جلسه گذشته در شروع بحث حقوق والدین، آیاتی که در قرآن کریم درباره والدین و مقام آن ها آمده بود خدمتتان عرض کردیم، در این جلسه بحث روایی اش را ان شاءالله پی می گیریم. در روایت آمده که شخصی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و عرض کرد یا رسول الله ما حق الوالدین علی؟ قال هما جنتک و نارک. عرض می کند که حق پدر و مادر، بر گردن فرزندشان چیست. فرمود آن ها بهشت تو و جهنم تو هستند. خیلی مختصر اما پر مغز و پر محتوا. خیلی می شود راجع به این صحبت کرد. بسیار مطلب دارد. معصومین (علیهم السلام) اینجوری بودند، خود نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند به ما جوامع کلم و جامعه همه کلمات داده شده. هیچ کس مثل این ها این خصوصیت را نداشته که عالی ترین و پرمحتواترین مطالب را در کم ترین لفظ و ساده ترین الفاظ به کار ببرد. ما بعضی وقت ها کلماتی می بینیم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) یا علی (علیه السلام) که سال هاست برش شرح می زنند و هنوز هم جلوه نمایی می کند و باز بزرگان ما معترف هستند که به قعر این کلمات نرسیدند. فرمود این ها بهشت و جهنم تو هستند. یعنی شما اگر بخواهید آخرتتان را سالم نگه دارید و دچار عذاب نشوید، برگه عبور شما رضایت والدین است. هیچ عبادتی، نمی تواند انسان را از رضایت والدین بی نیاز کند. هیچ کاری نیست که انسان انجام دهد و بگوید این کار به قدری مهم بوده که انجام دادم، که او را از رضایت والدین بی نیاز کند. وقتی فرمود هما جنتک و نارک، یعنی قطعاً اینگونه است. کمترین درجه ای را که انسان اذیت می کند پدر و مادر را، می گویند شخص آق شده، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود (یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک). به شخص عاق گفته می شود که تو هرکاری می خواهی انجام دهی انجام بده من هرگز تو را نخواهم بخشید. ما را نجات بده از عذاب خدا وقتی والدین ما از ما راضی نباشند، هیچ عملی، ما باید این را یاد بگیریم، این نتیجه را از این واقعیت بگیریم که مغرور به اعمالمان نشویم، و خودمان را از این فریضه که در موردش خود پیامبر فرمود اکبر فریضه. از بالاترین فرائض هست احسان به والدین، خودمان را بی نیاز کنیم و از ذهنمان خارج کنیم این مسئله را. دعایی دارد حضرت سجاد (علیه السلام)، دعای 24 ام صحیفه سجادیه که شرحش را از جلسه آینده شروع خواهیم کرد. دعایی که حضرت در مورد والدینش کرده. اواخر دعا حضرت به خدا عرض می کند خدایا کمکی بکن که هرگز ذکر پدر و مادرم از یادم برود، نه در دنباله هر نمازم فراموشم کنم، نه در لحظه های شبم، نه روزم، فراموششان نکنم. این توفیق را به من بده. او حضرت سجاد (علیه السلام) است که اینگونه می خواهد. ما غرق کارمان نشویم، دچار عمل زدگی و طوری نشویم که این دو نفری که تمام آخرت ما بهشان بند است، رها بکنیم، یادمان برود یا خدای نکرده بی توجهی یا کم توجهی بهشان بکنیم. که بگوییم آقا ما نمی رسیم. بعد چنان به کارهایمان مغرور شویم هرچقدر که می خواهد مهم باشد، کارهای سیاسی، انقلابی، دینی، تعلیم و تعلم، درس و چه و چه، بعد یادمان برود این طرف را، توجه به پدر و مادر را، کمک به اینها، شاد کردن دل این ها، احسان به این ها، بعد فکر کنیم داریم خیلی خوب عمل می کنیم. من داستان شیخ انصاری را متذکر می شوم که چگونه به مادرش رسیدگی می کرد. در شرح حال یکی از عرفا، بایزید بسطامی، ایشان سر کلاس بودند این آیه را استاد خواند ان اشکرلی و لوالدیک. خیلی این تاثیر گذاشت در روحیه بایزید. آیه این بود که شکر من را به جا بیاورید و والدینتان را. درباره همین آیه، (ان الله عز و جل امر بشکر له و لوالدیه فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله). حضرت رضا (علیه السلام) فرموده که خداوند امر کرده شکر او را به جا بیاورید و شکر والدین را، کسی که شکر والدین را به جا نیاورد، شکر خدا را به جا نیاورده، کسی قدردان مقام والدین نباشد، شکر خدا را به جا نیاورده، بایزید به مادرش می گوید این آیه را خواندم و از این قضیه ناراحت هستم، تو حق خودت را به من حلال کن، یا در خدمت تو می خواهم باشم یا خدا. من می خواهم خودم را وقف خدا کنم، من را حلال کن. مادرش می گوید من از حق خودم گذشتم و تو را رها کردم که برای خدا باشی. گفت من می خواهم در اختیار خدا باشم. این آیه برای من سخت است که بخواهم تمام جوانبش را رعایت کنم. ایشان روحیه عرفانی داشته و به کارهای عبادی و عرفانی می خواسته بپردازد. می خواهم بگویم مطلب چقدر اهمیت دارد، چقدر بزرگ است که این شخصیت می آید به مادرش این چنین می گوید. زیاد اتفاق افتاده مخصوصاً در دوران انقلاب و دوران جنگ، زیاد برخورد کردم، خیلی پدر و مادرها پیش من آمدند و گله می کنند، نوعاً هم دوستان حزب اللهی خودمان هستند، چنان مغرور به جبهه رفتند و عملیات و کارهای انقلابی و سیاسی و نظامی و دینشان هستند که فکر می کنند حالا که پدر و مادرمان از دستشان عصبانی و رنجیده هستند و ادب ایشان را رعایت نکردند و نمی کنند، رستگار خواهند شد، و واقعاً این چیزی است که باید دقت کنیم که هما جنتک و نارک، آنها بهشت و جهنم تو هستند، یعنی چه. این فکر را باید از سرمان بیرون بکنیم که کاری هست که بتواند نارضایتی والدین را برای ما جبران کند مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی رحمی کند و آن ها را از ما راضی کند. والا اینجور نیست که ما با کار دیگری بتوانیم این یک کار را معاف کنیم خودمان را از انجام این وظیفه و فریضه ی بزرگ. حدیث بعدی از امام صادق (علیه السلام) است درباره این آیه شریف (لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احساناً) جز او را نپرستید و به والدینتان احسان کنید. فرمود (الاحسان ان تحسن صحبتهما) احسان این است که با آن ها درست مصاحبت و هم نشینی بکنید. به نیکویی هم نشینی کنید با والدین خودت. و این نکته خیلی مهم است. این هست که پدر و مادر را به زحمت نیندازید در چیزی که احتیاج دارند، به زحمت نیندازیشان که آن چیز را از شما بخواهند و فرزند باید به قدری ظریف و آماده به خدمت باشد که اگر احساس کند والدینش به چیزی احتیاج دارند، اگر احساس کند خودش باید جلوتر پیشنهادش را به پدر و مادرش بدهد، نه اینکه بگذارد پدر و مادر از آن ها چیزی بخواهند. انقدر شان والدین بالاست. این حدی را که ائمه برای ما گذاشته اند، می گویند معنی بالوالدین احساناً این است که شما، والدینتان را وادار نکنید در چیزهایی که نیاز دارند، از شما چیزی را بخواهند، نگذارید آن ها به شما بگویند فلان کار را باید برای ما انجام دهی یا فلان چیز را می خواهیم. شما خودت باید پیش دستی کنی که تاکید هم دارد بعدش، و ان کان مستغنین. حتی اگر خود والدین بی نیاز باشند. این در مسائل مالی روابط فرزند و پدر و مادر مفصل توضیح خواهم داد که چه روابط مالی می توانیم با والدینمان برقرار کنیم. برای کسانی که ازدواج می کنند خیلی اهمیت دارد. کسانی که ازدواج می کنند روابط مالیشان با روابط مالی والدینشان حریمی می گیرد. حساسیت هایی دارد. ولی می گوید شما کاری با این داشته باشید که والدین نیاز دارند یا ندارند، یا خودشان در جیبشان هست یا نیست، احساس کردی چیزی می خواهند، باید خودت تعارف کنی و پیشقدم شوی برای ارضای والدین خودت. این را مقایسه کنید با این که بابا و ننه می گویند فلان چیز را برای ما بگیرد، نان بگیر مثلاً، بچه چقدر مقاومت می کند که می خواهم فیلم ببینم، تلویزیون نگاه کنم. فلان کار را بکنم یا دارم. ده دفعه پدر یا مادر بگوید، این کار را بکن، آن کار را بکن، فرزند اینقدر استقامت کند. در مورد درسش، نظمش در خانه تذکر می دهند، در خورد و خواب و رفت و آمدش تذکر می دهند، رعایت نمی کند، در مورد خوراکش، رعایت نمی کند، سرکش، طاغی، جواب پدر و مادر را می دهد، باهاشان بحث می کند، این با آن اخلاق اسلامی که به ما توصیه شده خیلی فاصله دارد. می گوید شما نباید بگذارید پدر و مادرتان حتی به شما بگویند، آنچه که فکر می کنی بدشان می آید نباید انجام بدهی، و آنچه که می دانی خوششان می آید قبل از اینکه بگویند خودت باید اقدام کرده باشی به انجامش. ما اصلاً اینجوری نیستیم، پدر و مادرمان باید سرمان داد بزنند چند دفعه، یک مطلبی را بگویند تا به زور آن کار را بکنیم. این خیلی از اخلاق اسلامی فاصله دارد و خیلی بد است. البته یک مطلبی هم به والدین تذکر دادند که الآن باید در وظایف والدین گفته شود چون والدین هم نسبت به فرزندان حقوقی دارند که باید رعایت کنند. نوع دستور دادن والدین به هر حال باید طوری باشد که منجر به عاق شدن فرزندشان نشود. نوع بیان انتظاراتشان، بیان خواسته هایشان، که حالا آن به ما ربطی ندارد و ما به عنوان فرزند باید وظیفه خودامن را انجام دهیم. نکته بعد که خیلی مهم است روایتی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که بیان اثر وضعی نافرمانی نسبت به والدین را بیان می کند. می فرماید اگر کسی خدمت و نیکی نکند به والدین، بداند که فرزندانش نسبت به او اینگونه رفتار خواهند کرد. یعنی فرزندان ما هم همانگونه که ما با والدین رفتار می کنیم، با ما رفتار خواهند کرد. بعد می گوییم که عجب بچه بی ادبی، چرا اینجوری است، هی فکر می کنیم چرا این انقدر نافرمان است و اذیت می کند، توجهی نمی کنیم به اینکه ما، الآن پدر و مادرهایی هستند می آیند می گویند بچه هایمان خیلی بی ادب هستند، به ما بی توجهند، هرچه می گوییم گوش نمی کنند، واقعاً سوال می کنم ازشان، می دانم که خودشان نسبت به والدینشان همینجوری بودند. می گویم شما خودتان با والدینتان چه جوری بودید، این چیزهایی که انتظار دارید بچه ها در مورد شما رعایت بکنند رعایت می کردید؟ ادب، احترام، سرکشی از ازدواج و جدا شدن از والدین، مخصوصاً در دوران پیری، خیلی حساس است این قضیه. سر می زنید بهشان. تنها هستند، تنها نیستند، مریض هستند، کی به دادشان می رسد، غذا می توانند درست کنند، یا نمی توانند، نظافت می کنند خانه شان را یا نه، شما خودتان هم با والدین خودتان همینجوری رفتار می کردید، گله ای نکنید از اینکه بچه ها با شما اینطور رفتار می کنند. این اثر طبیعی اش است. (بر آبائکم یبرکم ابناءکم). نیکی کنید به والدینتان تا اینکه فرزندانتان به شما نیکی کنند. البته این به این معنی نیست که جنس زن درش نیست، در روایت ها این نکته دفعه چندم است که تذکر می دهم، خیلی از روایاتی که ضمیرشان ضمیر مذکر است، با مؤنث ها هم سروکار دارد، حالا چون آنجا مخاطب مرد بوده، اینجوری فرموده. زنان هم اینطور هستند یعنی وقتی می گوید نیکی کنید به پدرانتان تا پسرانتان به شما نیکی کنند، این روایت به خانم ها هم هست. به پدر و مادر نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند. البته این اثری است که شخص می ترسد، یعنی می گوید اگر بخواهم فرزندانم ادب و احترام من را رعایت کنند و پیر شدم دستم را بگیرند، بال و پرم را بگیرند پس نیکی کنم، این اثر طبیعی اش است. در کسانی که دین هم ندارند این اثر را می بینیم، یعنی کسانی که احترام پدر و مادرشان را دارند، بچه هایشان هم احترامشان را دارند، دینی هم ندارند. این اثر طبیعی اش است. ما نباید این را بگوییم. جلسه اول درباره نوع دیدگاه ما به دستورات اخلاقی، صحبت کردم خدمت دوستان، باید بدانیم خداوند فرموده اینگونه رفتار کنید و باید هم با همین نیت انجام دهیم. چون خداوند فرموده من اینجوری رفتار کنم. نه کاری با نتیجه و اثرش دارم، نه کاری دارم با اینکه آن ها قدر من را می دانند یا نه، تشکر می کنند از ادب و احترام من یا نمی کنند. من در برخوردم با دیگران با کسی معامله نمی کنم جز با خدا. خوبی کنی که خوبی کنند بهت، احترام نگه داری تا احترامت را نگه دارند، این می شود معامله با دیگران. این خودخواهی است که من احترام نگه دارم تا احترامم را نگه دارند، این نه. چون خداوند فرموده با والدین این گونه رفتار کنید ما اینگونه رفتار می کنیم. چه والدین قدر ما را بدانند چه ندانند. به این فکر هم نیستیم که فرزندان ما مودبانه و به نیکی رفتار کنند، هرچند اثر طبیعی اش است، اما ما به این طمع نیستیم. ما باید برای اینکه خداوند امر کرده، آن گونه رفتار کنیم. این مسئله در همه دستورات دینی است. در بسیاری از مسائل اخلاقی، حضرات، اثرات و کارها را هم گفتند که این اثرات را دارد، این از جنبه روان شناسی و جامعه شناسی تاثیرات زیادی دارد، خیلی خوب است. اما حضرت نمی خواسته این اثرات را بگوید که ما برای آن اثرات آن کارها را بکنیم. (قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین) عبادت و نماز من، حیات و ممات من برای خداوند تبارک و تعالی است. ما توجه داشته باشیم چون خداوند فرموده آن گونه رفتار کنیم این گونه رفتار می کنیم. کاری با اثرش نداریم، حتی اگر خود معصومین (علیهم السلام) اثرات زیادی برایش ذکر کرده باشند، به آن اثرات توجه داریم، به واقعیتش توجه داریم، در تجزیه و تحلیل مسائل روانی و اجتماعی به آن مسئله توجه داریم، اما نیتمان را نه به خاطر آن اثرات، بلکه برای اینکه خداوند فرموده. این را دقت داشته باشیم. ابن مسعود می گوید سئلت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ای العمل احب الی الله؟ کدام عمل محبوب تر است نزد خداوند؟ قال الصلاه علی وقتها. نماز به وقتش. این محبوب ترین کار است که بنده به قدری زندگیش را تنظیم کرده باشد بر اساس خداوند و آخرت که اگر وقت اذان شد، در وقت اذان، 12 مرتبه با این کلمه بشتاب روبرو هستیم. حی حی حی، کم نیست که انسان، 12 مرتبه بهش بگویند آقا بدو بیا، بشتاب، بعد انسان مشغول کارهای دیگر باشد. بگوید وقتم تا ساعت 4، 4 یا 5 نمازم را می خوانم. خیلی خوب است که انسان اساس کارش را دینش قرار داده باشد. اذان شد بقیه کارها را بگذارد کنار. به قول شهیدی، به نماز نگویید کار دارم. به کار بگویید وقت نماز است. خدا صدایم می کند الآن. بعد از این عمل به این مهمی، فرمود کدام عمل بالاتر است؟ قال بر الوالدین. نیکی به والدین. نکته ظریفی که اینجاست، این است که ما نیکی را معمولاً به عنوان یک عمل مستحب نگاه می کنیم یعنی می گوییم ثواب دارد نیکی بکنیم. مثلاً پدرمان را دعوت کنیم، تعارفش کنیم میوه ای، چایی، چیزی. یا فلان خدمت را به پدر و مادرمان بکنیم. همانطور که در مورد دیگران هم اینجوری هستیم، می گوییم ثواب دارد. احسان است. اما اینجا، مسئله ی احسان را به عنوان یک امر واجب برای ما ذکر کرده اند. بر الوالدین اکبر فریضه. نیکی به والدین از بالاترین فرایض است. یعنی اگر توانستی نیکی بکنی، یا نکنی، کوتاهی کردی. باید نیکی ات را بکنی. ذخیره نکن، امساک نکن. ازت خوبی بجوشد. از همه وجودت. حدیث دیگری است که شخصی آمد خدمت رسول خدا گفت من داشتم می آمدم با شما بیعت کنم، پدر و مادرم ناراحت بودند و گریه می کردند، حضرت فرمود برو آن ها را بخندان. روایت بعدی هم که مضمون روایت اول است که پیامبر فرمود پدر و مادر بهشت و جهنم تو هستند. یعنی رضایت آن ها برگ عبور تو از صراط هستند. این هم تقریباً به همان مضمون است، از حضرت نبی اکرم. (رضی الله فی رضی الوالد). یا والدین. پدر که آمده، این نکته را دقت کنید. (رضی الله فی رضی الوالد و سخته الله فی سخت الوالد). رضایت خدا در رضایت پدر است و غضب خدا در غضب خداست. در دین پدر مقامش بالاتر است یا مادر؟ مادر. وقتی رضایت خدا در رضایت پدر باشد، و غضب خدا در غضب پدر است، مادر جایگاهش را دارد و حفظ است جایگاهش، همین روایت را در مورد والدین هم داریم. این قسمتی از دعای 24 ام دعای صحیفه را اینجا نوشتم که دعا را در جلسه بعدی شرح می دهیم. قسمتی از دعا را اینجا می خوانم. (اللهم اجعلنی اهابهما هیبت السلطان العسوف). خدایا مرا از کسانی قرار بده که از پدر و مادرم به اندازه یک سلطان ستمگر بترسم. عرض کردم پدر و مادر هیچ موقع اینجوری با فرزندشان نیستند، پدر و مادر کانون محبت و عشق به فرزند هستند، این که حضرت می فرماید به من توفیق بده از اینها به اندازه سلطان ستمگر بترسم برای این است که ما خودمان طوری وارد حریم این ها نشویم که خدای نکرده دچار عاق والدین شویم. به جای خودش. اما هیبت آن ها را در دل خود طوری جا بدهیم که به مقام شامخ آن ها تجاوز نشود. (و ابرهما ممن ام الرئوف). و مثل یک مادر مهربان به آن ها خدمت بکنم. یعنی فرزند در مقام مادری، مثل یک مادر نسبت به پدر و مادرم باشم. مقام خود مادر را چه تاکیدی رویش دارد. نمی گوید مثل یک پدر رئوف. می گوید مثل یک مادر رئوف. همه این رافت مادر را چشیده اند. یعنی این جوری خدمتگزارشان باشم، (واجعل طاعتی لوالدی و بری بهما اغر لعینی من رقده الوسنان و اسلج لصدری من شربت الظنآن حتی اوثر الی هوای هواهما) من فقط ترجمه می کنم. عرض می کند خدایا طاعت مرا برای والدینم و نیکی مرا برای آن ها در دلم از خواب خواب آلودگان، آرام بخش تر قرار بده. یعنی این طاعتی که من می کنم، آرامشی که آدم می خوابد و خسته است، خوب شیرین چقدر انسان را آرام می کند، می گوید این طاعت من و خدمت من به والدینم را در سینه من برای من از آن خواب شیرین تر قرار بده. و گواراتر از یک آب گوارا قرار بده. تاحالا شده کیف بکنید از اینکه خدمت والدینتان را می کنید؟ کیف بکنید از اینکه صبح نگذاری پدرت از خانه بزند بیرون برای تهیه نان. مادرت چیزی می خواهد از دستش بگیری. در خانه لذت ببری از اینکه خدمتشان کنی، کمتر بگذاری تحرک داشته باشند، تو باشی که می دوی مثل یک غلام در محضر پدر و مادرت. لذت بردی تا حالا؟ همین که انسان بداند رضایت خدا در این است چقدر شیرین است، بداند خدا راضی است که من این کار را بکنم در خدمت به والدین. خیلی مهم است. و از این بالاتر اینکه پدر و مادر دعا کنند فرزندشان را و این گنجینه بزرگ را هیچ وقت از دست ندهید. شده تا به حال به بن بست های زندگی گرفتار شوید و توسل به پدر و مادر بکنید؟ همانطور که انسان توسل می کند به اهل بیت و کسان دیگر، دست به دامن پدر و مادرش شود، مادر من گره افتاده به کارم، پدر مرا دعا کن. خیلی مشکل گشاست دعای والدین در حق فرزندان. گنجینه بزرگی است که ما ازش غافل هستیم. استفاده نمی کنیم ازش. ابراهیم اطحم است که بهش گفتند چطور به این مقام رسیدی، گفت از دعای مادرم به اینجا رسیدم. (حتی اوثر علی هوای هواهما). انقدر این شیرینی را من بچشان که من میل آنها را به میل خودم ترجیح بدهم. ببینم آن ها چه جوری دلشان می خواهد و راضی هستند. نه اینکه خودم چه می خواهم. عجب تربیتی است. یک عنوان دیگر هم بگویم. مطلب دوم، این است که انسان در نیکی به والدین، نباید توجه کند که پدر و مادر متدین هستند یا نیستند. انقلابی هستند یا نیستند. مسلمانند یا کافرند. به این توجه نباید داشته باشند. حدثی است خیلی آموزنده است. از امام باقر (علیه السلام) و از امام صادق (علیه السلام) هم نقل شده که سه چیز است که (ثلاث لم یجعل الله لاحد فیهن رخص). سه چیز است که خداوند برای هیچ کس در آن سه چیز اختیاری قرار نداده: اداء امانت به نیکوکار با بدکار، فاجر باشد یا مؤمن، انسان امانتی از کسی گرفت باید برگرداند. حضرت سجاد (علیه السلام) فرمود آن شمشیر را که پدرم را با آن کشته اند به من بسپارند، من به صاحبش عیناً برخواهم گرداند. نگوییم این ها ضد انقلابند، بالاشهری اند، سلطنت طلبند، مالشان را بخوریم. نه بهانه درست نکنید. برای نفس چرانی بهانه جور نکنید. امانت را باید برگردانی به صاحبش و توجیه هم ندارد. قاتل سیدالشهداء هم که باشد باید بهش برگردانی. این امانت. در امانت خیانت نشود. حتی در دوران جنگ تحمیلی من یادم است که سربازان اسلام، بسیجی ها، سپاهی ها، گفتند ما خرمشهر می رویم، شهرهای دیگر می رویم می بینیم این ها متروک هستند، سال ها این خانه ها مانده اند، گفتند لیوانی چیزی برای رزمنده ها می شود برداشت؟ فرمودند نه نمی شود، مال مردم است، حالا ممکن است دولت اسلام یا ولی فقیه حکمی بکند این ها برداشته بشوند به نوعی جبرانش کنند بعداً. ولی اینجوری هم نیست که فکر کنی من برای اسلام دارم خدمت می کنم، در جبهه می جنگم، می توانم از اموال مردم که راضی نیستند استفاده کنم برای اسلام و مصارف خودم. این نشود. این قبول نیست. اداء امانت در هر حال باید بشود. چه طرف مؤمن باشد چه فاسق. به هیچ توجیهی هم نمی شود ازش طفره رفت. (والوفاء بالعهد للبر و الفاجر). اینکه انسان به عهدش وفا کند، چه فاجر باشد، چه نیکوکار باشد، اگر قولی داد، پیمانی بست عمل بکند، شما هیچ گاه در صدر اسلام و از سوی بزرگان اسلام در طول تاریخ ندارید موردی، پیمانی بسته باشند با کفار، این ها زیرش زده باشند، هرگز. بارها آمدند به حضرت و معصومین و دیگران که می ود خیلی کارها کرد، فرموده نه با آن ها در پیمان هستیم، عهد بستیم. (ان العهد کان مسئولاً). از عهد سوال می کنند، شما این اخلاق بزرگ را در نظر بگیرید، در جامعه الآن بیایید، قول ها، پیمان ها، وضع جامعه بین الملل نگاه کنید، چقدر اوضاع خراب است، کشورها جمع می شوند دور همدیگر، می نویسند عهدنامه ای را، که اگر سازمان ملل چیزی را تصویب کرد همه ازش تبعیت کنند. همه امضا می کنند. می روند هرکسی کار خودش را می کند. امضا گرفتند برای این است که شورای امنیت، ابر قدرت ها و قدرت مدارها، آن ها از این امضاها استفاده کنند، والا شما بیایید موقعی که شورای امنیت یک موقعی آمریکا را محکوم کرده باشد، تن داده باشد بهش، این همه قطع نامه های آبکی که از طرف شورای امنیت و سازمان ملل صادر می شود. اما هروقت خودشان بخواهند قطع نامه و صادر شود خودشان به زور اجرا می کنند. علیه عراق قطع نامه صادر می کنند، بعد حمله نظامی می کنند. یک هفته ای قال قضیه را می کنند. هروقت دلشان بخواهد. این وضعیت بوسنی را نگاه کنید چقدر اسفناک است. این همه مسلمان. مردم حق انتخاب حکومتشان را دارند، دوست دارند حکومت اسلامی داشته باشند، اروپای متدین به ظاهر و وحشی به باطن ببینید چه به روزگار این ها آورده بعد حرف از دموکراسی و آزادی و حقوق مردم می زنند. مردم آزادند. آن احمق سلمان رشدی وقتی به مقدسات یک میلیارد مسلمان توهین می کند و امام حکم اعدامش را صادر می کند، می گویند این آزادی است، مردم آزادند. بعد اینجا یک ملت اسلام را انتخاب کرده اند برای خودشان، دارند قتل عام می کنند که شما چه حقی دارید اسلام را قبول کنید، در اروپا کشور اسلامی نمی پذیریم. فوری قطع نامه در سازمان ملل صادر می کنند که تحریم تسلیحاتی طرفین. از آن طرف اسلحه می خرد و فقط جلوی مسلمانان را گرفته اند که کسی به این ها اسلحه ندهد. کسی به این ها اسلحه بخواهد بدهد، بر خلاف مصوبه شورای امنیت است. اما آن طرف تند و تند اسلحه وارد می شود. روس ها و اسرائیلی ها اسلحه می دهند، آموزش می دهند، خدا می داند این ها از کجا دارند تجهیزشان می کنند. مسلمانان در محاصره هستند. سازمان ملل موظف است برود حمایت کند از جان مردم. تصویب کرده که مثلاً به عنوان شهر امن در اختیار سازمان ملل است، سازمان ملل محافظت نمی کند. می گوید ما نگران جان این 10 نفر عضویم که در این شهر هستند. هشتاد هزار نفر زن و مرد آن جا دارند تکه تکه می شوند، این ها انگار نه انگار، قانون این ها را موظف کرده، همان قانونی که اینجا برایشان اعتبار ندارد فقط علیه دشمنان خودشان به کار می برند که شما باید از این شهر دفاع کنید، سرباز می فرستیم جنگ نمی کنیم، در اختیار سازمان ملل قرار می دهیم که تجاوز نکنند به کشور. ایران گفت ده هزارتا سرباز می فرستیم گفتند نه حق ندارند. ایران حق ندارد سرباز بفرستد. این وضعیت عهد و پیمان است. رئیس ناتو می گوید اجازه نمی دهیم عبور کنید، تا وسط های شهر رفتند خانه ها را با تانک خراب می کنند. مثل خیمه شب بازی هواپیمایشان بلند شده دوتا تانک را زدند بعد رفتند نشستند سر جایشان. این همه شعا ردادند که ناتو جلویشان را می گیرد. رئیس جمهور آمریکا گفته بود که به ناتو اجازه نمی دهیم این کار را بکند. بعد هم دارند تلاش می کنند که تحریم اقتصادی را بردارند. عهد. من نمی دانم شما چه حالی بهتان دست می دهد وقتی می بینید مسلمان ها با توجه به مباحثی که در زیارت عاشورا عرض کردم درباره حقوق مسلمین نسبت به هم. نمی دانم چه حالی به شما دست می دهد. ما که دستمان بسته است و کاری نمی توانیم بکنیم. مسئولین ما هر کاری کردند کردند. هواپیمای نظامی فرستادیم. تسلیحات فرستادیم. سازمان ملل نگذاشت. هرکاری خواستیم بکنیم نگذاشتند. ولی بر شما باد، غیرت داشته باشید، که خودتان را درست بسازید. همانطور که امام گفت، هرکدامتان به اندازه یک لشکر کینه این ها را در سینه خود نگه دارید و با این کینه ها بزرگ شوید. در حوزه و دانشگاه درس می خوایند به کینه این ها درس بخوانید. وجودتان را آنقدر قوی کنید که نتوانند تحملتان کنند. خار باشید برای چشم این ها. استخوان باشید برای گلوی همه شان. خودتان را خوب بسازید. اول آشنایی با اسلام، خودسازی، معنویت. شما اگر خودتان را قوی کردید فردا دیگر حوادث بوسنی و این ها اتفاق نمی افتد. این که امام این همه سفارش کرده فرزندان بسیجی، خودشان را برای یک مبارزه ی علمی و عملی آماده کنند اینجوری است. زیارت عاشورا می خوانید درست بگویید (سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم). کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا. نه عاشورا و نه کربلا از بین نرفته اند. درست پیوند بخورید با سید الشهداء. گریه کننده و عزادار واقعی باشید. عزادار کسی است که دلش همیشه عزا دارد و با دشمن علی همیشه کینه دارد. هندی ها و آمریکایی ها و فرانسوی ها و روس ها که دارند کشمیری ها را قتل عام می کنند، همه عبدها و انصار عبیدالله و ابوسفیان هستند. اگر در زیارت عاشورا واقعاً لعنشان می کنید، در عمل باید دشمنی کنید با این ها. درس خواندن و تخصصتان. بی خیال نباشید. حل در مسائل زندگی نشوید که یادتان برود این مسائل. نسبت به این مسائل توجه داشته باشید که چه به سر مسلمانان می آید. همانطور که امام سال ها دید و سکوت کرد و خون دل خورد و زمانی انتقام گرفت. ضربه ای زد به مستکبرین که تاریخ و ائمه منتظر بودند. هرگز در طور تاریخ مستکبرین اینجوری ضربه نخوردند. بسازید خودتان را علیه دشمنان. برای خدا. تقوموا لله. برای خدا قیام کنید، چه یک نفری، منتظر نباشید دوستانتان تگتان کنند یا بقیه چه می کنند. هرکدامتان در این فکر باشید که قوی ترین سربازان برای امام زمان (علیه السلام) باشید. این هم دردی بود که تراوش کرد به قول معروف هذا شقشقتٌ. وفای به عهد چه برای فاجر باشد چه برای نیکوکار باشد. (و بر الوالدین برین کانها فاجراً). نیکی به والدین چه مؤمن و نیکوکار باشند چه فاجر و فاسق باشند، فرقی نمی کند. شما موظفید نسبت به والدین همانطور که امر کرده اند رفتار کنید. بهانه قرار ندهید برای اینکه کوتاهی کنید. والحمدالله رب العالمین.
جلسه 003 - حقوق والدین
متن کامل (خام) جلسه 003 - حقوق والدین