اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
یکی از اولیای خدا خیلی بزرگ بود. این ولی خدا خیلی، خیلی مجهول هم بود اصلاً هیچ کس هم نشاخت روش نداشت یک آدم خیلی غائب و کتول و مجهول و نامعلومی بود که افراد بسیار خاصی سه چهار نفر شاید جمعاً می شناختند یکی از آدم های خیلی بزرگ که شما می شناسید همه تون هم می شناسید آن را ایشان یک حرفی زده بود نمی تونم بگم چون اگه بگم نمی گذارید من بخوابم می گفتش که مثلاً من برای اینکه به علم برسم به معرفت برسم این کار را، این کار و این کار را تعطیل کردم این کارها را انجام ندادم تا برسم به علم این آقا فرمودند که اگر تعطیل هم نمی کردی و هرجا بودی خدا باز هم بهت می داد یعنی به این نیست که فقط تعطیل کنی ببینید مقام معظم رهبری خاطره خوبش رو شنیدید که راجع به پدرشان می گویند بین درس و علم و معشوقم که قم هست و خدمت به پدرم اینجاست توکل یعنی این، یعنی حالا که وظیفه ام این هستش که بروم خدمت به پدرم معشوقم را ول بکنم درس و علم و چیزهایی که بهش دل بستگی دارم رها بکنم باید حرص وجودش نفس داشته باشی یعنی این که شما معشوق شماست هر وقت در مقابل مصلحت و خواسته خداوند قرار گرفت می شود نفس ولو عرفان باشد ولو معنویت باشد هرچی قم رفتن باشد طلبه شدن باشد نمی دونم جبهه رفتن باشد چه می دونم هرچی خوب ایشان دیگر یک امتحان خیلی مهم قرار گرفت شماها نمی دانید کسی که در قم، هائری یه شب نزدشان بودیم ما آیت الله هائری یزدی گفتیم حاج آقا آقایون کسی نبود با ما اونجا منزل ایشون همه اونهایی که بودند مرحوم شدند گفتیم که دلتون برای قم تنگ نشده گفت قربون آب شورش برم، قربون آب شورش برم. گفت کسی اگر بره بیفته در درس و علم و اولیای خدا و زیارت و ملاقات و فضاهای علمی و اینها سختشه، خیلی سختشه که از اون بکنه خیلی سخته حالا یک دفعه پدره می گه نه تو باید از اونجا دل بکنی و از من پرستاری بکنی درس مرس هم بی خبر توکل یعنی اینجا یعنی مقام معظم رهبری فرمودند یک کسی به من گفتند که این چیزی که تو توی قم می خواهی تو خدمت پدرت هم بهت می دند همین هم شد دادند یا ندادند توکل ولی وقتی اعتماد کردی به خدا تکیه کردی یقینش پشت سرش میاد میگه اه همونه اون ولی خدایی که خیلی گمنام بود خیلی به ما تکیه می کرد می گفت که هیچ وقت به اسباب و علل تکیه نکنید رسیدن به خواسته تان را منحصر به یه شی یا چیز خاص قرار ندید یا اگر وظیفه تان این هست که خوب بمونید هرچی بیرون قم هست تو قم هم هست اگر وظیفه تون هست از قم برید بیرون هرچی توی قم قرار هست بهتون بدند می دهند یه طلبه ای آمده بود می گفت ما وضع مالی مان خوب نیست آخه طلبه هایی که وضع مالی شان خوبه آقایون بزرگان معمولاً تابستان ها تو قم نمی مونند از قم می گذارند می روند خدا رحمت کنند حضرت امام را که می فرمود تابستان ها قم نمونید خلتان می کنیم بزارید برید آقایونی که می تونستند برند و نرفتند بعداً چوبش رو خوردند تابستان اذیت کننده است آزار دهنده است حضرت آیت الله بهجت میره آقای جوادی میره، آقای حسن زاده میره خیلی از مراجع می روند بزرگان می روند خیلی از بندگان خدا جایی را ندارند بروند طلبه آمده بود با خانومش و بچه هایش می گفتش که می خواهم تابستون برم چند روز مسافرت هیچ جایی رو ندارم برم پول هم ندارم به جایی بدهم شما برای من نامه می نویسید که یک جایی برای من دو سه شب ما رو بپذیرند گفتم آقای رحیمی کار از دستم برمی آید برات یک نامه بنویسم شهرستانی جایی بروی چند روز بمانی بروید یک کسی شاید پول ندارد بروه واقعاً ندارد حالا پول ندارد بروه مردم ما اینجا دو گروه می شوند می گویند چون همه می روند ما هم باید برویم پدر خودمون رو دربیاریم قرض کنیم بیاریم یک عدّه می گوید آقا من تشخیص ندارم خدا باید بهم بده یه عدّه هم میگه چی شهریه چی طلبگی این بنده خدا می گفت که به خدا تمام لذت هایی که در شمال، دریا، درختان چمن هست رو تو خونه خودمون هم هست همین جا باشید همه اش رو خدا با هم و یکجا خدا بهتون می دهد ولو استراحت و تفریح که شما می خواهید بکنید باشید اینجا تا حالا شاید برای همه تون اتفاق افتاده که در حرم حضرت عبدالعظیم هان یه حال خوش معنوی دارید بعد همین هوس امام رضا می کنید که نگو یه آقایی رو من دیدم کنار ضریح نیم ساعت گریه می کرد به خانم معصومه)سلام الله علیها(می گفت خانم مشهد من جورکن من بروم مشهد آدم فکر می کنه که الآن بره مثلاً عمره چه اتفاقی بیفته نشستی اونجا یک مداح درجه چند نه درجه یک درجه چهار و پنج اصلاً یه مداح نه یه غیر مداح که بلد نیست روضه بخونه مثل من برات یه چیزی از امام حسین می گوید یک روضه ی دست و پا شکسته تازه شعرهاش هم اشتباه بخونه بعد میگه دلت انقدر بشکنه آنقدر دلت می شکنه آنقدر گریه می کنی صفا می کنی لذت می بری ها، حالا پا می شی میری پول قرض می کنی میری کربلا می بینی اصلاً خبری نشد یه دونه از اون اشک هایی که تو حسینیه خونه تون می ریختی نیست کربلا کجا بود، کربلا خونه خودتونه همون مسجد است همون پایگاه بسیج است همون کربلایه پا شدی رفتی کربلا دیدی خبری نیست امام حسین هم نبود اونجا امام حسین کجا بود، امام حسین همون در خونه خودمون بود میری امام رضا می بینی که ای بابا جامعه کبیره که در حضرت عبدالعظیم می خونی تو حرم حضرت معصومه می خونی چقدر لذت داره اینجا رفتی کنار پای معصوم نشستی خوندی دیدی نه اتفاقی نیفتاد، اتفاقی نمی افته مهم این هست که مسیری اشتباهی طی می شه اینجوری نه اینکه نریم ها بریم حالا هر وقت قسمت شد ما از این اشتباه ها تو زندگیمون خیلی می کنیم که فکر می کنیم خاصه ها ما انحصاراً انحصاراً توی این هست که ما مثلاً فلان کار را بکنیم سر درس فلان کس برویم بعد هم می فهمیم نه اتفاقاً هیچ فایده ای هم نداشته هیچ کمکی هم بهم نکرده این همه آدم رفتند سر درس امام نشستند سر درس معصوم نشستند فایده ای نداشت، هیچ فایده ای براش نداشت هیچی ما از اینجا می کوبیم می رویم کربلا که چه اتفاقی بیفته برسیم به قبر امام حسین هان اونهایی که امام حسین پیششون بوده پیش امام حسین بودند زندگی می کردند آدم نشدند. بنابراین امام حسین، اهل بیت (علیه السلام) خدا و اسباب و علل همه جا هست، همه جا هست یعنی اینجور نیست که ما تو رو معطل گذاشته باشد خداوند تبارک و تعالی نیاز تو رو شد تو رو آنچه که تو شایستش هستی، معطل گذاشته باشد که تو بگی آره من الآن هم ندارم فقیرم گرفتارم حالا باید چند سال معطل بمونم برسم و فقط تو کافیه بگی من توکلم به خداست، به خدا توکل می کنم، وظیفه ام را انجام میدهم بچه های جبهه من سیزده ساله اش را خدا شاهده خبر داشتم می رفتم بهش سر می زدم چند شب خدمت آقا )سلام الله علیها( مشرف شدیم بزرگش را می شناختم کوچیکش رو می شناختم حالا به قول امام ره صدساله را یک شبه طی کردند چرا چون به وظیفه عمل کردند خدا رحمت کند حسن واحدیان را فامیل ما بود تو این پایگاه بسیج این از شدت شیطونی بسیج راهش نمی دادند اصلاً به عنوان یک عضو معمولی من امدم کردم معاون خودم بعد خیلی هم عالی وظایفش را انجام می داد بهش می گفتیم مامام از بس می رسید به بچه ها واقعاً یعنی غیر از اینکه یک فرمانده شده بود، سیکل همه چی بچه ها شده بود بچه ها که خسته از سر پست می اومدند از قبل براشون چایی دم کرده بود سماور و روشن کرده بود سنگگ گرفته بوذ پنیرش را هم گرفته بود و براشون صبحانهشون رو می داد و اینها می رفتند و پتوهاشون ها رو هم جمع نمی کردند پتوهاشون رو هم جمع می کرد و همه می رفتند تازه اون تو کاره مصاحبه کرده بودند باهاش که آقا شما برای چی می روید جبهه انگیزه ات چیه می گفت من انگیزه ندارم برای چی می روی می گفت من نمی دونم انگیزه چی چی هستش امام گفته بیایید ما هم داریم می رویم کافیه. دیگه همین که امام گفته کافیه گفته باید برید، تو جبهه اینجوری بود تو جبهه چرا، نمیشه نمی دونم راه هست می داند مین، سیم خارداره، تمام آب هست، تو آبها برق وصل کردند، پاتو بزاری برق خشکت می کنه امام می گفت که اونجا هم بایدآزاد شد آزاد شد اصلاً کاری نداشتند، که اونجا چه خبره اونجا کجاست ما با اون کاری نداشتیم امام گفته باید آزاد باشد، آزاد شد هرکسی به خدا همینجوری نگاه می کنه دستورات خدا تعبد داشته باشد نسبت به دستورات خدا از خودش اجتهاد نکنه از خودش نظر نده میل و سلیقه های خودش افکار و عقده های خودش را در مسائلش دخالت نده حالا چون خدا گفته باید این کار را بکن خوشم بیاد یا نیاد اینجاست که شما توکل می کنید به خدا و انجام می دید راه باز میشه به روی شما »واصفیناکم ماءً قدراً« اگر غیر از این باشد امام معصوم هم برید نفس بهت بزننه با نفس معصوم هم زنده نمی شی با مسیح که دیگه هیچی مسیح دیگه بماند پیغمبر خدا هم بیاد نمیشه به قول استاد ما خود خدا هم بیاد تو زنده نمی شی خیلی این آیه عجیبه ها »فلما عاسخونا« بخدا این همه موج حیات بخش بفرسته همه بر می گرده گفتم توکل برخدا چیست جبرئیل گفت این که بدانی آفریدگان را، آفریدگان را تمام سود و زیان رسانی و اعطاء بازداشتن نیست این شهامت انسان یعنی کسی نمی تونه ضربه ای به شما بزنه کسی نمی تونه باز بداره کسی می تونه کار خودش رو در حق شما انجام بده اما جلوی شما نمی تونه بکنه یعنی شما نگاه کنید، تمام اسباب و علل مادی دنیا علیه جمهوری اسلامی دارند کار می کنند دیگه ضربه زدند یا نزدند جنگ، اختلاف ، تشنج، ترور، هجمه های مطبوعاتی، فرهنگی داشتند یا نداشتند حالا نتیجه چه شد آخرش الآن شیعه قوی تر نشده از نظر معنوی، مادی، شده یا نشده هان یعنی شما حساب دو دوتا چهارتای عقلی بکنید باید با این حجم از هجوم که به ما شده ما ضعیف تر شده باشیم .نابود شده بایم ولی از قضا سر کنگبین/شما توکل به خدا بکنید هان اما اگر توکل بر خدا نکنید تحت توجه به اسباب و علل داشته باشید اسباب و علل نتیجه عکس ممکنه بده بهتون یعنی درست همون چیزی که فکر می کنی خیرته یقین داری شر می شه برات همین، یه معجزه است دیگه باید ببینی با چشم خودت خدا را آروم چطور می تونه ببینه هان میگه تو تاریخ نگاه بکنید عبرت بگیرید حالا بحث خیلی خیلی مهم داریم ان شاء الله در زیارت عاشورا شروع میشه به زودی تاریخی است و سیاسی، اجتماعی که من خوف دارم بگم یا نگم در مورد طراحی های راهکارهای در مقابله با اهل بیت)علیه السلام( شده تو زمینه های مختلف آدم وقتی که این ماجراها رو می فهمه که اینها چیکار کرده اند با اهل بیت که یه کسی مثل امیرالمؤمنین شخصیت برجسته به اون بزرگی وقتی کشته میشه شما چیز ساده نگاه نکنید هان میگه آقا کجا کشته شده میگه مسجد می گویند نماز می خونده مگه شما فکر می کنید نماز می خونده چیکار می کرده اصلاً یه کسی مثل امام حسن (علیه السلام) نزدیک ترین یارهاش می گویندبریم بفروشیمش بدیم به معاویه پولی بگیریم یه کسی مثل امام حسین که امام حسین توشون خیلی خوب بود که تا پای کار شهادت چند نفر باهاش ایستادند دیگه بهتر از امام حسین که ما نداشتیم که یه کسی مثل امام سجاد امام باقر امام صادق چهل تا یار نداشتند اون وقت شما فکر می کنید اون همه توطئه فرهنگی علیه اینها انجام شده که اینها بعد حضرت زینب (سلام الله علیها) می آید میگه بخدا قسم که نمی تونه اسم ما را بمیرونه الآن تو دنیا چی مونده از اونها شما قبر هم نمی تونید پیدا کنید قبر شما قبر حضرت رقیه رو ببین اصلاً این ما عادت کردیم به این نمی فهمیمش که تو مرکز حکومت شام تو شام تو خود شام همون دروازه ای که شما دروازه ساعات دمشق و قبر حضرت زینب و حضرت رقیه فاصله چندانی ندارد 5دقیقه ، 10دقیقه با ماشینه شما می رید کنار مسجد اموی یعنی کنار محلی که سلطنت یزید اونجا بوده کنار کاخش قبر حضرت رقیه زیارتگاهه شیعه و سنیه شما از اون ها هیچی ندارید کی کرده این توکل، توکل چیکار می کنه هان وقتی اعتماد کردی به خدا مادر موسی ناراحته که و بچه رو مثل بقیه بچه ها می کشند بهش بگو که غصه نخور بنداز تو آب ولش کن خوب مادر بشی چه می دونی قرار چی اتفاقی بیفته حالا اعتماد داره به خدا می اندازه تو آب قرار چه اتفاقی بیفته میگه می دهم فرعون برات بزرگ کنه خودت رو هم می برم تو اونجا تو کاخ بنشینی قشنگ شیرش بدی راحت فکر می کنی یعنی چی این هان می تونی بفهمی یعنی چی بی شک اعتماد می کنی به خدا اگه اعتماد کردی کاخ فرعون می شه یه خونه فسقلی هم دربیاری تو کاخ بشینی اونجا بچه ات را بزرگ کنی با عزت و احترام یه پیغمبر اولعزم رو این مال چیه این مال اینه زن اعتماد کرد به خدا بچه اش را گذاشت تو سبد و انداخت تو دریا ولی این کار، مال کیه ما می کنیم این کار و هان به خدا نه ما صدهزار تومان پول می خواهد آزمون کم بشه بندازیم تو آب مال خدا بگیم آقا من بیست سال زحمت کشیدم این سرمایه را جمع کردم بندازم تو آب بگه مال خدا نمی تونیم بکنیم که، اگر کردیم اون وقت خدا ده برابر بهت برمی گردونه نه اینکه انسان این کار را بکنه که خدا ده برابر برگرداند اینکه معامله است خوب نیست بده ولی خدا ما را لنگ نمی گذارد خدا لنگ نمی گذارد اینکه بدانی توان سود و زیان بسانی و اعطای بازداشتن نیست کسی نمی تونه کاری بکنه »ولا قوه الابالله العلی العظیم« و اینکه »لا معسر فی الوجود الا الله «ودیگر اینکه از خلق قطع امید کنی که هرگاه بنده این گونه شود جز برای خدا برای کسی کار نمی کند والسلام و جز به او امیدوار نیست و جز از او نمی ترسد و جز از او توقع انتظاری ندارد و به این راحتی هم نیست که رد بشویم هان یکبار دیگه بخونم اگر کسی به این رسید اینکه دیگر است دیگری که از خلق قطع امید کنی که هرگاه بنده این گونه شود چی میشه جز برای خدا برای کسی کار نمی کنه و جز به او امیدوار این شرکی که الآن خیلی از ماها آقای احمدی نژاد یا هرکسی دیگه ای فرقی نمی کنه شما الآن برید در انتخابات می گویند آقا شما اگه چند میلیارد تومان پول برای تبلیغات نداشته باشید فایده ای ندارد اما یک کسی میگه من یک قرون هم ندارم وارد انتخابات هم میشم خوب پول هم ندارم تبلیغات کنم خوب میشه یا نمیشه ظاهراً نباید بشه دیگه درسته چون خدا میگه بشه باید بشه میشه جز برای کسی کاری نمی کند جز به خود او امیدوار نیست و جز از او نمی ترسد و جز از او توقع و انتظاری ندارد این معنی چیه توکل، می گویند یه بنده خدایی بود آدم خیلی فضیلتی بود خیلی علم داشت اهل فضیلت بود من ازش خواهش کردم یه درسی به من بده بعد امروز و فردا کرد دو ماه بعد سه ماه بعد یکسال بعد گفت باشه اگه این درس رو گذاشتم خبرت می کنم حتماً بهت میگم هنوز آماده نیستم سال بعد بهش گفتم یکسال بعد دوباره بهش گفتم هرچی هم رفتم دیدم گفت آماده نیستم نگذاشتم این درس رو هر وقت گذاشتم می گوییم به شما یه درس فنی بود علوم حوزوی درسی بود که بعد من اخلاقم رو می دونید من از تک خونی بدم میاد یعنی یکی اگر یه جایی خیری باشه دوست دارم همه برند انحصار ویژه من باشه و من باشم خیلی خطرناکه خیلی کثیفه این کار مایه موشت از بچه هایی که کوچولو بودند تو هیئت نوجوانان بزرکشون کرده بودیم آورده بودیمشون تو هیئت، هیئت بزرگشون کره بودیم آورده بودیم سر کلاس ها، کلاس ها یه ذره بزرگ شده بودند فرستادیمشون تو حوزه قم، تو حوزه ول بودند آوردیمشون سر کلاس همین آقایی که من ازش درس می خواستم گفتم شما برید سر این کلاس من هم خودم میام سر کلاسش و استفاده می کنیم از کلاسش شما بیایید استفاده کنید اینها هم با من اومدند سر کلاس هاش من فهمیدم این آقا یواشکی برای شاگردهای من همون درسی که می خواستم گذاشته و برای خود من نگفته یعنی به من اصلاً خبر نداده بعد هم بهش گفتم می گفتش که باشه خبرت می کنم اصلاً ناراحت نشدم ها چون واقعاً این چیزها همه اش اسباب و علل و رفتم به یه سیدی سر بزنم یه سیدی به کمکی احتیاج داشت رفتم خونه شون سر بزنم رفتم یه سری بزنم و بعد داشتم از خونه اومدم بیرون دیدم به یه تیر سیمانی خونه اینها در خونه اینها یه تیکه کاغد چسبیده به تیر سیمانیه چسبیده نوشته درس نیازی که من می خواستم درس فلان ساعت فلان، فلان جا یه تیکه کاغذ چسبیده بود اونجا بعد من خوندم دیدم چه جالب این همونیه که دنبالش می گشتم یه تیکه کاغذ چسبیده به آنجا و با خودم گفتم چه جالب این همه دنبالش می گشتم اشتباه کردم بخاطر نسپردم این نوشته چی بود بخاطر نسپردم اومدم و دو سه روز بعد گفتم آقا این بحث کجا بود اصلاً یادم رفت این نوشته کجا بود کجا نوشته کجا دیدم حالا توی این قم الاف هرکجا یه تیر سیمانی می بینیم نگاه می کردیم یا یه تابلویی می دیدیم همون جوری نگاه می کردیم ببینیم کجاست چه جوری میشه نشد که نشد دوباره این بنده خدایی به من زنگ زد من هم حواسم نبود همین که رفتم اونجا دم در نوشته رو دیدم بارون اومده نمی دونم چی چی اومده تموم این چند دوره اطلاعیه کنده شده ولی اون پوسیده کنار دیوار مونده بود همینجوری مونده بودم که چرا این کنده نشده بود رفتم اون آقا زو پیدا کردم دیدم عجب آقایی است خیلی آقاست این آقایی که من التماسش می کردم تو جیب آقا گم میشه گم میشه ماشاءالله ، ماشاءالله کوه کوه کار کرده زحمت کشیده من آدم نمیشم دوباره تا فهمیدم اینجوریه ورداشتم تا فهمیدم اینجوریه چهار نفر را صدا کردم این آقا، آقای خوبیه بیایید بریم سر کلاسش دوباره کلاس این را ما خراب می کنیم پس تکیه به اسباب و علل همیشه خوب نیست یادتون باشه تکیه به اسباب و علل همیشه خوب است باور کنید این رو باور کنید تشنتون اگر باشد تشنتون باشد آب گیرتون نیاد خدا با نون هم تشنگیتون را چیکار می کند برطرف می کنه گرسنه تون باشد غذا گیرتون نیاد با یه استکان آب هم سیرتون می شود. یعنی احتیاج به غذا واقعاً ندارید والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله طاهرین.