أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان با مقدمهای طولانی درباره این فرمایش نبوی بود که(أحسِن إلی مَن أساءَ إلَیک) به کسی که در حق تو بدی کرده نیکی کن که گفتیم که شخصیت انسان و اخلاق انسانی در موارد اینچنینی شکل میگیرد اینکه انسان به کسی که به او محبت بکند احسان بکند این در حیوانات هم هست.@ حیوانات هم اگر به آنها محبت بشود آنها هم محبت را میکنند حیوانات در مورد کسی که به آنها محبت هم نکرده گاهی وقتها دیده میشود که محبت میکنند از خودشان عواطف نشان میدهند اخلاق انسانی آن جایی هست که انسان به کسی که به او بدی کرده خوبی بکند اما اگر انسان به کسی که به او خوبی میکند بدی کند چی؟@ اگر انسان به کسی که به او خوبی کرده محبت کرده این بدی بکند این چیست؟ این(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) این از حیوان هم پستتر است این اخلاق جهنمی است که انسان به کسی که به او خوبی کرده بدی بکند اما اگر به کسی که به او خوبی کرده خوبی بکند این یک وظیفه است مقابله به مثل است یک وظیفه است.@ حیوانات هم این کار را انجام میدهند قدردانی از کسی که در حق انسان خوبی کرده به گردن انسان حقی دارد این یک وظیفه است که انسان انجام میدهد اما اخلاق انسانی شخصیت انسانی شخصیت بهشتی در جایی شکل میگیرد که انسان به کسی که به او بدی کرده خوبی بکند و میزان انسانیت انسان در همین هست.@ یک نکته خیلی مهم این هست که با توجه به اینکه میزان این هست یک نفر باید در زندگی خودش این را بررسی بکند ببیند که تا به حال به چند نفر از کسانی که به او بدی کردند خوبی کرده چند مورد پیش آمده کسانی که در حق ما بدی کردند و ما در حقشان خوبی کردیم این میزان موفقیت ما را میرساند.@ امتیازهای انسانی از اینجا بروز میکند امتیازهای الهی اخلاق الهی باطن انسانی از اینجاها شکل میگیرد من چقدر به حقیقت انسانیت یعنی اخلاق الهی متخلق شدم چقدر مثل خدا رفتار میکنم که به کسی که به او بدی کرده خوبی بکنم در دعای افتتاح میخوانیم انشاء الله ماه مبارک رمضان هر شب هم هست(تَتَوَدَدُ إلَیَّ وَ أنَا أتَبَغَضُ) تو دائماً به من دوستی میورزی ای خدا و من به تو بغض میورزم.@ و خدا میگوید این کار من(وَ مَن یَمنَعکَ ذلِک) این کار من که تو همیشه به من خوبی میکنی و من همیشه بغض و بدیام را به تو نشان میدهم ای خدا مانع نشده از اینکه خیر و رحمتت را شامل حال من بکنی بدیهای من تو را از خوبی نیانداخته من هر چه بدی کردم هر چه دشمنی کردم تو به من خیر و فضل و رحمت نازل کردی.@ یک گناهکاری به موسی(ع) گفت به خدا بگو که من از تو خوشم نمیاید و از اینکه تو خدای من هستی من شرمنده هستم که تو خدای من هستی موسی که به مناجات آمد رویش نشد این حرفها را بزند خداوند فرمود پیام بنده ما را برای ما نیاوردی.@ عرض کرد خدایا تو که خودت میدانی خداوند فرمود به او بگو ما از اینکه تو بنده ما هستی ننگمان نمیاید اگر تو از اینکه من خدای تو هستم ننگت میاید من از اینکه تو بنده من هستی ننگم نمیاید این یک خدای قشنگ اینطوری است که انسان دریا دریا سالها دهها سال آلودگی گناه را میبرد نزد خدا و خداوند بد به آدم نگاه نمیکند.@ بعد هم اگر شما به خدا واقعاً بگویی معذرت میخواهم صمیمانه بگویی عذر میخواهم معذرت میخواهم اشتباه کردم العفو، استغفر الله، تصمیم بگیری به جد که آشتی بکنی میفرماید(يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) گناهانش هم خداوند برایش عبادت مینویسد.@ اینجا چیزهایی هست که ما دیگر نمیتوانیم درکش بکنیم ولی در حقیقت آدمها این هست در حقیقت انسانی این هست انسان وقتی که اخلاق انسانی پیدا میکند این رفتار خدا را خوب درک میکند که اصلاً گیر گذشته نیست عُقده گذشته را ندارد و اصلاً میتواند گذشته را ندید بگیرد خدا هم دوست دارد ما مثل او باشیم(أحسِن إلی مَن أساءَ إلَیک).@ وقتی اینطوری میگوید یعنی من خدا در اوجش اینطوری هستم حالا من هم میخواهم شما مثل من باشید، حالا اینکه من میخواهم شما مثل من باشید چه چیزی به خدا میرسد؟ هیچی، اینکه ما شبیه خدا میشویم یعنی ما به قدرت میرسیم انسان وقتی شبیه خدا بشود در هر خلقی که شبیه خدا بشود بابی از بابهای بهشت را نصیب خودش کرده و ماوراء بهشت را نصیب خودش کرده.@ تشبه به خداوند مانع شقاوت انسان میشود تشبه به خدا انسان را نجات میدهد و کوچکترین کمترین شباهتها به خداوند برای خداوند خیلی است و خدا برایش ارزش و احترام قائل است که این بنده من در فلان چیز شبیه من بوده پیامبر دستور داد دو نفر را اعدام کنند یک نفر را که اعدام کردند نفر دوم را خواستند اعدام کنند.@ جبرئیل(ع) خدمت حضرت آمد عرض کرد خداوند فرموده این را اعدام نکن ببخشش، برای چه؟ این آدم خوش اخلاقی است در خانوادهاش آدم خوش اخلاقی است همین مقدار که شبیه خداست خدا فرمود که او را ببخشید کافر است.@ وقتی رسول الله میگوید که خداوند به من گفته که من تو را ببخشم او هم ایمان میاورد میگوید هیچ کس از این خلقهای من در خانه خبر ندارد پس تو معلوم است پیغمبری که این چیزها را خبر داری شباهت به خدا خیلی مهم است و تنها دلخوشی یک آدم همین هست که انسان باید در زندگی ببیند چقدر شبیه خدا شده.@ یعنی دنبال هیچ ما به ازاء دیگری نگردد همین من چقدر شبیه خدا شدم بس است بُرد یک انسان همین است بالأخره من از این زندگی که کردم ده سال بیست سال سی سال زندگی که کردم چه چیزی نصیب من شد ممکن است انسان در صحنههای مختلف زندگی اتفاقاً شکست بخورد.@ مثل پیغمبر مثل امیرالمؤمنین در صحنههای خانوادگی، اجتماعی، سیاسی خیلی جاها اینها شکست خوردند اما بُردشان در چه بود که اینها همیشه به عنوان انسانهای بزرگ تاریخ ماندگار شدند؟ در این بود که اینها بیشترین شباهت را به خداوند تبارک و تعالی پیدا کردند آنچه که ما با خودمان از اینجا میبریم همین مقدار شباهت هست.@ اینکه میگویند(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) هیچی آنجا به کار نمیاید موقع مردن به بعد مگر دل سالم، دل سالم دلی هست که شبیه خداوند تبارک و تعالی است هر چقدر که به خدا شبیهتر باشد انسان از خیرات و برکات و آسایش و امنیت بیشتری در موقع مردن موقع وفات به بعد برخوردار است.@ و هر چه به حیوانات به شیاطین انسان شباهت داشته باشد تکبرها، حقدها، تنگنظریها، حسادتها هر چه هست اینها انسان را آنجا گرفتار میکند بنابراین بُرد یک زندگی این نیست که من ازدواج کردم یا نکردم بچه دارم یا ندارم شغل دارم یا ندارم غنی هستم یا فقیرم تحصیل کرده هستم یا بیسوادم ما چقدر بیسوادها داشتیم که بیشترین شباهت را به خداوند پیدا کردند.@ از اولیاء خدا بودند و از بسیاری از باسوادها خوشبختتر زندگی کردند و خوشبختتر رفتند من موقعیت اجتماعی دارم یا ندارم اینها اصلاً هیچ کدام مهم نیست دیگران راجع به من چه فکر میکنند خوب فکر میکنند یا بد، این هم اصلاً اهمیت ندارد مهم این است که من موقعی که میخواهم در این دنیا زندگی کنم و اینجا بروم ببینم چقدر شبیه خداوند شدم.@ چقدر متخلق به اخلاق الهی شدم پس مبنا این هست که دارایی هر کدام از ما که اینجا نشستیم چیست اگر الان ما بخواهیم از این دنیا برویم دارایی ما چیست؟ همسرمان هستند این امتیازی هست برای آخرت؟ نه، بچههایمان هستند؟ نه، پولمان است موقعیتمان است قیافهمان است تحصیلاتمان است مدرک تحصیلمان است موقعیت اجتماعیمان است؟ نه.@ دارایی ما موقعی که میخواهیم از اینجا برویم این هست که روح این نفس این قلب چقدر سلامت دارد چقدر با خدا و با لا إله إلا الله پیوند برقرار کرده چقدر خدا بر آن حاکمیت دارد چقدر خدا برایش محوریت دارد و مهم است چقدر انس با خدا دارد و با خدا با اله خودش جور هست.@ ما 40 سال 50 سال نماز خواندیم و گفتیم لا إله إلا الله هیچ دلبری هیچ معشوقی هیچ الهی جز خدا ندارم میزان موقع وفات هست تو الان میخواهی وفات پیدا بکنی چقدر الهات هست این الله، چقدر با این اله زندگی کردی چقدر با این اله انس داشتی این مبنا میشود.@ لذا در بحث احسان یکی از راههای خوبی که انسان به رویش باز میشود فرصتهای خوبی هست که به رویش باز میشود این هست که فرصت پیدا بکند یک کسی به او بدی بکند این یک فرصت است تهدید نیست که انسان زندگیاش را بد بداند احساس بدبختی بکند یک فرصت است.@ یک کسی در حق من بدی بکند و من بتوانم ببخشم بتوانم ندید بگیرم و بتوانم به او خوبی بکنم این یک فرصت است اگر خدا این فرصت را در اختیار ما قرار ندهد یعنی کسانی نباشند در دنیا که به ما بد بکنند ما چه موقع میتوانیم شبیه خدا بشویم.@ ما چه موقع میتوانیم این خلق محسن و اسم احسان و اسم محسن خداوند را بگیریم لذا آنجایی که به یک نفر احساس بدبختی دست میدهد احساس تلخی به او دست میدهد یک آدم هوشیار و عاقل میفهمد که این برایش یک فرصت است و اساساً هیچ صحنهای از صحنههای تلخ زندگی وجود ندارد مگر آنکه آن صحنه تلخ یک فرصت است.@ برای اینکه انسان ارتقا پیدا بکند و یک شباهتی به خداوند تبارک و تعالی پیدا بکند اگر قرار باشد ما عُرضه نداشته باشیم که از این موقعیت تلخ به نفع خودمان استفاده بکنیم و شباهتی به خدا به هم بزنیم چه اتفاقی میافتد؟@ یک موقعیت تلخی در زندگی اتفاق افتاده یک بلایی یک مصیبتی یک بداخلاقی یک وضعیت اینطوری یک کسی در حق ما بدی کرده و من از آن استفاده نکردم برای اینکه شبیه خدا بشوم به اسمی از اسمهای خدا نزدیک بشوم چه اتفاقی میافتد؟@ خسران است یعنی من باختم من فقط تلخی کشیدم یعنی من نتوانستم تلخی را تبدیل به شیرینی بکنم فقط تلخیاش برای من مانده چون چیزی هم ما به ازاء آخرتی درست نکردم فقط من بدختی و تلخی و سختی را کشیدم خسرانش نصیب من شده یک کسی بلا میبیند به جایش به او درجه میدهند بلا میبیند کفاره گناهانش میشود بلا میبیند به او ثواب میدهند.@ یک کسی بلا میبیند آنطرف هم گناهکار محسوب میشود هم اینطرف بدبختیاش را دارد هم آنطرف بدبختیاش را دارد اینکه در قاعده بهشت و قاعده شادی توضیح دادیم کسی که نمیتواند در دنیا شاد باشد در آخرت هم شاد نیست.@ کسی که اینجا دائماً افسردگی و پژمردگی و بداخلاقی و بددهانی و حساسیت و زودرنجی دارد دائماً در فشار عصبی است در قبر هم فشار عصبی دارد در قبر هم فشار قبر دارد یعنی هم دنیایش با بدبختی است هم آخرتش، اگر یک موقع است یک تلخی سراغ ما میاید که ما را اذیت بکند ما بلد هستیم از آن بهشت درست بکنیم درست میکنیم از آن امتیاز گرفتیم کفاره شده برای گناهان ما.@ اینکه در روایت داریم کسی که بلا سرش میاید روی پایش میزند اجرش را از دست میدهد همین است یعنی بلا آمده اجرش هم از دست داده چیزی هم گیرش نیامده این خسران است پس این فرمول نمیگذارد ما دچار خسران بشویم(أحسِن إلی مَن أساءَ إلَیک).@ نکته دوم در همین بحث این هست که احسان به کسی که در حق ما بدی میکند فقط یک شباهت نیست بلکه آثار دنیایی هم دارد من از آن برداشت دنیایی هم میتوانم بکنم(أحسِن إلَی المُسیءِ تَملِکهُ) به کسی که به تو بدی کرده خوبی کن تا تو مالکش بشوی یعنی او را گرفتار خودت میکنی تو به او خوبی کن مدیونش میکنی مالکش میشوی.@ (أحسِنِ المُسیءَ بِحُسنِ فِعالِک) کسی که دارد بد عمل میکند مسیء را بدکار را کسی که با تو بد رفتار کرده بدکردار را با حسن فعال یعنی رفتار خوبت تو اصلاحش بکن تو هم اگر بخواهی مثل او انتقام بگیری یا مثل او بد باشی او را الگوی خودت قرار دادی.@ انسان وقتی که دقت بکند که اگر کسی در حقش بدی کرد ظلم کرد معلم و مربی ما نیست این نفس خبیث ما این نفس جهنمی ماست که تا بدی نکند تا انتقام نگیرد آرام نمیشود این اینطوری شد دلم خنک شد این اصلاً چیز خوبی نیست اینکه من دلم خنک شد.@ دل خنک شدن عذاب میاورد آتش میاورد مهم این است که تو بتوانی او را اصلاح بکنی یک پیرمرد مسلمان غروب در چادر خودش منتظر پسرش هست که شکار رفته هوا یواش یواش تاریک میشود میبیند که دو نفر آمدند به منطقه و قبیله اینها رسیدند گفتند آقا شب است اجازه میدهید ما اینجا باشیم؟@ گفت بفرمایید مهمان حبیب خداست داخل بیایید داخل شدند پدر دید وسائل پسرش با اینهاست ولی از پسر خبری نیست هیچی نگفت تا اینها یواش یواش با هم حرف میزدند داشتند به هم میگفتند که این را چطوری کشتیم پدر گفت آن کسی که شما کشتید پسر من بود.@ حالا اینها هم در یک قبیله گرفتار پدر لب تر بکند تکهتکهشان میکند گفتند ما کشتیم این هم وسائلش میخواهی چکار بکنی؟ گفت اسلام دستور داده از مهمان شما مهمان من هستید اکرامتان کنم اگر خارج از اینجا بودید و مهمان من نبودید شاید جور دیگری رفتار میکردم.@ آنها همه گفتند قربان اسلام شما برویم ما هم مسلمان میشویم اگر میخواهی ما را بکشی بکش ولی ما مسلمان میشویم و ما را بکش چه دین قشنگی تو داری دو نفر را با این خلقش مسلمان کرد ولی کار راحتی هم نیست همه کسی نمیرود از گردن قاتل بچهاش طناب را بیرون بکشد.@ اینطوری گفتم که ببیند چقدر سخت است بچهات را کشتند بعد بروی طناب را از گردنش بیرون بکشی بگویی برو من بخشیدم هزینه دارد ولی اوج دارد خیلی این کار اوج دارد باید انصاف بدهیم که هر کسی هم نمیتواند این کار را بکند پس این یک روش اصلاحی است.@ اگر یک کسی بدی کرد با یک خوبی انسان روش او را عوض بکند نه با یک بدی نه با یک انتقام نه با یک مچ گرفتن نه با به رخ کشیدن نه با تحقیر کردن نه با تمسخر کردن نه با آبرویش را بردن، در زندگی ائمه ما(ع) مملو از این رفتارهاست ائمه(ع) با خبیثترین دشمنانشان این کارها را میکردند.@ امام هادی(ع) دشمنش که دشمن ائمه است قاتل خودش مریض میشود مادر متوکل دکترا همه این را جواب میکنند پزشکان آن زمان همه جواب میکنند مادرش میگوید من ده هزار دینار یا درهم نذر میکنم که اگر بچهام خوب بشود هدیه بدهم به امام هادی، بعد هم میفرستد سراغ امام هادی میگوید آقا همه اطبا عاجز هستند شما یک نسخه بدهید.@ امام هادی را ببین نسخه میدهد میگوید دشمن من به من پناه آورده میداند که اگر نسخه را ندهد میمیرد ولی وقتی به او پناه آوردند از او میخواهند اصلا این محبت را دریغ نمیکند میگوید این دارو را به او بدهید خوب میشود خوب هم میشود.@ این امام هادی است حالا رفتند سقایت کردند پیش متوکل که امام هادی علیه تو اسلحه جمع کرده در خانهاش کلی دارد توطئه میکند که تو را نابود کند مأمورها شبانه خانه حضرت ریختند امام هادی شب میاید میبیند که رئیس مأمورها نردبان گذاشته میخواهد در خانه حضرت بیاید حالا پایش پیچ خورده بود.@ امام هادی سریع میدود صبر کن چراغ بیاورم راحت پایین بیایی چراغ میاورد بعد به او میگوید چیزی نشد؟ میخواهید بگردید بیایید بگردید میایند میبینند یک سجاده خانه حضرت است و یک کیسه ده هزار درهمی یا دیناری هم هست با یک شمشیر مال خود حضرت، دستگیر میکنند پیش متوکل میاورند.@ میگوید این پولها را که مادرت به من داده، مادرم به تو داده پس مادرم با تو دست به یکی کرده، مادر را صدا میکند مادر میگوید من برای تو نذر کردم به این آقا دادم این آقا جان تو را نجات داده متوکل هم شرمنده میشود ده هزار تومان هم رویش میگذارد آقا را برمیگردانند این رفتار معصوم است با دشمنانشان هم مهربان هستند.@ میخواهم سر به تن فلانی نباشد انشاء الله بمیرد انشاء الله تکه تکه شود انشاء الله جنازهاش را بیاورند انشاء الله بچههایش یتیم بشوند این اصلاً در مرام انسان نیست یک کسی که یک همچین آرزوهایی در دلش هست برای کسی یک حیوان است این اصلاً انسان نیست این اصلاً آدم نیست اخلاق انسانی نیست.@ از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(الإحسانُ إلیَ المُسیء یَستَصلِحُ العَدُو) احسان به بدکار باعث میشود دشمن تو آشتی بکند و اصلاح بشود نکته خیلی خیلی مهم در بحث احسان این هست که ما به دنبال چه هستیم.@ در احسان کردن به کسی که در حق ما بدی کرده بارها این نکته را توضیح دادم که وقتی ما از خدا بخشش میخواهیم با دو کلمه از خدا بخشش میخواهیم یکی(العَفو أعفُو عَنّی) خدایا ببخش، یکی(إغفِرلی) آن هم میگوییم ببخش، غفران با عفو درخواست عفو کردن با استغفار چه فرقی دارد؟@ در عفو شما به خدا میگویید که من گناه کردم(لَکَ العُتبی حَتّی تَرضی) تو حق داری که به من عتاب بکنی عذابم بکنی چون من گناه کردم مجرم باید مجازات بشود حقش است چراغ قرمز را رد کردی سرعت غیر مجاز داشتی سبقت بیمورد داشتی جریمهای، حق انسان است وقتی جرم کردی در عفو ما به خدا میگوییم خدایا از جریمه بگذر من را عذاب نکن.@ اما در غفران نه تنها میگوییم جریمه نکن بلکه میگوییم رویت هم برنگردان قهر هم نکن یعنی شتر دیدی ندیدی، یعنی اصلاً انگار نه انگار که من بدی کردم این خیلی حرف است که تو به خدا بگویی خدایا من گناه کردم ولی تو با من رفتار بیگناهان بکن.@ حالا انشاء الله ماه رمضان میرسیم آنهایی که عُرضه دارند در دعای آخر ماه مبارک وداع قشنگی دارد از امام سجاد(ع) میگوید خدایا اولیاء تو از ماه رمضان استفاده کردند ما که از ماه رمضان استفاده نکردیم نتوانستیم استفاده بکنیم ولی تو به اندازه آنها به ما بده.@ عجیب است یکی گناه بکند آن هم معصیت جبار سماء را یعنی خدا را بکند بعد برود بگوید من گناه کردم ده سال بیست سال آن هم چه گناهانی ولی تو با من آشتی باش به من بخند با من مهربان باش رویت را برنگردان بچه کوچکها را دیدید که وقتی یک گناهی میکنند مادرشان یا پدرشان اخم میکنند میرود بغل مادر میگوید اخم نکن.@ حالا این مادر از اینطرف ناراحت است از آنطرف هم از این رفتار بچه خندهاش میگیرد میگوید خیلی خوب برو بخشیدم، میگوید نه بخند بخند، بچه تیز اینطوری هست به مادر میگوید بخند مادر را به خنده وادار میکند بعد مادر میخندد.@ بعد به مادر میگوید اینطوری نه بغلم کن من را بوس کن خیلی حرف است یک بچه اینقدر زیرک، این بچه این حرفها را از کجا آورده میزند 5 سال 6 سال بچه وجودش استغفار میکند عفو نمیخواهد غفران میخواهد میگوید بخند اصلاً انگار نه انگار من این کار را کردم حالا آغوشت را باز کن من را بغل کن ببوس.@ حالا ما به خدا همین را میگوییم در استغفار میگوییم من یک گناهکار حرفهای قهار هستم 30 سال 40 سال 50 سال همه کارم آلودگی و گناه است مگر غیر از این است که ما گناهکار حرفهای هستیم آن از عبادتهایمان و نماز خواندهایمان که پر از گناه است.@ خود نماز و عبادتمان پر از گناه است همهاش بیادبی است بیتوجهی به خداست حواسپرتی است تازه اگر همه شرائطش را رعایت بکنیم و اول وقت و غیره تازه وقتی میخوانیم همهاش پر از بیادبی است گناهانمان هم که گناه است در دستمان چه داریم که ببریم بعد هم به خدا میگوییم استغفر الله.@ خدایا قهر نکنی ناراحت نشوی رویت را برنگردانی خدایا بغلم کن خدایا نوازشم کن تازه میگوییم بهشتت را هم بده حالا این خدا کمش میاید این کار را بکند؟ در دعای روز دوشنبه(اِنَّهُ لا تَنقُصُکَ المَغفِرَۀ وَ لا تَضُرُّکَ المُوهِبَۀُ) خدایا بخشش من مغفرت من چیزی از تو کم نمیکند اینکه به من هم یک چیزی عطا کنی یک چیزی هم بدهی.@ میگویند یک چیزی هم انگار بدهکاریم، میگوییم خدایا بده مگر کمت میشود(وَ لا تَضُرُّکَ المُوهِبَۀُ) ضرر که به تو نمیخورد خدایا، یک کسی میتواند اینقدر پررو باشد به خدا یک همچین حرفی بزند ما همه پررو هستیم به خدا میگوییم.@ این پررویی نیست این شدت معرفت به خودمان است و شدت معرفت به خداست که آدم به قول حضرت میگوید من وقتی به خودم نگاه میکنم که از خودم ناامیدم اما همه امیدم وقتی است که به تو نگاه میکنم(اِلهی مَن أنَا حَتّی تَغضِبَ عَلَیَّ) خدایا من چه کسی هستم که تو به من غضب کنی.@ امام سجاد(ع) میگوید من اصلاً عددی هستم که بخواهی به من غضب بکنی اینطوری با خدا حرف میزنیم ولی خدا میدانید اگر اینطوری با او حرف بزنید چه به شما میگوید؟ اصلاً اجازه میدهد خدا یک کسی با او اینطوری حرف بزند.@ بگوید خدایا من یک مدت گناه کردم 30 سال 40 سال 50 سال یک عمر آلودگی دارم پر از گناه پر از آلودگی پر از غفلت پر از خرابکاری پر از بیادبی و از تو میخواهم که ندید بگیری با من هم آشتی باشی اگر کسی جگرش را داشت به خدا یک همچین حرفی زد خدا به او چه میگوید؟@ آیه را بخوانم(وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ) شما باید، فعل امر به کار برده، دیگران را عفو بکنید و باید ندید بگیرید اشتباهات دیگران را، آیا نمیخواهید که شما را خدا ببخشد؟ آیه قرآن است میگوید مگر تو نمیخواهی بخشیده بشوی پس عفو کن تو هم بلد باش کسی را جریمه نکن مقابله به مثل نکن یک کسی را اذیت نکن.@ اگر بدی کرد اخلاق انسانی اینجا شکل میگیرد(وَ لْيَصْفَحُوا) ندید هم بگیر اصلاً خودت را به بیخیالی بزن اینکه در روایت داریم نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی است ندید گرفتن آدمهای عاقل و باشعور هستند که ندید میگیرند اصلاً نه انگار، احمقها دائماً میروند مچگیری میکنند.@ آنهایی که روح خبیث و جهنمی دارند اینها همه مچگیری میکنند احمقها اینطوری هستند یعنی میخواهند جزا بدهند اذیت بکنند آزار برسانند تنبیه بکنند جهنم درست بکنند عاقلها اصلاً اینطوری نیستند عاقل ندید میگیرد اصلاً نمیبیند کور است.@ خودش را به ندیدن میزند انگار نه انگار که من دیدم گناه کرده انگار ندیده که معصیت کرده انگار ندیده که این یک بدی کرده در حق من، اصلاً من نفهمیدم که این یک بدی کرده باشعورها اینطوری هستند که به این باشعورها الان میگویند آدمهای پخمه و ساده و احمق، این آدم پخمهای است بله خدا میخواهد ما اینطوری باشیم.@ پیغمبر هم همین را فرموده فرموده آدمهای دنیایی کافرها اینطور آدمها را احمق و ابله میدانند خودش را به نفهمی میزند که من نفهمیدم تو به من چه گفتی چه شنیدم آدمهای جهنمی که به حساب خودشان عاقل هستند.@ میگوید چه گفتی، با من بودی، حتماً با من بودی، نه حتماً نظرت اینطوری بود، به پیر به پیغمبر اینطوری نیست، نه حتماً میخواهد جرم ثابت بکند حتماً دنبال جرم میگردد بدی، کجی، کاستی، انحراف، همیشه آدم زرنگی است بلد است راحت مچ بگیرد ولی آدم احمق اینطوری نیست آدمی که از این نظر احمق و ابله هست اینطوری نیست.@ آنهایی که اخلاق الهی دارند اینطوری هستند پیغمبر اینطوری است اینها را گفتم که این روایت را برایتان بخوانم(لا یَحُوذُ الغُفرانَ إلاّ مَن قابَلَ الإسائَۀَ بِالإحسان) این هم از وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین(ع) هست هیچ کس به آمرزش خدا نمیرسد به غفران خدا، غفران خدا چه بود؟@ اینکه خدایا گناهانم را ندید بگیر دوستم باش اخم هم نکن بخند، میگوید هیچ کس به این غفران خدا نمیرسد مگر کسی که بدی را با خوبی پاسخ بدهد اگر یک همچین عُرضهای نداری هی به خدا نگو استغفر الله، خدا میگوید تو اصلاً شبیه من نیستی تو یک آدم بدبخت، بیگذشت، بیظرفیت حقیری هستی که هر کس بدی کرد بدی کردی خوبی کرد بدی کردی.@ بدی هم کرد عُرضه نداشتی ببخشی کینه در دل نگه داشتی دلت پر از آلودگی پر از کینه پر از نفرت، من همه کس را حلال میکنم جز مادرشوهرم را، همه کس را حلال میکنم جز مادرزنم را، از این یکی نمیتوانم بگذرم، این دل مریض است غفران همینجاها لازم است.@ اگر نمیتوانی بدیها را با خوبی جواب بدهی پس انسان نیستیم بیخود هم لاف استغفار نزنیم استغفر الله میگویی خدا میگوید تو کجایت شبیه من است تو این که از من میخواهی گناهان تو بیشتر است یا بدیهایی که دیگران در حق تو کردند گناهانی که تو کردی بیشتر است یا گناهانی که دیگران کردند.@ آلودگیهای تو بیشتر است یا دیگران، تو آلودگیهای کوچک، لغزشهای دیگران را بدیهای دیگران را نتوانستی از دلت بیرون کنی دلت پر از کینه و نفرت بود و بعد انتظار داری جنایتهایی که کردی گناهانی که در حق من کردی نافرمانیهایی که به من کردی من هم ندید بگیرم.@ مثل کسی هست که یک میلیون بدهکار است به طلبکار بگوید ببخش، بعد یک نفر ده هزار تومان به او بدهکار است نمیبخشد. یک بنده خدایی در مسجد نشسته بود آمدند به او گفتند که فلان کس مرده این وصیت کرده که این طلاها را به شما بدهیم.@ یک کیسه طلا آوردند دستش دادند همین که نشسته بود رفقایش هم بودند گفت بچهها جلو بیاید این طلاها را بین اینها تقسیم کرد، گفت چکار داری میکنی؟ گفت طلاها را دارم به برادرانم تقسیم میکنم، گفت تو دیوانه شدی؟@ گفت نه دیوانه نشدم من تا الان چند دقیقه پیش دستم را بالا برده بودم به خدا میگفتم خدایا تو بهشتت را نصیب برادرهای من کن آنوقت از این چهار تکه طلا نگذرم نمیتوانم بگویم که خدایا بهشت را به آنها بده ما اینطوری هستیم ما از کیسه خلیفه خوب میبخشیم ولی نوبت بخشش خودمان باشد اصلاً نمیتوانیم این کار را بکنیم خدا خیر دنیا و آخرت بدهد، تو چکار میکنی؟ تو برای برادرت چکار میکنی؟@ تو نمیتوانی دیگران را ببخشی بعد به خدا میگویی من را ببخش نمیتوانی جریمه نکنی انتقام نگیری عُقده نکنی کینه نکنی بعد به خدا میگویی که عُقده نکن نمیتوانی خوبی بکنی بخندی بعد به خدا میگویی بخند، این خیلی حرف زوری است خدا هم این کار را نمیکند.@ (لا یَحُوذُ الغُفرانَ إلاّ مَن قابَلَ الإسائَۀَ بِالإحسان) قابل یعنی مقابله کردن، بدی را با خوبی مقابله بکنی بدی گرفتی حالا خوبی بده اخم گرفتی لبخند تحویل بده حرف درشت گرفتی حرف نرم تحویل بده و صحنه ارتباطات، زندگی، صحنه تمرین ماست برای اینکه ما به اخلاق خدا نزدیک بشویم از حیوانیت از فشار قبر دست برداریم.@ فشار قبر ما همینهاست که الان در زندگی دارد به ما وارد میشود اگر توانستی از آن رد بشوی که رد شدی ولی اگر ایستادی فشارت را دیدی و نتوانستی از آن رد شوی کینه کردی عُقده کردی ماند پس تو دچار فشار قبر هستی که حتماً هم دچار فشار قبر خواهی شد.@ فشارهایی که خودت بیخود به خودت آوردی این یک قاعده خیلی مهم بود اصل بحث ما همین بود که(لا یَحُوذُ الغُفرانَ إلاّ مَن قابَلَ الإسائَۀَ بِالإحسان) اگر نمیتوانی هی نگو استغفر الله، ببین استغفر الله که خودت کردی اسم غفار اسم غفران، بحث در اسماء الله که ساعت بعدی ما هست همین است ما اسمها را که به کار میبریم برای چه اسمها را به کار میبریم؟@ برای چه میگویند شما جوشن کبیر را بخوانید آن همه ثواب دارد؟ برای اینکه شبیه این اسمها بشویم هی به کار بردن اسمهای خدا بدون اینکه خودمان بخواهیم شبیه این اسمها بشویم این چه فایده دارد به چه درد میخورد.@ آخرین فرمایش در این زمینه(لا یَکُونَنَ أخُوکَ عَلَی الإسائَۀَ إلَیک أقوی مِنکَ عَلی الإحسانِ إلَیه) خیلی این حساس است میگوید مواظب باش برادر تو در بدی کردن به تو قویتر از تو در خوبی کردن به او نباشد.@ اینکه در قرآن داریم اهل سبقت از همدیگر باشید اهل سبقت و سرعت(سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) سرعت بگیرید به سوی مغفرت پروردگارتان و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است از آنطرف هم میگوید از همدیگر سبقت بگیرید نه تنها سرعت بگیرید به سمت مغفرت، چطوری ما به سمت مغفرت پروردگار میتوانیم سرعت بگیریم؟@ (لا یَحُوذُ الغُفرانَ إلاّ مَن قابَلَ الإسائَۀَ بِالإحسان) وقتی خدا میگوید سرعت بگیرید بیایید به سمت مغفرت پروردگارتان یعنی من که میدانم شما گناه میکنید و آلودگی دارید اما با سرعت بیایید به سمت مغفرت من، اسم غفران من منتظر شماست اسم غفار من منتظر شماست.@ این خیلی حرف است خدا میگوید من آغوشم را باز کردم که شما یک عمر گناه بیاورید برای من و من همه را پاک کنم با خنده و لبخند و نوازش همه شما را تحویل بگیرم روی این آیه خیلی کار بکنید(سارعوا) سرعت بگیرید به سمت مغفرت پروردگارتان.@ با سرعت بیایید اسم غفار و غفران من بیصبرانه منتظر تکتک شماست که همه شما را ببخشد همه شما را پاک کند گناهانتان را ببخشد نوازشتان بکند به جایی که دوست دارید شما را ببرد این خداست آدم خیلی باید بدبخت و قسی القلب و شقی باشد که با این خدا جهنمی بشود و با این خدا درگیر بشود و نافرمانی این خدا را بکند بیفتد به لجاجت با این خدا.@ با این خدا نتواند زندگی کند و کنار بیاید با این خدا نتواند رفیق بشود با این خدا نتواند زندگی بکند کارهایش را با این خدا تنظیم بکند دلش و کارش و عشقش را هدیه کند به این خدا، با این خدا عشقبازی کند خیلی آدم باید بیچاره باشد.@ بعد هم میگوید سرعت بگیرید با سرعت بیایید سبقت هم بگیرید از همدیگر در این غفران سبقت بگیرید وقتی میگوید سرعت بگیرید یعنی شما باید در بخشیدن دیگران و خوبی کردن به کسانی که به شما بدی کرده اهل سرعت باشید زیاد این کار را بکنید.@ مسأله خیلی مهمی است شما در هیچ جای دیگر در هیچ کتاب دیگری نخواهید پیدا کرد یک همچین چیزی را که حضرت دارد میفرماید یک همچین محتوایی را، اینکه تو یک عمر گناه داری پیش خدا میروی این اصلاً مهم نیست من یک عمر گناه کردم گناهکار حرفهای هستم آنچه که تعیینکننده است این نیست که تو با یک عمر گناه داری پیش خدا میروی.@ آن که تعیینکننده است این هست که تو که با یک عمر گناه پیش خدا میروی عُرضه داشتی در این عمرت کسانی را مغفرت بکنی یا نه، اخلاق مغفرتی داشتی یا نه، با مغفرت دیگران گناهان تو به تو صدمه نمیزند ولی اگر گناه نکرده باشی روح مغفرت نداشته باشی طاعتت هم نمیتواند نجاتت بدهد.@ وقتی عُرضه نداری بدیها را با خوبی جواب بدهی به هیچ وجه فرصت نجات نداری طمع نجات نداشته باش وقتی بلد نیستی دیگران را ببخشی وقتی کینه میکنی عُقده میکنی تا یک نفر را له نکنی ولش نمیکنی تا یک نفر را بیحیثیت و بیآبرو نکنی زخمیش نکنی نکشی نابودش نکنی ول نمیکنی اصلاً انتظار نداشته باش که مشمول مغفرت خدا باشی.@ خدا به جنگت میاید خدا میگوید من با یک همچین آدمی به جای اینکه ببخشم، میجنگم، این بندهای که نسبت به بندگان من اینگونه عمل میکند به جنگ من آمده خیلی فرق دارد دوتا خدای اینطوری، بعد میفرماید سبقت بگیرید یعنی یک حجمی از محبت یک نفر به تو دارد که اگر کسی محبت دارد تو هم باید متقابلاً.@ حضرت فرمود اگر کسی در حق شما لطفی کرد حتماً به بهترین وجه جبران کنید به بیشتر از آن، لذا شما در محاورات هم همینطور است در محاورات اگر کسی گفت سلام، تو نگو سلام، بگو سلام علیکم، اگر گفت سلام علیکم، تو بگو سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اگر گفت سلام علیکم و رحمۀ الله تو بگو سلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته، در محاوره میگوید نمانید اگر کسی چهار کلمه به شما مهروزی کرد شما ده کلمه جوابش را در محبت بدهید چون باید پاسخگو باشید این در رفتار هم همینطور.@ اما این اخلاق آدمی نیست این یک انصاف و عدالت است که انسان باید رعایت بکند کسی محبت کرده بیشتر محبت کن تا وظیفهات را انجام داده باشی چون او سبقت گرفته در محبت کردن به تو، تو وظیفهات هست که بیشتر بکنی.@ این خانمهای باادب را دیدید در خانوادههای شما حتماً زیاد دارید مادرتان، مادربزرگتان، خواهرتان، همسایه معمولاً یک ظرف آش میدهد این خانم ظرف را خالی برنمیگرداند یک چیزی بهتر از آش در ظرف میگذارد و برمیگرداند این فهم و شعور و انسانیت است آدمهایی که طبیعتگرا و خودخواه هستند اصلاً این فرهنگ را نمیطلبند.@ میگوید یعنی چی او یک کاسه آش داده من بیشتر از آن به او بدهم، حیوان این کار را نمیتواند بکند هر چند حیوانها هم خیلی وقتها این کارها را میکنند شما چهار تا گوشت جلوی سگ میاندازی اما او جانش را برای تو میدهد خیلی بلد است خوب جبران بکند یک سگ و حیوانات دیگر، جانش را برایت میدهد.@ یک لقمه نان دادی او همه وجودش را میکند سپر دفاع از تو، این را نمیگوید، میگوید باید کسی که صد تا بدی کرده تو دویست تا خوبی کرده باشی مواظب باش دیگران در بدی کردن به تو از تو در خوبی کردن به آنها سبقت نگیرند نگذار حجم بدی دیگران بالا برود و حجم خوبی تو کم بشود این اخلاق آدمی است.@ اخلاق انسانی است اخلاق الهی است شبیه خدا شدن است این همان کانون آرامش است کسانی که عُرضه ندارند دیگران را ببخشند اینها هیچ وقت روی آرامش را به خودشان نخواهند دید اینها همیشه دلشان فشار قبر و روح دارد.@ همیشه کینه و اولین قربانی آن هم خودشان هستند بداخلاقی، کینه، حسادت اولین قربانی خود شخص است در روایت داریم هیچ وحشتی بالاتر از خودخواهی نیست آدمی که خودخواه است همیشه قلبش تنگ است روحش تاریک است فرمود اگر حسود میدانست که با بدن و روح خودش چکار دارد میکند هرگز حاضر نمیشد این کار را با خودش بکند.@ بداخلاق همینطور، در روایت داریم(مَن ساءَ خُلقُه عَذَّبَ نَفسَه) کسی که بداخلاقی دارد اولین کسی که قربانی میکند خودش است لذا آدمی که عُرضه ندارد اینطوری باشد خوبی را با خوبی بهتر یا بدی را با خوبی جواب بدهد این همیشه گرفتار است.@ یعنی همیشه باید بدبختی و خفت، ذلت در زندگی بکشد فشار قبرش هم که سر جای خودش است چون به ناحق دارد این کار را میکند به ظلم دارد این کار را میکند اخلاق انسانی ندارد خودش را حیوان فرض کرده که اگر یک کسی بدی کرد من باید انتقام بگیرم.@ یک کسی بدی کرد من باید حالش را بگیرم من باید جبران بکنم من باید دیگران را له بکنم دلم را باید خنک بکنم این مال حیوانات است این در انسانیت شکست خورده وظیفه انسانیاش را انجام نداده ظالم است ظلم به خودش کرده(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) بدی کردید به خودتان بدی کردید.@ لذا در خانه برادرت است خواهرت است باجناقت است جاریات است هر کس هست اگر بدخواهی میکند تو باید آمار خوبیهایت را بالا ببری اخم کرد آمار خندهها، لبخندها، توجهها، محبتها، بخل کرد تعداد هدیههایت را بالا ببر نه اینکه تو هم بخل بکنیو@ دعوت نکرد تو تعداد دعوتهایت را زیادتر کن شام نداد تو تعداد غذاهایت را بالا ببر، اما این در سر هر کسی هم نمیرود هر کسی هم نمیتواند این را تحمل کند فقط آدمها میتوانند تحمل کنند آنها که میخواهند شبیه خدا باشند آنها که(سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) را خوب فهمیدند، سابقوا را هم خوب فهمیدند.@ آنهایی که به دنیا آمدند که آدم بمیرند آنهایی که به دنیا آمدند که زندگی انسانی بکنند آنهایی که هدف خلقت خودشان را فهمیدند آنهایی که الهشان واقعاً الله است آنهایی که پاداش این کا را در لبخند خدا جستجو میکنند از کسی پاداش نمیخواهند که من به تو صد تا خوبی کردم تو به من صد تا بدی کردی من در ازائش صد تا خوبی کردم.@ نه پاداشش را از خود خدا میخواهند لبخند خدا بهترین پاداش برای آنهاست رضایت خدا(وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ) از بهشت هم بالاتر است حالا این که تئوری بود باید برویم در صحنه زندگی ببینیم چقدر عملی میتوانیم این را پیاده بکنیم و امتیاز حقیقی ببینیم میتوانیم بگیریم امتیاز انسانی، آدمی هم به ما میدهند یا نمیدهند.@ ما میتوانیم خودمان را با این کارها شاد کنیم یا نه، چیزی که درو میکنیم یکسره حسرت و افسردگی و گناه و بداخلاقی و رنجیدن و رنجاندن هست ببینیم در واقع ما باید چکار کنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا کنیم پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان، دفع بلاها از کشورمان، شهرمان، بلاهای طبیعی و غیر طبیعی.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه همه ما انشاء الله مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@ سؤال کردند در مورد سوء استفاده از محبتها، گفتند اگر ما به کسی محبت بکنیم او این کار را وظیفه خودش بداند بدتر شود تکبر بکند قدرنشناس باشد چطوری است؟ قدرنشناسی عیبی ندارد اگر کسی قدرنشناس بود دلیل نمیشود ما محبتمان را انجام ندهیم.@ اصلاً مهم نیست کسی بفهمد که ما محبت میکنیم یا نمیکنیم محبت کردیم یا نکردیم، مهم این است که ما شبیه خدا بشویم و وظیفهمان را انجام بدهیم و اتفاقاً معصومین(ع) بسیاری از موارد محبتهای خودشان را پنهان میکردند و نمیگفتند این عیبی ندارد.@ اما اینکه ممکن است این محبت طرف فکر بکند که شما از روی ضعف دارید این کار را انجام میدهید و تکبرشان زیاد بشود یا آزار و اذیتشان زیاد شود یا مسخرگیشان زیاد شود اینجور جاها وظیفه ما هست که در مقابل متکبر تکبر بورزیم اما اگر در دفاع از آبروی دیگران ما سختیهایی را تحمل بکنیم این سختیها کفاره گناهان ما خواهد شد.@ اینکه یک نفر میفهمد یا نمیفهمد گفتم دلیل نمیشود که ما محبتمان را کم کنیم یا قطع کنیم. اینکه ما یک محبتی را با محبت جواب بدهیم از روی تکبر نباید باشد ببینید بعضی از آدمها اینقدر متکبر هستند که اگر به آنها یک محبت بکنید از روی تکبرشان محبت را جواب میدهند یعنی محبت میکنند یا بالاتر جواب میدهند.@ چون میگوید من نمیخواهم زیر دِین و منت کسی باشم به او برمیخورد این اخلاق اخلاق جهنمی است محبت کردنش هم جهنمی است نه انسان لطف و محبت دیگران را بپذیرد و اجازه بدهد که دیگران به او محبت بکنند و او هم این کار را انجام بدهد چون اینکه ما نپذیریم نخواهیم، خیلیها را دیدید وقتی دعوتشان میکنند اجابت نمیکنند میگویند اگر ما قبول بکنیم زیر دِین دیگران میرویم.@ عیبی ندارد ما اجازه بدهیم افراد خوبی کردن محبت کردن به همدیگر را تمرین بکنند چه اشکال دارد پیغمبر از همه کس هدیه قبول میکرد به اندازه وسعش هم خودش هدیه میداد رد نمیکرد این هیچ اشکالی ندارد.@ بنابراین پاسخ باید برای رضای خدا فقط باشد انسان بخواهد اخلاق الهی را در خودش پیاده بکند نه اینکه بخواهد از روی نخوت و تکبر محبت دیگران را بهتر جواب بدهد. اگر کسی به ما بدی بکند ما به او محبت بکنیم کوچک نمیشویم مهم این است که انسان در نزد خدا بزرگ شود.@ تکبر در مقابل متکبر هم البته بعد از اینکه انسان بداند که تواضع جواب نمیدهد گاهی وقتها افرادی هستند که متکبرند شما با تواضع و مهربانیات میتوانی آن موضع تکبر آنها را از بین ببری و آنها را آدم بکنی.@ ما استادمان نقل میکرد که یک آقایی بود که خیلی آدم متکبری بود میگفت من چند مدت وقتی ایشان را میدیدم خیلی با دَبدبه و کَبکبه رد میشد و همیشه توقع داشت همه به او سلام کنند من هم یک مدت به او سلام میکردم او هم بالأخره با زحمت جواب میداد و میرفت.@ این مهم است که ما یک مدتی تواضع را بکنیم تا آن شخص خجالت بکشد و نرم شود این کار باید در مقابل متکبر بشود بعد گفت ما دیدیم این نرم نشد یک روز در مقابلش قرار گرفتم در خیابان جلویش ایستادم بلند سرش داد زدم گفتم سلام کن.@ بعد گفت خیلی ترسید او هم سلام کرد گفت از آن به بعد هر وقت من را میدیدید زودتر سلام میکرد چند متر جلوتر، به او فهماندم که نباید متکبر باشد حالا اینطور نیست که تا یک نفر متکبر را دیدیم با او درگیر شویم خیلی وقتها تواضع ما میتواند متکبر را ذوب کند اما دیگر اگر خیلی سرسخت بود آن موقع است که باید در مقابلش متکبر باشی.@ برای جبران این مسائل هیچ وقت دیر نیست ما تا زنده هستیم فرصت جبران داریم یک کسی نمیتواند بگوید وقت گذشته اصلاً خداوند هیچ وقت فرصت را از بندهاش نمیگیرد یعنی اگر بندهای لیاقت شبیه شدن به اسمی از اسماء خدا را داشته باشد خداوند حتماً موقعیتی را برای او ایجاد میکند.@ یک شخص بدی را سر وقتش میفرستد یک مزاحمی را سر وقتش میفرستد یک کسی را سر وقتش میفرستد خداوند در قرآن چند جا گفته که ما شما را با همدیگر آزمایش میکنیم تا ببینیم کدام یک از شما بهتر عمل میکنید.@ و حتی میگوید(رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ) بعضی از شما را بالاتر قرار میدهیم نسبت به بعضیها که پایینیها در پایین بودن مثلاً بچه در بچه بودن پدر و مادر در بزرگ بودن امتحانشان را پس دهند یکی را رئیس میکند یکی را مرئوس میکند یکی را پولدار میکند یکی را فقیر میکند و خداوند هرگز فرصتی را برای کسی از بین نمیبرد.@ آدمهایی را سر راه ما در زندگیمان قرار میدهد که معلوم شود ما چقدر واقعاً خدایی هستیم و چقدر میتوانیم با خدا زندگی کنیم چقدر خدا را دوست داریم و چقدر خدا را دوست نداریم ادعا خیلی زیاد است اما وقتی امتحان شویم معلوم میشود که دیندار چه کسی هست.@ اگر دزد را نفرین کنیم بگوییم فقط دستی که دزدی کرده قطع شود تا دیگر دزدی نکند آیا حرام است؟ نه نفرین برای چه بکنیم، خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشهای را به او گفتند خانهات را دزد برده گفت حلالش.@ من وقت ندارم قیامت آنجا کشمکش داشته باشم چیزی که علمای اخلاق به ما نشان دادند این است که خدایا دشمنان ما را اگر قابل هدایت نیستند خوار و ذلیلشان کن نه اینکه خوار و ذلیلشان کن، حالا اگر قابل هدایت باشد چرا خوار و ذلیل بشود.@ چون دشمن ماست خوار و ذلیل بشود این خودخواهی است یا چون دشمن من است و به من بدی کرده حتماً باید نابود بشود خدا این را ته جهنم ببرد، خیلی بد است آدم اینطوری بگوید، نه خدایا اگر قابل اصلاح نیست. جلساتی که معصیت خدا میشود شرکت در آن حرام است انسان نباید در آنجا شرکت بکند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 013 - حسنات و سیئات
متن کامل (خام) جلسه 013 - حسنات و سیئات