جلسه 012 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
10
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - خانواده آسمانی

بحثمان درباره خانواده آسمانی به اینجا رسید که مؤمنین از آن جهت که اصلشان واحد هست و همه روح واحد داشتند و این روح واحد هست که به بدن های گوناگون تعلق گرفته. حقیقتاً خویشاوند هستند با هم دیگر. یعنی اینکه ازنظر بدنی پدر و مادر هایشان گوناگون هست. دلیل نمی شود که با هم غریبه باشند و ارتباطی نداشته باشند . شرافت ارتباط روحی بسیار بسیار بسیار بالاتر ازشرافت ارتباط بدنی و فیزیکی هست. داشتن روح واحد انسان را فامیل می کند وخویشاوندی بین انسان و دیگران ایجاد م یکند لذا حضرت می فرماید که یعنی درروایات متعاددی ما این نکته را داریم که شماها با هم برادران تنی هستید قرآن هم فرمود:«إنّما المؤمون إخوة» سؤالی که پیش می آید اینست که چگونه قرآن فرمود:«إنّما المؤمنون إخوة» آیا این همان برادر مصلحتی است که یک کسی به یک کسی می گوید داداش برادر، توی بعضی ازاحزاب،گروه ها با هم برادر صدا می کنند یا درکشورها یا اینکه وقتی می وید براد راین برادر بودن یک ریشه ی حقیقی دارد. استعمال لفظ برادر ازیک خویشاوندی و از یک وحدت خبر می دهد. حقیقت اینست که در طول این چند جلسع هم عرض کردیم ما دارای وحدت روح هستیم روح یک روح واحد بوده . بنابراین انسانها با همدیگر قرابت دارند و پیش ازقرابت کسانی که در یک خانواده متولد شدند فرمایشی ازامیرالمؤمین (علیه السلام) هست که بسیار برجسته است.« صدیقک اخوک لابیک و امّک» دوست تو برادر توست امّا برادر تنی توست. « و لیس کلّ اخ لک من ابیک و امّک صدیقک» خیلی این کلام بلند است این دقیقاً در ادامه ی آن فرمایش هست که آخر جلسه ی گذشته عرض کردیم می فرماید که دوست تو حتماً برادر تنی توست امّا این جور نیست که برادر تنی تو یعنی برادر ی که از یک پدر و مادر بدنی به وجود آمده دوستت باشد همیشه. این جور نیست که برادر تنی تو که اون را براد رتنی می دانی ازیک پدر و مادر هستید این واقعاً دوست تو باشد.امّا دوست تو حتماً برادرتو هست برادر تنی تو هست. لذا در یک فرمایش دیگر می فرماید که« القرابت إلی المودت احوج من الموددت إلی القرابة» فامیلی ،خویشاوندی به قرابت به دوستی نیازمند تر از دوستی به فامیلی است . یعنی اگ رقرار باشد بین دو نفر دوستی باشداحتیاج نیست که فامیل باشند که دوست باشند خود دوستی فامیلی هست،اخوت هست. بنابراین این فامیلی هست که به اخوت احتیاج دارد و نه اخوت به فامیلی. پس خیلی باید تأمل بکنید روی اینفرمایشات،آیات الهی که«إنّما المومنون إخوةم و فرمایشات معصومین علیهم السلام تا إن شاء الله یواش یواش آن حسی را که خداوند خواسته که ما نسبت به خودمان، رابطه مان با اهل بیت و رابطه خودمان با دیگران پیدا بکنیم آن را إن شاء الله در وجود خودمان بیابیم. بی توجه ای به این انسان را از بسیاری از خیرات و برکات محروم م یکند . اینکه ما فرزندان حقیقی محمّد و آل محمّد (صلی الله علیه و آله) هستیم و اینکه ما با هم قرابت و خویشی داریم در این رابطه من یک فرمایش بسیار با عظمت را از وجود مقدس امام مجتبی (علیه السلام) خدمت شما عرض می کنم که فوق العاده این مهم است. اول ا زاین قبل اینکه این نکته جا بیفتد یعنی بخواهیم این روایت را خدمتتان عرض بکنیم فرمایش نبوی را به یادتان بیاورم که فرمود:« أنا و علیٌ ابواه هذه لإمة» من وعلی پدران این امت هستیم. واقعاً پدر این امت هستیم د رنگاه اول پله را ممکن است انسان با همان معنای مشهور د رجامعه بگیرد مثل اینکه فرض بفرمایید که یک کسی توی خیابان می رود یک جوانی می بیندش،یک پیرمودی رد می شود جوانی می بیندش می گوید پدر جان کجا می روی یا پدر جان کمکتان بکنم این جوری ما می گوییم در حالی که آن پیرمرد پدر ما نیست از آن جهت که پیر هست و هم سن و سال پدر هست اصطلاحاً بهش م یگویند پدر یا به یک خانم می گویند مادر. امّا نه اینکهبین اینها واقعاً یک رابطه ای برقرار است قرابتی برقرار است اما اونی که رسول خدا می فرماید« أنا و علی ابواه هذه الامة» یعنی واقعاً پدر هستند حقیقتاً پدر هستند. خداوند تبارک و تعالی ما را از نور اهل بیت (علیهم السلام) خلق کرده حقیقت ماندگارتر جاودانه ی ما که روح ماست این از آیه انوار طیبه هست. خب اگر یک کسی دارای یک روح جاودانه هست که ا زجایی آمده این روح که حتماً هم آمده چون هر کس باید سؤال کند از خودش که روح من ا زکجا آمده من از کجا آمده ام. پد رو مادر که من را به تربیت می کنند و در ماتأثیر دارند و به گردن ما حق دارند. حالا با توجه به این نکته ای که عرض کردم برویم سراغ این فرمایش امام مجتبی (علیه السلام) که فوق العاده گرانقدر هست. خیلی فرمایش فرمایش سیار با عطظمتی هست.« علیک بالإحسان إلی قرابات ابوین دینک محمّد وعلی» بر تو باد به اینکه احسان بکنی به نزدیکان پدران و مادران چون ابوین که م یگویند د رمورد پد رو مادر به کار می رود یعنی مادر هم می آید به عنوان اب چون هردویشان ریشه هستند اگر یک موقع بهمادر بگوییم اب اشتباه نکردیم اینکه در لفظ علما د رلصطلاح علما می گویند ابوین یعن پدر ومادر . می گوییم که مادر که اب نیست که بهش بگوییم ابوین دو پدر چرا به مادر هم گفته اند پدر ابوین می گویند دوپدر می گوییم فوق نمی کند چه بگوییم اب چه بگوییم امّ هر دویشان اصل هستند ریشه هستند لذا به پد رو مادر م یگویند ابوین بعضی از بزرگان در ترجمه ابوین را پدر و مادر دینی آوردند بعضی ها هم ابوین چون اسم آورد حضرت می گوید محمد و علی پس دوتا پدر بگیریم «علیک بالإحسان إل یقرابات ابوین دینک» بر تو واجب است که نزدیکان پدر و مدر آسمانی خودت پد رو اد ردینی خودت احسان بکنی تا نزدیکان پدر و مادر رمینی خودت خیلی کلام بلند است. دقت بکنید اگر تو جامعه همین یک فرمایش حضرت مجتبی (علیه السلام) جا بیفتد که ما ا زخودخواهی های بدن دربیاییم از محدود نگاه کردن های جنسی زنانگی و مردانگی خارج بشوییم. ببینید انفجار محبت درجامعه اتفاق می افتد دیگه توجامعه یک فقیر یک ضعیف یک بیچاره و یک گرفتار دیگه وجود نخواهد داشت. این کجا من به یک نفر با این حس که خواهرم هست یعنی ازمادرم زمینی ام متولد شده یا برادرم هست یعنی ا زمادر زمینیم و بدنیم متولد شده با این حس بروم بهش کمک بکنم کجا و اینکه من به یک نفر به این چشم نگاه بکنم که این بچه رسول خداست و برادرحقیقی من است. حقیقت اینست که قرآن می فرماید:« إنّما المومنون إخوة» اگر افراد به همین اخوت به هم فکر بکنند ونگاه بکنند ببینید چقدرجامعه ما ساخته می شود جل معه جهانی . چقدر جنگ ها اصلاً جنگی دیگه اتفاق نمی افتد. فقری اتفاق نمی افتد دعواها و درگیری نیست. طلاقی در کار نخواهد بود امّا وقتی که ما غریبه میشویم به همدیگر و فقط همه غریبه اند غیر از همانی که مادرم زائیده. علی (علیه السلام) فرمود:« ربّ اخٍ لم بلدٍ امّک» چه بسیار برادرهایی داری که مادرت آنها رانزائیده وقتی من می آیم جنس نگاه م یکنم خب همه غریبه اند برای من توکوچه و بازار همه غریبه اند هیچ کس آشنا نیست وقتی همه با هم غریبه شدند هر بلایی هم می تواند سرهمدیگر بیاورند هزارتا اتفاق بد هم می تواند بین شان بیفتد وقتی من قاعده ای را که حضرت فرمود:«هوأنت» را فراموش کردم یعنی اون تویی وقتی این از بین رفت تو جامعه همه غریبه اند. لذا هر کس مشکل خودش هست فرهنگ غرب فرهنگ بیگانه فرهنگ دوری می آید. مشکل خودت هست مشکل من نیست. این مشکل تو هست یعنی من هیچ وقت هم درد تو نیستم هیچ وقت غصه خور تو نیستم . مشکلات تو، مشکلات من اصلاً نیست غمخوار نیستم من برای تو. من نمی توانم تو را تو شادی هایم شریک بکنم. من نمی توانم شریک غم های تو باشم این معنایش اینست که اسم رحمان بر من تجلی دیگه ندارد پس من هیچ قرابتی با خدا پیدا نمی کنم. یعنی من دیگه نمی توانم به خدا بگویم من تقرب می جویم به تو ای خدا. چون تمام عبادتها ،تمام کارها برای تقرب به خداست. غایت انسان تقرب به خداست. تقرب به خدا یعنی متخلق شدن به اخلاق الهی اینکه مارد جلسات زیادی این مطالب را عرض کریدم که هدف خلقت اینست که ما مثل خدا یا مثل خدا باشیم.« عبدی اطعنی حتّی اجعلک مثلی او مثلی» ای بنده ی من من را اجابت کن تا تو را مثل خودم یا مثل خودم قرار بدهم. این مثل و مَثل شدن یک کسی نگوید خب یعن یچی؟ قرآن گفته « لیس کمثله شیء» هیچ چیز مثل خدا نیست پس این حرف کفرآمیز است که شما می گویید مثل خداشدن یا مَثل خدا شدن. مِثل یا مَثل در اخلاق رسول خدا فرمود:« تخلقوا بالأخلاق الله» متخلق به اخلاق الهی بشوید. این قرابت می آورد. قرب إل یالله که قرآن بارها از لقاء الله تقرب به خدا سخن گفته و معصومین (علیهم السلام) صدها بار این مطالب را فرمودند یعنی تقرب زمانی به وجود می آید ما با خدا رابطه فیزیکی که نداریم خدا همه جا وجودش یکسان است همهه جا هست و همه جا هم یکسان هست. قرب بعد مادی که ما نداریم با خدا هیچ وقت ما فاصله مکانی که نداشتیم یعنی نبوده که یک جایی خدا باشد و یک جایی هم ما باشیم بین مان هم هوا باشد مثلاً. مثل الآن مثلاً شما می گویید بین ما این میزهست چند متر هم هواست خدا که ماده نیست جسم نیست وقتی که می گوییم تقرب به خدا یعن یمتخلق شدن به اخلاق خدا. خب این متخلق شدن به اخلاق الهی در رأسش اسم رحمان هستو بزرگ تریم اسم خدا اینقدر این اسم بزرگ است که جای «الله» را می گیرد. گاهی وقتها « ادع الله اودع الرحمان » چه الله را بخوانید چه رحمان « فله الأسما؟ء الحسنی» اواسماء حسنی دارد «رحمان». خب اگر قرار باشد اسم رحمان درمن تجلی نکند بقیه ی اسم ها که به طریق اولی نمی آید به سراغ من، رحمت، مهربانی دوست داشتن همدیگر با هم بودن مشکلات دیگران رادرک کردن اینکه مشکل او مشکل من هست گره او گره من هست غم او غم من هست شادی او شادی من هست من می توانم ازشادی دیگران شاد باشم ازغم دیگران غمکین باشم می توانم دیگران را در شادی خو سهیم بکنم و خودم را در غم آنها سهیم بدانم « علیک بالإحسان إلی قرابات ابوی دینک محمد و علی و إن اضعت قرابات ابوی نسبک» می گوید حتی اگر ضایع کرده باشی فامیل های پد رو ماد رزمین یات را حق نداری فامیل ها و نزدیکان پدر و ماد رآسمانی ات را ضایع بکنی. اهمیّت را دقت بکنید از کجا می گیرند« و ایّاک و إذا اتقرابات ابوی دینک بتاافی قرابات ابوی نسبک» این قرابات چه کسانی هستند؟ در رأس قرابات چه کسانی قرار دارند؟ اینکه م یفرماید که نزدیکان پد رو مادر دینی خودت را برتر از نزدیکان پدر و مادر نسبی و زمین خودت بدانند اینها چه کسانی هستند؟ دررأس شان ائمه هستند فرزندان. امام زاده ها اینها هستند نزدیکان پیامبر می گوید اگر ضایع بکنی نزدیکان پدر و مادرنسبی ات را حق نداری ضایع بکنی پد رو مادر دینیت را ضایع بکنی ائمه ، امام زاده ها که خویش تو هستند بیشتر تو هستند ا ززن و بچه ات به تو نزدیکتر هستند ازپدر و مادر زمینیت به تو نزدیکتر هستند چون اصل تو هستند ریشه تو هستند بپرهیز مبادا مبادا ضایع بکنی نزدکان پدر و مادرآسمانیت را ضایع بکنی نزدکان پدر و مادر دینیت را به خاطر رعایت نزدیکان پدر و مادرزمینی مبادا به خاطر فامیل بازی، خانواده بازی خدایی نکرده اهل بیت را امام زاده ها را ضایع بکنی و حقی را که دارند را ادا نکنی . خدا نکند یک نفر خمس را بپردازد. خمس مال کی هست؟ خمس مال امام معصوم هست مال سادات هست نپردازد. به این خاطر که خانواده ی خودم چی خودم چی با اینکه د رخمس داریم می گوید شما از درآمدت هر چی می خواهی مصرف بکن هر چقدر نیاز هست اسراف نکن فقط مصرف بکنی هیچ اشکالی ندارد بعد ا زیک سال اگر اضافه ماند چیزی ماند بدهی نداشتی گرفتاری نداشتی اضافه اگر ماند یک پنجمش را بده به امام معصوم و سادات چهار پنجمش هم برای خودت بردار با این حال خیلی ها این را دریغ م یکنند چون نمی فهمند اینها فکر می کنند که دارند می دهند به زن و بچه که مهمتر از امام معصوم هست. مهمتر از سادات هستند برای اینکه خودش رانمی شناسد اینکه ماها خیلی وقتها خرج کردن برای آسمان برایمان سخت تر از خرج کردن برای زمین و فامیل خای زیمنی نزدیکان زمینی. اهل زمین خیلی خوب خرج م یکنیم برا یبچه هایمان میلیون ها ،ده ها میلیون برای همسرمان همین طور برا یفک و فامیل های زمنی ،دوستان . امّا وقتی م یخواهیم برای آسمان هزینه بکنیم انگار که می خواهیم صدقه بدیهم برا ی دینمان می خواهیم هزینه بکنیم احساس می کنیم غریبه هست احساس می کنیم وابسته به ماست محتاج ماست گدای ماست برای اینست که ما اصلاً نمی فهمیم متوجه نیستیم که ریشه ی ما چی هست. مرحوم شیخ مرتضی انصاری رحمة الله علیه مرجع با عظمت شیعه که امام امت فرمود که اگر خداوند ما را با او محشور بکند بس مان هست. مرحوم آ شیخ مرتضی انصاری یکی ازمقلدینشان وجود نیاورده اند پدر مادر بااشتراک اسپرم و تخمک زمینه ی به وجود آمدن یک بدن رافقط فراهم کرده اند. روح جاودانه ی من که بی نهایت طلب است کمال خواه هست عاشق کمال مطلق هست عاشق جاودانگی است و می تواند خلیفة الله باشد مظهر اسماء و صفات خداوند هست این روح ازکجا آمده همین جوری کسی نمی تواند بگوید که این خودش به وجود آمده ؟ نه. ما در مورد بدن که نم یتوانین این را بگویم چه برسد به روح. در مورد بدن امام صادق(علیه السلام) به یک بنده خدایی که می گفت من خدا راقبول ندارم فرمود: که تو یا خودت خودت را به وجود آوردی یا یک کسی تو را به وجود آورده اگ رخودت خودت را به وجود آوردی بگو واقعاً خودت خودت را به جود آوردی. اگر خودت خودت را به وجود آوردی چرا بهترین ا زاین که هست به وجود نیاوردی خودت که خودت را به وجود نیاوردی این بدن این چشم این مغز این دست این پا این قلب که میلیون ها دانشمند د رطول هشت هزار سادل دارند رمز و رازهای روابط بین این سلولها و اتم ها و مولکولها ی بدن را بررسی می کنند بین قسمتها ی مختلف بدن رابررسی می کنند و هنوز هم موفق نشده اند که ادعا کنند که یک قسمتش را کاملاً شناخته اند این را که خودت به وجود نیاوردی پس کسی این را به وجود آورده کسی این رات چیده یک عقل ، عقل بدیهی عقل ساده هم نمی تواند تبدیل کند که این را هیچ مهندسی طراحی نکرده. احمقانه ترین تفکر اینست که ما بگوییم این گل مصنوعی که الآن روی میز هست یک کسی یک آقایی یک خانمی این گل مصنوعی را درست کرده و طبیعی اش را بگوییم کسی اون را طراحی نکرده. طبیعی اش بی نعایت پیچیده تر از این است . خب در مورد جسم ما یک همچین حرفی نمی زنیم حماقت هست اگر کسی این حرف رابزند. چطور در مورد روح که جاودانه است پیچیده ترین ، پرماجراتر تمام قدرت بدن ا زاین روح است برایش ریشه قائل نباشیم این ا زکجا آمده بالآخره اصل دارد و چون همه انسانها شبیه هم هستند یعنی همه شان عاشق یک نفر هستند بدون استثناء همه کمال طلب همه بی نهایت طلب همه عاشق کمال مطلق هستند پس از یک جایی واحد و مشترک طراحی شده اند ا زیک جای واحد که آن جای واحد جایگاه عشق به بی نهایت است سازماندهی شدند و شکل گرفته اند. لذا اگر قرار باشد لفظ پدر یا مادر (پد رو مادر لفظ فارسی هست) ابوا که می گوید پدران یا اب یا اب و امّ هیچ فرقی نمی کند هردویشان را شما در لغت نگاه بکنید درکتاب لغت نوشته الأب یعنی الأصل الام یعنی الأصل ریشه،اصل من و علی پدران این امت هستیم یعنی حقیقتاً اصل و ریشه ی این امت هستیم. خب پس ما بالاتر از یک ریشه ی زمینی که پدر مادرمان هستند برای ما هم فوق العاده مهم هستند و خداوند واجب دانسته تکریم آنها یک خانواده آسمانی و یک ریشه آسمانی و یک اصل آسمانی داریم که ماندگارت، ماندنی تر، عزیزتر، قیمتی ترازاصل زمینی ماست. اصل زمنی ما به قیمت زمنی ماست اما اصل آسمانی ما به قیمت زندگی جاودانگی ماست. خب حالا اگ رقرار باشد بین این دوتا پد رو مادر ما مقایسه بکنیم ارزیابی بکنیم کدام پدر برای ما عزیزتر است پدری که حقیقت انسانی ما از او به وجود آمده منشأ حقیقت آسمانی ماست یا پدری که منشأ بدن زمنی ماست؟ کدامشان عزیزترهستند کدامشان مهمتر هستند کدامشان ماندگارت رهستند؟ و اساساً اگ رجنبه آسمانی ما نبود جنبه زمینی ما هم به وجود می آمد؟ اگر قرار بود که ما با جنبه آسمانی به زمین نیاییم و بدن گیری بکنیم کی قرار بود بیادی بدن بگیرد؟ معلوم است آن روح آن نفس قرار بود بیاید بدن گیری بکند. لذا اگر قرار باشد پدرومادرآسمانی ما هم نباشد پد رومادر زمینی یقیناً نیستند و بود نشان ارزشی ندارد. اهمیت پدروماد رزمینی،ارزششان، احترامشان، مقامشان، ازپد رو مادرآسمانی گرفته می شود. چون یک مقدمه برای به وجود آمدن یا تعلق آن حقیقت آسمانی به این بدن هست ارزش داردند. لذا اگر پد رومادر به تعبیر قرآن رب هستند «ربّ ارحمهما کما ربیانی صغیراً» ربیا آنهامربی من بودند رب من بودند یقیناً پدر و مادر آمسانسی ما نسبت به ما رب ترهستند مربی تر،پروند ه تر،سازنده تر هستند چون پدر و مادر زمنی ما درمقیاس زمین تربیت می کنند آن هم در یک محدوده ی مشخص زمانی امّا پدرومادرآسمانی، حقیقت آسمانی، ما را به بلندای ابدیت به جاودانگی وجودمان گفت آقا من می خواهم بروم زیارت یک مقدار پول پاک دارم خمس را هم دادم طاهر هست این پول را من می خواهم هدیه بدهم به شما. ایشان فرمود برای چی می خواهی به من هدیه بدهی؟ گفت آقا من می خواهم شما یک خانه برا یخودت بخری. برو برا یخودت یک خانه بخر ازاین تنگنها ازاین فشار بیرون بیایی. ایشان هم پول را پذیرفت. اون آقا هم رفت سفر و آمد خب دلش برای مرجعش سوخته بود مرجع زاهد. دید آشیخ مرتضی یک مسجد ساخته گفت قرا راین نبود من این پول را دادم تو خانه بخری برای خودت گفت مگر این چیه این هم خانه است دیگه چه خانه ای ا زاین قشنگتر و بهتر این هم خانه خریدم گفت نه من قرارم این بود که یک حانه برا یخودت بخری نه مسجد بسازی گفت به خدا این حانه مال خودم هست اگر آن خانه ای که تو م یگویی م یخریدم ورثه بعد از من می خوردند امّا این را دیگر هیچ کس نمی تواندد بخورد این خانه برا یخودم م یماند شما این نگاه رابینید اینکه درفرهنگ مردم سرمایه گذاریئ برا یمسجد برا یحرم ها برا یحسینیه ها برای فعالیت های فرهنگی مقدس تر و مهمتر هست تاسرمایه گذاری برای بخش طبیعی ازاینجا ناشی می شود این همه زیمین های خوب وقفهای خوب دین با این نگاه عاشقانه تا الآن باقی مانده طرف خودش یک خانه صد متری دارد یک خانه پانصد متری دارد اگر خیلی بزرگ باشد ولی می بینی هزاران متر را زمین از برا ی مسجد اهدا می کند هزینه ی ساختش هم می دهد. چون می فهمد دارد برا یخودش می سازد. می فهمد این خانه آخرتی خودش هست هیچ کس سهم دیگه نمی تواند ازش بگیرد. اون خانه ها همه ورثه بردند ش ولی این خانه فقط برای خودش می ماند و تا قیامت این مسجد برا ی او گشایش ایجاد می کند لحظه به لحظه که تو این مسجد عبادت هست ذکر هست تو این حرم شدی ایجاد م یشود نورانیت ایجاد می شود این شخص ارتقاء پیدا م یکند. پس فکر کردید این بهشتی که قرآن میفرماید به اندازه همه آسمان و زمین هست چطوری ساخته می شود و چطوری پر می شود؟ سرمایه گذاری می خواهدد آدم باید برایش اثاث بخرد الآن طرف یک خانه می خرد دویست متر عزا می گیرد چطوری پرش بکنم. دیدید آدم ها چطوری مفروش می شوند همیشه بدهکار می مانند. یک خانه مثلاً پنجاه متری دارد بعد می گوید جام تنگ است اذیت می شوم تلاش می کند تلاش می کند پول قرض م یگیرد وام می گیرد یک خانه بزرگ می خرد بعد که یک خانه بزرگ می خرد م یگوید خب حالا چطوری پرش کنم این آشپزخانه را چی کارش کنم این اتاق ها را چی کار کنم اینها فرش می خواهد. به یک بنده خدا گفتند که این شلوارات خیلی کهنه شده عوضش نمی کنی گفت نه برا یچی گفت اگپر شلوار نو بخرم دیگه به کتم نمی آید چون کتم کهنه میزند مجبورم برای این شلوار نو یک کت نو بخرم هزینه ام میرود بالا حالا خانه ی آسمانی وقتی شما می خری یا سرمایه گذاری م یکنی. سهام م یخری توحرم حرم امام رضا حرم ائمه حرم معصومین ساخت مساجد خدا ،حسینیه ها، عبادتگاه، کارهای خیر، کارهای فرهنگی به خصوص وقتی انسان سرمایههگذاری می کند داره برا یخانه خودش کار م یکند داره خانه ای م یخرد خانه ای می سازد که تا قیامت آثار دارد و آن بهشت به اندازه همه آسمان ها و زمین را پر می کند. این عشق کجا؟ و تک خوری محدود نگاه کردن و همه چیز را تو همین دنیا تلف کردن کجا؟ چقدر زیبا میفرماید امام مجتبی (علیه السلام) می فرماید مواظب باش به خاطر نزدیکان خانواده زمین نزدذیکان خانواده آسمانیت را ضایع نک. حالا دقت کنید چه قدر قشنگ داره اینجا امام مجتبی(علیه السلام) می فرماید:«وإن شکر هولاء ذلی ابوی دینک محمد و علی اثمر لک من شکر هولاء إلی ابوی نسبک» م یگوید اگر فامیل ها و نزدیکان خانواده آسمانی تو پدران دینی تو ا زشما تشکر کنند پیش پدر و مارد زمینیت از شما تشکر کنند مثلاً داداشت بیاید بگوید که پدر مادرداداشی به من رسید مثلا فلان خدمت را به من کرد حالا پدر مادر زمینیت چی می گویند دستت درد نکند پسرم به داداشت رسیدی به خواهرت رسیدی به عموت رسیدی به دایی ات رسیدی این تشکر کجا، تشکر پیامبر وامیرالمؤمین از تو کجا ببینید امام محتبی چه جوری حس را اززمین کنده برد تو جاودانگی برد تو آسمان نگاه اینگونه چه قدر مترقی هست اگر ماها این حس را داشتیم هزار و صد و هشتاد سال امام زمان تو آوارگی و طرد شدگی نبود. ماها خیل یبی رحمیم نسبت به رهبران دنی مان. باهمین بی رحمی اطافیان معصومین دانه دانه کشته شدند چون ما نگاه مان، نگاه زمنی بود. این یک نفر هم که الآن هست حی هست به تعبیر علی (علیه السلام) آواره، طرده شده ی تنها و یگانه هست این یک پدری هم که برایمان مانده با بی عاطفگی ما با بی رحمی ما، بات بی توجهی ما همه جامعه جهانی ازش محرومند. چون ما هی فقط خودمان و خانواده مان رادیدیم خودماو خانواده خودمان و فک و فامیل هایمان خودمان و قوم و قبیله خودمان و همشهریها، خودمان و هم وطن ها نهایت. اگر نزدیکان پدرو مادرت اگر نزدیکان بیالیند پیش پیامبر و علی از تو تشکر کنند این خیلی بهتر است برا یتو تا اینکه نزدیکان پدر وماد رزمینیت بیایند ا زتوتشکر کنند. شما فکر کنید صحن قیامت رسول خدا، امیرالمؤمین بقیه ائمه بقیه امام زاده ها، ساداات فرزندان دیگر غیر ا زسادات که همه فرزندان اینها هستند بیاید یک مسلمانی بگوید یا رسول الله این فرزند شما تو دنیا به من خیلی کمک کرده این فرزند شما من را هدایت کرد به سمت شما. این فرزند شما من را از کفر نجات داد. این فزند شما مشکلات اقتصادی من را حل کرد. این فرزند شما غمهای من را برطرف کرد. گره از کار من شگود ببینید پیامبر و امیرالمؤمین چه لبخندی رو لبها یشان می افتد. واگر بخواهد تشکر بکنند چی کار می کنند. این مهم نیست. که وقتی تو چشمت می خورد به امیرالمؤمین چشمت می خورد به پیغمبر در روز قیمامت آنها بگویند باریک الله تو پسرم دخترم، فرزند مقیدی برا ی خانواده آسمانیت بودی تو تومدت جوانیت پیریت عمرت آدم مفیدی برا یخاندان ما بودی. اون کجا و اینکه یک دفعه به ما بگویند تو خیلی ما را اذیت کردی. رسول خدا بگوید تو خیلی ما را اذیت کردی امیرالمؤمین بگوید توما را خیلی اذیت کردی. تو ما را و فرزندان مارا، ما راو افراد این امت را آژردی تو یک عنصر مخربی مضر برا یامت بودی. خیلی فرق م یکند این دوتا، اینهاست که راه انسان رابرای زندگی برتر، برای پرواز، برای شاد زندگی کردن برای رسیدن به کانون آرامش معین م یکند. اینهاست که روتصمیم گیری ها یانسان ارتباطات رفتارها و افکار و عقائد انسان تأثیر گذار هست که من چه جور آدمی توجامعه باشم. یک انگل یک موجود حزاحم یک موجود فاسد مفسد با یک موجودی که برای این امت مفید باشم برای همه مردم جهان مفید باشم. یعنی وقتی خدا به من منگاه می کند وقتی رسول خدا به من نگاه میکند بگویند این از عمال ماست. تعبیر روایتش را عرض م یکنم عمال یعنی کارگر یعنی عامل این ا زعوامل من خداست روی زمین من خدا با این آدم به خیلی ها خیر می رسانم. رسول خدا بگوید این آدم احساس پدری کردند بزرگ شدن این ثروت و قدرت همه آخرت هست. این مایه ی تقرب ایت لذا هر کس این که در قرآن می فرماید:« سارعوا إلی مغفرة من ربّکم و جنة عرضها السموات و الأرض» سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین هست.« سابقوا» سبقت بگیرید به سوی بهشتی که به اندازه زمین و آسمان هست تو این جهت آدم باید بگیرد شغل انتخاب بکند تصمیمی بگیرد مرام زندگی انتخاب بکند تصمیم فعالیتهای اجتماعیش را سازماندهی بکند تصمیمات بگیرد برا یروابط اجتماعیش فکر میکند من کجا می توانم بیشتر امام زمان را شاد کنم کجا می توانم بیشتر پیغمبر را شاد بکنم کجا بیشتر خدا ازمن خشنودتر است؟ این می شود سرعت این می شود سبقت پس راهکار عملی را دقت کنید ما داریم راهکار عملی اینجا خدمتتان عرض م یکنیم که گیج نباشیم که کنگ نباشیم بگوییم خب حالا ما باید چگونه زندگی بکنیم. می گوید اگر می خواهی سرعت بگیری اگر می خواهی سبقت بگیری اگر می خواهی درتقرب بع معشوق مطلق اگر تقرب به کمال مطلق اهل سرعت و سبقت باشی و روز به روز وجودت گسترده ت رباشد وجودت قدرتمندتر باشد سعی کن برا یدیگران مفید باشی. سعی کن در غمهای دیگران شریک باشی و دیگران را در شادی خودت سهیم بکنی خیلی خیلی فرق است بین اینکه یک نفر بگوید من پدر مادر زمینیم مرده اند یتیم بودم کسی به من محبت نکرده من عقده ای شدم عقده محبت دارم کمبود محبت دارم هی دنبال یک کسی بگردم به من محبت بکند دنبال یک کسی بگردک بهش آویزان بشوم دنبال یک کسی باشم که هی به من نگاه بکند گدایی و التماس عواطف دیگران را بکنم تا اینکه نه من اگر پدر و مادرم هم مردند مثل پیامبر که یتیم بزرگ شده بسیاری از اولیهء خدا و انبیاء اگ رکسی را نداشتم حتی به من محبت بکند من منتظراین نمی ایستم که به من محبت کند من گدای عواطف کسی نیستم من عواطف را از آسمان می گیرم و به دیگران می دهم. ما آدمهایی داریم که از پدر مادرهایشان خیری ندید ه اند یا پدر مادرهای خیلی خشن بیرحم بی عاطفه یا بدی داشتند یا از اول یتیم بودند هیچ کس به اینها محبت نکرده اما اینها یک لحظه گدا زندگی نکردند. یک لحظه آویزان کسی نشدند یک لحظه فقیر کسی نبودند اینها خودشان تولید می کردند ما هم خودمان م یتوانیم تولید بکنیم اگرکسی به ما نداده ما می توانیم به کسی بدهیم. چون ما از زمین نمی گیریم جگش را داریم عرضه اش را داریم از آسمان دریافت می کنیم من از کانون عشق، کانون عواطف کانون اکرام کانون بزرگواری کانون شادی و آرامش دارم جذب می کنم. به دیگران هم می دهم و من از این آدم ها زیاد می شناسم که کمترین محبت را دیدم ولی الینقدر قدرت داشتند که بیشترین عشق و محبت را به دیگران و اطرافیان کردند . کمترین خیر را دیدیند امّا هیچ وقت عقده ای نشدند هیچ وقت بیشترین خدمت بیشترین محبت بیشترین شادی را به دیگران رساندند. نایستادند مثل آدم های عاجز و بدبخت که بگردند یک کسی را پیدا بکنند که این بیاید دستی به سر و گوششان بکشد نوازشان بکند محبتی بهشان بکند بهشان بخند ، تحویلشان بگیرد اصلاً این جوری نبودند خدا اصلاً ما را این جوری نیافریده این قدر بدبخت و ذلیل خدا ما را قوی آفریده ما مظهر اسمء و صفات خداوند هستیم. خداوند خواسته خلیفه خلق بکند خدا از کجا م یگیرد خودش از کجا می گیرد می گوید تو هم مثل من خدا باشد که از کسی نمی گیرم اگر به کسی وایسته هستی به خودم وابسته باش «إیاک نعبد و إیاک نستعین» این إیاک نستعین یعنی اگر من کمک عاطفی م یخواهم از آدم ها نمی گیرم کمک عاطیم را اویزان کسی نیستم اگر احترام می خواهم اگر عزت می خواهم معطل هیچ آدمی مثل خودم نیستم همه را ازخدا می توانم دریافت بکنم. «فلله عزة و لرسوله و للمؤمین» عزت همه اش مال خداست و رسولش و مؤمین پس من گدای احترام نمی کنم از کیس و اگر کسی به من بی احترامی کرد مچاله نمی شوم. داقون نمی شوم ضربه نمی خورم که فلانی به من بیادبی کرد فلانی جسارت کرد فلانی تحویل نگرفته فلانی نخندید کسی به من چیزی نداد کسی من را دعوت نکرد کسی به من هدیه نداد کسی من را به حساب نیاورد. اصلاً نگران نیستم. شعر همیشگی را بخوانیم. از مهرت ای خورشید جان/چون ذره ام هر سو روان/ مجذوب حسن دیگران /ای ماه خوبا من نیستم. اصلاً من محتاج حسن دیگران محتاج محبت دیگران نیستم. عزت را خدا م یدهد عشق هست خدا می دهد. اگ ریک نفر بشیند فکر بکند خدا به این چقدر محبت کرده کی به اندازه خدا پای ما خرج کرده کی به اندازه خدا پای محبت کرده معصوین ترین پاک ترین بندگانش را برای ما قرستاده فرشتگان (عباد مکرمون) چه تبیری دارد از فرشتگان (عباد مکرمون) پاک ترین گرامی ترین بندگانش را که فرشتگان هستند خدمتگزار ما مراقب ما قرار داده کی پای ماا اینقدر خرج کرده من اگر وقتی بنشینم محبتهای که خدا به من کرده محبتهای جدی محبتهای که به بلندای ابدیت هست نگاهش بکنم اصلاً آن قدر سرشار می شوم که به محبت کسی احتیاج پیدا نمی کنم انسان آن قدر سرمست محبتهای خدا می شود محبتهای اهل بیت (علیهم السلام) می شود اصلاً به کسی دیگه احتیاج ندارد. شما یک لحظه فکر کنید امام زمان چقدر شماها را دوست دارد. یک لحظه فکر پیغمبر چقدر شماها را دوست دارد. یک لحظه فکر فاطمه زهرا مادر عزیزمان چقدر ما را دوست دارد . با آن محبت واقعاً ما محتاج محبت کسی هستیم؟ واقعاً باید گداباشیم ما باید آدم بی شخصیت باشیم واقعاً باید وابسته و آوزان کسی باشیم؟ ما چون اینها را درک نم یکنیم که چی دارد نصیب ما م یشود و چی داده اند به ماها فقط با مقیاس زمنی داریم دنبال یک محبت زمینی یک احترام زمینی یک عزت زمینی اون وقت عقده ای هم هستیم. وقتی شما زمینی شدی بله آن وقت هست که دیگه بداخلاقی غرغر نق نق دعوا طلاق فحش تهمت غیبت و اختلاف طبیعی هست. امّا اگر یک کسی ثروتمند بود و سرشار بودآدم شاد و آرامی هست بی مهری ها بی محبتی ها بی وفایی ها تنهایی ها اصلاً آزارش نمی دهد. محرومیت ها اصلاً آزارش نمی دهد. هیچ چیز اصلاً این آدم قدرتمندی هست. اگر ما احساس خلع می کنیم مال این است که هموز این کانون عشق و شادی و آرامش تو وجود خودمان هنو شناخت پیدا نکردیم. که چی داریم . سالها دل طلب جام جم زا ما می کرد/ آنچه تو داشت زبیگانه تمنا می کرد/ گوهری که از صدف کون و مکان بیرون بود/ طلب ا زگم شدگان لبه دریا می کرد.چقدر بد است ما این همهثروتمند اینقدر گدا زندگی بکنیم. این همه انسان ثروت داشته باشد یک بی نهایت دستش باشد یک خدای با عظمت اهل بیت (علیهم السلام) کنار خودش داشته باشد بعد کوچک حقیر پست وابسته محتاج ذلیل زندگی بکند. خیلی بداست. ما اصلاً نشناختیم خانواده آسمانی مان را ما اگر پدرمادرآسمانی خودمان رابشناسیم. پیغمبر را بشناسیم عظمت رسول خدارا بشناسیم با عشق این رسول خدا ما سرشار م یشویم پر می شویم من حتماً توصیه می کنم به عزیزان یک برنامه ای برایپرورندان این عشق نسبت به رسول خدا تو خودشان داشته باشند چون از آن طرف عشق سرشار به سمت ماست این یک شیطان است که می آید رابطه ی ما با اهل بیت را خراب می کند با یک ک.چکترین گنهای می گوید نه دیگه الآن پیغمبر اخم کرده گره زده به ابروهاش مغبوض رسول خدا هستی رسول خدا دیگه دشمن تو شده و هی فاصله م یاندازد شیطان حمله ی از عقب که د رقرآن هست یکی ازمصادیقش همین است. آغوش گرم رسول خدالبخند شیرین رسول خدا متوجه ی همهماهاست. همچنین سایر اهل بیت (علیهم السلام) ما این را باید پرورشش دهیم این عشق خانوادگی راباید پرورش بدیهیم. این پدر مادر را باید بتوانیم باهاش ارتباط برقرار بکنیم به آنها نزدیک بشویم با این پدر ماد رکار بکنیم با این پدر ماد ربتوانیم زندگی بکنیم. این جوری است که شما یک دفعه می رسی به اینکه یک آدم عزیز هستی یک آدم برجسته ای هستی یک آدمی هستی که پر از دلت محبت هست می توانی به دیگران میلیونها محبت میلیونها انسان را از کانون محبت خودت سیراب بکنی و به هیچ کس هم احتیاج نداشته باشی. یک فرد ثروتمند هستی خیلی بالاتر از ثروت مادی هست. پر از معنویت پر از شادی، پر از آرامش ، پراز قدرت ، پر از سکون و این جامعه ای که همه افرادش اینگونه باشند همه ثروتمند باشند همه عزیز باشند همه با شخصیت باشند عجب جامعه بزرگی میشود چه جامعه پیش رفته ای هست این جامعه هرکس بفهمد خدا با پیغمبر چقدر به اواحترام گذاشته خدا با قرآن چقدر به اواحترام پذاشته از این بالاتر خدا با خدا چقدر به ما احترام گذاشته. خدا با خودش چقدر به ما لطف کرده چقدر خدا ما را عزیز کرده که فرمود ا زروح خودم د رتو دمیدم. آقا اینها سرمستی می آورد این دارایی ها برای انسان. خدایا به حق محمّد و آل محمّد به ما توفیق فهم نعمت پیامبر و اهل بیت را عنایت بفرما.

والحمدلله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین