جلسه 002 - جایگاه سجده در سلوک انسانی
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
6
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - جایگاه سجده در سلوک انسانی

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه ‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی WWW.montazer.ir.@

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

بحثمان دربارۀ سجده و سجود بود، فعلاً آنچه که الان شروع کردیم در رابطه با هیئت ظاهری و شکل سجود و مسائل ظاهریش هست که امشب هم همین را انجام می‌دهیم، احیاء بعد اگر توفیقی بود در رابطه با باطن سجده و اینکه سجده معنایش چیست، و تفسیرش چیست ان‌شاءالله توضیح خواهیم داد.@یکی از مسائل مهم در سجده که خیلی خیلی مهم هست ولی خیلی چیز گیر آدم می‌آید، اینکه انسان همت و شجاعت طول دادن سجده را داشته باشد، یعنی زود سرش را از روی پای خدا بلند نکند، وقتی سجده می‌رود، خودش را عادت بدهد، تمرین بکنیم که سجده‌‌هایمان را طولانی بکنیم.@حالا یک موقع هست انسان نماز جماعت می‌خواند تابع جماعت است، یا امام است که باید اضعف الناس را در نظر بگیرد، یک چیز عرفی دارد، آن مشخص است که در جاهای عمومی این اتفاق نمی‌افتد، ولی در نمازهای فردی که داریم خودمان می‌خوانیم تمرین بکنیم که سجده‌هایمان را طولانی بکنیم، حوصله داشته باشیم، ذکر سجده، صلواتش، دعاهایی که می‌خواهیم بکنیم، با حوصله و با آرامش ذکر سجده را به جا بیاوریم حالت سجده طولانی بشود.@این بسیار در سبکی شخص، نورانیت شخص، و قدرت شخص مؤثر است، تندتند سجده را به جا نیاوریم، طمأنینه داشته باشیم، آرامش داشته باشیم، خیلی مهم است، من خواهش می‌کنم این را خیلی دقت بکنید، و طول دادن سجده را تمرین بکنید، و بخصوص در نمازهای مستحبی.@در نمازهای واجب می‌گویند سجده را خیلی طول ندهید، چون ممکن است در جمعی باشد، انسان آلوده به ریاکاری و چیزهای دیگر بشود، چون دارند شما را می‌بینند سجده‌هایتان عادی باشد، ولی وقتی کسی با شما نیست در خلوت هستید، آنجا مستحب هست سجده طولانی بشود، سجده را طولانی بکنید، چه در نمازهای مستحبی، و چه در نمازهای واجب طولانی بکنیم آنجاهایی که خلوت هست.@«أَطِيلُوا السُّجُودَ فَمَا مِنْ‏ عَمَلٍ‏ أَشَدَّ عَلَى إِبْلِيسَ مِنْ أَنْ يَرَى ابْنَ آدَمَ سَاجِداً لِأَنَّهُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَعَصَى» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود سجده‌تان را طولانی بکنید، «فَمَا مِنْ‏ عَمَلٍ‏ أَشَدَّ عَلَى إِبْلِيسَ» هیچ عملی برای ابلیس سخت‌تر و شدیدتر از این نیست که ببیند یک کسی سجده دارد، «أَنْ يَرَى ابْنَ آدَمَ سَاجِداً» چرا؟ «لِأَنَّهُ أُمِرَ بِالسُّجُودِ فَعَصَى» خودش امر به سجده شد و عصیان کرد و سجده نکرد.@لذا یکی از چیزهایی که شیطان را یاد آن تخلفش، سقوطش، حقارتش می‌اندازد سجده بنی آدم هست، ما شیطان خیلی بلا سرمان آورده، یعنی چه کسی می‌تواند بگوید من تا به حال فریب شیطان را نخوردم، در زندگی ما شیطان صبح تا شب حمله جلو دارد، حمله عقب دارد، حمله راست دارد، حمله چپ دارد، یکسره دارد به ما ضربه می‌زند، ناامیدی‌ها، ترس‌های آینده، خاطرات گذشته که زندگی ما را تلخ می‌کند، کدورت‌ها، شکست‌ها، حتی گناهانمان را هم به رخ ما می‌کشد تا ما را تحقیر بکند.@یک موقع هست انسان گناهش یادش می‌افتد با خدا آشتی می‌کند، می‌گوید خدایا بله من گناهانی داشتم آشتی می‌کنم، ولی یک موقع هست شیطان گناهان را به رخ آدم می‌کشد تا آدم را بی‌آبرو بکند، تحقیر بکند که انسان شجاعت آشتی کردن با خدا، رغبت توبه را از دست بدهد، همیشه خودش را بدبخت و بیچاره و گرفتار و یک طوری می‌بیند که انگار نه انگار این می‌‌تواند گذشته را جبران بکند و پاک بشود.@قرآن می‌فرماید شما 40 سال گناه هم که داشته باشید تمام آن را می‌توانید به ثواب تبدیل بکنید، لطف خداست، 40 سال آلودگی، گناه، فحشا انسان داشته باشد می‌تواند، این شیطان به ما دائماً ضربه می‌زند، اضطراب ایجاد می‌کند، ترس ایجاد می‌کند، کدورت ایجاد می‌‌کند، کینه ایجاد می‌کند، با گذشته ما مدام کار دارد، ذهنمان را در گذشته نگه می‌دارد، سرعتمان کم می‌شود، گاهی وقتها انسان از سعادت می‌ماند، گاهی وقتها به بهشت نمی‌رسد از بس در گذشته است.@یعنی گذشته را خراب می‌کند، به یاد ما می‌آورد تا هم حالمان را نابود بکند هم آینده‌مان را، هر کدام از شما ببینید تا به حال چقدر ذهنتان مشغول گذشته بوده، چقدر شیطان به ما خیانت کرده، چقدر ظلم کرده، یک کسی که اینطوری هست، قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» شیطان دشمن شماست، شما هم شیطان را دشمن بگیرید.@یعنی شما هم به او ضربه بزنید، شما هم با او بجنگید، شما هم به او سیلی بزنید، شما هم او را تحقیر بکنید، با عملکرد و افکارتان، شیطان را تحقیر بکنید، او دارد شما را تحقیر می‌کند، دارد اذیت می‌کند، شما هم او را تحقیر بکنید او را دشمن بگیرید.@یکی از روش‌های دشمن گرفتن این هست که حالش را خیلی می‌گیرد، بالاخره در طول روز کلی به ما ضربه زده چهار تا هم تو بزن، آدم نباید بایستد بخورد، مثل آدمهای ذلیل و بدبخت و ضعیف، یکی از چیزهایی که ما می‌توانیم از دشمنانمان انتقام بگیریم و حیطه نفوذ او را در وجود خودمان کم بکنیم، و حتی او را مسخره بکنیم همین هست که سجده را طول بدهیم.@گناه برای ما کرده، ما را آلوده کرده، بگو کردی که کردی، الان می‌نشینم سجده می‌کنم، یک سجده طولانی تمامش می‌ریزد، دوندگی کردی، نفس نفس زدی که من را آلوده بکنی، به درگاه خدا می‌روم تمامش را پاک می‌کنم، ببین چقدر می‌سوزد، چقدر حرص می‌خورد، چقدر اعصابش خورد می‌شود.@یک کسی که می‌تواند شیطان را اعصابش را خورد بکند، او را ضعیف بکند، به او مشت بزند، او را گیج بکند، به او ضربه بزند، باید این کار را بکند، چون حیطه نفوذ شیطان را کم می‌کند، این از باب «فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» طول سجده خیلی مهم است، سجده را انسان طولانی بکند.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید: «إِنَ‏ الْعَبْدَ إِذَا أَطَالَ‏ السُّجُودَ حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَحَدٌ قَالَ الشَّيْطَانُ وَا وَيْلَاهْ أَطَاعُوا وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدُوا وَ أَبَيْتُ» وقتی که بنده آنجایی که کسی او را نمی‌بیند، در جمع نه، آنجایی که هیچ کس تو را نمی‌بیند، حتی زن و بچه و خانواده‌ات، یا اینقدر شلوغ است که کسی به تو توجه نمی‌کند، یک جایی هست خیلی شلوغ است که انسان گم است، مثل حرم، زیارتگاهها، کعبه، که اصلاً کسی به کسی نیست، کسی تو را نمی‌بیند، یک موقع هست یک جایی هست خلوت است هیچ کس انسان را نمی‌بیند.@یک جایی که بالاخره شائبه و لرزش دل برای ریاکاری و خودنمایی وجود ندارد، می‌فرماید: «إِنَ‏ الْعَبْدَ إِذَا أَطَالَ‏ السُّجُودَ» موقعی که عبد سجده را طول می‌‌دهد، «حَيْثُ لَا يَرَاهُ» آنجایی که کسی او را نمی‌بیند «قَالَ الشَّيْطَانُ» شیطان می‌گوید «وَا وَيْلَاهْ» واویلاه را یک نفر موقعی که مصیبتی وارد بشود به کار می‌‌برد، شیطان را تو مصیبت‌زده‌اش می‌کنی.@«وَا وَيْلَاهْ أَطَاعُوا وَ عَصَيْتُ» مردم همه اطاعت خدا را دارند می‌کنند من معصیت کردم، «وَ سَجَدُوا وَ أَبَيْتُ» اینها سجده کردند و من اِبا کردم، این خیلی شیطان را عصبانی می‌کند، چون یکی از چیزهایی که شیطان را خیلی عصبانی می‌کند و ناراحت می‌‌شود آن حقارت رانده شدنش هست.@شما نگاه کنید شیطان شخص حقیقی است، شش هزار سال زحمت کشیده، علی (علیه السّلام) در نهج‌البلاغه می‌فرماید معلوم نیست شش هزار سال دنیایی است یا آخرتی، شش هزار سال عبادت، سجده، ذکر، کار کرده تا رسیده به مقام فرشته‌ها، بین فرشته‌ها خیلی بزرگ بوده.@حالا یک دفعه این شش هزار سالش باعث عُجب و خودبینش شده که به یک همچین جایی رسیده، حالا خدا می‌گوید به آدم سجده کن، می‌گوید نمی‌کنم، من به این سجده کنم تازه‌وارد، حسادت و تکبر با آدم اینطوری می‌کند، حسادت و تکبر مادر بسیاری از گناهان است.@سجده نمی‌کند خدا می‌‌گوید «فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ» برو بیرون، (رجیم) یعنی رجم، یعنی با حقارت و تحقیر بیرون برو، خیلی برایش اُفت دارد، طرف یک شرکت کار می‌‌کند، سه ماه، یک جا دو سال مدیر است، به او می‌گویند برو برایش خیلی سخت است.@بعضی‌ها تا مرز خودکشی می‌روند، می‌گوید این موقعیت از من گرفته شده، از این دفتر بگویند برو در آن دفتر بنشین برایش سخت است، احساس حقارت و توهین می‌کند، من یک طبقه پایین‌تر بروم، من یک طبقه بالاتر بروم، در شأن من نیست، اینطوری است چقدر به او برمی‌خورد.@شش هزار سال شوخی نیست، شش هزار سال عبادت کرده، در بین فرشته‌ها جایی برای خودش پیدا کرده، یک تقربی پیدا کرده، می‌گوید شیطان وقتی ببیند که بنی آدم دارد سجده می‌کند حالش خیلی بد می‌شود، واویلاه، اینها اطاعت کردند من نکردم، اینها سجده کردند من اِبا کردم.@آفت تکبر و حسادت یک آفتی هست که هر جا باشد شما هر چقدر زحمت بکشی هدر می‌رود لذا قرآن می‌گوید: «أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ‏» این اول شش هزار سال و کل شش هزار سال کافر بود وقتی داشت عبادت می‌کرد.@همان شش هزار سالش هم با خودش کفر داشت، کفر نهفته بود، چون ظهور نداده بود خدا با او کاری نداشت، کفر درونی داشت اما ظهور نداده بود، خدا هم با او کاری نداشت، تکبر را داشت، آن حس حسادت و خودشیفتگی را داشت، خودشیفتگی منشأ کفر است، خودخواهی، خودپسندی، خوددیدن، این همان کفر را داشت.@چرا خودشیفتگی کفر است؟ خودپسندی منشأ کفر است؟ کفر یعنی چی؟ پوشاندن، چه چیزی را می‌پوشاند؟ خودپسندی، پرده روی چه چیزی می‌اندازد؟ روی حقیقت خودت و روی خدا می‌اندازد، هم خدا را از تو می‌پوشاند و هم خود حقیقی‌ات را از تو می‌پوشاند.@وقتی انسان خودشیفته شد باطن که عین فقر و ذلت است، این را می‌پوشاند، فکر می‌کند برای خودش کسی است، مدام من من دارد، شوهر است دائماً زنش را اذیت می‌کند، نق و غر می‌زند، می‌خواهد یکسره دیده بشود، من در خانه همه کاره هستم، زن است می‌خواهد زن‌سالاری راه بیندازد، این خطرناک است، بچه است می‌خواهد فرزندسالاری راه بیندازد سوار پدر و مادر بشود.@محیط کار است طرف من من دارد، یکسره من دارد و اُرد دارد و دستور دارد منش خیلی بزرگ است، مسجد است در هیئت امنای هیئت است، منش کار دست او می‌دهد، این من وقتی که دیده می‌شود، خود حقیقی‌ات را می‌پوشاند، و خدا را هم می‌پوشاند یعنی تو دیگر خدا را نمی‌بینی تا وقتی خودت را می‌بینی.@برای همین هم وقتی به او می‌گویند فلان دستور را اجرا کن خدا گفته، می‌گوید برو بابا خدا چیه، من تازه از خدا کلی هم طلب دارم، خدا کیست، نمی‌کند، پررو و بی‌حیا است، جسور است، خودشیفتگی برای انسان گستاخی می‌آورد.@شیطان برای همین گستاخ شد، خدا به او گفت سجده بکن، گفت سجده نمی‌کنم، خیلی حرف است خدا دستور بدهد سجده کن، بگوید سجده نمی‌کنم، روی چه تکیه‌ای، روی چه حسابی، تو چه چیزی از خودت داری؟ هیچی، آن من باطن خودش، آن من توهمی خودش را دیده حالا جلوی خدا می‌ایستد می‌گوید من سجده نمی‌کنم.@امام صادق (علیه السّلام) می‌فرماید شما وقتی که سجده‌تان را طولانی می‌کنید شیطان واویلاه می‌کشد، به هر حال ما که خیلی از شیطان سیلی خوردیم، یک عمری را سوار ما بوده، اذیتمان کرده، شب تا صبح، صبح تا شب، در خواب اذیت می‌کند، در بیداری اذیت می‌کند، وسوسه می‌کند، تحریک می‌کند، به کارهای ما گند می‌زند، شما بیایید او را اذیت کن، یک شجاعتی داشته باش، از خودت یک منی نشان بده، این سجده‌های طولانی خیلی می‌تواند به انسان کمک بکند و کارهای شیطان را نابود بکند.@این روایت که می‌خواهم عرض بکنم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست امام صادق می‌‌فرماید در مورد پیغمبر «إِنَ‏ قَوْماً أَتَوْا رَسُولَ اللهِ (ص) فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللهِ اضْمَنْ لَنَا عَلَى رَبِّكَ الْجَنَّةَ قَالَ عَلَى أَنْ تُعِينُونِي بِطُولِ السُّجُودِ» چقدر پیغمبر وسعت نفس، وسعت روح این چقدر است.@آمدند خدمت پیغمبر، پیغمبر اصلاً نه ندارد، منفی ندارد به کسی بگوید، یک قومی آمدند یا رسول الله پیش خدا بهشت را برای ما تضمین کن، رسول خدا می‌گوید باشد شما من را کمک بکنید «عَلَى أَنْ تُعِينُونِي» به من کمک بکنید، با طول سجده، من تضمین می‌کنم ولی شما باید به من کمک بکنید برای این تضمین سجده‌هایتان را طولانی بکنید.@سجده شکر داری طولانی بکن، سجده نماز داری طولانی کن، سجده طولانی انسان به جا بیاورد، می‌خواهید من بهشت را برای شما تضمین بکنم سجده‌هایتان را طولانی بکنید، چقدر لذت‌بخش است که خدا انسان را در این حالت ببیند، هم خود انسان لذت می‌برد، و هم خدا خشنود هست که بنده‌اش را در این حالت می‌بیند، یک هم‌آغوشی، فوق‌العاده زیبا، جذاب، دوست‌داشتنی، پر لذت بین انسان و خدا سجده است.@روایت بعدی هم باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست، در این روایت یک مژده بالاتر داده، آنجا گفتند که برای ما بهشت را ضمانت کن، پیامبر فرمود شما سجده را طولانی بکنید این اتفاق می‌افتد، اینجا خود پیغمبر یک پیشنهاد خیلی جذاب می‌دهد.@می‌گوید «إِذَا أَرَدْتَ‏ أَنْ‏ يَحْشُرَكَ‏ اللهُ مَعِي» اگر دوست داری خدا تو را با من محشور کند، از قبر در بیایی با رسول الله محشور بشوی، لذت و آرامش و مقامی از این بالاتر هست، انسان با پیغمبر محشور بشود، کنار رسول خدا محشور بشود، کنار اهل بیت محشور بشود.@اگر می‌خواهی خدا تو را با من محشور بکند «فَأَطِلِ السُّجُودَ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» سجده را طول بده، در مقابل خدای واحد قهّار؛ آنهایی در اردو بودند یا مباحث اسماءالله را گذراندند بهتر این را می‌دانند که «اللهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» یعنی چی، یعنی انسان باید به یک معرفت درستی از وحدانیت خداوند، احدیت، و وحدانیت خدا، و قهاریت خدا برسد.@اگر آن که باعث می‌شود انسان به سجده بیفتد، درک درست خداست، معرفت الله است، هر چقدر معرفت الله بیشتر می‌شود، عشق به سجده، تمایل به سجده ذاتی‌‌تر می‌شود، درونی‌تر می‌شود، وجودی‌تر می‌شود، دیگر با تصور و با زور گفتن به خودمان و حالا خودمان را به سجده وادار کنیم نیست، بلکه این وجودش به سجده علاقه پیدا می‌کند.@این وقتی هم سر پا است دارد راه می‌رود در ماشین هم که نشسته است در سجده است، یعنی این وجود ساجد می‌شود، روح ساجد می‌شود، این خیلی مهم است، چطوری می‌توانیم این کار را بکنیم؟ درک درست از خدا، معرفت الله، در اسماء الله مفصل گفتیم، به معرفت خدا، اینکه وحدانیت چیست، ما 112 جلسه اسماء الله را گفتیم چهار تا اسم را فقط کار کردیم، هو، الله، احد، واحد.@بفهمیم که احدیت یعنی چی، وحدانیت الهی یعنی چی، قهاریت خدا یعنی چی، «اللهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ» یعنی چی، این وحدت قهاریه یعنی چی، روی این کار بکنیم، عزیزانی که اردو بودند، و هم دوره اسماءالله گذراند با هم اینها را کار کردیم، عزیزانی هم که نبودند برنامه بگیرند، یا مباحث اسماءالله را شروع بکنند، یا مباحثی که در اردوی توحید داشتیم که یواش یواش این درک و این شناخت اگر به قلب ما وارد بشود سجده‌ها خیلی خوب می‌شود سجده‌هایمان سجده زیبایی خواهد شد.@آخرین روایت هم بگویم از امام صادق (علیه السّلام) هست «كانَ عليُّ بنُ الحسينِ إِذا سَجَدَ لم يَرفَعْ رَأسَهُ حتّى يَرفَضَّ عَرَقاً» اصلاً چرا به امام سجاد، سجاد می‌گویند؟ چرا نگفتند رُکَع، خیلی رکوع‌کننده است، قائم نگفتند، خیلی قیام‌کننده است، چرا کلمه سجاد را در مورد امام سجاد به کار بردند، این داستان قشنگی دارد خیلی زیباست حکمت این که چرا سجده بود امام باقر هم فرزندشان توضیح می‌دهد که چرا به پدر من سجاد می‌گفتند.@امام صادق یعنی نوه امام سجاد، می‌فرماید «كانَ عليُّ بنُ الحسينِ إِذا سَجَدَ لم يَرفَعْ رَأسَهُ حتّى يَرفَضَّ عَرَقاً» امام سجاد وقتی به سجده می‌رفت، برای ما یک ملاک است، خیلی هم خوب است، سجده چقدر باشد، حالا سجده نمازی نه، سجده کردن یعنی اینکه تو برای هر چیزی یک سجده شکر می‌خواهی به جا بیاوری.@یا در خانه هستی فقط می‌خواهی یک سجده بکنی، نه می‌خواهی رکوع بروی، نه می‌خواهی قنوت بخوانی، در خانه ایستادی، تنها هستی، عشقت می‌کشد یک سجده بکنی، این سجده خیلی قشنگ است سجده‌های عاشقانه یعنی بغل کردن خدا.@مثل اینکه آدم یک عزیزی دارد دوست دارد با او تنها است برود او را بغل بکند، فرزندش هست، همسرش هست، پدرش هست، مادرش هست، برادرش هست، دوست دارد برود او را بغل بکند و او را ببوسد، سجده یعنی یک هوس انسانی، که من الان تنها هستم در اتاق کسی نیست من یک سجده بروم، این خیلی قشنگ می‌شود، چقدر زیباست آدم هوس سجده سراغش بیاید.@البته هر کسی هم این هوس سراغش نمی‌آید، ما خیلی از این نوع هوسها دور هستیم، ما در خلوتمان چه نوع هوس‌هایی داریم، تنها هستیم چه نوع هوس می‌کنیم، برویم تلفنم را نگاه بکنم، بروم چه بازی بکنم، بروم روزنامه بخوانم، الان خلوت است بروم تلویزیون نگاه کنم، خلوت است بروم چهار تا زنگ بزنم، خلوت است بروم یک غذایی بخورم.@نه یک کسی خلوت می‌کند، بگوید الان خلوت شد کسی نیست ما سجده برویم، می‌گوید امام سجاد (علیه السّلام) اینگونه بود که وقتی سجده می‌‌کرد دیگر سرش را بلند نمی‌کرد تا عرق از سراسر بدنش سرازیر میشد.@ما تا حالا همچین سجده‌ای داشتیم، مثلاً رفتی نماز جمعه نشستیم در برق آفتاب حالا یک سجده چند ثانیه رفتیم عرق هم ریختیم مُهر خیس شده آن هم قشنگ است، ولی نه یک جایی بنشینی سجده بکنی این سجده تو را به عرق کردن بیندازد، بالاخره بار دارد، تکلف دارد به اعضای بدن، خستگیش را دارد، نگو حالا خسته شدم، حالا خسته شدی که شدی، حالت را بکن، تا آن اتفاق برای ما هم بیفتد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@