جلسه 041 - حدیث معراج
شماره جلسه
41
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
12
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 041 - حدیث معراج

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره مدیریت طبیعت و جسم بود گفتیم که چون یک رابطه صعود و نزول دائم بین عوالم گوناگون وجود دارد از عالم رب تا ماده و از ماده تا رب باید تمام مراحل نزول و صعود درست، سالم و طبق سنت الهی قوانینی که تناسب با نزول و صعود دارد انجام بشود مثالهای متعددی هم جلسه گذشته زدیم که دیگر نیازی به بسط بیشتر نباشد.@ در حرکت از ماده تا اله اگر روابط بین ماده، خیال، وهم، عقل و فوق عقل و عوالمی که وجود دارد تنظیم نباشد در واقع صعودی اتفاق نمیافتد شخص توهم صعود ممکن است بکند توهم رشد ممکن است بکند اما کارهایش ضایع است تباه است و هدر رفته است.@ بنابراین در آموزههای دینی ما به ما یاد دادند که ما اول باید مسأله ماده را حل بکنیم طبیعت، بدن، و غذا را تا کسی نتواند مدیریت طبیعی بکند روی بدن خودش مدیریت داشته باشد روی غذای خودش مدیریت داشته باشد به خیال پاک نمیرسد.@ حالا بحث خیال را که در همین درسهای خانواده آسمانی داریم میگوییم چقدر اهمیت دارد اینجا هم انشاء الله یک اشارهای به آن خواهیم کرد و وقتی خیال پاک و سالم نداشته باشد به نیت پاک نیت سالم نمیرسد بدفکری، بدروحی، کینه، حسادت، سوءبرداشت، رقابت، درندهخوئی، افکار پلید، خوابهای پریشان، افکار منفی همه شروع میشود با این وضعیت روحی هیچ کس نمیتواند از عالم خیال خودش پرواز بکند به عالمهای بالا راه پیدا بکند.@ لذا میبینی شخص درست است که اهل نماز است اهل صورتهای مقدس هست مسجد میرود منبر میرود هیئت میرود دعا میخواند ولی اساساً چون مدیریتی روی نظام بدن و غذا و روابط طبیعی چشم، گوش، چیزهای دیگر ندارد و با آلودگی ورودیهای جسمیاش همراه هست.@ یقیناً در عالم فکر در عالم اندیشه نمیتواند افکار سالمی داشته باشد انواع انحرافات ایجاد میشود مهمترینشان خودفراموشی است که انسان اساساً خودش را فراموش میکند و با ناخودش زندگی میکند یعنی دائماً فضولی در کار این و آن میکند سرک میکشد.@ چه کسی با چه کسی رفت چه کسی با چه کسی حرف میزند زندگی آن چه شد زندگی این چه شد چه کسی چه گفت چه کسی چه نگفت از خودش هم که فکر خودش هست خود طبیعی است اصلاً خود حقیقی خودش را یادش نیست کاملاً دچار خودفراموشی است.@ یعنی اگر فکر خودش هم هست مثلاً لباسم چطوری باشد کفشم چطوری باشد خانهمان چطوری باشد مبلمان چطوری باشد تلفن همراهم چطوری باشد مستأجری چطوری برطرف بشود چطوری خانهمان بزرگتر بشود چطوری مدرک تحصیلی بگیرم چطوری رقابت بگذارم چطوری دکتر بشوم مهندس بشوم کجا مدیر بشوم کجا مطرح بشوم.@ این از خودش فقط همین را میشناسد یعنی در واقع چیزی که در طبیعت مصرف میشود و هیچی به برزخ اساساً نمیرسد تمام فکر و ذکرش درگیری هست با خودش درگیری دارد با بچهاش درگیر است با همسرش درگیری دارد با خانواده همسرش درگیری دارد.@ با خانواده خودش درگیری دارد با رئیسش درگیری دارد با مدیرش درگیری دارد با زیردستش درگیری دارد با همسایهها درگیری دارد با یک حزب و جناح سیاسی درگیری دارد تمام ذهنش خیال و توهم است این چون ورودیهای خودش را اساساً کنترل نکرده یعنی هیچ مدیریتی در نظام طبیعت نداشته افکار شخص هم نمیتواند یک افکار سالمی باشد.@ لذ یک کسی که فکر میکند باید از بالا شروع بکند اشتباه است اعتقاد، نگاه بله از بالا، اعتقاد ریشه است در واقع وقتی شما یک درخت را در نظر میگیرید ریشه عقائد است درست است ولی وقتی که بخواهید رشد پیدا بکنید غذا باید جذب بشود غذای سالم باید جذب بشود.@ هیچ خیال پاکی از غذای آلوده به وجود نمیاید خودکمبینی، رقابت، چشم وهمچشمی، کینه، دشمنی، تنفر، بیمهری، عصبانیت، همه اینها محصول غذاهای آلوده، ورودیهای آلوده، شنیدنیهای آلوده، خوردنیهای آلوده، دیدنیهای آلوده، بوهای آلوده، اینها مجموعاً جمع میشود و افکار انسان را خراب میکند و به هم میزند جسم مریض که مدیریت عقلانی روی آن نشده باشد.@ یک موقع هست یک کسی جسمش مریض است مثل جانبازان ما، جسم مریض است معلول است اما این چون قبلاً تسلط کامل روی نظام طبیعی خودش داشته اصلاً با تسلط کامل جبهه رفته برای همین وقتی پا از دست میرود دست از دست میرود معلول میشود.@ این چون با نظام الهیتش کاملاً این قضیه را کنترل کرده این معلولیت اصلاً برایش مشکل روحی روانی ایجاد نمیکند ولی وقتی یک کسی که هنوز نظام عقلانیاش و نظام فوق عقلانیاش کامل نشده قوی نشده مریضی در دراز مدت میتواند کاملاً روحیه یک نفر را خراب بکند.@ فقر هم همینطور هست در روایت داریم فقر که فحشا، فساد، کفر میاورد برای این هست که این شخص چون از آن نظام بالا تقویت شده نیست وقتی در نظام پایین دچار فقر میشود بدهکاری زیاد، گرسنگی زیاد، فشار اقتصادی زیاد دارد.@ این اندیشه سالم نمیتواند داشته باشد فکر سالم نمیتواند داشته باشد رشد نمیتواند بکند لذا مهمترین چیزی که یک کسی میخواهد انجام بدهد اول باید روی نظام طبیعی خودش دست بگذارد اگر بخواهد فکرهای خوب بکند اندیشههای قشنگ داشته باشد خیالهای خوب داشته باشد.@ از این خیالها به عملکردها و جهشهای خوب برسد به شوق و ذوقهای متعالی برسد به پروازهای خوب برسد عبادتش به دردش بخورد معنویتش به کارش بیاید این باید اول بتواند نظام طبیعی خودش را کنترل بکند و یک نظام طبیعی پاک و سالم را ایجاد بکند.