جلسه 035 - حدیث معراج
شماره جلسه
35
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
4
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 035 - حدیث معراج

آخرین موردی که در حدیث معراج خدمت عزیزان عرض کردیم این بود که اولئک الذین نظروا الی المخلوقین بنظری الیهم ، محبوبین خداوند تبارک و تعالی دوستان خداوند تبارک و تعالی کسانی هستند که وقتی به مردم نگاه می کنند با چشم خودشان به مردم نگاه نمی کنند بلکه با چشم خدا به مردم نگاه می کنند و این زیباترین نگاه است که انسان به دیگران با چشم خدا نگاه کند چشم ما معمولاً آلوده است و انسان ها را یا اگر دوست داریم به خاطر خودمان هست که در آن خودخواهی هست و یا اگر کاری با آنها نداریم چون نیازی به آنها نداریم لذا توجهی هم به آنها نمی کنیم ، اما اگر انسان به سایر انسانها با چشم خدا نگاه کند با نگاه خدا نگاه کند دو تا اتفاق مبارک برای او می افتد یکی اینکه رابطه اش با دیگران تنظیم می شود و یکی اینکه رابطه اش با خدا تنظیم می شود یعنی در هر دو جهت شخص به پیروزی می رسد نگاه به بندگان خدا ، از چشم خدا، ممکن است بعضی از بندگان خدا از چشم ما بیفتند ولی بندگان به راحتی از چشم خدا نمی افتند چون مخلوق خدا هستند و تجلی خدا هستند به راحتی از چشم خدا نمی افتند ما خیلی زود حذف می کنیم خیلی زود قهر می کنیم خیلی زود طرد می کنیم خیلی زود غضب می کنیم خیلی زود له می کنیم خیلی زود نابود می کنیم اما وقتی به چشم خدا به بندگان خدا نگاه بکنیم نوع رفتارهایمان خیلی فرق می کند که این رابطه ما با بندگان خدا را تنظیم خواهد کرد و از طرفی چون رابطه ما با بندگان خدا تمظیم می شود و به بندگان خدا از چشم خدا نگاه می کنیم رابطه مان با خود خدا هم تنظیم می شود خداوند تأکید می کنم این را خوب دقت بفرمایید خداوند به شدت به شدت دوست دارد بنده ای که به سایر بندگان با چشم خدا نگاه کند و اگر انسان بخواهد محبوب خدا شود و تقرب به خدا پیدا کند ولّی خدا شود باید این را در خودش پیاده کند این ملکه را در خودش پیاده کند که از چشم خدا به بنندگان نگاه کند با چشم خدا به بندگان خدا نگاه کند این خیلی اهمیت دارد ما اگر همین یک تمرین را انجام بدهیم همین یک تمرین را که از چشم خدا به بندگانش نگاه کنیم ببینید نزدیک به صددرصد مشکلات خانوادگی از بین می رود نمی گویم صددرصد چون گاهی وقت ها بعضی از مشکلات چند درصدی چهار، پنج درصدی طبیعی است که در خانواده ها باشد اما اگر از این چهار، پنج درصد بگذریم نودوپنج درصد مشکلات خانوادگی ایجاد نخواهد شد دیگر ظلم ، فساد، جنایت، تباهی اتفاق نمی افتد کلاه سر هم گذاشتن، گران فروشی، احتکار، دروغ گفتن، از نردبان مردم بالا رفتن، مردم را سکّوی رشد قرار دادن، له کردن، بازی کردن با آدم ها دیگر اتفاق نمی افتد با مردم دیگر انسان مثل دستمال کاغذی رفتار نمی کند با مردم حتی براساس تمایلات خودش هم رفتار نمی کند براساس تمایلات خودش هم رفتار نمی کند بلکه مصالح را در نظر می گیرد، ارزشها را درنظر می گیرد وقتی که انسان بخواهد با نگاه خدا نگاه کند به بندگان خدا مثال زیبایی که قرآن می زند می گوید گاهی وقتها شما از همسرتان خوشتان نمی آید فإن کرهْتُمُوهُنَّ فَعَسٰی اَنْ نکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیرا ، شما ممکن است از یک کسی بدتان بیاید اما خدا خیلی خوشش می آید و خدا در آن شخص خیر کثیر برای شما قرار داده است در آن فردی که شما از او خوشتان نمی آید خیرات کثیری قرار داده است کما اینکه فرعون که منفورترین است جزء اصحاب طاغوت است فرعون یعنی اگر در کل خلقت از اول خلقت تا آخر خلقت خدا در این نسل ما، نسل حضرت آدم تا قیامت ، دوازده تا آدم منفور وجود داشتند فرعون یکی از آن دوازده تا است آن وقت این موجود خیر کثیر دارد برای آسیه کما اینکه بعضی از زنان پیامبر، شما در تاریخ جز شرّ از آنها چیزی نمی بینید، وقتی به پیامبر می گویند تو چه جوری تحمل میکنی پیامبر می گوید این خیر دارد،خوبی هایی دارد من به خوبی هایش نگاه می کنم لذا توجه بفرمایید که انسان آزاده از حیوانیت ، انسان آزاده ازجهنم ، انسان آزاده از دنیا، انسان ملحق شده به خدا انسان پیوسته به خدا و دوست خداست انسانی که خدا اله و محبوبش هست نوع نگاهش از نوع نگاه خداست اصلاً خودش خجالت می کشد یک عیب بزرگ، یک منفعت بزرگ، یک نقص بزرگ، یک قبیح می داند، که در محضر خدا با خدا اختلاف نظر داشته باشد یعنی خداوند بندگان را یک جور ببیند و او یک جور دیگر ببیند اصلاً خودش خجالت می گشد خودش شرمنده می شود که اِ چرا خداوند این را این جوری ارزیابی می کند من چرا دارم این را این جوری نگاه می کنم خودش اصلاً ناراحت می شود کسی که خدا برایش مهم است و به خدا پیوسته است تمام سعی اش و تلاشش این است که نگاهش را به خدا نزدیک کند چون فقط در همین صورت است که تقرب به خدا ،شباهت به خدا پیدا می کند و به خداوند تبارک وتعالی نزدیک می شود لذا اگر خداوند تبارک وتعالی یک بنده ای را دوست داشته باشد و ما دوستش نداشته باشیم خیلی ما از خدا فاصله می گیریم خدا یک نفر را بهشتی بداند و ما جهنمی بدانیم یک کسی را جهنمی بداند و ما بهشتی بدانیم یک کسی محبوبش باشد و ما منفور بدانیم یک کسی منفورش باشد ما محبوبمان باشد خیلی این خطرناک است وبا خداوند تبارک و تعالی اختلاف پیدا می کنیم لذا یک آدم زیرک یک آدم هوشیار، عاقل کسی هست که سعی می کند نگاهش را به انسانی دیگر از دریچه نگاه خداوند تبارک و تعالی بکند با چشم خدا بندگان را ببیند این هم رابطه اش را با بندگان تنظیم و تقویت می کند شما نگاه کنید اگر همین یک تمرین انجام شود جامعه به سرعت به ظهور امام زمان (عج) نزدیک می شود ظهور امام زمان (عج) عقب افتاده است برای اینکه مردم با چشم خودشان به همدیگر نگاه کنند با امیال خودشان با غرض های خودشان با خواهش های خودشان با نیازهای خودشان با تنفرها با تعصب های خودشان به انسانها نگاه می کنند و روش و رفتارشان با دیگران براساس نفسانیتشان ، حیوانیتشان، بخش طبیعتشان تنظیم می کنند این یک مشکل حل شود مشکل جهان حل شده است همین یک مشکل شما فکر کنید حالا پیامبر معراج رفته است خدا دارد به او گوهرها و سفارش های کلیدی و ویژه ای می کند خیلی هم نیست چند تا جمله هست هر چند که چند سال طول می کشد تا ما همین چند جمله را بفهمیم اما چند تا جمله است ببینید خداوند به تک تک این کلمات نظر داشته است که دقیقاً این را انجامد، به پیامبر می گوید آن ویژه های من، آن دوستان خاص من ، آنهایی که به من تقرب دارند کسانی هستند که از چشم من به بندگان خدا نگاه می کنند، از نگاه من نگاه می کنند، شما ببینید اگر یک کسی این را در خودش هموار کند تمام این فرمول هایی که ما در حدیث معراج داریم می خوانیم کلید وقاعده است یعنی یکی از آنها نیست که فرمول و شاه کلید نباشد یکی از آنها را انسان بگیرد انسان می تواند هزاران قفل را باز کند فقط یکی از آنها را ، نیاز نیست ما خیلی کتاب بخوانیم ، نیاز نیست ما خیلی استاد ببینیم تا منتظر باشیم چون فرمودند در محضر استاد ملول و خسته نشوید ، از اطاله استاد، حضرت فرمودند از اکرار استاد ملول نشوید چون درس استاد مثل درختی است که باید صبر کنی تا میوه اش را به موقع خودش بدهد باید نشوی بشنوی یک ذکر یادم هست که می خواستیم یاد بگیریم چهار سال نشستیم و فقط شنیدیم تا یک ذکر را به ما یاد دادند فقط یک دانه ذکر، چهار سال ما شنیدیم خوب من می خواهم بگویم که ما با حدیث معراج این را هم احتیاج نداریم با حدیث معراج شما هر کدام از این فرمایشاتی که خداوند گفته خدا فقط قاعده داده اینجا چیزی را توضیح نداده به شرح نپرداخته فقط کلید داده است شما هر کدام از این ها را بردارید درِ هزاران قفل را با آن باز می کنی نگاه به مخلوقین، به همه بندگان خدا، به درختها ، به گیاهان ، به حیوانات، به انسانها ، به کفاره از چشم خدا آدم نگاه کند این یک تمرین خیلی مهمی است اگر ما با مشکلات زیادی روبه رو می شویم برای این هست که این نگاهمان را از دست می دهیم می آییم در نگاه کردن خدا را کنار می گذاریم از دریچه امیال خودمان به افراد نگاه می کنیم قیمت افراد شکسته می شود لذا نمی توانیم همدیگر را تحمل کنیم لذا زود با همدیگر درگیر می شویم میلیونها زیبایی همدیگر را نمی بینیم و فقط می رویم روی عیبها می نشینیم و با آن عیب ها و ضعف ها همه چیز به هم می ریزد این تمرین را بکنید که ما با زیبایی های افراد ، با خوبی های افراد، با کمالاتشان، با اینکه این بنده خدایی که من الان با او بد هستم ، چشم دیدنش را ندارم ، از او متنفر هستم، خسته ام از او، می خواهم با او قطع ارتباط کنم، این پیش خدا چه جور آدمی است، خدا هم مثل من به این شخص نگاه می کند یا نه شما اگر از خدا سؤال کنید خدا همان لحظه توی دلتان به شما جواب می دهد همان لحظه جواب می دهد خوب امیدوارم انشاءالله ما روی این قاعده کار کنیم یک کار جدی هست یک شاه کلید بسیار بسیار مهمی است که اگر ما از آن استفاده کنیم دهها سال جلو می افتیم شما یک موقع درسهای اخلاق بزرگان را نگاه کنید در رابطه با رفتارهایی که ما با دیگران باید بکنیم الان هست درسهایی من سراغ دارم از اولیاء خدا از بزرگان درس داده اند درس اخلاق، بیست سال درس اخلاق داده اند الان من بعضی از اساتید سراغ دارم سی سال درس اخلاق دارند می دهند و اینکه ما باید چه کار کنیم در این سی سال من عرض می کنم اگر همه آن سی سال را بخواهیم جمع کنیم همین یک تکه می شود یک موقع سی سال آدم همین طور می رود تکنیک یاد می گیرد روش یاد می گیرد یک موقع هم هست که یک حرف کلی به ما زنند می گوید آقا همین دیگر همین از چشم خدا نگاه کن همین را آدم نگاه کند تمام می شود اصلاً نیازی نیست سی سال وقت بگذاری همین از چشم خدا به بندگان خدا نگاه کن خجالت بکش و خودت را حذف کن اصلاً حیا کن در مقابل خدا که تو هم یک نظری بدهی تو هم یک حرفی بزنی چون وقتی که حیا نمی کنی و می گویی من هم هستم این می شود جهنم این می شود دوری تو با خدا این می شود اختلاف تو با خدااین مَن را وقتی نگه میداری خدایا مَن هم یک نظری دارم این در برزخ تا بعد از قیامت خیلی این زاویه باز می شود خیلی اصلاً انسان در محضر خدا حیا کند خجالت بکشد که خدایا من خجالت می کشم جور دیگری نگاه کنم اگر تو این جوری می گویی چشم یک بنده خدایی یک کسی در حقش یک کار خیلی قبیحی انجام داده بود خیلی خیلی قبیح بعد گفته بود خدایا اگر قابل هدایت است من از او انتقام نمی گیرم ببینید ذوب در خداست ما اگر بودیم شاید طرف را می کشتیم اعدامش می کردیم نه اگر این آدم پیش خدا قابل هدایت است اگر خدا این آدم را دوست دارد باشه چقدر زیبا چقد رآدم را راحت می کند المومنُ اعظمُ حرمةً من الکعبه مومن حرمتش از کعبه بالاتر است همین یک دانه را هم رعایت کند حرمت ها را رعیت کند ما به کعبه چه جوری احترام می گذاریم آقا اگر یک کسی تُف به کعبه کند شما اگر خودتان تُف به کعبه کنید جسارتی به کعبه کنی فحشی به کعبه بدهی خودت نظرت راجع به خودت چیست؟ اصلاً نمی شود تصور کرد یک روزی ما این کار را بکنیم غیر از این هست مگر دیگران راجع به ما چه فکر می کنند ببینید حالا ما چقدر راحت مؤمنی را تُف می کنیم نه به آنها تف می کنیم بلکه خودشان را تف می کنیم خیلی راحت خیلی مثل آب خوردن همسرت مؤمن است ، شوهرت مؤمن است ، بچه ات مؤمن است ، پدرومادرت مؤمن هستند ، دوستانت مؤمن هستند ، همکارانت مؤمن هستند ما چه جوری با آدمها رفتار می کنیم؟ برو حوصله ات را ندارم ، حالت را ندارم ، نمی دانم چنین و چنان، نیش، کنایه ، تحقیر آقا آدم باید حواسش جمع باشد ما فکر می کنیم گناه کردن فقط یا شراب کردن است یا زنا کردن است یا قمار کردن است یا آدم کشتن است اتفاقاً این چهار تایی که گفتم از تف کردن گناهش خیلی کمتر است، شراب خوارها، زناکارها، قماربازها، آدم کش ها، بعداً آن طرف که می رویم می بینیم که وضع شان خیلی بهتر از ماست که ما چقدر مؤمن را ضایع کردیم خیلی اینها وضع شان بهتر از ماست شاید آنها این کار را نکرده اند شراب خوار، قمارباز، زناکار می گوید من اصلاً اطرافیان مؤمن نداشتم که بخواهم آنها را ضایع کنم ما هر کسی را داشته ایم مثل خودمان بوده است ما که نرفتیم به مسجد توهین کنیم ما که نرفتیم به کعبه توهین کنیم نکردیم این کارها را ما راست هست این حرفها یا نه؟ قیامت استدلال می کنند ما الان کثیف ترین آدم ها ،بی خیرترین آدم ها، بدبخت ترین آدم ها را همین آدم ها می دانیم فکر می کنیم همین ها هستند که دارند الان توی خیابان بی حجاب می گردند، می زنند و می رقصند، پارتی دارند، کنسرت دارند، مشروب می خورند، زنا می کنند، قمار می کنند، همین اینها فساد جامعه هستند آدم وقتی ماه رمضان دعا می کند اللهم اصلح کل فاسد من امورالمسلمین باید اول خودش را نیت کند ما چقدر از این کارها می کنیم خدایا آن هفته هم کلاست می آیم خدایا سی سال می آیم می نشینم ، یک کلام رفته معراج داخل معراج یعنی اوج اتصال به خدا فرمول و قاعده را به او داده است یعنی تو با این قاعده در معراجی، تو با این قاعده به اتصال می رسی، سوغات معراج است دیگر، سوغات یعنی چه؟ یعنی یک چیزی که از جایی می آوری و شخص را در آن فرهنگ و حال و هوا می بری در آن محیط او را وارد می کنی از آن سرزمین برای او تحفه می آوری سوغات از سرزمین معراج ،از سرزمین اتصال به خداوند ،از سرزمین قرب برای ماحضرت این تحفه را آورده است، چقدر آن کسی که اهلش هست، آدم لجبازی نیست، آدم خودخواهی نیست آدمی که خودش را می شناسد چقدر خوشحال می شود از شنیدن این حرف ها چقدر به انبساط می آید چقدر قدرت می گیرد در رفتارهایش با دیگران چقدر زود می تواند گذشته را جبران کند اما مجرم تبهکار وقتی این حرف را می شنود حدیث را می شنود که المومنُ اعظمُ حرمةً من الکعبه، اولئک الذین نظروا الی المخلوقین بنظری الیهم، در دلش ناراحت می شود غصه می خورد برایش سخت است کسی که تبهکار نباشد خیلی خوشحال می شود و از این استفاده می کند کسی که در حق خودش ظلم نکرده باشد و خودش را شناخته باشد اینقدر خوشحال می شود وقتی این روایتها را می شنود می گوید آخیش من یک قاعده دستم آمد یک فرمول دستم آمد یک شاه کلید به من داده شد من با این خیلی کارها می توانم بکنم از این به بعد دیگر جهنم ندارم از این به بعد آرامش دارم از این به بعد شادی دارم از این به بعد بسیاری از جهنم هایی که بین من و سایر انسان ها است در محیط منزلم در محیط بیرون از منزلم هرجا هست با این فرمول دیگر از بین می رود من با این فرمول دیگر جهنم ندارم با این قاعده من دیگر مشکلی ندارم خوشحال می شود وقتی این را می شنود اما تبهکار از اینکه می فهمد نگاه هایش آلوده است ممکن است ناراحت هم شود از شنیدن این حرف ها چون این ها آیینه هستند آیینه هست این روایت و ما را به خودمان نشان می دهد نشان می دهد که ما قبلاً نگاهمان چه جوری بوده است الان چه جوری هست عیبی ندارد نشان بدهد ما قبلاً چگونه بودیم این را خدا می بخشد مهم است از حالا به بعد ما چگونه باشیم این چیزی هست که همین طور باید تمرین کنیم ما نیاز به تمرین داریم نیاز به تذکر داریم والّا شاه کلیدها که مشخص است قاعده ها مشخص است همین طور باید بشنویم فَانّ ذِکْری تَنفَعُ المومنین ، تذکر یادآوری برای مؤمنین سود دارد همین طور باید بشنویم ، بشنویم ، بشنویم به ما تذکر داده می شود تا انشاءالله این سرسختی ها، لجاجت ها، عنادها، بدجنسی های ما ذوب شود،نرم شویم راحت بتوانیم سبکبال شویم و به خدا برسیم قساوت قلبمان از بین برود باید با همین ها بکوبیم تا این سختی از بین برود و نرم شود ما به این احتیاج داریم همین طور باید تمرین کنیم همین طور باید تمرین کنیم همین طور باید این کلیدها را بنویسیم زیاد هم نیست یک کسی دفترچه بردارد و این شاه کلیدها را بنویسد ماهی یک بار، ماهی دو بار به آنها نگاه کند کسانی دیگر برای اینکه به این شاه کلیدها برسند بعضی وقت ها تا سی سال تا چهل سال زحمت کشیدند تا رسیدند به این فرمولها ، سی چهل سال زحمت کشیدند خون دل خوردند تا رسید به این فرمول ها بعد هم رایگان در اختیار ما قرار می گیرد قدر بدانیم اینها را اینها ابواب علم است اینکه امیرالمؤمنین فرمود پیامبر باب علم را به روی من باز کرد و از هر بابی هزار باب باز شد اینها از همان هاست پیامبر اینها را برای ما سوغاتی آورده است و در اختیار ما می گذارد تا ما یک عمر تلف نکنیم وقت تلف نکنیم نه اینکه فقط بیاییم بنشینیم و بشنویم واقعاً بنویسیم ، بنویسیم، یادداشت کنیم جلوی چشممان هم باشد به چشممان بخورد یا جلوی چشممان باشد این اولئک الذین نظروا الی المخلوقین بنظری الیهم،همین تا الان مگر ما چند تا فرمول خوانده این چهار تا فرمول در حدیث معراج خوانده ایم چهار تا پنج تا، تا همین حدودها خوانده ایم خوب همین ها را در نظر بگیریم به آدم خیلی کمک می کنند خیلی انسان را شاد می کند و خیلی انسان را قدرتمند می کند خوب این خلاصه یعنی درواقع مروری بود بردرس گذشته، درس بعدی اگر امیدی باشد انشاءالله ما هفته آینده درخدمتتان هستیم با بحث توحیدمان با اسم شریف احد و واحد هماهنگی دارد که باید این مباحث تنظیم شود اینجا من روی آن خیلی تاکید نمی کنم چون از این مباحث و قوی تر از آن را انشاءالله در بحث اسماءالله در این موضوع خاص توضیح خواهیم داد که عدم عرض نیاز به مخلوقین است اینکه انسان اگر نیازی دارد به درِ خانه خدا برود از خدا بخواهد درِخانه خدان برود و آبروی خودش را پیش بنده خدا نبرد.