جلسه 007 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
9
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - خانواده آسمانی

بحثمون درباره خانواده آسمانی به اینجا رسید که حقیقت انسان ازیک حقیقت بسیار بسیار متعالی بوجود آمده. خداوند درباره ی انسان فرمود : «نفخت فیه من روحی» از روح خودم درانسان دمیدم. خداوند به واسطه ی انسان به خودش تبریک گفته. که این رو جلسه گذشته توضیح دادیم درباره اش که چگونه تبریک گفته و معنی این تبریک چی هست. امروز می خوایم راجع به این روحی صحبت بکنیم یعنی اون موجودی که خداوند می فرماید من از اون در انسان دمیدم . این روح که به تعبیر علی (علیه السلام) می فرماید:« الروح خلق أعظم من جبرئیل(علیهم السلام)». روح مخلوقی هست که ازجبرئیل هم عظیم تریعنی مقرب ترین فرشته ی خدا، بزرگترین فرشته ی خدا که جبرئیل(علیهم- السلام)هست امیرالمؤمنین(علیهم السلام) می فرماید که روح ازجبرئیل هم عظیم تره. تحقیقات در این باره نشان می ده که روح که به قرآن کریم که فرمود:« ینزّل الملائکة بروح» خداوند فرشته ها رو به وسیله روح نازل می کند. یعنی روح هست که عامل نزول فرشتگان هست و قوام فرشته ها به این روح هست. فرشته ها به این روح یک وابستگی و تکیه دارند که همه جا کار و فرشته ها همراه روح هست. «تنزل الملائکة» درشب قدرهم همین رو داریم. «تنزل الملائکة و الروح» اگربخواهیم خوب درباره این روح، شخصیت این روح، حقیقت این روح مقداری بدونیم. باید سیر تجلیات کمال مطلق و مطلق کمال و کمال بیش نیست. چون بیش از یکی بی نهایت نمی شه وجود داشته باشه. ما یک وجود بی نهایت داریم که همه کمالات رو با هم و به صورت عینین با ذات داره. همه کمالات عین ذات و عین هم هستند. که گفتیم تعبیری که درزبان عربی ازش می شه به " لله "تعبیر شده. "الله" ذات مستجمع همه صفات کمال هست که همون وجود بی نهایت وکمال مطلق ومطلق کمال هست." الله" دراولین ظهور خودش د راولین تجلی خودش اول که می گویم از نظر رتبی نه از نظر زمانی چون "الله" خالق زمان هست. خودش زمان بردار نیست. ازلیست، زمان مربوط به یه بعدی ازابعاد ماده هستش که تولید چیزی به نام زمان می کنه. امّا ازنظر رتبه بعد ازالله یک حقیقتی وجود داره که تمامت صفات واسماء خداوند رو داره. یعنی الله دراولین تجلی خودش یک موجود رو خلق می کنه که هیچ فرقی با خدا نداره. جز یک فرق و اون اینست که خدا خالق است یعنی خدا ذاتست ، ذات داره و او ظهور است . ذاتی ازخودش نداره مخلوق و قائم به حق تعالست. ولی ظهور کامله، کامل ترین مظهر ،کامل ترین ظهور خداوند تبارک و تعالست. کاملترین تجلی حق تعالست، همه کمالات حق تعالی رو ظهوراً داره و مخلوق خداوند هست ،قائم به حق هست. فانی در حق هست که اسم های مختلفی هم براش ذکر شده. خود نبی اکرم چند اسم براش ذکر کرده که در روایتها داریم.« اوّل ما خلق الله العقل» اولین چیزی که خدا خلق کرد عقل بود. « اوّل ما خلق الله القلم» اوّلین چیزی که خداوند خلق کرد قلم بود. « اوّل ما خلق الله اللوح». «اوّل ما خلق الله نوری» اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من بود. اینها هر چند درکارکرد و عمل کرد با هم متفاوتند امّا همه یک حقیقت هستند. ظهورات یک حقیقت هست. جلوه های یک حقیقت هست. همون که درفلسفه هم ازش تعبیر می کنیم به اولین مخلوق. اولین صادرازخداوند تبارم و تعالی،اولین چیزی که از خداوند ظهور کرده و تجلی کرد. این موجود بعد ازالله قرار داره یعنی همه کمالات حق تعالی را داره و با اسم های مختلف و کارکردهای مختلف از اون جهت که حیات همه موجوداتبه این موجود وابسته است بهش می گن روح، و ازاون جهت که تدبیرهمه موجودات غیرازخداوند، ماسوالله به او وابسته است بهش می گن روح که حیات دهنده است. ازآن جهت که تدبیربه موجودات با این موجود هست بهش می گن عقل. از اون جهت که ظهور سایر موجودات تمام جلوه های الهی ا زاین موجود هست بهش می گن قلم. چون قلم چی می نویسه کلمه می نویسه دیگه. مخلوقات خدا کلمات خدا هستند. لذا شما می بینید که در قرآن تمام نعمتها تمام ظهورات همه مخلوقها رو خداوند بارها به عنوان چی یاد کرده ازش؟ کلمه. پیغمبرش هم یک کلمه هست. « و کلمةٍ منه» د رمورد مسیح(علیهم السلام) فرمود کلمه ی خداست. کلمه باهاش چی کارمی کنند. کی کلمه رو به کار می بره. چه کسی کلمه رو به کار می بره؟ کسی که قصد چی داشته باشه؟ قصد سخن گفتن داشته باشه. کی حرف می زنه؟می خواد چیزی رو ظهور بده م یخواد چیزی رو برسونه. خداوند مخلوقات رو که خلق می کنه داره با مخلوقات با بشر چی کار می کنه؟صحبت می کنه. چی خن گفتن یکی از اسمهای حق تعالی ،متکلمه ،خداوند کلام داره. تکلم می کنه. ظهور این کلمات چه طوری هست. همین مخلوقات؟ توی یک گل ظهور می کنه این گل کلمه خداست و خدا داره با این خودش رو نشان م یده به شما. م یگه که من قدرت داره، علم دارم، لطافت دارم، ظرافت دارم، حیات دارم، اینا ظهورخودشه دیگه. پیغمبر هم یه کلمه خداست، همه مخلوقات کلمات خدا هستند. بنابراین ما وقتی که داریم به طبیعت نگاه می کنیم داریم سخنان خدارو گوش می کنیم به شرط این که گوشمونرو باز بکنیم. خدا با همه مخلوقاتش داره با ما سخن می گه. چقدر هم زیباست. این سخن گفتن خدا. هیچ وقت هم تمام نمی شه. یعنی شما هر وقت برید به طبیعت به عالم وجود هر چیزرو مطالعه کنید. سخنانش تموم نمی شه. بشراز زمان خلقش تا الان میلیونها دانشمند مشغول مطالعات ظهورات و کمالات خدا هستند وهنوز نتونستند همه حرفهای یک موجودرو بشنوند. حرفهای یک اتم، حرفهای یک الکترون، حرفهای یک نترون، حرفهای یک پرتون، حرفهای یک سلول، حرفهای یه پرنده، حرفهای یه درخت، حرفهای یه گل، حرفهای یه انسان، بدن انسان، حرفهای آسمون تمومی نداره. هیچ دانشمندی پیدا نشده که بگه من تونستم یک موجود رو همه پیامهاشو همه ابعاد وجودیش رو بشناسم. لذا خداوند بی نهایت ساله که داره همین جوری حرف می زنه برای شنونده های مختلف،برای فرشته ها، برای جن و انس داره سخن می گه . بشر هم همین جور داره این سخن ها روجمع می کنه می شنوه ولی انتها نداره. چه قدر هم زیباست این سخن آفرینش. چقدر قشنگه، خسته هم نمی شه آدم حالا چراخسته نمی شه. بعداً راجعبش توضیح می دیم که این سخنان رو بشنوه. انسان یک حس سیری ناپذیربرای شنیدن حرفهای خدا داره. به این دقت کنیم که همه موجودات سخنان خدا هستن. کلمات خدا هستن. خداوند دائماً داره با ما حرف میزنه. دائماً داره ازخودش می گه وازما می گه. می گه اینهایی که « یتفکرون فی خلق السموات و الارض» شبها که می شه یاد خدا می کنند. « یذکرون الله قیاماً و قعوداً وعلی جنوبهم» . ایستاده نشسته و به پهلو خوابیده. فکر می کنند د رخلق خدا، خب خلق خدا هم با اینها حرف میزنه. شما به محض این که به یه مخلوق خدا نگاه کنید. کلماتش باز می شه با تو سخن می گه. باید زبونشون رو یاد بگیریم. باید بتونیم برسونیم خودمون رو به اینها. فکربکنیم کار بکنیم تعلق بکنیم تا زبان یه گل رو ما بفهمیم. سال ها طول کشیده تا بشر زبان یه گل رو فهمیده. زبان یه گیاه رو فهمیده، گیاه می گه من اینم. من اینم من اینم. این خواص رو داره. این آثار رو دارم. این جوری این جوری از خالق خودش می گه ا زخودش هم می گه. همه سخن می گن. می گه اینها تفکرمی کنند د رخلق آسمان و زمین. وقتی تفکر می کنند وقتی شما به آسمان و زمین نگاه می کنید ،آسمان و زمین به تو چند تا چیز رو م یگه. م یگه نه من و نه تو بیهوده خلق نشدیم. با فکر آدم اون حرف رومی شنوه. گوشش باز می شه. بعد م یگه « ربنا ما خلقت باطلاً» خدایا تو این رو بیهوده خلق نکردی. اینها همشون دارند به من می گند که هدف دارند بیهوده خلق نشدند من هم همین طور. « سبحانک وقنا عذاب النار» اسم رب، اسم سبحان در تمام موجودات ظهور داره. بنابراین تعلیم کننده اسم رب واسم سبحان همه کلمات خدا هستند. کلمات خدا اسماء خدارو هم دارند به ما یاد می دهند. شما وقتی که به کلمات خدا به مخلوقات داری نگاه می کنی. اسم ها رو هم چی کارمی کنی. استخراج می کنی. همون بحثی که تو دوتا اردوی اسماء الله واسم استخراج کردیم همین بود. که نگاه کنیم به طبیعت و اسم استخراج کنیم گل. اسم قدیر رو بهت می گه اسم قادررو بهت می گه. اسم حکیم رو بهت می گه. اسم جممیل رو بهت میگه. اسم لطیف رو بهت م یگه و خیلی از اسم های دیگه بهت می گه ولی همین مقدار یه موجود دیگه پنجاه تا اسم رو بهت م یگه. یکی صدتا اسم رو بهت م یگه. یکی پانصد تا اسم رو بهت می گه. بعضی ها ا زکلمات هستند کلمات کاملی هستند همه ی اسم ها رو می تونند بهت بگن مثل انبیاء. تنها موجودی که همه اسم ها رو داره. کامل انسان هستش. تمام اسم ها رو داره چرا؟ چون فرمود من از روح خودم درانسان دمیدم یعنی همه انسان ها ،حامل اون روحی هستند که اولین تجلی خداست. قبل ازفرشته ها قبل از ملائکه الله، خداوند ملائکة الله رو ازهمون روح خلق کرده ازهمون نور خلق کرده لذا فهم این که علی (علیهم السلام) درنهج البلاغه به معاویه میگه « نحن صنائع ربنا والخلق بعد صنائعنا» آقا امام زمان درنامه اش خطاب به شیعیان همین جمله رو می گه. ما مصنوع خدا هستیم و خلق مصنوع ماست. روشن میشه نه این که ما خالقیم یعنی نورما یعنی حقیقت ما اون نور و حقیقتی هست که خداوند تبارک و تعالی همه چیزروازما به وجود آورده بنابراین شما درکتاب اصول کافی م یبینید که خدا اونجا احادیث خوب و معتبری هست که چگونه خداوند ا زنور پیامبر و پنج تن آل عبا(علیهم السلام) و اهل بیت آسمان و زمین و بهشت و جهنم و ملائکة الله روچگونه ا زانوار طیبه ی اینها خلق کرده. پس صورت اصلی من کیه؟ صورت اصلی من نورمحمد ( صلی الله علیه و آله) هست اون مرحله ای که ما قبل از این بیایم به زمین بدن گیری بکنیم ما همه مون نور پیامبر بودیم. چون سه مرحله حیات داشتیم دیگه قبل ا زدنیا، دنیا و بعد از دنیا. این جمله ا یکه منسوب به امیرالمؤمنین(علیهم السلام) هست:« رحم الله المرء علم من أین و فی أین و إلی أین» خدا رحمت کنه کسی که رو که بداند از کجا آمده ، د رکجا هست و به کجا م یره. امام باقر(علیهم السلام) فرمود اگرانسان ها روزاول خلقت رومی دونستند داستان قبل ازاین که بیان به دنیا رومی دونستند دیگه رو زمین با هم اختلاف پیدا نمی کردندو دیگه این قدر به جون هم نمی افتادند دیگه این همه جنگ وکشت و کشتار نمی افتاد. ما از وسط ماجرا رو داریم نگاه م یکنیم دعوا مون می شه با هم دیگه جنگ می شه. اگ رمتوجه بشیم که ما همون یک حقیقت بیشتر نبودیم یک نوراینجا اومیدم روی زمین این نوربه بدنهای مختلف تعلق گرفت بدنهای زنانه ، بدنهای مردانه، بدنهای خنثی، اصلاً ما همین که خنثی داریم نشون میده که ما نه زنیم، نه مرد چون خنثی ها انسان هستند. امّا نه زنند و نه مرد. جنسیت جز شخصیت حقیقی ما وحقیقت ما نیست. جنسیت یک جنبه حیوانی وزمینی هست که اینجا به ما دادند یا این بدنهای طبیعی که گرفتیم . پس حقیقت من ، وطن من، اصل من، قبل از این بیام به اینجا. این رو دقت کنید ما از چه جایگاه بزرگی برخوردار بودیم. بالاتر ا زفرشته ها، خیلی این مهمه اگه این فهم بشه، اگه این فهم بشه وباوربشه که من قبل از این که بیام اینجا این بودم به این عظمت که همه اسماء و صفات رو داشتم فعال، خوشبخت، مثل خدا مثل خدا بودم من برای همین به معصوم م یگن مثل اعلی، دیگه یعنی عالی ترین نمونه ازخدا درجامعه کبیره به معصومین ما چی می گیم مثل اعلی،هردوشم تو فارسی استفاده می کنیم مثل یعنی چی؟ یعن نمونه. اعلی یعنی چی؟ یعنی عالی ترین. عالی ترین نمونه ا زخدا بوده معصوم اینه. عالی ترین نمونه ازخداست. گل هم یک نمونه از خداست. یعنی یه ظهور ا زخداست. یه تجلی از خداست. امّا تجلی کامل نیست. عالی ترین تجلی نیست. یه تجلی محدود درحد خودش . کمالاتی رو ظهور می ده از کمالاتی سخن می گه برای ما. امّا مثل اعلی همون حقیقت محمدیه(صلی الله علیه و آله) هست. جنس من وحقیقت من همون حقیقته. یه حقیقتی برتراز فرشته ها. فرمود:« الروح خلق تعظم من جبرئیل(علیهم السلام)» بالاترازجبرئیل واگرما این حقیقت رونداشتیم معنا نداشت که فرشته ها سجده کنند با انسان. سجده درجایی صورت می گیره که یک کسی ازیک کسی چی باشه؟ برترباشه. دو نفربرابر باشند. سجده معنا نداره که دوتاشون یکیند. سجده یعنی پذیرش برتری طرف مقابل. یعنی تو بزرگتری. یعنی تو حاکمی. تو کامل تری. اگربه فرشته ها می گن سجده کنید این درواقع یه تمثیل یک صحنه ای هستش برای این که حقیقت برترآدم رونسبت به فرشته ها برای ما بیان بکنه. یک صحنه ای خدا ایجاده کرده که بگه حقیقت انسان برترازهمه فرشته هاست. برای همین فرشته ها خادم انسان هستند. کارهای انسان رو انجام می دند با میل و رقبت با افتخار این کار رو انجام می دند. پس من وطنم رو اول یاد بگیرم کجا بودم این خیلی مهمه. مهم ترین مرحله رشد انسانی اینست که انسان اول وطن خودش رو بفهمه و باور کنه وطن خودش رو بشناسه من کجا بودم. چه قدرمادر این باره روایت داریم. ما همه پیش خدا بودیم. با خدا زندگی کردیم . برای همین هم معاد برای ما معنا داره ما اگه پیش خدا نبودیم قبلاً با خدا زندگی نمی کردیم که الآن اومدیم زمین گرفتار بئدن و طبیعت و محدودیت شدیم بازگشتیم به سوی خدا چه معنا داره. با این که ما م یگیم اصل اعتقادی ما چی هستش؟ جز اصول دین ما چیه؟ معاد. یعنی بازگشت ،بازگشت یعنی من قبلاً بودم زندگی کردم حیات داشتم. یه زمانی با خدا زندگی می کردم من یه زمانی کامل ترین موجود بودم. الآن از عوالم مختلف اومدیم پایین اومد پایین اومد تو عالم جبروت اومد تو عالم ملکوت اومد تو عالم ملک همین عالم ناسوت. همین جوری کمالات من ذره ذره محدود شده، اومدم افتادم گرفتار یک بدن مادی شدم. محدود ،محدود، محدود همه اون قوای رو دارم. امّا وقتی اومدم پایین، اومدم به ماده، اومدم تو عالم ملک افتادم تو زندان، با یک قدرت، نیروی بی نهایت ،افتادم تو یه زندان توظلمات خداوند اراده اش تعلق گرفت. لطفش، جودش، تعلق گرفته که بی نهایت انسان که همه مثل خودش باشند. بیافرینه. همه مثل خودش باشند. همه اسماء وصفات خداوند رو داشته باشند. چطوراراده اش تعلق گرفت که بی نهایت گل بیافرینه که محدود باشند چند اسم ازاسم های خدارو نشون بدند. اراده اش تعلق گرفت بی شمار انسانهایی رو خلق بکنه که همه اونها مثل خدا باشند. این که شما درنامه ای که شما م یبینید خداوند به بهشتیان می ده متن نامه چی بود؟ بسم الله الرحمن الرحیم من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی القیوم الذی لا یموت» از زنده پایداری که هرگز نمی میرد. یه روزی إن شاء الله بیاد ما این نامه رو دریافت کنیم از خدا. چه می شه. « من الحی القیوم الذی لا یموت إلی الحی القیوم الذی لا یموت» از زنده پایداری که هرگز نمی میرد یعنی خدا به زنده ی پایداری که هرگزنمی میرد. چی شد. الله اکبر، زنده، پایداری که هرگز نمی میرد. اونجا تو متن نامه اینست « عبدی علیک منی سلام» بنده ی من ا زمن به تو سلام باد. سلام خدا خیلی مهمه. ما سلام که م یکنیم یعنی تو بحث زیارت عاشورا توضیح دادیم یه چند جلسه ا یرو سلام یعنی تو ا زمن در امنیت و آرامشی. ولی وقتی خدا می گه سلام خود یکی از اسم های خدا سلامه . خدا سلام و سالمه، سالمه یعنی چی؟ یعنی مظهر همه سلامتی ها ازمرگ از نابودی از مرض ا زمحدودیت از درد از غصه وازهرنقصی. تا می گه بنده ی من از من به تو سلام باد ما همه م یشویم چی؟ تا خدا گفت سلام چه سلام قشنگی. آخ آخ آخ آدم خدا می گه منتظر باش یه روزی من بهت این سلام رومی کنم. آدم خودش با خودش یه جنایتهایی می کنه که به جای که کلمه ی سلام رو بشنوه قرآن می گه إخسومی شنوه(چخه) چخه رو به کی می گن به سگ می گن.« إخسولا ینظرالیهم یوم القیامة ولا یکلمهم» اصلاً نگاه بهشون نمی کنه یک کلام هم خدا باهاشون حرف نمی زنه آدم با خودش چی کار م یکنه . خدایی که می گه تو باید وایمی ایستادی من بهت سلام سلام بکنم یه سلام من یعنی مثل من می شی می تونستی این جوری باشی چی کار کردی با خودت؟ که باید إخسو بشنوی. پناه بر خدا به خودش آدم باید گریه بکنه. التحاج بکنه، پناه ببره به خودش. آدم یه عمر زحمت بکشه به امید شنیدن این یه سلام می ارزه. شما نگاه کنید در نماز هم خدا این رو به ما آموزش داده. می گه بیا مقدمات طهارت، غسل، وضو، تیمم، اینهارو انجام بده رو به قبله شروع کن بسم الله الحمن الرحیم بخون، بخون، بخون ، برو ،برو، برو، آخرش می رسی به یک سلام، السلام علیک ایها النبی، به به همه این مقدمات شد که تو برسی به اینجا که پیغمبر جلوی چشمت تصورش کنی. السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته ،السلام علینا ،سلام بر ما تمام اینها مقدمه ی یه سلام بود. عبدی علیک منی سلام بنده من ازمن به تو سلام. آخ آخ آخ اگه خدا به آدم یه سلام بکنه تو قرآن چندتا سلام کرده خدا خیلی آدم باید مریض احمق عاجز باشه که این همه توان بهش داده که خودش رو به سلام خدا برسونه. ضایع بکنه خودش رو . سلام خداست ،سلام رب العالمینه، سلام الله است. چند سال آدم زحمت بکشه تا یه سلام با لبخند خدا رو بشنوه، می ارزه یا نمی رزه؟ بله عقلاً می گیم می ارزه ولی ما نه سلام دیگران برامون خیلی عزیزتر از سلام خداست. ادامه نامه اینست که من خدایی هستم که هر چر اراده کنم همان خواهد شد و تو امروز هم همانند من خواهی بود که هر چه اراده کنی همان خواهد شد. عجب وطنی ما داریم. عجب اصلی ما داریم. عجب ریشه ای ما داریم. با داشتن یه همچنین اصل و نسب و ریشه ای با داشتن یه همچین وطنی اگه یه نفر خودش رو خوار کرد، ذلیل کرد ،احساس حقارت بهش دست داد، احساس پوچی بهش دست داد ،گدایی عواطف دیگران شد تو دنیا ،اسیر دیگران شد. سیریش شد برای دیگران یا تحویل نگرفتن دیگران براش اهمیت پیدا کرد، این آدم نشون می ده که واقعاً ا زاصل خودش دور افتاده. نمی شناسه خودش رو ،قیمت دستش نیست که این جوری خودش رو داره تلف می کنه. حسودی کرد نشون میده که اصلاً اصل خودش رو نمی شناسه. خیلی فرق هست بین این که ما بدانیم از کجا آمدیم تا این که باور کنیم از کجا آمدیم. اگه یه کسی باوربکنه که ازکجا آمده و وطنش خداست. وطنش حقیقت محمدیه(صل الله علیه و آله)هست. اگه یه نفر باورکرد امکان نداره حسادت بکنه به کسی. امکان نداره کوچیک بکنه خودش رو. اصلاً سردنیا سر جیفه با هیچ دعواش نمی شه. اصلاً دیگه اختلاف با کسی پیدا نمی کنه. قیمت اگه دستش بیاد اصلاً ضایع نمی کنه خودش رو. نمی افته تو حسرت کمالات محدود، جمادی، نباتی، حیوانی، اصلاً نمی افته تو حسرت عقده نداره. کوچیک نیست. خوار نیست. ذلیل نیست. اگه یه کسی قیمت خودش رو بدونه. علی (علیهم السلام)خودش گفت من این قدر این کفشم رو بردم وصل زدم دادم کفاش که خودم خجالت کشیدم دیگه ببرم بهش بدم. ازبس این پاره شده بود من هی هی بردم م یگفتم این رو تعمیرش بکن. یه موقعه ای خودش دیگه تتعمیر می کنه به ابن عباس هست گویه این نعلین من چه قدر می ارزد؟ می گه هیچ چی،هیچ چی نمی ارزه. می گه به خدا قسم حکومت برای من از این هم بی ارزش تره. حالا شما نگاه کنید یه نفر برای این که رئیس بشه، مدیربشه، مدیر کل بشه، نماینده مجلس بشه، شورای شهربشه، رئیس جمهوربشه، یک جا قدرت دردستش بیاد چقدر بدبختی می کشه و چقدرذلت به خودش تحمل می کنه ،چه قدر خودش رو به لجن می کشه. تا بکنند یک جا رئیس ،تا به اون رأی بدند. می گه این حکومت از آب بینی بز برای من بی ارزش تره. چقد رروح بزرگه، چقدرآزاده، چقدر قدرت داره، نه که آدامش داره. عزیزان منشاء آرامش رو تو شناخت خودتون بگردید پیدا بکنید توجه به قیمت خودتون وقتی داشته باشید کاملاً آرامتون می کنه. با قرص و نمی دونم یوگت و موسیقی و با نمی دونم ادا و ادفارهای خارجی ما آروم نمی شیم. قیمتت دستت باشه. اگه قیمتت دستت بود که کی هستی متوجه می شی گناهاتم وقتی بخواهی جبرانش کنی و توبه کنی دیگه نمی تونه بهت صئمه بزنه. حمله ی از عقب شیطون نمی تونه بیاره تو روبگه تو گناه کردی رو زمین ، تو آلوده شدی تو دیگه نمی تونی دوست خدا بشی. برو بابا من یه حقیقتی دارم که یه میلیارد شیطان هم دست شون نمی رسه بهش. اگه انسان خودش رو خوب نگه داره و حمله های شیطان رو جواب بده و دشمنی کنه با شیطان. چون تو گناه کردی نمی تونی بری، چون تو گناه کردی نمی تونی به اون مقام برسی. چون توگناه کردی نمی تونی دوست باشی. چون توگناه کردی نمی تونی انس بگیری. بله من گناه کردم را هم روخراب کردم کارم سخت ترشده ولی می تونم برم. چون همه اسما وصفات خدا رو دارم.