جلسه 010 - حسنات و سیئات
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
3
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - حسنات و سیئات

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره احسان بود و تأثیر احسان در گرمی روابط بین انسانها و وابستگی بین انسانها که البته این بحث یک جنبه آسیبشناسی هم دارد که باید به آن مسئله هم توجه بکنیم که انشاالله در موردش بحث خواهیم کرد.@ اصل اساسی همان فرمایش پیغمبر بود که برایتان عرض کردیم که جبلی انسان ذات انسان اینطوری هست کسی که به او محبت بکند دوستش دارد و کسی که به او بدی بکند بطور طبیعی بدش میاید البته این ذاتی انسان هست یعنی جنبه طبیعی انسان را دارد نه اینکه این یک کار غیرقابل تغییر باشد.@ همین پیغمبری که میگوید جبلی انسان ذاتی انسان این هست که اگر کسی به او کار خوب بکند دوستش دارد و اگر کار بد بکند بدش میاید خود پیغمبر فرمودند(اَحسِن اِلا مَن اَساءَ اِلَیک) تو به کسی که به تو بدی کردی خوبی کن پس یک موقعی کسی نگوید حالا که پیغمبر اینطوری گفته.@ پس اینکه ما اگر یک نفر به ما بدی کرده ما از او متنفر باشی و کینه به دل بگیریم پس کینه به دل گرفتنمان حق است که کینه به دل بگیریم چون پیغمبر فرموده ذاتی انسان است طبیعی انسان اینطوری است بله انسان طبیعتاً اینطوری هست ولی انسان قرار است شبیه خدا بشود و انسان ذاتیش آن چیزی که در فطرتش هست بتواند خودش را به اخلاق الهی متخلق بکند به آنجا برساند.@ لذا میفرماید به کسی که به تو بدی کرده خوبی کن و یک نکته ظریف این هست که حضرت نمیگوید دوستش داشته باش میگوید به او خوبی کن ممکن است انسان یک کسی به او بدی بکند اگر بخواهیم دو تا روایت را با هم جمع بکنیم اینطوری میشود که طبیعی انسان حبّ و بغض هست.@ حبّ نسبت به کسی که به او محبت میکند بغض نسبت به کسی که به او بدی میکند اما با اینکه ما از کسی که به ما بدی کرده بدمان میاید دستور داریم که احسان بکنیم(اَحسِن اِلا مَن اَساءَ اِلَیک) اگر بخواهیم دو تا روایت با هم جمع بکنیم.@ ولی در سطح عالیترش که در روایت معراج آمده انسان باید بتواند کسی را هم که به او بدی کرده به خاطر خدا و به خاطر کمالات وجودی که ممکن است آن شخص داشته باشد دوست داشته باشد و به کینه و تنفر نرسد این اصل اول که احسان دل انسان را رام میکند و به دست میاورد.@ حالا جنبه آسیبشناسیش را عرض بکنیم تا برسیم به جنبه بحث مثبتی که در طول بحثمان داشتیم و جلو میرفتیم از جنبه آسیبشناسی وقتی ما میدانیم چون دل ما اینطوری است که اگر کسی به او محبت بکند از او خوشش میاید، چرا انسان اینطوری است که اگر کسی به او محبت کرد از آن شخص خوشش میاید؟ آن شخص را دیگر خوب میبیند؟.@ سؤال اینجاست اگر کسی به ما محبت کرد واقعاً آدم خوبی است که به ما محبت کرده و ما دوستش داریم ما چرا او را خوب میبینیم؟ انسان حبّ ذات دارد انسان چون عاشق خودش هست بیش از هر کس دیگر خودش را دوست دارد این هم جبلی انسان هست که خداوند در انسان حبّ ذات قرار داده.@ انسان چه بخواهد چه نخواهد اولین کسی که عاشقش هست خودش هست خودش را دوست دارد و هر چیزی را که دوست دارد برای خودش دوست دارد به خاطر خودش، به ندرت اتفاق میافتد یک انسانی بتواند از خودش دست بردارد به توان خیلی نادر یک کسی دست از سر خودش بردارد آن استثناء است یک گروه خاصی هستند که ممکن است اینطوری باشند.@ اما در عرفان هم بحث هست که اگر ما خدا را هم میخواهیم خدا را هم برای خودمان میخواهیم بهشت را هم میخواهیم برای خودمان میخواهیم به خدا مهرورزی میکنیم به اهل بیت هم مهرورزی میکنیم برای خودمان هست چون عاشق خودمان هستیم.@ ما چون عاشق خودمان هستیم اگر یک نفر به معشوقمان محبت بکند که خودمان هستیم از او خوشمان میاید به محبوبمان مهربانی بکند احسان بکند از او خوشمان میاید پس این اصل سر جای خودش که ما به کسی که به ما محبت بکند علاقه پیدا میکنیم.@ جنبه آسیبشناسیش چیست؟ اینکه من در مورد خودم باید نروم زیر بار محبت آدمهایی که اگر به من محبت بکنند من نباید به آنها وابسته بشوم نباید محبت آنها در دل من بیفتد وامدارشان بشوم میبینی طرف مثلاً کافر است ضد دین است ضد انقلاب است آدم حسابی نیست و من میدانم هزار و یک جور عیب و فساد و گرفتاری دارد اگر من زیر بار محبتش بروم گرفتارش میشوم آنوقت بین من و خدا اختلاف میافتد.@ چطوری اختلاف میافتد؟ اینطوری که کسی را که خدا از او خوشش نمیاید من از او خوشم میاید دوستش دارم آن کسی را که خدا دوست ندارد این خیلی بد است لذا حضرت میفرماید که مراقب باشید من را وامدار آدمهای بد نکنید.@ مثلاً یک پدری از یک آدمی خیلی بدش میاید با او دعوا کرده دشمنی فامیلی دارند دشمنی چندین و چند ساله دارند حالا پسر این پدر برود یک کمکی از آنها بگیرد آنها هم به او کمک زیاد بکنند خودبهخود این پدر که از آنها متنفر است وامدار میشود و دوست هم ندارد که وامدار بشود.@ آسیبشناسی بحث اینجاست که من حواسم به کسی که نباید وامدار محبتیش بشوم وامدارش نشوم یعنی نروم جذب محبت جذب احسان بکنم از کسی که نباید بکنم تا میتوانم باید تلاشم اینطوری باشد که اگر شده پا روی نیاز خودم بگذارم خواسته خودم را کنار بگذارم بگذارم.@ ولی از کسی که نااهل است و نباید جذب محبت جذب احسان بکنم جذب احسان نکنم کمک نگیرم جذب احسان نکنم چون نااهل است چون ممکن است امتیازات دیگری بگیرد 2 ـ در مورد اطرافیانم هم همینطور مواظب باشم اطرافیانم مثل فرزندانم همسرم کسانی که به من نزدیک هستند آنها هم وامدار کسی نشوند.@ چطوری مواظب باشم؟ چون اگر فرزند من برود در مسیر و حیطه ارتباطی یک آدم فاجر و فاسق و او به این محبت بکند فرزند من عاشق او میشود علاقمند به او میشود و او میتواند هر نوع شکلدهی روی فرزند من داشته باشد از یک اصل ما داریم به چند تا اصل حرکت میکنیم.@ لذا باید مواظب باشم به فرزندم و کسان دیگر بگویم که این آدمها خط قرمز هستند نزدیک این آدمها نشوید از این آدمها کمک دریافت نکنید جذب این آدمها نشوید اینها خطرناک هستند ممکن است برای اینکه فرزند من را خانواده من را فاسد بکند به او محبت بکنند منحرفش بکند دینش را از او بگیرد به او محبت بکند این به او علاقه پیدا کرده.@ بعد از مرام او خوشش میاید میرود آن مرام را قبول میکند حرفهایش را گوش میکند دستوراتش را گوش میکند یا تحت تأثیر قرار میگیرد این یک طرف قضیه است که من اعلام خطر بکنم که نروید با این افراد ارتباط نداشته باشید مثلاً طرف بهایی است یک کافری هست یک فاسقی هست.@ من یادم هست یک موقعی یک کسی این بلا را سر خود من آورد در یک نمایشگاهی داشتیم در ژنو یک آقایی آمد پیش من یک پیرمردی آن موقع من شاید نزدیک به 14 ـ 15 سال پیش بود در یک نمایشگاه بینالمللی که مؤسسه شرکت کرده بود ایشان آمد آنجا نشست پیش ما، ما هم نمیدانستیم کیست نشست اینقدر با عاطفه با محبت این مرد آمد.@ سلام پسرم عزیزم خوش آمدی بیا اینجا، میشود لطف کنید بگویید شما اینجا محصولاتتان چیست بعد دانه دانه توضیح گرفت یک حجم زیادی هم خرید بعد گفت من اینجا هستم این چند وقت که اینجا هستید هر کاری داشتید به خود من بگویید.@ اصلاً خجالت نکشید این شماره تلفنهای من هست خانمان این همراهم هست این محل کارم هست بچههای من هم اینجا هستند در نمایشگاه اگر کاری داشتید اصلاً لنگ نمانید خیلی محبت زیادی کرد همچین دل ما را هم به دست آورد و رفت.@ من دیدم این مسئول کنسولگری ما ایستاده دارد نگاه میکند به من هم یک نیشخندی دارد آمد جلو گفت این را دیدی؟ گفتم بله، گفت چطور آدمی بود؟ گفتم خیلی آدم با مرامی بود خیلی آدم باصفایی بود برای یک غریبهای که در شهر میاید پشت و پناه خوبی هست، گفت میدانی این کیست؟ گفتم نه، گفت این رئیس بهائیهای سوئیس است.@ گفتم اِ پس چرا نگفتی گفت به خاطر همین اِ نگفتم اگر میگفتم از اول خودت را میبستی تو آخوند هستی میدانستم چکار میکنی قبولش نمیکردی و نمیتوانستی با او ارتباط بکنی بعد گفت اینها ترفندشان اینطوری هست در آدابی که دارند این هست که مثلاً باید حتماً همیشه خوش اخلاق باشند خوش برخورد باشند عصبی نباشند گفتم والله اینها به دین ما عمل میکنند اینها به آن چیزی که پیغمبر گفته عمل میکنند.@ ما با اخلاقمان همسرانمان متنفر میکنیم فرزندانمان را متنفر میکنیم خواهر و برادرانمان را متنفر میکنیم پدر و مادرانمان را چقدر از دین بیزار میکنیم چقدر شوهرها بودند خانمهایشان آن موقع که حجاب نداشتند خیلی خوش اخلاق بهتر، از وقتی که متدین شده محجوب شده میبینی زن اینقدر بداخلاقی دارد که نمیتوانی تحملش کنی.@ پسرش از وقتی که حزب اللهی شده پسرش از وقتی که در حوزه رفته شده مثل زهرمار دخترش رفته در حوزه بدتر، اصلاً مؤمن نیست کسی که شیرین نیست مؤمن نیست کسی که عصبانی است مؤمن نیست کسی که پرخاشگر است مؤمن نیست کسی که بداخلاق است مؤمن نیست کسی که زودرنج و حساس است این اصلاً مؤمن نیست نباید اسم خودش را حزب اللهی و مسلمان بگذارد.@ آنها در مرامشان برای اینکه مرام باطلشان را ترویج بدهند و جذب بکنند جزء حرامهای قطعیشان که اصلاً به آن نزدیک نمیشوند عصبانیت است ناراحتی است جلوههای آنطوری و موفق هم عمل میکنند من باید حواسم باشد بگویم دخترم پسرم عزیزم فرزندم این آدمها مواظب باش محبتهایشان همه محبتهای آلوده است نباید آنجا بروی بروی این چه میداند آنجا جذب میشود.@ اگر این به من نمیگفت این رئیس بهائیهای سوئیس است این روزهای بعد هم پیش من آمد هر روز میامد به من سر میزد که چکار داری چه چیزی کم داری چه چیزی کم نداری به من سر میزد ولی من روز اول که فهمیدم رابطه را با او کاملاً کنترل کردم.@ اما اگر نمیدانستم این میخواست مثلاً چند هفتهای که من آنجا بودم هر روز میخواست بیاید اینجا به من سر بزند و این محبتها را به من بکند من هم به او ارادتم بیشتر بشود بعداً هم ندانم کیست خطرناک میشود.@ آدمهای بد قاتلها، جاسوسها، دزدها، جنایتکارهای حرفهای چون این اصل را میدانند خیلی جاها در مخمصههایی که به قدرت میرسند به جای اینکه طرف مقابل را به او بدی کنند انتقام بگیرند به دشمنانشان محبت میکنند یک امتیاز میگیرد میگوید من چون کارم اینطوری هست میخواهم بروم کشور آنها جاسوسی بکنم جنایت بکنم چکار کنم گیر افتادم یک نفر هست که من از او طلب عاطفی دارم باید جبران بکند آدمها هم در مرامشان هست که جبران بکنند.@ پس ما باید هشدار بدهیم این اصل وجود دارد که انسان اگر محبت دید علاقمند میشود بنابراین باید هشدار بدهیم که اطرافیان اعضای خانواده پیروان خودمان دوستان خودمان همکیشان خودمان مواظب باشند عاطفه و محبت و احسان را از هر کسی دریافت نکنند و اگر دریافت کردند اسرع وقت برای اینکه بدهکار نمانند به بهترین وجه جبران کنند که دیگر دِینی نداشته باشند.@ نکته دوم این هست که وقتی من میدانم این اصل وجود دارد مواظب اطرافیان خودم باید باشم من باید بتوانم اطرافیان خودم را از محبت به قدری سیراب کنم که محبت دیگران به هیچ وجه نتواند آنها را از ما دور بکند این همه بچههای فراری از خانواده برای اینکه پدر مادرشان به آنها محبت نکردند.@ یعنی خلأ عاطفی داشتند پدر مادر محبت نکردند دعوا درگیری کتک خشونت بیاحترامی گاهی از کتک بدتر بیاحترامی است خورد کردن شخصیت یک جوان و یک نوجوان هست بچههایی که بین 14 تا 21 سال بیشترین نیازشان بهتر از غذا، محبت، بوسه، پول خرج کردن، احترام گذاشتن به شخصیتشان هست.@ به شخصیتش اگر احترام نگذاری مقبول نباشد دائماً زیر سؤال ببریش هی به او شک بکنی هی به او القاء بکنی که تو برای من زیر سؤال هستی این تشنه مقبولیت عاطفه و محبت جای دیگر میشود.@ من یک موقعی زن و شوهرها که میایند هر دو اعتراض دارند که همسر من به اندازه کافی به من محبت نمیکند من میگویم ببین خودت چکار کردی چه مرد به زن چه زن به مرد ببین خودت چکار کردی چه خلأهایی گذاشتی که او نمیتواند محبت کند ببین مشکل از کجاست اول ما خودمان را متهم بکنیم.@ گفتم این کلمه هیچ کس من را دوست ندارد مقبول نیست کسی من را دوست ندارد کسی به من احترام نمیگذارد ببینیم ما مشکلمان چیست شاید ما خرج نمیتوانیم بکنیم ما بخیل هستیم ما عُرضه نداریم محبت بکنیم و کسی هم که گرفتار محبت است خلأ عاطفی دارد دوست دارد کسی به او محبت بکند توضیح دادم قبلاً در زیارت عاشورا انسانی که وابسته است به اینکه دیگران به او محبت بکنند محبت میخواهد باید محبت خرج بکند.@ یک آدم گدای وابسته آویزان که میخواهد یک نفر همیشه به او محبت بکند این آدم همیشه همانطور ذلیل خواهد بود باید بتواند محبت بکند بتواند مهرورزی بکند پسرهایی که در خانوادهای بزرگ میشوند که دائماً مادر به آنها رسیده در حد اعلا اینها بعداً میخواهند زن بگیرند خیلی مشکلپسند هستند.@ بعداً زن کمترین کوتاهی صورت بگیرد میبینی با زنش مشکل پیدا میکند میبینی یک مرد لوس بچه ننه چون همیشه اعلایش را از مادرش بدون منت دریافت کرده حالا با زن نمیتواند دائماً مشکل دارد تا یک چیزی میشود میرود خانه مادرش، مرد گلهها را میبرد پیش مادرش، اخبار را میبرد پیش خواهرانش میگوید یک کسی که توقع دارد دیگران به او محبت بکنند نباید منتظر باشد که دیگران به او محبت بکنند.@ یک کسی که میگوید من خلأ عاطفی دارم مشکل عاطفی دارم مشکل توجه دارم باید بچههایم همسرم دوستم داشته باشند باید محیط را عاطفی کند نه اینکه بایستد دیگران به او محبت بکنند تو اول خرج کن هزینه کن جریان راه میافتد اما وقتی تو منتظر ایستادی دیگران به تو محبت بکنند خلأ عاطفیت را پر کنند تو همیشه گدا هستی همیشه وابسته هستی.@ چرا ما باید کم بگذاریم در ارتباطاتمان با افرادی که با آنها ارتباط داریم پدر مادر خواهر برادر همسر فرزندان که اینها تشنه عاطفه خارج از خانه باشند که بعد آسیب ببینند غالباً پدر مادرها میایند به ما میگویند چرا بچههای ما نماز نمیخوانند دختر ما حجاب را رعایت نمیکند.@ میگویم شما دستوری داری به این میگویی حجاب را رعایت کن نماز بخوان نمیپذیرد اما اگر اینقدر عاطفه پایش ریخته بودی که عاشق تو شده بود عاشق مادرش عاشق پدرش این اصلاً به عشق مادر حجاب را کاملاً قبول میکرد به عشق پدر کاملاً نماز را میپذیرفت.@ میبیند از این پدر مادر نمازخوان و متدین و محجوب و باحجاب خیری ندیده عاطفهای جذب نکرده محبتی ندیده از مرامشان هم خوشش نمیاید ما چقدر پدر مادرهای متدین داریم در این بخش کم میگذارند بچهها دیگر از مرام پدر مادر خوششان نمیاید یعنی دختر مثل مادرش محجوب و متدین نیست پسر مثل پدرش اهل نماز و دینداری نیست چون کم گذاشته.@ یک خطر است که محبت بندگی میاورد اسارت میاورد اگر انسان محبت ببیند(اَلاِنسانُ عَبیدُ الاِحسان) انسان بنده محبت است بنده احسان است به او احسان بشود اسیر میشود آدم باید مواظب باشد نه خودش و نه اطرافیانش را اجازه بدهد جایی اسیر بشود که نباید اسیر بشود اگر یک جای خوب اسیر بشود خیلی خوب است.@ ما یک موقع میبینید بچههایمان را اسیر خدا میکنیم در روایت هم داریم که به موسی(ع) خداوند فرمود من را محبوب بندگانم قرار بده موسی عرض کرد چگونه خداوند فرمود نعمتهای من را محبتهای من را برای بندگانم بشمارید تا من را دوست داشته باشند.@ آدم یک جایی عاشق بشود دلش یک جایی گیر بکند که بیارزد عاشق اولیاء خدا بشود عاشق آدمهای حسابی بشود این چیز بدی نیست چون تحت تأثیر این عاطف و عشق رشد میکند آنهایی که الان میخواهند عقلی جلو بروند مثلاً عقلی میخواهد رشد معنوی زندگی اولیاء خدا را میخواند میخواهد رشد بکند این نمیداند با مطالعه با کار علمی نمیشود آدم رشد بکند.@ اما اگر این عاشق بشود چرا عاشق اولیاء خدا بشود تحت تأثیر عشق اولیاء خدا انسان به سرعت و با قدرت رشد پیدا میکند ولی تو عاشق نشدی دوست داری به آن مقامات عالی برسی دوست داری به عالیترین درجات برسی اما عشقی وجود ندارد قوه حرکت انسان عشق است.@ یک پدری که میخواهد بچهاش مثل خودش باشد متدین باشد باید در بچهاش عشق ایجاد بکند نسبت به خودش باید محبت بکند به پدرش اگر گفتند پدر تو چطور آدمی است بگوید یک پدر مهربان یک پدر دوست داشتنی اما وقتی که ما خلأ به وجود آوردیم نمیتوانیم انتظار رشد داشته باشیم توقع داشته باشیم اینها بیایند همسنخ بشوند رشد پیدا بکنند دین را جذب بکنند.@ علت اینکه مبنای دین در اسلام حبّ قرار داده شده همین است گفت آقا من به خاطر شدت علاقه به شما اهل بیت اسم بچههایم را هم از اسم شما انتخاب میکنم این خوب است؟ حضرت فرمود(هَلِ الدین اِلاَّ الحُبّ) آیا دین جز عشق جز محبت چیز دیگری هست دین اولین شعارش(لا اله الا الله) بود.@ اساسیترین پایهایترین بنیانیترین شعار دین اسلام که بقیه اصول و فروع دین روی این یک پایه قرار دارند(لا اله الا الله) است یعنی هیچ دلبر و معشوقی جز خدا نداری نه هیچ معبود و خدایی جز الله نیست نه هیچ دلبر و معشوقی جز الله نداری اصلاً مبنا روی دین است برای همین شما اگر این را نفهمید بسیاری از آیات قرآن را نمیفهمید.@ در بسیاری از آیات قرآن وقتی خدا میخواهد به شما بگوید یک کاری را نکن بد است یا یک کاری را بکن ببین اصلاً زبان نه بهشت را میاورد نه جهنم را میگوید(إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ) خدا دوست دارد پس شما هم این کار را بکنید.@ اگر بخواهد بگوید یک کاری خیلی بد است نکند اصلاً نمیگوید جهنم میبرمت جهنم و این حرفها را راجع به کفار خدا زده راجع به متدینین و مؤمنین میبینی اصلاً خداوند زبانش یک زبان با محبت است میگوید(إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ) خدا این کار را دوست ندارد این کار را نکنید ببینید چقدر زبان عاشقانه است همهاش محبت است.@ تازه وقتی به ما میخواهد بگوید دین را رعایت کنید عاشقانه حرف میزند(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) پیغمبر به مردم بگو اگر خدا را دوست دارید من را تبعیت بکنید نتیجه چه میشود(يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) خدا هم شما را دوست دارد اینها همه محبت است.@ ما از فرزندانمان از جوانهایمان اطاعت، دین، رعایت میخواهیم در حالی که هیچ عاطفه و محبتی پای آنها نریختیم وای به حال بچههایی که پدر مادرشان محبت پای آنها میریزند و اینها اطاعت نمیکنند این خیلی بد است وای به حال خانوادهای که از اعضای خانواده جذب محبت میکند اما جواب نمیدهد ضایع میکند عاطفههای دیگران را احسان دیگران را ضایع میکند این خیلی بد است.@ ولی وظیفه ما این است که ما وظیفه خودمان را انجام بدهیم یعنی آن ارضاء عاطفی خودمان را انجام بدهیم. در گروههای سیاسی هم این مسئله خیلی خطرناک است در مسائل سیاسی اگر فرزندان ما همسر ما یک احسانی از سران یک گروه سران یک حزب گرفته باشد دیگر تا آخر وفادار میماند.@ گاهی وقتها شما تعجب میکنید میگویید این آدم علیه امام امت است این طبق حرفهای امام این آدم منافق است این آدم فاسق است این آدم فاجر است این آدم دین ندارد این آدم منافق است در همین جریان فتنه اخیر شما ندید حب و بغضهای کور چقدر کار کرد چرا؟.@ چون این آقا آن موقع که تسلط بر بیتالمال داشته تا دلش خواسته اطرافیانش را اشرافیگری با بیتالمال کرده اطرافیانش را با پول بیتالمال شکمشان را سیر کرده اسیر کرده حالا اینها هم به او وفادار میمانند حاضرند جانشان را هم بدهند ولو ناحق باشد.@ معاویه چکار کرد بچهها را به آنها یکی یک دانه بره داد بچه کوچک خوشش میاید ناز هم هست واقعاً هم دوست داشتنی است گذاشت این بچهها به این برهها علاقه پیدا بکنند رابطه عاطفیشان زیاد بشود گفت به همه بگویید که معاویه داده همه بچهها از معاویه خوششان میامد که معاویه به ما یک هدیه اینطوری داده یک چیزی دست ما رسیده.@ بعد از یک مدت که اینها خوب وابسته شدند بروید اینها را از اینها بدزدید بگیرید بگویید علی آمده از آنها گرفته سربازان علی اطرافیان علی آمدند برههای شما را بردند این بچه با بغض امیرالمؤمنین تربیت میشود.@ ما آدمهایی داریم اینقدر ضعیف هستند میروند وهابیها به آنها محبت میکنند الان ما داریم آدمهایی که اصلاً شما فکرش را هم نمیکردید وهابیها پول پای آنها ریختند از شیعه سنیشان کردند سنی بشوند باز سنی هستند چون سُنیها هم محبت به اهل بیت دارند اهل سنت کلاً نسبت به اهل بیت همهشان محبت دارند.@ آنهایی که محبت ندارند وهابیها ناصبیها اینها را ضد ائمه کردند تنفر ائمه را در دل اینها پرورش دادند وهابیها چرا یک ذره پول خرجش کردند رفته عربستان تحویلش گرفتند در حج یک طور ویژه تحویلش گرفتند در فرودگاه یک طور تحویلش گرفتند یواشکی برایش پول خرج کردند الان هم دارند این کار را میکنند.@ مسیحیها الان دارند این کار را میکنند در کشور ما نسبت به جوانان، عاطفه پای آنها میریزند بهائیها دارند این کار را میکنند منافقین این کار را میکنند منافقین از دخترها استفاده میکردند به دخترها میگفتند که پای این پسرها عشق بریزید یک روش کهنه قدیمی از زنها استفاده میکردند میگفتند بروید جذب بکنید عشق بریزید پای این بچهها این بچهها را جذب بکنید بیاورید.@ در خانههای تیمی منافقین این کار را میکردند از زن استفاده میکردند متأسفانه در این حوادث اخیر دیدید که بعضیها پول گذاشتند میلیاردی روی دخترها آرایششان کردند لباسهای خاص تنشان کردند که اینها بروند جذب بکنند روش مهمی است عاطفه میریزید پای پسرها پسرها را جذب بکنید بیاورید رأییشان را بگیریم و این وسط وفادار نگهشان داریم.@ یک روش قدیمی از اول تاریخ بشریت این بوده استفاده از زن، بروید اینها را جذب بکنید بروید دل اینها را بدست بیاورید در مسائل سیاسی هم اینطوری هست پس ما باید دقت بکنیم این بحثی که احسان بندگی میاورد واقعبینانه به آن نگاه بکنیم.@ 1 ـ جاهایی این اصل خوب است این که تو بلد باشی از آن استفاده بکنی در راه حق نه باطل 2 ـ مواظب باشی خودت گرفتار نشوی جذب باطل نشوی 3 ـ مواظب باشی اطرافیانت هم گرفتار نشوند که محبتهای اینها محبتهای آلوده است ابراز علاقهها ابراز عشقها آلوده است.@ یک قاعده این هست که(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِم) انسان وقتی که محبت کسی یا چیزی در دلش افتاد کور و کر میشود نسبت به معایب او(عَینٌ مُحِبِّ عَمیَۀٌ عَن مَعایبِ مَحبوب وَ اُذُناهُ سَمّاعٌ عَن مَصابیح) چشم عاشق کور است از دیدن عیبهای معشوق و گوشهایش کر است از شنیدن بدیهای او.@ حالا که اینطوری است هر چه میگویی این پسر به نفع تو نیست این پسری که تو عاشقش شدی هزار و یک جور بلا سر تو میاورد شش ماه هم نمیتوانی با او زندگی کنی این دختر زندگی با او الان دوام ندارد.@ ما الان یک سوم طلاقهایمان سال اول است دو سومش پنج سال اول، هر چه میگوییم این اصلاً به صلاح تو نیست میگوید نه من این را میخواهم نه گفته به من خیلی علاقه دارد این را برایم خریده این اس ام اسها را داده این کتاب را خریده این نامه را به من داده.@ بعدش میبینی اصلاً داستان یک چیز دیگر شد به تنفر کشیده شد وقتی کوری میاورد باید حواست باشد یک جایی نیفتی که کور بشوی وقتی کوری میاورد مواظب دخترت باش نرود یک جا کور بشود مواظب پسرت باش نرود یک جا کور بشود.@ میگوید ما خانواده چنین و چنانیم متدین سابقهدار دخترم رفته عاشق یک کسی شده که اینطوری است پسرم رفته عاشق یک کسی شده که اینطوری است اصلاً با خانواده ما جور در نمیاید پسرم رفته یک دختر عجق وجقی را عاشق او شده باید جلوتر به اینها فکر میکردی.@ باید میدانستی که حبّ کوری میاورد یالله برو دانشگاه حتماً باید قبول بشوی هر جای دنیا مهم نیست تو فقط لیسانس باید بگیری بیاوری کجا مهم نیست برو آنطرف دنیا بچههایشان را میفرستند شهرستانهای دور چند ماه چند ماه هم خانه نیستند بچه خلأ پیدا میکند باید به یک کسی علاقمند بشود.@ وقتی آدم هم تشنه است آب گرمش را هم ببیند شما دیدید ماه رمضان آدم غذاهایی چیزهایی که خارج از ماه رمضان به آنها هیچ علاقهای ندارد ماه مبارک به آن علاقه پیدا میکند از کنار نانوایی میگذرد میگوید اگر من روزه نبودم چند تا از این بربریها را یک جا میخوردم.@ صدای آب جوی آب شرشر آب را میشنود میگوید اگر من روزه نبودم بعد از ماه رمضان میبینی نه آب میخورد نه نان میخورد میگوید نان هم شد غذا، ولی اگر ماه رمضان باشد این الان کمبود عاطفه دارد چند ماه از خانوادهاش دور بوده رفته خارج از کشور رفته شهرستان خلأ ایجاد شده فشار آمده اولین عاطفه آدم را جذب میکند.@ آدم باید خیلی مراقب باشد هم خودش مواظب باشد هم پدر مادر باید اینها را درست تربیت کرده باشند به او مراقبتهای ویژه را داده باشند مراقبتهای لازم را داده باشند اولین کسی که در این دل میافتد گرفتار میشود حالا صلاح هم نیست چون اصلاً شخصیتاً با هم نمیخوانید هزار و یک جور گرفتاری ایجاد میشود از صد در صد سنخیت فقط یک محبتی ما دیدیم و فعلاً از همدیگر خوشمان میاید.@ اما 80% ما مشکلات داریم بعداً این بعداً به تنفر تبدیل میشود اما آسیبش را این محبت میزند صدمه خودش را خواهد زد. لذا خانمها باید تا میتوانند عشق بریزند پای اعضای خانوادشان همسرشان پدرشان مادرشان خواهر برادرشان بریزند آقایان همینطور باید خانواده را اشباع بکنند ارضا بکنند و اطرافیان خودشان را تا یک موقع خدای نکرده آسیبی به وجود نیاید.@ امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اَلاِحسانُ یُستَعبَدُ الاِنسان) احسان نیکی انسان را بنده خودش میکند(اَلاِنسانُ عَبدُ الاِحسان) انسان بنده محبت است اگر آدم از چشمه محبت خدا ننوشد از چشمه محبت اهل بیت ننوشد این آدم گداست خلأ دارد اگر یک آدم ناباب به او محبت بکند اسیرش میشود بعد حاضر است دینش را پایش بگذارد آخرتش را هم پایش بگذارد.@ ما دانشمندانی داشتیم در این کشور که رفتند خارج از کشور و متدین قوی رفتند آنجا اما واقعاً از چشمه محبت اهل بیت مادرمان فاطمه زهرا خداوند تبارک و تعالی خوب ننوشیده بودند اینها وقتی که آنجا رفتند یهودیان مسیحیان کسان دیگر به اینها احسان کردند دست از مرام خودشان برداشتند یا اگر برنداشتند خیلی از باجهها را دادند خیلی تغییر در زندگیشان اتفاق افتاد.@ عبد میکند احسان، معجزه میکند احسان، ما باید از این جنبه معجزهایش استفاده بکنیم اما باید آن جنبه منفیش نه خودمان و نه خانوادهمان اجازه بدهیم خدای نکرده در آن دام بیفتند احسان بندگی میاورد حالا بندگی میاورد من چطوری میتوانم از آن استفاده بکنم؟.@ میگوید شما احتیاج دارید گاهی وقتها یک تعداد آدم را اسیر خودتان بکنید باید بنده خودتان بکنید چقدر زیبا میگوید میفرماید که(اِحتَج اِلی مَن شِئت تَکُن اَسیرَه) به هر کس میخواهی احتیاج داشته باش همین که احتیاج داشته باشی به او اسیرش میشوی چون نیاز داری.@ لذا آدم خیلی خوب است که احتیاجاتش کم بشود نیازهایش کم بشود چون اسیر میشود وقتی اسیر شد دینش شخصیتش مرامش همه چیزش را این وسط میدهد الان شما نگاه کنید چقدر خانمها و آقایان در کشور ما اسیر تجملات لباس خوب غذای خوب فرش خوب اتومبیل تلفن همراه آنچنانی طلا هستند دوست دارند عاشق اینها هستند اسیر هم هستند.@ بنابراین مجبور هستند دو شیفت کار کنند پول نزولدار بگیرند چون نمیتواند نداشته باشد میگوید نزول هم شده میروم میگیرم من نمیتوانم با این ماشین نمیشود من باید ماشینم چشم و همچشمی دارد با باجناقش با خواهرش با برادرش عاشق پول است نمیتواند اصلاً اگر نداشته باشد پول دستش نباشد نمیتواند هوسهایش را ارضا بکند.@ برای همین تمام شخصیتش را سر پول میفروشد چون زاهد نیست چون وارسته نیست چون اسیر است چون محتاج و گداست خداوند اصلاً مؤمن را محتاج و گدا نیافریده(اَلمُؤمِنُ یَسیرُ المَؤونَه) مؤمن آسان خرج است تو وقتی که شرائط سفرهات یک شرائط گرانقیمت است شرائط درس خواندنت گرانقیمت است.@ شرائط کار کردنت گرانقیمت است شرائط مهمانی رفتنت مهمانی دادنت گرانقیمت است تو همیشه یک آدم بدبخت و وابسته هستی نه اگر کسی بخواهد بیاید خانه ما باید این سفره ما این چیزها را داشته باشد اصلاً من نمیتوانم این کارها را بکنم باید از من تعریف بکنند بگویند که چه خانم با سلیقهای نگاه کن.@ چه زن کدبانویی چه بشقابی چه کریستالی چه لیوانهایی چه نمکدانهایی چه سالادی گذاشته بود چه گوشتی چه کبابی چه فسنجانی بله به شوهر فشار میاوری شوهر نتواند اینقدر بدبخت و وابسته هستی زنگ میزنی به پدرت بابا یک میلیون تومان به ما قرض بده داداش داری یک مقدار فعلاً به ما قرض بدهی همهاش قرض.@ بسیاری از قرضها از روی گدایی است واقعاً از روی نیاز نیست از روی این هست که ما خودمان بیجهت خودمان را وابسته کردیم با یک تلفن همراه 30 هزار تومانی هم میتواند هم تلفن بزند هم پیام بدهد هم پیام بگیرد هم تلفن دریافت بکند اما نه من باید تلفن همراهم 200 هزار تومان 500 هزار تومان الان بعضیها که جدیداً دیدم یک میلیون و چند صد هزار تومان دادند پول تلفن همراه، بعد میگوید من ندارم ما گرفتاریم.@ آخر چه کسی گفته تو باید تلفن همراه اینطوری بخری باید دوربین داشته باشد آخر این چه بلایی است افتاده به جان ما که ما حتماً باید تلفنمان دوربین داشته باشد بتوانیم عکس بگیریم این مزخرفات چیه این هوسبازیها و خیالبازیها چیست عکس بگیریم حالا عکس نگیر خیلی عاشق خودت هستی که عکس بگیری.@ شما الان نگاه کنید کسانی که عروسیشان صد تا عکس داشتند اصلاً رغبت نمیکنند بعداً بروند عکسهای عروسیشان را نگاه بکنند سالی چند سال یکبار اگر بروند یکبار نگاه بکنند این بلایی است افتاده به جان ما یک مرضی هست افتاده به جان ما که من باید از همه چیز عکس بگیرم همه از من عکس بگیرند.@ من باید یکسره اس ام اس بزنم یکسره اس ام اس بگیرم پیام بدهم پیام بگیرم بله نیازت بالا میرود پدر بنده خدا کارگر است یک دانشجو دارد فرستاده دلش خوش است نه بابا من دانشگاه که میروم باید تلفن داشته باشم تلفن من هم باید این مدلی باشد بعد هم میگوید بابا ماهی 40ـ 50 هزار تومان پول تلفن من را باید بدهی عجب بچه نامبارکی هست.@ این همه هزینه برای پدر مادر، نه دوستان من اینطوری هستند خدا شاهد است من مشاوره داشتم در همین شهر ری پدر میگفت پسر آمده من را کتک زده که تو ماشینت را بفروش بده به من، برویم مستأجری خانه را بفروش برای من یک ماشین بخر چون دوستانم همه ماشین دارند من نمیتوانم ماشین نداشته باشم.@ خانوادهها را در فشار میگذارند الان این حرفها کار گیر نمیاید شغل گیر نمیاید ما نمیتوانیم ازدواج بکنیم زندگی هزینه دارد از پسش بر نمیاییم من تا خیلی از چیزهایم تهیه نشود ازدواج نمیکنم همه اینها شیطانی است همه کافرانه است همه توهم است.@ آدم با کمترین هزینهها میتواند ازدواج بکند با کمترین هزینهها میتواند شوهر بکند با کمترین هزینهها میتواند زندگی تشکیل بدهد میگوید آقا کار گیر نمیاید چند وقت پیش یک آقایی آمده بود میگفت کار گیر نمیاید گفتم کار یعنی چی؟ وقتی میگویی کار گیر نمیاید تو توقعت از کار چیست؟.@ گفتم من را میبینی من دست فروشی کردم عملگی کردم شاگرد شوفر بودم همه کاری کردم الان هم خدا شاهد است نیاز باشد میروم این کار را میکنم با سربلندی هم این کار را میکنم تو میگویی من کار گیرم نمیاید یعنی چی میگوید کار نیست نتوانستم کار گیر نمیاید از کار چه میخواهی.@ به او گفتم این بازار شهر ری را نگاه کن الان همین بازار را قدم بزن برو ببین چند تا مغازه زدند کارگر نیاز داریم کارگری ننگ است برو کارگری کن اِ من کارگری کنم مرد شماره یک نظام خلقت امیرالمؤمنین(ع) کارگری میکرد آن هم برای مسلمانها نه برای غیر مسلمانها هم کارگری میکرد اگر لازم بود.@ کارگری بد است؟ من بروم در رستوران کار کنم بروم کارگر بشوم بروم پیک بشوم یکی نامه نوشته بود من در کارخانه شویندگی کار میکردم پودر تولید میکردیم بعد فامیلهایمان گفتند که آخر این هم کار شد درآمد خوبی داشتم کار جلف و سبکی است به این هم کار میگویند بزن برو کارهای بزرگتر الان کارم را از دست دادم به گدایی افتادم.@ آقا کار هیچ چیزش بد نیست من نمیروم کار بکنم الان چقدر آدمهای مفتخور داریم در خانه نشستند زن و بچه باد هوا بخورند کار نیست همهاش دروغ است کار همه جا هست تو تنبل هستی تو لوس هستی تو مرد نیستی کار این همه کار بروید کار بکنید نه آن کاری که من میخواهم، بله آن کاری که نفست میخواهد زرنگتر از تو هم زیاد هستند.@ کار کار است فقط نامشروع نباشد هر چه هست خوب است مبارک است آدم برود انجام بدهد حالا نیاز، توقع، چشم و همچشمی، یک کاری کرده که این خانم دیگر با پول کم نمیتواند با پول شوهرش نمیتواند بچههایش همه پرتوقع بار آمدند غذاهای آنچنانی میخواهند.@ اگر نتوانی به آنها آن غذا را بدهی ناز میکنند قهر میکنند این چیه برای ما درست کردی دو تا آدم مفتخور متوقع شکمو تربیت کردی بله هیچ وقت هم راضی نیستند آنوقت مجبور هستی بروی از این و آن قرض بگیری که شکم بچههایت را سیر بکنی.@ ما الان چقدر خانمهای هوسباز داریم که خودشان و بچههایشان را هلاک کردند شوهرشان را هلاک کردند چقدر مردهای هوسباز داریم که زن قانع دارند بچههایشان هم قانع هستند میگوید نه ما باید این غذا را بخوریم این جا برویم این مسافرت را برویم اینطوری برویم.@ با اتوبوس هم مشهد میشود رفت نه حتماً باید با هواپیما برویم حتماً قطار آن هم قطار مدل فلان، وقتی حاضر نیستی سختی بکشی زن و بچهات هم به عسرت میافتند آنها که از تو توقع ندارند بندگان خدا، تو خودت هوسهایت بالاست هزینه بالا میکنی وام بگیر قرض بده.@ چه آدمهایی داریم حقوقهای بالا میگیرند و هنوز بعد از 20 سال 30 سال مستأجر هستند میگوید رفتم از عمویم نزولخور حرفهای است ولی چکار کنم لازم داشتیم ما برای ماشین لازم داشتیم آقا ماشین نداشته باشید چه کسی گفته واجب است ما اتومبیل داشته باشیم رفتم از او پول قرض گرفتم رفتم میخواستم خانه بخرم از عمویم نزولی گرفتم.@ نزول یک ریالش بیاید در خانه در کار یک ریالش بیاید حالا بگذریم از گناهی که فرمود 36 گناه دارد و کوچکترین گناهش زنا با مادر خود در خانه کعبه است بماند آتش هیچ کس از پول نزولی خیر ندیده زندگی را متلاشی میکند میکروب سرطانی است یک ریالیش بیاید در خانه زندگی را فلج میکند.@ ما ندیدیم کسی رستگار بشود ما ندیدیم کسی موفقیت دنیایی داشته باشد از طریق نزول، مگر اینکه خدا با او قهر بکند یعنی بگوید این از آن دشمنان من است و من برای اینکه دشمن من شده به او پول میدهم ثروت هم میدهم که دیگر یاد من نکند چون قرار است جهنم برود همه بهشتش را همین جا به او میدهم و الا ما هیچ آدم متدین سالم مؤمنی را ندیدیم که خیر ببیند.@ برای چی رفتی نزول گرفتی؟ نیاز، بعد هم حالا این آدم توقعات دیگر هم دارد پس قاعده را دقت بکنید(اِحتَج اِلی مَن شِئتَ تَکُن اَسیرَه) به هر کس میخواهی نیازمند باشی باش اما اسیرش میشوی برای اینکه اسیر نشوی مناعت طبع داشته باش یک ذره جلوی هوسهایت را بگیر جلوی شکمت را بگیر جلوی چشم و همچشمیهایت را بگیر.@ با جاریت مسابقه گذاشتی با باجناقت مسابقه گذاشتی با خواهر برادرانت مسابقه گذاشتی یخچال آنچنانی باید در خانهام باشد تلویزیون صفحه پهن باید در خانهمان باشد ال سی دی باید در خانهمان باشد کامپیوترمان باید اینطوری باشد بچهام کامپیوترش از این کامپیوتر قدیمیها بود بردیم عوض کردیم.@ الان کار میکند یا نه جواب میدهد؟ بله جواب میدهد تازه خریدیم ولی بچهام گفت که مامان برای من یکی از این تخته صافها که ال سی دی هست بگیر رفتیم یک وام گرفتیم برای بچهام عوض بکنیم عجب بچه نامبارکی عجب پدر مادر نادانی.@ برنج درجه فلان گوشت درجه فلان بله آدم همیشه محتاج است و همیشه هم اسیر است شخصیت هم ندارد و مجبور است جلوی صد تا ناکس هی محبت بورزد هی چاکرم نوکرم دیگر الان هم که میگویند اسیرم اصلاً میگوید اسیرتیم غلامم اسیرم واقعاً هم هست.@ (وَ استَغنَ عَن مَن شِئت تَکُن نَظیرَه) اگر میخواهی اسیر یک کسی باشی برو به او نیازمند شو اما اگر میخواهی مثل یک کسی بشوی از او بینیاز شو تو مثل او میشوی من خودم آقا هستم من خودم خانم هستم اصلاً به کسی نیاز ندارم نه همین هم از سرمان زیاد است.@ خدا رحمت کند یکی از دوستان فاضل ما را خیلی برجسته و فاضل بود از ممتازان روحانیت و حوزه بود میگفت من گاهی وقتها میروم کتابم را میفروشم تا بتوانم یک شام برای زن و بچهام تهیه بکنم میگفت خیلی وقتها غذای ما در خانه یک نان است من و خانمم یک نان تافتون میگیریم دوتایی با هم میخوریم.@ میگفت باور نمیکنید آن موقعی که ما کنار نان یک پنیر یک خورشت یک سبزی نداریم بیشتر به ما صفا میدهد بیشتر برایمان شیرین است اینقدر هم شاکر خدا بود که نگو خدا رحمتش کند چقدر این خانواده بزرگ بود.@ آقا بینیاز باش مثل خود طرف مقابل تو بزرگ هستی آویزان پدرزن آویزان مادرزن آویزان پدرشوهر آویزان مادرشوهر چون اینها پولدار هستند ما هی برویم به اینها نزدیک بشویم هی برویم جلویشان چاکرم نوکرم بکنیم هی برویم امتیاز بدهیم که حالا پدرزن میخواهد یک کمکی بکند مادرزن میخواهد یک کمکی بکند داماد میخواهد یک کمکی بکند این کارها چیست؟ عزیز باش شخصیت داشته باش.@ قسمت آخر پس اگر میخواهی اسیر باشی نیازمند باش اگر میخواهی نظیر باشی مثل طرف مقابل باشی نیازمند نباش اما اگر میخواهی برتر باشی(وَ اَفضِل عَلی مَن شِئت تَکُن اَمیرَه) تو خرج کن تو محبت بکن تو امیتاز از او بگیر تا امیر او باشی او اسیر تو باشد.@ پس یا روحیه اسیر شدن داری پس محتاج باش اگر محتاجی و گدایی همیشه چشمت دنبال این چیز و آن چیز هست اسیر هستی اما اگر قانع هستی نظیر هستی و اگر اهل خرج کردن هستی تو امیر هستی.@ ما همیشه نیاز نداریم ما نباید بگوییم روحیه اینکه من دوست دارم امیر کسی باشم خیلی بد است اما خیلی وقتها همانطور که خارجیها بیدینها هزینه ما مسلمانها میکنند تا مسلمانها را به راه خودشان ببرند یک حزب اللهی یک مسلمان یک مؤمن خیلی جاها باید هزینه بکند تا مردم را به دین خدا بکشاند از این جهت لازم است ما اهل احسان باشیم.@ و این خوب است که ما اهل احسان باشیم تا دیگران به دین نرم بشوند لذا یکی از مصارف زکات در مصارف نگاه کنید مصارف این هست که(وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ) به کفار قرآن میگوید پول بدهید تا به مسلمانها مهربان بشوند دلشان نرم بشود نسبت به اسلام از هزینه بیتالمال هزینه بکنید برای کفار از زکات مسلمانها بدهید تا آنها عاشق اسلام بشوند عاشق مسلمانها بشوند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@