکتابها من «بابان» دیدم و بعضی «باباً».« ألا و من مات عل یحبّ محمد جعل الله قبره مزار ملائکة الرحمة» آدم کیف می کند افتخار می کند به شیعه بودن خودش. به محب اهل بیت بودن هر کس بر محبت آل پیامبر ازدنیا برودخداوند قبرش را زیارتگاه ملائکة رحمت قرار می دهد. اینها قابل تأمل هست همه اش باید فک رکرد این یعنی چی که قبرش زیارتگاه ملائکه رحمت می شود. خب در نقطه مقابل این «ألا و من مات علی حبّ» «ألا و من مات علی بغض» هم داریم اینها در مورد کسی بود که محبت اهل بیت را داشتند حالا د رمورد کسی که بغض آل پیامبر را دارد چی می فرماید؟«ألا و من مات علی بغض آل محمد جاء یوم القیامة مکتوب بین عینیه آیسمه رحمة الله» کسی که بر بغض آل پیامبر ازدنیا برود یعنی بغض داشته باشد روز قیامت در حالی محشور می شود که بین دوتا چشمهایش نوشته شده مأیوش از رحمت خداست. می دانید یعنی چی مأیوس ازرحمت خدا چرا بین دو تا چشم هایش نوشته مأیوش از رحمت خدا یعنی این شخص دیگه امکان نجات ندارد. کسی که بغض آل پیامبر تو دلش باشد«ألا و من مات علی بغض آل محمد مات کفراً» کسی که بغض آل محمد را داشته باشد کافر ازدنیا می رود یعنی ایمانش اصلاً قبول نیست نجس، کافر«إلا و من مات علی بغض آل محمد لم یشم مراعحد الجنة» کسی که به بغض آل محمد ازدنیا برود هرگز بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد. خب حالا ما سؤال مان از اهل سنت همین هست. عزیزان اهل سنت می گوییم آقا این روایتی که شما درکتابهایشان نقل کردید هم شیعه نقل کرده هم اهل سنت، نشانیش هم که دادیم تفسیر رازی تفسیر زمخشری می شود مودت اهل بیت که در قرآن این همه مورد تأکید قرار گرفته یک امر شخصی باشد یک امر لوس بازی یک امر که آره اینها را دوست داشته باشیم فقط بدون اطاعت مگر می شود انسان بدون اطاعت معصوم صرفاً به خاطر پیغمبر یک کسی را دوست داشته باشد بعد شهید ازدنیا برود ایمانش کامل بشود مگر با یک محبت شخصی مگر کسی ایمانش کامل می شود شهید می شود «مات مؤمن مستکمل الإیمان» سؤال داریم می کنیم از شیعه و سنی سؤال می کنیم. می شود یک کسی محبتش بدون اطاعت واجب باشد فقط دوستش داشته باشیم اما اطاعت نه وظیفه ی نسبت به اطاعت از آنها دستورات آنها نداشته باشیم. همین فقط صرفاً دوستشان داشته باشیم. خب این دوست داشتند جه فرقی دارد آن هم فقط به خاطر پیغمبر، پیغمبر که اجری نخواسته که چیزی قرر نیست ازاین مودت بهپیغمبر برسد. پس به خاطر پیغمبر نیست قرآن خودش تأکید می کند که این مودت به خاطر پیغمبر نیست«فهو لکم» به خاطر خود شما ست. پی سودش باید به خود ما برسد بهپسغمبر چیزی نخواهد رسید. لذا این حرف حرف بسیار بی اساسی هست حرف خامی هست که بله به خاطر رسول الله هر کس اینها را دوست داشته باشد چون خانواده رسول الله بودند ه رکه دوستاشن داشته باشد می رود بهست . نه اگر تأکیدی بر مئدت شده مودت دوستی خالی نیست. اصلاً کلمه «ودّ» و «مودت» دوستی خالص نیست. دوستی تنهانیست. دوستی باضافه همراهی و اطاعت است. دوستی باضافه یاری کردن رابهش می گویند مودت. هیچ عقلی هیچ شعوری نمی پذیرد که ما بگوییم آل پیامبر را دوست داشته باشیم. پیامبر هم این جوری فرموده، فرموده هر کس با محبت اینها ازدنیا برود ملک الموت بشارت بهشت به او می دهد. عرض کنم مثل عروس به سمت بهشت می برندش یا بابهایی ازبهشت در قبر او باز می شود یا اینکه قبرش مزار ملائکه رحمتش می شود برای چی؟ همین فقط دوست شان داشته باشیم ولی اطاعت همراهی نه! کدام عقلی این را می پذیرد؟کدام شعوری این را می پذیرئ؟ کدام ولی کدام وجدانی این را می پذیرد؟ همین فقط صرفاً دوستاشن داشته باشید. اگر هم بدتان بیاید ازآنها کافر و اهل نار خواهی بود. دیگه خواندیم این روایت را. آیس از رحمت خدا. کافر و اینکه بوی بهشت را استشمان نمی کند. کی می تواند همچنین حکمی بکند کی می پذیرد همچنین چیزی را. همین صرفاً دوست داشته باشیم. دوست داشتن بدون اطاعت یک چابلوسی هست. یک ریاکاری هست. آقا ما دوست داریم، ارادت داریم اما حرفهای شما راقبول نداریم. فقه شما را قبول نداریم. دستورات شما راقبول نداریم. احادیتثی که ازشما وارد شده را قبول نداریم. یا نه اطاعت نمی کنیم اگرهم قبول داشته باشیم اطاعت نمی کنیم. بزرگتر ازاین خدا برای ما کی را گذاشته برای اطاعت و امامت چه کسی را خدا معرفی کرده مگ ر خداتو قرآن نگفته اینها به باطن قرآن راه دارند مگرخدا تو قرآن نگفت فقط همین اینها هستند که مطهر هستند مگر شرط فهم قرآن و روایای به باطن قرآن طهارت قرار نداده قرآن ؟«لا یمسّهوا إلا المطهرون» و ازطرفی فرمود« إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت» اهل بیت مشخص است. مودت هم مشخص هست. خود این جناب فخر رازی خیلی زیبا می فرماید که وقتی آیه مودت نازل شد این را اول از این احمد حنبل ازعلمای چهرگانه اهل سنت نقل م یکند ازابن عباس این بزرگواران دیگر هم نقل میکند زیاد هستند نقل کردند ازعلمای اهل سنت گفتند که این آیه وقتی نازل شد همه ازرسول خدا سؤال کردند آقا ابن عباس می گوید خود ابن عباس سؤال کرد بقیه هم سؤال کردند که بالاخره این مودت اهلبیت مودت فی القربی کیا هستن؟ خودشان درکتابهایشان نوشته اند رسول خداا فرمود علی و فاطمه و حسن و حسین .خب آقا دیگه اینقدر صریح، چطور می شود ما اهل بیت را دوست داشته باشیم و اطاعتشان هم نکنیم. راه شان را نرویم. مگربزرگتر ازاینها یااساساً غیر از اینها مگر کسی را خدا معرفی کرده؟ مگر رسول خدا غیر از اینها کسی را معرفی کرده؟ کسی را برای ما معلم قرار داده و رهبر قرار داده و امام قرار داده؟ شما که در خود کتابهایتان اسم دوازده تایشانم را آوردید. صدها روایت فقط درمودر امام زمان شما آوردید. به اسم دوازده تایشان را که شما اسم آوردید. حالا دقت کنید مرحوم علامه طباطبائی چقدر زیبا دربار این آیه که «قل ما سألتکم من اجر فهو لکم» آیه 48 سوره سباء ایشان می فرماید بگو این اجر و مودت ذی القربی که از شما می خواهم باز دررابطه با ادامه دینداریست «فهو لکم إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» من این را خواستم برای اینکه شما راه خدارا بروید اگر کسی می خواهد راه غیرخدا را برود مودت ذی القربی را باید داشته باشد. و آن برای خودشما مفید است زیرا اسلام هرگز مردم رادعوت نمی کند به اینکه به خویشاوندان پیغمبر(صلی اله علیه و آله) هست. بدون آن که مسئله خویشاوندی کمترین دخالتی درآن داشته باشد. بعد ایشان می فرماید صله رحم هم غیر از محبت هست. یعنی اگر صله ارحام داشته باشید غیر ازمحبت هست. صلهیعنی پیوند برقرار کردند یعنی اگ رکمکی می خواهند انجام بدهیم در مورد محبت ایشان می فرماید چون اسلام به هر محبتی به جزء محبت به خدا خط بطلان کشیده است. اینجا وارد یک بحث خلی خلی مهم می خواهیم بشویم. این راخوب دقت بکنید شاید شروع یک فراز بسیار مهم دربحث خانواده آسمانی هست. خواهش م یکنم عزیزان خیلی خوب دقت بکنند تو امر سلوکی ما هم خیلی مهم است یعنی اگر همین یکی دو خطی را که ایشان دارد توضیح می دهد و من بعداً مفصل در موردش إن شاء الله خواهیم پرداخت خوب توجه بکنیم یک جهش فوق العاده درمسائل روحی و معنوی ما اتفاق خواهد افتاد. یعنی اگر همین مقدار خوب انسان درک بکند با قلبش نه با فکر و فهمش فهمیدن غیر ازباور قلبی ست. من قول می دهم قسم می خورم در محضر مقدس حق تعالی در محضر مقدس امام زمان تضمین می کنم اگرکسی این را با قلبش باور بکند تمام غمهایش ازبین برود یعنی می شود یک انسان شاد، یک انسان قدرتمند، یک انسان آرام. حالا خواهش می کنم دقت کنید. اسلام برهر محبتی به جزء محبت به خدا خط بطلان کشده است. یعنی چی؟ یعنی «لا إلا إلا الله» غیر از خدا معشوق و دلبری وجودندارد اصلاً که بحثش را اوائل این بحث کردیم اسنان اساساً امکان ندارد غیر ازخدا را دوست داشته باشد. اگر چیزی را دوست داشته باشد برای این است که آن یک نشانه ای ازخداست یک تجلی ما اگر افرادی را اشخاصی را یا اشیای را دوست داریم برای چی دوست داریم. برای اینکه کمالی داردند دیگه. درآنها یک کمالی یک خوبی هست پس ما درواقع عاشق چی هستیم؟ عاشق خوب و کمال هستیم. ما فقط و فقط عاشق کمال مطلق و مطلق کمال و کمال بی نهایت هستیم اینها را که قبلاً بحث کردیم. انسان غیر از الله الهی ندارد. غیر از خدا مطلق غیر از کمال مطلق نم یتواند عاشق کمالات محدود باشد دلدادگی به کمالات محدود بی عقلیست مگر اینکه انسان این علاقه را درراه به چی باشد؟ هم جهت و هماهنگ با علاقه به کمال مطلق باشد یعنی مسیری باشد برای اینکه ما را به کمال مطلق برساند امّا اگر یک محبتی باشد که زاویه دار باشد با محبت اهل بیت عذر می خواهم زائیه دار باشد با کمال مطلق این محبت حرام، آلوده، ننگ آور و ضعیف کننده انسان است، شرم آور است برای انسان بی عقلیست. حماقت اسات، که قبلاً گفتیم شما یک میلیون تومان را فدای یک تومان کنید این کار را می گویند چی؟ می گویند بی عقلی و حماقت دیگه. می گویند این احمق است آدم باید خجالت بکشد که یک کسی همچنین کاری کرده. یک میلیون تومان فدای یک تومان بکند. یک میلیارد تومان را فدای یک میلیون بکند. مطلق را فدای چی بکند؟ فدای محدود بکند. اگریک کسی گفت من که خدا را دوست ندارم ولی مثلاً فلان کس را دوست دارم فلان چیز را دوست دارم اگرانسان به همچین جا برسد یعنی چی؟ یعنی کمال مطلق را رها کرد دنبال کمال چی افتاد؟ کمال محدود. خب به این می گویند بی عقلی دیگه. این را می گویند سفاهت. این را می گویند جنایت در حق خود، ظلم در حق خود آدم باید از این کارش خجالت بکشد مگر می شود آدم یک میلیون تومان راهزینه کرده برای یک تومان. بی عقلی است. پس عشق به معنای حقیقی قفط و فقط یک مصادیق دارد و آن حق تعالی ست. تمام یعنی عشق به معنای حقیقی برای انسان یک مصادیق بیشتر ندارد و آن خداوند تبارک و تعالی ست. کمال مطلق است. بقیه ی محبتها فقط در راه رسیدن به کمال مطلق قابل قبول است در اسلام. اما اگراین محبت می خواهد مال پد رو مادرباشد می خواهد مال فرزندان و قوم و قبیله باشد به هر چیزی باشد حرام، زشت، شرم آور، احمقانه و سفیهانه است. چون ما را از رسیدن به کمال مطلق چی کار می کند باز می دارد. اگر یک عشقی ما را