جایگاه سجده در سلوک انسانی؛ جلسه سوم 28/07/1396
سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاهاینترنتی
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
بحث ما دربارۀ سجود بود، که البته عزیزانی که تازه به جمع ما پیوستند مستحضر باشند که مباحث شبهای قدر اساساً مباحث معنوی است، و بحث دیگری غیر از این مطرح نمیشود، مهارتهای عبادی و مباحث معنوی است در طول این 15 ـ 16 سالی هم که ما احیا داشتیم همین بحثها بوده و مباحث معنوی را عرض کردیم.@جلسه گذشته سجود را آغاز کردیم که تقریباً دو سه جلسه دیگر سجود را داشته باشیم، امام صادق (علیه السّلام) میفرماید که «مَا خَسِرَ وَ اللهِ مَنْ أَتَى بِحَقِيقَةِ السُّجُودِ وَ لَوْ كَانَ فِي الْعُمُرِ مَرَّةً وَاحِدَةً» امام صادق (علیه السّلام) میفرماید که به خدا قسم زیانکار نیست «مَا خَسِرَ» اهل خسران نیست هر کس در تمام عمرش یکبار سجده حقیقی بکند.@این خیلی مهم است که ما توجه بکنیم که سجده حقیقی یعنی چه، همه سجده میکنیم، زیاد نماز میخوانیم، اما عبادت مثل یک فضاپیما میماند، مثل یک هواپیما میماند، معراج است، که آنهایی که بلد نیستند فقط قیافه پشت آن نشستن را میگیرند، مثل اینکه یک نفر برود در هواپیما بنشیند عکس بگیرد.@در این فیلمها دیدید که فیلمهای جنگی درست میکنند، هنرپیشهها در هواپیما از آنها عکس میگیرند، دارند پرواز میکنند، دارند شلیک میکنند، ولی اینها واقعاً پرواز نمیکنند، واقعاً شلیک نمیکنند، فقط در هواپیما مینشینند، لباسش را میپوشند، یک فیلمبرداری میکنند.@یک صورتی از خلبانی و شلیک و جنگ را دارند، خیلیها با نماز همینطوری هستند، یعنی مثل بچهای که پشت اتوبوس مینشیند، دوست دارد با فرمان و دندهاش ور برود، ادای راننده را در بیاورد، خودش هم صدایش را در میآورد، بوق هم میزند@خیلیها نماز خواندنشان همینطوری است، ذکرهایشان هم همینطوری است، تسبیح گرفتنش هم همینطوری است، یعنی ادای از ذکر و پرواز و معراج دارند، در سجده هم همینطور است، اینکه انسان ادای سجده را در بیاورد، حالا خداوند ظاهر را از ما میپذیرد، میگویند خدایا نماز خواسته بودی ما نماز را خواندیم، فکر میکنیم خواندن مهم است، و شدن مهم نیست.@جملات عربی گفته بشود، حرکات هم انجام بدهیم، حالا فهمیدیم چه شد، نفهمیدیم چه شد، معنی این رکوع چیست، معنی ذکرش چیست، معنی سجده چیست، معنی ذکرش چیست، با قنوت باید کجا برویم، چکار بکنیم، با قیام باید چکار بکنیم، حالا اینها برای خیلیها مهم نیست.@امام صادق (علیه السّلام) میگوید نه یک سجده حقیقی داریم اگر کسی در عمرش یکبار این سجده را انجام بدهد زیانکار نیست، یعنی نجات پیدا میکند، در عمر این ثبت شده که این یکبار با همه حقیقت وجودش یک سجده حسابی کرده، یک سجده خوب کرده.@خدا رحمت کند مرحوم کافی را، میگفت این حدیثها را ما میخواندیم هر کس دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند چه میشود، میگفت ما دیگر خیلی تمرکز کردیم و یک جایی رفتیم خلاصه دو رکعت نماز با حضور قلب خواندیم بعدش فهمیدیم وضو نداشتیم، حالا این حضور خیلی مهم است که آدم حس بگیرد چون وضو هم نداشته آن حسش را گرفته، آن تمرکز آن حال را به او داده است.@حالا سجده حقیقی چیست؟ اول حضرت این جنبهها را میگوید، بعد میخواهد راجع به سجده حقیقی برای ما توضیح بدهند که در احادیث بعدی معنی سجده را از فرمایشات امیرالمؤمنین (علیه السّلام) عرض میکنم.@بعد حضرت میفرماید: «وَ مَا أَفْلَحَ مَنْ خَلَا بِرَبِّهِ فِي مِثْلِ ذَلِكَ الْحَالِ شَبِيهاً بِمُخَادِعٍ لِنَفْسِهِ غَافِلٍ لَاهٍ عَمَّا أَعَدَّ اللهُ لِلسَّاجِدِينَ مِنَ البِشرِ الْعَاجِلِ وَ رَاحَةِ الْآجِلِ» رستگار نمیشود کسی که یک همچین حالی با خدا داشته باشد «مَنْ خَلَا بِرَبِّهِ» خلوت بکند با پروردگارش در همچین حالتی، سجده بکند، و ادای سجده را در بیاورد، این آدم رستگار نمیشود.@یعنی عمدی در کار باشد، و الا ما داریم انجام میدهیم دوست هم داریم یک سجده خوب انجام بدهیم، «شَبِيهاً بِمُخَادِعٍ لِنَفْسِهِ» شبیه کسی است که دارد سر خودش را کلاه میگذارد، خودش را فریب میدهد، و از خوشی دنیا «مِنَ البِشرِ الْعَاجِلِ» یعنی سجدهای که حقیقت داشته باشد برای آدم یک خوشی دنیایی میآورد.@مثلاً ما در سلسله مباحث غم، میگوییم غم در اسلام هم جرم است هم بیماری است، در مباحث غم که حدود صد ساعت است یک غمهایی را داریم که این غمها تولید شادی میکنند، غمی است که شما اگر بخوری شاد میشوی، مثل غم سیدالشهدا، غم امام زمان، شما حرم میروید گریهتان میگیرد.@الان جناب آقای اناری عزیزمان روضه خواند، آدم گریه میکند، غمناک هست، اشکش میآید، ولیاین اشک انسان را شاد میکند، غمی هست که در آن تولید شادی میکند، غم مستضعفان، غم محرومان، غم غربت امام زمان، غم تنهایی امام زمان، اینها غمهای فوقالعاده زیبایی است که تأثیرات خوبی دارد، یکی از این تأثیرات این است که در جا آن غم برای انسان شادی میآورد، نقد است.@سجده خوب و عبادت خوب، شما قطعاً تجربه داشتید، زیارت خوب، سجده خوب، نماز خوب، عبادت خوب، فکر نمیکنم کسی اینجا باشد که تا به حال این تجربههای لذتبخش عبادی را نداشته باشد، یعنی بالاخره یک موقعهایی است حس و حالهایی در حرمی، مسجدی، حسینیهای، کربلا، نجف، به انسان دست میدهد.@وقتی که آن حس دست میدهد، و انسان قلبش وصل میشود، دلش میشکند، اشکهایش سرازیر میشود، آن موقع هست که در اوج لذت میافتد، این خیلی برایش بهجت دارد، ولی نه یک موقعی هم میرود میبیند در مجلس مداح دارد روضه میخواند همه دارند اشک میریزند، این همینطوری دارد نگاه میکند، این قلب باز نمیشود، این اشک نمیآید، هر چه هم التماس میکند، بهاین چشمش به این دلش که راه بیفتید بسوزید، هیچ اتفاقی نمیافتد، اینطوری آدم کسل میشود.@حضرت میفرماید کسی که خودش را فریب میدهد و ادای سجدهکنندگان را در میآورد، میفرماید: «غَافِلٍ لَاهٍ عَمَّا أَعَدَّ اللهُ لِلسَّاجِدِينَ» این بازیگوشی میکند، غفلت دارد و بیخبر هست از خوشی دنیا و راحت و آسایش آخرت که خداوند برای سجدهکنندگان قرار داده است.@یک سجده خوب هم خوشی دنیایی میآورد، لذت دنیایی میآورد، برای انسان آرامش میآورد، بیماریهای قلبی و روحی و معنوی انسان را از انسان میگیرد، تعلقات آلوده را از انسان جدا میکند، وابستگیهای جهنمی را از انسان میگیرد، سجده آثارش فوقالعاده است.@اگر کسی معنی سجده را با آن توصیفی که جلسه قبل کردیم و حضرت میفرماید شما سرت روی پای خداست، انسانی که سرش روی پای خداست متوجه باشد روی سجده چکار بکند معلوم است که شاد میشود.@خدا رحمت کند امام را، این را خیلی تأکید میکردند که انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد، این یک اصل اساسی قرآنی است، معصومین خیلی تأکید کردند «إِنْ لَمْ تَكُنْ حَلِيماً فَتَحَلَّمْ» اگر آدم بردباری نیستی، خودت را به بردباری بزن، ادای بردباران را در بیاور یواش یواش بردبار میشوی.@حتی ما داریم آدمهایی که یک گروه صالحین را با شکل و شمایل خاصی دوست دارند و خودشان را به شکل آنها در میآورند، یواش یواش روحیاتشان هم مثل آنها میشود «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ» هر کس خودش را شبیه هر گروهی در بیاورد، چه گروه فاسقان و معاندان و فاجران و اهل معصیت، چه گروه صالحان و مؤمنان، یواش یواش از آنها میشود.@کسی که علاقه داشته باشد دوست دارد همه چیزش را شبیه بزرگان بکند، در تشبه قاعده است، یک کسی که خودش را به این حالت میزند، یعنی دوست دارد این گونه باشد، لذت میبرد از اینکه این گونه باشد، حالا یواش یواش آن حقیقت را هم به او میدهد چون میخواهد برساند دارد تلاش میکند، باید به خودش تلقین بکند، این تلقین خیلی مهم است.@لذا چیزهایی که من همیشه توصیه کردم در مباحث تخصصی و بخصوص در اردوهای تخصصی عبادت و فکر و ذکر گفتیم، اصلاً اردوی فکر یعنی همین، یعنی اینکه انسان باید در عبادت فکرش حضور داشته باشد، اصطلاحاً میگویند حضور قلب، یعنی قلبت آنجا حاضر باشد، با دلت این کار را انجام بدهی نه با ذهن، با همه وجود، فکرت یعنی همان قلبت.@حالا شما نگاه کنید این تمرین را هر دفعه میگویم اجرا بکنید، حالا رفتارهای خیلی زیبایی امام سجاد (علیه السّلام) دارد که میگویم اینها تمرینات خوبی است که حضرت برای ما ایجاد کرده، فوق العاده است، یک معصوم است خودش برای ما این صحنههای تمرین را ایجاد کرده است.@در خانه همانطور که ایستادید، بعضی از خانوادهها هستند، من میبینم بعضی از خانوادهها، جوانان، خانمها، در فضای خانه یک گوشهای را همیشه یک سجاده پهن میگذارند، که در خانه همیشه یک جای معبد و عبادتگاهی باشد که آنجا سجاده پهن باشد سجاده را جمع نکنند، آثار خیلی خوبی دارد این پهن بودن سجاده.@یکی از آن آثار زیبایش این هست که انسان یک موقعی خوشحال میشود، یک موقعی نعمتی به او میرسد، یک موقعی حالی دارد، یک موقعی توسلی دارد، معطل اینکه حالا تا بلند بشوم بروم، چون شیطان در این فاصله هم اثر میگذارد، بروم وضو بگیرم، نگیرم، سجاده را کجا پهن کنم این حال پرید.@ولی این آماده است، یک سفره آماده است فقط این باید به سجده برود، این تمرین را حتماً توجه بکنید به سجده برویم، اما آن لحظه که ایستادیم و میخواهیم به سجده برویم، حواسمان باشد، دیدید این کسانی که خیلی مستکبر هستند، و متکبر هستند، غلامانشان و کنیزانشان و کسانی که پیشکارشان هستند یک موقعی میآیند روی پایشان میافتند ادا در میآورند.@این را ما با حق تعالی انجام بدهیم، یعنی انسان روی پای خدا بیفتد، سجده روی پای خدا رفتن است، حواست باشد میخواهی سرت را روی پای خدا بگذاری و روی پای خدا بروی، شکر بکنی، سجده بکنی، و پای خدا را ببوسی.@این تمرین، تمرین خیلی خوبی است، اگر عادت بکنید این تمرین را انجام بدهید، بعد تمام حالتهایی که شما از قیام به سجده میروید چون قبلاً تمرین کردید و تلقینش را ایجاد کردید، خود به خود حتی اگر شما یادتان برود فرشتهها حتماً آن موقع به داد قلبتان میرسند، فرشتهها خیلی به انسان کمک میکنند.@میگوید داری روی پای خدا میروی حواست باشد، آن موقع سجده، سجده میشود، یک حقیقت پیدا میکنی، ما باید از قوای فرشتهها استفاده بکنیم خدا فرشتگان عالم را گذاشته برای همین کارها که به ما کمک کنند.@شما حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) میروید، در شرح زیارت حضرت معصومه توضیح دادم که شما فرشتهها به کمک میخوانید «بِإِذْنِ اللهِ وَ إِذْنِ رَسُولِهِ وَ إِذْنِ أهل بیته أَدْخُلُ هَذَا الْبَيْتَ» من وارد این خانه شدم «فَكُونُوا مَلَائِكَةَ اللهِ أَعْوَانِي وَ أَنْصَارِي»ای فرشتگان خدا اعوان و انصار من بشوید، به کمک من بیایید، بیایید کمک کنید که من بتوانم حق این زیارت را درست ادا کنم.@انسانی که تلقین میکند و جان میگیرد یک جاهایی هم که غفلت دارد فرشته او را نگه میدارد، فرشته بیادش میاندازد، میگوید داری روی پا خدا میروی، میخواهد رکوع بکند فرشته میآید به داد قلبش میرسد.@پردهها را فرشتهها برایش کنار میزنند، کمکش میکنند که این با توجه و حضور اگر لایهای، پردهای، زنگاری، غباری روی قلبش هست، فرشته به دادش میرسد آن زنگار را میگیرد که این بتواند جلوی دیدش گرفته نشود، وقتی سجده به جا میآورد یک سجده خوب و حسابی و حقیقی به جا بیاورد.@بشر عاجل داشت، بشر عاجل یعنی شیرینی دنیا، لذت یک سجده خوب روی پا، سر گذاشتن روی پای خدا، چقدر لذت دارد آدم برای عزیزی که خیلی او را دوست دارد، یا شخصیت بزرگی هست، یا پناهگاهش هست، مثل مادر، پدر، سرش را روی پدر یا مادر بگذارد، یا بزرگی که دارد پشت و پناه او هست خیلی لذت دارد.@گاهی وقتها انسان احساس دارد یعنی دوست دارد که این ارتباط لمسی را داشته باشد، سرش را بگذارد روی پای مادر، بغل مادر، روی سینه پدر، شانه پدر، احتیاج به یک شانهای دارد که به آن تکیه کند یا سرش را روی آن بگذارد، این پای خداست، قطعاً یک لذت دنیایی خیلی زیادی دارد.@این لذت دنیایی اینقدر زیاد است، که دل کندن از آن سخت است، مضافاً اینکه لذتهای دیگر را پیش انسان تحقیر و کوچک میکند، آنهایی که خیلی گیر دارند در بعضی از چیزها نمیتوانند نجات پیدا بکنند، در بعضی از حرامها، یا لذتها یا عادتها، به وسیله این سجدهها یا رکوعهای قشنگ، یا نماز آن لذتها پیش آنها ناچیز و حقیر میشود.@وقتی من خارج از نماز حقارت دارم تحت هیمنه و تسلط و احاطه شیطان هستم نمیتوانم از بعضی کارهایم دست بردارم وقتی به نماز میروم عظمت خدا به من هم بزرگی و عظمت میدهد، من هم بزرگ میشوم، در روایت داریم «ذَاكِرُ اللهِ مُجَالِسُهُ» ذاکر خدا همنشین خداست.@همنشینی با خدا باید با ما چکار بکند، شما با یک نفر همنشین بشوی، این همنشینی در ما اثر میگذارد یواش یواش انسان اسماء الهی در سینهاش ریخته میشود، در وجودش ریخته میشود.@
انسان وقتی همنشین خوب پیدا میکند، رفیق خوب پیدا میکند، با آن رفت و آمد میکند شخصیت دوست چه رذیله باشد، چه فضیلت باشد، اگر دوست خوب داشته باشد، فضیلت دوست اثر میگذارد، رذیله داشته باشد رذیله دوست اثر میگذارد.@یک کسی که مینشیند ذکر میگوید، بزرگی خدا، عظمت خدا، صفات الهی، رحمت خدا، رحمانیت خدا، آن همه اسمهای خدا یواش یواش در قلبش میریزد، بزرگ میشود، ذکر میسازد، برای همین فرمود «ذِكْرُ اللهِ قُوتُ النُّفُوسِ» خود ذکر غذاست، اینطوری نیست که شما فقط بنشینی بگویی (سبحان الله و الحمد لله) یا یک کار دیگر، نه خود آن ارتباطی که بین تو و حق تعالی است خصوصیات خدا را در قلبت میریزد.@ذکر کلاس است، خود ذکر یک دانشگاه است، خود ذکر یک دریایی از معرفت است، باب المعرفت هست، همه چیز در قلب انسان میریزد، اگر ذکر، ذکر بشود، همان بحثهایی که در اردوی ذکر و فکر گفتیم خیلی مهم است آنها را پیگیری کنید.@پس یک لذت دنیایی دارد، یک حظ دنیایی دارد که ما به این حظ خیلی احتیاج داریم، چون اگر قرار باشد بخش فوق عقلی ما بتواند مقاومت بکند در برابر چهار بخش ما که ما را نبرد، لنگر نیندازد و تعادل ما روی صراط که در جهنم هستیم، یعنی در متن دنیا تعادلمان حفظ بشود و غفلت ما را نگیرد چارهای نداریم جز اینکه لذتهای بخش فوق عقلانی را باید تقویت کنیم.@این وقتی به این لذتهای فوق عقلانی رسیداینها دیگر کمن نمیتوانند بیندازند بگیرند، بخش کودک عزیز روان ما را گول بزنند، در سرش بزنند، حذفش کنند، ولی وقتی که انسان این لذتها را نبرده باشد و ضعیف شده باشد، با یک مشت مسئله اقتصادی، با یک بیماری، با یک ازدواج.@خاله خاله بازیهای ازدواج، بچه داری، یا با یک دانشگاهی، درسی، لیسانسی، دکترایی، سفر خارجی، بورسیهای، طرف میشود میرود هیچ چیزی از او نمیماند، چون چیز دیگری غیر از اینها نمیشناسد، اما اگر یک کسی مزه فوق عقلانی برده باشد، لذات انسانی را برده باشد، اینطور نیست که این بخشها هر کس بیاید جی ویجی به او بدهد گول بخورد او را بردارند بتوانند ببرند یک جایی سرش را زیر آب بکنند، اصلاً این آدم اینطوری نیست.@آنهایی که از در خانه امام حسین، از در خانه اهل بیت، از در خانه خدا، راحت با یک قبولی دانشگاه، با یک ازدواج، با یک شوق، با یک سفر خارجی، با یک کار ورزشی، با یک پیشنهاد هنری، با یک پیشنهاد پولی مناسب، یا چشمکهای دیگر ول میکنند، یک دفعه ول میشوند.@میگوید من الان شش ماه است حرم نرفتم، من الان شش ماه است هیئت نرفتم، این معلوم است یک جایی گول خورده، یک لذتی از این لذتهای چهارگانه او را به خودش مشغولش کرده، الان نه هیئت میرود، نه مسجد میرود، نه حرم میتواند برود، نه نماز شب میتواند بخواند، نه زیارت میتواند بخواند چون گول خورده.@وقتی شما بخش فوق عقلانی را به آن لذت بدهید، این لذتها، این بهجتها، این سرورها، این جدیتها شخصیت را وزین میکند، راحت گول نمیخورد، راحت اینطرف و آنطرف پرت نمیشود، هر چه دنیا به او چشمک بزند این نمیرود، «إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» قرآن میگوید من همه چیز را چشمک زن آفریدیم تا ببینیم چه کسانی گول میخورند و چه کسانی گول نمیخورند.@خدا رحمت کند یکی از این بچهها بچه پولدار بود، از این سفیدپوستها، بالاخره سفیدپوستها گذرشان به جبههها میخورد، یکی از این بچه سفیدپوستها بود جبهه آمده بود، پدرش میخواست یک طوری این را از جبهه بکَنند.@بلند شده بودند آمده بودند پادگان دوکوهه بعد با بلندگو صدا میکردند آقای فلانی، این فهمیده بود پدر و مادرش آمدند او را ببرند، بعضی از پدر مادرها میآمدند بچهها را میبردند، واقعاً چه بیتوفیقی، این اصلاً جواب نمیداد، میگفت هیچ کس جواب نده بگویید نیست، یا اصلاً جواب نمیداد، پدر و مادر را پشیمان میکرد برمیگشتند.@بعد آن موقعها ویدئو تازه به ایران آمده بود هر خانوادهای نداشت، ویدئو سازمانها و نهادها داشتند به صورت محدودی وارد شده بود، آن موقع ویدئو خیلی مهم بود یک کسی ویدئو داشته باشد.@این پدرش رفته بود یک ویدئو برای این خریده بود، با یک موتور از این موتورهای خیلی عالی، که این آمد تهران بگوید بنشین فیلمهایت را نگاه کن، موتور برایت گرفتم، که این از جبهه صرف نظر بکند، یک موقع ما دیدیم این موتور و ویدئو را برداشته بود جبهه آورده بود، گفته بود این برای جبهه جان میدهد.@یعنی مؤمن وقتی لذت بخش فوق عقلانی میبرد هر چه دنیا به او میدهند برای عشق و معشوقش هزینه میکند، بعضیها پول را میخواهند برای دنیا میخواهند، بعضیها پول را دوست دارند ولی برای اینکه هزینه معشوقش بکند، این جان میدهد این دو میلیارد تومان پولی که من دارم پای امام زمان بریزم.@استاد ما میگفت یک آقای پولداری بود ازاین خیرین مدرسه ساز، به استاد ما گفته بود یک ویلا داشتم چند میلیارد خیلی به آن وابسته هستم، هر کاری کردم دیدم این ویلا از دلم بیرون نمیرود، یک ویلای چند میلیاردی، بزرگ، گفت دیدم خیلی آن را دوست دارم، گفتم من که نمیتوام از این جدا بشوم، پس یک کاری بکنماین همیشه با من باشد، بردم فروختم خرج خیرش کردم که همیشه با من باشد.@پای عشقش ریخت، این ویلایش را دارد، برای خودش آخرت فرستاد، آدمها دیدید وقتی پول دارند، میگویداین خیلی خوب است یک ماشین برای فرزندم بخرم، الان او دانشجو است، یک چیزی برای خانمم بخرم، یک چیزی برای دخترم بخرم، یک چیزی برای پسرم بخرم، معشوقهایش اینها هستند، برای معشوقهای زمینی هزینه میکند.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) ثروتمندترین مرد زمان خودش بود آنطوری زندگی میکرد، امیرالمؤمنین خیلی ثروت داشت میدانید ایشان صاحب چقدر قنات و باغ بود، چقدر نخلستان ایشان آباد میکرد، راوی میگوید من دیدم امیرالمؤمنین از چاه بیرون آمده میگوید قلم و کاغذ بدهید من وقف نامهاش را بنویسم، چون زحمت کشیده نمیخواهد در دنیا هزینه بشود، میخواهد برای ابدیتش بفرستد.@بعضیها وقتی به پول نگاه میکنند، هر چه نعمت مادی، یعنی پولی، گیاهی، حیوانی، اعتبار اجتماعی دارند، یا علمی دارند پای امام زمان میریزند، پای دین میریزند، پای خدا میریزند، میگوید حیف است حالا که اینجا را خدا به من داده چرا پای غیر اهل بیت بریزم، پای غیر خدا بریزم، عشق اینطوری است.@آنهایی که باید به زور به آنها بگویی آقا برای امام زمان، برای خدا کمک کنید، مدام باید به آنها بگویید عشق ندارند، باید خودش را راضی بکند، ثواب دارد ولی خیلی فرق دارد یک کسی عاشقانه هزینه بکند، اصلاً یک کسی عاشقانه هزینه میکند معلوم است عشق چطوری پای امام زمان میریزد.@در گردان تخریب ما یک حاج آقایی داشتیم خدا رحمتش بکند، یک مرد خیلی باصفایی بود، در حج هم از دنیا رفت، این میگفت من سالهای اول جنگ اصلاً با جنگ و جبهه و اینطور چیزها میانه خوشی نداشتم، کاری هم با این چیزها نداشتم.@میگفت در مغازه ام بودم کاسبیم را میکردم، دیدم یک دختر بچه کوچک آمد یک مقدار پول آورد گفت که یک کمپوت میخواهم، نمیشود این پولت کم است، گفت رفت دو سه روز بعد آمد پول آورد گفت میشود میشود یک کمپوت بدهی، دفعه سوم آمد گفتم چیه این کمپوت میخواهی چکار تو هر دفعه میآیی؟ گفت هیچی دارم پولهایم را جمع میکنم برای جبهه یک کمپوت بخرم.@تمام وجود این بچه این پولها بوده، جمع کرده عاشقانه، تمام دارایی، مایملک این بچه، اگر این بچه صد برابر این پول را داشت همه را برای جبهه میریخت، گفت آنجا این بچه من را شکست، گفت همانجا مغازه را بستم خودم راه افتادم آمدم جبهه، آمد آنجا مسئول تدارکات ما در لشکر بود خیلی هم این مرد صفا داشت، عشق یک چیز دیگر است.@این اینقدر عاشق است، چون گفتیم مؤمن سه تا معشوق که بیشتر ندارد، مؤمن فرقش با فاسق این هست که مؤمن سه معشوق در رأس تمام معشوقهایش هست، قرآن میگوید سوره توبه آیه 24 الله، اهل بیت، جهاد در راه خدا، اگر کسی اینها سه معشوق اصلی زندگیش نباشند قطعاً به نص قرآن فاسق هستند.@این آن موقع پدرش برایش موتور تریل خریده، ویدئو خریده عاشقانه برداشته آورده جبهه، به درد جبهه میخورد، به درد دین خدا میخورد، این آن حظ است، شما هر چقدر این حظ را بالا ببرید، چقدر امام قشنگ میگوید «البِشرِ الْعَاجِلِ» شادی، بشارت، لذت دنیایی، خوشی دنیا، لذتهایی است که شخص در دنیا از عبادت و خلوت با خدا میبرد، حیف نیست آدم خودش را از این لذات محروم بکند.@هر چقدر اینها بیشتر میشود مقاومت انسان در مقابل کششهای چهارگانه بیشتر میشود، بعد وقتی مقاومت بیشتر میشود سوار عقلش میشود، عقلش در کنترلش هست در کنترل فوق عقل میشود، عقل اسیر بخشهای پایین، چون عقل این وسط است، عقل یک موجود خنثی است که یا میتواند در خدمت فوق عقل و خدا قرار بگیرد، یا در استخدام بخش حیوانی قرار بگیرد.@الان اکثر دانشمندان دنیا دانششان، تخصصشان در استخدام بخشهای پایینی است، درس خوانده، دکتر هست، مهندس هست، اما دکتری و مهندسی و دانشمندی او در استخدامی بخشهای زیرین است، نه در بخشهای برین.@از تخصصش برای اوج و پرواز استفاده نمیکند، برای فرو رفتن در گرداب دنیا است، «الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ، قَدْ غَرِقَ فِيهِ الاَكثَرون» یک دریای عمیقی است که اکثراً در آن غرق شدند، اینکه یک کسی این چهار تا را پای خدا بریزد عشق میخواهد، چطوری میتواند؟ باید این قوی بشود.@حالا سجده لذتهایاینطوری خیلی میآورد، بخش فوق عقلانی را خیلی قوی میکند، بخش فوق عقلانی که قوی میشود بخش فوق عقلانی که قوی میشود آدم همه چیز را دوست دارد صرف آن بخشها بکند، لذت اینطوری است.@خدا رحمت کند شیخ عباس را، شیخ عباس قمی(رحمت الله تعالی علیه) خیلی مرد بزرگی بوده صاحب مفاتیح، میگوید من طلبه که بودم جوان بودم، چند وقت یکبار خانه میآمدم، مادرم هم چون من چند وقت یکبار خانه میآمدم عزیز هم بودم، میگفت حالا بچه ام خانه آمده من یک غذای خوشمزهای دوست داشتم یک غذای خاصی بود مادرم همیشه برای من آن را درست میکرد، خیلی هم به من مزه میداد.@میگفت یکبار آمدم خانه و مشغول نماز شدم، اینقدر این نماز به من مزه داد که من دیگر آن غذا و بوی غذا و لذت غذا از یادم رفت، اینها من را صدا میکردند که ناهار حاضر است غذا سرد شد، دوست نداشتم کنده بشوم از رویاین سجاده، گفت بالاخره به حرمت پدر و مادر بلند شدیم رفتیم آنجا، گفتاین غذا را در دهانم گذاشتم این غذا مزه کاه میداد، همه مزه این غذا رفته بود، آن لذت آنقدر زیاد بوده که هیچ چیزی برایم لذت نداشت، چقدر خوب است انسان اینطوری باشد.@یک جاهایی که انسان در کمندها گیر میکند «ذِكْرُ اللهِ مَطْرَدَةُ الشَّيْطَانِ» ذکر خدا اینقدر شیرین است، اینقدر لذت دارد، اینقدر جذابیت دارد که شیطان را از قلب انسان طرد میکند، آنجاهایی که ما ذکر میگوییم، و شیطان نمیرود، ذکر نیست، شیرین نیست.@پس خوشی دنیا دارد و راحتی آخرت دارد این سجده حقیقی، آسایش ابدیت دارد، ما چه میدانیم آسایش ابدیت یک چیزی میشنویم، آسایش ابدیت ما نمیدانیم یعنی چی، آسایش ابدیت کسی میداند که روز قیامت به او بگویند باید از داخل جهنم رد بشوی بروی تا به بهشت برسی ببیند جهنم از کجا باید برود، ببیند جهنم چه خبر است، بعد بفهمد که پا گذاشتن در بهشت یعنی چی.@ما میگوییم حالا آسایش آخرتی داریم، یک کسی هول و ولای قبر و قیامت و دردسرهای آنجا را باید دیده باشد، تا بعد بفهمد آسایش یعنی چی، در امان بدن یعنی چی، فرمود زمین قیامت یک پارچه آتش است، یعنی میسوزاند هر کس آنجا بایستد مگر کسانی که برای خودشان خنکی آورده باشند آسایش یعنی این.@این کلمه باید روی آن کار بشود «وَ رَاحَةِ الْآجِلِ» راحت آخرت یعنی چی؟ بعد میفرماید که «وَ لَا بَعُدَ عَنِ اللهِ تَعَالَى أَبَداً مَنْ أَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِي السُّجُودِ» یک فرمول هفته قبل دادیم که در اردو هم روی آن کار کردیم «فَضیلَةُ السَادَة حُسنُ العِبادَة» برتری بزرگان به کیفیت عبادتشان هست، به خوب عبادت کردن است، هر کس به هر جا رسیده از کیفیت عبادت رسیده است.@یعنی الان میگویی من با زن و بچه ام مشکل دارم، با خانمم مشکل دارم، با فرزندم مشکل دارم، با خانواده همسرم مشکل دارم، در محیط اجتماعی مشکل دارم، اعصابم خورد است، فلان کس سرم کلاه گذاشته، همه برمیگردد به کیفیت عبادت، گول شیطان را میخورم، حمله راست دارم، حمله چپ دارم، حمله جلو دارم، حمله عقب دارم، دلم پر از کینه است، حسادت دارم، زودرنجی دارم، حساسیت دارم، چشم و هم چشمی دارم، کیفیت عبادت مهم است.@اگر یک کسی این مشکلات را دارد روی سجاده تمامش حل میشود، در حرم تمامش حل میشود، ذکر تمام اینها را حل میکند، «ذِكْرُ اللهِ دَوَاءُ أَعْلَالِ النُّفُوسِ» یاد خدا داروی بیماری نفس ما است، اگر ذکر باشد.@پس مدام نگو من الان دلم غوغا است، زودرنجم، حساسم، اعصابم خورد است، غمگین هستم، اعتماد به نفس ندارم، هر جا میروم هُل میشوم، نمیتوانم کارهایم را انجام بدهم، حافظه ام خوب کار نمیکند، بحثهایم یادم میرود، درسم یادم میرود، در فلان جا ضعیف هستم، هر چه هستی تمام بیماریها روی سجاده خوب میشود.@اگر کسی کیفیت عبادت داشته باشد، باب خیر و اسماء الهی به رویش باز میشود، حتی مشکل اقتصادی هم داشته باشی با کیفیت عبادت حل میشود، میگوید وضع مالیم خراب است، اقتصادم خراب است، کار و کاسبیم نمیچرخد، روی سجاده بنشین.@این چهار تا ذکری که ما در برنامهها دادیم این چهار تا ذکر چهار تا اسم اعظم است اگر کسی عرضه داشته باشد از اینها استفاده بکند، خیلی این چهار تا کار میکند، چهار تا فرشته قدرتمند الهی هستند، اسکورتت هستند همیشه با تو هستند.@بعضیها بلد نیستند استفاده کنند، یا دستورالعملها را اجرا نمیکنند، میگویند ما شش ما انجام دادیم این را عوض کنید چهار تا دیگر به ما بدهید، تو اصلاً از این لذت نبردی، از این استفاده نکردی، با این پرواز نکردی، اوجی نگرفتی، این از بین هزار تا اسم انتخاب شده به تو داده شده، از این استفاده کن، ما هم همینها را میگوییم، حالا ما یک ذره بیشتر میگوییم، مثلاً به شما گفتیم چهار تا خودمان 30 تا میگوییم، ولی همین است، اینها برای ما کار میکند.@این فرمول یادمان نرود «فَضیلَةُ السَادَة حُسنُ العِبادَة» فضیلت بزرگان به کیفیت عبادت است، هر کس بزرگی میخواهد چون شما در زیارت امین الله میخوانید «اِجعَلنی مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ» خدایا من را در زمین و آسمانت محبوب کن.@اگر کسی میخواهد در آسمان به رویش باز بشود، در آسمان عزت و محبوبیت پیدا بکند، آسمان برایش عزیز و محبوب باشد، باید به عشق آسمان بنشیند، میخواهی در بزن باز کنند، ولی ما اصلاً تمنایی نداریم که در آسمان به روی ما باز بشود، حالا باز شد، شد، نشد هم نشد، این چهار تا را بخوانیم و برویم.@خدا نکه به مسافرت هم بخوریم این چهار رکعت بشود دو رکعت دیگر خیلی خوب است، حضرت میگوید «وَ لَا بَعُدَ عَنِ اللهِ تَعَالَى أَبَداً مَنْ أَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِي السُّجُودِ» هرگز کسی از خدا دور نمیشود، کسی که تقربش در سجود به خدا را خوب به جا بیاورد، «مَنْ أَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِي السُّجُودِ» هرگز یک همچین آدمی از خدا دور نمیشود، ببینید سجده با آدم چکار میکند.@اگر امشب برسیم، نرسیم انشاءالله ماه آینده امیرالمؤمنین غوغا کرده در سجود چکار کرده که سجود یعنی چی، آن کیفیتش را وقتی برای ما توضیح میدهد که وقتی میخواهید به جا بیاورید چکار بکنید چقدر این سجود قدرتمند است.@هر کس در سجده خوب به خدا تقرب پیدا بکند از خدا هرگز دور نمیشود، به این باید دقت بکنیم، این را خرابش نکنیم، حواسمان باشد این سجدهها خوب انجام بشود، این هم تلقین و تمرین میخواهد، اینطور نیست که ما بگوییم امشب بتوانید انجام بدهید، یا من انجام بدهم، نه من هم که دارم اینها را به شما میگویم باید تمرین بکنیم.@ما یک موقع به یکی از اساتید از اولیاء خدا از افراد قهار در توحید بود گفتیم ما یک نماز خوب با حال بخواهیم بخوانیم چقدر کار میبرد؟ گفت 8 سال کار دارد خوب باید تمرین بکنید، یک هواپیما را یک کسی بخواهد بلند بکند چقدر کار دارد، یک سفینه فضایی بخواهد یک کسی بلند بکند، میخواهد در جوّ زمین برود.@شما میخواهی با نماز، با ذکر از طبیعت در بیایی وارد برزخ بشوی، به غیب برسی، کار میبرد، تمرین باید بکنی، وقت زنده میخواهد، عجله دارم، کار دارم، هُل هُلی نماز خواندن اینها همه بیادبی است، جسارت است، زشت است، گستاخی است، برای نماز ما همیشه عجله داریم، یک آدمی که گستاخ است، بیادب است، نمازش هم هیچی نیست.@امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درباره بحث غم، عوامل زداینده غم، یک جا داریم نماز تمام غمها را برطرف میکند، شما در مقدمه نماز نگاه کنید یک جمله دارید دیوانهکننده است، ما اصلاً به آن توجه نکردیم، 50 سال هم آن را میخوانیم (حی علی الفلاح) بدو بیا خوشبخت شو.@امیرالمؤمنین میفرماید که فلاح یعنی «سُرُورُ الدُّنیا وَ الآخَرَة» بدو بیا شادی دنیا و آخرت منتظر تو است، نماز اینطوری است، شکمها وقتی به آنها میگویند سفره را انداختند چقدر خوشحال میشوند بخصوص اگر گرسنهشان باشد، الان روزه گرفته 17 ـ 18 ساعت بعد سفره را انداختند چقدر این شنگول است، چون بیغذایی کشیده.@یک کسی از صبح سحر بلند شده نمازش را خوانده دیگر نماز نخوانده بیتاب است ظهر که شده، مثلاً در محل کار به آبدارچی میگوید یک ساعت گذشت یک چایی برایمان بیاور، (حی علی الفلاح) امیرالمؤمنین فرمود «سُرُورُ الدُّنیا وَ الآخَرَة» در بحث غم مفصل گفتم یعنی چی، نماز شادی دنیا و آخرت است.@یکی از حسرتهای بزرگ ما در روز قیامت این هست که میفهمیم نماز چه بوده و ما اصلاً نماز نخواندیم، اگر کسی دو رکعت نماز گیرش بیاید خیلی خوب است، اینها نعمت است، آدم باید مدام زار بزند، گریه بکند، التماس اهل بیت را بکند، التماس امامزادهها را بکند.@رفته کربلا میگوییم رفتی کربلا چی، میگوید قبولی کنکور خواستم، زن خواستم، شوهر خواستم، مشکل مالی خواستم، شفا خواستم، برو امام حسین به امام حسین بگو این چه چیزی در وجود تو شده، این عشق چه بوده اصحابتان اینطوری شدند.@هیچ کدامتان نه ضربه شمشیر فهمیدید، نه درد شمشیر فهمیدید، بعد هر چه هم بلا زیادتر میشد خوشحالتر میشد، خدا چه چیزی در کام شما ریخته بود، یک ذره از آن در کام ما بریز امام حسین، انشاءالله اربعین رفتید بروید به امام حسین این را بگویید یک ذره از این توحیدتان به ما بده.@گریه کنیم، بیفتیم به دست و پای اباالفضل (علیه السّلام)، سامرا برویم، کربلا برویم، کاظمین برویم، اینها همه پدران و بزرگان ما هستند، به این ضریح بچسبیم، بیفتیم یک ذره گریه کنیم، التماس کنیم، بگوییم آقا یک ذره به ما ذکر بدهید، یک ذره به ما حال بدهید، یک ذره به ما نماز بدهید، یک وضو به ما بدهید.@این وضو چه خبر است «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ تَمَامَ الْوُضُوءِ» خدایا من از تو میخواهم بتوانم یک وضو بگیریم، وضو خیلی مهم است، این وضوهایی که ما میگیریم جا در جا کثیف میشویم، این حرمها میرویم التماس بکنیم خدایا یک نمازی، یک ذکری، یک سجدهای، یک رکوعی به ما بده، ما فقیر هستیم، ما هیچ کس را نداریم.@آدمی که خودش را میشناسد خودش را به ذلت باید آنجا ببرد، خدایا ما دستمان خالی است، خدایا تواینها را به آدم حسابیها دادی، قاقا به من نده، من قاقا نمیخواهم، طرف میگوید من چون شوهر گیرم نیامده اصلاً خدا را قبول ندارم، چون زن گیرم نیامده با عدالت خدا، با بخش جنسیش دارد رفتار میکند، شوهر گیرش نیامده، پول گیرش آمده یا نیامده، شکمش سیر است یا سیر نیست، با خدا اینطوری است.@وقتی میگوید «فَضیلَةُ السَادَة حُسنُ العِبادَة» یعنی آدم حسابیها، ویژهها، خاصها، دوستها را خدا به آنها عشق، ارتباطات قشنگ داده، آدم برود به خدا التماس بکند، وقتی اشکت آمد، وقتی دلت شکست، قسم بده، بگو ای امام حسین به حق همه این عزادارانت، به حق همه این کسانی که آمدند راهپیمایی کردند، تو را قسم میدهیم، بالاخره اینها بچههای تو هستند به ما رحم کن.@طرف مشکل مالی دارد پناه میبرد به امام حسین، یا از خود امام حسین میخواهد، یا میگوید میروم کنار حرم امام حسین میایستم زائران امام حسین میآیند یک رحمی به من میکنند، یک پولی به ما میدهند، این هم به برکت امام حسین گیر ما میآید، جلوی مسجد برویم یک پولی بگیریم.@ما حرم میرویم چه چیزی میگیریم، ما امام رضا میرویم چه چیزی میگیریم، شما نگاه کنید دعای عالیة المضامین که من تأکید کردم در هر حرمی از حرم ائمه بخوانید میگوید خدایا من نماز را با حضور میخواهم با کیفیت میخواهم.@اول عالیة المضامین شما نگاه کنید، «کَما فَرَضتَ» آنطوری که تو واجب کردی من آنطوری میخواهم، این خواستن است، این حاجت است، از خدا بخواه، بیفت به دست و پای امام زمان، بیفت به دست و پای امام حسین، بیفت به دست و پای مادرت حضرت زهرا، خیلی مهربان است، بگو مادر ما بچه تو هستیم، غذا میخواهیم، غذا نخوریم میمیریم، تو که مادر ما هستی، ما را تغذیه کن، به ما غذا بده.@ما غذایمان ذکر است، ما غذایمان یاد است، ما غذایمان نماز است، ما غذایمان زیارت است، اینها غذای ما است، ما آدم هستیم، ما بچه تو هستیم، ما قرار است به تو برسیم، اینها ثروت است، اینها دارایی است، اینها شرافت است، اینها عزت است، اینها مقام است، اینها را برویم درخواست بکنیم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@