جلسه 032 - حدیث معراج
شماره جلسه
32
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 032 - حدیث معراج

بحث در حدیث معراج به این فقره رسید که اولئک الذین نظروا الی المخلوقین بنظری الیهم خداوند در تعریف دوستانش این نکته را می فرماید : کسانی که به مخلوقین من با نگاه من نگاه می کنند . خوب باید دقت کنیم که خداوند در این فرمایش بلند ما را به کجا دعوت می کند . در حدیث معراج سوغاتی پیامبر همین معارف است اگر کسی به اینها عمل کند به معراج می رود شما به معراج رفته اید به محضر حق تعالی خداوند یک توصیه اساسی به ما می کند یعنی هیچ کار دیگری که با ما نداشته باشد همین یک توصیه را بکند و بگوید برگرد من همه انسانیت ، همه حقیقت ، همه الاهیت ، همه رمزها و اسرار را در یک جمله می ریزم و به تو می گویم ، خیلی این همه مهم است که انسان بگوید من می خواهم بدانم اول تا آخر قرآن تمام فرمایشات انبیاء اولیاء معصومین چیست ؟ خلاصه از این خلاصه تر نمی شود همه آموزه های دین در همین یک جمله است . رفته ای محضر خدا او یک کلام به تو می گوید بنده من ، من از تو می خواهم که تو به بندگانم به چشم من نگاه کنی نه به چشم خودت خوب دقت کنید . حالا برو به زمین همین یک دستور العمل را رعایت کن که توضیحش را مفصل داده ام . این یک پله بسیار برجسته سلوکی است که انسان بتواند خود را طوری بسازد و از طبیعت نجات دهد که بتواند با چشم خدا به بندگانش نگاه کند . این یعنی مکرمت ، بزرگواری ، خروج از طبیعت ، دست از سر خود بر داشتن خود را کنار گذاشتن ، آدم ها را با خودت نسنجی و بعد ارزیابی شان آدم ها را بر اساس میل و محبت خودت ارزیابی نکنی . خوشایند یا خوش نیامدن ارزیابی کنی . من از این خوشم می آید اکثر قریب به اتفاق مواردی که ما از آدم ها خوشمان نمی آید فرق نمی کند که باشد از همسرمان و پدر و مادر و اعضاء خانواده گرفته تا آدم های کوچه و خیابان و فامیل و بیرون ، خدا خوشش می آید و ما در اکثر موارد با خداوند اختلاف داریم ما باید این فاصله و اختلاف را کم کنیم اگر می خواهیم آدم شویم اگر می خواهیم به معراج برویم و از سوغات پیغمبر استفاده کنیم باید این فاصله را کم کنیم . آقا تو برای چه از این آدم ها خوشت می آید ؟ برای چه بدت می آید ؟ ملاک خیلی مهم است آدم ها را چطور ارزیابی می کنی ؟ جالب اینجاست وقتی می خواهیم برویم مسلمان و مومن شویم ، حزب الهی بشویم اکثر قریب به اتفاق آدم هایی را که ما آنها را بی خدا ، دور از خدا ، غیر حزب الهی ، فاسق ، غافل ، گمراه می دانیم رک به شما بگویم ، در محضر خدا دارم می گویم با قبول مسئولیت ، اکثر آدم هایی را که ما اینجوری می بینیم از ما به خدا نزدیک ترند. بدترین جای ارزیابی ها و قضاوت ها همین جاست که ما گول عمل های خود و ظواهر مقدس مان را ، گول سوابقمان را می خوریم ، گول معلوماتمان را می خوریم و شیطان در حمله مقدس به ما فرصت علم و حتی عمل ، تلاش ، مجاهده و عبادت می دهی تا تو بتوانی یک نفر را پست ببینی و اگر تو توانستی با تکیه بر گذشته ات ، سوابق انقلابی و سیاسی ، سوابق روحانیت ، سیادت کسب معارف ، زحماتی کشیدی و مجاهدت خودت یک نفر را بد بدانی برای شیطان کافی است . حضرت می فرماید اگر شما خودت را در زمین از یک نفر بهتر بدانی مستکبر هستی . این باخت انسان است . انسان احتیاج دارد به مکرمت های اخلاقی ، به بزرگواری ، به اینکه از اخلاق حیوانی دست بردارد از اخلاق طبیعی و دنیایی دست بردارد با خلق انبیاء و اولیاء و با خلق خدا زندگی کند و رفتار با دیگران بکند . این خیلی خون دل می خواهد چون تو بلاید طبیعت را از خودت