جلسه 015 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
11
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - خانواده آسمانی

خب ما بحثمان درمورد خانواده آسمانی به احساساتی که ما باید درقبال خانواده یمان داشته باشیم و اصل و و طن خودمان، ریشه ی آسمانی خودمان رسید. ما باید چه حسی نسبت به وطن خودمان، جایگاه قبل ازدنیایی خودمان داشته باشیم . آن ریشه ای که ما از آن به اینجا آمده ایم چون توضیح دادیم که ما اینجا نبودیم بعد به دنیا آمدیم ازجایی به دنیا آمدیم و از دنیا باز می گردیم اگ ربازگشتی هست، بازگشت بدون رفتن معنا ندارد. رفتی صورت گرفته، آمدنی صورت گرفته و ما حالا می خواهیم برگردیم. شروع ما دنیا نیست که برویم به سمت خدا چون آن رفتن است درحالی که انسان رفتنی به سوی خدا ندارد بلکه بازگشتن دارد ما باز می گردیم به ریشه ی خودمان به اصل خودمان و به جایگاه خودمان. احساسی را که باید داشته باشیم نسبت به جایگاه اصلی خودمان پدر آسمانی خودمان، خانواده آسمانی چه نوع احساسی هست؟ بحثمن یک بحث مقدماتی بود که کما اینکه هنوز هم این طور هست ما برای اینکه إن شاء الله برسیم به اینکه نوع پیوندی قلبی که ما باید برقرار بکنیم با خانواده آسمانی مان باید چگونه باشد؟ به یک بحث قرآنی روی آوردیم درمورد مودت اهل بیت (علیهم السلام) که این مودت اهل بیت (علیهم السلام) دوستی اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر جنبه رابطه ی حقوقی آیات مختلفی داریم که چندتا از آنها راخدمتتان عرض کردیم امروز هم به بررسی دو سه تا ازاین آیات می پردازیم که اوّل این جایگاه حقوقی مشخص بشود که ما ازآن جهت که یک رابطه ی حقوقی با معصومین (علیهم السلام) داریم نوع خاصی از ارتباط و عواطف را باید با رهبران خودمان داشته باشیم وقتی می گوییم رابطه حقوقی یعنی آنها رهبران ما هستند مارا هدایت می کنند به سمت حق تعالی امّا وقت یکه رابطه ی حقیقی می گوییم جدایی ازبحث شیعه یی و رهبری هست بحث اینست که او اصل من و پدر من و حقیقت من هست .اینجا یک رابطه ی عاطفی شخصی برقرار می شود. موضوع یک رابطه ی شخصی هست یک عشق شخصی بین ما و اهل بیت علیهم السلام هست فعلاً از آن بحث مودتی که ناشی از رابطه ی حقوقی هست می شویم تا زمینه آماده بشود برای بحث ازآن عشق و دلدادگی برای رابطه حقیقی به عنوان اینکه آنها پدران ما هستند و مافرزندان حقیقی آنها.خب جند آیه را جلسه ی گذشته درباره مودت اهل بیت خدمتتان عرض کردم به طر اهمیت موضوع یک باره دیگر من آیات را عرض می کنم . عزیزانی که مایل هستند که یادداشت کنند یادداشت کنند. بعد إن شاء الله به تحلیل این آیات و روابط منطقی بین آیات می پردازیم. آیه ی اوّل سوره مبارک شوری هست که کامل آیه را میخوانیم چون می خواهم سد روزیل آیه را با هم بررسی بکنیم. سوره مبارک شوری آیه 22/23 «الذین امنوا وعملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عند ربّهم ذلک هو الفضل الکبیر، ذلک الذی یبشر الله عباده الذین امنوا و عملوا الصالحات قل لا أسئلکم علیه اجراً إلا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسناً إنّ الله غفورٌ شکور» کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام دادند درباغهای بهشت هستند. خب حالا خوب دقت کنید چون موضوع خیلی دقیق و حساس است به کلمه کلمه ی این آیات باید توجه بکنیم. کسانی که ایمان آوردند عمل صالح انجام دادن در باغ ها یبهشت هستند «لهم ما یشاؤون عند ربهم» آنها هر چیزی که اراده بکنند در نزد پروردگارشان دارند.« ذلک هو الفضل الکبیر» این یک فضل بزرگ هست واقعاً هم این جوریست. انسان نزد خدا باشد هر چیزی که اراده بکند می شود. خواهش می کنم دقت بکنید ما آیات بهشت رادربحثهای بهشت قبلاً عرض کردیم. اینجا وقتی دارد تئوصیف م یکند م یگوید شما انچه که اراده بکنید همان تحقق پیدا می کند. این یعن یچی؟ که شما اراده بکنید و تحقق پیدا بکند؟ مثل خدا شدن می شود. آیه ای که قبلاً عرض کردم حدیث قدسی بود که قبلاً عرض کردم که خداوند به مؤمنین دربهشت این نامه را می نویسد که« بسم الله الرحمن الرحیم من احی القیوم الذی لا یموت إلی الحی القیوم الذی للا یموت» از زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد به زنده ی پایداری که هرگز نمی میرد.« عبدی علیک من السلام» بنده ی من ازمن به تو سلام باد یعد م یفرماید که من خدایی هستم که هر چه اراده کنم همان خواهد شد و توامروز مانند من خواهی بود دراینجا که هر چه داراد بکنی همان خواهد بود. چند جا د رقرآن این امده « فیها ما تشتهل انفس و تلزّل اعین لهم ما یشاؤون » این داستان خلقت انسان است. انسان تا وقتی که به جایی نرسد که هر چی اراده می کند تحقق پیدا نکند آرامش پیدا نمی کند. بی نهایت طلبی انسان را می رساند که انسان با هیچ کمالی خداوند تبارک و تعالی روحی به انسان داده که اانسان با هیچ کمالی آرامش پیدا نمی کند با هیچ درجه ا یاز کمالات آرامش پیدا نمی کند مگر مطلقش مگر بی نهایتش مگر به جایی برسد که وقتی رسید به آنجا هر چه را که خواست خلق بشود هر چه که خواست خودش ایجاد بکند و اراده بکند و تحقق پیدا بکند این مقام چه مقامی است؟ که انسان آنچه را که اراده می کند همان بشود و تا کمتر از این انسان آرامش ندارد. خیلی این آیه دقیق است کلماتش بسیار دقیق یعنی تو مباحث انسان شناسی و روان شناسی این معرکه است که« لهم ما یشاؤون عند ربّهم» بعد می فرماید:« ذلک هو الفضل الکبیر» این مقام رسیدن به اینجا آن گمشده ی انسان هست. آن غایت انسان هست که انسان برسد به جایی که آنجه که اراده می کند تحقق پیدا کند. معطلی نداشته باشد، فقر نداشته باشد. هیچ چیز فقدانی برای او معنا نداشته باشد. آن هم کجا آن هم تو ملک کبیر آخرت.« و إذا رأیت ثمّ نعیماً و ملکاً کبیراً» وقتی نگاه می کنی به ملک- ملک یعنی پادشاهی- ببینید لفظی را که خدا انتخاب کرده چی هست می گوید تو پادشاه می شوی آنجا.« رأیت نعیماً و ملک کبیراً» نعیم و ملک کبیر می بینی. کبیر را که می گوییم تو اندازه ی ریاضی چون دو تا خالق دنیا و آخرت یکی هست دیگه همه چیز را هم که خدا فرمود من عدددار و اندازه دار خلق کردم یعنی همه چیز نزد خدا ریاضی هست خداوند یک مهندس است.« کلّ شیء عنده بمقدا الذی أحصی کلّ شیء عدداً» « قد جعل الله لکلّ شیء قدراً » اصلاً خدا یک خدای ریاضی هست یک خدای مهندسی است دنیا را او آفریده، آخرت هم او آفریده اینجا را با همه ی عظمتش گفت بازیچه هست آنجا را می گوید ملک کبیر است. خدای کبیر خدای بی نهایت وقتی می گوید ملک کبیر است انسان باید بفهمد فرمود در بهشت کمترین درجه انسان در بهشت «إنّ عدنی اهل الجنة» پیامبر فرمود در بهشت اونی که از همه پایین تر هست و پایین تر ا زاو دیگه کسی نیست فرمود یک میلیون خادم فقط در خدمت او هستند ازکیا؟ از« ولدان مخلدون» ملک کبیر یعنی این خب این کمترین درجه اش هست حالا بگیر برو بالا ببین چه خبر است چه اتفاقی می افتد آنجا وقتی انسان چه خبر است چه اتفاقی می افتد آنجا وقتی انسان به این ملک کبیر می رسد ذات انسان این جوری آفریده شده است تا به آن ملک کبیر نرسد آرامش پیدا نمی کند تا به مطلق نرسد آرامش پیدا نمی کند. تا با مطلق اتصال برقرار نکند شاد نیست. آرام نیست هر جای دیگر غیر از نزد مطلق دنبالش بگردد عطش می آورد هر جای دیگر برود چا رسراب است. لذا رسول خدا فرمود «کل أحدٍ یموت عطشان إلا ذاکر الله» هر کسی ناکام ازدنیا می رود، تشنه ازدنیا می رود مگر کسی که از اول با خدا ارتباط دارد. یعنی تشنگی اش را با بی نهایت تأمین می کند. الآن شما نگاه کنید تعجب نمی کنید شما که آب را اینجا گذاشتند چون این تناسب دارد با نیاز ما. می گویند این اگر تشنه شد آب باید بخورد اگر تو بی نهایت طلب هستی اگر تو بی نهایت را می خواهی جز در نزد کمال مطلق و بی نهایت نمی توانی پیداش بکنی. خب حالاببینید چقدر زیبا این را چیده « الذین امنوا وعملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عند ربّهم ذلک هوالفضل الکبیر ذلک الذی یبشرالله عباده» این همان چیزی هست که خداوند بشارت می دهد به آن بندگانش را یعنی باید آدم واقعاً ذوق زده بشود چه بشارتی خدا به انسان می دهد چه مژده ای خدا به انسان می دهد می گوید تو درآینده به جایی می رسی که د رباغهای بهشت ما الآن وقتی می گوییم باغهای بهشت به قول امام صادق می گوید به مورچه می گویی خدا چه شکلی هست می گوید خدا دو تا شاخک دارد یعنی از نگاه خودش به خدا نگاه می کند ما وقتی بهمان می گویند باغ با تصور اینجا می گوییم باغهای بهشت این باغ حالا به چه دردمان می خورد چه خبر است این باغ چی هست این باغ پیامبر می فرماید هر چی که درآخرت هست از آنچه که دردنیاست فقط یک اسم دارد هیچ چیز دیگرش شبیه آن نیست فقط اسمش شبیه هست یعنی آنجا را هم می گویند باغ اینجا را هم می گویند باغ، آنجا می گویند نعیم اینجا هم می گویند نعیم آنجا می گویند علم اینجا هم می گویند علم آنجا می گویند شراب ،شیر، عسل، آب اینجا هم می گویند ولی حضرت می فرماید فقط شباهت اسمی دارد حقیقتی که آنجا هست«فلا تعلم نفس ما اخفی لهم ما قرة اعین» بعد که خودش توصیف می کند بهشت را می فرماید «بل همت تلتمّ علیه» آن چیزهای که خدا تو قرآن گفته آن چیزهای که ما اهل بیت برای شما گفتیم آن چیزی که آنجا هست و شما بعداً با آن روبه رو می شوید می بینید یک چیز ورای آن چیزی هست بالاتر ازان چیزی هست که خدا تو قرآن و ما اهلبیت برای شما توصیف کردیم« لاعین رات» نه هیچ چشمی دیده «ولا اذن سمعت» و نه هیچ گوشی شنیده « ولا خطر علی قلب البشر» و هیچ خطور هم نکرده به قلب بشر یعنی کسی هر چقدر خلاق باشد ذهنش ،هنرمکند باشد عاقل باشد بخواهد چیزی ازآنجا بکشد پایین نمی تواند بکشد پایین. نمی تواند تصورش کند قابل شکار کردن نیست فقط اینست که تو بابروی ببینی آنجا چه خبر است. برگردیم به درسمان فرمولمان چی بود رابطه ی دنیا با آخرت مثل رابطه ی رحم مادرهست با دنیا. اگر جنین تو رحم فهمید دنیا یعنی چی ما هم تو رحم دنیا می فهمیم آخرت یعنی چی؟ شما چه طوری می خوای به یک جنین بفهمانی که چند دقیقه ی بعد چند ساعت بعد وارد یک عالمی می شوی که به هیچ وجه هیچ چیزش قابل قیاس با عالمی که تو توی آن بزرگ شدی نیست. تو باهاش انس داشتی نیست درست نیست همین هست و ما نمی توانیم درک بکنیم. حالا خدا فقط یک کلمه می گوید می گوید «ذلک هو الفضل الکبیر» این را ازمن بپذیرید من خدا داریم به شما بشارت می دهم« ذلک الذی یبشر الله عباده » این آن چیزی هست که خداوند به بندگانش مژده می دهد . کدام بندگانش؟« الذین امنوا و عملوا الصالحات» آنهایی که ایمان اوردند و عمل صالح انجام دادند. بعد می فرماید اینجا دقت کنید که چه جوری لحن تغییر می کند بشارت می دهم به بنده ایم آنهایی ایمان و عمل صالح انجام بدهند«قل» پیغمبر تو بگو گفتیم «قل» هر وقت بیاید بعد چی هست؟ بعد شاه کلید و رمز است« قل لا أسئلکم علیه اجراً إلا المودة فی القربی» بگومن هیچچیز درمقایب این چیزی که به شما دارم می دهم برای شما بشارت آوردم آن چیزی که می خواهم به شما بدهم. آن کاری که برا یشما دارم انجام می دهم هیچ چیز ازمشا نمی خواهم. اول خوب توصیف کرده آنجارا. بهشت را جنات را« فی روضات الجنات» «لهم ما یشاؤون» «عند ربهم» بشارتهایش را داده بعد به پیغمبر می فرماید ای پیغمبر به همه بگو که من هیچ چیز در مقایب نمی خواهم جز یک چیز یعنی اگر آنجا را می خواهید این را داشته باشید جز یک چیز ازما می خواهم مودت خاندانم را. این را می خواهم از شما که حالا می رسیم توضیحش هم می دهم الآن فقط چند تا آیه را معرفی بکنیم بعد برم یگردیم سراغ این آیه« ومن یقترف حسنة» تا این را می گوید بعد خداوند می فرماید هرکس کارنیکی انجام بدهد« نزد له فیها حسناً» ما این کار رابرکت می دهیم خودمان اضافه می کنیم به آن حسن و زیبایی کارش.«إنّ الله غفور شکور» خدابسیار غفوروقدردان است. برویم سراغ آیه ی بعد درمسئله ی بعدی آیه بعدی سوره سبأ آیه 47 می فرماید:« قل ما سألتکم من اجر فهو لکم» هر چی که اجرخواستم ازشما این اجر فقط به نفع خودتان هست. چون شما درسوره شعراء ببینید در همین سوره سبأ هم همین طور آیه ی قبلی پیامبر می فرماید من ازشما هیچ اجری نمی خوام به من نمی خواهد چیزی بدهید آن چیزی که من خواستم به عنوان اجر چیز مادی نیست پاداش من« إن اجری إلا علی الله» اجر من را خدا می دهد آن چه که من به عنوان اجر از شما خواستم به نفع خودتان هست. خب اواین مسئله ای را که ما باید اینجا توضیح بدهیم همین مسئله اجر است اول این دو تا آیه را هم بگویم خدمتتان آیه 9 سوره انعم« قل لا أسئلکم علیه اجراً إن هم إلا ذکری للعالمین» من از شما اجری نمی خواهم نیست آن مگر یادآوری برای همه مردم و د رسوره فرقان آیه 57 می فرماید که:« قل ما اسئلکم علیه من اجر إلا من شاء إن یتخذ إلی ربه سبیلاً» خیلی غوغاست این. بگو من از شما هیچ اجری نمی خواهم مگر اینکه یک کسی بخواهد پیش خدا برود. لحن را دقت بکنید نحوی حرف زدن را دقت بکنید من ازشما اجری نم یخواهم مگر کسی که بخواهد به سوی پروردگارش برود.« إلا من شاء إن یتخذ إلی ربّه سبیلاً» خب این چهار تا آیه اول ازاین ما درمورد اجر صحبت بکنیم. اجر یعنی چی؟ وقتی می گوییم اجر طرف رابدهیم یعنی چی؟ اجر یعنی معادل کار یک نفر راپرداخت کردن معادل کار یک نفر راوقتی پرداخت می کنی می شود اجرش را دادی یعنی شخصی یک کسی یک کاری را انجام داد. شما به قیمت کارش به او چیزی را پرداخت می کنی. جرش را می پردازی. پی وقتی می گوییم اجر یعنی محصول کار یک نفر خواهش می کنم خوب دقت کنید این کلماتی را که می گویم اجر معادل کاریک نفر محصول کار یک نفر نتیجه یک کار رامی گویند اجر من از شما اجری نمی خواهم یعنی درمقابل آن چه که من دارم به شما می دهم آن چیزی که من برای شما آوردم یک اجر ازشما می خواهعم شما باید درازای چیزی که من دارم به شما می دهم شما هم باید یک چیز به من بدهید اولاً بای خودم نمی خواهم .« ما سألتکم من اجر فهو لکم» این اجر را من برای خودشما می خواهم برای خودم پس چیزی نمی خواهم آن چیزی که می خواهم برای خودشما می خواهم آن چیز چیست؟ مودت فی القربی مودت خاندانم را می خواهم. خب دوجا این آمده « إلا مودة فی القربی»«إلا من شاء أن یتخذ إلی ربّه سبیلاً» وقتی إلا می آید انحصار را می رساند مثلاً من می گویم که من هیچ کس را راه نمی دهم اینجا مگر مسافرت نمی روم مگر إلا که شما می آورید انحصار می آید پیامبر می گوید من هیچ اجری را نمی خواهم مگر مودت فی القربی مگر اینکه کسی بخواهد پیش خدا برود یعنی چی؟ یعنی مودت فی القربی انحصار تنها راه رسیدن به خداست. اگر کسی می خواهد پیش خدا برود اجر من اینست من آمدم چی کار کنم من آمدم شما را به کمال مطلق برسانم من آمدم شما را به آن هدف خلقتتان نائل بکنم کاری که من می کنم برای شما مزد شخصی نمی خواهم اما از شما یک مزد معنوی می خواهم مزد معنوی یعن یچی؟ اجرت گفتیم یعنی چی؟ محوصل و نتیجه کار یک استاد ا زشاگردش چی می خواهد ؟ اجر یک استاد را چطوری یک شاگرد م یتواند بدهد؟ حصول کارش را؟ یعنی آن چیزی که استاد درس می دهد را خوب بگیری و خوب هم بتوانی از دانایی تبدلیش بکنی؟ به دارایی. شاگرد تا وقتی می آید می نشیند سر کلاس مزد استادش را نداده مثلاً دارد خط درس م یده نقاشی درس می دهد دارد زبان درس می دهد، ورزش درس می دهد هر چیزی که درس میدهد، اخلاق می گوید، منطق می گوید، زمانی استاد می رسد به اینجا که محصول کار خودش را می بیند که شاگرد علاوه بر اینکه آمده نشسته شنیده از حالت دانایی به چی برسد؟ به دارایی برسد یعنی همان را داشته باشد همان بشود تا شنود اجری هم در کار نیست . یک استادی که شش ماه زبان درس داده بعد خجالت می کشد یک کسی بگوید خب بیا ببینیم شاگردهایت چطوری هستند اگرشاگردها زبان بلد نباشند استاد چی می شود؟ خجالت می کشد بعد هم به استاد می گویند آخر این چه جور درس دادنی هست. اینها که هیچ کدام بلد نیستند که تو مدارس اساتید را که بخواهند یا جاهای دیگر که بخواهد آزمایش بگیرند ببینند محصول کارش چطور هست می گویند آقا این ازسی نفرکلاسش بیست و نه نفر،نوزده شده اند، بیست شده اند اینقدردرکنکور قبولی داشته یک موسسه یک آموزشگاه یک معلم معلم می گوید من ازشما چیزی نمی خواهم جز اینکه شما تبدیل بشوید یعنی آن دارایی را داشته باشید بتوانید آن را بروز بدهید. بتوانید تو زندگی تان کمکتان بکند اگر مثلاً من دارم درس دین می دهم دین محصولش چی هست آموزش دینی؟ محصول آموزش دینی شادی و آرامش هست کسی که می رود سر کلاس یا استادی می نسیند دین را یاد بگیرد ایمان را یاد بگیرد ولی آدم پژمرده ای هست آدم عصبی هست آدم پرخاشگری هست آدم حساسی هست،آدم زود رنجی هست، آدم بدبین و حساس و حسودی هست این آدم اصلاً ده سال هم که سر کلاس استاد رفته اجر استاد که داده نشده که اجر استاد اینست که تبدیل درشما صورت بگیرد یعنی بیاید توزندگی شما به شما قدرت بدهد به شما توانایی بدهد و الا که آدم حرف جمع بکند که نشد هنر هی برویم بنویسیم هی جمع بکنیم اینها ما استادمان رسول خداست. اجرش چی هست این آمده مارا کجا ببرد؟ ببرد پیش خدا دیگه به سوی خدا رهنما بکند. می گوید اجرمن اینست که شما بروید سمت خدا. من اجر اینکه شما ازمن اطاعت بکنید شما اهل اطاعت و هدایت به سمت خدا باشید چیز دیگری ازشما نمی خواهم و راهش هم چیست؟ مودت فی القربی. راهش اینست که لذا از همین آیه ی قرآن ما نتیجه می گیریم که قربی باید حتماً چی باشند؟ معصوم باشند. چون مودت گناهکار انسان را به خدا نمی رساند. پیغمبر معصوم هست خودش هیچ وقت جزای پیغمبر اجر رسول خدا ،محصول کار رسول خدا، دوست داشتن گناهکار نیست. دوست داشتن کی هست؟ یک کسی که معصوم باشد نمی تواند پیغمبر بگوید که اجر من رابدهید اجر من اینست که هر گناهکاری را دوست داشته باشید. نه مودت یک کسی که مثل خود پیغمبر است. مودت یک کسی هست که می تواند انسان را به سمت خداببرد چون فرمئد که اجر من اینست که شما به سمت خدا بروید یک جا فرمود شما به سمت خدا بروید و یک جا فرمود مودت فی القربی. پس معلوم است مودت فی القربی راه رسیدن به خداست و تنها راه هم هست تنها راه مودت فی القرباست شما باید با این بروید إلا آمورده تنها راه هست. اگر کسی پاداش کا رپیغمبر باشد محصول کار پیغمبر باشد معادل کار رسول خدا باشد معادل کار رسول خدا یعنی چی؟ خیلی حرف است. باید یک سی باشد که از طریق او بشود شبیه خدا شد ازطریق او بشود. متخلق به اخلاق الهی شد ازطریق او بشود به هدف خلقت رسید. این انسان گناهکار نمی تواند این جوری باشد یعنی «إلا من شاء أن یتخذ ؤلی ربه سبیلاً» باید آن شخص بتواند امام باشد الگو باشد که ما بتواند چی کار کند به راه خدا ببرد یعنی ادامه کار پیغمبر پیغمبر برای چی آمده بود؟ برای این آمده بود که ما را به این مسیر ببرد. پس وقتی م یگوییم اجر آن چیزی که من را به بهترین وجه در دینداری کمک می کند من را به سمت خدامی برد. پس پیامبران با این بیان می خواهد به من بفهماند البته پیامبر ا زقول خدا می گوید چون خدابهش گفته توبگو«قل» تو بگو به مردم این «قل» ها را دقت بکنید خدا به پیغمبرمی گوید به مردم بگو آن راهی را که شما می خواهید بروید به سمت خدا راهش چی هست؟ مودت فی القرباست. انسانهای معصومی که جزازطریق آنها به من نخواهید رسید. پس اگر کسی بخواهد واقعاً یک راه درستی را به سمت خدا برود یعنی چی؟ یعنی اجباری درکار نیست. یعنی اگر دوست داری اختیار داری انسان مختار است «إلا من شاء» می خواهی بروی به سمت خدا یا می خواهی بروی به سمت جهنم هر راهی می خواهی بروی اگرمی خواهی به سمت خدابروی می خواهی انتخاب بکنی راهش معصوم هست. اگر کسی می خواهد راه درست رابرود باید از طریق معصوم برود. آن سیری را که شما می خواهید بکنید آن مسیری را که شما می خواهید طی بکنید تا به خدابرسید تا به هدف خلقت برسید تا به کجا ؟آیه 22/23 سوره شوری یادتان نرود. اولین آیه ای که خواندیم تا به کدام مقام برسید؟ «إن الذین امنوا وعملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عندربهم ذلک هو الفضل الکبیر» اگر می خواهید به فضل کبیر برسید من خدا دارم به شما بشارت می دهم «ذلک الذی یبشر الله عباده الذین امنوا وعملوا الصالحات» این آن بشارتی هست که من دارم به شما می دهم. حالا اگر کسی می خواهد به داینجا برسد«قل لا أسئلکم علیه اجراً إلا المودة فی اقربی» هیچ اجری از شما نمی خواهم. آیه را دقت کنید. آیه 22/23 هر دویش اجر است .سوال می کنم ببینم کی جواب می دهد «إن الذین لمنوا وعملوا الصالحات فی روضات الجنات لهم ما یشاؤون عندربهم ذلک هو الفضل الکبیر» این پاداشی کی بود اجر کی بود دارد راجع مؤمنین نیکوکار صحبت می کند کسانی اهل ایمان و نیکی هستند «إن الذین امنوا و عملوا الصالحات» پاداششان این است که نزد خداوند چنین هستند و چنان هستند حالا این پیامبری که صدها میلیون انسان را می برد تو این مقام می رساند پاداشش چی هست؟ آیه ی بعد پاداش پیغمبر رامی خواهد بگوید یعنی معادل کا رپیغمبر که می تواند به این شکل انسانها بروند به آن مقام برسند معادل کارش چی هست؟ «قل لا أسئلکم علیه اجراً إلا المودة فی القربی» اینجا هم پاداش پیغمبر چقد ردقیق چیده شده این آیات چقدرزیباست.«إلا المودة فی القربی و من یقترف حسنة نزد له فیها حسناً» اگر کسی کارخوبی انجام داد. مزد من شد مودت فی القربی اگر یک کسی کارخوبی انجام بدهد. ما تو آن خوبی افزایش می دهیم. پس معلوم است مودت فی القربی خودش بهترین حسنه هست که امام مجتبی (علیه السلام) راجع این آیه این آیه را برای حضرت مجتبی خواندند بلافاصله همین «و منیقترف حسنة» ببینید چقدر زیبا امام مجتبی می فرماید.فرمود:« إقترف الحسنة مودتنا اهل البیت» آیه راببینید چقدرزیبا معنا کرده اقترف انجام حسنه مودت ماست. بعد می گوید«إنۀ الله غفور الرحیم» اگرکسی اهل مودت شد مشمول دوتا چیزمی شود ازطرف خدا یکی غفران الهی یکی هم خدا ازش تشکرمی کند قدردانی می کند«إنّ الله غفور الشکور» خدا ازشخصی که حق دلش را خوب اداء می کند به دلش محبوب حقیق را می دهد و توی مودت خودش را ضایع نمی کند ازش قدردانی می کند. قدردانی یعنی چی؟ مثلاً شکور بودن خدا یعنی چی؟ خدا تشکر می کند یعنی چی؟ مثلاً خدا می گو.ید من متشکرم خیلی ممنونم که هال بیت را دوست داشتید؟ می گوید:«ما سألتکم من اجر فهو لکم» اونی که خواستم آن اجر مال خودتان است. قدردانی خدا یعنی چی؟ یعنی شما قیمت خودت را دانستی قیمت دلت را دنستی. حالا ما داریم فعلاً تو بخش رابطه ی حقوقی صحبت می کنیم اگر برسیم به بخش حقیقی آنجا چه غوغایی می شود هنوز ما بحثمان شروع نشده است. داریم فعلاً مقدمات می گوییم می گوید اگر کسی قیمت خودش را دانست خدا ازش قدردانی می کند. اگر کسی مودت اهل بیت را ریخت توی خودش، پیوند خورد با مودت اهل بیت این قیمتش را خدا می پردازد. شکور است خدا؟ یعنی چی؟ یعنی قیمت تو کمترازاین نیست. حالا آیات بعدی را می رسیم ما هنوز خیای عمیق نشدیم تو آیات. یعنی بهای تو کمتر از این نیست. اگر به کمتر از«لهم ما یشاؤون عندربهم» برسی خودت را فروختی . خودفروشی کردی، نمی ارزد یعنی کار قابل تقدیر نیست. لیاقت تشکر را نداری به هر چیزی برسی.بالاتر از تو نیست به هر چیزی برسی بالاتر ازخودت قیمت ندارد یعنی به هر چیزی برسی کمتر ازتو هست. مگر زمانی که تو مودت اهل بیت را داشته باشی. چه رمز و رازهایی دارد این آیات. خب حالا یک مقدار این مفهوم اجر را می خواهیم رویش بیشتر کار بکنیم یک مقدار گشترده تر درموردش بحث بکنیم تا این معادل یابی را خوب دقت بکنیم که إن شاء الله چقدرقیمت دارد این. اجررا گفتیم یعنی چی؟ گفتیم محصول یک کار پاداش یک کار و درواقع پاسخ مناسب به یک کار هست یک کاری انجام شده ما هم درمقابل یک پاسخ مناسب می دهیم پاسخ مناسب پیامبر اینست که چی کار بکنیم. او همه دین را آورده تا ما رابه هدف خلقت برساند. پاسخ مناسب اینست که ما مسیری که ما را به هدف خلقت می رساند قرار بگیریم. قبول بکنیم این را و آن جز با مودت فی القربی امکان پذیر نیست.حالا سراغ آیات دیگر برویم.ببینیم تو قرآن ما چقدر درباره این آیات داریم . درسوره مائده یک جا می فرماید:« بلّغ ما انزل إلیک من ربّک فإن لم تفعل فما بلّغت رسالته» باز مسئله معادل ، پاداش و محصول و برخورد مناسب هست. ای پیامبر آن چیزی که ازخدا به تونازل شده آن را به مردم همه اعلام کن. اگراعلام نکنی رسالتت را رسالتت الهی را انجام ندادی. یعنی تو هم برخورد مناسب با خدا نکردی. آن چیزی مه خدا به تو داده حقش راادا نکردی «فما بلّغت رسالته» یعنی همه زحمات بیست وسه ساله ات به هدر رفته است. از این تهدید تندتر«فإن لم تفعل» اگر نکنی «فما بلّغت رسالته» اصلاً رسالت خدارا بجا نیاوردی. خب نتیجه چی شد؟ پیامبر رساند یا نرساند؟ رساند شاهد هم گرفت. تمام کتب ،منابع شیعه و سنی بیشتر هم اهل سنت جالب اینجاست که حدیث غدیر، بیشتر اسنادش درکتاب برادران اهل تسنن هست. بیشترین سندهای غدیر آنجاست. همه متفقند که پیامبر درغدیر خم امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به جانشینی خودش منسوب کرد. همه هم آمدند بیعت کردند حتی خلیفه ی اول،خلیفه دوم،خلیفه دوم بقیه همه آمدند بیعت کردند. خیلی خطبه مفصل است چون موضوع بحثمان چیز دیگری هست این حرفهای مادارد مقدمات زده می شود برای آن بحثهای اصلی مان والا اگر موضوع بحثمان امامت و ولایت بود رویش می توانستیم یک چند جلسه ای بمانیم منابعی رابیاوریم بررسی بکنیم حتی خطبه غدیر را می ارزید چند هفته ای بخوانیم. پیامبر بعد از اینکه این رسالت را انجام داد ا زمردم اعتراف گرفت. آیا من وظیفه ام را انجام دادم رساندم؟ همه گفتند بله یا رسول الله. بعد از خدا سؤال می کند پیامبر که خدایا من وظیفه ام را انجام دادم؟ خدایا تو شاهد باش که من گفتن. حالا خدا م یخواهد جواب پیغمبر را بدهد. سوره مائده آیه 3 «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» امروز کفار از دین شما مأیوس شدند« الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً» پس چند تا تافق افتاد «الیوم» یعنی امروز؟ یعنی کدام روز؟ چندتا:1- یئس الذین کفروا من دینکم» کفارازدین شما دیگه ناامید شدند 2- اکملت لکم دینم» دین تان را کامل کردم3- أتممت علیکم نعمتی» نعمتم را بر شما تمام کردم 4- راضی شدم که اسلام برای شمادین باشد. تازه امروز من چی شدم؟ راضی شدم که اسلام برای شما دین باشد چهارتا واقعه ی مهم در یک روز. این جزای پیامبراست. محصول کار پیامبر است. خدا دارد به او می گوید. دانه به دانه توضیح بدهیم تا این بحث مودت جا بیفتد . این «یئس» یعنی چی؟ کفار خیلی طمع داشتند که بتواند پیغمبر را و مسلمانان را نابود کنند. چند تا کار کردند یکی محاصره اقتصدی. سه سال شبه ابی طالب. تهمت به پیامبر و راه انداختن جنگ علیه پیغمبر. پیش ازهشتاد تا غزه و سریه داشته. تو ده سال شما دقت کنید. بیست و سه سال رسالت حالا سه سالش که مخفی بود توی این بیست سال اینقدر جنگ و کشتار علیه پیغمبر راه انداختند. نشد درآخرین مرحله ترور پیغمبر را طرحی کردند. سوء قصد به پیغمبر که ماجرایش را تو شرح زیارت عاشورا توضیح دادیم آنجا هم به نتیجه نرسید. ماجرای ترور پیغمبر که شبانه سرراهش را گرفتند وقتی ا زحج برمی گشت خواستند ترورش بکنند. شترش را رم بدهند بیندازند تو دره. پیغمبر را که حالا داستانی دارد جبرئیل (علیه السلام) آمد و چه و چه و چه .. وقتی ناامید شدند گفتند که کاری نمی توانیم بکنیم باید وایستیم این بمیرد. پسر که ندارد جانشین شود بمیرد دیگه ماجرا تمام هست وقتی بمیرد خیلی تواین جهت اینها حریص بودند ازطرفی خیلی علاقه داشتند که مسلمانان ببرند کارها یفرهنگی زیادی کردند. فعالیتهای فرهنگی زیادی کردند که اینها را قبلاً شرح دادیم. تو بحثهای دیگر که مسلمانان ببرند. آیه 109 سوره بقره را نگاه بکنید که خیلی مهم است این آیه توضیح زیادی آنجا دادند که اهل کتاب خیل یدوست دارند که شماها ازدین خودتان دست برداری.«ودّ کثیرمن اهل الکتاب لو یردّونکم من بعد ایمانکم کفاراً حسداً من عند انفسهم من بعد ما تبیین لهم الحق فاعفوا واصفحوا حتّی یاتی الله بأمره إنّ الله علی کلّ شیء قدیر» بسیار اهل کتاب ، مشرکین، کفار دوست دارند که شما از دینتان برگردانند ازشدت حسادتی که نسبت به شما دارند. خیلی علاقه دارند که شما را برگردانند از دینتان. تحمل دین داری و خوب بودن شما را ندارند. حسود بودند. نص قرآن هست. روان شناسی خدا رانگاه بکنید همیشه یک کافر یک فاسق تو نهایت دل خوش می داند دارد چه ظلمی می کند. چه جرمی می کند لذا تحمل دیدن یک حزب الهی یک مؤمن برایش خیلی سخت است. یک خانم بی حجاب یک خانمی که قیدی نسبت به دین،نسبت به حیاء ندارد دیدن یک خانم با حجاب، یک آدم بی دین ،دیدن یک آدم متدین برایش خیلی سخت است چون وجوددارد این ، دیدن این، او را یاد عصیان خودش و طغیان خودش می اندازد. یاد آلودگی و معصیت خودش و یاد عاقبت خودش می ندازد. یاد جهنمی که درانتظارش هست سخت است لذا حسادت می کند خیلی دوست دارد اینها هم مثل خودش باشند آنها هم چی؟«من بعد ما تبیین لهم الحق» وقتی حق را هم شناختند با این حال لجاجت می کنند. خدا چی می گوید؟ می گوید آی مسلمونها آی مؤمنین یک مقدار تحمل کنید«فأعفوا واصفحوا حتّی یأتی الله بأمره» تا اینکه خداوند دستورش برسد. من به زودی یک دستوری به شما می دهم یک برنامه ای برای شما م یچینم که دیگه اینها این فکرهای خام را ازسرشان بیرون کنند «إنّ الله علی کلّ شیء قدیر» خدا به هر کاری تواناست. خب چی شد؟ اینها منتظر بودند تا ببینند خدا چی کار می خواهدبکند. رسید رسید به واقعه ی غدیر. خدا فرمود:« الیوم یئس الذین کفروا من دینکم» امروز دیگه کفارمأیوس شدند. پس ببینید معنای مأیوس شدن چطوریست. یعنی خدا با این کار فرمئد اگر پیغمبر پسر ندارد پسراگر داشت بهتر از امیرالمؤمنین نمی شد پسرش. چون ما معدل گذاشتیم. دقت بکنید .اجر یعن یچی؟ معدل دیگه. معادل رفتن پیغمبر چی هست؟ اگرخدا بخواهد جایگزین بکند معادل بدهد باید چی بدهد. باید یک کسی را به اندازه پیغمبر بگذارد سر جای پیمغبر یک بزرگی را به اندازه پیغمبر بگذارد. می گوید من امروز مأیوس کردم هم را با این کار.«الیوم اکملت لکم دینکم» دین شما را برای شما کامل کردم. کمال دین یعنی چی؟ یعنی اگر مجموعه ی مقررات،مقررات الهی، کامل کامل هم باشد بدون رهبر هیچ کاری نمی تواندبکند. شما بهترین قوانین را هم داشتهدباشید وقتی مجری نداشته باشد به چه درد می خورد؟ همیشه یک مجری باید باشد به وزان و قیمت قانون بتواند آن قانون را اجر بکند. قانون خدا قرآن کریم. خوب دقت بکنید چون اینها را آیاتش را بعداً می رسیم. قانون خدا و قرآن کریم چه رهبری می خواهد؟ چه کسی می تواند مجری کتاب الله باشد؟ بتواند کتاب خدا را توی جامعه تا عالی ترین درجاتش اجرا بکند یک کسی باید باشد که قیمتش، ارزشش، توانائیش، شخصیتاً جانش این قدرت را داشته باشد این پاکی راداشته باشد. آدم های خیلی خاصی فقط می توانند این جوری باشند. لذا می فرماید بدون ولایت علی بن ابی طالب دین کامل نیست ناقص است. امروزمن دین شما را کامل کردم برای شما. رهبرمعصوم برای کتاب معصوم برای قرآن، رهبری مطابق خودش، خب یک جا دیگه درقرآن تناسب بین اهل بیت و قرآن را داریم کجاست؟ آیه اش هم خواندم آن هفته برایتان. آیه ی تطهیرهست نسبت به کجا؟ ببینید قرآن درسوره واقعه می فرماید که «فی کتاب مکنون لا یمسّوا إلا المطهرون» باطن قرآن هیچ کس نمی تواند راه پیدا بکند مگر کسانی که مطهرند. صیغه چی هست صیغه مجهول هست. مگرکسانی که پاک شده باشند. دقت کنید فقط کسانی که مورد طهارت قرار گرفته باشند می تواند به قرآن به باطن قرآن راه پیدا کنند.« لا یمسحوا» هیچ کس آن باطن قرآن را نمی تواند لمس کند بهش برسد و« إلا المطهرون» کسانی که پاک، پاک باشند ازهر نوع آلودگی ازهر نوع رجس و پلیدگی پاک باشند تا جانشان با قرآن یکی باشد. راه پیداکنند به باطن قرآن این را داشته باشید. « إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیراً» دارید یواش یواش حس پیدا می کنید یک کمی ذوق پیدا می کنید. اول گفت غیر ازمطرون به قرآن دست پیدا نمی کنند وبعد حالا می فرماید ما اهل بیت را فقط تطهیرشان کردیم.«إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»«تطهیراً» یعنی یک طهارت ویژه هرتطهیری نیست توضیح دادم هفته گذشته بین طهارت تکوینی و طهارت چی؟ طهارت تشریحی یعنی اینها جانشان راخدا تطهیر کرده به هیچ وجه، رجس ، پلیدی، ضعف ،جهل، آلودگی به جان اینها راه ندارد. ببینید ما الآن روایت اصلاً نمی خوانیم فقط داریم آیات را م یخوانیم. یک کسی پاداش اجر پیغمبر است.«قل ما أسئلکم علیه من اجر»« ما سألتکم من اجر إلا من شاء إن یتخذ إلی ربه سبیلاً» این آیه ای که درسوره فرقان خواندیم. کی می تواند سبیل الله باشد کسی که مطهرباشد. کی می تواندقرآن رادین را تکمیل بکند؟ کسی جانش تطهیر شده باشد.«الیوم اکملت لکم دینکم» بدون امام دین کامل نیست.« وأتممت علیکم نعمتی» نعمتم را بر شما تمام کردم این را توضیح بدهم. ما یک کلمه تمام داریم یک کلمه کمال داریم. کجا به کار برده می شود اگرهمه ی اجزای یک چیزی فراهم باشند یک جزء اگرنباشد به بقیه صدمه می زند نبودش یعنی همهی کاربیهوده است اینجا می گویند کار تمام نیست. کار راتمامش کن. امّا اگرنه آن نباشد کار یک حضوری وجودی دارد. اثری دارد. اما نتیجه را نمی تواند بدهد میوه ای نمی دهد می گویند کارناقص است. ولی درخت هست. سایه دارد. چوب دارد ازچوبش می شود استفاده کرد. میوه نمی دهد. شما یک فرودگاه بزنید میلیاردها تومان هزینه بکنید. بعد هواپیما خریداری بکنید یک کشور این کارراانجام بدهد بعد بگویند آقا ما خلبان نداریم فقط اعلام بکنند مردم خبر خوش برایتان بدهیم. کشور ما الآن فرودگاه زده. بهترین فرودگاه را زده بهترین هواپیاماها را وارد کردیم. بهترین تکنسین ها را داریم. دیگه خیالتان راحت باشد برای سفرها هایتان فقط خلبان نداریم. راه آهن زدیم راننده قطار نداریم. چی می شود این؟ همین خلبان نباشد همه اش بیهوده است. هیچ فایده ای ندارد. فرودگاه زدن و هزینه کردن همه اش بیهوده هست. خلبان هست که به همه ی این خرج ها چی می دهد؟ معنا می دهد. کلمه ی تمام جایی به کار م یرود که اگر شما یکی را برداری همه اش از بین می رود. قرآن می گوید :«واتمّ الصیام إلی الیل» روزه تان را تمام بکنید تا مغرب. یعنی شما یک دقیقه. هیجده ساعت روزه گرفتی یک دقیه سی ثانیه مانده به اذن آب بخوری. چی می شود؟ همه اش باطل می شود حرام هم هست. می گوید آقا من الاقل هیجده ساعتش را گرفتم. هفده ساعت و پنجاه و نه دقیقه و سی ثانیه را گرفتم. خدا می گوید هیچ کدامش فایده نداشت این سی ثانیه را هم باید م یگرفتی. کفاره دارد و فعل حرام است یعنی کار، ضاع هست کلمه تمام جایی به کار می رود که همه ی اجزا باید کنارهم باشند. لذا می فرماید «و اتمت علیکم نعمتی» نعمتم را امروز با وجود علی اب ابوطالب تمام کردم و امروز من خدا با کمال دین و تمام نعمت راضی شدم که اسلام برای شما دین باشد یعنی قبل ازآن امروز راضی شدم«و رضیت لکم الإسلام دنیاً» خب هنوز وارد بحث نشدیم. جلسه تمام شد وما فقط مقدمه گفتیم حالا می خواهیم برسیم یواش یواش به اینکه اساساً این مودت قرار است چه گلی به سر ما بزند. می خواهد چی کار بکند این مودت با ما برای چی مودت را خدا انتخاب کرده؟ که می خواهیم یواش یواش وارد بحث بشویم.

والحمدلله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین