أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباه احسان بود این جلسه درباره احسان به کسی که در حق ما بدی میکند هست انسان خلق شده که متخلق به اخلاق خدا بشود هیچ چیز انسان را به اندازه اینکه مثل خدا بشود یا مَثَل خدا بشود خوشبخت و راضی نمیکند انسان به کمتر از مَثَل خدا شدن و مِثل خدا شدن قانع نیست.@ در نهاد انسان روحی وجود دارد که چون قبلاً پیش خدا بوده نزد خدا بوده و قبلاً مزه بینهایت بودن را چشیده و بعد به زمین آمده چون ما میگوییم ما معاد داریم معاد یعنی بازگشت ما به سوی خدا، پس ما قبلاً پیش خدا زندگی میکردیم و با خدا زندگی میکردیم و مزه بینهایت بودن و شبیه بودن به خدا را همه ما چشیدیم.@ اینکه متأسفانه یادمان نمیاید این برای این هست که ما حجابهایی داریم که آنها را برطرف نمیکنیم لذا شما اگر دقت کرده باشید خداوند پیغمبر را معلم معرفی نمیکند بلکه مذکر معرفی میکند یعنی یادآورنده، اینکه در قرآن میفرماید تو مذکر هستی تو فقط مذکر و به یادآورنده هستی به یادآورنده غیر از معلم است.@ معلم وقتی یاد میدهد یعنی ما قبلاً چیزی بلد نبودیم جهل مطلق هستیم و بعد به ما چیزی یاد میدهند مذکر یعنی ما چیزهایی را میدانستیم از چیزهایی خبر داریم و یادمان رفته و کار پیامبر یادآوری آن چیزی است که ما یادمان رفته ما یادمان رفته با خدا قبلاً زندگی کردیم.@ یادمان رفته پیش خدا زندگی میکردیم یادمان رفته مِثل خدا و مَثل خدا بودیم یادمان رفته متصف به صفات خداوند تبارک و تعالی بودیم اینها را فراموش کردیم حالا پیامبر آمده یاد ما بیاندازد لذا دنیا را ناسوت میگویند ناسوت یعنی فراموشخانه.@ جایی که ما نسیان عارضمان شده یادمان رفته که روز اول کجا بودیم چون ما که روز اول دنیا نبودیم دنیا محل تولد بدن ماست نه محل تولد ماست ما که قبلاً پیش خدا بودیم با حیثیت تعلق به این بدن هست که در دنیا ما آغاز کردیم و الا حقیقت ما ذات ما قبل از دنیا با خدا بوده چون یادمان رفته که ما کجا بودیم نیاز به مذکر داریم که وطنمان را بشناسیم.@ فرمود(رَحِمَ الله امرَءَ عَن عَلِمَ مِن أین وَ فی أین وَ إلی أین) خدا رحمت کند کسی را و رحمت میکند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود اینکه ما یادمان بیاید از کجا آمدیم این خیلی مهم است که باید دائماً این تمرینها را انجام بدهیم تا ما فراموش نکنیم که ما مال کجا هستیم وطنمان کجاست از کجا آمدیم قبلاً کجا بودیم اینها را فراموش نکنیم.@ پس ما تولدمان دنیا نیست تولدمان و موطنمان خداوند تبارک و تعالی است با خدا بودیم و به دنیا آمدیم(وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ) شما در زمین استقرار و بهرهمندی موقت دارید بعد هم(إِلَيْهِ راجِعُونَ) برمیگردیم به همانجایی که قبلاً بودیم اما مسیر برگشتمان دیگر اختیاری هست که ما چطوری برمیگردیم.@ برمیگردیم اینکه در مسیر برگشت ما چقدر به آن وضعیت اولیهمان شبیه هستیم به تلاش خودمان بستگی دارد البته لطف و عنایت خداوند تبارک و تعالی شکی در آن نیست که باید لطف و توفیق الهی باشد اما انسان باید عُرضه داشته باشد تلاش بکند و این توفیق را هم شامل حال خودش بکند باید از خدا جذب بکند.@ یکی از زیباترین دعاهایی که ما میخوانیم برای جذب رحمت و توفیق الهی همین دعای ماه مبارک و شریف رجب هست(یا مَن أرجُوهُ لِکُلِّ خَیر) در این همهاش امیدواری هست(وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَرّ یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بِالقَلیلِ یا مَن یُعطی مَن سَئَلَهُ یا مَن یُعطی مَن لَم یَسئَلهُ) ای کسی که عطا میکنی به کسی که از تو چیزی نخواسته.@ (وَ مَن لَم یَعرِفهُ) هنوز تو را نمیشناسد ولی تو به او عطا میکنی(تَحَنُّناً مِنهُ وَ رَحمَۀً) از روی رحمت و مهربانی به او عطا میکنی اینطوری خواستن از خدا خیلی خوب هست اینکه انسان از خدا بخواهد و جذب رحمت بکند عُرضه داشته باشد. پس ما چون روز اول شبیه خدا بودیم روی زمین به کمتر از شبیه خدا شدن راضی نیستیم.@ لذا میبینید انسان هیچ وقت روی زمین قانع نیست به هیچ حدی از ثروت، علم، قدرت، زیبایی، و سایر کمالات راضی نیست امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست، این عاشق خداست یعنی چی؟ یعنی رئیس جمهور آمریکا هم همین الان که دارد این همه ظلم و جنایت میکند برای این هست که میخواهد محدودیتها را از خودش بردارد و خودش را به نامحدود بودن برساند.@ و رسیدن به نامحدود بودن آرزوی هر انسانی است هیچ انسانی از محدودیت استقبال نمیکند همه انسانها از نامحدود بودن استقبال میکنند و عاشق نامحدود بودن هستند در همه کمالات، تربیت انسان به قول امام امت(س) تربیت نامحدود است انسان نامحدود خلق شده عاشق نامحدود بودن است از محدودیت بیزار است.@ لذا دین آمده که انسان را نامحدود بکند دین آمده که انسان را طوری تربیت بکند که انسان به نامحدود بودن خودش، و عشق نامحدود خودش و معشوق نامحدود بودن خودش و آرزوهای نامحدود خودش و کمالات مطلوب نامحدود برسد دین برای تربیت نامحدود انسان آمده خارج از دین هر کس زندگی بکند محدود است.@ محدود کمالات جمادی، نباتی، حیوانی یا کمالات عقلانی است اما وقتی در دین میاید انسان تربیت نامحدود فوق عقلانی میشود از فرشتهها هم بالاتر تربیت میشود و به آرزوی خودش که شبیه خداوند شدن هست بینهایت شدن هست میرسد.@ اگر انسان از دنیا برود و با محدودیت روبهرو بشود غصه دارد و هر چقدر نامحدودتر باشد هر چقدر وسیعتر باشد شادتر هست چون به اصل خودش و حقیقت خودش و آرزوی خودش نزدیکتر هست اینکه خدا میگوید بهشت هر کدام از شما به اندازه همه آسمانها و زمین است برای این است که انسان به کمتر از این قانع نیست.@ نفس یک انسان به بهشتی کمتر از همه آسمانها و زمین راضی نیست در کمالات در قدرت در علم در بهجت در سرور در لذت و در همه کمالات انسان میخواهد نامحدود باشد پس حالا که میخواهد نامحدود باشد باید تربیتی بشود که با اصل خودش با معشوق خودش محبوب خودش و مطلوبش سازگاری داشته باشد.@ بنابراین هر جا محدودیت هست محل دفن ماست هر جا ما محدودیت ببینیم و خودمان را محدود کنیم آنجا محل غصه ماست هر جا متوقف بشویم غصه ماست. استاد ما نقل میکردند از یکی از طلبهها میگفتند که این بنده خدا شب خواب میبیند که این را در آسمانها میبرند هی این مدارج را در آسمانها به این نشان میدهند.@ میگویند اینها همه مال توست هی بالا میرود سیر میکند میرود میگویند همه اینها مال توست بعد یکجا نگه میدارند میگویند تا اینجا کافی است اینها که نشان دادیم مال توست میگفت آن آنجا غصهاش گرفته بود که اینجا به بعد چرا مال من نیست این که به من دادن آدم این ادراک را دارد بینهایت را میخواهد.@ بنابراین در تربیت اسلامی جوری تنظیم شده دنیا و زندگی حیات دنیا روابط بین انسانها طوری تنظیم شده که نمیگذارد تو محدود بشوی خداوند این نظام عالم را به گونهای خلق کرده که تو هر وقت میخواهی در مقامی در درجهای محدود بشوی محدود نمانی میزند کادر تو و محدودیتهای تو را پاره میکند و این تو هستی که وقتی مقاومت میکنی محدود میشوی.@ و الا خداوند آن چیزی که تو میخواهی را به تو میدهد خدا میگوید من تو را طوری خلق کردم که تو آرزو داری مثل خود من بشوی بنابراین به دنیا فرستادمت که تمام حدودت برداشته شود دیگر حد نداشته باشی اگر تن دادی به تربیت من(فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ).@ اگر آنچیزی که من به شما میگویم انجام بدهید اگر آن تربیتی که من میگویم شما قبول بکنید اجازه بدهید من خدا حدود شما را بردارم محدودیتها را از شما بردارم شما روزبهروز قدرت و وسعت و سعه پیدا میکنید و به بینهایت بودن نزدیک میشوید.@ اما اگر مقاومت کردید در مقابل دستورات من، مقاومت به ضرر شماست(وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ) بخل بورزید متوقف بشوید بگویی بس است دیگر نمیخواهم، به چه کسی گفتی دیگر نمیخواهم؟ به خودت گفتی دیگر نمیخواهم، آنجایی که گفتی بس است کافی است خودت را محدود کردی بعداً به این کم و بس راضی نیستی به کافی راضی نیستی.@ بعداً آنطرف میروی میگویی من چرا اینقدر خودم را دست کم گرفتم چرا من اینقدر خودم را محدود کردم در تربیت اسلامی ما باید نامحدود بشویم لذا خداوند روابط بین انسانها را به گونهای آفریده که تو دائماً در ارتباط با اطرافیانت هی باید شمشیر بخوری.@ در رابطه با اطرافیانت هی به تو ضربه میخورد و این ضربه وقتی به تو میخورد این نفس را وسعت میدهد قدرتمندش میکند بیشتر شبیه خدا میشوی برای اینکه به طبیعتت به آن بخش محدود کنندهات فشار میاورد و فطرتت دائماً باز میشود قدرت پیدا میکند.@ تو را گرفتار یک طبیعت گرفتار یک خودخواهی طبیعی یک خودخواهی زمینی کرده که وقتی با او مبارزه میکنی با این خود زمینی با خود محدودت، خود نامحدودت وسعت پیدا میکند خیلی این مکانیزم و نظام فوقالعاده است زیباست محیر العقول است و نقص در آن نیست.@ میگوید تو اگر اذیت نشوی خودخواه بار میایی تو اگر در دنیا راحت باشی خودخواه بار میایی چون نفس تو از اول چون تو قبلاً پیش خدا بودی نامحدود بودن را ادراک کردی حالا که روی زمین هستی دلت میخواهد همه چیز مطابق دل تو باشد اما این دل تو دل زمینی است دل محدود دنیایی است.@ اگر تحمل بکنی با این دل زمینیات مقابله بکنی آن دل بینهایت خداییات وسعت پیدا میکند و شکوفا میشود لذا یک کسی را میگذارد که تو را اذیت بکند وقتی به دنیا میایی(إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ) تو با زحمت و سختی به سوی پروردگارت میروی و به لقاء پروردگار خودت و معشوق و محبوب خودت میرسی اما باید کدح را تحمل کنی باید سختی را بگذرانی، چرا؟@ چون تا در سختی نیفتی وسعت و قدرت پیدا نمیکنی تو محدود به خود زمینیات هستی وقتی خود زمینیات را یک کسی اذیت میکند اعصابت خورد میشود شروع میکنی به فحش دادن شروع میکنی به نفرین کردن شروع میکنی به داد و بیداد و این برای تو تنگی میاورد تو تنگ میشوی.@ اما یک کسی را میگذارد پدر، مادر، خواهر، برادر، همهاش صحنه رقابت ایجاد میکند میبینی بچه که به دنیا میاید بچه دوم هم میاید بچه دوم تحریککننده است حسادتبرانگیزاست جدید است توجه پدر و مادر تا الان مال این بچه بوده چند سال، یکدفعه توجه پدر و مادر باید متوجه یک بچه دیگر هم باشد.@ بچه اول از کوچکی تمرین میکند که یک کس دیگر را کنار خودش تحمل کند و حسادت هم نکند او را هم دوست داشته باشد خواهر، برادر، یکی، دوتا، تا هر چند تا. گرسنگی، تشنگی، گرما، سرما، دائماً تو را تهدید میکند ولی این تو توی محدود هست.@ وقتی تحملش میکنی روح قدرت، بزرگی، جلا، وسعت پیدا میکند مریضی، درد محدودت میکند وقتی تحملش میکنی به نامحدود بودن به قدرت میرسی یک کسی را میگذارد اذیتت کند اگر صبر کردی که روح وسعت پیدا میکند.@ یعنی من همینطوری میایستم ضربه دنیا را تحمل میکنم تغافل، تجاهل، ندیدن، تحمل و این همینطوری من را قدرتمند میکند اما اگر جلز و ولز کردی جیغ و داد کردی جزع کردی راه را بستی و محدود میشوی.@ اینکه میگوید اگر یک کسی به مصیبتی دچار شد روی ران پایش زد یا روی صورتشان میزنند روی دستشان میزنند اجرت را از دست میدهی یعنی این مصیبت آمد که تو را قدرتت بدهد وسیعت بکند بلا را فرستادیم که تو شبیه ما بشوی و تو راه را بستی شروع کردی به ناله کردن به جیغ و داد کردن به نفرین کردن به شکایت از خدا.@ به اینکه حالت بد شد به اینکه با خدا درگیر شدی به اینکه همه چیز را تاریک دیدی در حالی که این ضربهها قرار بود بیاید این قبر را باز کند این تاریکیها این فشارها مثل فشار و تاریکی هست که یک دانه را در زمین میشکافد اگر این دانه در فشار نمیرفت تا آخر عمر یک دانه محدود بود و میپوسید.@ وقتی رفت در دل خاک و در فشار قرار گرفت شکوفا شد و تمام قدرت بینهایتی که در یک دانه بود از زیر خاک بیرون آمد از طرفی در خاک ریشه دواند و از طرفی سر به آسمان بلند کرد(أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها) اگر تو در خاک نمیرفتی اگر تو در تاریکیها نمیرفتی هیچ وقت به نور بینهایت نمیرسی.@ (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) میگوید تو حالا که در تاریکی هستی کمالت این هست که به بیرون از تاریکی ایمان بیاوری به بیرون از خاک ایمان بیاوری در آن فشار وقتی داریم آن قسمت نازک و حساس و ظریف را از دل سنگ بیرون میدهیم باور کنی که تو یک زمانی این سنگ را میشکافی و از آن بیرون میایی.@ شما الان در طبیعت بروید میبینید که قسمتهایی که گیاه زیاد است مثل شمال زیاد میبینید از سنگ سنگ به آن سختی یک گُل به آن لطیفی بیرون آمده شما ببینید محیر العقول است همینطوری به یک نفر بگویند باور نمیکند بگویند یک گُل به آن لطیفی و کوچکی که تازه از دانه بیرون میزند این با همان زور و قدرت ناچیزش این سنگ را میشکافد و بیرون میاید.@ میگوید شوخی میکنی، آن سنگ به آن سختی جلوی گُل به این نرمی واکنش نشان میدهد باز میشود؟ بله این گُل به این نرمی آن سنگ را سوراخ میکند هزاران برابر هزاران بار دارد در طبیعت به شما نشان میدهد تا تو بفهمی این آدم کوچکی که یک زمانی از شکم مادرش بیرون میاید قدرت ندارد هیچ کاری بکند.@ وقتی در تربیت میافتد به نور ایمان میاورد خدا از دل همین تاریکیهای دنیا یک کاری میکند که این انسان میشود خلیفۀ الله، ولی الله، حزب الله، دارد به تو نشان میدهد مطالعه در طبیعت بکنیم یعنی اینطوری نگاه کنیم به طبیعت، عادی نگاه نکردن که تمرین کردیم امسال در اردوی دوم و اول همین است که ما نگاه کنیم عبرت بگیریم درس بگیریم که چه خواهد شد.@ اما وقتی که تو ایمان به نور نیاوری خیال پرواز هم نداری اصلاً نمیخواهی به نور برسی تو فقط دنیا را میپذیری ازدواجش و بچهدار بودنش را، پدر و مادر بودنش و شغلش و پُزش و تجارتش و خورد و خوابش و لذتش را، تو همینجا دفن شدی.@ تو اصلاً خیال نداری به نور برسی اصلاً خیال پرواز نداری خیال شبیه شدن به خدا و مَثَل خدا شدن را نداری لذا در دنیا محدود میمانی و از بین میروی چیزی برای آنطرف نمیماند چون هر چه داشتی همینجا تلفش کردی همینجا مصرفش کردی.@ اما اگر گفتی نه من(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) شعارت این بود و از این مهمتر گفتی(لا إله إلا الله) من دلبر و نور و معشوق و معبود و مقصدی جز خدا ندارم و به کمتر از خدا هم راضی نیستم، اگر گفتی به کمتر از خدا راضی نیستم ایمان آوردی ماجرا شروع میشود تو میگویی من میخواهم برسم به بینهایت، خدا میگوید اینجا محدود است.@ تو میگویی من میخواهم نامحدود بشوم خدا میگوید پس صبر کن در تاریکی برو بشکاف بالا بیا با دستوری که من میدهم با هدایتی که من میدهم با راهنمایی که من میکنم بشکاف و بالا بیا پس اگر به تو گفتم چکار بکن چکار نکن جیغ نزنی داد نزنی حرف گوش کن به قدرت میرسی.@ ورزشهای رزمی وقتی میخواهند سطح قدرت بدنی یک ورزشکار را بالا ببرند میگویند برو خانه صبحها تا لنگ ظهر بخواب بعد بلند شدی عسل و خامه و تخممرغ و پنیر و کلهپاچه بخور بعد دوباره بگیرد بخواب تا ظهر، بعدازظهر این و آن را بخور نه.@ میگویند صبح زود باید از خواب بلند شوی با لذتهایت مقابله بکنی صبح زود بلند شوی در آن هوای خاص، در آن هوا یک شدنی هست که بعد از آن هوا دیگر نیست، از خانه بیرون بزنی از خواب جدا شوی بعد بروی شروع به دوندگی بکنی ورزش بکنی روی تمام قسمتها استخوانها، عضلات و پوست فشار بیاوری این نوع غذاها را نباید بخوری.@ روزی اینقدر باید به بدنت فشار بیاوری روزی اینقدر چربی آب بکنی روزی اینقدر عضلهسازی بکنی تا یک بدنی درست میشود آن شاهکارهای حرکتی و قدرتی را در ورزشهای رزمی میبینی از او بروز میکند، در کجا اینطوری شد؟@ در فشار اینطوری شد پس راه رسیدن به قدرت به کمال بالاتر تحمل فشار بیشتر است کسی که عُرضه ندارد با خودش درگیر بشود کسی که عُرضه ندارد با تنبلیهایش با بیحوصلگیهایش با نفسش با راحتطلبیهایش با لذتجوییهایش مقابله بکند این اصلاً هیچ وقت شبیه خدا نمیشود این آدم اصلاً بزرگ نمیشود.@ کسی که محرومیت را نمیتواند تحمل بکند این آدم آدم بدبختی است کسی که در مقابل یک محدویت عُقده میکند که چرا دیگران دارند ما نداریم این اصلاً شبیه خدا نمیشود. در شاگردهای یک استاد چه کسی قویتر میشود؟@ آن کسی که زحمت بیشتری میکشد محدودیتهای بیشتری را تحمل میکند و محرومیتهای بیشتری را تحمل میکند آنها که تنپرور و راحتطلب هستند اهل رفاه هستند اهل بخور بخور هستند عافیتطلب هستند آدمهای تنبل و بیحوصله به هیچ جا نمیرسند زحمات استاد، حرفهای استاد، آموزشهای استاد را تلف میکنند بلکه بدتر هم میشوند.@ چون قسی القلب میشوند میشنوند حرکت نمیکنند میشنوند تکان نمیخورند میشنوند باور نمیکنند فایده ندارد. لذا میگوید در قاعده احسان تو وقتی احسان میکنی اسم محسن را میخواهی بگیری شبیه خدا بشوی باید محسن بشوی.@ اگر میخواهی محسن بشوی باید احسان را یاد بگیری باید خرج کردن هزینه کردن از همه جهت را یاد بگیری مال دیگران شدن مال دیگران بودن دیگران را بر خود مقدم داشتن را یاد بگیری که در یک بحث زیبایی هست به نام ایثار خیلی مباحث شیرینی دارد.@ انسان نمیرسد به آن قله مگر اینکه یاد بگیرد تمرین بکند که دیگران را بر خودش مقدم بدارد و ایثار کند ایثار یعنی حذف خودم و ترجیح دیگران اینجاست که انفجار در درون انسان ایجاد میشود اگر تو ایثار میکنی آن طبیعتت منفجر میشود.@ آن روح بینهایتطلب اوج میگیرد و قدرت میگیرد هر کسی در زندگی به اندازهای شبیه خدا میشود که یاد بگیرد خودش را نبیند و دیگران را ببیند یاد بگیرد خودش را حذف کند یاد بگیرد دیگران را بر خودش ترجیح بدهد یاد بگیرد طبیعت را محدود کند تا فطرت آزاد بشود تو که ایثار بلد نیستی شبیه خدا نمیشوی.@ اینکه بهشت زیر پای مادران هست برای این هست که مادر از زمانی که باردار میشود آن موقعی که همسر بود بسیاری از چیزهایش خلاف میلش بود همسر آدم همیشه مطابق میل آدم نیست وقتی آدم یک همسری را که از هر جهت مطابقش نیست میپذیرد با او با شیرینی زندگی میکند.@ غرهایش، نقهایش، امیالش که با میل ما سازگار نیست و تحمل میکند این زن وسعت روح پیدا میکند دارد شبیه خدا میشود بارداری را با کدح باید بپذیرد شیرین باردار نمیشود یک کسی میگوید این درد زایمان چرا خدا این درد را در طبیعت گذاشته چرا این سختیهای بارداری را گذاشته؟@ برای اینکه تمام این ضربهها و سختیهای بارداری یک زن را شبیه خدا میکند یعنی میپذیرد یک آدمی را در وجود خودش تربیت کند در وجود خودش بپروراند هزینهاش را هم بپردازد گاهی وقتها تا دم مرگ میرود و گاهی وقتها اگر بمیرد شهید از دنیا رفته.@ لذا اگر خانمی موقع بارداری از دنیا برود با شهداست به دنیا که میاید دلبندش است اما با دردسر به دنیا میاید غر، نق، وابستگی، تشنگی، گرسنگی، بچه تمام عجز و وابستگی به مادر است و یک مادر باید دائماً از خودش، میلش، خوابش، حالتهایش بزند تا یک بچه را بزرگ بکند یکی، دوتا، سهتا، اگر بفهمد دارد چکار میکند شبیه خدا میشود.@ اما اگر نق زد غر زد احساس بدبختی کرد پژمرده شد افسرده شد ناراحت شد عصبی شد چه مادر چه پدر، پدر هم اینطور هست پدر هم پدرش در میاید و اگر اینطور شد میفهمند که خدایی بودن یعنی چی، شبیه خدا شدن یعنی چی، رازق دیگران بودن یعنی چی.@ الان بعضی از زنهای طبیعتگرا اینطوری هستند زن میگوید من بچه به دنیا بیاورم به این شیر بدهم هیکلم خراب میشود به پدر میگوید شیر خشک بخورد پدر میگوید من جان بکنم نوکری بکنم صبح تا شب بروم بیرون کار بکنم دو شیفت سه شیفت بیاورم بدهم اینها بخورند.@ در غرب اینطوری است در غرب شما هیچ مردی را شما پیدا نمیکنید به زن بگوید تو در خانه بمان خانمی کن من میروم کار میکنم 16 ـ 17 سالشان که میشود با یک تیپا خوش آمدی بچهها را بیرون میاندازند برو بیرون کار کن زن و مرد ندارد زن باید پابهپای مرد کار کند مثل مرد باید کار بکند.@ یک زن مثل زنهای اینجا، زن مسلمانی که سلطنت بکنند ندارند میگوید برو کار کن پولت را در بیاور هزینهها را هم نصف میگذاریم تو باید پابهپای مرد بیرون کار کنی من مادرم من زن خانه هستم، این حرفها چیه برو بیرون کار کن برو در زمین کار کن بیرون کار کن در کارخانه کار کن لذا من و تویی آنجا زیاد است.@ لذا چیزی به اسم عشق به اسم زندگی به اسم اخلاق به اسم دوام به اسم روح خیلی کم شما میتوانید آنجا پیدا کنید آدم هم نمیتوانید تربیت بکنید خدا رحمت کند مرحوم علامه را گفت در غرب ابزار حیات هست اما زندگی وجود ندارد حیاتی وجود ندارد چون کسی شبیه خدا نمیشود غرب بر محور اومانیسم بر محور خودخواهی و طبیعت است.@ زندگی غربی بر اساس اصالت من زمینی است نه بر اساس اصالت من آسمانی و ابدی، من محدود زمینی است لذا کسانی که تربیت غربی را میپذیرند اخلاق غربی را قبول میکنند آدمهای خودخواه، خودمحور، بیعاطفه و محدودی بار میایند.@ لذا شما وقتی آنجا را نگاه میکنید میبینید آنجا خروجی ندارد یک زمینی مثل ایران هست که یکدفعه میتواند به اندازه همه تاریخ زمین شهید تربیت بکند یک سرزمینی مثل ایران هست که میتواند آدمهایی را تربیت بکند که به قول امام امت از تمام مردم حجاز در عهد رسول الله و مردم عراق در عهد امیرالمؤمنین باوفاتر و بهتر و قویتر هستند.@ چون فرهنگ ایران در کنار تشیع و اسلام فرهنگ تربیت انسان نامحدود است نه انسان محدود زمینی. تو میخواهی شبیه خدا بشوی میگوید احسان کن تا میتوانی مال دیگران باش تا میتوانی به دیگران برس تا میتوانی برای دیگران خرج کن دیگران در جیبت سهیم باشند.@ امام رضا(ع) فرمود بهترین زندگی آن است که دیگران در آن سهیم هستند دیگرانی که نقشی در تهیه این زندگی نداشتند فرمود بهترین زندگی آن است که دیگران در آن سهیم هستند و بدترین زندگی آن است که فقط خرج اعضای همان خانواده میشود یعنی خودمحورانه است خودم، شکمم، زنم، بچهام، شوهرم، و این زندگی استعدادها را دفن میکند.@ خانوادههایی که فقط اعضای خانواده از آن بهرهمند میشوند تمام استعدادهای اعضای یک خانواده را دفن میکنند اما خانوادههایی که یاد گرفتند مال دیگران باشند در اینها آدم تربیت میشود انسانهایی شبیه خدا، لذا میگوید اگر میخواهی پول بدهی خودت پول را دست گدا یا فقیر نده پول را بده خانمت، خانمت به بچه بدهد بچه ببرد بدهد.@ چون همه مزه اعطا را یاد بگیرند مزه احسان را یاد بگیرند زن خانه پول دستش بیاید خارج از خانه بدهد غذا را او درست کرده ولی میگوید فقیر دم در آمد از آن غذای خوشمزهای که درست کردی یک مقدار که یک شکم سیر شود بده به فقیری که دم در آمده در ظرف بریز بده ببرد، اِ من از صبح در این آشپزخانه ایستادم کار کردم غذا پختم گرما کشیدم مرد میگوید من مرغ کیلو چقدر، گوشت کیلو چقدر.@ میگوید اینها را آماده کنید بدهید غیر خودتان بخورد اگر دادید به غیر خودتان بخورد آن برای شما میماند آنهایی که شما میخورید هیچی نمیشود آن که شما خوردید دفنتان میکند اما آن که خودت نخوردی به حضرت گفت یا رسول الله این گوسفند را همه چیزش را دادیم به دیگران خوردند همین برای خودمان ماند.@ حضرت فرمود همهاش ماند همین فقط برای ما نماند همین که قرار است خودمان بخوریم نمیماند آن که رفت ماندگار شد(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ) آن که پیش شماست نابود میشود(وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آن که پیش خداست باقی میماند در احسان میگوید تو باید یاد بگیری به کسی که به تو بدی میکند خوبی بکنی.@ خوبی کردن به کسی که به تو خوبی میکند کار حیوانی است حیوانات هم بلد هستند وحشیترین حیوانات را شما وقتی بروید به آنها خوبی بکنید به شما خوبی میکند در همین کشور خودمان تلویزیون نشان میداد یک دختر و پسر زیر 10 ـ 15 ساله با پدرشان وسط صدها مار سمی زندگی میکنند یکی از مارها هم اینها را نیش نمیزنند.@ مارها با اینها رفیق هستند هیچ وقت اینها را نیش نمیزنند گرگها بچه آدم را میبرند شیر میدهند نمیدرند میبرد بزرگش میکند اینها را که حیوانات هم بلد هستند که اگر کسی به تو لبخند زد لبخند بزنی اگر کسی به تو محبت کرد محبت بکنی تمام انسانیت آنجا ظهور پیدا میکند تا اینجا که ما حیوان هستیم.@ اگر کسی به ما محبت کرد ما محبت بکنیم هدیه خرید هدیه بخریم لطف کرد لطف بکنیم اگر با ما راه آمد با ما مناسب بود با او سازگاری داشته باشیم انسانیت آنجا شکل میگیرد که تو وقتی یک نفر با تو هماهنگ نیست به او محبت بکنی.@ مادرشوهر، پدرشوهر، مادرزن، پدرزن، باجناقها، برادر، خواهر، جاریها، مادر، پدر، همسایه، دوستان، مردم محل، مردم شهرت، انسانهای دیگر، این که میگوید نه غزه نه لبنان این یک روح جنایتکار قسی حیوانی بیرحم بر او حاکم است او که مشکل مردم لبنان و فلسطین و غزه عراق و افغانستان و مشکل مظلومان جهان مشکل او نیست آدم نیست ما آمدیم در این دنیا شبیه خدا بشویم.@ نیامدیم در این دنیا که زندگی بکنیم ما آمدیم آدم بشویم ما آمدیم شبیه خدا بشویم نیامدیم اینجا بخوریم و زندگی بکنیم و ازدواج بکنیم و تشکیل خانواده بدهیم خودمان باشیم و خانوادهمان را بسازیم آمدیم یاد بگیریم شبیه خدا بودن مثل خدا بودن، یعنی خدا چکار میکند؟ خدا چطوری بینهایت شده؟@ برای اینکه خدا خودخواه نیست خدا که خدا است میلیارد آدم آفریده که شبیه خودش بکند هیچ وقت نخواست تکخوری بکند در حالی که نیازی به این آدمها ندارد این اخلاق خداست شبیه معصوم بشویم که معصومی که شبیهترین موجود به خداست میگوید من دوست دارم همه بچههایم با من پیش خدا و مثل خود من باشند.@ لذا زیارت عاشورا را برای ما میفرستد میگوید وقتی میخواهید با من که پدرتان هستم صحبت بکنید نگویید زن میخواهیم شوهر میخواهیم دنیا میخواهیم ماده میخواهیم سلامتی میخواهیم طبیعت میخواهیم بزرگترین آرزویتان این باشد(أسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله).@ من از خدا میخواهم آن مقامی که شما پیش خدا دارید من به آن مقام برسم یعنی بینهایت، چقدر سخاوتمندانه در اختیار ما قرار دادند چقدر خوب ما را تربیت کردند(أسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) چقدر سخاوت در این ریخته از خدا میخواهم که من را با شما در دنیا و آخرت قرار بدهد.@ اصلاً یکذره در این محدودیت نیست در آن آقایی نیست ما آقا باشیم شما نوکر باشید ما آقا باشیم شما پایین باشید ما بزرگ باشیم شما التماس ما را بکنید، نه امام اینطوری دوست ندارد خانم فاطمه زهرا میگوید من هر جایی میخواهم بروم بچههایم هم میخواهم با من باشند و مثل من باشند.@ چه مادری ما داریم این مادر است که خودش شبیهترین موجود به خداست و میخواهد بچههایش هم مثل خودش شبیهترین موجود به خدا باشند فاطمه زهرا(س) مادر عزیزمان ما را به مقام خودش دعوت میکند.@ (أحسِن إلی مَن أساءَ إلَیک) به کسی که به تو بدی میکند خوبی کن اگر عُرضه نداری محدود میمیری این محدودیت فشار قبر برایت میاورد غصه برایت میاورد این نمیگذارد بهشت تو وسیع بشود کسی که تحمل دیگران را ندارد حسود است متکبر است زودرنج و حساس است عصبی است این یکسره دارد برای خودش فشار قبر و محدودیت درست میکند.@ اگر به تو زد و وسعت پیدا کردی و خندیدی چرا، اما اگر گوشی تلفن را برداشتی شروع کردی متلک گفتن و فحش دادن محدودیت آدمها و نداشتههای آدمها را به رخشان کشیدی تو خیلی کوچک هستی غر زدی نق زدی متلک انداختی یعنی تو نمیتوانی تحمل بکنی به آخر رسیده دیگر نمیتوانی تحمل کنی.@ افتادی به فحش دادن به متلک انداختن به داد زدن به جیغ کشیدن به گریه و زاری. فرمولهای بینهایت کننده را نگاه کنید چطوری ما را تربیت میکنند انسان وقتی که کمی فکر میکند در ماجراهای پشت پرده خلقت میاید سراغ این روایات، میبیند اینها معجزه است.@ هر یکی از آنها انسان را به مستی میکشاند نگاه کنید امیرالمؤمنین(ع) چه شرابی درست کرده(إنَّ إحسانَکَ إلی مَن کادَکَ مِنَ الأزدادِ وَ الحُصاد لَأغیَضُ عَلَیهِم مِن مَواقِعِ إسائَتِکَ مِنهُم وَ هُوَ داعٍ إلی صَلاحِهِم) اینها تمرین است از امشب که یاد میگیریم برویم خانه شروع کنیم به تمرین کردن.@ برویم با شوهر، مادرشوهر، خواهرشوهر، برادرشوهر، مادرزن، پدرزن، برادرزن، باجناق، با همسایهها، با دوستان، با بقیه چکار میکنیم. احسان تو(إلی مَن کادَکَ مِنَ الأضدادِ) به دشمنانت و ضدهای خودت کسانی که با تو ضد هستند(وَ الحُساد) کسانی که حسادت تو را در دلشان دارند بدخواه تو هستند.@ محبت تو به اینجور آدمها(لَأغیَضُ عَلَیهِم مِن مَواقِعِ إسائَتِکَ مِنهُم) تو اگر به این دشمنان خودت ضدهای خودت مخالفهای خودت کسانی که پشت سرت حرف میزنند با تو مشکل دارند به آنها محبت بکنی از بدی کردنت در آنها بیشتر مؤثر است.@ محبت کردنت به آنها بیشتر مؤثر است تا اینکه به اینها بدی بکنی به دشمنان خودت و حسودها، چه تربیتی است میگوید بیشتر مؤثر است تو مگر ناراحت نیستی تو مگر از دست اینها شاکی نیستی دو راه وجود دارد.@ یک راه اینکه داد بزنی جیغ بزنی انتقام بگیری به آنها ضربه بزنی که در این صورت خودت به خودت زدی هر چه به اینها زدی به خود برمیگردد و محدود میشوی انتقام بگیری محدود میشوی 2 ـ به آنها محبت بکنی انفجار حاصل میشود حافظ میگوید:@
میگوید به هر کاری میخواهی برسی بر خلاف عادت عمل کن عادت کسی که به او بدی شده چیست؟ کینه، به دل گرفتن، انتقام، محروم کردن، ضربه زدن این طبیعی است و تو وقتی این کار را کردی اصلاً رشد پیدا نمیکنی.@ از خلاف آمده عادت بطلب کام، زمانی تو میتوانی کام بگیری به کام برسی و کامروا بشوی که درست هر چه نفست میگوید خلافش عمل کن میگوید حسادت، برو محبت کن، میگوید تحمل فلانی را نکن طردش کن حذفش کن برو، قبولش کن بپذیرش ببوسش نگهاش دار به او وسعت بده.@ میگوید پول نده محدود میشوی، پول بده ثروتت نامحدود میشود، میگوید دست به جیبت نکن خودت چی، دست در جیبت کن تا برای خودت بیاید، قرآن فرمود ثروت از کجا میاید؟ از انفاق میاید مردم ثروت را در جمع کردن میبینند و خداوند در انفاق و خرج کردن قرار داده.@ (مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ) آنهایی که انفاق میکنند در راه خدا مثل یک دانه گندم است که بعد تبدیل به هفتصد دانه میشود تو وقتی جمع کردی خودم، زن و بچهام، خودمان، زندگی خودمان، ثروت سمتت نمیاید زمانی که هزینه کردی ثروت از آسمان در جیبت میاید.@
زلف پریشانی دارد زلف پخش است زلف مظهر آشفتگی، تعدد، پخش بودن هست حافظ میگوید من وقتی رفتم گرفتار زلف معشوق شدم آنجا به جمعیت رسیدم زلف مظهر پریشانی است ولی این پریشانی من را جمع کرد به قدرت رسیدم.@ کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم، خداوند زلفش را در عالم ریخته وقتی در طبیعت میروی طبیعت زلف خداست کوه، ستارهها، کهکشانها، کیهان، درختان، حیوانات، چه زلف پریشانی، اما هر کدامش را تمرکز میگیری نگاه میکنی جمعت میکند به هر کدامش نگاه میکنی آیه است نشانه است.@ به هر چه نگاه میکنی او را میبینی ببین چقدر قشنگ جمعت میکند(فَأَيْنَما تُوَلُّوا) هر چه میخواهید ببینید به هر جا میخواهید نگاه کنید نگاه کنید(فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) همهاش صورت خداست، جمعت میکند، در میلیارد میلیارد چهره خودش را به تو نشان میدهد.@
هر چه نگاه میکنی همین است یعنی پریشانی آرامش میاورد تو اگر میخواهی به قدرت و آرامش برسی باید در دل پریشانی دنبالش بگردی آدمهایی که آب در دلشان تکان نمیخورد زندگیشان زندگی بدون تنوع است فراز و نشیب ندارد.@ یک زندگیهای بسته است که فقط در خودشان هستند صله ارحام ندارند مال دیگران نیستند مال همسایه نیستند با غزه و لبنان و فلسطین و افغانستان و عراق، با مردم با آفریقا با فقرا با هیچ جا کاری ندارند هیچ کس در این زندگی سهیم نیست این زندگی بیهیجان و مرده فقط مرده تربیت میکند فقط آدمهای محدود تربیت میکند.@ شما در فضاهایی که طبیعتگراها زندگی میکنند منطقههایی که طبیعتگراها، پولدارها زندگی میکنند میروید اولین چیزی که روحت را آزار میدهد میبینید یک عالم خانههای بزرگ و قشنگ ولی همه مثل قبر هستند چون همان هزار متر اینها را در خودش دفن کرده هیچ کس همسایه از همسایه خبر ندارد.@ پنج طبقه در این ساختمان نشستیم میگوییم نه ما نمیدانیم بالایی کیست؟ چند سال است زندگی میکنید؟ پایینی کیست؟ نمیشناسند، زندگیهای بیهیجان اصلاً آدم نمیتواند تربیت بکند درود بر بانوان ما، من وقتی اینها را نگاه میکردم زمان جنگ که خودمان گرفتار بودیم چه گرفتاری مبارکی بود درگیر جنگ بودیم.@ یک خانمهایی بودند اینها از صبح که بلند میشدند در شوهرداری موفق، صبح بلند میشد نمازش را میخواند صبحانه را به راه میکرد این زن همهاش فعال است مرده نیست که بگیرد تا لنگ ظهر بخوابد بیرمق، بیحس، شوهر بدون صبحانه از خانه بیرون میرود بچهها بیصاحب هستند خانه مرده است.@ اصلاً این زن خانه چراغ خانه، این زن خانه نور خانه، صبح بلند میشود صبحانه را به راه میکند اصلاً آدم هیجان دارد حالا این قُلقُل سماور را از ما گرفتند که این سماور چه قل هو الله احدی میگوید اینها را از ما گرفتند.@ باید خیلی گوشمان را تیز کنیم که از اجاق گاز صدای قل هو الله بشنویم این سماور را میگذاشتند پدر بلند میشد بعد از نماز صبح میرفت مرد که نمیگرفت بخوابد مرد هم نماز صبحش را که میخواند بیرون میزد اگر قرار بود بعدش بخوابد میزد میرفت نان تازه را میگرفت نان یخچالی از فریزر در بیاوریم بخوریم نان شد؟@ روی مجبوری عیبی ندارد بیرون میزند میرود در صف میایستد مرد همین است که برود در صف بایستد یک ربع بیست دقیقهای نان بگیرد بیاید پدر خانه مرد خانه بچه خانه، نان را میگرفت تازه میامد مینشست صبحانه باصفایی به راه میکنند ولو نان تازه باشد هیچ چیز دیگر نباشد این خانم میرسد به بچههایش، شوهر و همه را راه میاندازد.@ این زن میرفت در مسجد، تا ظهر برای جبهه کار میکرد مینشستند این بانوان کمکهای مردمی، لباس میدوختند وسائلی که رزمندهها احتیاج داشتند جور میکردند بستهبندی میکردند بعدازظهر هم دوباره یکجا، این خانمها اجتماعی تربیت شدند اجتماعی بار میایند اینها شبیهترین آدمها به خدا میشوند.@ مردشان همینطور، زنشان همینطور، بچههایشان هم همینطور، بچه را یاد داده برو به خانه همسایه سر بزن آش را درست میکنند شلهزرد را بار میگذارند این سطل و کاسه را ببر در خانه همسایهها، اصلاً بچه از اول بار میاید که باید به دیگران بدهد یاد بگیرد کمک بکند بچه با پدر در مسجد هست در مبارزات هست در عملیات هست در زحمتها هست در همه کار هست دختر همینطور، زن همینطور، اینها همه شبیه خدا میشوند.@ اما در خانوادههای محدود خانوادههای کوچک اینها اصلاً از دلشان آدمی که شبیه خدا باشد بیرون نمیاید شما فکر میکنید بانوان اینطوری کمتر از کسانی بودند که در خط مقدم شمشیر میزدند، اصلاً اینطور نبود این زنها به قول امام نقششان از مردها اگر نگوییم بیشتر نبود کمتر هم نیست.@ آن چیزی که نفست میگوید و دلت خنک میشود همان چیزی است که محدودت میکند وقتی مینشینی برای شوهر برای خواستگار برای زن که میخواهی با او ازدواج بکنی یک عالم شرائط مادی و دنیایی میگذاری هر کدام از اینها را که گذاشتی محدودت میکند.@ اما اگر اینها را ندیدی و فقط به الهیت به اخلاق به تقوا به معنویت نگاه کردی آنها هم میاید ولی تو وسیع میشوی قدرت پیدا میکنی و خدا همه چیز را به تو میدهد. حدیثی که از پیغمبر برایتان خواندم این بود(أحسِن إلی مَن أساءَ إلَیک) میگویند پیغمبر روی دسته شمشیر این را نوشته بود.@ چه کسی میفهمد این یعنی چی که آدم روی دسته شمشیرش که شمشیر مظهر دفن کردن است روی شمشیرش که مظهر مبارزه است نوشته(سِل مَن قَطَعَک) سه تا چیز نوشته بود با کسی که با تو قطع رابطه کرده تو رابطه برقرار کن نگو اِ من ضایع میشوم تو برو رابطه برقرار کن.@ (أحسِن إلی مَن أساءَ إلَیک) به کسی که به تو بدی کرده محبت کن احسان کن چه تربیتی، به این تربیت خدایی و انسانی میگویند در تربیت حیوانی تو نمیتوانی ببخشی تو کینه داری تو عصبانی هستی تو میخواهی انتقام بگیری تو میخواهی ضربه بزنی اما در تربیت انسانی وقتی ضربه را خوردی تو بزرگ میشوی.@ اگر انتقام نگرفتی و کینه هم در دلت نبود شبیه خدا میشوی اما اگر در دلت کینه بود دیگر شبیه نمیشوی آدمهای تکخور که همه چیز را برای خودشان میخواهند اینها آدمهای محدود و بدبختی بار میایند اینها فشار قبر خیلی زیادی دارند.@ برای خودشان و خانوادهشان، حسادتها، حسادت در محبت، چرا به دیگری محبت کردی همه محبت فقط باید برای من باشد دیگر همه را باید فراموش کنی با من، این آدم آدم بدبختی است آدم کوچکی است اصلاً نمیتواند شبیه خدا بشود این آدم فشار قبر و عذاب زیادی بعداً پیدا خواهد کرد.@ کسی که همه چیز را برای خودش میخواهد خوردنیها، آسایشها، وقتی خودت را مقدم میدانی و خودت برای خودت مهمی، خودت مطرح هستی تا وقتی به خودت نگاه میکنی دیگر نمیتوانی شبیه خدا بشوی زمانی تو میتوانی به وسعت، قدرت و بینهایت بودن برسی که خودت را ول کنی قمار کنی رها کنی و فراموش کنی.@ تا خودت به یاد خودتی اصلاً به جایی نمیرسی تا وقتی چرتکه میاندازی محاسبات خودت را داری پس تو با خودخواهی داری جلو میروی اصلاً نمیتوانی به آن دلدادگیها به آن عشقها برسی کربلا را نگاه کنید در عاشورا همه آمدند خودشان را فراموش کنند خودهایشان را کنار بگذارند.@ کربلا جایی هست که هیچ جا در تاریخ در روی زمین به اندازه کربلا و روز عاشورا خود نابود نشده و الهیت، عشق تفسیر نشده و به وجود نیامده با یک زن چه میکنند با یک بچه چه میکنند با یک شیرخوار چه میکنند بافت یکجوری است که همه چیزهایی که مربوط به طبیعت است از آدم میکَند.@ با یک شوهر چکار میکنند با یک زن چکار میکنند با یک مادر، خواهر، برادر، پدر چکار میکنند همه کس آمده آنجا تمام این شئونات را بدهد و وقتی از آن میگذری به عالیترین درجات انسانیت میرسی.@ همه بحث امشب و امروز ما مقدمه شد اصل بحث انشاء الله بماند برای جلسه بعد تا یک مقدار بتوانیم تمرین بیشتری بکنیم که ما یا باید انتخاب کنیم تربیت خدایی و شبیه خدا و نامحدود شدن یا تربیت دنیایی و محدود شدن و فشار قبر و فشار دنیا و آخرت، باید انتخاب کنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ در مورد سائلین خیابانی که حدس میزنیم محتاج نیستند و یا تکدیگری میکنند وظیفه چیست؟ جواب سؤال را دادم الان شما شک داری که این طرف مستحق است یا نه، به امام صادق(ع) گفتن آقا اگر ما شک کردیم که مستحق است یا نه بدهیم یا ندهیم؟@ حضرت فرمود ما اهل بیت وقتی شک داریم میدهیم، چرا؟ چون اگر شک کردم و ندادم چه کسی ضرر کرده من یا آن؟ من، چون دوباره برای خودم نگه داشتم دوباره دفن میشوم وقتی نگه داشتم هزینه نکردم خودم مصرف میکنم.@ وقتی خودم مصرف کردم خودم را کوچک میکنم ما به مقداری که خودمان مصرف میکنیم کوچک میشویم و به مقداری که خودمان مصرف نمیکنیم بزرگ میشویم بنابراین یک فرصت از دست من میرود امام صادق میگوید وقتی من شک دارم فرصت را از دست نمیدهم وقتی شک داری باید به نفع خودت عمل کنی خود آسمانی و جاودانهات.@ بنابراین میگوید تو بده چون تو اینجا بُرد کردی اما شیطان میگوید از کجا معلوم این مستحق باشد بیخیال برو اینکه در روایت داریم وقتی مؤمن دست در جیبش میکند هفتاد تا شیطانک به دستش میچسبد یعنی هفتاد تا توجیه میچسبد به ذهن شما که این دست از جیبت بیرون نیاید ما وقتی شک داریم میدهیم اما اگر مطمئن هستیم نه.@ جای بهتر از این سراغ داریم به بهتر از این بدهیم حضرت فرمود سه نفر اول را بده چون اگر بخواهی همینطوری بدهی اصراف و زیادهروی میشود خوب نیست رفتی کربلا، رفتی نجف، جاهای دیگر فقرا که میایند در شهر خودتان، اول صبح یکدفعه دیدی یک فقیر آمد نفر دوم، نفر سوم، بس است دیگر بیشتر از این نه، شک داشتی بده، بهتر از این سراغ داری بده.@ با هم دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و انشاء الله همه ما مشمول ادعیه زاکیه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@