بکنی . یعنی من جنسی من زمینی و طبیعی را بکنی و یک من خدایی را جایش بگذاری که دیگر آنجا خداست که می بیند و تصمیم می گیرد و این کار راحتی نیست تو باید وارد جنگ بشوی ، وارد جهاد و خون و خونریزی بشوی . جهاد با نفس بحث مهمی است که خیلی ساده از کنار آن می گذریم بدون اینکه معنایش را بفهمیم . جهاد با نفس یعنی تو با خودت درگیر شوی شاید هیچ بخشی در خودسازی و مسائل نفس به اندازه ی درگیر شدن انسان با خودش مطلب و دستور العمل و فرمول نداشته باشد . اینکه تو باید به همسرت به فرزندت ، اطرافیانت ، والدینت از چشم خدا نگاه کنی . خودت را حذف کنی . کجا آدم به اینجا برسد که خودش را کنار بگذارد من از فلانی خوشش نمی آید خدا رحمت کند امام را وقتی می گویند فلان روحانی پشت سر شما غیبت می کند شما چرا پشت او نماز می خوانی فرمود او برای خدا از من غیبت می کند امام خودش را حذف کرد . و الا هر کس بفهمد کسی پشت سرش غیبت کرده و بد گفته ناراحت می شود ، کینه به دل می گیرد ولی او اصلاً اینجور نیست و چون خودش را کاملاً حذف کرده می گوید او چون فکر می کند من خلاف دین دارم کار می کنم پشت سرم غیبت می کند آدم خوب و عادلی است . حالا ما که در این سطح نمی توانیم باشیم اما یاد بگیریم نزدیک ترین کسانمان را حداقل ، درست نگاه کنیم . پدر و مادرم خواهر و برادر همسر و بچه ها و ذوی الحقوقین اساتید را با چشم طبیعی نگاه نکنیم درست نگاهشان کنیم . ما حتی یاد نگرقته ایم به خدا درست نگاه کنیم به انبیاء درست نگاه کنیم . ما حتی اگر به انبیاء و خدا نگاه می کنیم باز از چشم طبیعی می بینیم و این باعث می شود که ما نتوانیم یک رابطه ی صمیمی محبت آمیز و عاشقانه برقرار کنیم چون خدا و انبیاء و امام زمان و آخرت را هم با چشم مادی و طبیعی نگاه می کنیم قضاوت هایمان هم غلط است . باز پای خودمان هم وسط است حتی وقتی آخرت را نگاه می کنیم . پله حقیقی مسیر حقیقی سر راه ما می گذارد . یعنی می گوید شما مگر نمی خواهی انسان شوی مگر نمی خواهی شبیه من شوی و به اوج برسی ؟ این پله ی حقیقی ، بیا بالا . بعضی ها پشت کامپیوتر می نشینند بازی جنگی می کنند می زنند می کشند کشور تشکیل می دهند امتیاز می گیرند شاد هم می شوند . صحنه مجازی است . یک موقع می گویند تو بیا برو در میدان عمل بیا دوره ی آموزشی ببین ، بیا برو جبهه این مین واقعی است ، سیم خاردار واقعی است این رودخانه است آنها دشمنند. این گلوله است دارد می آید تیر بار و خمپاره و آر پی جی است تانک است برو جلو ما هی فکر می کنیم که علماء شهدا بزرگان و صالحین چه کار کردند ؟ همین کارها را کردند. دیگر غیر از این که نبوده یک بسیجی 18 – 19 ساله چطور توانسته در طول جنگ در دو سه شب ، یک هفته برسد به جایی که خط را بشکند جلو برود کسانی را که برادرانش را کشته اند بگیرد و بعد ببیند او تیر خورده بگوید بیایید از خون من به این بزنید کا راحتی است ؟ آبش را نگه د ارد خودش نخورد و به دشمن بدهد که او تشنه نباشد . با ادب و احترام دشمن را عقب بیاورد فکر می کنید کار راحتی است هر کس می تواند این کار را بکند . چون از نگاه خدا نگاه می کند چرا مثال این رزمنده ها را بزنیم برای اینکه شما فکر نکنید وقتی ما د اریم راجع به حدیث معراج می گوییم شما نگویید مال پیغمبر خداست مال اولیاء است . نه به برکت این انقلاب و به برکت امام سلاتم الله تعالی علیه آدمهایی تربیت شدند که به قول خود حضرت امام ره صد ساله را یک شبه طی کردند . 18 سال ، 20 سال ، 25 سال اینها طوری شدند که ما نگوییم نمی شود نمی توانیم به دیگران ، از چشم خدا نگاه کرد ) من از دلم بیرون نمی رود ، دل چرکینم ، نمی توانم آدمها را ببخشم چنین و چنان است ما تا وقتی به آدمها از نگاه خودمان نگاه می کنیم خود خواهیم تا وقتی دیگران را برای خودمان می خواهیم هنوز طبیعت گرا هستیم . تا وقتی دیگران را با خودمان معنا می کنیم طبیعت گرا هستیم . پیامبر خیلی خیلی شفاف به ما می گوید : من آمده ام شما را به اینجا برسانم انب بعثت لاتمم مکارم الاخلاق من آمده ام بزرگواری ها و مکرمت های اخلاقی را به اوج برسانم اتمم کمال هم نیست تمام است بالاتر از کمال . الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی . دینت را کامل و نعمتم را تمام کردم . یعنی دیگر هیچ چیز ندارم بعد از این بهشما بدهم . عالی تر از این ندارم من خدا با ولایت دین هم کامل شد هم تمام شد اگر کسی فکر کند بعد از ولایت نعمتی بالاتر از آن وجود دارد اشتباه است . اینجا می گوید من آمده ام که بزرگواریهای اخلاقی را به تمام برسانم. مکرمت اخلاقی یعنی شما منشتان ، اخلاقتان اینگونه باشد. با بزرگواری پای خودت را کنار بکش . گروهی ، دسته ای ، حزبی نگاه کردن حجاب و تعصب خطرناک است و جهنم می آورد . یک کسی به امام سلام الله تعالی علیه گفته خیلی خوب شد حوزه قم از نجف جلو زد . امام فرمود شما از دایره توحید خارج هستی . یعنی تو مشرکی که اینجور حرف می زنی . مگر قم و نجف دارد ؟ یه کسی بخواهد شهر و گروهش حزب و صنفش از بقیه جلو بیفتد تعصب تهرانی گری ، ایرانی گری ، روحانی گری ، طلبگی ، تعصب حزب اللهی بی جا ( حزب اللهی اصلاً متعصب نیست ) تعصب مردانه ، زنانه ، همسرانه ، تعصب های بی جا انواع و اقسام تعصب های دینی بیجا ( من با جایش کار ندارم انسان باید غیرت داشته باشد روی دین و اصولش ، کاری با این ندارم ) ولی تعصب های بی جا که در صورت های دینی مذهبی هست مثل همین آقایی که با امام اینجور حرف می زند هرگز اینها نمی گذارد انسان به مکرمت برسد . نمی گذارد حق گرا شود. ما تعصب سازمانی بی جا داریم انسان روی سازمانش ، مسوولیت و کاری که دارد ، روی شغل و گروهی که دارد تعصب خوب داشته باشد بخواهد به اوج و کمال برسد به قدرت برساند اما بی جایش هم هست یک موقع از طرف مخالف ، از گروه دشمن ، غیر خودی ها آدم هایی هستند که خیلی بهتر و حق گرا تر از ما هستند باید آنها را بپزیریم و احترام به آنها بگذاریم و نظرشان را قبول کنیم . چون خودی نیتند چون هم لباس و هم گروه و هم صنف نیستند چون هم حزب نیستند پس ( اخ ) اند . پس بد اند . چون ریش تراش است ، چون نماز نمی خواند ، چون حجاب را رعایت نمی کند نه ممکن است حالا ریش تراش است و نماز نمی خواند و حجاب را رعایت نمی کند ولی حق با اوست سنی است شیعه هم نیست ولی حق با اوست حرفش حرف حسابی است مسیحی است یهودی است درست می گوید ، دشمن است درست می گوید می فرماید به دشمن عاقلت بیش تر اعتماد کن تا دوست نادانت . دشمن است ولی حرف حساب می زند . حرف ، حرف خوبی است حرف حسابی است چون من مرد هستم او زن است ، زن من است ، اگر حرف حسابی هم بزند من ردش می کنم . چون مرد است باید رویش را کم کنم زیر بار حرفش نمی روم چون بچه ام است حرفش هم که درست باشد من پدر حاضر نیستم انتقاد بچه ام را قبول کنم . همه اینها به خاطر طبیعت گرا بودن و مشرک بودن ماست . من ما بزرگ که شد ما هر رنگی می گیریم من ما هم همان رنگی می شود و مهم همین حذف من است . گروه من ، حزب من ، موسسه و سازمان من ، کلاس من ، ... همین حالا نگاه کنید اول می فرماید : علیکم بمارم الاخلاق . روایت راجع به مکرمت های اخلاقی از امام صادق ( ع) فان الله عزوجل یحبها و ایاکم و مذام الافعال فان الله عزوجل یبغضها علیکم علیکم علیکم بر شما باد بر شما باد برشما باد واجب است بر شما که به سمت بزرگواری های اخلاقی بروید ارزش های بالای اخلاقی ، آن اوجها را نگاه کنید و ایاکم و مذام الافعال و بپرهیزید از کارهای زشت رفتارهای پست ، مکرمت های اخلاقی را می گوید : خدا بزرگواریها را دوست دارد چرا ؟ برای اینکه ما را برای همین بزرگواری ها و شباهت به خودش خلق کرده وفتی بنده ای بتواند خودش را مثل خدا نشان دهد و خدا در او ظهور بیشتری داشته باشد خوب این محبوب تر است مثل یک استاد کدام شاگرد نزد استاد محبوب تر است ؟ آنکه سابقه بیشتری دارد ؟ آنکه رابطه شخصی بیشتری دارد ؟ آنکه رابطه عمیق بیشتری دارد ؟ آنکه سفارش شده است ؟ نه . ممکن است شاگردی یک ماه باشد آمده اما به شدت شبیه استاد است محبوب تر می شود چون می تواند توانایی های استاد را نشان دهد قدرت استاد را در جنبه های مختلف می تواند ظهور دهد . اینجور نیست که ا ز گرد راه رسیده . نه شبیه است ، قدرت دارد ، توانایی دارد دانایی نیست ، دارایی است . از گرد راه می رسد نمی شود گفت ما بیست سال اینجا درس خوانده ایم چه ؟ نه آقا این دارایی دارد . دو روز است آمده ولی عزیز تر است . کما اینکه آدم برای خدا عزیز تر از شیطان بود که ( و فرشته هایی ) هزاران سال عبادت کردند. از گرد راه رسیده ولی عزیز تر بود چون ( و علم آدم الاسماء الله کلها بیشتر شبیه بود ( کلها ) بین شما خدا می گوید آنکه شبیه تر است محبوب تر است فان الله یحبها . خدا دوست دارد کسی را که مکرمت ها و بزرگواری های اخلاقی دارند چون شما من را بیشتر نشان می دهیم . من بیشتر در شما ظهور دارم این می شود محبت ، محبت خدا مثل محبت ما که نیست یعنی آیه تر است بیشتر خدا را نشان می دهد و ایاکم و مذام الافعال از رفتارهای پست بپرهیزید چون خدا از پستی بدش می آید ، یعنی از دوری . خیلی بد است استاد زحمت بکشد ببعد از 15 – 20 سال ببیند شاگردش هیچ ندارد هیچ رشد و تعالی ندارد ، هیچ قدرتی و جانی ندارد خوب خجالت آور است ، شرم آور و زشت است . جان ندارد هیچ کاری نمی تواند بکند . ابتدایی ترین چیز را هم بلد نیست ، معلم می بیند سالها درس داده تمرین داده شاگردش هنوز در برخورد با پدر و مادرش مشکل دارد گاهی این اتفاق برای ما می افتد به کسی برنامه داده ایم ، چهارمین ، پنجمین برنامه را دارد می گیرد بعد می بینیم این هنوز نمی تواند با والدینش درست رفتار کند با همسرش نمی تواند اصلاً در گردنه ی مادر ، در گردنه ی پدر مانده آدم ناراحت می شود غصه آور است . آدم بدش می آید هنوز در خانه عصبانی است ، هنوز دست بلند می کند ، هنوز فحش می دهد و حرف های رکیک می زندذ این مال گردنه ی 20 سال پیش بود باید ردش می کردی اینهمه معارف خوردی کوفتت بشود و می شود یعنی چه ؟ یعنی هدر می رود شما نمی توانی جمع را یاد نگیری و تفریق را کار نکنی بعد بخواهی ضرب کار کنی ضرب را یاد نگیری تقسیم را چه کسی می تواند یاد بگیرد ؟ نمی شود یکبار یک آقایی وقتی برای من نوشت دیدم خطش خیلی افتضاح است گفتم تو کلاس چندمی ؟ گفت دیپلم دارم گفتم من که باور نمی کنم دیپلم داری این خطت است ؟ گفت دارم گفتم خدا وکیلی تو درس خوانده ای گفت نه من یا کارهای شخصی معلمم را انجام می دادم یا جایی که نمره نمی داد چاقو می کشیدم . خودش را کاملاً نشان می دهد الان می گویم بیا تقسیم کن می گوید بلد نیستم پس تو کار نکرده ای بعد از اینهمه سال کلاس آمدن نمی داند با شوهرش با زنش چطور باید رفتار کند ، با پدر و مادر ، معلم دور و بری ها لنگ است هدر رفته است واقعاً هم دورسی می آورد . این پز نیست که کسی بیاید سر کلاس معراج بنشیند . کلاس معراج خیلی مهم است خصوصی است چنان و چنان است جز اینکه قساوت قلب بیاورد کار دیگر نمی کند چون با آن راه نمی آیی . وقتی استاد می بیند مثلاً از وقتی بحث محبت شده ، بحث رضا و توکل شده تو آدم بی عرضه و پیزوری هستی در محبت و دعواها و خاله خاله بازی ها با دانستن و ندانستنت شنیدن و نشنیدنت آمدن و نیامدنت یکی است خوب این تهوع و تنفر آور است . چه کسی را ما داریم مسخره می کنیم ؟ آمکده ایسم بنشینیم که چه شود ؟ مگر غیر از برای " شدن " است و " نمی شویم " خیلی شرم آور است . بچه بازی با همه دور و بری ها حرف زدن ، غیبت کردن پچ پچ کردن خیلی راحت ... تو چه رشدی کردی ؟ چه تلاشی کردی ؟ چقدرز آمدی بالا ؟ افتخاری نیست . تو هنوز آدم عصبی و پرخاشگری هستی که خودت را نمی توانی کنترل کنی . فان الله عزوجل یبغضها خدا بدش می آید . راه به این شفافی بکشید به سوی بزرگواری ها بزرگ شوید مکرمت های اخلاقی بزرگ شوید مثل پیغمبر ، مثل ائمه تان . همان طوری رفتار کنید زینت باشید فرمایش از امام رضا چقدر زیباست . آموزش هم داده تا اینجا هر چه حرف زدیم حضرت اینجا مثال می زند تا تو بدانی بزرگواری و به چشم خدا دیگران را دیدن یعنی چه ؟ حذف خود یعنی چه ؟ ایشان از قول پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید علیکم بمکارم الااخلاق فان الله عزوجل بعثنی بها . خداوند مرا مبعوث کرده به بزرگواری ها شما می خواهید دنبال من بیایید و با من محشور شوید باید بروید به سمت بزرگ شدن دست از بچه بازی بردارید یک بسیجی 18 ساله مثل پیغمبر بزرگ است یک آدم 60 - 70 ساله کوچک است روی خودش کار نکرده ، نمی تواند هنوز سر سفره و غذا مشکل دارد سر لباس و مزه و رنگ و مدل اتومبیل ، سر اینکه کجا بنشینم کجا ننشینم مشکل دارد ، سر اینکه چطور با من برخورد کنند چطور صدایم کنند چه خطابم کنند مشکل دارد بنده گرفتار است حال مثالها را دقت کنید چقدر قشنگ است و ان مکارم الاخلاق ان یعفو رجل عمن ظلمه . به به کسی که به تو ظلم می کند عفوش کنی روی دسته شمشیر پیغمبر قربانش بروم نوشته اعف عمن ظلمک کسی که به تو ظلم کرد اصلاً کینه به دل نگیر . هنر اینست که دعایش بکنی مثل مادرمان فاطمه زهرا که همه کسانی را که اذیتش کردند دعا می کرد ، و یعطی من حرمه و اینکه کسی که محرومت کرد تو به او بدهی تو محرومش نکنی . کسی با تو راه نیامد یک کاری برایت نکرد تو بکن چون این اخلاق الهی و شبیه خدا شدن است . اخلاق زمینی اینست . به من ظلم کرده من هم انتقام می گیرم نمی بخشم به من نداده من هم به او نمی دهم مرا دعوت نکرده دعوتش نمی کنم ، اصلاً اینجوری نیست . مردم معلم ما نیستند . درست خلاف آنچه با تو رفتار کرده با او رفتار کن . می گویند هالو است . خیلی خوبست زمینی به تو بگویند هالو پس تو برد کرده ای ، تو زمینی نیستی ، از نگاه زمینی ها هالویی . پیغمبر هم خودش اینجوری بود می گفتند این دیوانه و هالوست و پیغمبر می گوید به مومن هم همین حرفها را می زنند هر قدر بیشتر شبیه پیغمبر باشی هالوتری . طبیعت گرا به تو بگوید هالو یعنی آفرین یعنی تو با فرهنگ ما جور نیستی . دیده اید اان بعضی ها آن جوری که هستند خوبند ، به آنها می گویند هنوز پنجاه و هفتی اند . در حال و هوای 57 و جبهه و جنگ مانده اند بارک الله . ماها خیلی دوست داریم به روز تأیید شویم

Up to date همه از ما تعريف كنند امروزی هم باشیم و فرهنگ امروز همیشه فرهنگ خوبی نیست همه جا و همه کس باید ما را تأ یید کنند و از ما راضی باشند و خوششان بیاید ، نمی شود دشمن خوشش بیاید آمریکا و ابرقدرتها و سازمان ملل و غربیها و چها تا بی دین و فاسق و فاجر و منافقین ، سلطنت طلبها ، توده ای ها همه خوششان بیاید به به و چه چه هم بگویند ، ما هم آدم های خوبی باشیم الان پیش کسوتهای گذشته ما خیلی شان اینجوری اند می خواهند همه تأییدشان کنند هیچ کس نگوید تو بدی ، هیچ کس به آنها انگ نزند ، نگوید شما دیکتاتورید ، زور گوید ، متحجر و خشن هستید ، تروریست هستید . تحمل این حجرفها را ندارند لذا از بیت المال و خون شهدا سرمایه گذاری می کند و باج می دهند و امتیاز می دهند این در بعد سیاسی اش ، در ابعاد اخلاقی و اجتماعی ، مسجد ، هیأت امناء ، بسیج همه جا اینجوری اند . در کار و کاسبی ، در فامیل می خواهند همه تأیید بکنند اینجوری نمی شود ما گرفتاریم می خواهیم همه تأیید کنند بگذار به ما نگویند پخمه. عطا بکند به کسی که محرومش کرده رفتی خواستگاری ، دختر قبول نکرد از تو خوشش نیامد یا پدر زن نمی خواست دختر می خواست و نشد جگر داری پدر زن را بعد از این قضیه دعا کن از صمیم قلب دوستشان بدار و دعا کن نفرین نکن کینه به دل نگیر دعایشان کن صمیمانه . رفتی وام بگیری نداد ، دعایش بکنی ، درخواستی از کسی داشتی اجابت نکرد کینه به دل نگیر و همان جور قشنگ که اگر می داد می کردی دعایش کن اگر می داد چطوری نگاهش می کردی ؟ همان جور نگاهش کن انگار داده این خیلی مهم است که ما پیغمبر زده تو خال یعنی دست گذاشته روی صفتی که جامع صفات است . در سه کلمه گفته ولی همه اخلاق در همین است . کسی که ظلم کرد دعایش کن . می گوید شوهرم مرد نفهمی بود خیلی پست بود و اذیتم کرد بعد هم با ذلت طلاقم داد دعایش می کنم . بارک الله به این زن . زنم بود جفا کرد بی تحملی کرد بی ظرفیتی کرد ولی من دعایش می کنم برای چه طلاق دادی ؟ به شما ربطی ندارد . باید غیبت کنم تا علتش را به شما بگویم نمی کنم . ظلم نمی کند ، غیبت نمی کند برای چه ارتباطت را با او قطع کردی ؟ بالاخره توفیق نبود . نمی شود پشت طرف صفحه بگذاری که این با من قهر کرد مثلاً نمی گوید خودم هم اینجوری ، عیب می گذارد روی طرف مقابل می گوید او اینجوری بود من قطع کردم . محرومیت خیلی مسئله است و محرومت می کند نمی گذارد به خواسته ات برسی دعایش کن و تو اگر او نیاز دارد به او بده . دعا کردن یک مرحله خیلی خوبی است نه تنها دعایش کند ، به او بدهد . اینها صحنه های حقیقی زندگی انسانی است تا بگوید دو بیشتر است یا سه قهر می کتنم صله ارحام ، دوستان ، اساتید ذوی الحقوقین را قطع می کنیم ، چند دفعه تو ذوقت زده ، چه اشکال دارد یکی از اساتید من می گفت من اساتید کافرم را هم شبها دعا می کنم در جوانی بعضی رشته ها که کار کردم اساتید من کافر بودند هنوز پیش خدا دعایشان می کنم بارک الله استادم بود ، چیزی به ما یاد داد این چند تا یادمان نرود که پیامبر روی دسته شمشیرش بود همینها را انسان رعایت کند اوج می گیرد به خدا می رسد ان یعفو الرجل عمن ظلمه . اینکه شخصی از کسی که به تو ظلم کرده عفو کند و یعطی من حرمه ببخشد به کسی که محرومش کرده و یصل من قطعه با کسی که قطع ارتباط با او کرده وصل شود . با پدر و مادر و فامیل و پدر شوهر و مادر شوهر خیلی راحت قطع رابطه می کند من خوشم نمی آید خانه مادر شوهر بروم ، خوشم نمی آید با اینها رابطه مان را کم کنیم خودمان باشیم و خودمان . اخلاق های حیوانی و خود محورانه ، طبیعت گرایانه .. می گوید با کسی که با تو قطع ارتباط کرد به او بپیوند کسی که نمکی آید تو برو . و ان یعود من لا یعوده کسی که به عیادت تو نیامده تو به عیادتش برو . من مریض بودم و شش ماه سرطان داشتم د بیمارستان بودم نیامدند دیدن ما حالا او عمل کرده آنهم آپاندیس بروم ملاقاتی . نه بابا دیگران منلاک نیستند . کوچکتر چه معنا دارد بزرگی چیست ؟ پیامبر فرمود به بچه ها سلام کنید و من این عادتم را تا آخر عمر کنار نمی گذارم تا بعد از من به بچه ها سلام کنند . آقا ادب اقتضا می کند کوچکتر سلام کند اما اخلاق ، مکرمت به بزرگ می گوید اصلاً بزرگی خودت را نباید ببینی . سابقه خودت را من داماد بزرگم ، من داداش بزرگم ، پاشو اول عید تو برو خانه کوچکترین برادرت او می خواهد بیاید می خواهد نیاید . چون خدا هم با ما هیچ وقت اینجوری رفتار نمی کند . نمی گوید من خدا هستم . اخلاق خدا خیلی دوست ادشتنی است خدا که این حرفها را به ما زده خودش عمل می کند به او ظلم می کنی به ما ظلم نمی کند گناه ما را عفو می کند قطع می کنیم او وصل می کند آشتی نمی کنیم او واسطه ی آشتی می فرستد . عجب خدایی ، دشمنی می کنیم با او ، او دوستی می کند . عجیب است در دعای افتتاح می گوید من بغضم را به تو نشان می دهم و تو مودت می کنی به من . فلم ار مولی کریماً اصبر علی عبد لئیم منک علی یا رب من هیچ مولایی کریمتر از تو ندیدم که بنده پستی مثل من صبور باشد . خدا ، خدایی نمی کند اصلاً برای ما بزرگی نمی کند 60 سال با من جنگیده تا به او بگویی سلام می گوید سلام . تا بگویی بر می گردم می گوید در باز است بفرما . پیغمبر را نگاه کنید چکار کرد ؟ اینهمه سال ابوسفیان اذیت و شکنجه کرد کشت و جنگ راه انداخت ما بودیم دستمان به او می رسید چه می کردیم ؟ می گفتند چرا صدام زن و بچه اش را فرستاده ایران ، ایران از آنها پذیرایی کرده نگه داشته ؟ امام سجاد ، امام رضا هم همینطور بود . امام رضا در مدینه بود لشکریان هارون الرشید آمده بودند در مدینه جنایت کرده بودند کشت و کشتار و اذیت . فرمانده شان ریخت خانه امام رضا تا برود طرف زن و بچه امام رضا ، حضرت فرمود یک لحظه صبر کن دم در ، چه می خواهید ؟ خانمها طلا و اموالتان همه رزا بدهید . اصلاً به خانه امام هم رحم نکردند . حالا امام رفته ولیعهد مأمون شده این آقا هم آنجاست . اشاره کند مأمون گردنش را زده .مأمون گفت تو رفتی در خانه این آقا ؟ گفت دستور پدرت بود گردنت را می زنم امام رضا مامون را صدا زد گفت بیا. آدم امام شناس نباشد خودش را بی خود بدبخت می کند به مامون گفت ظلم زیاد کرده او را ببخش. از او بگذر. مامون گفت: حالا که شما فرمودید چشم می بخشم بعد برگجشت پیش او که امام را نمی شناخت چقدر بزرگوار است فکر کرد الان مثل خودش است گفته این را گردن بزن. گفت به آن خدمتی که به پدرت کرده ام به خدا قسمت می دهم آنچه این آقا گفت در حق من عمل نکن مامون گفت باشد گردنش را بزنید. ما وقتی خدا را نمی شناسیم معصوم را نمی شناسیم خیلی بدبخت و بیچاره می شویم شجاعت توبه را دیگر نداریم شجاعت بازگشت و آشتی رت دیگر نداریم. شیطان چنان گناهانمان را بزرگ می کند که انگار با یک خدای خسیس بخیل تنگ نظر روبروییم که الان .....نه خدا این جوری نیست تا زنده ایم خیلی فرصت داریم یک خدایی که خیلی خداست خیلی دوست داشتنی است مولای کریم است به به به حضرت سجاد یزید گفت می توانم توبه کنم فرمود بله. مروانی که ابن همه جنایت کرده بود ریختند توی مدینه به خانه او. زن و بچه اش آمدند به حضرت سجاد پناهنده شدند همه را پناه داد نیامد درب را باز بگذارد آنها را بکشد. پیغمبر آمد مکه گفت خیلی ها ظلم و جنایت زیاد کرده اند اگر مرا ببینند می ترسند ( همان اتفاقاتی که بین آن آقا و امام رضا افتاد) چون به من خیلی ظلم کردند دیگر توبه هم رویشان نمی شد بکنند هر کس ، ابوسفیان که هیچ برود خانه ابو سفیان انگار خانه ما رفته با ما آشتی است.

ما واقعا خدا وکیلی امت این پیغمبریم؟ ما امت این آقائیم؟ این پیغمبر ماست؟ بچه های این آقا هستیم؟ ما ها پر از بغض و کینه ایم، پر خشونت و نفرت و خود خواهی نمی توانیم. اگر ما مکرمت داشتیم آمار طلاق ما به نزدیک صفر می رسید این همه زندان و زندانی نداشتیم اگر ما مکرمت داشتیم میلیون ها تومان پول بیت المال در قوه قضائیه و نیروی انتظامی خرج نمی شد. ما اصلا با این پیغمبر زیاد فاصله داریم بعد از این همه جنایت دارد با نگاه خدا به ابوسفیان نگاه می کند نه نگاه یک شخص طبیعت گرا که این جنگیده کشته، چه کرده، یکی از اساتید می گفت اگر مردم تحمل می کردند ما ساواکی هایی که شکنجه دمان کردند را می بخشیدیم. و ان .... عبادت کند کسی را که به عبادت او نیامده. این ها شنیدنش مسئولیت می آورد فقط شنیدیم و رفتیم نمی شود ها؟ شنیدن تک تکش مسئولیت می آورد آدم باید تمرین کند و وارد زندگی کند. شروع کند از یک جا. از خانه اش از نزدیک ترین کسانش اول هم چنانکه خدا به پیغمبر می گوید اول از خانه ات شروع کن ما هم از خانواده مان شروع کنیم. چقدر شرم آور است زن و شوهر بعد از سالها زندگی شان هنوز خاطرات بد در ذهنشان ما نده ما کجا این پیغمبر کجا ما کجا خدا کجا، چه رسد بی ادبی کندد ( نعوذ بالله) به همدیگر، حرف رکیک بهم بزنند نعوذ بالله دست روی هم بلند کنند این خیلی خطرناک است مسئولیت می آورد. حدیث معراج خوندیم باید با پیغمبر معراج داشته باشیم ما هم بالا برویم . کلاس معراج است می خواهیم بالا برویم. پیغمبر ما را به مقام خودش دعوت می کند شما هم این جور باشید آخ این پیغمبر چقدر دوشت داشتنی است و ناز و شیرین است. یکی از قشنگ ترین جاهای نماز اینجاست کهخ تو می گویی السلام علیک ایها النبی به به سلام می کنی به این پیغمبر یکی از قشنگ تعرین قسمت های زندگی ما آن جاست که می گوییم اللهم صل علی محمد و آل محمد چقدر عالی است. پیغمبر به این زیبایی به این دوست داشتنی، به این کریم و بزرگی. در نظر می گیریم ای کاش آدم بتواند هزار بار، هزار بار ، هزار بار جانش را برای این پیغمبر بدهد. او کسی است که آدم را وادار می کند ساعت های زیاد بنشیند فقط برایش صلوات بفرستد و اعطمه الفضل و الفضیله و الوسیله و الدرجه الرفیعه و ابعثه مقاما محمودا یغبطه به الاولون والاخرون برای پیغمبر باید این جوری دعا کرد چه پیغمبری، چه امامانی، چه شخصیت هایی چه پدرانی ما داشتیم. آدم برود شبیه به پدرش بشود شبیه مادرمان فاطمه زهرا بشویم که: الجار ثم الداراول همسایه بعد خانه. الحمد لله رب العالمین