از رسیدن به خداوند باز دارد اگریک عشقی من را ذلیل بکند خوارم بکند شخصیت را له بکند اگر یک عشقی من را کوچک بکند اگر یک عشقی من را محدود نگه دارد، نگذارد من رشد پیدا بکنم معلوم است من حماقت کردم عاشق یک همچین مزاحمی شدم. لذا قرآن می فرماید که شما تا وقتی دارید طبیعی به سمت کمال مطلق حرکت می کنید رشدتان طبیعی است عاقل هستید اما به محض اینکه وسط راه، عاشق یک چیزی شدید که شما را از رسیدن به کمال مطلق باز می دارد وعمر و وقت و شخصیتتان را به سمت خودش می کشد و له تان می کند سفیه شدید احمق شدید و فاسق شدید «قل إن کان آبائکم و ابنائکم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموال اقترفتموها و تجارة تخشون کسادها و مساکن ترضونها أحبّ إلیکم من الله و رسوله و جهادٍ فی سبیل الله فتربصول حتی یأتی الله بأمره و الله لا یهدی القوم الفاسقین» بگو اگر در نزد شما پدرتان، عزیزترین کس مان است بچه تان، برادرتان، همسرتان، خاندانتان، اموالتان، شغل و تجارتتان، خانه هایتان، از خدا و رسول و جهاد اینها چرا آمده کنار هم دیگر؟ خدا، رسول وجهاد خدا کمال مطلق است، معشوق اصلی ست، رسول چرا؟ برای اینکه تجلی کامل خداست مظهر کامل خداست، شما اصلاً نمی توانی بدون تجلی، بدون اسم، به حق تعالی برسی. نمی توانی بدون وسیله بروید با وسیله باید بروید فرمود«نحن الوسیلة» ما وسیله هستیم. جهاد برای چی؟ جهاد جنبه عملیاتی دارد جهاد یعنی من با هر چیزی که مزاحم کمال خودم و کمال انسانهای دیگر است وظیفه ام هست با مقابله کنم. الآن شما در وزارت بهداشت وزارت بهداشت مگر کارش نابودی بیماری ها و میکروبها نیست بله وظیفه اش اینست دیگه. حالا کار خوبی هست یا کار بدی هست این کار زشتی هست این کار؟ نه کار خشنی هست اگر میروبها را از بین ببرند غده های سرطانی را از بین برند کا ربدی هست نه برای سلامتی افراد و حیاتشان لازم است جهاد در اسلام یعنی مبارزه با جنگهایی که توی تاریخ می شود برای مملکت گرفتن و برای شهوت رانی و قدرت طلبی که نیست. جها مقدس است، جهاد یعنی آن چیزی که نمی گذارد من به الله برسم و انسانهای دیگر به الله برسند باید با آن مبارزه کرد واجب است با آن مبارزه بکنیم چون جلوی رشد انسانها را می گیرد جهاد یعنی مبارزه با تمام میروبها، بیماری ها، سرطانها و موجوداتی که نمی گذارند انسانها به کمال مطلق برسند. مفهوم جهاد خیلی مهم است. مفهوم جهاد اصلاً توش خشونت نیست. مثل مبارزه با میکروی و سرطان است، مبارزه با بیماری هست، توش خشونت نیست توش رحمت است جهاد. شما الآن مهربانترین کسا کی هستند؟ پزشکها و پرستارها چرا؟ چون پاسداری ازسلامتی می کنند. با چی مبارزه می کنند با میکروبها اگر یک اتاق را ایزروله کردند اگر یک مریض ضد عفونی کردند اگر مایع ضد عفونی زدند به بدن یک کسی که میکروبهایش ازبین برود دارد کار خشن انجام می دهد؟ یا دارد به رحمت این کار را می کند. دارد به رحمت این کار را می کند سلامتی سیستم را می خواهد. سلامتی بدن را می خواهد جهاد یعنی مبارزه، امر به معروف و نهی ازمنکر، جهاد ، تولی و تبری مبارزه با چی هست؟ مبارزه با میکروبهاست. مبارزه با عوامل بدبختی انسانهاست. عوامل دور افتادن انسانها از بهشت ازکمال مطلق می فرماید اگر شما آن محبتها «أحبّ إلیکم» محبوبتر از در نزد شما ازاین سه چیز، فاسقید شما. منتظر بدبختی باید باشد. «فتربصوا» منتظر باشید منتظر بدبختی باشید« حتی یأتی الله بأمره» که خدا فاسق را هدایت نمی کند. فاسق یعنی یک کسی که خلاف جهت طبیعی دارد حرکت می کند جهت طبیعی این است که من به سمت کمال مطلق حرکت کنم. این طبیعی من است چون عاشق کمال مطلق هستم به کمتر ازکمال مطلق راضی نیستم. حالا اگر یک جا به کمال محدودی قانع شدم و توفق کردم و دیگه حرکتم به مست خدا متوقف شد به عشق یک شخص یا جنس مخالف عشق زمینی پیداکردم اما یک جوری هست این عشق زمینی که خلقیات من،اخلاق من، روحیات من را، فرهنگ من را آلوده می کند ازخدا جا می کند من را یک ازدواج یک بچه الآن چقدر ما آدم را داریم برای بچه هاشون جهنمی می شوند به خاطر اینکه بچه را ییشتر ازکی دوست دارد بیشتر ازخدا دوست دارد. لذا دائماً به بچه باج می دهد. تو انواع و اقسام گناهان تسلیم بچه می شود. تسلیم همسر می شود، تسلیم پدر مادر می شود. خب این دروغ می گوید من خدا را دوست دارم. ما نمی توانیم عشق بی نهایت را فدای عشق محدود بکنیم. این کلامی که مرحوم علامه دارد می گوید فوق العاده مهم هست . می گویی چی می گویی شما اگر بگویید خدا گفت اهل بیت را دوست داشته بدون اطاعت خوب این دوست داشتن دوست داشتن شخصی هست به چه درد ما می خورد اگر قرار است ما را به سمت خدا نبرد ارزش دارد. خداهم درقرآن می گوید«إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» دارد تأکید م یکند. تصریح می کند این عشق می خواهد شما را به سمت خداببرد. در آیه دیگر فرمود«إلا المودت فی القربی إن هو إلا ذکرا للعالمین » این برای این است که شما خدا یادتان نرود راه یادتان نرود انسانیت یادتان نرود پیغمبر که از دنیا می رود. شما نباید مسیر یادتان برود خدا یادتان برود . لذا «إن هو إلا ذکرا للعالمین » یادآوریست. یادآوری به خدا، یادآوری به راه حق، یادآوری به کمال. بعضی ها گفتند «هو» به قرآن برمی گردد. شما«هو» را به قرآن هم که برگردانید که قرآن برای یاد خداست. برای این است که شما خدا را فراموش نکنید دررأس عالمان به قرآن خود قرآن کی را معرفی می کند؟ اهل بیت را معرفی می کند به قربی برگردانید. دقیق است. ساده تر است هر دویش یکی هست قرآن و قربی یکی هستند. لذا پیامبر با دستش اشاره کرده که قرآن و اهل بیت اینگونه بر من وارد می شوند روز قیامت. فرمود این گونه کنار کوثر بر من وارد می شوند. یعنی یکی هستند یک حقیقت هستند. ما حق نداریم حقیقتاً عشق هیچ کس را تو دلمان راه بدهیم. مگرخدا. اگر اهل بیت هم اجازه داده شده و رسول اجازه داده شده درقرآن حتماً این عشق به رسول و اهل بیت فی الله هست یعنی ما را به کجا می خواهد برساند به عشق به خدااوند تبارک و تعالی در غیر این صورت شرک بود. این نص قرآن هست در غیر این صورت این انحراف بود این فسق بود. پس اینکه مرحوم علامه می فرماید که بلکه آن محبت محبت فی الله است بدون اینکه مسئله خویشاوندی کمترین دخالتی در آن داشته باشد به این جهت هست. خب فکر می کنم کافی هست برای این ساعت إن شاء الله ادامه فرمایش مرحوم علامه را و بفقیه ی بحث را ساعت بعد خوهیم کرد. ما به خاطر اهمیت موضوع خانواده آسمانی فعلاً چند جلسه ای هر دو کلاس را اختصاص می دهیم به خانواده آسمانی بعد إن شاء الله تمام شد چون محدود است جلسات تمام شد إن شاء الله بحث خودمان را د رجلسه ی دوم پی پیری خواهیم کرد.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین» «