جلسه 018 - حدیث معراج
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
11
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - حدیث معراج

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

«اَلمُسلمُ اَخوالمسلم و لایخزل و لایکونُ» مسلمان برادر مسلمان هست. نه به او ظلم می کند، نه او را خوار می کند و نه خیانت می کند بهش. این «اَلمُسلمُ اَخوالمسلم» توضیح دارد که آیا ما پیام امام صادق (ع) را که می فرماید: «اَلمُسلمُ اَخوالمسلم» یا پیام قرآن را که «اَنما المومنونَ اِخوه» مؤمنین با هم برادر هستند آن "انما" که بر سرش قرار گرفته است خیلی مهم است. برای اینکه بدانیم ما این پیام را گرفتیم یک مقدار از متن روایات را با هم جلو برویم که در این بررسی معلوم می شود که آیا ما واقعاً می توانیم به همین شفافی که خداوند تبارک و تعالی با ما سخن گفته، ما هم به همین شفافی درک کنیم یا نه، فقط خواهش می کنم که عزیزان روی بحث کاملاً تمرکز داشته باشند چون می خواهیم بحث کلیدی و مهمّی را بگوییم که باید بعداً بر روی آن تمرین کنیم. مقدّماتش خیلی مهم است، به این مقدّمات که در اینجا گفته می شود اگر خوب دقّت نکنید بعداً که این مطلب گفته می شود موفق نمی شوید نه خوب بگیرید و نه موفق خواهید شد که تمرکز و تمرین انجام دهید، فعلاً خیلی نرم وآرام با فرمایش امام صادق (ع) پایین بیایید اَلمُسلمُ اَخوالمسلم . قرآن چه فرمود: انما المسلمونَ اِخوَه برادر است که به او ظلم نمی کند،ظلم نمی کند ولا یَحزَنو خارش نمی کند یعنی اساساً ظلم به برادرش، تحقیر او و خار کردن او اصلاًدر مخیّله اش نیست وحتی به آن هم راه نمی یابد و دوست ندارد هیچ کس،هیچ خاری را ببیند،شکست کسی را ببیند. افراد با فتوّت افراد،افراد جوانمرد، مؤمنین حقیقی، اولیای خدا و ائمه این چنین بوده اند یعنی اصلا راضی به خار شدن کسی نبودند هر چند که آن شخص کوتاهی کرده و مقصّرباشد شما در مورد حرّ در کربلا می بینید که سیّدالشهدا(ع)با حرّ که عامل آمدن امام حسین به کربلا و حبس شدنش در آنجا شد تا لشگریان دشمن برسد، می بینید که چقدر زیبا با حرّ برخورد می کند و چقدر زیبا همه لشگر امام حسین چه آنهایی که کشته شدند و چه آنهایی که باقی ماندند حرّ را به شیرینی پذیرفتند، آنها بدتر از حرّ را هم پذیرفتند آنها اگر می دیدند که امکان داره یک نفر گذشته اش را جبران کند راه را نمی بستند این یک رمز بزرگ است، خواهش می کنم دقّت کنید اگر با کسی برخورد کردید ،هرکس، فرقی نمی کند که به یک مخاصمه به یک درگیری ویا به یک مشکلی رسیدید اگر می بینید که می توانید گذشته را جبران کنید هیچ وقت راه را به کسی نبندید،اگر می تواند جبران کند هیچ وقت روی هیچ کس راه را نبندید پُل را پشت سر هیچ کس خراب نباید کرد چون این چیزی است که توقّع خود ما از خداوند تبارک و تعالٰی است یعنی ما بارها شده است که کار را به مو و باریکتر از آن رسانده ایم و بارها شده داخل جهنّم سقوط کرده ایم ، در تمام مدّت عمرمان تا اعماق جهنّم رفتیم باز در عمق جهنّم دستمان را بالا گرفتیم خدایا: خُذِ به یَدی دستم را بگیر بالا بیار، و توقّع داریم که خدا هم این کار را انجام بدهد، حالا اگر خدا هم آن موقع که در جهنّم هستی بگویی «خدایا دستم را بگیر» بگوید من خدا را قبول داری یا نه می گوییم بله قبول داریم می گوید: منِ خدا به تو می گویم قول هم می دهم ( خدا که قول بدهد خیلی حرف است ) به تو قول هم می دهم که اگر من دستت را بگیرم بالا بیاورم دوباره همین اشتباهات را تکرار می کنی و خودت را ته جهنّم پرت می کنی ، ما به خدا چه می گوییم ؟ به خدا اعتماد داریم اما به خدا می گوییم خدا دستم را بگیر بالا بیار.هیچ وقت پل را پشت کسی خراب نکنید موقعی هست که می توانید با کسی رابطه برقرار کنید یک دوست،یک رفیق، همسرتان نمی دانم پدرشوهر، مادرشوهر، پدرزن، مادرزن، باجناق ، داداش، خواهرخوب بهتر می توانید رابطه داشته باشید اگر از آنها ظلم و خیانت و مشکلاتی دیدید به وظیفه خود عمل کنید تغافل و تجاهُل وعفو سفّو اینها در مواقعی هست که کار به جای باریک باریک باریک بکشد ولی این احتمال هست که طرف مقابل خود می خواهد که این قضیه ادامه پیدا کند پُل را پشت سر کسی نباید خراب کرد، موقعی هست نه اصلاَ مصلحت نیست خاری اش را دوست نداری ببینی، خاری اش را دوست نداری ببینی ذلتش را دوست نداری ببینی می توانی خارش بکنی آره؟ می توانی پشتیبانی اش نکنی تا رسوا بشود دلت خیلی هم خنک می شود چون به تو هم ظلم کرده است می گوید اگرنمی توانید رابطه داشته باشید رابطه را نداشته باشید اگر قرار است از هم جدا بشوید مثلاً طلاق بشود مثلاً دو تا دوست از هم جدا شوند، دو تا همکار از هم جدا شوند ولی پُل را خراب نکنید رابطه عاطفی وشنخصی را حفظ کنید حالا کاری نمی توانید انجام دهید همسری را نمی توانید داشته باشید ظلم نکنید. ما چقدر رابطه زناشویی داشتیم که از هم پاشیده و چون دو طرف عادل بوده و به هم ظلم نکرده اند دوباره آشتی کرده و یک زندگی خوب را ساخته اند، دو تا دوست و دو تا همکار داشته ایم که در عین حالی که از همدیگر جدا شده اند و بینشان به هم خورده است حالا یا سوءتفاهم پیش آمده یا نه هردو و یا یکی از آنها در حقّ دیگری ظلم و جنایت کرده ولی چون عدالت را رعایت کرده اند بعد دیدیم که خیلی چیزها خوب شده و برگشته. یک حدیثی را برایتان می گویم نمی دانم که چقدر طول می کشد که این حدیث را باور کنید ولی این یک گنج است، این را که می گویم یک گنج است و فرمایش این است که همین الان حفظش کنید « الحِلمُ عشیرةٌ » بگویید عشیره انگار طرف عشیره دارد عشیره اش پُشتش است خیلی آدم های خوب و مؤمن، مدیر، مدبّر وقدرتمند همین حلم را نداشتند و باعث شده که خیلی ها از اطرافش بروند و فرار کنند و هیچ وقت هم از یکدیگر خوششان نیاید، می گوید آقا طرف آدم خوبیه نمی توانیم با او کار کنیم اصلاً برج زهر مار است یک تلخی هست که نمی شود با او کار کرد من نمی خواهم اصلاً ترجیح می دهم دوری و دوستی ولی کسی که حِلم دارد، حِلم دارد دشمن های خودش را می تواند به دوست تبدیل کند شما نگاه کنید بسیار ائمه (ع) به خاطر داشتن حِلم دشمن هایشان را به فداکارترین دوستانشان تا جایی که در راهشان جان داده اند تبدیل کرده اند بگذریم از یک دسته خبیثی که خباث درونشان بوده است صمٌ بکمٌ امّیون فهم لا یَرجعُون اکثر کسانی که پیغمبر ائمه باهاشون سرکار داشتند بر رویشان تأثیر گذاشته اند تحوّلات عظیمی درآنها ایجاد کرده اند. در رابطه با همین قضیه خاطره ای برایتان بگویم درمورد همین قضیه حِلم ما چون با گروه صحبت کردیم بچه های گروه هم الحمدالله آمادگی داشتند تقویت شدند و این را ازاوّل می دانستند که در این مأموریت باید اینگونه انجام بدهند گفتیم آقا بعضی از ما خوششان نمی آید ،توی این سفر بعضی ها علیه ما توطئه می کنند ،بعضی ها اذیّت می کنند، بعضی ها زمینه کاری ما را خراب می کنند، بعضی ها حسادت می کنند این هست یعنی شما مطمئن باشید که شما گرفتار این می شوید خدا را شاهد می گیرم در محضر خدا دارم صحبت می کنم برای اینکه بدون استثنا تمام اعضای گروه حلیم شده بودند یعنی دستور داشته اند که حلم داشته باشند و هیچ کدام هم نبریدند وقتی قولی دادند پایمردی کردند و ایستادند مکرّر اتفاق افتاددر تمام شهرهایی که ما رفتیم کسانی که موذءگیری های شدید منفی داشتند موقع جدایی با بغض از ما جدا می شدند یعنی ناراحت بودند که دارند از ما جدا می شوند ما هم ناراحت بودیم از آنها جدا می شویم چون در دل ما که یک ذرّه کینه وجود نداشت اما هیچ وقت کینه های آنها، بدخواهی های آنها، حسادت های آنها نفهمی های آن ها اصلاً روی کار ما سایه ای ایجاد نکرد اینکه من می دانم که فلان کس بَد من را می خواهد علیه من دارد می زند و شیطانش فعّال هست باعث نشود که من هم مثل او بشوم و من هم مثل او شیطان بشوم و شیطان او بتواند شیطان من را هم فعّال بکند این خیلی مهم است و اگر فعال نشد، اگر فعال نشد انسان حلیم بود همین دشمن همین توطئه گر تبدیل می شه به چی ، تبدیل می شه به دوست برای همین این شگردرو قرآن تعلیم می گیره خدا می گه من این را به تو تقدیم کردم ای پیغمبر این را بهت دادم به وسیله این هست که دشمنانت را تبدیل به چی کردی تبدیل به دوست کردی و این یک مهارت خیلی مهمّی هست شما تو زندگیتون یک موقعی هست مادرشوهر، مادرزن، پدرشوهر، خواهر شوهر، مادرزن، باجناق، جاری، خواهر نمی دانم برادر علیه شما موضع گیری های منفی دارند تو زندگی همه شما هست حتّی پدر و مادر، حتّی پدرومادر این یک هنر است که انسان بتواند تحت تربیت اسلامی یک کاری بکند اون کسی که یکسره قر می زند نق می زند اذیّت می کند خرابکاری می کند آبروریزی می کند متلک می اندازد توطئه می کند حسادت می کند بتونی تبدیل بکنی به یک دوست خیلی خیلی خوب و صمیمی امّا این چی می خواد این مرگ سیاهه از نوع مرگ ها سیاهش به نوع مرگش بتونیم نوش جان کنیم این مرگ را اگر بتوانی این زهر را بخوری جام زهر را بخوری بعد معجزه اتفاق می افتد باید بخورید و صبر کنید باید بخوری و تحمّل بکنی اگر این کارو کردی اون معجزه چی می شه اتفاق می افتد پس یک بار دیگه حدیث رو با هم بگیم العشیرة و عشیره است گاهی وقت ها مثل همین سفری که ما رفته بودیم گاهی وقت ها آدم تنها و غریبه یک جا ولی حلم دارد همون حلم باعث می شود که صد نفر دورش چی بشن جمع بشن یک موقع هست نه خیلی پول داره ثروت داره امکانات داره اعتبارات داره من مثال نمی تونم براتون بزنم اگه مثال بزنیم می شناسید می دونید ولی می بینید که شکست می خورید چون اون چیزی که عشیره است لازم عشیره بودن را ندارد شما تا به حال فکر کردید که چرا خداوند اصرار داره همه دوستاش رو انبیاءرو با بی پولی با غربت با تنهایی بفرسته دنبال کار همه رو تک تک فرستاده چرا اصرار داره خدا که ان تقو موالله مثنی و فرادی می دونی میخواد چی کار کنه می خواد معجزه تکیه بر خدارو به ما نشون بده که اگر یک نفر با خدا بود پس با همه چیز هست من و خدا پس به کس دیگه ای احتیاج نداریم من و خدا من گاهی وقتها می بینم مطالعه می کنم دوستانم بهم گزارش می دهند یک دختر مسیحی یک مرد مسیحی یک کشیش مسیحی یک کشیش به خاطر ایمانی که به دین خودش داره به دین خدا تکیه ای که به خدا داره تنهایی را در تبلیغ تحمّل می کند غربت رو در تبلیغ تحمّل می کند خداوند تبارک و تعالٰی در کارش خیلی برکت می دهد خیلی برکت می دهد هر کس رو خدا حساب بکند بگه من و خدا بسّه ابزارهایی که خدا داره در اختیارش بگیره حدیث داریم تمام ثروت پیغمبر چی بود لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم همه چیزش او بود همین الحلم وعشیره من یک آدمی رو می شناسم که در مسائل فرهنگی آدم موفقیّه قدرتمند هم هست همیشه فکر می کردم که رمز موفقیّت این چیه گهگاهی تو طول سال یک بار، دو بار، سه بار همدیگرو می دیدیم می گفتند این چه جوری می تونه این قدر موفق باشه کار بکنه و کارش این قدر برکت داشته باشه یک روزی من رو دعوت کرده بود تو یک جلسه ای، توی یک جلسه ای من رو دعوت کرده بود بعد مثل من هم چند نفر اومده بودند از گروه ها و مؤسسات دیگر هم اومده بودند یکی دو تا از فرهنگی های به قول خودشون سابقه دار توی جلسه شروع کردن با عصبانیت حرفشون رو زدند همون حرف حقّ خودشون رو که می خواستند بزنند با پرخاش و عصبانیت زدند بعد راهکارهای خیلی خشنی می دادند خیلی تند و تیغ دستشون بود و خود شمشیر دستشون بود همش می گفتند جراحی، جراحی ،تیغ، شمشیر دیدیم ایشون تو یه وقتی که این حرف هارو شنید حال اون ها روحانی بودند این شخصی بود اون تیغ به دست ها آخوند بودند آخوندهای خام و پُر سابقه کاری پُر هیجان گفتش که ما اینجوری موفّق نمی شیم شما اوّل یه ذره آروم باشید خودتون الحِلمُ اَسیرة اونها گفتند نمی تونیم با این امکانات با این وضع با این کمبودها نمی دونم معضلات چجوری رابطه این طوری کنیم چه طوری بتونیم یک کار بزرگ کنیم خوب مگه امکانات نمی خواهید چرا امکانات چیه حِلم الحِلمُ عشیرةٌ امکاناته دیگه هزار بار من دیدم عروس هایی که رفتند تو یک خونه بابا ننه و خواهر برادرهاشون اصلاً دوستش نداشتند ولی به قدری زیبا عمل کردند پدرشوهر و مادرشوهرو نمی دونم خواهرشوهر و برادرشوهر جاری و همه شدن کس و کار این پشتش سخت واایسادند پسر دیدم تو خونه خودش خیلی بدبخت بوده غریب و ذلیل بوده ولی اونقدر زیبا عمل کرده همه ایل و تبار زنش شدن خواهر و برادرهای این لشگر درست کرده ولا یَخَزلُ اگه تو دلت قند آب شد یه نفر پیشت خار شه ها اگه از تحقیر کردن یه نفر لذّت ببری از کوچیک کردن یه نفر لذّت ببری از بیان اشتباهاتش لذّت ببری یه موقع است لازم و اشتباهات یه نفر رو به رُخش بکشی ها یه موقع یه نفر است لازمه تنبیهش بکنی توبیخش بکنیم ولی اگه برای خُنکی دلت باشه حتماً سرت میادحتماً سرت میاد اگه برای عصبانیت یه نفر رو تحقیر کردی آتیش دلت بخوابه توهین کردی به یه نفر عیب هاشو به رُخش کشیدی شاید خیلی از عیبهاش دست خودش هم نیست همین که یه نفر یه مسلمان، مسلمنان یه مؤمن المؤمن اَعظمُ اُمة مِن بالکَعبه مومن حرمتش از کعبه هم بیشتر است همسرت ممکن است یه زن مؤمن باشه شوهرت ممکنه یه مرد مؤمن باشه خواهر و برادرت دوستت ، همکارت، رئیست، زیردستت یه مؤمن اگه تحقیر بشه بوسیله تو مطمئن باش خدا خارت می کنه یقین بکنه که خدا چی کارش می کنه خارش می کنه چرا می فرماید اِنّ الله یدافِعُ عن الذینَ امنو خدا دفاع می کنه از مؤمن سخت وا می ایسته پشتش خداست فکر نکن زنته اومده با ناچاری داره باهات زندگی می کنه هر وقت هم دلت خواست و با چُماق طلاق و نمی دونم برو خونه باباتُ از تو بهتر هستن و راحت میشم و نه اگه گفتی و همین که از دهنت در شد و خدا می شنوه فقط سمع اللهُ لِمن حمده نیست بلکه سمع اللهُ کُلَ شی اِن الله سمیعٌ بَصیرسمیعٌ عَلیم می شنوه الان تو محضر خداست که داریم حرف می زنیم شنید خدا پسره می بینی اینقدر بی حَیاست که جلوی خانواده زن جلوی سه چهار تا بزرگتر خیلی احترام می گذاره تنها که میشند قُرقُر و فُحش می دهند فکر نمی کنند که بالاتر از اون کس و کار زَنه همه فرشته ها خدا ائمه امام زمان (عج) دارند می شنوند چه جوری جیگر می کنه یه دفعه اینجوری کنه آدم می مونه خیلی قدرت می خواد خیلی شجاعت می خواد یه نفر آدم فکر کنه بی کس و کاره اصلاً مؤمن و مسلم بی کس و کار نیست اصلاً بی کس و کار نیست خوب بنابراین خیلی انسان باید احتیاط کنه خیلی باید احتیاط بکنه پس این لا یَخذُن پس ظلم نمی کنه بهش اون که بحث جداست بهش ظلم نمی کنه خارش هم نمی کنه تحقیر و تمسخر هم نداره نسبت به یه مسلمان آقا وقتی می گم یه مسلمان دقّت کنید هان ببینید شما سوار یه اتوبوس می شید یه آقای مسلمان یه خانم مسلمان با شما برخورد می کنه قبلاً دیدیش یا ندیدیش یه هان یه برخوردی پیش میاد بینشون یه برخوردی پیش میاد این رو داریم میگیم الان اگه دوستته اگه همسرته اگه سابقه رفاقت داره اگه نون و نمک همدیگه رو خوردید اگه بینتون مودّت بوده و هست اگه همکاریت اگه همسایه هستید و و و خیلی چیزهای دیگه است خیلی خطرناکه اوضاع بعداً میگه المسلمُ یه مسلمون یه سیاه پوست آفریقایی که اصلاً ایرانی هم نیست یه افغانی یه ایرانی برای کسان دیگه یه عرب یه اروپایی یه آمریکایی فرق نمی کنه اینهارو مثال می زنم برای چی مثال می زنم می خواهم برسیم به اون شاه کلیده که می خواهم امشب بگم براتون اون شاه کلیده خیلی مهمّه با این مثال ما، ما تازه می فهمیم که ما چقدر خشن زندگی کردیم و خشن هستیم ما چقدر از اسم رحمن و رحیم چیه دوریم بی بهره ایم از اسم رئوف دوریم دوریم بی بهره ایم از اسم رئوف از اسم غفور دوریم از اسم اخوو دوریم از اسم توّاب دوریم پس ظلم ممنوع خار کردن و تحقیر کردن و عیب ها را به رخ کشیدن واشتباهات رو به رُخ کشیدن و اینها هم ممنوع ولا یَخوُنُ خیانت هم بهش نمی کنه شما اگه فکر کنید همین سه تا دستور تو جامعه اسلامی پیاده بشه آقا می خواد کار فرهنگی بشه کار چی بشه ما چند میلیارد هزینه مراقبت می کنیم هزینه قوه قضائیه می کنیم هزینه تأمین امنیّت می کنیم هان اگه یه مقداری صرف کار فرهنگی بشه همش نه یه دهمش صرف کار فرهنگی بشه مردم فرهنگ حرف زدن با همدیگرو یاد بگیرند فرهنگ زندگی کردن با یکدیگررو یاد بگیرند آقا المسلم ُ اخُ المسلم لا یَزلمو و لا یَحزُلُ و لا یَکونُ تمام شد دیگه امروز استاد ما می گفتش که ما امشب رفته بودیم خیار بخریم بعد تو یه این میدون شوش از این چراغ زنبوری ها می گذارند دیگه می گفت من می دیدم که این به ما که نگاه کرد قیافه ها رو فهمید می تونه سر ما کلاه بگذاره می دونست من هم هیچی نمی گم من گفتم بابا این بنده خدا اینها که ازش کسی نمی خره خدا رحمت کنه مرحوم قاضی رو می رفته این کاهوهایی که کلفت هستش رو که می ندازند توش رو که کسی نمی خره اونها رو ور می داشت از تو مغازه می گفت من هم دیدم این بیچاره اونها که چهار تا چشم دارند نمی گذارند بیاندازند از این خیارها گفتم چشم رو بستم گفتم باندازید اون هم نامردی نکرد هر چی خیار کال و زرد و خلاصه از اینها بود رو انداخت توی پاکت ما، ما گفتیم دست شما درد نکنه پولش رو هم دادیم و گرفتیم می گفت حالا آورده بودیم تو خونه رومون نمی شد بازش کنیم ریختیم تو حوض حموم همه فحشمان دادند آخه تو عقل نداری چشم نداری این مثلاً چیه گرفتی همین، همین سه کلمه رو ما کار فرهنگی بکنیم هان کار فرهنگی بکنیم المؤمنن اعظَمُ حرمتٌ مِن الکعبه تو جامعه جا بیفته تو کشورهای اسلامی جا بیفته مثل چی المُسلِمُ اَخُ المُسلم شما نگاه کنید مردم تمام ظرفیتت این حرف ها رو دارند ها تو قضیه غزّه شما دیدید در قضیه غزّه غیر مسلمان ها چقدر تظاهرات کردند انسان ها باطلاً همه خواهر و برادر ند یعنی روح واحد محمّدی این روح واحد کارش رو می کنه یعنی ناخودآگاه عمل می کنه پس ما خیلی اسلحه داریم کار اگر مردم همین سه کلمه رو یاد بگیرند المؤمن المسلم اَخ المسلم همین سه تا کلمه رو ببینید چه اتفاقی می افته شما اومدید قوه قضائیه می خواهید پلیس می خواد کار فرهنگی از این عمیق تر شما می خواهید بشه اگه این کار فرهنگی بشه همین سه تا کلمه مردم باورش بکنند فکر می کنید دنیا چه اتفاقی می افته تو دنیا تو کشور ما چه وضعیتی پیش خواهد آمد این کشور در عرض همون موقع که مردم آن را خوب بپذیرند میلیاردها میلیارد تومان پول تولید میشه ثروت تولید میشه در زمانی که آدم این را باور بکنه تمام فقرا چی میشند غنی میشند اکثر مریض ها خوب میشند اکثر مریض ها خوب میشند و خیلی اتفاقات مهم می افته شما ببینید از یه حدیث ساده ما شروع کردیم می خوام بگم ما خیلی خیلی عقبیم خیلی خشنیم اصلاً انگار از نظر سابقه تاریخی داشتیم تو سابقه تاریخی ما هر وقت شما برگردیم به تاریخ ما تو شمشیر و استبداد و خشونت و کشتار و ظلم اینها بوده تاریخ هم که شما توجّه کنید پُر از اینهاست اصلاً ما ناخودآگاه خوبهامون مهربونهامون مستبدّند خوب خوبهامون مهربانهامن تازه مؤمن هامون اینجوریه که و از نظر روانی توشون اینطوری هست روانشناسمون می شینه حرف علمی می زنه بعد ته قضیه که حکم صادر می کنه می بینه که این ریشه تاریخی داره اذیّت می کنه فقیه مون همینطوره یعنی که فتواهای خشن فیلسوفمون همینجوری هست عارفمون همینجوری هست خیلی اثر گذاشته این توی روح ماها، ماها استبداد زده هستیم تا بیاییم محمّدی بشیم آخ آخ پیغمبر چی کار کرد پیغمبر چی کار کرد تو این مدینه یه کاری کرد پیغمبر که الان حدیتش رو برسیم ببینیم امام صادق چی می گه دربارشون اینهارو تمرین کنیم مسلمان بالاترش چی بود مؤمن، مسلمانان باید این خیلی حرف بزرگه امام صادق(ع)قربان امام صادق برم وقتی آدم نگاهش می کنه می بینه طرّاح جهانی یک مغز جهانی که این مغزش و افکارش برای کره زمین خیلی بزرگه امام اِنگار داریم که پانزده هزار عالم داریم امام زمان امام پانزه هزار عالمه یکیش این عالم زمینه انگار امام صادق (ع) نشسته برای بی نهاین عالم طرّاحی کرده حرف رو نگاه بکنید اینها همش استراتژیه ، تاکتیک های بزرگ استراتژی های بزرگ اینها اصلاًُ روش کار نشده تو جامعه ما اینها همه زمین مونده همش زمین مونده اینها کارهای خیلی مهمّه از نظر فرهنگی اگه بگیره تو جامعه بیفته حالا ما تو مؤسسه خودمون داریم یواش یواش تنها مؤسسه اما هم هست که روی کره زمین که این حرفها توش زده می شه حالا تا ما خودمون یه ذره آبکشیده بشیم یه مقداری یه کمی آرام شیم یه کمی مهربون شیم یه کمی نرم شیم نمی دونم چقدر طول می کشه فکر کنم امام زمان (عج) باید بیایید می فرماید که جمله رو نگاه بکنید و یُحقُّ المسلمون الاجتهاد تَواسُلْ و تعاونْ التعاطف عظمت داره قربان امام صادق برم آدم دلش می خواد شب و روز براش گریه بکند چه افکاری بین چه آدمهایی یه آدمی اینجوری هست مظهر خداست ببینید چقدر خشن باهاش برخورد می کنند یُحقّ یعنی باید باید اینجوری باشد که بر مسلمین مؤمنین هم نمی گه هم مسلمانها تلاششون باید این باشه الاجتهاد، اجتهاد یعنی چی گفتیم سخت کوشی همه باید وظیفشونه مثل نماز مثل هر کار دیگه ای ما خیلی وقتها که میگیم واجبات دین، واجبات دین نمازه ، میگه آقا این یه واجبه برای تو که تو اهل سخت کوشی و اهل سخت کوشی نه فقط کوشش ها حالا که عزیزانی تو این مؤسسه هستند من شرمنده هستم میگم که عزیز من اخلاقت رو کنترل کن خشونتت رو کم کن عصبانیتت رو کم کن حلیم باش اصلاً از این گوش می گیره از اون گوش وِل می کنه میان تواین مؤسسه یه موقعی اعابد می شن میان رد میشند مراجعه ای است شاگردی است باهاش صحبت می کنیم این یه حرفِ دیگه ای داره می زنه میگه هنوز واجبه، اهله اجتهادباشه برای چی فی التواسل، تواسل یعنی چه پیوند دادن تحث کردن انفصال نه جدایی نه اگه یه جای دیگه آدم واقعاً کم بیاره واقعاً مشکل بشه خدا اجازه بده دیگه چی والتعاونو علی التعاطف یاری کردن همدیگه یا کمک کردن به همدیگه در مهرورزی نسبت به همدیگه بَه بَه بَه بَه ما تو سرمون کردند اگه ژیان ماشین شه باجناق هم فامیل نمی دونم مادرزن و داماد مادرشوهر و عروس اصلاً آماده ایم ذاتاً همه پدرزنِ آدم خوبیه ها داماده که میاد قیافش می ریزه به هم اصلاً حسّاسیت داره مثل اینکه پدرزن داماد رو انگولک بکنه اذیّتش بکنه یه ذره حالشو بگیره یه ذره فشارش بده برادرزنِ یه جور حال دامادرو می گیره خواهرزنه یه جور می گیره مادرزنه یه جور می گیره پدر زنه یه جور می گیره برعکسش هم همینطوره اصلاً ماها دوست شاگرد، اصلاً شاگرد قدیمی ها باید هر شاگرد جدید میان بچزوننش راحت نپذیرنش یا مؤسسه چهار نفر نیروی گردن کلفت داره حالا یه نیروی جدید هم بررسی می شه آقا این هم بیاد تو یه شما بیاد کار کنه لهش می کنه هی می گفت بیاد جای منو بگیره بابا اینکه اینجوری بشه اصلاً ماها مسلّحیم برای جهنّم برای شمشیر کشیدن برای آتیش برای اختلاف راحت تر می ریم به سمت این جهنّم میگه شما باید اهل اجتهاد برای تواسل باشید والتعاونو علی التعاطف این فرمول ها رو باید بنویسیم و یادداشت کنیم بزنیم روی در و دیوار این مؤسسه که جلو چشممون و تو خونمون باشه شما فکر می کنید امام زمان بیاد چی کار می کنه مثلاً می خواد چی کارکنه همین حرفهاش همینه دیگه بهتر از این می خواد بگه امام زمان نه والّا همین هارو میگه مردم شعار خودشون کنند از فردا همه مردم بگند که باشه این شعار ما اجتهاد سخت کوشی برای پیونند برقرار کردن نه جدایی برای چی کمک به چی تعاطف عاطفه داشتن مهرورزی دیگه چی والمواساتُ اَهل حاجَه، مواسات یخ قاعده سخته هر کسی بتونه اجرا پیدا بکند خیلی پیش خدا عزیز میشه خیلی اوج می گیره مواسات یعنی هر چی برای خودت می خواهی برای دیگران هم بخواهی هر چی برای خودت نمی خواهی برای دیگران هم نخواهی اگه کسی اهل حاجته باهاش همدردی کنیم همدردی بکنه آدم تو حاجتش شما الان ببینید مردم غزّه تو چه وضعیتی هستند مردم عراق تو چه وضعیتی هستند مردم افغانستان تو چه وضعیتی هستند حالا اونها که پیشکش ما اونها پیشکش من یه مثال ساده بزنم برای شما میگن تلویزیون اعلام می کنه آقا ده درصد کاهش مصرف بیارید تو آبتون توبرقتون ما این حسّاسیت رو داریم من با آدم های بخیل کاری ندارم آدم های بخیل خیلی خیلی بدبختند همه مشکلات رو دارند با هم آدم های بخیل البُخل جامعُ المسائل العیوب جرأت نمی کنه زنش یه تلفن بزنه اگه چراغ روشن بشه آقا مستحبّه قبل از تاریک شدن هوا چراغ ها روشن باشند دستوره این برای سلامتی و بهداشت روانی میگه نه باید بزاری هوا کاملاً تاریک بشه دلمون بپوسه بعد چراغ رو روشن بکنه کم میزاره این آدم ها می افتند دست فرشته های خدا می افتند دست فرشته های خدا می افتند حتماً می افتند هم تو زندگی دنیایی شون با آدمهای اینجوری برخورد می کنند و فرشته ها هم موقع مردنشون یه داستان بعد از مرگشون هم یه داستان آدم بخیل آدم سخت گیر خیلی بدبخته می گند یه موشی رفته بود خونه یکی از این بخیل ها یه هفته ای سوءهاضمه گرفت و مُرد موشه اصلاً هیچی گیرش نیومد یه مگس افتاده بود تو یه جا پیش درش آورده بود هی می گفت تف کن هی می گفت تف کن این یه ذره هم که خوردی گفته بودند که کولر خرابه گفت معلومه که وقتی پانزده نفر زیرش می خوابید خراب میشه دیگه اینها رو گفتم آدم بخیل فقط باید خندید بهش فقط باید خندید بهش همدردی با نیازمندان آقا می گویند مصرف آبتون رو این ساعت مصرف نکنید آب کم برق کمتر گاز کمتر فشار می آریم لباس گرم می پوشیم اگه امکان داره مصرف مملکت کمتر بشه ما الان داریم هفده برابر ژاپن گاز مصرف می کنیم ژاپن صدوپنجاه میلیونی چند برابریه قاره غذا می خوریم ما غذا مصرف می کنیم دوباره چی اینقدر این مسئله مهمّه حضرت تکرار کرده والتعاطُفِ بعضهم اِلی بعض مهرورزی محبّت بعضی بر بعضی دیگر میگه بر اینها تلاش می کنه به اینها تلاش می کنه میگه من نمی دونم هر کاری می کنم از این مادرزنه خوشم نمی یاد آقایی مراجعه می کرد و می گفت من اختلاف پیدا کردم می گفتش که همون کارهارو مادرم هم می کنه ناراحت نمی شم مادرزنه هم می کنه از مادرزنه دلگیر میشم. بابام می کنه ناراحت نمی شم داداش خودم بکنه ناراحت نمی شم کسای دیگه می کنن خیلی ناراحت و دلخور میشم میگه مادرزنه بنده خدا برای من توضیح هم میده من می فهمم که من حقّ نداشتم که ناراحت بشم نیّتش هم خیر بوده ولی آخه از دلم بیرون نمیره قبول می کنم ولی دلم پاک نمیشه چقدر این مهمّه از خانواده شوهرم خوشم نمیاد نمی تونم دوستشون داشته باشم نمی دونم آقا نمی تونم یعنی حدّ،حدّ یعنی جهنّم این یادتون باشه نمی تونم یعنی حدّ هر جا گفتی نمی تونم همین کلمه نمی تونم یعنی محدوده یعنی دیگه اوج نمی تونه بگیره یعنی حدّ خورده یعنی جهنّم حتّی تکونُ کَما اَمَرُکم الله اَزوجّل تا اینکه شما همون جا که خدا امر کرده به شما باشید امر کرده خدا امر کرده میگه شما باید این کارها رو بکنید، بکنید، بکنید تا اون جوری که خدا می خواد باشید امر کرده عذر می خوام اون جوری که خدا امر کرده حتّی تکونُ کَما اَمَرُکم الله اَزوجّل بعد می فرماید که روهماءَ بینکم یا با همدیگه رحیم باشید نسبت به همدیگه رحمت داشته باشید رحمت می دونی یعنی چی رحمت من توضیح بدم رحمت رو میگند آقا رحم کن بهش آهان شنیدید می گویند رحم کن رحم داشته باش آقا به من، یه خانمی هستم که هیچ کسی رو جز این مرد ندارم دو تا هم بچّه داره رحم کن بیا از خونش بگذر ما هم چقدر داشتیم پای قصاص گذشتند دیگه این حالت رحم رو نگاه کنید وقتی می خواد رحم کنه به یه نفر باید زود خودش رو بگذاره جای طرف مقابل میگه آقا من رحمم نمیاد خوب حالا نمید رحمتت خودتو بگذار جای طرف مقابل ببین چه جوری دوست داشتی باهات رفتار بشه خوب همین یه کلمه همین رمزش رو بهتون گفتم بگذاریم جای طرف مقابل همین ببین رحممون میاد یا نه روهمائو بینهم خیلی مسئله اش حادّه روهمائو می دونی یعنی چی یعنی همیشه توی هر جا توی خانواده اگه مردها خودشون رو جای زنها بگذارند اینقدر خوب و مهربون میشند مردها تمرین کنند خودشونو جای زنشون بگذارند کی می خواد بچه داری کنه گرفتاری دیگه داره کارهای دیگه داره چِه چِه طول می کشه آدم به این انصاف و مردانگی برسه ها به این شرافت برسه باید زحمت بکشه یه مرد یه پسر خودشو جای مادرش بگذاره یه مادرخودش رو جای فرزند بگذاره جای همدیگه یه شوهر خودشو جای زن بگذاره زنه خودشو بگذاره جای شوهر بگذاره خودشو بگذاره جای شوهره بعد ببینه خیلی از این حرفها غرها نق ها توقعات از بین میره خیلی روابط عالی میشه خیلی عالی میشه من یه مثال بزنم برای شما خدا رحمت کنه حضرت امام رو (س) این خانم دبّاق خاطراتش رو تعریف می کرد می گفت من توی پاریس رفتم خدمت امام خوب اونجا خدمت گزار امام بودم کمک می کردم حالا شما یه رهبر رو نگاه کنید یه امامه یه رهبره می گفت ایشون وقتی که توی اون مهمونی زیاد می شد توی پاریس حالا می گفت آقا من یه کار سیاسی دارم کارهای چه وچه وچه می گفت می دیدم شب می اومد پیش من تو آشپزخونه می گفت طرفهاتون زیاد شد امشب مهمون داشتید بریم کمک بکنیم چند تا مرد هست که موقع سفره جمع کردن حواسش به زن باشه چقدر زشته آدم بخوره بکشه کنار نه در رابطه با همسر در رابطه با صاحب خونه اصلاً رفتی مهمونی یه جا درسته وظیفت نیست به صاحب خونه هم گفتند از مهمون حق نداری کار بکشی ولی آدم خودش فکر کنه اگه می تونه اگه می تونه اگه امکان داره اگه میشه اگه مریض نیست اگه امکان داره آقا این کار رو بکنه سفره رو همه بندازید همه سفره جمع کنید بعد تو که می بینی این برای مهمونهای تو کوهی ظرف برایش مونده برو تخت بگیر بخواب خوب نیم ساعت کمتر بخواب به خدا،خدا جبران میکنه آشغال میوه هارو جمع کن آشغال های غذارو جمع کن بریز تو سطل زباله گره بزن یه کاری بکن این ها رو که میشه انجام داد برو ظرف بشور امام می فرماید کسی به همسرش کمک نمی کند مگر صدیق خیلی مقام بزرگه خیلی مقام بزرگه واقعاً اگه مشکلی نداری کسالتی نیست مریضی نیست کار واجبی نیست که نفقه خونه رو معطل بکنه به اصل وظایف اصلی تو ضربه بزنه پاشو کاری می تونی هر کاری امکان داره برات اصلاً بپرس بگو من چیکارکنم من الان دوست داری من چیکار بکنم درکش بکن هی خودتو بزار جاش کارهای متنوعش رو ببین کارهای مختلفش رو ببین درکش کن یه مرد هم یه زن هم همینطور درک بکنه شوهرش رو خودشو میزاره جای شوهرش با حجم زیاد مراجعات و کارها و برخورد کردن با آدمهای جورواجور ببینه این مرد حالا که اومده تو خونه چی لازم داره چیکار باید بکنه چه جوری باید باهاش حرف بزنی این مرد چه توقعی از زنش داره روهماء بینهم یعنی این تو یه بدهکاری ها سریع خودتونو بزارید جای طرف مقابل تو کارهای اقتصادی تو کارهای سیاسی تو کارهای همه جا تو کارهای اداری تو تمام کارها ارتباط با پدرومادرت آقا یه فکری بکن همین چند لحظه،چند لحظه فکر کن بگو اگه این کاری که من با پدرومادرم می کنم اگه بچه من با من بکنه می پذیرم اینکارو یا نه این نحو حرف زدن این نحو نگاه کردن به کار بردن این کلمات که من اگه بچّه ام با من این کاررو بکنه قبوله یا نه همین رو یه کلمه سؤال کن این کاری که من دارم با قوم و خویش خود می کنم همین زن و شوهرهایی که می آیند پیشم برای مشاوره اینها از اوّل مسلّحند می آیند که مقصّر مشخّص بشه اونی هم که مقصّره تن به مشاوره نمی ده به سختی می آید تا می آیند می نشینند من می گویم ببینید اینجا دادگاه نیست من هم قاضی نیستم هیچ کس هم قرار نیست محاکمه بشه قرار نیست تقصیر دربیاریم مگر لازم باشه مقصّر کشیده بشه بیرون والّا ببینید زندگی یک سِری مهارتها داره که هرکس کوتاهی کند این اشتباهات به وجود می آید این مهارتها رو بیایید تمرین بکنیم این که گذشته چه اتفاقی افتاده تقصیر ی بوده یه بحثه اینکه بالاخره می خواهیم زندگی کنیم با هم نمی خواهیم جدا بشیم تازه اگه تصمیمش هم اشتباه است صدو نود و نه درصد موارد اشتباه اشت پنج درصد موارد آدم تجویز می کند خوب آقا ببینید روشهارو درست بکنیم حالا درآمد تقصیر کی بود چه فایده داره تقصیر شوهرت بود برای تو ننگ نیست تقصیر زنت بود حالا فرضاً یه مرد خیلی کیف می کنه زنش رو مقصّر کنه حالا زن تقصیر کار هم هست چقدر بَده این رقبت های زناشویی که زن سعی می کنه شوهررو زیر سؤال ببره بگه تو کوتاهی کردی، تو مقصّری، تو بدبختی تو بیچاره ای مرد هم سعی کنه هی از زنه ایراد بگیره زنه رو خورد بکنه و له بکنه اصلاً حالا که چی دوتایی تون یکی هستید آبروی هردوتون یکی است این چیه که یک کسی هی یکی بره زیر سؤال هی داغون بکنه کوچیکش بکنه لهش بکنه ما چرا هی باید رقابت ، شیروزی در مخاصمه حضرت می فرماید حقّ با شماست که اگه بگو و نگو بکنید من شفاعتت نمی کنم اگه حقّ با توئه بگو و نگو نکن شفاعت نمی کنم حالا آقا تا می خواهند بهش یه حرفی بزنند اولین کاری که می کنه دستش رو بلند می کنه زبونش رو باز می کنه هر چی دلش می خواد فحش می ده کتک می زنه خوب اینو حقّش له شدنه حقش اینه که انتقام بگیره خدا ازش و اتفاق هم می افتد داریم می رسیم یه نتیجه روهمائو بینکم مُتراهمین باز رحمت آورد روهمائو بینکم مُتراهمین، مُقتمّینَ لما قابَ اَنکُم من اَمرهم امام یه جمله داره چقدر این روح بزرگه (س) فرمود ما غم همه ی مظلومان جهان رو می خوریم بَه بَه اگه آدم غمخوار باشه چقدر خوبه من نمی گم ماها از نعمت هایی که خدا بهمون داده استفاده نکنیم ولی به فکر جهانیان هم باشیم به فکر بچّه های امام زمان باشیم همه مردم بچه های امام زمانند ما باید لااقل یه ذره شب و روزمون ماله اونها باشه پولمون مال اونها باشه وقتمون ماله اونها باشه دلمون فکرمون استعدادمون اگه بخواهیم خوی بشیم تو این راه باید خودمون رو جای اونها بگذاریم بگو من تو غزه هستم الان دوست داشتم دنیا با ما چیکاربکنه تو یه افغانستانم تو یه عراق هستم دوست داشتم اونهایی که دستشون به دهنشون می رسند و کار تو امنیت بود چیکار می کردند واسه مسلمونهای دیگه یه کلام تو همه جا تا می خواهی یه نفر برات منفور بشه یه نفر بدت بیاد نسبت به یه نفر حسّاس بشی حتی نسبت به یه نفر حسود بشی خودتو بزار جا اینجا دیگه شیطون میره و آتیشه خاموش میشه تا می خواهی بیافتی تو رفاه اینجوری هستش من اَصبَحَ و لم یَهتَمَّ به اُمور المسلمین فَلَیسَ بمسلمین اگه کسی صبح بکنه و احتمام به امور مسلمانها نداشته باشه مسلمون نیست حضرت چه کلمه ای بکاربرده مُقتمّین غمخوار یعنی غم تو دلمون باشه من الان سؤال می کنم از همه کس که داره صدای منو می شنوه و بعداً خواهد شنید اینکه واقعاً ما شبها که داریم می خوابیم تو دلمون غم دیگران هست یا نه بخدا اگه کسی نیست حتماً آدم نیست یه کسی فقط وفقط وفقط دغدغه اش مسائل شخصی زندگی خودشه،خودشو، شوهرشو، بچّه هاشو، زنشو بچّه هاشو همین همش دغدغه های اینو داره به دیگران هم که میره ترحمیّه سرراه ترحمّی دست می کنه تو جیبش پولشو می اندازه که خودش عیاشیشو راحتتر بتونه با وجدان راحتتری انجام بده کمکی می کنه خودش بیشتر بتونه کیف بکنه تو زندگی امّا اصلًا تو غم دیگران شریک نیست یعنی بار ورنمی داره می پردازه ، می پردازه من ثروتمندهایی سراغ دارم اینها یه پولی ماهانه می دهند به این مؤسسات خیریّه کمک می کنند بازم خیلی خوبه دستشون درد نکنه خدا بهشون عوضبده چند برابر ولی این برای این میده که راحتتر این رفاه رو کیف بکنه ازش ولی ثروتمندهایی می شناسم که تمام اعضای خانوادشون می دونه تو چند تا خیریّه می دوند ها تلفن می زنند پی گیری می کنند کار می کنند نامه نگاری می کنند فکر مردم هستند شریک زندگی مردم هستند شریک غم هاشون حالا نگاه کنید حضرت چی می فرماید مقتمین لما قابَ اَنکم من اَمرالله انگار که همین حدیث رو برای غزه گفتم برای فلسطین گفتم برای عراق و افغانستان گفتم برای افریقا گفتم برای هر جای کره زمین گفتم میگه شما غصه بخورید درباره کسانی که از شما غائب هستند دستتون بهشون نمی رسه غمگین باشید برای اونها از شما دورند شما ازشون غفلت دارید برای اینها غصه بخورید غمگین باشید مُتمّین بَه بَه بَه حالا نگاه بکنید اینجا حضرت چی میگه اینه کار پیغمبر خدا هدایت کنه اونها که گفتند پیغمبر شکست خورد امیرالمؤمنین شکست خورد اصلاً اینجوری نیست ممکنه از نظر سیاسی یه همچین اتّفاقی افتاده باشه امّا از جهت انسان سازی تحوّلی که در بشریت ایجاد کردند هرگز هیچ پیغمبری شکست نخورده نگاه کنید اَلا ما مذا علیه معشرُ النَصار الا عهد رسول الله (ص) میگه شما اینجوری باشید باشید باشید همه رو که گفت همان طور که انصار در زمان پیغمبر اینجوری بودند انصار تو مدینه آدم های خیلی بزرگی بودند مکه ای ها هجرت کرده بودند تمام زندگیشون حتی زن و بچّه هاشون گروگان بود بعضی شون آقا پاپَتیِ پاپتی پا شدند اومدند تو مدینه آقا تو تموم اموال اینها شریک شدند تو تمام زندگی اهل مدینه شریک شدند به عشق رسول الله به عشق اسلام آقا تقسیم مواسات کردند به اینها زندگی دادند به اینها خونه دادند به اینها خونه ساختند براشون زن بهشون دادند سخت گیری نکردند مدینه ساختند مدینه ساختند ببینید چقدرشون در رکاب پیغمبر توی این هشتاد أتا سریه و غزه به شهادت رسیدند چه آدم های بزرگی تربیت شدند زیردست پیغمبر اون هم از عَرب خَشنی که برای کوچکترین بهانه آدم می کشت این رو دقت بکنید ما میگیم یه موقعی میگیم آقا یه قومی هستند که متمدّنند خیلی چیزها حالیشون میشه آقا اونها جنگهای قبیله ای ده ها ساله داشتند با همدیگه این شتری که رفته بودند تو زمین یکی بکش بکش کینه های تاریخی داشتند ویلدورانت میگه از اینجا ما می فهمیم پیغمبر، پیغمبر خدا بوده واقعاً از طرف خدا اومده که این هیچ کس نتونسته عرب رو سرجاشون بشونه ولی این تک و تنها اومد یه امّت این جوری درست کرد از اون خشونت همه رو به رحمت رسوند روهمائو بینهم کار به جایی رسید میگه آب بردم بالا سر این داشت می مرد تو جهاد گفت بده برادرمون تشنه تر از مایه گفت بردم بالا سر اون نخوردند گفت بده به برادرم اون گفت بده به برادرم به هفت نفر همینجوری دادم تا برگشتم دیدم دونه به دونه به شهادت رسیدند این اون خُلق ، خُلق زیتا خوب نتیجه رو بگیریم بسّه اون روزی که بگم اینجاست شاه کلیده اینجاست ببینید ما اگر بخواهیم به این دستورات عمل بکنیم باید چشم های انسانی مون رو باز کنیم و حیثیت های حیوانیمون رو کنار بگذاریم یعنی من وقتی میگم شوهر این زن هستم شروع اشتباه است وقتی می گم زنِ این مرد هستم هیچ وقت نمی تونم به رابطه ایده آل برسم به یه رابطه عالی الهی برسم چون همیشه می خواهم از موضع شوهر بودنم چی کارکنم دفاع کنم سوءاستفاده که خدا نکنه می خوام چی کارکنم می خوام دفاع کنم از موضع مرد بودنم که بخش حیوانیمه می خوام دفاع کنم یه اختلافی بین عروس منو پسرم افتاده خود به خود من عقربم می ره از دفاع از کی پسرم بین دامادمو دخترم افتاده خود به خود عقربه ذهنم بلافاصله مصلّح برای دفاع از کی آدم بتونه این کاررو بکنه اون وقت با عدالت با عدالت می به پسره میگم تو با این اوصافی که از زنت تعریف می کنی تا حالا باید هفت باره طلاقش داده باشی چه جوری تحمّل اش کردی گفت از بس پدرو مادرش ماهند از بس باحالند از بس عادلند از بس مهربونند الان طرف اومده به من این جوری می کنه این عروس فلان فلان شده من اینجوریه اون جوریه این جوریه بعد صداشو ن می کنیم مشاوره می کنیم می بینیم تمام عیب و ایرادها مال کیه مال پسر آقاست این آقا و خانموشو پسرش ظلم کردند به این عروس یا میاد میگه این داماد من عیب داره این داماد من انقدر از دامادش میگه ،میگه میگه بعد داماد رو صدا می کنی عروسه رو صدا می کنی صحبت می شه جلسه حضوری گذاشته میشه با بنده خدا داماده آدم مظلوم و خوبی هستش همه این گرفتاری ها مال این زن است ما باید تعصب رو کنار بگذاریم حیثیت حیوانی مون رو کنار بگذاریم با حیثیت ایمانی نگاه بکنیم حالا می رسیم به فرمولش خودم رو باید حذف کنیم خودم باید حذف شم از نگاه خدا به بندگانش نگاه بکنم از نگاه خودم اینجاست که تو میشی جزء اُمّال الهی هر وقت می خواهیم که با یه نفر برخورد بکنیم بگیم که درسته من الان باید تو گوش این بزنم دهنم رو باز کنم فحشش بدم اخراجش بکنم چه بکنم چه بکنم ولی خدا هم همین رو می خواد هان خدا هم همین رو می خواد این خیلی مشکلات رو حل می کنه آقا من با حیثیّت انسانیم به آدمها نگاه بکنم بعد باهاشون رفتارکنم و قضاوت کنم در موردشان من طبیعی رو بزاریم کنار اینجوری می کنه من نمی تونم من یه زنم میگه خوب حالا زنی یعنی چی میگه من لازمَم حسادته من یه مَردم نمی شه آخه مردو نگیم رو چی کار بکنم میگه خوب حالا مردونگی یعنی چی میگه خوب غرور دارم غرور مردونه دارم میگیم خوب این غرور جاش تو جهنّمه آبش می کنم برات یه میلیون سال می سوزی آبش می کنم برات یا بسوزونش الان یا اگه بمونه بدبخت می کنه آدم رو غرور مردونه چیه خدا رحمت کنه امام رو گفت حرف مرد یه کلمه نیست این چه مزخرفیّه حرف مَرد یه کلمه است نه همیشه حرف مرد یه کلمه نیست حالا آدم قولی ، وعده ای داده یه بحثه دیگه است ولی حرف زده و تصمیم گرفته نه خدا وکیلی اگه تصمیم گرفتی خانمت داره میگه بریم فلان چیز بهتره می بینی راسته وای نایست استقامت کن بگو درسته خانم همین کاری که شما میگید درسته باشه اصلاً المؤمنُ یاکُلُ بشهوتِ اَهله یعنی چی؟ مؤمن با میل خانواده اش کار می کنه نه با میل خودش ، میل خودش تحمیل نمی کنه به خانواده اش دوست داشتن یعنی همین ولی والمنافِقُ یاکُلُ بشهوت منافق فقط میل خودش رو به خانوادش تحمیل می کنه قلدری ، زورگویی ، فحاشی ،قهر نمی دونم نق و قُرّ ، تهدید و سوءاستفاده و توطئه و اذیّت این کار یه آدم نیست کار یه مسلمون نیست بیاییم از دریچه انسانی نگاه بکنیم خدا می خواد که تو،تو نباشی این یادتون نباشه فراموشتون نشه خدا می خواد که تو، تو نباشی امیرالمؤمنین (ع) فرمود که خداوند از چیزهایی که شما خوشتون نمیاد امتحانتون میکنه همشه میگه خدایا من و تو روخدا، خدایا تو رو خودت قسم ، تورو به حضرت عباس قسم می دهم من رو در مورد بچّه ام امتحان نکن ، در مورد بچّه ات امتحان می کنم درمورد زنم امتحان نکن ، در مورد با زن امتحان می کنه در رابطه با شوهرم امتحان نکن در رابطه با شوهرت امتحان می کنه مایکی از علما داشتیم الان من میگم آدم کمرش می شکنه این خانومش بیمار شده بود بیمار روانی پیدا کرده بود مشکل پیدا کرده بود حالا شما عالم باشی روحانی عالم خانومت بیماری داشته باشه یه دفعه لخت می شد از خونه می رفت تو کوچه تصوّر کنید ناموس آدم موسی عرض کرد خداوندا، خدایا من رضایت تورو می خواهم فرمود رضایه فی کورهک رضای من توی ناراحتی تو به پیغمبر اوالعظم میگه حالا ببینید حضرت زهرا کیه که میگه اِنَّ الله یغضب لِغَضبِ فاطمه و یَرزا لرضاء به فاطمه که می رسه میگه رضای من تو رضای توفاطمه غضب من توغضب تویه به موسی کلیم الله که می رسه پیامبر اوالعظم تو نظام فردیش میگه رضایه فی کورهک البته رضای خدا در رضایت حضرت موسی وغضب خدا به غضب حضرت موسی است موسی غضب میکرد به هر کس خدا هم او غضب می کرد به او چون بحث روابط دیگه است اما تو نظام فردی خدا میگه چی می که رضایه فی کورهک هر چی تو رو ناراحت میکنه من همون رو دوست دارم چون کورهک این ضمیر کاف به چمی برمی گرده به طبیعت برمی گرده آخرین یعنی تو هر جا ناراحتی طبیعت و حیوانیتت داره ازت کنده میشه دیگه جلوی خدا قد علم نکن نَه من مردم من لُرم ، من ترکم من نمی دونم شوهرم من بابایم آخه شما نگاه بکنید تو کربلا هر چی که امام حسین بهش دوست داشت و علاقه داشت هر چی خانم زینب (س) و بقیّه اصحاب بهش تعلّق داشتند و دوست داشتن لِه شد عجب جاییِ کربلا پسر پیغمبری پسر امیرالمؤمنین هستی پسر فاطمه زهرا هستی پیغمبر گفته حسن و حسین سرور شهیدان بهشتند هان این ها اعتباره جمع کردی حسین اعتباره دیگه آنقدر اعتبار داره که خود خداوند تو زیارت عاشورا میگه این جوری بخون السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک یابن رسول الله ولی میگه حسین تمام این اعتباراتت رو له می کنند روز عاشورا تا می ری میگی من فلانی هستم جوابش سنگ و تیره میگی من بابایم عاطفه دارم اون هم عاطفه امام خالصه بابایی حسین بخاطر من باید خط بکشی روش اون یه دونه پسرتو که جلوت اِرباً اِرباً می کنند اون هم پسری که أَشبعُ الناس به رسول الله و خَلَقً و خُلقً و مَنطقً باید ببینی که اکبررو جلوت چیکار می کنند علاقه به علی اصغر داری بیارش جلو بیا ببین رو دستت سرشو می بُرّند رو دست خودت مردیّ و پیش زنت اعتبار داری علی اصغررو همچین می کشند که چه جوری می تونی برگردی تحویل مادر بدی این رو مردیّ و مظهر قدرتی سردار عظیم تو که همه لشگر دشمن ازش می ترسیدند بفرست دنبال آب تا ببینی چه جوری مَشکشو سوراخ می کنند و دستش رو قطع می کنند مردیّ و غیرت داری بیاری ناموست رو کربلا تا ببینی چه جوری جلوی چشمات به خیمه ها حمله می کنند امام حَیا هستی امام احترام هستی بیا اینجا تا اون پیرهن کهنه هم که تنت کردند دربیارند و بیا تا انگشتت رو به خاطر یه انگشتر بِبُرّند عاطفه پدری داری دوست داری تو این لحظات آخر بری و شهید بشی و کار تموم شه وقتی که می خواهی حرکت بکنی باید صبر کنی دختر کوچولو بیاد سر اسب رو بگیره جیگرت رو آتیش بزنه خوب، نه فقط امام حسین همه کسانی که اومده بودند کربلا هر چی داشتند له شد اونجا باید می گذاشتند پیش خدا صحنه صحنه عشقه تو یه چیزی از منیّت خودت بخواهی نگه داری تمومه کار باید هیچی نگه ، نداری یه مادری مثل رباب ، مادره شوخی نیست باید وایسه ببینه بچّه اش چه جوری مثل ماهی دهنشو تکان میده از شدّت عطش بعد هم به یه امیدی بسپره دست باباش تازه مگه مصیبت اینجوری تموم میشه ، بعد از حمله و جسارت سر این کوچولو رو می بُرّند می زنند رو نیزه جلو چشم مادر چند ساعت بعد که آب می خورند شیر میاد تو سینه مادر بچه هست آره هست اما سرش روی نیزه، ما باید یه سؤال از خودمون بکنیم اون این هستش که ما تا به حال تو زندگیمون برای خدا کربلایی بودیم یا نه آیا ما امام حسینی زندگی کردیم این سؤال خیلی مهمّه آیا شده برای رضای خدا نمی خواهم تو صحنه های دفاع و جهاد و مسائل اجتماعی و سیاسی بگم که تو صحنه محیط کار اجتماع خودمون خانواده محیط کار شده ما حسینی و کربلایی بشیم از دریچه نگاه خدا به اشیاءو امور به اشخاص به کارها نگاه بکنید وقتی می دیش به دست حضرت زینب (س) از اون دریچه که نگاه می کنه میگه وما رَعیتُ اِلّا جَمیلا چه جوری نگاه کرده امام حسین چه جوری نگاه کرده حضرت زینب (س) کی می تونه بگه وما رَعیتُ اِلّا جَمیلا امیدوارم انشاءالله این اشکهایی که ریختید مثل یک نهر، نهر بهشتی که همینطور هم هست انشاءالله بیاد طبیعت مارو بشوره چهره از اون جنبه انسانی ما گردگیری بکنه وقتی گریه می کنیم با این گریه ها منیّت هامونو خودخواهی هامون رو جنبه های حیوانیمون رو ذوب بکنیم و آبشون بکنیم این خیلی مهمّه با این گریه ها یاد بگیریم این حدیثی که خوندیم امشب از امام صادق (ع) که اگر تمام مردم دنیا به همین یه حدیث عمل بکنند خوشبخت می شند همه دنیا خوشبخت می شند این حدیث رو با گریه ها تثبیت کنید تو یه قلبمون این که صرفاً عزاداری کنیم اما نخواهیم مثل انصار باشیم اونجور که امام فرمود حتی تکونُ کما اَمَرَکم الله این گریه ها می خواد چیکار بکنه گریه باید به قول شهید مطهّری (ره) روح حسینی درما ایجاد بکنه اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد علیهم السلام درفرج آقا امام (ع) تعجیل بفرما ما رو از سربازان فداکار و فرزندان وفادارحضرت قرار بده بحقّ محمّد وآل محمّد مارو مشمول ادعیّه زاکیه امام زمان (ع) قرار بده تمام موانع رسیدن ما به ایشون را برطرف بفرما نائبش را در پناهش حفظ بفرما دشمنان اسلام و دشمنان جمهوری اسلامی را که قابل هدایت نیستند خارو ذلیل و رسوا ذلیل بفرما خدایا به ما کمک کن اونجوری که امام صادق(ع) دستور داده باشیم خدایا به ما کن اونجوری که خودت دوست داری باشیم پروردگارا بیماران ما بیماران اهل اسلام مریضان منظور میضانی که سفارش کرده اند به شما عزیزان شفای عاجل عنایت بفرما اموات ما اموات این جمع بد وارثان بی وارثان خدایا غرق رحمتت بفرما دعاهامون رو به درجه اجابت بفرما اسرای مارو خلاصی ببخش رزمندگان اسلام هر جای عالم هستند نصرت عطا بفرما به ما خیر و برکت و موفقیّت در این مؤسسه برای خدمت به امام زمان (ع) عنایت بفرما مشکلات مارو برطرف نما دلهای مارو به همدیگه مهربان بفرما الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمّدٍ و آله الطاهرین.