مگه خدا یکی ازاسماش این نیست که « یبدل سیئات بالحسنات» هان. می تونه همه ی بدیها رو به خوبی ها تبدیل کنه. من هم اون اسم رو دارم که من هم تجلی خدا هستم، من هم اون اسم رو دارم. منم اسم مبدل دارم. باید فقط بلد باشی چی کارش کنی م یتونی فعال کنی این اسم رو؟ باید کلاسش رو بری، باید دوره اش رو بری، باید مربیش رو ببینی. این اسم رو الآن ما نجاریم، مثلاً ما هیچ کدوم نجار نداریم مثلاً خل کسی از ما ها نمی تونه نجار باشه؟ چرا؟ اسم نجار رو بگیره. یعنی نجار اسمه دیگه. نویسنده اسمه، شاعراسمه، خیاط، خطاط اسمه، دکتر، مهندس اسمه، اسم گفتیم یعنی چی ؟ یعنی یک ذات با یک صفت جمع بشه. من می تونم یک صفتی رو بگیرم وجزء دارایی های من بشه. ظهوربدم. مثلاً این عزیزی که این گل رو ساخته به این زیبائی همه نمی تونند به این زیبایی بسازند به اون می تونیم بگیم گل ساز. امّا ما نیستیم اون رفته کلاس مربی بالای سرش بوده، دورش رو دیده حالا ظهور داره. من هم می تونم مبدل باشم. م یتونم شصت سال گناه و پنجاه سال گناه روهمه یک دفعه بزنم با اسم تبدیل بهشه، یه مبدل بگم همش تبدیل بشه؟ بله! ولی کلاسش رو باید بری، دوره اش رو باید ببینی ، زیر نظر مربی باید کار بکنی تا اگه یه موقعی شصت سال گناه داشتی خدا می گه تو اسم مبدل رو بگو من تبئیل می کنم برات. « اولئک یبدل الله سیائتهم حسنات» خودت تبدیل کن چون خودت ظهور خدایی ،ذاتاً که از خودت چیزی نداری که. می تونی تبدیل کنی بسم الله. مهم اینست که ما گناه کردیم مهم اینست که تو گناه نمونیم. مهم اینست که تو آلودگی نمومینیم تو پستی نمونیم. یه ضرب المثل هست می گه تو لجن افتادن عیبی نداره تو لجن موندن عیب داره، افتادی بیا برو خودت رو نظافت کن. نمون توش تو اون نجاست تو اون آلودگی نمون. اگه من حواسم به وطنم باشه به اصلم باشه که اصل من کیه ، وطن من کیه، خانواده من کیا هستند، ریشه ی من کجاست، شادی و آرامش به وجود انسان سر ریز می شه. دنیا خیلی کوچیک و پست می شه. اوه من یه سابقه بزرگ ،یه ریشه ی بزرگ یه اصل با عظمت بعد از خدا با عظمت ترین اصل مال منه. اصل من خود خداست. حقیقتی که می گیم روح خدا، روح خداست.اصلاً قرآن می گه اینها اینقدر آدم های بزگین. باید به اینها بشارت داد. اینها تا یه مشکل تو زندگیشون پیش م یآید. « ألذین إذا آصابتهم مصیبة» تا یه مصیبت بهشون میرسه اینقدر بزرگه که می گه« قالوا إنّا لله وإنا إلیه راجعون» با یه « إنا لله وإنا إلیه راجعون» اصلاً مصیبتو صافش می کنند می ره پی کارش، زمین گیر نیست. آی مریض شد آی نمی دونم سکته کرد، آی نمی دونم فلج شد. آی نمی دونم الآن مدتهاست نمی دونم مریض شد افتاد گوشه خونه چون فلان مصیبت بهش رسیده. فلان کس مرده یا فلان کس تصادف کرده یا فلان مال واز دست داده یا ورشکست شده. نه اصلاً این جوری نیست. اینقدربزرگه. مگه من با این که چون پول ندارم بی حیثیت می شم چون همه ی ثروتم رو ازدست دادم ، آبروم رفته؟ نه! یه دوست خوبی من دارم این خیلی ثروتمند بود. صدها نفر، هزاران نفرمی رفتند در خونه ی این فهمه هم خوشحال برمی گشتند. هیچ وقت من ندیدم یه کسی رو ردّ بکنه همیشه با لبخند همیشه با مهربونی، مجلس، حسینیه، جلسات علمی، نمی دونم همه رو تغذیه می کرد. هرچی مسجد نیاز داشت. هیئت نیاز داشت، جلسات نیاز داشت. تازه تو خونشونم جلسه برقرارمی کرد مرتب. یه آدم خیّر به تمام معنا. این در اثر خیانت بعضی از کارکنانشان همه ی ثروتش رو از دست داد ،نه تنها از دست داد. خیلی هم بدهکاری بالا آورد. بعد از یه مدت که فهمیدم این ماجراست رفتم دیدنش دیدم خودش ، خانمش ،همون آدمهایی سابقند. همون لبخند، همون آرامش، همون شادی، می گفت خدا چقدر لطف کرده به من گفت: اصلاً دردسرهای کار گرفته ازمن من همین جور تو خونه نشستم. مدتی مشغول شدم عبادت دارم بیشتر می کنم چقدر دارم لذت می برم با همون شادی، با همون آرامش ،اصلاً همون لبخند، یک بار ابروهاش گره بخوره. جمع بشه، پژمرده بشه، مچاله شه، اصلاً طرف ده تا ماشینه دو تا حلبیه می خورند به هم می یان بیرون فحش می دند به هم برای هم دیگه زنجیر می کشند قمه می شکند از توماشین داد می کشه آی تو چرا درست رانندگی نکردی زدی به من ،حالا درست رانندگی کرده زده اون حیثیت انسانیت رولکه دار می کنی که حالا یه ماشین صدمه دیده. برای یه ماشین برای یه فرش، برای پول، شما نگاه کنید چقدرطلاق داریم ما سراین چیزها چقد راختلافات خانوادگی داریم سریه جیفه ی دنیا، سراین لجن، سر این مردار،آدم اگه اصلش، ریشه اش، خانواده اش ، رو بشناسه. اصلاً به قیمت اونها رفتار می کنه. به همون قیمت به همون میزان بزرگ می شه. بزرگ رفتار می کنه مرغ باغ ملکوتم نیم ازعالم خاک، چند روزی قفسه زین بدنم ساخته ام. این رو شاعر به اندازه ی درک خودش گفته ما مال ملکوت نیستم. ملکوت یه مرحله قبل از دنیاست. اگر منظور شاعر همین ملکوت باشه. یه مرحله قبل از دنیا تو برزخ بهش می گن ملکوت. ما قبلاً از ملکوت اومدیم وارد ناسوت شدیم دیگه وارد ملک شدیم. اون طرف ملکوت خیلی خبرها بوده. قبل از اون خیلی خبرها بوده ما کجا بودیم. بعدش هم کجا ها قرار ه بریم. یه جاها می ریم که اصلاً یادمون می ره که اصلاً ما اینجا بدنی داشتیم یه همسری داشتیم، یه بچه هایی داشتیم، نمی دونم یه ریاستی داشتیم اوه اصلاً گمه گم. مثل الآن کسی یادش می یاد تو رحم مادرش همه چیزم داشتیم یادمون نمی یاده اصلاً. خیلی مهمه این که ما باور بکنیم داستان اول خلقت رو، من کی بودم کجا بودم، وطنم کی بوده تا ما این رو خوب ندیمش به دلمون نه به ذهنمون ها،به کجا؟ به دلمو ن تا جاودانگی خود مون رو باور نکنیم. تا ایمان نیاریم به خانواده خودمون، اصل و نسب خودمون باید تو دنیا بدبختی بکشیم. مشکلات بکشیم، آخرتمون هم همین طور. هم تو دنیا سختی م یکشیم بیچارگی می کشیم هم توآخرت. اگربخواهیم اون جورکه قرآن می گه « لاخوف علیهم ولاهم یحزنون» انسان دیگه همه اظطرابها وهمه غصه ازش برطرف بشه، باید ایمان بیاره ایمان بیاره.« إلا الذین امنوا» مهمترین چیزی که بادی بهش ایمان بیاره همین اصل ونسب خودشه. این که إنا لله من مال خدائم، مال خدائم، من ازخدا اومدم. ازبالاییم و بالا می رویم. بدون خونش، زندگیش، اصلش، ریشه اش کجاست. این روباور بکنه کاملاً باور بکنه که قیمتش کیه، دست از نظام ارزیابی جمادی، نباتی و حیوانی برداره. دست از این قیمتهای پائین برداره،قیمتهای اینجایی تا ما داریم با این قیمتها زندگی می کنیم وتمام دلمون متوجه قیمتهای پایینی هست. جمادی فنباتی، حیوانی، دائماً تو زندگی مشکلات داریم، اختلاف دارم، بدبختی داریم، پوچی داریم، له شدن داریم، داغون شدن داریم ،محروم شدن داریم چون بزرگی خودت رو کوچیک فروختی. خب حالا ما باید با این اصل چه رابطه ای داشته باشیم من با اصل خودم باید چه رابطه ای داشته باشم با وطن خودم باید چه رابطه ای داشته باشم. این إن شاء الله بمونه برای جلسه آیند. «والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»