جلسه 014 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
11
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - خانواده آسمانی

ما درجلسات گذاشته درباره ی بحث خانواده آسمانی سعی کردیم به علت اهمیت فوق العاده ای که بحث دارد بحث را با عجله به پیش نبریم. خیلی با یک شیب ملایم حرکت کردیم تا عزیزان آمادگی کافی برای جذب مطالب این بحث داشته باشند بحث خانواده آسمانی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هست. اگر انسان بتواند این بحث را با جان خودش با دل خودش نه صرفاً با عقل و فکر خودش جذاب بکند منشأ همه ی شادی ها و آرامش ها و منشأ قدرتها ، امیدها، نشاطها و سلامتهای اساسی برای حرکت به سمت آخرت ا زجمله سلامت دل خواهد بود. لذا این بحث با بحث های دیگر بسیار متفاوت هست ما یک موقع هست در کلاسی در جلسه ای می نشینم که به اساسی نیاز زندگی مان آشنا بشویم بحث خانواده آسمانی بسیار بسیار مهم هست و بحثی هست که نیاز اساسی دنیا و آخرت ما هست نه فقط یکی از نیازهای ما، اصلی ترین نیاز ما، فهم ارتباط با خانوده خودمان، ریشه ی خودمان، وطن خودمان هست و اینکه ا این خانواده چگونه ما باید در دنیا ارتباط داشته باشیم و چگونه زندگی بکنیم وقتی که بحث خانواده آسمانی و ریشه مطرح می شود کما اینکه در روایات متعددی و آیات متعددی در این زمینه خدمتتان عرض کردیم د رجلسات گذشته وقتی این مطرح می شود. مسئله مهم احساسی هست که از تعلق به این خانواده در انسان ایجاد می شود یعنی وقتی که انسان متوجه می شود که پدر حقیقی اش کی هست اصلش کی هست. خانواده اش کی هستند و اساساً وطن من کجاست من کجا بودم . از کجا آمده ام، روح جاودانه ی من از چه کسی گرفته شده به هر حال نوعی احساس نسبت به اصل و وطن و خانواده ی خودش پیدا می کند. شما شخصی را در نظر بگیرید که با یک کسی زندگی می کرده به عنوان پد رو مادر بعد از بیست سال، سی سال متوجه می شود که نه مادر اصلیش کس دیگری بوده و یا پدر اصلیش کس دیگری بود. خب به هر حال بعد از پیدا کردن او، نوعی احساس بین آنها رد و بدل می شود نوعی ارتباط برقرار می شود که این ارتباط، ارتباط خاصی هست. بحث ما که اهمیّت فوق العاده ای م یگوییم دارد برای این جهت هست که مادر متون دینی مان، قرآن و فرمایشات نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمایشان بسیار مهمی درتنظیم نوع احساس ما با معصومین (علیهم السلام) وجود دارد و از ما خواسته اند با یک احساس خاصی با معصومین ارتباط داشته باشیم که عرض ما د ر این جلسات اینست که این احساس ناشی از دو ارتباط ویژه هست و ما باید این ارتباط را کاملاً کشفش بکنیم و همان طور که برای ما معرفی شده به رسمیت بشناسیم باورش بکنیم تا با این دو احساس قدرتمند بتوانیم پرواز بکنیم. یقیناً اگر این احساس به اهل بیت (علیهم السلام) لازم نبود نه خدا و نه پیغمبر این همه سفارش نمی کردند ما باید بدانیم که به چه جهت این همه در قرآن و روایات به داشتن احساس خاصی نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) تأکید کرده اند که منابع ما، قرآن و فرمایشات معصومین(علیهم السلام) درمنابع اهل سنت إلی ماشاء الله هست چرا این همه تأکید شده روی این احساسات ؟ این احساسات ریشه و خاستگاهش چی هست؟ و اگر نباشد چه اتفاقی تو زندگی انسانها می افتد؟ و خب اگر این احساسات باید باشد استاندارد این احساس، مطلوب این احساس چی هست و ما نسبت به این احساس چه در صدی از آن را الآن بهره مند هستیم چه درصدی را برخودار هستیم اگر خدا گفته شما باید نسبت به اهل بیت یک احساس خاص داشته باشید و یا یک ارتباط خاص داشته باشید ما الآن نسبت به آن چیزی که خدا می خواهد درکجا هستیم ؟ آیا کاملاً همانی که خدا می خواهد داریم، تو قلب ما هست؟ و یا اگر نیست چقدر فاصله داریم و این می تواند برای ما چه درد سرهایی را درست کند و چه خطراتی را ایجاد بکند. من ازاین جلسه به بعد یک مقدار بحثمان را می خواهیم ا زآن حالت مقدمه بودن که تو این چند جلسه پیش ا زده جلسه ما بحث کردیم د ربیاورم یوا شیواش یواش وارد متن بشویم . من خواهش می کنم ازعزیزان که روی مطالب بحث خانواده آسمانی در طول هفته خیلی فکر بکنند. تعمق داشته باشند فکر بکنند،قلم بزنند حتی یعنی بشینند مطالعه بکنند آن چیزهایی را که گفته شده وبنویسند درموردش احساسهایش را، افکارشان را بنویسند چون این مسئله با مسئله های دیگر کاملاً متفاوت است. اگرهمین یک مسئله برای ما کاملاً جا بیفتد و قلب ما به باور برسد ما یقیناً شاهد خوشبختی را دردنیا و آخرت درآغوش گرفته ایم. خب برای شروع من ازقرآن شروع کردم، آیات الهی که اول آیات را د راین زمینه چند تا آیات هست من می خوانم درنوع احساسی که باید نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) داشته باشیم بعد به شرح و بسط اینها می پردازیم و مفاهیم این را تفسیر این را إن شاء الله بیان م یکنیم تاإن شاء الله یوا شیواش به عمق بیشتری برسیم. چهار آیه هست د رقرآن کریم که من عرض می کنم د رمورد نوع احساسی که ما باید نسبت به اهل بیت داشته باشیم. البته آیات خیلی بیشتر ازاینهاست من این چهار تا را که تقریباً وزانه شبیه هم دارند را انتخاب کردم تا بحثمان ازیک جای قدرتمند و منجسم تری شروع بشود. درسوره شوری آیه 23 خداوند تبارک و تعالی به پیامبرمی فرماید به همه اعلام بکن که من ازشما اجری نمی خواهم «لا أسئلکم علیه اجری» من از شما اجری نمی خواهم که چند بار هم درقرآن تکرار شده هم ا زقول پیامبر هم ازقول سایر انبیاء که همه انبیاء به مخاطبین خودشان به امت خودشان گفتند که ما ا زشما اجری نمی خواهیم تنها پیامبری که اجر خواسته پیامبر اسلام هست. اول ازاینکه می گوید به مردم بگو تو برای خودت چیزی نمی خواهی این یک نکته مهم هست که آن چیزی که می خواهی برای خودت نیست اجر نمی خواهی برای خودت مگر یک چیز را« قل لا أسئلکم علیه اجراً إلا ازپیامبرسؤال کردیم که این فی القربی که تو می گویی کیا هستند؟ فرمود علی و فاطمه و حسن و حسین و درجای دیگر داریم فرزندان اینها، اسم چهارده معصوم در منابع اها سنت دانه به دانه ذکر شده. خب اینجا سوال پیش می آید پیامبر از طرفی می گوید من اجری نمی خواهم و از طرفی می گوید مگرمودت خاندانم، این موّدت خاندان، موّدت یعنی محبتی که توأم با عمل پیوند ، فداکاری و اطاعت هست. این را بهش می گویند مودت که بعداً مفصل توضیح می دهیم این را. آیا این اجری که پیغمبر خواسته برای خودش بوده او هم مثل سایر انبیاء برای خودش ازمردم چیزی نمی خواهد . لذا خدا تأکید می کند درسوره سبأ آیه 47 می فرماید :« قل ما سألتکم من أجر فهو لکم» آن چیزی را که من به عنوان اجر خواستم از شما خواستم ازشما برای خودم نیست برا ی خود شماست . یعنی سود این اجر را شما می برید. من ازشما خواستم که اجرمن را بدهید امّا این اجرمن یعنی پاداش کارمن،نتیجه وپاداش کار، نتیجه رسالت من مودت اهل بیتم هست. اجرمن را اینگونه بپردازید واین اجر را برای خودم نمی خواهم برای شما می خواهم خوب اینجا را دقت کنید. اجر را برای خود شما م یخواهم « قل ما سألتکم من أجرفهم لکم» این اجر برای خود شماست « إن اجری إلا علی الله » امّا اجر خود من اجر شخصی من اجر من برخداست. « إن اجری» نیست. اجر من مگو بر کی؟ برخدا، خدا اجرزحمات من را می دهد. امّا آن اجری که من ازشما خواستم به نفع خود شماهاست. پی مودّت خاندان را خداوند به عنوان اجر ومحصول کا رپیغمبر از امت نمی خواست یعنی شما به این نیاز دارید. نیاز اساسی و ضروری شما به عنوان محصول زحمات پیغمبر اینست که شما باید مودّت خاندان را داشته باشید. حالا شما این را بگذارید کنار واقعه غدیر ،واقعاه غدیر شیعه و سنی د راین مشترک هستند که د رحدیث غدیر و واقعه غدیر خم پیامبر از طرف خدا مأمور با ابلاغ چیزی شده که اگر آن چیز را ابلاغ نکند رسالتش ا زبین رفته است. فایده ای نداشته.« بلّغ ما انزل الیکم فإن لم تفعل فما بلغت رسالته» خب شیعه و سنی نقل کردند و بیشتر اهل سنت نقل کرده اند که پیامبر د رغدیر خم بعد از نزول این آیه امیرالمؤمین (علیه السلام) را به جانشین خودش به ولایت منسوب کردند.« من کنم مولاه فهذا علی مولا» البته خیلی مفصل است من تأکید می کنم که حتماً عزیزان خطبه کامل غدیریه را بخوانند که پیامبر بعد از گرفتن اعترافات زیاد ازآنها که من اولی هستم به همه مؤمنین قرآن فرمود« النبی اولی بالمومنین من أنفسهم» پیامبر سزاوارتر است به مؤمنین حتی از جانشان ا زخودشان. بعد پیامبر فرمود من مولای شما هستم یا نه؟ همه اعتراف کردند بله فرمود:«من کنتم مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه و نصر من نصره و خذل من خذله» بعد هم تا فردا ماندند از این صدها نفر بلکه بیشتر زن و مرد نفر به نفر بیعت گرفتند برای امیرالمؤمنین این را خوب دقت بفرمایید که این صحنه را از یک طرف قرآن به پیغمبر می فرماید به مردم بگو که ابلاغ کن . ولایت و جانشینی علی (علیه السلام) را از طرف دیگر هم می گوید بگو اجر رسالت من محصول کار رسالت مودت خاندان هست و این برای خودشما لازم هستش. این به نفع خود شماست برای شما ضروری هست اینی که من گفتم. حالا چرا ضروری هست. إن شاء الله می خواهیم به آن بپردازیم که بحث بسیار مهمی هست نتیجه برای خودشماست. محصول برای خودشماست. خب آیه بعدی این مسئله را باز می کند می فرماید که « قل لا أسئلکم علیه اجرا إن هو إلا ذکری للعالمین» سوره انعام آیه 90 بگو من از شما اجری نمی خواهم نیست آن مگر یک یادآوری برا ی همه عالمین این آیه را فعلاً تو گوشه ذهنتان داشته باشید که درموردش سخن خواهیم گفت. که بار درسیمان زیاد نشود که شما اذیت بشوید در سوره فرقان می فرماید که « قل ما أسئلکم علیه من أجرٍ إلا من شاء أن یتخذ إلی ربّه سبیلاً» سوره فرقان آیه 57 . اجری که من ا زشما خواستم برای چی هست؟ «من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» یک مسئله فوق العاده را مطرح م یکند. اجری که من خواستم ازشما « فهو لکم» آیه ی قبلی گفته بود درسوره سبأ خوانده بودیم آیه 47 اینجا می فرماید این اجر برای کسی هست که بخواهد به سوی پروردگارش برود «من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» یعنی چی را مطرح کرده این ماجرا با چی ارتباط دارد؟ با هدف خلقت انسان ارتباط دارد. کسی که می خواهد به پروردگار برسد آن اجری که من خواسته بودم چی بود؟ مودت خاندان را خواسته بودم این را برای این خواسته بودم که اگر کسی می خواهد به پروردگار برسد باید با این مودت برسد ببینید مسئله چقدر حساس است یعنی چی؟ یعنی شما امکان ندارد بتوانی به هدف خلقت بدون مودت اهل بیت برسی. اینها فعلاً آیات است اصلاً فعلاً ما با روایات کاری نداریم. نص قرآن است «إلا من شاء أن یتخذ إل یربه سبیلاً» اگرکسی بخواهد به هدف خلقت به خدا برسد باید با آن چیزی که مادر اجر رسالت قرار دادیم یعنی مودت اهل بیت (علیهم السلام) برسد. پس مسئله مودت یک مسئله ساده ای نیست. اگر شمابخواهید به هدف خلقتشان برسید به آرزویتان برسید به غایت خوشبختی برسید باید ازمودت اهل بیت استفاده بکنید بدون این مودت امکان رسیدن به خوشبختی امکان رسیدن به هدف خلقت وجود ندارد. پس مسئله خیلی مهم است. خب پس اینجا باید ما فکر بکنیم که این قربی واهل بیت شخصیتاً چه جور انسانهایی هستند که رسیدن به خدا باید ازطریق اینها باشد. با مودت اینها باید همراه باشد. چه جور آدمهایی باید باشند؟ هرکسی نمی تواند تو این جایگاه قرار بگیرد که اگربخواهد به هدف خلقت برسیم باید موّدت او را داشته باشیم. اینها حتماً انسانهایی خاصی هستند. یک انسانهایی ویژه ای هستند که رسیدن به خدا شرطش مودت آنهاست. خیلی من دارم با تومنینه با تفکر وبا سکوت دارم. یک مقدار ساکت می شوم برای اینکه فرصت بکنیم روی این دقایق فک ربکنیم چهارتا آیه آورده چه چیدمانی دارد این آیات «قل ما أسئلکم علیه اجراً إلا المودة فی القربی» و«قل ما سأ لتکم من اجر فهو لکم» « قل لا أسئلکم علیه اجراً إن هوإلا ذکری للعالمین» و«قل ما أسئلکم علیه من اجرٍإلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» هرچهارتا چی دارد قل دارد. یعنی خیلی مسئله مهم است. خیلی مسئله کلیدی وحساس هست که خداوند با قل دارد این را ذکرمیکند بگو، بگو، بگو سؤال آدمی که رسیدن به خدامودتش شرط رسیدن به خداست باید چه جوری آدمی باشد؟ اینهایی کی هستند این قربی، اهل بیت کیا هستند که خدا این جوری دارد درموردشان تو قرآن سخن می گوید که اگر بخواهد یک کسی به خدا برسد راه خدا(سبیل)« من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» راه خدا مودت اهل بیت است. چه جور آدمی هستند آیا یک انسان گناه کار یک انسان غیر معصوم می تواند محبتش مودتش ما را به خدا برساند یا نه؟ یک آدم جاهل یک آدمی که کامل که کامل نیست انسان کامل نیست می تواند دوست داشتن و مدتش ما را به خدا برساند؟ یقیناً نه. پس باید این انسانها این اهل بیت(علیهم السلام) انسانهای کاملی باشند این را قرآن به ما می گوید. انسانهای کاملی باشند. انساهایی پاکی باشند ه به هیچ وقت گرد گناه ، جهالت و غفلت بردامنشان ننشیند تا د رجایگاهی قرار بگیرند که مودت آنها ما را به خدا برساند. شوخی نیست برای هدف کوچکی نیست می گوید شما اگر بخواهید به خدا برسید باید از طریق مودت بروید. توزیارت جامعه می گوییم« من أراد الله بدء بکم» الآن داریم بحث خانواده آسمانی را به عنوان مقدمه جامعه کبیره می گوییم ولی داریم بحث جامعه کبیره مون هم می گوییم. توجامعه کبیره که برسیم به این عنوان که«ولکم المودة الواجبة» چون الآن بحثش را کردیم دیگه اون جا بحثش را نمی کنیم اونجا رد می شویم می رویم. بحث را الآن داریم می کنیم الآن واقعاً داریم جامعه کبیره را می گوییم مودت واجب یعنی چی؟ که خدا به عنوان نتیجه و ثموره ی دین پیغمبر این را از ما خواسته یعنی اساساً دینداری بدون مودت اهل بیت دینداری نیست. امکان پذیر نیست. امکان پذیر نیست تدّین به دین پیامبر به جزء از طریق مودت به خاندان پیامبر. این اهل بیتی که قرآن مودتشان را واجب کرده خودقرآن هم توصیفشان می کند. خدا می گوید من به شما گفتم اگر کسی می خواهد بیاید به سمت من ا زمودت اهل بیت باید بیاید. نص قرآن است دیگه« فهو لکم» « إن هو إلا ذکری للعالمین» « إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» حالا خودم هم توصیف م یکنم برایتان. دقت بفرمایید سوره احزاب آیه 33 انسان این جورها این آیات را که بررسی م یکند و مطالعه م یکند واقعاً ارکان وجود انسان را می لرزاند وما باید چقدر خوشبخت باشیم چقدر احساس افتخار و شادی بکنیم که خداوند تبارک و تعالی مودت اهل بیت را به ما داده اصلی ترین شرط قرآن برا ی رسیدن به خدا مهمتر ازهرچی ازدیگری اساسی ترین، بنیاد یترین شرط رسیدن به خدا.« إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً» خیلی مسئله هست با إنّما آورده انحصار، اراده کرده خداوند« إنّما یرید الله» اراده کرده خداوند که هر نوع پلیدی را هر نوع آلودگی را از شما اهل بیت دور بکند «و یطهرکم تطهیراً» شما اهل بیت را به گونه ی دیگری پاک بکند این پاکی را اصطلاحاً بهش می گویند پاکی و طهارت و عصمت تکوینی ما یک عصمت تشریعی داریم که انسانها با اطاعت از خدا و رسول یوا شیواش به مرور زمان ا زگناهان فاصله می گیرند و هی گناهاهان را از خودشان دور می کنند تا به عصمت نزدیک بشوند. این عصمت اگر تو دنیا حاصل نشود شخص که د رمسیر عصمت قرار دارد ممکن است آلودگی ها یداشته باشد که یا توبه م یکند یا می رود توبرزخ اگر رفت در برزخ در برزخ مسیر عصمت را طی می کند تا به پاکی برسد. کاملاً پاک بشود انسان این مسیر را که انسان با اطاعت ازدین اجرای قوانین دینی انجام عبادات پرهیز ازمحرمان به پاکی می رسد را بهش می گویند عصمت تشریعی.اما این پاکی که اینجا می گوید عصمت تکوینی هست یعنی خدا می گوید من خودم اینها را پاک کردم. «إنّما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیراً» بازاهل بیت را آورده آنجا فرمود فی القربی اینجا کلمه ی اهل بیت را آورده بازدرمنابع اهل سنت داریم این را که سؤال می کنند یا رسول الله اهل بیتی که شما می گویید پاک هستند ازهرجهتی پاک هستند کیاهستند فرمود: علی، فاطمه، حسن وحسین که درداستان حدیث کساء که مشهورهست این را داریم. اینها آیات الهی است به این صریحی که خداوند عصمت اهل بیت را ومقام رهبری و ریاست اهل بیت را این قدرمحکم برای مسلمانان ومردم جهان جا انداخته .«بلغ ما انزل الیک فإن لم تفعل فما بلغت رسالته» ازآن ور به ما می فرماید که هیچ اجری نمی خواهم مگرمودت خاندان « قل ما سئلکم من أجر فهمو لکم»هرچی که ازاجرخواستم برای خود شما ست.«إن هو إلا ذکری للعلمین»«إلا من شاء أن یتخذ إلی ربه سبیلاً» هی من این آیات را تکرار م یکنم. تکرار می کنم. دور م یزنم تا یواش یواش إن شاء الله توجان مابرود چون ا زروی این آیات با توجه به این محتوای قدرتمند و قرآنی إن شاء الله ما می خواهیم نتایج خیلی مهمی بگیریم. پروازها ی خیلی مهمی را می خواهیم انجام بدهیم. اگر من به خصوص تواین جلسه خیلی کند و آرام و با تأکید دارم صحبت می کنم و تکرار می کنم برای این است که إن شاء الله این آیات تو عمق جان ما برود. این چند تا آیه را حتماً عزیزان یادداشت می کنند و حفظ باید بکنند یعنی مبنا داشته باشند این را چون پای کار ما هست توی پروازمان این چند آیه را از قرآن هم می خواهیم إن شاء الله بگیریم تا پرواز کنیم. إن شاء الله هرکس می آید سرجلسه س خانواده آسمانی این چند تا را حتماً حفظ داشته باشد. نشانی ها را مخصوص گفتم که دیگه هر کس خواست ازقرآن دربیاورد بنویسد. یادداشت بکند و حفظ بکند . سؤال بعد از ان همه مقدمات چرا خدا شرط رسیدن به خودش را ولایت و مودت اهلبیت علیهم السلام قرار داده؟ چرا خداوندنتیجه زحمات پیغمبر را ولایت و مودت اهل بیت علیهم السلام قرار داده. چرا خداوند د رسوره مائده به پیغمبر م یفرماید که اگر این کار را انجام ندهی زحمات بیست و سه ساله تو هدر رفته« فما بلغت رسالته» یقیناً این چیز د رکنار سایر چیزها نیست یعنی این جوری نیست که بگویم . خب حالا خیلی چیزهاست که ما را به خدا می رساند یکیش نماز است. یکیش روزه است، یکیش خمس است، یکیش مودت است ومحبت اهلبیت هست. خیراین نیست. مودذت اهلبیت شرط اصلی تدین به دین رسول الله است به عنوان اجر و محصول زحمات پیغمبر و رسالت پیغمبر معرفی شده. این با هیچ کدام ازفروع دین برابری نمی کند. یعنی بقیه ی چیزها اساساً نمی شود بااین مقایسه بشئند. این اصل است این پایه است. می گوید من انسانهای معصوم را اهلبیت را خداوند می فرماید د رسوره احزاب آیه 33 اهلبیت پیغمبر را معصوم قراردادم و مودت آنها را محبت آنها را اجر