جلسه 006 - حلم
شماره جلسه
6
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1379
ماه
11
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - حلم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم

والحمد الله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

قبل از این که بحث را در مورد حلم ادامه دهیم یه نکته ای هست که بعضی ها ممکن است با بحث حلم این برداشت را کنند که اسلام طرفدار این است که ما تو سری خور باشیم و اگر کسی به ما حرفی زد ظلمی کرد ما جوابش را ندهیم، اگر تو گوشمون زدند آن طرف صورتمون را بیاوریم جلو بگوییم این طرفم بزن. فکر نمی کنم با توضیحاتی که تا الان دادهایم، خیلی سئوالی ایجاد شود. اما اگر سئوالی هست بحث را تا آخر ادامه بدیم اگر سئوالها برطرف نشد آن موقع می توانید سئوال بفرمایید من در خدمتتون هستم.

روایت بعد از امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: «جمال الرجل حلمه»: «زیبایی انسان به حلمش است». در واقع این زیبایی هم زیبایی درونی است. چون انسان به وسیلهی حلم، آتش زیادی و زشتی زیادی رو از روحش دفع میکند. چهره غضب همانطور که حضرت فرمودند چهره خیلی زشتی است. در بحث غضب ، در معاد مفصل توضیح دادیم. چهره عقده، کینه، عصبانیت، این باطن انسان را خیلی زشت می کند. و آنقدر زشت هست که وقتی انسان در برزخ می خواهد با اینها با شاکله خودش و با تجلی غضب روبرو شود، این را به صورت مار و عقرب و حیوانات بسیار بسیار زشت و وحشتناک و خشنی می بیند که نمیتواند آنها را تحمل کند. بنابراین حلم زشتیهای زیادی رو از انسان دور می کنه و از اون جهت و از طرف مقابل، باطن زیبایی به انسان می دهد. این فقط در باطن هم نمی ماند در ظاهر هم وقار، آرامش و زیبایی به انسان میدهد. برای همین انسان خود به خود دوست داشتنی و محبوب می شود. سبک نیست ،سبک سر نیست . وقتی حلم دارد، عصبی نیست ،پرخاشگر نیست. روی قیافه هم تأثیر دارد، حالتهای خشم و غضب یواش یواش چهره انسان رو زشت و کریه میکند. داشتن حلم این جور نیست، حقیقتاً هم روی چهره تأثیر میگذارد وهم در باطن، چهره درون را زیبا میکند.

روایت بعدی شاید مقداری از سئوالهایی که اول بحث عرض کردم را جواب دهد . می فرماید «من قاذک بقبح صفح علیک و غذه بحسن حلم عنه»: «هر کس با سبکسری خودش به تو غیظ کرد، خشمگین شد و پرخاش کرد ،تو اگر بخواهی جواب این پرخاشگری را به او بدهی، با حلم، با زیبایی به خوبی و نیکویی و زیبایی حلم، غیظت را به طرف مقایبل نشون بده. قبلاً در معاد این نکته رو عرض کردم که چهره های یک حقیقت می تواند با چهرهای مختلفی جلوه کند. حتی چهره هایی که از نظر ظاهری کاملاً با هم اختلاف دارند، حتی در نقطه مقابل دارند. یک حقیقت ممکن است در دو چهره کاملاً متضاد ظهور کند، اما یک حقیقت است . بنده می خواهم یه کسی را از بین ببرم یه موقع است قیافه خیلی وحشتناکی به خودم می گیرم، خشم میکنم، داد میزنم در حالی که خیلی عصبانی هستم و از ته گلو فریاد میزنم، ممکن است به او حمله کنم، بزنمش، چاقو بزنم و او را از بین ببرم . یکموقع هست که نه، میتوانم بخندم، به او لبخند بزنم، یک شاخه گل زیبا به او هدیه بدهم، بخندم در آغوشش بگیرم ببوسمش. گل را مسموم کنم، او هم بو بکشد بعد هم شب به خانه میرود و دیگر صبح بیدار نمیشود. این غیظ میشود. این هم یک نحوه غیظ و غضب من است، ولی درچهره کاملاً متفاوت با حالت اول پیاده کردم.

حضرت می فرمایند: اگر شخص این صورت زشت، خشن و سبک سرانه را انتخاب کرده است برای اینکه به تو غیظ کند، تو با یک صورت زیبا به او غیظ کن و آن حلم است، صورت زیبای حلم. این دو اثر دارد: آدمهای فطرت گرا وقتی با افراد سبکسر روبهرو میشوند که دارند به آنها غضب و غیظ میکنند، چون فطرت گرا هستند و فطرت گرایی را دوست دارند، برخوردشان با دیگران برخورد طبیبانه است. فرمودند : «ینبغی للعاقل ان یخاطب الجاهل مخاطبه الطیب المریض»: «برای عاقل شایسته است که وقتی میخواهد با جاهل برخورد کند طبیبانه برخورد کند». طبیبانه یعنی چه؟ یعنی همان طور که طبیب وقتی با یه مریضی برخورد میکند از خود مریض متنفر نیست، نمیگوید بیخود کردی، غلط کردی مریض شدی، چرا مریض شدی؟ بد اخلاقی نمیکند. طبیب با خوش رویی با طرف مقابل، با مریض رفتار میکند و معتقد است این خوش روی در درمان مریض خیلی مؤثر است. واقعاً اینطور است که اگر مریض از طبیب خوشش بیاید، قیافه، حرف زدن طبیب، معاشرت طبیب با مریض خودش مقدار زیادی درد را کاهش میدهد. آن چیزی که طبیب بدش میآید مریضی مریض است. نسبت به او ناراحت است. اگر تیغ جراحی میگیره، دارو بر میدارد، قرص تجویز میکند و هر کاری میخواهد انجام دهد دنبال این است که آن ریشه را ازبین ببرد، آن مریضی را از وجود طرف مقابل بردارد.

دیروز یکی از دوستان من چندوقتی معلم بودند میگفتند یکی از شاگردها را دیدم که در یک بحثی که با من میکرد این قدر پرخاشگری کرد نزدیک بود مرا کتک بزند. یک آدم عاقل وقتی با چنین کسی برخورد میکند از آن جهت که خودش فطرت گرا است خیال روشن کردن شعله جهنم را نه در وجود خودش دارد نه در وجود دیگران. بنابراین میداند اگر بخواهد غضب را با غضب جواب دهد خود به خود شعله را بالا برده است.

مضاف بر این که گفتیم غضب هر یک باری که تکرار میشود هزینهی زیادی را برای انسان میگذارد. هم هزینهی دنیایی و هم هزینه به مبنای ابدیت. هربار عصبانیت خیلی گران تمام میشود. اگر انسان بتواند بفهمد در برزخ معادل هر بار غضبی که در دنیا کرده است یا در قیامت یا بعداز قیامت در جهنم چه برخوردی با او میکنند به هیچ وجه عصبانی نمیشود. اگر انسان بفهمد هیچ کس نمیتواند با او این کار را انجام دهد. خشم را با خشم جواب نمیدهد. چون میبیند این شخص جاهل که با او برخورد میکند به زشتی غیظ با خشمگینی و سبک سری، غضب کرده است، این از خود شخص ناراحت نیست، فطرت او را کاملاً دوست دارد، از طبیعت اون متنفر است. یعنی چه؟ یعنی از آن طبیعت زدگی که او را وادار به غضب کرده است. بنابراین سعی میکند او آتیش را در وجود شخص خاموش کند، خودش شعله ور نمیشود. طبیعتگرا در پرتاب آتشی که به او میکنند ممکن نیست شعلهور شود. یعنی وقتی به زن نامحرم برخورد میکند اگر بخواهد از روی صراط رد شود، جهنم روی او تأثیری نخواهد داشت. محافظت میکند. در برخورد با حرام قلبش اینطوری است. حرام نمیتواند او را بسوزاند. وقتی یک نفر سعی میکند شما را آتش بزند از آن جهت که فطرتگرا و روی طراط هستید، میخواهید به سمت بهشت بروید نباید بسوزید اگر بسوزید روی صراط معطل میشوید و در جهنم سقوط میکنید. بنابراین شخص فطرت مدار و فطرگرا اصلاً نمیسوزد. اگر بچه اش، زنش، پدر زنش، مادرزنش، پدر و مادرش، کسی دیگر از اطرافیان خواست او را بسوزاند این سوختنی نیست. این طوری نیست که بتوانند او را تحریک کنند که بسوزد. ما را به خشم بیاورند و ما را هم حهنمی کنند، این طور نیست. بنابراین فقط تنها نگرانی انسان فطرت گرا یا آدم حلیم این است که نگران آن آتش است که در وجود او دارد او را میسوزاند. بنابراین اگر بخواهد آن آتش را خاموش کند نه تنها خودش نمیسوزد و اهل عقده، کینه، تلافی و بگو مگو نیست بلکه میخواهد آن آتش را در وجود او خاموش کند، چون برخوردش برخورد طبیبانه است. میخواهد او را خاموش کند لذا این برخورد حلیمانه را در پیش میگیرد. یعنی اگر او با سبکسری با او برخورد کرد، با آرامش، حلم و لبخند با طرف مقابل برخورد میکند، او هم آرام میشود. در واقع غیظ به او است. هم فرد طبیعتگرا هم فطرتگرا از چنین حالتی آسیب میبینند، چیزی در وجودشان از بین میرود. آدمهای خوبی که روی ناآگاهی غیظ و غضب میکنند وقتی با آنها طبیبانه، با آرامش و برادرانه برخورد میکنی یک چیز در وجودشون از بین میرود، و آن طبیعتشان است چون آن را سوزاندی، از بین میبری و او در شرمندگی و خجالت میافتد.

آمد خدمت حضرت مجتبی علیه السلام فحاشی زیادی کرد به حضرت، اصحاب دست بردند به قبضه شمشیر که فرد را بکشند، حضرت گفت کاری با او نداشته باشید. برادر چیه عزیز من؟ چته؟ اگر گرسنه ای سیرت کنیم. اگر تشنه هستی سیرابت کنیم. غریب هستی به تو جا بدهیم. پول نداری پول به تو بدهیم. مرکب نداری مرکب بدهیم. چیه چرا ناراحت هستی؟ شخص میگوید منفورترین آدمها در نزد من تو بودی و الان محبوبترین افراد در نزد من هستی. شرمنده شد. در واقع امام حسن علیه السلام به طبیعت او غیظ کرد. آتش را از بین برد. درواقع حضرت خشم کرد اما خشم به جای این که فطرت فرد را متوجه و شخصیت فرد را خورد کند، برد روی طبیعت فرد و طبیعت او را سوزاند. لذا درواقع او غیظ حضرت را جذب کرده بود. شیطان فرد غیظ حضرت را جذب کرده است نه فطرت او. آن بعد شیطانی غیظ را دریافت میکند. حضرت به بعد شیطانی غیظ کردند. این در تربیت خیلی مهم است. یک پدر بسیار با برخورد سبک سرانه فرزندش روبرو است، اگر بخواهد هربار بگوید من پدرم و هربار این پدر بودن براش گنده شود، من شوهرم زن من حق ندارد با من اینطور برخورد کند، این قضیه را برای خود گنده کند، دچار عجب شود، تکبر داشته باشد ولو در چهرههای مقدس، مثلاً ما سیدیم، آخوندیم، عالمیم، حزب الهی محل هستیم، خانواده شهیدیم، رزمندهایم، وقتی این تکبرها در وجود آدم است کسی که به آدم غضب میکند یا یک برخورد سبک سرانه انجام میدهد نباید هیچکدام از این اعتباریات را نگاه کند، اگر نگاه کند آتش فطرت او را می سوزاند و گرفتار شده است. نمیشد، بچه برخورد های سبکسرانه زیاد دارد، همسر ممکن است برخورد سبکسرانه داشته باشد. باید توجه داشته باشیم که ما دقیقاً به کجا باید بزنیم. اول چیزی نگویی، سکوت کنی، سرت را پایین بیاندازی بعداً بروی بغلش کنی. اتفاقاً همان لحظهای که از او عصبانی هستید، کار سبکسرانه کرده است امتحان کنید، برید بغلش کنید، ببوسیدش، سرش را بگذارید روی سینهتان نوازشش کنید ببینید چه اتفاقی می افتد؟ ببین برای مدت های طولانی دیگه شیطان نمیتواند به او غلبه کند، و او را زمین بزند. ما باید این را تمرین کنیم، تو خونه، نسبت به همسرمان هم همینطور و لازمه اش این است که تکبر را در وجود خودمان از بین ببریم و این امتیازات، هویتهای شغلی و صنفی و این اعتبارات دنیا اعم از مقدس، اجتماعی، غیر اجتماعی، غیر مقدس و هر چیز آن را کنار بگذاریم. مهمتر از تقدس امام علیه السلام نداریم، امام امام است دیگر. آئینه جلوه خداستف به اوم توهین میکنند چیزی نمیگوید.

خداوند به حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم میگوید اگر تو را تکذیب کردند من هم تکذیب کردند، اگه به تو حرفهای بد میزنند به من هم که خدا هستم میگویند. ولی، «و یعفو ان کثیراً»: «خدا میبخشد». در دعای افتتاح است، خدایا تو به من محبت میکنی من به تو بغض میکنم، تو به من خوبی میکنی من به تو بدی می کنم، تو همیشه مرا میبخشی اما هر روز فرشتهها خبرهای بدی از من برای تو میآورند. ولی از طرف خدا یکسره رحمت و بخشش است . خدا نمیگوید من خدا هستم، جرأت کردی به من جسارت کنی؟ طرف سالها با خدا دشمنی میکند، فحش میدهد، علیه خدا تبلیغ میکند. یکبار میرود با خدا آشتی میکند، اصلاً خود خدا دنبال او میفرستد. بهانه های مختلف جور میکند که او آشتی کند. میگوید آنهایی که قهر کردند «لو علم المدبرون کیف اشتیقاقی بهم لما تشقه»: «اآنهایی که به من پشت کردند و با من قهر کردند اگر میدانستند چگونه به آنها مشتاق هستم از شوق من میمردند. این خداست. مگر قرار نیست ما در سیر تکاملی خودمان شبیه خدا شویم؟ مگر قرار نیست ما جلوه خدا شویم، مظهر خدا شویم؟ مگر کمال انسان در شباهت به خدا نیست؟ پس شروع کنیم، تشبه به خداوند تبارک و تعالی را در زندگی خودمان نشان دهیم. لذا خودش میفرماید: «واعفوا وصفحوا علی تحبون ان یغفروالله لکم»: «ببخشید، نادیده بگیرید. آیا نمیخواهید خدا شما را ببخشد؟ این روحیه بخشش و نادیده گرفتن را در خودتان پیاده کنید. و نقطه مقابل حضرت می فرمایند: بدترین آدمها، یکی از کثیفترین اخلاقها این است که انسان از برادرش نقطه ضعف بگیرد و در دل و ذهنش نگه دارد تا یک موقعی اگر خواست علیه او استفاده کند. این خیلی روحیهی پلیدی است. آدم از زنش بل بگیرد بعد یک جایی استفاده کند. از بچش یه جا بل بگیره بعداً حال بچه را بگیرد. زن از شوهرش بل بگیرد بعداً یک جایی در صورتش بزند. وقتی که فرد حلیم و فطرت مدار میخواهد به آدمی که زمینه دارد غیظ کند شیطان او از بین میرود و میسوزد. شیطان خیلی خوشش میآید، خیلی دوست دارد، یکی از صحنههای هیجان انگیز برای شیطان این است. طبیعتگراها اینگونهاند، با چهرههای خشن ارضا میشوند، از چهره آروم خیلی نمیتوانند لذت ببرند.

حجاج می گه یکی از بهترین صحنهها برای من، دلانگیز ترین صحنه ها این است که شیعیان را میآورند ما با شمشیر میزنیم، دست و پایشان قطع میشود، زخمی میشوند. یک فرش میاندازند روی آنها، تخت هم میگذارند روی آن فرش، آنها این زیر دست و پا میزنند که بمیرند و جان میدهند این تکان فرش که تخت هم تکان میدهد برای من خیلی لذت دارد. این طبیعت فعال است. از تمام خشونتها و درندگیها که در حیوانات است، تمام حیوانات و آنهایی که خدا نیافریده است اگر جمعش کنیم باز غضب، خشونت و وحشیگری انسان بالاتر از این ها است وقتی طبیعت در او غلبه میکند. لذا شیطان خیلی عصبانی میشود. قرآن می فرماید: «ان الشیطان ینزق بینهم»: «یکی از صحنه های شیرین برای شیطان صحنه خشونت است». خیلی خوشش میآید که دوتا مؤمن عصبانی شوند. لذا وقتی این صحنه در خانواده، محل کار و جمع رفقا است یه چیزی دارد یواش یواش شما را به سمت عصبانیت می برد بدانید که شما دو نفر نیستید، چهار نفر هستید. یک شیطان تو داری یک شیطان هم او دارد.

قرآن می فرماید: «مسهم طائفن من الشیطان». گاهی وقتها یه دونه شیطون زورش نمیرسه به مومن بقیه شیطونها رو خبر می کنه می گه همگی بریزید سرش . مسّهم طائف من الشیطان یه طائفه ای از شیطان هجوم می آرند که اینو عصبانی کنند . بدونید که وقتی داریم به این سمت می ریم دیگه تنها نیستید و دشمنت می خواد خوشحال بشه می خواد عصبانیت کنه و بعد کیف کنه . می فرماید وقتی دو تا مومن رو به جون هم می اندازه اسلنقا علی قفا. به این حالت است یعنی دستش رو می گه می زاره پشت سرش می خوابه پاش رو هم می زاره روپاش می گه فزت. اخیش راحت شدم. کیف می کنه بتونه دو تا مومن و بندازه این جوری بهم دیگه .

تو یه خانواده به یه پدر و پسر ،پدر و دختر، مادر و دختر، مادر و پسر، زن و شوهر، دو تا رفیق، شاگرد و استاد و... وقتی این کارو می کنه فوق العاده لذت می بره. یعنی شما باید بدونید با هر بار عصبانیت چقدر خدمت به دشمنتون میکنید، چقدر دارید به قول امروزی ها بهش سرویس می دهید، زمینه براش فراهم می کنید، چقدر خوراک می خوره و تقویت می شه، تو وجود تقویت می شه. دفعههای بعد آمادگی بیشتری هست برای این کار، ولی فطرت گراست که هر بار عصبانی می شه می فهمه هزینه زیادی پرداخت کرد . می فهمه خیلی عقب افتاد. دفعه بعد به راحتی خشمگین نمی شه . نمی ذاره که جوش بیاره چه تو منزل چه در هر جای دیگه این جوری نیستش که مفت باشه که عصبانی شدن که همین جوری خرج کنیم از کسی از کیسه ابدیتمون داریم خرج می کنیم هر بار عصبانیت هزینه هنگفتی به گردن ما خواهد گذاشت. و چون این جوری است شیطان خیلی لذت می بره از این کار اگه با یه طبیعت گرایی که آمادگی فطری نداره برخورد خشن با شما می کنه ، با هاش برخورد آروم بکنید چه اتفاقی می افته عصبانی می شه . می سوزه انتظار داره که تو الان مثلاً تمام هیبت و شخصیت و به هم بریزی ولی وقتی تو این کار و نمی کنی اون خیلی عصبانی می شه. اما اگه تو این کار و کردی می گه دیدی چقدر حالش را گرفتم؟ دیدی چه طور جوش آورده بود؟ چقدر قوی آرپی چی را زدم تو برجکش. ببین چه داشت جلز و ولز می کرد مثل نمی دونم اسفند توی آتش. ولی وقتی تو با آرامش برخورد می کنی این است که علی علیه السلام می فرماید یه موقعای که به من فحش می دند رد می شم می گم با یه علی دیگه است . حالا فکر کن اونی که داره فحش می ده حضرت را تحریکش کند چقدر می سوزه و حضرت چقدر دقیق به هدف می زنه. اولاً چهره خودش را کثیف نمی کنه خشم نمی کنه که هزینه براش داشته باشه، از طرف مقابلم دقیقاً انتقام به جا گرفته است. داریم عایشه یه موقعی نشسته بود با نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، یهودی ها می خواستند حضرت را اذیت کنند می آمدند سلام می کردند به جای سلام علیکم می گفتند سام علیکم . سام الان هم می گند کسایی که هست تو خودمون هم هست سام یعنی لعنت بر شما یا به تعبیر دیگر مرگ برشما. بعد عایشه خیلی جوش می آره می خواسته پرخاش کنه اینا یا مثلاً خیلی حضرت آروم نشسته هر کدوم می گفتند سام علیکم . حضرت می گفته وعلیکم و علیکم و علیکم همین جوری جوابشون و می داده با آرامش این زیرکی مومن است . زیرکی این نیست که تو حالیت بشه که تو چک نکشی بدهی دست یه نفر یا از یه نفر که پول بهش قرض می دی سی دفعه ضمانت بگیری ،نذاری سرت کلاه بره تو فلان معامله انقدر سود بکنی. زیرکی این است که تجارت ابدی نذاری سرتکلاه بره هزینه های اون طرف را خیلی داشته باشی . این می شه زیرکی . کیس در وصف مومن گفتند یعنی همین. یعنی با نگاه ابدی خودشو نگاه می کنه همه چیز رو با هزینه های ابدی نگاه می کنه کوچک بین نیست اشتباه نمی کنه که با مقیاسهای دنیایی امور ابدی رو ارزیابی کنه، چون سرش خیلی کلاه می ره خیلی سرش کلاه می ره . همه چیو با مقیاسهای بزرگ نگاه می کنه برای همین دقیق محاسباتش . فوقالعاده کیّس فوقالعاده زرنگ می دونه هزینه داره براش .لذا جلو نمی ره . بعضی ها که عشق ابدی به خودشون ندارند و به بلندای ابدیت خودشون را نگاه نمی کنند خیلی زود هزینه می کنند خودشون رو . همه چیه ابدیت رو یه دفعه می بینی که مسیر زیادی رو از دست دادند سه هزار سال صراط رو می بینی که گند زدند رفت پی کارش خراب کردند. چرا؟ چون اصلاً اهل محاسبه نیست تاجر نیست. قرآن مارو دعوت به روحیه تجارت کرده است. «هل ادلکم علی تجارت تنجیکم من عذاب الیم تؤمنون بالله و تجاهدون فی سبیله یا فی سبیل الله باموالکم و انفسکم». می خواهید شما رو به یه تجارتی، خداست داره به ما درس تجارت می ده چند بار این کلمه تجارت اومده «تجاره لن یبور». تجارتی که هرگز کساد نمی شه. به ضرر نمی رسه. روحیه تجاری ، کاسب بودن این را دقیقاً قرآن کریم به ما تلقین می کنه . «هل ادلکم علی تجارة» دنبال کسب مگر نیستی ؟هم الان دنبال کسبند دیگه همه دنبال این هستند که سرمایه رو ببرند بالا از تجارت که شما رو از عذاب الیم نجات بده . به خدا ایمان بیاورید و در راه او به اموال و انفستون جهاد کنید یعنی پولتو بپرداز به بلندای ابدیت دریافتش کن. این می شه تجارت چرا ؟ چون «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق». اونی که نزد شماست ازبین می ره اونی که نزد خداست می مونه. بعضی ها می گند این پول منو نگه دار اگه دست خودم باشه خرجش می کنم چیزیش نمی مونه تو نگه دار که یه موقعی برای روز مبادا به دردمون بخوره. بعضی ها زود می دند به خدا می سپارند که بمونه. آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت :آقا این پول دست شما باشه یه خونه برای من بخر حضرت گفت باشه . چند روز بعد آمد گفت که خونه خریدی برام؟ فرمودند آره یه خونه خریدم برات تو بهشت بغل خونه خودم این تجارته. اونم اصلاً ناراحت نیست چرا ؟ چون مثل خود امام کاسبه مثل خود امام تاجره زیرک است پذیرفت معامله خوبی است یه خونه بغل خونه شما تو بهشت . بنابراین توی برخورد آروم یه طبیعت گرا وقتی یه نفر داره با سبک سری باهاش برخورد می کنه چه دوست باشه ،محبوب باشه ،مومن باشه متدین باشه ولی حالا به هر حال به خشم اومد دیگه چه آدم کافری باشه یا طبیعت گرا باشه یا حسود باشه یا دشمن باشه در هر دو صورت ، شما غضب خودتون رو پیاده کردید خشم خودتو پیاده کردی وقتی با ارامش جواب می دی وقتی به حسن حلم به زیبایی حلم پاسخ می دی و برخورد می کنی. در حالت اول در مورد کسایی که خوب هستند شیطان آنها آسیب می بینه. شیطان را از بین بردیم. یه موقع یه کسی می خواد بچه شما رو از شما جدا کنه بچه تون می زنید ؟ بچه رو که نمی زنید اون کسی که می خواد بچه شما رو از شما جدا کنه. یک فردی میخواهد بچه شما رو معتاد کنه . دختر شما رو فاسد می خواد کنه .پسر شما رو فاسد می خواد بکنه چی کار می کنی؟ دخترت را که نمیکشی از خونه بندازی بیرون . پسر تو که اذیت نمی کنی می ری اون ریشه رو قطع می کنی . می دونی که دختر تو بچه خوبیه . پسر تو بچه خوبیه اگه محیط بد اذیتش نکنه دوست بد نباشه خوبه . اونو قطعش می کنی . به این که خشم نمی کنی. تو حالت دوم باز همین طور .تو حالت دوم ،خود این شخص که طبیعت گراست ،خودش میسوزه. هم شیطونش میسوزه هم خودش میسوزه. شیطان یه موجود فرضی نیست ،این را دقت کنید قرآن به ما دقیقاً می گه یک شخصیت حقیقی هست به نام شیطان . ابلیس همراه هستش ما هیچ وقت یکی نیستیم . گاهی وقتها چند تا می شویم . هم شیطانش می سوزه ،هم خودش می سوزه اینو دقت بفرمائید.

خب بحث بعد یمون در مورد راه راههای بدست آوردن حلم هست که فرمول بسیار بسیار اساسی در مورد این که ما چی کار کنیم که حلیم بشیم؟ البته این فرمول را من طوری توضیح بدم که در مورد فقط حلم نیست . در مورد همهی صفات حسنه، فضائل هست. قبلاًهم، هم تو معرفت نفس ،هم در درس ولایت گهگاهی برایتان توضیح دادم .امروز بیشتر توضیح می دم ان شاء لله.

و این بدون درک رابطه فطرت و طبیعت و قوای نفس امکان پذیر نیست . من خیلی خیلی ساده خدمتتان عرض می کنم. می فرمایند: ان لم تکن حلیما فتحلم فانه قل من تشبه بقوم الا اوشک ان یکون منه.

حضرت هم یه قاعدهی اجتماعی سیاسی خیلی مهم به ما میگویند. هم این جوری تعلیم میکنند ما رو .می فرمایند که اگر حلیم نیستی خودتو به حلم بزن (فتحلم ). این همان است که امام امت سلام تعالی علیه ، وقتی می گیم امام نه از اون جهت که امام ولی فقیه ما بوده رهبر سیاسی ما بوده . از اون جهت که امام انسان بسیار کار کشته تو سیر وسلوک بود .یه کتابی هست حتماً توصیه می کنم مطالعه کنید تا یک قسمتی از ،یه گوشه ای از شخصیت امام شناخته بشه براتون این کتاب چاپ شده جدیداً. دو جلد هست. یکی کرامات امام خمینی هست سلام الله تعالی علیه و یکی هم برداشتهای از سیره امام هست جلد 3 حالات معنوی امام . مرکز تنظیم و نشر آثار امام نشر کرده این کتاب رو . مطالعه بفرمائید کرامات امام . ببینید که امام شخصیت معنوی اش برای الان و دهه انقلاب و 15 خردادو این حرفها نیست. امام یک ولی خداست، آدمی که نفوذ تو ماوراءالطبیعه داره یه آدمی که صاحب کرامت هست آن هم نه تو این زمانی که سن 60 ،70 سالگی رو گذرانده، تا قبل از انقلاب . مرحوم اشرفی اصفهانی می فرماید که با امام زمانی که روسها تو ایران بودند ، تو همین کتاب نوشته این داستان رو یکی از عزیزان سئوال کرد کجاست ؟ توهمین کتاب است، جاهای دیگر هم است. روسها، چه زمانی بود؟ وقتی تو ایران بودند یه جایی داشتیم از مشهد می اومدیم دژبانی گذاشته بودند ما رو . پیاده می اومدیم یه جایی . بعد شب بود معطل شدیم یه جا . امامم که نمی ذاشت نماز شبش ترک بشه خب رفتیم یه جایی آب نداشتیم که . امام ا شاره کرد به زمین آب اومد بالا وضو گرفتیم نمازمون و خوندیم .آقای اشرفی اصفهانی که خودش یه آدم قهاریه . یه آدم قوی هست تو مسائل معنوی . شما فیلمشو دیدید چند شب پیش تلویزیون گذاشته بود گفت امیدواریم ما چهارمین شهید محراب باشیم، چندروز قبل از شهادتش. خوب دقت کنید بعد می ره خدمت امام سلام و احوالپرسی و بعد می نشینند و خداحافظی میکنند بعد می گه از نحوه خداحافظی امام متوجه شدم که دیگه همدیگر و نخواهیم دید این آدم این جوری برجسته اون راجع به امام می گه ما این و از امام دیدیم. خب وقتی می گیم امام داره این فرمول در اختیار ما می ده . فقط نگاه ما به مسئله سیاسی امام نباشه که رهبر بوده. به عنوان یک آدم موفق در این جور مسائل دقت کنید یه آدم کار کشته .

میفرماید خیلی حرفه ها پاداش بزرگ ، هدیه بزرگی امام به ما داده افسوس که گرفتاریهای سیاسی و مشغله های سیاسی مانع تجلی معنوی امام اون جور که ما احتیاج داریم و اون جور که او بود لا اقل در سطح ظرفیت ما شد. همان طور که الان در مورد مقام معظم رهبری همین مسئله حیف داره انجام می گیره که تجلی سیاسی سایه می اندازه روی قدرت های معنوی و نمی ذاره اون ظهورات را ما ببینیم.

می فرماید انسان، خوب دقت کنید فرمول مهمی است اگه کسی اینو بگیره خیلی موفقه تو زندگیش خیلی موفق است بسیاری از خرسنگها و سدهای عظیمی را میتواند ازسر راهش با همین جمله ای که از امام شنیده به عنوان یه آدم کار کشته که رفته راه را تا ته حالا داره به شما می گه اگه می خواید راه رو بیایید ما رفتیم این جوری رفتیم. انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسه. هیچ جا ، تلقین یعنی چی ؟ یعنی باید زور بگی به خودت این فهم رابطه فطرت با طبیعت است اگه جلوی طبیعت وای نسی لوس می شه و مستکبر می شه روحیهی طبیعت ، روحیه مستکبرین هستش . آمریکا رو شما نگاه کنید تو جلسات مفصل توضیح دادم در منزل آقای رستمی به مناسبت نیمه شعبان در مورد رابطه فطرت گراها و طبیعت گراها و اینکه فطرت گراهای عالم در مورد مستکبرین چه وظیفه ای دارند؟ مفصل توضیح دادم . فطرت ،طبیعت این جوریه که اگر جلوش وای نسی سوار می شه باید بزنی تودهنش اگه ازش بترسی هر چقدر بترسی و عقب نشینی کنی او چند قدم جلوتر میاد. این جوری نیست که اگر ما به آمریکا گفتیم ما مخلص شما هستیم نمی دونم بیائید با هم گفتگو کنیم نمی دونم شما آدمهای خوبی هستید نمی دونم بیائید مثلاً بگه که خوب حالا . انسانیت سرش نمی شه . اون وحشی است. طبیعتش وحشی است. استکباری که به قول امام رابطه ما با او رابطه میش و گرگ است. درنده است او. او حقوق بشر سرش نمی شه حقوق کسی سرش نمی شه فقط باید زد تو دهنش ببینید پنجاه ساله فلسطین اشغاله ،با روشی که بقیه داشتند نگاه کنید روش بچههای حزب الله لبنان را توجه کنید. کدوم یک زودتر به نتیجه رسید ؟ کدام بیشتر ترسونده دشمن رو کدومشون باعث عقب نشینی دشمن می شه ؟ این که جلوش بایستی و جایی که لازمه از خون دادن نترسی چون ما فکر می کنیم خون هدر می ره . وقتی جلوی مستکبرین بایستی خون کار خودشو خواهد کرد بگیم حالا چی شد مثلاً اینا بله 15 سال از 15 خرداد 42 تا 57 چقدر می شه چند سال می شه ؟ 42 تا 57 . 15 سال تو زندان خون دادند ملت مبارزین خون دادند شهید شدند تا به ثمر رسید. خون خیلی اثر داره ، شما فکر می کنید اگر وایستادید جلوی او و زد تو گوشتون خوردید. اما این جوری نیست . همین که بتونی هیبتشو بشکنی ابهتشو بریزی ، از آرامش درش بیاری خواب آرام را از چشمش بگیری ، خیلی کار کردی در مقابل دشمن خیلی کار کردی ولو بزنه بکشه . ما فکر می کنیم که این چه کاریه انتفاضه ،مثلاً با سنگ پا می شند می رند جلوی اسرائیلی ها ، اگه بدونید همین سنگها از صد تا تیر برای اونها بدتره . چه کاری داره . دولتهای اسرائیل نگاه کن چقدر تند و تند از همدیگر می پاشند چقدر اوضاع اونجا ریخته به هم؟ چهار تا جوونی که جگر دارند وایسند جلوی دشمن جلو اسلحشون جلو دشمن به هیچ وجه نباید کوتاه اومد. جلو طبیعت گرا باید وایسی ، سیلی هم زد تو گوشت ، در واقع خودش سیلی خورده. همین که وایسی جرأت پیدا کنی به او بگی نه ، وای میسم جلوت بریز ، خونم را بریز . می دونی برای اون چقدر کشنده ست . چون اون می خواد همه لال باشند و خفه باشند. یکی وایسه جلوش ! ابهتش را بریزه آبروشو ببره ، 4 تا فحش بهش بده ، ولو بزنه خون طرفم بریزه دیگه تموم شد ریخته آبروش. کی جرأت می کرد بگه مرگ بر امریکا امام بود اومد گفت آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند کارتر نگاه کنید می گه من تو عمرم ، آدم می فهمد که امام به کجا زده می گه یادم نمی یاد گریه کرده باشم ولی وقتی آیت الله خمینی گفت : آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند از شدت ناراحتی گریه کردم . امام می دونه. امام می گه شما بگویید مرگ بر امریکا برای اونها مرگ می آره. مرگ بر امریکا ثوابش کمتر از نماز نیست. قابل توجه آقایونی که می گویند مرگ نگید مرگ بسه دیگه، نگید به دشمن، بین ما بذارید چی باشه. قابل توجه کسایی که برائت ندارند روحیه تبرا ندارند قابل توجه کسایی که می گند زیارت عاشورا خشن است. بله همین طور است. حالا الان نگاه کنید همهی جای دنیا پرچم آمریکا رو به تبعیت از ما آتش می زنند شما 20 سال نگاه کنید تاریخ و تاریخ معاصر رو . ببینید قبل از اینکه انقلاب اسلامی شود چه کسی جرأت داشت پرچم آمریکا آتش بزنه به همین راحتی؟ میشد ولی نه این جوری. بزارند دم در توالتشون پا بزارند روی آن برند جلو در مدارسشون دانشکدههایشان پا بزارند برند . راحت جلوی ابر قدرتها بایستند. انقد پشم و کرک آمریکا رو توی دنیا ریختند که اصلاً براش تره خرد نمیکند کسی. الان خیلی ابهتش ریخته میره تحریم می زاره . اولین کسی که نقضش می کنه اروپاست . کشورهای دیگه هم تحویل نمی گیرند اصلاً آبروش و بردند. این کار و کرد ؟ کسانی که جگر داشتند جلوش وایسند ، خون بدند ولی این ضربات را این جوری بهش بزنند .

طبیعت در وجود خودت دقیقاً همینجوری است. اگه ازش بترسی ، اگه همیشه هی بخوای لوس بارش بیاری و شجاعت برخورد باهاشو نداشته باشی دائم می زنه سرت دائم تو صورتت می زنه ، دائم سوارت می شه باید جیگر مبارزه با خودت رو داشته باشی این که دائماً خودت را به صورت بدترین دشمنان جلوه می دهند این حقیقت است. استکبار جهانی مجموعهی مستکبرین فردی است. طبیعت گرایی جهانی و استکبار جهانی مجموعهی طبیعت گراهای انسانی است . افراد طبیعت گرا دور هم جمع می شوند حکومت طبیعت گرا تشکیل می دند واستکبار جهانی تشکیل میدند. در مورد فطرت گراها هم همین طور هستش . دور هم جمع می شند قادرند حکومت تشکیل بدند. و چقدر خداوند و اهل بیت توصیه کردند به اجتماعات فطرتگراها . فطرت گراها رفیق باشند با هم . حال کنند با هم صفا کنند با هم . همدیگر رو دوست داشته باشند سرمایه گذاری کنند توی رفاقت برای همدیگر . لذت ببرند از وجود همدیگه . این که بزرگان ما گفتند شما دور هم جمع بشید ولو به یه چای خوردن هیچی هم نباشه ارزش داره واقعاً. به هر مناسبت پاتوق درست کردن ،ارزش داره . اینها را در بحث شرح زیارت جامعه کبیره مفصل توضیح خواهم داد. همین هستیم. «جاهدوا اهوائکم جاهدوا انفسکم» این تعابیر و دقت کنید . «جاهدوا انفسکم کما تجاهدون اعدائکم» با خودتون انفسکم یعنی طبیعتتون کی باید مجاهده کنه ؟ فطرت. ببینید روایت دو شخصیتی بودن مارو چقدر قشنگ می گه ؟خودتون با خودتون مبارزه کنید «اعداءعدوک نفسک التی بین جنبک». بدترین دشمنان تو همون نفس توست. از خودت بترس اگر کسی بتونه با خودش مبارزه کنه، جگر مبارزه با خودش را داشته باشه ،بیرون شجاعت داره همه کسانی که جرات داشتند جلوی آمریکا بایستند جلوی شاه بایستند ،جلوی ساواک بایستند و الان رشیدانه با افتخار قد علم کنند جلوی استکبار کسانی بودند که اول مستکبر درون خودشون رو زدند توی سرش خوابوندند ،جگرمبارزه با این را داشتند. این را زدند ، آرومش کردند سر جاش نشوندند سیلی بهش زدند نسبت به بیرون دیگر ترسی ندارند. تو سیاست مدارای ما کسانی که دم از مذاکره و مباحصه با آمریکا و نمی دانم کنار هم آمدن و خراب کردند دیوار بی اعتمادی بین ایران و آمریکا می زنند کسانی هستند که تو وجود خودشون همه بدبختند، هم دارند کولی می دند به طبیعتشون تو وجود خودشون جگر مبارزه با خودشون را نداشتند. ممکن نیست کسی تو وجود خودش طبیعت را از بین ببره، بزنه تو گوشش ،سر جاش بشونه ، تو بیرون روحیه سازشکاری با آمریکا داشته باشه. سازشکاری با اسرائیل داشته باشد ممکن نیست. همهی کسانی که از جبهه می ترسیدند کسانی بودند که از این تو خورده بودند.

همهی کسانی که می دویدند تو میادین مین ،شب عملیات مسابقه میگذاشتند که کدومشون زودتر بروند به خط بزنند ،کسانی بودند که این تو رو هم از بین برده بودند طبیعت زده بودند توسرش طبیعت اصلاً قدرت عرض اندام نداشت. از چی می ترسید این راهش است ، باید جلوی خودت وایسی، «کما تجاهدون اعدائکم» با دشمن چه جوری می جنگی؟ می گه این خائن رو بهش رحم نکن خیلی خائن است . یعنی خطرناکترین از این برای ما وجود ندارد ولی ما باهاش رفاقت می کنیم کنار می آییم سر یه سفره می شینیم می پرورانیمش باج بهش می دهیم کولی بهش می دهیم و تقویت و تغذیه اش می کنیم. این که «حاسبوا انفسکم» محاسبه کنید خودتون رو یعنی از این دشمن خائن حساب بکشید. توچی کار کردی با من از دیشب تا حالا ؟ امروز با من چی کار کردی؟ بیایید حساب بکشید همان طور که دو تا شریک از هم حساب می کشند . کسانی که کار مالی کردند 2 نفر تا قرون آخر پای همدیگر حساب می کنند ببین چه جوریه 2 تا شریک. می گه باهاش حساب کن . نذار ازت بدزده نذار ازت ببره ،نذار سرت کلاه بزاره بگیر ازش، سوارش شو . زرنگی کن رندی کن برا همین می گه اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت ندانی

یعنی دیگه فکر نمی کنی توی مبارزه باختی ،همه دارند می خورند تو روزه بگیری . فکر کنی همه دارند می خورند ما باید بگیریم نه تو داری می بری . برد با توست. روزه مستحبی، نماز، سختیها، ریاضات، عبادات تمامش برده . چرا ؟ چون داری حالشو می گیری . ازش انتقام داری می گیری . این تو وجودمون یه ذره باشه موقع مردن کار دستمون می ده . یک کمی ناخالصی باشه تو قبر کلی درد سر برامون درست می کند . جلوی تولد رو می گیره تولدسالم رو. ولی راهش تلقین است تلقین یعنی نترسی اول ، بعد هم روحیه مبارزه باهاشو داشته باشی. اولین چیز شجاعت ،مردانگی ،غیرت ،حمیت ،شخصیت، عزت، نباید بذاری کولی ازت بگیره نباید بزاری سوارت بشه. باید عارت بیاد از این که بهش کولی بدی. البته راه داره. راههایش رو هم توی معرفت نفس توضیح دادم یه موقعی ما بعضی وقتها به توبره می زنیم ناشی هستیم می خواهیم بریم این را از بین ببریم می ریم فطرت را از بین می بریم . اشتباهی، دوستی خاله خرسه است. یه ریاضتهای قلابی شروع می کنیم یهو سر از تیمارستان در می آوریم. این جوری نمی شه ریاضت یا مبارزه اینها باید طبق اصول باشه شرع ،اولاًمشروع باشه زیر نظر استاد با خبرویت . پس این قاعده است. اگر در تمام روایات به یک همچین فرمولی برخورد میکنید به خاطر این رابطه ای که بین فطرت و طبیعت است این دستورات را دادند که تلقین بکنید. این که خداوند عبادتها را به ما واجب می کند برای این که بتونیم از چی استفاده کنیم ؟ از تلقین . اگر نماز صبح رو واجب نمی کرد کی می تونست حریف نفس بشه ؟ الان ببین شما چقدر موفق هستید چون نماز صبح دیگه ملکه تون شده نفس نمی تونه سر شما کلاه بگذاره ،صبح بگیری بخوابی تازه وادارش می کنی زودتر هم پاشه . این که امام امت سلام الله علیه می فرمایند ورزشکارها برای کسب معارف الهی بیشتر آمادگی دارند برای چی ؟ برای این که ورزشکار سابقه چی داره ؟مبارزه داره با تنبلی ها نفس خودش . در عربی می گند ریاضت دیگه. درس ریاضی می گند ریاضی یعنی چی ؟ یعنی مشکلات داره باید در آن سختی بکشی . ورزشکار چون بلده صبح از خواب بلند شه بدود بر خلاف تن پرورها اذیت بکند خودش رو، این چون سابقه زدن توسر طبیعت را داره آمادگی داره ، فقط آمادگی داره این و دقت کنید نه این که بگید آدم مقدسی است نه ممکن است اتفاقا ً همین ورزشکار بودن خوب دقت کنید قهرمان شدن به طبیعت گرایی به مراتب بدتر از تقویت گرایی تنبلها و تنپرورها منجر بشه. حب جاه حب شهرت ،اینا خطرناکه ولی حتی اگر اوبه شهرت و جاه هم رسیده در اثر مبارزه با چی رسیده ؟ مبارزه رسیده. نابرده رنج گنج میسر نمی شود .

این بزرگی روحه ،ولو یه ورزشکار بزنه که مشهور بشه قهرمان بشه دخترا عکسهاشو تو خونه هاشون بزنند. جون کنده به این جا رسیده به این می گند بزرگی روح شهید مطهری می فرمایند چی؟ یزید روحش بزرگه معاویه روحش بزرگه هیتلر روحش بزرگه چرا ؟ نادر شاه و مثال می زنه ولی اگه این بزرگی توی فطرت بیفته می شه بزرگواری. فرق بین بزرگی روح با بزرگواری روح همینه است. صدام روحش خیلی بزرگه انصافاً روح بزرگی داره . روحش بزرگه اما بزرگوار نیست بزرگواری مال فطرت است . بزرگواری آنجاست که رنگ چی پیدا می کنه ؟ رنگ فطرت پیدا می کنه این بزرگواری ماست .

پس راهش اینه عزیزم . تلقین، زور گفتن به خود. هر چقدر هم از سنهای پایین شروع کنیم موفق تر هستیم چرا چون ریشه در نیاورده است هنوز سن که می ره بالا خطرناک میشود هر چقدر سن میره بالا راحت نمی تونی بزنیش زمین . خیلی ریشه دارتر می شه برا همین بچه ها رو می گن قبل از این که به سن تکلیف برسه دستور داریم ما تو بحث تربیت مفصل گفتم برای والدین، قبل از این که به سن تکلیف برسه وادارش کنید نماز بخونه که موقع تکلیف کاملاً ملکه شده باشد. اذیت نشه . بچه چون با فطرت متولد می شه عشق می کنه از عبادت خوشش می آید از مسجد ،از صورتهای مقدس از همین عشق و حالش استفاده کنید و این حالها را بهش بدید. بچه دیگه بعداً احساس مبارزه زیادی نمی کنه، با کمترین فشار موفق است. چون خداوند همانطور که مبارزه از اونطرف را گذاشته ،لذت از طرف فطرت را قرار داده در وجود ما . مبارزه یه طرفه نیست که ما یکسره مبارزه کنیم احساس بدبختی کنیم نه. الان همه کسانی که مبارزه کردند با خودشون تو برخورد با محرمات کیف دارند می کنند. چون قدرت دارند . لذت می برند از این که آلوده نیستند ازاین که اونقد قویه که می تونه از یه صحنه حرام بگذره دیگه جهنم نمیتواند بسوزوندش . تیر شلیک می کنند بهش نمی خوره سوپر من یعنی چی ؟ سوپر من یعنی همین دیگه . سوپر من یعنی کسی که مثلاً گلوله می زنند تو سینه اش مثلاً نمیرود، توپ می زنند بهش نمیتواند برود. مثلاً می تونه با یه دست یه تریلی رو برداره صد متر بپره یا روی آسمان بره سوپر من یعنی همین . یعنی ضد ضربه شدن. سوپر بوی ها و سوپر من ها اینها مهمه . آدم سوپر من می شه یعنی چی ؟ یعنی وقتی یه صحنه حرام بهش پیشنهاد می شه هجم عظیمی از جهنم دارند بهش شلیک می کنند به این می خوره هیچ طوریش نمی شه. می شه سوپر من این مرد دیگه، ضد ضربه. حالا جوانهای مارو میبرند چی کار می کنند ؟ جوانهای ما رو میبرند تو صحنه های ورزش ،تو صحنه های هنر تو صحنه های بازیگری ضعیفشون می کنند می خواهند قهرمان ازشون درست کنند بازیگر و هنرمند بسازند از اون ور ذلیل ذلیلشون می کنند که دوست دخترش بهش گفته نه میره خودش می کشه . قهرمان این نیست . قهرمان بسیجیه . یه قهرمان که هزار تا شهوت طرفش می یاد نمی تونه نذاره بره جبهه، قهرمان است ،مرد با عزت. بله قیافه شو که می بینی بدن نحیف ،ضعیف، زخمی ،دو تا پاش قطعه اما کی می دونه این روح چقدر شجاعه چقدر عظمت داره چقدر ضد ضربه است؟ گفتم یکی از بچه بالا شهری ها آمده بود جبهه ،خب غلبه کرده بود به خودش دیگه زور گفته بود و موفق شده بود . اومده بود جبهه باباش اینا مثلاً با این بنز و کادیلاک می اومدند جبهه پشت میله های پادگان گریه میکردند که عزیزم بیا بریم خونه مثلاً فلان اینا یه جایی می رفت قایم می شد که اینا نبینند . مثلاًهر وقت می اومدند پادگان می گفت بگو نیست ،بگو نیست رفته خط یه جای دیگه س بالاخره پیدایش کردند و بعد وادارش کردند که بیاد بردندش به اسم مرخصی، مرخصی گرفتند بردنش باباش اون موقع که اصلاً ویدئو نبود تو شهر . ویدئو قاچاق بود اصلاً دست کسی نبود یه ویدئو براش خرید و یه موتور هوندا که همه براش سرو دست می شکستند اون موقع ها . مثلاً این و زمین گیرش کنند ضربه است دیگه بایه اسلحه قوی دارد به سمت فطرت بچه اش شلیک میکند. یه موتور یه ویدئو خب این چی کار کرد ؟ چون ضد ضربه شده موتور و ویدئو رو برداشت آورد جبهه گفت برای اسلام استفاده بشه. ضربه بهش نمی خوره اصلاً آسیب نمی بینه. یه کسی می ره سفر خارج قوی تر بر می گرده یکی میره سفر خارج هیچی ازش نمی مونه.بیچاره یه سفر می ره و می یاد می بینی زخمی ،داغون ،آرپبچی خورده، موجی بر می گرده می یاد می شینه فتوی صادر می کنه. آمریکاییها همین کار را می کنند. آمریکاییها هر وقت خواستند تو همین مسئولین سیاسی خودمون از الان بگیر تا قبل برو تا قاجار . هر وقت خواستند با یک نفر این کا را کنند اول بردنش موجی اش کردند بیرون . آقا بفرمائید کشور ما هم یه بازدیدی بکنید . بردند اونجا چیز خورش کردند چند تا آرپیچی به او زدند خوردش کردند حسابی وقتی اومد دید بدبخته هیچی نداره . باید لخت شیم متمدن شیم باید نمی دونم شبیه اونا شیم تا پرستیژ پیدا کنیم ، شخصیت پیدا کنیم ،باید چنین باشیم این جوری می شه دیگه. ولی یه کسی می ره اون طرف نه قویتر از هر دفعه بر می گرده مستحکم تر بر می گرده چرا ؟ چون یاد گرفته چی جوری طبیعت را بزنه زمین وقتی می ره تو مرکز طبیعت گراها مبارزه اش خیلی قوی تره این خیلی مهم .بنابراین راه ایجاد حلم و فضائل اخلاقی مبارزه است . مرد بودن، جگر داشتن، اهل مبارزه بودن.

«ام لم تکن حلیما فتحلم» اگر حلیم نیستی خودتو به حلم بزن . یعنی زور بگو به خودت . بعد حضرت فرمول اساسی رو می ده : «فانه قل من تشبه بقوم الا او شک ان یکون منهم». کسی که خودشو شبیه گروهی در بیاره یواش یواش چی می شه ؟ از اونا محسوب می شه از اونا می شه . یه ذره ادای مردهارو در بیار مرد می شی. ادای این بچه کوچولو ها مثلاً ادای باباهاشون در می آورند. احمد می گه بابا من غذا می خورم می خوام بزرگ بشوم مثل تو سبیل در بیارم سبیل و ریش در بیارم. این عشقش اینه . به ابچی اش می گه ابجی برا من ریش می زاری ؟ سبیل می کشی ؟ می خواد زودتر بزرگ شه. اسلحه آرپیچی دستش است مثلاً ،شمشیر دستش است، دولول می بنده این طرف اون طرفش خب بالاخره می خواد زودتر بزرگ شه .من برم آدم بدها رو بکشم. بسیجی هارو می بینه تلویزیون عشق می کنه وقتی یه تشبه پیدا کنه یواش یواش همینجوری می شه . بچه کوچولو ادا مادر شو در میاره چادر می پوشه ،نماز می خونه مثل مادرش خانه داری می کنه . یواش یواش مثل مادرش یه خانم مؤمن، متدین، پاک، عرضه شوهرداری، عرضه مادر بودن را پیدا می کنه. تشبه دیگه این تشبه است . حالا مادری که خودش قرتی است فاسد است بچه اش تشبه به او پیدا می کند. پدری که خودش این جوری است فاسد است بچهها به او تشبه پیدا می کنند. بعداً یواش یواش مثل خود اونا می شند . بنابراین تشبه خیلی مهم است. اگر میخواهی به خدا برسی سعی کن شبیه خدا بشی . بهتر از خدا کیه اداش رو بخواهیم در بیاریم؟ بهتر از پیغمبر کیه مابخواهیم ادش در بیاریم؟ بهتر از امیر المؤمنین علیه السلام کیه بخواهیم ادا در بیاریم؟ بهتر از علی اکبر علیه السلام کیست تو جوانها؟ بهتر از ابوالفضل العباس کیست؟ این الگوهای شیرین، دوست داشتنی و جذاب برای جوانها آدم تشبه به اینها می کنه مثل اونها بشه .

خدایا به حق محمد و ال محمد به حلم خودت به ما رحم بفرما . (الهی امین)

به حلم خودت به ما قدرت حلیم شدن عنایت بفرما الهی امین

والحمد الله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین