جلسه 014 - حدیث معراج
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
6
روز
2
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - حدیث معراج

سلام علیکم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلی اعدائهم اجمعین مِن آلان الی قیام یوم الدین.

بحث ما درباره محبّت کردن در راه خدا بود و همچنین تعاطف و مهرورزی در راه خداوند. فرمود: «وَجَبَتْ محبتی للمتهابین فیه و وَجَبَتْ محبتی للمتعاطفینَ فی» یه فرقی بین محبّت لِلّه و محبّت فی الله وجود دارد. این راو من توضیحش بدهم. در تعاطف هم همینطور یعنی در مهرورزی یه موقع ما تعاطف فی الله داریم یه موقع تعاطف لِللّه داریم یه موقع می گیم دو نفر برای رضای خدا با هم دوستی می کنند یا برای رضای خدا برای خدا برای صواب آخرت به همدیگه مهرورزی می کنند که در موردش جلسه قبل یه مقدار صحبت کردیم به اون متن دقت کنید می فرماید که وَجَبَتْ محبتی للمتعاطفینَ فیه قبل اش فرموده بود وَجَبَتْ محبتی للمتهابین فیه این فی یه ظرافتی داره که در لِللّه نیست یعنی وقتی می گوییم محبّت لِللّه یا مهرورزی لِللّه با محبّت فی الله و تعاطف فی الله یه مقدار فرق داره در تعاطف فی الله مسئله یه مقدار حسّاس تر و دقیق تره اینجا در کلام حق تعالی خداوند همانطور که عرض کردم همه وجود خودش رو هدیه می کنه به کسی که محبتش فی الله هست و تعاطفش هم مهرورزیش هم فی الله هستش شما اگه به تعابیر این فرمایشات اگه نگاه کنید که حالا انشاءالله در مورد این افراده که این حالت رو دارند می رسیم می بینیم که از تعابیر فوق العاده عجیبی برخوردار هست مثلاً نگاه کنید ببینید که خداوند می فرماید کُلَ ما رَفَعْتُ در مورد این آدمها می گه می فرماید کُلّما رَفَعْتُ لَهم عِلما وزَعْتُ لَهُم عَلْماً اولئک نَظَّروُ إلی المخلوقینَ بنظری الیهم خیلی عجیبه و راهنمایی خوبی هم کرده یعنی یه مبنا داده که اگر کسی بخواد این حصارو بشکنه و بره جلو پس ما سه مرحله داریم در محبّت یه مرحله هست که ما آدمهارو براساس طبیعت و نظام طبیعت دوست داریم علاقه ما به آدمها مهرورزی ما به آدم ها براساس قواعد و قوانین طبیعت هستش یعنی چی یعنی فلانی بابای منه مادر منه همسرمنه فرزند منه دوست منه هم وطن منه وبه من صحبت می کنه شاگرد منه استاد منه پای من در کاره به من محبّت کرده من بهش بدهکارم این باز پای طبیعته پای من طبیعی و خود طبیعی در کار هستش یه مرحله این هستش که انسان از این مرحله بگذره یعنی محبتش و تعاطفش به دیگران برمبنای خودش نباشه برمبنای خودش اینجوری آدم گاهی وقتها می تونه کسی رو که باهاش بده کسی رو که باهاش بدگویی می کند نسبت به تو غیبت او رو می کنه با او حتّی بدی می کنه دوستش داشته باشه این کجا تا اینکه انسان نعوذ بالله از این پست تر چیه به نظر شما من از این مرحله شروع کردم از این پست تر چیه این که محبّت نداشته باشه با مثلاً خدای نکرده نعوذ بالله نعوذ بالله دچار حسادت بشه بخاطر حسادت از کسی متنفر بشه بخاطر خود برتر بینی از کسی متنفر بشه بخاطر تکبّر از کسی متنفر بشه بخاطر اوج از کسی متنفر بشه بخاطر تعصب از کسی بدش بیاد تو دلش اینکه دیگه خیلی وحشتناکه این یعنی قساوت دوری از اسم رحمان و رحیم اینکه ایشاءالله تو شأن هیچ کدام از عزیزانی که تو جلسه هستند نیست برای همین هم عرض کنم خدمت شما که عرض نکردم این قسمت رو که انسان بدش بیاد یعنی از کسی متنفر بشه بدش بیاد و تو دلش نعوذ بالله نعوذ بالله دل چرکینی کینه باشه این که همون که حضرت فرمود اُمّ الخوائص که در انسان ممکنه وجود داشته باشه که انسان هنر مهرورزی هنر دوست داشتن رو نداشته باشه خدا نکنه که انسان کینه یه مسلمون دل چرکینی از یه مسلمون و یا یه مؤمن در دلش باشه این فوق العاده خطرناکه اصلاً انسان ساقطه یعنی وقتی که اینجوری هست انسان ساقطه این خیلی خطرناکه خیلی خطرناکه حالا این احادیثی که درباره اخلاق بد و چند قرن آخرتی عذاب در آخرت برای اخلاق بد است شامل حال این برادران میشه یعنی این افراد میشه که خوب خیلی خطرناکه همون طور که تو زیارت عاشورا عرض کردم ما باید حتماً روی نظام محبّتی مون کار بکنیم یعنی کسی که می خواد سلوک حقیقی کنه و قدرتمند بشه باید رو نظام محبّتی خودش کار بکنه و حُبّ و بغص هاشو تنظیم بکنه این مسئله بزرگی هستش حالا یه روایتی یکی از دوستان درباره عذاب های آخرتی حساب کرده بودند به سال چقدر میشه حالا انشاءالله بعد دوباره به ما بدند امام خدا رحمتش بکنه فرمود چند قرن آخرتی در قرآن می فرماید لابسین فیها احقابا احقاب حقوق هست که قرن آخرتی هشتاد سال کمترش جمعش سه سه تا هشتاد سال دویست و هشتاد سال امام می فرماید قرن های آخرتی انسان باید در عذاب بماند تا از یک گناه یه اخلاق نه یه گناه، گناه کمتره ولی اخلاق نه خطرناک تره از اخلاق پاک بشه بنابراین اگر کسی روی نظام محبتیش کار نکنه جداً حب و بغض هاش خوش اومدن و بد اومدن هاش تنظیم نکنه وقتی می گه چرا از فلان چیز بدت میاد از فلان کار بدت میاد از فلان کس بدت میاد مبناش مبنای مشروع دینی و اخروی و الهی نباشه این آدم خیلی خطرناکیه آدم بدبختیه خیلی بدبخته مبناهای شخصی حسود نسبت بهش مثل یه خواهر از برادرش بدش میاد چون مثلاً محبّت زیادی به فلان کس کرده عرض کنم خدمت شما دو تا دوست از همدیگه ممکنه است بدشون بیاد دو شاگرد نسبت به یه استاد حسادت بکنند به همدیگه حسادت بکنند که استاد اونو بیشتر تحویل می گیره مارو کمتر تحویل می گیره من هم از این آدم خیلی بدم میاد چون محبوب تره همون کاری که هابیل کرد هابیل و قابیل ، قابیل چرا هابیل رو کشت حسادت کرد گفت خدا اونو بیشتر دوست داره خدا واقعاً اونو بیشتر دوست داشت ولی انسان به جای اینکه بدش بیاد باید مبنارو پیدا کنه هان نه اینکه بگه چرا من عقب افتادم اون جلو افتاده این خیلی خطرناکه این نوع منیِت در حسادت بیچاره می کنه انسان را که این چرا محبوبه و این مثلاً عزیزتره چرا خدا به این احترام بیشتری چرا این مثلاً دوست امام زمانه چرا خواب امام زمان دیده چرا اصلاً خواب امام زمان رو دیده و ما نکردیم نشدیم عقب بمونه انسان و خیلی چیزهای دیگه این که اصلاً خیلی خطرناکه خیلی وحشتناکه که انسان روی حُبّ و بغض های شخصی از یه کسی بدش بیاد یا خوشش بیاد اینکه اصلاً سقوط حیوانی است این هیچی بماند نه ما الان داریم این مرحله رو آقا مبنا یه موقع حبّ و بغض مبنای طبیعی است یعنی پای حیوانیت و طبیعت رأیه یعنی وقتی می گم طبیعت یعنی چه یعنی حیثیّت زمینی و دنیایی ما جنسی ما زن بودن ما مرد بودن شوهر بودن همسر بودن مسائلی از این قبیل این حداقلشه که این محبّت تو حیوانات هم هست یعنی ما اینجور دوست داشتن آدمها رو تو حیوانات هم هست پس ما خیلی از عاطفه هایی رو که انسانی می دونیم و براش قصه و رُمان و داستان و فیلم و مثل تعریف می کنیم وقتی که می ریم تو عمقش می بینیم که اصلاً حیوانیه انسانی نیستش حیوانات هم دارند این نوع مهرورزی رو حیوان هم اگر کسی بهش محبّت کنه مهرورزی می کنه حتّی در مسئله خدمت گفتیم که حیوانات به هم نوع خودشون عذر می خوام به غیر هم نوع خودشون بدون طمع خدمت می کنند مثلاً یه نهنگ یه دلفین یه سگ یه گرگ تو جنگل وقتی کمک می کنند به یه موجود دیگه طمعی ندارند ما وقتی به کمک غیر هم نوع می ریم باید با طمع خودمون بریم این هم خیلی کثیفه مرحله اول محبّت انسانی که انسان حیثیت انسانی و باطن انسانی پیدا می کنه زمانی هستش که انسان محبّت لِللّه پیدا می کنه یعنی می گه خدا دوست داره من هم دوست دارم دیگه هان خداس دیگه این چیز دوست داشتنی ما هم مخلص هستیم چشب این ذوب میکنه منیّت خودش رو در خدا میگه خدا گفته باید دوست داشته باشیم دوست داشته باشیم من از این آدم خوشم نمیاد ولی گفتن ساداته چون ساداته بهش محبّت می کنم حضرت فرمود سادات خوب رو به احترام خدا ببخشید سادات بد رو بخاطر من لذا یه ساداتی خوب بود اشتباهی کرد ما دوست داریمش بخاطر خدا اگه خوب بود اگر بد هم بود به خاطر پیغمبر دوستش داریم هان ساداته احترام می گذاریم ولی واقعاً قلباً دوستش نداریم ولی چون پیغمبر فرموده ما بهش محبّت می کنیم مهرورزی می کنیم کینه به دل نمی دیم عرض کنم خدمت شما محبّت می کنیم هان برای آخرتمون خوبه میگیم می خواهیم مثلاً به درد آخرتمون می خوره کینه عذاب آوره کینه نداشته باشیم کینه بده دیگه دل چرکینی بده جهنّم میاره خوب ما نداشته باشیم دل چرکینی خوب نیست تو دلمون باشه بهتره اینو کنار بگذاریم امّا محبّت فی الله چیز دیگری تعاطف فی الله اصلاً یه بحث دیگری است تعاطف فی الله یعنی اینکه پای بهشت و جهنّم در کار نیست ببینید یه کسی جگر می خواد عُرضه می خواد تقوا می خواد مرد می خواد که چی کار کنه بگه این کینه منو جهنّمی می کنه من می گذارمش کنار دلمو پاک می کنم می گذارم کنار حسادتو می گذارم کنار غیبت رو می گذارم کنار، نمی کنم یا نه بهشت نمی گزاره برم هان خدا راضی نیست نمی کنم ولی مسئله فی الله اساساً چیز دیگری است مسئله فی الله یعنی یه محبّتی رو خدا امضاء می کنه من صرفاً و صرفاً بخاطر امضای خدا پای این محبّت و مهرورزی هستم این می شه فی الله خیلی ظریفه یعنی چون خدا گفته وسلام کاری با بهشت و جهنّمش ندارم اصلاً من فارغ از بهشت و جهنّم هستم نه با صوابش کاردارم نه با بهشت و جهنمش کار دارم نه با هیچی خدا گفته آقا این چیزو دوست داشته باشید چشم دوست دارم از این چیز متنفر باشید متنفرم لذا شما در توصیف نبی اکرم (ص) در دعای دوم صحیفه سجادیه چی داریم این هستش که پیامبر دورترین آدم ها رو به خاطر تو به خودش نزدیک کرده و دوستشون داشت نزدیک ترین کس های خودشو دشمن کرده باهاشون فی الله یعنی مبنای رسول الله ، الله بود می خواد بچه اش باشه همسرش باشه می خواد هر کسی باشه که امیرالمرمنین به سیدالشهداء می فرماید اگر که بین حفظ ایمانم و کشتن تو مخیرشم حتّی می کشمت شاید آدم فکر کنه یه خشونت خیلی بالاست امّا نه یه ذوب شدن یه عشقه فوق العاده زیاد در خداوند تبارک و تعالی است که انسان اساساً مبنای دوست داشتن و تنفرش خود ذات حق تعالی است چه از کارها و امور چه از افراد آقا میگه آقا من از دین اسلام این چیزهارو خوشم میاد ولی بعضی چیزهاشو بدم میاد از احکامش در مورد خانمها اصلاً متنفرم خوشم نمیاد ظلم شده فلان شده یا به زور خودشو قبول می کنه ذهنشو قانع می کنه که خدا مثلاً ظلم نمی کنه امّا باطناً راضی نیست از احکامی که مربوط به زنهاست زن یا مردها در مورد احکامی که در مورد زن ها دارند اصلاً راضی نیستند از ته قضیه امّا میگند چون خدا گفته ما قبول می کنیم ولی این واقعاً پررو کردن زن هاست که مثلاً فرض بفرمایید حقوقشون تو خونه اینه در مورد خیلی از کارها وظیفه ندارند وظیفه شرعی شون نیست وظیفه قانونی شون نیست وظیفه اخلاقیشونه وقتی قبول نمی کنه دلت اینجا با خدا مشکل داری دیگه با خدا مشکل داری این مشکل الان خیلی مثل جنین تو رحم مادر فلج اثری نداره یا کوره اثری نداره یا کره حس نمی کنه اما این مقدار مشکل وقتی ما متولد میشیم به اون سمت خیلی دردسر سازه برای ماها چون اختلاف با خداست دیگه خدا ظهورش تو بهشته،بهشت همون ظهور خداست بهشت مراحل مختلفی داره همش خداست از مراتب مختلف حق تعالی است تا جنّتی بنابراین شما وقتی که می خواهید وارد به این سیستم بشید تعارض دارید با این سیستم تعارض دارید حالا اینکه یه کسی محبّت اش به دیگران یعنی صرف دوست داشتن ، خوش اومدن یا بداومدن مبناش خداوند تبارک و تعالی است حتّی بهشت و جهنم هم نیست خیلی بالاتره یه ارتباط صمیمی و عاشقانه با خداوند تبارک و تعالی است و مبناش حقّ حق این خیلی مهمّه یعنی اگه خدا گفته دوست داشتنی حتماً سزاواره و اگه خدا گفته بد اومدنی سزاواره توجه فرمودی یه مثال بزنم برای شما یه کی از چیزهایی که حالا می رسیم در طول مسیر معراج این هستش که خداوند سفارش کرده فقرا رو دوست داشته باشی این رو خوب دقت کنید فقرا رو دوست داشته باشید خیلی امر کرده که طبقه پایین و فقرارو دوست داشته باشیم الان ما چقدر آدمهایی داریم که خیّرند به فقرا هم خیلی می رسند اما اگه بهشون بگیم بیاد خونت باهاش یه حالی بکن یه مسافرت با هم برید دور هم یه سفره بشینید نمی تونه بپذیره یه جوریه نمی دونم ولی نعمت ما هستند خداوند امر فرموده فلان کمکشون هم می کنه میلیاردی کمک می کنه ثوابش هم می بره هان اما دوست نمی تونه داشته باشه که می بینی اینکه یه فقیر رو در آغوش بگیره از این جهت که این فقیره بوسیدنیه از این که فقیره دوست داشتنیه از این جهت که طبقه سه هست اصلاً اهل رفاقت با ماست هر کسی حاضر نیست یه فقیر رو دوستش داشته باشه اون لِللّه اما دوست داشتن فقرا چیه فی الله یه کسی که اصلاً خوشش بیاد با این طبقات بشینه با طبقات مستضعف بشینه لذا به مثال بزنم براتون خدا رحمت کنه میرداماد رو ، میرداماد استاد مرحوم ملاصدراست کسی است که به قول خودش فرمود ما حکیم رو حکیم نمی دانیم مگر اینکه خلع بدن ملکش شده باشد یعنی راحت بتونه خلع بدن بکنه این آدم با اراذل و اوباش و لاتها می گرده این رو خوب دقت بکنید شاه عباس بهش خبر رسید آقا ما این آدم به این بزرگی با لاتها و اراذل و اوباش می گرده اینها منطق های خاصّ خودشونو دارند که درست هم هست ماها بد می فهمیم و غلط می فهمیم که آقا با اراذل و اوباش نباید دوست شد با اینها نباید رفاقت کرد با اینها نباید رفت و آمد کرد برای یه طبیب بودن با مریض خیلی خوبه طبیب شده می تونه صدا می کنه میردامادو میگه شنیدم بعضی از بزرگان با اراذل و اوباش می گردند با طبقات پایین میرداماد ببین چه جوابی میده میگه که اتّفاقاً من باهاشون هستم توشون بزرگی ندارم جواب رو نگاه کنید یعنی اصلاً قایم نمی کنه که من با اینها نیستم اول قبول می کنه من با اینها می گردم بعد هم واقعاً خودشو نمی بینه تو اونها خیلی مهمّه که آدم به عنوان یه پول دار یا یه آدم متوسط با فقرا باشه خودشو آدم حسابی نبینه تمام خطر اینجاست توی فی الله و لِللّه فرقش اینه که وقتی شما می شینید با یه اراذل و اوباش و لاتها با گناه کارها این حرفه ایهاشون با خواهش، اراذل واوباش ، حرفه ایها، مشروب خورها، عرق خورها با اونها می شینید یا با فقرا می شینید اصلاً حس آدم برتر تر از اونها بودن و یه کس ویژه بودن بهت دست نده این خیلی مهمّه اگه تونستی اراذل و اوباش گناهکارها،عوضی ها ، بی حجابها، مشروب خورها، رقاصها، فاحشه ها بشینی ، منی که نماز شب خونم ، منی که چنینم ، چنانم و حس برتر بودن بهت دست نده اگه نشستم پیش اونها تو محضر خدا کثیف تر از خودم سراغ نداشته باشم آلوده تر از خودم سراغ نداشته باشم وقتی اونهارو می بینم تو دلم بگم خوش به حال اینها هان این می شه فی الله رمز باریک لِللّه و فی الله هستش خیلی مهمّه برای این هم جمله ای که من چند بار تکرار کردم که انسان نباید خدای نکرده دچار حجب و تکبّر و خودپرستی بشه همین هستش که چرا بعضی از بزرگان و علمای ما خدا رو به زن های فاحشه قسم می دادند چه جوری بوده که وقتی دستشون رو می بردن بالا می گفتند خدایا به حق این فواحش تو به ما رحم کن گوش کن نه به حق آبرومندان درگاهت و نمی دونم سیدالشهداء و حضرت زهرا ائمه وانبیاء اینها نه میگه آقا به حق این فواحش و همین اراذل و اوباش و گناه کارها به ما رحم کن این مسئله فوق العاده مهمه یعنی ما باید خیلی عزیزان حواسمون رو جمع بکنیم خدا رو شاهد می گیریم تو مکان مقدس اگر من به این مسئله عمل نمی کردم نمی گفتم اگه عمل نمی کردم واقعاً نمی گفتم من حسّم توی گردن کلفت ترین گناه کارها وقتی می شینم حقیقتاً بی آبروتر از خودم سراغ ندارم یعنی اصلاً این حس بهم دست نمی ده که من یه کسی هستم و اونها یه کس دیگه من هر گناه کاری چه زن و چه مرد هر گناهی کرده باشه بیاد به من مراجعه کنه برای درمانش کمک می کنم بهش ولی یه خواهش دارم همیشه ازشون دارم ته قضیه میگم که جدی منو دعا بکنید جدی منو دعا بکنید و خدا شاهده تو محضر الله دارم میگم اینوکه این با باور و جدیّت دارم میگم فیلم بازی نمی کنم تواضع نمی دونم خودمو دسه کم بگیرم و این حرفها نیست اصلاً اینجوری نیست پس بین لِللّه و فی الله فرقش یادتون باشه در لِللّه من با اراذل و اوباش و فقرا می شینم حضرت هم فرموده اینهارو دوست داشته بهشون محبّت کنید ، انفاق کنید، پول میدیم ، نهار میدیم ، شام میدیم، خانه براشون می سازیم ولی همیشه خودم از طایفه آدم حسابی ها هستم خودمو از طایفه دیگر می دانم در فی الله اصلاً اینجور نیست در فی الله شما از اراذل و اوباش تر از خودت سراغ نداری برای همین میرداماد می تونه با اراذل و اوباش باشه و وقتی بهش می گند شنیدیم بزرگان با اونها هستن می گه من باهاشون هستم هیچ بزرگی رو هم ندیدم هردوش رو هم راست می گه یعنی با افتخار به شاه عباس میگه اصلاً کتمان نمی کنه قضیه رو که من با اراذل و اوباشم نه نه یه موقع از منسندی بجا بمونه بعد هم میگه من واقعاً توشون بزرگ نمی بینم واقعاً بزرگ نمی بینه اصلاً خودشو بزرگ نمی بینه اصلاً خیلی مهمّه حالا خدا اون حوالهای بزرگ رو چه جوری می ده میگه که من دانش پی در پی علم خودم رو سرازیر می کنم به یه همچین آدمهایی خوب کُلّما خیلی این کلام عجیبه این هارو مستقیم خدا خودش تعلیم می کنه می گه این جور آدمها هر وقت هم بهشون علمی بدم علمی دیگر هم براشون اضافه خواههم کرد بدون استاد بزرگ می شند بدون استاد تربیت می شند خود خداوند تبارک وتعالی تعلیمشون می کنه اگر آقا جان شما مگه عاشق علم نیستید مگه عاشق فهم نیستید مگه عاشق معرفت نیستیم مگه عاشق نورانیت نیستید خوب چی کار کنیم میگه آقا یه مسیر میان بُر بهت یاد میدم زحمت زیاد هم نداره چی کار کن نظام محبتیتو درست کن نظام محبّتیتو درست کن اول از خودت در بیار شوهرم ، زنمه نمی دونم کیه کیه ، کیه کیه خوشم میاد یا بدم میاد رقیبمه، هوومه نمی دونم شریکمه همه رو بگذار کنار اینها همه شیطانه دو اوّل باید ما تلاش بکنیم لِللّه باشیم یعنی آخرت رو در نظر بگیریم بگیم آقا کینه نداشته باشیم خطرناکه دل چرکینی گرفتاری میاره جهنّم میاره گرفتاری میاره اگر از یه کسی خوشم بیاد از یه کسی بدم بیاد ما خیلی وقتها خوش اومدن یا بدم اومدن از افراد تابع نفس خودمون کردیم اگه با ما موافق بودند حرف مارو تأیید کردند به ما رسیدند به ما حال دادند اذیّتمون نکردند انتقاد از ما نکردند حالمونو نگرفتند عرض کنم خدمت شما حرف حقّ جلومون نزدند دوستشون داریم اما کافیه که به ما گیر بدن چهار جا سرزنشم کنند چهار جا ایراد ازمون بگیرن می ریزیم بهم بعد میگیم من از این آدم خوشم نمیاد این آدم رو دیگر دوستش ندارم اینو باید اخراجش کنم دیگه این شوهرو نمی خوام دیگه با این زندگی نمی کنم دیگه این زنو نمی خوام دیگه نمی دونم این دوست رو نمی خوان دیگه این استاد رو نمی خوام چرا چون مبنا خودمم من درواقع از اوّل عاشق خودمم که عاشق این جور آدمها شدم چون هی من رو بزرگ کردند به من حال می دادند من توی آیینه اینها بزرگ شده بودم اینها که همش جهنّمیه این که من شیوانیم دو یعنی پس ما آخرت و بهشت و جهنّم رو مبنا قرار بدیم اگر یه کسی سودجو هم باشه منشو در نظر بگیره بابا لااقل منو آخرتی قرار بده که نسوزیم فردا کینه دل چرکینی گرفتاری میاره اُم الخوائص لذا شما تو قران نگاه بکنید از بین همه اینها آثار جهنّمی تو بهشت میگه چی و نزعنا مِن قُلوبِهم هان از قِلّه قِلْ رو از قلبهاشون ور داشتین ربّنا لا تجعل فی قلوبنا قِلّاً لِلَذینَ امنو کینه خیلی خطرناکه دل چرکینی خیلی وحشتناکه خدا تو قلب ما قِلّ نزار یه موقع دلمون چرکین نشه از کسی یه موقع کینه کسی به دلمون نمونه بزار تو ورودی بهشت می دونی چی میگه، میگه کینه رو می داریم چون اگه کسی در روایت داریم کوچکترین ذره ای کینه امکان نمی گذاره کسی وارد بهشت بشه خیلی فاصله است بین کسی که تو دلش کینه هست تا بهشت بنابراین ما باید حتماً در نظام محبّتیمون فکر بکنیم یا یه ترتیبی بدهیم از اینجا بر می گردیم به عکس من می خواهم یه چیز دیگه ای رو نتیجه بدم به شما یه چیز خیلی مهمّتر از اینها ببینید عزیزان امشب من دارم برای شما این حرفهای مهم رو به عنوان سوغات پیغمبر از معراج میگم این رو خوب رفت بکننید خوب گاهی وقتها هستش که شما این حرفها را می شنوید میگید که خوب ما می تونیم عمل بکنیم یا نمی تونیم عمل بکنیم یکی از عزیزان آمده بود هفته قبل می گفتش که واقعاً این حرفها کمر شکنه ، ما نمی تونیم گفتم ببینید می تونید یا نمی تونید نداریم این چیزی است که رسول الله برای ما اورده حالا اگه ما اینو عمل نکردیم اومدیم رو نظام محبّتی خودمون براساس شهوت خودمون خواسته های خودمون طبیعت جنسی خودمون و مسائل دیگه تصمیم گیری کردیم ، اگر ما تصمیم گیری کردیم ما اون طرف خوب بعد مثلاً جاشو با چی پُر کنیم توی اینجا که گَند زدیم خراب کردیم حسابی درسته تو اینجا که ما نظام محبتیمون رو درست نکردیم تا آخر عمر نظام محبتی ما نظام محبّتی حیوانی است تمام ولی فاجعه می دونی کجاست فاجعه اینجاست که ما با صُور مقدس سر خودمونو گرم نگه می داریم اینجاست که شیطان میاد میگه که بابا تو اقلاً اگه اینجوری هست ساداتی، اگه اینجوری هست جبهه رفتی ، اگه اینجوری هست رزمنده ای اگه اینجوری هست نمی دونم خیّری اگه اینجوری هست نمی دونم امام جماعتی اگه اینجوری هست امام جمعه هستی اگه اینجوری هست آیت الله هستی اگه اینجوری هست نمی دونم مرجع تقلیدی هیچ کدوم فایده ای نداره واقعاً به درد نمی خوره شما الان نگاه بکنید بعضی از مراجع مثل بچّه ها عمل می کنند تاریخچه رو نگاه بکنید اصلاً از امام بدش میامده از امام خمینی مگه می شه مرجع تقلید باشه از یه مرجع متنفر بشه ناحقّ یه مرجع بخواد یه مرجع بکشه خیلی خطرناکه این ها ما الان مرجع داریم وقتی مقام معظم رهبری میاد قم به یه بهانه ای خارج میشه از قم که یه موقع ای مجبور نشه به دیدنش بره ایشون به دیدنش بیاد خیلی سختشه العلماءُ بالحسد واقعاً جهنّم وحشتناکه خیلی خطرناکه اینها یه چیزی نیست که ما همین جوری دست نزنیم بهش بگیم آقا همین جوری ول کنیم خودمون رو یه دفعه یه وادادگی توی نظام تربیتی خودمون بشیم یعنی از هزار تا فحشا و منکرات بیشتره، بنابراین مواظب باشیم صُور مقدس ما را از رسیدن به توجه به نظام محبتیمون غافل نکنه چون مسند مرکز و محل هر خدمتی باشیم به خدا و دین یا نظام محبّتی اشکال داری گرفتاری میاره برات یه چیز دیگه بگم یه ذره سخته ولی خوب اگه بدونیم ایشاءالله برطرفش بکنیم خیلی آدم به شادی و آرامش می رسه اون این هستش که خیلی وقتها جهادِ ما کشته شدن ما خون دل خوردن ما فعالیتهای فرهنگی ما فعالیّتهای خیریّه ما رو حُبّ و بغض ملاک های شخصی هستش یعنی اگه پای خودمون وسط نباشه خیلی وقتها این کارها را هم انجام نمی دیم توش به نحوی دنبال ارضاء خودمون هستیم خدا کنه که یه محکهایی پیش بیاد ببینیم اگه خودمون نباشیم هم همینجوری صفا و صمیمیّت و تواضع و محبت مون هم باقی می مونه یا نه اگر بوش بیاد قراره ما حذف بشیم می ریزیم به هم یکی هست اصرار می کنه خودش نباشه به زور نگهش می دارند یه کسی اصرار می کنه باشه خیلی زمین تا آسمون فرق داره این دو نفر با هم خیلی فرق داره پس خوب دقت کنید به این جمله که خدا چی کار می کنه می گه یه همچین آدمی که اومده مبانی محبتیش رو براساس من قرار داده تو طلبه ها این جور چیزها خیلی زیاده الحمدالله اصلاً می گیم از یه رنگ خوشت میاد میگه نه خوشم نمیاد بعد تو یه روایت مثلاً می خونند که رسول الله این رنگ رو می پوشیده آقا بعد از اون این بند می کنه به این رنگ خوشش می یاد یعنی زود نظام محبتیش تغییر می کنه ثوابی هم نیست هان میگه نه رسول الله این جوری دوست داشته لباس این رنگی دوست داشته ما هم خوشمون میاد انگشتر دوست داره من الان آدم سراغ دارم ادّعای استادی تو عرفان داره انگشتر تو دستش نمی تونه بکنه یه وقتی بهش میگن انگشتر میگه نه تسبیح دستش نمی تونه بگیره یه وقتی میره آقا خدا رحمت کنه علامه رو ، علامه طباطبائی ، علامه جعفری آقا اینها چقدر خوب ذوب کرده بودند خودشون رو الان شما خوب نگاه کنید طرف چاهر کلاس سواد داره حالا یا دانشگاهی یا حوزوی می شینه اینقدر تو این کربلا و عزاداری ، گریه و روضه ، حضرت رقیّه و سینه زدن و بالا و پایین پریدن میکنه که نگو علامه اینجوری نشسته کتابش هم بازه یکدفعه میگه که روضه می خونند روضه یه چیزی است خیلی خطرناکه من خیلی اصرار دارم که این حسینیه ها زودتر ساخته بشه برای اینکه ما یه سیر دل باید بشینیم گریه بکنیم یه سیردل باید سینه بزنیم باید گریه بکنیم باید یه حالی بکنیم واقعاً فرصتمون کمه امکاناتمون ضعیفه باید بشینیم از علی اصغر علی اکبر در واقع بگیر تا به بالا شروع کنیم انشاءالله علّامه بهش می گن آقا تا روضه می خونند کتابش بسته می شه گریه می کنه یه علامه اصلاً مثل یه عوام گریه می کنه خدا رحمت علّامه امینی هم همینجوری بود امام چقدر باحال بود اینها خیلی کارکرده بودند روشون خیلی کارکرده بودند یکی از این آخوند روشنفکران میاد میگه که ببخشید حاج آقا تو همون گیرو داد آقا اینها راجع به اینکه اینها سند مثلاً اون جا بودند هستند یه همچین شخصیتهایی آقا ما نمی دانیم آقا من اصلاً حالیم نیست این حرفها علامه است میگه ما نمی دانیم آقا ما فقط منتظریم جای اسم معشوقمان بیاید اصلاً کاری نداره با این حرفها نظام محبّتی خیلی عالیه گریشو می کنه عزاداریش رو می کنه اگر ته قضیه قرار بشه به سینه زنی کشیده نشه هان به روضه کشیده نشه ها به هیئت کشیده نشه به بالا و پائین پریدن و حسین جان گفتن نمی دونم گِل مالی نرسه گرفتار میشم ما به خدا لنگ می مونه آدم بهترین ها لنگ می مونند اونجا ته قضیه امام خدا رحمتش کنه می رفت تو این شلوغی جمعیّت سینه می زد عمامش می افتاد اباش یه طرف خودشو پرت می کردند یه طرف بعد بهش می گفتند که آقا شما مراجع تقلید خیلی شون این کارو نمی کردند حالا بماند آقا روزهای خلوت برید برای حال شما مساعد نیست روزهای خلوت برید ما خیلی وقت خودمونو خاصّ می دونیم می گیم یه زمانی بریم سر حضرت خلوت باشه یه ساعتی بریم که بریم بچسبیم به ضریح نه زیرکها اینجوری نمی رند زیرکها شلوغ ترین وقتها می رن امام فرمود به هر کس هر چی میدن تو همین شلوغی است یعنی مثل عوام نه اینکه یه موقعی است من مثل عوام تواضع می کنم می گم آقا ما که می خواصیم حالا مثل عوام می کنیم خودمونو آقای شجاعی گفته امام خدا بیامرز این جوری گفته خوبه یک درجه ولی قشنگش این هستش که تو وقتی می ری به دور حرم دور ضریح بی آبروتر از خودت بدبخت تر از خودت سراغ نداشته باشی ببینید تو خیلی محتاج تر از اونهایی هستی که دستتو دراز کنی به طرف ضریح ببری بهت کنن بری بزنند تو صورتت تو پهلوهات پاتو له کنند و ضجّه بزنی بری جلو تو خیلی محتاج تر هستی و هر کدومشو نگاه کنی حسرت حالشونو بخوری خدا رحمت کنه امام رو می فرمود من خیلی به این حاجی اسحاق حسرت می خورم که اون باغبونش که براش چایی می آورده پذیرایی هم می کرده آقا عجب آدمهایی بودند اینها چقدر جدّی بودند چقدر ناز بودند للمتعاطفین فیه یعنی آقا پای خودتو بکش کنار اصلاً من کیم وُجودُکَ ذَنُباٌ لا یُوغاسو بهی ذَنبْ اینجاست که یه مرد هیچ وقت توی مهرورزی به زنش کم نمیاره اگه مرد باشه اگه مومن باشه توی عشق ورزی کم نمیاره توی به کاربردن کلمات توی ریختن زیباترین حرکات و عاطفی به پای همسرش کم نمیاره چون اصلاًمبناش یه چیز دیگه ست و چقدر هم این عشق قشنگه یه زن هم همینجور کم نمیاره هیچ وقت کم نمیاره نه اینکه حالا به ننه ات خندیدی من دیگه خوشم نمیاد ازت و خواهرت رو بوسیدی من خوشم نمیاد ازت نمی دونم فلان کارو کردی نه ، اصلاً مبنا این نیست انسان اصلاً از حیوانیت خارج می شه می یاد بالا خوب اگه به این هم نرسیده باشه خیلی بدبخته گرفتاره اصلاً رشدی نکرده حالا چی به ما مسکن میده که ما اینجوری نباشیم اون تسکین مسکّنی که مارو تخطیر می کنه بی خیال این حالت که حالا برای ما خوندن عیبی نداره نرسیدیم سوادمون، تحصیلاتمون علوممون نمی دونم کارهای خیری که انجام می دیم کارهای ثوابمون اینها گرفتارمون می کنه ما دلمون رو به اینها خوش می کنیم و از اصل قضیه غافل میشیم نمی گم تومنی نه زار قدیمی ها خیلی اختلاف بود می گفتند تومنی نه زار بعد که اومدن پایین بالا شد میگن زمین تا آسمون ولی واقعاً بی نهایت فرق تو حشر این دو تا آدم ، دو تا آدمی که محشور می شند روز قیامت بینشون بی نهایت فاصله است اونی که محبّتهاش شخصی بوده تا اونی که فی الله بوده عذر می خوام لِللّه بوده و بین اونی که لِللّه بوده تا اونی که فی الله بوده خوب حالا با هم یه سفری کنیم چند لحظه الان همه این جمع با هم بریم تو روز قیامت صحنه قیامت نشستیم خبری از عذاب و عقاب و اینها نیست محاسبه است خوب ، بعد دارند آدمهایی که محبتهاشون براساس محبّت محشور میشه دیگه قیامت صحبت اساس حشره و حضرت می فرماید اِهِبتْ ما شِرکْ ما هر چی می خواهیم دوست داشته باش با او محشور می گرده این رو فراموش نکنید حالا یکدفعه صحنه قیامت است نشستیم همه مون اونجا دارند جزا می دهند بعد یه دفعه می بینی ای بابا اینهایی که فی الله هستند رو بردند یه جای دیگه اصلاً از حساب و کتاب خارجشان کردند گفتند شما حساب کتاب ندارید پاشید برید سراغ کارتان هیچ چی ، هیچ چی این لِللّه ها یه جور دیگه باهاشون رفتار کردند شخصی ها را هم یه جور دیگه اگه الان با هم بریم تو قیامت چه آرزویی می کردیم اونجا نشسته بودیم قیل الرجعو و راعکُم فلتمسون راء می گیم ای کاش ما برمی گشتیم به دنیا نظام محبّتیمون رو اصلاح می کردیم حالا برگشتیم انشاءالله الان با هم برگشتیم عرضه داریم یه کاری بکنیم یا نه هان بقیه چیزها رو ول کنید عزیزان بقیه کارهارو رها کنید هر چی می خواهید سرمایه گذاری کنید رو نظام محبتیشون سرمایه گذاری کنید نظام محبّتی بخصوص شما که تو این مؤسسه هستید شما خوشبختانه با آدم هایی که تو مؤسسه ای غیر از مسائل فرهنگی تو اجتماع تو اداره می خواهیم فیلم بازی کنیم با هم کارگردان فیلم نمی دونم تلویزیون کار صنعتی یا یه کار دیگه همه فرق داره برای چی کار شما خوشبختانه از همه راحت تره برای چی راحت تره کار شما کی می گه کار ما از همه راحت تره چرا کار ما از همه راحت تره چرا کار ما راحت تر از بقیّه است ما موفق تر می شیم برای این که محور فعالیتهای شما معدن حبّ الهی است وجود مقدس آقا امام زمان(عج) اگه کسی تو اینجا شکست بخوره خیلی بدبخته لذا اگه توتون جهنّم اتفاق بیفته تو دلت بالا پایین می شه هیجان داری بدون تو اگه از اینجا خارج بشی بری جای دیگه وضعت خیلی وخیم تر میشه اینجور نیست که به آرامش برسی به مراتب بدتره بعد پس دیگه دیگران رو خیلی ما سرزنش نکنیم ما این وسط بینمون امام زمان هست می افتیم به جون همدیگه وای بحال اونهایی که نیست خوب اجازه بدین ببینیم این بخش چیزی ازش موند یا نه وَجَبَتْ مَحبّتی لِلمتعاطفین فیه حالا می ریم سراغ فقره بعد قبل از اینکه بریم سؤال فقره بعدرو می خونم که آشنا باشید جلسه بعد در موردش صحبت می کنیم اگر عمری بود انشاءالله وَجَبَتْ مَحبّتی لِلمتواسلینَ فیه ببینید چقدر قشنگه واجب می شه محبّت ما به کسانی که پیوندهاشون فقط به خاطر منه با همدیگه نه بخاطر خودشان می گه از این خوشم نمیاد دوستش ندارم بعد می گی چرا بعد می بینی پای خودش وسطه دوستش ندارم خوشم نمیاد آدم فلانیه اوّل با مبنای خودمون می سنجیم بعد براش هم عیب می تراشیم یعنی بعد عیب می بینیم توش حضرت فرمود من طَلَبَ عَیباً وَجَدَ کسی که دنبال عیب باشه عیب رو پیدا می کنه یعنی اول خوشش نمی یاد بعد می شینه برش عیب می تراشه عیبهای قانونی ، شرعی ، عیبهای مختلف می تراشه برای طرف مقابل ولی خدا اینجوری نیست، حالا فرمول رو بگم اون هفته سؤال کردیم چه جوری آدم می تونه اینجوری باشه ما اگه نیستیم چرا نیستیم و اگه هستیم چرا هستیم انشاءالله که همه مون هستیم چه جوری آدم می تونه یعنی شما باید مهرورزی کنید پیوند برقرار بکنید با کسی و محبت سه مرحله محبّت مهرورزی ، پیوند، فِیه فقط کسی می تونه این کاارو انجام بده خیلی فشرده میگم خیلیهاتون نامه نوشتید جوابهاشو به من دادید می خونم حالا ببینید که سکه رو کی میبره خوب ولی خدا وکیلی اگه نمی گفتیم سکه این همه جواب نمی آوردند برامون چون دفعه های قبل هم سؤال کرده بودیم یه نفر هم از بین پانصد نفر جواب نمی دادند حالا از بین این چند نفر بیست تا جواب آمده خوبه چه جوری می تونه این جوری باشه دو راه داره عزیزان که در واقع به یه راه ختم می شه یکی اینکه انسان واقعاً حبّ خدا انسان نمی تونه به کسی چیزی بده یعنی فاقد شی تو معرفت نفس خوندیم چی مطیع شی می شه یعنی یه کسی خدارو دوست داشته باشه خیلی این حرف گشاده به دهن ما ساده از کنارش رد می شیم اِه همین بود کی جیگر داره بیاد وسط وایسه بگه من خدارو دوست دارم ، کی جیگر داره بگه کَذَبَ من زئون أنَهمّ یُحْبُنی فَاِذا جَنَهُ اَلیلْ آبرومونو می بره خدا رسوامون می کنه تو می تونی به خدا بگی دوست دارم میگه دروغ میگه هر کسی اینجوری میگه هر کس بگه خدارو دوست داره ولی شب میشه نمی تونه بیدار شه نمی تونه با خدا حرف بزنه دروغ میگه ما چند تامون بلند میشیم برای نماز شب از محبّت خدا چند تامون اگر بتونیم من کسی رو که عذر داره و نمی تونه و مریضه رو کار ندارم نه واقعاً بلند شه سالمه بلند میشه یا دَم سحری بلند میشه یا بالاخره شبی قبل از خوابیدنی بالاخره محبّت داره به خدا ، خدا آبروت رو می بره اگه راست بگی بخواهی ادّعا کنی دوست داشتن خدا یعنی مثل بچه ات دوستش داری مثل زنت مثل شوهرت همه کست هست خدا مثل دختر خاله ات پسرخاله ات خواهرت برادرت خیلی بزرگ نمی گیرم رسول خدا فرمود هرگز مؤمن نیستی چه برسه به خدا هرگز مؤمن نیست من و خاندانم رو از خودتون و خانواده تون و ذات منو از ذات خودتون بیشتر دوست داشته باشید مثل زن و مردهایی که روضه برقرار می کنند تو خونه هاشون برید ببینیدشون اینها که روضه برقرار می کنند یه موقع مَرده میگه که امسال روضه تو خونه نمی تونیم برقرار کنیم میگه برای چی ؟ پول نداریم ، پول نداریم خوب طلای من رو بفروش، پول نداریم من می رم کلفتی می کنم تو خونه ها یه ذره پول به دست می آرم کار می کنم یه جا این ور و اون ور روضه باید برقرار شه پول نداریم به خدا این اتفاق افتاده ها بچّه مون رو ببر بازار بفروش ، بچه مون رو ببر بازار بفروش اون موقع که بچه می خریدند زمان بَردگی بچه شون رو بُرده گذاشته بازار بفروشه و بالاتر از این هم اتفاق افتاده مجلس امام حسین تعطیل بشه، این محبّته شب عاشورا آخ آخ چه عجب امتحانی بود چقدر هم قشنگ همه رو جواب دادند اونها که موندن همه درست موندن هان سر پسره رو بریدند می خوان جلو مادرش ، مادره عاطفش رو می ورزه می خواد بوسه ای بزنه پرت می کنه سر بچّه روجلو دشمن نمی خوام در راه خدا دادم بارک الله اون جا هیچ کس اعتراض نداره اونجا هیچ کس نیامده چیزی رو نگه داره اونجا مسابقه است برای اینکه کی کالاهای بهتری رو برای قاپیدن خدا هدیه بده همه برای مسابقه می دوند که بتونه خدارو تور بزنه و انصافاً هم همشون موفّقند هیچ کی تزلزل ندارد هیچ کی کم نمیاره الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین.

بله کاملاً درسته در تعاطف فی الله دیگه اراده انسان اصلاً نیست اصلاًدیگه انسانی این وسط نیست کسی این وسط نیست در تعاطف فی الله در تهاوب فی الله و در تواسل فی الله اصلاً دیگه منی وجود نداره یه شاهزاده ای شوخی نیست ها یه دختر شاهزاده بره با یه غلام سیاه ازدواج کنه به شیرینی ازدواج می کنند ، به شیرینی ازدواج می کنند لذا نود و نه درصد اختلافها که پیدا می شه در مؤمنها تو مسلمانها مربوط به این هست که انسانها روابط عاطفشون رو تنظیم نکردند نظام عاطفیشون اصلاً رو محبّتشون کار نکردند اگر انسان کار بکنه اصلاً چیزی به اسم خوشم میاد و بدم میادی نداره یه آقایی امروز من دیدمش داشتند از خانمشون جدا می شدند خیلی کیف کردم گفتم چرا می خواهی طلاقش بدی و ازش جدابشی گفت خیلی کارهای خطرناک و بدی کرده گفتم چی کار کرده گفت: این کار، این کار، این کاردیدم خوب خیلی کارهای خطرناک کرده بعد گفتم ببخشش کینه نگیر عفو کن، گفت خوب دفعه اوّلش نیست چند بار دفعه قبل کرده بخشیدم گفتم خوب حالا می خوای چیکار کنی گفتش که باید جدا بشیم نمی تونیم این جوری با هم زندگی کنیم دیدم داره درست می گه بعد می دونی چی گفت به من گفت خیلی دوستش دارم گفت هنوز هم دوستش دارم اصلاًازش کینه ندارم ماشاءالله یه ذره قلقلکم اومد می دونستم که این داره به کجا می زنه گفتم که خوب این دوست داشتن کمک نمی کنه گفت نه من اگر می خواهم طلاقش بدم برای اینکه ما ساختارمون به هم نمی خوره مصلحت نیست ما با هم زندگی کنیم نمی تونیم با هم زندگی کنیم ولی محبوب منه دوستش دارم برای همین هم شما می بینید چرا رسول الله فلان دختر فلان زن و طلاق داد ها پیغمبر آدمی نیست که بیفته به کینه طلاقش هم فِی اللهِ اون که عشقش هم فی الله طلاقش هم فی الله ولی خوش به حال کسی که دست به تو جلسه تواسل عرض می کنم دست به جدایی نزنه مگر فی الله در غیر این صورت هنوز گرفتاره اللهم صل علی محمّد وآل محمّد وعجل فرجه هدیه محضر مبارک امام زمان سه صلوات.