جلسه 009 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
10
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - خانواده آسمانی

بحثمان درباره خانواده آسمانی به فرمایشی از فرمایشات امام صادق (علیه السلام) رسید که بسیاراین فرمایش بلند نورانی و عمیق هست. خیلی نیاز هست که در این فرمایش تعمق و تفکر بشود وعرض کردیم اگر ما به این باوری که اصل ما و ریشه ی ما چیست و کجاست برسیم باب آرامش وشادی دنیا وآخرت به روی ما بازخواهد شد واگربه قمت خودمان نرسیم به خود فروشی وتلف کردن استعدادهای خودمان می پردازیم وهمان طورکه قبلاً بارها عرض کردیم انتخابات انسان،ارتباطات انسان، رفتارها و افکاراوهمه براساس قیمتی هست که ازخودش سراغ دارد. این که اکث انسانها ازانتخابهای خودشان بعد از یک مدتی پشیمان می شوند و از ارتیاطلت خودشان، رفتارهای خودشان و افکار و عقائدشان پشیمان می شوند .یه علت این هست که با شناخت حقیقی از خودشان به این چهارمورد اقدام نکردند وقتی که انسان قیمت دستش می آید می داند کی هست . شخصیتاً چه قیمتی دارد. چه ارزشی دارد . انتخابهایی را انجام می دهد که در شأن اوست با قیمت او هماهنگ هست. مثل انتخاب همسر،انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، بقیه ی انتخاب ها. ارتباطاتی را برقرار خواهد کرد. رفتارهایی از او سرمی زند و افکاروعقائدی خواهد داشت که به تناسب قیمت خودش هست. بنابراین بعدا ًپشیمان نمی- شود ازگذشته اش، چون هرچه که انتخاب کرده شایسته بوده ،لایق بوده ،باختی ندارد . ای کاش تو زندگی شخص ندارد. افسردگی نیست ،غصه نیست، پشیمانی نیست. چون مسیر را درست رفته وقتی که قیمت دست انسان نباشد انسان درهرانتخابی با این که عاشق خودش هم هست و می خواهد نفع خودش را درنظر بگیرد. سعادت خودش وخانواده اش را تأمین بکند امّا وقتی که به قیمت نباشد شما هرانتخابی که بکنید هرارتباطی که داشته باشد هر رفتاری که از شما سر بزند و یا هر افکار و عقیده ای که داشته باشید در نهایت به ضرر شما تمام می شود. عاشقانه انتخاب کردی، با مشتاقی، با علاقه ی فراوان، با مطالعه امّا چون اساساً براساس قیمت نیست. درش باخت هست یعنی بعداً آدم می فهمد که نمی ارزید این همه عمر بگذارد روی اون انتخاب یا این ارتباط یا این رفتارها و یا پای این افکار و عقائد نمی ارزید که عمروجوانیش که درمقابلش قیامت را باید هزینه بکند، مصرف می کرد و هدر می داد چون وقتی ما می گوییم عمروجوانی. نگاه کودکانه این است که ما می گوییم بیست سال، سی سال ،چهل سال، عمروجوانی. امّا نگاه حقیقی که این گونه نیست. درنگاه حقیقی وقتی می گوییم عمر و جوانی و این که در روایت هست که هیچ کس قدم ازقدم بر نمی داردمگر این که باید به دو سال جواب بدهد این که عمرت را چگونه گذارنید ودیگر جوانی راه شخص وقتی می گویی عمر، جوانی، یک ماه، یک ساعت،یک سال، ده سال، این تمام این را می برد تو مقیاس آخرتی حساب می کند درنظام ابدی با مقیاس ابدی حساب می کند عمر را و و چون ما در آخرت هم باید حتماً پاسخ گوی نحوی مصرف عمرمان و جوانی مان باشیم باید حتماً انتخاب هایمان، ارتباطاتمان ،رفتارهایمان و افکار و عقائد مان به تناسب ساختار وجودیمان باشد یعنی به قیمت بادش و بی ارزد و برای این کار گفتیم اوّ ل ما باید اصل و ریشه ی خودمان را بشناسیم قیمت خودمان،وطن خودمان را بشناسیم. ببینیم که ما واقعاً کی هستیم. حقیقتاً من که بدن نیستم. اینها را قبلاً صحبت کردیم، زن نیستیم، مرد نیستیم ،بدن نیستیم، جماد نیستیم، نبات نیستیم ،حیوان هم نیستیم ،فرشته هم نیستیم. اینها را اول ازتعریف خارج می کنیم که خیالمان راحت بشود که هر چند همه ی این کمالات را داریم همه ی این شئون را داریم. امّا ما انسانیم و برتر از همه ی این موارد هستیم. خب راجع به ریشه صحبت کردیم. بحث را تا اینجا رساندیم که ریشه ی همه ی ما یک ریشه ی فوق عقلانی ست. ریشه ی ما یک ریشه ی بسیارمتعالی ست. ازنزدیکترین موجود به خدا و شبیه ترین موجود به خداوند تبارک و تعالی ما خلق شدیم . خب که همان اسم های مختلفی گفتیم دارد که آخرین اسمی را که با هم کار کردیم بحث مثل اعلی بود یعنی عالی ترین نمونه از خداوند تبارک و تعالی یا همان نورمحمد(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیم السلام) وجود مقدس اهل بیت (علیم السلام) بعد درمورد این که پس ما از این انوار ما، روح ما و حقیقت ما ساخته شده، نور ما را خداوند تبارک و تعالی از نور این بزرگان آفریده روح ما را از این انوارطیبه خلق کرده. اینها را توضیح دادیم. خب فرمایش امام صادق(علیه السلام) این بود که خداوند تبارک و تعالی آن سرّ و علمی که از خدا نزد ما هست وما مأمور به تبلیغش هستیم خداوند برای آن سرّوبرای آن علمی که نزد ما هست مخلوقاتی را خلق کرده که تناسب با آن پیام داشته باشند. خب ائمه چی نزدشان هست خوب دقت بکنید چه علمی نزد ائمه هست چه علمی نزد رسول خدا و سایرمعصومین هست که آنها باید برایش مخلوقات ویژه ای خلق بشود که با آن پیام سازگاری داشته باشند. بالاترین پیامی که نزد پیامبرهست خود رسول خدا فرمود که ازاین بالاتر دیگه نیست. پائین تر خیلی هست ولی از این بالاتر دیگه نیست برای انسان. اینست که فرمود:« ما قال نبیًٌ و ما قلت مثل لا إله إلا الله» نه من و نه هیچ پیغمبر دیگری کلامی بزرگتر از لا إله إلا الله نیاوردیم. لا إله إلا الله تکلیف همه ی خلقت و انسان را روشن می کند که همه ی انسان ها عاشق خلق شدند و همه ی انسانها عاشق کمال مطلق، عاشق کمال بی نهایت ،عاشق الله خلق شدند و سعادت هر انسانی پیوند با کمال مطلق هست چون انسان روحش به گونه ای خلق شده که به کمترازکمال مطلق و کمال نا محدود راضی نمی شود و جزبا نامحدود شدن ومطلق شدن خودش هم به آرامش نمی رسد لذا انسان ذاتاً شیفته ی خدا وعاشق خداست و خداوند تبارک و تعالی و الله تنها معشوق لایق انسان و معشوق حقیقی انسان هست. خب بعد از الله ما نور معصومین را داریم. معصومین جلوه های کامل خداوند تبارک و تعالی هستند . کامل ترین جلوه، کامل ترین تجلی و کامل ترین ظهور خداوند تبارک و تعالی هستند که از آن بالاتر دیگه امکان نیست. هیچ فاصله ای بین خدا و این انوار طیبه نیست و به قول آقا امام زمان (علیه السلام) در زیارت رجبیه « لا فرق بینک و بینها» هیچ فرقی بین این انوار طیبه و خدا نیست مگر این که چی؟ « إلا أنهم عبادک » اینها ظهور خدا هستند از خودشان ذات ندارند. جلوه و ظهور خداوند تبارک و تعالی و قائم بر حق تعالی و مخلوق خداوند تبارک و تعالی هستند. خب سایر مخلوقهای الهی، مخلوقهای حق تعالی همه از این انوار طیبه آفریده شده اند و نور اهل بیت (علیهم السلام) در وجود همه ی انسانها بدون استثناء هست. همه ی انسانها این نور را دارند لذا امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیام و سرّی که نزد ماست باید مخلوق شایسته ی این پیام خلق می شد. خیلی این مطلب مهم هست. آنچه که نزد ما اهل بیت هست براش خداوند مخلوق شایسته خلق کرد که این پیام را دریافت بکند آن پیام ما را بگیرد و حق آن پیام ادا بشود. آن ها قبلاً اهل بیت (علیهم السلام) می فرمایند ما قبل ازخلقت آدم، سیدالشهداء(علیهم السلام) می فرماید ما به ملائکه تسبیح یاد می دادیم، حمد خدا را یاد می دادیم. ملائکه هم شاگرد ائمه بودند. شاگرد آن انوار طیبه بودند امّا آن چه که نزد ائمه بود آن سرّی که نزد ائمه بود علمی که نزد ائمه بود بیش از حدّ توان فرشته ها وملائکة الله بود. لذا خداوند تبارک و تعالی مخلوقاتی را خلق کرد که آن چیزی را که بالاترازظرفیت فرشته ها هست از اهل بیت دریافت کنند یعنی کمال مطلق را علم مطلق را قدرت مطلق را رشد بینهایت را که بالاتر از رشد فرشته هاست. خب لذا امام صادق(علیه السلام) در مسئله خلقت و به خصوص ارتباط انوار طیبه با شیعیان به مسئله ی سنخیت اشاره می کند. بحث سنخیت را مطرح می کند می گوید که حالا که ما یک پیامی داریم که اینقدرعظمت دارد پیام عشق به حق تعالی، پیام رسیدن به حق تعالی. خداوند به تناسب این پیام مخلوقاتی را خلق کرد که با این پیام سنخیت داشته باشند. خب اگرقرارباشد سنخیت داشته باشد بین پیام دهنده و پیام گیرنده ببینید دقت کنید. بین پیام گیرنده وپیام باید سنخیت باشد. خوب دقت کنید که ما سه تا چیز اینجا داریم پیام دهنده،پیام گیرنده وپیام. اول ازپیام شروع کرد گفت نزد ما یک پیامی هست یک سرّی هستیک علمی هست که لایقش را باید باشد تا ما این را بهش بدیم. خداوند آن شخص لایق یا اشخاص لایق را خلق کرد یعنی عنصرسوم را پیام دهنده بود (معصومین) پیام راهم که داشتند که (لا إله إلا الله) هست و رساندن مخلوقات به حق تعالی احتیاج به چی بود؟ پیام گیرنده. این پیام گیرنده باید از سنخ پیام دهنده باشد. لذا فرمود خداوند آن کسانی که پیام ویژه ی ما را دریافت می کنند وبا پیام ما رشد می کند. سنخیت با پیام ما دارند. آنها را خداوند از جنس ما وازنورما خلق کرد تا با آن پیام سنخیّت پیدا بکنند وبتوانند رشد بکنند. چرا؟ چون اینها خودشان کامل ترین جلوه ی خدا هستند. خواهش می کنم خوب دقت بکنید. می خواهیم برویم وطنمان را بشناسیم خانواده آسمانی مان را پیدا بکنیم. اینها خودشان کامل ترین جلوه های خداوند هستند که از آنها بالاتر دیگه وجود ندارد. خب حالا اینها کامل ترین پیام را هم دارند امّا کامل ترین پیام گیرنده را احتیاج دارند. ملائکه بودند امّا ملائکه کامل ترین پیام گیرنده ها نبودند. خب اگر یک کسی باید به دنیا بیاید باید به وجود بیاید خلق بشود که لیاقت این پیام بی نهایت و پیام دهنده ی بی نهایت را داشته باشد پس باید خودش چی باشد پیام گیرنده؟ آن هم باید ظرفیت بی نهایت داشته باشد یعنی برای دریافت یک پیام بی نهایت از یک جلوه ی بی نهایت یک پیام گیرنده چی می خواهد؟ بی نهایت می خواهد که باید ازخود همان جنس خلق بشود. لذا امام صادق(علیه السلام)فرمود. برای پذیرش آن مردمی را ازهمان طینت ونوری که محمد و آل او(صل الله علیه و آله) و ذریه ی او را آفریده بود خلق کرد. خوب دقت کنید دارد راجع داستان اول خلقت هست. ماجرای آفرینش خداوند دارد اینجا حل می شود. تکلیف انسانها،تکلیف تاریخ بشریت را دارد حضرت در این فرمایش بیان می کند. امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر مردم بدانند با هم اختلاف پیدا نمی کنند دعواها، درگیری ها، حسادتها، چشم روهم چشمی ها، کینه ها، اختلافها برداشته می شود. اگرمردم قیمت دستشان بیاید دیگه اینجا سر این جیفه گرفتاری پیدا نمی کنند. درواقع حضرت می خواهد بفرماید همه ی بدبختی های روی زمین،حسادتها، دل تنگی ها، احساس پوچی ها، به بن بست رسیدن ها، غصه خوردن ها، خود کم بینی ها، و خود کوچک بینی ها، رقابتها و چشم رو هم چشمی ها، جنگها و مبارزات و تعارضات وکشت وکشتارها وتمام بدبختی های زمین مال این هست که آدمها قیمت خودشان داستان خلقت خودشان و ماجرای روزاول تولد خودشان را روز اول خلقت خودشان را نمی دانند. وقتی همهی ما خودمان را اشتباهاً مرد معنا کردیم یا زن معنا کریدم و گفتیم یک زمانی تو دنیا تولد پیدا کردیم بدون این که به ریشه ی قبل از دنیا یمان به وجود قبل از دنیایمان فکربکنیم. خب حالا من آمده ام به این دنیا یک بدن محدود دارم امّا یک روح نامحدود دارم. فضا محدود، امکانات محدود، دنیا محدود چند میلیارد آدم همه در خواستهایشان چی؟ درخواستها نامحدود شناخت خودمان این است دیگه از خودمان این شناخت وچون این هست حالا باید تو این دنیای محدود با این روح های بی نهایت طلب سراین جیفه ی محدود دعوا بشود. لذا می بینید که داستان اختلافها چند حزب شدن ها حزب الله حزب شیطان و اختلافات زیادی قومی و قبیله ای و دینی و خانوادگی و شخصی و چه و چه و چه شروع می شود این ماجرا. ولی اگرآدم بد اندکیهست اگر بداند از کجا آمده اگر بداند قرار ه کجا برود به آرامش می رسد. اصلاً دیگه دعوا ندارد با کسی. اختلاف پیدا نمی کند. اصلاً نمی خواهد جای کسی باشد چون جایی که ازخودش سراغ دارد بی نهایت بزرگ هست. اصلاً نمی خواهد جای کسی باشد با هیچ کس دعوا اختلاف ،حسادت حذف کسی، محرومیت کسی را دیگه اصلاً طالب نیست. دعواها و درگیری ها وحذف کردن های دیگران چرا می آید سراغ ما؟ چرا می آید سراغ ما. این همه دعوا و درگیری؟ برای اینکه ما فکر می کنیم اگر یک کسی را حذف کردیم یک کسی نباشد سهم ما بیشتر می شود. تنفرازکجا می آید؟ این که یک نفراز یک نفر متنفر هست می گوید من حضوراین آدم، این آدم این آدم جلوی چشم می آید حضورش، دیدنش، کارش، این فشار به من می آورد. جلوی من را می گیرد ولی اگر آدم بزرگ بود بی نهایت بود هیچ محدویت نمی تواند آدم را محدود بکند. لذا یک آدم بزرگ می شود. لذا با هیچ کس دیگه درگیری ندارد بد هیچ کسرا نمی خواهد. « و لا تجعلنا فی قلوبنا غلّ للذین امنوا» خدایا تو دل ما نسبت به هیچ کس هیچ مؤمنی، هیچ غلی، غشی، کینه ای ،هیچی قرار نده. آیه قرآن هست دیگه . می فرماید اینها بزرگان، اولیاء خدا ،مؤمنین حقیقی دلشان این جوری هست اصلاً از کینه بدشان می آید . از این که تو دلشان یک گره ای نسبت به کسی باشد. امّا اگر آدم خودش را نشناخت یک موقع با پدر ، مادر خودش چقدر حق شان عظیم هست ،مشکل پیدا می کند. با همسرخودش مشکل پیدا می کند با بچه ی خودش مشکل پیدا می کند با استاد خودش مشکل پیدا می کند. همش مال این است که نمی شناسد با همسایه با کسای دیگه همیشه همین جوری هست با اطرافیان با فامیل با اولیاء خدا مشکل پیدا می کند. با مؤمنین مشکل پیدا می کند. قیمت وقتی به دست نباشد آدم به لجن کشیده می شود واقعاً. خودش را و دیگران را به لجن می کشاند وقتی نمی دانیم کی هستیم. اینقدرپست به خودمان و دیگران نگاه می کنیم بعد هی دعوایمان می شود. درگیر می شویم و آنها را ازفضل و رحمت خود ساخت. یعنی این جوری خلق کرد. حالا دقت کنید چند جا حضرت داره مسئله سنخیت بین خودش و شیعیان را مطرح می کند که همیمان از یک نور واحدیم از یک ریشه ایم. خب دقت کنید. بالا که گفت از همان نور پیغمبر و آل و ذریه ی او خلق کرد دوباره می گوید چی؟ م یگوید و آنها را از فضل ورحمت خود ساخت چنانچه محمد و ذریه ی او را اسخت.( صلی الله علیه و آله) پس چون حالا دقت کنید اینجا دیگه دل دادگی، عاشقی،همراهی، کشش به سمت معصومین شروع می شود و این که انسان دنبال حقیقت خودش ،خانواده ی خودش، اصل خودش و ریشه ی خودش می گردد یواش یواش و می رود به سمت این که با حقیقت خودش پیوند برقرار بکند. پس چون ما آنچه را از جانب خدا به تبلیغش مأمور بودیم، تبلیغ کردیم، آنها پذیرفتند و تحمل کردند. چرا توانستند تحمل کنند؟چون ظرفیتشان با آن پیام تنظیم شده بود. پیام بی نهایت هست چون می گوید لا إله إلا الله هیچ دلبری، هیچ معشوقی جز کمال مطلق و بی نهایت نداری بنابراین فقط کمال مطلق و بی نهایت می تواند تو را راضی کند. بنابراین تو فقط در رسیدن کمال مطلق و بی نهایت ارضا می شود و آرام می شوی لذا تو باید بی نهایت طلب باشی و دنبال « الله» باشی. لا إله ما وقتی آمدیم جای الله خدا گذاشتیم خیلی از گرفتاری های ما اینجا پیش آمد. خیلی از له شدنها کوچک دیدن ها اینجا پیش آمد که ما آمدیم جای کلمه الله چی گذاشتیم؟لفظ خدا را گذاشتیم که اصلاً معادل الله نیست. مجبوری توی فارسی برداشتیم یک کلمه ای داشتیم به نام خدا گذاشتیم جای الله. امّا اگر من بدانم الله کی هست برای همین الان در خیلی از ترجمه ها دیگه لفظ خدا را نمی آورند. تو انگلیسی کسانی که وارد هستند تو ترجمه. ایندنیم آف الله می نویسند نمی نویسند ایند نیم آف گاد. چون God آن معنا را نمی دهد کما این که خدا آن معنا را نمی دهد. لا إله إلا الله. « الله» را چطوری معنا کنیم همان طورکه توتفاسیر آمده. تفسیر را خیلی خوب گفتند. خداخیرشان بدهد مفسرین را. هیچ دلبری، إله را فرمود چی امام باقر(علیه- السلام) ، امام باقر (علیه السلام)درمورد إله فرمود اونی که تو را و اله می کند اونی که تو را شدات می کند اونی که عاشقت می کند. اونی که می کشاند تو را دنبال خودش و نمی توانی عاشقش نباشی. نمی توانی دوستشنداشته باشی. امکان ندارد تو ازش متنفر بشوی. امکان ندارد تو بدت بیاید ازش. بارها گفتیم اونی که می گوید من از خدا خوشم نمی آید از خدا بدم م یآید این نمی فهمد خودش کی هست و نمی فهمد خدا کی هست. او کسی را خدا می گوید که ساخته ذهن خودش هست. خدای حقیقی نیست. خدای حقیقی کمال مطلق هست، کمال مطلق معشوق همه ی انسانهاست هیچ کس نمی تواند از کمال مطلق بدش بیاید نمی تواند بدش بیاید چون با او سنخیت دارد مثل کسی که بگوید من از گل نمی توانم لذا ببرم از عطر لذت نمی برم از زیبائی لذت نمی برم از کمال از علم لذات نمی برم امکان ندارد کسی از اینها لذت نبرد. نمی تواند دوستشان نداشته باشد. کمال مطلق را مگر می شود کسی متنفر بشود ازش. هر کی دارد می گوید به عشق کمال مطلق می گوید از خدا خوشم نمی آید این عاشق کمال مطلق هست اما خدا نه چرا؟ چون خدایی که این تو ذهنش ساخته کمال مطلق نیست. یک خدای محدود هست به قول امام صادق(علیه السلام) فرمود: «کلُّ ما من یستموهم باوها مکم فی ادق معانی مخلوق» هر چی که شما با او هام خودتان می خواهید خدا را ترسیم بکنید د دقیق ترین معانیش خدا قابل تصور نیست چون کمال مطلق هست. کمال مطلق و نامحدود د رذهن نمی آید. لذا می گوییم سبحان الله می گوید هر چی شما تصور بکنید در دقیق ترین معانیش مخلوق خود شماست. مردود إلیکم به خودتان برمی گردد. لذا حضرت فرمود اگر به مورچه هم بگویی خدا چه شکلی هست م یگوید خدا دو تا شاخک دارد و چون مورچه خدا را از چه طریقی معنا می کند از طریق ظرفیت وجودی خودش. نه کمال مطلق کمال بی نهایت که همه ی دل من دارد می گوید که من او را میخواهم من عاشق او هستم و به کمتر از اوهم راضی نیستم. او الله هست او محبوب هست او معشوق هست و او اله هست.هیچ کس نیست که عاشق این نباشد. از همه ی انبیاء بگیرید عاشق این الله بودند همه ی انبیاء شیفته ی این الله بودند آنهم چه عشق هایی چه دل دادگی هایی داشتند برای این الله تا معصومین،اولیاء الهی، صدیقین، شهداء صالحین و مؤمنین همه دوستش دارند کافرها هم دوستش دارند. امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست. شیطان هم عاشقش هست. پیام بی نهایت، دعوت به بی نهایت، آدمی می خواهد که ظرفیت چی داشته باشد؟ ظرفیت بی نهایت داشته باشد و چون پیام بی نهایت است از آن طرف امروز هم یک دور از این طرف بزنیم. اول از معصومین شروع کردیم حالا از خودمان شروع بکنیم. چون پیام بی نهایت است. پیام گیرنده هم دعوت به بی نهایت شده. استاد این آدمی که پیام بی نهایت بهش داده شده مربی این انسانی که کمال بی نهایت بهش داده شده و پیام بی نهایت ،استادش ، مربیش و امام و رهبرش هم بادی خودش چی بادش معصوم باشد؟ باید معصوم باشد تا ما را تا پیش خدا بتواند ببرد تا بی نهایت.آدمی که خطا می کند آلوده است ،اشتباه می کند نمی تواند انسان را تا کجا ببرد؟ تا بی نهایت ببرد. باید معصوم باشد. علت این که این همه تأکید می کند اسلام و شیعه تأکید می کند روی مسئله عصمت به این دلیل است چون پیام بی نهایت لاإله إلا الله هست معشوق کمال مطلق هست پیام گیرنده ها همه ظرفیتهای بی نهایت دارند بنابراین استاد این شخص مربی این شخص معلم این شخص باید کی باشد باید بی نهایت باشد خودش باید کامل ترین جلوه ی بی نهایت باشد و حتماً هم باید معصوم باشد تا بتواند این را ببرد تا اون مقصد برساند. اینها همه از نهاد خودمان می آید بیرون، گزارش دینی نداریم ما . بحث انسان شناسی داریم تو نهاد خودمان همهی اینها هست. که حالا به موقع خودش تو بحث مودت ذی القربی اینها را توضیح خواهیم داد که چقدر اهمیت دارد این. چرا خداوند مودت اهل بیت را واجب کرده در قرآن کریم؟ چرا به عنوان مزد رسالت یغمبر واجب کرده مودت اهل بیت را که حالا این را بررسی کامل إن شاء الله خواهیم کرد. پس چون ما آنچه را از جانب خدا به تبلیغش مأمور بودیم تبلیغ کردیم آنها پذیرفتند و تحمل کردند. حالا اینجا را دقت کنید دل دادگی و عاشقیشروع می شود و یاد ما به آنها رسید. پس دلهای ایشان به شناسایی خیلی کلمه ی مهمی هست دلهای ایشان به شناسایی و به حدیث ما متوجه گشت. چرا ما شیفته معصومین هستیم؟ اگر یک کسی شیفته معصومین نیست حتماً مریض هست. یعنی حتماً اختلال دارد تو نظام فکریش ،اندیشه ایش و تو ارتباطات و انتخابهایش یک انحرافها و فسقی صورت گرفته که نمی تواند با جلوه ی ب ینهایت خدا ارتباط برقرار کند. مگر می شود آدم بی نهایت را نخواهد د رحالی که وجودش ب ینهایت طلب هست مگر می شود بی نهایت را رها بکنی به محدود بچسبی. مگر می شود دست از معصوم برداری به غیر معصوم بچسبی؟ مگر می شود از خلیفة الله ،حجة الله، امامی که از طرف خدا هست. انسان رغبت نداشته باشد و توجه نداشته باشد بهش. دلش به اون سمت نباشد چون فقط و فقط تو با دل دادگی. شناسائی و اطاعت نسبت به معصوم به جلوه ی کامل خداست که به حق تعالی و معشوق اصلیت می رسی. امکان ندارد کسی به الله برسد جزازطریق خلیفه الله فرستاده ی خدا و امامی که خدا متخصصی که خدا او را شناسایی به ما معرفی می کند و خودش تربیتش کرده. امکان ندارد یک کسی به الله برسد به همان معنایی که توضیح دادیم مگرازطریق خلیفةالله. لذا در جامعه کبیره که إن شاء الله. این بحثهایی داریم می کنیم خانواده آسمانی مقدمه شرح جامعه کبیره است. إن شاء الله تو جامعه کبیره می رسیم. « من اراد الله بدء بکم» هر که خدا را می خواهد اراده خدا را دارد اراده ی بی نهایت دارد اراده ی الله را دارد ما هم از این به بعد گفتیم خدا شما چی را می گذارید جاش؟ الله یعنی چی ؟ و ب ینهایت. هر کس اراده ی خدا را دارد بدء بکم از شما باید شروع بکند. ازکامل ترین جلوه ی خدا باید شروع بکند.از معلم ورهبر متخصص و امامی که من الله باشد باید شروع بکنیم و غیر از او وسیله ای نداری برای این که به خدا برسی. لذا قرآن فرمود: و ابتغوا إلیه الوسیلة» حتماً اگر می خواهید «إلیه» باشد به او برسید به بی نهایت برسید به مطلق برسید با وسیله بیایید بدون وسیله نمی توانید بیا یید. اصلاً راه پیدا نمی کنید به مطلق وسیله ها را هم که تو قرآن خودش معرفی کرده. مقصد کجاست؟ کمال مطلق و بی نهایت، حیات مطلق و جاودانه. لذا باید با یک مربی و استادی بروی این مسیر را که آن مربی و استاد این توان را داشته باشد که تو را تا آنجا ببرید غیر از معصوم این توان را ندارد این ظرفیت را ندارد کسی که خودش آلودگی دارد کسی که خودش گناه می کند کسی که خودش تو لجن گرفتار شده علمش را ندارد تخصصش را ندارد چه جوری می خواهد تو را تا الله ببرد؟این مسیر یک مسیر کاملاً تخصصی هست. و ابتغوا إلیه الوسیله. خب حالا باز حضرت را نگاه کنید سنخیت را بار سوم می گوید چقدر زیبا این مسئله سنخیت را مطرح می کند اگرآنها یعنی همین مخلوقاتی که قراراست این پیام بینهایت را دریافت کنند اگرآنها از آن طینت و نور خلق نمی شدند یعنی چی ؟ یعنی بین ما وآنها سنخیت نبود. اگر آنها از آن طینت و نور خلق نمی شدند این چنین نبودند. بعد حضرت تأکید می کند نه به خدا قسم آن را تحمل نمی کردند. قسم می خورد حضرت. پس اگرما یک دل دادگی داریم به معصوم،اهل سنت،مسیحیان، کلبیان، زرتشتی ها، سیکها ،هندوها، بودایی ها ،شما در همه دنیا ببینید تنها شخصیتی که برای همه ی ادیان جذابیت دارد وجود مقدس سیدالشهداء (علیه السلام) هست همه برایش عزاداری می کنند. همه دوستش دارند نمی شود دوستش نداشته باشی. اگر همه می خواهندش یعنی همه این ظرفیت را دارند همه این نور در وجودشان هست. مشکل کجاست پس؟ مشکل د راینجاست که این بچه های ا زوالدین دور افتاده این ایتام چه اسم قشنگی خودشان فرمودندایتام آل محمد(صلی الله علیه -و آله) یتیم های آل پیغمبر کی را از دست دادند؟ پدر، مادراصلی شان را خانواده اصلیشان را خانواده آسمانی شان را از دست دادند. اگر بفهمند دیگه دست ازاسم خانواده برنمی دارند. لذا حضرت فرمود: لو عرف الناس محاسن کلامنا لتبعونا» اگر هر کسی ا زمردم بشناسد حرفهای ما را محاسن حرفهای ما رابشناسد امکان ندارد دنبال ما ندارد. امکان ندارد شیفته ما نشود. عاشق ما نشود اصلاً امکان ندارد آنهایی که مثل خود بنده و دوستان بنده که ما الان حدود شاید نزدیک بیست سال است من فعالیتهای تبلیغی خارج از کشور دارم فعالیتهای بین المللی دارم دارم این را به چشم خودم می بینم. دنیا چقدر شیفته ی اهل بیت هست این که امام فرمود جهان تشنه ی فرهنگ اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و اله) هست برای همین است که همه یک گیرنده برای پیام معصومین دارند. تمام انسانها این که در روز چند هزار نفردر دنیا دارند شیعه می شوند درروز چند هزارنفر دارند شیعه می شوند برای این است که همه متوجه ی اصل خودشان وریشه ی خودشان دارند می شوند هیچ عبادتی د رروی زمین بعد از توحید پرستش خداوند تبارک و تعالی مثل این نیست که انسان این ایتام را را با خانواده ی خودش آشتی بدهد و انسانها را با اصل خودشان و با ریشه ی خودشان آشنا بکند. هیچ عبادتی در روی زمین بالتر از این نیست چون در این صورت انسانها عاشق هم می شوند دیگه اختلاها یشان می رود کنار. دیگه بدبختی دیگه فقر دیگه گرسنگی دیگه قتل دیگه اختلاف وجود پیدا نمی کند همه ی مشکلات جامعه ی جهانی حل می شود چون همه براساس خانواده آسمانی اعضای یکخانواده هستند. همه خواهر و برادر هستند همه دور هم جمع می شوند. دیگه اختلاف وجود پیدا نمی کند. دنیا به یک بهشت تبدیل می شود و مستکبرین نمی خواهند بگذارند شیاطین نمی خواهند بگذارند این اتفاق بیفتد. جنگ حقیقی در عالم جنگ بین نور و ظلمت هست. بین حزب الله و حزب شیطان هست. بین کسانی هست که می خواهند ایتام رسول خدا را ایتام آل پیامبررا با خاندان خودشان آشنا بکنند تا به صلح و صفا و به دنیای شاد و آخرت شاد برسند و بین کسانی که این اتفاق برای دنیا طلبی آنها و برای شهوت رانی آنها مزاحمت ایجاد می کند و بنابراین به جنگ می آیند. جنگ حقیقی تو عالم این است نبرد حقیقی اینست . جهاد در اسلام از این جا تقدس می گیرد. این که جهاد در اسلام غیر از جنگ است. تو دنیا همه جا جنگ هست کشت و کشتار هست همه هم بر سر جیفه دنیا است. برای خدا کسی جهاد نمی کند این که در اسلام جهاد ما داریم مجاهد داریم. مجاهد یعنی هدف شخصی نیست. من برای دنیا دست رو کسی بلند نمی کنم. من به خاطر دنیا کسی را نمی کشم من به خاطر مصالح خودم و منافع خودم با کسی جنگ نمی کنم. من فقط برای این که انسانها به حقیقت خودشان آشنا بشوند با کسانی که نمی گذارند انسانها به این حقیقت برسند و مانع تراشی می کنند در سر راه تکامل انسانها مبارزه می کنم جهاد از اینجا زیبایی می گیرد کشته شدن در این راه از اینجا عظمت می گیرد و اسم زیبای شهادت را به خودش می گیرد چون د رراه معشوق و رساندن انسانهای بی شماری به مهشوق اصلی شان هست جهاد. اینقدر ارزش پیدا می کند. لذا حضرت با این قسم و با این تأکید برای چهارمین بار در این فرمایش مسئله سنخیت ما با خودشان را و این که اصل ما ریشه ی ما و خانواده ی ما چی هست را بیان می کند. فرمایشات خیلی زیبایی حضرت دارند بسیار زیبا دلنشین دلکش که إن شاء الله اینها را هم جلسات آینده اگر عمری بود درخدمتتان هستیم و تقدیم خواهیم کرد .

والحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین