جلسه 055 - حدیث معراج
شماره جلسه
55
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
9
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 055 - حدیث معراج

در شرح حدیث معراج آخرین فقره ای که داشتیم که فوق العاده مهم بود این بود که (نعیمهم فی الدنیا ذکری و محبتی و رضائی عنهم) خداوند وقتی که آدم حسابی ها را و کسانی که آدم هستند به معنای حقیقی و باطن انسانی دارند را وقتی که معرفی می کند می فرماید اینها نعیم شان در دنیا یاد خداست و محبت و رضای خدا. «نعیم» این کلمه خیلی حساس است دقت کنید وقتی می گوید. «نعیم» نعیم یعنی نعمت مداوم در بهشت وقتی که شما ان شاءالله وارد بهشت می شوید آنجا قرآن می فرماید و اذا رایت، رایت نعیماً و ملکا کبیرا وقتی مومن وارد بهشت می شود آنجا نعمت جاودانه و ماندگار می بیند و پادشاهی عظیم. یعنی خودش (مومن) به پادشاهی عظیم می رسد و پادشاهی می کند در بهشت، آنجا نعمت را آخرت را خداوند به نعیم یاد کرده یعنی نعمت ماندگار. حالا می گوید اینها آن نعمت را از تو دنیا می آورند اینجا. یکی از ظرافت های حدیث معراج که خواهش می کنم به عنوان یک رمز دستتان باشد و حواستان باشد که اگر نباشد نمی توانید خوب استفاده کنید این هست که در این حدیث هر چه که از مقامات دارد شرح می کند (و حتی در بحث بعدی که مربوط به زهد است) مربوط به اینجاست. در حالت عادی هر کسی فکر می کند که این مربوط به عالم آخرت و آن طرف است نه. بلکه مربوط به همین دنیاست حتی اگر حالتهای بهشتی هم ترسیم می شود این حالتهای بهشتی هم در دنیا هست. لذا خداوند آن نعمت عظیم را آورده و کشانده در دنیا و می گوید من آدم حسابی ها را ولشان نمی کنم که بگویم حالا نسیه است بعداً بیایید در بهشت و تحویلتان می گیرم و با شما رفیق می شوم نه. همین جا همین رفاقت و دوستی برقرار می شود وقتی دو نفر عاشق هم هستند اساساً در عشق جدایی به معنای حقیقی اش معنا ندارد آنچه که جدایی و فراق هست مال دنیاست ولی وقتی یک انسان قرار است با خدا عاشقی بکند چه معنا دارد که ... و در عشق های زمینی هم همچون خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد وامق و عزرا... اگر فراق هست در تمام عشق های دنیایی فراق هست چرا می گوییم فراق؟ چرا می گوییم ناله هست؟ چون فراق غیرطبیعی است اصل در عشق وصال است و رسیدن و اصل در عشق با هم بودن است. لذا معنا ندارد که وقتی عشقی و دوستی هست به معنای حقیقی فراقی باشد. فراق البته سوز عشق را بیشتر می کند دلتنگی ها را بیشتر می کند. خداوند تبارک و تعالی وقتی ما را از پیش خودش فرستاد به زمین، ما را تنها رهایمان نکرده. هم خودش آمد پایین پیش ما و هم چهارده معصوم و خانواده آسمانی را با ما فرستاد که هیچ وقت ما احساس خلاء تنگی در دنیا نکنیم و این بدبختی هایی که می آید سر ما در دنیا، بخاطر این است که ما گم می کنیم اصلمان را، همان داستان معروف شاه و طوطی که در بحث انسان شناسی از کتاب تاقدیس مفصل بحث کردیم. که وقتی شاه طوطی را می فرستد در جزیزه می گوید وقتی که رفتی آنجا یک لقمه هم بدون یاد من نخور. ما وقتی آمدیم پایین اصلمان را یادمان رفت. انبیاء آمدند به ما بگویند لا اله الا الله که به ما بفهمانند که تو تنها نیستی و الهت هم همراهت هست و اصل و خانواده آسمانی ات و فرشته ها، تو تنها نیستی ولی متأسفانه چون بزرگترین جنایت تاریخ حذف متخصص معصوم بود ما یتیم و بی پدرشدیم و پدر بالا سرمان نبود که بفهمیم چگونه باید تربیت شویم و چه کار بکنیم یا نکنیم و این یتیمی باعث شد این جامعه ی جهانی این همه خسارت بدهد و میلیاردها فرزند اهل بیت علیهم السلام از خانواده آسمانی و پدر و مادرشان جدا شدند یکعده شدند مسلمان و یک عده شدند مسیحی و یک عده بودا، هندو، زردشت و عده ای بی دین شدند و همه جدا شدند همه اینها بچه های اهل بیت و این همه جنایت و این همه فراق و سردر گمی که دیگر اگر الان به میلیاردها انسان بگوییم پیامبر بابای تو و اهل بیت خانواده آسمانی تو هستند به راحتی درک نمی کنند و باید بنشینند و برایشان استدلال بگذارید و توضیح دهید و حرف بزنید تا این داستان برایشان جا بیفتد.

خداوند می فرماید: آنها نعیم و بهشت شان در همین دنیا است وقتی می گوید نعیم یعنی نعمت پایدار، چون در دنیا ما اصلاً چیزی به اسم نعمت پایدار نداریم و همه را برای امتحان می دهند، ما چیزی را نمی دهیم که بگوییم برو حالش را ببر یک وقت به شما 50 هزار تومان می دهند و یا ماشین می دهند و می گویند برو با آن کیف کن یعنی در اختیار تو است اما در دنیا چیزی به این نام نداریم شوهر و زن و بچه، خوب و بدش را اگر می دهند امتحانی می دهند اگر شوهر و زن نمی دهند امتحان است پول و بچه نمی دهند امتحان است مقام و هر چه می دهند امتحان است یعنی مال تو نیست. اصلاً هر چی نعمت می دهند برای این است که ببینند تو ظرفیتش را داری یا نه. برو و حالش را ببر نداریم. شهرت و محبوبیت، عزت و قدرت به تو دادیم آمدیم به خوابت و فرشته ها و معصومین آمدند جن ها و ملائکه حتی ممکن است خدمت بعضی ها بیایند، می خواستیم ببینیم چقدر ظرفیت داری و خودت را گم می کنی یا نه؟ و به بندگان خدا فخرفروشی می کنی یا نه؟ و خودت را مهمتر و بندگان خدا را کوچکتر می دانی یا نه. بالاخره می خواستیم بدانیم که تو این نعمتی را که به تو می دهیم چه کار می کنی و هیچ چیزش برای اینکه خوش باشی و برای حالش را ببری نیست. لذت و الم، خیر و شر، زیبایی و زشتی اش، سلامتی و بیماری آن همه اش آزمایش است و ما هیچ چیزی خارج از حیطه ی آزمایش نداریم. هر چه که می دهند برای آزمایش است پول، موقعیت، فقر، مریضی.

عرض کردم که من وقتی سرطان گرفته بودم حضرت امیرالمومنین را به خواب دیده بودم ایشان به من گفتند فلان آیه را بخوان، من آیه را باز کردم دیدم و یک ذره شک در دلم افتاد چون بذهنم آیه ای مربوطی نیامد. و گفتم امیرالمومنین وقتی به من می گوید قرآن بخوان الان باید چه آیه ای آمده باشد. و این آیه در باره طلاق بود، و گفتم این یعنی چی. حضرت به من فرمودند اگر نسبت به سرطانت نق و غور زده بودی از خدا طلاق گرفته بودی یعنی از زوج و اله اصلی ات. آدم وقتی نق می زند چون دارد شکایت می کند دیگر سبحان الله معنا ندارد و هر چه که می دهند امتحان است و می خواستم ببینم تو با سرطانی که داده ایم به تو، چقدر ظرفیت داری و می خواستیم ببینیم تو که یک عمر گفتی سبحان الله راست گفتی، و یا اینکه یک عمر گفتی خداوند منزه است حالا چرا خداوند مرا مبتلا کرد از میان این همه آدم و من چرا فلان مشکل باید به سر من بیاید و یا فلان نعمت را که به تو دادیم برای این نبوده که حالا برو خوش باش اصلاً این طوری نیست یک شوهر و بچه و زن خوب یا بد، زشت یا زیبا اصلاً اصلاً مطلقاً بر خوش باش نداریم. خداوند می گوید یک سوم وقت خودت را برای لذت های حلال بگذار اما همان لذت های حلال هم برای امتحان است. ولی حالا شما معجزه را نگاه کن می گوید: من هیچ چیز را به هیچ کس همین طوری ندادم که برود و حالش را ببرد ولی بعضی از چیزها را داده ام که برود و حالش را ببرد و یکی از آن چیزهایی که داده ام خودم هستم، و خودم را به آنها داده ام که بروند و حالش را ببرند می فرماید (یا داوود بی فافرح و بذکری) داوود با من شاد باش و از من لذت ببر. من که برای آخرت که نیستم که من برای دنیایت هستم و به تعدادی که در دنیا با من حال می کنی در آخرت دستت به من می رسد و به مقداری که در دنیا با من محرم می شوی می توانی آنجا با من زندگی کنی. اگر با خدا و آسمان و خانواده آسمانی اش انسان محرم نشود آنجا غریبه است و آنجا اصلاً رابطه ای وجود ندارد تمام ارتباطات و بهره مندی های آخرتی مال بهره مندی های دنیاست. «تنعموا بعبادتی فی الدنیا» ببیند چقدر قشنگ می گوید: لذت ببرید و بهره مند باشید از عبادت من در دنیا «فانکم تتنّعمون بها فی الاخره» با همین شما در آخرت بهره مند هستید. آقا خداوند خودش را فقط همینطوری بی حساب گذاشته در اختیار من و می گوید هر وقت دلت خواست بیا پیش من، شب، روز، اصلاً من هیچ وقت تو را تنها نمی گذارم. تو هر جا باشی تنها نیستی. دیگر چه کسانی را در اختیارمان گذاشته است. اهل بیت را هم در اختیارمان گذاشته، امام زمان علیه السلام و مادرمان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اصلاً همه ی چهارده معصوم را در اختیارمان گذاشته و گفته برو کیف کن و حالش را ببر قرآن را هم در اختیارمان گذاشته. ماخیلی بدسلیقه زندگی می کنیم و خیلی از استعدادهایمان را داریم تلف می کنیم و از چیزهایی که بعداً خیلی حسرت خواهیم خورد همین است که ما خدا و قرآن در اختیارمان بود و اصلاً با اینها دوست نشدیم، ملائکه، اهل بیت، شهدا، چقدر در اختیارمان بودند و ما نتوانستیم با اینها رفت و آمد بکنیم. شما وقتی وارد آخرت می شوید زندگی آخرتی شما با داراییهای دنیایی شما شروع می شود و به قول امروزی ها می گویند با بیس دنیا می چینند و می آیند بالا مثل اینکه شما کلاس زبان می روید و ادعا می کنی که زبان بلد هستید می گویند خیلی خوب بیا امتحان بده و شما امتحان می دهی و میگویند خیلی خوب به اندازه سه ترم بلد هستی و آن را میگذارند پایه و بعد از ترم چهارم را برایت کلاس می گذارند و می گویند برو بالا. شما وقتی می روید به آخرت، در آخرت هر چه از دنیا آورده ای برایت حساب می کنند البته دارایی های حقیقی نه توهمی و حسی و عقلی و خیالی فقط ارتباطات فوق عقلانی. آیا دارایی های حس و خیال و وهم و عقل هم به درد می خورد. بله شرطی که رنگ فوق عقل داشته باشد یعنی شوهرداری، زن داری، بچه داری، درس خواندن، شوخی، خنده وتفریح و ورزش برای خدا، اگر برای نفست بوده که تلف شده.

و اینها را پایه قرار می دهند و رتبه بندی می کنند در بهشت و می گویند این رتبه ی تو است و از اینجا به بعد برو وشروع کن تو بهشت هستی دارایی ات اینقدر است. خدا کند آدم در جهنم نرود یعنی اگر بخواهند پایه را بگذارند در جهنم می گویند این اینقدر حسادت آورده، اینقدر تکبر، زودرنجی حساسیت آورده و اینقدر خودخوری و عصبانیت آورده و اینقدر نخوت و نق و غور آورد و حالا فعلاً برو و اینها را اول بسوزانیم و از تو جدا کنیم. چقدر باید تراش بخورد خدا می داند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: برای یک گناهی که توبه نکرده است صدسال انسان گرفتار است و گناه غیر از اخلاق است. اخلاق نه. اخلاق را انسان صدها، هزاران سال در جهنم گرفتار است تا این را از وجودش بتراشند، خیلی کار می برد. حالا ان شاءالله که هیچ کدام از ما این طوری نیستیم و در برزخ همه چیز صاف می شود و خدا کند عرضه داشته باشیم دردنیا همه چیز را صاف کنیم و در برزخ هم نبریم. ولی حالا اگر رفتیم به برزخ ان شاءالله ما را تراش می دهند و همه را صاف می کنند و چیزی را برای قیامت نرسد خودشان قول داده اند که در قیامت می آیند و دستگیری می کنند. امام صادق علیه السلام فرمود ما در قیامت دستتان را می گیریم و حواستان به برزختان باشد انی اتخوّف علیکم من البرزخ من می ترسم از برزخ شما، چون آنجا تراشکاری زیادی دارید حالا ان شآءالله ما مبنا را هیچکدام جهنم نمی گیریم و ان شآءالله همین جا با سختیها ریاضت و کارهایی که می کنیم پاک می شویم و ان شاءالله هیچکدام اخلاق بد و اصرار بر آن نداشته باشیم و به حول و قوه الهی رد می کنیم اما اگر رفتیم قیامت و رسیدیم به بهشت کلاس بندی ات می کنند و این می شود پایه و مبنای حیات جاودانه ی تو، جاودانه است شوخی نیست و از اینجا می خواهی شروع کنی.

عزیزانم حالا من می خواهم یک چیز خیلی مهم به شما بگویم شما یک سلسله از کارهایتان را با عبادت و زحمت و تلاش و اطلاعات و با علم و کلاس رفتن بدست می آورید خیلی خوب است اما من یک چیزی خیلی مهم بگویم به شما که هم مهم است و هم خیلی مژده است. خداوند وقتی می خواهد شمارا سطح بندی کند در بهشت، یکی از چیزهایی که برای خدا خیلی مهم است این است که چقدر عرضه داشتی با خود خدا و اهل بیت مستقیماً انس داشته باشی در دنیا و از آنها مستقیماً و بدون زحمت دریافت کنی. کسانی که اهل ذکر، دعا، زیارت و مناجات هستند اینها یک دارایی های ویژه ای دارند مثلاً کسی که با امام رضا، کربلا، حرم، مسجد نجف، انس دارد و در سحر دستش بالا می رود و می گوید یا الله یا الله یا الله و با اهل بیت بگوید یا علی یا فاطمه ی زهرا، کسی که دریافت از بالا دارد. دارایی های ما در قیامت به دو دسته بیشتر تقسیم نمی شوند دارایی های که تو از طریق اسماء ویژه ی خودت بدست آوردی ما همانطور که قیافه هایمان و اثر انگشتمان با هم فرق دارد دارایی هایمان هم فرق دارد در آخرت و میزان قسمتی که خدا برای همه ی ما کرده و به همه ی ما بطور مساوی هم داده و بسته به این است که چقدر از آن را فعال کرده باشیم دقت کنید که خداوند سهم داده به ما و به همه مساوی داده است ولی مختلف. خداوند می گوید از این سهمی که در دنیا برایت ارث گذاشتم چه چیزی از آن را آوردی، با خودت؟ می گوید خدایا من همه را تلف کردم و هیچ چیز آن را نیاورده ام همه را آکِ آک گذاشتم و آمدم بالا پس هیچ چی و داستان را باید از اینجا شروع کنیم. دومین بهره و نصیب شما از چیزهایی است که شما مستقیم از خودِ خدا دریافت می کنید شما یک علم را می بینید که وقتی می خواهد درس بدهد مفهوم به مفهوم درس می دهد یعنی مثلاً می آید کتاب را می خواند و همانی را که می فهمد به شما می گوید رفته سر کلاسی از استادی چیزی را یاد گرفته و می آید همان را به شما درس می دهد این را می گویند مفهوم به مفهوم و یک وقت نه. این طوری نیست استاد بیست درصد اطلاعاتش را از مطالعه و فعالیت های علمی و حوزه و دانشگاه دارد و بقیه ی آنچه را که استاد به شما می گوید از کتاب نیست اصلاً و از آنجای که دریافت کرده دارد می گیرد یعنی معلمانش خدا و اهل بیت بوده اند و به او داده اند و در سینه اش پر است از این معارف و دارد به همه ی بچه های اهل بیت می دهد و از کلاس و استاد و معلم و جایی نگرته، کلاس و استاد فقط یک وسیله هست و یک ابزار. یک وقت یک استاد تا آخر عمر همین است که کتاب خوانده، و کتاب تحویل شما می دهد و درس خوانده پیش استادی و همان را تحویل شما می دهد. اما یک وقت می بینید که نه این کمتر درس خوانده و مطالعه کرده ولی بیشتر از آسمان گرفته و دارد به شما می دهد و یک سهم دیگر هم خدا به او داده و آن هم چشم هایی که در خودش بوده و آنها را تراشیده و همان طوری که قواعدش را در جلسه های قبل گفتم نوک زده نوک زده و شکافته و رسیده به سرچشمه هایی که در خودش هست و جوشش کرده و آمده بالا و خداوند برای هر کدام از شما اینها را هم قرار می دهد. بنابراین سرمایه ی انسان در آخرت خیلی مهم است که چقدر از آن را از طریق علم و اطلاعات و کلاس بدست آورده ای که تقسیم بندی های علمی دارد و الان وقتش نیست (داستان دارد و من فقط اشاره ای گفتم)