جلسه 011 - حسنات و سیئات
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
3
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - حسنات و سیئات

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره احسان بود که یک اصلی را در احسان عرض کردیم و آن نقش احسان در وابستگی انسانها به شخص محسن هست کسی که احسان میکند یکی دو تا روایت در این زمینه باقی مانده بود که اینها را میخوانیم و میرویم سراغ بحث بعدیمان درباره احسان.@ (اَلاِحسانُ یَستَرِقُ الاِنسانَ) احسان انسان را به بند میکشد انسان در بند کسی هست که به او محبت میکند احسان میکند و این تأثیر روانیش هست که قابل انکار هم نیست(کَم مِن اِنسانٍ اِستَعبَدَهُ اِحسان) چه بسیار انسانی که نیکی آنها را به بند کشیده نیکی آنها را عبد خودشان کرده به بندگی کشانده.@ عرض کردم که این دو سمت دارد هم جنبه مثبت دارد و هم جنبه منفی دارد بسیاری از انسانها به خاطر محبتی که اهل باطل به آنها کردند به بندگی آنها درآمدند و اراده و فکر خودشان را از دست میدهند چون اسیر احسان دیگران هستند حبّ و بغضها محبتها این کار را با انسان میکند اگر انسان محبتی دید به اسارت کشیده میشود.@ بنابراین اگر شما در یک عدهای از انسانها در طول تاریخ و در زمان خودمان میبینید که راه حق را نمیتوانند طی کنند به این دلیل هست که آنها از طریق احسان به بندگی کشیده شدند و چون بنده هستند قادر به تصمیمگیری صحیح نیستند این خیلی مهم است باید در مباحث روانشناسی فردی چه در مورد خودمان و چه در مورد دیگران و چه در مسائل اجتماعی و سیاسی به آن توجه بکنیم.@ در جبهه حق هم مسئله همینطور هست در جبهه حق هم انسانهایی که به بندگی در میایند بندگی حق در میایند بندگی یک دین در میایند بندگی یک شخص اهل حق یک ولی خدا یک مرجع دینی در میایند به این خاطر هست که آنها هم به آنها محبت رسیده و اینطور هست.@ حالا ما باید مسئله خودمان را حل کنیم ببینیم که چه کسی بیش از دیگران در حق ما احسان کرده و آیا ما این احسان را پذیرفتیم قبول داریم اعتراف داریم نسبت به آن یا نه.@ متأسفانه ما در مورد بیشترین کسی که به ما احسان کرده یعنی خداوند تبارک و تعالی و معصومین(ع) که بیشترین فداکاری را برای هدایت ما و اینکه دین به ما برسد برای حیات بخش انسانی ما تلاش کردند و از خودگذشتگی کردند در بسیاری از موارد به رسمیت نمیشناسیم توجه نداریم که چقدر اینها برای ما زحمت کشیدند چقدر فداکاری کردند از جان خودشان و خانوادهشان گذشتند به خاطر ما.@ در مورد سیدالشهدا(ع) داریم(بَذَلَ مُهجَتَهُ فیک لِیَستَنقِذَ العِبادَ مِنَ الجَهالَه وَ حَیرَۀِ الضَلالَه) خون دل خودش را امام حسین در راه تو ریخت تا بندگان تو را از حیرت جهالت و گمراهی ضلالت نجات بدهد ما چقدر این را قدر میدانیم خداوند بهترین دوستانش را بهترین بندگانش را بزرگترین دستپروردههای خودش را که انبیاء بودند فدای هدایت انسانها کرد.@ شما ببینید تعبیراتی که در قرآن هست(يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ) (يَقْتُلُونَ الْأَنْبِياءَ) پیامبران را کشتند به ناحق، برای چی این همه پیغمبر برای ما کشته شدند؟ برای اینکه دین به ما برسد دین خدا هدایت الهی به ما برسد، چه کسی اینقدر به ما احسان میکند؟ پدر مادر اینطوری به ما احسان کردند؟ خانواده و همسر ما تا به حال به ما اینطوری احسان کردند؟.@ چه احسانی بالاتر از احسان خداوند چه احسانی بالاتر از احسان ائمه(ع) اولیاء الهی اهل بیت ما قدر میدانیم خودمان را عبد آنها میدانیم خودمان را بنده آنها میدانیم یا نه الان من خیلی از افراد را میبینم که هیچ پیوند قلبی با شهدا ندارند همین مثلاً میبینی عکس یک شهیدی زده شده یا در یک کوچه نوشته شهید فلان، عکس یک شهید یک رزمندهای را میبیند هیچ تحولی در روحش اتفاق نمیافتد.@ در تلویزیون مثلاً فیلمهای جبهه و جنگ را نشان میدهد این هیچ حس خاصی به این دست نمیدهد میگوید بزن آن کانال ببینیم فیلم سینمایی کجاست بزن آن کانال ببینیم سریالها چطوری هست همه ما سر سفره بدون استثناء چه بخواهیم چه نخواهیم چه بفهمیم و چه نفهمیم سر سفره شهدا نشستیم این مملکت غارتزده به یغما بردهای که جز ذلت فقر فساد تبعیض چیزی در آن نبود توسط امام(س) آزاد شد.@ چند نفر قدر امام را میدانند چند نفر عشق امام در دلشان هست؟ خیلیها سر سفره امام نشستند بغض امام را هم دارند اصلاً حس قلبی با امام ندارند با اینکه سر سفره امام نشستند این مرد این مملکت را نجات داد سرمایههای این مملکت را نجات داد ما را آزاد کرد از بندگی ابرقدرتها، شیاطین درآورد و خودمان را آقای خودمان کرد.@ به ما استقلال داد آزادی داد یک نظام مردمسالار به ما داد ما چقدر این را قدر میدانیم شهدا را آیا حسی نسبت به آنها داریم یا نداریم عکس یک شهید را میبینیم در تلویزیون نشانشان میدهند رزمندههایی که دارند نشان میدهند میانبرنامههایی که گاهی وقتها نشان میدهند.@ انسان از این طریق میتواند بفهمد با این قواعد و آیینهها میتواند بفهمد چقدر انسان است چقدر سالم است میزان مریضی خودش و سلامت خودش را میتواند درک کند که من این شهدایی که بیشترین حق را گردن من دارند در زمان ما رزمندههایی که بیشترین حق را به گردن ما دارند من چقدر به اینها علاقه دارم چقدر در بند شهدا هستم.@ میزان هوشیاری و غفلت خودمان را میتوانیم از این بسنجیم که آیا ما آدمهای هوشیاری هستیم یا آدمهای غافلی هستیم آدمهای بیداری هستیم یا خوابیم دل من چه دلی است قیمت هر انسانی به دلش هست من دلم چه دلی است شخصیتم چه شخصیتی هست.@ الان من یک شهید میبینم عکس یک شهید را میبینم فیلم این رزمندگان را میبینم امام امت(س) را میبینم بزرگانی که در حیات ما در استقلال و آزادی و نظام ما در آزادی ما از بند ابرقدرتها نقش داشتند چه حسی به ما دست میدهد و بالاتر از آن اولیاء الهی ائمه(ع) آنها چی، از اینها بالاتر خداوند چی.@ ما میبینیم که دریا دریا داده خدا را نمیبینیم با نداده خدا که چه بسا خودمان هم در آن مقصر هستیم یا دیگران مقصر هستند خدا مقصر نیست با خدا درگیر هستیم این خیلی نمکنشناسی است این خیلی بدجنسی است برای همین هم خداوند میگوید(قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ) بمیرد این آدم که چقدر کافر است چقدر این ناسپاس است از همه دادههایش شکر نمیکند خوشحالی نمیکند غصه ندادهها را میخورد.@ دیروز یک بنده خدایی دیدم که خیلی افسرده است طوری که میگفت من دیگر انگیزه زندگی ندارم نه همسرم راضیم میکند نه بچههایم نه زندگیم نه شغلم نه تحصیلاتم، به او گفتم که تو چرا شادی دادههای الهی در وجودت نیست؟ یک سؤال از او کردم.@ در حرم دیشب نماز جماعت رفته بودیم موقع تکبیرۀ الاحرام دیدیم یک آقایی آمد جلوی ما ایستاد من قامت بستم این آمد جلوی من ایستاد با فاصله مثلاً حدود 20 سانت من تعجب کردم گفتم صف نماز جماعت این بنده خدا آمد جلوی ما اینطوری دستم را بلند کردم آهسته گذاشتم روی کمرش که متوجه بشود بد جایی ایستاده.@ دیدیم نه اصلاً به روی خودش هم نیاورد قامت بست و نماز را خواند و ما را هم از نماز انداخت چون ما نمیتوانستیم خم بشویم چسبیده بودیم به هم نمیتوانستیم نه رکوع جای سجده نداشتیم من کشیدم کنار عقب، گفتم این بنده خدا حتماً یک عذری دارد و الا اینقدر نیست که بخواهد بیادبی بکند.@ هیچی اصلاً ناراحت هم نشدم ایستادم نمازش تمام شد حدس زدم که این ممکن است خیلی آهسته یواش نگاهش کردم دیدم این بنده خدا نابینا است ندید متوجه نشده بود همینطوری آمده بود نزدیک فکر کرده بود که اینجا میتواند بایستد برای نماز جماعت.@ به این بنده خدا گفتم تو حاضری اگر چشم نداشتی جای این بودی این یک بنده است ما چند تا نابینا داریم در دنیا گفتم تو اگر چشم نداشتی یک زمانی میامدند به تو میگفتند که حاضریم چشمت را به تو بدهیم بعد از سالها نابینایی ولی این مشکلاتی که الان داری برایش غصه میخوری هم هست با این مشکل میدهیم قبول میکردی یا نمیکردی؟ صددرصد میپذیرفتم.@ پس چرا ما اینقدر کور هستیم گفتم پس تو واقعاً کور هستی دو تا پایتان را از شما بگیرند دو دستتان را از شما بگیرند ما الان کسانی را داریم که فک ندارد اصلاً این قسمت صورت را ندارد دو تا چشم ندارد گوش ندارد دست ندارد پا ندارد.@ من خانم میشناسم الان خانم تحصیلکردهای هم خانم بزرگی هم هست دو تا صورت دارد یک صورت جلو دارد یک صورت عقب دارد یک خانم میشناسم دو تا سر دارد خانم بزرگی هم هست دو تا سر کنار هم چسبیده حالا تو خودت را بگذار جای اینها ببین این مشکلی که تو داری برایش غصه میخوری مشکل دنیایت آخرتی که نیست.@ دیگر آدمی که غم آخرت داشته باشد به ندرت است کیمیا است اگر یک کسی را پیدا بکنی یک نفر را که غم ابدیت و آخرت را داشته باشد غم خدا داشته باشد خودت را جای این بگذار بعد این مشکلی را هم که تو الان برایش میگویی من دیگر انگیزهام را از دست دادم بیا مقایسه کن.@ ببین چه چیزهایی داری و به خاطر این از خدا تشکر نمیکنی احسان خدا روی تو تأثیر ندارد ناسپاس و ناشکری ولی نسبت به یک چیز دنیایی که حالا نداریش و چه بسا خیرت هم باشد و خدا هم قطعاً به بهترین وجه جبران میکند ببین چقدر خودت را انداختی از نشاط از ایمان از حرکت از قدرت از تکامل خودت را انداختی نشستی غصه یک چیزی را میخوری.@ تو شکر هزاران برابر بزرگتر از آن را داری خوشحالی هزاران نعمتی که خدا به تو داده بینهایت نعمتی که خدا به تو داده میکنی و با آنها سرمست هستی که حالا این که به تو نداده نشستی غصهاش را میخوری ما چقدر کافر هستیم چقدر کفوریم چقدر ناسپاس هستیم.@ کافر یعنی پوشانند ما محبتهای خدا را میپوشانیم که حالا میرسیم یکی از زشتترین کارها یکی از بدترین اخلاق همین پوشاندن محبت هست که انسان محبت دیگران را مخفی نگه دارد بدجنسی هست که انسان محبت دیگران را بپوشاند ما یک بحثی داریم در احسان انکار احسان است جهود الاحسان به آن میگویند.@ امام علی(ع) میفرماید(جُهودُ الاِحسانِ یَحدوا عَلی قُبحِ الاِمتِنان) ما از یک کار خیلی بدمان میاید و آن کار این هست که یک نفر یک کاری برای ما بکند و هی بگوید به زبان بیاورد و منت بگذارد شما فکر میکنید چه کاری باعث میشود که دیگران سر انسان منت بگذارند؟ همین تکبر ما از اینکه یک نفر به ما محبت بکند تشکر بکنیم و خودمان جلوتر بگوییم.@ من بعضی از بزرگان را میبینم که مثلاً 40 سال بعد در خیابان استادشان را میبینند استاد مثلاً سال اول ابتدایی در مدرسه بوده معلمشان بوده معلم شاگردش را که نمیشناسد معلم نمیتواند ببیند چهره به چهره با آنها آشنا بشود.@ باور کنید من دیدم از دوستان خودم میروند خم میشوند دست استادشان را میبوسند میگویند آقا شما به ما درس دادید اول ابتدایی من کلاس پنجم از شما درس دینی گرفتم کلاس اول راهنمایی معلم من بودید او اصلاً یادش نیست بعضیها سعی میکنند نعمتهایی که دیگران در حقشان کردند را مخفی نگه دارند که مبادا مدیون بشوند و مجبور به تشکر بشوند و مجبور به جبران باشند.@ کفران دارند پنهان میکنند که مبادا مدیون بشوند و بعضیها چقدر آزاده هستند چقدر روحشان بزرگ است که در ورای 30 سال 40 سال میروند نعمتهایی که دیگران کردند را میشمارند علی(ع) میفرماید(جُهودُ الاِحسانِ یَحدوا عَلی قُبحِ الاِمتِنان) این انکار احسان دیگران موجب میشود که به زشتی و امتنان انسان را میکشاند.@ (یحدوا) یعنی انسان را میکشاند به زشتی منت گذاشتن اگر میبینی طرف منت میگذارد برای اینکه خیلی وقتها که طرف دارد میگوید و منت میگذارد برای این هست که شخصی که این احسان را دریافت کرده به زبان نیاورده ما تا به حال چند بار از پدرمان تشکر کردیم چند بار رفتیم از مادرمان تشکر بکنیم ایستادیم رسماً روز مادری بشود برویم هدیه بدهیم.@ برویم یک موقع به پدرمان بگوییم ارزیابی بکنیم این نعمت را بعد بگویم من چطوری میتوانم این را جبران بکنم پدر تو نقش زیادی در دینداری من داشتی در شیعه شدن من داشتی در مسلمان شدن من داشتی در محبت من به اهل بیت، مادر تو نقش زیادی داشتی در اینکه من اهل بیت را بشناسم خدا را بشناسم با حقیقت خودم آشنا بشوم.@ به عزاداری بیایم به گریه بیایم محبت اهل بیت را من از شما دارم آیا سرمایهای در دنیا بالاتر از محبت اهل بیت برای کسی هست در دنیا و آخرت سرمایهای بالاتر از این هست؟ چقدر ما رفتیم از پدر مادرمان تشکر بکنیم ما پدر مادرمان را هم وقتی میخواهیم ارزیابی بکنیم میگوییم چقدر پول به من داده چقدر غذا داده چقدر نان داده چقدر آب داده من را برای مدرسه فرستاده یا نفرستاده چقدر جهیزیه داده چقدر کمکم کرده برای ازدواج.@ پدر مادر نقشهای بسیار بسیار بالاتر دارد ما همه بدون استثناء تشیع را محبت اهل بیت را اسلام را از پدر مادر خودمان داریم من چه موقع شده بروم تشکر کنم که خدا خیرتان بدهد شما اسلام را پذیرفتید ولو نیمه کاره ولو نصف کاره ولو ناقص پذیرفتید تشیع را روح شما چه روحی بوده ای پدر عزیز ای مادر عزیز ولو بداخلاق ولو بد دهان ولو اذیت کن.@ بالاخره من بگویم ای پدر عزیز ای مادر عزیز روح تو چه روحی بوده که خداوند بالاخره تشیع را به آن داده و پذیرفته ولایت اهل بیت را داده محبت اهل بیت را داده و پذیرفته ما تشکر بکنیم از این روح بزرگ اینکه مادر من الحمد لله تشیع را پذیرفت میتوانست نپذیرد پدر من تشیع را پذیرفت و به ما داد.@ ممکن است ما الان در روح تشیع و روح ایمانی و اسلامی از پدر مادر خودمان ممکن است خیلی خیلی قویتر باشیم که البته در بیشتر موارد این یک توهم است که ما فکر بکنیم از پدر مادرمان بالاتر باشیم این یک فکر است یک توهم است که یک کسی فکر بکند از پدر مادرش مقربتر است به خداوند، مگر اینکه آدم خیلی خودخواه و متکبری باشد.@ به قول امام صادق خیلی مستکبر باشد یک نفر اینطوری حس بکند قیامت این حرفها معلوم میشود یعنی ما هیچ وقت نمیتوانیم به ضرث قاطع بگوییم از پدر مادرمان یا از کسی دیگر حتی، امام صادق میفرماید کسی که گمان بکند از یک نفر برتر است(فَهُوَ مَستَکبِر) مستکبر است این آدم خیلی آدم متکبری است که فکر میکند از یک نفر بالاتر است.@ ما از هیچ گناهکاری هم نمیتوانیم فکر بکنیم بالاتر هستیم من چه میدانم حجم فحشای باطنی من چقدر است طرف فاحشه است مشروبخور است اهل فساد است مشهور به فساد هم هست فحشای ظاهری است من فحشای باطنی خودم را حجمش را چقدر میدانم تکبرهایم حسادتهایم، یک غیببتم که هفتاد تا زنا دارد.@ من چه موقع میتوانم بگویم از یک کسی بالاتر هستم ما نمیرویم تشکر بکنیم هر وقت به مادرت نگاه میکنی اینطور نگاه نکن که این مادر در عروسی من بدجنسی کرد در دامادی من بدجنسی کرد جهیزیه کم داد زیاد داد از این افکار مزخرف بچگانه کودکانه دعوت کرد دعوت نکرد چکار کرد غر زد سر من داد زد سر من اینطوری به پدر مادرمان نگاه نکنیم.@ وقتی نگاهش میکنی با همه عشق نگاهش کن به مادرت به پدرت برای اینکه این آدم باعث شده من مسیری بوده آدم باید احترام بگذارد به رحمی که در آن تربیت شده به مسیری که آمده و در این مسیر روح ولایت روح اهل بیت روح محبت اهل بیت ایمان به حق تعالی تشیع را گرفته خیلی آدم باید به این مسیر حرمت بگذارد.@ این زن این مرد باعث شدند که من این را داشته باشم و چقدر هم ارزش دارد در روایت یکی از چیزهایی که خیلی برای خدا مهم است عزیز است دوست داشتنی است خدا خیلی دوست دارد و اجر زیادی برایش قائل هست این هست که اعضای خانواده با محبت به هم خیره نگاه بکنند.@ وقتی به همدیگر خیره میشوند با محبت نگاه کنند پدر مادر خواهر برادر مادر با بچهها پدر با بچهها همسر با همدیگر به هم نگاه کنند با محبت به هم نگاه کنند به برادر دینیش انسان نگاه بکند به نعمتهایی که خدا داده نگاه بکند با محبت آن هم با حس ابدی با نگاه ابدی اینطوری نگاه بکند.@ ما برویم به مادرمان اینطوری نگاه بکنیم به پدرمان اینطوری نگاه بکنیم قدرشان را بدانیم که اینها باعث شدند که من الان یک روح بزرگ داشته باشم یک روح تشیع داشته باشم روح محبت اهل بیت را داشته باشم ما نمیدانیم یعنی چی محبت اهل بیت یعنی عامل نجات انسان از جهنم از بسیاری از جهنمهای دنیایی و از بسیاری از جهنمهای آخرتی.@ شما بروید در تمام کره زمین بگردید ببینید کشورها و آدمهایی که محبت اهل بیت را ندارند در چه سختی دارند زندگی میکنند در چه نکبتی دارند زندگی میکنند ولو مسلمان هم باشند باید ببینیم ما در چه پادشاهی داریم زندگی میکنیم انشاالله خدا عمر بدهد حیات بدهد توفیق بدهد به همه ما یک روزی نشسته باشیم اینجا داریم این جملات پایانی جامعه کبیره را میخوانیم.@ (بِمُوالاتِکُم عَلَّمَنَا الله مَعالَمَ دینِنا) به محبت شما خدا به ما دین ما را یاد داده(وَ اَصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا) این خیلی مژده بزرگ است آدم با محبت برود به اینها نگاه بکند این ضریح را که میخواهی بگیری ببوسی بدانی این آقا چقدر در حیات ابدی تو سهم داشته.@ همین الان هم که تو رفتی به او بدهکاری چرا؟ چون الان تو میروی این ضریح را میبوسی الان میروی زیارت تو به او بدهکار میشوی ولی او خودش را بدهکار میداند او میگوید این آقا آمد زیارت من من شب اول قبر به بعد من میروم سر وقتش پس در واقع ما باز هم مدیون هستیم.@ (وَ اَصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا) هر خرابکاری که ما در دنیا کردیم هر گناهی کردیم هر چیزی را که نتوانستیم درستش بکنیم خراب شد در زندگی ما، خدا به موالات شما همه را درست میکند انسان شب اول قبر یا قیامت میبیند حساب را که میکنند به تو هم میگویند چقدر خرابکاری داری و اگر همینطوری حسابت دو دو تا چهار تا باشد چند میلیارد سالی باید در جهنم بمانی.@ ولی انسان به موالات اهل بیت نجات پیدا میکند نمیدانید آدم چه مزهای دارد من را چون یکبار جهنم بردند آنجا محکومم کردند به جهنم بعد امام حسین نجاتم داده میفهمم چه مزهای دارد که انسانی که به او بگویند جهنمی هستی بعد امام حسین بیاید نجاتش بدهد من جهنم را دیدم شما ندیدی به کوتاهی در حق امام زمان ما را جهنم بردند.@ (وَ اَصلَحَ ما کانَ فَسَدَ مِن دُنیانا اَنقَضَنا مِن شَفا جُرُفِ الهَلَکات وَ مِنَ النّار) این جمله خیلی عجیب است چقدر عظمت دارد امام هادی(ع) که این جامعه کبیره را به ما داده و عظیمترین حقائق عالم را در جامعه کبیره ریخته و اگر نبود امام هادی ما از بسیاری از معارف توحیدی ولایی محروم میشدیم چه کرده امام هادی(ع)، آدم هر لحظه میخواهد بگوید جانم به فدای تو باشد.@ خدا به وسیله شما ما را از تفرقه از اختلاف از جهنم، شما نگاه کنید مملکت جمهوری اسلامی به مودت اهل بیت متحد شد و نجات پیدا کرد کشورهای اطراف خودمان را نگاه کنید وقتی مرجعیت و رهبری واحد و ولایت فقیه نداشتند عراق را نگاه کنید افغانستان را ببینید پاکستان را ببینید عربستان را ببینید کشورهای دیگر را ببینید ما چه چیزی داریم و بقیه ندارند.@ ما به ولایت آنها امام زمان خودش فرمود به مرحوم آیت الله نائینی میگفت من جنگ جهانی وقتی که نگران کشور شدم یک گوشهای نشستم و توسل کردم به امام زمان(ع) بعد یک لحظه حضرت را دیدم که یک دیواری را به من نشان داد که این دیوار کج شده بود در حال ریختن بود حضرت اینطوری با انگشت صافش کرد.@ به من گفت ببین این دیوار ایران است و ایران شیعهخانه ماست کج میشود اما ما هیچ وقت نمیگذاریم بریزد دفاع امام زمان شما بروید تاریخ معاصر را بخوانید آدم باید بیفتد به سجده که امام زمان و دوستان امام زمان چه کردند این مملکت، مملکتی که یک زمانی انگلیس روسیه آمریکا اینجا پایتخت را گرفته بودند نشسته بودند تقسیم میکردند.@ تاریخ معاصر را انسان بخواند و خواندنش واقعاً جزء واجبات و ضروریات است انسان باید تاریخ معاصر را بداند چه نعمتی نصیب ما شده ولی ما پنهان میکنیم قدر نمیدانیم از خدا تشکر نمیکنیم از امام تشکر نمیکنیم از شهدا تشکر نمیکنیم.@ از روحانیت که بعد از ائمه هیچ کس به اندازه روحانیت، ما فقط اشتباهات بعضی از روحانیون و خرابکاری بعضی از روحانیون را میبینیم آن در چشممان میاید و اینکه روحانیت بیشترین شهید را داده تا من و شما با امنیت و آرامش بنشینیم اینجا، را نمیبینیم این خیلی بد است انسان احسانهای دیگران را نبینید کور باشد.@ پدرش را نبیند مادرش را نبیند فقط بدیهای پدر مادرش را ببیند بدیهای همسرش را ببیند ضعفهای همسرش را ببیند ضعفهای فرزندش را ببیند این روح را ما باید کنار بگذاریم که این شخص الان چه نقشی دارد.@ گاهی وقتها خدا شاهد است من میروم در این اتوبوس راننده اتوبوس را آدم نگاه میکند این صبح اول وقت میزند بیرون با چه سختی دارد تا شب کار میکند انسان از او تشکر بکند پیاده میشوید تشکر بکنید رفتگر را نگاه میکنید با محبت به او نگاه بکنید که این چقدر سهم دارد در سلامت شهر ما، رانندگان عزیز این کامیونداران عزیز پلیسها پرستاران پزشکان عزیز آدم اینها را نگاه کنند کارگرها یکسره روح تشکر داشته باشید.@ هزاران هزار نفر خون دل خوردند زحمت کشیدند من و شما نشستیم اینجا الان داریم معارف اهل بیت را با هم مفت راحت داریم دریافت میکنیم قدیمها یک کسی میخواست خودش را به یک استاد برساند به یک حدیث برساند یک کشور را باید پیاده میرفت تا یک روایت بشنود بنویسد و بگوید من یک حدیث دارم.@ شهید میشدند جانشان را از دست میدادند در این راه که بتوانند یکی دو تا سه تا پنج تا روایت به دست بیاورند و ما اصلاً به هیچ وجه قدر نمیدانیم از صبح شما از خانه بلند میشوید مادرت بالای سرت هست پدرت بالای سرت هست خواهر برادرت کنارت هستند انسان ببیند اینها چقدر در زندگیش نقش دارند از آنها تشکر بکند.@ امیرالمؤمنین(ع) در روایت بعدیشان هست(جُهُودُ الاِحسانِ یُوجِبُ الحِرمان) انکار احسان دیگران موجب محرومیت میشود یعنی خدا یک جاهایی قفل میزند روی دل انسان، انسان محروم میشود محرومیت هم دو جور است یک موقع هست اصلش را از آدم میگیرند.@ انسان قدر محبت پدر مادر همسر خواهر برادر فرزندان محبت دیگران را نمیداند قدر امام زمان را ما الان ندانستیم محروم شدیم(جهود الاحسان) داریم یعنی ما الان به بلای کفران خودمان محروم از امام زمان هستیم مردم به بلای کفرانشان مبتلا شدند گرفتار شدند چون کفران نسبت به ائمه داشتند محروم هستند.@ هزار و صد و چند سال است نزدیک به 1200 سال است ما از امام زمان محروم هستیم به خاطر کفران به خاطر اینکه ما قدر نمیدانیم اصلاً وجود عزیز این نازنین را و محروم هستیم خدا میگیرد انسان را محروم میکند سلامتی را انسان قدرش را نداند میگیرد نعمتهایی مادی نعمتهای معنوی قدرش را نداند میگیرد.@ گاهی وقتها اثرش را میگیرد یعنی چی؟ این خیلی خطرناکتر است نعمت ظاهراً هست اما خداوند میگیرد اثرش را بگیرید علی(ع) معاویه را نفرین کرد معاویه آدم شکمویی بود تا آخر عمر معاویه مزه سیری را نچشید همیشه احساس گرسنگی داشت هی میخورد ولی اصلاً احساس نمیکرد سیر است زجر گرسنگی را میچشید.@ استسقاء نمیدانم گرفتید یا نه، گاهی وقتها هست انسان آب میخورد خیلی خورده ولی اصلاً عطش برطرف نمیشود اثر را میگیرد کفران کردی نسبت به یک استاد نسبت به یک ولی فقیه نسبت به یک ولی خدا نسبت به یک کتاب نسبت به یک درس کفران میکنی میخوانی یا چیزی نمیفهمی یا وقتی که میروی سر کلاس مینشینی بعدش یادت میرود چون قدر نمیدانی آدم ناسپاسی هستی.@ یا اینکه نورانیت به تو نمیرسد ده سال نشستی اما نورانیت نداری ده سال نشستی اما قدرت روحی نداری دانایی خیلی داری اما اصلاً خدا به تو دارایی نمیدهد چرا خدا به تو دارایی نمیدهد؟ برای اینکه تو آدم ناسپاسی هستی آدم کفوری هستی.@ ده سال حوزه رفته ولی میبینی با کسی که حوزه نرفته خیلی عقب ماندهتر از کسی است که حوزه نرفته تاریکدل، مردد، مریض، بیحال، بیرمق، بیانگیزه، بینشاط، بیمعنویت برای اینکه تو اهل کفران هستی اگر قدر میدانستی اگر شکر میکردی.@ من گاهی وقتها خدا شاهد است به بچهها آن موقع که تدریس داشتیم در موقع یا جای دیگر بیرن از قم در تهران مثلاً لمعه درس میدادیم مکاسب درس میدادیم فقه یا میخواندیم میگفت این فقه است لمعه است داری میخوانی مثلاً فرض بفرمایید کتابهایی هم بود راجع به نجاست و طهارت بود.@ ولی آدم این کتاب را نگاه میکرد میخواند بعد از کلاس احساس میکرد چقدر نورانی شده به بچهها میگفتم شما هم همچین احساساتی دارید؟ میگفتند بله ما هم همچین احساسی داریم کتاب را آدم میخواند مکاسب میخواند لمعه شیخ میخواند کتاب درسی میخواند صرف و نحو میخواند میبینی همه نورانیت میاورد.@ ناسپاس است اَه این صرف چیه این نحو چیه این فقه چیه این اصول چیه این منطق چیه فقط مثل دانشگاهیها باید ذهنش را خسته بکند بخواند یاد هم میگیرد مثل خیلی از دانشگاهیان نه همه، ولی اصلاً نورانی نمیشود چون قدر نمیداند میگوید اَه درس اَه این را من باید بخوانم چارهای ندارم باید بخوانم احکام، رساله، کتاب، اخلاق، با شادی با شکر.@ ولی قدر نمیداند که خدا به او چه چیزی داده لذا خدا برایش محرومیت میاورد خیلی خطرناک است این را بنویسیم جلوی چشممان باشد چون بحث آفتشناسی بسیار مهمی است از نظر اجتماعی.@ من یک مثال برای شما بزنم در کشور ما شیرینی زندگی زمان دفاع مقدس خیلی بیشتر از الان بود الان حجم آسایشها در کشور ما به سرعت بالا رفته و به شدت اما آرامشهای دفاع مقدس نیست تحصیلات بالا رفته ناآرامی بیشتر شده شکست هم در زندگیها بیشتر شده طلاق بیشتر شده.@ اثر را خدا از ما گرفته خیلی خطرناک است از نظر روانشناسی اجتماعی یک کسی بنشیند روانشناسی فردی و روانشناسی اجتماعی در مباحث سیاسی بنشینیم این قضیه را تحلیل بکنیم یک کلمه است(جُهودُ الاِحسان یُوجِبُ الحِرمان) انکار محبت انکار احسان محرومیت میاورد.@ زنش کنارش است زن خوب خدا نصیبش کرد زن با مرام زن با معنویت زن الهی نصیبش کرده آدم نفهمی است قدر نمیداند شعورش نمیرسد انکار میکند جهود دارد وقتی از دستش رفت تازه میگوید ای بابا یا مُرد یا از دستش رفت تازه میفهمد من چی داشتم قدرش را نمیدانستم.@ شوهرش را قدر نمیداند اذیت میکند به شوهرش آزار میرساند میکشاندش به جایی که میبُرد وقتی زندگی پاشیده شد بعداً تازه میفهمد، مرغ همسایه غاز است اینطوری است آدم قدر شوهر خودش را قدر زن خودش را نمیداند.@ قدر بچه خودش را نمیداند قدر پدر مادر خودش را نمیداند قدر موقعیتهایی که خودش دارد را نمیداند فکر میکند که دیگران چه چیزی دارند و این ندارد که حالا در بحث توحید اگر رسیدیم توضیح میدهیم موضوعمان هم اتفاقاً نزدیک به همین موضوع هست.@ خدا اثر را از او میگیرد لذا میبیند مادر بیشترین محبت را دارد به او میکند از پدر بیشترین محبت را دارد دریافت میکند اما این ناآرام است مضطرب است پشتیبانی هست از او اما احساس امنیت ندارد چون شکر نمیکند آدم باید چشمش را باز بکند هی نگاه بکند و تشکر بکند و هر چه شکر بکند به خداوند نزدیکتر میشود.@ یکی از اسمهای خدا شاکر و یکی از اسمهای خدا شکور است خدا با آن عظمتش که خودش تجلی کرده همه چیز را داده از بندهاش زیاد تشکر میکند قدردانی از بندهاش خیلی میکند دیگر از این بالاتر میگوید یک بهشت گذاشتم برای کمترین بهشتی یعنی کسی که کمترین درجه بهشتی را دارد بهشتش از همه دنیا بالاتر و بزرگتر است که اگر بخواهد همه بهشتیان را دعوت بکند شاهانه دعوت میکند.@ این خدای شکور این خدای مهربان این خدایی که قدر همه چیز را میداند قدر خستگیت را میداند قدر از خواب بیدار شدنت را میداند قدر صبرت را میداند قدر کاری که در خانه برای همسرت کردی کاری که برای پدر مادرت کردی میداند.@ میگوید این بنده من به خاطر اینکه میخواهد بیاید دین من را یاد بگیرد یک قدم بردارد از خانهاش میخواهد خودش را برساند به درس یک معلمی برای هر یک قدمش یکسال عبادت مینویسم خدای به این قشنگی به این مهربانی به این شکوری آدم وقتی شاکر هست قدر خدا را میداند به خدا نزدیک میشود.@ آدم کفور از خدا دور میشود از خدا محروم میشود کوری دل پیدا میکند غصه پیدا میکند احساس پوچی پیدا میکند احساس ناآرامی پیدا میکند احساس بدبختی دائماً در ذهنش هست در دلش هست از بچهاش خیر نمیبیند از همسرش خیر نمیبیند از پدر مادرش خیر نمیبیند از شغلش خیر نمیبیند از سلامتیش خیر نمیبیند.@ در حالی که ما چقدر معلول داریم با معلولیت خیر دارند میبینند ولی او خیر نمیبیند از پولش خیر نمیبیند برای چی؟ برای ناسپاسی برای کافر بودن و کفور بودن و پوشاننده بودن همیشه دوقورتو نیمش باقی است همیشه شاکی است همیشه متوقع از خدا و اهل بیت است همیشه فکر میکند که همه باید دست به سینه در خدمت او باشند.@ چه خطری وحشتناکتر از حرمان هست محرومیت، پس گاهی وقتها خدا نعمت را میگیرد گاهی وقتها تو نعمت را داری این خیلی خطرناک است نعمت را داری استاد کنارت هست ولی خدا کنارت هست ولی فقیه کنارت هست امنیت کنارت هست اما تو ناآرامی تو ترس داری.@ ارتش داریم به این خوبی، سپاه داریم به این خوبی، بسیجیان را داریم به این خوبی، طرف همهاش احساس ناامنی میکند در این مملکت، شبها همهاش خواب زد و خورد میبیند همهاش ترس دارد فکر میکند یک کسی میخواهد بکشدش یک کسی میخواهد بدزدد فکرهای منفی اینطوری است.@ خوابها و خیالهای منفی اینطوری است که چرا من هر وقت میخواهم بخوابم احساس میکنم یک خطری من را دارد تهدید میکند هر وقت میخواهم از یک کوچه رد بشوم بدترین نوع فکرها را میکنم وقتی به تاریکی میرود برق میرود تاریک هست از یک جا میخواهم رد بشوم زشتترین نوع فکرها میکنم پولم کم میشود پولم گم میشود.@ همیشه ما وقتی که خداوند به محبت ما کسی را از ما میگیرد یعنی لطف میکند در حق ما پدر ما مادر ما همسر ما فرزند ما را از ما میگیرد ما یک دفعه احساس میکنیم یک کسی با ما اینجا خصومت دارد خدا را هم یک دفعه دشمن میدانیم احساس نمیکنیم در کَنَف حمایت خدا هستیم با خدا هم انسان احساس ناآرامی میکند.@

گاهی وقتها انسان درس خوانده میداند مطالعه کرده خودش هم دارد به بقیه میگوید ولی کنار خدا اصلاً آرام نیست کنار خدا اصلاً شاد نیست برای اینکه کفور است چه کسی میتواند با این خدا شاد باشد چه کسی میتواند با این خدا آرام باشد چه کسی میتواند بگوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) چه کسی میتواند کمک بگیرد و از او استفاده بکند؟.@ کسی که شاکر نعمتهای خدا باشد قدردان محبتهای خدا احسان خدا باشد اصلاً تو میتوانی نعمتهای خدا را بشماری؟ نمیتوانی، نعمتهای معنوی نعمتهای مادی، نمیشماریم نمیتوانیم، ولی چرا ما همیشه احساس بدبختی احساس بیپناهی احساس اینکه ما زندگیمان بدترین زندگی است ما در جهنم هستیم ما گرفتاریم هیچ کس بدتر از ما نیست چرا ما این احساس را داریم؟.@ برای اینکه ما شکر داشتهها را به جا نیاوردیم اینها را انکار کردیم اگر هم زبانی گفتیم الحمد لله ولی قلباً شاکر نیستیم و در بحث شکر گفتیم مهمترین مرحله شکر شکر قلبی است یعنی انسان معرفت داشته باشد که خدایا من میدانم تو به من چه دادی من میفهمم تو با من چه کردی من میفهمم تو همه چیز خودت را در اختیار من گذاشتی من میفهمم تو عزیزترین کسانت را فدای من کردی من میفهمم که تو لحظه به لحظه داری به من فکر میکنی به من توجه داری.@ (مَن کَتَمَ الاِحسانَ عُوقِبَ بالحِرمان) یک ذره روایت تندتر شد آنجا امیرالمؤمنین(ع) فرمود که نمکنشناسی موجب محرومیت میشود اینجا فرمود که کسی که نیکی را بپوشاند عقاب میشود تنبیه میشود با محرومیت.@ ما باید یک جایی بنشینیم فکر بکنیم که اگر ما محروم هستیم برای چی محروم هستیم تا حالا نشستیم فکر بکنیم که اگر ما از خیلی از چیزهایی که باید داشته باشیم و طبیعی هم هست که باید داشته باشیم نمیتوانیم لذت ببریم برای چیست؟ تا حالا نشستیم فکر بکنیم احساس ناآرامی احساس نگرانی دلشورههای ما از کجا ناشی شده؟.@ چرا ما یکسره دلشوره داریم یکسره ناراحت هستیم یکسره افسرده میشویم پژمرده میشویم ناامید میشویم احساس پوچی به ما دست میدهد؟ چرا غصه میاید کنار میلیون نعمت خدا ما غصه داریم؟ چرا با داشتن هزاران هزار نعمت کنار هزاران هزار نعمت احساس فقر و بدبختی داریم؟.@ چه بحث مهمی است این بحث آفتشناسی که تو ببین چرا با خدا با ائمه با اهل بیت با همه این نعمتها تو احساس بدبختی داری تو چرا کنار خدا شاد نیستی مگر نفرمود با من شاد باش از من لذت ببر از من کمک بگیر من کنارت هستم من پشتیبانت هستم چرا ما اینقدر نازل اینقدر ضعیف داریم زندگی میکنیم؟.@ چرا نماز ما پرواز نیست؟ چرا نماز ما معراج نیست؟ چرا از آن نمیتوانیم استفاده بکنیم؟ چرا روزه ماه رمضان ضیافت و ملاقات و همنشینی با خدا برای ما معنا ندارد؟ چرا از آن لذت نمیبریم؟ مگر نمیگوید(دُعیتُم فیهِ اِلی ضیافَتِ الله) دعوت شدید به ضیافت خدا ما چرا لذت ضیافت را نمیبریم؟ برایمان زودتر یک طوری میخواهیم باشد که این ماه رمضان تمام بشود.@ از آمدنش ناراحت از رفتنش خوشحال، چرا از روزه میترسیم از نماز میترسیم چرا به سجده نمیافتیم چرا اهل ذکر نیستیم چرا با قرآن انس نداریم چرا قرآن شراب ما نیست مگر ما قرآن نمیخوانیم بعضیها 50 سال قرآن خواندند ولی شراب نیست اصلاً یکبار مست نشدند شاد نشدند از قرآن، تا حالا فکر کردی ما چرا اینقدر محرومیت تحمل میکنیم؟.@ به خاطر چی این همه محرومیتی که ما داریم احساس محرومیت احساس پوچی از کجا ناشی میشود چرا آن چیزی که آب هست ما میخوریم تشنگیمان برطرف نمیشود مگر نمیگوید شراب است پس چرا نیست مگر نمیگوید قرآن ربیع القلوب است بهار دل است چرا من از آن میترسم چرا من با او انس ندارم؟.@ چرا کنار این بهار من اصلاً آن را بهار نمیبینم من یک کاری کردم که نمیتوانم بهار را بهار ببینم من چرا از نور بدم میاید چرا نور من را میترساند چرا از شادی خوشم نمیاید؟ چرا شادی حقیقی کمال حقیقی لذت حقیقی محبت حقیقی بهجت و سرور حقیقی آرامش حقیقی برای من نمیاورد؟ من با آن نمیتوانم ارتباط برقرار بکنم؟.@ ما الان بسیاری از درماندگیهایمان مال ناشکری است دستوری در بحث شبهای احیا توضیح دادیم شما دستور دادند سجده شکر به جا بیاورد این کجا انسان بگوید آقا امام زمان فرموده سجده شکر واجب است بعد از نماز سجده شکر بجا بیاورید.@ این کجا اصلاً کسی کاری ندارد امام زمان چه گفته یا نگفته بالاخره من دو رکعت اجازه داشتم پیش خدا بایستم با او حرف بزنم و اسمش را به زبان بیاورم به او توجه بکنم هر چه دلم خواست به او بگویم به او بگویم تو ربی بهترین کلمات را برایش به کار ببرم.@ عشق من تویی(وحده لا شریک له) (لا اله الا الله) (لا اله الا هو) چه حرفهای قشنگی زده شده ربی العظیم ربی الاعلی من اجازه داشتم دو دقیقه با خدا یک همچین حرفهایی بزنم ولی آیا من بعد از نماز به یک شکر رسیدم چه شد به من اجازه داده شد من امروز نماز بخوانم عصر ظهر مغرب عشا صبح بیفتم به سجده از خدا تشکر بکنم که خدا امروز را به ما اجازه نماز را داد.@ میدانی چه موقع قدرش را میفهمی؟ موقعی که جانمان دارد در میاید حالا احتیاج داری یک یا الله بگویی میبینی زبانت باز نمیشود احتیاج داری یک سجده بکنی احتیاج داری ذهنت متمرکز بشود روی خدا و ذهن متمرکز نمیشود میرود روی طبیعت میرود روی وحشت چهره وحشتناک موقع برزخ را داری میبینی.@ باید پیغمبر و پنج تن را که بالای سرت ایستادند را ببینی و نمیبینی بالای سرت ایستادند و تو نمیبینی چرا؟ چون تو ناسپاس بودی آنها همیشه بالای سرت بودند و تو ندیدی لذا موقع مردن انسان نکیر و منکر را میبیند چهره خطرناک و وحشتناک عزرائیل را میبیند تلخی مردن را میبیند در حالی که پیغمبر و پنج تن آل عبا(ع) بالای سرش ایستادند و با لبخند هم ایستادند و این محروم است چون اینها به تو خیلی نگاه کردند و تو ندیدشان کور بودی.@ (أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) تو هم فراموش میشوی تو هم نمیبینی قرآن را ندیدی نماز را ندیدی خدا را ندیدی چهارده معصوم را ندیدی میلیونها شهید را ندیدی هزاران عالم و ولی خدا را ندیدی نعمتهای مادی معنوی پدر، مادر، دوستان، رفقا، امنیت.@ الان مردم عراق در چه وضعیتی هستند افغانستان در چه وضعیتی هستند هیچ کس مطمئن نیست صبح از خانه میاید بیرون یعنی همه منتظر انفجار هستند یا منتظر تیر به آنها بخورد امنیت بزرگترین نعمت، ما چه موقع نشستیم خدا را شکر بکنیم بگوییم خدایا از تو تشکر میکنیم.@ وقتی امنیت را نبینی نصیبت اضطراب است وقتی امنیت را نبینی سهمیت دلشوره است سهمت وقتی خوشبختی را نبینی احساس بدبختی است موقع مردن بدبختیها شروع میشود محرومیت آن موقع است که محرومیت را میبینی که پنج تن هستند نمیتوانی از آنها کمک بگیری میخواهی به آنها بگویی پیغمبر به دادم برس اما اینها در دنیا تمام مدت با تو بودند از آنها کمک نگرفتی آنجا زبان باز نمیشود.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به ما شکر نعمتهایت دیدن نعمتهایت معرفت نعمتهایت را نصیب ما بفرما خدایا ما را قدردان احسان خودت و اولیاء خودت بگردان خدایا کوری باطنی را از ما بگیر خدایا به حق همین شب عزیز که شب آرزوها است بزرگترین آرزوی ما امشب این هست که کوری را از دل ما برداری.@ ما نعمتهای تو را ببینیم و از تو سپاسگزار باشیم خدایا بزرگترین آرزوی ما در شب آرزوها این هست که تو همه محرومیتها را از ما و سایر بندگانت برداری و برداشتنش به معرفت است خدایا به همه ما معرفت عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ از نفس پاک شما عزیزان استفاده بکنیم جهت رفع اضطرار از مظلوم حقیقی مضطر حقیقی وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را مضطرانه بخوانیم.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان از همه ما انشاالله ما مشمول ادعیه ویژه حضرت بخصوص در این چند ماه قرار بگیریم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@