أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در حدیث معراج به این فرمایش الیه رسید که(نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایی عَنّی) که خداوند تبارک و تعالی فرمودند نعمتی که برای این افراد هست دوستان و خواصان هست ذکر و محبت و رضای حق تعالی است.@ در واقع خداوند تبارک و تعالی خیال همه را راحت کرده انسان وقتی که از صورتهای حرام پرهیز میکند دوتا دغدغه دیگر دارد که بسیار خطرناک است یک دغدغه حملههای جلو شیطان هست که دلشورههای آینده زندگیاش است آدمی که دلشورههای آینده را دارد این آدم موفقی نخواهد بود نه در دنیا نه در آخرت.@ اضطراب، دلشوره، بیقراری نسبت به آینده، مشغول شدن به آینده انسان را از آینده ابدی باز میدارد وقتی میگوییم آینده یعنی کدام آینده؟ حمله جلو شیطان که حمله در مورد آینده است آینده موقت را یعنی آینده دنیا را به رخ میکشد.@ وقتی دلشوره آینده موقت را داشتی دیگر به آینده ابدی نمیتوانی فکر بکنی لذا اصلاً به فکر آخرتسازی شب اول قبر به بعد نیستی همه دغدغههایت میشود اینکه حالا خانه را چکار کنم ماشین را چکار کنم کرایه خانه را چکار کنم دختر را چکار کنم پسر را چکار کنم جهیزیه را چکار کنم سفرهایم را چکار کنم لباسم را چکار کنم.@ همهاش درگیر ساختمان و کارهای دیگر و اینطور مسائل هست این دیگر وقتی درگیر این شدی خواهناخواه انسان به گناه هم میافتد در این زندگی اگر دغدغههای اینطوری داشت مال حرام در زندگیاش میاید دروغ مجبور است بگوید به خاطر حفظ آینده طبیعیاش و خیلی چیزهای دیگر گرفتاریهای دیگر دارد.@ دومین گرفتاری گذشته است کسی که درگیر گذشتهاش است گذشتهاش میتواند او را تأثیر روی روحیهاش بگذارد و افسردهاش بکند پژمردهاش بکند ناراحتش بکند عقدهایاش بکند و مانع از این بشود که خودسازی بکند معطل بشود نسبت به عقب، حوادثی که برایش اتفاق افتاده کدورتهایی که داشته شکستهایی که داشته یا گناهانی حتی که کرده.@ شیطان گاهی وقتها گناهان را به رخ میکشد تا شخص اصلاً روح و حس حرکت به سمت آینده را نداشته باشد گفتیم یاد گناه فقط به این شرط خوب است که انسان با خدا توبه و آشتی پیدا بکند یعنی برود تحت اسم غفور قرار بگیرد و با اسم غفور کنار بیاید.@ اما اگر قرار باشد یاد گناه انسان را با اسم غفور آشنا نکند با مغفرت الهی جلو نرود از مغفرت دور بشود یادش شیطانی هست فقط اضطراب، غصه، گرفتاری میاورد اینکه قرآن میفرماید(إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) نجوی از شیطان هست تا اینکه بتواند مؤمنین را غمگین بکند این نجوی هم حمله جلو است هم حمله عقب است هم حمله چپ است هم حمله راست.@ اگر انسان از این سهتا حمله نجات پیدا کرد یک حجاب دارد این حملهها گذشته، آینده، چپ که گناهان میشود گناه حجاب ظلمانی محض است آینده و گذشته هم تقریباً خاکستری است اما حمله سمت راست حمله نورانی هست یعنی شخص درگیر کمالات خودش میشود.@ هوش و استعداد و تواناییها و قابلیت خودش و این باعث میشود که باز آخرت را فراموش بکند میگوید من یک آدم باهوشی هستم باید از استعدادهایم استفاده بکنم استعداد سیاسی دارم استعداد اقتصادی دارم استعداد پزشکی دارم استعداد مهندسی دارم استعداد تجاری دارم استعداد در رشتههای مختلف دارم در زبان در هنر در چیزهای دیگر، عمرش صرف همین استعدادها و کمالات خودش میشود.@ مشغول بزرگ کردن خودش در یکی یا دوتا یا سهتا از استعدادهای خودش میشود شده یک دکتر خوب، یک استاد خوب، یک پژوهشگر خوب، یک محقق خوب، یک نویسنده خوب، این حجاب نورانی هست که بخش عقل است فوق عقل نیست یک آدم نویسنده محقق خدمات علمی کرده.@ گاهی وقتها انسان چنان دچار خودشیفتگی میشود به خصوص که اگر دیگران هم به او پروبال بدهند بگویند تو خیلی آدم بزرگی هستی تو خیلی آدم مهمی هستی تو اگر نباشی اینطوری نمیشود تو باید حتماً باشی تو نقش زیادی در هدایت جامعه داری نقش زیادی در خدمت به علم داری خیلی آدم را گنده میکنند اصلاً گناه نمیکند.@ درگیری گذشته و آینده هم ندارد اما عشقش این هست که یک شخصیتی به نام من، حالا هر کس هست را این را در عالم بتاباند میگوید یک نام نیک بگذارد نیکنامی برای خودش بگذارد من بزرگ شوم آثار خوبی داشته باشم.@ خدمات زیادی کنم من در چشم بیایم دیده بشوم برایش این مسأله خیلی مهم است این حجاب نورانی هست که حجاب عقلانی اگر بگوییم اگر نگوییم جنبه وهمی دارد شیطانی هست و خودنمایی و خودپرستی و چیزهای دیگر هست نهایتاً اینطوری است اصلاً قصد خدمت هم دارد میگوید من میخواهم به مردم خدمت بکنم.@ خدمت به مردم یک حجاب نورانی است این دیگر از الله میافتد از آخرتسازی میافتد من تمام عشقم هست به مردم خدمت بکنم تلاش بکنم جهیزیه بدهم فقرا را چکار کنم مساکین را چکار کنم خانه بسازم اینها عبادت است خیلی هم پیش خدا ارزش دارد.@ ولی این غیر از منسازی است غیر از ساختن من است و این آدم ممکن است گرفتاریهای اخلاقی پیدا بکند عصبانیت داشته باشد حسادت داشته باشد تکبر داشته باشد خدمت هم میکند فحش هم میدهد من آدمهای خیر زیادی میشناسم آنقدر بداخلاق هستند که نگو بچههایش از او فراری هستند زنش از او بیزار است.@ ولی خیر هست عاطفه حیوانی دارد که به همنوع خودش خدمت بکند اما اخلاقش اصلاً خوب نیست عبادتش اصلاً به درد نمیخورد دو رکعت نماز با حضور قلب ندارد ولی آدم خوبی هم هست خدمات هم زیاد میکند.