@ تا غذایی که دارد جذب میشود چون این غذایی که جذب میشود فقط این نیست که یک غذایی هست ما از اینطرف بخوریم از آنطرف دفع بشود این غذا میاید به انواع سلولها، به خیال، به وهم، به عقل و فعالیتهای فوق عقلانی تبدیل میشود در واقع یک ماده است که سیر ماده تا فوق تجرد را طی میکند تمام میشود.@ اینطور نیست که یک سیبی که شما میخورید یک گلابی که شما میخورید این نانی که شما میخورید این یک قسمتیاش دفع میشود بعد از طی مراحلی ولی یک قسمتی هم انواع تبدیلها روی این یک تکه نان انجام میشود به عشق تبدیل میشود به عبادت تبدیل میشود به شوریدگی تبدیل میشود به احساسات تبدیل میشود.@ کما اینکه اگر انسان مدیریت نداشته باشد غذایش به خشونت، به حسادت، غذایی که میخورد تبدیل میشود به تنفر، به کینه، به انواع شهوتها، به هزار و یکجور بیماری، غذا دارد این قضیه تقویت میکند لذا ما تا مدیریت طبیعت و مدیریت بدن را به دست نگیریم و حواسمان به این مسأله نباشد تلاشهای دیگرمان هدر رفته است.@ کسی که عرضه ندارد ماده را کنترل بکند بدن را کنترل داشته باشد این برای بخشهای دیگر هم نمیتواند چون عالم خیال یک عالم خیلی قدرتمندی هست اگر کسی نتواند عالم ماده را به دست بگیرد چطوری میتواند در عالم خیال موفق باشد این چطوری میتواند افکار بد نداشته باشد چطوری میتواند حسود نباشد چطوری میتواند کینه نداشته باشد.@ چطوری میتواند خودکمبین نباشد چطوری میتواند از نظر عاطفی آنقدر قدرت داشته باشد که گدای عواطف دیگران نباشد این نمیتواند این یک آدمی هست ضعیف است این پایین شکست خورده در عالم بزرگتر و قدرتمندتر بیشتر شکست میخورد.@ اگر کسی در ناسوتش شکست خورد در طبیعتش شکست خورد قطعاً در برزخش و ملکوتش بیشتر شکست میخورد چون خیلی خیلی قدرتمندتر بزرگتر از اینجاست این را شما نتوانید به چنگ بگیرید آنجا را به چنگ نمیگیری اما از آن جهت که در قوس نزول ملکوت ساخته طبیعت است.@ در قوس صعود طبیعت ساخته ملکوت هست طبیعت جلوه ملکوت هست تجلی ملکوت هست این در قوس نزول هست اما در قوس نزول که میخواهی برگردی این برزخ هست که ساخته طبیعت هست یعنی این طبیعت آن برزخ را میدهد.@ مثل مثالی که زدیم شما در سیر صعودی خودتان وقتی استاد یک مطلبی را میگوید گوش شما درد بگیرد صدا خوب به شما نرسد صدا خشخش داشته باشد یا استاد مادهاش با ماده شما سازگاری نداشته باشد شما مثلاً تُرکزبان هستید استاد عربی حرف بزند هر گونه نامناسبی و عدم تناسب میتواند باعث بشود که دیگر به تفکر نرسید.@ یعنی شما اصلاً نمیفهمید دارد چه میگوید که بتوانید تفکرش بکنید از آن برداشت بکنید پس در صعود برزخ، ملکوت را چه چیزی میسازد؟ طبیعت میسازد لذا اگر یک کسی نتواند طبیعت را به کنترل در بیاورد طبیعتش در مشتش باشد این شخص قطعاً در نظام ملکوتیاش خیلی فاجعهها اتفاق میافتد.@ الان هم خودش متوجه نمیشود بعد از وفات که وارد برزخ میشود تازه میفهمد که چه چیزهایی از دستش رفته چه خرابکاریهایی کرده هر چند در نظام باطنی خودش، در نظام افکار خودش هم قشنگ میفهمد که یک آدم ناآرامی هست میفهمد یک آدم عصبی هست.@ میداند یک آدم بیانگیزهای هست میفهمد یک آدم ناشادی هست اینجا در دنیا آدم میفهمد چون قرآن ملاک ریاضی گذاشته میگوید اگر ورودیهای شما خوب باشد حتماً به دو چیز منجر میشود به شادی و آرامش، و اگر شما الان شاد نیستی آرام نیستی اضطراب داری.@ هر کسی، هر چیزی، هر حادثهای در خانه، در محیط کار، در بیرون میتواند تو را به هم بریزد و داغونت بکند عصبیات بکند فحش بدهی، بزنی، بشکنی، طلاق بدهی، طلاق بگیری، قهر بکنی وقتی میتواند تو را اینطوری به هم بریزد یعنی ورودیهای خوبی نداشتی یعنی تو اصلاً نمیتوانی و نتوانستی طبیعت را به کنترل در بیاوری.@ اگر کسی طبیعت را به کنترل در بیاورد همه کار میتواند با آن بکند یعنی در عالم بالا پروازش پرواز خوبی خواهد بود پس شکستهایی که ما در عالم فکر میخوریم یا شکستهایی که در عالم ارتباطات میخوریم در اندیشه میخوریم شکستهایی که در عبادت میخوریم بینتیجه است.@ 40 سال نماز میخوانیم یک رکعتش هم فایدهای ندارد به قول امام صادق، در نظام معنوی، در عبادتها، در زیارتها، در حج، در روزه، در قرائت قرآن، اصلاً قرآن برای ما شراب نمیشود مست نمیکنیم برای این هست که ما در نظام طبیعی شکست خوردیم نتوانستیم خوب نظام طبیعت را کنترل بکنیم.@ نظام ناسوتمان ناسوت آلودهای هست ناسوتمان ناسوت خرابی بوده لقمه درست نبوده یا اگر حلال بوده طیب نبوده یا اگر حلال بوده طیب هم بوده در کمیت اشتباه کردیم کمیتی که باید جذب میشده جذب نشده یا نباید جذب میشده جذب شده دیدنیهایت کنترل شده نبوده چیزهایی دیدی که نباید میدیدی چیزهایی شنیدی که نباید میشنیدی.@ بوهایی به تو خورده که بوهای آلوده و مسمومی بوده که توانسته در خیالت افکار مخرب ایجاد بکند شما الان یک عطر بزنید اگر عطرتان را خوب انتخاب نکنید یا فلانی برای من هدیه آورده هدیه آورده که دلیل نیست که شما بخورید بزنید.@ مثلاً یک کسی میگوید ما باغ داشتیم از باغمان برای شما دو کیلو بادمجان آوردم طرف میگوید من اصلاً به بادمجان حساسیت دارم اگر بخورم حالم خراب میشود چون فلانی آورده ما استفاده بکنیم که نمیشود حلال و پاک و طیب است ولی دلیل نمیشود چون با تو سازگاری ندارد شما یک عطر میزنی کاملاً به تو نشاط میدهد کاملاً آرامت میکند.@ یک عطر میزنی کاملاً عصبیات میکند پرخاشگرت میکند باید عطرت را شناسایی بکنی ورودیها خیلی مهم است رنگها خیلی مهم است باید در خانه دقت بکنید آیا رنگی هست حوصلهات را سر ببرد عصبیات بکند عوضش کن لباسها را باید خیلی دقت بکنید.@ فلان کس برایت اینقدر پارچه خریده خیلی هم آدم عزیزی هست من اگر الان این لباس را بپوشم میدانم به هم میریزم من میدانم این لباس برای من خوب نیست اصلاً حوصله یک همچین رنگی را من ندارم بخواهم این رنگ را جذب بکنم حالم خراب میشود به هم میریزد.@ دلیل نمیشود که حالا یک کسی به من داده من آن را بپوشم یک غذایی به من داده یک پیشنهادی داده من حتماً باید این کار را بکنم نه، تشکر میکنم ثوابش را به خودش میدهم هدیهاش میکنم به کسی که نیاز دارد و دوست دارد ولی باید دقت بکنیم هر عطری را نمیزنیم هر چیزی را نمیبینیم هر چیزی را نمیشنویم هر چیزی را نمیخوریم.@ باید خیلی دقت بکنید که کنترل شده باشد کار سختی هم هست ولی اگر انسان در این جنگ پیروز بشود در جنگهای بعدیاش دیگر خیلی موفق است در مراحل بعدی کاملاً موفق عمل میکند باید بیشتر برای همین تلاش بکنیم این فرمایشی که تقریباً معجزه هست یعنی شما تا مراحل علمی این قضیه را، پشت صحنه این قضیه را ندانید فقط به عنوان یک حدیث از حضرت میشنوید.@ ولی وقتی که مبانیاش را، مثل بحثهایی که در جلسه قبل کردم بدانید حالا من خیلی کلی برای شما گفتم خیلی مبسوط نگفتم خیلی این قضیه رمز و راز دارد وقتی که مبانیاش دست آدم میاید که چه مبنایی پشت این قضیه است میفهمد که کسی غیر از معصوم نمیتواند اینطوری حرف بزند.@ میفرماید عبادت ده جزء است یعنی عبادتی که برایش خلق شدیم نُه جزئش طلب روزی حلال است حالا شما نگاه کنید این اتفاق کجا میافتد ما معمولاً اگر بخواهیم روی عبادت سرمایهگذاری کنیم نُه جزء میگذاریم روی بخشهای معنویاش، شاید به حلالش هم خیلی اهمیت ندهیم.@ حالا فعلاً بحثمان روی کنترل ناسوت، کنترل طبیعت، کنترل بدن، مدیریت بدن، فعلاً راجع به بقیه اعضای بدن نیست آنچه که الان میخواهیم کار بکنیم راجع به یکی از مهمترین بخشهای بدن هست که همه آثار را دارد و آن شکم هست.@ بحث شکم هست بحث تغذیه است که باید برایش یک سرمایهگذاری واقعاً انسان جدی بکند مراقبتهای لازم داشته باشد به اینها توجه جدی داشته باشد که اگر توجه نداشته باشیم خیلی آسیب میبینیم خیالات باطل، افکار پریشان، خوابهای ناجور، خیالزدگی، توهمزدگی در زندگی، که میبینی انسان 40 سال در توهم دارد زندگی میکند.@ در خیال دارد زندگی میکند رفتارهای بد، رفتارهای خشن، از خودبیگانگی، فضولی در کار دیگران، ریز شدن در کار دیگران و غفلت از خود، مشغول شدن به چیزی غیر از خود، همه اینها را میتواند لقمه حرام یا نظام تغذیهای بد برای انسان بیاورد در غذا سه شرط مهم هست.@ در واقع دوتا کلی بگوییم یکی کمییت و یکی کیفیت، در مورد کمییت که حالا انشاء الله بحث میکنیم در مورد کیفیت هم دو بخش هست کیفیت مادی و کیفیت معنوی، اینطوری تقسیم میکنم که شما در ذهنتان باشد از نظر حجم و مقدار یعنی کمییت که حالا صحبت میکنیم در کیفیت که میرویم یکی اینکه باید حتماً حلال باشد و یکی هم باید طیب باشد این طیب خیلی مهم هست.@ طیب بودنش هم دو بخش هست طیب از نظر معنوی و طیب از نظر مادی، پس این تقسیمبندی انشاء الله فراموشتان نشود، کمییت که مقدار غذاست دومی کیفیت به دو بخش کلی تقسیم میشود حلال بودن، طیب بودن.@ طیب بودن خودش به دو قسم است طیبی مادی و طیبی معنوی که اینها را خدمتتان توضیح میدهم که بیشتر انشاء الله روشن بشود. سوره بقره آیه 60 (كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ) بخورید و بیاشامید از رزق خدا، پس نخوردن در کار نیست اگر دستورالعملی، مکتبی، راهی در آن نخوردن بود اشکال دارد انحراف است.@ مثل کاری که مرتازها میکنند و ریاضتهای غذایی که در بعضی از روشهای سیر و سلوکی میدهند که این اصلاً درست نیست ما اگر قرار باشد نخوریم نخوردنمان هم باید با اذن خدا و فرمولهایی که خدا میدهد و یک مربی که بالای سر آدم حتماً باشد و الا همینطوری بیخود شروع کنیم نخوریم.@ یکدفعه میبینید که مشکلات روحی و روانی وحشتناکی برای انسان ایجاد میکند خیلی وقتها نخوردن سر از فحشا و منکرات، سر از کفر در میاورد اگر انسان بیجا امساک بکند بیموقع امساک بکند مربی بالای سر انسان نباشد همینطوری خودش یکدفعه شروع بکند بیموقع یک همچین کاری بکند تا دیوانه شدن و جنون هم میتواند برای انسان بیاورد.@ نه بخورید بیاشامید هیچ مشکلی نیست اما(وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ) اما مواظب باشید این خوردن این آشامیدن شما را به فساد نکشاند منشأ فساد و تباهی نباشد. سوره مائده آیه 88 (وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ) از روزی پاک و حلالی که خداوند روزی شما کرده بخورید.@ اما(وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ) تقوای خدایی را که به آن ایمان دارید رعایت بکنید پس در استفاده از حلال رعایت بکنید در استفاده از طیب هم رعایت بکنید این خیلی مهم هست که انسان چه در برخورد با حلال چه در برخورد با طیب حواسش به تقوا باشد که تقوا را رعایت بکند اینها خیلی به ما کمک میکند به ما قدرت و نیرو میدهد که ما بتوانیم انشاء الله این مسیر را طی بکنیم.@ حالا حلال چیست؟ طیب چیست؟ حلال که میگویند یعنی حلال باشد حرام نباشد این مشخص هست خمسش داده شده باشد زکاتش داده شده باشد دزدی نباشد اجحافی به وجود نیامده باشد حق کسی، مال کسی نباشد مال خودت باشد دسترنج خودت باشد یک مال پاک.@ پس وقتی میخواهیم حلال باشد اگر حرام باشد شقاوت، قساوت، خشونت میاورد لقمه حرام اینطوری است آدم را وحشی، هار و بیعاطفه میکند یقین انسان را از انسان میگیرد وقتی لقمه حرام باشد شما زحمت کشیدی کلی مطالعات فکری، عقیدتی کردی همهاش کشک میشود همهاش خراب میشود وقتی لقمه حرام بیاید لذا اثر نمیگذارد.@ مثلاً چند سال کلاس میروی میبینی هیچ تغییری نکردی چقدر قرآن خواندی تغییر خاصی نمیکنی نماز میخوانی هیچی، ادعایت ممکن است خیلی زیاد باشد خداوند از تو امتحان میگیرد یک آزمایش سر راهت میگذارد بعد میبینی نه خیلی مفت همه چیز را باختی.@ مثلاً بعد از چند سال یک کسی از شما میمیرد بعد از چند سال یکدفعه سرطان میگیری میبینی چقدر نسبت به خدا یکدفعه بدبین شدی چقدر دینت را از دست دادی یا یک کسی را از دست میدهی میخواستی با آن ازدواج بکنی موفق نمیشوی.@ یک درس بوده میخواستی قبول بشوی قبول نشدی دعا هم کردی قبول بشوی کلی هم راز و نیاز کردی بعد قبول نشدی یکدفعه میبینی لقمه خیلی خطرناک است اگر حرام باشد الان ما بحث آن را نداریم که لقمه حرام منشأ همه مفاسد هست.@ دیگر آنقدر است که لقمه حرام این کار را میکند که به قول امام حسین انسان بایستد سر امامش را جلوی خودش ببرد یعنی بنشیند خودش سرش را ببرد و نگاه کند و ککش هم نگزد پس خیلی خطرناک است انسان باید حواسش جمع باشد که دقت بکند احتیاط هم بکند.@ یعنی نگوید من امسال سال خمسیام نمیدانم 25 تومان به من تعلق گرفت یا 30 تومان، شما 30 تومان را بده احتیاط اینطوری است آدم احتیاط بکند درست و حسابی حساب بکند سال خمسیاش دقیق باشد حساب باشد سهم امامش، سهم ساداتش. اما طیب بودن چیست؟@ طیب بودن دو قسمت هست مادی و معنوی، قسمت مادی یعنی آشغالخور نباشید شما الان در نظام تغذیهای که الان ما مصیبتی داریم چارهای نداریم همهمان هم به آن آلوده شدیم باید آدم خودش را از این نظام بیرون بکشد خیلی سخت است چیزهای که مضر هست را استفاده نکنیم این مضر بودن هم خودش دو قسمت هست.@ یک سلسله چیزهایی هست مضر هست برای همه سیستمهای بدنی مضر است یعنی هر سیستمی استفاده بکند ضرر دارد مثلاً دکتر میگوید نوشابه نخورید نوشابه کلاً ضرر دارد آدم باید سعی کند یواش یواش مصرف نوشابه را از زندگی خودش حذف بکند.@ اگر میتواند این کار را انجام بدهد تلاشش را بکند تا آنجایی که امکان دارد از نوشابه استفاده نکند مگر یک موقعهایی مجبوری باشد آبی نباشد آدم مجبور است بخورد. چند روز پیش یک بنده خدایی به من گفت شما گفتید نوشابه نخورید الان شما خودت داری نوشابه میخوری؟@ گفتم والا من هیچ نوشیدنی پیدا نکردم و به خاطر سرطان و اشعهدرمانی که کردم حتماً باید با لقمهام یک چیزی بخورم اگر نخورم لقمه در گلویم گیر میکند مثل شما از این نعمت برخوردار نیستم که راحت بتوانم غذا بخورم لقمه را بخوریم یکدفعه دیدی گیر کرد خفهام کرد دیگر خلاصه هر چه باشد میخورم کنار دستم اگر آب نباشد میخورم تا این پایین برود بتوانم غذایم را بخورم.@ پس یک جایی هست آدم نیاز دارد مهمانی رفته اصلاً آب سر غذا نگذاشتند یا رفتید غذا بخورید نوشابه برایتان گذاشتند آب نمیاورند بعد هم میگویی به ما آب بده بعد میگویند باید اینقدر پول بدهی تا برایت آب بیاوریم نوشابه را مجبور هستی بخوری بنابراین فضولی در کار دیگران یک موقعی نکنیم.@ فردا اگر در عکس دیدید مقام معظم رهبری مثلاً یکجایی سفره انداختند نوشابه جلویش هست نگویید این که رهبر است دارد اینطوری میخورد پس ما دیگر بیخیال، میتوانیم برویم شرابش را هم بخوریم نه اصلاً با هیچ کس کاری نداریم به هیچ وجه نباید در کار کسی فضولی بکنیم هر کس باید حواسش به کار خودش باشد فضولی قساوت قلب میاورد و جهنمهای خیلی وحشتناکی برای انسان میاورد انسان کاری با کسی نداشته باشد غذا میخورد یا نمیخورد.@ یک کسی آمد خدمت سید الشهدا(ع) یکجایی دید حضرت نشسته دارد یک چیزی میخورد بعد رفت خدمت امام حسن دید امام حسن روزه بود گفت مگر پیغمبر نگفته که اینها امام هستند چطوری است یکی بخوربخور دارد یکی روزه است، امام حسین زود صدایش کرد گفت بیا بنشین حواست باشد یک موقع روحت را خراب نکنی.@ من وظیفهام هست بخورم آن هم وظیفهاش هست روزه بگیرد با کسی کاری نداشته باشیم اگر استاد شما، مربی شما، خود شما به این نتیجه رسیدید که مثلاً که سه روز فلان روز در مفاتیح وارد شده روزه بگیرید دیگر روزهات را بگیر دیگر فضولی نکن بقیه چرا روزه نیستند این مال بیظرفیتی است.@ اصلاً ما با کسی کاری نداریم روزه بگیر اینقدر به روحیهات گند نزن همین که تو فکر بکنی که چرا بقیه نمیتوانند روزه بگیرند یا نگرفتند اصلاً آن روزهات مالیده میشود هیچ خیری که برایت ندارد منشأ فسادهای زیادی میشود.@ مقایسه، فکر کردن، فضولی کردن، سؤال، اینها همه روحیه انسان را فاسد میکند اصلاً با کسی کاری نداشته باشیم پس بعضی چیزها هست برای همه ضرر دارد. من یک موقعی یکی از بزرگان و اولیاء بود یک سفری پیش آمد با آنها سفر رفتیم نمازی خواندیم با هم عبادتی کردیم بعد در جاده بود وسط جاده، از آن مسجد ما بیرون آمدیم گفتیم که غذا به ما چه میدهی؟@ گفت غذا، برد در یک مغازه ساندویچی، نشستیم برایمان سوسیس بندری سفارش داد یک آیۀ الله، با لباس و تشکیلاتی، خودش هم یک چند لقمهای خورد برای من که حل شده بود ککم هم نگزید ولی ایشان، گفت بیا به آن دوستان ما هم گفت بیایید یک کتاب باز کرد، گفت اینجا را بخوانید، بعد خواندم.@ گفت حالا فهمیدید چرا من شما را آوردم در این ساندویچی به شما سوسیس دادم؟ گفتم برای من که حل شده بود گفت به این دلیل لازم بود که من فقط شما را در همین مغازه باید میاوردم جای دیگر نمیتوانستم ببرم یک مغازه آنطرفتر هم نمیبردم در همین مغازه، حالا آن بحث خودش را دارد.@ بنابراین ما کاری با کسی نداریم به هیچ وجه در کار کسی فضولی نمیکنیم آن مقداری که وسعمان میرسد سعی کنیم آن چیزهایی که مضر هست را از آن پرهیز بکنیم بخش مضرها پس یکسری چیزها هست که برای همه مضر است مثلاً فلان نوع روغن، فلان نوع غذا، بعضی فستفودها، آنجایی که انسان میتواند توانایی دارد امکانش هست وسعش هست این کار را انجام بدهد.@ مؤمن است بنده خدا شب با خانوادهاش بیرون آمده(المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَِۀِ أهلِه) به هیچ وجه انسان نباید سیر و سلوکش را به همسرش تحمیل بکند احمقی است به فرزندش تحمیل بکند شما سیر و سلوک داری برای خودت، اگر به زنت هم بگویی تو هم باید رعایت بکنی من استادم گفته هر جا هستی باید نماز اول وقت بخوانی شما هم باید علاف من بشوید نماز اول وقت بخوانید، نه.@ اصلاً شاید خانمت الان نتواند مسجد برود اصلاً شاید حوصلهاش را نداشته باشد بچهات شاید اصلاً الان خوشش نیاید بیایستد تا جنابعالی نماز اول وقت بخوانی نه قشنگ خانه بروید چون آنها با تو هستند اگر تنها بودی واقعاً راست میگویی مقدسبازی در نمیاوری ریاکار نیستی سالوس نیستی برو بنشین خودت نمازت را اول وقت بخوان حقهباز.@ اما وقتی به خانوادهات میرسی مقدس میشوی نه ما باید نماز اول وقت بخوانیم خودش تنهاست اذان که میگویند گازش را میگیرد میرود چهار ساعت دیگر میروم نمازم را میخوانم اما وقتی با چهار نفر دیگر هست میبینی آدم سالوس، حقهباز، ریاکار، بزنیم بغل اول وقت نماز بخوانیم این چه نماز خواندنی است.@ ریاضت هیچ کس نباید به هیچ کس تحمیل بشود مراقبات هیچ کس به هیچ کس نباید تحمیل بشود(المُؤمِنُ یَأکُلُ بِشَهوَِۀِ أهلِه) امشب بیرون آمدید بچهات میگوید بابا تو رو خدا یک پیتزا برای ما بخر بروید پیتزا بخورید ساندویچ میخواهم میخواهم کالباس بخورم همبرگر میخواهم بخورم بروید همان را بخورید.@ پس اگر قرار است ما خیلی چیزها را رعایت بکنیم به هیچ کس ربطی ندارد و اگر قرار است رعایت هم نکنیم باز به کسی ربطی ندارد این چیزها را به کسی تحمیل نکنیم. من میخواهم نماز جمعه، الان فلانی خوشش نمیاید نماز جمعه برود اصلاً آمادگی نماز جمعه را ندارد نه باید شما بالأخره نماز جمعه برویم.@ اگر شما خیلی مقید هستی تشریف ببرید زن و بچه را به خانه برسان بگذار استراحتشان را بکنند نماز جمعه برو، نرسیدی، به جهنم که نرسیدی، بعد هم شما من را از نماز جمعه انداختید اعصاب من را خورد کردید دیگر من از اول وقت افتادم من نماز جماعت میخواستم مسجد بروم افتادم این آدم خبیثی است.@ یک آدم حقهباز، خبیث، بیاخلاق، نماز جماعت یک مستحب مؤکدی هست بگو واجب است بداخلاقی که حرمتش زیاد است تو برای یک همچین چیزی بداخلاقی کردی دیگر هیچی نمیارزد اگر برایش تقربی پیدا کردی هیچ تقربی ندارد. پس مواظب باشیم سالوسی، ریاکاری، حقهبازی، خودنمایی، عرفانبازی، این چیزها را کنار بگذاریم اینها چیزهای خوبی نیست.@ اگر کسی قرار است سیر و سلوکی بکند رشدی بکند در نظام درونی خودش و به قول امام صادق هم تقوا در کجاست؟ (فَإنَّ التَقوا فِی القَلب) تقوا در قلب است خیلی هم کسی نمیفهمد چه کسی تقوا دارد چه کسی تقوا ندارد آنقدر آدمها هستند ظاهرهای بسیار بسیار مقدس و باتقوا، ولی واقعاً بیتقوا هستند.@ کسانی هستند که اصلاً نمود تقوایی ندارند ولی واقعاً آدمهای باتقوا و بزرگی هستند. پس وقتی میگوییم طیب در بخش مادی، آشغالخوری نکنیم چیزهایی که ضرر دارد نخوریم برای عموم، بعضی از چیزها هست برای شما خوب نیست برای دیگران خوب است ضرر ندارد.@ مثلاً جنابعالی دکتر رفتی دکتر میگوید تو اصلاً نوع خونت این است این نوع خون از نوع میوهها این میوهها را نباید اصلاً بخورند یا اگر بخورند خیلی کم باید بخورند شما باید پرهیز بکنید ویتامین ث میخواهید تأمین کنید پرتقال خوب میخورید کیوی اصلاً به شما نمیسازد شما نخور ولی اگر کس دیگر میخورد اشکال ندار بگذار بخورد ولی برای تو خوب نیست نخور پرهیز خاص ضرر دارد دیگر طیب نیست.@ مثلاً وقتی من سرطان داشتم دکتر به من گفت کباب نخور چون قسمتی که در سیخ هست هیچ وقت کامل پخته نمیشود خام است بالأخره یک قسمتی از کباب همیشه خام هست کامل پخته نمیشود میتواند بدنت را تهدید بکند میوه غیر پاستوریزه نخور.@ مثلاً سیب هر چند تمیز شسته بشود بالأخره درصدی از آلودگی را دارد خیار، ولی هندوانه چون درش بسته است باز کن بخور برای من بد است این سیب برای من طیب نیست که بخورم حلال هست اما طیب نیست برای من الان ضرر دارد فلان میوه الان ضرر دارد فلان نوع گوشت ضرر دارد گوشت قرمز شما نباید بخورید باید گوشت سفید بخورید یا غذاهایی که الان متأسفانه هست ما هم مجبوریم بخوریم.@ یعنی به سختی میتواند زندگیاش را از این چیزها پاک بکند مثلاً فرض بفرمایید خیلی از گوشتهایی که الان شما بروید در این گوشتهایی که به ما میدهند گوشت گاو حلال هست اما همیشه ممکن است طیب نباشد خیلی خوب نیست آدم استقبال بکند.@ خیلی کم، گوشت شتر هم حلال است هم طیب است آن هم نه زیادهروی در آن بکند همیشه یکسره گوشت شتر بخورد گوشت گوسفند نر خیلی خوب هست، آن هم کجای گوشت، کدام جایش بهتر هست؟ آنهایی که با زمین ارتباطش کمتر هست ماهیچه نه، چون ماهیچه به زمین بیشترین ارتباط را دارد برو بالاتر، سردست، سروگردن، از بالا شروع بکنید، سروگردنش، سردست، فیله، ران، که آخرین مرحله است.@ چیزهای شخصی، مراقبتهای شخصی اگر کسی دارد باید آنها را رعایت بکند این طیب بودن در بخش مادی است 1 ـ عموماً برای بدنت ضرر نداشته باشد 2 ـ برای شخص تو. برویم سراغ طیب معنوی، طیب معنوی یعنی حق دیگران در آن رعایت شده باشد.@ مثلاً شما صدقه نپردازید آدمی که اهل انفاق نیست ولو خمسش را رعایت میکند زکاتش را رعایت میکند این لقمهاش برایش تاریکی میاورد صدقه نداده غذا پاک خریدی حلال هم هست حلال هست اما طیب نیست چون شما اهل صدقات نیستی اهل گرسنهها نیستی طرف الان آمده در خانه تو، سفره انداختید، مهمانی دارید غذای پاک، حلال، خمس داده، زکات داده فقیر است گرسنهاش است در خانه آمده بوی غذا هم به او خورده به او ندهی این غذا را میخوری مشکل پیدا میکنی.@ یکی از بزرگان میگفت یک کسی مشکل داشت نمیتوانست تهدیگ بخورد یک نفر آنقدر با آب و تاب و ملچوملوچ تهدیگ جلوی این میخورد میدانست این نمیتواند تهدیگ بخورد به تهدیگ هم علاقه داشت نمیتوانست بخورد میگفت این جلوی آن با بیرحمی میکرد تهدیگها را میخورد این خطرناک است تاریکی میاورد.@ یک گربه بیرون است یک سگ بیرون است رفتی کباب خوردی بیرون نشستی رفتی کباب سنتی نشستی روی تخت با زن و بچه 20 هزار تومان 30 هزار تومان غذا خوردید گربه جمع شده اگر برایش غذا نیاندازی طیب نیست حیوان جاندار است روحدار است شعوردار است فهم دارد میتواند دعا کند میتواند نفرین بکند همان گربه، هم دعا میکند هم نفرین میکند.@ اینکه پیغمبر میفرماید یک زن به خاطر(دَخَلَتِ النّار إمرَأۀٌ فی حِرَۀٍ) یک زن به خاطر یک گربه به جهنم میرود اینطوری است خانم یک غذایی درست کردی غذای خوشمزه درست کردی گربهها بو کشیدند آنجا جمع شدند پیشته، چخه، نمیشود یک موجود است مثل یک انسان.@ حالا بعضیها که به انسانش هم اهمیت نمیدهند فقیر آمده در خانه بوی غذا به او خورده من خیلی خوشم میاید از بعضی از خانوادهها خیلی خانمها رعایت میکنند میبیند انسان خانمها، آقایان. در ماشین نشسته دارد خیار میخورد خیار بو دارد خیلی آدمها بوی خیار به آنها میرسد بعضیها شل میشوند میگوید به همه تعارف بکنیم.@ راننده است من بارها شده در ماشین سوار میشوم قم میروم آدمهای مختلفی به آنها برمیخورم طرف نشسته دارد رانندگی میکند یک نیم کیلو تخمه جلویش گذاشته تندتند میشکند میخورد به هیچ کس هم تعارف نمیکند چایی گذاشته میریزد میخورد اما راننده هست که اصلاً ظاهر دینی ندارد ولی خیلی شعور دارد.@ لیوان یکبار مصرف دارد لیوان خودش هست اصرار هم میکند حتماً شما از این چایی آن عقب میگذارد میگوید از این چایی بریزید بخورید هر چه خوراکی دارد به تمام مسافرها میدهد چون میخواهی بخوری خوردنش حلال هم باشد اینطوری طیب نیست پفک، بیسکویت، چای، تخمه میخواهی بخوری اگر کم است یا در نیاور دلت نمیاید بدهی یا اگر در آوردی به همه بده تعارف بکن.@ آنهایی که دیدند بخورند میخواهد یک پرنده باشد حواست به پرندهها هم باشد یک جایی که احتمالاً پرنده هست حواست به پرنده باشد یک جایی که احتمالاً سگ هست گربه هست حواست باشد چون یک دعای یک گربه یکدفعه میینی برای انسان کارساز میشود یک دعای یک سگ برای انسان کارساز میشود.@ یک رضایتش میبینی کلی مصیبت از انسان برطرف میکند حوادث از انسان برطرف میکند تو حالا در وسط جاده روی تخت نشستی بخور هر چه هم گربه میاید به آن سنگ بزن که الان کباب ما را میخورد حالا سوار ماشین بشو برو ببین وسط جاده چه اتفاقی برایت میافتد هزارتا اتفاق ممکن است برای انسان بیفتد.@ خیلی باید آدم حواسش جمع باشد اول از این غذا باید تعریف بشود ما برای چه میخواهیم بخوریم؟ برای این میخوریم که آدم بشویم بالأخره باید این منجر به وحشی شدن ما نشود منجر به از بین رفتن زحمات ما نشود صدمه به ما نزدند وقتی اینطوری هست.@ من دوست داشتم رفتیم یکجا با هم نشستیم غذا کباب خوردیم سیخ اضافه برای گربه سفارش داده هم پولش صدقه است صدقه ما فکر میکنیم حتماً باید برویم به آدم بدهیم نه صدقه به هر کس بدهی میرسد به حیوان هم بدهی میرسد فکر میکنید یک سیخ کباب چقدر شده؟@ بگو شده 2000 تومان شده 3000 تومان، اما این میدانی چقدر برایش برکت میاورد. لذا آدم باید همه را حساب بکند ولی ما آدم داریم از بچه خودش دریغ میکند از زن خودش دریغ میکند پس وقتی میگوییم سهم دیگران رعایت بشود سهم فقرا، سائل، محروم رعایت بشود.@ سهم حیوانات رعایت بشود در غذا وقتی که دارید غذای جمعی بخورید سهم دیگران را نخور سر سفره شما دو جور نان هست کم هم هست یک تکه نان تازه است یک تکه نان بیات است اگر نان تازه را جلوی خودت کشیدی حلال هست اما دیگر طیب نیست کوفت است.@ برای چه من باید نان تازه بخورم یعنی چی چون من زودتر هستم یا بزرگتر هستم همه دارند به ما احترام میگذارند جلوی ما این را گذاشتند برای چه من باید نان تازه را بخورم ظرف تهدیگ، تهدیگ همه دوست دارند بخورند نه تهدیگ برای شما ضرر دارد.@ برای تو ضرر ندارد نه من دارم ایثار میکنم فداکاری میکنم میخورم حقهباز، ظرف تهدیگ مرد 40 ساله تو زن داری بچه داری برای خودت بزرگ شدی نصفش را روی ظرف خودش ریخت و نصفش هم داده شما همه بخورید حواست باشد یک تعداد سر سفره هستند هر چه میخواهید تقسیم بکنید تعداد آدمهای اطرافت را حتماً نگاه کن اگر نمیرسد جنابعالی برندارید اگر نمیرسد تو باید حقت را برنداری.@ در خانه مرد وظیفهاش است البته زنها همیشه فداکاری میکنند خانمها خیلی خانم هستند همیشه شما ببینید در همه سفرهها زنها فداکارترین، در همه زندگیها اینطوری هست فداکارترین آدمها هستند مرد هم مرد است باید مردی داشته باشد بزرگ خانه هستی شکمچرانی نکن سهم دیگران را نخور بهترین جای غذا را برندار.@ این خوب نیست بهترین جای غذا مال من است من دوست دارم این تو را به لجن میکشد تو را از آدمیت میاندازد چون دوست داری، نخور. بعضی وقتها مهمان آمده مرد خانه نشسته غذا جلویش آوردند صاحبخانه هم هست بیشترین غذا را برای خودش میریزد بعد به مهمانها هم نمیرسد میگوید بالأخره ببخشید شرمنده شدیم به شما نرسید.@ خب خودت کوفت نمیکردی تو اگر نمیخوردی میرسید میداند اگر نخورد میرسید ولی میخورد. مردم هم مردم باحیایی هستند غذا میخوری حتماً حواست به کسانی که نخورند باشد به کسی که ایستاده دارد نگاه میکند باشد به کسی که بویش به آن خورده باشد تعارف بزن.@ اگر میدانی آدم محجوبی هست خوب نیست آدم اینطوری محجوب باشد تعارف کردند بفرما، میایم میخورم خوب هم نیست آدم دریده باشد بگوید ما یک تعارف زدیم این جدی گرفت آمد خب اصلاً تعارف نمیکردی، منافق است این نفاق است تعارف نکن.@ یک استادی داشت میخورد شاگرد هم هیچی نگفت دلش میخواست ولی استاد هم بفرما نزد بعد در دلش ماند اعصابش خورد بالأخره خیلی به خودش فشار آورد آمد گفت استاد ما از شما یک گلگی داریم گفت چیه، گفت آقا شما داشتید غذا میخوردید من خیلی دلم میخواست ولی منتظر بودم شما تعارف بکنید که من بیایم بخورم اما شما تعارف نکردید.@ گفت آخه من دوست نداشتم تو بخوری آمادگی نداشتم تو بخوری میخواستم خودم همهاش را بخورم اگر کسی مأخوذ به حیاست حتماً یکطوری او را سر غذا بنشانید بخورد مزه بکند نگذارید گرسنه برود تأکید بکنید استفاده بکند.@ سوره مبارکه انعام آیه 142 (كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ) از آنچه که خدا فرموده(كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ) خدا به شما روزی کرده بخورید اما پا جای پای شیطان نگذارید در خوردن غذا شیطان موقع غذا خوردن انواع و اقسام دستورات را که تا الان به شما گفتم باز هم چیزهای دیگر را میگوییم به آدم میدهد آنها را پیروی نکنیم که(إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ).@ پس موقع غذا خوردن یکی از جاهایی که شیطان همیشه سر سفره حاضر است و دستوراتی میدهد که بالأخره این چیزی که میخواهد از دهان ما پایین برود یک کاری بکند که تبدیل به فکر خوب، پاک، عبادت نشود غذاست اصلاً شیطان خیلی احتیاج ندارد بیاید در مراحل بالا سرمایهگذاری بکند در لقمه سرمایهگذاری میکند کافی است حرامش بکند.@ بقیه کارهایش را تو عبد او میشوی عابد او میشوی و دنبالش میروی این را بتواند انجام بدهد او که پایین میرود قرار است تبدیل به همه چیز بشود خراب باشد بقیهاش دیگر محصول خوبی نمیدهد.@ سوره مبارکه طه آیه 81 (كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي) اینجا خیلی تند شد، یکدفعه ضمیر از حالت خطاب درآمده یکدفعه خدا با ضمیر من، یعنی خدا یکدفعه وسط آمده گفته با من طرف هستید میگوید از چیزی که روزیتان کردیم طیب بخورید اما از حد نگذرانید که با من طرف هستید.@ (فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي) غضب من شما را میگیرد خیلی آدم باید حواسش را جمع بکند (فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي) از حد نگذرانید(وَ لا تَطْغَوْا) در خوردن طغیان نکنید ولو حلال و طیب است(فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي) که خشم من بر شما فرود میاید خیلی جای تعمق دارد.@ با خنده تعریف میکند میگوید اردو رفتیم کبابها را برداشتیم در ماشین خودمان گذاشتیم بچهها را قال گذاشتیم رفتیم نفری پنج تا سیخ خوردیم.@ ما فکر میکنیم حرام یعنی زنا یعنی شراب خوردن یعنی قماربازی، این خودش خیلی خطرناک است گفت پنج نفری یک گوسفند زدیم اینها آدم را توهمی میکند. چندتا آیه مانده چون یک مقدار بحث دارد میگذاریم برای جلسه آینده بعد هم انشاء الله میرسیم به روایاتش.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ یکسری چیزها هست در خانوادهها، در جامعه، در فامیل هست جلویش را نمیشود گرفت هر کس میتواند به سهم خودش مبارزه بکند جلویش را بگیرد بگیرد ولی یکسری چیزها هست اجتنابناپذیر است اصلاً معلوم نیست این غذایی که من از بیرون سفارش دادم خوشش بیاید شاید اصلاً خوشش نیاید.@ غذای خانگی بخواهد معمولاً هم اینطوری است هیچ کس غذای بیرون را ترجیح به غذای خانگی نمیدهد مگر شذ و ندر باشد حالا آن غذای خودش خانگی هست خیلی هم خوب است حالا وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما این هست که از غذای خودمان یک مقدار تعارف بکنیم به او بدهیم اگر میشود امکانپذیر هست نیست که هیچی، ما وظیفه شرعیمان را باید در نظر بگیریم.@ امام رضا(ع) در موقع غذا اینطوری بود، یک کسی آمد با امام خیلی رفیق شد با حضرت دوست شده بودند خودش برای خودش خیلی بزرگ بود حضرت هم تحویلش گرفت احترام گذاشت گفت غذا پیش ما بمان آمدند غذا ماندند بعد حضرت سفره را که انداختند این گفت ما الان مهمان امام رضا هستیم نشست، این روحیه در خیلی از ما هست.@ دید حضرت تمام خدم و حشم و آن طویلهچی و همه را صدا کرد آمدند نشستند یکی از آنها آمد کنار این آقا نشست این آقا به هم ریخت بلند شد رفت گفت من با اینها سر یک سفره بنشینم. خیلی وقتها مهمان یک عزیزی هستید خیلی هم خوشت میاید که مهمان ویژه هستید بعد میروید میبینید آنجا خدمتکارشان هم نشسته.@ کسی هم که تو از آن خوشت نمیاید او هم آنجا نشسته بنشین غذایت را بخور اختصاصبازی خوب نیست خیلی چیزهایی که الان عرف هست در جوامع ما مشروع نیست نباید اینطوری باشد چون لایفاستال غربی است که برای ما آمده خوب نیست سبک زندگی آنطرفیها هست این نوع ویژهکاریها و ویژهبازیها و مهمان ویژه داریم.@ ما آدم داریم در شخصیتها میروند یکجا دعوت میشوند حرف خصوصی هم قرار نیست زده بشود بعد برای آقا غذای خوب میاورند رانندهها را میگویند شما آنطرف بروید ما آدم داریم میگوید من تا رانندهام نیاید بدون رانندهام غذا نمیخورم باید رانندهام بیاید سر همین غذا بنشیند با هم غذا بخوریم و الا نه نمیخورم.@ یک موقع هست نه فقط شما را دعوت کردند بنده خدا ظرفیت داشته یک نفر، پولش هم به یک نفر میرسد از آنطرف هم تو حق نداری کسی را با خودت ببری اگر بردی باید عین آن غذا را برایش بگیری به آن بدهی یا رعایت بکنی که آن هم یک غذای خوب بخورد بگو عزیز من حالا همراه من آمدی من یک نفری دعوت دارم حلال هم نیست که کس دیگر را ببرد راضی نباشند خطرناک است با خودتان یک کسی را ببرید که بدانید راضی نیست.@ حضرت فرمود اگر بدون رضایت کسی برود خانه یک نفر، به خصوص مهمانی یا سفره مانند دزد و غارتگر است اگر شما احتیاج به راننده داشتی راننده شما را دعوت نکردند ولی یک موقع هست عرف است یعنی وقتی میگویند فلانی بیاید میدانند فلانی هیچ وقت تنها نیست.@ اصلاً یک کسی در این شأن نمیتواند تنها باشد حتماً یک راننده با او هست حتماً یک معاون با او هست حتماً یک کمککننده با او هست ممکن است پرستار شخصی داشته باشد پرستارش باشد بالأخره اینها باید هزینه بکنند در اینطور موارد، ما به هر حال باید سعیمان این باشد که تا میتوانیم به آن مسائل شرعیاش خیلی توجه بکنیم که خدای نکرده دل کسی نشکند کسی تحقیر نشود.@ یک جاهایی گفتند در جمع اصلاً غذا نخورید یکجایی که بیرون هست غذا نخورید در بازار در جمع، ولی یکجا هست عرفش اینطوری هست آنها هم به هر حال بوی قورمهسبزیشان شما را دیوانه میکند بنا این هست که هر کس غذای خودش را بیاورد بخورد تعارفی هم آدم بکند بد نیست.@ ما با دوستانمان یکجا رفته بودیم خلوت هم بود کسی نبود رفتیم یکی از رفقا ما را کنار یک دریاچهای دعوت کرده بود کبابی گذاشتند و داشتند آماده میکردند بعد دوتا جوان آمدند این کبابها را دیدند چنگ انداختند برداشتند.@ گفت میخواهی راضی نباشی نباش من میخورم از گوشت سگ هم برایم حلالتر است خیلی راحت برداشت و رفت ما اصلاً به آن تعارف هم نکردیم گفت مگر میشود من اینجا کباب ببینم و نخورم برداشت برد حالا نه آنطوری، ولی انسان تعارف هم بزند. رفتارهای خیلی خوب است، چقدر این نوع زندگیها خوب است که ما از زندگیهای غربی فاصله بگیریم.@ همسایهها خانه همدیگر غذا میدهند آش میدهند سوپ میدهند اگر مهمانی داشتند مثلاً خانهتان هیئت است روضه گرفتید مهمانی گرفتید بوی این کباب در ساختمان پیچیده آدم یکی پرس غذا هم در خانه همسایه که بو به آنها رسیده بدهد چه اشکال دارد.@ خدا رحمت کند مرحوم شمشیری را آن مرد بزرگ، الان در قم هم سراغ داریم من در قم یک موقعهایی میروم کبابی بگیریم میبینم یک آقایی که کباب درست میکند این توری گذاشته که این کبابها را روی توری میگذارد این آب کباب میرود آن نان تازه داغ سنگک گذاشته این تمام روغن کباب روی این سنگک میریزد بعد روی سینی میگذارد دم در میگذارد که فقط هر کس خواست کباب بخرد نه.@ هر کس بویش به آن خورد همه آنجا میایند هر کس گرسنهاش باشد آنجا یک شکم سیر نان تازه داغ با روغن کباب میخورد دعا هم میکند. خدا رحمت کند مرحوم شمشیری وقتی شاگردان میامدند که غذا برای استادکارشان در بازار بگیرند سینی میگذاشت کباب با تهدیگ، هر شاگری که میامد برای استادش کباب بگیرد تهدیگ با کباب دهانش میگذاشت میگفت بخور.@ خودش دهانش میگذاشت نه اینکه بفرما بخورید که آن بیچاره نخورد دهانش میگذاشت، گفتند برای چی؟ میگفت چون من میدانم استادها خودشان کباب میخورند به شاگردها میگویند بروید بخرید اما خودشان به شاگردانشان نمیدهند.@ ما مسئول نیستیم اینطور چیزها دست ما نیست اگر خیلی آدم میخواهد احتیاط بکند که مثلاً ممکن است آشپز اهل نماز نباشد غذا از خانه ببرد غذای شرکت را نخورد به شرکت هم نمیتوانی بگویی خشکه حساب کن غذا هست هر کس خواست بیاید بخورد. رد مظالم برای غذاهایی که نباید از گلوی ما پایین میرفته بسیار کارساز است.@ دادن خمس غذا، رد مظالم غذا اینها هست. هیچ اشکالی ندارد شما خانه کسی بروید که میدانید غذایش حرام است یعنی خمس نمیدهد یا نوشتند میدانیم که حرام میخورند بله چون صلهارحام با هیچ بهانهای قطع نمیشود کافر هم باشد شما باید خانهشان بروید غذایشان هم میل بفرمایید خمسش را بپردازید.@ اول از این شما مطمئن نیستید آن کسی که خمس نمیدهد غذایی که جلوی شما گذاشته از پول خمس نداده است ممکن است خمس به آن غذا تعلق نگرفته باشد مثلاً برایش یک کسی پنج کیلو برنج هدیه آورده باشد درست کرده باشد جلوی شما گذاشته ما چه میدانیم اصلاً نمیدانیم.@ حالا اگر خیلی میخواهید احتیاط بکنید بله اینها را رعایت بکنید خودتان بپردازید وقتی میگوید حرام است شما خودت بپرداز جلوترش هم بپرداز که هیچ مشکلی نداشته باشد وقتی حلالش کردی اثر وضعی ندارد.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان، شفای بیماران، رفع حاجات، با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان از همه ما، و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@