جلسه 009 - حسنات و سیئات
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
3
روز
13
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - حسنات و سیئات

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره احسان بود درباره زیبایی احسان و اینکه چقدر نیکی کردن به دیگران باطناً قشنگ هست یک فرمایش بسیار زیبا از وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین(ع) داریم میفرماید که ( لَو رَأَیتُمُ الاِحسانَ شَخصاً لَرَأیتُموهُ شَکلاً جَمیلاً یَفُوقُ العالَمین) به این دقت بکنید چون این یک بحث انسانشناسی دارد یک بحث زیبای روانشناسی و معرفت نفسی دارد.@ میفرماید اگر شما نیکی کردن را به شکل یک شخص میخواستید ببینید او را در حالی میدیدید که از تمام عالمین زیباتر است یعنی از آن زیباتر دیگر امکان نداشت اگر قرار بود نیکی کردن را محبت کردن به دیگران را به صورت یک شخص ببینیم زیباترین شخصی که امکان داشت در عالمین وجود داشته باشد احسان به این شکل ظهور میکرد.@ این این را میفهماند که نیکی کردن چقدر خودش زیباست چقدر اثر زیبایی در روح انسان دارد چون وقتی که پیغمبر میفرماید امت من روز قیامت خلیهایشان به ده شکل از اشکال حیوانات یا موجودات دیگر ظهور پیدا میکنند خوبهایشان نه آنهایی که بد هستند عمل در باطن انسان نقش دارد شکل انسان را عوض میکند.@ اینکه در حدیث داریم از امام صادق(ع) خداوند حیوانات را از روی اخلاق انسان خلق کرده حیوانات مختلفی را که ما داریم میبینیم جلوههای خلقهای گوناگون انسان هستند سگ را میبینیم گربه را میبینیم خوک را میبینیم میمون را میبینیم پلنگ را میبینیم شیر را میبینیم هر کدام از اینها را که میبینیم یک جلوه از جلوههای خلقی انسان هستند.@ یعنی باطن انسان شکل دارد به اشکال مختلف که قبلاً هم عرض کردیم در مباحث معاد گاهی وقتها به شکل ترکیبی هست یعنی انسان ممکن است از ده حیوان باطنش ترکیب شده باشد وقتی محشور میشود باطنش به این شکل باشد یک باطن بسیار خبیث.@ (اَلصُورَۀُ صُورَۀُ اِنسانٍ) در ظاهر اینطوری هست وقتی میبنیش(وَ القَلبُ قَلبُ حیوان) و ما به صورت قلبمان محشور میشویم نه به صورت بشرمان که به ما بشر میگویند یعنی آن پوست و ظاهر انسانی را داریم ما به شکل قلبمان ظاهر میشویم این که میگویند قبر تنگ است تاریک است یا مثلاً فرشته مرگ به بدترین شکل میاید عزرائیل خیلی ترسناک است اینها همه شکلهای نفس انسان هست.@ و الا شخص عزرائیل(ع) فرشته ملک الموت از زیباترین مخلوقات خداست او که شکل بدی ندارد ولی وقتی میاید برای ما ظهور میکند به شکل باطن ما میاید این در واقع باطن ماست که به چهره عزرائیل میافتد.@ حالا آنهایی که به این فکر هستند که در دنیا یک باطن زیبا داشته باشند البته ظاهر زیبا هم خوب است اما اگر بخواهد ظاهر زیبا هم داشته باشد این ظاهر زیبا از باطن زیبا زیبا میشود یعنی بعضیها را شما ببینید شاید از نظر زیباشناسی چهره زیبا نداشته باشند.@ ولی باطنشان به قدری زیباست که این زیبایی به چهره آنها اثر میگذارد یعنی چهره را نورانی میکند چهره را دلچسب میکند روی باطن اثر میگذارد اینطور نیست که ظاهر هیچ بهرهای از نورانیت و زیبایی باطن نبرد.@ آنهایی که به دنبال زیبایی باطن یعنی حقیقت جمال و نزدیک شدن به اسم جمیل خداوند تبارک و تعالی هستند وقتی این حدیث را میشنوند چه چیزی را یاد میگیرند چه درسی را یاد میگیرند؟ اینکه هیچ چیز برای زیبا کردن باطن ما به اندازه نیکی کردن مؤثر نیست.@ انسان میتواند زشتیهای باطن خودش را تاریکیها و نقصهای باطن خودش را با احسان به دیگران، وقتی میگوییم دیگران مطلق است، با احسان به دیگران برطرف بکند و به زیبایی تبدیل بکند خیلی این روایت تکاندهنده است.@ خیلی خودش هم زیباست که اگر زیبایی را(لَو رَأَیتُمُ الاِحسانَ شَخصاً) اگر میخواستید احسان را به صورت یک شخص ببینید(لَرَأیتُمُوهُ) حتماً شما آن را(شَکلاً جَمیلاً یَفُوقُ العالَمین) به شکلی زیبا که بر همه عالمین برتری دارد شما احسان را میبینید و این یک راهکار بسیار زیبا و قدرتمند هست که انسان هر چقدر میخواهد باطن خودش را زیبا بکند یا اگر زشتیهایی دارد میخواهد برطرف بکند باید با احسان به دیگران برطرف بکند.@ یعنی از حُسن میاید حسن هم خودش یعنی زیبایی، احسان یعنی نیکوکاری حسن زیبایی، نیکی، انسان باید تشبه پیدا بکند به اسم شریف محسن، احسان، اصلاً احسان خودش یک اسم از اسمهای حق تعالی است محسن هم همینطور، این زیبایی نیکوکاری را میرساند نیکوکاری زیباست.@ برای همین هم نیکوکاری آنقدر قشنگ است که گاهی وقتها انسان حاضر است جانش را به خاطر زیباییها و نیکیها از دست بدهد در روایتهای بعدی که میرسیم این را بیشتر حضرت توضیح میدهد که انسان چطوری اسیر نیکی میشود(اَلاِحسانُ عَبیدُ الاِحسان) انسان بنده نیکی میشود.@ پس نیکی از هر کس سر بزند قشنگ است چون قشنگی است ما نمیتوانیم یک جایی که زیبایی هست انکارش بکنیم بگوییم که زیبایی نیست یا زیبا نیست زیبایی قابل انکار نیست دشمن ما هم اگر زیبا باشد باید بگوییم زیباست دشمن است اما زیباست دشمن اما زیبایی دارد دشمن است اما زیبایی به کار میگیرد قابل انکار نیست برای همین هم میتواند همه را اسیر خودش بکند.@ چون هیچ انسانی وجود ندارد که از زیبایی بدش بیاید زیبایی را دوست نداشته باشد همانطور که همه انسانها عاشق زیبایی بیرونی هستند زیبایی بیرونی آنها را جذب میکند دلشان را بدست میاورد شکارشان میکند زیبایی درون هم که احسان هست و نیکی هست همینطور جذابیت دارد و بلکه خیلی خیلی بیشتر جذابیت دارد.@ لذا در بسیاری از ازدواجها شما میبینید که زیبایی درونی یک همسر علیرغم ظاهر نازیبایی که دارد دل همسرش را کاملاً تا آخر عمر عاشق نگه میدارد چهره زیبایی ندارد اما خُلق زیبا مرام زیبا درون زیبایی دارد که همسر خودش را تا آخر عمر پایبند عاشق نگه میدارد و تجربه هم ثابت کرده یک تجربه جهانی هست انسانها بیش از آنکه پایبند زیباییهای ظاهری باشند دلبسته و وابسته زیبایی باطنی هستند.@ لذا حضرت در فرمایش بعدی میفرماید(سَبَبُ المَحَبَّۀِ اَلاِحسانُ) سبب محبت احسان است نیکوکاری محبت میاورد ببینید چه فرمول خیلی مهمی دارد حضرت به ما ارائه میدهد انسانها این را هم خودشان فطرتاً میدانند.@ شما در سیرکها میبینید که وحشیترین حیوانات با انسانها رفیق شدند، چطوری رفیق شدند؟ از انسان محبت دیدند انسان با محبت کردن به یک حیوان وحشی او را شکار میکند و او را وابسته به خودش میکند اسیر خودش میکند.@ لذا میبینی وحشیترین حیوانات چون از این شخص محبت دیدند دیگر حاضر نیستند او را رها کنند به او وابسته و دلبسته میشوند و آن حیوان وحشی حاضر است جان خودش را هم برای این احسان بدهد اینقدر در این حد حاضر است فداکاری کند حیوانات این را خیلی خوب میفهمند.@ میخواهم بگویم احسان و زیبایی به قدری زیباست و به قدری مؤثر است که یک حیوان وحشی درنده را اسیر خودش میکند طوری که این حیوان وحشی درنده کارش به جایی میرسد که حاضر است جانش را برای کسی که به او محبت کرده بدهد.@ حالا ببینیم ما چقدر در عملکردهایمان ضعیف هستیم که با همدیگر اختلاف پیدا میکنیم زن و مرد، خواهر برادر، برادر و برادر، خواهر و خواهر، باجناقها، جاریها، دوستان، همکلاسها، هموطنها، همشهریها، ما چقدر ضعیف هستیم.@ از آن طرف ببینید کسانی که یک عمر به آنها محبت میشود و دلشان نرم نمیشود اینها چقدر آدمهای خطرناکی هستند وقتی یک حیوان وحشی دلش آنقدر نرم میشود که حاضر است در اثر احسانی که دیده جانش را فدای محسن بکند آن کسی که به او احسان کرده چطوری است یک سلسله از آدمها اینقدر راحت از پدر مادرشان زده میشوند.@ محبت یک عمر پدر مادر را به خاطر چهار تا کمبودی که اینها گذاشتند نبینند چهار تا ضعفی که اینها دارند نبینند خیلی خباثت میخواهد که انسان قدر محبت دیگران و احسان دیگران را نداند آثاری که دیگران در زندگی ما داشتند فوائد و تأثیری که در زندگی ما گذاشتند را نبینیم و یک جایی که بر خلاف میل ما بوده چیزی خواستیم انجام نشده نخواستن یا نتوانستن میبینید که این برای ما خیلی زود نمود پیدا میکند.@ چطوری است که یک عمر زن و شوهر به همدیگر محبت دارند حالا در اثر بعضی از ضعفها بعضی از بدیها زود از همدیگر زده میشوند خیلی نمکنشناسی است خیلی خباثت است که آدم زود تمام محبت و فداکاریهای یک نفر را نادیده میگیرد.@ محبتهایی که از معلمش به او رسیده که انسان جانش را هم فدای معلمش کند کار زیادی نکرده جان خودش و جان خانوادهاش را به تعبیر امام سجاد(ع) هیچ کاری نکرده چطوری است آدم یک دفعه این همه محبت را نمیبیند محبت پیغمبر را محبت امیرالمؤمنین را محبت امام زمان را محبت خدا را نمیبیند.@ از همه بالاتر احسان خدا را انسان نمیبیند با خدا درگیر میشود سر مسائل طبیعیش، با خدا دشمن میشود با همسرش با پدرش با مادرش با ذوالحقوقها، اصلاً اینها را نمیبیند ولی بدیها را ما خوب میبینیم زود میخواهیم پاسخ بدهیم انتقام بگیریم به ما برمیخورد زود دلمان آلوده میشود زود کینه پیدا میکنیم.@ جوابش یک کلمه است چرا ما اینطوری هستیم؟ جوابش: کوچکی روح، تنگی نفس است بیشخصیتی است فقر روح است آدمهای کوچک اینطوری هستند جوش آوردن بریدن اینکه دیگران از چشم ما میافتند دلزدگی دلچرکینی کار آدمهای کوچک است.@ چون همه اینها نجاستهای باطنی است و نجاست به آب قلیل میرسد به آب کثیر و کُر نمیرسد آب کثیر آب کُر اصلاً نجس نمیشود رنگ و بو مزهاش تغییر نمیکند آب قلیل هست که زود نجس میشود روح قلیل روح کوچک اینطوری است که احسان را نمیبیند ولی اسائه را میبیند خوبیها را نمیبیند بدیها را خوب میبیند.@ هنوز یک عمر غرق محبتهای یک نفر مدیون زحمات یک نفر هست نتوانسته آنها را ادا بکند اما بدیهای یک نفر را خوب میبیند کینه به دل میگیرد میخواهد جبران هم بکند انتقام هم بگیرد این مال یک نفس کوچک هست یک روح کوچک.@ (مَن کَثُرَ اِحسانُهُ اَحَبَّهُ اِخوانُه) کسی که محبتهایش زیاد باشد بسیار نیکوکار باشد برادرانش او را دوست دارند لذا در جایی که اجتماعی هست جامعهای هست مثل جامعه خانواده یا بزرگتر تنها راه ایجاد محبت، وحدت در بین اعضا این هست که اعضا به فکر این باشند که به همدیگر محبت بیشتری بکنند به همدیگر نیکوکاری بکنند نسبت به همدیگر نیکی بیشتری بکنند.@ باز ببینید(مَن کَثُرَ اِحسانُهُ کَثُرَ خَدَمُهُ وَ اَعوانُه) کسی که نیکی او زیاد باشد خدمتگذاران و کمککنندههای به او زیاد میشوند اینکه در طول تاریخ شما میبینید یک عدهای حاضر بودند جانشان را فدای یک نفر بکنند هزاران هزار میلیونها انسان دنبال یک نفر افتادند که جانشان را حاضرند فدای او بکنند برای اینکه از او خیرات و نیکیهای زیادی دیدند.@ و اگر یک کسی بخواهد یک همچین کاری بکند باید اهل احسان باشد کسی که به زیردستانش توهین میکند تحقیر میکند انتظار محبت نداشته باشد انتظار اطاعت میتواند داشته باشد ولی انتظار محبت عاشقانه نه، قرآن میگوید وقتی فرعون میخواست از بقیه اطاعت بگیرد(فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ).@ بعضی از مدیران هستند که زیردستانشان از آنها میترسند از آنها حساب میبرند میگویند اوه اوه اگر فلانی بفهمد اگر فلانی بداند وای به حالمان میشود اگر کار را درست انجام ندهیم میترسند از مدیرشان، حساب میبرند اینها آدمهای بدبختی هستند هم مدیرشان آدم بدبختی است هم اینها.@ یک کسی با زهر چشم گرفتن با قلدری کردن با تسلط روی اجسام از دیگران بخواهد کار بکشد یا کار خوب بکند(فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ) اطاعتش میکردند چون فرعون قلدر بود میکشت میزد تحقیر میکرد داد میزد عربده میکشید.@ مثل بعضیها هستند در اعضای خانواده میگوید من در خانه حرف آخر را میزنم چطوری میزنی؟ من یک آدم وحشی درنده هستم من زنم را میدرم بچههایم را میدرم پدر مادرم را پارس میکنم آنها را هم میگیرم این آدم یک آدمی هست که خانهاش خانه مردسالاری است.@ بعضی از زنها هم همینطور هستند با درندگی با غر با نق با هوچیگری بقیه را مطیع خودت بکنی حاکم بر یک جو بشوی جز اینکه یک حجم عظیمی از فشار قبر هزاران هزار صدها هزار سال عذاب قبر و قیامت انسان برای خودش ذخیره بکند بله در خانه توانسته مدیر بشود حاکم بشود حرفش جلو برود ولی تو با ترس این کار را کردی.@ اینقدر این صفت زشت است که وقتی امام صادق(ع) به کنیزش گفت این بچه را مواظب باش از این پلهها نرو بالا بچه میافتد از دستت یک موقع ممکن است آسیب ببیند کنیز حرف امام را گوش نکرد بازیگوشی کرد بالا رفت بچه حضرت افتاد مُرد یعنی یک امامزاده را کشت.@ شوخی نیست یک امامزاده را کشت خیلی او را ترس برداشت حضرت وقتی ترس او را دید خودش خیلی ناراحت شد گفت تو برای چی اینقدر از من ترسیدی حضرت اصلاً خوشش نمیاید یک نفر از روی قلدری یا از او بترسد که حرفش را گوش بکند این کار چیست.@ اگر دیگران قرار است احترامی برای انسان قائل باشند حرف انسان را گوش بکنند از روی محبت، چرا از روی ستمگری از روی قلدری از روی داد و فریاد از روی نق زدن از روی بداخلاقی این کار خوبی نیست این کار آدمهای خیلی ضعیف است آدمهایی که خودشان خیلی ضعیف هستند از راه حسابکشیهای خیلی دقیق قلدری داد زدن فریاد زدن تحقیر کردن توهین کردن صدا را بلند کردن قهر کردن اینها کار آدمهای ضعیف است.@ کار آدمهایی هست که روحشان روح خیلی تنگی است روحی که در فشار هست آدمهایی که مایه ندارند وسعت قلب ندارد سعه صدر ندارند آدمهای گدا اینطوری هستند. ولی اگر انسان توانست با احسان با محبت یک کاری کرد که دیگران حرفش را بشنوند اطاعت بکنند برای حرفش برای خواستهاش ارزش قائل بشوند این آدم موفقی هست این آدم برتری هست.@ پیغمبر خداست وقتی یک نفره وارد عمل میشود چنان زیبا عمل میکند که در عرض چند سال یک همچین اجتماعی را میتواند تشکیل بدهد که همه حاضرند جانشان را فدایش بکنند همه حاضرند برایش فداکاری بکنند.@ فرعون، نمرود، شداد، صدام، یزید، ابن زیاد، هیتلر، ناپلئون اینها مطیع زیاد داشتند اما فقط مطیع داشتند عاشق نداشتند اگر یک کسی بگوید اطرافیان ناپلئون اطرافیان هیتلر اطرافیان صدام کسانی بودند که عاشق صدام بودند و عاشقانه حاضر بودند جانشان را فدای آنها بکنند اطرافیان معاویه اگر مثلاً بوده یقیناً کسانی بودند که اینها به آنها محبت کردند.@ یعنی صدام به آنها محبت ویژه کرده که اینها را عاشق کرده و الا با قلدری و تهدید عاشقسازی امکانپذیر نیست اگر از شما حساب ببرند به درد نمیخورد و بدترین روش همین روش است که ما معمولاً هم همین روش را در پیش میگیریم.@ یعنی زشتترین دم دستیترین روش برای اینکه دیگران حرف ما را گوش کنند و به ما احترام بگذارند همین است حتی ما گاهی وقتها با زور میخواهیم دیگران دوستمان داشته باشند چرا به فلانی نگاه کردی چرا به فلانی سلام کردی چرا فلانی را بوسیدی.@ این درخواست هم زوری است هیچ وقت انسان از این طریق نمیتواند محبت کسی را جلب بکند میتوانی وادارش بکنی که این کارها را نکند میتوانی مجبور بکنی که ظاهراً فقط به تو نگاه بکند و به تو محبت بکند به کس دیگری توجه نکند اما قلبش را نمیتوانی تسخیر بکنی چون تو از روش جبر استفاده کردی از روش نق و غر و قهر استفاده کردی و هیچ وقت این روش موفقیتآمیز نیست.@ یک روایت دیگر بخوانم از امیرالمؤمنین(ع) (مَن اَحسَنَ اِلَی النّاسِ اِستَدامَ مِنهُمُ المَحَبَّه) کسی که به مردم محبت میکند(اِستَدامَ مِنهُمُ المَحَبَّه) به مردم احسان میکند محبت دائمی مردم را برای خودش دارد نمونه نزدیک به ما وجود مقدس امام امت(س) که در شب ارتحال ایشان هم قرار داریم نمونه عالی این مسئله امام امت هست.@ (مَن اَحسَنَ اِلَی النّاسِ اِستَدامَ مِنهُمُ المَحَبَّه) هر کس که به مردم نیکی بکند همواره همیشه از سوی مردم محبت میبیند که عرض کردم نمونه عالیش را که ما در زمان خودمان داشتیم امام امت بود همه مردم میدانستند که امام همه وجود خودش را فدای مردم کرده.@ یک عمر برای مردم مبارزه کرده تلاش کرده خودش را ندیده زندان رفته کتک خورده تبعید شده سختترین فشارها را تحمل کرده همه مردم میدانستند که این چقدر عاشق مردم و چقدر خودش را فدای مردم کرده وقف مردم کرده مردم هم دوستش داشتند و به او علاقه داشتند و این علاقه علاقه دائمی هست همه این را میفهمیدند.@ هر جا هر کس محبتش را نثار دیگران بکند احسانش را نثار دیگران بکند یک محبت دائمی از سوی مردم میبیند لذا شما میبینید گاهی وقتها ما در فامیلها فامیلهای مختلف طوائف مختلف میبینیم یک آقایی خیلی اهل دین نیست ولی همه اعضای فامیل و خانواده و قوم خودش را حتی متدینین اسیر او هستند چرا؟ چون به همه محبت میکند اهل احسان است اهل نیکی است اصلاً از سر و روی این محبت میبارد.@ من عروسهایی را میشناسم دامادهایی را میشناسم که وقتی رفتند خواستگاری منفورترین آدمهای طائفه همسرشان بودند یعنی واقعاً مادرشوهر خواهرشوهر پدرشوهر برادرشوهر هیچ کس از این خوششان نمیامد ولی به قدری این عروس زیبا عمل کرده اهل احسان بوده چاپلوس نبوده صحنهسازی و تظاهر هم نمیکرده عُرضه محبت داشته از او تراوش میکرده.@ چون روحش بزرگ بوده محبت میکرده به همه پدرشوهر را جدا میدیده محبت ویژه به او میکرده مادرشوهر را جدا محبت ویژه میکرده خواهرشوهرها همینطور فداکاری میکرده بدون فداکاری بدون از خودگذشتگی نیکی معنا ندارد از خودش به قدری محبت نشان داده که میبینی همه خاندان همسرش عاشق او شدند.@ یک داماد رفته ازدواج کرده میبینی که از این داماد بدشان میاید موقعیتش موقعیت ضعیفی بوده منفور بوده اما به قدری به خانواده همسرش محبت کرده به قدری نیکی کرده که میبینی همه بعد از چند سال عاشق او میشوند.@ من بارها شده که در این موقعهایی که مشاوره داشتیم یک خانم و آقا میامدند مثلاً اختلاف شدید داشتند در حد طلاق با خانواده مثلاً مرد صحبت میکردیم میدیدیم پدر مرد مادر مرد برادرهای مرد خواهرانش همه میگویند تقصیر پسر و برادر ماست ما از عروسمان بدی ندیدیم انصافاً آدم خوبی هست ضعف هست از بچه خودمان هست.@ همین هفته گذشته یک مادری آمده بود داشت پسرش از همسرش جدا میشد میگفت واقعاً عروس من عروس خیلی خوبی هست ضعف از پسر من است بارها ما این را دیدیم برعکسش هم همینطور گفتند دختر ما مشکل دارد دامادمان خیلی آدم خوبی هست این برای کار نیکی هست احسان خیلی مؤثر است.@ اینهایی که میگویند ما در خانواده همسرمان کسی ما را دوست ندارد نمیگویم همه اکثر قریب به اتفاق موارد مال کوچکی روح خودشان هست مال بخلشان هست عُرضه نداشته آدم کوچکی بوده مهارتش را نداشته عرضهاش را نداشته نتوانسته خانواده همسر خودش را از خودش راضی نگه دارد عرضه محبت کردن را نداشته.@ عُرضه نیکی کردن نداشته بخل داشته دریغ کرده بخل اقتصادی خیلی بد است خیلی شاید از زشتترین اینقدر زشت است بخل اقتصادی بخل مالی که حضرت میفرماید(جامعٌ لِمَصابِعِ العُیُوب) بخل همه بدیهای عیبها را در خودش میاورد ضررهای همه عیبها را با خودش بخل میاورد.@ اِ من شام بدهم من ناهار بدهم من دعوت بکنم مفت بیایند بخورند و بروند تو اگر محبت بکنی هزینه بکنی خرج بکنی اول از این تو که نمیدهی کارهای نیستی خدا روزی را میدهد خدا هم میگوید شما به مقداری که خرج میکنید من به شما روزی میدهم به شرطی که اسراف نباشد.@ میترسی هزینه کنی این برادر خانمت را خواهر خانمت و مادر خانمت را دعوت نمیکنی یا شرائط خانه را طوری فراهم نمیکنی که آنها هر وقت دلشان خواست بیایند بمانند احساس کنند خانه خودشان هست خیرات در خانه تو نمیاید محبت هم در خانه تو نمیاید یا یک عروسی مثلاً مانع بشود از اینکه شوهرش بخواهد به مادرش به پدرش به عزیزانش کمک بکند محبت بکند.@ بخل بکند که چرا به مادرت کمک کردی چرا به برادرت کمک کردی خودمان بیشتر احتیاج داریم به این و آن کمک نکن راه را میبندد وقتی را راه را ببندد خدا هم راه را میبندد منفور هم واقع میشود بعد هم میگوید چرا من را دوست ندارند معروف شده این شعار هیچ کس من را دوست ندارد باید ببینی که تو برای دیگران چکار کردی تو چه خیراتی برای دیگران داشتی.@ انسان تا از پوست خودخواهی در نیاید تولید محبت نمیتواند بکند تا از پول نگذری از ماده نگذری منیتت را نتوانی کنار بگذاری امکان ندارد بتوانی تولید محبت بکنی اکثر قریب به اتفاق طلاقها مربوط به این مورد است که افراد عُرضه محبت کردن به همدیگر فداکاری کردن برای همدیگر احسان به همدیگر از خودگذشتگی از پوست خودخواهی درآمدن را نداشتند.@ عُرضه نداشتند این کار را بکنند تنگنظری بخل چه در مسائل مادی چه در مسائل اخلاقی و عاطفی خشکی میاورد سردی میاورد نفرت میاورد دوری میاورد جدایی میاورد چقدر بچهها عاجز هستند که به پدر مادرشان خدمت بکنند احسان بکنند بخیل هستند از اینکه به پدر مادرشان احسان بکنند.@ به خواهر برادرشان احسان بکنند بخیل هستند اصلاً شما نمیتوانی یک خانواده را جمع بکنی یک فامیل را جمع بکنی تولید محبت تولید عاطفه تولید عشق بکنی گاهی وقتها من در بعضی از این فامیلها خانوادهها میبینم یک پسر بچه یک دختر بچه 10 ساله 12 ساله 15 ساله همه فامیل و خانواده را اسیر خودش کرده عُرضه داشته.@ اما میبینی یک آدمی 60 سال 70 سالش هست هیچ کس واقعاً دوستش ندارد ترجیح میدهند خانه نیاید دیر بیاید انشاالله مأموریت برود حالا چیزهای دیگر هم ما شنیدیم میگفتند انشاالله اگر مأموریت میرفت خدا میکرد یک طوریش میشد نمیآمد آرزو کنند آدم را نبینند آرزو کنند دیر خانه بیاید آرزو کنند هر چه کمتر بهتر.@ ببین چکار کردی که بقیه نسبت به تو اینطوری هستند مادرشوهرت پدرشوهرت باجناقها خواهرشوهرها جاریها کسان دیگر اگر نسبت به تو اینطوری هستند اعضای خانواده رفقایت همکارانت ترجیح میدهند که نباشی ترجیح میدهند که نبیننت ببین تو چطور آدمی هستی که همه اینطوری ترجیح میدهند.@ آنوقت آدمهای خودخواهی که اطرافشان اینطوری هستند همه را خراب میکنند جز خودشان، به همه نسبتهای ناروا میدهند ولی هیچ وقت نمیگوید من خودم عامل این کار هستم.@ نکته بعد که نکته خیلی مهمی هست از نبی اکرم در همین رابطه میفرماید(جُبِلَۀِ القُلُوبُ عَلی حُبِّ مَن اَحسَنَ اِلَیها وَ بُغضِ مَن اَساءَ اِلَیها) جِبلی یعنی چی؟ میگویند این جبلی هست در فارسی میگوییم سِرِشته.@ یک مثال بزنم: ما یک سنگ داریم حجر، هر چه هم بزرگ باشد سنگ است یک جبل داریم، جبل را چرا جبل میگویند؟ کوه و جبل وقتی میگویند توجه به ریشهدار بودن سنگ میکند یعنی سنگ زیر زمین ریشه دارد معادن را شما نگاه بکنید یک مقداری از کوه بیرون زده اما قسمت اعظمش زیر زمین است مثل درخت ریشه دارد.@ جبلی که میگویند از همان جبل به معنای کوه، جبلی یعنی ذاتی، ریشهدار بودن، سنگ حجر بزرگ است سفتی را میگویند اما جبل که میگویند یعنی ریشهدار بودند کوهی که ریشه دارد نگاه به ریشهدار بودنش میکنند.@ وقتی میگویم مجبول یعنی ذاتی یک شیء هست جُبِلَ یعنی اینطوری بافته شده سرشته شده ذاتش و ریشهاش اینطوری هست کاریش نمیشود کرد، سنگ ذاتیش چیست؟ سختی سفتی آب ذاتیش چیست؟ جبلیش چیست؟ نرمی است(جُبِلَۀِ القُلوب) یعنی خداوند دلهای آدمها را اینطوری بافته.@ ساختار دل، جبلی دل، ذاتی دل(عَلی حُبِّ مَن اَحسَنَ اِلَیها وَ بُغضِ مَن اَساءَ اِلَیها) ذاتی دل، جبلی دل بر این خداوند قلبها را سرشته بر محبت کسی که به او احسان بکند و بغض کسی که به او بدی بکند دل اینطوری است.@ آمده خدمت امام حسن مجتبی(ع) شروع کرده فحش به حضرت، حرفهای رکیک، حضرت چکار میکند؟ برادر شامی مثل اینکه از راه دور آمدی خسته هستی گرسنهای غذا هست تشنه هستی به شما آب بدهیم جایی میخواهی استراحت بکنی حضرت شروع میکند اینطوری محبت کردن، قبل از این حرکت امام حسن اطرافیان حضرت میخواستند این را بکشند حضرت میگوید نه.@ محبت کردن حتی لبخند زدن حداقلش، طرف گفت تا الان منفورترین آدمها نزد من بودی و از الان تو محبوبترین انسانها نزد من خواهی بود یک برخورد محبتآمیز. از این متدینان متعصب بداخلاق، قدیم که اتوبوسهای زن و مرد مشترک بود این رفته بود بالا در اتوبوس بنشیند بعد خانمها آن موقع بیحجاب بودند بدحجاب که الان میگویند هر چند بدحجابهای الان هم بیحجاب هستند دیگر آن موقع واقعاً بیحجاب مصداقاً و مفهوماً.@ در اتوبوس میبیند یک جا بیشتر نیست آن هم پیش این بیحجاب است مجبوری مینشیند او هم کنار او نشسته بود حالا شانه را خوب نگاه کنید اینطوری نشسته پشتش هم کرده به این موضعگیری، آن قدیمها شاگرد شوفر میامد بلیطها را جمع میکرد.@ نوبت میرسد به این، این دست میکند جیبش که بلیط بدهد این خانم بیحجاب دو تا حساب میکند میگوید دو نفریم آقا میگوید اِ اِ ببخشید من عذر میخواهم خیلی ممنون ما را شرمنده کردید به قول یک استاد میگفت 180 درجه شانه طرف را با دو زار چرخاند یک محبت اینطوری، از اول چرا آنطوری میکنی محبت اینطوری است.@ ما یک رفیقی داشتیم اصلاً هنرش همین بود اهل احسان بود این رفته بود خارج از کشور، در کاروان اینها توری هم رفته بودند حج و کربلا نبود که همه آدمهای خوبی باشند یک کشور عجق وجقی برای تفریح، خیلیها هم میروند آنجا دلی از عزا در بیاورند.@ دیده بودند فقط خانم این چادر سرش هست این آقا هم ریشی و تسبیح صلوات بفرست گفتند ای بابا گند خورد به سفر ما با این، نمیتوانیم کاری بکنیم از اینجا برویم این حتماً آنتن است کار را خراب میکند.@ ولی این خیلی زرنگ زبانش هم فوقالعاده قوی، هر کس گیر میکرد این میرفت از شروع در فرودگاه برای نوشتن برگههایی که باید به زبان خارجی بنویسند مال هر کس گفت بیایید من برایتان مینویسم کارهایشان را حل میکرد در کاروان میخواستند خرید بکنند میرفت خریدهایشان را انجام میداد.@ یک مشت آدمهای آنطرفی همه عاشق این شده بودند میگفت من یک موقعی دیدم که اینها میخواهند بروند مشروب بخورند گیر کرده بودند بروند یک جا مشروب بخورند گفت یک دفعه من به آنها گفتم خوب نیست این کار را نکنید همین یک کلمه گفتم خوب نیست هیچ کس نرفت گفت نرفتند در طول سفر هم که آمدم بعد از اینکه ایران برگشتیم همه با ما دوست بودند با ما یکسره ارتباط داشتند هنوز هم رفاقتها برقرار است یک محبت.@ (جُبِلَۀِ القُلوبُ عَلی حُبِّ مَن اَحسَنَ اِلَیها وَ بُغضِ مَن اَساءَ اِلَیها) یک عروس زیرک به موقع یک هدیه خوب، بعضیها روی اجبار میروند هدیه میخرند یعنی اصلاً هدیهشان معلوم است این هدیه را که خریده برای این بوده که این مناسبت را از سر خودش باز کند.@ حالا بله انسانی میگویند که حالا مثلاً اصلاً هدیه مهم نیست فقط به یاد بودن مهم است مادر روزت مبارک همسر عزیز روزت مبارک پدر روزت مبارک درست است کسی هم که واقعاً ندارد کسی از او توقع ندارد این هم درست اما خیلیها این حرفها را بهانه میکنند.@ پسر با زن و بچهاش میرود بیرون شام میخرد 20 هزار تومان پول غذایشان میشود روز مادر که میشود میرود یک گل دو هزار تومانی میخرد میگوید مادر من یادت بودم فقط خواستم بگویم به یادت هستم روزت مبارک هر کس میفهمد این هدیه برای این بوده که این را از سر خودش باز بکند.@ این به اندازه شکم بچه خودش به اندازه شکم خودش حتی یک پرس غذای خودش هم ارزشی قائل نبوده که یک هدیه بخرد برای پدرش برای مادرش ببرد معلوم است فقط میخواسته از سر خودش رد بکند آنها هم هیچ وقت این احتیاجات را ندارند نه پدر نه مادر هیچ کدام احتیاجی به این چیزها ندارند حتی همسران هم همینطور ولی آدم باید شعورش برسد باید عقلش برسد.@ هدیهای که طرف روی آن سرمایهگذاری کرده یک عروس زیرک میداند تازه حالا حتماً باید روز مادر باشد آدم اینکار را بکند برای همسرش برای مادرش برای پدرش مگر حتماً باید روزش باید اینکار را بکند.@ تازه خریدن نیست یک عروس میبینی که مادرشوهر مهمان دارد او هم مهمان کرده اما این احساس نمیکند که مهمان است شام دعوت دارند عروس زیرک باصفا 2 بعدازظهر خانه مادرشوهر است من آمدم کاری هست کمک بکنم سبزی هست بُنشنی هست پختنی هست سرخ کردنی هست هر کاری میایستد.@ ممکن است عروسهای دیگر این کار را نکنند اما این اصلاً کاری با بقیه ندارد دیگران الگویش نیستند خودش اهل محبت است یک داماد خوب همینطور پدرزن رفته مکه رفته سوریه رفته سفر زودتر میاید هزینه میگذارد یک گوسفندی میخرد یک تدارکی میبیند.@ اصلاً خدوم بودن مهربان بودن نیکی ریختن پای همدیگر پای اعضای خانواده پای فامیل این کار آدمهای بزرگ است کار ارزشی است زیبایی است تولید زیبایی است آثار خاص خودش را هم دارد.@ میگوید همهاش برادرم را به من ترجیح میدهند خواهرم را به من ترجیح میدهند آن یکی جاریم را همه، تو چکار کردی تو بیعرضه بودی اگر جاریت از تو سبقت گرفته اگر برادرانت از تو سبقت گرفتند خواهرانت از تو سبقت گرفتند باجناقها از تو سبقت گرفتند تو خیلی آدم بیعرضهای بودی تو بیعرضه هستی که دوستت ندارند.@ خیلی از وقتها ما وقتی فکر میکنیم کسی دوستمان ندارد به ما توجه نمیکنند به خودمان باید نگاه بکنیم از ما چقدر محبت چقدر فداکاری تراوش کرده چقدر از خودگذشتگی نشان دادیم ما نشستیم متراژی و قیراطی حساب کردیم محبتها را، او مثلاً برای من دو زار خرج کرده من دو زار و ده شهی خرج کنم بله آدم وقتی اینطوری چرتکه میاندازد حساب میکند هیچ وقت محبت ایجاد نمیکند.@ الان نوبت این هست که آنها ما را دعوت کنند چون ما دفعه قبل اینها را دعوت کردیم دیگر الان ما نباید دعوت بکنیم، چه کسی این را گفته، احسان اینطوری نیست که تو فکر بکنی حالا او دعوت کرد شما یک بار دعوت بکن حالا دفعه قبل دعوت کردی این بار هم شما دعوت بکن سه بار شما دعوت کن چهار بار شما دعوت کن یک بار هم حالا دعوت کردند کردند.@ اصلاً مگر معلم ما دیگران هستند احسان کردن هزینه میخواهد آدم باید بتواند از خودش بگذرد بدون چشمداشت در چشمداشت هم آدم وقتی میکند میبرد بعداً هم به رخ میکشد میگوید ببین من سه بار به شما شام دادم آن هم ماهی دادم بهترین جوجه را دادم شما ما را دعوت کردی به ما ساچمه پلو دادی.@ میبینی این وقتی داشته میداده حساب کرده چه چیزهایی را داده خانه آنها هم رفته شمرده کاهویش چطوری بوده گوجهاش چطوری بوده خیارش چطوری بوده برنجش درجه چند بوده چاییش چطوری بوده این اصلا کار آدمهای پست است کار آدمهای ریز است کار آدمهای بخیل و کوچک است محاسبههای اینطوری.@ آدم کریم اصلاً یک همچین خلقیاتی ندارد اصلاً اینطوری حساب نمیکند او فقط و فقط زیبایی را برای زیباییش برای خدا برای اینکه اسم محسن اسم احسان اسم خداست و او برای تقرب به خدا این کار را انجام میدهد محبت به دیگران محبت به خلق به عشق خالق به عشق محسن.@ خدایا تو بیحساب به من محبت کردی دریا دریا معصیت کردم از من قهر نکردی رویت را از من برنگرداندی من را طرد نکردی بارها و بارها میتوانستی من را بکشی جان من را بگیری و من از الان در جهنم باشم به من فرصت دادی از من انتقام نگرفتی با وجود همه گناهانی که کردم ای خدا من هم میخواهم مثل تو باشم.@ من هم میخواهم نسبت به بندگانت همینطوری باشم چرتکه نیندازم در محبت کردن و محبت دیدن میخواهم مثل تو محبت بکنم بیچشمداشت بدون محاسبه، یک موقع میبینی یک پسری به همسرش میگوید ببین من تو را دوست دارم اما مادرم هست عزیزم هست همه کَس من هست.@ اصلاً شنیدن این حرفها برای بعضی عروسها کشنده است چی عزیزتت هست همه کَس تو هست همه کَس تو من هستم نه اگر کسی اینطوری فکر بکند خیلی مستکبر و خودخواه است بله درست است.@ به یک دختر میگویند وقتی میخواهی پسر انتخاب بکنی ببین کدام پسر بیشتر به پدر و مادرش محبت میکند ما میگوییم نه این بچه ننه است عُرضه داشته باش به پدرش به مادرش محبت کن یک ذره فداکاری کن آن موقع هم خانواده همسرت عاشقت میشوند هم همسرت بخل میورزد.@ اگر یک کسی فکر کرد میتواند فقط با یک دختر ازدواج بکند و با فامیلش نه اشتباه کرده به من به عنوان یک کارشناس بگویید 30% ـ 40% دختر است 60% خانوادهاش هست پسر 30% ـ 40% پسر است 60% خانواده پسر است باید به آنها توجه بکنی اگر به این توجه نداشته باشی در زندگی شکست میخوری این بحث بحث مهمی هست بحث اسارت در محبت بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با هم دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان دفع بلاهای طبیعی و غیر طبیعی از شهر و کشورمان پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، تعجیل در فرجشان، سلامتیشان، خشنودیشان، خشنودیشان از ما و انشاالله همه ما مشمول ادعیه زاکیه حضرت قرار بگیریم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@