اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما به حول و قوه الهی بحث احسان را امروز به پایان میرسانیم قبلاً هم در بحث احسان قواعدی را در نگاه به همدیگر توضیح دادیم که انسانها وقتی که میخواهند به همدیگر نگاه کنند چگونه نگاه کنند حالا ترکیب آن قواعد با بحث احسان هر چند در قبل همه اینها را گفتیم ولی به صورت یکی دو تا قانون که اصل باشد برای ما و فصل الخطاب باشد موکول شد به جلسه آخر.@ قاعده را اول توضیح بدهم قرآن کریم وقتی میگوییم قرآن کریم یعنی خداوند تبارک و تعالی که خالق انسان و جهان هست این فرمول و قاعده را به ما یاد میدهد که شما هر کاری از شما سر بزند صادرات شما و واردات شما خارج از خود شما نیست در نفس شما اتفاقات میافتد.@ به قاعده درسی همیشگیمان که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا اگر توجه بکنید میبینید جنین که در رحم مادر هست تمام ورودیها و خروجیهای مادر به جنین میرسد مادر غیبت بکند حسادت بکند عصبانی بشود بزند یا ورودی داشته باشد ببیند بشنود بخورد فکر بکند خیال داشته باشد همه به بچه میرسد.@ ما در رحم دنیا که هستیم تمام صادرات و وارداتمان اول در نهاد خود ما اتفاق میافتد یعنی من وقتی که میخواهم یک صدقه بدهم سه مرحله است وقتی میخواهم انفاق بکنم وقتی میخواهم حسادت بورزم وقتی میخواهم کار خوب بکنم وقتی میخواهم احسان بکنم وقتی میخواهم فحش بدهم وقتی میخواهم کینه بورزم این سه مرحله همیشه اتفاق میافتد.@ مثلاً در صدقه شما وقتی تصمیم میگیری صدقه بدهی اولین اتفاق قبل از اینکه دستت در جیبت برود پول را بیرون بیاوری دست چکت را برداری چک را بنویسی بدهی اولین اتفاق در نفس خودت اتفاق افتاد آن این بود که تو با دل کندن از مالت تشبه به حق تعالی پیدا کردی شبیه خداوند تبارک و تعالی شدی کریم شدی.@ پس حالا اگر در این فاصله من مُردم دیگر مهم نیست اگر من تصمیم گرفتم یک مبلغی را صدقه بدهم در راه خدا انفاق بکنم یک کار خیری انجام بدهم قبل از آن سکته کردم مُردم این در نامه عمل من حساب میشود پس ببینید اصلاً نامه عمل نفس ماست یادمان باشد نفس ما همان نامه عملی هست که روز قیامت خودمان از روی آن میخوانیم هیچ احتیاجی به عمل خارجی ندارد.@ مثل شهادت بعضی از خانمها میگویند که ما افسوس میخوریم که مثل آقایان نمیتوانیم به جنگ برویم شهادت نصیب ما نمیشود در حالی که اینطور نیست امام باقر(ع) فرمود(مَن طَلَبَ الشَهادَۀَ بِصِدقِ النِیَّۀ ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِه) کسی که شهادت را با نیت صادقانه بخواهد شهید از دنیا میرود حتی اگر در رختخواب بمیرد.@ مهم این هست که من در درون خودم واقعاً حاضر باشم جانم را فدای خدا بکنم فدای دین خدا و ارزشهای الهی بکنم اگر واقعاً این صدق باشد و خداوند هم شاهد بر دل ماست این صدق را در دل ما ببیند ما بعداً با تصادف با سرطان با هر مرگی بمیریم در نزد خدا به شهادت از دنیا رفتیم مهم این هست که در درون ما اتفاق بیفتد.@ پس اصل نفس من هست که در نفس من این اتفاق بیفتد اتفاق دومی که میافتد در کار خیری که من میخواهم انجام بدهم این هست که گیرنده صدقه کیست(هُوَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ) قرآن میفرماید خدا صدقه را دریافت میکند.@ پس وقتی که من دارم به فقیر میدهم قبل از اینکه به دست فقیر برسد به دست خدا رسیده و مرحله سوم آخرش به خدا میرسد این خیلی در انسانشناسی مهم است اولین اتفاق در نفس من میافتد به دست خدا میرسد بعد به دست فقیر میرسد.@ لذا میگوید وقتی به دست فقیر دادی دست خودت را ببوس چرا؟ چون دستت به دست خدا خورد خدا گرفت و دستت متبرک شد دست خودت را ببوس این خیلی فرهنگ بزرگی است یعنی حکایت از یک انسانشناسی یک جهانبینی خاصی دارد که به تو میگوید وقتی دادی دستت را ببوس دست تو متبرک به خداست.@ پس هر تصمیمی ما بگیریم چه خوب و چه بد هر نیتی داشته باشیم چه خوب و چه بد در درون ما به ما شکل میدهد و اتفاق مهم در درون خود ما میافتد صورت خارجی خیلی مهم نیست برای همین اگر بین نیت من و صورت خارجی مرگی اتفاق بیفتد اصلاً مهم نیست صورت خارجی اتفاق افتاده یا نه مهم این هست که من نیت را داشتم و در نامه عمل من در نفس من ثبت شد تصمیم گرفته شد نیت کردم انجام هم دادم پس انجام شد.@ این چند تا قاعده را دقت بکنید تمامش حکایت از همین توضیحی هست که دارم خدمتتان میگویم سوره مبارکه اسراء آیه 7(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ) اگر شما نیکی بکنید نیکی به خودتان کردید یعنی دریافتکننده نیکی خود تو هستی بعد خداست بعد هم آن کسی که تو داری به او نیکی میکنی پس من خودم از نیکی بهرهبرداری میکنم.@ این که میفرماید(لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى) یعنی خودت را ضایع کردی وقتی صدقه میدهی اگر منت بگذاری یا اذیت بکنی نسبت به محبتی که به کسی کردی منتگذاری و اذیت خودت را ضایع کردی چهره خودت را خراش برداشتی فکر میکنی داری سر طرف منت میگذاری و اذیت میکنی.@ تو اولین کسی را که شکار کردی و زخمیش کردی خودت بودی چون اولین اتفاق در خود من اتفاق میافتد بدجنسی و خیرخواهی اولین گیرندهاش نفس خود من هست هیچ فرقی نمیکند هر دو را من خودم میگیرم.@ (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر بدی هم بکنید باز به نفس خودتان بدی کردید یعنی این یک خیال باطل است من بگویم حال طرف را بگیرم طرف را مسخره بکنم طرف را تحقیرش بکنم طرف را ضایع بکنم آبرویش را ببرم غیبتش را دارم میکنم یک ذره دلم خنک بشود چهار تا فحشش بدهم بزنمش همه در درون خودت اتفاق افتاده.@ یعنی اگر کتک و خشونت باشد غیبت باشد تهمت باشد تحقیر باشد توهین باشد همه به خودت برمیگردد یعنی تحقیر میشوی توهین میشوی و کتک میخوری اما کتکهایش میماند به بلندای آخرت و ابدیت انسان کتک میخورد.@ اینجا یک سیلی زدی آنجا صد سال در جهنم میمانی همین فقط یک سیلی زدی ولی صد سال میمانی یک غیبت کردی همینطور صدها سال انسان در جهنم میماند پس خودت را داری اذیت میکنی این یک خیال باطل است که یک کسی فکر میکند میتواند دیگران را اذیت بکند میتواند دیگران را سر کار بگذارد میتواند دیگران را ضایع بکند میتواند دیگران را تحقیر بکند این فکر باطل است.@ اولین دریافتکننده عمل خودت هستی اصلاً ما امکان ندارد زرنگ بازی بکنیم یعنی نمیتوانی شما هیچ وقت زرنگ بازی کنید آدمهای زرنگ زرنگ بازیشان مثل همین لطیفه بیمزهای هست که همیشه تکرار کردیم که طرف در مسابقه دو دوپینگ میکند آخر همه میرسد بعد به او میگویند چرا دوپینگ کردی آخر رسیدی؟ میگوید میخواستم نفهمند دوپینگ کردم.@ این زرنگبازیها اینطوری است یعنی هیچ فایدهای ندارد فقط آخر میرسی به هیچ وجه انسان با زیرکی با زرنگبازی اصلاً نمیتواند از کسی سبقت بگیرد اینها فقط یک توهم است یک خیال است که انسان خودش را با آن تسکین بدهد که من میتوانم یک نفر را سرش کلاه بگذارم میتوانم یک نفر را تحقیر بکنم اصلاً همچین چیزی نیست.@ تازه این در کف است کف در سه تا مرحله چه بود؟ (هو انت) او خود تو هستی یعنی تو وقتی داری با یک نفر این کار را میکنی او حقیقتاً خود تو هستی وقتی داری سرش را کلاه میگذاری سر خودت داری کلاه میگذاری.@ وقتی داری میزنیش بدگویی میکنی خشونت به خرج میدهی بدجنسی میکنی از او کم میگذاری حالش را میگیری میدوانیش خودت را داری معطل میکنی اینجا به یک نفر میگویی کارش الان راه میافتد به او میگویی برو فردا بیا همین یک کلمه همین الان هم میتوانستی راه بیندازی فردا راه میاندازی تو هشتاد سال در قیامت خودت را معطل میکنی.@ چه کسی برد؟ چه کسی باخت؟ اویی که رفت فردا آمد بُرد و اویی که گفت برو فردا بیا باخت ولی زیرکیش این است طرف فکر میکند رئیس است مسئول است الان من به او میگویم برو سه روز دیگر بیا یک هفته دیگر بیا بیست روز دیگر بیا کارش را عقب میاندازم.@ اینهایی که در ادارات کارهای مردم را یک ماه دو ماه شش ماه یک سال چند سال عقب میاندازند پروندههایی داریم طرف در این مراکز اداری چند سال است دارد میدود در ادارات در دادگاهها و میتوانست اینطور نباشد اگر طرفی که به یک نفر میگوید برو فردا بیا میدانست که خودش قرار است چند سال در قیامت معطل بشود با همین یک کلمه اصلاً جرأت نمیکرد یک همچین حرفی بزند.@ ولی ما چون فکر میکنیم طرف کس دیگری است و من اگر این را بردم دواندم خودم را ندواندم فکر میکنم اصلاً به خودم چیزی نمیرسد من او را دواندم خودم سر جای خودم هستم به پولم رسیدم مشکلم حل است سر طرف هم کلاه گذاشتم همه چیز به من میرسد اصلاً اینطور نیست.@ برای آن طرف برای هر یک دقیقهاش برای هر یک ساعتش برای هر یک روزش هفتهها و سالها و قرنها انسان معطلی دارد عذاب دارد گرفتاری دارد پس این یک خیال خام است که من فکر بکنم که میتوانم خارج از وجود خودم یک کاری را انجام بدهم من هر کاری انجام بدهم اول در درون خودم اتفاق میافتد.@ چه بخواهد محبت و مهرورزی و احسان باشد چه بدجنسی و سر کار گذاشتن تحقیر کردن و معطل کردن و کلاه گذاشتن سر دیگران باشد هیچ فرقی نمیکند آن اتفاقی که نمیافتد اول در نهاد خود من اتفاق میافتد اگر بدانم من خودم با خودم دارم چکار میکنم.@ پس ما همیشه وقتی که با دیگران داریم ارتباط برقرار میکنیم یک آیینه بگیریم آن طرف خود من هستم او آیینه خود من است اگر این اتفاق بیفتد امام زمان(ع) به سرعت ظهور میکند اصلاً دیگر فاصلهای نیست بین ما و امام زمان، اگر همه مردم همین یک قاعده را رعایت بکنند(هو انت).@ (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) (فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) این هم به همان وزان و همان آهنگ قبلی هست(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اینجا(فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) اویی که بصیرت به خرج میدهد به نفع خودش بصیرت به خرج میدهد و اویی که چشمش را روی واقعیت و حقیقت میبندد(فَعَلَيْها) به زیان خودش چشمش را بسته.@ میگویم خانم شما که میایی اینجا شکایت میکنی از دست شوهرت به شوهرت بگو بیاید مشاوره؟ میگوید شوهرم مشاوره نمیاید، برای چی مشاوره نمیاید شما مشکل داری به او بگو مشاوره بیاید؟ حالا شوهر را با چه لطایف الحیلی آوردیم مشاوره به او میگویم برای چی از مشاوره فرار میکنید مشاوره مگر چیست میخواهید بیایید بنشینید صحبت بکنید.@ میگوید من میدانم اگر آنجا بیایم میخواهید بگویید این کارهای من طبق قانون عقل یا شرع غلط است من هم میدانم این هست من نمیخواهم زیر بار بروم من میدانم شرعاً و عقلاً محکوم هستم اما اصلاً نمیخواهم بیایم حرف بزنم دوست ندارم شما هم با من از طریق عقل یا شرع حرف بزنید میگوید من میخواهم حرف بزنم محکوم میشوم شما من را محکوم میکنید نمیاید فرار میکند.@ این(وَ مَنْ عَمِيَ) است عمی یعنی کور کردن خودمان یعنی قاعده روشنایی حق را کنار بگذاریم و بخواهیم با موازینی غیر از حق غیر از شرع غیر از عقل راجع به یک موضوعی صحبت بکنیم از این اتفاقات زیاد میافتد شما همین مذاکراتی که بین خانمها و آقایان و شبنشینیها و مهمانیها و گعدهها و گپها زده میشود راجع به یک موضوعی فرق نمیکند.@ نگاه کنید غالباً اولین کاری که میکنند معیار حق معیار شرع را کنار میگذارند و بعد شروع میکنند با معیارهای نفسانی دنیایی یا عرفی اظهارنظر میکنند راجع به یک مطلب، عرف اینطوری میگوید مردم اینطوری میپسندند این اینطوری نمیپسندد عرف اینطوری نمیپسندد من که خوشم نمیاید من که دوست ندارم این ملاک ملاکهای نفسانی است.@ (فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ) بصیرت به خرج دادی به نفع خودت است(وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) اگر کور بکنی خودت را کور کردی کوری کردن به زیان خود کور کردن است یعنی من چشمم را در واقع به روی حقیقت میبندم نمیخواهم با موازین حق با موازین شرع راجع به یک مسئله حرف بزنم گفتگو بکنم و تصمیمگیری بکنم.@ میگویم آقا مهریه بالا خوب نیست دشمنی میاورد کینه میاورد رسول خدا به غضب میاید خوب نیست، میداند نمیخواهد بشنود، هر چه میگوییم آقا مهریه بالا خوب نیست خطرناک است بد است این باز همان کار خودش میکند میفهمد ولی(وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) کوری میکند.@ یعنی خودش را میزند به اینکه من نشنیدم نفهمیدم نمیدانم حق چیست شرع چیست خدا از چه چیزی راضی است خدا از چه چیزی راضی نیست میگوید چشمت را روی چه چیزی بستی چشمت را بستی میدانی چکار کردی؟ صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است چشمت را بستی چه اتفاقی میافتد؟.@ صراطی که در جهنم است از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر در حرکت روی به آن چشمت را بستی چه اتفاقی میافتد؟ سقوط، عجب تعبیری خدا میکند(وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) ما خیلی وقتها این جنایت را مرتکب میشویم کوری به خرج میدهیم یعنی خودمان را کور میکنیم مخصوصاً خودمان خودمان را کور میکنیم.@ ببین هیچ کس تو را کور نمیکند هیچ کس سر تو را کلاه نمیگذارد فریبت نمیدهد میگوید تو خودت خودت را کور میکنی(وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) (يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ) دستها را در گوششان میکنند که نشنوند که نفهمند.@ (مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ) هر کس تلاش بکند برای خودش تلاش کرده اگر کسی تلاش کرد سواد یاد گرفت سواد در درجه اول به خودش میرسد یک نفر تلاش کرد ورزش کرد اثر ورزش همان لحظه به خود این دارد میرسد جهاد با نفس کردی همان لحظه گیرت میاید و جهاد نکردی، نه.@ هر کس جهادش کم باشد چیزی گیرش نمیاید تنبلها بیحوصلهها جایشان در جهنم است بیشتر جهنمیان تنبلها و بیحوصلهها بودند نه آدمهای بد، آدمهایی بودند باور داشتند میدانستند خیلی چیزها را حوصله درگیری با خودشان حوصله سختی کشیدن مجاهدت را نداشتند.@ یک کلام خودشان را راحت میکنند من خوشم نمیاید من بدم میاید من طاقت ندارم من نمیتوانم حالا برو جهنم(قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ) در تابستان و گرما برای جهاد نروید(قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ) بگو آتش جهنم حرارتش بیشتر است.@ اگر تابستان گرم است 42 درجه 45 درجه 50 درجه اهواز باید بلند بشوی بروی در شلمچه و اهواز پشه و گرما تحمل بکنی ولی جهنم خیلی گرمایش بیشتر است پشههایش هم پشه جهنمی است فرمود یک عقرب هست به اندازه شتر وقتی میزند انسان به قدری داغ میشود که فقط برای اینکه خودش را خنک بکند خودش را در مس مذاب میاندازد.@ از پشه فرار میکنی هوا گرم است این فکر میکند خیلی زرنگ است از فصل تابستان فرار بکند از گرما فرار بکند با یک مختصر بهانهای روزه نمیگیرند دیدید بعضیها تحمل گرسنگی ندارند تحمل تشنگی ندارند یک توجیهی میکند روزه نگیرد روزه نمیگیرد اینجا درد میکند آنجا درد میکند دکتر گفته.@ چقدر زیبا میگوید در رساله، میگوید دکتر هم بگوید ضرر دارد وقتی خودت میدانی ضرر ندارد باید بگیری بعضیها خودشان میدانند که اگر روزه بگیرند هیچ اتفاقی نمیافتد خوششان میاید از زبان دکتر بشنوند.@ باور میکنید بعضیها هیچ مشکلی ندارند میروند به دکتر میگویند من درد دارم که دکتر بگوید روزه نگیر بعد میگوید دکتر گفت روزه نگیر پول میدهند که یک حرفی از زبان دکتر بشنوند و سر خودشان را راحت کلاه بگذارند با بصیرت سر خودشان را کلاه میگذارند.@ اصطلاح قبلی که انسان با بصیرت سر خودش کلاه بگذارد(وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) خودش خودش را کور میکند ببین دکتر گفته روزه نگیر نه گرم است من نمیتوانم بگیرم من کارم سنگین است تو از آن شاطری که از سحر تا ساعت ده صبح تا نزدیک ظهر جلوی تنور میایستد و روزه هم میگیرد از آن رزمندهای که روزه میگیرد.@ ما در جبهه والله روزه میگرفتیم در جنوب روزه میگرفتیم 40 درجه 50 درجه گرما بود در منطقه زیر آفتاب داغ ما روزه بودیم حالا میگویی من نمیتوانم روزه بگیرم خیلی راحت این خودش خودش را کور میکند نمیخواهد مبارزه بکند نمیخواهد جهاد بکند نمیخواهد با خودش درگیر بشود.@ جهاد باید با خودت درگیر بشوی یقه خودت را بگیری کتاب نمیخواهد بخواند تنبلی میکند کتاب نمیخواند تنبلی میکند کلاس نمیرود تنبلی میکند مباحثی که باید گوش بدهد گوش نمیدهد حوصلهاش نمیکشد برای کارهای دیگر چرا ولی برای آخرتش و خودسازی و وظائفی که باید داشته باشد این کار را نمیکند.@ تو با زنت مشکل داری با شوهرت مشکل داری مگر من برای شما ننوشتم این چهار تا سیدی را غضب و حلم و دشمنشناسی و مهرورزی را کار بکنی آخر سر میدانی چه جوابی میدهد میگوید من میدانم آن را گوش بکنم مجبورم با خودم درگیر بشوم مجبورم غضبم را کنار بگذارم مجبورم عصبانی نشوم نمیخواهم عصبانی نشوم نمیخواهم جلوی خودم را بگیرم عصبانی نشوم.@ میبینی پنج سال است میخواهد یک سیدی گوش بکند چهار سال است میخواهد یک کتاب بخواند جلوی چشمش هست شما الان اکثر آدمهایی که مشکل دارند در زندگیشان در محضر خدا دارم میگویم اکثر آدمهایی که در زندگیشان مشکل دارند اگر خانهشان بروید در کتابخانهشان کتابهایی را پیدا میکنی که مشکلشان را حل میکند و اینها کنار دارو بودند و خودشان خودشان را کور کردند.@ نرفته یک کتاب تربیت بخواند با بچهاش مشکل دارد ده تا کتاب تربیتی در خانهاش هست اما نخوانده نمیخواند اگر هم بخوانده عمل نمیکند خودش خودش را کور میکند خودش نمیخواهد با خودش درگیر بشود حوصله درگیر شدن با خودش را ندارد نمیخواهد یقه خودش را بگیرد خودسازی بکند.@ ما الان چقدر آدم داریم در اثر بیماری قند میمیرند میداند اگر قند نخورد مشکلش حل است میخورد و میمیرد چربی میخورد و میمیرد میداند اگر ورزش بکند واقعاً خوب میشود نجات پیدا میکند ولی ورزش نمیکند چقدر آدم داریم در روز دهها هزار نفر روی کره زمین فقط به علت تنبلی تنپروری میمیرند میروند آنطرف.@ یعنی طرف میداند اگر شش ماه ورزش بکند بسیاری از مریضیهایش کسالتهایش بیماریهایش بیحالیهایش دردهایش برطرف میشود اما حاضر نیست برود ورزش بکند یا تنبل است یعنی شروع نمیکند یا بیحوصله است اگر شروع کرد رهایش میکند قرآن چقدر زیبا با ما حرف میزند(مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما) فإنما که میگوید یعنی فقط(فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ) به نفع خودش جهاد کرده.@ خوش به حال کسانی که حوصله درگیر شدن با خودشان حوصله مبارزه با خودشان حوصله مخالفت کردن با خودشان حوصله گرفتن یقه خودشان را دارند من یک خبر به شما بدهم اکثر قریب به اتفاق معضلات و مشکلاتی که در دنیا در مردم بین مردم در خانوادهها هست و ما دیگران را متهم میکنیم فقط به خاطر این هست که ما حوصله برخورد با خودمان را نداریم.@ من حوصله برخورد با خودم را ندارم عیب دارم عیبهایم را هم نمیخواهم اصلاح بکنم با دیگران تنش پیدا میکنم و در این تنش مجبورم دیگران را متهم بکنم 95% طلاقهای ما اینطوری است که طرف حوصله ندارد خودش را تربیت بکند با خودش درگیر بشود میگوید من همینی که هستم تو باید با من هماهنگ بشوی هماهنگ نمیشوند درگیر میشوند بعد میروند جدا میشوند اگر بگویی تقصیر چه کسی بود هیچ کس نمیگوید تقصیر من بود.@ تقصیر فلانی بود فلانی اینطوری کرد مادرشوهرم مادرزنم پدرشوهرم پدرزنم همسرم تقصیر او بود مشکل ما اینطوری پیش آمد هیچ کس به گردن نمیگیرد که من کوتاهی کردم حاضر نبودم خودم را بسازم حاضر نبودم با خودم درگیر بشوم.@ انشاالله این قاعده از ذهن ما بیرون نرود که من هر کاری میکنم در اسائه و بدی اولین قربانی خودم هستم وقتی احسان میکنم خوبی میکنم اولین دریافتکننده خودت هستی به خودت میرسد بنابراین سر دیگران منت نگذار فرمود از فقرا تشکر کنید از اینکه از شما چیزی را میپذیرند چون شما به واسطه این دادن به جایی میرسید در درجه اول تو رشد میکنی.@ آدرس آیات سوره انعام آیه 104 بعدیش همین(فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها) یک تکه جالب دارد این قسمت پیامبر میفرماید(وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ) من نگهبان شما نیستم حضرت میگوید من حافظ شما نگهبان شما نیستم شما خودت باید از خودت حفاظت بکنی.@ وقتی تو داری کوری میکنی من چشمم را بستم تو مواظب باش من زمین نخورم این فلسفه بسیاری از آدمهاست من چشمهایم را بستهام ولی تو مواظب باش من زمین نخورم من یکی از دوستانمان میخواست ازدواج بکند گفت با این پسر ما یک مشورتی بکند.@ پسر آمد گفت من میخواهم با فلانی ازدواج بکنم فلانی را هم من میشناختم گفتم به هیچ وجه به صلاح تو نیست با این ازدواج بکنی گفتم تو شکست میخوری بدبخت میشوی بیچاره میشوی به ذلت میافتی تحقیر میشوی نکن این کار را با این ازدواج بدبخت میشوی خودش را کور کرد از من فاصله گرفت مخصوصاً پیش من نمیامد که من به او نگویم.@ پایش را گذاشت روی گلوی پدرش که من حتماً باید با این دختر ازدواج بکنم هر چه ما گفتیم مادرش گفت پدرش گفت که این به صلاح تو نیست این جلو رفت ازدواج کرد چند سال گذشت این به یک روز سیاهی نشست که نگو خیلی بدبخت شد سر از زندان درآورد به خاطر همین هوسبازیهای زنش آنقدر بدهکاری بالا آورد.@ یک زن زباننفهم هوسباز که هر چه میدید میخواست هی تحمیل میکرد به این مرد قرض بگیر از این بگیر از آن بگیر رشوه بگیر پول نزولی بگیر که هوسهای زنش را تأمین بکند یک موقعی سر از زندان درآورد بعد هم که برگشت با هم صحبت کردیم میگفت اگر میدانستم، گفتم نمیدانستی ما روز اول که به تو گفته بودیم.@ رفته بود با پدر مادرش دعوا کرده بود که شما چرا جلوی ازدواج من با این را نگرفتید من نفهم بودم من شعور نداشتم من احمق بودم آخر چطوری جلویت را بگیریم زنجیرت بکنیم خودت جلو رفتی همه به تو گفتند، نه تقصیر شما بوده ببینید آدمی که فرافکنی میکند اینطوری است کوری میکند تقصیر را میاندازند گردن دیگران تو باعث شدی من با این ازدواج بکنم شما چرا جلوی من را نگرفتید آدم خودش کوری میکند.@ میگوید آمدیم میخواهیم با فلانی مشاوره ازدواج بدهیم مشاوره ازدواج دادیم میگوییم آقا به صلاحت نیست شما با همدیگر مشکل دارید بعد دعوا میکنید چرا گفتی مشکل داریم خودتان آمدید مشاوره ما که نیامدیم به شما التماس بکنیم شما التماس کردید درخواست کردید آمدید حالا به شما میگویم این به صلاح شما نیست این آدم مشکل دارد این گرفتاریها را دارد و به صلاحت نیست میگوید نباید تو به من بگویی(وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها).@ حالا دقت کنید روایت را حضرت میفرماید(وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ) من مواظب شما نمیتوانم باشم مثل این پسر که میگفت شما باید مواظب من بودید که من با این ازدواج نمیکردم چکارت کنیم زنجیر، او را بکشیم تو را بکشیم چطوری حفاظتت بکنیم پیامبر میگوید من این کار را نمیکنم من فقط میگویم، خدا هم همین را میگوید، خدایا تو که میدانستی چرا جلوی من را نگرفتی چرا نکشتیش چرا من را نکشتی.@ ما از خدا انتظار داریم خدا نگهمان دارد چهار تا فرشته بیایند بایستند اصلاً اینطوری نیست فرشتهها دائماً دارند در گوش ما میگویند ولی ما کوری میکنیم خودمان خودمان را کور میکنیم خودمان به فرشتهها میگوییم خواهش میکنم حرف نزن آن مؤدبها تازه میگویند خواهش میکنم حرف نزن آن بیادبها چیزهای دیگر هم میگویند.@ اصلاً نمیخواهد بشنود و الا خودش میداند خلاف وجدان و ضمیرش خلاف ذاتش دارد این کار را انجام میدهد آیه آخر هم که خواندم(وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ) سوره عنکبوت آیه 6.@ برویم سراغ فرمایش امیرالمؤمنین(ع) (اِنَّکَ اِن اَحسَنتَ فَنَفسِکَ تُکرِم) هیچ کس نمیتواند اینطوری جز معصوم حرف بزند یک استاد دانشگاه آمریکایی میگفت من وقتی که نهجالبلاغه را دیدم تازه انگلیسی هم خوانده بود چون انگلیسی و فارسی نمیتواند معنای کامل عربی را برساند.@ میگفت من وقتی نهجالبلاغه را دیدم یک حدیث به چشمم خورد باز کردم و شیعه شدم با همان یک حدیث ایمان آوردم اگر کسی عقل داشته باشد این آدم به این بزرگی هیچ جای دنیا شما ندارید رهبران اینطوری بتوانند حرف بزنند.@ (اِنَّکَ) یعنی تو حقیقتاً تو(اِن اَحسَنتَ) اگر به کسی محبت و نیکی بکنی(فَنَفسَکَ تُکرِم) تو به خودت احترام گذاشتی خودت را اکرام کردی و بزرگ کردی با احسانت یعنی گیرنده خودت هستی تو به خودت احترام گذاشتی.@ (اِنَّکَ اِن اَسَأتَ فَنَفسَکَ تَمتَهِن وَ اِیّاها تَغبِن) اگر بدی کردی بدجنسی کردی این را بدان خودت را خوار کردی بدجنسی بدی اولین کسی که در آن خفت گیرش میاید خوار میشود چون نقطه مقابل تکرم است تو خودت را خوار کردی.@ برای همین این یک خیال خام است که یک کسی فکر بکند یک کسی را میتواند تحقیر بکند به یک کسی میتواند توهین بکند سر یک نفر را میتواند کلاه بگذارد به یک کسی میتواند فحش بدهد یک کسی را میتواند بزند اصلاً همچین اتفاقی نمیافتد اولین کسی که خوار میشود خودت هستی با هر کس که بازی میکنی اولین کسی که قربانی میشود خودت هستی.@ روایت را کامل بخوانم(اِنَّکَ اِن اَحسَنتَ فَنَفسَکَ تُکرِم) اگر خوبی بکنی خودت را اکرام کردی(وَ اِلَیها تَحسِن) به نفس خودت احسان کردی آن احسان در واقع به خودت هست پس هر چه بیشتر با کیفیتتر خالصتر بیاذیتتر بیمنتتر اکرامش به خودت بیشتر است هر چه مظلومانهتر خالصتر غریبانهتر به خودت بیشتر میرسد.@ امام سجاد(ع) به کوری کمک میکرد شبها میرفتند به فقرا کمک میکردند یکی از اقوام حضرت شخصی بود حضرت به او کمک میکرد ولی هیچ وقت خودش را معرفی نکرد او هم فحش میداد به امام سجاد، میگفت خدا چکار بکند علی بن الحسین را که فامیل من هست به من هم کمک نمیکند.@ وقتی حضرت از دنیا رفت فهمید که تمام این سالها از دست علی بن الحسین میخورده چون حضرت نمیخواهد کسی از او تشکر بکند نمیخواهد کسی را راضی بکند نمیخواهد برای کسی توضیح بدهد.@ یکی از بزرگترین اشتباهات و شرکهای بسیار بزرگی که همه ما به آن دچار هستیم و به سختی یک نفر میتواند از آن در بیاید این هست که فکر میکند باید خیلیها را راضی بکند باید ذهنها را راضی بکند باید به خیلیها جواب بدهد باید خیلیها را توجیه بکند در خیلی از کارهایش.@ لذا فکر نکنی گفتم یک دفعه اینطوری فکر نکنی گفتم یک موقع اینطوری نشود همه اینها مال این هست که من خیلی خودخواه هستم عاشق خودم هستم به این شرک خفی میگویند نمیفهمم چیست هی توضیح میخواهم بدهم 30 دفعه میخواهم یک حرفی را بزنم برای طرف جا بیندازم که مبادا یک موقعی در مورد من فلان فکر را بکند.@ لذا میافتد به پرحرفی و حرف زدن به ندرت میشود در میلیون آدم یک نفر را پیدا کرد که از این شرک نجات پیدا بکند این که نیاز نبیند کسی را راضی بکند نیاز نبیند برای کسی توضیح بدهد نیاز نبیند که کسی را توجیه بکند مبادا در مورد من اینطوری فکر بکند.@ همین یک کلمه این که مبادا در مورد من چنین فکر شود یک شرکی است که به ندرت یک کسی میتواند از آن نجات پیدا بکند لذا هی دوست دارد از بقیه تأییدیه بگیرد هی دوست دارد بقیه تأییدش بکنند بهبه خوب بود کارت عالی بود چنین بود چنان بود از انتقاد به شدت میترسد از انتقاد به شدت عصبانی میشود دلگیر میشود غصه میگیردش پژمرده میشود وقتی از او انتقاد میشود.@ اصلاً تحمل انتقاد ندارد اصلاً تحمل اینکه یک کسی عیبش را به او بگوید ندارد از آن طرف هم اگر یک کار خیر بکند همینطور، کار خوب بکند همینطور، رفتی به چشم خودت دیدی این لباس را پسندیدی لباس قشنگی بود ظرف قشنگی بود انگشتر قشنگی بود کفش زیبایی بود خوشت آمد.@ مهمترین کس برای اینکه از لباس لذت ببرد یا از انگشتر یا از کیف خودم هستم من باید از لباسم لذت ببرم اما میرود لباس را با چه بدبختی میخرد میاید خواهرش مادرش دوستش همسایهاش اَه این چیه دهاتی است راست میگیی بروم عوض بکنم اصلاً کاملاً این چیزها سلیقهای است.@ شما بروید کفشها را نگاه کنید مدل کفشها مدل لباسها کاملاً سلیقهای است مثل غذا میماند یکی آبگوشت دوست دارد یکی متنفر است یک کلهپاچه دوست دارد یکی متنفر است یک کسی سیرابی دوست دارد یکی متنفر است یک کسی فسنجان دوست دارد یک کسی متنفر است سلیقهای است.@ رنگها همینطور، این چه رنگی است این رنگش خیلی دهاتی است این رنگش خیلی عجق وجقی است نه آقا من وقتی خودم میبینم خودم نشاط میگیردم خودم از این رنگ خوشم میاید بقیه میخواهند اظهارنظر بکنند میخواهد نکنند میخواهد خوششان بیاید میخواهد خوششان نیاید.@ وقتی خودت رفتی این لیوان را دیدی پسندیدی وقتی در خانه خودت زیبا دیدی تو باید از این لیوان استفاده بکنی و لذت ببری اَه این چیه خریدی کاملاً فرو میریزد با یک اَه دیگران با یک بَه دیگران با بَه ساخته میشود پرواز میکند با اَه فرو میریزد و خورد میشود این شرک است.@ برای همین هم خیلی از کارهای الهی با اینکه خدا میگوید بَه کافی است مردم بگویند اَه ما از آن متنفر میشویم خدا هر چه میگوید بَه فرشتهها هر چه میگویند بَه ما اصلاً نمیشنویم ولی ما اَه مردم را میشنویم و خیلی کارها خدا میگوید اَه فرشتهها هم میگویند اَه ولی ما بَه مردم را میشنویم این شرک میشود ما خودمان را تربیت بکنیم.@ (اِنَّکَ اِن اَحسنَتَ فَنَفسَکَ تُکرِم) خودت را اکرام کردی(وَ اِلَیها تُحسِن) و به نفس خودت احسان کردی(اِنَّکَ اِن اَسَأتَ) اگر بدی بکنی(فَنَفسَکَ تَمتَهِن) خودت را خوار کردی بدجنسی اولین قربانیش خودت هستی تو در درون خودت و در درگاه خدا به خفت به خواری افتادی به جهنم افتادی.@ (وَ اِیّاها تَغبِن) غَبن خیلی خطرناک است یک باختن خیلی غمانگیز است یکی از اسمهای روز قیامت تغابن است(إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ) وقتی که کار از کار گذشته تغابن یعنی وقتی که کار میگذرد و ما باختیم باختی که خیلی در آن حسرت و غصه دارد(یَومُ التَغابُن) روز باختن.@ اصلاً اینقدر این مسئله مهم است که خداوند یکی از اسمهای روز قیامت را روز باخت گذاشته میگوید وقتی تو بدی میکنی خودت باختی برای همین یک نفر اگر قرار است غصه بخورد از این باید غصه بخورد که چرا من خودم خودم را درگیر کردم خودم باختم.@ یک موقع هست میگویی من چرا فلانی را تحقیر کردم فلانی را توهین کردم اولین دریافتکننده تحقیر و توهین خودت هستی اولین قربانی داد، خشم، فحش، کتک، خودت هستی همه به خودت برمیگردد پس ببین شایسته تو چیست شایسته تو اکرام است پس به دیگران اکرام کن چون دیگران خودت هستی شایستهات توهین است هر چه توهین بکنی به خودت توهین کردی لیاقتت همین است.@ جالب اینجاست امام هادی میفرماید وقتی یک نفر خودش پیش خودش حقیر است(مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُه فَلا تَأمَن شَرَه) کسی که خودش پیش خودش بیارزش است اصلاً نمیتوانی از شرش در امان باشی چرا؟ میگوید وقتی به خودش رحم بکند امکان ندارد به تو شر نرساند.@ آدمهایی که شرور هستند غیبت، سخنچینی، تهمت، اذیت، نیش زدن این فکر میکند با حرف زدن با متلک انداختن با نیش زدن دل خودش را خنک میکند با بدجنسی با مچگیری خودش را راحت میکند در حالی که همه این فتنهها و آسیبها و حقهها دامن خودش را میگیرد خودش به محض اینکه پیش خودش بیارزش شد به تو هم حتماً توهین میکند.@ لذا آن کسی که توهین میکند اول پا روی خودش گذاشته تا توانسته به دیگران توهین کند علی(ع) چقدر زیبا میفرماید(ما اَکرمَ النِساء اِلاَّ الکَریم وَ ما اَهانَهُنَّ اِلاَّ اللَئیم) به زنها کسی اکرام نمیکند مگر انسانهای بزرگ اگر کسی به همسرش به خواهرش به دخترش به یک خانمی اکرام کرد او در واقع آدم بزرگی است که اهل اکرام است و کسی توهین به زنها نمیکند مگر اینکه آدم پستی است یعنی اول خودش پست است بعد میتواند توهین بکند.@ (وَ ما اَهانَهُنَّ اِلاَّ اللَئیم) لذا اگر تو بتوانی همسرت را تحقیر بکنی توهین بکنی اذیت بکنی نیش بزنی اول خودت پست شدی که داری این کار را میکنی حالا حالا روانشناسان دنیا دهها سال بعد صدها سال بعد شاید این قواعد را در کتابهایشان بیاورند و معصوم چقدر رایگان اینها را در اختیار ما گذاشته.@ قواعد بسیار زیبا که تو هر کاری بکنی اول خودت هستی داری به طرف فحش میدهی داری همینطوری به خودت فحش میدهی ولی فرقش این هست که این فحشی که داری به طرف میدهی فقط فحش است ولی وقتی که این دارد خارج میشود داری ذخیره میکنی چند صد سال عذاب را برای خودت و حرفهای درشت ملائکه را.@ ملائکه را میدانید چطوری برخورد میکنند(اِخسُئوا) چخه، چخه را آدم به چه کسی میگوید، میگوید اینطوری میگویند و میزنند لذا خدا نکند در پرونده عمل کسی بیهوده فحش و تحقیری برای کسی نوشته باشند یک حرف دردآور یک حرف رنجآور یک حرف تحقیرکننده دل کسی را انسان بسوزاند دل کسی را شکسته باشد یک کسی را له کرده باشد.@ خدا نکند در پرونده کسی باشد در نامه عمل کسی باشد خدا نیاورد برای کسی که در نامه عملش یک همچین چیزی باشد چقدر بعضیها راحت این کارها را انجام میدهند خیلی راحت آب خوردن، داد زدن تحقیر کردن غیظ کردن ترساندن همین ترساندن که ما از آن کیف میکنیم دیگران از ما حساب میبرند.@ مدیر یک جایی رئیس یک جایی خیلی کیف میکند که یک کسی از او بترسد و حساب ببرد امام صادق(ع) به کنیز میگوید این بچه را نبر بالا میافتد بچه طوریش میشود کنیز گوش نمیکند میبرد بالا بچه امام میافتد میمیرد یک امامزاده را کشته شوخی نیست اینقدر این کنیز را میترسد.@ حضرت تا ترس این را میبیند کلی ناراحت میشود میگوید تو برای چی از من ترسیدی مگر من چیزی به تو گفتم حضرت خیلی خطرناک میداند تا یک نفر بیهوده از کسی بترسد یک کسی بیهوده از من حساب ببرد ولی بعضیها اینقدر کیف میکند زنهایشان شوهرهایشان بچههایشان همکارانشان زیردستانشان از آنها حساب ببرند.@ چقدر برای خودشان جلال قائل هستند چقدر بردن قائل هستند که کسی از من حساب میبرد تو اول خودت ریز هستی که بقیه از تو میترسند و خدا تقاص همه اینها را از انسان میگیرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه و اینکه انشاالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 015 - حسنات و سیئات
متن کامل (خام) جلسه 015 - حسنات و سیئات