جلسه 014 - حسنات و سیئات
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
4
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - حسنات و سیئات

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان را درباره احسان ادامه میدهیم این بخش مربوط به شخصیت محسن هست یعنی شخصیت فرد نیکوکار که فرد نیکوکار چند گزاره در موردش ذکر کردند که اینها را با هم میخوانیم اولین مورد از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(المُحسِنُ مُعانٌ وَ المُسیءُ مُهان) شخص نیکوکار به او کمک میشود.@ یعنی کسی که میخواهد کار خیر و خوب انجام بشود به او نیرو و قدرت میرسد خداوند تبارک و تعالی به او کمک خواهد کرد اگر ما خروجی داشته باشیم به اندازه خروجیها و بیش از خروجیها ورودی خواهیم داشت اگر شما یک روز دو روز صد روز هزار روز وقت بگذارید آدمهای خیر را شناسایی بکنید.@ مراکز خیریه را شناسایی بکنید بروید با اینها صحبت بکنید که شما وقتی میخواستید کار را شروع بکنید چه وضعیتی داشتید و الان چه وضعیتی دارید همه آنها به ما میگویند که ما روزی که میخواستیم شروع کنیم از یک امکانات کم و اندک شروع کردیم و خداوند تبارک و تعالی در طول این سالها به ما خیلی برکت داد.@ مثلاً ما گفتیم که چند نفر جمع شویم در یک محل از مردم کمک بگیریم مثلاً جهیزیه برای کسانی که امکان برایشان نیست که جهیزیه کامل تهیه کنند جهیزیه تهیه کنیم مثلاً در ماه میتوانستیم یک جهیزیه بدهیم بعد به آنها میگوییم الان چقدر میدهید؟@ میگویند الان در ماه پنج تا ده تا، بعضی از مراکز من سراغ دارم در روز دهها جهیزیه میدهند، این چطوری شده که به این توان رسیدند؟ برای اینکه محسن بودند احسان داشتند نیکوکار بودند کسی که تولید خیر و کمال میکند به سعه الهی وسعت پیدا میکند جای بیشتری باز میکند.@ بنابراین دریافت بیشتری هم میکند هر وقت کسی کار خیری انجام میدهد یکی از اسمهای خدا را ظهور میدهد خداوند به او برکت میدهد خداوند خودش چقدر خیرات دارد خودش چقدر خروجی دارد؟ بینهایت خروجی دارد(یا دائِمَ الفَضلِ عَلَی البَرِّیَه یا باسِطَ الیَدَینِ بِالعَطِیَه) دائم الفضل است انسان شبیه خدا میشود.@ هر چقدر انسان روح مهربانی، بخشندگی، خیر بودن، محسن بودن، نیکوکار بودن داشته باشد به همان اندازه بزرگ میشود دائماً تولیدات بیشتر و دریافتهای بیشتری از خداوند تبارک و تعالی خواهد داشت. (المُحسِنُ مُعان) کسی که کار خیر انجام میدهد آدم نیکوکار معان است.@ یعنی دائماً خداوند تبارک و تعالی به او کمک خواهد کرد پس امکان ندارد یک کسی بخواهد خوب باشد بعد بگوید نتوانستم خوب باشم اگر انسان تصمیم بگیرد خوب باشد خروجیهای خوبی داشته باشد.@ چه خروجیهای معنوی چه خروجیهای علمی، احسانهای معنوی، احسانهای علمی، احسانهای مالی، احسانهای عاطفی، هر نوع احسانی انسان بخواهد به دیگران بکند خداوند خیر و برکت میدهد و از انسان چیزی کم نمیشود.@ ولی انسان اگر بخل بورزد راه را ببندد بدجنسی بکند میفرماید که(المُسیءُ مُهان) آدم بدجنس آدم بدکار حتماً خوار خواهد شد یعنی امکان ندارد انسان بدجنس باشد بخل بورزد مگر اینکه خداوند برایش مقدر میکند که او حتماً در خواری و تنهایی و غصه بماند یا در خواری و غصه و تنهایی بمیرد.@ مردهای بدجنس که نسبت به خانواده خودشان بدجنسی میکنند زنان بدجنس که نسبت به اعضای خانواده خودشان بدجنسی میکنند فرزندان بدجنس که در خانه اذیت و آزار میکنند آدمهای شری هستند این سنت لا یتغیر الهی شامل حالشان میشود که مهان هستند محسن معان است ولی مسیء مهان است یعنی خوار میشود کوچک میشود.@ لذا آدمهای بدجنس آدمهای بخیل آدمهایی که فقط به فکر خودشان هستند اینطور آدمها در تنهایی و غصه میمیرند یک سنت است همانطور که دوتا هیدروژن با یک اکسیژن آب میشود این یک سنت است همانطور که 4 2+2 همانطور که دو زوج است یک فرد است اینها غیر قابل تغییر است امکان ندارد فرد خَیِر فرد محسن به قدرت به ثروت به توانایی بالاتر نرسد.@ مثالش هم بارها عرض کردم مثل شیر مادر است که اگر بچه از آن نخورد و مادر بخل بورزد خشک میشود اما اگر یک مادر شیر را در اختیار بچه قرار بدهد شیر بیشتری تولید میشود و اینقدر تولید میشود که اگر آن بچه دو سالش هم تمام شود این مادر میتواند شیر را به یک بچه دیگر هم بدهد اگر یک بچه غیر از بچه خودش هم از این بخورد خداوند همین را تولید میکند.@ دائماً میاید که یک مادر میتواند سالها به چند بچه شیر بدهد مثل یک چشمه است که از یک چشمه وقتی آب را برمیدارید وقتی میجوشد یک آب کمی از آن بالا میاید وقتی آب را از روی چشمه برمیدارید آب بیشتری بیرون میدهد و هر چقدر شما آب بیشتری بردارید چشمه قویتر و بزرگتر میشود تولید بیشتری خواهد داشت.@ هر چه از جیبت خرج بکنی نه تنها کم نمیشود بلکه ثروت بیشتری در این جیب میاید در بخش صدقه توضیح دادیم که امام صادق(ع) میفرماید من هر وقت دچار مشکل اقتصادی میشوم مقدار زیادی از آنچه که مانده صدقه میدهم بیشترین قسمت آنچه که از مالم مانده صدقه میدهم و خداوند چندین برابر آن را به من برمیگرداند.@ در فکر مادی در فکر اسیر طبیعت میگوید من پول کم دارم همین را مصرف کنم و بگردم از جای دیگر هم پول جور کنم ولی در فکری که متصل به خداست اتصال به حق تعالی دارد اینطور نیست میگوید هر چند خودم کم دارم ولی مقدارش را به دیگران هم کمک میکنم.@ کسی که نیاز دارد او را هم در نظر میگیرم اینجاست که معان میشود یعنی خداوند تبارک و تعالی بیش از آنچه که دهها بار، بیش از آنچه که چندین بار داده به او برمیگرداند این فکر و قدرت متصل به حق است که شخص کفر ندارد بخل ندارد محدودبین نیست خودش را با خدا میبیند روزی را از ناحیه خدا میداند.@ فضل را از ناحیه خدا میداند نعمت را از دست خدا میگیرد این هیچ وقت کم نمیشود لذا آنهایی که دست بده دارند و اساساً خروجی دارند برای همه اینها ورودیهای بیشتری دارند تولید بیشتر دارند خدا به آنها بیشتر میدهد.@ اما اگر کسی بخل بورزد نخواهد به کسی کمک کند بتواند و نکند خیلی خطرناک میشود اگر بتواند و نکند و بخل بورزد مهان میشود مهان یعنی خوار، پست میشود و تنها میشود و تنها میمیرد فقط این بدبختی نیست که تنها میشود پست میشود و تنها میمیرد بلکه وقتی آنطرف رفت آنطرف هم خیلی خوار خواهد شد، چرا؟@ چون بخل و کفر ورزیده چون ثروت را آنچه که خدا به او داده مال خودش میدانسته مال خدا نمیدانسته در حالی که قرآن یکی از اصلیترین و یکی از شرائط هدایت را در تعریف مؤمنین(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) از آنچه که ما روزیشان کردیم انفاق میکنند.@ لذا هر کس هر چه که خدا به او انفاق میکند خیر، عاطفه، آرامش، شادی، محبت، ثروت، علم، معنویت، قدرت، هر چه که خدا به او انفاق کرده داده خدا روزی او کرده به دیگران هم بدهد میگوید مال من که نیست خدا داده من هم در اختیار بقیه بندگان خدا قرار میدهم این شخص ثروتمندتر قدرتمندتر و شبیهتر به خداوند تبارک و تعالی میشود.@ ولی اگر بخل بورزد در روایت داریم اگر انسان بتواند برای کسی کاری بکند و نکند یک کسی به او نیاز داشته باشد حالا مادرش است پدرش است خواهر و برادرش است همسرش هست دوستش هست همسایهاش هست بتواند یک کاری انجام بدهد و ندهد بخل بورزد.@ به هر دلیلی یا روی لج و لجبازی یا روی بخل یا روی حسادت یا روی بدجنسی بخل بورزد انجام ندهد میفرماید این شخص اگر بهشتی هم باشد خداوند یک ماری را هر روز به بهشت میفرستد روزی یکبار این را نیش میزند تا قیامت، حالا قیامت به بعد چه خواهد شد بماند، تا قیامت این سهمیه نیش مار را دارد.@ میتوانسته کاری انجام بدهد بدجنسی کرده حسادت کرده لجبازی کرده تعصب به خرج داده تکبر به خرج داده چون انجام ندادن یک کار دلائل مختلفی دارد گاهی وقتها از روی تکبر است میتواند برای کارمندش برای زیر دستش برای دوستش برای رئیسش برای مدیرش یک کاری انجام بدهد میخواهد حال طرف را بگیرد میخواهد اذیت بکند.@ میخواهد بگوید من هم هستم میخواهد بگوید تا من نباشم کاری انجام نمیشود یک کاری را انجام نمیدهد یک کاری را ضایع میکند یک کاری را خراب میکند یا روی تکبر یا روی تعصب یا روی حسادت یا روی بخل یا روی بدجنسی و لئامت و پستی یک کاری را انجام نمیدهد کسی نیاز دارد جایی نیاز دارد میتواند کمک بکند و نمیکند.@ آمدند در خانه میگویند ما اینجا مجلس ختم داریم مجلس عزای امام حسین هست مجلس جشن امام حسین هست اجازه بدهید ما از خانه شما این سیم را رد کنیم این برق را از خانه شما بگیریم چهار قالب یخ دارید به ما بدهید، نه نداریم خودمان لازم داریم همین بخل اینطوری.@ یک خواهری یک برادری به کمک ما نیاز دارد و ما بخل بورزیم تکبر بکنیم حسادت بکنیم لئامت و پستی داشته باشیم تعصب داشته باشیم کار را به هر دلیلی انجام ندهیم میفرماید تا قیامت این سهمیه نیش مار را دارد خیلی خطرناک است انسان بتواند کاری را انجام بدهد و انجام ندهد.@ این سهمیه نیش مار برای چیست برای اینکه تو میتوانستی یک کاری را انجام بدهی انجام ندادی؟ نه این دقیقاً ظهور عمل خودت است تو میتوانستی شبیه خدا بشوی و راه را بستی تو میتوانستی اسمی از اسمهای خدا را دریافت بکنی جلوی این اسم را بستی جلوی تجلی کمال و ظهور کمالات الهی را بستی این گناه کمی نیست.@ در حق کودک عزیز روانت ظلم کردی ظلمی هست که به فطرت و کودک عزیز روان کردی به خودت کردی لذا آن مار که دائماً انسان را نیش میزند در همین دنیا هم با آدم هست در همین دنیا آدم روحش از بخل از حسادت از تکبر از لجبازی از تعصب دائماً در فشار است و آسیب میبیند.@ اینکه در روایت داریم اولین قربانی بداخلاق خودش است همین است یعنی خودش در آتش خودش میسوزد. روایت بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(المُحسِنُ حَیٌ وَ إن نُقِلَ إلی مَنازِلِ الأموات) آدم نیکوکار زنده است هر چند که به خانههای مردگان منتقل شده باشد یعنی به برزخ رفته باشد یعنی به قبر رفته باشد ولی زنده است.@ چرا محسن زنده است آدم نیکوکار برای چه زنده است؟ شما وقتی که یک کسی یک کاری را برای خودش انجام میدهد فقط برای خودش انجام داده یعنی آن دریافت را در خودش کرده خودش خورده خودش آرامش داشته این وقتی مُرد رفت دیگر چیزی از این نیست ولی محسن خروجی دارد و خروجیاش هست.@ کسی را شاد کردی این شادی تا قیامت اثرش هست فشار و مشکلی را از کسی برداشتی این تا قیامت خروجیاش است کار خیری کردی پولی چیزی جایی مصرف کردی شکم گرسنهای را سیر کردی آزردهای را شاد کردی خانهای ساختی مسجدی ساختی امامزادهای را به آبادانیاش کمک کردی به آبادانی حرم و مسجدی بنای خیری کمک کردی این باقیمانده است جاودانه است.@ لذا شخص محسن نیاز نیست که زنده باشد خروجیهایش همیشه وجود دارند و برایش دائماً ثواب میفرستند سوره یس(إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) ما مینویسیم آنچه را که افراد انسانها جلوتر فرستادند و آثاری که از آنها مانده را هم مینویسیم.@ لذا یک پدر مرده رفته یک مادر مرده رفته ولی بچههایش هستند نسلهای این بچه میماند و این هست و دائماً برای آنها خیر میرود از طریق نسلش و آثار نسلش، نسل آثار است آثار نسل هم آثار است کارهای خیری که کرده یک معلم از دنیا میرود اما آثارش همیشه هست.@ لذا معلم زنده است خَیِر زنده است نیکوکار زنده است یک مدرسه ساخته یک مسجد ساخته به حرم کمک کرده من هر وقت عزیزان از شاگردان ما دوستان ما حرم میروند هر حرمی که میروند یا مسافرت میروند همیشه توصیه میکنم میگویم سر راه هر جا رفتید مسجد دیدید.@ جایی بود که امامزاده بود حرم بود مسجد بود همین مسجدهای بین راه، حرم امام رضا بود هر حرمی رفتید حتماً مبلغی از جیبتان را پرداخت بکنید در آنجا باشد نگذارید تلف بشود در مصرفهای شخصی، حیف است ما همه آنچه که میتوانیم تا قیامت و بعد از قیامت تولید بکنیم را خودمان مصرف بکنیم و خراب کنیم حتماً از جیبتان یک چیزی در مسجد پرداخت کنید.@ یک مسجدی هست شما میروید اصلاً یادتان نمیماند یادتان نمیماند تا حالا چند تا مسجد رفتید در کدام مسجدها نماز خواندید در شهر رفتید از خانهتان در آمدید سر راه به یک مسجدی رسیدید نماز جماعتی خواندید دارید خارج میشوید اگر صندوقی آنجا هست یک مبلغی در آن صندوق بریز و برو رویشش با خداست.@ در روایت داریم خداوند کلمه تربیت را آورده خداوند رویشش میدهد میگوید خداوند این را آنقدر بزرگش میکند حضرت تعبیری که آورده میگوید روز قیامت یک کار کوچک یک عمل اندک را مثل کوه اُحد بزرگش میکند و به او میدهد.@ هر جا میروید مسجد هست کار خیر هست بچهها در نیمه شعبان در کوچه دارند پول جمع میکنند حتماً یک چیزی دستشان بده آمده در زده که ما میخواهیم برویم پرچم بخریم بده اصلاً بخل نکنید نمیخواهم، نمیشود، نمیتوانم، اینها همه کار آدمهای بدبخت است آدمهای عاجز است آدمهای خوار است.@ آدمهایی که حتماً خوار میمانند خوار میمیرند آدمهای تنهاست اصلاً نه گفتن همین است آن کسی که نه میگوید جلوی اسم خدا را میگیرد، نگویید، این کار را نکنید، من ندارم، دست کن جیبت شاید پنج تا یک تومانی باشد آن هم در مسجد بیانداز به کوچکی آن نگاه نکن خدا به این کار ندارد که تو پنجاه هزار تومان دادی یا پنج تومان دادی.@ البته اگر انسان دارد و بدهد خیلی خوب است بدهد خدا به حس تو کار دارد به فکر تو به نیت تو کار دارد که خدایا من الان میخواستم به این مسجد کمک کنم پول نداشتم واقعاً جیبم را گشتم دیدم هیچی پول ندارم خیلی قشنگ است این ظهور خیلی مهم است.@ انسان آه بکشد که ای خدا الان میخواستم واقعاً این کار را بکنم ولی نداشتم دارم پنج تا یک تومانی هست همان را بیانداز برود رویشش با خداست و خدا رب است رب العالمین است چه خوب هم رویش میدهد در تنهاییهای برزخ در واویلای قیامت، قیامت پنجاه هزار ساله میبینی انسان چقدر هدایا از خدا دریافت میکند.@ هدایایی که رشد کردند رویش پیدا کردند دیگر چیز کوچکی نیست چیز فوقالعاده بزرگی است که خدا به ما در قیامت عطا میکند در زمین سرتاسر آتش قیامت میبینی به شما یک جای خنک میدهند و این خنکی خنکی هست که خودت در بندگان خدا تولید کردی.@ کما اینکه در سرزمین سرتاسر آتش قیامت یک موقعی بدترین جاها را به آدم میدهند و این آتشی است که خودت تولید کردی جهنمی است که خودت تولیدش کردی(المُحسِنُ حَیٌ وَ إن نُقِلَ إلی مَنازِلِ الأموات) لذا انسان تا میتواند از خدا بخواهد گریه بکند به خدا بگوید التماس بکند که خدایا من میخواهم محسن باشم من میخواهم خَیِر باشم من میخواهم خروجی داشته باشم خدایا بخل من را از من بگیر حرص من را از من بگیر.@ (وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) به قدری این بخل، حرص بد است که قرآن تضمین کرده خدا کمتر جایی تضمین داده(لعلکم و لعلهم) زیاد گفته، شاید، نماز را گفته روزه را گفته(لعل) شاید نماز و روزه به دادتان برسد.@ اما چند جا را قطعی گفته یکجا آنجایی هست که انسان جلوی بخل و حرص خودش را میگیرد این آدم حتماً رستگار است کسی که بتواند جلوی حرص و بخل خودش را بگیرد قطعاً رستگار است اصلاً(لعل) و شاید ندارد انسان باشد گریه بکند التماس کند.@ به خدا بگوید خدایا از من حرص، بخل، تکبر، حسادت را از من بردار اینها را از من بگیر و انسان به خودش دائماً بگوید من باید خَیِر باشم من باید محسن باشم من باید دائماً خروجی داشته باشم همینطور دائماً به خودش بگوید.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست حالا میخواهد شخصیت محسن را معرفی کند(المُحسِنُ مَن عَمَّ النّاس بِالإحسان) آدم نیکوکار کسی است که احسانش شامل حال همه میشود نه اینکه بگوید من فقط برای قوم خودم این کار را میکنم برای گروه خودمان این احسان را میکنم انحصار ایجاد نکند.@ به هر کس میتواند واقعاً کمک بکند شرقی، غربی، قوم، قبیله، کشور نداشته باشد به هر کس میتواند از دستش میاید به هر بنده خدایی کمک بکند وقتی یزید علیه اللعنه به مدینه حمله کرد سه روز ناموس و جان و مال مردم را به لشکریان خودش مباح کرد.@ در آن جمعیت دشمنان امام سجاد(ع) هم بودند حضرت به دشمنان خودش هم پناه داد گفت زن و بچه شما و خودتان میخواهید منزل ما بیایید پناه بگیرید بیایید نگفت به من چه، در را ببندیم جهنم اینها دشمنان ما هستند نابود شوند کاری میتوانست بکند برای هر کس، برای خانواده دشمن خودش هم میتوانست کار بکند کار میکرد.@ امام رضا(ع) یکی از لشکریان هارون پدر مأمون حمله کردند مدینه چه جسارتها کردند منزل خود امام رضا چقدر آزار و اذیت کردند خیلی اذیت کردند نسبت به خانواده حضرت و به خود حضرت، بعد که امام رضا ولیعهد شده بود.@ دیگر حالا حضرت روی قدرت بود اشاره میکرد یک موقعی آن آدم به خاطر ظلمها و جسارتهایی که کرده بود مأمون گفت تو رفتی این جنایتها را کردی گفت پدرت دستور داده گفته چنان کن آنها این چیزها سرشان نمیشد.@ خود مأمون میگفت بروید فلانی را بکشید بعد میکشتند میگفت رفتی برادر من را سر بریدی خودت گفتی ما سر بِبُریم آدم زبان نفهم بیمنطق بیرحم، این آدم خیلی ترسید که الان امام رضا چه میکند مأمون تصمیم گرفت که این آدم را بکشد امام رضا صدایش کرد یک چند لحظهای گفت این را ببخش خواهش میکنم عفوش کن.@ همین که داشت امام رضا در گوشی با مأمون صحبت میکرد او گفت الان امام رضا دارد گزارش جنایتهای من را به این میگوید و بیچاره میشوم تا مأمون برگشت گفت قسمت میدهم به خدا به آن خدمتی که به پدرت کردم هر چه این آقا گفت در حق من عمل نکن حرفهایش را گوش نکن.@ ببینید نوع نگاهش به امام رضا چطوری بوده به امام رضا سوءظن داشته مأمون گفت باشه حالا که قسمم دادی قبول است او تقاضای عفو کرد ولی حالا که قسمم دادی دیگر باشه، او را بکشید اینها برای دشمنانشان هم دریغ نداشتند خیر و خوبی و احسان اصلاً دریغ نداشتند.@ اسم محسن را دقت کنید چون اسم خداست انسان میخواهد شبیه خدا محسن بشود یعنی نیکوکار بشود اصلاً از او ظهور کند این آدم آدم نیکوکاری است یعنی اصلاً در خودش نیست صرف خودش و خانواده و فامیلش نیست.@ یک آدمی هست که خیرات و برکات دارد برای همه خیرات و برکات دارد هر کس ناامید بشود حتماً میداند که اگر در خانه این برود ناامید برنمیگردد به سراغ او برود ناامید برنمیگردد جواب منفی اصلاً نخواهد شنید لذا باید مثل خدا(المُحسِنُ عام) مثل الرحمن میماند عام است کافر و مسلمان و همه را در بر میگیرد.@ لذا حضرت میفرماید(المُحسِنُ مَن عَمَّ النّاس بِالإحسان) عموم مردم را مشمول احسان بکند و اساساً یک بحثی ما داریم در دوستی، در روایات داریم که این خیلی اهمیت دارد اینکه انسان واقعاً تا مردمدوست نشود انسان نمیشود انسان اولی که گفتم همان بشر است.@ یعنی کسی که قیافهاش مثل من و شماست سر دارد دست دارد دوتا پا دارد مستوی القامه هست شکل آدم دارد، بشر، پوست انسانی دارد ظاهرش ظاهر انسان است ولی انسان دوم حقیقت انسان است ما تا یاد نگیریم عاشق مردم باشیم مردمدوست باشیم انسان نمیشویم.@ آدم باید مردمدوست باشد مردم را دوست داشته باشد، اَ اینها که اینطوری هستند آنها که آنطوری هستند از آنها خوشم نمیاید از این قبیله خوشم نمیاید از آن گروه خوشم نمیاید اینها سرشان نمیشود اینها حالیشان نمیشود اینها نفهم هستند اینها جاهل هستند اینها نادان هستند همه را یکطوری طرد بکند همه برایش زیر سؤال باشند.@ اینها گناهکارند اینها بیحجابند، اینها اینطوری هستند آنها اینطوری هستند از همه بدش بیاید یک موقع است ما از عمل بیحجاب بدمان میاید آن یک بحث دیگر است ما از عمل این بدمان میاید این بیحجابی کرده این بیتقوایی کرده اینها ظلم کردند گرانفروشی کردند اما از خود آدمها نباید آدم بدش بیاید.@ خیلی فرق هست بین اینکه انسان از عمل یک نفر بدش بیاید تا از یک نفر بدش بیاید از خود آن شخص بدش بیاید این خیلی بد است این سقوط انسان است در روایت داریم از وجود مقدس نبی اکرم(ص) فرمود(رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإیمان) رأس، عقل معادل همه بهشت است.@ میگوید آن سرآمد عقل رأس عقل بعد از ایمان به خدا(بَعدَ الإیمانِ بِاللهِ عَزَّوَجَلّ الأتَحَبُّبُ إلی النّاس) تحبب یعنی دوستی نشان دادن محبت، مهرورزی، میگوید بعد از ایمان به خدا هیچ چیز مثل محبت کردن به مردم، مهرورزی نسبت به مردم نیست.@ اینکه انسان عاطفه داشته باشد نسبت به مردم، محبت داشته باشد یعنی وقتی میگویند فلانی چطور آدمی است بگویند خیلی آدم بامحبتی است ما چقدر کسانی داریم که اسم مسلمان و مؤمن را یدک میکشند اگر به همسرش بگویید این چطور آدمی است هرگز نمیگوید این آدم بامحبتی است.@ میگوید آدم بخیلی است این آدم بداخلاقی است این آدم سفتی است این آدم سختی است این آدم نیشداری است زنش قبولش ندارد شوهرش قبولش ندارد بچههایش قبولش ندارند خواهر و برادرهایش قبولش ندارند فامیلش قبولش ندارند تیز است تیغ است تلخ است.@ اگر به همسرش بگویی میگوید من نمیتوانم بگویم این یک آدم بامحبتی است یک شوهر دارم که شوهر بامحبتی است از او محبت سرریز میشود از او محبت تراوش میکند خشن، بداخلاق، غرغرو، نقنقو، عصبی، باید حتماً در ایمانش شک کرد(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که هرگز آمرزیده نخواهد شد.@ چون اخلاق است دائماً نیش تولید میکند دائماً عذاب دارد تولید میکند ما کجای کارمان گیر هست حضرت به پیغمبر میفرماید بعد از ایمان به خدا رأس عقل مهرورزی به مردم است این نسبت به پدر و مادر خودش هنوز گیر است اگر به پدر و مادرش بگویید این بچه تو چطور بچهای است اصلاً تأیید نمیکنند که این بامحبت است.@ این یک دختری هست اصلاً از سر و رویش محبت برای پدر و مادرش میریزد یک پسری هست یک دامادی هست یک عروسی هست طرف نسبت به پدرشوهر و مادرشوهر خودش بخل میورزد دریغ میورزد نسبت به خواهرشوهرهای خودش دریغ میکند نسبت به باجناق خودش، خواهرزن خودش، برادرزن خودش دریغ میکند.@ یک آدمی هست که اصلاً هیچی از این تراوش نمیکند این آدم مرده است جهنم است جهنم متحرک، به جای اینکه کمک بکند رقابت میکند به جای اینکه مهرورزی بکند چشم و همچشمی میکند به جای اینکه محبت بکند گذشت داشته باشد مسابقه میگذارد میخواهد از آنها جلو بیفتد علو دارد میخواهد برتر باشد میخواهد حرف آن باشد.@ خاک بر سر زنی که میخواهد در خانه حرف حرف خودش باشد خاک بر سر مردی که میخواهد در خانه حرف حرف خودش باشد خاک بر سر بچهای که میخواهد حرف خودش را تحمیل کند به پدر و مادرش و سایر اعضای خانوادهاش، اینها آدمهای جهنمی هستند و گرفتار هستند میفرماید(رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإیمانِ بِاللهِ عَزَّوَجَلّ الأتَحَبُّبُ إلی النّاس) مهرورزی به مردم، اصلاً آدم یاد بگیرد عاشق مردم باشد مردم را در هر صنف در هر شغلی دوست داشته باشد.@ به کاسب نگاه میکند به راننده نگاه میکند به رفتگر نگاه میکند به دکتر نگاه میکند غیبت علیه دکترها، علیه مهندسها، علیه کارگرها، علیه کارمندها، علیه ریئسها، علیه حاکمان، علیه بقیه مردم، علیه کشورهای دیگر، یکسره بدگویی، انسان باید مردم را مخلوقات خدا را دوست داشته باشد چون خدا همهشان را دوست دارد و این تمرین میخواهد.@ انسان باید خودش را تربیت بکند که به دوستی مردم برسد اگر انسان خودش را تربیت کرد وقتی میخواهد برود یکجا زن بگیرد خانواده دختر را بیش از خودش دوست دارد نه بیش از خانواده خودش، اگر خواست شوهر بکند شوهرش و خانواده همسرش را بیش از خودش دوست دارد تحبب دارد.@ قرار نیست رقابت کنیم قرار نیست گوش کسی را بِبُریم مرد نفهم، نادان، بخیل، پدرزن آمده یک خانهای را برای زن این خریده یعنی برای دختر خودش، گفته شما میخواهید راحت زندگی بکنید من این خانه را برای شما خریدم که با شوهرت راحت باشی.@ مرد متکبر، بخیل، نفهم، بدبین خون این زن را در شیشه کرده که این چه کاری بود پدرت کرده اگر راست میگفت خانه را به اسم من میکرد نگاه نمیکند که پدرزن یک خانه به اینها داده که اینها راحت در آن زندگی کنند به این نگاه میکند که چرا به اسم من نکرده.@ آدمی که مریض است تمام محبتها را هم منفی نگاه میکند مریض است بیمار است این آدم روانی است محبتها، دوستیها را جلویش را میگیرد دائماً جلوی محبتها، دوستیها، تولیدات را میبندد بخیل است.@ باز حضرت فرمود در فرمایش دیگری(رَأسُ العَقل التَوَدُدُ إلی النّاس) رأس عقل آنجا فرمود تحبب، اینجا فرمود تودد، مودت، مودت یعنی چی؟ از محبت بالاتر است آنجا فرمود تحبب مهرورزی، یعنی کج خُلق نباشی بداخلاق نباشی محبت اینطوری است از تو چهره خندان، خوب، عزیزم، جانم، حرفهای قشنگ، مهرورزی، لبخند، تودد از این هم بالاتر است.@ تودد یعنی محبتی که در عمل هم ظاهر میشود یعنی شخص فداکاری میکند تعریفی که پیغمبر از انسان بهشتی دارد چیست و ما چه کسی هستیم از آدم دارد و ما چه کسی هستیم چقدر فاصله بین ما و این فرمایشات هست پیامبر دارد شخصیت عاقل را معرفی میکند.@ در بحث روانشناسی عاقل و جاهل یک مقدارش را گفتیم یکی از برجستهترین شخصیتها در عقل کسی است که مهرورز به مردم است اهل محبت است آدم بامحبتی است میگوید این دختر من پسر من خیلی دستش بسته است شوهرش بنده خدا درآمد زیادی ندارد وضع مالی خوبی ندارند اما هم خودش هم شوهرش اینقدر اینها بامحبت هستند که نگو.@ کاری نمیکنند فقط محبت میکنند مهرورز هستند اما تودد این نیست(التَوَدُدُ إلی النّاس) یعنی انسان خدمت به مردم میکند خدمتگزار مردم است مردم را به خودش ترجیح میدهد برای مردم زحمت میکشد از تلاش خودش از آسایش خودش از خوشی خودش از هر چه که خدا نصیبش کرده به مردم هم میدهد.@ مردمدوستی، مودت به مردم، ما الان خیرینی داریم خیرین مسلمان، باتقوا، اهل خمس و زکات میبینی که میلیاردها تومان، بگو از کجا آورده برای اینکه این روحیه را داشته که خدا به او داده، میلیاردها تومان داده مدرسه، مسجد، بیمارستان که مردم استفاده کنند.@ اصلاً لذتش در آرامش مردم است آسایشش، لذتش در آسایش و لذت مردم است نه در آسایش و لذت خودش و خانوادهاش، نبضش، قلبش با نبض و قلب مردم میزند مردمدوستی خیلی مهم است انسان مردم را دوست داشته باشد به آنها محبت بکند و برای مردم فداکاری بکند.@ هر کاری از دستش برمیاید هر کاری میتواند بکند برای مردم بکند به یاد مردم به عشق مردم، به عشق مردم از خواب بلند شود و به عشق مردم بخوابد پیامبر(ص) فرمود(مَن أصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِأمُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم) کسی که صبح بکند و اهتمام به امر مسلمانها نداشته باشد این اصلاً مسلمان نیست عشق به مردم.@ (التَّوَدُدُ نِصفُ الدّین) مردمدوستی نصف دین است نصف دین این هست که انسان از آن خیر و خوبی و محبت و مودت برای مردم ببارد برای مردم باشد اصلاً این یک نظام زندگی است یک سیستم زندگی است یک شیوه زندگی است.@ ما خیلیها داریم شیوه زندگیشان شیوه فردی است خودم، شوهرم، زنم، خانوادهام، پدر و مادرم، خودمان، این تا آخر عمر این یک آدمی بوده که در محور خودش زندگی کرده این دارد یک سبک زندگی به ما یاد میدهد.@ سبک خیر بودن سبک محسن بودن سبک مردمدوستی، سبک با مردم و برای مردم زندگی کردن، مبانیاش هم قبلاً برایتان در بحث احسان و حسنه برایتان توضیح دادم که حالا در کلاس بعد خوشبختانه حالا بحثمان مربوط هست به همین بحث کلاس اول، آنجا هم این مبانی را دوباره میگوییم.@ اولین پایه در مبانی چه بود؟ وقتی میخواهیم به مردم نگاه کنید چطوری نگاه میکنیم؟ هو انت، اصلاً مردم خود تو هستی غیر تو نیست خود تو شخصیت توست اینجاست در قالب یک پزشک است در قالب یک مهندس است.@ در قالب یک کارگر است در قالب یک راننده است در قالب یک مریض است در قالب یک یتیم است در قالب یک معلول است در قالب یک فقیر است اصلاً خودت هستی کس دیگری نیست اگر انسان باور بکند این فرمایش حضرت را که(هو أنت) او خود تو هستی انسان یاد میگیرد که تودد داشته باشد.@ سؤال: ما چطوری محبت بکنیم؟ چطوری به دیگران مهرورزی بکنیم به خانواده خودمان، به فامیل خودمان، به همسایهها، به همشهریها، به غیر همشهریها، به خارجیها، به غیر مسلمانها، چطوری محبت داشته باشیم؟ چطوری تودد داشته باشیم؟ حواست باشد(هو أنت).@ علی(ع) در نامهای که به مالک اشتر مینویسد میفرماید یا برادر دینی تو هست یا در خلق انسان است مشترک است با تو، یک انسانی است مثل تو، اگر نگاه دینی نسبت به او نداری نگاه انسانی است او هم یک مخلوقی است یک انسان است.@ حالا ما بگوییم من میخواهم دوره ببینم کلاس ببینم استاد خصوصی داشته باشم به من بگوید راهکارها چیست اصول چیست من چطوری میتوانم راه را طی کنم من چطوری میتوانم 50 سال جبران کنم خرابکاریهایم را.@ یک فرمایش حضرت کرد(التَّوَدُدُ نِصفُ الدّین) پنجاه درصد راه همین است از این راه کوتاهتر ما داریم؟ میانبرتر از این راه وجود دارد که مال بقیه باش مال انسانها باش برای یک دنیا باش امام فرمود ما غم همه مظلومان عالم را میخوریم مسلمان و غیر مسلمان، آن کسی که میگوید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، این آدم محدودبینی است.@ این آدم مشکل داری است این آدم بخیلی است این دین نیست(التَّوَدُدُ إلی النّاس نِصفُ العَقل) آنجا فرمود رأس عقل، اینجا فرمود نصف عقل، و اینجا فرمود(التودد نصف الدین) یا(نصف الدین التودد) نیمی از دین پنجاه درصد راه را رفته اگر کسی نسبت به مردم مهرورز باشد اهل مودت باشد پس محسن وسیع نگاه میکند.@ عامنگر است محدود نگاه نمیکند ایرانیها، عربها، افغانیها، آفریقاییها، نه همه، هر کس هر چقدر میتواند برای همه باشد قومگرایی قبیلهگرایی اینها چیزهای خوبی نیست محدود نگاه کردن راه را بستن است خدا ما را نامحدود خلق کرده محدود خلق نکرده هر جا اینطوری گفتی راه را بستی و خودت هم کوچک میشوی.@ انسان برای همه، این شعار اسلام است نصف دین دوست داشتن مردم و تودد است تحبب و مهرورزی یک نکته بود تودد بالاتر هست یعنی انسان از خودش هزینه میکند برای دیگران، دیگران را در سلامت و سعادت و خوشیها و آرامش و خوشبختی و مال در علم در معنویات خودش سهیم میکند.@ هر چه بدهی به خودت برمیگردد چندین برابرش، از تو کم نمیشود اگر این کار را بکنی هرگز از تو کم نخواهد شد لذا هر چقدر انسان بیشتر برای همه باشد به قول امام رضا(ع) از او سؤال کردند که بهترین زندگی چیست؟ فرمود بهترین زندگی آن است که دیگران هم در آن سهم داشته باشند.@ عرض کردند بدترین زندگی چیست؟ فرمودند بدترین زندگی آن هست که کسی در آن زندگی سهم نداشته باشد لذا انسان باید به خصوص جوانها درس میخواهید بخوانید کار میخواهید بکنید شغل میخواهید انتخاب بکنید رشته میخواهید انتخاب بکنید.@ نحوه زندگی، سبک زندگی انسان میخواهد انتخاب کند سبک زندگی بهترین سبک این هست که انسان برای همه باشد با این نگاه زندگیاش را طراحی بکند این نحوه زندگی، خانه میخواهید بسازید هر کس هر کاری میخواهید بکنید هر تصمیمی میخواهد بگیرد بزرگ فکر بکند محدود نگاه نکند.@ قدم اول را من بگویم قدم اول در رسیدن به رأس عقل و شروع اسم شریف محسن تحبب است بعد تودد است، تحبب را چه معنا کردیم؟ مهرورزی، اول از خانه خودتان شروع کنید این مبناست کلاس است داریم تمرین میدهیم فقط حرف نزنیم راهکار داریم میدهیم.@ از همین امشب بگوییم من باید در خانه نسبت به اعضای خانواده خودم یک کاری بکنم که همه اعضای خانواده روز قیامت قبل از قیامت شهادت بدهند که خدایا ما شهادت میدهیم این مرد خانه این زن خانه این عروس خانه این داماد خانه این بچه این خواهر این برادر این همسایه تحبب داشته آدمی که تحبب ندارد بیشعور است احمق است.@ وقتی میگوید رأس العقل یعنی این آدم خیلی کم دارد وقتی کسی تحبب ندارد آدم بیشعور و احمقی است معصوم دارد این را به ما میگوید، چقدر نماز بخوانیم چقدر روزه بگیریم چقدر ذکر بگوییم چه ذکری بگوییم؟@ هیچی کنار بگذار، این همه نماز خواندی این همه احیا رفتی این همه حرم رفتی این همه کربلا رفتی این همه حج رفتی این همه سوریه رفتی این همه روزه مستحبی گرفتی تو حالا بگو ببینم تو واقعاً اگر فامیل بخواهند راجع به تو اظهارنظر کنند پدر و مادرت همسرت بچههایت بخواهند راجع به تو اظهارنظر کنند تأیید میکنند که تو اهل تحبب هستی یا نه.@ تو را یک آدم بامحبت میدانند یا نه، یک آدم مهرورز میدانند یا نه، این را به ما بگو این شاخص است یک آینه است میخواهیم امروز خودمان را در این آینه نگاه کنیم آیا بقیه اعضای خانواده، همسایهها، مردم، دیگران تو را با محبت میبینند یا نمیبینند این یک سؤال، نصف زندگی نصف دین، رأس عقل این هست که ما به یک جواب مثبت در زندگیمان برسیم.@ اگر تأیید نمیکنند نه اینها بدجنس هستند اینها بد من را میخواهند اینها نمکنشناس هستند از این حرفها نزن اینها توجیهاتی هست که ما میخواهیم خودمان را تبرئه بکنیم سؤال را جواب بده اگر فامیل، همسایهها، دوستان، خانواده و زن و بچه و شوهر خودت، خواهر و برادر خودت تو را آدم بامحبت میبینند یا نمیبینند.@ میگویند این آدم مهربانی است آدم بامحبتی است آدم وفاداری است اگر میدانند تو آدم هستی اگر نه ما آدم نیستیم حالا هی برو عبادت کن فایده ندارد یک مبناست یک شاخص است برای سبک زندگی ما، برای همین هم فرمود وقتی دو نفر سه روز با هم قهر باشند از دین خارج هستند.@ دو نفر دو مسلمان فرق نمیکند نسبتشان چه باشد سه روز قهر باشند از دین خارجند یعنی مسلمان نیستند اسلامشان دیگر به دردشان نمیخورد اگر بمیرند اسلامشان به دردشان نمیخورد فایده ندارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@