جلسه 039 - حدیث معراج
شماره جلسه
39
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
10
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 039 - حدیث معراج

بحث در حدیث معراج در مورد کسانیکه محبت خداوند تبارک وتعالی به آنها واجب می شود.رسید به شخصیتهایی که که توحید آنها قدرتمند وقوی است وحوائجشان را از مردم نمی خواهند.این فراز جلسه اش آخرین جلسه است وتوضیح بیشتری بدهم روایت هم بخوانیم.یکی ازابتدایی ترین ومهم ترین قدم هایی که رشد انسانی ومعنوی مهم دقیق چگونگی رابطه ما با حق تعالی است که بفهمیم نوع رابطه ما با حق تعالی از نظر وجودی چه جوری است این خیلی اهمیت دارد این رمز مهمی است یک کسی که این رمز را به خوبی بفهمد وبا این رمزیک سال زحمت بکشد این فرد خیلی موفق تر از کسی است که چهل سال زحمت بکشد بدون این رمز.من بدانم چه ارتبا طی با خدا دارم(مفصل این در توحید اسماءالله در اردو بیان شده)فهم وتعقل لین رمز یک مسئله است،تمرین وشهودش واساس ورویت این هم یک مسئله مهم است.ولی اگر روی همین معقوله خوب کار کنیم وتمرین کنیم یواش یواش شهودش کنیم واحساس کنیم فوق العاده انسان با قدرت وسرعت رشد می کند.ما چه سنخیت ورابطه ای با خداوند داریم که البته در صحیفه سجادیه چند جلسه اخیر اسم مالک عرض کردیم به بهانه اسم مالک که رسیدیم ومختصر آن را الان عرض می کنیم.ما تجلی وظهور خدا هستیم ووجودمان فقر محض است به حق تعالی،هیچ چیز ما از خودما نیست،حیات ووجودمان هیچ چیز،ما ذاتی هم نداریم اینکه من الن می گوییم من،هر کس ازما یک منی دارد هر کدام ازما شئیتی دارد،این شئیتیووجودی ما که می گوئیم ذات من با ذات شما فرق می کند.شئیتی هر چیزی،شئیتی این صندلی،شئیتی اینفرش،شئیتی این انسانها …همه آنها عطاء الهی است.ما درعالم فقط یک وجود داریم که ذات دارد ووجود او عین هستی است.ذات او عین هستی اش است ذاتش از خودش هست به هیچ چیز خارج از خودش وابسته نیست.به هیچ چیز خارج از خودش قائم نیست. وآن حق تعالی است.هر چیزی غیرذات احدیت،هرچیزی غیر خدا ذات ندارد فقط ظهور است جلوه است،(وجودش)اگر ذاتی هم برایش قائل باشیم وابسته به حق تعالی است وقائم به خداست،فقر مطلق،ذاتش فقر است این تصور عامیانه را باید بگذاریم کنار که من یک کسی،یک وجودی هستم که ذاتی دارم حالا در این ذات هم یک وابستگی دارم به خداوند به بچه،خانم،جامعه،غذا …یک وابستگی دارم اما خودم،خودم هستم در مورد خداوند اینجوری نیست ما در مقابل خداوند مملوک هستیم اومالک است وما مملوک هستیم.اینکه می گوئیم ملک خدا هستیم را خوب دقت کنید؟ملکیت حق تعالی با ملکیت هر شیء عین فقر مطلق هستیم ما،ذاتمان فقر است یعنی وابسته تام وجودی در همه ابعاد وجودی-بهترین مثال ذهنی ما،با ماست الان یک آدمی یا پدر ومادرتان را در ذهنتان تصور کنید،وقتی دارید تصور می کنید به آن یک وجودی دهید،یک وجود حقیقی چون وجود ذهنی حقیقی است چرا وجود حقیقی است؟چون منشاء اثر است،کار می کند وتاثیر خارجی دارد پس اینکه خیال موهوم نیست یک وجود خارجی است که اثر دارد.واقعا خارجی است وجود ذهنی،خوب دقت کنید الان فرض کنید یک نفر می برید دکتر می گوئید این مریض است روانشناسی یا مشاوره می کنید این از لولو می ترسد از غول می ترسد یک چیز را تصور می کند وخودش می ترسد شبها فکرها ی منفی می کند ودائما درهراس است این شخصیت هست وافکارش هم هست ووجود خارجی دارد.در خارج ازخودش خبری نیست ولی با این افکارش وجود دارد در خارج این را شما وجود وتحقق می دهید این وجودش از شما گرفته شده،شما عنایت می کنید وجود را به او.خوب دقت کنید مسئله ظریف ودقیق وتعیین کننده است.شما به او عنایت وجود می کنید.وجود را عنایت می کنید وجود را به اوعطا می کنید.حالا وقتی تصور کردی در این تصور هزار جور با او رفتارمی کنی،دوستش داری بدت می آید ازش،اتاب می کنی،با او صفا می کنی،دعوا می کنی،زندگی می کنی.بعضی ها تا آخرعمر با خیالشان زندگی می کنند.یک دختری را می خواسته به اوندادن یا مرده یا پسر مرده یا بچه داده وبچه مرده ولی این فرد تا آخر عمر با این محبوبش زندگی می کند ولی این معشوق در خارج وجود مادی ندارد.در ذهنش هست وبه او حیات می دهد وهر وقت هم بخواهد اورا جمع می کند یعنی تمام آنچه را که ساخته بود بزند به هم وقتی خراب کرد کجا می رود؟به عنایت ذهنیم را از آن برمی دارم.الان این تمرین ذهنی را همه انجام دهید پدر یا مادر یا کسی یا امام است یا مقام معظم رهبری را یک لحصه تصور کنید،حالا رها کنید؟حالا که وجود دادی ورهایش کردی کجا بر می گردد؟رجوع می کند وفانی می شود در خودت درذاتت هر وقت بخواهی احیاءاش می کنی وهر وقت بخواهی همان جوری که هست.ذوب وفانی در توست کاری به آن نداری.به خلق وتفکر ات جدیدی می پردازی.رابطه ما با حق تعالی اینگونه است یعنی خداوند تبارک وتعالی جلوه که می کند همه وابسته به اراده خدا،دقت کنید به اراده خداوند تبارک وتعالی هستن.یک لحظه خدا اراده اش را بر می دارد همه چیز نا بود می شود چون غیر از خودش چیزی نیست.یک وجود مطلق بی نهایت ما داریم به نام الله وتجلیات وظهورات خودش،همه مملوک وعبد خداوند تبارک وتعالی هستیم. هر وقت خدا نخواهد وعنایتش را بردارد ما فانی می شویم نابود نمی شویم چون چیزی به اسم عدم نداریم.هر چه هست هستی است،نیستی نیست.هستیم در فانی همان ذات.این تصور را دقت کنید فهم اینکه من رابطه با حق تعالی دارم هر لحظه باید به من عنایت شود یک لحظه،تصور ذهنی که شما داریدیک لحظه ازآن غافل شوید فانی می شود.فانی نه اینکه نمی توانی زنده اش بکنی،نمی توانی بیاردش بالادوباره.می توانی بیاریش بالا الان به آن عنایت نیست وظهوری نداری.رابطه ما با خداوند اینگونه است،همین فقر به حق تعالی عین وابستگی وعین روابط به خداوند هستیم درفلسفه وحکمت( مطالعه)به آن می گویند وجود ربطی یک بحثی داریم به نام وجود ربطی وربطی عین ربط به حق تعالی هستیم.من که همه چیزم را خدا دارد می دهد شما این تصوری که دارید می کنید این پدریا مادر هستی وتعلقات دارد لباس دارد با شما حرف می زند هستی ووجود دارد هر چه را شما به آن بدهید از شما دارد او از خودش چیزی ندارد.حالا اگر کسی خودش را اینطوری تصور می کند موقع دعا کردن خوب می تواند خوب دعا کند این آدم وقتی اینطوری تصورکند این می گوید ایاک نعبد وایاک نستعین کسی نیست که کمک کند خوب دقت کنید.هر بنده خدایی هم که باشد ومن بخواهم از او کمک بگیرم اون هم ربط به خدا دارد واو هم از خودش چیزی ندارد یا من به خدا می گویم اعظمی یا اگر به بنده خدا بگویم باز از خداست اگراذن واراده خدا نباشد که چیزی به من نمی رسد پس ما همیشه سر سفره خدا هستیم.اینجاست که امتحان هاست وشروع می شود.آقا من فقر محض هستم ودیگران هم همین طور وعین ربط به خداوند.اینکه در توصیف افرادی که محبوب خداوند هستند می فرماید:لم یرفع حوائج من الناس اینها حوائجشان را پیش نمی برند چرا یعنی حواسشان هست مستقیم از خدا بخواهد ایاک نعبد،اگر از مردم خواست خداوند انسان را اجتماعی آفریده،تمام انسانها به هم محتاج هستن. هفته گذشته هم گفتیم گفت خدایا مرا به مردم محتاج نکن فرمود نگو به مردم محتاج نکن بگو به نامرد محتاج نکن.چون خداوند سیستم را اینجوری خلق کرده که انسانها به هم نیاز دارند.وقتی احتیاج دارم کمک را از پدر یا مادر یا از کسی می خواهم این هم هیچ کار است خیر مال خداست وخدا خیر را به من رسانده است فاسئل الله الذی اکرم مقامک واکرمنی بک.اگر ما عزیز هستیم واکرم می شویم به واسطه توخدا مرا اکرم کردهاگر آدم بزرگی هستم که به امام حسین علیه السلام.وقتی انسان این را خوب فهمید ودرک کرد ارتباطش با عالم وخدا خیلی زیبا می شود چون حقیتاً یک وجود حقیقی است که ارتباط با او برقرار می شود.بقیه از ارتباطات، ارتباط حقیقی نیست ما فقط عاشق یک نفر هستیم وفقط اواله ماست.ما بهشت را هم که می خواهیم او هم فقیر است وموجوداتش هم فقیر است.ذات انسان حقیقت انسان فقط به یک تکیه گاه احتیاج دارد به یک موجود ماندنی که از خودش ذات دارد.ما به هر کس یا هر چیز که تکیه کنیم می افتد به بدن،پول،شهرت،کمالات یک لحظه ازت می گیرند.آقا مجتهد یا مهندس یا دکتر بیست سال یا پنجاه سال کسب کرده صبح از خواب بلند می شود فراموش کرد.اگر زیادی به آن تکیه کنی خول می شوی بیشترین بیماری های روانی مال کسانی است که تکیه به غیر خدا می کنند،طرف انقدر تکیه به شوهرش کرده که اگر بمیرد زن روانی می شوداین خیلی آدم بدبختی است.در روایت داریم شما انقدر باید با رفیقتان،رفیق باشید با دوستتان،دوست باشید که اگر مرد تو هم دوست نداشته باشی زنده باشی علی علیه السلام می فرماید:ولی این غیر از بی معنا بودن زندگی وغمگین بودن وافسردگی است اگر افسرده شدی وهدف زندگی را از دست دادی وزندگی بی معنا شد این یعنی بیش از حد به دیگران تکیه کردی اگر من فردا همه معلومات وسوادم را از دست بدهم چه می شود؟بستگی دارد که تو به که تکیه کردی.اگرمن فردا همه معلومات وسوادم را از دست بدهم چی می شود؟بستگی دارد که تو به کی تکیه کرده باشی .ما چقدر آدم های فقیر داریم که جیب خالی دارند ولی پز عالی دارند.خوب است آدم خودش باشد.اگر خدا داد الحمدلله.فاما بنعمت ربک فحدث.نداد هم ناراحت نشو بعضی چون ندارند دائماً عقده می کنند وبه خاطرهمین هم دائماً نیازمند هستن.مهم این است که آدم بفهمد رابطه وجودیش با خدا چگونه است وخودش را ذلیل وخوار نکند.وقتی اینجوری شد خدا همه چیز را برایش فراهم می کند.این شخصچون هیچ چیز را از کسی نمی داند ایاک که می گوید درست است و توصلش هم درست است وقتی چیزی را هم می خواهد از خدا می خواهد واین شخص هم می تواند این مراحل اولیه را که گفتیم یعنی توکل ورضا،این آدم می تواند کارهای بزرگ بکند آن هم با دست خالی وجیب خالی .دست وجیب آن پر از خداست.مثل پیامبر با اصحاب صفه که سال گرسنگی داشتن.دینی درست کرد،تمدنی درست کرد که به همه ادیان غلبه کرد.هو الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره الدین کله ولدکره المشرکون.نظام تربیتی که خدا یاد داده یعنی همین انبیاء تنها بودن وبدون پدر.امام امت را نگاه کنید در بچگی یتیم می شود تا توحید شان قوی شود تا بفهمیم به غیرخدا به درد ما نمی خورد خدایا من کی را به جز تو دارم که بدبختیهای مرا برطرف کند به کی توجه کنم که در کارم به من توجه کند؟جز خداوند.چقدر جمله مقام معظم جمله ایشان آموزنده وحکیمانه است.چرا ایشان را مثال می زنم؟ چون ولی مطلق فقیه است،ولایت مطلقه دارد در این حکمت همه چیز دستش است ومملکت را اداره می کند،فقیرانه ترین زندگی را دارد وزاهد ترین زندگی را دارد. می فرماید:من هر وقت در اداره کشور دچار مشکل می شوم .دوستان ورفقا را جمع می کنم می روم جمکران،پیش صاحب اصلیمان وباب الحوائج است وبه ایشان وخداون متوسل می شوم وخدا گره را باز می کنند. ولی ما آخرین چیزمان دعاست.آدمی که جیبش پر پول است به مشکلی که بر می خورد اول می گوید یا الله.به خدا خیلی بیشتر از جیبش اعتماد دارد .هشت سال دفاع مقدس را رزمندگان اینطوری محافظت کردن .اینها هیچ نداشتن ودنیا با ثروت تمام استکبار با ثروت تمام به این کشور که هیچی ندارد باخت معجزه شد ورزمنده ها به آنها غلبه کردن.یک کمی فکر کنید. مگر می شود تمام موانع از سر راه ظهور برطرف شود یک شب،بله می شود.پارسال تا امسال کشو مان را نگاه کنید،آن آشوبها کجا رفته،فقر وبدبختی اقتصادی کجا رفته؟ به یکسال نشده به دعا وامن یجیب مردم وشهدا این آشوبها به دامن خودشان برگشت این معجزه است. دفاع مقدس معجزه بوده فقط باید چشمانمان را باز کنیم تا ببینیم.فقط حواست به خدا باشد هیچ کس از خودش چیزی ندارد.یک خدا ویک وجود مطلق،شب جمعه می خوانیم یا باسط الیدین با لعیه...همه به دست خداست وبه کسی غیر خدا فکر نکن.رسول اکرم صلی الله علیه وآله:جبرئیل خدمت حضرت شرفیاب می شو.د ومی فرماید هدیه ای آورده ام که به قبلی ها ندادیم(مفصل است به یک قسمت که می رسد)پیامبر سوال می کند.جبرئیل:اخلاص چیست؟آن گوهری که اخلاص است وبه آن سفارش شده چیست؟فرمود:از مردم هیچی نمی خواهد تا خدا به آن برساند وخدا هر چه به ان داد راضی می شود.(نق وغر هم ندارد)اگر اضافه تر از چیزی که نیازش هست خدا به او داد زود در راه خدا می دهد آن را نگه نمی دارد آنرا،اگر خدا آرامش،عزت،شخصیت،معنویت، استاد خوب داد،خواستی بهت داد از آ ن به مردم هم بده.آرامش وشادی داد به بقیه هم بده.عاطفه داد عاطفه ات را خرج همه نکن.در روایت داریم اضافه بر معرففت نگهداری حرام است.مخلص یعنی اینکه این را نگهداری نکنم مبادا خودم نیازمند شوم. امام زمان آدم هایی را که خمس نمی دهند لعنت می کند،یک پنجم مازاد بر معرفت را بده.