@ در حمله سمت راست شخص دائماً گرفتار کمالات خودش است شما اگر در زمان اهل بیت(ع) نگاه بکنید شاگردان اهل بیت که در مورد خود اهل بیت دکان باز کردند در روحانیت کسانی که فرقهسازی کردند شما از نظر روانی وقتی ماجرای بابیت و بهائیت را نگاه میکنید میبینید شیفتگی یک آدم هست نسبت به فضائل خودش کمالات خودش.@ خوابهای قشنگ، تقوای زیاد، دل پاک، مکاشفات، گاهی وقتها آنقدر گند میزند به دل آدم که آدم را تا ته جهنم میبرد شخص چهارتا مکاشفه برایش پیدا میشود چهارتا ملاقاتی اتفاق میافتد و بعد یکدفعه روحیهاش خراب میشود از بس جذب خودش میشود من امام زمان را دیدم در خوابم آمد من چنین و چنان کردم این من فوقالعاده خطرناک میشود یعنی حمله سمت راست اینطوری هست.@ کسانی که رفتند مکتب درست کردند شما این 73 فرقه اسلامی را که نگاه بکنید حمله سمت راست است یعنی آدمهایی بودند که به شدت شیفته خودشان بودند نمیتوانستند یک جریان زلال و پاکی مثل اسلام ناب را فقط عصمت را ببینند.@ این بحثی که دارم میگویم خیلی خیلی مهم هست نمیتوانستند ببینند میخواستند همیشه کنار جریان ناب یک نمایشی از خودشان داشته باشند خودشان هم نشان بدهند کنار معصوم دیده بشوند میگوید امیرالمؤمنین مخلصش هم هستم خیلیها میامدند حرف از علی میزدند تا خودشان دیده بشوند.@ خیلیها میامدند حرف از خدا میزدند تا خودشان دیده بشوند خیلیها میامدند زمان انقلاب خودمان چقدر آدمها خودشان را به امام چسباندند تا خودشان دیده بشوند یک جاهایی که دیدند دیده نمیشوند حاضر شدند با خود امام درگیر شوند یک جاهایی که با ولی فقیه دیده نمیشدند حاضر شدند در مقابل ولی فقیه هم بایستند.@ ولی مسأله مسأله خودشان است اصلاً مسأله مسأله اخلاص، تقوا، خدمت به دین خدا، خدمت به امام زمان نبود مسأله خودشان است میگوید ما برای امام زمان کار میکنیم زحمت میکشیم خون دل میخوریم زندان هم حاضر هستیم برویم شکنجه هم میشویم.@ از خانه و زندگیمان آواره میشویم ولی به شرطی که دیده بشویم اگر دیده نشویم فایده ندارد این را حمله سمت راست میگویند این فقط میخواهد خودش دیده بشود این قیمت خودش باشد مثل کسی که میخواهد پول بدهد یک کسی میاید میگوید این خمس من هست بروید بدهید، رسید؟@ میگوید رسید نمیخواهم، این پول هست برای امام زمان، ولی بیست دفعه میگوید نامهاش را بنویسید رسیدش را بنویسید مدرک جمع میکند. یک کسی گفتند آمده بود کاری انجام بدهد یک جایی یک دورهای گذاشته بودم در رابطه با ازدواج، یک کسی آنجا آمد کارشناسی تدریس کرد پاکتش را کف دستش گذاشتیم دادیم گفتیم خدمت شما سپاسگزاریم.@ گفت نه من پول نمیخواهم، دعوت کردیم این مبلغ برای شماست بعد یواشکی من را کنار کشید گفت اگر میشود یک تقدیرنامه از رئیس این سازمان برای من بگیرید که جناب حضرت استاد دکتر فلانی که اینجا تشریف آوردید مزین فرمودید و چنین و چنان از شما به خاطر برقراری این دوره تشکر میشود.@ یک کسی که گرفتار اینها هست این معلوم است گرفتاری دارد این میخواهد خودش به قیمت امام زمان خودش دیده بشود تابیده بشود ائمه و خدا هم اصلاً با اینطور آدمها راه نمیایند شیطان نگاه کنید میگوید اگر قرار است من دیده نشوم نمیتوانم.@ شیطان میگوید اگر من سجده بکنم دیگر دیده نمیشوم و همه آن گُل سرسبد آدم میشود من در این ماجرا دیده نشدم با اینکه من بهتر هستم حتی با خود خدا حاضر است درگیر بشود با خود خدا درگیر میشود میگوید تو من را ندید گرفتی من سابقهدار هستم شش هزار سال جلوتر از این هستم سابقه دارم در این ماجرا تو به من میگویی من به این سجده کنم.@ تازه از راه رسیده من بیایم به این سجده بکنم که چه بشود به خدا میگوید بیا بگذر اگر بگذری من یک کارهایی میکنم یکطوری تو را عبادت میکنم که هیچ کس تو را عبادت نکرده باشد خدا میگوید به دردم نمیخورد نمیخواهم این مشروط کار کردنها همیشه برای ما اینطوری هست.@ در روایت داریم علامت اینکه میخواهید بدانید یک نفر در کارش اخلاص دارد یا نه، ببینید اگر به او گفتید کنار برو کنار میرود یا نه، بگو آقا برو کنار من میخواهم انجام بدهم برو کنار کس دیگر انجام بدهد اگر دیدید نمیتواند کنار برود معلوم است اخلاص ندارد برای خودش دارد کار میکند.@ مقدسترین کارها اینطوری است امام جماعت است به او بگو از این بعد شما کنار بروید پسرتان بیاید نماز بخواند خیلیها میگویند نه، شما تشریف ببرید یک امام جماعت بهتر، یک امام جماعت سراغ داریم میخواهد بیاید با جوانها کار بکند تواناتر از شماست شما دیگر مسجد نیا، مداح است دارد میخواند به او میگویند شما نخوان فلان مداح هست اگر از بلندگو گذشت استاد است اگر گذشت که یک کس دیگر جایش بیاید خیلی خوب هست.@ یک کسی میگوید من میخواهم کار اسلام جلو برود این مداح الان بیاید بخواند بهتر از من میخواند من چندتا مداح خیلی خوب سراغ دارم همیشه دیگران را، خودشان هم نخواندند نخواندند دیگران را مقدم میدارند با اینکه خودشان سابقهدارتر از همه هستند.@ این جوان است الان بخواند اوج میگیرد راه میافتد چندتا مداح تربیت میشوند بگذار اینها کار کنند اخلاص دارد این اصلاً برایش مهم نیست چه کسی کار بکند مهم این است کار برایش جلو برود ولی کسی میگوید من شرط کارم، این اخلاص ندارد قطعاً یک آدم ریاکار است که کارش آخر به بدبختی و نکبت و رسوایی میکشد.@ میخواهد مداح باشد میخواهد سخنران باشد میگویند شما مرجع، میگوید نه من مرجع نمیشوم بهتر از ما هستند من برای چه مرجع بشوم، شما فرمانده، میگوید نه از من لایقتر هست در روایت داریم اگر کسی جایی را اشغال بکند بداند از آن لایقتر هست یا به او بگویند شما نمیخواهد اینجا بایستی شما کنار برو یک کس دیگر بیاید، نکند، خائن به خدا رسول و مردم هست.@ پس این حمله سمت راست را دقت کنید من میخواهم چه چیزی را بگویم حالا الان میخواهم یک اوج بگیریم در باند آمدیم داریم سرعت میگیریم میخواهیم انشاء الله یک اوج بگیریم فرض بکنیم یک نفر بتواند به حملههای جلو و عقب و چپ غلبه بکند.@ آمد رفت سمت کارهای مقدس، اگر سمت کارهای مقدس رفت چه چیزی به درد این میخورد که این را اوج میدهد؟ انگار سی سال در حوزه درس خواندید میخواهید مطالعه بکنید من میخواهم کار سی سال را یکجا به شما بگویم، نماز، عزاداری، حج، روزه، خمس، زکات، کارهای خیر، جهاد، زندان رفتن، شکنجه دیدن، شعر گفتن، شاعری، مداحی، سازمان داشتن، مؤسسه داشتن.@ در این روایت خدا میگوید ببین میوهاش چیست، فشارش بده. یکی از اولیاء خدا رفته بود سر یک سفره نشسته بود جلویش برنج گذاشته بودند گفتند بفرمایید، گفت چه بخورم؟ گفتند غذا بفرمایید، دست برده بود این برنج را فشار داده بود از آن خون آمده بود این چیه من چه بخورم این مال حرام است.@ الان ظاهراً برنج درجه یک ایرانی است خوشبو خوشعطر، نگاهش میکند میفهمد بو میکشد حساس است شامه دارند کشف لمسی دارند کشف شمی دارند میتوانند قشنگ استشمام کنند میبیند این خون است این چیه میخواهید بدهید من بخورم.@ وقتی فشارش میدهی باید ببینی از آن چه در میاید اگر فشارش دادی سهتا چیز باید از آن در بیاید اگر درآمد درست بوده اگر در نیامده ما درست است گناه انجام نمیدهیم جهنم اخلاق را طی کردیم جهنم اعمال را طی کردیم از همه اینها در آمدیم من یک چیزی دارم میگویم یک کسی از جهنم اعمال در بیاید بعد گرفتار جهنم اخلاق بشود از اخلاق نجات پیدا بکند.@ یعنی دیگر هیچ چیزی که بتواند تکانش بدهد نداشته باشد نه تکبری در آن باشد نه حسادتی در آن باشد نه خودبینی در آن باشد نه بداخلاقی، نه سوءظن، نه تحقیر دیگران، متلک زدن به دیگران، زخم زبان به دیگران، بول گرفتن از همسر و خانواده همسر، بول گرفتن از اطرافیان از دیگران، به رخشان زدن، دیگران را کوچک کردن.@ همه اینها را که طی بکند تازه بشود یک آدم مقدسی که فقط با مقدسات سروکار دارد ته قضیه باشد نماز شب میخواند روزه میگیرد جهاد میکند خدمت به امام زمان میکند شاعر است مداح است عالم است مرجع تقلید است.@ ته قضیه خدا اینطوری میگیرد یک فشار میدهد میگوید اگر سهتا چیز از آن بیرون آمد خیلی خوب است اگر نیامد ممکن است چیزی غیر از این سهتا هم بیرون بیاید ولی شخص چیز بدی نباشد بهشتی است بگوید خدایا من نه با تو کار داشتم گناه هم نکردم ولی من واقعاً عاشق بهشت بودم.@ به قول آن رفیق امام به امام خمینی(س) گفته بود ببین من حوری میخواهم فردا سر ما کلاه نگذاری بگویی استعاره بوده و از این خبرها نیست آنجا بهشتش یک چیز دیگر است یک کسی اینطوری دارد فکر میکند میگوید من حوری میخواهم باغ میخواهم بهشت میخواهم شراب میخواهم باز هم همتش خوب است که میخواهد این هم خیلی عرضه میخواهد.@ یک کسی شیفته بهشت باشد ولی در این حد، و این باعث بشود نه حمله جلو داشته باشد نه حمله عقب نه حمله چپ، بتواند جهنم اعمال را رد بکند جهنم اخلاق را رد بکند به عشق بهشت(شَوِّقُوا أنفُسَکُم إلی الجَنَّۀ) خودتان را به بهشت مشتاق کنید.@ بهشت حالا میرسیم انشاء الله بحثهایش را آینده داریم خیلی عالی است اگر آدم شیفته بهشت باشد آدمی که شیفته بهشت هست خوش اخلاق است ناز است تجاوز ندارد تعدی ندارد خوار ندارد تلخی ندارد کناره ندارد گوشه ندارد هیچی ندارد بهشتی است برای بهشت هم کار کرده اصلاً خیلی شیرین میشود مثل عسل، وقتی نیستی فعلاً جهنم داری.@ گفت یا رسول الله فلان خانم نماز میخواند شبها تا صبح، روزها هم هر روز روزه است ولی یکذره برای همسایهها بدزبان است فرمود(لا خَیرَ فیها هِیَ مِن أهلِ النّار) هیچ خیری در این آدم نیست این جهنمی است کسی که نیش دارد گوشه دارد اصلاً به درد نمیخورد.@ میتواند کسی به همسرش نیش بزند میتواند متلک بگوید میتواند یک حرفی بزند دل را بترساند بلرزاند تحقیر کند کوچک کند بالأخره یک چیزی، کسی که تند است جهنمی است تیزی دارد جهنمی است اصلا وقتی از کنار دیگران رد میشوی یا دیگران از کنارت رد میشوند انسان هیچ تیزی نداشته باشد.@ خدا میگوید اگر محصول کارت، در زندگی که داری میکنی ببین به سهتا چیز رسیدی ذکر، یعنی با خدا خلوت داری عاشق ذکر هستی ذکر داری با حضور، بیحضور به درد نمیخورد 2 ـ محبت داری، محبت چقدر؟ برو سراغ آیه 24 سوره توبه اگر خدا این سهتا محبت، الله، چهارده معصوم و جهاد بیشترین شیفتگیهای دل تو، بیشترین لذتها، آرامشها، تفریحات دل تو هستند.@ تو آدم هستی خوش به حالت، این دوتا به محبت الله رسیدی 3 ـ رضای خدا، اگر از خدا شاکی هستی اصلاً این عبادتهایت مفت نمیارزد مثلاً بعد از 30 سال اینطوری میکند چرا برای من باید بلا اتفاق بیفتد.@ چرا برای من، من که در این پرچم بودم زیر این پرچم بودم در این چادر امام زمان بعد از 40 سال خدمت در این هیئت در این بسیج در این مؤسسه این مزد من است؟ من اصلاً در خدا شک کردم برای چی، من 30 سال دارم برای امام زمان کار میکنم فلان کس اینطوری با من رفتار کرد، برای آن انجام دادی یا برای خدا؟@ اگر برای خداست که زحماتت هدر نرفته اگر برای امام زمان است که هدر نرفته امام زمان نمرده زنده است خدا هم زنده است فلانی قدر ندانسته قدر پیغمبر هم ندانستند قدر خدا را هم ندانستند خدا در قرآن میگوید(وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ) هیچ کس قدر من خدا را نمیداند قدر پیغمبر هم کسی ندانست.@ فرمود(وَ ما اوذِیَ نَبِیٌ مِثلَ ما اوذیت) هیچ پیغمبر به اندازه من اذیت نشده اگر ملاک اذیت شدن و قدر ندانستن و دیده نشدن است که خدا هم دیده نشده اهل بیت هم دیده نشدند اگر امام زمان دیده میشد که الان آواره نبود امام زمان به این بزرگی در مسلمانها دیده نشده(طرید و شرید و وحید و فرید) دیده نشده.@ اگر امام زمان دیده میشد الان ظهور کرده بود ما نمیبینیم پس من از امام زمان مهمتر هستم؟ من از امام زمان بزرگترم؟ که قدرم را ندانستن بعد از 15 سال 10 سال 40 سال 2 سال 3 سال کار، خدمات، اینطرف، آنطرف زحمت کشیدم آخر هم یک تیپا زدند من را بیرون انداختند.@ اگر برای خدا و امام زمان بوده بیرون معنا ندارد اگر در خدا شک کردی اگر شاکی شدی اصلاً به درد نمیخورد اگر برای شخص رفتی حوالهات به همان شخص، برای هر کس رفتی حوالهات به همان شخص، خود خدا هم میگوید اگر برای من است پس دیگر کار هدر رفته نیست.@ شوهرداری برای من کردی اگر در زندگیات ناراضی باشی بدبخت هستی زنداری برای خدا کردی بچهداری برای خدا کردی اگر شاکی باشی بدبخت هستی به پدر و مادرت خدمت کردی به دیگران، به دوستان، به شاگردان اگر کسی قدر ندانست احساس غبن میکنی خیلی بیچاره هستی.@ اصلاً کار باختن ندارد کار برای خدا باختن ندارد کار برای امام زمان باختن ندارد اگر حالت گرفته شد دلت شکست همان ارزش شکستن دارد همان بهتر است که برود به درد نمیخورد اینطوری یک شخصیت ساخته میشود که در همه شرائط میگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) این شخص مبدل دارد این شخص مسلح است دارم اسماء الله درس میدهم این شخص مسلح به اسم مبدل است.@ یعنی زنش هر کاری بکند شوهرش هر کاری بکند بچهاش هر کاری بکند پدر و مادرش، خانواده همسرش، باجناقها، هر کس هر کاری بکند این اصلاً ککش نمیگزد استوار است نه میاید سر زن منت بگذارد جیغ بزند چرا پدرت اینطوری کرد چرا مادرت اینطوری کرد چرا شوهرت اینطوری کرد چرا زنت اینطوری کرد.@ اصلاً به کسی کاری نداری گله کسی را به کسی نمیکند حال کسی را نمیگیرد کسی را تحقیر نمیکند نیش ندارد کنایه ندارد ولی کسی که گرفتار خودش است همه اینها را دارد خدا میگوید سهتا چیز را ببین محصول دینداریات چیست جبهه رفتی، جهاد کردی، شکنجه دیدی، جانباز شدی، آزاده شدی، رفتی طلبگی کردی.@ روحانیت را با خون دل درس خواندی خدمت کردی، تبلیغ رفتی، ببین در طول عمرت این سهتا بیشتر شده یا نه، اگر نشده باختی، آن چیزی را که باید به دست میاوردی به دست نیاوردی(نَعیمُهُم فِی الدُّنیا) یعنی سود اینها در دنیا چیست؟ ذکر، محبت، رضا.@ اگر روزبهروز میبینی ذکرت بیشتر است جانبهایت دارد بریده میشود کمتر میشوی متواضعتری، اینکه میگویند مؤمن یک آدمی است که(یَسیرُ المَؤُونَه) است یعنی مؤمن یکطوری هست که هر جا میرود او را نمیبینند اینقدر وجودش سبک است مثلاً یک مسافرت که میخواهد با بقیه برود لازم نیست مراعات این را بکنند ولی گناه نباید بکنند.@ باید مراعات بشود ولی اینطوری نیست که در ذوق همه بزند پیغمبر یکجایی نشسته بود همه داشتند لطیفه میگفتند پیغمبر لطیفه میگفت، آنقدر ندار بود اصلاً انگارنهانگار پیغمبر نیست در یکجا مینشست اصلاً کسی پیدا نمیکرد کدامتان رسول خدا هستید.@ اصلاً پیغمبر کلاس نداشت از این کلاسهایی که الان خیلیها میگذارند اصلاً نحوه لباس پوشیدنشان، نحوه راه رفتنشان، نحوه سر سفره نشستنشان، نحوه غذا خوردنشان، نحوه تخاطبشان، نحوه حرف زدنشان، هر کارشان کلاس گذاشتنهای الکی است هی پز و کلاس و ادا و اطفار و از این چیزهاست نه من باید عرفانی غذا بخورم من باید با بقیه فرق داشته باشم هر وقت میبینی با بقیه فرق دارد.@ استاد ما حفظه الله میفرمود شما وقتی با شاگردانتان هستید نماز شب هم نخوانید اگر شاگردانتان خواندند شما هم بخوانید نخواندند شما هم نخوانید فرق نگذارید فرق خوب نیست بگذار بقیه بفهمند میتوانند بیایند به تو بچسبند با تو حرف بزنند با تو شوخی بکنند.@ با پیغمبر کشتی میگرفتند شوخی میکردند مسابقه میگذاشتند یک کسی مثل بقیه، وقتی آدم هی جانب پیدا میکند خیلی خطرناک میشود. رفتم فلان جا کلاس درس دادم شلوغ کردند من دیگر سر این کلاس نمیروم قدر من را نمیدانند من حرف میزنم حرف میزنند بچه آمده اینطوری کرده اینها حرف زدند با من شوخی کردند به من متلک گفتند.@ پیغمبر را کتک میزدند آنقدر مبلغ نازنازی ما داریم آنقدر مداح نازنازی ما داریم کافی است ده دقیقه از وقتش کم بشود ناز میکند قهر میکند میرود سخنران دعوت میکنند ده دقیقه از وقتش گرفته میشود یا اصلاً میگویند وقتت نیم ساعت شده یا اصلاً میگویند ببخشید مراسم برداشته شده.@ یکی از دوستان خودمان در همین مؤسسه گفتند بیا شهرستان، بنده خدا با زحمت رفته شهرستان، خودش را آنجا رسانده ماشین گرفته رفته شهرستان برای سخنرانی، اصلاً کسی نیست سراغ گرفته گفتند ببخشید مراسم به هم خورده لغو شده یادمان رفت به شما خبر بدهیم اگر آدم به هم نریزد خیلی خوب است.@ یکی از شخصیتهای کشوری را یکجا دعوت کرده بودند به راحتی یک شخصیت درجه یک مملکت که وقت نمیدهد گفتند که دو سه هزار نفر جمعیت آنجا هستند منتظر شما تشریف بیاورید میخواهیم شام بدهیم اعلامیه بدهیم قبول کرده بود آمده بود دیده بود یک نفر هم نیامده آنها هم خجالتزده، خیلی راحت شام به ما بدهید.@ حالا که سخنرانی نیست شام میخواهید چه به ما بدهید؟ سفره انداختند شامشان را خوردند بگو و بخند و صحبت و گپ، دست شما درد نکند خداحافظ شما، آفرین، کسی که به آن برمیخورد جانب دارد تیغ دارد تیغها بعداً میشود مار و عقرب وجود خودش، بیچارهاش میکند تمامش از روحش در میاید نیشش میزند، اولین کسی که به آن برمیخورد کیست؟@ کسی که به آن برمیخورد زودرنج است اولین کسی که آسیب میبیند کیست؟ خودش است به من برخورد یعنی من ناراحت شدم پس نیش را خوردی اژدها تو را زد و بعداً هم میزند به تعدادی که به ما برمیخورد چرا پدرزن اینطوری گفت مادرشوهر اینطوری گفت باجناق اینطوری گفت جاری اینطوری گفت.@ به تعدادی که به تو برمیخورد فشار قبر داری ذخیره میشود. راجع به ذکر توضیح دادیم محبت هم یک توضیحکی دادیم بیشتر از این توضیح نمیدهیم راجع به محبت بماند یک وقت دیگر چون خودمان اهل این کار نیستیم زیادی الکی حرف نزنیم.@ سؤال کرده بودیم چرا وقتی ذکر میگوییم برای بعضیها لبیک هست برای بعضیها لبیک نیست؟ وقتی میگویی(یا رفیق من لا رفیق له یا انیس من لا انیس له یا سند من لا سند له یا زخر من لا زخر له یا کنز من لا کنز له) چرا برای بعضیها اتفاقی نمیافتد ولی برای بعضیها اتفاقات قشنگی میافتد.@ چرا بعضیها دلشان با خدا میتواند پر بشود بعضیها اصلاً با خدا نمیتوانند خودشان را شاد بکنند اصلاً با خدا دلشاد نمیشوند با وجود خدا آویزان دیگران هستند احتیاج به احترام دارند احتیاج به ادب دارند اگر ادبشان رعایت نشود به هم میریزند اگر احترامشان رعایت نشود به هم میریزند اگر دعوت نشوند اگر یک موقعی تلفن به آنها زده نشود اگر برنامهشان لغو شود بیچاره هستند بدبخت هستند.@ همهاش محتاجند دوست دارد همه تعریفش را بکنند احترام بگذارند یک کسی که محتاج است با خدا اشباع نیست وقتی حضرت زینب آن همه کتک خورده تعبیرش را من تحمل نمیکنم بگویم تعبیری که امام زمان در ناحیه مقدسه دارد خیلی عظیم است.@ خدا رحمت کند میرزا را میگفت علما وقتی به این قسمت میرسند دیگر ترجمه نمیکنند معنا نمیکنند در اوج جلالت دختر امیرالمؤمنین خواهر امام حسین دختر فاطمه زهرا دخترهای آنها، نوامیس امام در اوج جلالت چطوری با آنها برخورد کردند اینها از بس جانب نداشتند به خصوص زنها، داستان مردها یک داستان دیگری است که اینها شهید شدند رفتند الحمد لله دیگر عاشورا تمام شد مردها راحت شدند.@ این زنها خیلی بزرگتر از مردها بودند و واقعاً هم خیلی به آن پرداخته نشد باید آدم واقعاً یک مدتی را فقط به بزرگی زنان کاروان امام حسین شخصیتهای برجسته، یک زن جوان آنجا هست شوهرش شهید شده یک پسر یازده ساله دارد میرود به امام حسین میگوید ما آمدیم اجازه بده ما برویم.@ امام حسین میگوید پدرت که شهید شده برو پیش مادرت، میگوید مادرم فرستاده گفته از تو راضی نمیشوم تا به پسر پیغمبر خدا کمک کنی یازده سالش است تازه این بچه جلو رفته کشته شده سرش را بریدند جلوی مادر انداختند این مادر چکار میکند خودش به دشمن حمله میکند.@ یک زن اینطوری آنقدر امام حسین را باور دارد امام حسین جلویش را میگیرد برگرد من خودم حاضر هستم جانم را فدایت کنم شوهرم رفت بچهام رفت خودم هم هستم چند بار داریم در کربلا امام حسین جلوی زنان را گرفت زنان طاقت نمیاوردند چند بار شد خانمها عمود خیمه برداشتند به دشمن حمله کردند.@ حضرت جلویشان را گرفت خیلی این زنها بزرگ بودند شما فکر نکنید فقط حضرت زینب بود اوجشان حضرت زینب بود حضرت زینب بالأخره معصوم است دختر امیرالمؤمنین است دختر فاطمه زهراست این زنهای معمولی چقدر بزرگ بودند.@ اینها اصلاً تیغ و تیزی و جانب نداشتند اصلاً من نداشتند آن همه بدرفتاری با آنها کردند اینها نه شکایتی نه یک قری نه یک نِقی، نه یک کاری کردند خانم زینب کبری خجالت بکشد نه یک کاری کردند امام حسین خجالت بکشد رباب چقدر بزرگ، زینب چقدر بزرگ، زنهای شهدا، یک موقعی انشاء الله فرصت بشود من دانهدانه این خانمها را به شما معرفی کنم.@ زن هر کدام از آنها، خواهرانشان، زنانشان، چقدر بزرگ هستند متأسفانه در تاریخ به اینها پرداخته نشده خوب روی این شخصیتهای برجسته کار نشده حالا آدم میگوید امام حسین بوده حضرت زینب بوده اگر قرار است مردی هم یاد بگیرد باید از این خانمها مردی یاد بگیرید.@ از این خانمها نگوییم مردی، از این خانمها انسانیت یاد بگیرند آدم بودن عاشق بودن انسان بودن خیلی بزرگ بودند هیچ چیزی اینها را از رضایت خدا نیانداخت همه خودشان را بدهکار میدانستند اصلاً طلبکار نبودند.این وقتی میگوید(یا أنیس من لا أنیس له) یعنی بدون خدا من همه چیز دارم اصلاً چیزی به من برنمیخورد با خدا و امام زمان کافی است شعر را یکبار دیگر بخوانیم:@
این را باید آدم آنقدر بگوید از این دروغها که یواش یواش راست بشود باورش بشود هر وقت دارد یک چیزی در زندگی به شما برمیخورد از هر کسی مطلق فرقی نمیکند بدان کوچک شدی بدان یک نفر دستش به تو رسیده بتواند تو را بزند یک کسی که پیش خدا برود دیگر کسی دستش به او نمیرسد که بزند.@ لذا میگوید(و ما رأیت إلا جمیلا) ما باید آنقدر به خدا بچسبیم بالا برویم مثل کسی که فقیر هست برای نان شبش لنگ است این هر چه پولدارتر میشود آسیبپذیریاش هم کمتر میشود قبلاً نان و پنیرش را هم اگر از او میگرفتند یک شب را بدبخت میشد الان نه خودش صد نفر را شام میدهد اصلاً غصه شام چیزی به اسم شام برایش مطرح نیست.@ پول دارم بهترین غذا را سفارش میدهم در خانه تحویلم میدهند دغدغهای به نام غذا برایش وجود ندارد آسیب نمیبیند تحقیر نمیشود کسی نمیتواند به او بگوید اگر فلان کار را نکنی شام به تو نمیدهیم شام خبری نیست.@ پادگان وقتی میخواستند ما را تنبیه بکنند دوران آموزشی میگفتند شام خبری نیست خیلی کشنده بود از صبح تو را دوانده بودند تا شب، میگفتند شام نیست سخت میگذرد تا صبح گرسنگی سخت است ولی یک کسی که داشته باشد بعضیها وقتی میگفتند شام نیست من میدانستم اصلاً ککشان نمیگزد.@ چون یواشکی رفته بودند از شهر مواد غذایی خریده بودند ساکشان پر از مواد غذایی بود تخت میخوابیدند شام ندادند ندادند بعضیها که خیلی زیرکتر بودند اینها فهمیده بودند که آنطرف سیمهای فضای سپاه پادگان ارتش است سوراخ هم داشت آنجا بوفه دارد همه میرفتند بهترین غذا را میخورند شام خبری نیست ناهار خبری نیست.@ یواشکی از آن سوراخ رد میشدند میرفتند آنجا مینشستند رستوران غذا سفارش میدادند میخوردند و میامدند این نمیترسد اما یک کسی که نه پول دارد نه در کیف غذاییاش جیره هست در کیفش هیچی نیست وقتی میگفتند شام نیست سختش بود ناهار نیست سختش بود.@ اما یک کسی که هی پیش خدا میرود هر چه بالاتر میرود نزدیکتر میشود زودرنجیهایش، حساسیتهایش، عصبانیتهایش، تکبرهایش، حسادتهایش، بدبینیهایش کمتر میشود آسیبناپذیرتر میشود هر چه دورتر میشود آسیبپذیرتر میشوی تحقیر میشوی، له میشوی، داغون میشوی.@ آخ من اینطوری شدم جوانیم هدر رفت استعدادم هدر رفت آبرویم هدر رفت کارم هدر رفت، یک کسی میگوید هدر رفت یعنی به بالا نچسبیده. حالا چه کسی میتواند بگوید(یا أنیس من لا أنیس له) چند نفر نامه نوشتند به من جواب دادند غالباً هم جوابشان درست بود.@ یک کسی که واقعاً از هر مونسی غیر از خدا کَنده باشد این وقتی میگوید(یا أنیس من لا أنیس له یا سند من لا سند له یا رفیق من لا رفیق له) واقعاً خدا بالاترین رفیقش است یعنی یک رفیقی دارد که اصلاً هیچ کس نمیتواند از آن بگیرد هیچ کس نمیتواند تحقیرش بکند لهاش بکند.@ چون با یک کسی رفته رفیق شده که همه چیز دست آن است بنابراین آدم یک شخصیت قدرتمند و برجسته است یک آدم بزرگ است باخت ندارد اصلاً در زندگیاش شکست ندارد باخت ندارد تحقیر ندارد هر کاریش بکنند این شکست نمیخورد هر بلایی سرش بیاورند چیزی به اسم تحقیر، باخت، ضایع شدن، در زندگی این نیست.@ اما یک کسی که اینطوری فکر میکند معلوم است خودفروشی کرده اگر به خدا فروختی به خانواده آسمانیات انسان به نشاط و قدرت میرسد اینها رمز قدرت و نشاط است رمز شادی و آرامش در زندگی است. پس چه کسی میتواند بگوید(یا رفیق من لا رفیق له)؟ کسی که قید همه رفیقها را به غیر از خدا بزند بگوید جمال خودت را عشق است.@ اگر به خدا گفتی جمال خودت را عشق است آرام میشوی اما ما چرا یکدفعه احساس بدبختی و نکبت و فقر و تنهایی و حقارت و پوچی میکنیم یکدفعه در عالم خدا نیست خدا گم شده چهارده معصوم خبری از آنها نیست آنها را نمیبینم.@ باید جان بکنم بروم پای درس یک استاد، کلاس، بروم در حرم تا این گردها کنار برود بعد بگویند حواست باشد فلانی خدا هست نترس امام زمان هست این حضرات هستند تازه طرف دارد آرام میشود یادم رفته بود خدا هست یادم رفته بود امام زمان هست. بروی سراغ رضا از رضا هم یک چیزی بگوییم برای امشب کافی است.@ وجود مقدس امام صادق(ع) از نبی اکرم(ص) فرمایشی را نقل کردند(إنَّ عَظیمَ البَلاءِ یُکافَئُ بِهِ عَظیمُ الجَزاء فَإذا أحَبَّ اللهُ عَبدَاً إبتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاء فَمَن رَضِیَ فَلَهُ عِندَ اللهِ رِضا وَ مَن سَخِطَ البَلاء فَلَهُ عِندَ الله السَخَطُ) آدم میخواهد جانش در بیاید این احادیث را میشنود.@ یعنی میخواهد هزارتا جان داشته باشد همهاش را فدای امام صادق بکند فدای پیغمبر بکند اینها چطوری با ما حرف زدند ما هیچ جای دنیا این ادبیات را پیدا نمیکنیم این دلیل عصمتشان هست اینطوری حرف زدن. (إنَّ) یعنی چی؟ همهتان میدانید میخواهد بگوید خیلی مسأله جدی است در ترجمه نیاید عیبی ندارد آن را«به درستی که» ترجمه میکنند یعنی واقعاً اینطوری است.@ این حقیقت است دارم به شما میگویم که این قضیه خیلی جدی است میفرماید که بلای عظیم(یُکافَئُ) جزا داده میشود با جزای عظیم، هر چقدر پول دادی همانقدر آش میخوری بلا هر چقدر در زندگی آدم عظیمتر است پاداشش هم بیشتر است جزایش هم بیشتر است.@ میگوید بلای عظیم، حالا یک کسی که سر مرغ، سر چلوکباب، سر یک ساندیس، یک یک کیک، سر اینکه دعوتش کردند یا نکردند، میکروفن به او دادند یا ندادند، تحویلش گرفتند یا نگرفتند، جلوی پایش بلند شدند یا نشدند، زنش رفته یک چیزی گفته این به هم ریخته، شوهر رفته یک چیزی گفته این به هم میریزد.@ یکدفعه میاید خانه را جهنم میکند برای زن و بچه برای همه شمشیر میکشد تهدید میکند طلاقت میدهم، از تو جدا میشوم، طلاق میگیرم، چه مرد چه زن اینها مصیبت عظیم نیست بلای عظیم نیست فکر کنید آدم چقدر سبک مغز است چقدر وزنش کم است. قیامت آدمها را چکار میکنند؟@ ون میکنند(و المیزان حق) این بنده خدا وزن ندارد برای یک پرس غذا به هم میریزد برای لباس به هم میریزد الان میخواهد یک جایی برود لباسش اتو نشده بیا و درستش کن ببین اخلاق طرف چطوری میشود.@ الان میخواهد برود شرکت یک مراسم یک جلسه لباسش اتو نشده لباسش شسته نیست خانه میاید غذا حاضر نیست یا هر چیز دیگری، هر اتفاق دیگری، اینها اصلاً عظیم نیستند وقتی ما به هم میریزیم برای اینطور چیزها، برای چیزهایی که هیچی نیست ببین چقدر وزن ما سبک است.@ بعضیها برای چیزهایی به هم میریزند و خودشان را جهنمی میکنند که اصلاً به آنها ربطی ندارد به خودشان هم ربطی ندارد به خاطر دیگران میروند در روایت داریم به خاطر دنیای دیگران اینها جهنم میروند پرحسرتترین آدمها این هست که به خاطر دنیای دیگران جهنم میروند دینشان را به دنیای دیگران میفروشند.@ آدم یک موقع هست دینش را به دنیای خودش میفروشد میگوید دنیاداری کردیم این آدم زرنگی است هر چند احمق است ولی زرنگتر از آن هست که آخرتش را به دنیای دیگران میفروشد به خاطر دیگران راحت جهنم برو اصلاً از این حرفها نیست حضرت چقدر تحویل گرفته اینطوری دارد حرف میزند دارد با آدمها حرف میزند.@ با سنگین وزنها حرف میزند با آدم حسابیها دارد حرف میزند با آدمهای ارزشمند باقیمت دارد اینطوری حرف میزند بلای عظیم پاداش داده میشود جزا داده میشود با پاداش عظیم(فَإذا أحَبَّ اللهُ عَبدَاً) وقتی خدا یک نفر را دوست داشته باشد قیمتهای بالاتر به او میدهد.@ دیدید یک نفر ماشین فروش است خانه فروش است به خیلیها میدهد بعد میگوید یک خانه مخصوص برایت نگه داشتم به قول خودشان میگویند اُکازیون، اکازیون یعنی فرصت، یعنی این خیلی ناز است یک ماشین برایت دارم اکازیون، یعنی در خال زدی اگر نبردی باختی. یک استاد وقتی میخواهد یک نفر از شاگردانش را تحویل بگیرد چکار میکند؟@ عمومی دارد به همه عمومی تمرین میدهد بعد به یک کسی میگوید تو برو درس خصوصی بده، درس خصوصی یعنی چی؟ معنایش این هست که این لیاقت دارد قویتر است اما معنای دیگری هم دارد، درس خصوصی یعنی چی؟ یعنی تمرین سختتر و بیشتر، خدا میگوید وقتی یک کسی را دوست داشته باشد، دوست داشته باشد یعنی چی؟@ یعنی او را میخواهد من دوستت دارم، وقتی میگوید دوستش دارد میخواهد شبیه چه کسی باشد؟ شبیه خودش باشد میخواهد بزرگش بکند میخواهد بزرگ بشود نمیخواهد این بنده کوچک بماند میگوید این حیف است.@ بعضیها را اصلاً خدا در روایت داریم اصلاً به آنها نگاه نمیکند(لا یُعبَئُ بِه) اصلاً خدا به اینها توجه ندارد کاری با اینها ندارد جهنم میخواهند بروند بروند هر جای جهنم رفتند بهشت هم میخواهند بروند اینها را به بهشت ببرید اصلاً کاری با آنها ندارد حتی بهشت هم که میروند همینطوری است اما بعضیها را خدا با آنها کار دارد اینها ویژه هستند.@ اگر خدا یک کسی را کارش داشت دوستش داشت میخواهد پیش خودش ببرد(أحب) یعنی چی؟ به علی(ع) گفت دوستت دارم حضرت فرمود(أستَعِدَّ لِلبَلاء) دوستم داری پس برای سختی آماده شو، این معنایش چیست؟@ مگر نمیگوید دوستت دارم، دوستت دارم یعنی من میخواهم با تو باشم وقتی میخواهی با من باشی باید شخصیتاً نزدیک بشوی با این شخص بزرگ، وقتی میخواهی نزدیک بشوی نمیتوانی با ضعف نزدیک بشوی باید فشار خیلی بیشتری را تحمل بکنی لذا هر شاگردی تحمل هر استادی را ندارد همین دوردور بیاید بنشیند بشنود.@ یک دستورالعملهای کلی بگیرد خوب است ولی اگر به او نزدیک بشوی تحملش برایت راحت نیست درس خصوصی، اصلاً تو تحمل درس خصوصی نداری تو اصلاً نمیتوانی درس خصوصی بگیری. بارها شده بعضی از عزیزان سابقهدار هم هستند کار میکنند زحمت میکشند به من میگویند شما چرا درس خصوصی نمیگذارید؟ چرا گوش ما را جداگانه نمیگیرید؟@ میگویم عزیزم من همین که سر کلاس عمومی گوشتان را میگیرم تذکر میدهم در همینها هنوز بعد از چند سال 2 سال 3 سال 5 سال 10 سال داری لنگ میزنی تو هنوز زودرنجی، تو هنوز عصبانی هستی تو حلیم نیستی تو عصبانی هستی تو سر شکم دعوایت میشود.@ من به تو در درس خصوصی چه به شما بگویم بارها هم برای اینکه دلشان نشکند چیزهای خصوصی هم به آنها گفتم دستورالعمل خصوصی به آنها دادم اصلاً نتوانستند انجام بدهند ذکر خصوصی به آنها دادم اصلاً نتوانستند انجام بدهند ذکرهای ویژه خاص، اصلاً نتوانستند.@ خیلی تعبیر عجیب است اصلاً قند در دل آدم آب میشود کسی قند در دلش آب نمیشود یعنی این حرفها را نمیفهمد یعنی چی، خدا میخواسته بعضیها را قلقلک بدهد امام صادق و پیغمبر میخواستند قلقلک بدهند چرا ما قلقلکمان نمیاید با قلقلکهای پیغمبر؟@ این همه امیرالمؤمنین ما را قلقلک داده هر چهارده معصوم ما را قلقلک دادند تشویق کردند خدا چقدر تشویق کرده قلقلک داده تحریث کرده ما اصلاً سر ذوق نمیاییم خدا میگوید آخرت، ابدیت، جاودانگی، بهشت، جنات تجری(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ).@ پیش خودم، زیارت عاشورا میخوانیم(أن یجعلنی معکم فی الدنیا) ولی قند در دلمان آب نمیشود میگوییم، ولی خالیبندی است دروغ میگوییم(أن یبلغنی المقام المحمود) مقام محمود را میگوییم اصلاً رغبت نداریم(أن یرزقنی طلب ثارک) داریم، انتقام، اما اصلاً وقتی برای انتقام گرفتن نداریم اصلاً در انتقام وارد نشدیم ما جزء منتقمین نیستیم.@ اصلاً اسممان ثبت نیست در منتقمین، در منتقمین اسم ما را ننوشتند اصلاً قند در دلم آب نمیشود میگوییم یاری امام زمان، چادر امام زمان، تحریک نمیشویم. حالا نگاه کنید خدا میخواهد قلقلک بدهد(فَإذا أحَبَّ اللهُ عَبدَاً) اگر خدا یک عبدی را دوست داشته باشد البته باید عبد باشد ما عبد نیستیم.@ اگر خدا بخواهد یک عبدی را دوست داشته باشد چه میشود؟ (إبتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاء) به بلای عظیم مبتلایش میکند بلاهای سخت، در مریضیها، در بدهکاریها، در آدمهایی که سر راهش میگذارد آدمهای خیلی ناهنجاری سر راه آدم سبز میشود آدمهای سخت را سر راه اینها میگذارد سر راه امام حسین چه کسانی را گذاشت؟@ شمر و حرمله و خولی و یزید و عمرسعد و هر چه خشنهای عالم هستند همه اینها را میگذارد سر راه بهترین رفیقهایش. بعد طرف میگوید من نمیدانم چرا اینقدر حالم گرفته است سه روز است هی شیطان سراغم میاید وسوسهام میکند حمله داری نوش جانت به تو حمله کردند جواب بده قشنگ است.@ خدا برایت فرستاده دارد با شیطان بزرگت میکند حمله میاید ما از حمله بدمان میاید وقتی شیطان سراغمان میاید ناراحت میشویم فرستادند تمرین میدهند بزرگان فرمودند هر کس به هر جا میرسد به برکت شیطان است اگر وسوسه هست ببین چکار میکنی دارد امتحانت میکند میخواهد بزرگت بکند میخواهد تو را بالا بیاورد تا فکر بد در سرت آمد ببین فکر قشنگ میتوانی بکنی.@ یکی از خواهران در کلاس، خیلی من لذت بردم گفت وقتی من همسرم عصبانی میشود حرفهای تند میزند من میگویم این دارد به من میگوید عزیزم، دوستت دارم، دلم برایت تنگ شده، به من گفت من اینطوری میشنوم اصلاً هیچ وقت از شوهرم تا الان فحش نشنیدم با اینکه بدترین فحشها را هم میدهد این دارایی است.@ حالا یک کسی میگوید من زخم زبان تحمل ندارم نیش تحمل ندارم بالأخره اینطوری میشود. (إبتَلاهُ بِعَظیمِ البَلاء) به بلای عظیم مبتلایش میکند حالا داستان را دقت کنید ترجمهاش بکنم(فَمَن رَضِیَ فَلَهُ عِندَ اللهِ رِضا) میگوید فرصت اکازیون است بلا آمد حواست باشد یکدفعه ناراضی نشوی برنگردی نگویی نمیخواهم.@ هدیه آمد سفت به آن بچسب هر چه آمد هر کس راضی بشود پیش خدا هم به رضا رسیده(فَلَهُ عِندَ اللهِ) پیش خدا این هم به رضا میرسد یعنی(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) این چقدر قشنگ است یعنی یک زمانی این دلش را باز کند چشمش را باز کند ببیند خدا از آن راضی است این هم از خدا راضی است.@ امروز به یکی از عزیزان عرض میکردم گفتم ما این همه سال داریم میدویم به حساب خودمان برای امام زمان الان رسیدم به یک جایی که بعد از این همه سال از خودم خیلی بدم میاید و از خودم عصبانی هستم یعنی وقتی فکر میکنم که امام زمان از من راضی هست یا نه، خدا از من راضی هست یا نه.@ جز تنفر از خودم، خدا شاهد است خدا تو میدانی مبالغه نمیکنم، جز عصبانیت از دست خودم هیچی نصیبم نیست یعنی من اگر الان بروم آنطرف قبر در برزخ اصلاً اگر بخواهم محاکمهام کنند میگویم فقط خجالتزدهام نکنید جهنم ببرید ولی راجع به آن هیچی حرف نزنید اگر جهنم ببرید حقم است.@ من که الان اینطوری هستم خدا شاهد است یعنی اصلاً بگویند میخواهیم محاکمه کنیم فقط میگویم خواهش میکنم محاکمهام نکنید من خودم میدانم چه کسی هستم من را جهنم بفرستید بیشتر از این نیایستم اصلاً چشم ندارم بایستم در روی شما خجالت بکشم این وضعیت من است.@ چه حرفهایی میزند آدم حسرت میگیردش این حرفها را میشنود اگر آدم راضی بشود(فَلَهُ عِندَ اللهِ رضا) این پیش خدا به رضا رسیده(فَلَهُ عِندَ اللهِ رضا)یعنی چی؟ یعنی خدا هم از او راضی باشد(وَ مَن سَخِطَ البَلاء فَلَهُ عِندَ الله السَخَطُ) اما هر کس از بلا ناراحت بشود به خشم بیاید خودش هم مورد خشم خدا قرار میگیرد.@ ببین کجاها ما برای اینکه یک عرضه بچهداری و زنداری و شوهرداری نداشتیم از دست زن و بچهمان عصبانی شدیم جیغ زدیم داد زدیم دست بلند کردیم آدم نعمت را عصبانی بشود از آن برمیگرداند حالا بلا را میخواهد چکار بکند.@ اذیت بچه به این شیرینی است میگوید بچه را به تو دادم به این نازی، شیطانیهایش هم خوب است کفاره گناهانت است درجات آخرتی است یک مریض میشود یک تب میکند میبینی آدم عصبانی و بدقلق میشود خیلی بد است آدم اینطوری کوچک بماند این مهم است که اگر بدت آمد از چیزی که در زندگیات اتفاق افتاده خدا هم بدش میاید.@ ساختار یک شخصیت قدرتمند، بهشتی، قوی هست چطوری این را میچینند چطوری آدم را میخواهند شبیه خدا بکنند. خدایا به حق محمد و آل محمد قسمت میدهیم خدایا به خودت به همه قشنگیهایت به همه مهربانیهایت به رأفتت به رحمتت به رحمانیتت به رحیمیتت به رئوفیتت خدایا قسمت میدهیم از ذکر و محبت رضای خودت به ما هم نصیب بفرما خدایا ما را روزبهروز از رضا، ذکر، محبت بیشتر نصیب بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@