رسالت پیغمبر قرار دادم و این به خاطر خود مردم است یعنی اگر مردم واقعاً بخواهند دیندار باشند و به من برسند و به هدف خلقتشان برسند به این مودت احتیاج دارند. تا اینجا فقط یک نتیجه می گیریم آن نتیجه این است که فهولکم این مال خود ماست اگر بخواهیم به خدا برسیم جز ا رطریق اهل بیت علیهم السلام امکان پذیر نیست. دین واقعی دین حقیقی که منجر به کمال انسان، رشد انسان م یشود اوج ایمان انسان م یشود مودت اهل بیت هست. لذا براداران اهل سنت زمخشری ازمفسران اهل سنت این حدیث را ازپیامبر آورده ألا یعنن یآگاه باشید. بدانید« ألا و من مات الا حبّ آل محمد مات شهیداً مات مؤمن مستکمل الإیمان مات مغفورا له» این رابزرگترین علمای اهل سنت ذکر می کنند. اگر کسی به محبت آل پیامبر بمیرد شهید و مؤمنی که ایمان کامل دارد کمال ایمان اوج ایمان با محبت اهل بیت هست و درحالی که می میرد که همه ی گناهانش آمرزیده شده که ما اصلاً وارد این مباحث الآن نمی توانیم بشویم. یوا شیواش آهسته آهسته م یخواهیم برویم. اینجا خدا برا ی ما یک محبتی را واجب کرده. دقت بفرمایید این محبت جنبه دستوری دارد. خدا دستور داده، واجب کرده به عنوان مزد رسالت پیغمبر که هرکسی باید بدهد نتیجه ومحصول کار پیغمبر باید مودت اهل بیت و محبت اهل بیت را داشته باشد. این رابطه را این مودت را این عشق را این محبت را بهش می گوییم یک رابطه ی ناشی ا زرابطه ی حقوقی ما با اهل بیت هست. خیل یدقت کنید ناشی ا زرابطه حقوقی ما با اهل بیت هست یعنی چی؟ یعنی خداوند تعدادی معصوم را قرا رداداه گفته اگر م یخواهید به من برسید تخلق به اسماء الهی پیدا بکنید به بی نهایت به هدف خلقتتان برسید. نمونه ها و مصادیق اینها هستند. چون انسان بدون مصداق نمی تواند که زندگی بکند. پیغمبر گفته« تخلقول بالأخلاق الله» تخلق به اخلاق الهی بشوید. مصداقش کو؟ مصداق گذاشته پیغمبرواهل بیت اینها باید مثل اینها بشوید. این یک رابطه حقوقی است. آنها رهبران ما می شوند الگوهای ما می شوند برای رسیدن به خدا. عرض ما تو این خانواده آسمانی اینست که ما یک رابطه ی ویژه ی دیگری هم غیر از این با اهل بیت داریم که آن رابطه ی ویژه ی دیگه هم عشق، مودت ومحبت را موجب می شود و آن رابطه ی حقیقی ما با اهل بیت علیهم السلام هست غیرازرابطه ی حقوقی هست که تو خانواده آسمانی داریم روی این تأکید می کنیم. آن رابطه ی حقیقی چی هست؟ اینکه خداوند روح ما را این روح جاودانه ی ما را ازنوراهل بیت علیهم السلام خلق کرده وحقیقتاً تک تک ما فرزندان حقیقی اهل بیت هستیم و جدای ازوظایف حقوقی که نسبت به اهل بیت داریم. یک سلسله وظایف شخصی و حقیقی به عنوان فرزندان اهل بیت ویک سلسله ی احساس ها وعواطف ونگاههای ویژه نسبت به آنها به عنوان پدران اصلی خودمان داریم. خواهش می کنم این را تفکیکی کنید ازهمدیگر. من یک مثال بزنم شما الآن پد رومادردارید اگرزنده هستند خدا حفظشان کند اگربه رحمت خدا رفتند خدا رحمتشان کند فرقی نمی کند زنده باشند یا نه. به هرحال پد رمادر شما یک حقوقی گردن شما دارند که پدر و مادران دیگربه گردن شما ندارند. پدر بنده هیچ حقی گردن شماها ندارد. پدرمادر شما حقی گردن من ندارند ولی پدرمادرتک تک ما ،پدرمادران زمینی ما به گردن تک تک ما حق دارند. این غیر ازحقی است که ائمه به عنوان رهبران با ما دارند. ما می گوییم آقا رهبران ما از آن جهت که رهبران اهلی ماهستند یک سلسله حقوق و وظایفی به گردن ما نسبت به آنها وجود دارد. حقی گردن ما دارند. اما درعین حالی که انها حقی دارند پد رومادر زمینی ما هم ازآن جهت که اصل ما هستند بدن ما را به دنیا آوردند هم یک وظایفی به گردن ما هست. پس ماهم به اهل بیت بدهکار هستیم هم به پدر و مادرزمینی مان. پدرمادر بدنی مان، پدرمادردنیایی مان. با اینها چرا؟ با پدرمادر دنیایی مان؟ چون رابطه ی چی داریم باآنها؟ رابطه ی حقیقی داریم. یعنی بدن ما ازاینهاست. جسم ما بدن ما از اینهاست. به اهل بیت یک سلسله بدهکاری هایی داریم یک سلسله وظایفی داریم چون رابطه ی حقوقی داریم. رهبران ما هستند خدا ازما خواسته. مسئله مهم تینست که آن اهل بیتی که رابطه ی حقوقی ما با آنها داریم یک رابطه حقیقی هم داریم با آنها که بالاتر ازرابطه ی حقیقی مان باپدرمادرزمینی مان هست. مهمتر ازرابطه ی ما با پدرمادردنیای مان هست. اینکه آنها پدرمادر زمینی ما جسم ما را به دنیا آوردند و ریشه درجسم ما دارند و اهل بیت رشته درشخصیت آسمانی و ابدی ما دارند روح ما، شخصیت ما ازآنان هست. پس ما نسبت به اهل بیت فرزندترهستیم تا نسبت به پدرمادر زمینی مان و اهل بیت علیهم السلام نسبت بهما پدرتر هستند. نزدیکتر هستند. نسبتشان ازپدر به مادرنزدیکترهست. ازپدرمادرزمینی تا کسانی که این بدن را به ما داده اند. الآن این همه آیات خواندیم راجع کدام بخش بود بخش حقیقی یا بخش حقوقی؟ بخش حقوقی حالا ما الآن می خواهیم یک مدتی را یک چند جلسه ای را رو بخش حقوقی کاربکنیم روی دلداگی ها وعشق هایی که ما باید ازنظر حقوقی نسبت به اینها داشته باشیم. بعد پرده که رفت کنار یک ذره ما کارکردیم تازه نوبت یک عشق ویژه یک دلداگی ویژه یک ارتباط ویژه به نام ارتباط حقیقی می آید وسط. من سعی کردم توی این چندجلسه ای که درجلسات گذشته هست خیلی آهسته بحث رابطه ی حقیقی را مطرح بکنم که وقتی رسیدیم به بخش حقوقی کاملاً تفکیک وتمیزباشد یک مدتی إن شاء الله به بخش حقوقی می پردازیم که این محبت و عشق و دلداگی به اهل بیت چی کار می خواهد با وجود ما بکند و این اگر نباشد چرا خداشرط اصلی قرار داده خدا چی را د رنظر داشته که بر ما واجب کرده این مودت را بعد هم گفته برا یخود شماست ما چه نیازی به این مودت داریم. نمی توانیم بگوییم خب خدابس است دیگه . خدا هست بس است. عشق به خدا کافی ست چرا این محبت و این مودت را خدا پیش شرط رسیدن به خودش قرا رداده چرا این راضروری کرده برما دروجود ما چه چیزی وجود دارد که اگر این مودت به وجود نیاید نریزد تو دل ما، ما رشد نمی کنیم و اساساً مودت، عشق،دل دادگی و محبت با وجود انسان چه می کند که اگرنباشد دینداری به درد نمی خورد و دینداری حقی نیست که إن شاء الله درجلسات بعد بیشتر توضیح خواهیم داد.

«والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین»